جلسه 031 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
8
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - شرح اسماءالله

بهدیه به محضر مقدس امام امت و همه ی شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی و دفاع مقدس و شهدای اسلام یک صد صلوات و یک صلوات بلند می فرستیم.

پروردگارا به حق محمد و آل محمد افضل تحیات و درود و صلوات خودت را به روح پرفتوح امام امت و شهدای انقلاب و دفاع مقدس و شهدای اسلام عاید و واصل بگردان و ما را مشمول ادعیه ی آنها قرار بده و ما را در دنیا و آخرت محشور با آنها بفرما.

اعوذ بالله من الشیطان رجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

بحث ما در موانع وجودی بود موانع برقراری روابط وجودی و دیدگاههای مختلفی که افراد دارند این مباحث بسیار مهم است که اگر این مباحثی که داریم به عنوان مقدمه می گوییم توجه نشود بقیه مباحثی که انشاءالله خواهیم داشت در طول زمانهایی که اسماءالله را درس می دهیم کمکی به ما نمی کند یعنی اصل بحثهایی که در مورد اسماء الله می گوییم و کار هایی که باید بکنیم و اگر همین مباحثی که الان داریم عرض می کنیم در روابط با عوامل ایجاد روابط وجودی و موانع برقراری روابط وجودی اگر به اینها کسی توجه نکند و جدی نباشد در آن مطمئناً بقیه مباحث که در طول زمان دریافت می کند اینها به ضررش تمام می شود و قساوت قلب می آورد و تاثیر زیادی نخواهد داشت.

لذا مباحث عمده که الان ما احتیاج داریم برای ظرفیت سازی برای جذب ارتباط با اسماءالله با اهل بیت علیهم السلام و با خداوند تبارک و تعالی همین مباحثی است که الان داریم عرض می کنیم و این مطلب را عزیزان خیلی جدی بگیرند در مورد عوامل مهمترین عامل که گفتیم کمک می کند به برقراری رابطه وجودی محبت است تنظیم نظام محبتی است و اگر کسی به این توجه نداشته باشد خیلی ممکن است زحمت بکشد مثل خیلی از افراد که 40 سال 50 سال 60 سال زحمت می کشند اما چون نظام محبتی آنها نظام محبتی درستی نیست زحمات 30 سال و 40 سال و عمر شان هدر می رود پس به عنوان عاملی که باید ایجادش کنیم در دل مان این است که ما باید روابط وجودی مان را تنظیم کنیم روابط محبتی مان را تنظیم کنیم و در این باره اصل این بود که قرآن می فرماید:

یا انسان خدا و رسولش و جهاد در راه آنها را وقتی کلمه جهاد را می گوییم یعنی به زحمت انداختن فداکاری کردن از خود گذشتن و از همه چیز گذشتن این آدمها دو جور هستند قسم سومی نداریم ما. این را خوب دقت کنید یا خدا و رسولش و جهاد و آمادگی برای فدا کردن قل ان کان اباءکم پدران و فرزندان و همسران و برادران و مادران و اموال و تجارت و مسکن این چیز هایی که داریم و هر چیزی که تعلق به جنبه ی حیوانی ما دارد جنبه ی زمینی ما اگر خدا و رسولش برای ما محبوبتر از اینها هستند و جهاد در راه خدا جهاد در راه خدا یعنی آمادگی برای فدا کردن جانت و همه چیز هایی را که اسم بردیم واقعاً در وجودت هست نسبت به خدا و نسبت به امام زمان در زمان غیبت.

الان می گوییم جهاد مثلاً جهاد دری از در های بهشت است. باب من ابواب الجنه فتح الله خاصه اولیاء بابی از بابهای بهشت است که به روی دوستان خاص خدا باز می شود.

باب جهاد همین الان به روی همه باز است این طور نیست که بگویید دفاع مقدس بود و تمام شد به مراتب دفاعها و جنگ و جهاد هایی با ارزش تر و خونین تر و خطرناکتر و سخت تر از دفاع مقدس الان جلوی ما باز است و هر کس همین الان اراده کند می تواند جزء مجاهدین باشد با بسیجی ها محشور شود با آنها درجه و بالاتر برود و از آنها همین الان اگر کسی بخواهد و اراده کند می تواند اهل جهاد باشد چه زن چه مرد هیچ فرقی ندارد کافی است انسان اراده کند و بفهمد که باب جهاد یعنی چی و آن وقت چطور یک مجاهد بماند و یک مجاهد بمیرد پس انسانها دو جورند یا خدا و رسولش و جهاد در راه خدا برایش محبوبتر از جان خودش است از پدرش و مادرش و همسرش و فرزندانش و اموال و تجارت و شغل و خانه اش هست یا نیست.

در صورت اول به این شخص می گویند مومن و انسان و در صورت دوم به او می گویند فاسق و حیوان هیچ قسم دیگر ندارد ما وسط نداریم همین یا این جوری هستیم یا نیستیم. هر کس باید تکلیف خودش را روشن کند یا من در نظام محبتی خودم خدا برایم اصل است رسول خدا اصل است جهاد اصل است یا نیست یا اینکه زندگی ام اصل است و در کنار این اگر بتوانم کاری برای دین و امام زمان بکنم یک زن خانه دار بگوید که وظیفه ی من این است که شوهر داری و بچه داری کنم و کار انجام بدهم و یک مرد بگوید من مثلاً بروم یک لقمه نان برای زن و بچه ام بیاورم و کار کنم و چه و چه حالا این وسط هم کاری توانستم برای خدا و امام زمان انجام می دهم این فایده ندارد اما اگر کسی روح جهاد را برخودش حاکم کرد بعد اولویت بندی کرد که باید چه کار بکند که مشخص می کنیم در جلسه ی قبل گفتیم که جهاد چه مراحلی دارد برای زن چطوری است برای مرد چطوری است این نکات را توضیح دادیم.

پس قبل از اینکه ما خودمان را سالهای سال معطل کنیم از کار و عبادت و حج رفتن و کربلا رفتن و قرآن خواندن و کلاس رفتن و مستحبات این طرف و آن طرف وقت گذراندن اول باید تکلیف یک چیز را مشخص کنیم چون آنها زمانی فایده دارد که این نکته برای خودمان مشخص بشود که من فاسق هستم یا مومن؟مومن تعریفش مشخص است طبق این آیه که گفتیم و فاسق هم مشخص است آیا من در نظام محبتی تعادل و یک قاعده و یک فرمول و یک جایگاه ثابتی دارم یا نه؟ این نظام محبتی را باید درستش کنیم این عامل اتحاد وجودی ما با خدا و اهل بیت و اسماءالله است پس تنظیم رابطه ی محبتی از هر مسئله ای برای ما مهمتر است مسئله ی دل و محبت مسئله ی دل دادگی و شوق و امید و نشاط و عشق این را باید مشخص کنیم اول تا تکلیف این دل مشخص نشود شما وقت تلف می کنید و هر کاری بکنید وقت تلف کردن است زحمتی است که هدر می رود.

و نتیجه نمی دهد اول تکلیف دل تان را مشخص کنید که چه کاری می خواهید بکنید این یک. دوم اینکه در بین موانع ما باید موانعی را بشناسیم که چه چیز هایی مانع هستند سر راه ما و در این برطرف کردن موانع هم باید جدی باشیم چون اگر بخواهیم با مانع حرکت کنیم خودمان را مسخره کردیم نعوذ بالله خدا را هم مسخر کردیم ببینیم مانع وجودی شدن ما چی است؟

چه چیزی روح ما و روحیه ی ما را خراب می کند در بخش حرام گفتیم مهمترین چیزی که می تواند انسان را از کار بیندازد گناه و حرام است هر چیزی خط قرمز دارد به هر چیزی که خط قرمز دارد وارد شوید یعنی وارد حریم شدید مال حرام خوردید افتادید در جهنم. اصلاً رابطه ی وجودی نمی توانیم داشته باشیم جهنم دور است از رحمت خدا، در جهنم دنبال ارتباط وجودی و خدا و اسماءالله و ارتباط با اسماءالله و حداقل دنبال اسماء جمالی خداوند نمی گردیم در آنجا نیست دنبال خوشبختی نمی گردیم در حرامها هم گفتیم که حرامهای مختلفی داریم در جلسه ی قبل کردیم انواع حرامها را و گفتیم حرامهای ظاهری داریم حرامهای باطنی داریم فحشاء ظاهری و فحشا باطنی داریم.

حرامهای حسی و خیالی و وهمی و عقلانی و فوق عقلانی داریم در بین حرامها آن چیزی که مقدم است و باید جلوتر از هر چیز دیگری انسان حواسش به آن باشد که اگر نباشد به انسان آسیب می زند و صدمه می رساند و انسان را برای حرامهای بعدی آماده می کند یعنی حرامهای خیالی و وهمی و عقلی و فوق عقلانی لقمه است بزرگان عرفان و بزرگان دین می گویند انسان تحت تاثیر دو عامل قرار دارد یکی نطفه و وراثت و محیطی که در آن هست که اگر بخواهد به آنها می شود غلبه کرد و دومی که می تواند انسان را خیلی به زمین بزند و در همه جا در راس قرار دارد لقمه ی حرام است برای همین فرمودند عبادت 10 جز است ببینید مسئله خیلی مهم است برویم و فکر کنیم و کار کنیم در این باره که چرا همه ی عبادتها را جمع کردند در 10 قسم و 9 قسم آن لقمه ی حلال است و کسب حلال است.

ما اصلاً به این اهمیت نمی دهیم و وقت مان را می گذاریم روی عبادات و هی خودمان را معطل می کنیم در واقع برای همین می بینیم که ما هر چی می رویم حرم هر چی می رویم کربلا و مشهد و حج و مشهد و حج و هر چی قرآن می خوانیم هر چه نماز می خوانیم آن اتفاقی که باید بیفتد نمی افتد این را ما باید دقت کنیم لقمه حرام است یعنی ممکن است لقمه از قسمتهای مختلف حرام بشود یک موقع است که انسان خمس نمی پردازد و سال خمسی ندارد کارگر یا کارمند است و برای خودش سال خمسی نگذاشته.

اصلاً توجه ندارد که خمسش را حساب کند سالانه و هر کس که می خواهد باشد زن یا مرد وقتی شاغل شد باید سال خمسی داشته باشد و محاسبه کند خمسش، زکاتش هم همین طور کشاورز، گاودار، دامدار باید اینها زکات برای خودشان مشخص کنند و سر سال زکات بدهند و یا جداگانه هم خمس به آنها تعلق بگیرد این یک نکته و دیگر اینکه یک وقت انسان کم کاری می کند وظیفه ای را که در یک اداره یا یک مجموعه به عهده ی او است را خوب انجام نمی دهد و سهل انگاری می کند تنبلی در کارش می کند و از کارش می زند و کم می کند این خیلی تاثیر خطرناکی دارد یا شغل آزاد دارد در کارش بی دقتی می کند.

مثلاً تعمیر کار است خوب کار را انجام نمی دهد مثلاً باید سیم پیچی محکم بکند نمی کند به جنس مردم و مال مردم صدمه می زند تعمیر کار اتومبیل است خیلی راحت یک جنس قلابی و دست دوم می اندازد این طور حرام خوری ها خیلی زیاد است که افراد در شغل خودشان تقلب و دروغ و خیلی بی دقتی بی صداقتی ها را دارند گران فروشی و کم فروشی و خیلی چیز های دیگر که اینها در لقمه ی انسان تاثیر دارد و باعث می شود که لقمه ی انسان حرام بشود و لقمه ی حرام هم آثار خیلی مخربی به دنبال دارد نطفه ی حرام از آن تشکیل می شود.

بعد می بینی بچه آن طوری که می خواهی نمی شود یا اینکه بچه با پدر و مادر راه نمی آید و هر کاری می کنی نمی شود در اصطلاح ما هم زیاد می گویند لقمه حرام است این بچه اینقدر مهم است که در عرف متدینین و فاسق ها همه می گویند نمک به حرام لقمه حرام خیلی مهم است برای حرام فلان کار را می کنند حرام کاری می کند که انسان امام معصوم را بکشد شما نگاه کنید اصحاب پیامبر هستند پیامبر را دیده اند ائمه را دیده اند نماز شب خوان هستند حج رفتند در لشکر عُمر شما نگاه کنید شهِر یک شخصیت اراذل و اوباش نبود معلم و استاد حدیث است شخص قاضی است بعضی از افراد 50 بار حج رفتند و شخصیتهای دیگر که همه ائمه را می شناسند امیرالمومنین را می شناسند اینها یک تعداد شان مثل شهر جزء سرباز های گردن کلفت امیرالمومنین بودند جانباز بودند.

در لشکر امیرالمومنین مجروح شدند ولی می بینید که نهایتاً راحت سر امام حسین را می برند راحت به اهل بیت جسارت می کنند به نوامیس حضرت جسارت می کنند راحت آدم می کشند راحت بچه های حضرت را سر می برند مهمترین عامل که نمی گذارد تاثیر بگذارد سخنان امام حسین چیست؟

حضرت زینب به امام حسین می گوید مگر اینها شما را نمی شناسند که شما پسر پیامبر پسر حضرت فاطمه زهرا و امام هستید مگر اینها نشنیده اندکه الحسن و الحسین سیده الشباب اهل الجنه. همه ی آنها می دانند پس چطوری است که عمر ایستاده و شعر می خواند و می گوید من با حسین مقابله کنم جهنم را دارم پس یقین دارد و می داند آدم می داند که این کاری که می کند خلاف و غلط و حرام است و نباید انجام بدهد خلاف وجدانش و خلاف عقلش و خلاف احکام دین است ولی می گوید من نمی توانم آن کاری را که دلم می خواهد باید انجام بدهم چطوری می شود که آدم به اینجا می رسد؟

نمی ترسد از خدا و حیا نمی کند از خدا؟ حضرت می فرماید شکمهای اینها از حرام پر شده لقمه ی حرام این کار ها را می کند با آدم و قساوت قلب می آورد اگر نماز هم بخوانی روزه هم بگیری حج هم بروی هر کاری بکنی و پیغمبر بشود استادت آنها هم پای درسهای پیامبر نشستند پای درسهای امیرالمومنین نشستند از پیغمبر موثرتر داریم ما؟ آیا گوینده ای از رسول الله موثر داریم؟ خدا نیافریده پس چطوری می شود که پیامبر خداست ولی آدم با او مخالفت می کند امیرالمومنین است با یقین با یقین و جهد بها انفسهم ظلما و جورا. با تعیین انسان جنایت می کند حضرت فرمود: لقمه ی حرام این لقمه اثر دارد برای همین به عزیزان عرض می کنم که مواظب شهوت عبادت شهوت کار های مقدس شهوت مسجد رفتن نماز خواندن قرآن خواندن حرم رفتن شهوت کربلا و مکه رفتن نیاید سراغ شان هیئت رفتن، هیئت بازی، بسیج بازی، نماز بازی...

روایت اول از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند: من الر لقمه من حرام لم تقبل الله صلواته اربعین لیله هر کس یک لقمه حرام بخورد از او تا 40 شب نمازی قبول نیست این قبول نیست یادتان باشد که بهانه ای برای نخواندن نباشد می گوید آقا ما شراب خوردیم تا چهل روز نماز ما قبول نیست پس ما نماز نمی خوانیم این کفر است ترک نماز کفر است ما نماز را باید بخوانیم چه قبول بشود چه قبول نشود آن یک واجبی است که انسان باید انجام بدهد.

حضرت می فرماید: که لم تقبل له صلواته اربعین لیله یعنی این نماز آثار ندارد این لقمه ی حرام مانع است این را که می گویم حدیث غیر قدسی است یعنی از خودم می گویم اینکه قبولی یعنی اثر یعنی این نماز قبول می شود یا نه اثر دارد کی قبول است؟ زمانی قبول است که خودت قبول کرده باشی می گویی خدایا قبول می کنی این عبادت مرا یا نه؟ خدا اولین سوالی که می کن این است که می گوید اگر خودت قبول می کنی من هم قبول می کنم خودت همین نمازی را که خواندی قبول داری می پذیری آن را این روزه که گرفتی و حج و عمره که رفتی خودت می پذیری اگر خودت می پذیری من هم می پذیرم این را خدا می گوید ما خیلی وقتها خودمان نمی پذیریم ولی به خدا می گوییم آن را بپذیرد اصلاً اثر ندارد واقعاً بی اثر است لم تقبل له صلواته اربعین لیله.

هیچ فایده ای ندارد لقمه ی حرام این قدر مانع است آقا این که چیز بعیدی هم نیست شما نگاه کنید یک غذای آلوده را بخوری آلوده نه حرام را حلال هم باشد برای خودتان باشد حلال حلال پاک پاک ولی آلوده باشد میکروب و ویروس داشته باشد چند روز انسان را می اندازد می گویی آقا همه اش من یک لقمه خوردم خوب یک لقمه خورده باشی می بینی انسان یک ماه دو ماه گرفتار می شود آثارش می ماند.

گاهی اوقات آثار یک مسمومیت در بدنت می ماند روح که خیلی حساس تر است روح آنقدر حساس است که قرآن بعضی وقتها برایش ضرر دارد عبادت برایش ضرر دارد نماز شب برای ضرر دارد اگر انسان حواسش نباشد بی موقع و بدون آمادگی قرآن و نماز بخواند یا روزه بگیرد روح خیلی حساس است قرآن خواندنش هم برایش ضرر دارد چه برسد به چیز های دیگر قرآن که حرام نیست نه لقمه ی حرام و نه فعل حرام است بلکه اسم خداست کلام خداست اگر آدم حواسش نباشد بی موقع قرآن بخواند یا گوش بدهد حرم برود می بینی که اثرش روی روح خیلی زیاد است.

آدم باید خیلی هوشیار باشد دیگر از کلام الله لطیف تر و نورانی تر داریم روح اینقدر لطافت دارد که کلام الله هم خیلی وقتها برایش ضرر دارد پس انسان باید حواسش جمع باشد چه برسد به لقمه ی حرام و هر چیز حرام ان الله عزوجل حرم الجنه جسد به قضی به حرامک. این حدیث را به نحوه ی دیگر قبلاً خواندیم و الجنته و لا یدخلها الا طیب یادتان هست که خواندیم خداوند بهشت را بر بدنی که بر جسدی که به حرام تغذیه شده حرام کرده یعنی آثار یک لقمه ی حرام در بدن باشد بهشتی نیست باید اینقدر عذاب ببیند و زجر بکشد آنقدر در جهنم بماند تا اثر آن لقمه ی حرام از بدنش برود برای همین می گوید که کسی اگر لقمه ی حرام خورده خودش باید خودش را در دنیا به ریاضت دادن و روزه گرفتن و ریاضتهای شرعی بگمارد تا این اثر از بین برود.

باز فرمایش بعدی از ایشان است لا یدخل الجنته من نبط لحمه من الصمت اولا بک. داخل بهشت نمی شود کسی که رشد کرده باشد گوشت او از حرام بعد می فرماید: که به این حرام آتش سزاوارتر است براین بدن.

روایت بعد باز از حضرت است می فرماید: اذا وقعت لقمه ی من حرام فی جوف عبد لعنه کل سموات و الارض فی السموات و الارض اگر کسی فرشته ها را بشناسد که فرشته ها یعنی چه و چه نقشی دارند فرشته ها یعنی قوای عالم یعنی هر کاری که در این عالم دارد انجام می گیرد به واسطه ی فرشته ها است آمدن باران، آب، رویش گیاهان اتفاقاتی که در بدن انسان و روح انسان و در نطفه ی انسان حرکت یک جنین به سمت تولد هر کاری و هر چیزی که در این عالم دارد اتفاق می افتد فرشته ها انجام می دهند هر کاری هر حرکتی و هر چیزی که دارد اتفاق می افتد فرشته ها انجام می دهند.

قوای کل عالم هستند می فرماید که اگر یک لقمه حرام در شکم یک نفر قرار می گیرد تمام فرشته های آسمان و زمین آن را لعنت می کنند فرشته های آسمانی که بحث فرشته های آسمانی را گفتیم که بحث فضا و اینها نداریم که از آسمان نازل شد آسمان به معنای فضای مکانی نداریم فرشته های آسمانی مجرد هستند و مجرادات و عالم امر هستند فرشته های زمینی هم که فرشته های زمین هستند و مثل خودمان هستند مادی می گویند فرشته های آسمان آنها را لعنت می کنند لعنت می کنند یعنی چی؟

یعنی دور باد یعنی آسمانی ها دعا بالا نمی برند و زمینی ها هم همکاری نمی کنند خیلی اتفاقها قرار است بیفتد می افتد و خیلی اتفاقها قرار است فرشته ها جلوی آنها را بگیرند نمی گیرند قرار است تصادف نکنی جلوی تو را نمی گیرند و تصادف می کنی و خیلی از اتفاقات مبارک و خوب قرار است اتفاق بیفتد نمی افتد البته عکس آن درست نیست که اگر کسی زمین خورد و مریض شد حتماً لقمه ی حرام خورده و فرشته ها همکاری نکردند نه خیلی وقتها قهر خدا از باب لطف است که در بحث اسماءالله انشاءالله توضیح می دهیم.

خیلی وقتها خداوند لطف خود را به شکل قهر به انسان می رساند ظاهرش خیلی قهر آمیز است ولی لطف خداست عیبی ندارد ولی به هر حال این طوری است این اثر هست فرشته ها همکاری نمی کنند با انسان لعنت می کنند یعنی قهر می کنند بعد در کارت گره می افتد ضرر اقتصادی می کنی ورشکسته می شوی و خیلی اتفاقات دیگر در زندگی انسان می افتد که طبیعی نیست و مکرر اتفاق می افتد و فرشته ها با تو قهر می کنند و تو به طور طبیعی تکیه دادی به سوادت و معلوماتت معنویتت نفس و دعایت نماز شب و تقوایت پولت توانایی هایت و می بینی که هیچ کدام به دادت نمی رسد در حالی که همه را داری باز بدبختی باز غمزده و مضطرب و گرفتار هستی این را باید توجه کنی خیلی حرف داریم می خواهیم فقط یک اشاره بکنم به اهمیت آن باز فرمایش بعدی از همین حضرت است می فرماید: العبادت مع اکل حرام بناء علی رمل و قیل علی الماء عبادت با لقمه ی حرام خوری، مثل ساختمان سازی روی شن و ماسه است .

یعنی رمل ساختمان ساختن و قیل علی الماء. مثل این است که انسان بخواهد ساختمان روی آب بسازد برای همین زحمت می کشی حرم می آیی عبادت می کنی نماز شب هم می خوانی ذکر هم می گویی و کار خیر هم انجام می دهی ولی اثر ندارد آن اتفاقی که باید بیفتد نمی افتد یک مثال بزنم برای شما در بحث تقوا جلسه ی بعد توضیح خواهم داد ما یک کلمه داریم به نام مومن. مومن یعنی کسی که به امنیت و آرامش رسیده اصلاً مومن یعنی کسی که شخصیتاً آدم آرامی است آدم شادی است کلمه ی ایمان که در قرآن است یعنی ا نسان با تکیه به خدا خودش را شاد و آرام می کند چرا کار های ما تا حالا ما را به امنیت نرسانده است؟

چرا ما قرص اعصاب می خوریم؟ چرا ما اضطراب داریم؟ چرا کنار هیچ کس از اعضای خانواده آرامش نداریم؟ چرا ما در جامعه امنیت نداریم؟ چرا پول مان ثروت مان آسایش مان زیاد شده ولی به آرامش نرسیدیم؟ آسایش دارد دو تا ماشین دارد ثروت و حساب بانکی دارد یک میلیون زنش می گیرد چند میلیون خودش می گیرد همه دکتر و مهندس هستند همه کار می کنند همه پول در می آورند اما در کنار هم از هم لذت نمی برند و آرامش ندارند همسران در کنار هم بچه ها در کنار هم بچه ها در کنار پدر و مادر در اجتماع نمی توانیم شاد قدم بزنیم چرا نمی توانیم از این همه نعمتی که خدا به ما داده لذت ببریم چرا همه اش در حسرت چیز هایی هستیم که نداریم و سرمست چیز هایی که داریم نیستیم.

چرا با اینکه غرق لطف و نظر امام زمان و خدا هستیم باز آدمهای بدبخت و مچاله و غمزده هستیم چرا این طوری هستیم؟ رک بگویم و تعارف نمی کنم ما اینجا تعارف نداریم می خواهیم کار درسی بکنیم آقا ما امنیت نداریم و دروغ می گوییم که ایمان داریم ما نقش آدمهای مومن را بازی می کنیم می گوییم آقا کوسه ی ریش پهن کچل زلفعلی جور در نمی آید می گوید آقا من مومن هستم تو مومنی قرص اعصاب برای چی است؟

عصبانیت و زود رنجی ات برای چیست؟ گریه های مداومت برای چی است؟ نق زدن هایت برای چیست؟ به خدا دروغ می گویی اصلاً مومن این طوری نیست مومن خیلی مقامش بزرگ است مومن خیلی کلمه مهمی است مومن خیلی آرامش دارد قرآن می گوید اگر می خواهی بفهمی یک نفر چقدر مومن است ببین چقدر شاد است چقدر آرامش دارد چقدر لبخند رو لبش است چقدر شوخی دارد چقدر خنده دارد دلقک بازی نه.

شادی که از چیز های خارجی می گیرد نه خودمان را زوری شاد کنیم و بخندیم نه بلکه درونش آن را داشته باشد مومن یعنی اگر گفتند ضرر کردی باختی فلان اتفاق افتاد امنیت داشته باشد مومن یعنی سرطان گرفتی فلانی مرد، خودت قرار است بمیری، امنیت داشته باشی مومن یک بار دنیا را زشت نمی بیند یک بار تاریک نمی بیند چون به امنیت رسیده لهم الامن قرآن می گوید خدا از بنده هایش که همیشه امنیت دارند الذین اذا اصابکم مصیبته فقط با یک چیز خودشان را آرام می کنند و آن هم خداست.

انا لله و انا الیه راجعون . شادی می شوند اصلاً مومن مصیبت نمی بیند بلا نمی بیند. هرچی که سرش می آید می داند که یک هدیه است امتحان الهی است می داند که باید امتحان را بگذارند اینکه احساس بدبختی کند و زمین گیر شود این فقط برای این است که واقعاً به ابدیت به خدا به غیب و معاد ایمان نیاوردیم و در دل مان آرامش نداریم ایمان آوردن معنایش این است که با آن چیز آرامش پیدا کند ما چرا به پول ایمان آوردیم و راحت هستیم و احساس آرامش می کنیم به همسر مان فرزند مان دل خوش هستیم به رشته تحصیلی به مدرک به پارتی که داریم به فلان شخص که می شناسیم ایمان آوردیم.

یومنون بالطاغوت ایمان داریم ولی به خدا نه. اگر تو بتوانی با خدا شاد بشوی با خدا آرامش پیدا کنی هیچ چیزی روی تو اثر منفی نگذارد در هر حادثه ای آرامشت را حفظ کنی تو مومن هستی. اگر نه پس ادعا نکن. تو یک مومن ضعیف هستی. اصلاً ایمان نداری کلمه اش خیلی مسئولیت آور است این که مومن نزد خدا حرمتش از کعبه بالاتر است این که یک مومن عزیزترین مخلوق خداست روی زمین این که شدت اتصال مومن به خدا از شدت اتصال نور خورشید بیشتر است این در خودش حرف دارد یک مقدار روی این سیستم های خودمان فکر کنیم روی اضطرابها و دلشوره ها که سراغمان می آید فکر کنیم چرا مورد حمله ی شیطان قرار می گیریم؟

مومن نه حمله از جلو به او اثر می گذارد نه حمله ی از عقب نه از اینکه اضطراب دارد و نه از گذشته اصلاً گذشته نمی آید سراغش حمله از عقب ندارد هیچ حادثه ای درگذشته برای او اضطراب نمی آورد افسوس نمی خورد ای کاش نمی گوید هیچ چیزی در گذشته او را ناراحت نمی کند این مومن است کسی که گذشته به رخش کشید می شود داغان می شود به هم می ریزد کسی که آینده داغانش می کند او یعنی برایش خدا وجود ندارد که جلوی اضطرابهایش را بگیرد.

اصلاً با خدا دلشاد نیست با خدا آرامش ندارد گذشته سه چیز بود که گفتیم شیطان ما را از آن مورد حمله قرار می دهد گناهان کدورتها و شکستها حتی گناهان هم نباید اضطراب بیاورد اگر امنیت داری با خدا کسی آمد خدمت رسول الله گفت: من یحاسب کی حساب و کتاب ما را می رسد؟ پیامبر فرمود: که خدا. تا گفت خدا، شخص گفت نجنا و ربک اینقدر خوشحال شد به خدای کعبه قسم نجات پیدا کردم او می خواهد حساب ما را برسد دیگر مشکلی نداریم چقدر مژده قشنگی است.

ان الینا سیابهم ثم ان علینا حسابهم. حساب که با کریم بیفتد اضطراب نمی آورد بلکه مسئولیت می آورد باید گذشته را جبران کنی حق الناس یا حق الله را جبران کنی قسمتی از توبه این است این سر جای خودش اما اینکه همه اش فکر کنم می خواهم بروم جهنم. یک سر ما را داغان می کند چنان و چنین می شود اصلاً فرصت رفاقت به این قشنگی را با خدا از دست می دهم.

مومن هم از بهشت خودش را آزاد می کند و هم از جهنم آقا جمال خودت را عشق است جهنم می بری جمال خودت را عشق است اگر خدا ببیند یک نفر اینقدر به این دلگرم است غرور نه غرور های کاذب و احمقانه که توام با گناه و فسق و حرام باشد نه درک کند خدا را دیگر گذشته اذیتش نمی کند هر اتفاقی که افتاد خدا ببیند که نفر ه او دلخوش است و واقعاً راست می گوید و صدق دارد اصلاً خجالت زده اش نمی کند خدا بابت گناهانش و به رخش هم نمی کشد که بخواهد بگوید تو گناه کردی. من بخشیدم.

اصلاً این را هم نمی گوید خدا می گوید اگر کسی راست بگوید من کاری می کنم که پیش من می آید یادش برود که گناهی مرتکب شده فقط عشق و حالهای بین من و خودش را می بیند و فقط رفاقتها را می بیند چه خدایی است کم می آورد آدم لفظ را وقتی می خواهد بگوید چه خدایی است چه بگوییم که اگر بگوییم خدای خوب خوب که خیلی کم است برایش چه بگوییم؟

کدورتها هم همین طور آدم احمقی است که کدروتها و شکستها را به رخ خودش بیاورد و خودش را ذلیل و خوار بکند حقیر کند و شجاعت تصمیم گیری و حرکتهای بزرگ را نداشته باشد این همه در طول تاریخ داریم مردان و زنانی که یک عمر معصیت کردند و به ولایت رسیدند و جزء اولیا خدا شدند برای چی اضطراب داری؟

باز هم می گویم به جای این که هی سرمایه گذاری کنید روی رفتار های تان و حجم عبادتهای تان جلسه و کلاس و قران و این را بخوان و آن تسبیح و ذکر را بگو این پول را کنار بگذار برو زیارت یک دقیقه ترمز کنید اصلاً ول کنید این ها را یک چیز را خوب نگاه کنید و آن قلب را.

به محضر امام جواد علیه السلام صلوات بفرستید ایشان فرمودند که القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اطعام جوارح من امان . انسان قصد خدا را بکند حرکت کند به سمت خدا با دلش ابلغ زودتر می رسد رساننده تر است تا اینکه بدنش را به زحمت بیاندازد. می گوید آقا شوهر داری کن اگر شوهرت از تو راضی باشد خدا از تو راضی است ولی شوهر را عصبانی می کند که اجازه بگیرد که برود حرم یا این دو تا بچه را تحمل کنی همه ی گناهانت آمرزیده می شود هیچی هشت در بهشت به رویت باز شده می گوید نه بچه داری هم شد کار، و چیز های دیگر هم همین طور.

خانواده را ضایع و له می کند تا بتواند دو تا کربلا بیشتر برود نیاز های اصلی خانواده اش که لنگ پول است گذاشته کنار تا حج برود عمره و کربلا و مشهد برود زن می گوید من وسیله ی خانه ندارم با این وسیله کار می کنم خطرناک است این یخچال اذیت می کند نه یخچال به جهنم من بروم زیارت بخورد تو سرت، به خدا اگر اثر بگذارد هیچ اثری هم ندارد مرد می گوید من بدهکارم بابت شما بدهکار شدم بابت خانه بدهکار شدم می گوید به من چه عزیزان ما فقط روی دل مان باید کار کنیم.

قلب، قلب، قلب، یک سوال از همه می پرسم آیا ما واقعاً با داشتن خدا و پیامبر در بحث صلوات مفصل توضیح دادم اینها را ما با داشتن خدا و پیامبر آدمهای شادی هستیم؟ اصلاً کسی می تواند بگوید دارایی من رسول الله و فاطمه زهرا و خداست به خدا اگر کسی دارایی اش خدا باشد اصلاً آرامشش از دست می رود تکه تکه ممکن است بشود هزار تا بلا سرش بیاید که آرزوی مردن کند شما یک سفر خارجی می خواهید بروید قرار است بیایند دنبال تان همین که می دانی کسی به استقبالت می آید امنیت داری می خواهی بروی خارج از کشور آن طرف دنیا همین که در هواپیما می نشینی می دانی که پیاده بشوی همسرت دوستانت و همه می آیند احساس غربت نمی کنی من که خودم یک مأموریت برایم خورد رفتم یک شهر دیگر بعداً که رفتم پیش دیگران می گفتند که وقتی ما می رفتیم گفتند هماهنگ شد و فرودگاه که رسیده بودند دیده بودند هیچ کس نیست هاج و واج مانده بودند که در شهر غریب کجا بروند آدرس و تلفن نداشتند وقتی دو شب بعد به آنها ملحق شدم گفتند خیلی بد بود این ساعتهایی را که در فرودگاه بودیم.

یکی دو ساعت نشسته بودند بعد خبر داده بودند که به اطلاع اینها نرسید خوب به آدم بد می گذرد حالا یک کسی وقتی می میرد رسول الله حضرت فاطمه ی زهرا خندان می آیند بالای سرش با شادی می آیند یا یک مسافرت معمولی می خواهیم برویم دیروز یکی از رفقا گفت می خواهم بروم مشهد خیلی نگران بود که هنوز جا تهیه نکرده گفتم ببین تو تا به حال چند بار رفتی مشهد گفت: 50 تا 60 بار گفتم چند سال داری گفت 45 سال گفتم تا به حال شده کسی برود مشهد گرسنه و بی جا بماند کسی بگوید رفتیم مشهد گرسنه و بی جا ماندیم چرا مضطرب هستی که من مشهد هنوز جا نگرفتم امام رضا مگر نمی داند تو بچه ی او هستی می روی آنجا.

ما کور هستیم نمی بینیم ولی امام رضا ما را که وارد شهرش می شویم می بیند آقا اضطراب گرفتم اعصاب خانم و بچه هایم خرد شد و اعصاب خورد خرد شد ریختم به هم، ما باید فکر کنیم به امنیت مان که ما آدمهای مومنی هستیم؟ آدمهای شاد و آرامی هستیم؟هر جادثه ای ما را مچاله می کند یک مقدار باید روی اصل و ریشه مان تجدید نظر کنیم یک چیز را هم به شما بگویم کلاس آمدن کتاب خواندن، مشکل ما را حل نمی کند ما ممکن است به ذهن مان و عقل مان یک کمی آرامش بدهیم با این جلسات و قانع کنیم از نظر عملی ولی اینها مقدمه است ایمان فقط در صحنه ی عمل به دست می آید یعنی تو باید وارد کار بشوی تن به آزمایشات بدهی یکی یکی پیروز بیایی در ارتباطات در انتخابات در افکارت در رفتار هایت تا به ایمان برسی ایمان در سایه ی عمل به دست می آید.

الا الذین آمنوا به تنهایی در هیچ جای قرآن نیامده بلکه الا الذین آمنوا به عمل الصالحات صحنه ی عمل این همه مردم سالها روضه خواندند و گفتند یا لیتنی کنت معکم فوزا عظیما ای کاش با شما بودم فوز عظیم بود خدا هشت سال دفاع مقدس را گذاشت جلوی مردم هشت سال دفاع مقدس امتحان خوبی بود آنهایی که عمل کردند به ایمان رسیدند آنهایی که فقط حرفش را زدند الان هم دفاع مقدس است الان جنگ خیلی خطرناک تری هست از این بالاتر که مقام معظم رهبری فرمودند: ناتوی فرهنگی شبیخون و تهاجم فرهنگی ما نشستیم برای خودمان ادا در می آوریم و نقش بازی می کنیم روی این یک کمی فکر کنیم که لقمه ی حرام امنیت را می گیرد از ما یعنی حتی اگر تو امنیت هم داشته باشی در ایمانت به جایی و استحکامی رسیده باشی لقمه ی حرام اضطراب می آورد لقمه ی حرام ترس و زودرنجی و حساسیت و عصبانیت و کلافگی می آورد همه ی حرامها این کار را می کنند و لقمه ی حرام بیشتر اضطراب می آورد. بیشتر داغان می کند آدم را.

این را که می گوید عبادت با حرام خواری مثل ساختن خانه روی رمل یا روی آب است یعنی این و الا من و شما ایرانی ها و بخصوص شیعیان آدمهای خوبی هستیم من همین طوری در هم می گویم و انتخاب هم نمی کنم از بین شما که فلان خانم فلان آقا از همین دم 40 تا از شما ها آقایان و خانمها را برداریم اگر امام حسین 40 تا از همین شما ها را داشت خیلی وضعش خوب بود اگر امیرالمومنین 40 تا مثل شما داشت این اتفاق در خانه اش نمی افتاد خیلی آدمهای خوبی هستید من هم ایمان دارم این زحمات و کار هایی که شما می کنید بزرگواری هایی که شما دارید ارادتهایی که شما دارید خیلی خوب است اما آن چیزی که نمی گذارد به امنیت برسیم رفتار های حرام و کلاً حرام است هر چیزی که حرام است لقمه ی حرام است اینها خیلی کار را خراب می کند یعنی از حادثه ی عاشورا که چند قدم بروید آن طرفتر چند سال برگردید آن طرفتر اگر جهاد می شود خیلی از اینهایی که به شمشیر امام حسین و اصحابش کشته شدند شهید بودند و بهشت می رفتند چند سال که فاصله افتاد و حرام خوری شروع شد لقمه های حرامی که خلفای اولی و دومی و سومی زمینه اش را فراهم کردند تا رسید به معاویه خیلی زیادتر شد این حرام خوری ها و همین کسانی که می شد شهید بشوند و اگر جنگی می شد واقعاً شهید می شدند ولی چند سالی قبل از عاشورا که لقمه حرام خوردند و آمدند این طرفتر رفتند سر امام حسین را بریدند.

حمله کردند به خانواده امام حسین یک دانه از آدمهایی که در کربلان بودند آدمهای بی دین به معنایی که ما خودمان را متدین می دانیم وجود نداشت خدا را همه قبول داشتند نماز می خواندند خدا و پیامبر را قبول داشتند قرآن و قیامت را قبول داشتند یک نفر هم نبود که قبول نداشته باشد پس چرا امام حسین را می کشند؟ به خاطر لقمه ی حرام. خیلی باید دقت کنیم انسان خیلی باید مراقب لقمه ی حرام باشد.

امام باقر به محضر شان صلوات بفرستید می فرمایند ان رجل اذا اصاب مال من حرام لن یقبل منه حج و لا عمرته و لا صلته رحم حتی انه یفسد فیه الفجر. وقتی که شخصی مالی از حرام به دست بیاورد چون مال حرام بدون استثناء به همه ی ما می رسد یعنی ما به مال حرام برخورد می کنیم به دست می آوریم و در معرض خوردنش قرار می گیریم همه هستیم کسی نیست که بگوید اصلاً در زندگی من نمی آید و من به آن برخورد نکردم سراغ همه ی ما می آید پیشنهاد به ما می شود لم یقبل منه حج .

حج او قبول نیست و لا عمرته شخصی 50 بار رفته حج می آید امام حسین را می کشد عمره از او قبول نیست و لا صلته رحم صله ی ارحامش که جنبه ی حق الناس دارد قبول نمی شود حتی انه یفسد فیه الفجر نطفه را هم خراب می کند و فاسد می کند چون لقمه حرام است اصلاً حرام زاده است اینقدر قوی است لقمه ی حرام خدا انشاءالله به همه ی ما کمک کند این ذکر شریف ذکر خوبی است که همه بگوییم در مناجات شعبانیه داریم الهی لم یکن لی حول فانتقل بی عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبتک خدایا من توانی برای گناه کردن ندارم غیر اینکه تو مرا به محبت خودت بیدار کنی خدایا قسم می دهیم تو را به عبدالعظیم به حمزه بن موسی و طاهر بن زین العابدین به همه ی اولیا و شهدایی که اینجا هستند به حق محمد و آل محمد محبت خودت را در دل ما بیدار بفرما.

این ذکر شریف خیلی خوب است لا حول همانطور که در مناجات خواندم یعنی یک توانی برای گناه نکردن. معمولاً به کار گرفته می شود برای گناه نکردن و قوه برای اطاعت کردن به کار گرفته می شود حول بر گناه هر دو و هم یک معنا دارد توان است اما حول توان گناه نکردن معمولاً قوه اطاعت کردن.

لا حول و لا قوته الا بالله العلی العظیم این را زیاد بگویید خدایا ما نه عرضه داریم گناه نکنیم و نه عرضه داریم طاعت داشته باشیم تو خودت به ما قدرت و توان بده. انسان اگر هم انجام داد یعنی گناه نکرد و کار خیر کرد مغرور و طلب کار نشود بیشتر مدیون باشیم این علامت این است که درست مسیر را طی کرده.

یک حمد شفای برای مریضها و مریض منظوره بخوانیم و دعا کنیم شب جمعه است اموات چشم به راه هستند یک فاتحه با صلوات.

جهت رفع اضطرار برای آقا امام زمان پنج بار آیه ی عم یجیب بخوانیم.