جلسه 009 - شرح اسماءالله
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
3
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - شرح اسماءالله

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی، شماره تماس 5 ـ 55972450، وبگاه اینترنتی WWW.Montazer.ir @

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

بحثمان در اسماء الهی درباره دو اسم شریف أحد و واحد بود. روی این دو اسم باید خیلی کار و فکر بشود و تمرکز باشد.@امام رضا (علیه السّلام) می‌فرماید که: «أوَّلُ عِبادَةِ اللّه ِ مَعرِفتُهُ» آغاز بندگی خداوند آن لحظه‌ای که انسان واقعاً می‌خواهد عبد خدا بشود و تحت برنامه الهی و ربوبیت الهی خودش را به اختیار قرار بدهد تا مسیر کمالات بینهایت را طی بکند آغاز این بندگی این هست که رب خودش را بشناسد.@اله خودش، هدف خودش، غایت خودش را بشناسد و بداند به کدام سمت می‌خواهد برود، چه کسی را عبادت می‌کند، رب او کیست، هدف او کیست، اله او کیست.@و اگر بخواهد نسبت به حق تعالی معرفت پیدا بکند «أوَّلُ عِبادَةِ اللّه ِ مَعرِفتُهُ، و أصلُ مَعرِفةِ اللّه ِ جلَّ اسمُهُ تَوحيدُهُ»، البته در روایت معرفته هست که حالا آنهایی که در اردو شرکت کردند یا شرکت می‌کنند در جزوه‌ای مخصوص آموزشی که در اردو بود را بگیرند آنجا توضیح دادیم.@«أوَّلُ عِبادَةِ اللّه ِ مَعرِفتُهُ، و أصلُ مَعرِفةِ اللّه ِ جلَّ اسمُهُ تَوحيدُهُ» اصل معرفت خداوند تبارک و تعالی توحید خداست؛ یعنی تمام شناختها و معارف الهی و دینی روی یک پایه هست، آن پایه چیست؟ توحید. توحید یعنی چی؟ توحید یعنی اینکه یک نفر خدا را به وحدانیت بشناسد هم به واحدیت و هم به احدیت بشناسد.@یقین و باور و عقیده داشته باشد که خداوند تبارک و تعالی احد و واحد است احدیت را بشناسد واحدیت را بشناسد توحید را بشناسد، بتواند خدا را یکتا بداند؛ یکتا و یگانه دانستن خدا این ریشه معرفت الهی است.@یعنی پایه است بقیه معارف هر چه که هست مثلاً فرض بفرمایید که عدل، اسماء خداوند، صدها و اسم خداوند همه مبتنی بر این اصل هست یعنی اگر خدا را انسان به وحدانیت شناخت از این وحدانیت می‌تواند به سایر اسماء و صفات حق تعالی راه پیدا کند.@اما اگر وحدت و وحدانیت را نشناخت بقیه شناختهایش متزلزل است یا غلط است و یا چیه؟ متزلزل هست. شما اگر بخواهید نبوت را بشناسید بدون توحید نبوت شناختنی نیست و اگر بخواهید امامت و ولایت را بشناسید باید چه را بشناسید؟ توحید را بشناسید.@معاد بدون شناخت توحید شناختش امکانپذیر نیست. شما وقتی مبدأ را نمی‌شناسید شروع را نمی‌شناسید مَعاد و مُعاد چگونه شناخته می‌شود مقصد چگونه شناخته می‌شود.@مقصد از مبدأ معنادار هست و الا وقتی که ما شروع حرکت را و ماجرا و داستان حرکت و خلقت را نمی‌دانیم و اصلاً در این جریان قرار نگرفتیم فهم معاد امکانپذیر نیست و اگر اطلاعاتی را هم به دست بیاوریم بسیاری‌اش غلط است و جزء باورهای ما قرار نمی‌گیرد.@پس مهمترین چیزی که در حرکت انسان به سمت هدف خلقتش احتیاج دارد اینکه انسان در آغاز روح عبودیت را بر خودش حاکم کند. یعنی بگوید خدایا من در این دنیا روی این زمین حقیقتی جز عبد بودن تو، کاری جز عبودیت تو ندارم.@قبل از اینکه هر شأنی را در این زمین پیدا کنم، مهمترین شأن و وظیفه من و اصلی‌ترین وظیفه من چیست؟ عبودیت است. عبد تو باشم. به فرمان تو باشم. اطاعت امر تو را بکنم. دستورات و آئین تو را اجرا کنم. و بقیه چیزها زمانی معنادار هست که انسان عبد باشد اینها را خیلی دقت کنید.@بقیه مسائل زندگی زمانی حلال و گواراست و برای ما جهنم نیست که انسان اصل را داشته باشد اما اگر کسی اصل را نداشت بقیه چیزهایش هم حلال و گوارا نیست به ضررش تمام می‌شود.@اینکه در قرآن می‌فرماید همسران شما دشمن شما هستند فرزندان شما دشمن شماست مال شما دشمن شما هست همه این دشمن بودنها و حال اینکه ما هم به عنوان همسر و فرزند دشمن همسرمان می‌شویم دشمن پدر و مادرمان می‌شویم این فقط به خاطر این هست که انسان از مسیر عبودیت خارج می‌شود.@اگر انسان در مسیر عبودیت باشد هرگز همسرش دشمن نمی‌شود؛ دشمنش نمی‌شود نه اینکه ممکن است با او دشمنی نکند، بلکه به او نمی‌تواند آسیبی بزند؛ فرزند او را نمی‌تواند از مسیر خدا باز بدارد، چرا؟ چون او اول پذیرفته که عبد است و بعد پذیرفته که خب حالا بچه کسی است خواهر و برادر کسی است، می‌خواهد همسر، استاد، مربی، رئیس، کارمند، هنرمند، کارگر باشد.@اولین و مهمترین وظیفه ما عبودیت است این را انسان بپذیرد. حالا اگر خواست این مسیر را طی کند و بگوید من می‌خواهم عبد باشم این مسیر عبودیتی را که می‌خواهد طی کند باید با چه طی کند؟@باید طبق اصل اولمان که در اولین درسها مثل راه‌شناسی دادیم یادمان نرود «ما مِنْ حَرَکةٍ الَّا وَانْتَ مُحْتاجٌ فیها الی مَعْرِفَةٍ» اولین اصل درسها چه بود؟ اینکه هر حرکتی احتیاج به چه دارد؟ به شناخت و معرفت دارد. من عبد خدا هستم پس باید معبودم را بشناسم که عبودیت معنادار بشود.@مثل یک بَرده، به او می‌گویند شما برای این آقا هستی برده این آقا هستی. هر کاری گفت انجام بده باب میلش انجام بده. من باید بروم آن آقا را بشناسم چه کسی هست و بدانم از من چه چیزهایی می‌خواهد تا من بتوانم باب میلش عمل کنم و بنده و شاگرد و عبد خوب باشم باید بدانم از من چه می‌خواهد.@ما باید بدانیم عبد چه کسی هستیم، چه کسی مولا و اله و رب ماست، مالک و مدبر و خالق ما کیست او را بشناسیم تا بعد بتوانیم خودمان را در اختیارش بگذاریم، ببینیم از ما چه خواسته. اصلاً خود شناخت حق تعالی به ما یاد می‌دهد ما باید چگونه باشیم این را خوب دقت کنید.@شما یک موقع می‌گویید من می‌خواهم قوانین دینی را یاد بگیرم که باید ببینم چکار باید بکنم، اما مقصدت را نمی‌شناسی که این الله و اله تو کیست فقط دستورات را انجام می‌دهی.@یک موقع هست می‌گویند تو قرار است شبیه به این بشوی، تو قرار است مثل خدا بشوی مَثَل خدا بشوی، لذا شما هر چقدر اسامی خدا را بیشتر یاد بگیری در اسماء الله اطلاعات، معرفت و مهارت پیدا بکنی می‌دانی که باید چکار بکنی و چگونه عمل کنی.@می‌دانی که اله تو این است من الان وظیفه دارم در زندگی چگونه عمل کنم تا شبیه به چه کسی بشوم؟ شبیه به این اله‌ام بشوم، شبیه مولایم و مالک خودم بشوم. کاملاً می‌فهمم اسمهایی که دستم بیاید خود فهم اسم برای من چه می‌آورد؟ اطلاعات و تخصص می‌آورد.@خب اولین چیزی که در مورد مولایت باید بدانی در مورد اله و خالق و مالک و مدبر و هدف و مقصد و غایتت بدانی باید بدانی که او احد و واحد است. هو را شناختی در مورد هو صحبت کردیم. الله بودنش را هم شناختی که او ذات مستجمع جمیع صفات کمال هست همه کمالات را او یکجا دارد اینها را صحبتت کردیم.@دیگر چی باید بشناسیم؟ باید وحدانیت را بشناسیم یعنی به احدیت و واحدیت را باید ایمان بیاوریم این شناخت احدیت و واحدیت بقیه اسمها را هم در خودش دارد یعنی شما همین که الله را شناختی به احدیت و واحدیت، همه اسمهای دیگر در همین احدیت و واحدیت می‌آید.@ما باید خدا را به گونه‌ای بشناسیم که وقتی یک اسمش را شناختیم چون خدا در هر تجلی‌اش همه اسمائش با هم حضور دارد ولی با هم ظهور گفتیم ندارد. مثلاً هزاران اسم خداوند حضور دارد در همه اشیاء ولی ظهورش ممکن است با پنج یا ده یا صد اسم ظهور داشته باشد اسمهای دیگر را ما نمی‌توانیم در بیاوریم ولی هست اما ظهور ندارد ولی حضور دارد.@باید ما حق تعالی را به گونه‌ای بشناسیم که وقتی یک اسم را شناختی همه اسماء را بتوانی شناخت و راه پیدا بکنی. الان بنده با نازلترین اسم خودم با شما ارتباط دارم در این جلسه، آن چیست؟ اینکه من متکلم هستم کلام دارم، این استاد شما حرف می‌زند یا نه؟ حرف می‌زند.@الان وقتی شما کلام من را می‌شنوید از آن چه در می‌آورید؟ شما تا به محض اینکه من دارم برایش ما سخن می‌گویم شما سایر اسمهای کمالی دیگر را از نحوه سخن گفتن من و موضوعاتی را که دارم تکلم می‌کنم می‌توانید آن اسمها را هم در بیاورید.@پس در اسم احد و واحد مثل سایر اسماء، الله که همه اسمها را دارد بعد رحمان، رحیم و اسمهای دیگر را که می‌خوانیم همه چیز در آن هست.@آن اسمی که پایه است جدای از بحث هو و الله آن اسمی که پایه قرار می‌گیرد و خیلی چیزهای دیگر برای ما روشن می‌شود اسم احد و واحد هست که حق تعالی احد است یعنی یک موجود بینهایت هست و وجود بینهایت است. این را اول یاد بگیریم.@آنهایی که می‌خواهند در توحید قوی بشوند روی این کلماتی که من می‌گویم خوب باید تمرکز بگیرند. مبسوطش را در اردوی توحید گفتیم دیگر اینجا تکرار نمی‌کنیم.@وقتی می‌گوییم که خداوند بینهایت است این بینهایت بودن را اگر کسی باور کرد و یاد گرفت همه هزاران اسم حق تعالی را از وجود بینهایت در می‌آورد، وجود مطلق بینهایت، این را دقت کنید.@اول این را خوب تصور کنید و باورش کنید که جلسات قبل راجع به تصور و تصدیق این بحث کردیم که ما اصلاً وقتی وجود را تصور می‌کنیم وجود نمی‌تواند محدود باشد.@ظهورات چرا، تجلیات وجود چرا محدود می‌تواند باشد و برایش حد بگذاریم اما اصل وجود امکانپذیر نیست که وجود چی باشد؟ محدود باشد. چرا؟ چون اگر وجود یعنی هستی بخواهد محدود باشد فقط یک چیز می‌تواند یک هستی را محدود کند، آن چیست؟ نیستی است یعنی عدم.@پس ما باید یک وجود محدود داشته باشیم که بعد از این وجود دیگر به چه برسیم؟ به عدم و نیستی برسم. خب نیستی همانطور که از اسمش پیداست نیست یعنی وجود ندارد. اگر چیزی به اسم عدم، نیستی وجود داشته باشد که وجود را، هستی را محدود بکند دیگر اسمش عدم نیست، دیگر نیستی نیست پس هست، این هم هست این هم وجود است.@«عاد إلیه» برمی‌گردد به سوی همین وجود. پس امکان عقلی ندارد بحث عقیدتی و دینی در اینجا نمی‌کنیم در اسماء خدا ما بحث دینی اصلاً نداریم، فکر نکنید اگر داریم اسمها را می‌گذاریم می‌خواهیم بحث دینی بکنیم، ما بحث وجودشناسی داریم اینجا یک کارگاه وجودشناسی هست.@هستی از آن جهت که هست و هستی است امکان محدودیت ندارد چون فقط یک چیز می‌تواند هستی را محدود بکند، آن چیست؟ نیستی است، نیستی هم وجود ندارد.@بنابراین ما بدیهی‌ترین چیزی که خیلی ساده می‌فهمیم به همین سادگی که من دارم می‌گویم، خیلی شیرین و بی‌دردسر می‌فهمیم این هست که ما با یک وجود بینهایت و مطلق سروکار داریم، هستی محدودیت ندارد هستی محدود نیست.@امکان ندارد ما از دایره هستی به نیستی برسیم، امکان ندارد یک کسی از هستی خارج بشود؛ اگر بخواهد خارج بشود فقط یک جا می‌تواند برود، اگر بخواهد از هستی خارج بشود کجا می‌تواند برود؟ می‌تواند به نیستی برود و نیستی نیست ما عدمی نداریم.@بنابراین هیچ چیز مردنی نیست هیچ چیز فناپذیر نیست هیچ چیز هلاک شونده نیست مرگی وجود ندارد. اینکه در قرآن آمده: «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» هر چیزی هالک است هلاک می‌شود مگر وجه خدا.@اول از این هلاک نابودی و عدم و نیستی نیست، هلاک یعنی آن صورت اولیه خودش را چکار می‌کند؟ بنده الان به این حرارت می‌دهم بخار می‌شود، بعد می‌گوییم آب نیست آب تمام شد، ولی آب کجا رفته در نیستی رفته؟ نه باز هم هستی است.@این آب را تا آخر می‌نوشم باز هم هستی است. هیچ وقت از بین نمی‌رود، بله صورتاً هلاک می‌شود یعنی صورتش از بین می‌رود اما حقیقت موجود که سر جای خودش هست. تبدیل و تبدل داریم که غوغایی است در بحث تبدیل و تبدل، ان‌شاءالله برسیم به اسم مبدل، اگر طاعت بیاوریم اسم مبدل را کار بکنیم چون خیلی شراب قدرتمندی هست.@اسم مبدل اسمی است که اگر در همین جلسه ما هر روز از صبح تا شب فقط اسم مبدل را کار کنیم 500 سال کار کنیم تمام نمی‌شود.@ته ندارد که بتوانیم مصادیقش را جمع کنیم که بگوییم خواهران و برادران زحمت بکشند خداوند تضمین کرده 500 سال زنده باشیم کار دیگر هم نداریم بیاییم در این آزمایشگاه یک آزمایشگاه تشکیل می‌دهیم از این به بعد پخش می‌شویم در دنیا، همه امکانات هم داریم.@هواپیما و اتومبیل هم نمی‌خواهد سوار بشوید که بخواهید وقت بگذارید و بروید ویزا بگیرید به شما طی الارض می‌دهند هر لحظه هر جای دنیا خواستید باشید هر جای آسمانها و فضاها خواستید باشید فقط یک آمار بگیرید از اسم مبدل، فقط بخواهید آمار بگیرید؛ تبدیل این به آن، تبدیل آن به این، همین تبدیلها را فقط بنویسید تمام نمی‌شود اسمهای دیگر هم همینطورند.@و ما چقدر عقب هستیم از شناختن اسماء الهی، چقدر بی‌خیالیم نسبت به اسماء الهی. تبدیل داریم این را هلاک می‌گویند یعنی این دیگر نیست، این گل نیست گل از بین رفت و سوخت؛ خب سوخت کجا رفت؟ از هستی خارج می‌شود؟ از هستی خارج نمی‌شود. هیچ چیز نیستی و نابودی به سراغش نمی‌آید.@«إِلَّا وَجْهَهُ» از آنطرف فرمود: «فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» هر جا رو برگردانید وجه خداست، وجه خدا که تمام شدنی و نابودشدنی نیست وجه خداست. وجه هم گفتیم غیر از صاحب وجه است.@حالا ما یک هستی روبرو هستیم این هستی، هستی مطلق وقتی مطلق بودن، بینهایت بودنش را فهمیدیم که حد نمی‌تواند داشته باشد چون تنها چیزی که می‌تواند هستی را حد بزند نیستی است، و نیستی هم وجود ندارد.@پس وقتی باور کردیم که ما با هستی مطلق روبرو هستیم از اینجا سنگ بنای توحید نهاده می‌شود و خوش به حال کسی که قبل از اینکه بمیرد این را بفهمد و خوش به حال شما، چون فردا از توحید سؤال می‌کنند، بگویند توحید یعنی چی، و ما نتوانیم جواب بدهیم توحید یعنی چی چون خیلی‌ها تصور عامیانه که دارند می‌گویند توحید یعنی چی، می‌گویند خدا یکی است، خدا یکی است؟@می‌گوید بله این عالم را داریم یک خدایی هم هست، این خدا الان کجا هست؟ خدا که زمین نیست زمین که خدا نیست آسمان هم که نیست حتماً آنطرف آسمانها یک جایی.@دیدید الان در تلویزیون چقدر اشتباه هم می‌گویند مجری‌ها، نمی‌دانم چه کسی اینها را در دهان اینها می‌اندازد واقعاً شاید متوجه نمی‌شوند، می‌گویند به نام خدایی که یکی جایی همین جاهاست، یک جایی در این نزدیکیهاست، نه این نزدیکیها اینطوری نیست.@«داخل فی الأشیاء، محیط بکل شیء» یک جایی این نزدیکیهاست یعنی باز هم فاصله است. اما می‌گوید ما از خود شما به خود شما نزدیکیم. یک جایی این جاها نیست.@از خود شما به شما نزدیکتریم از ذات شما به شما نزدیکتریم «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ»، «نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» از رگ گردنتان به شما نزدیکتریم، از خودتان هم به خودتان نزدیکتر هستیم که قواعد اینها را در اردوی توحید توضیح دادیم که چطوری ممکن است، قواعد علمی‌اش را توضیح دادیم.@آیا می‌شود یک کسی از خود من به خود من نزدیکتر باشد از قلب و درون من و از ذات من به من نزدیکتر باشد، چگونه امکانپذیر هست؟ ما یک ذات بینهایت داریم که مبنا قرار می‌گیرد برای سایر اسماء. حالا ما امشب می‌خواهیم یک مقدار تمرین بکنیم راجع به استخراج اسماء دیگر از اسم چی؟ از توحید، از توحید استخراج کنیم بقیه اسماء و صفات حق تعالی را، خوب دقت کنید.@اگر ما ذات بینهایت را پیدا کردیم یعنی فهمیدیم هستی مطلق است، هستی یکتاست، نمی‌تواند دوتا باشد، چرا؟ چون وقتی دوتا شد یکی دیگری را چکار می‌کند؟ محدود می‌کند. پس ما با یک هستی یگانه روبرو هستیم که این هستی دوتا امکانپذیر نیست باشد.@شما وقتی می‌گویید دوتا هستی، باید بین آنها یکی چیزی غیر از این و این فاصله بیاندازد که بگوییم این غیر از این است، این فاصله بین اینها یا نیستی است که نمی‌تواند باشد، یا هستی است خب هستی این که هستی بود این هم هستی بود، پس همه چیست؟ یکی است دوتا نمی‌تواند باشد.@پس وقتی تصور بینهایت را انسان خوب انجام می‌دهد اسم یکتا و احدیت را خیلی خوب می‌فهمد. «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» از هو شروع کردیم، هو، الله، بعد چی؟ احد؛ و چون احد و یکتاست و بینهایت است بنابراین خلأ و نیاز ندارد همه کمالات با خودش است هر چه کمالات ما تصور بکنیم در بینهایت هست؛ بینهایت نیازی به غیر از خودش ندارد صمد هم هست.@این بینهایت «لَمْ يَلِدْ»، لم یلد یعنی چی؟ یعنی از خودش رابطه تولیدی با غیر خودش ندارد، زایمان ندارد؛ اینطور نیست یک چیزی را از خودش خارج بکند.@مثلاً بگوید این منِ خدا هستم این هم این است، می‌گوییم اگر این این است و تو خدایی، این فاصله چیه؟ هر چه باشد یک هستی که ما بیشتر نداریم، این هستی به صورت بینهایت مظاهر و صورت ظهور می‌کند خودش و مظاهرش، والسلام.@چیز دیگری خارج از او نیست، زایمان نمی‌کند از خودش یک چیزی را بیرون بدهد، رابطه تولیدی با غیر خودش ندارد، چون هر چه که هست باز کیست؟ هر چه که هست هر ظهوری که هست ظهور و تجلی خودش است.@«وَ لَمْ يُولَدْ» از جایی هم نیامده. یعنی کسی نمی‌تواند هستی بینهایت را هستی بدهد، چون اگر به بینهایت هستی بدهد باید قبل از بینهایت وجود داشته باشد وقتی چیزی بینهایت شد اول و آخر هم ندارد، چرا؟ چون باید بگوییم هستی بینهایت یک زمانی باید نمی‌بوده.@این سؤال احمقانه و جاهلانه‌ای که یک کسی می‌کند از روی دقت نیست که اگر هر چیزی را خدا آفریده خدا را چه کسی آفریده؟@ما فلاسفه‌ای داشتیم در کتابهایشان هم الان هست می‌گویند وقتی ما به این سؤال رسیدیم دین‌مان را کنار گذاشتیم چون فهمیدیم سؤال درست است، فکر می‌کردند درست است، خب بله اگر هر چیزی را خدا به وجود آورده خود خدا را چه کسی به وجود آورده؟ ماندند.@ما می‌گوییم تو اول تصور درست از خدا، ما خدایمان خدای تصوری خودمان است؛ حضرت می‌فرماید خیلی‌ها اعتقاد به خدا دارند اما خداها مخلوقات کیست؟ مخلوقات خودشان است یک خداهایی را اینها تصور کردند، بله این خدایی که ما می‌شناسیم مخلوقات خودمان است هزارتا ایراد به آن وارد هست.@هر چه ایراد تا به حال به خدا گرفتند در کتابها دانشمندان، همه این ایرادها درست است هر چه نقص به خدا وارد کردند واقعاً هم وارد است، خدا همه این عیبها را دارد، چرا؟ چون خدای اینها واقعاً همینطوری هم هست. یک خدایی که من تصورش می‌کنم و فکر می‌کنم به آن احاطه دارم دست دارد.@شما الان انجیل مصور را بروید بخوانید، من انجیل دیدم هم مکتوب هم مصورش را، خدا را می‌کشد اصلاً برایت نقاشی کرده این خداست شکل دارد، و بعد تازه می‌گوید این خدا با حضرت یعقوب کشتی می‌گیرد حضرت این خدا را زمین زد؛ زمین کجا، پیغمبر کجا، کشتی چیه؟! بله یک همچین خدایی خیلی بهتر است نباشد.@اصلاً علت بی‌خدایی خیلی‌ها که گفتند خدا نیست و رفتند اصلاً انکار کردند و گفتند هیچ چیز نیست و اصلاً خدایی وجود ندارد این نبود که اینها با خدا سر لج باشند، این بود که اینها خدایی به اینها معرفی شده بود متفکر و دانشمندی نداشتند که خدا را به آنها معرفی کند.@یک خدایی به آنها کلیسا معرفی کرده بود و این خدا آنقدر هم بد و ظالم و قلدر و بی‌منطق و خشن، واقعاً هر کسی این خدا را به او معرفی کنند اصلاً ترجیح می‌دهد نباشد انکارش هم می‌کند، می‌گوید من همچین خدایی را قبول ندارم. ریشه بسیاری از بی‌خدایی‌ها و انکارهایی که به خدا شده این هست که ما خدا را تصور درست نکردیم.@اگر قرار بود خدا را کسی به وجود بیاورد یعنی ما باید به جایی می‌رسیدیم هر چه به عقب برمی‌گردیم یک جایی یک برهه‌ای، حالا آنها که نمی‌دانند اشتباهاً کلمه زمان را کار می‌برند، یک زمانی باید این خدا نمی‌بوده یعنی ما هستی نداشتیم، امکانپذیر هست هستی نباشد؟ هیچی نباشد؟ اصلاً هیچی هیچی است نمی‌تواند باشد.@عدم وجودی ندارد ما هر چه عقب برگردیم فقط هستی است، هستی اصلاً اول ندارد کما اینکه آخر هم ندارد. شما دائم عقب برگرد می‌شود برسیم به جایی که بگوییم هستی نبود، خب اگر نبود پس چی بوده؟ نیستی.@حالا فرض کنید آدم آنقدر بی‌فکر و بی‌منطق باشد که قبول کند که هستی مطلق یک زمانی نبوده، می‌گوییم حالا چی بوده؟ می‌گوید نیستی بوده؛ نیستی بوده؟ نیستی که نمی‌تواند باشد.@خب حالا باز هم آنقدر انسان حماقت می‌کند می‌گوید نیستی هم بوده، ما یک نیستی داشتیم، فکرهای کارتونی است بکنیم عیبی ندارد؛ نیستی داشتیم حالا نیستی داشتیم از نیستی چطوری هستی به وجود آمده؟ ما الان با چه سروکار داریم؟ با هستی، الان که نیستی نیست، الان با هستی سروکار داریم این هستی که نمی‌توانسته از نیستی بوجود بیاید.@هستی مطلق هیچ وقت اول ندارد آخر هم ندارد. ببینید چطوری اسمها از توحید در می‌آید در تصور بینهایت یکی یکی اسمهای خدا را در می‌آوریم.@«لَمْ يُولَدْ» یعنی خدا زاییده نشده از جایی کسی خدا را به وجود نیاورده، امکان ندارد خدا هستی‌اش را از کسی گرفته باشد، امکان ندارد خدا را کسی به وجود آورده و خلق کرده باشد؛ ببینید چقدر شناسنامه دقیق است و ما چقدر این سوره توحید را همینطوری می‌خوانیم.@امام زین‌العابدین فرمود خداوند می‌دانست در آخرالزمان انسانهای عمیقی خواهند آمد که سوره توحید را می‌فهمند و خداوند سوره توحید را برای آن آدمها فرستاد که آنها توحید را بفهمند و سوره توحید را باز کنند. چه فرموده.@یهودیان خدمت رسول خدا آمدند و گفتند پیامبر بگو رب تو کیست تو این خدایی که می‌گویی معرفی کن؟ «بسم الله الرحمن الرحیم» خدا چه فرموده، چون بین علما مشهور است شناسنامه خدا توحید است، سوره توحید شناسنامه خداست برای همین هم آنقدر مهم است که سه بار خواندنش یک ختم قرآن است.@این معارفی که در این سوره ریخته شده جذب قلب انسان بشود کار می‌کند سوره توحید چقدر هم سنگین است چقدر پرمحتوا، ته هم ندارد. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» کفو هم ندارد هستی مطلق نمونه ندارد حریف هم ندارد اله من هست اما حریف هم ندارد کسی جز او نمی‌تواند معشوق من باشد.@چقدر این سوره کار می‌کند چقدر خیرات و برکت دارد اگر کسی این سوره توحید را بفهمد و یکی از آن را برای اموات بفرستد چه اتفاقی می‌افتد در عالم برزخ، یک سوره توحید را برای اموات بخواند.@اینکه بزرگان ما روی محتوا بیشتر تأکید می‌کردند و کیفیت تا کمیت برای همین است. امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید من اگر فلان گمشده‌ای که دارم پیدا بشود خدا را طوری حمد می‌کنم که کسی حمد خدا را نکرده؛ وقتی پیدا می‌شود حضرت می‌فرماید الحمدلله، همین؟! الحمدلله حضرت کجا چه می‌فهمد از این الحمدلله، ما چه می‌فهمیم.@خدا رحمت کند علامه را، علامه هم همینطور بود یک موقعی گفته بود که من می‌خواهم یک صلوات بفرستم برای کسی، باشد ما همه‌اش تسبیح دستمان می‌گیریم صبح تا شب هزارتا می‌فرستیم.@اما اگر کسی صلوات را بفهمد و بعد یک صلوات را بفرستد و به اموات هدیه کند یک صلوات را به اهل بیت هدیه کند یک صلوات را به یک ولیّ خدا هدیه بکند خدا می‌داند صلوات چه می‌کند.@اینکه در شب معراج پیامبر آن فرشته عظیم الهی را می‌بیند حالا تعبیر پیامبر است چون عدد نداشتند بالاترین عدد هزار بوده هزار می‌گویند ولی ما نمی‌دانیم چقدر بوده، هزار دست داشت هر دستش هزار انگشت داشت بعد ثواب می‌نوشت.@پیغمبر به فرشته می‌گوید تو چکار می‌کنی؟ می‌گوید ثواب اعمال را می‌نویسم. فرمود چیزی هم هست که تو ثوابش را نتوانی بنویسی؟ بله وقتی امت تو صلوات می‌فرستند من دیگر عاجز می‌شوم.@این خیلی مهم است که این صلوات چقدر سنگین است که جمعی وقتی فرستاده می‌شود هیچ کس جز خداوند نمی‌تواند محاسبه‌اش کند؛ یک صلوات چقدر معرفت می‌خواهد.@صلوات تمام اسماء الهی، ارکان اسماء الهی در صلوات هست. تمام عقائدی که یک نفر نیاز دارد برای خوشبختی در صلوات هست. اگر کسی معنی صلوات را بفرستد همه باورها را دارد. که اینها را مفصل در بحث صلوات توضیح دادیم.@پس مبنا توحید است ما باید توحید را خوب بشناسیم، اگر شما توحید را شناختی شما وارد اسماء می‌شوید. می‌توانید بعد این خدا را عبادت کنید می‌توانید به این خدا اعتماد کنید عاشق این خدا بشوی و به او تکیه کنی و با او رفیق بشوی و او را به هر چیزی ترجیح بدهی.@عمرت را پایش بگذاری و خودت را وقفش بکنی و به کمتر از او خودت را نفروشی، با کمتر از او در زندگی معامله نکنی؛ بفهمی تو اول عبد و مال او هستی «إنا لله» ما برای او هستیم برای هیچ کس نیستیم «وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ».@من اگر بفهمم قبل از اینکه شوهر، زن، پدر، مادر، برادر، رئیس، مرئوس کسی هستم جنبه زمینی و جنسیتی من بفهمم من برای خدا هستم عبد او هستم او مولای من هست مالک من هست و من روی زمین هیچ وظیفه‌ای جز انجام دستورات او را ندارم همه زندگی من خوب می‌شود.@تلخی‌ها و شکست‌ها و بدبختی‌ها و پوچی‌ها و غصه‌ها و حساسیت‌ها و زودرنجی‌ها و عصبانیت‌ها و حقارت‌ها و حسادت‌ها و تکبرها زمانی می‌آید که ما یادمان می‌رود عبد خدا هستیم برای خودمان غیر از عبودیت یک شأنهای قلابی درست می‌کنیم چون شأنها همه قلابی است در آن زد و خورد و بزن بزن و حسادت و تکبر و جنگ و نفرت (از خیالی جنگشان و صلح‌شان) دائم جنگ و صلح‌های خیالی سراغ انسان می‌آید.@اما اگر انسان ماهیت خودش را در رحم دنیا فهمید که من جنینی هستم در رحم دنیا و عبد خدا هستم قبل از اینکه هر کس دیگری باشم مهمترین وظیفه‌ام عبودیت است او خیلی خوشبخت و قوی زندگی خواهد کرد.@سراغ بخشهای بعدی برویم که ان‌شاءالله این تمرینهایمان را روی احد و واحد انجام بدهیم تا اسمهای دیگر را هم بتوانیم خوب جذب کنیم. اگر کسی احد و واحد را خوب درک نکند مثل هو و الله، بقیه اسمها را هم که یاد می‌گیرد ناقص یا غلط یاد می‌گیرد.@خب ان‌شاءالله برای اینکه ذهنمان بهتر باز بشود و مورد عنایت حق تعالی و اهل بیت قرار بگیریم، دلمان پاک بشود در همین لحظه بسیار مهم که مهمترین معارف زندگی‌‌مان را می‌خواهیم یاد بگیریم وجود و دلمان پاک بشود آلودگیهایش برطرف بشود ذهنمان باز بشود قلبمان قدرتمند بشود و این معارف جذب جانمان بشود یک صلوات بلند ختم کنید.@خب حق تعالی اگر بینهایت هست ما یک هستی بینهایت داریم دیگر قابل ترکیب هم نیست ترکیب هم نمی‌تواند داشته باشد یعنی جزء نمی‌تواند داشته باشد، چرا نمی‌تواند جزء و ترکیب داشته باشد؟ برای اینکه محتاج به چه می‌شود؟ محتاج به اجزاء و غیر خودش می‌شود.@وقتی هم جزء بخواهد بگذارد باید بین جزءها چه فاصله باشد؟ می‌گوییم هستی با این فرق دارد این جزء با این جزء فرق دارد، اگر قرار باشد جزء‌دار و ترکیب در او بود یعنی این غیر از این است.@جزء اینطوری است می‌گوییم این غیر از این هست، خب اگر غیر از این هست پس یک غیریتی هست این این نیست آن هم این نیست، این نمی‌تواند آن باشد و آن هم نمی‌تواند این باشد هر کس یک ماهیت ویژه خودش را دارد.@آنوقت فاصله‌شان دوباره، با چه فرق بین‌شان گذاشته می‌شود؟ تواناییها، محدودیتها هست، هستی مطلق محدود نیست، جزء چیست؟ محدود و ضعیف است هستی مطلق محدود نیست. پس هستی مطلق نمی‌تواند ترکیب در آن باشد جزءبردار نیست ترکیب‌بردار نیست.@وقتی ترکیب آمد مطلق بودن و نامحدود بودن از بین می‌رود. ما همیشه ترکیب را جایی داریم که با هستی چی روبرو هستیم؟ هستی محدود، ظهوری، نه هستی ذاتی. با ذات هستی سروکار نداریم، هستی‌های محدود و ظهوری.@پس دوتا نیست شریک هم نمی‌تواند داشته باشد «وحده لا شریک له» در نماز می‌گوییم؛ یک جاهایی داریم سه تا وحده شما باید بگویید که اینها را بعداً می‌گوییم چرا سه‌تاست وحده وحده وحده، که این سه شأن از خداست ذات و صفات و افعال. در ذات وحدت دارد در صفات وحدت دارد در افعال هم وحدت دارد.@الان فعلاً کاری با آن نداریم، الان یک وحدت بیشتر در نماز نداریم می‌گوییم «أشهد أن لا اله الا الله وحده» یگانه‌ای است که چیست؟ «لا شریک له» شریک هم ندارد. بحث عقیدتی نمی‌کنیم، داریم بحث وجودشناسی می‌کنیم اگر کسی می‌تواند ادعا کند خدا شریک دارد همین الان دستش را بالا بگیرد که خدا می‌تواند شریک داشته باشد، هستی مطلق می‌تواند شریک داشته باشد.@هستی مطلق، وجود مطلق حق تعالی دو بردار نیست چون مطلق است. به قول امام صادق فرمود شما تا دو بگویید پای سومی هم وسط می‌آید، نمی‌توانید به دو قائل باشید، چرا؟@چون باید بین یک و دو یک چیزی چه بشود؟ فاصله باشد که غیر از این دوتا باشد، نیستی که نمی‌تواند بین یک و دو فاصله بیاندازد بین دو چیز که نیستی نمی‌تواند باشد؛ باید یک چیزی باشد و این چیز باید هم غیر اولی باشد و هم غیر چی؟ دومی، که بگوییم ما دو چیز داریم، چیزی جز هستی وجود ندارد. اگر هست پس هست، و اگر نیست خب نیست.@پس شریک‌بردار هم نیست. توحید را ما باید همینطوری بفهمیم پله به پله، وقتی بگوییم توحید باید لوازم توحید را هم قبول کنیم. اما شما در خیلی از کتابها نگاه کنید که خدا و توحید را قبول کردند ولی بعد که در توضیحات می‌آییم می‌بینیم یک خدایی معرفی می‌شود که هیچ کدام با توحید سازگاری ندارد اصلاً به توحید نمی‌خورد.@ما اول باید توحید را خوب در وجودمان تقویت کنیم و باورش کنیم. وقتی گفتیم بینهایت است ازلی بودنش را هم در آوردیم چون نمی‌توانیم برگردیم به یک برهه‌ای که هستی وجود ندارد و ازلی است.@بی‌نیازی‌اش و ازلی بودنش را در آوردیم. و چون کسی بینهایت هستی را نمی‌تواند به وجود بیاورد چون غیر از بینهایت هستی چیزی نیست او ذات دارد قائم به چیست؟ قائم به خودش است به چیزی دیگری قائم نیست.@تمام مخلوقات و ظهورات خدا هیچ کدام ذات ندارند، نه ما نه هیچ موجود دیگری، ما هر چه هستیم این را می‌فهمیم که ذات از خودمان نداریم در مقابل حق تعالی، او هر وقت بخواهد ما را چکار می‌کند؟ اخذ می‌کند.@مثل شما، شما خیلی چیزها را در وجود خودتان تصور می‌کنید و به آن هستی می‌دهید و از آن هم لذت می‌برید منشأ اثر هست و همینطور دائم تصور می‌کنید و به آنها وجود می‌دهید وجود ذهنی، واقعی و حقیقی هست.@چون منشأ اثر است کار می‌کند واقعا زندگی می‌کند در خیال خودت همینطوری به آن زندگی می‌دهی و با این خیال خودت کار می‌کنی، ولی هر وقت بخواهی جمعش می‌کنی؛ کجا رفت؟ چون ذات ندارد جمع می‌شود کجا برمی‌گردد؟ به ذات برمی‌گردد، تمام صورتها از بین می‌روند (اگر نازی کند یارم فرو ریزند قالبها).@لذا در قرآن می‌گوید اگر ما اراده کنیم جمع‌تان می‌کنیم یکجا جمع می‌کنیم یک خلق جدید درست می‌کنیم. خدا کافی است یک لحظه نگاهش را بردارد ما به یک عنایت حق تعالی بند هستیم یک لحظه رهایت کند تمام شد، هیچی نمی‌ماند.@ولی حق تعالی ذات دارد هستی مطلق ذات است نابودشدنی نیست به جایی بند نیست غنی مطلق است قائم به ذات است به جایی وابسته نیست هستی‌اش را از جایی نیاورده. فرق بین غنی و فقیر این می‌شود.@«أَنْتَ الْغَنِیُّ وَ أَنَا الْفَقِیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفَقِیرَ إِلاَّ الْغَنِیُ» خدایا من هیچی از خودم ندارم «لا أملک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاة و لا نشورا» هیچی، همه‌اش تویی. «أَنْتَ الْقَوِیُّ وَ أَنَا الضَّعِیفُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الضَّعِیفَ إِلاَّ الْقَوِیُ‏، أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلاَّ الْمَوْلَى‏».@شما بروید کسانی که در مقابل خدا اینقدر من من می‌کنند وقتی به آنها می‌گوییم حیا کن حیا کن حیا کن خدا از این کار خوشش نمی‌آید، خدا می‌گوید نکن، جلوی خدا می‌ایستد. فقیر به خدا، وابسته به خدا، عین ربط به خداست بعد با بی‌حیایی قلدری می‌کند و جلوی خدا می‌ایستد.@می‌گویند آقا این کار را نکن این کار خوب نیست حق تعالی خوشش نمی‌آید؛ ببینید چقدر حرف بزرگ است خداوند اگر از این حرف بزرگتر داشت به ما می‌گفت «إن الله لا یحب» دوست ندارم؛ خیلی حرف بزرگ است.@از اینکه پدرتان را در می‌آورم و شما را جهنم می‌برم و چنین و چنان می‌کنم خیلی بدتر است، می‌گوید من دوست ندارم، من دوست دارم شما پاک باشید « » اگر گناه کردید پاک باش زود توبه کن.@من از حسود و متکبر خوشم نمی‌آید «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» از فخرفروشی خوشم نمی‌آید از اینکه خودتان و کمالاتتان را به رخ دیگران بکشید خوشم نمی‌آید دیگران را تحقیر کنید از اینکه بخواهید نعمتی به کسی دادم از او بگیرم، از اینکه حسادتی نسبت به کسی بکنید از اینکه در مقابل خدا من من بکنید از اینکه مقاومت بکنید در مقابل دستورات خدا؛ چقدر پررویی و بی‌حیایی و نفهمی و جسارت می‌خواهد.@لذا در دعای عرفه داریم این چقدر تکان‌دهنده است «أَنَا الَّذِي عَصَيْتُ جَبَّارَ السَّمَاءِ» من کسی هستم که خدای جبار آسمان را معصیت کرده. مگر معصیت شوخی است؟@ما این معصیت را راحت گرفتیم. گناه را خیلی عادی گرفتیم. بفهمیم چه کسی را داریم گناه می‌کنیم. با چه کسی داریم خودمان را طرف می‌کنیم با چه کسی لجبازی می‌کنیم چه کسی را راحت کوچک می‌پنداریم؛ غنی مطلق. ما هم عین فقر و ربط و نیاز هستیم.@این هستی اگر هستی مطلق و بینهایت است در همه چیزش بینهایت است شما دیگر نمی‌توانید روی آن حد بگذارید. حالا می‌رسیم به آن سه تا وحدت. «وحده فی ذاته» در ذات واحد است هیچ چیز و هیچ کس جز خدا ذات ندارد اصلاً جز خدا نیست. پس بقیه چه هستند؟ بقیه همه ظهورات و تجلیات خدا هستند.@گفتیم اشکال ندارد که یک ذات ظهورات چی داشته باشد؟ ظهورات گوناگون و مختلف و محدود داشته باشد. خب خودش می‌خواهد یک جا تجلی 100% بکند یک جا تجلی 99% می‌کند یک جا تجلی 1% می‌کند، خودش است.@ولی این آن نیست، تجلی غیر از صاحب جلوه است، مظهر غیر از ظاهر است چون چی دارد؟ حدود دارد محدودیت دارد. در صفات چی؟ خدا کریم، رحیم، غفور، مهربان، رفیق است؟ بله، محبت دارد؟ بله، جواد، رزاق، خالق است؟ بله، چقدر؟ از چه موقع؟ از ندارد، چقدر ندارد.@خدا در صفاتش هم بینهایت است یعنی اگر کریم است بینهایت کریم است، اینقدر کریم نه، لذا شما با تکیه به همین کرم و مهربانی و عفو خدا چون بینهایت است در نماز می‌گویید «إلهی إن کان ذنبی عندک عظیما» خدایا اگر گناه من نزد تو عظیم است.@«فعفوک أعظم من ذنبی» عفو تو از گناه من بینهایت بزرگتر است، من نمی‌توانم گناه من یک زمانی آنقدر زیاد بشود که تو بگویی من دیگر عفوم جا ندارد آنقدر گناهان تو بزرگ است که من نمی‌توانم ببخشم؛ تو وقتی که می‌گویی خدا نمی‌بخشد اینجاست که فهم در ارتباط چقدر تأثیر دارد.@وقتی گفتی خدا نمی‌بخشد یعنی خدا را پس نشناختی پس تو توحید نداری. اگر فهمیدی که بینهایت است در صفات هم بینهایت است دیگر خدا را محدود نمی‌کنی هر چه به قول یکی از بزرگان و علما اگر 70 تا پیغمبر را سر بریده باشی ناامید نمی‌شوی؛ هر چه گناه ببری از عفو خدا بیشتر نیست.@و این چقدر به انسان آرامش می‌دهد. اصلاً نمی‌گذارد آدم از دامن خدا فرار بکند. اصلاً نمی‌گذارد شیطان بین انسان و خدا فاصله بیاندازد. شیطان نمی‌تواند کاری بکند.@آن کسی که از خدا می‌ترسد و فرار می‌کند و می‌گوید من دیگر آدم بشو نیستم، دیگر درست بشو نیستم دیگر مشمول مغفرت قرار نمی‌گیرم او در کجا مشکل داشت؟ در توحید مشکل دارد. چون محدود دارد نگاه می‌کند.@پس خداوند وحده وحده، وحدت در ذات و وحدت در چی؟ در صفات؛ چقدر رزاق است چقدر خلق می‌کند؟ هیچ کس نمی‌تواند خلق خدا را بشمارد جز خدا، حد ندارد خدا از زمانی که خدایی می‌کرده حالا کلمه زمان غلط است، خدا بوده خلق می‌کرده مهربان و رزاق بوده.@کسی آمد به حضرت گفت راجع به اینکه قبل از ما چه کسانی بودند، به امام باقر (علیه السّلام) حضرت فرمود خداوند میلیون خلق داشته «ألف ألف» نسل میلیون نسل آدم اینجا آمده ما آخرش هستیم.@آخرش هستیم یعنی چی؟ یعنی بعدش تمام می‌شود؟ یعنی وقتی قیامت شد و سفره جمع شد خدا دیگر دست روی دست می‌گذارد و خلق نمی‌کند؟ تا خدا خدایی می‌کرده خلق خدا هم بوده خدا دائم خلق می‌کند.@در صفات بینهایت، حالا راجع به این ان‌شاءالله کار می‌کنیم در افعال هم بینهایت است صفاتش بینهایت است افعال و خلقش هم باز چیه؟ بینهایت است؛ رزق می‌دهد چقدر؟ حد ندارد، خلق می‌کند خلق فعل خداست بله، مصور هست تصویرگری می‌کند تصویرهای خدا فعلهای خدا چندتاست صورتهای خدا که می‌شود شمرد؟ بینهایت است ما با یک هستی بینهایت روبرو هستیم که صفات بینهایت و ظهورات بینهایت دارد این الله ماست.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@