شخصیت انسان حقیقی؛ جلسه ششم 7/2/1395
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان.
بحث مان در شخصیت شناسی مومن بود. به این فرمایش گرانقدر نبی اکرم (ص) (المومن اخ المومن لایدع نصیحته علی کل حال) مومن برادر مومن هست و در هیچ حالی از خیرخواهی برادرش خالی نیست. بی خیال نیست نسبت به خیر خواهی برادرش. نفس وحدت عددی ندارد. یعنی تعدد ندارد. ما یک نفس واحد هستیم که در قالب های مختلف زندگی می کنیم. همه ی ما روح خدا و روح محمد و آل محمد (ع) هستیم. یک حقیقت در همه ی ما زنده است و جریان دارد .( انفسکم فی النفوس ) لذا (انما المومنون اخوئون ) ما برادر هستیم به معنای حقیقی. (من اب و ام) مومن برادر مومن از یک پدر و مادر. از یک اصل واز یک ریشه مثل یک پدر و مادر جنسی و حیوانی. که یک زن و مردی که در بخش جنسی ازدواج می کنند صاحب چند فرزند میشوند. حالا اگر چند پسر داشته باشند اینها با هم برادر می شوند. اوخت و اخت هر دو یک ریشه دارند. یعنی یک حقیقته. من اب و ام .یعنی از یک پدر و مادر مومنین باهم برادر هستند به معنای حقیقی برادر هستند. و این شدت برادری از شدت برادری حیوانی قوی تر بالاتر و بهتر هست تا جایی که علی (ع) فرمود هو انت. اصلا برادر تو خود توست. این قاعده را قبلا توضیح دادیم. هو انت. با هر کس از برادرانت که روبه رو شوی او خود تو هستی . لذا معنا نداره که انسان در باطن خودش خیر کسی را نخواهد. یا حسادتی نسبت به دیگری داشته باشد. یا خیر کسی را نمی خواهد و نسبت به دیگران بد خواه است. اساسا از دایره توحید و دین خارج می شود. چون قاعده ی هو انت برقرار است انسان هر بدجنسی و بد خواهی که در مورد دیگران داشته باشه در واقع نسبت به خودش دارد. کسی می گفت خواب دیدم که با شیطان گلاویز و درگیر شدم و گلوی اورا فشار می دهم از خواب که بیدار شدم دیدم گلوی خودم را دارم فشار می دهم. لذا امام رضا (ع) در نامه ای که به حضرت عبدالعظیم (ع) مینویسد می فرماید اگر یکی از شیعیان من نسبت به یک نفر از محبین من بدجنسی کند و بدخواهی بکند با زبان و رفتارهایش من چنان او را نفرین می کنم که در دنیا و آخرت خیر نمی بیند. خیلی تحدید بزرگی است از امامی که معروف است به امام رئوف . بد جنسی و بد خواهی نسبت به دیگران و اینکه خود را غیر از و برتر از او بدانی باعث فاصله انداختن بین ما و الله می شود. معنویت را در انسان از بین می برد. نورانیت را کور می کند . گاهی انسان این بدجنسی را نسبت به همسرش دارد گاهی نسبت به پدر و مادرش دارد گاهی این بدجنسی را نسبت به دوست و همسایه دارد . بدجنسی یعنی اینکه طرف مقابل را درک نکنی و بخواهی از او امتیاز بگیری و از او چیزی کم کنی. این اصلا پسندیده نیست . و یک کسی که تصور کنه که آدم زیرکی هست و صد نفر را لب چشمه می برد و تشنه بر میگرداند. برعکس این شخص خیلی احمق است .یک آدمی که می تواند به دیگران کلک بزند و بدخواه دیگران باشد یک کسی که روح فریب دیگران را دارد و دیگران را مثل خودش نمی بیند این فرد دچار خود شیفتگی ست. دچار یک حالتی ست که پیامبر میفرماید از همه ی گناهان بالاتر است. ایشان می فرماید ( لو لم تظلموا لخشیت علیکم هو اکبر من ذالک العوج العوج ) شما اگر هم گناه نکنید از بالاتر از گناه بر شما می ترسم. اینکه شما خودشیفته باشید و مصالح خود را بر دیگران ترجیح دهید. حق دیگران را به نفع خود ضایع کنید . و حاضر به پشت سر گذاشتن دیگران باشید. این فوق العاده خطرناکه. عروس با مادر شوهر داماد با مادر زن و ... و اتفاقات الکی که در زندگی ها می افتد و طلاق هایی که الان پیش می آید که عرض کردم از هر پنج ازدواج چهارتای آن به طلاق منجر می شود اینها همه بخاطر خودخواهی ها هست. افراد همسرشون را مثل خودشون و از جانشان نمی دانند. و فکر می کنند که غریبه است و می توانند به او دروغ بگویند و اذیت کنند. ولی اگر قواعد اسلام آمد و شخص فهمید هو انت . در هو انت تو نمی توانی زن داری اسلامی نداشته باشی تو نمی توانی شوهر داری اسلامی نداشته باشی در هو انت نمی توانی فرزندت را ضایع کنی وتامین نکنی و آن سه تامین اصلی که در مهارتهای زندگی توضیح دادیم که شامل تامین اقتصادی تامین عشقی و عاطفی و تامین معنوی میشود نمیتوانی نداشته باشی. اگر قبول داشته باشی که فرزند و همسرت مثل خود توست دیگر خود خواهی ها و خود پسندی ها کنار می رود. انسان بخاطر خودخواهی ها و تنبلی ها بار خود را به دیگران تحمیل نمی کند. این از خودشیفتگی هاست که خود را بر دیگران ترجیح می دهیم. و از دیگران بیگاری می کشیم و دیگران را به استخدام خود در بیاوریم بدون اینکه روحیه خدمت به دیگران را داشته باشیم. پیامبر گرامی (ص) فرمود (سید القوم خادمهم ) سرور هر گروهی کسی است که در آن گروه بیشتر به بقیه خدمت می کند. آن کسی که از همه متواضع تر است. مخصوصا در خانواده. پیامبر فرمود ( خیرکم خیرکم ل اهله )بهترین شما کسی است که نسبت به خانوادش بهترین باشد. یعنی متواضع ترین عضو خانواده خادم ترین عضو خانواده است .در هر گروهی و یا تشکیلاتی آن عضوی که خادم تر است و متواضع تر است چون از قاعده هو انت پیروی می کند این فرد به الله هم نزدیکتر است. هو سید القوم . سید همان سیادتی ست که سیادت حقیقی ست .یعنی سیادت و شرافتی ست آسمانی. سیادت ظاهری نیست . سیادت حقیقی و نفسانی و روحانی است. این انسان قیمت بیشتری دارد و پیش خدا عزیز تر است. و نسبت به بقیه خادم تر و متواضع تر است و هیچکس را از خودش برتر نمی داند. و در نقطه مقابل مصداق این حدیث از امام صادق (ع) است اگر کسی خودش را برتر از حتی یک نفر بداند این شخص مستکبر است. بنابراین وقتی می گویند المومن اخ المومن این اخوت با تمام گوشت و پوست و خون انسان درک می شود .همه ی کسانی که مومن هستند و در جامعه ی دینی زندگی می کنند مثل جان خودش دوست دارد. مرا عهدی ست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم. رقابت نداره تا بخواهد به دیگران غلبه کند. اینکه بنابر موقعیت های تحصیلی و ثروتی و اجتماعی و سیاسی و توانایی های ظاهری از بقیه جلوتر است لذتی نمی برد. و نخوت و تکبری سراغش نمی آید. ( انا اشرف ولد آدم ولا فخر ) پیامبر فرمود من بالاترین فرزند آدم هستم اما هیچ فخری ندارم. ( انا اول من یدخل الجنه ) من اولین کسی هستم که به بهشت می روم اما هیچ فخری نسبت به دیگران ندارم. و پیامبر موارد مشابه این روایت را بسیار تکرار کرده است. ولی برای هر جمله می فرماید ولا فخر.من هیچ فخری ندارم. گاهی وقت ها انسان درس می خواند و موقعیت اجتماعی و سیاسی و مالی او را از بقیه جلو می اندازد. اما اگر در روحیه خودش این برتری را ببیند ولذت ببرد و دلیل نمی شود این برتری به خیر انسان باشد. لذا فخری ندارد. وقتی فخر ندارد همه باهم یکی هستند و همدیگر را دوست دارند. و همه یک نفر هستیم. هو انت . این را باید باور کنیم باید هو انت در گوشت و پوست و استخوان ما برود. آن موقع است که نمی توانیم راحت از کنار مشکلات بقیه مردم رد شویم. (من اصبح ولم یهتم به امور مسلمین فلیس بالمسلم) پیامبر فرمود اگر کسی روزش را آغاز بکند در حالی که اهتمام به مشکلات مردم ندارد مسلمان نیست . اهتمام یعنی اهمیت دادن به امور تمام مسلمین .اهتمام یعنی دغدغه. کسی که این دغدغه را ندارد مسلمان نیست. بنابر این انسانی که مومن است داعما در خیر خواهی است و همه را دوست دارد و دیگران را مثل خودش می داند پس زندگی او جریان دار است . انسان هر چقدر جریان داشته باشد به الله نزدیکتر می شود . یک زندگی است که در آن خیر و برکت است .این زندگی خروجی دارد. توقف ندارد. ایستا نیست. دائما این انسان در جهات مختلف جریان دارد. و اسلام مارا به یک زندگی با نشاط و با خروجی های زیاد دعوت می کند اما خیلی ها بخاطر تنبلی هایی که دارند ویا بدلیل ضعف ایمانشان زندگی هایشان راکت می ماند. اگر هم درس بخواند درس او بکاری نمی آید و نمی تواند مشکلی از مشکلات امام زمان برطرف کند. درس خواتدن او هیچ خاصیتی برای لشگر امام زمان ندارد. اصلا در خیمه ی حضرت نرفته . در خیمه ی خودش است. در خیمه ی نفسانیت و خودخواهی ها یش قرار دارد . نقشی در برطرف کرذن موانع ظهور آقا ندارد. ثروتمند هست اما ثروت او همه لجن و آلودگی است. علم دارد تحصیلات و مدرک و آبرو و مقام اجتماعی دارد اما هیچ خاصیتی ندارد. برای امام امت فرمود مسئولان جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند خائن و خطر سازند. حتی اگر به مردم خدمت کنند. وقتی که خاصیتی برای امام زمان نداری وقتی در خیمه امام زمان نیستی و دغدغه حضرت را نداری مومن نیستی. ( المومن اخ المومن لا یدع نصیحته علی کل حال) مومن برادر مومن است در هیچ حالی از خیر خواهی مومن رها نیست .مگر امام زمان مومن نیست. یکی از مومنین امام زمان است .قبول دارید؟ ما خیر خواه امام زمان هستیم یا نه. غصه دار او هستیم یا نه ؟مگر او آواره نیست به تعبیر امام علی (ع). شرید . مگر ترد شده نیست ترید. مگر تنها نیست فرید. مگر مضطر نیست که امام باقر (ع) فرمود.چرا برایش غصه می خوریم؟ غیر از اینکه امام ماست و پدر آسمانی ما هست مومن که هست . ما چطور می توانیم از خیر خواهی امام زمان خالی باشیم . یعنی درس و حیات مال و آبروی ما صرف ایشان نشود این زندگی چه فایدای دارد. این زندگی سراسر نکبت است. و جالب اینجاست که این مومن ما را به کمک خودش فرا خوانده است. و می فرماید من هر بیست و چهار ساعت یکبار هل من ناصر ینصرنی ؟ من اگر بیخیال امام زمان باشم و نقشی در ظهور امام زمان نداشته باشم و خود را به خیمه ایشان نرسانم و فقط به مشکلات خودم بپردازم و مشغول دنیا باشم روی این انسان نمیشود حساب کرد. کل سیستم برنامه ریزی او فقط برای خودش است و هیچ خاصیتی برای امام زمان ندارد برای خانواده آسمانی وقت نمیکذارد . و خاصیتی ندارد که حضرت زهرا روی او حساب کند. سید الشهدا روی او حساب کند خدا روی او حساب کند . ما نباید از خیر خواهی امام زمان خالی باشیم او هم مومن است.خیر خواهی امام زمان برای ما اقتضاعاتی دارد . هو انت امام زمان هم خود ماست. مگر نمی گوییم انفسکم و النفوس .ارواحکم فی الارواح . امام ماست پدر ماست. پس چرااینقدر بیخیال زندگی می کنیم چرا هیچ تصمیم جدی برای رفتن به خیمه امام زمان نداریم؟ یک دعا ازما خواسته آن هم دریغ می کنیم . دعای مضطرانه .چون او را از خودمان نمی دانیم مضطر نمی شویم. ولی اگر فرزند ما مریض شود ما مضطر میشویم. چون او را از خودمان می دانیم. خیلی مصیبت است که ما نمی توانیم برای امام زمان اضطرار داشته باشیم. وبرای حضرت مضطرانه دعا و گریه کنیم. قلب ما مشکل دارد که به اضطرار نمی افتد. نبود آن ما را اذیت نمی کند. ودر راس دعاهای ما نیست. برای خیلی از حاجاتمون ایندر نذر و نیاز می کنیم و پول و طلا و عبادت نذر می کنیم .برای حاجات دنیایی ولی برای برطرف شدن موانع ظهور حضرت دو رکعت نماز خواندیم ؟از خدا التجاء کردیم؟ ( الهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبت ولینا ) باید شاکی باشیم .بالاخره مشکل اینجاست که ما هنوز امام زمان را از خودمان نمی دانیم .چرا همسر و فرزند را از خودمان می دانیم شاید دوستان را هم از خودمان بدانیم ولی متاسفانه هنوز در اثر ضعف معرفت و قصاوت قلب و معصیت به جایی نرسیدیم که دلمان با امام زمان نرم شده باشد. و فقدان او ما را به گریه بیندازد.ناراحت باشیم و دلمان برایش تنگ شود. این مورد را در بخش روابط خانواده آسمانی بسیار مورد بحث قرار داذیم. نبی اکرم (ص) می فرماید (المومن حین لین حتی تخالهو من الین احمق ) می فرماید مومن رام و نرم و ملایم است . اینقدر نرم است که فکر می کنی احمق است. یعنی آدم تیزی نشان نمی دهد. بعضی ها خیلی تند هستند بعضی ها خیلی تیز هستند و کیاست و سیاست خود را به رخ دیگران می کشند. مومن در عین حالی واقعا زیرک است اما در برخود هایش نشان نمی دهد. خیلی نرم است . درباره علی (ع) داریم که ( اذا دخل فی البیت دخل سبیا )وقتی به خانه می رفت مانند یک بچه می شد. اینقدر نرم. امیر المومنین اینگونه بود. او که مظهر جلال الهی بود و بیشتر مظهر زیبایی های خداست تا مظهر جلال .که ما متاسفانه فقط به جلال آن پرداختیم. لطافت های امیر المومنین فوق العاده ست.انسان واقعا در تحیر می ماند که این انسان چقدر نرم بوده چقدر مهربان و دوست داشتنی بوده .سفارش هایی که در مورد دشمن خود می کند وقتی برایش شیر می آورند می پرسد به ابن ملجم شیر دادید یا نه . در میدان جنگ با لطافت و نرمی برخورد می کند.وقتی میخواست شمشیر بزند صرف کشتن نمی زد.و طوری میزد که اگر این فرد نسلی در آینده ازاو انسان میشد طرف را نمیکشت. این ظرافت و لطافت را در دوران هشت سال دفاع مقدس دیدیم . رزمندگان وقتی می خواستند شلیک بکنند در خیلی از موارد دشمن را نمی کشتند اورا زخمی میکردند که فقط از میدان خارج شود.و می گفتند اینها هم مسلمانند و کینه ای برخورد نمی کردند. من صدها بار در این عملیات ها دیدم بچه ها آبی که خودشان نیاز داشتند و ساعت ها تشنگی کشیده بودند آب را اول به دشمن می دادند. نرمی و لطلفت مومن را می رساند. چون مومن رحمان و رحیم است. مومن با یک حیوان هم مهربان است با گیاهان و اشیاء هم مهربان است. عرض کردم مومن اگر خودکارش تمام شود در سطل آشغال پرت نمی کند چون خودکار هم به او خدمت کرده و ساعت ها مطلب نوشته است و حرمت دارد با مهربانی و عاطفه از او خدا حافظی می کند با اتومبیلش مهربان است. عصای پیامبر اسم داشت .اسب و حیواناتش اسم دارند و شخصیت دارند. اشیا ء خانه او همه دارای شخصیتند. اگر ما عرضه داشته باشیم با اشیاء هم می توانیم ارتباط پیدا کنیم.آنها هم ما را می فهمند. اشیاء شعور دارند و ای را در مباحث توحیدی توضیح دادیم .خداوند ظهور بیشعور و جاهل ندارد. هر چه که خداوند از ماده تا عقل و فوق عقل ظهور کرده تمام تجلیات خدا شعور دارند. ( و باسمائک التی ملئت ارکان کل شیء) یکی از اسماء خدا سمیع و بصیر است. مومن با همه چیز نرم است خشونت وتندی ندارد . نه با آدم ها بلکه با حیوانات هم همینطور. خدا رحمت کند میرزا جواد آقا ی تهرانی را در مشهد خدمت ایشان میرسیدیم .یکی از اولیای خدا بود و صاحب کرامات و قدرت. دارای یک دنیا لطافت بود .سبزی فروش می گوید روزی با چه سختی آمد ازمن کمی سبزی خرید و رفت ولی دیدم برگشت و گفت روی این سبزس مورچه ای بوده که خانه اش اینجاست.آقا شیخ جواد مجتهدی بالای کوه خضر عبادت میکردند که الان مسجد شده و راهش آباد شده اما آن موقع بیابانی بیش نبود یک موقعی دیدیم که ایشان شب به خانه آمد و دستمال در آورد که آب وضو خشک کند یک دفعه برگشت و رفت کوه خضر گفت یک مورچه ای به دستمال من مانده و از خانه اش دور شده .ما اینجور زندگی می کنیم؟ما با مردم اینگونه رفتار می کنیم. مراعات پدر و مادر و مردم را می کنیم.ملاحظه جوانتر ها و بچه ها را می کنیم. اینقدر ما خشن هستیم که پیامبر فرمود ( ارحموا اولادکم )به فرزندانتان رحم کنید. راحت روی بچه روی همسر دست بلند می کنند. یا مورد تحقیر و توهین قرار می دهد. مورد سرزنش قرار می دهد. مومن این خصوصیات را ندارد. مومن وقتی می خواهند سرش کلاه بگذارند اجازه می دهد این کار را بکنند. نه اینکه احمق است و زیر بار ظلم میرود نه .ولی مثلا کسی داره دروغ می گوید و کارش را توجیح می کند و مومن هم می داند او دروغ می گوید ولی می پذیرد همانطور که خداوند دروغ های ما را می پذیرد. ما چهل سال پنجاه سال داریم به خدا می گوییم ایاک نعبد و ایاک النستعین . البته به دروغ خدا می داند ولی به روی ما نمی آورد. بخدا می گوییم الحمدلله رب العالمین همه ی قشنگی ها از آن خداوند است پس تو چه حسادتی داری به نعمت هایی که خدا به تو نداده و به دیگران. اگر الحمدلله او راست باشد حسادت نمی کند. می گوید سبحان الله ولی باز دروغ می گوید ولی هزارو یک مدل ایراد و مشکل با خدا دارد. خدا کمی به او سختی بدهد ( فیقول ربی اهانن ) می گوید خدا دارد به من توهین میکند. چهل سال پنجاه سال داریم می گوییم لا اله الا الله و معشوقی جز خدا نداریم . این راست است؟ خدا اصلا به روی ما نمی آورد .خدا اینقدر مهربان است که می گوید من با اینکه می دانم این بنده من گناهکار است ولی اگر چهل مومن روی کفن او را امضا کنند (الهم انا لا نعلم منه الا خیرا )( یعنی ما جز خیر از او ندیدیم ) من به حرمت چهل مومن او را می بخشم. خدا در اینجا به حرمت چهل مومن علم خود را کنار می گذارد. این خدای ماست. پیامبر ما کسی است که بعد از آن همه سال که ابوسفیان مشکلات دیدند و شکنجه دیدند وقتی مکه را فتح میکنند یکی از سپاهیانش می گوید الیوم یوم الا نتقام ولی پیمبر می فرماید نه الیوم یوم المرحمه . امروز روز رحمته. بعد از آن همه گرفتاری و سختی و شکنجه. وقتی وارد مکه شد فرمود هرکس به خانه خدا پناه ببرد در امان است و هرکی هم به خانه ابو سفیان پناه ببرد در امان است. دشمنی که از ترس داشت می مرد و میگفت الان پیامبر مرا می کشد پیامبر آنچنان اعتباری به او داد که خانه ی او هم در امان ماند. این پیامبر ماست. اینقدر مهربان است. این مادر ما فاطمه زهراست که امام حسن فرمود: دیدم تا صبح برای همسایه ها دعا می کرد آن هم همسایه هایی که جز جفا در حقش نکردند. برای خودش دعا نکرد وقتی علت را پرسیدند فرمود (الجار ثم الدار) مومن اینقدر لطیف است. اینقدر ملایم است. یک کسی که عقل ظاهری دنیا داشته باشد می گوید این دیوانه است . پیامبر می فرماید (حین لین حتی تخالهوا من اللین احمق ) از شدت نرمی انسان فکر می کند او احمق است. در روایت هم داریم که در آخر الرمان مومن را هالو می پندارند. پخمه است. 57 مونده، به روز نیست. آبتودید نیست، باید به روز شد . حالا این لوازمای دارد که انشاء الله جلسه بعد در مورد آن صبحت میکنم.