جلسه 002 - شخصیت انسان حقیقی
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
12
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - شخصیت انسان حقیقی

شخصیت انسان حقیقی؛ (جلسه دوم) 4/12/1394

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحث ما درمورد مباحث خودشناسی به موضوع شناخت مومن رسید. گفتیم که از بین تقسیمات شش گانه ای که قرآن کریم در مورد انسان ها کرد و انسانها را به سنگ و کمتر از سنگ حیوان و کمتر از حیوان شیطان و مومن تقسیم کرد. پنج گروه فاسق میداند و فاسق هم به این معنا که در جریان طبیعی حرکت انسانی قرار ندارند و فقط مومن هست که باطن انسانی دارد و از حقیقت انسانی برخوردار است. معیارش را هم عرض کردیم که مومن به معنای واقعی موفق میشود در دل خودش چینش معشوق ها و آرزوهاش را انجام بده و در دل مومن طبق آیه بیست و چهار سوره توبه سه معشوق از همه ی معشوق ها بالاتر هستند: «الله، معصومین و جهاد» و غیر از این هر کس این سه معشوق در رتبه های بعدی وجودش باشه حرکتش طبیعی نیست به سمت جاودانگی. و به سمت آخرت. لذا دچار فسق است. فسق هم یعنی خروج از حالت طبیعی. یک شخصیتی که بین میلیارد ها جمعیت در کره زمین میوه ی عالم هست یعنی به سمت هدف خلقت حرکت میکنه و فقط مومن است که اینگونه است. برای همین هم مومن همان کسی ست که خداوند نظام خلقت رو برای او آفریده.( خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلک)برای همین مومن از یک جایگاه فوق العاده ای برخورداره. آنهایی که حقیقت ایمان به ایشان عطا شده باید خیلی خدا رو شاکر باشند که ایمان رو به ایشان عطا کرده. ( حبب الیکم الایمان ) این خیلی مهمه که خداوند در دل بعضی ایمان رو محبوب میکنه. ( وکره علیه الکفر و الفسوق و العصیان) این کار خداست. خیلی ما باید شاکر باشیم که گرایش دل ما به سمت حقایق ایمانی هست. خداوند هرگز چیزی رو با عظمت تر از این به انسان عطا نکرده مگر مدارج بالاتر ایمان و یقین رو. ولی حجاب عادت نمی ذاره که انسان این نعمت بزرگ خدا رو ببینه. لذا گاهی اوقات انسان آنقدری که از داشتن نعمت های مراحل پایین تر خوشحال میشه از داشتن ایمان خوشحال نیست. چه بسا کسانی که خداوند تبارک و تعالی ب ایشان ایمان رو عطا کرده اما آنها در دنیا دلگیر هستند . احساس بدبختی و بیچارگی دارند. احساس فلاکت و محرومیت دارند در حالی که عظیم ترین چیزی که خداوند میتونست به کسی بده همین ایمان است. لذا خداوند از مومنی که معرفت نداره درحالی که الله رو دوست داره ولی قدرش رو نمیدونه گله میکنه . و میفرماید من تعجب می کنم از مومن که وقتی چیزی از دنیا رو ازش می گیرم با اینکه با اون گرفتن به من نزدیکتر میشه ولی ناراحت میشه. هر چیزی که از مومن در این دنیا گرفته میشه کفاره گناهان اوست و موجب قرب او میشود. نبی اکرم جملی ای تکان دهنده دارد که هم خوشحال کننده ست وهم موجب عبرت است . ایشان می فرمایند (لو تعلمون ما ذخر لکم ما حزنتم الا ما ذوی عنکم ) کلمه لو که آورده یعنی فهمش خیلی سخته. اگر شما واقعا میدونستید که خدا برای شما چه چیزی رو ذخیره کرده هرگر نسبت به چیزهایی که در دنیا به شما داده نشده غصه نمی خوردید. اما بعضی اوقات مومن این فهمشو از دست میده. و با داشتن یک حقیقت پر از نعمت و شادی که بالاترین نعمت است باز وقتی یک چیزی از چیزهای دنیایی نداره احساس افسردگی و پژمردگی میکنه. ما چقدر افراد داریم که بالا ترین نعمت یعنی تشیع حب ایمان به ایشان داده شده ولی نسبت به مسائل دنیایی چنان دلبسته هستند که افسرده هستند و قدر نعماتی که خداوند تبارک و تعالی به ایشان داده رو نمی دونند. این خیلی زشته. لذا خداوند میفرماید من تعجب می کنم از مومن وقتی یک چیزی از دنیا رو ازش میگیرم با اینکه با گرفتن آن به من نزدیکتر میشه غصه دار میشه. این حالت خیلی بده.در حالی که باید شادتر باشه چون وقتی چیزی داده نشده به شخص این معناش این هست که چون شخص مورد توجه و ربوبیت حق تعالی هست و برای او به بلندای ابدیت ذخیره شده. پس چیزی از دست نرفته. این توهم شیطانیست.که یک کسی وقتی چیزی از دنیا رو نداره یا ظاهرا از دست میده حس فقدان داره. خداوند میفرماید گاهی وقت ها چیزی بش میدم در حالی که اورا غافل میکنه چون دنیایی ست و دور میکنه او را از من ولی خیلی خوشحال میشه. این باعث تعجبه که مومن قدر نمی دانه که چه چیزی داره. با داشتن ها از من غافل میشه اما خوشحاله و با گرفتن ها به من نزدیکتر میشه و غمگین میشه. این چیزی ست که ما باید در نظام معرفتی خودمون حل کنیم . اگر حل نکنیم عکس این غصه ها و شادی ها در آخرت نصیب ما میشه. آن چیزهایی که ما براش غصه خوردیم عذاب آخرت میاره.هر چه قدر غصه های دنیایی یک نفر بیشتر باشه عذاب آخرتیش هم بیشتره.پیامبر فرمود ( من بکا علی الدنیا دخل النار) این یک قاعده ست . دنیا ارزش غصه خوردن نداره. اون چیزی که انسان باید نگرانش باشد مسئله ایمان اوست. که از دست نده. این جای اضطراب و دلشوره داره که مبادا ایمان ازش گرفته بشه. این خیلی مهمه. شخصیت مومن از اون جهت که فهم درستی از حقیقت و نظام خلقت داره و حرکت او به سمت حق تعالی ست عزیزترین مخلوق است . پیامبر فرمود( اعظم حرمه من الکعبه) این شوخی نیست که به یک نفر حرمتی بالاتر از کعبه بدن. این خیلی مهمه اگر قراره حرمتی بالاتر از کعبه به یک کسی بدن باید آدم درستی باشه . باید حداقل در نظام قلبی خودش تکیفش رو با محبوب های دنیا با شادی ها و غم هاش مشخص کرده باشه. یک آدمی که غم ها و شادی هاش بر اساس نظام حبی الهی نیست و بر اساس نظام های پایینی است و مسائل فوق عقلی براش اصالت نداره و مساعل پایینی براش اصالت داره و با آنها شادو غمگین میشه این شخص حرمتش از کعبه بالاتر نیست. خیلی مهمه که این قیمت رو پرداختند. اینقدر مومن عزیزه که نبی اکرم (ص) می فرماید (ان المومن یعرف فی السماء کما یعرف الرجل اهله و ولده و انه لاکرم علی الله من ملک المقرب )خیلی عجیبه. خیلی ما باید شاکر باشیم که این منابع و فرمایشات رو داریم. انسان از این کلمات میفهمه که معصوم فرقش با دیگران بی نهایت است. ما افراد زیادی داریم کلمات بزرگی دارند و حکیمانه اما هرگز هیچ کس به گرد اهل بیت نخواهد رسید. میفرمایند مومن در آسمان شناخته میشه همانطور که مرد خانواده و فرزندانش رو میشناسه. شما چه طور خانوادت رو میشناسی؟ شما در آسمان این طور شناخته میشید. وقتی کسی در آسمان اینگونه شناخته شده ست یعنی مورد عنایت و مورد قیمت است. و احترام و ارزش داره. این باعث میشه که به دیگران با چشم حقارت نگاه نکنیم. دیگران رو محترم بشناسیم و قدر خودمون رو بدونیم. احساس اعتمتد به نفسمون بالا بره. احساس خواری و بدبختی در دنیا به سراغمان نیاد. احساس نکنیم در دنیا رها شده هستیم. و کسی به ما توجه نمیکنه بلکه به ما توجه ویژه شده .چون اگر نشده بین که بین این هشت میلیارد این عده ی قلیل که شیعه نمیشدند. دلشون ولایت رو نمیپذیرفت. هر دلی ولایت اهل بیت رو نمی پذیره. هر قلبی متخصص معصوم رو نمی پذیره. اگه کسی پذیرفت قیمتش خیلی بالاست. همینطور شما شناخته شده هستید در آسمان. در زیارت امین الله می خوانیم (اجعلنی محبوبه فی ارضک و سماءک ) مومن محبوبه در آسمان و زمین . باید قیمت آسمانی خودشو بدونه. وقتی مومن این رو بونه از هیچ کس گدایی عاطفی نمی کنه. مومن وقتی قیمت خودشو بدونه از این که در زمین کسی به او توهین کنه احساس حقارت نمی کنه. لذا شما می بینید که اولیای خدا بیشترین حجم تمسخر و توهین رو متحمل بودند در دنیا. به فاطمه زهرا(س) چقدر ظلم شد . چقدر توهین شد و سپس به شهادت رسید. در حق سید الشهدا چقدر ستم شد همینطور معصومین دیگر. وحتی پیامبر که عزیزتزین مخلوق خداست .میفرماید هیچ پیامبری مانند من اذییت نشد. اگر این محرومیت های دنیایی و اذیت ها و آزارهای دنیایی برای انسان در این دنیا افت داشت و مومن رو ذلیل میکرد اگر فقر و نداشتن برای مومن افت داشت و بلا دید ن و توهین شنیدن دذر راه دین برای مومن افت داشت خداوند سر اولیای خودش نمیاورد. اگر ثروت کمالات وهمی پیش خدا قیمتی داشت خداوند به اولیای خودش می داد. و خداوند به بساری از اولیای خودش حتی نعمت پدر و مادر هم نداد.این هست که ما یاد بگیریم که حقیقت و توهم چیه؟ که کمالات وهمی و حیوانی و گیاهی و جمادی رو از کمالات واقعی بشناسیم. ( المومن الداعم النشاط) نشاط مومن داعمی ست چون مومن هیچ وقت برای دنیا غصه نمی خوره. و برای نداشته هاش غمگین نمیشه. و دیگران رو تحت فشار قرار نمی ده. عصبانی نمیشه لب به حرف های ناسزا باز نمی کنه . این همه حرمت و ااحترام برای مومن وجود داره و همهی مومنین در آسمان شناسنامه دارند. همه شما با تمام مشخصات پیش اهل آسمان شناخته شده اید. خداوند برای یک مومن برای یک شیعه از تولد تا مرگ چند هزار فرشته اجیر می کند .چند هزار فرشته برای یک نفر برای مراقبت از او. ولی ما چون از این باطن درک و اطلاعی نداریم قدر نمی دونیم. و به غلط خودمون رو کوچک و حقیر می دونیم.و بعضی اوقات غصه داشته های افراد غیر مومن را داریم. گاهی اوقات می بینیم که بعضی افراد مومن و شیعه حسرت داشته های خارجی ها و دشمنان رو می خورند. حتی بعضی وقت ها با یک بورسیه که قبول میشن همه داشته های خود را به قیمت ناچیز می فروشند. بایک مسافرت خارجی با پول با مدرک خودرا می فروشند. روایت داریم از نبی اکرم(ص) (ان الله جل ثناء یقول و عزتی و جلالی ما خلقت من خلقی خلقا حب الی من عبدی المومن) این دواسم و قسم خداوند به این دو اسم خیلی با عظمته. اینقدر مهمه که شیطان هم که بخاد به خدا قسم بخوره به این دو اسم قسم می خوره و میگه فبعزتک .به عزت تو قسم .این یک قائده ست یک قانونه. جزء ریاضیات عالمه.( به عزت و جلالم قسم محبوب تر از بنده مومنم نیافریدم) انسان اگر این محبت خدا را درک بکند و اینکه خدا به پای انسان عشق ریخته .خیلی بده که به جیفه ی محبت دنیا دل ببنده. و خودشو کوچک کنه و تحقیر کنه و خوار و افسرده بشه .( لیس الله بکاف عبده ) خداوند برای بنده اش کافی نیست. آیا عشق من محبت من و محبت اهل بیت من برای تو کافی نیست که تو اینقدر احساس پوچی و حقارت می کنی؟ این همه عوامل تخیلی و توهمی که انسان رو نابود میکنه و فشار قبر برای انسان میاره بخاطر این است که انسان قدر شخصیت آسمانی خودش رو نمیدونه .میخاد با شخصیت زمینی زندگی کنه و در زمین ممکنه قدر او رو ندانند و باعث ناراحتی او بشود و بعد غصه بخوره که مثلا شوهر من قدر منو ندونست زن من قدر منو ندونست. بچه ها قدر من را ندونستند. این غصه ندارد؛ چون وقتی انسان با شخصیت ایمانی و خانواده آسمانیش روی زمین زندگی بکنه انتصابی که به اهل بیت دارد از نظر حقیقت وجودی به عنوان خانواده ی آسمانی زندگی میکنه این تحقیر پذیر نیست. در روایت داریم که مومن تحقیر پذیر نیست. مومن کوچک نمی شود. این به دلیل اتکال او با اصل آسمانیش است. وقتی ما این ارتباط و اتکال را نمی بینیم غافل می شویم به یکبار احساس پوچی و حقارت و بدبختی و تنهایی و بی کسی و بی پناهی وشرک به سراغ ما میاد. زنده بودن با جیفه های دنیایی خوشحال بودن با جیفه های دنیایی .به قول مولانا از خیالی گشته شخصی با شکوه. انسان با چیزهای خیالی و توهمی بزرگ و سراپا نگاه میداره. یک رشد بادکنکی بدرد نخور.وقتی حضرت یوسف رو برادراش میخواستند به چاه بیندازند به این ها التماس کرد وگریه کرد که این کار راربا من نکنید .خندید لحظه آخر گفتند چرا میخندی ما رو مسخره کردی گفت نه من گفتم کسی که این همه داداش قوی هیکل داشته باشه مگه قصه داره .خدا به من گفت که غیر از من دلت به هیچ کس خوش نباشه چون الان به همون هایی که دلت خوش بود باید التماس کنی .یوسف حکیم است دیگه خدا میگه ما به یوسف حکم دادیم.غیر از خدا ما به هرچی که دل ببندیم خدا کاری میکنه که همون چیز مایه سقوطت شود هر کسی را به جای خدا واهل بیت دل خوشی زندگی کنیم هرکس میخواهد باشد . اون هشت موردی که خدا گفت چی بود آبائکم ابنائکم اشیرتکم .....بااین ها میخواهید دلتون رو خوش کنید با پدر مادر خواهر برادر دختر پسر و کار تجارت بخواهی دل خوش باشی با این ها احساس بزرگی وکوچکی کنی که اگر این ها را داشتی احساس بزرگی کنی واگر نداشتی احساس کوچکی کنی ودلخوشی بشه در زندگی .درس بخونه من دلخوشیم به عالم بودنم است به مدرک تحصیلی ام است به پولم است به موقعیت اجتماعیم است زمانی که دل به این ها خوش کند خدا با همین ها تحقیرش میکند. چه آدم هایی داشتیم از اول انقلاب تاا الان که از نظر اجتماعی، علمی، معنوی، حوزوی و دانشگاهی که همون عامل باعث بدبختی و بیچارگی شون است. به هرچی غیر خدا دل ببندی ناامید میشی.

تایپ نشده: دقیقه 25

قرآن میگه با من شاد باش شادی شما باید با من شاد باشید با فضل و رحمت من شاد باشید. به الطاف بی کران من شاد باشید. چه لطفی بالاتر از این که خداوند ما را از محمد و آل محمد (ص) آفریده. امام هادی (ع) در جامعه کبیره می فرماید شما که می خواهید حرف بزنید با ما اهل بیت حواستون باشد که خدا به شما چی داده. شما نوری بودید « فجعلکم فی بیوتن اذن الله فمن الله علینا) خداوند بر ما منت گذاشت. شوخی نیست مگر خداوند نور اهل بیت رو به همه میده ؟ مگر عشق اهل بیت رو در دل همه می تاباند؟ اگر کسی فکر کند خودش عاشق اهل بیت شده دچار توهم شده. دل رو آنقدر خدا نرم کرده که عشق معصوم رو بپذیره. خدا در حق ما خیلی لطف کرده. انسان نباید به خاطر این نعمت شاد باشه؟ امام صادق (ع) از شیعیان گله می کند و می فرماید آیا این شما را شاد نمیکند ما دستمان به دامن پیامبر است و شما دستتون به دامن ماست و با هم وارد بهشت میشویم. این شما رو شاد نمی کند؟ چرا ما ناشکر و ناسپاسیم؟ چرا اینقدر غصه ی دنیا رو می خوریم. با این همه دارایی شاد نیستیم. و سر یک مسئله دنیایی با خدا و اهل بیت بد می شویم و قهر می کنیم. یادم هست اومده یک روز ما کلاس شرح زیارت عاشورا داشتیم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) دیدم خانمی آمد با عصبانیت زیاد و گفت من دیگه به این کلاس نمیام. چرا؟ گفت چون کفش هام را دزدیدن. در حالی که این لطف است. اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی. او باید خوشحال باشه از این که ازبین آن همه کفش کفش او رو دزدیدن. چون برای او میبرن آخرت. ما هر چه میخواهیم به آسمان بدیم غصه میخو ریم .این یک پذیرایی ویژه ست که شما رو دعوت کردن حرم و کفشت رو هم بردن .هر چی از دنیا ببرن به آخرت میرود. هم امام صادق و هم امام باقر(ع) فرزندشون فوت کرد. و هر دوی آنها خندیدند. و فرمودند ( سبحان الذی یقتل اولادنا ولا نزداد له الا حبه) منزه است خدایی که ما رو میکشه و جز محبت او چیزی در دل ما اضافه نمیشه.بچه های ما کجا میرن؟ با خدا درگیر شیم که چرا فلانی که من دوست داشتم مرد .خداوند هم به او علاقه داره بیشتر از تو. و او مال خودم هست. به تو امانت دادیم. بنده خودمه. دوسش دارم آوردم پیش خودم. پیش خدا که شوخی نیست. ما بعد از معصومین فقط سر سفره علما نشستیم و مدیون علما هستیم. یاد دادند به مردم که وقتی کسی مرد نگیم فوت کرد بگوییم به رحمت خدا رفت . رحکت خیلی زیباست. خداوند میفرماید من نود و نه درصد رحمتم رو برای اون دنیا گذاشتم. وقتی یک کسی از رحمت زمینی میره به رحمت آسمانی بش بد نمی گذره. ظرف شکست برای چی عصبانی میشیم؟ این یک اتفاق دنیایی است.چرا غر و نق؟ این باعث میشه اجرمون رو از دست بدیم. اگر به کسی مصیبتی وارد شد و او به ران خود زد اجرش از دست میرود. مثلا تصادف کردی این دعوا و درگیری نداره که. اشتباه شده .دنیاست یک چیزی از دنیا رفته.باید خوشحال باشی.بردند خدا رو شکر.خدا انتخاب کرده که بردن. خدا هر چیزی هم تحویل نمی گیره. خدا هر مالی رو نمیبره. اگر مومن واقعا حرمت خودش رو بشناسه اصلا خودش را کوچک نمیکند و به حقارت نمیندازه. حقارت غصه خوردن حقارت عصبانی شدن حقارت داد زدن سر دیکران.بخاطر یک تلفن همراه یک کامپیوتر یک ساعت میزه بهم خیلی خیلی ضعیف و فقیر هستند.. وقتی دارایی های عظیمی به ما دادند برای اینکه ما باور کنیم خداوند قسم میخوریم. «و عزتی و جلالی». نیاز به باور داره. یعنی شما خوب درک نمی کنید که من چقدر شما را دوست دارم. به جای انس با خدا فقط ترس از خدا داریم. به جای لذت از خدا احساس غربت داریم. برای همین بعد از شصت سال نماز خواندن در مسافرت وقتی نماز چهار رکعتی رو دو رکعت میخوانیم خوشحال میشویم. چون انس نداریم .از تعقیبات میترسیم از اذان و اقامه میترسیم. از رکوع و سجود میترسیم از نماز شب می ترسیم از سحر می ترسیم از مسجد فراری هستیم. آفتی نبود بتر از ناشناخ تو برو و نداری عشق باخ .یار را اغیار پنداری همی شادی ای را نام بنهادی غمی. ما وقتی میریم اون دنیا حسرت میخوریم چرا از تمتم شادیهایی که خداوند به ما داد میترسیدیم این کشنده است چون وقتی وارد برزخ میشویم میفهمیم از عیش و نوشی که خداوند برای ما در دنیا به راه انداخته بود استفاده نکردیم. همش ترسیدم. باورد میخواهد تا انسان بفهمد چقدر خداوند انسان رو دوست داره. آدم از چشم خدا نمی افته. وقتی وحشی حضرت حمزه (ع) را کشت پیامبر چه جوری تهدید کرد. اون فرار کرد رفت و بعدا چند نامه نوشت برای هر نامه آمد که خدا می بخشد و آخرش هم آیه آمد( یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفرالذنوب ) اگر واقعا توبه کنید خداوند می بخشد همه ی گناهان رو. در حمله ی از عقب شیطان همش گناهان رو به رخ او می کشد. تا همیشه احساس آلودگی بکنه و نتونه با خدا رفیق بشه. آشتی کند. یک کسی که خودکشی می کند این حماقته و خدا را کوچک دیدن است. ناامیدی بعد از شرک به خدا بزرگترین معصیت است. پیامبر فرمود: (انا المومن یعرف فی السماء کما یعرف الرجل اهله و ولده و انه لاکرم علی الله من ملک المقرب) حتما مومن پیش خدا از ملائک مقرب گرامی تر است. ما باید قدر بدانیم به مومنین درست نگاه کنیم به علما درست نگاه کنیم به طلاب درست نگاه کنیم به حزب الهی ها و بسیجی ها و مردمی که اینقدر شعور دارند که برای دینشون به میدان میان و از دین و انقلابشون دفاع میکنند. خیلی عزیزن پیش خدا. ممکن است انسان مومن گاهی هم دچار فحشا بشوند ولی مومن، مومن است. ایمان او کفاره گناهانش است. خود همین ایمانش کفاره گناهنش است. عشق او کفاره است. این را قدر بدانیم که از ملائکه مقرب بالاتر هست.

خب یکی دوتا روایت هست که حیف است بگویم طولانی است میگذاریم برای هفته آینده که آخرین جلسه امسال است. این را توضیح بدهیم که انسان حقیقتش چقدر قیمت دارد اگر مسیر انسانیتش را بشناسد و در مسیر آن بیفتد تا بخش پنجم یعنی بخش فوق عقلانی اش فعال تر شود.