اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین وصل لله علی محمدوآله الطاهرین ولعنت الله علی اعداهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
سلام و صلوات ودرود ورحمت وبرکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
بعد از بحث غفلت بحث جديدي را از امشب آغاز مي كنيم در سلسله مباحث انسان شناسي خودمان. قبلا به طور مكرر عرض كرديم كه خداوند خالق و مالك انسان و جهان است و همه چيز را با قدر آفريده: كل شيء عنده بمقدار قد جعل الله لكل شيء قدرا رياضيات خلقت به دست خداست. عددها و اندازه ها به دست اوست. الذي احصاء كل شيء عددا هر چيزي نزد خدا عدد و رقمي دارد. هيچ چيز از نزولات الهي از الله كه جلوه مي كند به اسم رحمان تا به پايين مي رسد به مرحله ناسوت تا عدد ها الكترون ها اتم ها همه اندازه و عدد دارند. لذا اندازه ي هر چيزي دست خداوند تبارك و تعالي است. خداوند به انسان كه ميرسد براي انسان بالاترين مقام را قائل است و حقيقت انسان اولين مخلوق خداوند است . يعني همان مثل اعلي يا نور محمد و آل محمد (ص) . اين حقيقت يا همان مثل اعلي همانطور كه از اسمش معلوم است عالي ترين نمونه از خداوند است . عالي ترين نمونه از جلوه هاي الله است كه وقتي به زمين مي آيد دو مسير به رويش باز ميشود. يك مسير اين كه به جايگاه خودش برگردد و يك مسير شقاوت. براي همين خداوند انسان ها را به شش گروه تقسيم كرد كه اينها را قبلا گفتيم .اول اينكه انسان ها را بر اساس دل هايشان تقسيم كرد (قلب). باز به دست هاي بنده توجه كنيد ما يك مرحله حس داريم كه مرحله جسماني ماست مرحله بدن مرحله وهم و خيال مرحله عقل ومرحله فوق عقل يا فوق تجرد كه در اصظلاح قرآني ميگويند مرحله قلي انسان. مرحله اي كه عشق علاقه به طور عالي ترين شكل در انسان تحقق پيدا ميكنه. برای همين اساسا خداوند انسان هارا بر اساس معشوق هايشان درجه بندي ميكند. اينكه يك انسان چقدر قيمت دارد به نوع هوس هايش آرزو هايش معشوق ها يش خوابهايش دغدغه هايش و آرمانهايش مربوط است . خوب انسانها را بر اساس خواسته هاي قلبي به شش گروه تقسيم كرد يك سنگ ثم قسط قلوبكم من بعد ذالك فهي ك الحجارة دو بدتر از سنگ او اشد القسوة سه مانند چهارپايان اولئك ك الانعام چهار بدتر از چهارپايان وعن هم ازل. پنج انسانهايي كه باطن شيطاني دارند. شياطين الانس. شش انسانهايي كه انسان هستند. خداوند براي آن پنج گروه يك اسم گذاشته در قرآن و براي قسم ششم كه انسان حقيقي است يك اسم گذاشته .در مورد آن پنج گروه لفظ فاسق را استفاده كرده كساني كه از حالت طبيعي خارج هستند وبه سمت كمال مطلقشان و به سمت هدف خلقتشان حركت نمي كنند. ولي دسته ششم كه انسان حقيقي ست را مومن خطاب مي كند. افمن كان مومن كمن كان فاسقا .انسان يا مومن است يا فاسق . اين دسته بندي قرآن است.يعني يا در مسير انساني حركت ميكنه به سمت كمال مطلق و اله حقيقي كه الله است يعني انسان روز به روز اسماء وكمالات بيشتري از الله را جذب ميكنه وشباهت بيشتري به حق تعالي پيدا ميكنه.آن پنج گروه هم فاسق هستند و يك گروه را فقط استثنائا به عنوان انسان قبول كرد. والعصر ان الانسان لفي خسر . لفي خسر كيا هستند؟ آن پنج گروه . الاالذين آمنوا فقط مومنين را خداوند به عنوان انساس ميپذيرد. انسان حقيقي كسي ست كه الاه خود را ميشناسه علم من اين و في اين و الي اين . از كجا آمده . در كجا هست و به كجا مي رود . وبعد در اين مسير بعد از كسب معرفت به سمت هدف خلقت حركت ميكند. مومن يعني اين . و انسان يعني اين.غير از مومن كسي انسان نيست يعني باطن انساني نداره و هر چه داره باطنيست براي كمالات ديگر. يا كمالات جمادي يا گياهي . يا حيواني هست به شكل هاي مختلف. پيامبر ميفرمايد امت من در قيامت به صورت ده موجود و حيوان مختلف محشور ميشوند. پس ما الان در بحث انسان شناسي داريم راجع به يك موجود صحبت ميكنيم و آن حقيقت انسان است كه نامش در قرآن مومن است. از نظر قرآن انسان يا مومن است يا فاسق. انسان حقيقي مومن است و انسان غير حقيقي جزء همان پنج گروه است و فاسق است .فاسق يعني در مسير طبيعي به سمت بي نهايت حركت نميكند. مومن مشخصا در سوره توبه آيه بيست و چهار كسي است كه سه معشوق در راس همه عشق هايش قرار دارد. من تكرار ميكنم كه دل ما با اين حقيقت درگير شود. چون اگر درگير نشود ده سال هم ما اينها را بشنويم تا دل ما درگير اين سه قسم نشود ما جزء فاسق ها محسوب ميشويم. دل انسان بايد درگير شود با الله با معصومين و با جهاد. دلي كه اين سه معشق در راس همه ي معشوق هايش نباشد فاسق است. بايد ذهن و دل انسان درگير شود. علامت اينكه يك نفر واقعا دلش با اين سه معشوق درگير ميشود اين است كه روز به روز به حجم شادي و آرامشش افزوده مي شود. اين علامت روجيش است كه مقياس را بدانيم و دچار وهم نشويم. اگر من نماز شب خواندم اگر من حافظ قرآنم اگر من كربلا مكه ميروم اگر كار خير مي كنم بسيجي هستم و غيره پس حتما كارم درسته! زماني كار انسان درست است كه علامت هاي ايماني در انسان ظهور كند. يعني شخص روز به روز به اسم رحمان نزديك تر شود . در سلسله نزولي اسماء الهي بعد از اسم الله اولين اسم اسم شريف رحمان است. تمام اسماء الهي از اسم رحمان گرفته ميشود.بنابراين در قوس صعود زماني كه ما ميخواهيم برگرديم به سمت الله در بازگشت و معاد انسانهايي موفق هستند كه از رحمت و رآفت و مهرباني بيشتري برخوردار هستند. امكان نداره يك آدمي بداخلاق باشه تند اخلاق باشه زود رنج و عصبي باشه بتواند اسم دريافت كند. بعضي از اسماء را شايد بتواند دريافت كند . پس علامت ها را دقت كنيد. مومن يعني چي؟ كسي كه سه تا معشوق در راس معشوق هايش است حتما آدم مهربانيه آدم آراميه به راحتي عصباني نميشه حسود و بدبين نيست آدمي كه بين اعضاي خانواده اش بهترين است پيامبر فرمود: خيركم خيركم لاهله وان خير لاهلي بهترين شما كسي ست كه براي خانواده اش بهترين باشد. پيامبر فرمود انا خير لاهلي من بري خانواده ام بهترين هستم. پس اين شاخص ها يادمان نرود و دچار توهم نشويم كه حالا ما چند سالي با يك صورت مقدس مشغول بوديم خيلي كارمان درسته. نه بايد اثز اين كارها در زندگي ما ظهور كند. بايد اين آثار بياد معلوم شود كه ما رشد كرديم يا نه. صرف اينكه من با صورت مقدس سر و كار داشته باشم هرچند دل انگيز و قشنگه و زيباست و ثواب هم داره اما شدن امر ديگرست. از امشب ميخواهيم در آيات و روايات بررسي كنيم كه شخصيت حقيقي يعني چي؟باطن انسان حقيقي يعني چي؟ براي همين هم از خصوصيات مومن شروع كرديم. اولين روايت از فرمايشات نبي اكرم (ص) هست كه ميفر مايند: الا انبئوكم لم ثمي المومن المومن آيا من بشما خبر بدم براي چي به مومن ميگويند مومن . لايمانهم الناس الا انفسهم و اموالهم . اينكه مردم از در مورد جان و اموالشان در امان هستند. مومن متجاوز نيست. به كسي خشونت ندارد به جان و مال و ناموس كسي حسادت نمي كند و چشم داشت دارد. همه چيز ديگران از دست او در امان است. مومن چون سه تا معشوق اصليش دستش است و با او هستن به چيز ديگري رغبتي ندارد. يعني در دل او اي كاش وجود ندارد.مومن حسرت و عقده ندارد كينه در دل نداره . چون همه چيزي كه لازم داره با او هست. تمام ثروتي كه يك انسان ممكنه به آن برسد داراست .از مهرت اي خورشيد جان چون ذره ام هر سو روان مجذوب حسن ديگران اي ماه خوبان نيستم. اساسا مومن عقده اي نيست. چشمش و دلش هرزه نيست . اي كاش نميگويد. مومن چون خودش همه چيز دارد و تمام كمال مطلق و جلوه هاي كامل كمال مطلق يعني اهل بيت را با خودش دارد و در تلاش براي قرب به آنهاست و بزرگترين شادي و تفريحش هم جهاد است چيزي براي عقده در دلش وجود ندارد. مثل مقام و رياست و غيره. مثل كساني كه الان در مجلس براي يك صندلي بيست و يك نفر رقابت وجود دارد. بيست و يك برابر ظرفيت رقابت وجود دارد. مومن اينجوري نيست. اگر هم به سمت مقام ميرود واقعا قلبش درگير آن نيست .به عنوان يك تكليف ميرود. علامتش هم اين است كه اگر بداند كسي از او لايق تر هست به نفع او كناره گيري ميكند. خودش حسرت مقام ندارد. در روايت داريم اگر كسي خودش را براي مقامي داوطلب كند در حالي كه ميداند از او لايق تر هست(فقد خان الله و رسوله والمسلمين )خيانت كرده به خدا پيامبرش و مسلمين. و اگر كسي شخصي را به مقامي منصوب كند و بداند از او لايق تر وجود دارد خيانت كرده است. اينجاست كه حزب بازي ها انسان را خائن ميكنه. دسته بازي ها جناح بازي ها نميگذارد آدم الهي فكر بكند. توحيدي فكر بكند. مجبوره باندي فكر كنه جناحي فكر كنه و اين با روح توحيد سازگاري نداره. خوب مومن حسرت ندارد براي همين هم تجاوز به كسي ندارد و همه از او در امان هستند. چيزي نيست كه به خاطرش گرگ صفت شود. مومن سر مال دنيا با كسي دعوا ندارد. امور دنيايي او را نارا حت نمي كند. من بكا علي الدنيا دخل النار . كسي كه دنيا او را گريان ميكند به جهنم ميرود. پيامبر ميفرمايد: لايمانهم ناس علي انفسهم و اموالهم . مردم از دست او در امان هستند. باز وجود مقدس امام صادق(ع) جور ديگري مومن را معرفي ميكند. انما سومي المومن مومن انه يومن علي الله و يجير الله و امانه چقدر زيباست !چقدر مومن عزيز است !مومن ميوه خلقت خداست. از زمين و درخت و غيره باغبان دنبال چي ميگرده؟ميوه. در يك باغي شخم بكنند بذز بپاشند آبياري كنند و غيره درخت رشد كند و بزرگ شود ولي درخت ميوه ندهد و يا شكوفه ميكند و ميريزد. فلسفه باغداري كلا از بين ميرود. خوب ميوه هست كه به چيزي معنا ميده. خلقت خداوند با مومن معنا پيدا ميكنه .بقيه مردم اسباب و وسايلي هستند كا از دل آنها يك مومن بيرون بيايد. ميوه بيرون بيايد. هشت ميليادر انسان در كره زمين حركت ميكنند ميوه اين هشت ميليارد ميشود مومن. كره زمين همانند باغي ست كه خدا كاشته و مومن ميوه آن است. آنهايي كه به هدف خلقت ميرسند و مي فهمند براي چي به دنيا آمدند و در اين مسير حركت ميكنند . اينقدر مومن براي خدا عزيز است كه خداوند از اسم خودش براي او انتخاب كرده. و ميگويد مومن از اين جهت مومن خطاب ميشود كه از خدا امان ميخواهد و خدا به او امن ميدهد. اينقدر مومن عزيزه درروايت داريم وقتي چهل مومن روي يك كفن را امضاء ميكنند خدا حيا ميكند از اينكه خلاف امضاي اين چهل نفر عمل كند با اينكه علمش بيش از اين چهل نفر است. روي كفن ها نوشته اند الهم انا لا نعلم منه الا خيره ما چيزي از اين جزء خير نديديم. خوب اينقدر مومن حرمت دارد و عزيز است. مومن ميوه باغ خداوند تبارك و تعالي ست. و اينقدر مهمه كه از خدا امان ميخواهد و خدا امان ميدهد. نه تنها در مورد خودش در مورد ديگران نيز همينطور است. شفاعتش نزد خدا مقبول است . امام صادق (ع) درباره مومن فرمود انما سومي المومن لانه يومن من عذاب الله و يومن علي الله يوم القيامة ويجير له ذالك مومن مومن ناميده ميشود براي اينكه از عذاب خدا در امان هست. و روز قيامت خودش را در امان خدا نگه ميدارد و خدا امان خواهي او را ميپذيرد. چقدر مومن عزيزه!مومن يعني چي؟ يعني كسي كه سه تا معشوق در راس معشوق هايش است. الله (لا اله الا الله) اهل بيت (كه امام زمان در آل ياسين فرمود لا حبيب الا هو و اهله) و جهاد در راه خدا (يجاهدون في سبيل الله). در مورد عظمت مومن امام صادق (ع) فرمود المومن اعظم حرمة من الكعبة خيلي تكان دهنده است اين روايت مومن از نظر حرمت عظيم تر است از كعبه. پيامبر فرمود مومن بين پنج شدت قرار دارد. المومن بين خمس الشدائد. اولين آن فرمود: مومن اليحصر مومن گرفتار انسان حسود ميشود.حزب الهي حسود مومن حسود كه چشم ديدن مومن و موفقيت او را ندارد. خيلي بده انسان به اين گرفتاري دچار شود چون ما حجاب عادت داريم. حجاب عادت بدترين حجابي ست كه انسان دچار ميشود .و باعث ميشود ما امور را عادي نگاه ميكنيم.پيامبر فرمود الهم ارن الاشياء كما هي خدايا من همه چيز را آنطور كه هستن به من نشان بده قيمت و حقيقت هر چيز را آنطور كه هست ببينم.نظام قيمت گذاريم نظام غصه ها و شاديهايم همانطور باشد كه تو ميگويي.من در چيزي شادي كنم كه قيمت شادي كردن داشته باشد و براي چيزي غصه بخورم كه تو تاييد كني.براي چيزي عصباني شوم كه قيمت داشته باشد.نابراين مومن نياز داره همه چيز را همانطور كه خدا ميبينه با همه آن اندازه هاي الهي نگاه بكنه باچشم خدا با چشم اهل بيت به همه چيز نگاه كند.و همه چيز را درست ببيند.همه چيز را واقعي ببيند.حجاب عادت حجابي ست كه اجازه نميدهد همه چيز را آنطوري كه بايد ببينيم.وقتي انسان به چيزي عادت ميكنه قدر و مرتبه آن را نميتواند بفهمد.پيامبر در مورد يك عالم ميرمايد اذهد الناس في العالم اهله و جيرانه بيرغبت ترين مردم در مورد يك عالم خانوادش و همسايه هايش هستند.چرا؟ چون حجاب عادت دارند. نه اينكه او را دوست ندارند نه.چون به اين آدم عادت كردند و نمي توانند خوب ببينند او را. اين خيلي مهمه. يا چيزهاي ديگر نعمت هاي خدا كه مورد عادت ما قرار ميگيره ديگر ديده نميشود براي همين منفي بافي و ناشكري در زندگي ما زياد است. اگر كسي حجاب عادت را كنار بزند هميشه شاكر خداست غر زدن ها نق زدن ها غصه خوردن ها افسوس خوردن ها افسردگي ها نا اميدي ها احساس پوچي ها و غيره بخاطر ناشكري است و اين را قرآن تاييد ميكند.و ناشكري معلول عادت است.ما به خيلي از چيزها عادت ميكنيم و نميبينيم.نعمت هاي عظيمي داريم و قيمتش هم زياد است ولي نميبينيم و مدام احساس بدبختي به ما دست ميدهد.كسي نزد امام صادق امد و گفت من فقيرم كمكي ميخواست حضزت فرمود تو فقير نيستي .گفت چه طور آقا؟فرمود تو حاظري دنيا را داشته باشي ولايت ما اهل بيت را نداشتي ؟اين سوال از همه ماست حاظريد همه دنيا را داشتيد و ولايت اهل بيت را نداشتيد؟گفت نه آقا اصلا راضي نيستم. پس تو يك چيزي داري كه بزرگتر از دنياست.يك مومني كه ولايت اهل بيت را دارد هميشه بخاطش بايد شاد باشد.به همه كه ندادند. هشت ميليادر انسان روي زمين است همه كه ندارند.خدا ميتوانست مارا بجاي يكي از آنها در يكي از كشور هاي يشرفته قرار دهد در اوج لذت و خوشي و قدرت و ثروت ولي اين را نداشته باشيم.كي حاظره بده؟ما شاكر نيستيم لذت نميبريم كه خدا به ما ايمان تشيع و اهل بيت را داده است.قشنگترين نعمت ها و زيباترين انسانها و مخلوق هايش را خداوند به ما هديه كرده است.چقدر شاكريم؟ولي كافيست كمي دنياي ما دست بخورد با خدا بهم ميزنيم.بي نهايت نعمت به ما داده اينها را نميبينيم. چون عادت كرديم .در كشور شيعه متولد شديم و به عزاداري و سينه زني و هيئت عادت كرديم.و نميفهميم اينها يعني چي؟قدرش را نميدانيم.خدا به ما چي داده؟ مسجد نماز جماعت زيارت مومنين كه دل را شاد ميكند و لذت بخش است .آدم چند روز بيمارستان ميرود به مسافرت ميرود به خارج از كشور ميرود تازه متوجه ميشود من چه چيزهاي قشنگي داشتم.ولي قدر ندونستم.دل انسان پر ميكشه براي حرم حضرت معصومه براي هيئت براي حسينيه براي مسجد . بيتاب ميشود.ولي چون عادت كرديم خيلي خطرناكه.اامومن اعظم الحرمة من الكعبة از آن چيزهايي است چون ما عادت كرديم و خودمان را مومن ميدانيم ديگر حرمت ديگران را رعايت نمي كنيم . متوجه نيستيم كه يك طلبه چقدر قيمت داره؟يك طلبه خيلي خيلي عزيزه پيش امام زمان . يك حزب الهي يك بسيجي يك مومن همسر من فرزند من دختر من پسر من عروس من داماد من همه مومن هستند.ما در درياي مومنين داريم زندگي مي كنيم.ولي مثل كعبه براي آنها حرمت نميگذاريم.چه بسا راحت اذييت ميكنيم و تحقير ميكنيم.راحت حرف بد بزنیم راحت بد جنسی کنیم بابا همسر تو مومن است حالا ممکن است یک ضعفی هم داشته باشه ولی این نفس اینقدر شریفه که ولایت اهل بیت رو پذیرفته الله رو پذیرفته قرآن رو پذیرفته عادت نکنیم با همدیگه با بد رفتاری برخورد کنیم قیمت های بقیه رو در نظر بگیریم اامومن اعظم الحرمة من . از اون طرف امام صادق میفرماید که اگر کسی خود را بهتر از کسی از بقیه بدونه این ادم مستکبر است .نمیتونه بگه من مومن تر هستم همه کسایی که اطراف من هستند از من بهترند وحرمت شان بر ما واجب ولازم است باید حرمت شان را حفظ کنیم وقتی این واقعیت برای ما پذیرفته شد اون وقت شما یک جامعه ای داری که در آن نخوت تکبر حسادت خود برتر بینی تحقیر دیگران قر نق اذیت کردن نیست یک بار عصبانی بشی نسبت به بچه ات میفهمی که خدا خشمش میگیره حق نداری داد بزنی راحت نق بزنی راحت حرف تحقیر آمیز بزنی به خانواده اش توهین کنی به خودش توهین کنی .خیلی خطر ناکه که انسان عادت کنه به دیگران راحت حرف بد بزنه .کسی بیاد تف کند به کعبه نعوذبالله شما چجور آدمیه این آدم خونش رو باید بریزی پیغمبر میفرماید : نزل من الکعبه پیامبر به کعبه نگاه کرد وقال مرحبا بالبیت مرحبا به این خانه آفرین بر تو ای خانه باعظم حرمتک الی الله ما اعظم حرمتک الی الله چقدر تو محترم هستی وپیش خدا چقدر عزیزی بعد میفرمایثند ولله مومن اعظم حرمتک منه بخدا قسم حرمت مومن از تو بیشتر است مومن ولله از تو عظمتش بیشتر است . وان الله حرمت منک واحدتا خدا وند یک چیز را در مورد تو حرام کرده خوب بالا خره باید حرمت کعبه را نگه داری ولی در مورد مومن سه چیز را خداوند حرام میداند فرمود : مالهم ودم وانضن بهی ذن السوء :مالش خونش و این که انسان به او بد بین باشد ما خیلی راحت به هم بد بین میشیم خیلی راحت هم رو زیر سوال میبریم در قم هم خیلی بازارش گرم تر است چون ما حذب اللهی هستیم وچون ما خیلی مقدس هستیم راحت این یکی کافر است وهرچی حذب اللهی تر باشیم بازار تکفیر وفسق بیشتر است کافی کمی عقاعد اون با عقاید من نخونه من ملاک اسلام هستم وهرکی عقایدش با من نخونه کافر وفاسق هست .در این قم امام میگفت من فلسفه درس میدادم بزرگان همین کشور میگفتند کافر است همین الان علمای ما علامه حسن زاده ملا صدرا شهید مطهری میگن کافر است چرا چون این آقا فهمی از ایمان اون ها نداره فرمایش بعدی از امام باقر است : میفرمایند : ان الله عزوجل اعطل مومن ثلاثه خصال خدا به مومن سه تا خصلت داده العز فی الدنیامومن عزیز در دنیاست . فی الدنیا والدین ولله لعزت والمومنین ولرسوله وللمومنین : عزت را در مبحث عزت توضیح داده ایم یعنی نفوز نا پذیری شخصیتی که قوی است به ذلت به خاری به گریه و حقارت نمیافتد اگر مومن را تیکه تیکه کنند عزیز است زینب کبری فرمود زینب کبری فرمود وما رایت الا جمیلا :جز زیبایی چیزی ندیدم عزیز است این شخص زینب کبری (س) میاد در دربار یزید که چه شکلی بوده کجا این هارو بردند در اون مجلس به یزید میگه من تورو تحقیر میکنم تو خیلی کوچیکی بابا بردن کربلا همه کسضش رو تیکه تیکه کردند کتک زدند میگه مارایت الا جمیلا . مومن همین طوری است هرکاریش کنند کتکش بزنند به خاک خون بکشندش شخصیتش تحقیر نمیشه شکسته نمیشه .به گریه وخاری نمیافته مومن به التماس نمی افته .العز فی الدنیا والدین عزت داره شخصیتش قدرت داره شاده آرامش داره به راحتی کسی نمیتونه عصبانی وغمگینش کنه . بل فلجو فی الاخرت مومن رستگار در آخرت است : ما همین جوری یه چیز میشنویم که آخرت یعنی چی نظام عبدی انسان شروع میشه عالمی است بی نهایت ازاین جا بزرگ تر پیچیده تر وکامل تر است اون هم با استمرار عبدی میگه مومن در اونجا خوشبخت است .خیلی حرف است ما خیلی راحت ازکنارش رد نشیم چون حجاب عادت داریم راحت رد میشیم .حضرت داره با بار مفهومی اون به ما میگه مومن رستگار است .لایستوی اصحاب النار واصحاب الجنه اصحاب الجنته هم الفائزون . جهنمی وبهشتی ها یکی یستند بهشتی ها رستگار میشوند .میگه افمن کان مومن ومن کان فاسقا لا یستوی یکی نیستند والمهابت فی صدور الالمین مکومن یکی از چیز هایی که داره شکوه عظمت داره در دل های مردم هر جا است براش احترام قائل هستند یه موقع است بخاطر حجاب عادت این حالت رونداریم ما بزرگانمون مراجع تقلیدمون رحمه الله علیه اون هایی که رفتند وخدا حفظ کنه اون هایی رو که هستند .یه مرجع تقلید با یه طلبه اونقدر با عظمت برخورد میکنه که نگو طلبه سال اول هم هست خدارحمت کنه علامه طباطبا یی رو میگفتند با یک ظلبه سال اول همچین برخورد میکرد که همه فکر میکردند فقط همین یه شاگرد روداره . ماحالا خود شیفته هستیم خودمون را از بقیه بهتر میدونیم این هم خیلی خطر ناک است ولی پیش خدا در بیرون در خارج اون هایی که این صفت را ندارند برای مومن خیلی احترام قائلند .مومن عظمت داره هیبت داره در دل مردم خوب ان شاالله بقیه خصوصیات مومن را میگذاریم برای جلسه بعد .الحمد لله الرب العالمین وصل الله علی محمد وآل الطاهرین