جلسه 210 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
210
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 210 - شرح زیارت جامعه کبیره

زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 210 06/09/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام امامزادگان واجبات التعظیمی که در محضرشان هستیم، علما، مراجع، شهدا، اولیا الهی و امام الشهدا صلوات بلند خط بفرمایید.

خب در شرح زیارت جامعه کبیره فقره «و عباد مکرون الذین علی بونه بالقول وهم به اهی یعملون» هستیم. در جلسه گذشته در بحث کرامت اهل بیت و اینکه این ها چرا اصول کرم هستند، چرا عناصر ابرار هستند، چرا از ملائکه بالاتر هستند، فرمایشاتی را از وجود مقدس امام باقر علیه السلام عرض کردیم. الان رسیدیم به فرمایش امام صادق علیه السلام آقا امام صادق علیه السلام فرمودند که «ان الله تبارک و تعالی کان و لا شی» خداوند بود و هیچی نبود ؛ یعنی ظهوری نکرد .خداوند هنوز ظهوری نداشت. خب چیکار کرد «و خلقه خمسه من نور جلاله» از نور خودش، از نور جلال خودش پنج نور را آفرید «و اشتق ال کل واحد منهم اسما من اسماء منزله» که مشتق کرد از هر کدام از این پنج تا اسمایی را، اسمی را از اسما خودش که نازل می شوند. حالا خوب دقت کنید. خیلی مهم هست این. پنج تا نور را خلق کرد. از هر نوری اسمی را آفرید، از اسما خودش مشتق کرد.

خب «فهو الحمید» یکی از اسم های خدا که در قرآن آمده چیه؟ حمید. خب ازش چی مشتق کرد؟ «و سمانی محمد» از اسم حمیدش من را آفرید. اسم من را مشتق کرده« و هو الاعلی» این اسم خیلی خیلی مهم هست که در نماز هم داریم. افتخارات خودمان هست. لذت های خودمان هست. عزت خودمان هست. کیف خودمان هست، شراب ماست این اسم. می گوییم چی؟ «سبحان ربی الاعلی» مربی اعلای خودم. خیلی عالی هست. مربی اعلای خودم. قبلا در دروس تخصصی توضیح دادیم. آنهایی که می خواهد در اردوها که چرا مربی ما رب ما عشق ما در رکوع عظیم است سبحان ربی العظیم و بحمده؟ چرا در سجده می شود چی؟ می شود اعلی. این خیلی مهم هست.

خب این اسم خیلی بزرگ هست و کارهای زیادی دارد. اگر کسی به خودشناسی برسد و انس بگیرد با این اسم، بسیار مهم است. در ماه مبارک رمضان اسمی که مشتق هست از اینها با این باید خیلی کار بکنیم، هر روز هم باید کار کنیم چیه؟ «یا علی یا عظیم» این خیلی مهم هست. این دوتا اسم را به کار می گیریم در ماه مبارک رمضان و اگر کسی فهمید کیست، اسم را درست به کار می گیرد. وقتی می خواهد صدا بکند چون اسم را اگر درست صدا نکنی اجابتی هم نداری باید درست صداش بکند. «یا علی یا عظیم» اما در رکوع شما در سجده شما با اعلی سر و کار دارید؛ یعنی بالاتر از «علی» هست. بالاتر از «علی» هست که حالا اینها را آنجا من توضیح دادم. در مباحث ماه مبارک هم توضیح دادیم یه مقداری. خب «و هو اعلی و سمی امیرالمومنین» عذر می خواهم «و سمی امیرالمومنین علیا» یعنی خدا امیرالمومنین را چی صدا کرد؟ علی صدا کرد. اسمش علی. «علی اشتق من العلی» علی مشتق شده از علی.

خب «و له الاسما الحسنی» اسماهای زیبایی دارد. «فشق منها» از اسما زیباش چی را انتخاب کرد؟ حسن را. «منها الحسن و حسینا» این دو تا «فهو فاطر فشتق لفاطمه من اسمائه» اسم چی را از حضرت زهرا گرفت؟ فاطمه را. اسم فاطمه را از اسم فاطرش گرفت. می گوییم «یا فاطر به حق فاطمه» یادتان هست در دعا می گویم دیگر. این از این. «یا حمید به حق محمد صلی الله علیه آله و سلم.»

خب «من اسمائه اسما فلما خلقهم جعلهم فی المیثاق ان یمین العرش» توجه بفرمایید. وقتی آنها را خلق کرد از سمت راست عرش در میثاق قرارشان داد. اینکه عرش چیه، میثاق چیه، اینها را من در مباحث مقام عرشی حضرت زهرا توضیحاتی را دادم اما اینکه در مقام عرش جایگاهی هست به نام چی؟ مقام فرمانروایی الهی دیگر بر ماسوالله، به نام چی میثاق. می گوید این اسما را خدا این انواع را در میثاق قرار داد. در زیارت آقا امام زمان چی می گوییم؟ «السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذ و وکده» میثاق الله است امام زمان. عهد خداست با ما «و ملائکه را از یک نور آفرید. هنگامی که ملائکه به آن ها» یعنی نور پنج تن «نگاه کردن امر و شان آن ها را بزرگ دانستند و تسبیح به آنها تلقین داده شد» یعنی ملائکه شروع کردند به تسبیح از این انوار طیبه تلقین به تسبیح شدند «و این همان معنای کلام خداوند متعال است و انا لنحن الصافون و انا لله المسبحون» پس تسبیح ملائکه را از تسبیح اهل بیت هست، از آن ها گرفته شده.

خب ابن عباس در شرح این آیه می گوید که «انا کنا رسول الله» ما پیش پیغمبر نشسته بودیم «فقبل علی بن ابی طالب» امیرمومنین آمد داخل شد وارد شد «فلما رها النبی» تا پیغمبر چشمش خورد به امیرالمومنین «تبسمم فی وجه» خنده اش گرفت یعنی لبخند زد به صورت امیرالمومنین، تبسم کرد با دیدن امیرالمومنین.خب «و قال مرحبا» به کی؟ آفرین مرحبا به کی؟ به کسی که «خلق الله قبل آدم به اربعین عاما» خدا چهل هزار سال قبل از خلق آدم او را آفریده. این عددهای کثرت که دارد می گوید، کثرت را می خواهد برساند؛ والا این جوری نیست که مثلا درست چهل هزار سال باشد؛ ولی اینجوری پیغمبر فرمود. برای اینکه خب به مردم آگاهی بیشتری بدهد ذهنشان را چیزی بگیرد ،یه دریافتی بکند، عظمت را بفهمند.

«فقلت یا رسول الله اکان الابن قبل الاب» آیا پسر قبل از پدر متولد می شود؟ خب برای اینکه ماها در زمین که می آیم اولین انسان کیست در نسل ما»؟ کیه؟ حضرت آدم. خب البته در نسل ماها. آقا امام باقر فرمود: خداوند یک میلیون نسل انسان آفریده. ما آخریش هستیم. ما داریم به جای خودمان الان صحبت می کنیم. این زمین ما سیزده، فعلا بشر تا اینجا رسیده، سیزده میلیارد ساله این زمین دارد می چرخد. الان ما اسکلت داریم از انسان های یک میلیون سال پیش، الان حضرت آدم چند ساله آمده اینجا؟ دوازده هزار سال، تا پانزده هزار سال گفتند. حالا فعلا این کاوشهای اینهاست، بیشتر نیست، همین حدودهاست دیگر. به بیست نمی رسد. یه میلیون سال پیش. خدا خدا چکار می کند. خانه مان قدمتش فعلا بشر می گوید چی؟ فعلا این کشف کردن. حالا ممکن هست بعدا چون آن موقع که کشف کردند یه موقع من دیدم یه موقع اعلام کردند گفتن چهار میلیارد ساله . گفتم اشتباه هست. بعدا در می آید. دیگر الان جدیدا گفتند چقدر؟ سیزده میلیارد سال .حالا ببینیم بعدا چی در می آید ازشون.

خب قبل از حضرت آدم این نور آفریده شده. درست شد. دلیل قرآنش را بگویید ببینم. آفرین آفرین آفرین« الرحمن* علم القرآن» تعلیم قرآن کرد به کی؟ به این انوار طیبه بعد تازه خلق الان چقدر بعدش را ما نمی دونیم فعلا در این روایت گفته چهل هزار سال. حالا نه «قال نعم الله تعالی خلقنی و خلق علی یعنی قبل ان یخلق الآدم» خداوند من و علی را قبل از این که آدم را خلق کند خلق کرد. در واقع نور این ها را دیگر؛ نه خلق جسمی مادی بدن دار نیست؛ والا این از نظر جسمی و بدنی حضرت زهرا اینها که بدن زمینی می گیرند، اینها بچه های آدم حساب می شوند ولی در واقع آدم بچه این هاست؛ یعنی نور آدم از اینها آفریده می شود.

«قبل یخلق آدم بهذه المده خلق نورا و قسمه نصفین» در این مدت نور را خلق کرد نور ما را، یه نور آفرید. تقسیمش کرد به دو نور. شدند دوتا، مشتق شدن از هم، جدا شدند. «نصفین خلقنی نصفین و خلق علیا منا نصف الاخر» از یک نور من را آفرید از یه نور علی را آفرید. «قبل الاشیاء» آیه قرآن دارد همین را می گوید. قبل از این اشیا را بخواهد بیافرنید. «کلا» قبل از اینکه زمین و آبی بیافریند. «قبل اشیاء کل ها سم خلق الاشیا فکانت مظلمة» سپس اشیا را آفرید. شروع کرد به غیر ما، نظام خلقت را شروع کرد خدا خلق کند بهشت و جهنم و نمی دونم آسمان ها و زمین و اینها را شروع کرد کهکشان ها و اینها را آفرید. «فکانت مظله» نور اینها نور نداشتن. اشیا نور ندارند دیگر. اینجوری هست نورشان از کجا می آورند «و نورها من نوری و نور علی » یعنی نور اشیا از نور ما و نور علی است. دیگر این را در اردوی سوم نسیم حیات که در مشهد برگزار کردیم، فصل سوم یعنی بخش سوم کتاب بازتاب نور آنجا توضیح دادیم، بحث نور. «ثم جعلنا ان الیمین العرش ثم جعلنا امیر المومنین» ما را گذاشته بود سمت راست عرش. اینکه عرش چیه، راستش چیه، اینها بحث های دیگر ای هست. «ثم خلق الملائکه» ملائکه هم آفرید بعدش «فسبحنا سبحه الملائکه» ما تسبیح گفتیم ملائکه هم تسبیح کردند. در یه روایت دیگر آمده ملائکه تا ما را دیدند، فکر کردند ما خلقشان کردیم. تا ما را دیدن و عظمت ما را دیدن اول فکر کردند ما خالقیم. برای اینکه اینها یه همچین اشتباهی نکردن ما شروع کردیم گفتیم سبحان الله. ما تسبیح گفتیم آنها چیکار کردند؟ از ما چی یاد گرفتن؟ تسبیح یاد گرفتند. «فسبحه الملائکه و الله له الملائکه و کبره فکبره الملائکه» شروع کردیم تسبیح گفتیم ملائکه هم تسبیح گفتند. تحلیل کردیم یعنی لا اله الا الله گفتیم آنها هم تحلیل کردند «و کبرنا» تکبیر گفتیم آن هم تکبیر گفتند. «فکان الکم من تعلیمی و تعلیم علی» این به خاطر تعلیم من و علی بود که ما به اینها تعلیم دادیم «و کان ذلک فی علم الله سابق الله یدالله» حالا ببین آمد سراغ یه بحث کاربردی زمینی برای ما «و کان ذلک کفی علم الله سابق» علم سابق یعنی علم خدا گذشته این. همان از اول خدا این دو نور را که آفرید در علمش این بود که چی «ان لا یدخل النار محب لی بعلی» بشارت را می بینید چه بشارتی داد. عجب بشارتی. خدا در علمش گذاشته که محب من و علی داخل جهنم نشود. چقدر سرمستی دارد چقدر شادی دارد. خب حالا الان بزرگترین نعمتی که خدا به ما داده چیه؟ حب اینهاست. ما عزادار نمی دونم اینکه زنم چیکار کرد، شوهرم چیکار کرد، الان طلاق دادم طلاق گرفتم وضع مالیمان اینجوریه خانه ام اینجوری هست، ماشینمان اینجوری هست، نمی دونم عزادار اینیم. اگر بفهمیم آدمیم از عزاداری در می آیم. آقا هشت میلیارد آدم، هشت میلیارد. چند نفر را گلچین کرده خدا از بین این هشت میلیارد تک تک من و شماها را آن موقعی که می خواستند تقسیم کنند ماها را دیده خدا. اهل بیت هم دیدند، گفتن این چند تا را بیاید این طرف، ما یه جا در وجود اینها عشقمان را بریزیم.

ما نبودیم و تقاضامان نبود/ لطف تو ناگفته ما می شد

خدا رحمت کند شاعر را

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی/ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. حالا می خواهم یه شعر دیگر بگویم برایتان. یه چیز دیگر بگویم. این شعر ما خطاب به کی می گویم؟ خطاب به خدا می گوییم.

ما نبودیم اما روحی که ما را آفریده ازش عاشق تو بوده. روح اهل بیت، عشق تو را داشت و ما هم از آنها آفریده شدیم. ما نبودیم اما عاشقت بودیم اما یه چیز دیگر هم بهتون بگویم. یه چیز دیگر بهتون می گویم.

فکر کنم این شاعر این طرف ماجرا را ندیده. ما هم نبودیم نشستیم در دل خدا؛ یعنی این شعر را از زبان خدا برای خودتان بخوانید ولی نه اینکه من نبودم. می گوید تو نبودی که در دلم نشستی/ که هنوز تو نبودی که تو در دلم نشستی. یعنی اگر خدا ما را سگ می آفرید، گرگ می آفرید ، خوک می آفرید، اگر الان ما در اسرائیل بودیم اگر الان در چین بودیم در آمریکا اروپا بودیم، داشتیم این نعمت عظیم را؟ این شراب را داشتیم؟ پس ما مال خودمان نیستیم. به قول میرزا خدا رحمت کند، ما مهمانیم. خدا ما را انتخاب کرد برای عشق امیرالمؤمنین عشق حضرت زهرا عشق اهل بیت. خدا ما را برای تشیعش انتخاب کرد. برای این مملکت در کره زمین که جایی این قطعه نورانی تر از کره این قطعه ایران، کره زمین نیست. خدا ما را برای اینجا انتخاب کرد. خیلی باید خدا را شکر کنیم. خیلی باید گریه کنیم . خیلی باید به خدا بگویم تشکر می کنیم خدایا . اصلا آدم مست این نعمت خدا می شود که تو را انتخابت کردم برای اینکه عشق علی را بگذارم در دلت .عشق پیغمبر را. فرمود: «من احبه علیا » هرکس علی را دوست داشته باشد «سمی فی السماء اسیر الله» در آسمان می دانید که چی صدا می کنند شماها را؟ می گویند اینها گروه اسیرهای خدا هستند. اینها اسیر خدا هستند. اسیر کس دیگری نیستند. می گوید چی؟ یکی را خیلی دوستش داری می گوید چی؟ می گوید اسیرتم. به خدا می گویم خدایا ما را با امیرالمومنین ما را اسیر خودت کردی. می توانست این کار را هم نکند. یعنی یه زمانی من و تو با همین خصوصیاتمان با همین اسم مان از لیست اینها را نگاه داشتن می کردند، تیک زدن اسم های ما را. خدا گفته این را انتخابش کنید. این را بگذارید برای علی. این را بگذارید برای فاطمه. خدایا ما چیکار کنیم واقعا اسیرتیم خدایا. چیکار کردی با ما. ر بین هشت میلیارد آدم چی کار کردی با ما؟ چه جوری تشکر می توانیم بکنیم. فقط همان طوری که امام سجاد گفت. «الهی عبدک بفناک» خدایا فدات شوم، خدایا بمیرم برات، «عبدک بفناک» یعنی اگر خدا این را به ما نمی داد، پادشاه کره زمین هم بودیم بدبخت بودیم. اگر این گنج را نمی داد بعد ما می آییم سر چیزهای پایینی با خدا دعوا می کنیم قهر می کنیم نماز نمی خوانم نمی دونم مثلا من دیگر الان فلان چیز را می گذارم کنار. اصلا تو می فهمی خدا باهات چیکار کرده! می فهمید این را.

این شعر را از آن طرف یکی دارد می گوید که هنوز تو نبودی که تو در دلم نشستی. انتخابت کرده برای خودم. انتخابت کردم برای این چهارده تا. آدم چه کیفی می کند! آدم چه کیفی میکند! اگر اسم های اهل بیت را دارید بروید سجده کنید قلباً نه بدنی به پدر و مادرتان بروید دست و پایشان را ببوسید که شما چیکار کردید، لطف کردید، اسم اینها روی ما گذاشتید اسم اینها روی ما گذاشتید. «ولا یدخل الجنه مبغض لی و علی» در علم خدا گذشت داخل بهشت نمی شود کسی که بغص من و علی را داشته باشد. چه بشارتی به ما داده.

آمد به امام صادق گفت: آقا دعا کن ما برویم بهشت. حضرت فرمود: در بهشت هستی. دعا کن ازش خارج نشوی. گفت: چرا؟ تو عشق ما را داری. ولایت ما را دارید. در بهشت هستید. همین الان در بهشتید. دعا کنید ازتون گرفته نشود. این خیلی وحشتناک هست. ما در این چهل پنجاه سال انقلاب دیدیم آدمهایی که از خانواده آسمانیشان بیزار شدند و فراری شدند. حتی بعضیها رفتند تغییر دین دادند. آن دیگر خیلی وحشتناک هست. خیلی وحشتناک هست. بعضی ها یه دفعه بی لیاقتی می کنند.در زیارت حضرت معصومه دو جا داریم «فلا تسلب منی» از خدا می خواهم معرفت شما را من نگیرد. یه موقعی نروی یه گندکاری هایی بکنیم گناهی بکنیم یا برسیم به یه جایی که طرف اسمش اسم حضرت زهراست، رفته عوض کرده. این خیلی وحشتناک هست آدم به کجا برسد که من را دیگر زهرا صدا نکنید فاطمه صدا نکنید رقیه صدا نکنید. الله اکبر. ننگت می آید! حالا باشد. فاصله داری فاصله بگیر. ببین چی می شود. فردا روبرو می شوی با حضرت. تو ننگت آمد اسم ما روت باشد. برو خلایق هرچه لایق. ننگت آمد تو بچه ات اسم ما را بگذاری «خلایق هرچه لایق».

صحنه را نگاه کنید چقدر این صحنه قشنگ است. چقدر اطراف ما شلوغ هست. چقدر اطراف ما خبراست. ما کوریم کریم نمی بینیم نمی شنویم. الله اکبر «الا ان الله الاجل خلق ملائکه بایدیهم الجین مملو وطن ماء الحیاه من الفردوس» آنها که در بحث بهشت بودند، می دانند فردوس چیه. اینجا در همین کلاس توضیح دادیم فردوس چیه! فردوس. در بهشت. بهشت فردوس. فرشتگانی که جام های سیمین از آب های بهشتی دارند. آب فردوس. بهشت از اینها آفریده شده دیگر. آنجا هم همه اش همین هست.

بگذارید اول این را بخوانم برایتان اول اینجا. « لجی» می گوید چی؟ خداوند فرشته هایی آفرید که جام های سیمین که لبریزه از آب زندگانی، آب حیات ، آب زندگانی بهشت در دست دارد. از آنجا که هیچ کس شیعه علی نباشد مگر آنکه پاکزاده و پارسا و پاکدامن و به خدا مومن باشد، وقتی پدر یکی از ایشان بخواهد با مادرش درآمیزد از میان آن فرشتگان که جام های سیمین آب بهشت در دستشان هست، در دست دارند، فرشته ای می آید و از آن آب در کاسه آب خوردن وی می ریزد. چه تشریفاتی هست. تا ما بشویم محب امیرالمومنین و او از آن آب می آشامد و این گونه ایمان همچون بذری از قلبش سر بر می آورد . سر بر می آمد . آقا فرمود چی رهبر عزیزمان؟ فرمود: ملت ایران همه مومنند حتی آن که ظواهر شرعی را رعایت چی نمی کند. چرا؟ در قلبشان چیه؟ عشق اهل بیت که با هیچی عوضش نمی کنند.

عشق محمد بس است و آل محمد

چه تشریفات قشنگی داریم. آفرینش ماها. بد نیست با نحوه آفرینشمان آشنا بشویم. این هست که آدم باید خیلی عاشق پدر مادر زمینیش باشد. ما سر دنیا با پدرو مادرهایمان اختلاف پیدا می کنیم. یه موقعی خدای نکرده کینه ای چیزی پیدا می کنیم. ناراحتی پیدا می کنیم سر دنیا. خیلی زشته این کار، یک کسی با ما مادری که ابزاری بودن که بزرگ ترین هدیه خدا به بنده اش را دریافت بکنند، وسیله ای بودن به خاطر دنیا و پدر و مادرش درگیر باشد. خیلی زشت هست. کینه در دلش باشد از والدینش، قهر باشد خدای نکرده، چه جوری از این پدر و مادرمان باید تشکر کنیم. اگر به رحمت خدا رفتند تا می توانید شادشان کنید برایشان هدیه صلوات دعا رد مظالم باقیات الصالحات برایشان بفرستید. اگر وقتی زنده ام هستند تند تند برید بهشون سر بزنید. زیارتشان کنید .عاشقانه نگاهشان کنید که شما دوتا اگر نبودید الان من چکار می کردم. یه سرمایه ای شما به من دادید که تا بی نهایت قیمت دارد. پدر و مادرها را خیلی با عظمت نگاه کن. خیلی قرآن چی می گوید؟ غلام و کنیز شان باشید. ذلیلشان باشید در درگاهشان. «واخفض لهما جناح من الرحمه» از روی رحمت بال ذلت تان را در مقابل پدر و مادرتان بگشایید. بر سر دنیا مواظب باشید روابطتان خراب نشود. ظلم هم بهتون کردن فحش دادن بهتون هرچی می ارزید. می ارزید. با پدر و مادر خراب نشوید «و این گونه ایمان همچون بذری از قلبش سر بر می آورد. ایشان از جانب پروردگارشان و پیامبرشان و وصی او علی و دختر من زهرا و سپس حسن و سپس حسین و سپس امامان از نسل حسین نشانه های آشکاری دارد از این عشق». حالا در خطاب به خدا و خطاب به اهل بیت چی بگو؟

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی/ که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی.

آنها هم می گویند که خیلی ممنون این شعر را خواندی ولی تو هم نبودی تو دل ما نشستی. ما هم تو را انتخاب کردیم برای عشق خودمان. یه کسی آمد به امیرالمومنین گفتش که من جزو شیعیان و محبین شما هستم. حضرت همین جوری سرش را انداخت پایین. چند لحظه، همینجوری، سرش را بلند کرد. گفت ما اسم شیعیان مان تا قیامت را بلدیم. الان تاملم اسمت در آن نبود. دروغ می گویی. دروغ میگویید. وقتی می گوید اسم شما اسم شیعیان را تا قیامت می دانیم، کی بوده که اسم های ما به اینها عرضه شده، اینها ما را انتخاب کردند. پذیرفتند ما را که آقا چند قرن بعد در خانه ای در شهری در خانه ای در کوچه ای در روستایی فلان بچه ام به دنیا بیاید. ما اسم ها را تا قیامت می دانیم. کیا قراره عاشق ما باشند. انقدر این شراب ناب است که آدم تا آخر عمر هم سر از این مستی نمی تواند بردارد. شراب عشق علی، عشق خدا، شراب لا اله الا الله، شراب محمد رسول الله، شراب علی ولی الله، شراب صلوات، شراب غیرت، شراب عشق، شراب دلدادگی به اینها. واقعا آدم تا آخر عمر هم نمی تواند سر بلند کند. از خمارش نمی شود سر بلند کند که خدا با ما چیکار کرد.

اگر دست از این چهار تا شراب دنیایی برداریم ذائقه مان خوب می شود. می توانیم بچشیم آن شراب ناب را. «شراب سقاهم ربهم شرابا طهورا» شراب پاک کننده ای هست. می گوید خدا در وصف بهشتی ها می گوید خدا به اینها شراب- طهور یعنی پاک کننده- در بهشت شراب پاک کننده می نوشاند خدا. چیه! میگوید ما در دنیا دادیم بهتون دیگر. در دنیا دادیم بهتون. «یطهر من کل دنس» از هر کثافتی پاکت می کند. عشق اهل بیت. حالا ببین روح سعدی چقدر بزرگ است رحمه الله تعالی علیه که به تو چی می گوید: اگر عاشقی کنی و جوانی، یه عشق بست هست. سعدی این را گفته ولی قبل از آن امام زمان چی گفت در آل یاسین؟ «لا حبیب الا هو و اهله» هیچ محبوبی غیر از او و اهلش نیست. بعدا ما می فهمیم چقدر ظلم کردیم به خودمان که با اینها بساط عشق بازی شخصی و خصوصی و ارتباط را برقرار نکردم. خیلی ظلم می کنیم به خودمان. خوش به حال یه کسی که وقت بگذاره برای این دلدادگی. برای این عشق.

«عرض کردم ای رسول خدا آن امامان چه کسانی هستند؟ فرمود: یازده تن از فرزندان من هستند که پدر ایشان علی بن ابی طالب است. سپس پیامبر فرمود: قربون حرف زدن پیغمبر برم فداش بشوم سپاس و ستایش خدای «الحمد الله الذی» به به که دوستی علی و ایمان را دو سبب قرار داد یعنی دو سبب قرارداد؛ یعنی سببی برای راه یافتن به بهشت و سببی برای رهایی از دوزخ. چکار کنیم؟ داد بزنیم کف بزنیم جیغ بزنیم نعره بزنیم صلوات بفرستیم. یه صلوات بلند بفرستید. عربیش را یه بار بخوانم برایتان «الحمد الذی جعل علی محبه علی و ایمانا به» ایمان به علی «سبین» دو سبب قرار داد «سبب دخول الجنه و سبب لنجات من النار» از نجات از آتش. پس این را دقت کنید که وقتی می گوییم بندگان مکرم تو یادت نرود عزیزم یادت نره کرامت را از خانواده ات ارث داری. کرامت را از خانواده ات ارث داری. داستان ما می دانید چیه؟ خدا رحمت کند مولف مصابیح را. گفت یه پادشاهی با غلامش و بخش زیادی از اموالش می رفتند جایی. غلام در راه طمع کرد. شاه را کشت. شاه هم یه بچه کوچولو داشت یه نوزاد قنداقه ای داشت .این بچه را نکشت. بچه را رفت بزرگش کرد. اموال باباها هم کشید بالا. بعد به این بچه گفتش که تو را پیدا کردم. سر راهی هستی. این بچه تا آخر فکر می کرد برده این هست. آن آقایی می کرد. این فکر می کردیم برده این هست. یه موقعی لو رفت که ای بابای این شاهزاده است. تمامی اموال مال این هست. این غلام این بوده. نه من غلامی این. این غلام ما بوده.

داستان ما با دنیا همینطوره یعنی ما غلام مدرک تحصیلی مقام، غلام خانواده زمینی، غلام دنیاییم بعدا می فهمیم بابا اینها غلام ما بودند. اینها برای ما آفریده شده بودند. نه ما برای اینها. چقدر ما بدبخت بودیم خودمان را فروختیم به یه نماینده مجلس به ریاست جمهوری به یکی نمی دونم استانداری و فرمانداری و به یه نمی دونم استاد دانشگاه شدن و یه خارج رفتن و آن دیگر خیلی نکبتش بیشتره. بلند شویم برویم سرزمین شرک. حضرت فرمود: کسی که دوست دارد در سرزمین ایمان زندگی نکند، سرزمین شرک، قرآن واجب کرده کسی که در سرزمین شرک است هجرت بکند بره یه جایی که هجرت واجب هست اصلا، برود یه جایی که بتواند ایمانش خوب حفظ بکند. بوریم خارج و نمی دونم خب عبد خارج و غلام خارج و غلام نمی دهم ماشین و غلام خانه و غلام مبلمان و غلام نمی دونم از این چیزها. خدایا می گوید من همه اینها را برای تو آفریدم تو را برای خودم آفریدم. «خلقت الاشیا لاجلک و خلقتک لاجلک» داستان ما این هست الان. ما برای پادشاهی خلق شدیم. الان همه مان داریم بردگی می کنیم. غلامیم الان. ما برای پادشاهی آفریده شدیم ما برای آقایی آفریده شدیم برای سروری آفریده شدیم. برای سیادت آفریده شدیم.

حاج قاسم چی گفت؟ به هم رزمش؟ خوابش دید گفت تو چرا اینجاش بهت می گویند سید فلانی؟ گفت: اینجا حضرت زهرا ما را سید کرد. ما آمدیم اینجا سید شدیم همه مان. حضرت به یه آقایی – هی می گفت حضرت زهرا حضرت زهرا. حضرت زهرا آمد بهش گفتش که تو به من نگو حضرت زهرا. تو به من بگو مادر. تک تک شماها ان شاالله به حق فاطمه زهرا می رسیم یه جا که حضرت زهرا می گوید پسرم دخترم تو به من نگو حضرت زهرا. تو به من بگو مادر. نوبت سیادت ما هم می شوید. انشالله ما یه زمانی همه مان سید می شویم انشالله. سید حقیقیان. سید حقیقی.

گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی گفت ها که نیک بنگر شاید رسیده باشی.

هی نگو ای کاش ما سید بودیم. حضرت زهرا الان می خندد بهت، می گوید سید هستی سیدی.

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.