جلسه 209 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
209
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 209 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 209 06/09/1404

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم* الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنه الله علی اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

هدیه محضر مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام با امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، شهدای اسلام و امام الشهدا علما مراجع اولیا الهی صلوات بلند بفرمایید.

خب در شرح زیارت جامعه کبیره هستیم در فقره «و عباد مکرون الین علی اسبق بالقول وهم بامره یعملون» خاطر این آیه در وصف اهل بیت علیهم السلام به وسیله امام هادی استخدام شده. در واقع این آیه شأن ملائکه را دارد بیان می کند که ملائکه فرزندان خدا نیستند. آنها گفتن خداوند فرشته ها را همان فرزندان خدا هستند . خداوند فرمود اینها فرزند ما نیستند. مخلوق ما هستند بندگان من هستند اما بندگانی که مکرم هستند یعنی مورد کرامت و بزرگواری هستند که «لایسبقون بالقول و هم بامره یعلمون» کرامتشان عبد بودنشان این هستش که سبقت در قول نمی گیرند. هر چی هم خدا امر می کند همان را انجام می دهند .

مسئله ای که به ما مربوط هست اینجا، جدای از شناخت امام جدای از شناخت امام دو تا مسئله است: یک) اینکه ما فرزندان این خاندان هستیم. باید قیمت ذاتی خودمان را بدانیم .ما بارها گفتم خانم و آقا نیستیم فرشته نیستیم اهل زمین نیستیم. ما روح خداییم که از خدا و اهل بیت آمدیم به زمین به خانواده خودمان هم برمی گردیم. اگر نگاهی غیر از این به خودت داشته باشی و ارزش های زندگیت و آرمان هات و ارزش هاییت و شادی ها و غم هایت را بر اساس چیز دیگری بنا بکنی دچار خسران می شوی و خیلی هم غم انگیز هست این خسران که انسان وقتی وارد برزخ می شود خود حقیقیش را می بیند بعد می فرماید که اصلا برای خود حقیقیش هیچ ارزشی قائل نبوده و برای خداهایی که خود ما نبودند در زمین هم جا مانده هیچ کدامشان هم با ما نیامدن اینجا ما برای آنها زحمت کشیدیم. عمرمان را پای آنها گذاشتیم. غصه هایمان غم هایمان شادی هایمان ذلت هایمان عزت هایمان گدایی های عاطفی که از این و آن کردیم خواری هایی که به خاطر این و آن کشیدیم غم هایی را که به خاطر این و آن تحمل کردیم همه اش سراب بود.

عصبانیت ها غصه ها چیزهای بیخود و بنابراین این نکته بسیار مهم هست که تو اول بفهمی کی هستی؛ این را بارها من هر بار هم تکرار می کنم که در وجودمان برود که ما باید عاشق خودمان باشیم. باید خود حقیقیمان را بشناسیم دوست داشته باشیم و بر اساس این خود حقیقی زندگی بکنیم. ما وقتی که خود حقیقی مانم نشناسیم فاطمه زهرا مون و فاطمیه مان هم رنگ آن ناخودمان را می گیرد. زیارت هم که برویم نمازم که بخوانیم رنگ ناخودمان را می گیرد. رنگ ما را نمی گیرد یعنی ما از نگاه یه زن به خدا نگاه می کنیم. خدا خدای خوبیه چرا چون یه شوهر گیرم آمده یا مثلا یه زن گیرم آمده .چون بچه هام خوبند نمی دونم چون شغل دارم درآمد دارم سلامتی دارم. اینها خوبه خیلی خوب آدم شکر خدا را به جا بیاورد؛ اما خدای خوب اینی هست که تو را از جنس خودش آفریده، از روح خودش آفریده و برای عشق به خودش آفریده تو را و تو تمام فرصت زندگی را داری صرف عشق های دیگر می کنی: عشق های جمادی عشق های گیاهی عشق های حیوانی و عشق های عقلی و اساسا وارد رابطه عاشقانه با معشوق اصلیت که الله هست ، اله ات هست نشدی. الان یه زن و مرد با هم ازدواج که می کنند بعد یه سال دو سال می گیویم چه جوری اید با هم؟ خب ایناه وارد یه رابطه شدن دیگر یک سال و دو ساله آمیخته شدن به همدیگر، سه ساله پنج ساله بالاخره یه سابقه ای از رستوران رفتن خلوت داشتن مسافرت داشتن، عشق و حال کردن، گفت وگو کردن، آمیخته شدن با هم دارند. ولی یه دفعه یه کسی ببین الان شصت سالش هست هنوز هیچ کامی از خدا نگرفته؛ یعنی هنوز دو رکعت عاشقانه با خدا نبوده. هنوز دو ساعت خلوت عاشقانه نداشته. خلوت هایش هم که بوده خلوت هایش گریه بوده برای بخش های پایینی. عزاداری برای بخش های پایینی. با خود خدا اصلا وارد رابطه نشده و این خب بد است. روی این حساب ما باید اول بفهمیم کی هستیم. این ع«باد المکرمین الین علیی اسبق ونه و بالقول» یک شمای دیگری از خودت هست از خانواده خودت، اصل و نسب خودت، قیمت خودت. خداوند وقتی که روح را در انسان می دمد به فرشته ها می گوید چیکار کنید؟ بله سجده کنید یعنی بالاتر از فرشته است این روح که می گوید سجده کنید. دستم را نگاه کنید در این مرحله فرشته اینجاست. مقام چهارم. شما مقام چندمید؟ پنجم بخش فوق عقل. فرشته مقام عقلی هست. شما مقام فوق عقل هستید بالاترید و بنابراین اگر این را نفهمی تا آخر عمر پست زندگی می کنی، ضعیف زندگی می کنی ذلیل زندگی می کنی خوار زندگی می کنی خفت می کشی خواری می کشی دردسر می کشی. دائما غصه های مسائل پایینی له ات می کند. چون هیچ وقت نمی فهمی کی هستی و تا آخر عمر ذلیل خودهای پایینی هستی و غصه کساین را می خوری که هیچ ربطی به تو ندارند. این خیلی خسارت بزرگی هست. وقتی وارد برزخ می شود می ررود آن طرف تازه می فهمد ای بابا من چقدر عمرم را تلف کردم چقدر سرمایه جاودانه ام را تلف کردم سر چیزهایی که اصلا هیچ کدام من ربطی نداشت. پس از یه جهت این کرامت را شما باید شناسایی بکنید که این کرامت یعنی چی. چون شما دارید کرامت اهل بیت را می خونید «و عباده المکرمین» اما کرامت خودت هم هست. قیمت های خودت هم اینجاست. آن وقت اگر این را فهمیدی دیگر عصبانی نمی شوی راحت برای هر چیزی غصه نمی خوری، احساس حقارت بهت دست نمی دهد، گدایی عاطفی از هیچ احد الناسی نمی کنی، مقایسه به هیچ وجه زندگیت را با کسی نمی کنی، مسابقه با هیچ کس نخواهی گذاشت، رقابت نداری،ی کینه به هیچ وجه نمی آید سراغت که گذشته ات را یاد کنی و کینه بگیری از کسی. اینها خیلی بهت کمک می کند.

وقتی انسان فهمید کیه، عاشق خودش هست، بی خیال این چهار تا می شود یعنی این چهار تا دستشان بهش میرسد، اینها را دارد، مراقبت می کند مواظبت می کند بهشون می رسد به ارزش هایشان می رسد ولی براش غصه نمی خورد. فرمود چی؟ «من بکی علی الدنیا دخل النار» هر کس برای دنیا غصه بخورد می رود جهنم. جهنمش از دنیا شروع می شود. چون غصه خودش جهنم است. خود غصه خوردن همین الان عذاب هست دیگر، جهنم هست، خودش عذاب هست. دنیا همین چهارتاست. این چهار تا یعنی اگر برایش غصه می خوری اما اگر تو غصه های شخص خودت را داشتی غصه خود حقیقت را داشتی برای این بخش هایت نگرانی داشتی، نجات پیدا می کنی از غصه های پایینی. همیشه شادی. ضمن اینکه به آن بخش ها هم رسیدگی می کنید در کمال پاکیزگی و دقت اما همیشه شاد و آزاد هستی.

یه جمله ای دارد خواهش می کنم همه دقت کنید امیرالمومنین فرمود: «لا تکن عبد غیرک قدر جعلک الله حرا» دستم را خوب نگاه کنید. می گوید بنده این تویی. می گوید بنده غیر از خودت نباش. چون خدا تو را آزاد آفریده. آزاد بودن خیلی مهم هست. بنده نشو اسیر نشو گرفتار نشو. پس اینجا می خواهیم الان راجع به قیمت بخوانیم. آن قیمت قیمت تو هم هست. قیمت حقیقت تو هم هست. اصل تو هست. الان ما می خواهیم یه چیزی بخوانیم که ما بفهمیم چرا ما از ملائکه بالاتریم؟ قیمت بیاد دستمان. صلوات ختم بفرمایید.

کار سوره صافات یه سوره فوق العاده آهنگین زیباست. یه ترانه ی بهشتی هست سوره صافات. آیه 165 و 166 « انا نحن المسبحون» قبلش داریم «انا لنحن صافون و انا لنحن مسبحون» ماییم که در صف ایستاده ایم. صافون و ماییم که تسبیح کننده هستیم. خب دقت کنید این جمله را.

برویم سراغ وجود مقدس امام باقر علیه السلام. اینها که دارد می گوید حقیقت توست. امام دارد راجع به خودشان صحبت می کند یعنی یعنی حقیقت تو، اصل تو، نسب تو، خانواده ات خانواده اصلیت. «فنحن من اول خلق الله» ما اولین مخلوق خدایم یعنی خدا اولین جلوه اش کیه؟ نور محمد و آل محمد. پس این اصالت توست، نسب توست. الان در دنیا وقتی می خواهند اصالت را بگویند ما ایرانی ها خب خیلی حرف داریم. ما الان در شهری نشستیم که حداقل هفت هزار سال سابقه تمدنی دارد. هفت هزار سال، در مقابل بعضی از ملت هایی که برای ما قیافه می گیرند و تمدنشان را می خواند به ما صادر کنند و ما را وحشی می دانند و ما را آننرمال به قول خودشان می دانند و می خواهند نرمالی زیشن انجام بدهند، ما را طبیعی بکنند وحشی های غربی، در کشوری هستیم که از همه سابقه بیشتری داریم روی این کره زمین. ریشه اصل نسب نمی دونم تمدن. کسی نمی تواند بیاید جلوی ما قیافه بگیرد بگوید ما تمدن داریم سابقه داریم. ولی این مربوط به بخش زمینی ماست. در دنیا الان آدم ها وقتی می خواهند گندگی خودشان و سابقه خودشان را مطرح کنند؛ چون زمینی می بینند خودشان را، چی ها را مطرح می کنند؟ تمدن های زمینیشان را و این هم خیلی مهم هست. الان گردن کلفت های دانشمندان غربی می گویند ما دو ملت را نمی توانیم هیچ وقت نابود بکنیم. آنها همیشه بودن و هستند و خواهند بود. مصر ایران. خب بخاطر تمدنشان. بنابراین این حرف مهمی هست در بخش زمینی اما مسئله اصلا این نیست .مسئله این است من اگر قرار باشد به این فکر بکنم که کی هستم خدا می خواهد راجع به اصل و نسب تو با تو صحبت بکند. راجع به ریشه تو با تو صحبت کند. چی می گوید بهت؟ دارد بهت می گوید سابق ات کیه؟ سابقه حقیقت تو که از آن آفریده شدی؟ پدر و مادر حقیقیت آسمانی سابقه شان کیه؟ اول خلق الله هستند؛ یعنی قبل از آن چیزی نبوده دیگر. دقت کنید اولین ظهور خداست. این حواست باشد قیمتت چقدر هست. امام باقرت کیه دارد با تو حرف می زند. بابات کیه «و اول خلق ابدالله» چقدر قشنگه اولین مخلوقی هستیم که ما خدا را عبادت کردیم و بندگی کردیم «و سبحه» تسبیحش کردیم اولین کسی که خدا را تسبیح کرد ما بودیم. حالا «و نحن سبب خلقا خلق» ما علت آفرینش خلق هستیم.

در سوره الرحمن خدا ترتیب را چه جوری می گوید! بفرمایید «بسم الله الرحمن الرحیم الرحمن و علم القرآن» به کی علم القرآن؟ به اهل بیت بعد تازه «خلق الانسان» تازه «خلق الانسان» خب ما سبب آفرینش خلقیم. این به چی مربوطه که اینها سبب آفرینش خلق اند که اگر نباشند خلقت بیهوده است؟ چون گفتیم ما در ذاتمان عاشق کی هستیم؟ عاشق الله ایم دیگر. چون روح ما بی نهایت طلب هست. جنس ما روح خداست. روح الله ایم. وقتی تو عاشق الله یعنی بی نهایت هستی و خدا می گوید تو را آفریدم برای عبودیت خودم نه عبادتم، عبودیت بندگی خودم، گفتیم معناش چیه؟ معناش این است که او مربی است دقت کنید آن مربی است، تو کی هستی؟ عبد.ی هر چقدر حرف مربی ات را گوش بکنی زودتر به مربی چی می شوی؟ شبیه می شوی. ما برای این آفریده شدیم. آفریده شدیم شبیه شدن به مربیمان به الله تبارک و تعالی.

خب وقتی که تو هدف خلقتت این هست الان روی زمین برای همین کاری نه برای شوهر کردن زن گرفتن نمی دونم کارمند شدن و نمی دونم رئیس شدن و وزیر شدن و این بچه بازی هایی که الان ما می بینیم از خیلی ها داریم می بینیم عین بچه ها، سر ماشین کوکی دعوا می شود سر عروسک دعوایشان می شود. الان سر مقام و پست و نمی دم سر اتومبیل و سر زمین و اینها با هم دعوا می شود. آدم ها هم مشغول این کارها هستند دیگر. کینه ها حسادت ها رقابت ها مقایسه ها مسابقه ها. بفهم اول برای چی آمدی در این دنیا. خب حالا که تو وقتی فهمیدی برای این هدف آمدی، مهم ترین دقت کنید ضروری ترین نیاز داشتن یه مربی هست که تو را بتواند شبیه مربی اصلی ات، الله در بیاورد که گفتیم این مربی باید خودش چه خصوصیتی داشته باشد؟ خودش باید خلیفه شده باشد دیگر که بتواند ما را به این بزرگی ببرد. خودش هم باید بزرگ باشد. ما برای شبیه شدن به ربمان آفریده شدیم .خب پس باید آن کسی که می آید مربی ما و امام ما می شود شبیه ترین آدم به کی باشد ؟ بله به مربی باشد خودش. این را در قرآن بهش می گویند چی؟ «مثل اعلی» یعنی عالی ترین نمونه از خدا. در قرآن دقت کنید اینها ریاضی است. حرف هایی که دارم می زنم تمام ساختارهای ریاضی دارد. در قرآن به اهل بیت چی می گوید خدا؟ «مثل اعلی». در جامعه کبیره هم در همین هم خواندیم با هم «مثل اعلی» را. یادتان هست دیگر «و المثل اعلی و دعوت الحسنی و حجج الله علی اهل دنیا و آخره و اولی» اینها را که با هم کار کردیم. خب پس خانواده ما مثل اعلی هستند؛ یعنی نیاز ضروری دستم را ببینید نیاز ضروری انسان. ما اگر احساس نیاز نکردیم به اهل بیت که سیزده تشان کشته شدن و چهاردهمین هزار و صد و نود سال آواره است برای اینکه ما خودمان آدم نمی بینیم که احساس نیاز بکنیم. اگر کسی فهمید آدم هست، تنگی نفس می گیرد از دوری امام زمان. چطور وقتی یه کسی که حیوان می بیند خودش را یعنی زن و مرد می بیند خودش را از نبودن همسرش بچه اش پدر و مادرش احساس تنگی می کند. چون حیوان است و حیوانها هم همینجوری هستند. چطور بخش گیاهی که شکممان هست اگر غذا بهش نرسد، بی طاقت می شود، آب نرسد بهش بی طاقت می شود، بدن شروع می کند به عکس العمل نشان دادن. چون بخش گیاهی هست دیگر . بخش انسانی اگر فهمید انسان هست، اصلا می فهمد که بدون اهل بیت بدون زیارت بدون ارتباط با خانواده آسمانی بدون دعای توسل بدون هیئت حیات انسانی ندارد. بدون خدمت و ارتباط عاشقانه با امام زمان اصلا زنده نیست. مرده این شخص. اصلا حیات ندارد. پس همان طور که دانشگاه بدون- در بخش عقلی را می گویم- در بخش عقلی شما میروی یه دانشگاه بدون استاد ارزش دارد یا نه! آن کسی که به دانشگاه ارزش می دهد کیه؟ استاد است. در مدرسه کی به مدرسه قیمت می دهد؟ معلم. در بیمارستان کی به بیمارستان قیمت می دهد؟ پزشک. در نظام خلقت انسان آنی که به خلقت قیمت می دهد، مهم تر از خود خلقت است، قبل از خلقت هم هست، «الرحمان» و چی؟ «علم القرآن» بعد «خلق الانسان» آن، این چهارده نور مقدس هستند. پس بفهمیم داریم چی می گوییم ما و بفهم چی دارد می گویند، خانواده ات چی دارند به تو می گویند.

« و نحن سبب الخلق الخلق» ما باعث شدیم بقیه آفریده بشوند. ما اگر الان حیات داریم به برکت کیه؟ این چهارده نور مقدس اند. چون بچه های آنهاییم و می خواهیم به همانها هم ملحق بشویم. کما اینکه - دستم را نگاه کنید- در بخش جمادی در بخش جمادی علت خلق ما کیه؟ پدر و مادر زمینی مان هستند دیگر. آنها قبل از ما بودن یا نبودن ؟ بودند دیگر. قبل از ما بودن. حالا ما هم به خاطر آن آفریده شدیم. در بخش فوق عقلی هم همین طور هست یعنی خانواده آسمانی ما؛ حضرت زهرا سلام علیها امیرالمومنین علیه السلام -حالا می خوانم برایتان سوابقشان را، سابقه خانواده تان را بدانید-. « و سبب تسبیحم و عبادتهم من الملائکه و آدمین» ما سبب تسبیح و عبادت همه بندگانیم. چه ملائکه چه آدم ها. همه هر کاری می کنند ما عاملش هستیم «فبنا عرف الله» خدا با ما شناخته می شود. چرا؟ چون شما وقتی عاشق بی نهایت هستی مربی چی می خواهی؟ بی نهایت می خواهی. مربی معمولی که نمی آید تو را ببرد تا آن بالا که، تا مقام خلافت هست. یه مربی می خواهی که خودش خلیفه باشد. بنابراین شما بدون ظهور بی نهایت با بی نهایت ارتباطی نداری. قبلا این را بارها گفتیم. بی نهایت نه قابل شناخت است نه قابل دسترسی و ارتباط است مگر با چی؟ با ظهور و ظهور بی نهایت هست که من را به بی نهایت متصل می کند. ظهورهای محدود ما را به بی نهایت نمی رساند. کمالات محدود ما را به بی نهایت نمی رساند. ما نیاز داریم به ظهور نامحدود از نامحدود. ظهور نامحدود از نامحدود یعنی چی؟ یعنی مثل اعلی یعنی عالی ترین نمونه از خدا. پس این قیمتت هست. «بنا عرف الله» خدا با ما شناخته می شود یعنی اگر چهارده معصوم نباشد شما اصلا اتصالی به بی نهایت نداری که بخواهی. آن خدایی که بدون چهارده معصوم شناخته می شود قلابی هست. در همه این مسیحیت در یهودی ها در نمی دونم در ادیان دیگر. چون اتصال به مظهر کامل خدا و جلوه کامل ندارنند. ببینید مثل چی می ماند؟ مثل اینکه شما می خواهید با یه نفر ازدواج بکنید. الان حالا خانم ها معمولا یه آینه در کیفشان دارند دیگر. این آینه را وقتی می گیری جلوی صورتت، چی را نشان می دهد؟ یه بخشی از صورت و خب همه را هم نشان نمی دهد. باید خیلی بگیری دور. اگر ما خواستیم یه نفر را کامل ببینیم چه جوری باید ببینیمش؟ ایستاده تمام قد یا یه کسی خواست جلوه کند باید یه آینه چی داشته باشد؟ تمام قد. شما وقتی آینه تمام قد نداری همه یه نفر را نمی توانی ببینی. خودش را ظاهر نباشد. می گویی بزار ببینم هیکلش چه جوریه، قیافه اش چه جوریه، دستش چه جوریه، پاش چه جوریه. من همه اش را با هم ببینم. همه را با هم ببینیم. خب پس جلوه ی کامل تا نباشد شناخت اصلا نیست. درخت هم که می بینی جلوه خداست. فرمود: «اینما تولوا فثم وجه الله» درخت هم جلوه خداست. گل ها میوه ها درخت ها ستاره کیهان کهکشان آقا محدودند. اگر خواستی همه ی خدا را ببینی باید با جلوه کامل ببینیش. با بی نهایت و آن همین نور مقدس هستند.

«و بنا وحد الله» یعنی اگر توحید خدا رعایت می شود و خدای بی نهایت و یگانه شناخته می شود به وسیله ماست. با جلوه ماست با نور ماست «و بنا عبدالله» با ما خدا عبادت می شود. بندگی خدا به وسیله ماست .چون تو می خواهی به خدا بگویی من می روم شاگرد تو بشوم، که شبیه ات بشوم. باشگاه کجاست؟ باشگاه ارتباط متخصص معصوم است. شما وقتی مربی نداری چه جوری می توانی عبودیت بکنی. الان مثل اینکه یه کسی شما عاشق یه مربی می شوید، خیلی هم توانمند است، می گویی من می خواهیم بیام شاگردی شما را بکنم. دو تا حرف می توانی بهت بزند. یکی اینکه شاگرد قبول نمی کنم شاگرد ندارم یا اینکه بگوید خب حالا باشد شاگرد من بشو. میگویی خب حالا شاگرد بشوم من احتیاج به ارتباط با تو دار.م باشگاهت کجاست! اگر بگویم باشگاه ندارم شما چه جوری می توانید شبیه این آدم بشوید؟ چه جوری می توانی شبیه این آدم بشوی وقتی آدم باشگاه نزده هنوز. درسته. باشگاهی وجود ندارد که تو شبیه آن بشوی. مربی می تواند تو را شبیه خودش کند که برایتان چی بگذارد؟ کلاس بگذارد. شروع کند به تمرین دادن تو. بگوید این تمرین ها را انجام بده شبیه من می شوی. آشپزی گلدوزی خیاطی دوزی سرمه دوزی، مروارید بافی کاراته کونگ فو نمی دونم هر چی فنی حرفه ای هنری، هر چیز. بنابراین «بنا عبدالله» عبودیت خدا بندگی خدا یعنی ورود به باشگاه الهی. خب اگر من خواستم باشگاه بروم باید اول یاد بگیرم چه جوری ازدواج کنم، اخلاقم با پدر و مادرم چه جوری باشد، اخلاقم با بقیه چه جوری باشد چه جوری کار اقتصادی کنم چه جوری نماز بخوانم چه جوری روزه بگیرم. این چهار بخشم باید مدیریت کنم. عبودیت یعنی همین دیگر. بندگی. وقتی مربی ندارم کسی نیست به من بگوید، می شوید همان مسخره بازی عرفان هایی که الان هست. عرفان سرخ پوستی و عرفان اوشو و نمی دونم کریش مودی و نمی دونم حلقه و نمی دونم این حرف هایی که الان مزخرفاتی هست. ته اش چی در می آید. ته اش می شود یه کسی مثل همان کس که داری عرفانش را می خوانی. اگر بشوی تازه. هیچ وقت به آن چیزی که تو می خواهی نمی رسی. تو مربی لازم داری. بنابراین بدون متخصص معصوم تو اصلا حیات انسانی نداری. بدون بند رعایت آن ها دستورات آن ها تو کاملا از باشگاه بیرون افتادی. کاملا بیرون افتادی. حتی اگر ظواهر هم رعایت کنی: نماز بخوانی روزه بگیری حجاب را داشته باشی ولی نخواهی شبیه شان بشوی یعنی اینها را به قصد شباهت انجام ندهی. شما وقتی رکعت نماز می خوانی می گویی دو رکعت نماز می خوانم چی؟ چی؟ قربتة یعنی شباهتا به الله. یعنی می خواهم شبیه الله بشوم. قربه الی الله که معنا ندارد .قربت، قریب شدن نزدیک شدن هست. نزدیک شدن یعنی شبیه شدن. طرف زن پیغمبر هست. دقت کن زن امام حسن هست زن امام جواد هست زن نوح هست زن لوط هست. انبیا هیچ وقت شبیه نشدند. قاتل اینها هم بودند. دیگر از زن نزدیک تر! شبیه نشدند اصلا این آدم. برای همین این شما باید معیار این باشد که اگر من نماز می خوانم روزه می گیرم چی چی چی چی چقدر شبیه مربی شدم یعنی الله، چقدر شبیه این چهارده معصوم شدم، شبیه مادرم فاطمه زهرا شدم. این مهم هست. شباهت: ظاهری و باطنی. «و بنا اکرم الله من اکرم من جمیع خلقه» چقدر شرابش صاف و ناب این شراب است. خداوند به هر کس می خواهد احترام بگذارد که قیمت بدهد با ما قیمت می دهد. قیمتت را از خانواده ات بگیر نه از این چهارتای پایینی. با این چهار تا پایین نیاز تو قیمت دار نمی شوی اصلا. تمام مردم الان قیمت ها چیه؟ مهریه جهیزیه حقوق قیافه اندام پوست صورت مو چشم لباس مقام ریاست دنیایی نمیدونم رئیس جمهور این جناب وزیر آن سردار است این یکی نماینده مجلس است این مدیر کل است نمی دونم همه اش قیمت ها اینهاست. خیلی توهین است به انسان که یه کسی با این چیزها بخواهد قیمت بگیرد و این اصلا جلوی چشمش بیاید یه هم چیزهایی بیاید در ذهنش. اگر آمد یعنی حقارت دارد این بچه است بچگی دارد. مثل قهر و آشتی بچه هاست که سر عروسک با هم دعوایشان ن می شود، بزرگ ترها چیکار می کنند به اینها می خندند؟ حالا نه خود این بزرگتر هم سر ماشین بزرگتره دارد دعوا می کند با یکی دیگر. بنابراین میگوید خب حالا بچه اند دیگر. عالم بچگی بیا سر این شکلات دعوایشان شده بیا یک شکلات بگیر. آدم عاقل اصلا حالش به هم می خورد، شرافتش عزتش قبول نمی کند که وارد همچین ماجراهایی بشود. مدرک تحصیلی نمی دونم ورود نمی کند به این جور چیزها. قیمت تو اینها نیست. بعد این آدمی که خودش توهم زده است بچه اش هم همین جوری تربیت می کند؛ یعنی قیمت بچه اش هم مثل خودش هست، شبیه خودش هست. یه آدم توهم زده بی مایه هیچی انسان اصلا رشد نکرده اصلا، هیچ شباهتی به خانواده آسمانی اش ندارد. یه آدمه یه بچه چهل ساله هست فقط، یه بچه پنجاه ساله است. ببین الان سر ته دیگ ناراحت می شود، ببین الان سر نوشابه دعوایش می شود نمی دونم این که کی بهش زنگ زد، کی بهش زنگ نزد، چرا به من دیر زنگ زده، نمی زنم سر اینها ناراحت می شود. ببین الان سر اینکه کجای ماشین بنشیند، کجای هواپیما بنشیند، دعوایشان می شود. ببین اینکه الان خانه شان کجاست، خانه شان کجا نیست غصه می خورند. بچه ست دیگر. اینها هم بچه اند دیگر. چه حرفی زد آقا. هر که را خدا بخواهد، چون فرمود: «عباده مکرمون» اوج کرامت در اینهاست. قبلا هم خواندیم دیگر، قبلا هم «اصول الکرم» اصل قیمت اینها هستند. خب پس وقتی اصل قیمت آنها هستند، عیارها مشخص می شود. الان می گویید طلای هیجده عیار، طلای بیست و چهار. کدام گران تره؟ بله؟ بیست و چهار دیگر. چون درصد طلایش چیه؟ پس آن صد آنجاست. حالا ما به صد سنجیده می شویم. تو چقدر فاطمی، چقدر حسینی هستی، چقدر مهدوی هستی، چقدر سجادی هستی.

یه فقره خواندیم هر که بگوید جایزه دارد. فقره گذشته راجع به همین موضوع. کی می گوید؟ آقای قریبی یه بنز بهش جایزه می دهد. آقای دکتر قریبی هست اینجا الحمدالله مدیر موسسه ، خیلی هم راجع بهش صحبت کردیم.

«عناصر الابرار» شما عنصر آدهمای بزرگید، نیکان. می گوییم آقا طلاش انقدر هست، الماسش انقدر هست، نقره اش انقدر هست نمی دونم. عنصر دیگر. آنجا توضیح دادم روز قیامت شما وقتی موقع مردن می روید عناصر چهارده عنصر می سنجند در شم.ا دیگر چقدرش محمدی هست صلی الله علیه و آله، چقدر علوی هست چقدر فاطمی هست چقدر حسنی هست چقدر حسینی هست چقدر سجادی هست. عنصرهایتان را در می آورند آنجا قیامت. همین هست دیگر .می کشند بیرون همه را. چقدر باقریه چقدر صادقیه چقدر کاظمیه چقدر رضویه چقدر جوادیه چقدر هادویه چقدر عسگریه از همه سیزده تا مهم تر چقدر مهدوی هست. برای ما هم همین مهم تر است. چون در زمان ایشانیم. ما باید مهدویت مان خیلی بالا باشد. درست. الان خیلی هست می گویم امام رضا آقا قربونش بروم اشکش در می آید. بگو امام سجاد، نه. اصلا نمی تواند با این باباش ارتباط بگیرد، رابطه عاطفی ندارد. امام باقر اصلا نه. امام عسگری نه. بعضی ها هم جورهای دیگر هستند . بعضی ها که اصلا کلا امامزاده ها را بیشتر از این چهارده تا دوست دارند. گفته بود: ائمه را بشمار. گفته بود که امام اول علی امام دوم حسن امام سوم حسین امام چهارم ابوالفضل. گفت ابوالفضل دیگر کجا بود. گفت: امام نیست گفت نمی دونم یکی از آنها خارج کنید این را بگذارید جاش. بعضیها اینجوری اند؛ یعنی عنصر ابوالفضلی اش خیلی زیاده عنصر زینبش بالاست .عنصر هست معصومه اش بالاست. اینها خیلی قیمت می دهد بهت در قیامت. کسی عنصر ابوالفضلی داشته باشد عنصر حضرت معصوم داشته عنصر حضرت عبدالعظیم را داشته باشد، عنصر شهدا را داشته باشد. اینها ارزیابی می کنند. آزمایش می کنند. عین آزمایش خون هست که می کشند، می گویند قندت اورت نمی دونم ویتامین د کلسیمت فسفرت درش می آورند آنجا. تا از اینجا رفتی تمام عنصرهایت را در می آورند و خوش به حال کسی که بدنش قوی باشد. روحش در واقع ثروتمند باشد. شخصیتش ثروتمند باشد. الان می گویند آقا میخواهی بچه داری شوی، برو اول آزمایش خونت را بگیر، چیزی کم نباشد. می رسد به این بچه این کمبودات به آن هم منتقل می شود. برو اول قبل از آن آزمایش خون بگیر، چیزی کم نباشد. می گوید رفتم آزمایش دادم الحمدلله دکتر گفت همه اش خوبه هیچی کمبود نداری بارک الله. همه چیزت طبیعی. بارک الله. حواستان جمع باشد ما عنصر کم داریم. باید برسانیم خودمان را. در روحمان باید برسانیم خودمان را به این قیمت ها. حواست جمع جمع باشد. اینها ثروت هست اینها قیمت هست. حضرت فرمود چی؟ فرمود: هر که را خدا می خواهد کرامت کند با ما کرامت می کند. با قیمت ما. پس تو قیمتت این است که از این چهارده نور امامزاده های محترم شهدا ملائکه چقدر قیمت داری. می دانی چی می گویم. در شرح دعای سوم صحیفه بحث ملائکه را مفصل گفتم. ملائکه رفقا و دوستان ما هستند. رفیقی جون جونی هستند. ولی ما اصلا وقت نمی گذاریم برای رفت و آمد باهاشون. الان یه کسی بگوید آقا من یه ربع یه ربع یعنی بیست و چهار ساعت تمرکزم روی این است که با این ملائکه بروم و بیام. پنج دقیقه خیلی بد هست. بابا همین ملائکه خودت که صبح اول صبح اذان صبح می آیند تا مغرب هستن.د مغرب اینها می روند، هیچ کاری نکردی تو. هیچ سلام و علیکی رفت و آمدی درودی ماچی بوسه ای بغلی هیچی. مغرب هم اینها می روند، می روند بعدی ها می آیند. بعدیها هم ما یادمان نیست. یه دفعه ببین در پنجاه سال عمر کردی چقدر فرشته باهات بودن. همه اینها با ما بودند. نه احوالپرسی نه سلام و علیکی، هیچی. آن شهدا، شهدای گمنام به خصوص از شهدای غیر گمنام قیمتی تر اند. هیچی اصلا. ما اصلا ما رفیق باز نیستیم. همه اش درگیر گدایی عاطفی روی همین آدم های روی زمینیم. همین بدبختی های این نکبت ها اینجوری داریم تحمل می کنیم. خب تحقیر می شویم له می شویم. اینها قیمت ما نیست.

همه ی فرمایش امام را من می خواستم بخواهم توضیح بدهم خیلی حرف دارد. من می خواهم برسیم فقره ها را زودتر رد شویم ولی خیلی کار دارد یعنی اینها تابلوهای قشنگی است از خانواده تان و خودتان. تک تک این ها یه تابلو قیمتی بی نهایت قیمت دارد. تک تکشان. ما الان می بینیم طرف مثلا تابلو زده در خانه اش، یه برگ مثلا یه برگه نمی دونم حالا باز خوبه. بعضی ها که اصلا رفتن قیمت مثلا دو میلیارد داده، می گویم چیه زدی اینجا، این مفهومش چیه؟ گفت نمی دونم آثار هنری هست دیگر .چی بوده؟ چهار تا سطل رنگ پاشیدند روی دیوار ازش عکس گرفتن شد اثر هنری یا چیزهای جق و وجق، قیافه های نقاشی اینجوری. مال کلاس اولی بوده کشیده گذاشته آنجا شده الان تابلو هنری. چی! اینها را بنویسید تابلو کنید بزنید در خانه. الله اکبر. اصلا بزن در قلبت بزن در قلبت. یک یه چیزی گفت امام که تک تو را از همه ی غم ها اضطراب ها نجاتت می دهد و یه بمب شادی گذاشت در قلبت، بمبش هم اتمی هست یعنی آثارش ماندگار هست. چی گفت؟ «بنا اکرم الله من اکرمه من جمیع خلقه» فرشته ها قیمتشان از اینها می گیرند. آدمها از اینها می گیرند. جن ها از این ها می گیرند. همه ی موجودات قیمت را از اینها می گیرند. همه اینها. گلها پروانه ها ماهیها میوه ها همه یه قطره از قشنگی اینها می افتد آنجا می شود نرگس که پیغمبر گفت توانستید هر روز نتوانستید هفته ای یه بار نتوانستید ماهی یه بار نتوانستید سالی یه بار بوش کنید. می گوید گل محمدی صلی الله علیه و آله و سلم، صد نوع برات زده، بشین نگاهش کن. می گوید سیب. سیب. بوی امام حسین. سیب. «و ما ادرائک ما سیب» چه می دانی سیب چیه! سیب . یه شاه میوه است که ما معمولا میلی هم بهش نداریم. در میوه ها بگذارن جلویمان ما می رویم سراغ. فقط آدم های خیلی پخته و عاقل هست که اولین میوه ای که برمی دارند چیه؟ سیب را برمی دارند. ده رقم میوه بگذاری جلوش یه آدمی که یه پختگی دارد یه عقلانیتی دارد یه وزانتی دارد یه سنگینی دارد اولین میوه ای که دست برمی دارد که بخوردش، سیب است. ما الان نه. ما اول شهید اول نارنگی هست. آن را برمی داریم شهیدش می کنیم ولی نه. بفهمیم دیگر حالا خلاصه. هر چی قیمت دارد از اینها گرفته. هر چی قیمت دارد: طلا الماس ستاره ها کیهان کهکشان شفق قطبی رنگین کمان خوش بحال یه کسی که قیمت دستش باشد و هر خوشگلی که می بیند بگوید وای این چه جلوه ای. بهشت. بهشت را همه از اینها آفریده. می گوییم مهدی چیه؟ «طاووس اهل الجنه»، «المهدی طاووس اهل الجنه» خوشحال به حال کسی که ریشه یابی کند. رفتی سراغ کمال زیبایی جلال جمال، هر کمالی را دیدی باید حواست باشد اصول الکرم اینها هستند. از معدن کسی نمی تواند بالا بزند. هرکس در معدن هست. لذا هر جایی هر کسی هر کمالی دارد یه قطره ای از اینها افتاده آنجا. «این همه عکس می و رنگ مخالف که نمو/د یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد». یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد.

ابوالفضل هر چی قشنگی دارد ملائکه هر چی دارند بقیه هر که هر چی دارد از اینها هست. خود اهل بیت هم هر که هر چی دارد از محمد مصطفی دارد. «و بنا اصاب من اصابه» خدا به هر کس می خواهد پاداش بده با ما پاداش می دهد. تنظیمش با ماست. ثواب می خواهی پاداش می خواهی هر چی می خواهی در این خانه است «و بنا عاقب من عاقبه» هرکس هم می خواهد عقوبت بکند، کیفر تبه کارها را، نسبتشان با اهل بیت، میزان نسبت ها، فاصله ها هست که عقوبت می آورد. اگر می خواهی ببینی چقدر جهنمی، به فاصله ات به اهل بیت و مادرت فاطمه زهرا و بقیه فکر کن. اگر می خواهی چقدر بهشتی هم هستی همینطو.ر همین طور. حالا «سنت تعالی قال قول تعالی» حالا امام باقر چیکار کرد این آیه را خواند، همه حرف را زد که این دوتا آییه را برای ما معنا کند «و انا نحن ال صافون و انا لنحن مسببون» ماییم که صف کشیدیم در عرش خدا، ماییم که تسبیح می کنیم. حالا این را وجود مقدس امام صادق علیه السلام یه توضیحی می دهند.

از امام صادق علیه السلام: «ان الله تبارک و تعلی کان و ان الشی» خدا بود، یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود. حالا چکار کرد خدا؟ «فخلق خمسه من نور جلاله » پنج نور از نور خودش آفرید. جلال «واشتق کل واحد منهم اسمما من اسمائه منزله» چیکار کرده. برد ما را کجا امام صادق. فدای امام صادق بشویم. اگر اینها حرف نمی زدند ماها الان چی بودیم. چی گیرمان می آمد از زندگی. مثل بقیه جوامعی که الان در دنیا هستند سر شکم و نمی دونم سر دستمال کاغذی همدیگر را می کشند و سر نمی دونن پماد و سر دیدید الان غارت می کنند همدیگر را، داشتیم چیکار می کردیم ما. این حرفها کجا این حرفها کجا، حجاب عادت نمی گذارد ما بفهمیم چی گیرمان آمده.

من یه موقعی میروم در یکی از کشورهای آن طرف آبی ها دورها اروپا روسیه، یه موقعی مثلا چهار تا کلمه می گویم برای این اساتید دانشگاه چهار تا کلمه برایشان می گویم، خدا رحمت کند اقای لاری، روحشان شاد، این بزرگانی که خیلی زحمت کشیدند. گفت به یکی از این اساتید دانشگاه آمریکا رئیس دانشگاه بود در آمریکا. گفت بهش گفتم که چه جوری شیعه شدی؟ گفت یه رفیقی داشتم یه نهج البلاغه انگلیسی، نهج البلاغه که فارسی که می شود یه عالم از معانیش را از دست می دد.ه عربیش دراوج هست. وقتی می شود فارسی چون ما معادل که نداریم برای اینها مثل بسم الله الرحمن الرحیم که الان ما معادل نداریم. فقط می گویم به نام خداوند بخشنده ،اصلا هیچ کدام بسم الرحمن الرحیم نیست ولی ما زبانمان همین مقدار بیشتر جا دارد دیگر. رحمان کجا. ما پنجاه تا جلسه اردو داشتیم دو تا اردوی حرفه ای براش برقرار کردیم برای همین دو تا کلمه. رحیم چیه.

گفت: انگلیسی برام فرستاد این نهج البلاغه را گرفتم اینجوری هم هدیه داد. بازش کردم یه جمله اش را خواندم. یه جمله. گفتم: اشهد ان امیرالمومنین علی ولی الله. تمام. آنها قدر کلام را می دانند. می دانید چرا؟ من حالت هایشان را دیدم، دیگر باهاشون خیلی درس داشتم رشته های مختلف در دانشگاه های آنجا، سی سال پنجاه سال زحمت کشیدن چهار تا کلمه گیرشان آمده بعد یه دفعه می رسند به یه دریای از معارف،ی بعضی هایشان را من دیدم شصت سالش هست، گریه می کند می گوید من چه عمری تلف کردم اینها کجا بوده اینها کجا بوده تا الان پس چرا گیر ما نیامده. برای اینکه آنجا گداخونه است. اروپا آمریکا روسیه چیزی ندارند بیچاره ها. حرف نیست آنجا. حیاتی وجود ندارد حیات انسانی وجود ندارد. گریه می کنند. بعضیهایشان از شدت شادی قهقهه می زنند. مثل کسی که مست کرده باشد می گویم وای اینها چیه دیگر.

یه روستا هست در فرانسه اینها همه کلیپش هم ما در جهان خبر خیلی وقت پیشش گذاشتیم. همه شیعه هستند. اینها سنی وهابی بودند علیه شیعه کار می کردند. دوست من خدا رحمت کند پروفسور بنور را مرد بزرگی بود. به رحمت خدا رف.ت خیلی از کتاب های امام را به آلمانی ترجمه کرد .البته خودش اصالتا فرانسوی بود ولی خب در آلمان بزرگ شده بود و خیلی تخصص بالایی داشت. آمد ایران اینجا ماند یه زن ایرانی اصلا گرفت. همین جا هم ماندگار شد. با هم خیلی مراوده زیاد داشتیم اینها. یه روز دیدم چند تا از پروفسور آنجا دعوت کرده. گفت اینها از شما سوال دارند بیایند پیش شما جلسه بگذاریم. رفتیم نشستیم اینها سوال های اینها را جواب بدهیم. آدمهای گردن کلفتی بودند بعد یکی شان برام من تعریف کرد. گفت آنجا یه دونه روستا هست. اینجوری بوده. بهش گفتم به رئیس آنجا، گفتم شما چه جوری شیعه شدید؟ گفت ما علیه شیعه فعالیت می کردیم. عربستان ما را تقویت می کرد ما علیه شیعه. گفت یه روزی به پسرم گفتم برای چی ما هی باید وابسته به عربستان باشیم که آنها به ما یاد بدهند مبارزه کنیم. ما باید برای مبارزه با شیعه اساسی تر عمل کنیم. خودمان کلمات آنها را برویم یاد بگیریم، کتابهایشان را بخوانیم. به پسرم گفتم: برو چند تا کتاب شیعه مهم ترینش را پیدا کن بیار. گفت: وقتی پسرم کتاب ها را آورد خواندیم دیدیم چه خبره اینجا. امامان کی هستند. اهل بیت کی هستند. من شیعه شدم همه روستا هم شیعه شد. این هست که امام رضا فرمود: «لو علم الناس محاسن کلامنا لتبعونا» اگر مردم می دانستند کلمات ما چیه همه تابع ما می شدند. همه. ما باید خیلی جواب بدهیم بچه ها قیامت که می توانستیم ما بچه های اهل بیتیم بچه فاطمه زهرایم بچه امام زمانیم باید قیامت جواب بدهیم که خدا می گوید بابا من چهارده تا نور به شما دادم، معارف شان رل به شما دادم در دنیا شما چرا کوتاهی کردید هشت میلیارد بچه های اهل بیت را گذاشتید یتیم بمانند. ما باید به همه مان دست به دست هم بدهیم عاشقانه برای خانواده مان فقط زندگی کنیم. این آن قربی هستش که تو می توانی به دست بیاوری. همه مان شبانه روز همه کساین که صدای من را می شنوند و بعدا می شنوند ما باید قیامت جواب بدهیم که چرا این خدا من این نعمت های عظیم را بهتون دادم این چهارده نفر را، عمق وقتتان را نگذاشتید پولتان را ببینید: پنج تا بخش: پولتان وقتتان آبروتان علمتان و عشقتان را چرا هزینه نکردید برای اینکه این هشت میلیارد نجات پیدا کنند. شما چه جور آدمهایی بودید و شما نمی خواستید رحمان و رحیم بشوید چرا بی رحمی کردید و کوتاهی کردید! امسال من دیدم چینی ها آمدند موکب زدند. اصلا یه حالی بود. مسیحی ها موکب زده بودند. چینی ها امسال موکب زده بودند. بابا همه شان دارند اهل بیت را. بچه های این خانواده هستند. خیلی هم ما آخوندها باید قیامت جواب بدهیم که کوتاهی کردیم. روز قیامت که شما می توانستید حرف های ما را به اینها معرفی کنید. اینها عاشق ما می شدند. من این صحنه را انقدر دیدم در خارج از کشور. من سن پترزبورگ برای مسیحی ها سخنرانی کردم برای امام حسین با موضوع سخت اربعین. مترجم هم نیامد. مترجم یه خانم حرفه ای قرار بود که بیاید. او هم نرسید بیاید آن روز، دو سه طلبه های، طلبه هم نبودند یعنی بچه های آذربایجانی که آنجا بودند پیداششان کردم گفتم بیا اینجا. یه جلسه هست اصلا جلسه رسمی هم هست همه ی دانشمندان نشسته بودند کارشناس های فرهنگی. گفتم برایشان ترجمه کنید این حرفهای من را. تازه وسط ترجمه دعواشان می شد چون نمی دانستند این جمله را باید چی بگویند. بالاخره دست و پاش شکسته من به اینها فهماندم که امام حسین کیه و اینها چه نسبتی بهش دارند. یه لحظه به خودم آمدم دیدم دخترها پسرها آقایان همه دارند گریه می کنند برای امام حسین. وقتی فهمیدند خودشان با امام حسین چه نسبتی دارند و امام حسین کیه اینهاست. ما کوتاهی کردیم و هنوز هم داریم کوتاهی می کنیم. عاشقانه بدوید برای خانواده تا،ن عاشقانه تلاش بکنید هیچ قیمتی دیگر روی کره زمین مثل اینها شما پیدا نمی کنید. هیچ خدمتی. من اصلا تعجب می کنم از بعضی ها که چه جوری می دوند برای مقامات دنیایی برای ارزش های دنیایی. خدا می گوید همه قیمت اینجاست بیاید اینجا. هر چی می خواهید همین هست. هر چی می خواهید. کلام اینجا قیمت اینجا معرفت اینجا عشق اینجا.

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید /معشوق همین جاست بیایید بیایید

57خدا رحمت کند مولانا را. اهل کس. همه چی ما داریم ولی حجاب عادت داریم و لذتی نمی بریم افتخاری نمی کنیم دنبال افتخارات دنیایی هستیم. از اینکه مادرمان حضرت زهراست احساس بزرگی و سربلندی نمی کنیم. نگاه کنید در این مملکت گفت چقدر بانوان هستند که اصلا دوست ندارند شبیه مادرشان بشوند. ترجیح می دهند شبیه دشمنان اینها بشوند. یا آقایون فرقی نمی کند. تربیتشان عروسی هایشان ازدواج هایشان اسم گذاری حتی روی بچه هاشون خیلی الان عارشون می آید اسم خانواده آسمانیشان روی بچه ها بگذارند. این بزرگترین خیانت است، یکی از بزرگترین خیانت به بچه است. این بچه فاطمه زهرا ست، بچه تو نیست که برداشتی برایش اسم عجق وجق انتخاب کردی یا یه اسم جمادی گیاهی روش گذاشتی یا حیوانی گذاشتی روش. بچه اهل بیت را باید به کرامتش قیمتش اسم گذاری بکنید روش. اسم آدمها را بگذارید، اسم آدم های بزرگ، اسم خانواده های خودشان را بگذارید رویشان. این روح الله است. باید به این توجه کنیم.

خب مست می کند. امام صادق آمدم بگویم یک کلمه اش آدم را « کان الله ان الله تبارک کان ولا شی» حالا می خواهد چیکار کند. برویم انشاالله بقیه قصه را بعد از نماز

و الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.