جلسه 197 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
197
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 197 - شرح زیارت جامعه کبیره

جامعه کبیره؛ جلسه 194 11/02/1404

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، شهدا، علما، مراجع، مومنین صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

خب ما بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره اختصاص دارد به یک فقره بی نهایت مهم و آن این هست که «وتامین فی محبت الله». خاندان ما ائمه ما خانواده آسمانی ما در اوج در نهایت عشق به خدا هستند. «تامین فی محبت الله» برای کسی که آدم است یعنی زن و مرد نیست. زن و مردی خودش را یه وسیله می‌داند فقط، خودش را خانم و آقا نمی‌بیند یا فرشته نمی‌بیند خودش را که بگوید من دکترم مهندسم نمیدونم عالم هست. اینها شانهای فرشتگی ماست. شان انسانی ما نیست. کسی که خودش را آدم می‌بیند یعنی به شکل انسان باور کرده خودش را، ماهیت انسانی خودش را به عنوان یه انسان باور کرده. انسان در ساحت سه عشق شخصیتش شکل می‌گیرد یعنی اگر بگویند انسان چه شکلی هست یا وقتی معصوم نگاه می‌کنند دیدید دیگر در روایات داریم خیلیها را میمون می‌دیدند خیلیها را سگ می‌دیدند خیلیها را گرگ می‌دیدند، بعضیها شکل‌های مختلف می‌دیدند، کیا را آدم می‌بیند یه ولیّ خدا وقتی نگاه میکند به آدم؟ چه شخصی را آدم میبیند؟ به شکل انسان. نه حیوان. کسی که سه عشق بر قلبش غلبه داشته باشد: الله خانواده آسمانیش و جهاد. آیه قرآن است. چون فرمود: اگر این سه عشق غلبه نداشته باشد شما فاسقید. فاسق یعنی چی؟ یعنی غیرطبیعی دیگر تو انسان نیستی. آن ذاتت را از دست دادی یا دکترو مهندسی. که این دکتر و مهندسی ات هم در راستای در خدمت بخش حیوانی دیگر است. چون به بخش فوق عقلی نرسیده. یه کسی که دکتر و مهندسیش را عالم بودنش را کمک میکند که به سه عشق برسد این شأن فرشته‌اش در استخدام بخش فوق عقلیش هست. شان حیوانی شان گیاهی و شان جمادیش، یعنی موقعیت‌های اقتصادیش: تاجر است پولدار هست، کار میکند یا هرچی رئیس جمهور است نمیدونم وزیر است، سردار است، هر چی هست همه دارد کمک میکند به اینکه این در این سه عشق اوج میگیرد؛ اما یه کسی که این سه عشق را ندارد، قرآن میگوید تو اصلا طبیعی نیستی؛ یعنی درگیر معشوق‌های جمادی گیاهی حیوانی و عقلی هستی. اسیری در آن پایین. یعنی کاری نمی‌توانی کنی. گرفتاری آنجا؛ یعنی هنوز به مرحله فوق عقل و انسان و باطن انسانی نرسیدی. پس یادمان نرود ما در چه صورتی باطن انسانی داریم؟ میریم خدمت ائمه، میریم مثلا زیارت میریم خدمت اولیای الهی کی ما را انسان می‌بینند؟ آن زمانی که ما سه عشق بر همه عشقمان غلبه داشته باشد. نه اینکه عشقهای پایینی را نداشته باشیم. این غلطه. کسی بگوید من دنیا را دوست ندارم پول را دوست ندارم نمی‌دونم لذت‌های دنیایی را دوست ندارم زن، خانواده را عاشقش نیستم نمی‌دونم نه. آن که باید باشد آن عشقهای پایینی. اگر نباشد انسان به اوج پنجم نمی‌رسد اصلاً. انسان باید این عشقها را داشته باشد ولی مدیریت شده. باید این عشق‌ها را تحت مدیریت این سه عشق داشته باشد: الله، اهل بیت و جهاد. اگر غیر از این هست، قرآن میگوید چی؟ می‌فرماید که تو طبیعی نیستی دیگر. سوره توبه آیه ۲۴ ، طبیعی نیستی یعنی مریضی. حالت انسانی دیگر نداری. خوب دقت کنید. حالا یه کسی که این زبانی که من دارم میگویم میفهمد یعنی میفهمد که آره من فرشته نیستم زن و مرد نیستم خانم و آقا نیستم، بدن نیستم تاجر نیستم، ورزشکار نیستم، نمیدونم هنرمند نیستم. من آدمم . انسانی هستم که فقط در ساحت بی نهایت شخصیتم شکل میگیرد. در مقیاس حرکت به سمت بی نهایت من الان انسانم و این مسیر را دارم درست طی می‌کنم و میروم. در غیر این صورت انسان دیگر آن حالت را ندارد دیگر. گرفتار هست. حالا کسی که فهمید در عشق به الله می خواهد چون این تو را میبرد تا بی نهایت دیگر. آن عشق اولیه باید تنظیم بشود تا تو به عشق دوم و سومم بتوانی برسی؛ یعنی به عشق الله باید به عشق دوم و سوم برسی یعنی خانواده آسمانی ات، خانواده خودتند دیگر. مگر می شود خانواده اش را دوست نداشته باشد؟ اگر کسی انس به خانواده‌اش ندارد خانواده‌ش را دوست ندارد دلتنگشان نمی شود مریض هست دیگر. این فاسق و مریض است. این غیر طبیعی هست این آدم. کسی به شوهرش میگوید من طلاق می‌خواهم زن یا مرد طلاقت میدهم نمی‌دونم یاالله این کار را کنی طلاقت میدهم این آدم معیوب هست. یه کسی که اینجوری تهدید میکند چه زن چه مرد این معیوب است. اصلاً به رحمانیت و رحیمیت نرسیده. حالا در خانواده آسمانی هم همینطوره. من در خانواده آسمانی هم هستیم باید این عشق این دلتنگی این وابستگی وجود داشته باشد. ولی چه جوری حل می شود؟ عشق اصلی. چون عشق این دوتا فرع بر عشق اول هست دیگر، یعنی عشق به الله. انسان فقط از عشق به الله عشق حقیقیش یکی هست. لا اله یعنی معشوقی ندارم الا بی نهایت. الله یعنی بی نهایت. کمال بی نهایت. من کمتر از بیندایت نمیتواند معشوقم باشد . بی نهایت هم چون بی نهایت است، یکی بیشتر نمیتواند باشد. ساختار ریاضی ما در بی نهایت یه دونه داریم. دوتا که نمیتواند باشد. پس «اشهد ان الله اله الا» بی نهایت که چون بی نهایت است چند تاست؟ یه دونه می شود. اشهد ان لا اله الا الله وحده و چون وحده چی؟ لا شریک له. این را باید شهادت بدهی تو. اگر شهادت دادی و این را قبول کردی، حالا وقتی بهت میگویند خانواده آسمانی «و تامین فی محبت الله» کاملا میفهمی دارد چی میگوید امام هادی علیه السلام. محضر مقدس آقا امام هادی عشقمان بابامان یه صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

پس این را خوب توجه بهش داشته باشد، یعنی آن دارد به تو یه رمزی را می دهد. میگوید من نمی‌خواهی به آن عشق بالایی برسی؟ خب حواست باشد خانواده آسمانی ات تام اند. یعنی تنها کسی است که تو میتوانی از طریق این به آن بی نهایت چیه؟ راه پیدا کنی. برای همین هم در خود این زیارت چی میگوید؟ بعدا میرسیم «من اراد الله بدأکم» اگر کسی اراده بی نهایت داشته باشد شما می خواهی به بی نهایت برسی بعد از کامل‌ترین مظهر بی نهایت ارتباط بگیری. با مظاهر محدود به بی نهایت نمیرسی. تو فقط با مظاهر نامحدود ببین نهایت میرسی. همین. «من اراد الله بدأ بکم و من قصده توجه بکم» اگر کسی قصد دارد که حرکت کند برود تا بی نهایت، «توجه بکم» متوجه شماست. تو از غیر طریق مصداق بی نهایت به بی نهایت نمی‌رسی، با مصداق محدود بی نهایت نمی شود رسید. پس این را خوب توجه کن. حالا الان می‌خواهم یه چند تا روایت یا دعا برایتان در بخش عشق به الله، اصالت عشق به الله برایتان بگویم تا بعد انشالله یه ذره بیشتر متوجه بشویم که وقتی میگویم «و تامین فی محبت الله» خانواده آسمانی ما اهل بیت کجا هست! محضر مقدس امام هادی علیه السلام باز هم یه صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

خب یکی از کسانی که در اوج این عشق هست و بقیه ۱۳ تا معصوم خودشان عاشق این هستند و خودشان را عبد این شخص می‌دانند، رسول خدا ست. صلی الله علیه و آله و سلم. رسول الله یه کسی هست که اهل بیت دیوانه‌اش هستند. شیفته اش هستند. این رسول خدا یک دلبری میکند از دلبران. معصومین که خودشان دلبرند همه، رسول الله دل همه شان را برده. انقدر این ناز ناز ناز، نمک شیرین. اصلاً آدم وقتی که زندگی پیغمبر را می‌خواند، این دل آدم ضعف میرود برای پیغمبر. گاهی وقتها آدم از دلتنگی به هق‌هق می‌افتد. می گوید ای کاش من زودتر بروم پیش این. خیلی ناز هست دیگر. نازتر از این خدا نیافرید. خدا هم خیلی دوستش دارد؛ یعنی وقتی باهاش حرف می‌زن در قرآن میگوید چی؟ «والامرک» به جون تو، به جون تو. پیغمبر خیلی دلبر هست، خیلی ناز هست. حالا ببین اینکه رئیس همه است -من یه موقعی که داشتم، مژدم بدهم بهتون، دعا کنید که خدا دعا کنید واقعا چون به دعایتان خیلی احتیاج دارم، سعادت دست داد که این ۱۴ تا صحیفه معصومین را من مطالعه کردم بعضیهایشان مثل امام سجاد ۶ تا صحیفه دارد یا بلکه بیشتر که برایتان یه انشالله هدیه‌ای تهیه کنم از مجموعه این ۱۴ تا گلچین کنم هرچی که لازم دارید برای همه کارتان، الحمدالله حالا تقریبا ۸۰ ۹۰ درصدش تمام شده. بعد وقتی می‌رسیدم به مناجاتهای پیغمبر، می‌دیدم چه خبر هست. کیه این آدم! همه ما شیفته امام سجاد هستیم با مناجاتش که این همه دلبری میکند، امیرالمومنین حضرت زهرا و اهل بیت، ولی خداوکیلی پیغمبری یک چیزیست، یک چیزیست. این است که امیرالمؤمنین می‌فرماید: من بنده ای از بنده‌هاشم. لذا آدم وقتی که اسم رسول خدا می آید که« قال رسول الله» یا چیزی در مورد پیغمبر هست، خیلی باید حواسش باشد که راجع به کی دارد می‌شنود و راجع به کی دارد میگوید. اولین و آخرین دیوانه این هستند. از آدم بگیر تا قیامت. حالا ببین چی میگوید ایشان؟ «اللهم» «اللهم» یعنی صدا کردن. خوب دقت کنید قبلاً هم یه اشاره‌ای کردم. ما در مناجات دو تا چیز داریم: دعا، سوال. یادتان نرود. شما یه کسی در خانه تان هست؛ مثلاً یه درخواستی دارید. اول دعا می‌کنیم بعد سوال. بابا. بابا یعنی چی؟ با بابام کار دارم با تو کار دارم. مامان یا کسی با همسرش کار دارد. با پسرش کار دارد مثلاً رضا . خب حالا چیه؟ بله بفرمایید چیه عزیزم. حالا درخواستت را می کنی. میبینی درخواست می کند. اگر ما حواسمان باشد در دعا داریم چی می گوییم. «اللهم» خدا کند ما قبل از مردن یه بار حواسمان باشد وقتی خدا را صدا میکنیم یه بار حتی، مزه اینکه تو داری میگویی اللهم، خدایا من دارم تو را صدا می کنم. اصلا کسی اگر قدر یک کلمه را بفهمد، اولیا الهی شرابشان بوده. چله می‌گرفتند. فقط یا الله یا الله. الله یعنی همه خوبی‌ها همه اسماء و صفات، یعنی بی نهایت، یعنی کمال مطلق، یعنی آنی که پیغمبر میگوید: «ما عرفناک حق معرفتک» خدایا خدایا خدایا ما آنجوری که باید می‌شناختیمت نشناختیم. «وما ابنا حق معرفتم» آنجوری که باید عبادتت می‌کردیم نکردیم. این خداست بی نهایت. قوی‌ترین آدمها بهترین آدمها سریع‌ترین آدمها موفق‌ترین آدمها کسی است که بتواند در قلبش این را جا بیندازد که وقتی دارد میگوید یا الله اللهم بدون دارد کی را صدا میکند. بداند، یعنی همه هستی، همه هستی با همه وجودش تو را می‌شنود و می گوید: «لبیک یا عبدی» بنده ام بگو، خدا میگوید: لبیک. بگو. اگر آدم متوجه باشد و ما چقدر از این اللهم هارا خراب کردیم و از دست دادیم. خدایا به حق رسول خدا که می‌دونم محبوب‌ترین بنده ات قسمت میدهیم که نصیب ما کن تو را بفهمیم. بتوانیم صدات کنیم. قبلت اینکه تو به ما اجازه دادی با تو حرف بزنیم. ۸ میلیارد آدمها ۸ میلیارد آدم روی کره زمین هستند. فقط یه عده محدودی می‌توانند بگویند: یا الله، اللهم. بعد ما بی معرفت اینها را نعمت نمیدونیم. همه اش دنبال اینیم که پول چی می شود، نمی‌دونم کمال گیاهی چی می شود، شوهر چی می شود زن چی می شود بچه چی می شود نمی‌دونم دکترام چیکار می‌کنند. آخ آخ آخ امام سجاد میگوید: «و من اعظم نعم علینا جریان ذکر علی السنتنا» بالاترین نعمت این هست که تو اجازه دادی اسم تو جاری بشود روی زبون من و اجازه دادی من تسبیح و تحمیدت بکنم. انشالله بعدا که بریم در برزخ میفهمیم فقط نورانی ترین قشنگترین زیباترین بهترین باحال‌ترین قسمت عمر ما همان موقعی که بوده داشتیم می‌گفتیم: یا الله، داشتیم نماز می‌خواندیم داشتیم با خدا. بقیه اش- حاصل عمر همان بود که با دوست گذشت/ باقی همه بی‌حاصلی و با هوسی بود- همه اش. همه اش. و این چیزی است که ما داریم مفت از دستش میدهیم.

«اللهم» خب حالا چی؟ پیغمبر چه جوری صدا میکند؟ چی میگوید> صداش را که کرد. کی را صدا کرد؟ خیلی خوب است که آدم بفهمد وقتی جمادی گیاهی حیوانی عقلی فوق عقلی گیره، باید کی را صدا بکند. همین بفهمیم ما کی را صدا بکنیم. قبل از اینکه هر کسی بیاد در ذهن و قلب ما، قبل از اینکه هر چیزی یا هر کسی بیاید به ذهن و قلبمان، الله بیاید. ادب را نگاه کنید. «اللهم اجعل حبک احب الاشیا الی» خدایا- ببین چی می خواهد پیغمبر- خدایا محبت تو محبوب‌ترین چیز پیش من بزار. هیچی هیچی را با این عوض نکن. هیچی را با این عوض نکن. نه زن نه شوهر نه مقام نه دنیا نه هیچکس را باهاش عوض نکن. این عشق من و تو، رابطه من و تو دوستی من و تو، رفاقت من و تو صفای من و تو، این خراب نشود. نمی‌دونم با پول و خونه و ماشین و ورشکستگی و ثروت و موقعیت اجتماعی و دکتر مهندس شدن و استاد شدن و نمی‌دونم معروفی و مشهوری و همین کوفت و زهرمارهایی که می آید بین ما و عشقمان جدایی میندازد. میگوید: خدایا نگذار این اتفاق بیفتد « اللهم اجعل حبک» عشق تو محبت «الحبک احب الاشیا الی» این یعنی اوج پیغمبر دارد ببیند. اگر کسی هم آدم باشد می‌فهمد. آنها که آدمند. دقت کنید آنها که دانشمندند مثلاً آمدند سر کلاس بشینند یا دارند گوش می‌کنند که یه چیزی یاد بگیرند، نه. آنهایی که آمدند دل بدهند، می‌دونید آنهایی که آمدند با قلبشان آمدند، نه با ذهنشان با فکرشان. میدونی! یک موقع هست آدم دارد میرود یه جایی خوش بگذراند با چی دارد میرود؟ بله؟ یک موقع مثلا شما حرم بروید. حرم با عقل میری یا با دلت میری؟ می خواهم بروم خوش بگذارنم، می خواهم بروم امام رضا، دلم تنگ شده براش. اصلاً قرار نیست برویم آنجا بشینیم چیزی بخواهم. هیچی نمی‌خواهم، دلم می خواهد بروم. یه موقعی مثلاً شما یه مداح خیلی خوب می خواهد بخواند حال دلت را خوب میکند. با عقل نمی روی. با چی می روی؟ می گویی: بروم حال دلم خوب شود. یه آدم خاصی هست در زندگیت میگویی دلم تنگ شده براش، برم حال دلم خوب شود. ببینمت. بابام هست، مامانم هست، برای مامانم چرتکه که نمی‌اندازیم یه بروم چشمم بخورد به این پدرو مادرم دعام کنم. بروم یه عزیزی دارم در زندگی وقتی هر وقت می‌بینمش حالم خوش می شود، دیدید شما با دل میروی. خدا رحمت کند میرزا را ما هم هر وقت می‌خواستیم برویم، خدا رحمت کند آیت الله ممدوحی را می گفت: هیچ وقت ما نرفتیم یه چیزی یاد بگیریم. میرزا یه جوری بود که آدم دلتنگ میشد برود بعد می‌رفت آنجا فقط دلنوازی و دلداری و دلبازی و اصلا خود جمال میرزا را عشق است. آنی که با دل می‌فهمد و با دل گوش میکند، نه با ذهن و عقلش، می‌فهمد پیغمبر به کجا زد. چی دارد بهت میگوید؛ یعنی آن سلطانی که جلوست، نفر اول است، نزدیک‌ترین آدم به خداست «و کان قاب قوسین ادنی» یعنی در قوس مانده تا خدا، تا قوس بعد خدا میگوید شاید هم نزدیکتر یا نزدیکتر. خیلی هست. آن دارد به تو یه چیزی میگوید که تو اگر دل داشته باشی نه ذهن، نیامدی که بفهمی، آمدی بچشی بخوری. آن آدم می‌فهمد که پیغمبر دارد چی میگوید. همین خیلی خوبه و خیلی بد است ما نفهمیم و بمیریم اینجوری. این عقل کل است. قلب کل هم است. چی می خواهد؟ میگوید کمتر از این دیگر نخواه. برسان آن خودت را، برساندش به این مقام خودت را. چی «اللهم اجعل» خدایا خدایا! التماست می کنم. خدایا رحم کن به من. خدایا هیچی نمیخواهم ولی یه کاری با قلبم کن که تو عزیزترین کس من باشی، تو محبوب‌ترین دارایی من باشی، محبوب‌ترین دلخوشی من باشی، تو این کار را با قلب من بکن، یه کاری کن که با تو هیچ غمی دستش به من نرسد و با تو هیچ دشمنی هیچ سحر و جادویی هیچ غصه ای هیچ اضطرابی دستش به من نرسد. اگر این بشود، همه دنیا برایت شاد است. امام حسین در اوج آن بلا مست است. ببین انقدر مست است که رسول خدا وقتی دارد راجع به آینده این بچه حرف میزند و بچه‌هایش و کربلا را دارد میگوید داستانی دارد میگوید پیغمبر کربلا بعد پیغمبر بزرگترین چیزی که راجع به کربلا گزارش میدهد، این هست که اینها اصلا درد احساس نمی‌کنند. عین بچه بسیجیهای خودمان زمان جنگ. به خدا قسم دست میرفت یا حسین، پا میرفت یا حسین یا زهرا یا مهدی یا الله. اصلا ما آخ نشنیدیم. ما نشنیدیم. چه کسانی تربیت کردند اینها. اگر این اتفاق بیفتد همین یه دعا، تو میرسی به کانون شادی آرامش رحمانیت رحیمیت، قدرت، استحکام موفقیت. این را داشته باش. برویم سراغ عشقمان امیر المومنین، یه صلوات ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. ببین قاعده را چه جوری میگوید! قضا و قدر را چه جوری میگذارد کنار هم! راحتت میکند. می گوید مگر تو نمی‌خواهی در مسائل جمادی گیاهی حیوانی عقلی به مشکل نخوری، می‌خواهی به خنسی نخوری، در خانواده زناشویی نمیدونم با بچه ات، با هر کسی، «من اصلح ما بین و بین الله» ما این الله را درست نمیگویم نمی‌فهمیمش. هرکس آنی که بین خودش و الله است را اصلاح بکند، کی می آید کمکش؟ کی میاد به دادش برسد؟ «اصلح الله» خدا اصلاح میکند «بین و بین الناس» خدا همه چیز را تنظیم میکند. این یکی را داشته باش. قاعده اش را دارد بهت میگوید ولی شکست میخوری. ما همه شکستهایمان در زندگی، ورشکستهایمان، گرفتاریهایمان مال آنجاست که ما در آن رابطه اصلی خراب کردیم در عشق شکست خوردیم، عشق اصلی، اصلاً نبودیم دنبالش، نه این که شکست خوردیم. شکست، کسی، دم شکست خورده‌هاش هم گرم، شکست خورده‌هاش هم خیلی قیمت دارد، خیلی اصلاً در زندگی تا آخر عمر وارد این مقوله نمیشوند، میدونی اصلا، اصلا نمیفهمد داستان چیه. این تا آخر عمر گیر همین معشوقهای حیوانی و دنیایی هست، تا آخر در این جهنم هست، کینه های خانوادگی نمیدونم دعواها با مامانم با شوهرم با بچه ام باجناقم با جاریم با دوستم با شاگردم با مدیر با زیر دستم اصلا هیچ وقت رها نمی شود این قلب از این جهنم.

خب «واجعل خشیتک اخف الاشیا » خدایا خشیت، خشیت آنجایی که تو دیگر به عظمت و به معرفت می‌رسی، قلبت یه دفعه به خشیت می افتد؛ یعنی آدم یه دفعه میگوید یه میلیون، یه میلیون و سیصد کره زمین را گذاشتیم در خورشید اوه اوه. بعد میگوید ده میلیون خورشید را گذاشتم در کره دیگر. حالا انشالله برای اردوی بسم الله دوم تان در هفته سوم شهریور هست چند تا چیز خیلی مست کننده گفتم. یکی از این کسانی که خیلی عشق هست اینجور چیزها را دارد، خودش هم بیاد بگوید خیلی خوب است. در کانال خودمان هم که چیزهای شرابهای خوبی عزیزان کانال گذاشتند. آقا چند میلیارد خورشید در یه دونه ستاره میگذارد برایت، یه خورشیدی کره زمین را دیدی چند میلیارد گذاشتن اینجا، ترس برمدارد آدم را، خشیت. در عظمت آن طرف بعد می آیی در گل در قطره آب، آنجا هم گرفتاری می‌کشد، در اتم الکترون نوترون پروتون برو پایین، ته هم ندارد آخرش. ترس ندارد. خشیت ندارد. میگوید ۲۰ سال عمرم را گذاشتم فقط آرایش ۴۰۰۰ اتم در مولکول را بتوانند کشف کنند. تمام دانشمندان دنیا را از روز اول خلقت گذاشته سرکار، از زمان حضرت آدم تا الان. بعد میگوید حالا علمتان را جمع کنید یه دونه اتم من را می‌شناسید؟ یه الکترون من را تا به حال شناختید؟ پزشکان عالم جمع شوید یه چشم شناختید؟ یه مو یه ابرو یه سلول عظمت چیه بعد تو خم میشوی جلوش اگر بفهمیم: «سبحان ربی العظیم و بحمده» و بلند میشوی و بی طاقتی در مقابل این عظمت، دیگر از این دل تو پر نمیکند باید «اعلی» بگویی و رکوع دیگر سیرت نمیکند. باید بیفتی روی پاش، باید بیفتد روی پاش و با عشق بگویی: «سبحان ربی» ربی چقدر قشنگ است، مربی خودم مربی خودم «سبحان ربی الاعلی و بحمده» ما این را داریم معصیت می‌کنیم. عرفه داریم: «انا الذی جبار السماء» من همانی هستم که جبار آسمان‌ها را معصیت کردند، بی ادبی کردند گستاخی کردم بی‌حیایی کردم بی چشم رو بودم، ناسپاس بودم، ناشکر بودم خودفروشی کردم تکبر داشتم در مقابلش، نماز نخواندم حجاب را رعایت نکردم با پررویی، نماز نخواندم با پررویی نمی‌دونم، حق زن و شوهر ادا نشد با پررویی، حق بچه ادا نشد با پررویی، حرام خوردم با بی‌حیایی و گستاخی، زیر دست هایم را اذیت کردم، ظلم کردم جلو چشم خدا به بنده هایش «لجعل خشیتک اخوف الاشیا عندی» حال نگاه کن چقدر مستانه میگوید پیغمبر. «وقت انی» همین یه دونه را اگر کسی بفهمد راهش باز می شود. «وقت انی حاجات الدنیا بشوق الی لقائک» خدایا بی‌نیازم کن از این گدایی‌های دنیایی جمادی گیاهی حیوانی، علمی. اصلا از من ببر این حاجت‌ها را، ببر یعنی خودت باید ببری. برای یک دانشگاه قبول شدن چقدر معصیت میکند، نمازش را ول میکند، تا میرود دانشگاه اول حجابش را می‌گذارد کنار، بی نماز می شود فاسق می شود یا سربازی میرود یه سفر خارج میرود، دیدید آدمهای بدبخت، فحشا یعنی همین دیگر. فاحشگی از این بالاتر که آدم اولین چیز، خدا را بفروشد خانواده آسمانش را بفروشد و تن بده به هزار جور کثافت و گناه. نمی دونم سفر خارج بروم، آنجا زندگی کنم. این دیگر خیلی وحشتناک است. یعنی از نور درآم بروم در چرک. عاشقم بروم آنجا زندگی کنم. این فحشاست. فحشا یعنی این خودفروشی یعنی همین. می گوید: خدایا ببر این طمع‌ها رااز من، این کثافتها این گرفتاری‌ها را ببر. اینها فقط زمان نورانی اند و خوبند که من عشق تو داشته باشم، و در همان می‌ارزد والا اینها دیگر نورانی نیستند، همه شان مزاحمند، همشون مزاحمند. «واقته» ببر. من که عرضه ندارم خدایا تو ببر. «وقت انی» از من ببر «حاجات الدنیا» نیازهای دنیا را، چه جوری؟ من دیگر هی گدایی نکنم، گدایی عاطفی از این را آن را نکنم، التماس این را نکنم، ذلیل آن نباشم، حسادت در محبت نداشته باشم، نمی‌دونم اسیر هیچکس و هیچ درسی و هیچ رشته‌ای و هیچ شغلی و هیچکس روی زمین نباشم، چه جوری آزاد میشوم پرواز می‌کنم؟ «بشوق الی لقائک» دلتنگی برای ملاقات خودت. آخ آخ آخ آخ خدا چی به شما گفته! ببین یه روزی میارمت پیش خودم، درست زندگی کن. در بهشت هم نه. میارمت پیش خودم. پیش خودم. حالا می‌فهمی شهادت یعنی چی می‌فهمی انقلاب اسلامی یعنی چی میفهمی ولی فقیه یعنی چی! می‌فهمی کره زمین هیچ وقت از اول آدم از شروع آدم تا الان هیچ وقت کره زمین غیر از این مقداری که در ایران آدم رشد کرد تا «عند ربهم یرزقون» رفتند، هیچ زمینی همچین آدمهایی بیرون نداده. برو بگرد. برو عربستان را ببین، عراق را ببین، برو دنیا را ببین، این قطعه خاک چی بود؟ علمای ما چی بودند؟ مراجع ما چی بودند؟ ولی فقیه های ما کی بودند؟ چه آدمها، ده ها. آدمی که انقدر نفهم است، می گوید انقلاب اسلامی چیکار کرده! نظام اسلامی چیکار کرده ! این گیر سکه، خیار و اتومبیل و ارز و اصلا نفهمیده داستان خلقت، آدمیت چیه، نفهمیده باید یه آدم و یه پادشاه و یه حاکم و یه حاکمیت و یه نظام و یک کشور و یه سازمان را آدم باید چه جوری ارزیابی اش کند. ۴۶ سال صدها هزار نفر رفتن تا «عند ربهم یرزقون» ده‌ها میلیون آدم هشم آماده‌اند برای رفتن حتی این بی‌حجاباش حتی این مشروب خوراش هم بزرگند این مملکت چه جوری نمی‌دونم خاکش نورانیتش نور ولایت یه جوری هست که همین مشروب خورش هم که دارد راه میرود، همین بی حجابش هم که دارد راه میرود آماده است که جانش را بدهد برای خدا. این هست که امام امت میگوید همه این ملت مومنند حتی آنی که این ظواهر را هم رعایت نمی کند. چه جوریه چه خدایی. تمام آن دل بی نهایت طلب تو سیر میکند. میگوید ببین نگران نباشی. من در بهشت محدودت نمی‌کنم، من اصلاً در بهشت با نعمت‌های بهشت سرت را گرم نمی‌کنم. آنها را داری، بیخیال بی نهایتش را داری، زمان بی نهایت مکان بی نهایت، امکانات بی نهایت اما یه مژده بهت بدهم من تو را میارم پیش خودم، من میارم پیش خودم، شاد باش. شاد باش. من می آورم پیش خودم، با کی دارد حرف میزند؟ با آدم حرف میزند. اگر کسی آدم نباشد نمی‌فهمد این حرف یعنی چی! آی لقاءالله چیه! این حرفها چیه! من الان نمی دونم، این حرفها کدام هست. بله درست میگوید بنده خدایی نمی‌فهمد چیه این. این دارد با آدمها حرف میزند، با دست پرورده‌های خودش، با کسی که در باشگاهش درس خواندن یا کسانی که بعدا درس میخوانند، برای کسانی که می‌فهمنش دارد با زبان آدمیت حرف میزند.

می گوید: خدایا ببر از من. زیرک‌ها خودشان بریدند بعد برای بعضیها که بریده می شود به طور طبیعی جیغ میزند، آی خدا برش گردان به من، خدایا من آن رامی خواهم نمیدونم. صبح یکی از عملیات‌ه،ا بعد از عملیات برگشتم به چادر دیدم یکی از این بچه‌ها گریه میکند، گریه میکند. کلاه رفته بود سرش مثل من، من کلاه سرم رفته ۵ بار رفتم روی مین، این همه عملیات. آدم یه موقع میرود وسط این شهدا وای چه کلاه گشادی سر ما رفته. باختیم باختیم و آدم بگوید: خدایا غارت زده تر از من کی؟ بدبخت‌تر از من کی؟ کی حالش بدتر از من هست! من کجا بودم به کجا رسیدم. من یه بار ترکش خوردم دکتر گفت ۲ میلی‌متر تا به خدا فاصله داشت.ی ترکش ۲ میلی‌متر رفته بود بیشتر تو، تمام بود. بیا آدم تا 2 میلی متر میرود، برش می‌گردانند. آمدم در چادر دیدم این مثل یه مادر بچه مرده گریه میکند گفتم چی شد؟ گفت: دیشب خواب دیدم فلانی –از عزیزانی بودند- دوستش بود یا فامیلش یادم نیست. میگوید دیشب قبل عملیات خواب دیدم. رفتیم فرشته‌ها آمدن یه عده را می‌بردند یه عده را نمی‌بردند. این را بردند. این هم انقدر من را دوست داشت دست منم گرفت کشید برد روی هوا گفتم: بابا دستم را ول کن من زن و بچه دارم من می‌خواهم برگردم نمی‌خواهم بیام. اینجوری یه دفعه کشیدم روی هوا سقوط کردم خوردم زمین در خواب از خواب پریدم. الان فهمدیم. رفتیم عملیات و آن رفت من ماندم و من ماندم. دست پرورده‌های پیغمبر اینجوری هست. دست پرده‌های اهل بیت این جوری هستند. هیچ چیز برایشان قشنگ‌تر از این ملاقات نیست. یه چیزی هست. شب تا صبح حیوانات را دیدید، بخش حیوانی همه اش از بچگی اش هم که هست میگوید من یه روزی بزرگ میشوم عروس میشوم یه روزی داماد میشوم. اصلا خواب این را میبیند ، راجع به این حرف میزنند، همیشه به این به این فکر میکند یه روز داماد میشوم یه روز عروس میشوم. یه آدم هم همین جوری است. آدم هم همین جوری هست. آدم، دکتر مهندس نه، فرشته نه حیوان نه، آدم به خدا میگوید یه روزی منم به کام تو می‌رسم. یه روزی منم و تو، دوتایی می‌رسم. خدا می‌دونی چی میگوید؟ میگوید چشمت را باز کن. یه روزی چیه! گفتم: به کام وصلت خواهم رسید روزی/ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشد.

کی این را میفهمی؟ وقتی سرت روی سجده است روی پای خداست. روی پای خدا افتادی، نرسیدی وقتی داری میگویی اذان میگویی اقامه میگویی وقتی دست بردی قنوت بخوانی، وقتی که وسط ده‌ها مومن خدا راه داده وسط اینها. چه صحنه قشنگی هست خدا به ما لیاقت میدهد وسط یه مشت مومنی که هر کدامشون حرمتشان از کعبه بالاتر است، نماز جماعت بخوانیم. ترانه‌های دسته جمعی عاشقانه همه با هم، قنوت، همه با هم سجده، همه با هم رکوع به به، همه با هم صلوات همه با هم در حرم چه عیش و نوشی خدا برای ما در این دنیا راه انداخته. ولی ما الان نمی فهمیم که خدا دارد چی کار می کند با ما. چرا؟ چون وقتی آن وسط هستیم، همه اش ذهنمان درگیر کمالات جمادی است، یا درگیر گیاهی است یا درگیر مسائل حیوانی هستیم، همان کنار امام رضا هستیم، ذهنمان جای دیگر است. کعبه هستیم پرده دستمان هست، جای دیگر است. سر نماز هستیم یه جای دیگر‌یم. خدا کند یه موقعی هم این صدای خدا را بشنویم: گفتا، گفتا است که نیک نیک بنگر شاید رسیده باشی. آن موقع که تسبیح دست هست، خودتی و خودت، در خانه نصف شب سر نماز شب نمیدونم در مناجات خواندن نگاه کن ببین رسیدی یا نرسیدی! خدا میگوید من با هیچ رفیقی نسیه کار نمی‌کنم. لیلی از مجنون بسی مجنون‌تر است. لیلی از مجنون بسی مجنون‌تر است. خدایا چشمهایمان را باز کن، خدایا قلبمهایمان را باز کن، بفهمیم که تو داری با ما چیکار کردی و چیکار داری می‌کنی. خودت را دادی. ما را از جنس ۱۴ نور و نور خودت آفریدی. خانواده آسمانی مان را بهمون دادی قرآن دادی پیغمبر دادی امام زمان دادی امامزاده ها را دادی. نماز نماز نماز و نماز دادی. انقدر دوستمان داشتی، گفتی که تو حالیت نیست من واجب می‌کنم بهت، روزی ۵ بار بیایی عاشقانه داشته باشیم با همدیگر، ولی وقتی من نمی‌فهمم کی ام، نمی‌فهمم خدا دارد با ما چیکار میکند. همه اش دنبال چیزهای دیگر هستیم. میخواستم مناجات‌های دیگر این عشق کل را برایتان بگویم؛ ولی نه خودم حس و حالش را دارم، تحملش را دارم نه شماها هم، خسته شدید بماند انشالله برای جلسه بعد. تا ما اینها را نفهمیم نمی‌توانیم وقتی داری جلو ۱۲ تا امام ایستادی چشم تو چشم همه شان دارند نگات میکنند بگویی: «السلام علیکم یا تامین فی محبت الله» امام هادی چه عشقی هست. ما را تا کجا برده. الهی فداش بشویم قربون امام هادی بروم. چی به ما هدیه داده. می گوید: بایستید جلوی ماها، ما خانواده آسمانی تان هستیم. به ما بگویید حرفهای عاشقانه بزنید، بیایم با هم جمع شویم ما و امامان و شما بچه‌هایمان راجع به معشوقهایمان حرف بزنیم «السلام علیکم یا تامین فی محبت الله» و چقدر خوشحال میشوند می‌بینند بچه هایشان ایستاده جلوشان حرف می‌فهمد. حرف بزرگ میزند. شروور نمیگوید دری وری نمی گوید. خنگ بازی در نمی آورد. گیر چیزهای پایین نیست. عقده‌های تحقیر کننده جمادی گیاهی حیوانی و حتی عقلی. می گوید: بچه‌ام بالغ شده ببیند چه حرفهایی دارد. نیاز ما این هست که وقتی با خانواده آسمانی مان حرف می‌زنیم یه حرفهایی بلد باشیم در شان این خانواده. در شأن این خانواده. زشت است وقتی میروی پیششان و روبرو میشوی باهاشون نگاه کنند که تو چقدر ذلیلی چقدر خاری چقدر هنوز خاک تو سری، چقدر گرفتاری، داری همه اش راجع به جهنم حرف می زنی.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.