شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 191 14/01/1404
سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام امامزادگان واجب و تعظیمی که در جوارشان هستیم، مراجع، علما، اولیا الهی، شهدا، صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
ما در شرح این فقره از زیارت شریف جامعه کبیره هستیم که «مستقرین فی امر الله» یعنی اهل بیت استقرار در امر الهی دارند. استقرار را توضیح دادیم که به چه معنا هست. امر را هم توضیح دادیم که امر هم فرمان هم کار هست. یه موقع میگوید امر ، میگوید امری دارید یعنی دستوری دارید به ما بدهید. یه موقع میگوییم امور، آن امر جمعش می شود اوامر. یه موقع میگویم امر جمعش اموره؛ یعنی کارها. اهل بیت به هر دو معنا استقرار در امر الهی دارند؛ یعنی هم مطیع محض خدا هستند «لا یعسون ما امرالله به» هرگز معصیت ندارند، عصمت دارندد دو) تمام عمرشان و وجودشان فقط صرف کارهای الهی هست و اجرای امور الهی، کارهای الهی. بعضی از آدمها هستند که شبیه خانواده آسمانیشان می شوند. اینها بیشتر روز قیامت نزدیکتر می شوند به اهل بیت و پیامبر. کسانی که در زندگیشان نمیخواهند زندگی کنند، حالا زنی بگیریم شوهری داشته باشیم بچه داری بکنیم، نمیدونم در اینها، اینها را دارند، در اینها هم کار الهی را رعایت میکنند؛ یعنی حتی در شوهرداری در بچه داری در خانه داری در نمیدونم شغلشان در همه کارشان، برایشان مهم است که خدا از من چی می خواهد. معشوقم چی می خواهد، اله ام چی می خواهد، رب من چی می خواهد، این برایشان مهم است. نه اینکه مستقلاً بخواهند فقط یه زندگی جمادی گیاهی حیوانی داشته باشند. اینها حتی امور جمادیشان، امور اقتصاد،ی امور گیاهیشان آنچه درباره بدن هست و امور حیوانیشان و حتی امور علمیشان هم تابع معشوقشان هست. تابع معشوق و فقط دنبال این هستند که مثل اهل بیت. اهل بیت چه جوری زندگی کردند؟ عشق به میلیاردها انسان و عشق جاودانه به همه مردمی که روی کره زمین زندگی میکنند، این را بهش می گویند رحمانیت و تلاش برای اینکه آدمها بفهمند آدم اند. این استقرار در امر اله است یعنی تلاش میکنی هشت میلیارد آدم به سعادت برسند به صلح برسند به آرامش برسند، به همدلی برسند، به عدالت برسند. هشت میلیارد آدم به خانواده آسمانیشان برسند. و ۸ میلیارد آدم سعادت جاودانه را به دست بیاورن.د این می شود رحمانیت. آدمی که اینجوریه از صبح که از خواب بلند می شود تا شب این تعداد بچه دارد. این تعداد خواهر وبرادر دارد. این تعداد خانواده اش ۸ میلیارد آدم می شوند. نه فقط همین خانم و شوهرم و نمیدونم چند نفر دور و برم نه. مثل اهل بیت خانوادهدار می شوند و برای هشت میلیارد آدم دلسوزی میکنند؛ حتی بالاتر. این ۸ میلیارد آدم روی کره زمینن هستند بلکه برای کسانی هم که از دنیا رفتند اینها مهرورزی میکنند و آنها را هم تلاش میکنند شاد کنند.
ماه رمضان در کلاس ماه مبارک رمضان چی یاد گرفتیم؟ «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» یعنی آدمی که قد میکشد تا برزخ آنها را شاد می کند. عرضه دارد، عرضه دارد در طول روزش بارها کسانی که در آن طرف هستند را شاد می کند. بلد هست، قدش بلند است، میکشد تا آنجا. در دنیا جا نمی شود این آدم. میکشد تا برزخ آنجا را شاد می کند. آنجا را شاد می کند، قد بلند هست، هیکل دارد میکشد می آید تا بالای بالا، پروازش بردهایش برد بلند است یعنی حتی دنیا را هم رد می کند. با این فعلاً کار نداریم. الان میخواهم چی را توضیح بدهیم؟ «و المستقرین فی امر الله» امر را میخواهیم توضیح بدهیم.
امر به معنای ملکوتی خودش. چون اینجا بحث ظاهری بود بحث های دنیایی بود. اهل بیت این جوری هستند هم ذوب در فرمان خدا هستند هم ذوب در کارهای الهی هستند. کارهای اضافه غیر الهی را اصلاً شرافتشان وقتشان شخصیتشان قبول نمی کند یه کار بیهوده انجام بدهند وقت تلف بکنند. اصلاً اهل وقت تلف کردن نیستند. اینها به هیچ وجه وقت تلف نمیکنند؛ اما مسئله بالاتر از این حرفهاست. برای اینکه این را توضیح بدهم باید برویم امر را توضیح بدهیم.
ما دو تا عالم داریم: یه عالم خلق داریم. همین اینکه الان داریم زندگی میکنیم. شما هرچی در این عالم میبینید مخلوق هست. هرچی که میبینید؛ یعنی مصنوع است، ساخته شده، یه اجزایی می آیند کنار هم یه چیزی ساخته می شود. چه بدن خودمان نگاه کنید، روحمان با بدنمان سوار شده، گلها گیاهها پرندهها حیوانات اتمها. اتم میبینید فکر میکنی اتم یه امر یک تکه است ولی یه تیکه نیست. تجزیه دارد. نوترون دارد الکترون دارد پروتون دارد آنها هم سوار نیستند؛ یعنی آنها جدا هستند که اینها را در کارگاه فکر توضیح دادیم اینها را دیگر که وقتی دوره های تخصصی هیچی سوار هیچی نیست، فقط خداوند به وسیله اسم شریف «واصل» اینها را به هم آورده سرهم شان کرده، این را بهش خلق می گویند. خلق یعنی اجزایی را کنار هم بیاوریم و یه موجودی را بسازیم که خدا می گوید غیر از من هم، خالق زیاد است. «فتبارک الله احسن الخالقین» خالق زیاد است. من احسن خالقین هستم. در کسانی که سوار میکنند میسازند سرهم میکنند، من از همه بهتر هستم. اینقدر بهتر هست که یه دونه از مخلوقاتش را هنوز بشر نتوانسته بشناسد؛ حتی یه دونش را؛ حتی یه دونه مخلوقش را بعد از هزاران سال. ببینید خدا کارش چه جوریه، نمیتواند بسازد.
در عالم امر قضیه فرق میکند. آن عالم چی بود؟ خلق. در عالم امر خدا خودش امر را معرفی می کند چه جوری هست. پس در خلق ما با چی سروکار داریم؟ با سوار شد،ن با گرد هم آمدن، با تشکیل دادن یه موجود؛ اما در عالم امر «انما امره اذا اراده شی یقول له کن فیکون» امر خدا اینجوری هست همین که اراده می کند آن تحقق پیدا می کند؛ یعنی آنجا زمان وجود ندارد، مکان وجود ندارد، انتظار هم وجود ندارد. موجودات امری اینجوری اند. زمان ندارند مکان ندارند و حالت انتظار هم ندارند. اینکه بایستند یه چیزی بشود نه. در عالم خلق نه. در عالم خلق مثلاً شما مثلا می گوید زمین را در شش روز آفرید. پس این چیه؟ عالم را در شش روز آفرید؛ یعنی زمان برده. یه دوره ای طول کشیده که این ساخته بشود. ۶ روز حالا شش دوره ما نمیبینیم شش روز یعنی چی. شش دوره طول کشیده، مرحله طول کشیده که این ساخته بشود.
یه لطیفه بگویم برایتان این را بهتر بفهمید. یکی رفت خدمت یکی از خلفای عباسی. گفت من پیغمبرم. گفت: خب پیغمبری معجزه هم داری یا نه؟ گفت: آره. چی میخواهی؟ این در زمستان که مثلاً میوه تابستانی گیر نمی آید. گفت یه خربزه برای ما بیار. کاری که پیغمبر و ائمه زیاد میکردند. یه خربزه بیاور. گفت خب باشد، می آورم دیگر. همین الان دیگر. گفت: خب بیار دیگر. گفت: صبر کن. گفت: یعنی چی تو مگر پیغمبر نیستی؟ گفت: برو بابا آن که خداست چند ماه طول میکشد خربزه بار بیاورد. ما که پیغمبریم زمان می خواهد دیگر. به من فرصت بده. خلیفه خنده اش گرفت. می دانست این شارلاتان هست. گفت این را ببرید آشپزخونه قصر همانجا کار خدماتی بهش بدهید. می خواهید این بیچاره اینجا نونی بخورد. خلاصه یه موقع یادش افتاد یه پیغمبری هم در آشپزخانه دارد. صداش کرد گفت: خب ببینم پیغمبر تازگیها وحی چیزی بهت نازل نشده؟ گفت: چرا. گفت: چی؟ گفت: جبرئیل آمد گفت همانجا بمان جات خیلی خوب هست. خدا که خداست می گوید کاری که میکنم انقدر طول میکشد. گندم تا بیاید، نمیدونم گیاه بیاید، زمان هست. در عالم خلق، نه که نتواند این کار را یه جا بکند. چون معجزات هر وقت اراده کند می شود دیگر. کما اینکه موارد زیادی در قرآن خدا زمان و مکان و ماده را طی می کند دیگر. چون برای خدا که معنا ندارد این چیزها. خدا خودش خالق زمان و مکان و قوه است. برای همین برای خدا که محدودش نمی کند. اینها را دیگر در کارگاه توحید توضیح دادیم. مرده زنده می کند، کور شفا میدهد. اینهایی که در قرآن هست دیگر. دیدید یه دفعه وسط کوه یه شتر زنده می آورد بیرون. برای خدا که کاری ندارد که. عصای موسی می شود اژدها. تازه بندگانش هم این کارها را میتوانند انجام بدهند. بندگانش هم اولیا الهی این کار را میکنند. ما هم زمان خودمان دیدیم با چشم خودمان، هم زیاد هم هست این چیزها. در قرآن پر است. می بینی طرف کور هست، فلج هست، میرود امام رضا شفا پیدا می کند می آید؛ یعنی مکان و زمان ندارد. حضرت، کن فیکون. حضرت اراده می کند این خوب می شود. شاگردانشان هم همینطورند. حالا خود ائمه که حالا خیلی بزرگتر از این حرفها هستند. شاگردانشان. علمایی دیدیم که خدا رحمت کند حضرت امام را من چند سه بار من خودم این را از ایشان دیدم. یکی زمان حیاتشان یک هم بعد از وفاتشان که آدمهایی که یه دختر فلجی ما داشتیم در محله مان، بردنش خدمت امام، ایشان دستش را گذاشت روی کمرش، تمام شد. بلند شد بچه بلند شد. بعد از وفاتشان هم بارها دیدیم. چقدر آدم دیدم با چشم خودم شفا دادند. باز غیر از این دختر فلج، دیدم در زمان حیاتشان کسانی که ایشان با یه اشاره شفاشان داد. این را بهش قدرت امری می گویند یعنی عوامل مادی چی می شود این وسط؟ زمان مکان و امکان، قوه و فعل طی می شود. یه دفعه انجام می شود.
خب یه قانون در فیزیک داریم خواهش میکنم خوب دقت کنید. در فیزیک قانونی داریم قبلا توضیح دادم در درسهای دیگر، الان یادآوری میکنم بهتون. آن قانون را بهش می گویند قانون اینرسی. خواندید دیگر، در علوم هم خواندید یا الان در فیزیک نوین بهش می گویند قانون چی؟ لختی؛ یعنی ماده، میگوییم لختی مثلاً عبای من را نگاه کنید یا چادر خواهرها را، لخت هست، می گویند لخته، موهاش لخته یعنی چی؟ می افتد، ولش کنی می افتد این نمیتواند سرپا باشد که. اگر الان شبیه بدن من هتست چون بدن من نگه اش داشته به این شکل. درسته! لختی یعنی که نمیتواند خودش را نگه دارد. ماده اینجوری هست. قانون فیزیک چی می گوید؟ می گوید ماده همیشه حالت سکون خودش را یا حرکت مستقیم الخط یکنواخت خودش را حفظ می کند مگر اینکه از بیرون چی بهش وارد شود؟ نیرو وارد شود. این را همه دنیا قبول دارند. قبول هم نداشته باشند با چشم خودشان دارند میبینند دیگر. ماده از خودش نیرو برای این کار ندارد. ماده اوج ضعف و ناتوانی هست. خب حالا الان ما مواد را میبینیم که در آن پر توان داریم، میبینیم قدرت داریم در آن میبینیم. الان کره زمین میچرخد. خب خودش ماده است. نباید بچرخد. ۵ تا حرکت هم دارد. حرکاتش هم در علوم دانشمندان حالا هزاران ساله دارند مطالعهش میکنند. فعلاً پنج تا حرکتش را شناسایی کردند تا میلیون ثانیه درآوردند که مثلا میدانند ۲۰۰ سال بعد کی خسوف کی هست، کسوف هست. اینقدر دقیق است. دارند مطالعه می کنند. در آن پر از شعور و حرکت و دقت است. شما در هیچ چیز دیگری مثل این دقت ندارید. زمین یه ثانیه دیر نمی کند، یه ثانیه حرکتش متوقف نمی شود. میلیونیوم ثانیهش هم حساب است. برای همین الان دانشمندان می گویند خب ما الان حساب میکنیم ۱۰۰ سال بعد کی خسوف هست، کی کسوف هست. انقدر دقت دارد. ماه رابطهاش با زمین، خورشید رابطهشان با این دوتا، این دوتا با خورشید، اینها در منظومه شمسی، منظومه شمسی در کهکشان راه شیری، کهکشان راه شیری با میلیاردها کهکشان دیگر . کی تنظیم کرده این رابطه را؟ یه قدرت دارد این کار می کند. این قدرت را بهش می گویند قدرت فرشتگان. فرشتهها در بخش فرشته ای این کار را میکنند دیگر، یعنی فرشته های عالم تدبیر را از طرف خدا به عهده دارند. فرشتهها اصلاً کارشان چیه؟ یادتان باشد. فرشتهها کارشان واسطه بین الله تا مخلوقات، کارهای آنها را سر و سامان میدهند دیگر؛ مثلاً رزق باید بخورند همه شان. مسئول رزق که حضرت میکائیل علیه السلام است. میکائیل تمام رزق همه بندگان باید تقسیم کند. ببین این کیه میکائیل! عزرائیل علیه السلام میکائیل علیه السلام. عزرائیل علیه السلام چیکار می کند؟ هر تحولی قراره اتفاق بیفتد یعنی وفات و تولد، تمام، یک گیاه یه اتم یه الکترون یه نوترون یه درخت قرار است بمیرد، درخت جدیدی به وجود بیای،د یه سلول قراره مرگش برسد، سلول جدید بیاید، یک حیوان قرار هست بمیرد، قبض بشود، یه انسان قرار هست بمیرد، تحول پیدا کند، برود در تمام برزخ، تمام این مخلوقات زیرنظر حضرت عزرائیل علیه السلام است. ببین چه قدرتی دارد. جبرئیل و اسرافیل ماموریتهای خودشان را دارند که الان وقت نیست اینها را توضیح بدهم. چهل و خوردهای ماموریت دارند، بروید مراجعه کنید به سایتمان روی سایت یا مباحثش هست دیگر حالا بگیرید از موسسه دوره؛ کارگاه فرشتگان دیگر. چون توضیح دادیم. نقش فرشتگان در نظام خلقت. چهل و خوردهای ماموریت حضرت در دعای سوم صحیفه می گوید. تنظیم برف، شکلهای برف را دیدید چقدر قشنگ هست هشت ضلع هایش، اینها را فرشتهها میچینند، طراحی مهندسی معماری، اینها با کیه؟ با فرشتههاست. آب گلاب گیاهها میوه ها بافتشان همه چیزشان را فرشتهها انجام میدهند. همه کار. اتم الکترون نوترون پروتون، حیوانها ماهیات و قورباغهها پروانهها هرچی که شما در عالم می بینید. تنظیم تمام نظام کیهانی بینهایت است. این را کی انجام میدهد؟ فرشتهها انجام میدهند. تمامش محاسبات دقیق، خیلی دقیق. لذا خداوند وقتی که می خواهد قسم بخورد، به کار اینها و عظمت اینها قسم میخورد. در سوره ذاریات چی داریم؟ «فلمقسمات امرا» امر خدا تقسیمش با کیه؟ فرشته ها. ببینید این خیلی عظمت می خواهد. شگفتی را شما نگاه کنید. یه غذا شما میخورید، شما غذایت را میخوری آبگوشت میزنی نون پنیرت را میخوری خرمایت را میخوری نوشیدنی ات داری اما تقسیمش در این چند میلیارد سلول را دیگر تو انجام نمیدهی. این کار یه شعور هست که مثلاً به چشم چی برسد به ابرو چی برسد به مو چی برسد به پوست چی برسد به جگر چی برسد، به کبد چی برسد به استخوان چی برسد. اینها دیگر دست ما نیست. اصلا در توان ما نیست که تقسیمش بکنیم. «والمقسمات امرا» از یک ماهی بگیر پروانه بگیر از یه قورباغه بگیر یه اتم الکترون نوترون سلول بگیر تا یه آدم با ما میلیاردها سلول بعد نور خورشید تقسیم درختان تقسیمی که به اینها باید انجام بشود، گیاهها، گلها رنگ، نور، خورشید آب، برف باران. یه باران باید دقیقا کجا برود بیفتد، یک محاسبات کاملاً بینهایت هست و محیر است. ما داریم اینها را میبینیم، ما با چشم خودمان داریم میبینیم، بعد یه کسی حرف مزخرف می زند: من خدا را قبول ندارم، ماوراءطبیعت را قبول ندارم. بابا تو شعور داری اینها دارد اتفاق میفتد، جلو چشمت دارد اتفاق میفت.د تو که این کار را نمیکنی، تو که اشرف مخلوقات هستی، عرضه نداری بدن خودت را کنترل کنی. آن وقت این صاحب ندارد! دارد اتفاق میفتد. ۸۰۰۰ ساله دارید جون میکنید متخصصهایتان نخبههایتان یه بدن را بشناسند، یه اتمش را هم نتوانستید بشناسید حتی، یه گل یه مگس را نتوانستید شما هنوز بشناسید. انقدر پیچیدگی دارد. ساختمان یه اتم را شما بعد از هزاران سال نتوانستید بشناسید. هنوز هزاران هزار مجهول در موردش دارید. دارید میبینید یه شعور حاکم هست بر این، دارد این کار را انجام میدهد. این شعور حاکم بر همه خلقت کار فرشته هاست. سوره ذاریات «فلمقسمات امرا» تقسیم کننده امر الهی؛ یعنی خدایی که یه دفعه می خواهد بینهایت مخلوقی که آفریده را مدیریت بکند، رب هست دیگر، رب العالمین، شوخی نیست. این کلمات را ازش کنارش رد نشوید. این کلمات را سر نماز اگر بفهمی داری چی میگویی، میبردت شرابش. الحمدلله رب العالمین، ما هم بلغور میکنیم میرویم، همین جوری میخوانیم، نمی فهمیم. باید مثل یک جرعه آبی که می نوشی، چایی که یه قهوه که قطره قطره مینوشی، بوش و مزش و طعمش را میدهی تا مرحله بعدی مثل یه بوسه که در تمام مدت بوسه حضور داری، بچهت را میبوسی، همسرت را میبوسی، حضور داری، باید در عاشقیت با خدا حضور داشته باشی.
«بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین» شوخی نیست. رب العالمین، بشر بعد از هزاران سال از پس یه مگسش برنیامد، از پس یک الکترون بشناسدش بر نیامده. آقا رب العالمین شوخی هست. همین جوری یه چیزی میگویی میروی. نمیفهمیم داریم چی میگویم. اینجاست که ما تدبر در قرآن نداریم. قرآن، کسی که تدبر نمی کند قفل روی قلبش است: «افلا یتدبرون القرآن اما علی قلوب اقفالها» آقا بفهم، یه گل را نگاه می کنی، یه پرتقالی که داری میخوری، یه سیبی که داری میخوری، شوخی نیست. به خدا قسم راحت نیست که سریع یه سیب را میبری میخوریش، یا گازش میزنی. کار شده روی این. فرشته ها چی کار کردند تا این یه دونه سیب تا یه دونه گل تا این یه برگ یه برگ، خودت، بدن خودت، حیرت اندر حیرت و حیرت اندر در جیرت.
سوره ذاریات آیه ۴. یه آیه دیگر داریم سوره نازعات آیه ۵ «فالمدبرات امرا» یک عدهای از فرشتهها کارشان چیه؟ تقسیم است. مقسم اند؛ یعنی اگر شما چشممان باز شود یه روزی انشالله فرشتهها را ببینیم الان ما اینجا چند نفر نشستیم پیش هم، یه دفعه میبینیم میلیون ها فرشته اینجا با تو حضور دارند. آقا اتم کنار کنار سلول به سلول تو نشستند، کنار سلول به سلول تو. برای ستارهها برای کیهان برای کهکشان برای کره زمین و اتمهای الکترونها نوترونها پروتونها گیاهان حیوانات و امور عقلی. در بخش عقلی دیگر خیلی آنجا فرشتهها چیکار میکنند با یه آدم، با عقل یه آدم، شعور یه آدم، بعد ببر در بخش عاشقانش. «فلمقسمات امرا/ مدبرات امرا» عالم امر اینجوری هست. این فیلمهای خیی خوب آموزشی که دارند ماه رمضان میدهند از دستاندرکاراشان هم تشکر میکنیم فیلم «زندگی پس از زندگی» که خیلی چیز مهم و جذابی هم هست، حالا اینها ایرانیش هست. خارجیاش هم دسترسی داشتید ببینید. آنها هم تقریبا شبیه به همینهاست. ولی آنها چون در عالم اکثراً در عالم ایمان نیستند، چیزهایی که میبینند شبیه هست از نظر بعضی از اصولش، مثل حرکت در تونل از اینجا که حرکت میکنند همه شان این حرکت را تجربه را دارند؛ مثل زایمان است دیگر. زایمانها همه یک شکل هست ولی خیلی چیزهایشان در عالم مسیحیت شان هست. آن فیلمهایشان که آمریکایی هست، اروپایی هست نگاه کنید. آنها را هم قشنگ هست/ ایرانیش هم که حالا چند ساله دارد نشان میدهد. اول آنها شروع کردند، ساختن اینها را، قدیمیهایش را اگر پیدا بکنید ببینید خیلی خوب است که آنجا چی دیدند اینها در این فاصله کمایی که رفتند. یکی از چیزهایی که خیلیهایشان می گویند، می گوید آنجا که ما میرفتیم همه آدمها را اراده میکردیم کجا باشیم همانجا بودیم. در اراده، عالم امر است دیگر. آنجا زمان ندارد مکان ندارد انتظار ندارد قوه و فعل نیست. همینجوری اراده میکردم می رفتم. در خواب دیدید چه جوری می شوید شماها. می گوید یه دفعه رفتم مکه بعدش حرم امام حسین هستم. دیدید بعضیها. می گوید بعد یه دفعه در بهشتم. داشتم در بهشت این کار را میکردم آن کار را میکردم. نمیدونم کجا بودم. با یه اراده همه جا میرود طرف. کاری که اولیا خدا در چی انجام میدهند؟ در بیداری اینجاشان انجام میدهند. چون تسلط پیدا کرده دیگر. این آمده را عالم خلق کار کرده حالا الان تصرف هم دارد در عالم امر، همه کاری می کند. توانش بالاست. توانش بالاست. در عالم امر این چیزها وجود ندارد. یعنی طرف می گوید من آنجا داشتم نگاه میکردم، دارد انگلیسی حرف دارد، می فهمم دارد چی می گوید، عربی حرف میزند، من میفهمیدم. آنجا اینجوری نیست که تو چون زبان فارسی هست، بلد نباشی. چون اراده است آنجا فقط. همین گوش کنم که چی می گوید، تمام است. عربی انگلیسی آفریقایی لری نمیدونم ترکی اصلاً آنجا محدودیتی وجود ندارد. هرچی می گویند تو میفهمی. هرچی می گویند تو میفهمی. اصلا زبان مسئلهای نیست در آنجا که آنجا مثلاً مثلاً ما، عربی بلد نیستیم، آنجا اینجوری حرفها نیست آنجا. بعضیها می آیند به من می گویند که مثلاً ما خواب دیدیم داریم آنجا صحبت میکنیم در خواب داشتیم انگلیسی حرف میزدم. دو کلمه هم اینجا بلد نیستیم ولی انگلیسی صحبت میکردیم. آنجا چون عربی صحبت میکردیم. همینجوری هست آنجا. آنجا هیچ محدودیتی وجود ندارد. الان بعضی ها فکر می کنند آقا زمان علیه السلام ظهور کند، خیلی اینها روشنفکر بودند، می گویند فهمیدیم چه جوری امام زمان روزی که ظهور می کند حرف میزند، ماهوارهها هست، رادیو و تلویزیون هست دوربینها هست، حضرت می آید آنجا دوربینها را خبر می کند رسانهها را، حضرت می آید مثلا سخنرانی می کند بعد مترجمان ترجمه میکنند. آقا همه حرفها را میفهمند. امام خلیفه الله است. مال عالمی است که همه عوالم.... خلیفه الله یعنی ولیّ مطلق الهی است. خلیفه الله مطلق است، تام است؛ یعنی تمام نظام خلقت در دست این است. قرآن چی می گوید راجع به امام؟ «کل شیء» استثنا ندارد «احصیناه فی امام مبین » «کل شی» یعنی هرچی که اسمش شیئ است، در دست این آدم هست. در زیارت امام حسین چی میخوانید؟ میخوانید «ارادته ربه» حواستان به کلمه رب باشد چی گفتم؛ یعنی آنی که پرونده است همه چیز را «ارادت ربه فی» بحث ریاضیه هست. دقت کنید. «فی مقادیر اموره» امور ،در اندازهگیری کارهاش، در عدد دادنها مثلاً اینکه آب می شود h2o، این یه تقدیر امور است دیگر، خدا می گوید دوتا اکسیژن و یک هیدروژن من اراده کردم آب بشود، خدا می تواند جور دیگر آب بدهد، با یه چیز دیگ.ر می شود دیگر. هرچی اندازه است در غیر خدا ماسوالله یعنی جلوههای خدا، هرچی اندازه است -این کلمه دقیق نیست. چون ماسواللهی نداریم، هرچی هست الله با ظهورات خودش اند. همه جلوه های کی اند؟ همه جلوههای خودش هستند. خدا با همه جلوههاش در جبروت در ملکوت در ناسوت، خلیفه الله مطلق و اعظمش که مظهر اسم اعظم خداست. اینجا آیت الله جوادی آملی فوق العاده این را شرح کردند. خیلی زیبا. حفظه الله تعالی که او خلیفة الله مطلق است. در همه جا جانشین خداست. بنابراین وقتی میگویی «فالمقسمات* امرا فلمدبرات امرا» فرشته ها، فرشته ها اجرای دستورات الهی، اجرای ارتباط بین تو و اسماء الهی را کی انجام میدهند؟ چون ظهور پیدا بکند اسماء تا تو با آن ارتباط بگیری. رحمت را کی می آورد؟ فرشتهها. رحیمیت را؟ فرشتهها/ تدبیر و تقسیم و مرگ و حیات را کی اجرا می کند؟ فرشتهها. چهل و خوردهای ماموریت فقط در همان دعای سوم شرح کردیم دیگر، مراجعه کنید به همان. خب فرشته ها از کی میگیرند؟ میگویی «و ارادة الربه فی مقادیر امور تهبط الیکم» تمام تقریرات الهی اول نازل می شود به سوی شما، در همه عوالم خلقت «و تستر من بیوتکم» از خانه شما صادر می شود. همه را معصوم دریافت می کند. حالا الان چه جوری تقسیمش می کند اسماء الهی را؟ مثلا رزاق. رزق می خواهد بدهد دیگر. مثلاً ممیت، محیی، واصل، فاصل، ملوم رنگ دهنده! الان گیاه رنگ بخورند، سیب می خواهد رنگ بخورد، نمیدونم گلاب باید رنگ بخورند، رنگین کمان باید این جوری، همه رنگ، هرچی ملون است، هرچی که دارد ایجاد می شود در خلقت، این دستور دهنده اش کیه؟ امامش؟ این ۱۴ نفر ، امام دیگر، «انا احصیناه فی کل شی امام مبین». پس فرشتهها تحت نظر کی انجام میدهند کار را؟ معصوم. پس معصوم آنی است که در عالم امر هم که فرشتهها دارند کار میکنند، شاگردهای اینها هستند. لذا فرمود؟ فرشتهها از ما یاد گرفتند اسما را. آیه قرآن چیه؟ خدا به فرشتهها تا آمدند گفتند برای چی این را آفریدی؟ «نحن نسبح بحمدک و نقدس قال انی اعلم ما لا تعلمون» من یه چیزی می دانم که شما نمیدانید شما فرشته ها. بعد چی گفت؟ «علم الادم الاسماء کلها» آدم، آدم خیلی عظمت داد. انبیای بعدی به ندرت به آدم رسیدند. خیلی عظمت دارد. خدا می گوید من همه اسما را به این یاد دادم؛ بابای عزیزمان مادر عزیزمان حوا- محضر مقدسشان یک صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد- خدا می گوید چی به فرشتهها؟ می گوید من همه را به آدم یاد دادم. به فرشتهها می گوید. می گوید اگر میتوانید، راست میگوید به من از این اسما خبر بده ببینم بلدید شما چیزی! فرشتهها آنجا گیر میکنند و می گویند: «لا علم لنا» خدایا ما نه، ما نمیدانیم. ما فقط همان مقداری میدانیم که شما میدانید. فرشته مقامش معلوم هست «ما منا الا له مقام معلوم» سوره انبیا، هیچ کدام از ما نیست مگر که حدمان مشخص هست. این را در انسان شناسی توضیح دادم حد عقل مشخص هست یعنی چی؟ یعنی حد دارد عقل، دیگر نمیتواند از حدی بالاتر برود. آن بالاترش می شود فوق عقل یا فوق تجرد. مقام انسان است. پس فرشتهها هم آنجا هرچی دستور میگیرند، از کی دستور میگیرند؟ از معصوم. لذا حتماً باید یه چیزی غیر از فرشتهها، با فرشتهها باشد که اصلا فرشته ها بتواند کار کند. قرآن میفرماید: «ینزل الملائکه» در سوره قدر میخوانیم «تنزل ملائکته و الروح» ملائکه با روح نازل می شوند. این روح باید کنار فرشتهها باشد تا فرشتهها بتوانند. روح اصلا فرشته نیست خودش. علی (علیه السلام) فرمود: «الروح خلق اعظم من جبرائیل» از جبرئیل بالاتر است. یه چیزی هست که سیطره بر همه فرشته ها دارد. اصلا فرشته ها بدون او هیچ کاری نمی توانند بکنند. اصلا فرشتهها شأن، شأنی از روح هستند. لذا هرجا فرشتهها هر کاری میکنند، در قرآن کلمه چی همراهش است؟ چی؟ روح. روح باید باشد. لذا یه جا فرمود چی؟ «ونزل الملائکه بالروح» خدا فرشتهها را با روح نازل می کند. به وسیله روح نازل می کند. روح است که به اینها توان میدهد، قدرتمندشان می کند، می گوید بروید کار بکنید.این از این. پس خلیفه الله چه موقعی که دستور میگیرد، امر را میگیرد در تقسیم باید به فرشتهها بدهد، چه شب قدر، دوباره باید از روح دریافت بکند. خب شب قدر «تنزل الملائکه و الروح فیها به اذن ربهم؟ چی «من کل امر» دیگر. هر دستوری که قرار هست در نظام خلقت اتفاق بیفتد در دنیا جمادات گیاهان حیوانات انسانها برو بالا در ملکوت و بالاتر از آن در جبروت، در بهشت جهنم، شب قدر، شب اندازه همه اینهاست. چه شبی هست. چه شبی هست. بزرگان ما دهها سال خودسازی میکردند تا یه شب را بفهمد، شب قدر شوخی هست مگر! شب قدر یعنی قدرهای بینهایت همه موجودات می آید در دست امام، کی می آورد؟ روح می آورد. همراه کی؟ ملائکه. درست شد. پس خلیفة الله یعنی کسی که فرمانروایی دارد در عالم امر، برو بالاتر، برو بالاتر که اینها دیگر من در مقام عرشی حضرت زهرا مادرمان توضیح دادم دیگر. حالا آنهایی که میخواهند بهتر بفهمند این کتاب مقام عرشی را، مقام عرشی برای همه شان هست دیگر. «خلقکم الله» حالا انشالله میرسیم در همین زیارت، اگر عمری باشد برسیم «خلقکم الله انوارا» خدا شما را نور آفرید «فجعلکم به عرشه محدقین» وای از این صحنه که چقدر قشنگ است «حتی من علینا» آخی خدا منت گذاشت شما را از آن عرش آورد پایین. اگر شما نمی آمدید پایین، ما چیکار میکردیم؟ ما نبودیم. «فجعلکم فی بیوت اذن الله... فی اسمه» به به چیکار کرده خدا با ما، چیکار کرده!
ما نبودیم و تقاضامان نبود. لطف تو ناگفته ما می شنود
خدا با ما چیکار کرده. خدا الان میتوانست ما را قورباغه و سگ الاغ و اسب و میمون بیافریند ولی تو را آدم انتخاب کرد و این مسئولیت دارد. تو آدمی. مسئولیت انسانی داری. رسالت داری. یه امانت مهم بهت سپرده خدا که گفت: به آسمان و زمین و همه موجودات دادیم جز انسان، نه این لیاقت نداشتن مقام تو را. برای چیزی تو آفریده شدی. حواست باشد، زندگیت را با نمیدونم مسائل جمادی و گیاهی و حیوانی یکی نگیری. اینها ابزارند. تو آدمی، بالاتر از فرشتهها، بالاتر از فرشته ها.
پس وقتی شما به یه شی نگاه میکنید یه گل از خودش هیچی ندارد، ماده است؛ ولی رشد می کند دارد بالا می آید، دارد چیده می شود دارد رنگ میخورد. دارد خاصیت عنصری پیدا می کند، بافته دارد می شود، دارد بافته می شود، 41هیچ کدام بشر نیست. بدن خودت دارد غذا میخورد اداره دارد می شود بدنت، موهای بدنت رشد دارد می کند، هرجا به تناسب خودش. استخوانها، بچه در رحم مادر دارد شکل میگیرد. آنی که دارد این بچه را شکل میدهد کیه؟ آن غیب عالم هست. عالم امر و ملکوت. دنیا کلاً به وسیله چی دارد اداره می شود؟ عالم امر. اگر فرشتهها را برداری زمین ساکت هست. نمیتواند تکان بخورد. ماه خودش ساکت است. خورشید ساکت است، اصلاً نور ندارد خورشید. همه چی نابود می شود. فرشتههای یه لحظه کارشان تعطیل کنند، یه لحظه، همه چی می ریزد به هم. ببین دقت کار فرشته یعنی چی. لذا هر چیزی که شما در این عالم میبینید فرشتهها باهاش هستند. ببینید الان ناخنت افتاد، دارد در می آید، کی دارد درش می آورد این را؟ پوستت ببین دارد خراب شد و ساخته می شود، زخمات دارد خوب می شود، غذایی که خوردی ببین رفت شد انرژی برایت، فرشته باهات هست، تو یه ذره چشمت را باز کن، یه ذره دلت را باز کن، می بینی من دارم با این فرشته زندگی میکنم ما در بغل هم هستیم، در آغوش فرشتهها هستیم، بعد طرف این جوری می کند خانه تنها میترسم، شب تاریکی میترسم، تنهایی چیه، ما هیچ وقت تنها نیستیم. قرآن می گوید همیشه باهاتون فرشتههایی هست «یحفذونه من بین ایدیهم» جلو و عقب همه جا فرشته باهات هست. بچه را میبیند افتاده زمین هیچ کس نمی شود، ده صد بار این بچه میخورد زمین با صورت از بالا از پایین از نردبان از نمیدونم، این چیه بچه، تصادف کرده طرف با ماشین، جلو چشم خودم دیدم روی هوا چند تا غلت زد روی هوا خورد زمین آقا هیچی اش نشد. آقا مگر می شود از این ارتفاع ماشین بیفتد بعد آدم خل ناشکر آمده بیرون این جوری می کند: آخ آخ ماشینم چی شد. یعنی نمی گوید پنج نفر آدم در ماشین بودیم، یه خون از دماغ کسی نیامده، از ارتفاع آمده پایین، به جای اینکه شکر خدا را بکند، می گوید: ماشینم داغون شد. آدم انقدر کور. ما از این چیزها صحنهها زیاد دیدیم در زندگی خودمان بارها افتاده، چقدر ما خطرات مرگ را گذراندیم، ملکوت، ملکوت که دارد ناسوت و طبیعت را اداره می کند. گلها را کی رویش میدهد، ماهیها را کی میسازد، اتمها الکترونها نوترون پروانهها را کی! میوهها را چی! تو داری با چشمت میبینی که از خودش قوه ندارد، دارد شکل میگیرد همه چی، بعد تو می خواهی چی را انکار کنی، این شعور حاکم بر این را میخواهی انکار کنی! اگر اینطور هیچی نیست چطور ۸۰۰۰ سال داری مطالعه میکنی که فقط منطقش را بفهمی تو. و منطقش را تبدیل به دانش کردی، از دانشش داری استفاده میکنی. بلندگو ساختی، میکروفون ساختی، هواپیما ساختی ماشین ساختی برق درست میکنی از این منطق بعد میگویی خبری نیست. آدم چقدر باید بیشعور باشد. چقدر باید کور دل باشد. چقدر باید نفهم باشد. تو از آن منطق استفاده کردی، یک ذره اش را یاد گرفتی، گفتی: من دکترم مهندسم متخصصم همه هم باید تخصص من احترام بگذارند. بعد آن که این تخصص تو ازش یاد گرفتی، آن هم یک بینهایتمش را تازه یاد گرفتی، یک میلیاردمش را یاد گرفتی، انکارش میکنی! تو علمت را از کجا آوردی؟ آن علمی که تو آوردی، این چینش ریاضی که در نظام خلقت بهتون می گویند مهندس دکتر از کجا آمده! می بینی آدم چقدر بد می شود، ناشکر و ناسپاس و لجباز می شود. مادر است، دیده، یک رابطه جنسی داشته بعد ۹ ماه بعد یه بچه یه انسان آمده بیرون، بعد کفر میورزد. نه نمازی نه شکری نه تربیت فرزندی نه رسالتی نه هیچی. بچه را داری می بینی، بچه جلوی چشم تو شکل گرفته، یک انسان هست، یک خلیفه الله است، بعد انکار میکند. مرد است، دارد میبیند یه بچه در شکم مادرش همسرش شکل گرفته، ساخته شد، باز انکار باز لجبازی. این است که خدا اینها را تا بینهایت در جهنم نگه میدارد. اینها اصلاً لیاقت لیاقت حیات را ندارند اصلا. انکار واقعیت به این واضحی میزند زیرش. «سبحان الذی بیده ملکوت و کل شی» به به. آیه چی بود؟ «انما امره ان یقول له کن فیکون» هرچه اراده کند همان می شود. زمان و مکان هم ندارد. بعد آیه بعدی میفرماید: «فسبحان الذی سبحان الذی بیده ملکوت کل شی» آن که خوا.ندیم ۸۲ یاسین بود این آیه آخر یاسین ۸۳ . منزه است، پاک پاک بی عیب کسی که ملکوت و باطن هر چیزی را در دست خداست. دست خداست. لذا امام مقامش مقام امری هم هست. در امر خدا همان مستقراست. برای همین طرف میبینید که بنای لجبازی دارد بعد خدا هدایت می کند. امام در باطنش یه دفعه قلبش را عوض می کند. رفته گناه بکند یه دفعه میبینی افتاد به سجده. به یکی از این آدمهای خیلی خطرناک، خیلی خطرناک، خودش بعدا به من گفت. گفت هیچ خلافی نیست من انجام نداده باشم. گفتم چه جوری. گفت یه بار که رفته بودم یه شب خلاف در وسط کثافت کاری یه دفعه گفتم ،یه دفعه بغض گلوم را گرفت، گفتم که چی. گفت همان لحظه دیدم اصلاً یه دفعه این جو نمیتوانم تحمل کنم، رفتم یه گوشهای نشستم زار زدم گریه. وسط خلاف. گفت رفتم وضو گرفتم یه گوشه ایستادم شروع کردم. آقا وسط فحشا. به یکی دیگر گفتم تو چه جوری؟ گفت من در ژاپن داشتیم میزدیم میرقصیدیم وسط رقص بودم یه دفعه، در وسط بزن برقص، یه دفعه یکی بهم گفت چه خبره، بایست، که چی، برو یکی اینجا منتظرت هست. اسمش خداست. وسط معصیت. این هدایت باطنی بهش می گویند یعنی روحت را عوض می کند ذهنت را عوض می کند میلهیت را عوض می کند آرزوهایت را عوض می کند؛ یعنی یه تصرف، کارهایت را عوض می کند. کارهایت را عوض می کند.
عیاض رفته دزدی، بلند شده رفته دزدی بکند. یه دفعه خانمی قرآن میخواند یا آقایی، هر کدام، آن مهم نیست. «الم یان الذین آمنوا قلوبهم ذکر الله» آیا وقت آن نرسیده که مومنین قلبشان از یاد خدا به خشیت بیفتد، به خشوع بیفتد. یه جایی قرآن می گوید بابا سنگها، بیعاطفها، بی مروتها، اینها را من می گویم البته، والا فحشش بالاتر است. سنگها اسم خدا را می شنوند میریزند. شما چرا اسم خدا را می شنوید هیچی تان نمی شود. فحش خدا این است. می گوید: قلبهایتان از سنگ بدتر است شما، بابا سنگ اسم خدا را می شنود، فرو میریزد، شما چه جوری هست که این همه چند ساله داری نماز میخوانی، همین می گویی: الله الله ، هیچ اتفاقی برایت نمی افتد. آقا یه دفعه این وسط می خواهد روی پشت بام بپرد پایین برود دزدی کند. آیه را می شنود یه دفعه قلبش تکانی می خورد. می گوید آره آره وقتش رسیده، آره، وقتش رسیده قلبم نرم شود. یه موقع میبینی طرف در اوج کفر و فراری و عصیان است با یه خواب، یه خواب حضرت یک چشمه بهش نشان میدهد. این را می گویند هدایت باطنی، این می گوید عالم امر است آنجا دیگر، آنجا دیگر عالم خلق نیست. عالم چیه؟ امر است. کارت را عوض می کند فکرت را عوض می کند، میلت را عوض می کند. وای از آن لحظهای که خدا گیر به بنده بدهد. یعنی بخواهد یه بنده اش را عوض بکند خیلی قشنگ است. ر دعاها داریم در همین دعاهای صحیفه هم هست، دارد. می گوید عرض میکنم به خدا، خدایا یه لحظه تو بخواهی می شود. یه لحظه از آن لحظههای رحیمیت نصیب من کن، رحمانی نه. رحمانی همه را میگیرد؛ ولی رحیمی نگاه کن. خدایا دست بگذار روی من. خدایا سوارم کن، انتخابم کن، رحیمی؛ ویژه بهم نگاه کن یه بار؛ از بین همه این بندگانت از بین همه این شاگردانت، تو ربی دیگر، همه در باشگاه تو هستند، متربی تو هستند. خدایا دست بگذار یه لحظه رحیمی من را انتخاب کن. چقدر خوبه دعا. چقدر صمیمی هست با بندههایش . می گوید که بخواهید بهتون بدم. بیاید بخواهید بهتون میدهم. اگر بخواهید میدهم. پس راست بگو، راست بگو. بخواهی هیچ چیز نیست که جلویت را بگیرد. هرچی میخواهی بگو. راست صادقانه بیا بهم بگو.
گفتم جلسه قبل یه سوال کردم. آن سوالات را جواب بدید.
گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی. بالاخره یه روزی من به تو میرسم.
گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشد. سوالی که ازتون میخواهم کنم این هست، قطعاً جوابش برای همه مثبت هست ولی میدانی مسئله چیه؟ مسئله ما این است خدا برمان میدارد خودمان اصرار داریم پیاده شویم. بدبختی ما این هست. خدا ما را سوار قلب خودش و اولیاش می کند ولی شهوتهای پایینی گند دنیا میگوییم نمیخواهم، پس میزنیم. سؤالم این هست در خلوت هایتان ببینید خدا چقدر با شماها خصوصی ویژه عمل کرده! چقدر اهل بیت شماها را انتخاب کردند! چقدر این لحظات خاص نصیب همتون شده! ۸ میلیارد جمعیت است ببین ۱۴ معصوم را به کیا داده! ببین تشیع به کیا داده! ببین دعا و ذکر و توسل را خدا به کیا داده!
به کس کسونش نمیدم/ به همه کسونش نمیدم/ خدایا چیکار کردی با ما! یه موقعی میرویم به برزخ ببینیم وای میلیاردها لحظه درست کرده رحیمی و ما سوار نشدیم. هی نگه داشته، گفته بدو بدو بیا سوار شو، خدایا وقت ندارم ، کار دارم، نمیرسم، شوهر دارم، بچه دارم. زن دارم، درس دارم، امتحان دارم، دانشگاه دارم، نمیدونم شغل دارم، من تاجرم، من نمیدونم کاسبم. خدایا یا امام زمان، امام زمان یه موقعی می گوید من صدها بار آمدم فرستادم در خانه ات، در زدم پشت قلبت، بلند شو بیا مثل امام حسین که یه دفعه به همه گفت. فقط همین گروه اندک گفتند می آییم. بقیه نرفتند و این صحنه کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، برای همه من و شما دارد تکرار می شود. و امام زمان، امام زمان میدانید کیه؟ همانی هست که امام حسین فرمود من اگر ادراکش بکنم ببینمش، تمام عمرم خادمش هستم. ببیند امام زمان کیه. خدا شاهده یه زمانی ماها میرویم در صحن، امام زمان می گوید فلان موقع یادته فلان جا یادته فلان جا یادته فلان جا یادته، این همه من دعوتنامه فرستادم برایت و تو تمامش را رد کردی. چرا؟ چون تو گیر شهوتهای جمادی و گیاهی و حیوانی بودی. آنها را بیشتر از من دوست داشتی. هزاران بار در خانه ات را زدم، دعوتنامه فرستادم، پیامک دادم، نامه دادم، تلفن زدم و تو جواب ندادی. ائمه خیلی با ما این کار را میکنند. ملکوت اینجوری هست، هی پیغام میدهد هی پیغام میدهد. فرمود: هیچ وقت شماها نمیتوانید نه یاد خدا و نه یاد ما را بکنید بدون اینکه ما اول خبر بکنیم به دلت، اول ما. شما هیچ وقت نمیتوانید اول به ما سلام بکنید. تمام سلامهای شما جواب سلام ماست. اول ما سلام میکنیم به شما، به قلبهای شما تا شما بتوانید بگویید: صلی الله علیک یا صاحب الزمان/ السلام علیک یا صاحب. تا تو میگویی: السلام علیک، حضرت جواب ندارد. چون می گوید اول من سلام کردم تو جواب سلام من را داری می دهی. ملکوت یعنی این. آیه اش را بخوانم برایتان، تمام. خیلی زیباست «جعلناهم ائمة» آیه قرآن است سوره انبیا آیه ۷۳ ، ما اینها را امام قرار دادیم که چیکار کنند؟ «یهدون بامرنا » امر است، هدایت به امر ما کنند «و اوحینا الیهم فعل الخیرات» ما بهشون وحی میکنیم فعل خیر را ،کارهای خیر، همه چیز را ما بهشون وحی میکنیم. همین مقدار فعلاً کافی هست؛ ولی خدا نکند ما جامعه کبیره را نفهمیم بمیریم. چیکار کرد آقا امام هادی، قربونش برم، فداش بشوم الهی که برای ما چه یادگاری از امام شناسی، خاندان شناسی و خودشناسی گذاشت. محضر مقدس شان یک صلوات بلند ختم بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.