شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 191 18/11/1403
سلام علیکم و رحمة الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام و همه امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، اولیای الهی، شهدا، صدیقین علما و مراجع عظام صلوات بلند ختم بفرمایید. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
موضوع بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره اختصاص دارد به فقره «والادلاءلله علی مرضات الله» بحث رضایت را چند جلسهای در موردش صحبت کردیم که راه رضایت الله دو تا مسئله هست. این توضیح را خواهش میکنم دقت کنید. یکی اینکه معصومین راهنمایان ما به مرضات الهی هستند: «والادلاء علی مرضات الله» اما نکته خیلی مهمتر این هست که فقط معصومین -فقط دقت کنید- فقط معصومین هستند که ما در ارتباط با آنها مرضیه خدا هستیم. این داستان خیلی فرق میکند. چرا؟ چون ذات انسان در حد معصوم تعریف شده. توجه بفرمایید. وقتی میگویم انسان بخش جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی دارد، این هیچ کدام بخش اصلی او نیستند. بخشهای ابزاری او هستند. انسان به معنای انسان که مافوق عقل هست، فوق تجرد است، فوق فرشتههاست که فرشتهها به او سجده میکنند مقام فوق عقلیست؛ یعنی مقام بینهایت. شما کلمه بینهایت از تعریف انسان برداری، دیگر انسان نیست. خوب دقت کنید. بینهایت طلبی، عشق به بینهایت را از تعریف انسان شما بردارید، آن که دیگر تعریف میکنید احساس نیست. آن یا فرشته است یا حیوان هست یا گیاه هست یا جمادی هست. انسان در تعریف ذاتش، عنصر عشق به بینهایت، تأله اصطلاحا میگویم، عنصر ذاتی است، مثل اینکه می گوییم آب عنصر ذاتیش چیه؟ دو تا هیدروژن یا اکسیژن. انسان خارج از تأله و لا اله الا الله دیگر انسان نیست. لا اله الا الله در واقع تعریف کلمه لا اله الا الله تعریف انسان هست. خواهش میکنم خوب دقت کنید. تعریف خدا نیست. این را اگر ما متوجه نشویم تا آخر عمر دینداریمان غلط درمی آید؛ یعنی حتی یه نکته بسیار بسیار وحشتناک در عدم فهم این نکته این هست که نکتهای که دارم میگویم امشب بینهایت مهم هست. شما اگر این را متوجه نشوید وقتی وارد برزخ میشوید میفهمید خدایت اشتباهی بوده. اصلاً خدای حقیقی را تو عبادت نمیکردی. خوب توجه کن. انسان نه زن است نه مرد است و نه فرشته است. انسان موجودی است که فقط با بینهایت و معشوق بینهایت حقیقتش شکل میگیرد و معنا دارد. آنجایی که تو عشق به بینهایت را از دست میدهی، دیگر انسان نیستی. دیگر انسان نیستی. سقوط میکند و این کلمه که قرآن در مورد انسان به کار میبرد فسق یعنی دیگر طبیعی نیست؛ یعنی «خرج عن حد الانسان» انسان از حد انسان خارج می شود. پس خوب دقت بکنید. تو زمانی حیات انسانی داری که به سمت بینهایت حرکت کنی و متاله باشی. اله خواه، اله بینهایت. نه اله محدود، الهه بینهایت را اصطلاحا بهش چی میگویند؟ بله؟ به الهه بینهایت؟ الله. الله یعنی اله بینهایت، هستی بینهایت. بنابراین انسان تا موقعی که حرکتش به سمت بینهایت هست، سالم هست. بینهایت حقیقی نه بینهایت مجازی. بی نهایت مجازی کمالات جمادی هست، کمالات گیاهی هست، کمالات حیوانی هست. آدم بی نهایت طلب می شود در اینها. کمالات علمی هست؛ اما اینها همه دروغ هست مجاز هست. ما تا بینهایت می گوییم درش در ذات بینهایت یکتایی وجود دارد. دیگر نمی شود کار دیگر کرد. بینهایت یعنی یه دونه و تو تا زمانی که به سمت بینهایت حقیقی، بینهایت حقیقی، ریاضی حقیقی یعنی شخص الله حرکت میکنی، زندگیت بر اساس آن هست، انسانی. اینکه قرآن تاکید میکند «قل». «قل» یعنی بایست به پایش، بگو به پایش بایست. «قل» یعنی هر وقت این چهار تا حمله کردن بهت، دقت کنید این چهار تا حمله کرد به زندگیت، خواست قلبت را تصرف کند، این را مرتب باید بگویی. خیلی هم خوبه که انسان جز ذکرهای روزانهاش قرار بدهد و بهش توجه کند «قل ان صلاتی و نسکی و محیای و و مماتی لله رب العالمین» لله. به محض اینکه برای بچهات زندگی کردی، برای شوهرت برای نمیدانم وطنم برای نمیدانم زنم برای بچهام برای دانشگاه رفت برای استاد شدن نمیدانم برای ریاست جمهوری برای نمیدانم افتخارات نمیدانم به محض اینکه این آمد قلبت را گرفت، تو دیگر انسان نیستی. «لله رب العالمین» «ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی» همه حیاتم و مماتم در دلدادگی هست. ببین من مثال بزنم کامل خیلی شفاف. چون اگر تو متوجه نشوی این فقره را ما با معرفت رد نمیکنی. ببینید یه خانم و آقا را نگاه بکنید که عاشق هماند. کاملاً عاشق هم اند. یه زندگی زناشویی تشکیل دادند و به غیر از هم به خصوص خانم نسبت به آقا، قلب قفل هست کاملا. قرار هم هست تا آخر عمر هم با هم زندگی کنند. مثل امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیه. تا آخر عمر قرار هست با هم باشند. خدیجه و پیامبر سلام الله علیهما، خب تا آخر با هم باشند. قلب قفل هست در زندگی زناشویی. این فقط معنای زندگی زناشویی با هر دوشان با هم معنا پیدا میکند. وقتی همسر می گوید، آن فقط به ذهنش می آید. او هم وقتی میگوید همسر، این هست. بنابراین در بخش فوق عقل انسان اگر حیاتش با الله معنا نداشته، صبح که از خواب بلند می شود همین صبح از خواب بلند می شود به عشق چی از خواب چشمت را باز کردی؟ اگر گفتی من شوهرم نمیدانم زن کسی هستم نمیدانم دیگر انگیزه ام همین بچههایم را نگه دارم، به نوههام برسم. اینها وظایفی هست که انسان انجام میدهد. عبادت هم دارد. برای خدا اگر انجام بدهد خیلی هم خوبه. حتی برای خدا هم انجام ندهد. ثواب دارد ولی حیات انسانی نیست. ارزش دارد ولی حیات انسانی نیست؛ اما نه، یه کسی دلدادگی اش، دلخوشی اش ببینید دلخوشی اش از حیات، الله است. بالاترین دلخوشی اش از حیات این هست که من یه اله دارم، یه همسر دارم یه معشوق دارم اسمش الله است. یه خانواده آسمانی دارم محمد و آل محمد. (اللهم صل علی محمد و آل محمد) خب اگر این نباشد، انسان آنجا دچار فسق هست. ببین چقدر قشنگ عاشقانه تعریف میکند زندگی را برای ما. حریمهای زندگی را. لا اله الا الله تعریف خودت هست. چون تو اله به خدا ربطی ندارد. اله برای کیه؟ معشوق و دلبری نیست مگر بینهایت. خب این تعریف برای کیه؟ برای انسان هست. برای کی معشوقی نیست؟ شما باید سوال کنید دیگر. میگوید معشوقی وجود ندارد، معشوق احتیاج به چی دارد؟ عاشق میخواهد دیگر. میگوید دلبری، معشوقی، الهی وجود ندارد مگر الله. برای کی؟ حالا ما اگر عاشق خدا نبودیم خدا وجود ندارد؟ ما چه باشیم چه نباشیم خدا هست. کسی عاشقش باشد یا نباشد «هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا» نیامده یه زمانی که اصلاً آدمی وجود نداشته، انسانی وجود نداشته. چرا؟ «لم یکن شیئا» هیچی نبود. اصلاً انسان چیزی نبوده. خدا همیشه بوده. کان الله. همیشه خدا بوده «ولم یکن معه شیئا» هیچی با خدا نبوده. پس لا اله الا الله تعریف حقیقت انسان است. این را کامل متوجه باش. این را باید زیاد بگویی. برای همین بالاترین ذکر است. «لا اله الا الله» «لا اله الا الله» «لا اله الا الله» «اشهد ان لا اله الا الله» این حقیقت خودت هست «وحده لا شریک له» همه اش وحدت، همه اش عشق، همه اش دلدادگی. «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له» اذان انقدر عظمت دارد میگوید برای اینکه همین شما را موقع اذان میگویند دیگر نه دعا بخوان نه ذکر بگو نه قرآن بخوان حتی. چون دیگر حرفی بالاتر از این نیست. هرچی که بگویی از اذان پایین تره. هرچی که بگویی از اذان پایینتر هست. نباید بگویی. از این چیزی بالاتر وجود ندارد. همین را بگو. الله اکبر الله اکبر الله اکبر الله اکبر یعنی چی؟ یعنی اله ی که قابل وصف نیست. از بس عظمت دارد. هیچ کس نمیتواند توفیق برسد. یه معشوق بینهایت هست. الله اکبر یعنی معشوق بی نهایت. در اشهد ان لا اله الا الله باز دقت کنید. بنابراین شما از اینکه خارج بشوید دیگر فسق هست. دیگر فسق است. سقوط کردی. آنجایی که انسان می افتد در کمالات مقام خواهی نمیدانم مسخره بازیهای سیاستها و حزب بازیها، باند بازیها جنایت کارهایی که جنایتهایی که آدم میکند سر حزب بازی و باندبازیها، نمیدانم رقابتهای جهنمی برای مقامات دنیایی برای مجلس برای ریاست جمهوری برای شورای شهر برای فلان جا، مسخره بازیهایی که انسان را به شدت تحقیر میکند و معشوق های نجس و لجنی که می آید در قلب، همه وجود انسان را به نجاست میکشد. یک موقع انسان برای خدا میخواهد برود آن کار را کند، آن بحث دیگر است. معشوقش نیست. یه تکلیف برای خداست. میخواهد برود یه کاری مسئولیتی بگیرد. برای عشق خدا دارد می رود این کار را میکند. لذا هر وقت مسئولیت ازش گرفته بشود، مسئول نباشد خوشحال هم هست. خوشحال هم هست. خدا علامه را رحمت کند همیشه میگفت خدا را شکر ما هیچ کارهایم. همیشه می گفت خدا را شکر در این مملکت هیچکارهایم. چون آدم سر کار است. آدم معشوق دارد زندگی دارد؛ سروکار دارد. یعنی خودش زندگی دارد اصلاً. برای چی بلند شود به خارج از زندگی چیکار میخواهد بکند؟ خودش برنامه زندگی دارد. خودش زندگی دارد. زندگی چیه؟ من آمدم زندگی کنم با خدا. «ان صلاتی نسکی محیای مماتی لله رب العالمین» بیکار که نیستم آمدم در این دنیا که الان بگردم دنبال یه چیزی که به من انگیزه بده، اوقات فراغتم را پر کند. این حرفها همه حرفهای طبیعت گرایی هست. یه چیزی من را از بی حوصلگی در بیاورد. یه چیزی به من انگیزه بدهد. میخواهم خودم را بکشم اصلاً دیگر. اصلاً الان میخواهم بروم خودکشی کنم. چون هیچی ندارم انگیزه ندارم. شوهرم که اینجوری شد. زنم که آنجوری شد. الان طلاق گرفتم، الان شکست انتخاباتی خوردم، شکست عشقی خوردم، دیگر هیچی، مالم که اینجوری شد دیگر انگیزه ندارم زندگی کنم. خب بله حیوان اینجوری هست. آره. آره حیوان این جوری هست. انسان که نمیتواند بگوید من شکست عشقی خوردم، نمیدانم طلاق دادم، طلاق گرفتم، انگیزه زندگی ندارم، الان نمیدانم نماز ندارم. تو برای همین آفریده شدی. تو برای این عشق آفریده شده ای. بفهم کی هستی اول، درک کن خودت را. بنابراین وقتی که تو اله ات بی نهایت شد گفتیم معنای عشق به بی نهایت چیه؟ چرا خدا این عشق را داد؟ فرمود: این عشق را بهت دادم که تو به همین بزرگی تربیت شوی. تو اگر عاشق بی نهایت نباشی، بی نهایت نمیروی به سمت بینهایت شدن. انسان باید بی نهایت شدن را دوست داشته باشد. وقتی میگویی «لله رب العالمین» خب الله یعنی چی؟ یعنی کمال بینهایت. پس باید دوستش داشته باشی تا به آن برسی. باید عاشق ربت باشی. وقتی گفتی رب، گفت: «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» من جن را نیافریدم مگر برای اینکه عبد من باشد، نه عبادت من را کند. چی؟ عبودیت کنند، عبودیت یعنی من مربیشان باشم. هرچی من میگویم گوش کنند. خب گوش کنیم که چی بشود؟ خب گوش کن که بینهایت شوی. به محض اینکه این طلبه بینهایت شدن از ذهنت بیرون می رود یعنی تو دیگر نمیخواهی آدم باشی. به سمت آدمیت دیگر حرکت نمی کنی. میگوید نه من مثلاً همین همان حرف مسخره دیگر خدایا میدانم دوستم داری ولی من نامزد دارم. یعنی این اصلاً نمیخواهد به این سمت حرکت بکند. جوابش به خدا منفی هست؛ مثل اکثر ماها که جوابمان در طول عمرمان مان منفی هست متاسفانه با خدا و این عشق را رد میکنیم. جواب خواستگارمان را منفی میدهیم. این خیلی وحشتناک هست. اینجا فسق می شود. دیگر طبیعی نیست. برای همین هم خدا دائماً در قرآن هی این را تذکر میدهد. هی میگوید: «قل ان کان آباکم» ببین حواست باشد بابات جای من را نمی گیرد. باباهات، مامان هاتان، پسراهاتون دخترهاتون برادرهاتون خواهرهاتون، همسرهاتون، عشیرة و فرهنگتان، اموالتان خانهها و شغل و تجارت جای من را نمیگیرد. حواستان باشد. اگر می خواهی این ها را دوست داشته باشید عیبی ندارد دوست داشته باشید. هر چقدر بیشتر بهتر. ولی یه موقع نکند خدای نکرده این از تو دل تو از من و خانواده آسمانیت و جهاد در راه خدا بیشتر بشود، اگر بیشتر شد تو اصلاً حیات انسانی نداری. دیگر تو انسان نیستی. من دنبال شغلم من مثلاً دکترم مهندسم من نمیدانم رئیس جمهورم من نمیدانم. به محض اینکه مشغول شغلت شدی، بعضی ها فقط شغلشان. من بروم در یه جایی کار کنم، میزی، الان کار اخراجم کردن دیگر افسرده شدم، حوصله نماز و زیارتم ندارم یعنی اصلاً این خیلی فاجعه است. مثل این که مثلاً یه زن و شوهر کاملا عاشق هم هستند بعد مثلاً زن مثلاً با یه نفر دیگر دعوا باشد به شوهر میگوید طلاق بده یا یه مردی مثلاً بیاید مثلاً با صاحب کارش دعواش شود، زنش را طلاق بدهد. مسخره است دیگر. این مسخره که در زندگی خیلی از ماها اتفاق می افتد؛ یعنی ماها وقتی که به دنیایمان آسیب می رسد عشق از دستمان می رود. الله از دستمان می رود، خانواده آسمانی از دستمان می رود، فرشتهها از دستمان می روند، غیب از دستمان می رود، ابدیت از دستمان می رود. حتی خیلی وقتها ما رحمهایی که با پیوستن به آنها ارتباطمان با خدا را تضمین میکند حاضریم برای دنیا از دست بدهیم یعنی من میدانم اگر با این شخص من پیوند داشته باشم حتماً تضمینی هست برای اینکه رشد معنوی میکند و رشد انسانی. ولی سر موضوع دنیا با آن قطع میکنم. هرکس که میخواهد باشد. سر موضوع دنیا، سر هوسهای دنیا، سر حسادتهای دنیایی سر. همانهایی که دست از امام حسین برداشتند سر دنیا. میدانست که اگر اتصال به این شخص داشته باشد نجات پیدا میکند؛ ولی سر هوسهای دنیایی ارتباطش را قطع میکند سمت طبیعت گرایی می رود. فسق اینجا اتفاق میافتد. اهل بیت را به خاطر دنیا رها می کند. کما اینکه اتفاقی که الان ۱۱۹۰ سال در مورد امام زمان اتفاق افتاده که ما به خاطر مصالح دنیایمان و معشوقهای چهارگانه نمیخواهیم زیر چادر حضرت باشیم، اصلاً به درد حضرت هم نمیخوریم، هیچ مفید هم نیستیم برایش. اصلا پیوند قلبی عاشقانه که زیر چادر باشیم نداریم. اصلاً حیات انسانی را شروع نکردیم. خب به محض اینکه تو میخواهی بروی به سمت این رب، اولین نیاز گفتیم چیه؟ به سمت بینهایت شدن، چی بود اولین نیاز؟ ببینید آدم چقدر احتیاج به تذکر دارد؛ یعنی ۲۰ سال هم شنیده باشد باز تذکر میخواهد. یادتان نرود آدم ۲۰ سال ۲۰ سال یه چیزی را هر روز بشنود، و مسیری را برود، یه آن ممکن است همه اش را فراموش کند؛ یعنی من قسم، قرآن روی دستم هست، قسم میخورم به این قرآن من کمتر از ۱۰ هزار بار نگفتم برای شما این را، مهمترین نیاز من مربی هست. یه خلیفة الله به قیمت خدا. یه خلیفه الله به قیمت خودم. به عنوان یه انسان وقتی میگویم من نمیدانم حالا آدم وقتی میگویم من، این من می آید در دل شما یا ذهن شما، یا نه یا شما به عنوان یه خانم و آقا دارید گوش میکنید. نمیدانم یا به عنوان دانشمند دارید گوش میکنید، به عنوان یه عقل دارید گوش میکنید. آن من نمیدانم شما به بلوغ رسیده یا نه، وقتی من به چی احتیاج دارم؟ این من چون من را باید به رسمیت بشناسیم. وقتی میگویم من، درست بگویم. من درس میخوانم من دانشگاه میخواهم من استاد میخواهم من زن میخواهم من شوهر میخواهم من نمیدانم مال میخواهم من غذا میخواهم. وقتی من یعنی تمام وجودت میخواهد این را، همه حیثیتت این را میخواهد؛ اما آیا وقتی من میگویم من امام میخواهم، خلیفه میخواهم همه حیثیتم این حرف را میزند یا نه؟ یعنی من از صبح که از خواب بلند میشوم از اینکه در رحم امام نیستم، دلشوره دارم یا ندارم، بودم بودم، نبودم میروم شوهر میکنم، میرم زن میگیرم، میرم شرکت کار میکنم، دکتر میشوم، میروم یه جا مهندس میشوم، میروم فعالیت اجتماعی هنری میکنم، زندگی دارم میکنم دیگر. وقتی نفست بند نمی آید، به تپش نمیافتد؛ یعنی خطر سراغت می آید. چطور برای مال نبضت میزند، برای مال برای اتومبیلت، برای عینکت برای نمیدانم انگشترت برای ساعتت نفس یه دفعه می زند. برای بچه ات برای شوهرت برای دخترت برای پسرت برای نوه ات برای شغل و تجارتت برای موقعیت اجتماعی چه جوری قلب میزند یه دفعه، آقا دیگر وزیر نیستی سکته میزند. رأی نیاوردی، اصلا برایش فاجعه است. آیا کسی نفسش میزند، وقتی میگویند تو امام نداری یا نه! تو الان در رحم امام زمان نیستی، تو الان در باشگاه ثبت نام نکردی، تو الان هنوز برگه تضمین نگرفتی که در چادری زیر چادری! این من خیلی مهم است. وقتی فهمیدی من کی ام، و من فقط در اتصال و ارتباط با متخصص معصوم من هستم. دقت کنید. چون تنها رحم تضمین کننده اتصال تو با بینهایت کیه؟ خلیفه الله است. اگرخلیفه الله نداری چه جوری با بینهایت در ارتباطی؟ بینهایت، ظرف بینهایت و رابطه بینهایت میخواهد. الله بینهایت هست. تو وقتی میخواهی با بینهایت ارتباط برقرار کنی، بینهایت بدون جلوه بینهایت و ظهور بینهایت و اسم بینهایت تو نمیتوانی اصلا با بی نهایت ارتباط داشته باشی. اصلا محال است. این است که شما آقا امام هادی علیه السلام در همین زیارت جامعه کبیره (صلوات خیلی خیلی خیلی عاشقانه و بلند برای امام هادی علیه السلام بفرستید اللهم صل علی محمد و آل محمد و آل محمد و عجل فرجهم) «من اراد الله بدأ بکم» چقدر شکوه دارد. چقدر شکوه دارد. «و من وحده» وای چقدر قشنگ هست. اگر کسی بفهمد توحید یعنی چی؟ اصلاً الفاظش با جون آدم بازی میکند چه برسد به معنایش. «من اراد الله» هرکه بینهایت را بخواهد از شما شروع میکند و هرکس توحیدش را داشته باشد از شما میپذیرد. غیر از آن نمیتواند بپذیری. چون از غیر خلیفة الله نمیتوانی درباره الله چیزی بپذیری. اینهایی که باردارند یا دخترشان باردارد عروسشان باردار دلشوره دارند؛ دلشورهایشان این است که بچه نیفتد، سقط نشود، آسیب نبیند، طوری اش نشود، ذکر صدقه دعا با حرز همه، این بچه طوری اش نشود. تو حواست باشد باید سقط نشوی.
ترسم که این تن که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روانم
به محض اینکه قلبت از تو چادر حضرت در بیاید سقط صورت میگیرد. خیلی خطر دارد. تمام دلشوره ات باید این باشد که من الان نه اینکه این همه دلشورهای چهارگانه که همه مسخره است، بیچاره مان کرده این دلشورههای بیچاره، اینجوریريال دست از سرشان هم برنمیداریم. آقا الان الان کور پدر همه چیز صلوات، یک صلوات هم گور پدر همه چیز بفرستید (اللهم صل علی محمد و آل محمد) من با معشوقم هستم یا نیستم، من این ازدواج را میتوانم درست انجام بدهم یا نه، من زوج اصلیم را میتوانم پیدا کنم یا نه! به عنوان یه آدم! نه یه حیوان که شغل و تجارت و کار و اینها داردريال نه یه فرشته که فقط کار درسی و علمی میکند. نه. به عنوان یه آدم. اصلاً تو خارج از این میبینی خودت را، یا تو فکر میکنی یه خانم یا یه آقایی فقط. وقتی میگوید خانمم یه آقا هستم، تمام غصههایت مسائلت مشکلاتت همین هست. پیرامون جنسیت میگردد. حالا زنم یا شوهرم یا بچهام یا نامزدم یا هرکی بابام ننه ام مامانم ولی وقتی فهمیدی آدمی، دغدغهها دلشورهها می رود سمت این. الان شما بدون متخصص معصوم ساقطی. در ذات تعریف تو، در ذات، تعریف ذاتی تو، تعریف به ذات در منطق داریم دیگر تعریف حقیقی هست. اتصال با متخصص معصوم و یعنی با الله گنجانده شده. الله ظهورش می شود چی؟ ظهورش و خلیفه اش و جانشینش در زمین می شود چی؟ مظهرش می شود؟ می شود خلیفه الله دیگر. خلیفه الله. بنابراین اگر ما این فهم را نداشته باشیم نمی فهمیم چرا در زیارت جامعه کبیره زیارت عاشورا زیارت آل یاسین می گوییم: «السلام علیکم یا حجت الله علی خلقه/ السلام علیک یا عین الله فی ارضه» همه اش. چرا هی دائم میگویی خلیفه حجت، خلیفه حجت، خلیفه حجت یعنی همه خدا در این شخص ظهور کرده. همه خدا اینجاست. اینجا ظهور کرده. «لا فرق» دعاهای ماه رجبمان هر روز «لا فرق بینک و بین الا انهم عبادک بهم ارضه سمائک حتی ظهر ان لااله الا انت» امام زمان چیکار کرده. کی ما میخواهیم بفهمیم این حرفها را؟ این دارد دیر می شود. میگوید تو با اینها آسمان و زمینت را پر کردی تا عشق انسانی ظهور کرد «حتی ظهر» که چی؟ «ان لا اله الا انت» که هیچ معشوقی بر ما جز تو نیست. با آنها ما فهمیدیم که ما هیچ معشوقی غیر از تو نداریم. با آنها ما فهمیدیم زن نیستیم مرد نیستیم. خانم نیستیم آقا نیستیم. فرشته نیستیم و انسانیم. «بکم عبدا الله» «بکم عرف الله» «و بکم عبد» بینهایت و الله با شما شناخته شد و با شما عبودیتش اتفاق میافتد. پس وقتی من این را فهمیدم الان میخواهم بروم رضای معشوقم را کسب بکنم. رضای معشوقم چون این هست دیگر. معشوقی ازت راضی نباشد به درد نمیخوری. ببینید یه چیزی برایتان بخوانم امیدوارم بگیریدش انشالله، به حق ماه شعبان به حق مولودشان، مولودهای شعبان به خصوص وجود مقدس آقا امام زمان شما انشالله قلبتان همین الان این را که من میگویم بگیرد. برای اینکه این بشود برای نثار همه این مولودهای صلوات بلند ختم بفرمایید (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم) ببین چند تا قدر میخواهم بگویم با قضاهایش.
«یا النفس المطمئنه» این قدر هست؛ یعنی نفس به کجا برسد؟ به اطمینان. «ارجعی» قضا، بیا «الی ربک» می شود مربی. بیا پیش مربی ات. بیا در آغوش خودم ولی چه میتوانی بیایی. «راضیه مرضیه»، قدرهایش را گفت؛ یعنی تو وقتی به راضیه مرضیه صورت نگیرد رجوع به ربت نمیکنی. میروی به چیز دیگر رجوع میکنی و این خیلی وحشتناک هست. گرفتید چی گفتم یا نه! خدا رحمت کند روحش شاد حضرت آیت الله ممدوحی، استاد همهمان، چقدر سخته دوری اینها، واقعا یه موقع ما انقدر بیتاب میشویم برای اینها که نگویید. چه استادهایی داشتیم، چه استادهایی داشتیم؛ همه رفتند. یعنی گاهی وقتها من انقدر بی تاب میشوم که تا پا نشوم نروم حضرت معصومه جلو قبر ایشان نایستم ایشان، آقای حائری یادتان هست دیگر این دو تا بزرگوار اینجا شماها زیاد سعادت داشتید این دوتا بزرگوارید تا نایستم جلو قبرشان حرفی گپی نزنم آرام نمیشوم. از خانه در آیم بروم آنجا. هر وقت یه حرفی میزد، به ما هم بفهمد به ما هم خیلی امیدی نداشت. میگفتش که نفهمیدی یا اصلاً متوجه نشدید. حالا امیدوارم که اتفاق بیفتد. نمیدانم نفهمیدید یا اصلاً متوجه نشدید چی گفتم. چی میگوید؟ «ارجعی» عزیزم زمان هست که تو راضی مرضیه بشوی. اگر راضی مرضیه نشدی در اوج رضا در همه حالتها دقت کنید «رخا و رجا» شدت و رخا نه فقط در آسایش و حال همه چیزمان جوره الحمدلله، از خدا راضی هستیم، خدا را شکر، دیدید که بعضیها خدا را شکر راضیم از خدا. میچرخد الحمدالله. زندگی خوبه همه سالم اند. درآمدمان خوبه، کاسبی مان خوبه، الحمدالله همه چی مان به دار است. خدا را شکر. نه. آن موقع که هیچ کدامش نیست مثل کی؟ مثل غزه ای ها که هیچ کدامش به دار نیست، بچه هایش تکه تکه شدند، می آید جلو دوربین بعد میگوید خدایا تو شاهد باش که ما از تو راضی هستیم. من حتی بچهام هم نمیتوانم ببرم دفنش کنم. میزارم سگها میخورند. میدانید؟ این هم امکانش هم نیست بچه ام را ببرم. دیدید که پدر بنده خدا رفت جنازه بچهش را بیاره تیراندازی کردن سمتش، بچه ماند همانجا؛ ولی راضی هست. تصورش را بکن. « ما رأیت الا جمیلا» تا بخواهی برسی در آغوش امام زمان و جامعه تا بخواهد برسد به ظهور امام، باید به این مقام برساند خودش را. «راضیة» چی؟ «مرضیه» یک) راضی شو. دو) مرضی باش. مرضی یعنی چه؟ خدا باید ازت راضی باشد. خب خدا کی راضی می شود ازت؟ فرمود: هر وقت تو از من راضی باشی من هم از تو راضیام. هر وقت در همه حالتها نق و غر نزدی، هیچی، اه کاش باران نمیآمد کاش برف می آمد، یادش بخیر، چرا فلان چیز نیست کاشکی بود، کاشکی، کاشکی این برود کنار «فان الله یعمل یفتح» عمل آدمهایی که دائماً در زندگیشان کاش دارند، اینها همیشه شیطان در قلبشان سوار هست. راه هایشان باز است برای سحر، جادو، شیطان، دشمن، وسوسه. غزه ایها چرا پیروز شدن به ابرقدرتها؟ چون همه میل ها همه کشش ها همه چیزهایی که یه آدم میتوانست یه آدم میتوانست از توی این چهار تا مرحله دوستش داشته باشد ازش گرفته شد. اتصال قلب فقط با الله بود . آنجا انسان دیگر بینهایت است. برای همین میتواند همه قدرتها را نابود بکند. همه قدرتها را. بزرگهایی که از ماها خیلی خیلی بزرگتر بودند و شکست خوردند و سقوط کردند، خدا نکند سر ما بیاید، خدا همچین امتحانی از ما نکند و همچنین نه جونی داریم نه توانی. آنجاهایی که سقوط کردند، مال این بود که یکی از این چهار تا ته قلبشان مانده بود. از این چهار تاها. یه چیزی ماند در ته دلشان یه جا در یکی از این امتحانها یه دفعه ترکید و سقوط کردند. آنهایی که از پیغمبر جدا شدند از امیرالمومنین جدا شدند از حضرت زهرا جدا شدند از ائمه جدا شدند، آنهایی که در انقلاب خودمان از ولی فقیه دوتا ولی فقیهمان جدا شدند، همه چیزی اینجا بود که آخر کار را خراب میکند آدم جدا می شود. راهش خراب می شود. خوش به حال کسی که هرچی از نعمت دارد انگار ندارد. نبیند، وابسته نباشد، دلبسته نباشد، لذتش را ببرد، شکرش را به جا بیاورد، دوستش داشته باشد. ولی نه بیشتر از این سه تا معشوق: الله -بگوید- اهل بیت و جهاد. آنجایی که ما جهاد رفت در رتبه بعدی سقوط میکنیم. حتماً دشمن بر ما غلبه میکند. پیروزهای جامعه پیروزهای تاریخ کسانی بودند که جهاد همان که پیغمبر جهاد تفریح امت من هست. اگر کسی روح جهاد ازش رفت از رحمانیت و رحیمیت دور می شود. چون شما وقتی که اهل مبارزه نیستی، بی رحم و بی عاطفهای. کسی که روح جهاد ندارد یه آدم بی عاطفه و بیرحم هست. چرا؟ چون در مقابل شیطان، استکبار که دارند ظلم میکند به ۸ میلیارد آدم کوتاه میایی. آنجایی که میگوید مرگ نه، ما با همه رفیقیم، با همه دوستیم با هیچ کس کار نداریم، نمیدانم میخواهم سازش بکنیم، صلح بکنیم، آنجا داری به ۸ میلیارد آدم ظلم میکنی. داری به امام زمانت ظلم میکنی که تو آوارگی و تنهایی. کسی که روح جهاد ندارد بسیار بیرحم و بیعاطفه است. کسی متنفر نیست از استکبار از ظلم از ظلم به هشت میلیارد آدم روی زمین متنفر نیست، از آوارگی، طردشدگی، غربت، تنهایی امام زمانش متنفر نیست و میتواند با این وجود اینها یه قراری داشته باشد خیلی بیعاطفه است، خیلی بیرحم هست این آدم. با یه شوهری سرم را گرم میکنم امام زمان فراموشم می شود. با یه زنی با نمیدانم با یه نمیدانم شغلی نمیدانم با یه شهرتی با یه مقامی با یه ریاستی با یه محبوبیتی با یه پولی با یه چیزی. یکی از این کمالات چهارگانه دیگر آقا از ذهنم میپرد. امام زمانم خانواده آسمانی ام اهل بیت غیب الله، الله، الله، و این خیلی شرم آور است. بنابراین وقتی از امام رضا پرسیدند پست کیه و پستی چیه؟ فرمود: این هست که آدم یه چیزی داشته باشد که با آن چیز از خدا غافل بشود. یه چیزی. دستم نگاه کنید یه چیزی، یه چیزی یه چیزی در زندگیش باشد که آرمانها امام جهاد همه چیز از یادش برود. از چادر قهر کند برود. این خیلی مهم هست. از چادر برود. کجا میخواهی بروی، چیزی داری، معشوقی داری. خیلیها داشتند به امام حسین بهش گفت بیاید هم درجه من باشید گفتم نمیایم. آنهایی که میخواستن هم درجه امام حسین باشند خیلی محدود بودند، گفتند می خواهیم با تو باشیم. برای همین زیارت عاشورا ما را میسازد. «اسئل الله» اگر راست بگویم «ان یجعلنی معکم فی دنیا والاخره» آنی که میخواهد تا ابدیت آنجا باشد، با اینها باشد باید در دنیا باشد. اگر میخواهی روسفید برگردی، رو سفید چقدر در این روایت داریم خدایا من رو سفید بشوم، آبروم حفظ بشود پیش تو، پیش ملائکه الله، پیش خانواده آسمانی ام، سرم را بتوانم جلوی حضرت زهرا بلند کنم، سلام بتوانم جلوی حضرت زینب بلند کنم، سرم را بتوانم جلوی حضرت رباب بلند کنم. جلوی ابوالفضل جلوی علی اکبر جلوی علی اصغر بتوانم سرم را بلند کنم. اینها را ول کن، سرم را بتوانم جلوی این فلسطینیها بلند کنم. جلوی همین فلسطینیها که بردند، همه جوره پیروز شدند بتوانم سرم را بلند کنم. رو سفیدی خیلی خوبه. خدا رحمت کند سید حسن را، آخرین چیزی که نوشت، نوشت خدا رویتان را سفید کند. روسفید بشوید. آبروتان، رو سفیدی خیلی خوب است. رویسفید یعنی بتوانی ببینیش وقتی برگشتی، وقتی رفتی پیشش، درخشان خوشحال شاد بتوانی ببینیش. پیروز. ورزشکاران را دیدید وقتی می روند یه مسابقه جهانی سخت با یه حریف خیلی سخت، وقتی میبازن چقدر شرمنده برمیگردند می آیند. می گویند شرمنده ملت شدیم ولی وقتی پیروز شدند و برمیگردند دیدید چه شوق و ذوقی دارند در برگشتشان «تعرف فی وجوهم نضرة النعیم» یعنی این شادی نشاط پیروزی موفقیت که من قویترین حریفم را زدم زمین، شکست دادم، حالا برگشتم یه ملت را خوشحال کردم، مادر ما فاطمه زهرا آن طرف در برزخ منتظر می رود بچههاش پیروز می آیند! رو سفید می آیند! چقدر خوب هست ما دلداده اهل بیت باشیم، غیرت داشته باشیم، برایمان مهم است سالم وارد بشویم آنجا. خوشحال، سالم، پیروز، خلی لحظه قشنگ هست آن لحظهای که انسان دارد از اینجا می رود، ۱۴ تا انشالله اگر بیایند اگر کم نشوند، ۱۳ تا نشوند ۱۲ تا نشوند، ۱۱ تا نشوند یکیشان هم نیاید آدم خیلی بد است. یکی شان هم نباید. همه شان بیایند بعد تو به عنوان بچه هایشان پیروز خوشحال، سربلند، رو سفید سلام علیک میکنی با خانواده ات. من دنیا را سالم گذراندم آمدم پیش شما. مثل شهدای ما. شهدایمان. این آن حیات است.
چی میخواستم بگویم؟ «والادالله علی مرضات الله» یعنی تو بدون رضای امام زمانت محال است بتوانی عابد دهر باشد ، عابد دهر، هیچ وقت نمیتوانی بدون رضایت این آقا، امضای این آقا، خدا راضی بشود ازت. «والادلاءلله علی مرضات الله» یعنی برو دم این آقا را ببین و این راضی بشود از تو و بدون تنظیم سبک زندگیت و ارتباطت با این شخص، یه ارتباط عاشقانه یا آشتی خوب با بابات نمی شود درباره بابای زمینی و مادر زمینی پیغمبر چی فرمود؟ «رضی الله فی» بگویید «رضا والدین» خدا میخواهی ازت راضی باشد باید بابا مامانت امضا بکند زیر نامه عملت. پدر ومادر زمینی ولی این هم بدون امضای امام زمان فایده ندارد. «و الادلاء علی مرضات الله» خیلی مهم هست. عزیزان من عزیزان من عزیزان من روی این کلمه خیلی خیلی خیلی به توان خیلی حساس باشید. «رضی الله» «مرضات الله» فقط هم کی میفهمد این را؟ کسی یه دل داشته باشد. یه دل عاشق داشته باشد. بگوید برام خیلی مهم هست معشوقم ازم راضی باشد، خانواده آسمانی ام راضی باشد. من اصلا تحمل قهر حضرت زینب ندارم، تحمل بیمحلی اش را ندارم، حضرت رقیه اگر به ما محلی بکند، علی اکبر علی اصغر، اباالفضل، نرجس خاتون بگوید بچه من را چرا شما انقدر تنها گذاشتید! من چی بگویم؟ کجا رفتی؟ کجا بودی؟ چه جوری زندگی کردی. ما خیلی مهم هست. اگر کسی دل داشته باشد برایش مهم هست اینها راضی باشند ازش. شوهرش راضی باشد زنش راضی باشد نمیدانم جامعه راضی باشد. الان ما مسئولین ما بعضیهایشان انقدر دچار شرک جامعه هستند که حالا کاشی جامعه خودشان باشد. حداقل رضای جامعه خودشان را بخواهند، رضایت دشمن را میخواهند، رضایت غربیها را میخواهند، رضایت شیاطین را میخواهند؛ رضایت دشمنان کشورمان را میخواهند. آنها از ما راضی باشند.دیدید که چند روزه همه دنبال این آقای ترامپ ازشون راضی باشد. آقای ترامپ غصه نخورد. آقای ترامپ نگران نباشد یه موقعی از ما، یه موقعی جناب ایشان از ما ناراحت نباشد یه موقعی. ما همه جور تضمین میدهیم همه جور همکاری میکنیم ایشان اصلاً از ما یه موقعی ناراحت نباشد ناراضی نباشد؛ ولی بگو برای کشور خودت، رضایت ملت خودت، رضایت مردم خودت، مردم! ولش کن مردم، سرشون بزنیم ولی این همه راضی می شوند. چقدر فرقه چقدر فرق هست! چقدر فرق است! آره فرق میکند. خدا رحمت کند امام را، فرمود: اگر همه مردم یک طرف باشند رضای خدا یه طرف، من طرف رضای خدا می ایستم ولی همه مردم من را لعن کنند. همه مردم با ما خوب نباشند. رضای خدا. خدا کند ما دنبال این باشیم یه قلب اینجوری داشته باشیم. خدا ازمان راضی باشد.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.