شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه185 06/10/1403
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صل علی محمد و آل محمد و لعنت الله علی اعدائم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام امامزادگان واجب التظیمی که در جوارشان هستیم، شهدا و امام الشهدا و به محضر مقدس امام هادی علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
خب بحثمان در شرح زیارت جامعه کبیره اختصاص دارد به این فرمایش امام هادی علیه السلام «لاأ علی مرضات الله» قبلا همین نکته را عرض کردیم که ما هر کمالی را از کمالات اهل بیت علیهم السلام از زبان امام هادی علیه السلام میخواندیم، برای خود ما هم آن کمالات، کمال است. چون ما میخواهیم به مقام آنها برسیم ،به همان مقامی که خدا ما برایش آفریده. بنابراین وقتی که داریم مقامات آنها را می شناسیم، باید این رغبت و میل در ما و این نیاز در ما به وجود بیاید که ما هم میخواهیم مسیر را برویم، ما هم میخواهیم این کارها را انجام بدهیم و این نکته را خواهش میکنم همه توجه داشته باشند که قیمت آدمها به سطح نیازهایشان هست؛ یعنی آدمها را از چی میشود شناخت؟ از طبقه بندی نیازهایشان و آرزوهایشان. اگر افراد فهرستی تهیه کنند از نیازهایشان و آرزوهایشان قدر آنها قیمت آنها معلوم می شود. هر چقدر سطح نیازهای انسان و قیمت انسان متعالی باشد، قیمت این شخص هم متعالی هست؛ اما اگر سطح نیازهای انسان پست باشد، قیمت انسان هم به همین مقدار سقوط میکند. اینکه ما برای چی داریم زندگی میکنیم هدف زندگیمان چیه، حیات ما برای چی هست، میخواهیم به کجا برسیم، میخواهیم به چه شکلی بشویم، این خیلی مهم است. اگر در برنامه این نداشته باشیم، از صبح که از خواب بلند میشوید تا شب، سطح نیازهایت از حیوانات هم پایینتر است؛ یعنی ما از حیوانات بیشتر سقوط میکنیم. چون ما کمالات بالاتر و سطح نیازهای بالاتر را متعالیتری خداوند به ما داده. خداوند هم به ما نیازهای ارضی داده و هم نیازهای سماواتی و عرشی داده. بنابراین اگر کسی سطح نیازهاش اوج ندارد، از سطح زمین بالاتر نمیرود، قیمتش هم همان است. مرگش هم شبیه خودش هست و محشور شدنش هم با همان کمالاتی است که در زندگی دنبالش هست. پس این خیلی مهم است که من فکر بکنم که من الان برای چی دارم نفس میکشم، برای چی زنده هستم، به عشق کی، به انگیزه کی، دارم چیکار میکنم. هدفم از انتخاب همسر، شغل، بچهدار شدن، انتخاب رشته زندگی دنیایی چیه. این خیلی مهم است که من این را مشخص کنم و بعد اینکه دائماً اندازهگیری کنم که آیا من الان دارم به آن هدفی که برایش آفریده شدم و قیمت من هست، لیاقت من هست، شرافت من به آن بستگی دارد حیات انسانی به آن بستگی دارد، به آن هدف دارم میرسم یا نه! از پارسال از ۶ ماه پیش از یه ماه پیش آیا من در مدرسه ربوبی دارم درس میخوانم! آیا من در باشگاه خدا زیر نظر رب دارم تربیت میشوم یا نه! اینکه شما بیاید این را یاد بگیرید که اهل بیت اینجوری بودند، خوب هست. این معرفت نسبت به آنها عالی هست؛ ولی مهمتر این هست که این حس در وجود ما ایجاد بشود که ما میخواهیم شبیه خانواده آسمانی باشیم، ما میخواهیم شبیه خانواده آسمانیمان باشیم. اگر این احساس نیاز را نکنیم؛ یعنی یه جا مریضی وجود دارد یه بیماری یه آلودگی یه مانعی وجود دارد که این احساس نیاز هست در ما به وجود نمی آید. این تشنگی نیست، این له له زدن نیست. و این بسیار بسیار خطرناک است. که من حالا بحث مفصلش را انشالله در اردوی بسم الله الرحمن الرحیم مفصل اردوی دوم مان در بعد از ماه مبارک که در قم هست انشالله توضیح خواهم داد؛ ولی این خیلی مهم است. لذا وقتی میگویم «والعدالله علی مرضات الله» من باید فکر کنم که من در این وسط چه نقشی دارم. در اینکه موارد مورد نیاز مورد رضای خدا را به مردم چقدر دارم معرفی میکنم. چقدر سهم دارم در اینکه انسانها پسندیده خدا بشوند و از خشم خدا دور بشوند، به بهشت نزدیک بشوند و از جهنم دور بشوند. این مهم است. باید این احساس نیازه در من ایجاد شود. ائمه خیلی خوشحال می شوند و کسی هم در این احساس نیاز و نسبت به خوشحالی ائمه در وجودش نکند، باز مریض است. این همه آدمها دارند دنبال معشوقهای جمادی و گیاهی و حیوانشان میخواهند معشوق حیوانیشان را راضی کنند، نمیدانم باباش راضی شود، زنش راضی شود، نامزدش راضی شود، بچههایش راضی شوند، مردم ازش راضی باشند. اگر یه کسی سطح نیاز به کسب رضایتش در همین حد باشد، این شرک دارد. یه زندگی کوچولو دارد. تو باید انقدر اوج بگیری در سطح نیازهایت که دنبال این باشی که به عنوان یه نیاز دقت کنید اینکه من میخواهم خدا را راضی کنم. من میخواهم اهل بیت و خانواده آسمانی از من راضی باشند. وقتی که بزرگان در تراز انسانیت، معصومین، بزرگترین آرزوشان رضایت خداوند است، دعاهایشان را شما ببینید اگر فرصت شد میخوانم. شاید اگر ما قرار بود ادعیه اهل بیت علیهم السلام را در مورد همین یک موضوع برایتان بخوانیم یک سال بحث داشت که من هر هفته بیایم برای شما این فقط صحیفه را بخوانم. صحیفه پیغمبر صحیفه امیرالمومنین حضرت زهرا صحیفههای دیگر که اینها بزرگترین دعایشان این بوده خدایا تو از ما راضی باشی. رب، آیه قرآن است دیگر «رب لترضی» مربی من به به، ربم، من این کار را کردم که تو راضی بشوی. اگر کسی هوس بیفتد در دلش، اگر کسی این سطح نیاز بیفتد در دلش، اگر نیفتد نشان میدهد که وقتش و عمرش دارد تلف می شود، استعدادهایش دارند تلف می شوند. اگر کسی این هوس نیاید درو وجودش.
خب بگذریم. این نکته مهم است که فعلاً ما این معرفت را داشته باشیم که اهل بیت راهنمایان مردم به سوی رضای الهی هستند. این راهنمایی به سوی رضای الهی، همانطور که بارها عرض کردیم آن هفت تا تخصص را لازم دارد. چون این تخصص نباشند معلوم نیست کی، چی مورد رضای خداست و خیلی وقتها انسان دچار توهم می شود. فکر میکند کاری که دارد انجام میدهد، رضای خداست؛ در حالی که رضای خدا نیست. و رضای خدا به جز اینکه یک سلسله قواعد ریاضی و کلی دارد، یه سلسله قواعد شخصی هم دارد. قواعد کلی اش من برایتان بخوانم در قرآن؛ مثلاً چی؟ اطاعت از دستورات خداوند؛ شکر؛ استقامت در دین؛ اینها همه موجب رضایت خدا می شود. حج کردن، عشق به حج، رکوع، سجده جهاد و خیلی چیزهای دیگر که جز اعمال صالح هستند؛ اما خیلی وقتها در نگاه فردی یه چیزی را شما فکر میکنید مورد رضای خداست؛ در حالی که مورد خشم خداست. برای تو. برای تو. این تشخیص خیلی مهم است. برای تو این موجب خشم خداست. مثلاً شما یه کاری بکنید از وظایف خانوادگی دور بشوید: از بچه آوردن، کثرت بچه دور شوی/ قطعاً هرچی باشد مورد رضای خدا نیست. یه کار عملی، یه کار عبادی ممکن است برای یه نفر خوب باشد، برای یه نفر مورد رضای خدا نباشد. این تشخیصش خیلی مهم اس. که ما در مباحث شیطان مقدس و بحثهای دیگر اینها توضیح دادیم که من با چه ملاکی بفهمم الان خدا از من چی میخواهد! الان رضایت خدا در چیه! خیلی وقتها شیطان در بحث حملههای صور مقدس توضیح دادم که شیطان پیشنهاد مذهبی زیادی به ما میدهد. ما هم باور میکنیم فکر میکنیم خوب است. برویم این کار را انجام بدهیم. در حالی که امام زمان و خدا از تو توقع دیگری دارند. می خواهند تو یه کار دیگر بکنی درحالیکه تو سر خودت را مشغول کردی با یه چیز جی جی مقدسی، با یه صورت مقدسی و مورد رضای خدا هم نیست، مورد خشم خداست. مثل آن بنده خدا که نماز میخواند. این بچه یه خروس را گرفته بود دونه دونه بال این خروس را میکَند. خب خروس جیغ میزد، داد میزد. این می گفت من نمازم را بخوانم، بعد خروس دارد شکنجه میبیند آخر هم مرد این خروس. زمین دهن باز کرد این عابد را فرو برد. چون انقدر شعور ندارد بفهمد که رحمانیت در خطر است. من الان نمازم را دارم میخوانم که آدم باشم. این همه نماز خواندن و عبادت برای این است که من تبدیل بشوم به رحمان و رحیم. الان که موقع دفاع از یه مظلوم هست، ولو یه خروس، بگویم خب حالا من که مشغول عبادتم بودم. مثل خیلیها به امیرالمؤمنین میگفتند که ما نمیایم جهاد با تو، میرویم یه گوشه عبادت میکنیم. این فکر میکردیم عبادت که به امر شیطان دارد انجام می شود، برایش قرب می آورد؛ در حالی که نه همان عبادت دوری می آورد از معصوم و انسان به ته جهنم میرساند. همان نماز خواندن. همان حوزه بودن بی موقع، همان قرآن خواندن بی موقع، همان کارهای مقدس بی موقع که تو داری انجام میدهی. باید بفهمی که الان در وسط این بحبوهه همین الان آقا امام زمان چی میخواهد از تو، هی خودت را با یه شغلها و فعالیتهایی که هیچ نوع اولویتی ندارد یا اولویت چندم دارد، سر خودت را کلاه نگذاری که من الان دارم این همه خدمت داریم میکنیم، یه کاری میکنیم. این فوق العاده مهم است که تو بفهمی که من الان همین الان خدا از من چه جوری راضی هست. اینها کلیات را خوب دقت بکنید. معصوم به شما یاد میدهد که شما رضای خدا را چه جوری به دست بیاورید و ملاکهای رضای خدا را چگونه به دست بیارید. بسیار بسیار مهم است. خب یه صلوات ختم بفرمایید.
معنای رضای خدا یعنی چی؟ رضا یعنی انسان در صحنهای موقعی که برخورد میکند این احساس بهش دست بدهد از آن موضوع احساس خوبی داشته باشد، بپذیردش، قبولش بکند، می گویند این برای ازدواج راضی شد یا نبود! مثلاً علامت رضاش چیه؟ راضی هست ازدواج بکند یا نه؟ یعنی یه پذیرش باید باشد در این رضا. در مقابل سخط که خشم است، نمیخواهم، دوست ندارم. در مورد خداوند تبارک و تعالی باید دقت کنیم که خداوند ذات بینیاز است، محل احساسات قرار نمیگیرد. توجه بفرمایید. این رمز خوب دقت کنید. محل احساسات قرار نمیگیرد خداوند تبارک و تعالی. ببینید آقای امام صادق علیه السلام، یه آیهای داریم در قرآن آیه ۵۵ سوره زخرف. «فلما آصفونا انتقمنا منهم» قرآن میگوید چی؟ میگوید وقتی ما را به تأسف وا داشتند، خدا بگوید: آخ آخ آخ آخ اینجوری بگوید مثلاً. خدا هم دارد به خودش نسبت میدهد دیگر. خدا حالتهای بشری را به خودش نسبت میدهد. چون مربی هست. میخواهد ما را آن موقع برساند؛ مثل پدرو مادر موفق، پدرو مادر قوی که مثلاً بچگی میکند، بچهگانه حرف میزند بعد رفتارهای بچگانه دارد، بازی بچگانه میکند، این بچه باهاش بالا بیاید، رشد بکند. چهار دست و پا راه میرد که بچهها سوارش بشوند. کاری که امیرالمومنین علیه السلام با ایتام و بچهها میکرد. در خانه همیشه اینجوری راه میرفت بچهها سوارش بشوند. همان کاری که پیغمبر میکرد. پیغمبر در خانه که نه، بیرون خانه ام هم بچهها سوارش میشدند، ادای شتر را در می آورد، صدای شتر را در میآورد پیغمبر برای رشد بچهها. خدا هم حالتهای انسانی را به خودش نسبت میدهد، میگوید. چی؟ «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» کی به من خدا قرض میدهد! ببین چقدر عجیب هست که مربی به این بزرگی خدا که بینیاز مطلق هست، میاید به شما میگوید که اول نعمت را میدهد بهت، بعد میگوید خب حالا به من خدا قرض میدهی یا نه! خیلی حرف هست. اگر شعور داشته باشد، میفهمد این یعنی چی که آن رب العالمین دارد به تو ، خیلیها در جواب به خدا میگویند: نه ما نمیدهیم. سبک زندگیشان معلوم هست، خساستهایشان بخلهایشان، بداخلاقی هایشان، قرض نمیدهیم. نه. قرض نمی دهیم. خدا میگوید این که گفتم قرض بدهید، برای این گفتم که مالتان را چند برابر کنم. حاضرید با من قمار کنید یا نه! بده میخواهم مالت را چند برابر کنم، بده چند برابر برمیگردانم بهت. خیلی ها میترسند. حالا شما نگاه کنید این زنهایی که می آیند صف می ایستند طلاهایشان را بدهند برای دینشان، چقدر رشد دارند. چقدر رشد دارد، صف بایستی که بروی طلاهایت بدهی آنجا برای امام زمانت، برای دینت، با چه اعتمادی به خدا، تازه در دلشان هم آنها از این هم بالاترند، در دلشان هم این نیست که مثلاً خدا برمیگرداند حتماً قول داده در این دنیا بهمان برمیگردد . اصلاً نمیخواهند .فقط برای رضای خدا، خدا ازم راضی باشد، اهل بیت راضی باشد یا چی؟ «انتصرالله ینصرکم» خدا نصرت میخواهد چیکار! خدا قوی علی الاطلاق هست، کسی یا قدرتی در مقابل خدا وجود ندارد که بخواهد خدا را مزاحم خدا بشود؛ ولی خدا چون جهان را به شکل انسانها را برایشان اختیار قرار داده، خب در اختیار دعوا هم ایجاد می شود. بین اولیا خدا ، دشمنانشان، طاغوتها والا خدا که ضعیف نیست که «ان الله قوی/ لقوی عزیز» نفوذناپذیر است، شکست ناپذیر هست. خدا شکست ندارد ولی خدا چیه؟ چند بار در قرآن میگوید بیاید به من کمک کنید. این من کیه ؟ قرض بده به من کیه؟ مصداق من را باید بشناسید. دقت کنید. حالا میگوید چی؟ «فَلَمَّا آسَفُونا» من را به تاسف، ما را به تاسف وا داشتند، این ما خیلی مهم است، ضمیر ما در قرآن. بارها این را توضیح دادم. وقتی میگوید ما؛ یعنی من خدا و اهل بیت علیهم السلام و عواملم. من خدا و واسطهها. ماها را متاسف کردند. خب چی؟ «انْتَقَمْنا مِنْهُمْ» ما هم از آنها انتقام گرفتیم. حالا ببینید امام صادق چی میفرماید «إنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَأْسَفُ كَأَسَفِنَا» خدا مثل تاسف ما اسف نمیخورد که. خدا این جوری نیست که بگوی: آخ آخ چی شد! خدا ببین، وای وای وای. مثل ما نیست بنشیند تاسف بخورد که. کسی دستش به آن نمیرسد، به آن ذات مطلق نمی رسد که متاسفش کند. خود خدا این بساط را راه انداخته خودش که متاسف نمی شود. پس اگر میگوید ما متاسف شدیم کی را دارد میگوید؟ اولیا خودش را دارد میگوید، فرشتهها را میگوید دوستانش را میگوید. ببینید میفرماید که «و لکن خلق اولیا نفسه» خداوند تبارک و تعالی برای خودش دوستانی آفریده یعنی انبیا یعنی چهارده معصوم که «یاسفون» آنها تعصب میکنند «و یرضون» و راضی هم می شوند. در آنها این احساسات هست. در پیغمبر هست در اهل بیت هست. آنها هم تاسف میخورند هم چی اند؟ احساس رضا دارند. «وهم مخلوقون» در حالی که مخلوق خدا هستند «مدبرون» مخلوقینی هستند که تحت مدیریت و تدبیر خود خدا قرار دارند، تربیت شده خود خدا هستند، انسان های کاملند، خلیفه الله هستند. «فَجَعَلَ رِضَاهُمْ رِضَا نَفْسِهِ وَ سَخَطَهُمْ سَخَطَ نَفْسِهِ» خداوند رضای آنها را برای خودش رضای خودش قرار داده. سخط آنها را سخط خودش قرار داده. کمااینکه در مورد مادرمان حضرت زهرا چی میفرماید؟ یادتان هست «إنّ اللّه َ لَيَغضَبُ لِغَضَبِ فاطمةَ و يَرضى لِرِضاها» خیلی حرف بلند است. ببینید، میگوید خدا با غضب فاطمه غضب میکند، با رضای فاطمه راضی است. این برای هر کسی اتفاق نمی افتد. این فقط برای اولیایی اتفاق می افتد که ذوب در خدا هستند، ذوب در رضای خدا هستند. اذیتش بکنی، من را اذیت کردی؛ اگر او راضی بشود من راضی میشوم. کمااینکه درباره رابطه پدر ومادر و فرزند چی میگوید؟ «رِضی اللّه ِ في رِضا الوالِدِین» می گوید آقا شهید هم بشوی، بابا و ننه ات راضی نباشند، می برمت جهنم. حواست باشد. راضی باید کنی پدر ومادرت را. نه به این معنا که پدر ومادر کافر را راضی کنی یا پدر ومادری که نمیگذارند تو جبهه بروی، راضی کنی. منظور این نیست. منظور این هست که اخلاقت باید راضی باشد، رضایت بخش باشد. ظلمی به آنها نکنی، ستمی به آنها نکنی، یه مردی که عرضه ندارد زن و بچه اش را راضی نگه دارد یا یه زنی که عرضه ندارد شوهرش را راضی نگه دارد، این از رحمت خدا دور می شود، از رحمت خدا دور می شود. دل خودش را خوش بکند به کارهای مذهبی که دارد انجام میدهد یا برای نمیدانم کارهای دیگر. خدا میگوید باید راضی باشند. به شرطی این که رضای آن خانواده هم با رضای خدا تطبیق بکند. اگر تطبیق نکند نه. یه پسری نامه نوشته بود به حضرت امام سلام الله علیه گفته با بابام نمیگذارد من در خانه نماز بخوانم. گفته که راضی نیستم در خانه من نماز بخوانی، وضو بگیری. امام نوشته بسمه تعالی غلط کرده است، نمازت را بخوان. آن حریم حریمی نیست که آن دخالت بکند. حریم خداست حریم واجبات هست، نمیدانم فلانی راضی نیست، بابام راضی نیست، شوهرم راضی نیست زنم راضی نیست، خیلی آدم ها می خواهند اینها را راضی کنند، بعد خدا را به خشم بیاورند. نه. اگر خدا راضی هست. پس و واجبات الهی، دیگر لازم نیست کسی. یک موقع هست مستحبات است، مستحباتت نه، مستحباتت را کنار بگذار، کسی را اذیت نکن، دیگران باید راضی بشوند؛ ولی آن هم واجب الهی هست. خب این هم یه نکته. حضرت دارد به ما بگوید که مفهوم رضا چه جوری هست که ما بفهمیم خدا مثل ماها احساساتی می شود یا مثلاً خشم میکند ، می گوید نه. من مخلوقهایی، من اولیای آفریدم خلفایی را آفریدم که رضای آن را عین رضایت من هست، خشم آن هم عین خشم من هست و چون خدا، رب است، آن احساسات آنها را به خودش نسبت میدهد. کمااینکه به یکی از انبیا فرمود چی؟ چرا نیامدی ملاقات من وقتی مریض بودم؟ خد کها مریض نمی شود که «هو انت و هو الله» اینجا معنا پیدا میکند. خدا میگوید من مریض بودم چرا نیامده عیادتم؟ پیامبر میگوید که خدایا تو مگر مریض میشوی؟ کی مریض بودی؟ میگوید بنده ام، فلان بنده مومنم مریض بود به عیادتش نرفتی، عیادت من نیامدی. برای همین هم شادی بندگانش را شادی خودش میداند، غم بندگانش هم غم خودش میداند. در روایت داریم اگر کسی یه مسلمانی را یا یه مومنی را شاد بکند، میفرماید که «فبالله بدأ» اول خدا را شاد کرده و «بنبی ثنه» دوم پیغمبر را شاد کرده و «بنا ثلث» به ما اهل بیت، ما را شاد کرده، چهارم آن بنده خدا را شاد کرده. دقت کنید. خدا کجای احساسات و عشق آدمها قرار دارد؟ میگوید تو اگر یه بنده من را شاد بکنی، یه بنده ام را شاد بکنی، من خدا، پیامبر و اهل بیت را شاد کردی ، بعد تازه آن را شاد کردی. حالا شما تصور کن یه مردی که یا یه زنی که دائماً خانواده خودش را آزار میدهد و اذیت میکند. ببینید چقدر خدا خشم میگیرد به این آدم. چقدر خدا خشم می گیرد. طرف شهید شده در رکاب پیغمبر تا قبر می گذارند، پیامبر فرمود: فشار قبر دارد. یا رسول الله چرا؟ «انه کان فی خلقه مع اهله سوأ» بداخلاق بود در خانه، نسبت به خانوادش بداخلاقی میکرد، فشار قبر می آورد. هر یه نقی غری اعتراضی سرزنشی حرف مفتی، خدا نکند حالا به کارهای خشونت و اینها بیاید، آن وقت خدا میزند آدم را. خدا می زند آدم را. بدجوری می زند. هرچی بکنی، ذخیره می شود برایت. تو داری خدا را میزنی حواست باشد. داری به خدا فحش میدهی، داری به خدا، خدا را داری تحقیر میکنی، حواست باشد «هو الله» یعنی «المؤمنُ أعظمُ حُرمَةً مِن الكعبةِ» یادت باشد زنت مومن هست، بچههایت مومن اند حرمتشان از کعبه بالاتر است. تحقیرشان کنی، فحش بهشان بدهی، بی ادبی بکنی، داری به کعبه و خدا میکنی. فهم مان را خوب دقت کنید. درست بکنیم اول. در زندگیمان، اول فهم مان را درست بکنیم.
خب در بحث شادی مفصل توضیح دادم. بروید همین بحثهایی که الان کرج داریم، بحث شادی هست دیگر، در کانال هم هست. الان موضوع بحثمان الان همین هست که انسانی که یه کسی را شاد میکند، چه تاثیراتی در این نظام خلقت میگذارد و انسانی که یه کسی را غمگین میکند، چه تاثیراتی دارد.
خب «لِأَنَّهُ جَعَلَهُمُ الدُّعَاةَ إِلَيْهِ» خداوند آنها را دایی به سوی خودش قرار داده؛ یعنی اینها چون خلیفه الله اند، مظهر خدا هستند ذوب در خدا هستند، اینها دعوت کننده مردم به سوی خدا هستند « وَ الْأَدِلَّاءَ عَلَيْهِ» و راهنمایان به سوی خدا هستند؛ بعد میفرماید: «فَلِذَلِكَ صَارُوا كَذَلِكَ» برای همین هم به این مقام رسیدند .چون این هستند، رضایتشان رضایت خداست، خشمشان، خشم خداست. یک صلوات ختم بفرمایید.
سوره فتح آیه ۱۰ «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ» آنهایی که با تو بیعت کردند با خدا بیعت کردند. دقت کنید. آنهایی که با تو بیعت کردند؛ یعنی با خدا بیعت کردند و آنهایی که بیعت را با تو شکستند، با کی شکستند؟ با خدا. ۱۲۰ هزار نفری که غدیر آمدن با پیغمبر و امیرالمومنین بیعت کردند بعد از رحلت پیغمبر، همه را زدند زیرش، گفتند اصلاً ما یادمان نمی آید. خوب دقت کنید ۴۰ شب امیرالمؤمنین حضرت زهرا را سوار یه قاطر میکرد، دست حسنین را میگرفت، میرفت در خانه تک تک این کسانی که بیعت کرده بودند را زد، گفت: مگر شما با من قرارداد نبستید، مگر شما با من بیعت نکردید! کی؟ اصلاً یادمان نیست ما. سایر خصوصیتها هم همینطور. خدا وقتی به خودش این چیزها را به خودش نسبت میدهد؛ در واقع دارد برای کی صحبت میکند؟ اولیای خودش را میگوید، اهل بیت را دارد علیهم السلام را میگوید. پس به اینها کاملاً توجه بکنیم. در میان نعمتهای خدا، بالاتر از رضا ما نداریم. برای همین در بحث بهشت -همین چند ماه پیش اینجا مفصل عرض کردیم چند جلسه؛ چون من این را گفتم کارگاه رضا هم که ما قبلاً برقرار کردیم، عزیزانی که برایشان این مسئله مهم است حتماً به بحث رضا مراجعه کنند و کار کنند این بخش را روی خودشان. چون ما عرضه نداشته باشیم آسمان را راضی نگه داریم و خانواده آسمان را فقط به درد جهنم میخوریم. همین، همین. کسی که این شرک را دارد که مردم را راضی کند ولی خدا را نه. کمااینکه الان در مسئولین ما هم یه موقعهایی اتفاق می افتد. برای راضی نگه داشتن مردم، خدا را به خشم می آورند. احکام الهی را زیر پا میگذارند، اجرا نمیکنند، قوانینی را که باید اجراش بکنند، اجرا نمیکنند، وظایفی را که برایش قسم خوردند، تعهد دادند که اجرا بکنند، اجرا نمیکنند. به خاطر اینکه میخواهند هوای نفس خودشان را راضی کنند یا بقیه مردم را راضی بکنند و به رضای خدا توجهی ندارند. چاپلوسی میکنند از دیگران که بهشون رأی بدهند و آنها راضی نگه دارند؛ ولی حواسشان نیست که رضای خدا در این نیست. آقا فرمود: بعضی از کاندیدها چاپلوسی زنها را میکنند. هی حرف از حقوق زنها و اینها آزادی بهتون می دهیم، چنین و چنان، بیاید به ما رأی بدهید. من اگر بشوم دیگر حجاب اجباری نیست، اگر بشود اینجوری، هی میخواهد احکام الهی را بردارد، میخواهد با خشم خدا رأی بیاورد، به مقام برسد. خدا رحمت کند شهید رئیسی را، خدا رحمتش کند یک شخصیت ناشناخته و با عظمت بود ایشان. ایشان یه موقعی بهش گفتند که قبل از انتخابات یه کاری میخواست انجام بدهد، در مقامی که بود، قرار هم بود خب رئیسجمهور بشود. بهش گفتند آقا اگر این کار را کنی، رأیت میریزد. ببینید. نکن، الان وقتش نیست این کار را کنی، وقت این کار نیست، الان این کار را کنی خیلیها زده می شوند. ایشان فرمود: مصالح ملت در این هست یا نه! گفتند: بله. گفت: اصلا رأی مهم نیست، انجامش بدهید. مردم به نفع مردم هست یا نه! گفتند بله. گفت: انجام بدهید. البته در همین دولت ایشان هم مردهایی بودند. من هم علیه دولت ایشان هم حرف زدم. الان هم خیلی از کسانی که خیلی لجشان گرفته از اینکه ما چرا در آن موقع انتخابات موضع گیری آنچنانی کردیم، برای اینکه کینهشان را خالی کنند و خیلی چیزهای دیگر، سخنرانی بنده را می گذارند در این شبکههای مجازی که ایشان گفته که چرا دولت دولت، قوه قضاییه، مجلس دچار این شرک هستند که برای رضای مردم از قانون حجاب میگذرند و زیر پا میگذارند و اجراش نمیکنند! هنوز هم دارم همین را میگویم. من در همین دولت آقای رئیسی به بعضی از دولتمردان، توضیحش هم بدهم، بد نیست. گفتیم بهشون. گفتیم آقا شما وظیفهتان هست حجاب را اجرا بکنید، قانون حجاب، چرا نمیکنید؟ چرا سفت نمیگیرید؟ این قانون در تمام دولتها هست. گفتند اولویت مان نیست. خب این شرک هست دیگر، گناه است دیگر. مگر این گناه نیست؟ بعد آوردند گفتند که نگاه کنید آقای شجاعی در یک جا تعریف کرده از آقای قبل از انتخاب رئیسی، قبل از شهادتش به او گفته شما مشرک اید همه تان و بعدش هم بعد از شهادت تعریف کرده. من بحثم همان موقع با شهید رئیسی نبود. من با دولتمردانی بود که در دولت آقای رئیسی، مسئولینی داشتیم که در آن دولت، وقتی میگویم دولتمردان، دولت فقط شخص رئیس جمهور نیست که، که این شرک را داشتند، به آنها هم این انتقاد وارد است. ما که قرار نیست که دنبال رضایت کسی باشیم که، ما باید حرفی که خدا راضی هست را باید بزنیم. ولی خب چرا بعضی ها متاسفانه افراد کم ظرفیت و بیبصیرت و عقدهای اینجور حرفها ا میگیرند، باهاش یه چیزی درست میکنند و سمبل میکنند و هی در این شبکهها پخش میکنند. حدود شرک و توحید، حدود اینکه یه کسی دنبال رضای خداست یا رضای مردمی که مقابل خداست، کاملا مشخص است. آنهایی که این کارها را میکنند، خودشان را به نفهمی میزنند. نفهم هایی هستند که واقعا می خواهند تغافل کنند؛ وگرنه مشخص هست که منظور ما چی هست. منظور ما چیه؟
خب ««أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ» سوال خداست عزیزان. خوب دقت کنید خدا دارد یه سوال از ما میکند. حواسمان هست یا نه! از همه مان دارد سوال میکند.
سوره آل عمران آیه ۱۶۲ «أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» آیا کسی که دنبال رضایت خداست مثل کسی است که دنبال فروش رضایت و خریدن سخط خداست! خشم خداست! با هم یکی هستند دو تا آدم! در زندگی، در همه کار در همه شئون زندگی. در انتخاب رشته انتخاب شغل انتخاب دوست انتخاب همسر انتخاب سبک زندگی، انتخاب پوشش و انتخابهای دیگر. می گوید: خدا ازم راضی باشد. یک خانم آمریکایی چند وقت پیش، از این بازیگران بود. من فیلمش را دیدم، جوانی هم بود بهش گفتند شما الان حجاب هست، خیلی مسخره است که حجاب دار شدی، مسلمان شدی، حجابدار شدی. فیلم شما فیلمهای بیحجاب شما همه در اینترنت هست. همه هم دارند میبینند. این یعنی چی! خودت اصلاً فکر میکنی اصلاً این یعنی چی! ناراحت نیستی الان خودت را محدود کردی! یه جواب داد، کاشکی همه بفهمند جواب ایشان را. ایشان گفت: مهم این هست که من میخواهم کی را راضی کنم. من میخواهم خدا را راضی کنم از خودم. اهمیت نمیدهم کل این ملت آمریکا بیایند من را مسخره بکنند و تحقیر بکنند. چرا؟ چون که من حجابدار شدم. من رضای خدا را میخواهم، برایم مهم است، برای من این را مهم است. پس در سبک زندگی باید خیلی حواسمان باشد رضای خدا. خدا میگوید اگر یه کسی که «أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ» دنبال رضایت خداست، تبعیت میکند و آن را میخواهد « كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» جایش جهنم است و جهنم بد جایی هم هست، بد جایگاهی هست. بد شدنی هم هست. «وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» هیچی مثل رضوان و رضایت الهی نیست. چون یه بحثش یه مقدار کار میبرد، من در بحث بهشت توضیح دادم مفصل که خداوند در قرآن میگوید، به بهشتیان میگوید هیچی بالاتر از رضایت من نیست. راجع به آن بعد انشالله صحبت خواهیم کرد.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.