شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 181 01/09/1403
بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه درباره این فقره است «عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ»؛ سلام بر داعیان به سوی خداوند.
وقتی درباره فضائل اهل بیت میخوانید، در واقع قیمت خود شماست. فکر نکنید که شما کس دیگری هستید، آنها هم کس دیگر که این فضایل را دارند. باید دقت کنید که اهل بیت حقیقت و اصل و نسب ما هستند. ما فرزندان و از خاندان آنها هستیم. بنابراین آن شرافتهایی که ما برای آنها در جامعه کبیره میخوانیم، درواقع شرافت خاندان ماست. شرافت اصل و نسب ماست. باید توجه داشته باشیم که ما هم بتوانیم. چون هدف خلقت ما در این دنیا این است که تشبه به ربمان پیدا کنیم و خلیفه الله شویم و اساساً این ۱۴ معصوم الگوهای زندگی ما هستند. پس اگر راجع به این مقام صحبت میکنیم که آنها دعوت کنندگان به سوی خدا هستند، در هر مقامی و در هر فقرهای ما باید سوال بکنیم که من چی هستم؟ من نسبت به این خصوصیت خاندانم کجا قرار دارم؟ من به نسبت به این مقام و شأنی که آنها داشتند و ایستادند تا شهید شدند، من چه طور هستم!
الان میخواهم راجع به یکی از مقامات بسیار برجسته در مورد اهل بیت سخن بگویم که خود معصومین برای ما این مقام را خواستند و خودمان هم باید این مقام را برای خودمان بخواهیم.
«الدُّعَاةِ» جمع داعی به معنای دعوت کننده است. «الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ» یعنی به سوی الله دعوت میکنید. فهم این مسئله خیلی مهم است. گاهی میگوییم: به سوی رب دعوت میکنیم یا به سوی رحمان، رحیم، جواد و کریم دعوت می کنیم اما در اینجا اسم اعظم می آورد؛ یعنی اسم جامع را آورده، الله یعنی هستی بینهایت، کمال بینهایت. معصوم ما را به اوج دعوت می کند. وقتی الله می گوید، شما باید همه اش هستی بینهایت و کمال بینهایت به ذهنتان بیاید. بنابراین وقتی شما را دعوت می کند به سمت بینهایت یعنی مقام شما این است. شما باید این مسیر بینهایت را بروید. برای همین هم در قرآن ۸۰ بار می گوید شما بینهایتید، جاودانه هستید، مرگی ندارید. عمرتان به اندازه عمر خداست. انتهای برای شما وجود ندارد.
در تحقیق داریم دعوت یعنی دعوت و عبارت است از طلب چیزی یا طلب شخصی، برای اینکه به آن توجه شود. معرفی کردنش یا رغبت بشود به آن یا به سوی آن حرکت کنیم. دعوت برای چیزی یعنی چیزی را اینگونه قرارش بدهیم. اولین دائی خود خداست؛ یعنی قبل از اینکه ما بخواهیم راجع به مقام اهل بیت صحبت کنیم که آنها ما را بهسوی الله دعوت میکنند، باید بفهمیم که اولین دائی خداست. چون اهل بیت واسطه هستند، از طرف کسی آمدند و ما را دعوت میکنند. پس دعوت کننده اصلی خداست. در آن تشرف و مقام است. ما دعوت شدیم؛ یعنی
حتی در مراسم پست دنیایی میگویند ما دعوت شدیم. دعوتنامه دادند. در اینجا دعوت به سوی الله است و اول خود خدا انجامش میدهد. انبیا و ائمه را هم که می گذارد یعنی من دعوت میکنم به وسیله انبیا به وسیله ائمه؛ اما مهمترین دعوت خدا در نفس صورت میگیرد. اولین پیامک و نامهای که خدا میدهد در نفس شماست. آنکه معرفت نفس دارد میفهمد خدا یک) در من روح خودش را دمیده. پس این دعوت است و با دمش این روح من را به سمت بینهایت دعوت میکند؛ یعنی من کشش دائم به سمت کمال بینهایت دارم. این همان مفهومی است که حضرت امام سلاماللهعلیه فرمود: رئیسجمهور آمریکا هم عاشق خداست؛ یعنی خدا او را هم دعوت میکند. کما اینکه خدا دو پیامبر بزرگش را حضرت موسی و هارون را برای فرعون فرستاد: « لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا» با او نرم صحبت کنید، دعوتش کنید. حالا بعضیها این دعوت را اجابت میکنند، بعضیها اجابت نمیکنند. این مسئله، مسئله بسیار مهم است.
لازم است در آن فکر شود که بالاخره این دعوت را اجابت کردیم یا نه! خدا برای همه ما پیام عاشقانه فرستاده. آن پیام عاشقانه نفس خودت است. نفسِ عاشق خودت هست. آن را برای خودت ایجاد کرده. می گوید: «نفخت فیه من روحی» از روح خودم در تو دمیدم که تو عاشق من باشی، تو کمتر از من سیر نشوی، کمتر از من را نخواهی، غیر از من را نخواهی، بعد این همه پیغمبر فرستاده برای یه پیام در قرآن دائما پیام اینها را تکرار می کند. نام ۲۵ پیغمبر در قرآن آمده. پیام همه آنها «لا اله الا هو» «لا اله الا الله» بود تا مردم حواستان باشد شما معشوقی غیر از بینهایت ندارید. شما با غیر بینهایت سیر نمیشوید. انسان نباید حماقت و جهالت به خرج ندهد و خودش را با غیر بینهایت مشغول نکند. چون سیر نمیشود.
این که پیغمبر فرمود: «كُلُّ أَحَدٍ يَمُوتُ عَطْشَانَ إِلاَّ ذَاكِرَ اَللَّهِ» همه آدمها تشنه و ناکام از دنیا میروند بدون استثنا. آیا میخواهیم جز آنها باشیم یا نه؟ آیا می خواهیم حسرت خورده وارد برزخ شویم! برزخی که دیگر فرصت برگشت به دنیا نداری، ابدیت سر راهت هست بعد میفهمی که اصلاً تو اهل اجابت نبودی و میفهمی که خدایت قلابی بوده. به بیان دیگر، انسان وارد برزخ میشود، میفهمد که اصلاً این خدایی که اینجا حاکمیت دارد، نمیشناخته، یه خدای قلابی، من درآوردی و دروغ بوده. این خیلی وحشتناک است آدم در برزخ به این برسد که دیگر برنمیگردد. تمام عمرش سرکار بوده اما ابدیتش را باخته، جاودانگی را از دست داده. این برای انسان خیلی حسرت دارد که انسان در برزخ متوجه بشود دعوت خدا را اجابت نکرده، اصلا او را نشناخته.
دومین پیام عاشقانه خدا قرآن است. چنانکه فرمود: «تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» با رحمت و رحیمیتم قرآن را تنظیم و برایتان فرستادم. پیامبرانم را با رحمت و رحمانیت فرستادم تا شما را دعوت کند. دینم، دین رحمت است. پیامهای عاشقانه خداست که فردا ما بفهمیم با این پیامهای عاشقانه چه جنایت ها کردیم، چقدر خشن، چقدر بیرحم برخورد کردیم.
در حدیث قدسی داریم که خدا می فرماید: من با تو جوری برخورد کردم که انگار من خدا در کل این دستگاه خلقتم فقط تو را دارم.
دو پیغمبر برای فرعون میفرستد که او را راضی کنند. انگار همین فرعون بنده اش است. ما در برخورد با آدمها، کینهای و زنانه مردانه برخورد میکنیم یعنی حیوانی. حواسمان نیست که دیگران آدم هستند. کسی که به گذشته فکر می کند یا کینه دارد، آدمی نیست که بخواهد شبیه الله شود.
یکی دیگر از پیامهای عاشقانه ای که خدا برای بنده اش فرستاده: «وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ» خدا همه شما را دعوت میکند به خانه سلامتی. آنجا که بیایید، سلامتی کامل و جاودانه است. از هر چیزی که منفی در امان هستید و سالمید. دنیا دار بلاء است. از هر چیزی که خوشت می آید، به هر چیزی که نزدیک بشوی، هزار تا بلا سرت می آید. بچه ات هست، همسرت، فرزندت، مال، محبوبیت، عزت هر چیزی دردسر دارد ولی آنجا دارالسلام است یعنی خانه سلامتی. خدا ما را دعوت میکند به به خانه سلامتی: «وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ» پس سالم زندگی کنید تا سالم بروید. اگر اینجا سالم زندگی نکنید آنجا هم سالم نخواهید بود. چون در رحم هر کاری کنید، تولدتان هم همان شکلی خواهید بود. پس مواظب باشید در رحم مادر سالم باشید که سالم وارد بشوید.
در آیه بعدی، خدا اول مقام دعوت کنندگی خودش را میدهد بعد شما به مقام خانواده خودتان می آیید. دعوت کننده به سوی خدا آنها هستند. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ» ای کسانی که ایمان آوردید اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را به چیزی دعوت میکنند که آن چیز به شما حیات میدهد. آنها که اجابت نمیکنند حیات دارند. کافران، مشرکین منافقین حیوانات همه حیات دارند. اما این حیاتی که من شما را دعوت میکنم به آن، اسمش حیات طیبه است، فقط مخصوص آدمهاست. شما به اندازه اطاعتتان و اجابت دعوت، حیات پیدا میکنید.. این امر ریاضی است. گفتیم هر چیزی قدری و قضا دارد. کل نظام خلقت ریاضی آفریده شده یعنی براساس قدر و قضا. پس اگر شما قدر اجابت را انتخاب کردید، قضای حیات گیرتان می آید؛ اما آنجایی که شاخ و شونه میکشید، لجبازی میکنید، زیر بار نمیروی از آن حیات محروم اید؛ یعنی آن قضا گیرتان نمی آید. مثل کسی که باشگاه می رود، با انتخاب قدر اطاعت از مربی، روز به روز شبیه مربیاش میشود. در باشگاه خدا هم اگر قدر اطاعت را قبول کنید یعنی بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلتان را با خدا تنظیم کنید، هرچی خدا گفته، گوش کنید؛ حیات پیدا می کنید. آدمهای غیر مومن، بیدین و فاسق این حیات را ندارند. چون اجابتی ندارند. به بیان دیگر، اگر قدر اجابت را قبول کردید، قضای شباهت گیرتان می آید. پس اجابت حیات میدهد یا اصطلاح دوم که شباهت میدهد. همانطور که حضرت فرمود: «اَلْعُبُودِيَّةُ جَوْهَرٌ كُنْهُهَا اَلرُّبُوبِيَّةُ» بندگی جوهری است که باطنش مربی شدن هست؛ یعنی شبیه مربی شدن، خود مربی میشوی. این بندگیست. حالا آنهایی که در خانه، زندگی، شهر داری، همسر داری، کارهای اقتصادی، خمس، زکات، حج، جهاد رفتن، امر معروف، نهی از منکر، اخلاق، بچه داری لجبازی میکنند، فقط خودشان مهم اند، شبیه نمیشوند. پس ملاک شباهت هست، ملاک اجابت هست، ملاک اطاعت هست. نه اینکه خودم چی فکر میکنم، خودم چی میخواهم. هر چقدر اجابت میکنی شبیه مربیات میشوی. نگو من چرا الان ۱۰ ساله کلاس میروم، ساخته نشدم. امام صادق ۴۰۰۰ شاگرد دارد اما خودش می فرماید : ۱۷ نفر یار ندارند. بعضیها سالها پای درس میروند، فقط می شنوند، شدنی در کار نیست.
اگر کسی دل داشته باشد، بشنود، تکانی میخورد. خدا ما را به حیات جدیدی دعوتتان میکند. این حیات، حیات فرشتهای نیست حتی؛ فوق حیات فرشتههاست. بهشت هم نیست، حتی بالاتر از بهشت.
در سوره ابراهیم آیه ۴۴ می فرماید: « فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا» آنهایی که به خودشان ظلم کردند، اهل اجابت نبودند، چه اتفاقی میفتد؟ می گویند: «ربنا» میفهمند که االه، ربشان بوده و اینها از او اطاعتی نکردند. «رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ» خدایا برمانگردان زمین، چند دقیقه ای برگردیم. گفتم بهشتیان حسرت ۵ دقیقه وقت شما را میخورند؛ یعنی حسرت دارند که شب جمعه ای حرم بیایند، زیارتی کنند، نمازی بخوانند، صلواتی بفرستند، استغفاری کنند، قرآنی بخوانند. درحالیکه این برگشت محال است.
« یا ایها النبی» الان ما عظمت پیغمبر را نمیفهمیم. آدمهایی که برزخ میروند در قیامت دادشان در میاید ای وای ما او را از دست دادیم. در روز قیامت مقام شفاعت پیغمبر مشخص می شود و ظالمین دستانشان را گاز میگیرند و می گویند: «يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا» ای کاش ما با او رفاقتی داشتیم. ای کاش ما با او دوستی داشتیم. پیغمبر ما را دعوت می کند و می گوید می خواهید همسایه من بشوید یا نه؟ خوش اخلاق ترین شما همسایه من در روز قیامت است. زمخت و درشت نباشد، زورگو و قلدر نباشد، خاردار نباشد، سخت نباشد. « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا» ما تو را فرستادیم، شاهد اعمال بندگان تا قیامت و بشارت دهنده و ترساننده و تو را فرستادیم که همه را به سوی خدا دعوت کنی. «وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا» دعوت کننده با اجازه من؛ یعنی من اجازه دادم تو دعوت کنی. پیغمبر اجازه داشته که مستقیم دعوت کند چراغ روشنی بخش بوده.
«قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ»؛ بگو این راه من است که شما را دعوت میکنم به سوی خدا، بهسوی بینهایت دعوتتان میکنم. سعی کنیم غیر عادت بفهمیم، نگاهش کنیم و بخوانیم.
حالا درباره اهل بیت که می خوانیم: «و دعاة الی الله» شما دعوت کنندههای مردم به سوی خدا هستید یا در جای دیگر هم داریم «الی الله تدعون وَ عَلَيْهِ تَدُلُّونَ» شما به سوی خدا دعوت میکنید و راهنمایی و دلالتتان به سوی خداست. به سوی او راهنمایی می کنید یا در جای دیگر می خوانیم: «دعوتم الی سبیله بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ » شما دعوت کردید به راه خدا با حکمت و موعظه نیکو.
حالا سراغ خودمان برویم. چیزی که میخواهم به شما بگویم خیلی مهم است. خدا ما را دعوت کرده که شما هم بیاید مثل من دعوت کنید. دعوت وظیفه عمومی است. « وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» توصیه به حق توصیه به صبر؛ یعنی دعوت کنیم مردم را به حق و دعوت کنیم مردم را به صبر.
اولین نکته که خیلی مهم است. اینکه ما باید شیوه تخصصی دعوت را از خود متخصصین معصوم یاد بگیریم. قرآن هم میگوید «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ». هرجا لازم است با حکمت و موعظه و جدل دعوت کنید. خدا این مقام به این باعظمتی را به ما پیشنهاد می دهد. اگر این دعوت را داشته باشیم اثرش این است که خودمان از شئون ربوبی میشویم. از یه نفر بودن درمیایی. چون دعوت میکنی. به تعداد کسانی که سرمایه گذاری میکنی و زحمت دعوتشان میکشی، تا قیامت مال تو هستند و در نامه عمل تو ثبت می شوند. لذا در روز قیامت، میگویند اینهایی که هدایت کردی برو شفاعت کن. چون در دنیا شفاعت کرده. دعوت هم یعنی شفاعت. در قیامت هم می تواند شفاعت کند.
در این شبکههای مجازی پر از شفاعت است. با پیامهایی که ارسال میکنید، جهادی که میکنید، همه شفاعت است. حالا خدا می گوید مقام خودش را گفت، مقام پیغمبرم گفت، اهل بیت هم مشخص است. « وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ» کی حرفش قشنگتر از کسی است که دعوت می کند مردم را به سوی خدا! کسی از بین دعوتهایی که میکنند، دعوتهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، و دعوت به سوی بی نهایت. کی از این قشنگتر هست! ریاضی با ما حرف میزند.. می گوید از بین قدرها، قدر این آدم از همه بالاتراست «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ» کسی که به سوی خدا دعوت کند، کی از این قشنگتر است «وَعَمِلَ صَالِحًا» البته اهل عمل صالح باشد، «وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» من مسلمان هستم، یعنی من فقط تسلیم الله و متخصص معصوم که هفت تخصص دارد، هستم. تسلیم آنهایی که هیچ نوع تخصصی ندارند، نمی شوم.
یکی از این تخصص ها، جسم است. الان بعد از هشت هزار سال مطالعه پزشکی روی بدن نتوانستند حتی یه عضو بدن را بشناسد. ۸۰۰۰ سال بدن به دانشمندان اطلاعات میدهد؛ ولی هنوز دانشمندان بعد از هزاران سال به شناخت کامل یکی از موجودات مثل خاک، گل مورچه و میوه نرسیدند. هفت تخصص میخواهد تا کسی بگوید این کار خوب هست یا بد و هیچکس این تخصصها را جز الله و اهل بیت ندارند. پس احمق است کسی روش و سبک زندگیش را غیر از خدا و اهل بیت از کسی دیگری یاد بگیرد.
در روز قیامت خدا همینجوری آدمها را جهنم میبرد. سؤال می کند که در دنیا برای هر کاری به متخصص آن رجوع می کردید، چطوره خودتان را با این عظمت به آدمهایی سپردید که هیچ کدام از این هفت تخصص را ندارند!
خدایی که خالق کل این مجموعه است، میگوید این حرام هست، این واجب هست، این حرام است، این مستحب است. این مباح و این مکروه. طرف انقدر احمق است که می گوید من خدا را قبول ندارم، خدا را ولش کن، اهل بیتم ولش کن. پس از هر کس دستورالعمل میگیری با همان محشور میشوی، لیاقتت هم همان هست. جیگر میخواهد یکی باافتخار بگوید: من مسلمانم. من فقط تسلیم الله هستم؛ من فقط تسلیم چهارده معصوم هستم. نه هیچ کس دیگر..
خانمهایی که چادر سرشان میکنند و در جامعه حضور پیدا می کنند، اجر شهید میبرند. چون همین چادر دعوت است. همان حیا همان غیرت دعوت است. شهید و ثواب شهادت دارد.
«و من احسنو قولاً» چه کسی گفتارش از این قشنگتر است که دعوت کند مردم را به سوی خدا «و عمل صالحا» خودش هم عمل کند و اظهار کند که من از مسلمانها هستم: « وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ». با افتخار تسلیم خدا و متخصصین معصوم باشد.
«ایاک نعبد»؛ یعنی فقط از تو دستور می گیرم نه از کس دیگری. «ایاک نعبد» یعنی اگر باجناقم مسخره کرد، مادر شوهرم اینجوری گفت، پدر شوهرم اینجوری گفت، زن داداشم اینجوری گفت، مادر زنم، خواهر زنم اینجوری گفت، منم حیا کردم و گفتم ولش کن. من هم راحت، همینجوری بگردم مثل اینها. همینجوری؟ آره آنجا اینجوری مد نیست، مد نیست اینجوری من بگردم، دیدم که مردم نمیپسندند، من گفتم حالا بیحجاب شوم یا بی غیرت شوم. این خیلی بدتر از آن هست. خیلی از مردها قدر بیغیرتی را انتخاب میکنند برای ناموسشان. قدر بی غیرتی.
خب یه آدمی دعوت کننده بشود خیلی مقام دارد. اهل بیت خواستند ما صاحب این مقام بشویم. مقام دعوت، مشارکت در دعوت. حالا پنج تاش هم میشود. دقت کنید یعنی پولم را بگذارم. یه کسی می گوید من پولم را میگذارم برای دعوت. مشهد بودم چند تا خانم طلاهایشان را دادند، گفتند آقا شما دارید اهل بیت را در جهان معرفی میکنید. بیاید ما می خواهیم این طلاها را بگذاریم شما. ۲۵ زبان ما داریم دعوت میکنیم. گفتند ما می خواهیم مشارکت کنیم. خب این تا قیامت در نامه عمل این زن هست. وقتشان را می گذارم، بعضی ها می گویند آقا ما وقت داریم وقت داریم. دو ساعت سه ساعت در خانه مان وقت داریم. چقدر الان خانمها، آقایان دارند کمک میکنند، وقتشان دارند می آورند. می آیند در دعوت . خودم استاد نیستم، خودم زبانش را ندارم ولی می آیم سرمایه گذاری میکنم در یه جریان دعوتی مشارکت می کنم. فرقی نمی کند. نیتش را داری، در قیامت هم مینویسند. آبرو می گذارم. آبرویم این وسط می گذارم. چهار) علم و تخصصم را می گذارم. ما الان چقدر پزشک و مهندس داریم. کاری با طلبههایمان و معلمانمان نداریم. چقدر طلبه و پزشک و مهندس داریم که آمدند اینجا، می آیند. جامعه پزشکی مان و جامعههای نخبگانیمان و جامعه معلمانی مان، دارند می آیند یاد میگیرند اصلا. دعوت دارند. می آیند یاد می گیرند. پزشک است ولی از ۱۰ تا مثل من که روحانی هستم، قویتر است و بهتر میتواند دعوت کند مردم را. همان در مطبش دعوت هست. اصلاً خود ورود در آن مطلب اصلاً دعوت هست، نحوه حرف زدنش دعوت هست، نحوه معاشرتش دعوت هست؛ ولی پزشک است. از من هم خیلی بهتر از من هم قویتر. پس علم و تخصص. هنر نقاشی بلده گرافیک بلده نویسندگی بلده کامپیوتر بلده هرچی که بلده، می بینی در این دعوت است. پنج) معرفتش را انسان بیاد هزینه کند برای دعوت. از قلبش مایه بگذارد دعوت کند. عاشق آدمها باشد به بزرگی خودشان؛ یعنی حواسش باشد آدمها بچههای اهل بیتند. همه آنها. یاد بگیریم از این عارف بزرگوار سلام الله علیه -محضر همه علما، مراجعی که تا اینجا زحمت کشیدن در طول این ۱۴۰۰ سال دین را به دست ما رساندند، اولیای الهی مراجع علما مبلغین زحمت کشیدند صلوات اول ختم بفرمایید.- آیت الله بهجت فرمود: من شبها اگر برای شیعیان دعا نکنم، برای چینیها دعا میکنم؛ یعنی آدمی که یه قلب به این بزرگی دارد، تازه ما را اسلام دعوت می کند قلبتان را به اندازه کره زمین نگه ندارید. قلبتان را از کره زمین هم خارج کنید. «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور» خدایا هر کسی دنیا رفته را شادش کن. بعضیها قلب هایشان چقدر قلب های بزرگی است. خدا را شکار می کند. میخواهد خدا را شاد کند، اهل بیت شاد کند، انبیا را شاد کند، صدیقین شهدا صالحین اموات، بد وارث بی وارث حالا که اسمشان بردیم، برای همه آنها یه صلوات بفرستید. دو سه تا تکه است. حیف است. الان خسته می شوید، نخوانم. بگذارم برای هفته بعد. اینکه شما انسان خودش شرافت دعوت را بپذیرد. شرافت دعوت تو را تبدیل می کند به میلیونها انسان. قدرت را خیلی عوض می کند.
و الحمدلله رب العالمین صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.