شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 178 18/05/1403
اعوذ بالله من الشیطان الجریم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت وخیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.
هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان و همه شهدا و امام شهدا، امامزادگان واجب التعظیمی که در محضرشان هستیم، صلوات بلند ختم بفرمائید.
در شرح زیارت شریف جامعه کبیره فقره «و ذریه رسول الله» را می خواندیم که این را توضیحش دادیم. الان به مناسبت این فقره میخواهیم وارد فقره بعدی شویم.
وقتی میفرماید: «و ذریه رسولالله» ما اسم رسولالله که میآید همیشه بعدش میگوییم: «صلیالله علیه و آله». اینجا همین کلمه آمده: «صلیالله علیه و آله و رحمهالله و برکاته». مسئلهاش خیلی دقیق ریز و مهم است و برای ما خیلی سرنوشتساز است این بخش ارتباط ما با این دعا. صلاه یا صلوات که میگوییم بعضیها گفتند همان رحمت است که مفسرین و بزرگان ما مثل مرحوم علامه طباطبائی، نپذیرفتند این را. گفتند رحمت جداست. «اولئک علیهم صلوات» این آیه قرآن است که ما داریم. «و رحمه» پس آنها کسانی هستند که بر آنها صلوات و رحمت است. اگر قرار بود رحمت به معنای صلوات را داشته باشد برای چی خدا رحمت را آورد یا می فرماید چی؟ «صلی الله علیه و آله» بعد می گوید: «و رحمه الله و برکاته» پس معلوم است «صلی الله» و صلاه خدا با رحمت و برکات متفاوت است دیگر. سه چیز خواسته برای پیغمبر. برای پیامبر و آلش سه چیز را خواسته: «صلی الله علیه»، بر پیغمبر، «و آله» و آلش، دیگر چی؟ «و رحمه الله و برکاته». پس معلوم است اینها سه چیز است که باید جداگانه در موردش صحبت کنیم. صلاة ما ازش زیاد استفاده می کنیم می گوییم نماز. «حی علی الصلوه» یا صلوات می فرستیم برای پیامبر صلوات می فرستیم. یا برای دیگران، معنای دقیقی که برای این ذکر کردند، معنای صلوات و صلاة، میل و انعطافی است که از روی علاقه هست. یعنی انسان یک کسی را دوستش دارد به او میل پیدا می کند. علاقه پیدا می کند، این حالت انعطاف، میل و علاقه به طرف را صلاه میگویند. پس مهم این هست که این میل و علاقه، انعطاف از طرف کی باشد؟ یک بار از طرف خداست، میگوییم «ان الله و ملائکته» خدا و فرشتههای خدا «یصلون علی النبی» یعنی تمایل دارند انعطاف دارند بر پیغمبر. حالا این تمایل خدا و ملائکه خدا به پیغمبر چیست؟ یعنی خدا صلوات می فرستد. خدا انعطاف دارد، تمایل دارد به سمت پیامبر. یک نگاه ویژه و خاص و علاقه ای دارد. حالا ما با زبان خودمان می گوییم علاقه دیگر. یعنی یک دوست داشتن ویژه است. «یا ایها الذین آمنوا» ببینید چه کسانی دارند صلوات می فرستند؟ سه تا: خدا، ملائکه خدا، بعد خدا می گویید من و ملائکه داریم می فرستیم بر پیامبر؛ یعنی ما یک تمایلی داریم یک درودی می فرستیم. «یا ایها الذین امنوا» ای کسی که ایمان آوردی «صلوا علیه» شما هم به او صلوات بفرستید. شما هم به او درود بفرستید. پس صلوات فرستنده ها چند نفرند؟ سه تا شدند. «الله، فرشتهها، مردم».
پس وقتی میگوییم معناش تمایل و انعطاف است، باید ببینیم که وقتی می گوییم خدا صلوات می فرستند یعنی چی؟ یعنی چکار میکند 1) خدا صلوات می فرستد؟ 2) فرشته ها می فرستند یعنی چی؟ 3) مردم بفرستند یعنی چی کار می کنند؟ یعنی تمایل فرشته ها به پیغمبر یا به هر کس دیگری، فرشته ها برای ما هم میفرستند یعنی چی؟ یعنی فرشته اگر این کار را کرد چه چیزی در ما اتفاق می افتد؟ چون صلوات یک چیز باردار است. یک معنای حقیقی است. وقتی می گوید صلوات می فرستیم یعنی یک اتفاقی می افتد. دارد یک اتفاقی می افتد. این چی هست از طرف خدا چیه، از طرف فرشته ها چیه که اگر فرشته بر پیغمبر صلوات بفرستد، ما بر پیغمبر صلوات بفرستیم چه اتفاقی میافتد؟ خداوند در یک جای دیگری در قرآن این معنا را برای ما باز کرده. سوره احزاب آیه 43 می فرماید: «هو الذی یصلی علیکم و ملائکته» پیغمبر را نمی گوید. می گوید خدا به شما صلوات می فرستد و ملائکه اش، ببینید چرا خدا انتساب می دهد؟ اینجا حضرت آیت الله جوادی آملی در شرح شان نکته فوق العاده قشنگی نوشتند. می فرماید وقتی می فرماید خدا و ملائکه اش، می توانست بگوید «ان الله و ملائکه» خدا و فرشته ها. ولی این جوری نمی گوید. می گوید خدا و فرشته هایش؛ یعنی انتساب می دهد فرشته ها را به کی؟ به خودش. چون مسئله خیلی مهم است. در تعظیم مقام فرشتهها، خدا فرشته ها را به خودش انتساب می دهد. می گوید خدا و فرشته هایش، درود می فرستند. یعنی این عظمت است. وقتی عظمت است کار عظیم چیست؟ خدا که عظیم است. فرشته هایش هم که عظیم است. کارشان چیست؟ کارشان، کارشان عظیم است. یعنی صلوات خیلی عظمت دارد. صلوات خیلی عظمت دارد. این را نباید دست کم بگیرید. در روایت داریم چیزی که نامه عمل بنده را در روز قیامت از هر چیز دیگری سنگین تر می کند صلوات است. که حالا من مبسوطش را در کارگاه صلوات هم در کتاب صلوات ذکر اعظم گفتم، حتما توصیه می کنم حتما آن کتاب را بخوانید یا مباحثش را از روی سایت مان، استماع بفرمائید. صلوات بسیار مهم است. اگر کسی صلوات نداشته باشد مثل کوری است که می خواهد یک مسیر طولانی را طی بکند. صلوات یک چراغ قدرتمند است که جلوی ما را روشن می کند. برای همین خداوند ببین چی می فرماید: خدا به شما صلوات می فرستند و فرشته هایش. این هم کار باارزشی است. خیلی حرف بالاست که می گوید خدا و فرشته ها به شما صلوات می فرستند. دقت کنید یک) «یصلی» اینهایی که ادبیات بلندند این نحوه حرف زدن یعنی چی. «ان الله و ملائکته» یعنی جمله اسمیه است. جمله اسمیه چی را می رساند؟ استمرار را. «یصلون» استمرار را می رساند. یعنی خدا همیشه دارد این کار را برای شما انجام می دهد. قربان خدا بروم که چقدر مهربان است این خدا. چقدر مهربان است. همه بدبختی ها ما این است که ما نمی توانیم این عشق را از خدا جذب کنیم. انقدر عادت به طبیعت، کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی، داریم، عشقی که پای ما می ریزد را نمی بینیم. کور می شویم.
عافتی نبود بدتر از ناشناخت تو بر یار ندانی عشق باخت
یعنی خدا در همه کار دارد عشق می ریزد پای تو. بی نهایت دارد عشق می ریزد پات و چون تو معشوق دیگری داری، ذهنت جایی دیگری است نمی توانی این عشق را دریافت کنی و این بدبختی و نکبختی است که زندگی انسان دارد. مثلا آن تکه معروف که خدایا می دانم تو دوستم داری ولی من نامزد دارم. این اصلا نمی تواند. نمی توان آن عشق را دریافت کند و این همه بیچارگی و ذلت انسان است، گدایی های عاطفی، ذلت کشیدن، تحقیرشدن، له شدن ها همه مال این هست که شخص قادر نیست آن عشق ابدی عظیم بی نهایت را در خودش دریافت بکند که غنی بشود، که باشخصیت شود. یعنی گدا نشود که به خاطر بی احترامی دیگران عصبانی و ناراحت نشود که تو چرا با من این جوری حرف زدی.
هر کس از حرف زدن دیگران با خودش ناراحت میشود، پیغمبر فرمود این آدم عقل ندارد؛ یعنی جهنم می رود. حتما جهنمی می شود بخاطر هر بار که ناراحت می شود بهش برمی خورد. عقل معادل بهشت است. هر کس ناراحت می شود و بهش برمی خورد، پیغمبر فرمود: این عقل ندارد اصلا. چرا با من این جوری حرف زدی، چرا به من این جوری گفتی، چرا فلان جور کردی، چرا به بچه ام این جوری کردی، ... رنجش های تمام جسم و روح آدم را آتش می زند، رنجش های جهنمی. اگر کسی بتواند این را دریافت بکند این آدم خیلی سرمست و عزیز است. این دیگر زمین و زمان هم به او فحش بدهند، ناراحت نمی شوند. از کسی دلخور نمی شود، ناراحت نمی شود. احساس حقارت نمی کند، قهر نمی کند، حرف تند نمی زند، پژمرده نمی شود. سر از طلاق درنمی آورد. آی این جوری شد بریم طلاق بگیریم. چون این سرمستی دارد از این. این آیه است ما نمی فهمیم. حیف است. می دانید چه جوری است. ماها چون کار معرفتی نمی کنیم، بعد می میریم بعد تازه معنی آیه را می فهمیم، قیامت، بعد قیامت، شاید خیلی بعد از قیامت، که خدا داشته با ما چی می گفته. من چند سال این آیه را خواندم. شصت سال، این را هی شنیدم، ولی نمی فهمیدم دارد چی می گوید. ببینید «ان الله» اسم الله است، شوخی نیست. «ان الله و ملائکته » خدا و فرشته هایش. «هو الذی» اسم ذات آورده. از الله بالاتر است. اسم ذات قبل از الله است. «هو» قدرتش خیلی زیاد است. «هو الذی» آن است که «یصلی» و ملائکه اش همیشه دارند به شما درود می فرستند. این چی می شود؟ صلوات خدا چی می شود؟ ببینید معنای صلوات خدا رحمت نیست به این معنای که گفتیم. رحمت جداست اصلاً. برکت هم جداست. ببینید چی می گوید؟ «لیخرجکم من الظلمات الی النور» در اردوی سوم بحث نور را مفصل توضیح دادیم در اردوی سوم توحید که «الله نور السموات و الارض» الله نور مطلق است. نور یعنی چی؟ نور «ظاهر بنفسه مظهر لغیره» یعنی روشنایی که از جایی نمی گیرد. مال خودش است و بقیه چیزها را که روشن می کند. الله، نور محض است. مفهوم نور و اینها را برگردید آنجا و مراجعه کنید به آنجا. در اردوی اسماء الله، اردوی سوم، مفصل این را بحث کردیم. مثل اینکه کسی سروکارش با غذا، گوشت، مرغ و سبزیجات نیست. این می میرد دیگر. اگر کسی در بخش گیاهی با مرغ، حبوبات و سبزیجات، گوشت سروکار ندارد، می میرد. اگر کسی در گیر نور خدا نیست، روشن نمی شود. همیشه تاریکی دارد. همیشه غصه دارد، همیشه تاریکی دارد، زمین گیری دارد، پژمردگی دارد، همه چیز دائما برایش تاریک است، در وسط نعمت های بیشمار همه چیز برایش تاریک است. قلبش گرفته است. نمی تواند شاد باشد. درحالیکه شادی علامت حقیقی مومن است. آدمی که شاد نیست، جهنمی است. دارد مسیر جهنم را طی می کند. این فرمایش پیغمبر است. هر کس غصه بخورد برای دنیا، جهنم می رود. نوع غصه هایت را ببین چطور است.اگر داری، جهنم می روی. این ، این جوری گفت، آن ، این طوری گفت. این، این جوری کرد. مامان ، زنم، باجناقم، جاری، خانواده همسرم، دوستم، رئیسم، همکارم، شاگردم، دوستم، نیروم، خدا با صلواتش می خواهد شما را از تاریکی ها به سمت نور ببرد. کار خدا دائمی است؛ یعنی خدا انقدر دوستان دارد، دائما دارد این کار را انجام می دهد. خودش و فرشته ها. قربان فرشته های الهی بروم. فرشته ها، فرشته ها فرشته ها اینها چه دوستان خوبی هستند، چه رفیق های باحالی هستند. خیلی خاصتنی هستند. قرآن کریم یک بابی از رفاقت، عشق، دوستی و رفت و آمد را بین مومنین و فرشته ها را باز کرده. آنهایی که اهل قرآن هستند، حوصله خواندن نامه معشوقشان را دارند، نامه عشق و معشوقشان را دوست دارند بخوانند، می بینند خدا یکی از راه هایی که برای شما باز کرده، بهشت است. در همین دنیا اینکه تو فرصت داری با فرشته ها رفت و آمد کنی، رفاقت کنی، دوستی کنی. اصلا تنهایی های آدم را انقدر این فرشته ها پر میکنند، همه جا با تو هستند و همه جا هم کمکت میکنند. همه نوع کمکی هم می کنند. یکی اش این است که شما را از تاریکی ها درمی آورند به سمت نور می برند. یعنی شخص روزبه روز نورانی تر می شود. حتی در ظاهر هم همینطور است. شما الان این مومنین پیرمرد و پیرزنهای شیعه را ببینید؛ مومنین را. اینها که دائما با کلام الله، صلوات، زیارت، نماز هستند، اینها وقتی سن شان بالا می رود، عکس های جوانی شان را نگاه کنید. ببینید 50، 60 سالگی شان نگاه کنید که تازه اول میانسالی است. تازه بعد می رود به سمت پیری، همه اش روزبه روز خوشگل تر و نورانی تر می شوند. باصفاتر دوست داشتنی تر خوردنی تر می شوند. چون نور دارند. یکسره این نور جذب می شود. نور است. نور حقیقی است. در باطن و ظاهر انسان اثر میگذارد. پس صلوات خدا چکار میکند؟ حرکت و قرب می آورد. حرکت از تاریکیها بیرون می آورد و نورانیت را بیشتر میکند. یعنی تو چی می شوی وقتی نورانیت بیشتر است؟ نور بیشتر را جذب میکنی، بیشتر به چی نزدیک می شوی؟ نور مطلق. یعنی قرب. «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما»، پس خداوند در جریان صلواتش چه به پیغمبر، چه به آل پیامبر، چه به ما، ما را به خودش نزدیک تر میکند. فرشته ها همین طور. فرشته ها چکار می کنند؟ فرشته ها کارشان این است موانع را برمی دارند و خدمات می دهند، امکانات می آورند، نعمت می آورند، روشنایی می آورند، حجاب می دهند، محافظت می کنند، اصلا انگار عاشقانه دور بشر می چرخند، مومنین که اینها را مثلا خدا بگوید اینها «یستغفرون للذین آمنوا» یکی از کارهای فرشتگان این است که اینها شب و روز همیشه از خدا مغفرت می خواهند برای مؤمنین. چقدر رفیق اند این فرشته ها، چقدر مهربانند اینها، شبانه روز می گویند خدا اینها را پاک کن. پاک کن. پاک کن. آن وقت ما یک آداب سلام و علیک و خداحافظی و معاشرت با فرشته ها که از سحر می آید پیش ما تا غروب، مغرب می رود نداریم که اینها را حضرت در شرح دعای صحیفه یاد داده که این فرشته ها صبح پیشت هستند اذان صبح آمد، بالاخره آمد. الان مهمانت شد، آمد در خانه تان، آمد پیشت، پیش سجاده است، کنارت هست، چکار کنم الان با این دو تا یا چند مهمانی که آمدند؟ تازه خودم هم نیستم. همسرم هم هستند، بچه ها هم هستند. یک عالمه مهمان این جا هستند در خانه مان صبح. فرشته های جدید الهی، مغرب می روند و خداحافظی می کنند و می روند. یک گروه جدید می آیند. الان من می خواهم چکار کنم؟ الان برخوردم با اینها چه جوری است. ما اصلا در این حال و هواها نیستیم. خدا می خواهد ما در این حال و هواها باشیم. زندگی ماست. حقیقت ماست. باطن ماست. برای درک آن باطن تو اول باید به آن باطن توجه کنی و یواش یواش انقدر با تمرکز و ارتباط با احترام، ادب، حضورشان را درک کنی تا یواش یواش یواش یک ذره تاریکی و حجاب هم کنار برود. پس خدا درود می فرستد، ملائکه هم معلوم شد. ملائکه با مهربانی با انعطاف با میل برای بشر فراهم میکند. شرایط فراهم می کنند که این بشر بکشد به سمت مغفرت و بالا و دیگر چی؟
گناهانش را پاک می کنند، امکانات به آن می دهند، الهام های قشنگ به آنها می کنند. دائما الهام های زیبا. من همیشه این قاعده را در دشمن شناسی گفتم که هر وقت به شما پیامی می آید که در آن دلشوره، ترس، اضطراب، غصه و تحقیر و زودرنجی، اینها مال شیطان است. حتما یادتان باشد. اما وقتی نه، در آن شادمانی، عفو، گذشت، تغافل، تجاهل، نرنجیدن، مست بودن، شادبودن، امیدوار بودن، اینها مال فرشته هاست. فرشته ها دائما به ما پیام های قشنگ می دهند برخلاف شیطان که دائما به ما پیام های منفی می دهد. این یادتان باشد. حالت های خودتان را متوجه باشید که الان شیطان است یا عابد فرشته های. با فرشته ها داری کار می کنی. ببینید بعد از اینکه این را خدا می گوید، می فرماید چی؟ «و کانت بالمؤمنین رحیما» خدا به مومنین رحیم است. خدا به مومنین رحیم است. پس صلوات یک نوع رحمت هست اما همه اش رحمت نیست. صلوات ما چیه به پیغمبر؟ ما هم به پیغمبر صلوات می فرستیم. ما چکار می کنیم برای پیغمبر؟ او در اوج کمال و ما خیلی پائینم. الان ما صلوات میفرستیم، آن بخش آلش نه. همین «اللهم صل علی محمد»، قبلا می گفتند «اللهم صل علی محمد علی النبی»، این جوری می گفتند. پیغمبر می گفت این صلوات، صلوات دم بریده است. صلوات ابتر به من نفرستید. گفتند: پس چه جوری بر شما صلوات بفرستیم؟ فرمود: آل من هم باید بیاورید. وقتی کسی آمد صلوات فرستاد. گفت: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته». امام صادق فرمود: این جوری نه. ضیقت علینا. تنگش کردی. اهل بیت تعدادشان محدود است. گفت: پس چه جوری صلوات بفرستیم. فرمود: اللهم صل علی محمد و آل محمد که آل محمد خود شما هستید.
خدا رحمت کند میرزا را که چه مثال قشنگی می زند. می گوید: شب عروسی غذا کم آمد، بعد صاحبخانه آمد یک تعداد از مهمانها را صدا کرد و گفت: شما خودی هستید. اگر می شود خواهش میکنم کنار بایستید تا غذا به بقیه برسد. گفت: این کلمه که صاحبخانه به این بزرگی به اینها گفت که شما خودی هستید، از صدتا چلوکباب خوشمزه تر بود. غذا گیرشان نیامده ولی یک چیز بالاتر گیرشان آمده. آن چیست؟ شما خودی هستید. شما از خودمان هستید. قربان امام صادق بروم آدم واقعا می خواهد جانش را برای امام صادق بدهد. اصلا آدم می خواهد برای کلامش بنشیند ساعت ها گریه کند. حضرت فرمود: اهل بیت این 5 نفر هستند. آل عبا هستند دیگر. بگو آل محمد که هم ما را بگیرد هم شما را. امام صادق می گوید از امام حسین به این طرف، بابابزرگش امام سجاد، باباش امام باقر، خودش و بقیه را پیش ما قرار داد. گفت: بگویید آل که هم ما باشیم هم شما. ببینید یعنی ما و شما یکی هستیم. این نحوه حرف زدن چقدر قشنگ است. همه است. ما حالا آن بخشش را بعدا توضیح می دهم اگر رسیدم امشب، توضیح می دهم. اما بخش اولش. برای پیغمبر چکار می کنیم؟ علامه یک مثال قشنگ می زند. رحمت الله علیه. این ولیّ خدا که آقای جوادی آملی (حفظه الله) که فرمود: بسیاری از امامزادگان بالاتر است. مقدس تر و بالاتر است. کمااینکه درباره امام امت فرمود: زیارتش از زیارت حضرت عبدالعظیم بالاتر است. علامه فرمود: شما یک باغبان را درنظر بگیرید. یک صاحب باغی هست که یک باغبان گذاشته. حالا الان این صاحب باغ آمده در باغ خودش. باغ خودش هست. این باغبان هم چیه؟ کارگرش است. حالا شما نگاه کنید این باغبان یک گل می کَند و هدیه می دهد از باغ خودش، هدیه می دهد به باغبان. به صاحب باغ. او چقدر خوشحال می شود. در حالیکه باغ مال خودش هست این باغ هم مال خودش هست. ما همه مان عبدیم. ببینید علی علیه السلام ، امیرالمؤمنین فرمود: «انا عبد من عبید المحمد». پیغمبر چقدر عظمت دارد. امیرالمؤمنین می گوید من یکی از بندگانش هستم. کی هست این رسول خاتم. ما چقدر غریبیم از پیغمبر، چقدر محجوبیم از مقام پیغمبر. پیغمبر علت خلقت است. پیغمبر انسان کامل است. پیغمبر اگر خلق نمی شد بقیه خلق معنادار نبود. قبلا اینجا مفصل اینها را توضیح دادم که بدون خلق پیغمبر، خلقت معنادار نیست. علتش را در مباحث انسان شناسی توضیح دادم. همه ما طفیل وجود او هستیم، سر سفره وجود او هستیم، جیرخوار او هستیم. ما هر توفیقی هر خیری هر برکتی هر نوری به ما می رسد، از پیغمبر است.
پس ما چکار می توانیم برای پیغمبر بکنیم؟ ما خودمان همه وجودمان مهمان ایشان است. سر سفره ایشان هستیم. حالا صلوات ما چکار می کند؟ مثال قشنگش همین است که علامه فرمود. فرمود: مثل این است که یک باغبان یک گلی از بوستان صاحب باغ می کند که وقتی صاحب باغ آمد او را به آن هدیه می کند. این خوشحالی برایش می آورد. ادب است، احترام است، خوشحالی است، قدردانی است، عشق است. این برای ما خیلی تقرب می آورد که اصلا بدون این ما راه به جایی نمی بریم که دلایلش را توضیح دادم در همان کارگاه صلوات یا کتاب صلوات ذکر اعظم. کتاب ذکر اعظم یک کتابی نیست که شما بگویید من یکبار آن را خواندم. باید آن صلوات در وجودت برود. گاهی وقتها چند بار انسان بخواند تا این معرفت پیدا کند. برود باورش شود. یعنی از حالت دانایی به دارایی تبدیل شود. دارایی بشود و معرفت بشود. من خودم الان که داشتم همین بحث را برای شما آماده میکردم، برای من آن احادیث و آیات تکراری بود. چون من ده سال پیش کتابش را نوشتم و همیشه با آن سروکار دارم. ولی هر وقت می خوانم انگار دفعه اول است. انگار تازه است. همیشه تازه است. دیگر من چون آن را تولید کردم دیگر این را اینجا توضیح نمی دهم. وقت شما را نمی گیریم که می خواهیم سراغ فقرات بعدی برویم. چون شما اینها را گذراندید.
مسئله مهم چیست؟ در این بخش صلوات بگویم. «صلی الله علیه و آله» بر او و آلش. فعلا آل را یک مختصر توضیح دادیم. یک مقدمه ای بگوییم خسته تان نکنم. انشالله اگر عمری بود، می شود برای بعد از اربعین. خواهش میکنم روی این بخش حتما کار کنید. همین روایت امام صادق علیه السلام را که ما را از آل پیامبر معرفی می کند، حالا معنای آل، کلمه آل، این آل کجا بگار می رود، مثل آل داود، آل عمران، آل موسی، قرآن اینها را بکار برده که اینها چی هستند. خودمان اجمالا می دانیم اینها چی هستند. این که ما الان می فهمیم. من خواهشم این است که انشالله تا دو هفته بعد یا سه هفته، نمی دانم چقدر می شود بعد هم اردو داریم. روی این کار کنید. یعنی حتی اگر شده ذکر بگویید به قول استاد ما، تسبیح دست بگیر همین را تبدیل کن به ذکر. یعنی انتصاب های خودت را حواسش به آن باشد. خدا آقای مجتهدی را رحمت کند. می گفت: یکی از علما به یک بنده خدایی ذکر داده بود، این خیلی آدم متکبری بود می خواست یک ذکری جلالی بده که این همچین فرو بریزد تا حالش خوب شود. گفت: یک تسبیح دست بگیر صدمرتبه بگو من خرم. جدی. این را بگو. او هم می گفت. من خرم من خرم ..یک موقع هست باید بگویی من خرم. یک موقع هست باید بگویی من خیلی بزرگم. از یک نسبت از یک نصب، از یک ریشه بزرگ برخوردارم. تا شما اگر بخواهی همه دردهایتان دوا بشود، حتی نیازی نداشته باشی که چنین ذکری هم بگویی که من خرم، من خرم. آن است که من از آل پیامبرم، من از آل پیامبر، من ازآل پیامبرم. این حقیقت توست. خدا تو را این گونه آفریده است. هفته دیگر اربعین بیایید، می بینید آل پیامبر آنجا جمع می شوند: مسیحیان، یهودی ها، سنی ها، سیک ها، هندوها، بوداها ،همه عالم. همه اینها به عشق اصل و ریشه شان دارند می آیند آنجا. این یک چیز حقیقی است. یعنی خدا روحی که دمیده از خودش در تو، این روح همان نور محمد و آل محمد: است. پس اگر می خواهی ره صد ساله را زود طی بکنی، چون خدا دارد تو را دعوت می کند به سرعت و سبقت. این ذکر خیلی خوب است. به خودت بگو هر روز، تسبیح دست باشد. بگو من از آل پیامبرم. خب حالا به جایی اینکه این جمله را درست کنیم بیاییم جمله خودمان را تکمیل تر بکنیم. درست شد. الان من گفتم چی بگویید برای اینکه ساده تر باشد! من از آل پیامبرم. چرا این را بگوییم. این گفتنش خیلی خوب است. ولی بگویید. برای ابتدای کار خیلی خوب است. ولی یک ذره که جلوتر رفتید، این ذکر به چی تبدیل میشود؟ بگویید: به این که «اللهم صل علی محمد و آل محمد». یک مدت بگو که از آل پیامبری، تا باورت بشود. شخصیتت این جوری نباشد که هر کس آمد هر حرفی زد بنشینی گریه کنی که مامانم این جوری گفت، زنم این جوری گفت، خواهرم این جوری می گوید، بابام این جوری می گوید، انقدر کوچک و ضعیف شود که ببینید باباش چی گفت، باجناقش چی گفت، جاری چی می گوید. اول یک ذره باور کن که چه کسی هستی، این ذکر برای ابتدا خوب است، دلت را قوی می کند. بگو از آل پیامبر هستی، امام صادق این جوری گفته. این را بگو و باور کن چه کسی هستی. وقتی فهمیدی چه کسی هستی صلواتی که می فرستی، توو هم در آن هستی. آن موقع که می گویی: «اللهم صلی علی محمد و آل محمد» می فهمی که تو در این وسط هستی، مشغول داری داری درخواست نورانیت میکنی، در خواست خروج از ظلمت به نور می کنی. تا معرفت نفس پیدا نکنی به این که از آل پیامبر هستی، قیمتهای زیادی را از دست می دهی، خسارت زیاد می دهی، باخت زیاد داری. آدم خیلی باخت می کند. خیلی خسارت می بیند تا وقتی که باور کنی از آل پیامبر هستی. اگر این را باور کردی این شروع یک حرکت، یک پرواز بسیار بسیار با برد بلند است. حتی کوتاه و متوسط نیست. پرواز با برد بلند و بی نهایت. روی این تمرین کنید که انشالله در اولین فرصت قرار است به شما چی بگوییم؟ بگوییم که این نگاه، وقتی این نگاه به سراغم می آید، وقتی این باور سراغم می آید، این چه جوری در قسمت های مختلف زندگی من، به من قدرت، و سرعت می دهد. چه جوری تاریکی های وجودی من را برطرف می کند.چه جوری حقارت، غصه ها، آسیب دیدگی ها، رنجش ها را همه را از بین می برد. ما باید این را بفهمیم. انشالله روی این کار کنیم، تا انشالله جلسه بعد اگر زنده بودیم و خدا خواست، ما بتوانیم راجع به این توضیح بدهیم که این چه معجزه ای می کند.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین