جلسه 056 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
56
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
11
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 056 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله الربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث‌مان در موضوع انسان‌شناسی قرار شد یک مقدار در مورد بهشت صحبت بکنیم چون آن فرمایش پایه‌ی امیرالمؤمنین(ع) این بود که معرفت حقیقی را کسی دارد که رغبت به ما عند الله دارد، گفتیم که خداوند تبارک و تعالی همچنین معصومین خلفای الهی تأکید زیادی روی معرّفی آخرت به ما دارند هم جهنّمش و هم بهشتش.@ در مورد بهشت مطالبی را که خیلی‌ هم مهم بود خدمت عزیزان عرض کردیم از آیات و روایات بحث را ان‌شاء الله ادامه می‌دهیم باید دقّت بکنید که اسرار بزرگان دین برای اینکه ما بهشت را بشناسیم و به او رغبت پیدا بکنیم ریشه در وجود انسان دارد.@ انسان اگر به محبت نیفتد و به رغبت نیفتد دین بدون رغبت و محبت نمی‌تواند انسان را در مقابل حمله‌های شیطان در مقابل غصّه‌ها در مقابل ترس‌ها مقاوم نگه دارد اینکه در قرآن کریم نشانه‌ی مؤمن شادی و آرامش است یکی از دلایلش این است که مؤمن میلش فعّال است نظام محبّتی‌اش فعّال است نظام رغبتی‌اش فعّال است.@ اگر انسان به آخرت با معصومین با خانواده‌ی آسمانیش با خانواده‌ی الهی حقیقی‌اش که الله است رابطه‌ی صمیمی برقرار نکند بین آنها بین انسان وآنها رابطه‌ی عاشقانه برقرار نشود دینداری‌اش یک دینداری دستوری می‌شود یعنی تقلیدی از پدر و مادر و به تعبیر امام صادق(ع) یک عادت می‌شود.@ این دین نمی‌تواند در انسان شادی تولید بکند آرامش تولید بکند این دین نمی‌تواند در انسان شور عشق هیجان ایجاد بکند این دین نمی‌تواند انسان را در مقابل حمله‌ی جلو عقب راست و چپ شیطان محافظت بکند یک صورتی از دین برای انسان می‌ماند بدون دل‌خوشی بدون عشق بدون قدرت بدون شور و این باعث می‌شود انسان دنیا را نتواند خوب بگذراند آخرت را هم نتواند خوب دریافت بکند.@ لذا توجّه بکنید که غرض از بیان این فرمایش که علامت معرفت صحیح رغبت است و آن چیزی که در نزد خدا است انسان تا به رغبت نیفتد تا به شور به محبّت نیفتد تا دینداری‌اش عاشقانه نشود شوریده‌گی در زندگی‌اش نیاید نمی‌تواند واقعا بگوید که من مؤمن هستم.@ چون گفتیم مؤمن اثر ذاتی‌اش شادی و آرامش است و شادی و آرامش محصول یک عشق است محصول یک دلدادگی است اگر انسان به این افتاد با کمترین برخورداری‌ها از دنیا شاد است با کمترین برخورداری‌ها از دنیا آرامش دارد.@ امّا اگر دینداری‌اش به لذّت به بهجت به سرور نیفتاد به عشق نیفتاد این با دینش هم نمی‌تواند نه با خدا نه با اهل بیت نه با نماز نه با دین با هیچی نمی‌تواند جلوی هجوم غم‌ها و اضطراب‌ها را بگیرد.@ وقتی می‌گوید که(اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ) این اصلا نمی‌تواند از نماز کمک بگیرد چون شوری ندارد هیجانی دراو وجود ندارد که بخواهد از او کمک بگیرد نه از صبر نه از نماز وقتی می‌گوید قرآن شراب مؤمن است این اصلا عشقی به خوردن قرآن به چشیدن شراب قرآن ندارد تکلیفی ممکن است قرآن بخواند.@ امّا از روی شور از روی دلدادگی از روی دلتنگی به سراغ این شراب نمی‌رود لذا آن قرآن هم به درد این نمی‌تواند بخورد کاری نمی‌تواند برایش بکند انسان باید به سراغ غیب با ایمان برود به سراغ غیب با اطمینان برود به سراغ غیب با عشق و علاقه برود تا تحوّل در زندگی‌اش اتفاق بیفتد تا به شادی برسد تا به آرامش برسد تا به قدرت برسد.@ حالا بزرگان تلاش کردند با بیان شمّه‌ای از اوصاف بهشت در ما شوقی ایجاد بکند اگر ایجاد بشود نبّی اکرم(ص) می‌فرماید: (لَیسَ فِی الجَنَّةِ شَیءٌ مِن ما فِی الدُّنیا اِلَِا الأَسماء) در بهشت چیزی از چیزهای دنیا وجود ندارد مگر اسم.@ یعنی اگر می‌گوییم درس اگر می‌گوییم دانشگاه اگر می‌گوییم معلّم اگر می‌گوییم همسر اگر می‌گوییم قصر اگر می‌گوییم شراب اگر می‌گوییم منزل اگر می‌گوییم موسیقی هرچه که شما اسمش را ببرید اگر بگوییم میوه اگر بگوییم غذا اگر بگوییم لحم طیر هرچه که شما اسمش را بگذارید.@ مهمانی‌های بهشتی ملاقاتات هرچه که شما اسمش را بگذارید نهر شراب شیر عسل آب می‌گوید فقط اسمش با آن که آنجا هست شباهت دارد آن که در بهشت است چون قرآن می‌فرماید که همه‌ی حقایقی که شما با او سروکار دارید در دنیا نازل است.@ (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) هیچ چیزی شما نمی‌توانید با او سرو کار داشته باشید مگر اینکه خزائنش در نزد ماست و ما برای آنها نازل نکردیم مگر به اندازه‌ معلوم و مشخص.@ دین نازل شده است قرآن نازل شده است محبّت و عشق نازل شده است رحمت نازل شده است به تعبیر امام صادق(ع) می‌فرماید ولایت ما اهل بیت‌ هم مثل طلا و نقره نازل شده است قرآن چه‌طور می‌گوید(وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ) ما آهن را نازل کردیم.@ پس آهن یک صورت است در ماوراء طبیعت دارد یک حقیقتی برای ما در طبیعت دارد که نازل شده‌اش متناسب با حیاط دنیا می‌شود این آهن طلا همین‌طور مس همین طور نقره همین طور ولایت عشق محبّت اینها‌ هم همین طور هرچه که هست نازل شده است.@ همه چیز نازل شده است آن چیزی که شما می‌بینید در زمین با او سروکار دارید علم عشق شادی دلدادگی صفا صمیمیّت لذّت بهجت سرور هرچه مثل آهن مثل طلا مثل نقره همه‌اش نازل شده است متناسب با حیات دنیا یعنی حیات پست که در مقابل آخرت مثل رحم در مقابل دنیاست.@ یعنی ما باید دقّت بکنیم آن چه را که ما اینجا می‌بینیم یک نازل شده‌ی به اندازه‌ی رحم دنیاست شما دست رو قشنگ‌ترین چیزها هم که بگذارید لطیف‌ترین چیزها رنگین‌ترین چیزها وقتی نگاه می‌کنید می‌بینید که همه‌اش خاک است رنگ خاک دارد همه‌اش معدن است.@ خاک و کانی و گیاهش از معدن است حیوانش از معدن است انسان بدنش از معدن است عرض کنم همه‌اش خاک است این کره‌ چه؟ کره‌ی خاک است تازه این سرسبزترین جای فضا است در آسمانها سرسبزترین جایش است حالا بقیّه‌اش را شما بروید ببینید ماه چه خبر است مریخ چه خبر است.@ برو مشتری برو از این کهکشان بیرون ببینید آبادتر از اینجا قشنگ‌تر از اینجا نداریم این که هست به او می‌گویند کره‌ی خاک آن‌چیزی که در اینجا است نازل شده است از قرآنش بگیر از پیغمبرش بگیر از حقائقش بگیر از وحی‌اش بگیر از آهنش‌ بگیر از طلا و نقره و مس‌اش هم بگیر(إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) به یک قدری ما نازل کردیم.@ لذا وقتی می‌رود در اصل برمی‌گردد به اصل میلیاردها برابر اینها با هم تفاوت دارند در همین نسبت خود ما خوب می‌دانیم تشخیص بدهید وقتی که می‌گویید میلیاردها برابر یعنی چی؟ اصلا میلیاردها یک کلمه‌ی بالاتر از این شاید نداشته باشیم بگوییم.@ ولی میلیارد نیست اصلا دقیقا مثل رحم با دنیاست لذا جز اسم اشتراکی ندارند یک اشتراک اسمی دارند همین والاّ حقیقت علم حقیقت صفا حقیقت عشق مهمانی‌های بهشتی بهجت و سرور آنجا خوشحالی آنجا ذوق‌زدگی آنجا.@ حدیثش را قبل خواندیم رسول خدا فرمود: دم در بهشت خداوند یک چیزی عطا می‌کند دم در تازه دم در بهشت چیزی عطا می‌کند به مؤمن که به قدری ذوق‌زده می‌شود که اگر فرشته‌ای قلب او را آرام نکند از شدّت خوشحالی می‌میرد.@ لذا شما ببینید در آخرت در آخرت هنوز اینها وارد بهشت نشده‌اند(تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ) نظره یعنی خرّمی نعمت دائما در بهشتی‌ها شما بهجت و سرور می‌بینید ذوق‌زدگی می‌بینید و یک ذوق‌زدگی هم است که تمام هم نمی‌شود عادی هم نمی‌شود نه عادی می‌شود و نه تمام می‌شود.@ تا ما آنجا را خوب درک نکنیم و ما معرفت پیدا نکنیم نمی‌فهمیم که ما الان در چه قبرستانی داریم زندگی می‌کنیم در چه ماتم‌سرایی داریم زندگی می‌کنیم در چه جایی تنگ و تاریکی داریم زندگی می‌کنیم بس خوب دقّت کنید این نکته خیلی مهمّ است(لَیسَ فِی الجَنَّةِ شَیءٌ مِمّا فِی الدُّنیا اِلاَّ الأَسماء).@ فقط یک شباهت اسمی هست بین آن چیزی که آنجا است با آن چیزی که در زمین است یک شباهتی است یک شباهت ظاهری فقط شاید(لَقابُ قَوسِ اَحَدِکُم فِی الجَنَّةِ خَیرٌ مِمّا طَلِعَت عَلَیهِ الشَمس أَو تَقرُد) به اندازه‌ی این کمان‌تان کمان که با او تیراندازی می‌کنید همین یک زمین یک قطعه‌ای از بهشت که به اندازه‌ی کمان شما باشد دربهشت بهتر از آن چیزی است که خورشید برایش می‌تابد.@ در روایت دیگر داریم بهتر از ما فی الدنیا هست هرچه که در دنیاست می‌گوید یک حالا ازاین تعبیر لطیف‌تر هم داریم برایتان بخوانم(لَشِبرٌ فِی الجَنَّۀ خَیرٌ مِنَ الأَرض وَ ما عَلَیها) شبر یک وجب، یک وجب در بهشت از زمین و هرچه که در زمین است بالاتر است بهتر است.@ خوب دقّت کنید ما با این زمان با این مرحله چه‌قدر فاصله داریم از نظر زمان چه‌قدر فاصله داریم چند لحظه‌ی دیگر چند روز دیگر تا این مرحله ما فاصله داریم.@ ما اگر قرار باشد شوق بهشت نیاید در زندگی‌مان سراسر بشود در زندگی‌مان در روابط خانواده‌مان در شغل‌مان در کارمان در روابط اجتماعی‌مان در عبادات‌مان در دید و بازدیدهایمان در ارتباطات بین ایمانی اگر نیاید یک دینداری واقعا بی‌مزّه و بی‌روح خواهیم داشت یک زندگی بی‌روح خواهیم داشت.@ آن که خداوند تأکید دارد و معصومین تأکید دارد این است که شما تمام آن شادی‌ها و حسّ تملکّ‌هایی که در بهشت دارید را بریزید به دنیا بعد میبینی دین‌داری چه‌قدر قدرت پیدا می‌کند زندگی اصلاً زیرورو می‌شود.@ آنها می‌خواهند ما با یاد آخرت شاد بشویم آرامش داشته باشیم اهل بهجت و سرور باشیم سرمست زندگی بکنیم از غصّه‌های این جیفه نجات پیدا بکنیم ما آنجا را فراموش کردیم آن چیزی که در ذهن ما خیلی بزرگ است همیشه و وقت زیادی از ذهن و استعداد ما را می‌گیرد فکر کردن در مورد کمالات جمادی و نباتی و حیوانی است.@ وقت ما چه‌قدر گرفته می‌شود برای این‌ چیزها. چه‌قدر دغدغه‌ است برای ما این‌جور چیزها. چه‌قدر غصّه‌ می‌خوریم برایش یک میلیون نیم غصّه‌هایی که ما برای دنیا می‌خوریم اگر برای آخرت‌مان بخوریم و یک میلیون نیم اشتیاق‌هایی را که در دنیا داریم اگر برای آخرت می‌گذاشتیم دنیایمان خیلی خوب می‌گذشت.@ ما این دغدغه‌ها را از دلمان بیرون کردیم یک چیز نسیه‌ی نسیه‌ی نسیه می‌دانیم آن را و خیلی هم دور(إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَراهُ قَرِيباً) خداوند می‌گویند ما به شما خیلی نزدیک می‌بینیم آخرت را(الدُنیا فِی الآخِرَة وَ الآخِرَةُ مُحیطَةٌ بِالدُنیا) مثل دنیا به رحم چه‌قدر نزدیک است.@ جنین در لحظه‌ای که در رحم مادر است نمی‌داند که با یک فاصله کمی دارد در دنیا زندگی می‌کند دارد دنیایش را می‌سازد همان‌جایی که هست دارد دنیایش را می‌سازد چند ماه دیگر وارد یک عالم دیگر اصلا می‌شود انقدر این مسئله بزرگ است که می‌فرماید وقتی به ایشان می‌گویند چه‌قدر در دنیا بودید می‌گویند یک روز یک روز نصف روز فکر کنم در دنیا بوده‌ایم ما اصل حیات آن است.@ ( وَ إِنَّ الدَّارَ الْ‏آخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ) حیات حقیقی آنجاست ما هیچ ذوق‌زدگی هیچ دلبستگی هیچ وابستگی شوق و شوری نسبت به حیات حقیقی نداریم بهجتش نمی‌آید سراغ‌مان لذّتش نمی‌آید سراغ‌مان دلتنگی برایش نداریم.@ عرض کردیم جلسه‌ی قبل که کم‌جا‌ترین آدم در بهشت یک میلیون خادم دارد فقط خادم غیر از خادم هم هستند دوستان هستند موجودات بهشتی هستند. در روایت داریم وقتی اسم بهشت می‌آید یک مؤمن وقتی آن‌قدر بی‌سلیقه است آن‌قدر بی‌حال است آن‌قدر کسل است که وقتی اسم بهشت و موجودات بهشتی می‌آید همان لحظه ذوق‌زده نمی‌شود.@ آرزو نمی‌کند از خدا نمی‌خواهد تمنایش در دلش نمی‌افتد آن طرفی‌ها در بهشت می‌گویند این را نگاه کنید این دارد می‌شنود ولی هیچ درخواستی ندارد هیچ ذوق‌زدگی‌ ندارد هیچی نمی‌خواهد اصلا انگار نمی‌خواهد که پیش ما باشد.@ امیر المؤمنین(ع) (اَلجَنَّةُ اَفضَلُ غایَةٍ) یعنی چه؟ یعنی بهشت بالاترین هدف است چون غیر از بهشت چه چیز است آن طرف؟ فقط جهنّم است باز خواهش ما به بحث‌های فلسفی شود بحث‌های وجود شناسی که قبلا کردیم توجّه کنید.@ جنین وقتی می‌خواهد از رحم مادر به دنیا بیاید فقط باید به یک چیز فکر بکند به ورود سالم به دنیا دنیا فقط یک چیزاست یک شرایط سالم. دردش کجاست؟ در خودش خوابیده، در باطنش است..@ در باطنش یعنی اگر این برای سلامت نیاید درد دارد والاّ به سلامت بیاید دیگر دردی ندارد درد از کجا ناشی می‌شود از باطن سلامت می‌آید بیرون انحراف باطل از کجا می‌آید اگر ما چیزی به اسم حق نداشته باشیم باطل معنا دارد؟ بله، باطل معنا ندارد.@ نادرستی زشتی خرابی انحراف درد مرض غم همه‌ی اینها از آن جنبه‌ی دیگر ناشی می‌شود یعنی اصالت با آن طرف است و اینها به تبأ ایجاد می‌شود بنابراین وقتی می‌فرماید(اَلجَنَّةُ اَفضَلُ غایَهٍ) بالاترین هدف است اتفّاقا باید به او خیلی فکر بکنیم برایش برنامه داشته باشیم چه‌طور برای دنیا برنامه‌ریزی می‌کنی(کُن لِدُنیاکَ کَأَنَّکَ تَعیشَ اَبداً).@ امّا برای آخرت چی؟ (کُن لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتَ غَداً) می‌گفت فردا می‌خواهی ببینی برای همین در روایت داریم مؤمن همّتش خیلی بالاست چون دوکاره کار می‌کند به دوجا همّت دارد هم همّت دارد دنیا را بسازد هم همّت دارد آخرت را بسازد.@ (اَفضَلُ غایَۀٍ) یعنی فکر کن به آخرت شوخی نیست اصلا وقتی به شما می‌گوید یک وجبش بالاتر از همه‌ی دنیاست این قابل رغبت نیست طرف برای یک مدرک تحصیلی برای شهرت دنیایی برای مقام وهمی اینجا برای شهوت حیوانی اینجا سالها تلاش می‌کند با چه رغبتی اگر انسان این شور بیفتد در دلش برای آخرت چه می‌شود.@ آخرتی که از همه چیز به او نزدیکتر است علی علیه السلام فرمود:(اَقرَبُ شَیء اَلأَجل) از هر چیزی به او نزدیک‌تر است بهشتی که از هر چیزی ضمن اینکه افضل غایت است از هر چیزی به انسان نزدیک‌تر است.@ چند روز پیش ما سرکلاس بودیم کلاس تهران یکی از عزیزانی که همیشه هم می‌آمد سر کلاس می‌نشست با چه رغبتی جوان شاید 27، 28 ساله عکسش را گذاشتند جلوی ما و گفتند به رحمت خدا رفته و حالا آن موقع که خودش می‌آمده و سر کلاس می‌نشسته درس‌ها را گوش می‌کرده فکر می‌کرده که هفته‌ی دیگر نیست.@ در این دو سه هفته‌ای که هم درسی‌های ما هم‌شاگردی‌های ما به رحمت خدا رفته. جوان هر دوی آنها جوان. انقدر به ما نزدیک است. افضل غایة یعنی شما باید برنامه‌ریزی برایش بکنی اگر جزو برنامه‌هایت نیست رسیدن به آنجا آماده شدن برای آنجا ما از غافلین نوشته می‌شود.@ تمام انتخاب‌های انسان باید براساس این افضل غایه‌ باشد انتخاب‌های رشته همسر شغل انتخاب‌های علمی‌اش هر انتخابی راکه می‌کند هر ارتباطی را که دارد دیدنی‌ها شنیدنی‌ها خوردنی‌ها هر چیزی را که انتخاب می‌کند باید برای رسیدن به افضل غایه باشد.@ لحظه‌ای که از اینجا برود و شاد برود آرام برود خوشبخت برود(اَلجَنَّةُ خَیرُ المَعالٍ وَ نارُ شَرُّ المَقیلٍ) بهشت بهترین فرجام است یعنی خوش به حال کسی که عاقبت به خیر بشود یعنی به بهشت ختم بشود بهترین فرجام است اگر فی العین باشد دیگر خیلی بد می‌شود یعنی غیر از این باشد دیگر بد است خطرناک است.@ (فَماذا بَعدَ الحَقّ اِلاَّ الضَّلال) بعد از سلامتی چیست؟ بیماری. غیر بهشت می‌شود جهنم یعنی درد(وَ النّارُ شَرُّ المَقیلٍ) دوزخ بدترین توقف‌گاه است بدترین جاست امروز من دستم خورد به یک چیز خیلی داغ سوخت دو تا از انگشت‌هایم درد تا مغز استخوانم رفت.@ همین الان که هستم جایشان مانده روی انگشت‌هایم بعد همین‌طور که داشت می‌سوخت و درد می‌کرد به خودم می‌گفتم ما مثل اینکه به خودم می‌گفتم ما اصلا جهنم را شوخی گرفتیم اصلا راست است که می‌گویند جهنم می‌برند.@ خدا رحمت کند امام را می‌گفت برای یک اخلاق بد چند قرن از قرن‌های آخرتی انسان در جهنم گرفتار می‌شود ما چه می‌دانیم قرن آخرت یعنی چی این حرف‌ها راست است برای حسادت برای تکبر برای لوس بودن برای زود رنج بودن برای حساس بودن برای مغرور بودن برای اوج اینها راست است.@ اگر راست است پس ما خیلی داریم با غفلت زندگی می‌کنیم من خودم را دارم می‌گویم بیش از هر کس دیگری و پیش از هر کس دیگر خودم را مقصر می‌دانم و خدا را شاهد می‌گیرم که فقط خودم را دارم خطاب می‌کنم.@ نعمتی است که یک موقعی هم دست آدم بدن آدم یک سوزشی یک دردی یک عذابی داشته باشد ببیند واقعا راست این‌طور حرف‌ها قرار یک همچین اتفاقاتی بیفتد برای ما اگر آدم‌ها سالم نرویم چی یک مناجاتی امام سجّاد علیه السلام دارد در صحیفه‌ی نه این صحیفه‌های کامله که 54 تا دارد چون حضرت 7 تا صحیفه از او هست.@ این صحیفه‌ی کامله یک دانه است در دست مردم 6 تای دیگر معمولا دست مردم نیست در یکی از این صحیفه‌هایی که در این صحیفه‌ی کامله نیست در دعاها حضرت یک مناجات طولانی دارد که خطرات را بیان می‌کند خیلی غوغاست آنجا با آه شروع می‌شود.@ همه‌اش آه دارد حضرت آه آه آه آه برای هر آهی یک خطری را میگوید بعد تمام که می‌شود می‌گوید وانفساه وانفساه وانفساه برای هر وانفسایی هم یک خطری می‌گوید آنجا که شما با آه و وانفساهای امام سجاد را می‌بینید یک جایش دارد(آه اِن حیلَ بَینی وَ بَینَ مُحَمَّدٍ المُصطَفی) آه اگر بین من و پیغمبر فاصله بیفتد.@ چون(فَماذا بَعدَ الحَقّ) فاصله از پیغمبر یعنی کجا؟چون پیغمبر ملاک سلامتی است دیگر فاصله از پیغمبر چقدر آه و وانفساه دارد حضرت امام سجّاد علیه السلام راجع انسان از آخرت محروم بشود گرفتار عذاب بشود گرفتار جهنم بشود از بهشت محروم بشود ما اینجا یک کمال دنیایی از ما محروم میشویم طرف گاهی وقت‌ها به خودکشی می‌رسد.@ به دیوانه‌گی می‌رسد اصلا دیوانه می‌شود مجنون می‌شود یا می‌خواهد خود را بکشد تا آخرعمراین طرف پژمرده شد یک چیزی مثلا یک شهرتی یک مقامی یک اعتباری نمی‌دانم بچه‌ای همسری خانه‌ای اتومبیلی مقامی یک مدال یک مدال ورزشی که کمال وهمی است طرف خودکشی کرد.@ در ورزشگاه‌ها شما نگاه کنید درهنرپیشه‌ها نگاه بکنید چه‌قدر خودکشی است در شهرت است ولی از یک چیزی محروم شده است در فیلمی راه ندادند بازیش ندادند یک جا. یک جا از یک مدال محروم شده.@ اینجا شما نگاه بکنید در همین کمالات دنیایی مثل مقام پیش‌کسوتان جهاد و خون یارای امام تربیت شده‌های حوزه مجتهد مرجع ببینید وقتی که از یک کمال وهمی مثل مقام رساله محروم شده می‌بینید یک کشور را به فتنه کشیده.@ خوب دقّت بکنید آدم یک دفعه چه می‌شود یک امام جماعتی را از او بگیرند بگویند نمی‌خواهد شما دیگر نماز جماعت بخوانی نمی‌خواهد تدریس بکنی نگذارند یک کتابش چاپ بشود کمال وهمی است اینها وای به حال کسی که دلخوشی حقیقی نداشته باشد دلبسته‌ی حقیقت نباشد.@ وقتی اینها از او گرفته بشود ببینید چه‌قدر طرف می‌سوزد خانه‌اش بسوزد آتش بگیرد اتومبیلش را بدزدند یک دسته چکش را دزد بزند یک دسته چکش را. حالا بعضی‌ها که برای ظروف آشپزخانه و یک لباس و یک چادر و اینها اگر یک سیگاری رویش بیفتد یا پاره بشود ببینید چه حسی به او دست می‌دهد.@ در لباسش در اتومبیل شما الان نگاه بکنید طرف تصادف اتومبیل می‌کنند می‌آیند بیرون من بارها دیده‌ام چند روز پیش در همین پمپ بنزین ایستادم بنزین بزنم پشت‌سری من با آن یکی پشت‌سریش دعوایش شد این قفل فرمان را درآوردند و افتادند به جان هم ماشین‌های همدیگر را خرد کردند.@ این میزد شیشه‌ی این‌ یکی می‌شکست آن داشت شیشه‌ی آن یکی را می‌شکست سرو صورت همدیگر را آقا چه اتفاقی افتاده دو تا حلبی خورده‌اند به هم آدم‌ها یک دفعه تا جهنم می‌روند به خاطرش یعنی(اَلنّار وَ لَلعار).@ یک تلفن همراهش گم می‌شود یک حقوق ماهیانه‌اش را از جیبش می‌زنند آنجا بهشت را به آدم نشان می‌دهند می‌گویند همه‌اش مال شماست هیچی هم نمی‌بینی هیچی هم به شما نمی‌دهند اگر همین‌جور ول کنند آدم را دم در بهشت این بهشت توست نگاه کن ببین داخلش هم نمی‌توانی بروی.@ همان را هم که ببیند چه بوده برای این با تمام محتوا نگاه بکند بعد بگویند هیچی از آن را هم نمی‌دهیم بایست در همین در بهشت دم در بهشت بایست شاید بهشتیها یک موقع یک صدقه‌ای بدهند عذابت نمی‌دهند کسی کاری نداشته باشد این‌جوری هم نیست تشنگی دارد گرسنگی دارد غم دارد عذاب دارد مار دارد عقرب دارد تنهایی دارد فشار دارد.@ ضمن اینکه آن را هم می بینید ما اصلا متوجه نمی‌شویم چه چیز را داریم خراب می‌کنیم یا چه چیز را داریم از دست می‌دهیم چه چیزهایی داریم آتش می‌زنیم چه چیزهایی داریم نابود می‌کنیم باورمان نشده که(اَلجَنَّةُ خَیرُ المَعال) بهترین جایگاه بهترین فرجام بهترین عاقبت جهنم بدترین توقفگاه است.@ به یک لطیفی چند وقت پیش گفتم که حالت چه‌طور است خوبی؟ گفتش که چرا خوب نباشم اصلا خدا جهنم را آفریده که ما خوب باشیم یعنی جرأت دارند با جهنم خوب نباشند چه حرف قشنگی است اگر کسی این را باور کند دیگر حسادت ندارد دیگر عصبانی نیست دیگر پرخاش‌گر نیست دیگر حساس و زودرنج نمی‌شود.@ دیگر اگر یک چیزی از او رفت گم شد بلایی سرش آمد برایش گند نمی‌زند خراب نمی‌کند کار را. تحقیر نمی‌کند کسی را توهین به کسی نمی‌کند دل کسی را نمی‌شکند.@ اگر باور کرده باشد جهنم هست و برای هر عملش جهنمی ذخیره می‌شود برای یک بار عصبانیتش حجم زیادی فشار قبر و عذاب ذخیره می‌شود این، این اصلا جرأت ندارد بد باشد خیلی قشنگ گفت من که لذّت بردم گفت من جرأت دارم بد باشم خدا جهنّم را آفریده که من خوب باشم ولی ما این را باور نداریم.@ همیشه به بدی‌ها، رذالت‌ها ادامه می‌دهیم باورش نکردیم وجود مقدس آقا امام رضا علیه السلام(اِنَّ صِلعَةَ اللهِ رَخیسَۀٌ فَشتَروُها قَبلِ اَن تَغلوا) اینها امیر کلاما یعنی غیر معصومین نمی‌تواند این‌طور حرف بزند کالای خدا ارزان است قبل از اینکه گران بشود بخرید قبل از اینکه گران بشود بخرید.@ می‌فرماید در روایات داریم اگر به خانمی هفت روز یعنی در واقع این عدد است دیگر. در اصول خوانده‌اید عدد مفهوم بله ندارد می‌گوید اگر یک خانمی هفت روز بی‌تکّبر بی‌منّت در خانه خدمت بکند به خانواده‌ خودش یک ظرفی را جابه‌جا بکند یک کاری را بکند.@ چند تا مصداق دارد که اینها را در بحث خانواده توضیح داده‌ام اینها را یا یک آقا در روایت داریم از پیغمبر آرش نیاید از اینکه کاری بکند خدمتی بکند بعضی‌ها واقعا متکبّر هستند می‌گوید من کارشناسی ارشد دارم من دکترا دارم من باید درس خارج بخوانم درس‌هایم سنگین است به من ربطی ندارد که در خانه کار بکنم کمک بکند به من ربطی ندارد.@ از آن بدتر اینکه می‌گوید من مریض هستم کولر روشن نکنید شما در گرمای تابستان اینجا در قم کویر قم اینجا گرما را بکشید اگر کولر را روشن کنید من مریض می‌شوم همه‌تان گرما بکشید من می‌خواهم درس بخوانم.@ بلند نمی‌شود برود از خانه بیرون برود در همین کتابخانه‌ها هست در سطح شهر تا دیروقت هم هست خنک هم هست یا غذاهای گرم پارک هست سایه هم دارد برود بشیند درس بخواند به همه می‌گوید شما در جهنم بسوزید که من می‌خواهم درس بخوانم مرده‌شور درس خواندن را ببرد این درس می‌خواند که چه بشود من نمی‌دانم.@ این درس می‌شود یک جهنم به تمام معنا هرچه بیشتر می‌خواند از رحمت خدا دورتر می‌شود پیامبر می‌فرماید یک مرد تکبّر نداشته باشد از اینکه خدمت بکند به خانواده‌اش درخانه کاری بکند در مورد هردویشان دارد خداوند بهشت را نصیب‌شان می‌کند.@ با همین کار بی‌تکبّر بودن برای خدا انجام دادن بی‌منّت انجام دادن پاداش را از غیر خدا نخواستن خیلی کم مگر چه‌کار دارید می‌کنید(اِنَّ صِلعَةَ الله رَخیسَه) کالای خدا ارزان است دو رکعت نماز، نماز شبی ، زیارتی دعایی صلواتی ذکری صدقه‌ای اخلاق خوشی.@ لبخند دیگر از لبخند بعضی‌ها واقعا آدم‌های خیلی عاجز و خیلی بدبختی هستند اسبق بن نباته می‌گوید که(کانَ اَمیرالمؤمنین(ع) اِذا اَرادَ اَن یُوَبِخَ رَجُلً کانَ یَقولُ اَنتَ اَعجَزُ مِن تارِکِ الغُسل لِیَومِ الجُمعَه) حضرت علی علیه‌السلام می‌خواستند یک نفر را توبیخ بکند می‌گوید شما خیلی بی‌عرضه و تنبلی بابا شما از کسی که روز جمعه غسل نمی‌کند بی‌عرضه‌تری.@ حالا بعضی‌ها جمعه در خانه‌شان نشسته‌اند عاجز هستند از اینکه بروند یک غسل جمعه انجام بدهند غسل جمعه شما ببینید چه‌قدر آثار دارد انقدر آثار دارد که می‌گوید اگر می‌دانید جمعه نمی‌توانید پنج شنبه به جا بیاورید تعطیل هستند و اگر جمعه فوت شد شنبه غذای جمعه را به جا بیاورید.@ یک لبخند یک لبخند در مسائل معنوی باطن انسان زمانی از حالت حیوان بودن درمی‌آید که شخص قادر به لبخند زدن باشد یک رمز را دارم برایتان می‌گویم کسی که عرضه ندارد بخندد به صورت برادرانش به صورت همسرش به صورت خانواده‌اش به صورت همسایه خوش برخورد نیست بشاشت ندارد.@ یعنی همیشه گرفته اخمو ابروهایش درهم نمی‌تواند بخندد حتی اگر دوستانش هم سلام علیک می‌کند خیلی عادی است یعنی همین‌طور مثل برج زهرمار سلام علیک می‌کند حرف هم می‌زند همین‌طورآدمی که نمی‌تواند بخندد این آدم حیوان است.@ این باطنش یقینا ًً حیوانیّت دارد در باطنش، کسی که نمیتواند لبخند بزند چون لبخند کمترین چیزی است که که انسان می‌تواند به کسی بدهد که آیا وقتی کسی که لبخند می‌زند کسی می‌رود دست می‌رود جلوتر می‌رود دست دراز می‌کند حالا این‌ها قواعد خاصّ خودشان را دارند دو نفر همسان هستند خب خوب است.@ ولی یک موقع است که بزرگ و کوچک است بزرگ باید دستش را دراز کند ولی مهم نیست بزرگ هم که دستش نرسد کوچک وقتی دستش را داد می‌فرماید دراین دستی که این‌ها به هم می‌دهند دست سوّم دست خدا است.@ بعد سؤال پیش می‌آید که از بین این دو تا دست دست خدا در دست کدام یک از این دو نفر است؟ آن که در قلبش طرف مقابل را بیشتر دوست دارد مهربان‌تر است وقتی همدیگر را بغل می‌کنند می‌فرماید خداوند به فرشته‌ها می‌گوید اصلا بروید کنار دیگر اصلا این‌ها همدیگر را در آغوش کشیده‌اند دو برادر دو خواهر می‌بوسند روبوسی‌ می‌کنند.@ همدیگر را آن که احساس بیشتری دارد به خدا نزدیکتر چون به چه کسی نزدیکتر است؟ به رحمت ما نزدیکتر است. حالا شما نگاه کنید این فرهنگ را بگذار بغل فرهنگ غرب چون شما اصلا دست دادن خیلی جاها اصلا اشکال دارد.@ یعنی بد تلقی می‌شود چه برسد همدیگر را بغل بکنند روبوسی بکنند اصلا بی‌معنا است فرهنگ ما را نگاه بکنید فرهنگ جهانیان را نگاه بکنید ما خیلی وقت‌ها از همین‌ها عاجز هستیم از همین‌ها بعضی‌ها در خانه‌شان هم عاجز هستند نسبت به همسرشان نسبت به بچه‌هایشان در روایت دارد بر هر بوسه‌ای ثوابی‌ است.@ این‌ها عاجز هستند خشک ضمخت بی‌روح یک خانه‌ی سرد یک خانه‌ی مرده یک خانه‌ی بی‌هیجان بی‌شوخی بی‌خنده بی‌احساس بی‌عواطف این صفت‌ جهنمی‌هاست این می‌شود جهنم.@ اگر بخواهیم باز کنیم این را یک چند هفته خیلی زیاد باید باشیم در این قضیه که اگر کسی می‌خواهد من حتما توصیه می‌کنم حتما توصیه می‌کنم عزیزان مبادا از کسی فوت بشود این توصیه‌ی من یک دور حداقل یک دور ثواب الاعمال و اعقاب الاعمال شیخ صدوق را همه مطالعه بکنند.@ بهشت رفتن چقدر راحت است چقدر ارزان است و جهنّم رفتن هم چقدر مفت است آدم با کوچکترین چیز خودش را جهنّمی می‌کند مفت با توهّم با یک خیال با یک دل‌بستگی به کمالات وهمی خیالی باب جهنم را روی خودش باز می‌کند.@ چون بحث‌مان رو بحث انسان‌شناسی است می‌خواهیم ربط به مسائل انسان‌شناسی به این موضوع داریم می‌خوانیم که یک مقدار که یک کم شور و هیجانی در ما ان‌شاءالله ایجاد بشود والاّ باز باید بشود این برای همین یک حدیث شما لازم است بروید حتما یک دوره ثواب الاعمال یا اعقاب الاعمال شیخ صدوق را بخوانید انقدر ارزش دارد.@ فرمایش بعدی از مسیح هست عیسی مسیح(ع) (اَن نَومُ عَلَی الحَصیر وَ اَکلُ خُبزِ الشَعیر فی طَلَبِ الفِردوس یَسیر) خوابیدن روی حصیر ببینید چقدر خیال آدم‌ها را راحت می‌کند چقدر تجملات چقدر چشم و هم چشمی‌ها چقدر تکلف‌ها را از آدم می‌گیرد چقدر شادی می‌آورد برای آدم و خوردن نان جو در طلب فردوس.@ فردوس را گفتیم چه هست یادتان هست جلسه‌ی اوّل گفتیم بهترین جای بهشت است(فی طَلَبِ الفِردوس یَسیر). آسان است این کار سادگی آسان است بی‌تکلّف بودن آسان است رقابت نکردن چشم و هم‌چشمی جهنّمی نداشتن این آسان است.@ و جای جالب و خطرناکش هم همین است که هرچه انسان چشم و هم‌چشمی بکند هرچه عقده بازی دربیاورد هرچه گرفتاری روحی وابستگی روحی به تجملات پیدا می‌کند از سهم آن طرفش کم می‌شود از سهم خودش کم می‌شود.@ آخرین فرمایش را هم بخوانیم از وجود مقدس نبی اکرم(ص) این کلید است این فرمایش که دارد می‌گوید اینجا کلید است(لا تَنسَوا العَظیمَین اَلجَنَّةَ وَ النّار) دو چیز عظیم عظیم که می‌گوید این پیغمبری است که دنیا را پست بازیچه معرفی کرده می‌گوید دو چیز عظیم را فراموش نکنید بهشت و جهنم بهشت و آتش این را فراموش نکنید این کد است.@ نباید آدم فراموشش بشود این قضیه اگر جلوی چشم‌اش باشد این آدم همیشه شاد زندگی می‌کند همیشه آرام زندگی می‌کند چون غصه‌های ما اضطراب‌های ما ترس‌های ما مال آن موقعی است که توهماً چیزی از ما دارد فوت می‌شود.@ اگر یک کسی بهشت جلوی چشمش باشد تمام فوت شده‌هایش می‌شود بهشت دیگر غصّه ندارد می‌داند برای هرچیزی که از او دارد فوت می‌شود می‌داند بهشت دارد برایش درست می‌شود این چه غصّه‌ای دارد گم‌شده‌ای از تو چیزی دزد زده از تو چیزی مریض شدی کسی مرده لنگ هستی یک جا یک جا به خجالت افتادی هرچه هست دارد برایش بهشت می‌سازد.@ برایت مریض هستی فرمود در بهشت درجاتی هست که جز با بیماری انسان به او نمی‌رسد تمام چیزهایی که غصه می‌آورد در دنیا هر چیزی که در دنیا غصه‌ می‌آورد یک آدم باشعور یک آدم مؤمن به آدم معنای حقیقی یک آدم عاقل می‌تواند تمام فقدان‌هایی که برای یک کسی بی‌ایمان است غصّه می‌آورد برای یک مؤمن چه بیاورد شادی بیاورد.@ (و ما رأیت الاّ جمیلا) ما چقدر فاصله داریم با حضرت زینب(س) ما نمی‌خواهد بگوییم بچّه‌هایمان جلویمان چشممان تکه تکه کردند برای ما شاید پیش نیاید این صحنه بچه‌هایمان را تکه تکه کنند داداشمان را بکشند خودمان را اسیر بگیرند کتک بزنند شاید این چیزها پیش نیاید.@ شاید انقدر لیاقت نداشته باشیم که جهادی برای ما پیش بیاید کتک خوردنی اسارتی مجروحیتی تیر خوردنی تشنگی راهپیمایی گرسنگی کشیدن برای خدا سیلی خوردن برای خدا شاید ما همچنین لیاقتی نداشته باشیم.@ امّا آنکه در خانه‌ات هست آن که در خانه‌ات هست در روابط زناشوئی در فامیل در زندگی اجتماعی عرضه داری مثل حضرت زینب هرجایش خراب شد بگویی(و ما رأیت الاّ جمیلا) یک کسی مُرد یک چیزی تصادف شد یک چیزی که دزد زد یک فقدان اتفّاق افتاد یک محرومیّتی پیش آمد یک گرفتاری یک گرهی در کارت خورد.@ عرضه داری همین مقدار نمی‌خواهد حالا ما هم با حضرت زینب آن بلای عظیم را(عَظُمَت فِی السَّماواتِ عَلی جَمیعِ اَهلِ السَّماوات) ما آن را نه امّا همین همین روزمرّه‌هایی که همه‌ی مردم کافر و مؤمن هم به او دچار هستند.@ ببینیم ما چقدر واقعا داریم پایین فکر می‌کنیم که حضرت می‌گوید بابا این مصیبت‌هایی که شما قرآن می‌گوید بابا این مشکلاتی که شما دارید کافرها هم دارند انقدر مرتّب ناز نکنید انقدر غر نزنید انقدر نق نزنید همین گرفتارهایی که شما دارید بدهی دارید کافرها هم دارند بدترش را هم دارند.@ خدا رحمت کند شهید دستغیب را می‌گفت مؤمن در دنیا از کافر بیشتر لذّت می‌برد چون مایع‌های آرامش دارد مایع‌های آرامش حقیقی دارد خدا را دارد اهل بیت را دارد مایع‌های حقیقی که به او قدرت می‌دهند کافر اینها را ندارد.@ من یک مثال بزنم مثال اجتماعی سیاسی بزنم شما نگاه بکنید در مملکت خودتان که یک موقعی آشوب می‌شود مردم چقدر قدرتمند و شاد و آرام با فتنه‌ها برخورد می‌کنند چرا؟ رقابت‌های احزاب را شما نگاه بکنید شخصیّت‌های مثبت که یک دفعه منفی می‌شوند.@ منفی‌هایی که می‌آیند بالا ریزش‌ها رویش‌ها چرا ما آرام برخورد می‌کنیم با این قضیه چون ولی فقیه داریم چون امام داریم در سایه‌ی ولایت فقیه در سایه‌ی امام خیالمان راحت است که کسی خیلی نمی‌تواند به این مملکت چه کار بکند آسیب بزند چه نعمتی است ما داریم.@ حالا شما نگاه بکنید فکر کنید ولایت فقیه نباشد ولایت از شعبههای یک رسالت هست این را بردارید شما الان یک دفعه شما نشستید اینجا طلبه‌اید یک دفعه می‌بینید احزاب سیاسی افتادند به جان هم برای انتخابات ریاست جمهوری برای مجلس آدم نمی‌داند می‌خواهند سر از کجا دربیاورند.@ اینها یک دفعه دیدید مملکت را دادند دست آمریکا مملکت را دادند دست اسرائیل ما اینجا مرجع تقلید داشتیم در این مملکت مرجع تقلید داشتیم قائم مقام رهبری بوده خانه‌اش و اطرافیانش پر از منافقین و آدم‌کش‌ها بودند امام می‌گفت شما سهم امام را دارید می‌دهید به منافقین اصلا اضطراب می‌گیرد آدم را آقا به چه کسی می‌تواند آدم اعتماد بکند.@ دیدید در این جریان فتنه‌ها چه کسانی آدم اینها را چقدر خوب و بزرگ می‌دانست چقدر راحت سقوط کردند الان آن چیزی که به آرامش می‌دهد چیست در این مملکت امامت ولایت این را شما بردارید اگر بدتر از افغانستان نکردند قدرتطلب‌ها از روحانی و غیر روحانی بگیر همین‌طوری هستند اگر بدتر از افغانستان نشد.@ اگر جنگ داخلی نکردند اگر هرج و مرج دیده نشد آن چیزی که الان مایه آرامش ماست هرچیزی که به دین است هرچیزی که حق است آرامش می‌آورد مسجدها چقدر آرامش می‌آورند شما مسجدها را بردارد عبادتگاه‌ها را بردار حرم را بردار ذکر را بردار.@ صلوات را بردار جلسات دسته جمعی را بردار روحانیّت را از این کشور بردار علماء را بردار ببینید همه‌اش اضطراب می‌آورد حالا شما فکر کن ما این حق‌ها را داریم داریم در این مملکت با چه شادی داریم زندگی می‌کنیم از این مملکت پایتان را شما بگذارید بیرون بروید آنجایی که از این خبرها نیست حتی مملکت اسلامی که از این خبرها نیست.@ شما بروید عراق ببینید هرج ومرج است دشمن می‌آید به نوامیس شیعه تجاوز می‌کند به کرّات هزاران بار تجاوز کردند به نوامیس شیعه این امریکای خبیث هیچ‌کس از او نمی‌تواند دربیاید بعد بایستی به ناموست تجاوز بکنند هیچ‌ کاری هم نمی‌توانی بکنی.@ بکشند هیچ کاری نمی‌توانی بکنی از خانه می‌روی بیرون معلوم نیست غروب برمی‌گردی یا نه بچه‌ات می‌رود بیرون همسرت می‌رود بیرون مطمئن نیستی زنده برمی‌گردد یک مملکت شیعه است افغانستان شما نگاه بکنید ما چه داریم که انقدر داریم در امنیت و آرامش زندگی می‌کنیم.@ با اینکه بیشتر از هر کس در این مملکت توطئه شده از مملکت اسلامی برو تا مملکت غیر اسلامی ببین چقدر اضطراب وجود دارد چقدر مریضی جسمی چقدر مریضی روحی چقدر ناآرامی شما وقتی می بینی در آمریکا در اروپا یک دفعه گرانی بیکاری شد این شخص چه دارد به کجا پناه ببرد وقتی که شغلش را از دست داده چه مایه آرامشی دارد به کجا می‌خواهد پناه ببرد خودش را آرام کند.@ مؤمن در دنیا هم شاد است مؤمن در دنیا هر بلایی سرش بیاید به نفعش است برای همین حضرت می‌فرماید: من تعجّب می‌کنم مؤمن هیچ بلایی نیست سرش بیاید مگر اینکه خیرش نباشد همه‌اش در خیرش است ما هم می‌توانیم همین‌طور قشنگ نگاه بکنیم.@ مثل کافر آنها مرگ و حیات دارند تصادف دارند ما هم داریم مریضی دارند ما هم داریم تازه مریضی آنها خیلی بیشتر است یک ایدز می‌گیرند ایدز کمترین جا که آسیب دیده کشور ماست برو آنجا ایدز آنجا ده‌ها میلیون نفر آدم را کشته است دردسرش مال مردم است.@ چند روز پیش مال مردم یک کشوری را می‌خواندم که مردم از گرسنگی خاک را با روغن و شکر خاک با روغن و شکر قاتی می‌کنند روی آتش سفت می‌کنند به عنوان کیک با خاک می‌خورند که یک موقع نمیرند گرسنگی‌شان را برطرف بکنند آن وقت ما در اینجا داریم غذای یک میلیارد آدم را داریم می‌خوریم.@ همین هفتاد میلیون نفر آدم را از اسراف شدید امنیّت گاز مفت داریم مصرف می‌کنیم امنیّت همه چیز بهشت امّا اگر خراب شد اگر کم شد اگر یک چیزش بهم خورد اگر یک ذرّه ضعفی و گرسنگی مشکلی پیش آمد.@ (وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ) تا یک مصیبتی می‌آید نکره هم هست تا یک مصیبتی می‌آید چه‌طور جگرشان را آرام می‌کنند چه‌طور شادی‌ را به خودشان برمی‌گردانند.@ آرامش را برمی‌گردانند به خودشان (قالُوا) یکی از لذّت‌بخش‌ترین و شادی‌آورترین آیات قرآن که ما متأسفانه با او خیلی برخورد غمانگیزی کردیم این است(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) چقدر خوش است این خبر چقدر شادی برای آدم می‌آورد.@ آدم بگوید هرجا کارش گره خورد هرمشکلی در زندگی‌اش پیش آمد هرچیزی همین که فکر می‌کند که من قیمتم اینجا نیست من شرافتم خداست و برمی‌گردم به محل خودم به وطن خودم اصلا همه‌ی ماجراها تمام می‌شود.@ خدا رحمت کند آیت الله استاد عزیزما آیت الله مجتهدی را چقدر زیبا من دهها بار از دهان ایشان شنیدم دهان مبارک ایشان رحمت الله تعالی علیه یکی از رمزهای شادی و آرامش را همیشه ایشان تذکر می‌داد به من می‌گفت این نیز بگذرد چقدر قشنگ است.@ این نیز بگذرد این کلمه را آدم بنویسد روی تلفن همراهی تلفن خانه‌ای اتومبیلی جایی بزند خلاصه در خانه اگر در قلبش نیست بعضی‌ها در قلب‌شان الحمدلله همیشه دارند تا یک چیزی می‌شوند می‌گویند باشه خدا بزرگ است بیخیال این کلمه‌ی بیخیال خیلی خوب است ما می‌گوییم لات‌ها می‌گویند بیخیال دمشان گرم که می‌گویند بیخیال ایول می‌گویند بیخیال.@ علی(ع) فرمود نصف شخصیّت عاقل بیخیالی است(نِصفُ العاقِلِ الاِحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیّت عاقل تحمّل است و نصفش بیخیالی است کسی که عرضه ندارد بیخیال باشد آدم بدبختی است این دنیا بدبخت است آخرت هم بدبخت است در دنیا فشار دارد آخرت هم فشار دارد.@ اینجا اعصابش خرد و له و مچاله است آن طرف هم فشار قبر دارد خسرالدنیا و الاخره آقا بیخیالی نعمت بزرگی است کسی عرضه داشته باشد بیخیال باشد ما نمی‌خواهد مثل حضرت زینب و بزرگان و اینها ببینید آیا با آن کلمه‌ی(و ما رأیت الا جمیلا) را در زندگی روزمرّه می‌توانیم بگوییم.@ اگر بگوییم به عشق بهشت دینت را فراموش نکردی این فرمایش که(لا تَنسَوا العَظیمَین اَلجَنَّةَ وَ النّار) بحث دیگری دارد که ان‌شاءالله بماند برای جلسه‌ی بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علیه و آله الطاهرین.@