شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه168 06/07/1402
استاد شجاعی
بحث ما درباره شرح جامعه کبیره زیارت شریف جامعه کبیره به این فراز اختصاص داشت «و حفظة سرالله» که اهل بیت حافظان سر خدا هستند درباره حفظ سر یکی از مصادیق سر اسرار مردم است،یعنی باطن مردم و اسرار مردم که اهل علیه السلام چون مظاهر خدا هستند انسان های کامل هستند و طبق قاعده الهی شاهد بر اعمال انسان ها هستند حضور دارند در همه مراتب خلقت از اسرار همه انسان ها خبر دارند،و ما در محضر آن ها هستیم چه در دنیا رفته باشند چه در دنیا باشند فرقی نمی کند چون همه عالم خلقت در محضر معصوم است،قران هم این را می گوید:«کل شی احصیناه فی امام مبین» همه چیز در امام است،امام احاطه بر کل شی دارد کما اینکه وقتی می گوییم «لا یخفی علیه شی فی الارض و لا فی السما» هیچ چیز از خدا مخفی نیست،نه در زمین و نه در آسمان معصوم هم همینطور است آنها شاهد بر خلق هستند در قوس نزول خلقت اولین مخلوق معصوم است« اول ما خلق الله نوری و نور اهل بیتی» اولین چیزی که خدا خلق کرده نور پیامبر و نور اهل بیت است،وسایر معصومین را خدا از این نور و با حضور همین نور می آفریند،بنابراین نور معصوم یا روح معصوم در تمام مراتب خلقت حضور دارد،ما هم که فرزندان آنها هستیم خداوند،روح ما را از آنها آفریده،آنها در حقیقت خانواده آسمانی ما و اصل و نسب ما هستند ریشه ما هستند،در محضر اهل بیت هستیم همیشه و بنابراین آن ها وقتی می گوییم حافظ سر خدا هستند یکی از چیزهایی که آنها حافظش هستند حافظ اسرار ما هم هستند و برای همین رفتارشان آن ها با ما اینجوری بوده که وقتی که با ما برخورد می کنند،و با انسان های دیگر برخورد دارند مردم را به خاطر باطن شان با آنها برخورد نمی کنند پیامبر با اینکه باطن همه انسان های زمان خودش را می شناخت به گونه ای رفتار می کرد عادی که انگار هیچ چیز نمی داند یعنی اگر یک کسی می آمد می خواست سر پیغمبر کلاه بگذارد پیغمبر وانمود می کرد سرش کلاه رفته یعنی اینجوری رفتار می کرد. خیلی عادی رفتار می کرد با اینکه درون شخص را می دید باطن شخص را می دید اما آنها با ظاهر افراد کار داشتند سر افراد را حفظ می کردند،می دانست که این شخص قرار است بکشدش،می دانست که این شخص معصیت کار است ولی به رویش نمی آورد،رسوایش نمی کرد آبرویش را نمی برد،تحمل سر است حفظ سر می کند در واقع سینه شان صندوق اسرار مردم است،به همین ترتیب اولیا خدا هم همینطور هستند که خیلی وقت ها با دیگران و اطرافیان به گونه ای رفتار می کنند که انگار اطرافیان این ها را کاملا نا آگاه غافل حساب می کنند در حالیکه او همه چیز را می داند ولی او مأمور است که با اطرافیانش خیلی معمولی و عادی برخورد کند یعنی اجازه بدهد او دروغ بگوید اجازه بدهد سرش کلاه بگذارد اجازه بدهد کارش را بکند جهان جهان چیست؟اختیار است قرار نیست که چون ما اسرار دیگران را می دانیم یا معصوم اولیا الهی اسرار دیگران را می دانند بخواهند نگذارند که افراد به طور اختیاری کار خودشان را کنند فعالیت خودشان را بکنند،لذا یک بخشی از سرالله که می گوییم حافظ سر خدا هستند همان اسرار مردم است که مظهر سر خداست رازهای مردم خدا رحمت کند مرحوم علامه را،یکی از شاگردانش در این مراقبات رسیده بود یک جایی که باطن بعضی ها را می دید یک موقعی در یک جشنی کنار علامه ایستاده بود می آیند مثلا عید غدیر است مثلا به سادات سلام و احوال پرسی کنند،از دهانشان نیزه و چاقو و این چیزها می آید بیرون باطن این ها را اینجوری می دید بعد، یکی شان وقتی می آید علامه را ببوسد اینجوری می بیند می ترسد حواسش نیست که این دارد باطن را می بیند تا می آید حرف بزند علامه اینجوری دستش را می گیرد فشار می دهد می گوید ساکت باش هیچ چیز نگو همان شخص را بغل می کند می بوسد،روبوسی می کند،در حالیکه آن شخص این همه بدخواهی داشته این همه با زبانش با چیزهای دیگر پشت سر همین حرف می زده آبرویش را می خواهد ببرد غیبتش را بکند تهمت می خواهد به او بزند،ولی او برخوردش کاملا عادی است یعنی یک جوری برخورد می کند که انگار من هیچ چیز نمی دانم،تو هم خیلی آدم خوبی هستی،ولی همه چیز را می داند همه چیز را درک می کند،ولی او هم چون از اولیا خداست به تناسب انتسابی که با معصوم دارد چیزی نمی گوید زنان شان گاهی وقت ها به آنها خیانت می کنند،ظلم می کردند با دشمن ساخت و پاخت می کردند،توطئه قتل می کردند برای معصوم یا زنان انبیا یا خیلی از اولیا خدا،اما آنها به ناموس خدا تجاوز نمی کردند ناموس خدا یعنی چه؟یعنی اینکه همه چیز باید اختیار مردم خراب نشود،اختیار مردم به هم نخورد این ناموس خداست.دار دارد اختیار افراد مسئولیت خودشان را باید به عهده بگیرند،حالا اینکه یک کسی در اثر احاطه اسرار را می فهمد نباید برود اسرار دیگران را فاش کند بگوید. حالا یکی از بخش ها ما که آدم معمولی هستیم مربوط می شود این است که ما باید اسرار بقیه را حرمت بگذاریم،و با اینکه می دانیم یکی در حال خیانت و فساد و ظلم و چیزهای دیگر است،آبرویش را نبریم و روحیه پوشاندن عیب ها و ضعف هایش را داشته باشیم.در دعای کمیل هم داریم با اینکه ملائکه شاهد اعمال ما هستند خداوند به لطفش خیلی از اعمال ما را می پوشانداز ملائکه،ملائکه هم متوجه نمی شوند.می فرماید:«و شاهد لما خفی عنهم و برحمتک اخفیته و بفضلک سترته» شب های جمعه که دعای کمیل می خوانیم می گوید تو با رحمتت از این شاهدها عیب های ما را پوشاندی،و با فضلت پرده انداختی روی ضعف های ما،این ها را امیر المومنین دارد گزارش می دهد،امیرالمومنین که خودش همه چیز برایش کشف است می گوید فرشته ها را هم خدا یک جایی بعضی از گناه ها بعضی از حالت ها نمی گذارد بفهمند بعضی از اسرار را. این حالت معصوم است که باید باشد.چرا؟دلائل مختلفی دارد یکی از آن دلائل این است که خداوند جهان را چطور آفریده؟جهان اختیار آفریده،و هر کس باید مسئولیت عمل خودش را بگیرد ما هی نمی توانیم مچ گیری کنیم فضولی کنیم،تجاوز کنیم به حریم دیگران به هر حال نظام اجتماعی اگر قرار باشد به این شکل باشد که اسرار بقیه بریزد به هم اصلا به هم می خورد،اسرار فاش شود آن نظمی که باید در اجتماع باشد زندگی اجتماعی کلا به هم می خورد و فساد این خیلی بیشتر است چون من قبلاً هم عرض کردم مهم ترین زیربنایی ترین ناموس خدا در نظام خلقت در زندگی انسان همدلی انسان هاست وحدت است،آدم ها باید همدیگر را دوست داشته باشند وحدت داشته باشند اگر یک چیزی قرار است این را به هم بزند بقیه غیر از این کبیره است هر چه هست گناه کبیره است،انسان به هیچ دلیلی حق ندارد وحدت را به هم بزند به هیچ دلیلی هر که هر توجیهی بکند،اختلاف انگیزی کند فتنه انگیزی کند،بین انسان ها آنوقت قطعا مورد لعنت خدا مورد لعنت معصوم قرار می گیرد،به قدری وحدت و همدلی انسان ها مهم است،که حضرت می فرماید:«یک خانواده کافری همدل باشند خدا به این ها برکت می دهد و اگر خانواده ی مومنی همدل نباشند خدا برکت را از آنها بر می دارد.»آن وحدت فوق همه چیز است ناموسی است که اصلا نباید دست بخورد.لذا وقتی به امام صادق گفتند دو مومن با هم اختلاف دارند فرمود من از هر دو نفر آنها متنفرم هر دو نفر را لعنت می کند،خیلی حرف است،هر دو نفر را لعنت می کند گفتند آقا یکی شان مظلوم است یکی شان ظالم،فرمود او که ظالم است ظالم است مظلوم نباید بگذارد وحدت از بین برود حفظ وحدت مثل چه می ماند؟مثل این می ماند شما در کشتی نشسته اید یک نفر در اتاق خودش کابین خودش سوراخ کرده کشتی را همه غرق می شوند این به همه اعضای کشتی لطمه می زند شما نمی توانی بگویی،به من چه که او سوراخ کرده من که سوراخ نکردم. به قدری مسأله همدلی مهم است که از مقدس ترین عبادت ها کارها واجب تر است از تمام عقاید اخلاقیات و احکام بالاتر است.معصوم برای اینکه وحدت به هم نخورد خلافت را از ایشان غصب کردند زن شان را به شهادت رساندند جلویش سکوت می کند،که یک موقعی اجتماع نریزد به هم،مسائل اجتماعی آنقدر مهم است حفظ مصالح اجتماعی،نظام اجتماعی،حالا این نظام اجتماعی یک موقع است که خانواده است دقت کنید چه می گویم،یک موقع است خانواده است یک موقعی یک حسینیه است یک موقعی یک هیئتی است یا یک موسسه است یا کشور است ناموس در ارتباط بین دو نفر وحدت و همدلی است.از دو نفر به بالا همدلی واجب تر است،لذا حضرت می گوید آن کسی که مظلوم است من از او هم متنفرم باید او می رفت معذرت خواهی می کرد تقصیر را بر عهده می گرفت،اختلاف از بین برود تشنج از بین برود،نه که یک نفر سر ماجرا را بگیرد بگوید حق با من است،آن هم با اوست بخواهد ببرد،به بریدن انجامید دو نفر هم ملعونند،دو نفرشان مورد غضب خدا قرار می گیرند پس این را توجه کنید خیلی مسأله وحدت و همدلی مهم است لذا حق نداریم ما حالا شما در خانواده چقدر طلاق اتفاق می افتد سر خودخواهی ها،در اجتماعات دیگر بالاتر از خانواده،فامیل آنقدر اختلاف و دعوا و درگیری می شود افراد با هم قهر می کنند،این ها مفاسد و گناهانش اعظم گناهان است یعنی از این بالاتر ما نداریم.آنقدر بالاست که می گوید دروغ که گناه کبیره است بگو که رشته پاره نشود برو با دروغ الان زن و شوهر دعوایشان شده ممکن است به اختلاف جدایی منجر شود دو تا دروغ بگو از آن یکی به این یکی و از این یکی به آن یکی،اشتی شان بده،اینجا دروغ واجب است اصلا نه اینکه نمی توانی بگویی می گوید دروغ واجب است برو این گناه کبیره را بکن و نگذار این ها با هم دعوایشان شود،چون اختلاف تمام فتنه و فساد است،اگر اتفاق افتاد قیچی افتاد،همین که قیچی افتاد دیگر جهنمی شدن افراد قطعی است،می خواهد عابد دهر باشد هر کسی می خواهد باشد،وقتی که اختلاف ایجاد شد عامل اختلاف از چشم اهل بیت می افتد هیچ کس نمی تواند بگوید من به خاطر یک چیزی سر ماجرا را گرفتم چون مثلاً می گوید نه حق ندارید این کار را بکنید پس نظام اجتماعی وحدت و همدلی بی نهایت مهم است بی نهایت.می گوید،از علی علیه السلام می گوید:بگذر شوخی نیست مسأله امامت و ولایت مثل مسأله انسان هاست می گوید باشه فعلا این را ول کن چون اگر این بشود تمام اجتماع می ریزد به هم،آن حفظ بهتر است.کشتی وقتی در جریان است اول حفظ کشتی واجب تر است،وقتی قرار است کشتی منفجر بشود کشتی سوراخ بشود حیاتی باقی نمیماند که شما بخواهید اختلافی حل کنیدکه، اول باید همه در این کشتی که هستن به سلامت برسند حالا بعد که رسیدند به دعوا هایشان رسیدگی می کنند مهم ترین مسأله برای ساکنان یک کشتی چیست؟همدلی است یک طوری باشد کشتی سالم برسد،بنابراین آنجا که می افتیم به اختلاف و درگیری اگر حق با تو هم هست فرمود:شفاعت نمی کنم کسی را که بگومگو می کند حتی اگر حق با او باشد،حتی اگر حق با او باشد می گوید بگومگو نکن،کش ندهید یک ماجرا را،من شفاعت نمی کنم روز قیامت،می گوید من گناه کبیره را شفاعت می کنم زنا،شراب،قمار را آدم کشی را شفاعت می کنم اما بگومگو را شفاعت نمی کنم،وبالعکس اگر یک کسی حق با او باشد و کوتاه بیاید فرمود در سه درجه بهشت،در سه خانه بهشت من تضمین می کنم،حق با توست؟کوتاه بیا نگذار کار به دعوا درگیری اختلاف طلاق فتنه بیانجامد حالا در هر مجموعه چه در کشور چه در سازمانی جایی هستید هر چه،در خانواده است نگذار اختلاف بشود،حالا او که خودش عامل اختلاف است ببین چقدر دیگر هیزم جهنم می شود کسی که خودش بی تقوایی می کند اختلاف می اندازد بی تقوایی می کند توطئه می کند بی تقوایی می کند غیبت می کند بی تقوایی می کند،خبر می برو می آورد بی تقوایی می کند،روابط افراد را خراب می کند ببینید آن دیگر چه طور پیش خدا منفور است ،هر کس باشد فرقی نمی کند بنابراین حفظ سر بسیار مهم است یعنی اگر قرار باشد اسرار مردم فاش شود نظم اجتماع وحدت و همدلی اجتماع می ریزد به همدیگر.برای همین چیزهایی مثل غیبت تهمت تجسس فضولی کردن تحقیق کردن اینجور چیزها حرام است،بله یک موقع است قرار است این رابطه برقرار شود من می گویم می خواهم ازدواج کنم باید بروم تحقیق کنم هیچ اشکالی ندارد،حتی بروم سوال جواب بکنم،الان یک کسی از من سوال می کند من می توانم به کسی بگویم با این ازدواج نکن،چون وحدت خانواده ای تشکیل نشده برای جلوگیری از فتنه های بعدی اختلاف های بعدی دعواهای بعدی من می دانم زندگی متلاشی است می گویم آقا این به صلاح شما نیست این خانم این آقا به صلاح شما نیست تا همین حد غیبت جایز است. یک موقع می بینی طرف مقابل نمی فهمد می خواهد برود خودش را ببرد بیندازد جهنم شما آن موقع می توانی بگویی تو چرا این بنده خدا معتاد است قاچاقچی است فلان مشکل را دارد فلان مریضی را دارد چرا مشاور می تواند این کار را بکند اما این مال قبل از پیوند است،ولی وقتی که،او در مقام مشاوره است یعنی آمدند از او سوال کردند وجدانا باید بگویید،من الان آمده ام راجع به داشت از تو سوال می کنم داشت را قبول داری،نمی توانم سر مردم کلاه بگذارم بگویم بله داداشم خیلی پسر خوبی است بیا با او ازدواج کن در حالی که می دانم داداشم آدم خوبی نیست،داداشم مرد نیست برای زن دار بود عرضه مرد نیست عرضه زن داری ندارد،پدر خوبی هم نیست باید علیه داداشت بگویی،این عیبی ندارد چون در مقام مشاوره هستی،در مقام مشاوره شما می توانی بگویی با داداش من ازدواج نکنی بهتر است به نفعت نیست.ولی یک موقع است که مسائل تمام است زندگی می کنند زن و شوهرند مسائل دیگر است،نظم به هم می خورد انظبات اجتماع به هم می خورد،باید افراد دیگر سکوت کنند یعنی این تجسس و خلل وارد زندگی اجتماعی نکنند،نکته بعدی این است که اساساً سلامت اجتماع و همدلی اجتماع به حفظ آبروی مردم است اگر مردم قرار باشد بی آبرو بشود خیلی چیزها می ریزد به هم.اگر قرار باشد درون افراد بیرون ریخته شود چون هرچیزی می دانی از یک نفر بروی هر جایی تعریف کنی،و یک نفر را بی آبرو کنی جلو خانواده اش جلو همسرش جلو بوده هایش جلو کارمندانش جلوی زیر دستانش جلو مدیرانش بروی یک چیزی تعریف بکنی بگویی دیگر ما از این جهنم بالاتر نداریم فساد فتنه وحشی گری از این بالاتر نیست. شما یک نفر را زنده زنده سرش را ببر زنده زنده پوستش را بکن مثل داعشی ها این گناهش کمتر از این است بروی پشت سه نفر آبرویش را ببری پشت سر یک نفر حرف بزنی،خیلی توحش این خیلی بالاتر است،خشونت این خیلی بالاتر است یک آدمی می بینی یک آدمی که ظاهراً خیلی آدم خیلی خوب و مثبت و ناز و مهربانی است وحشی ترین آدم است،این وقتی می فهمد داعشی ها این کار را کردند گریه می کند می گوید این کار را کردند وای حالش بد شد ممکن است غش کند،بگویند یک بچه را جلوی پدرمادرش پختند گوشتش را دادند به پدر مادر،کاری که داعشی ها کردند،گوشت بچه را می دهند مادر،گوشت بچه ات را بخور،دیگر از این وحشی تر شما سراغ دارید؟!جنین یک خانم را بردارند شرط بندی کنند یک زن زنده را شکمش را بشکافند جنین اش را در بیاورند با آن فوتبال بازی کنند،یا شرط بندی کنند یک خانم باردار دارد می رود،به نظرت بچه اش پسر است یا دختر شرط بندی کنند بعد شکمش را زنده پاره کنند بفهمد بچه زن پسر است یا دختر دیگر از این کار وحشی دیگر،یا کارهایی که ما زمان جنگ برای خودمان داشتیم با این احزاب کثیف کوموله،دموکرات که بچه های ما را می گرفتند من با این ها درگیر بودم با یک حلبی اینجا را می شکافتند،زنده،دست و پای طرف را بسته بودند یک حلبی می کشیدندپوست پیشانی بعد زنده این پوست را می کندند،یا موزاییک،یا سنگ بر می داشتند اینجوری می کشیدند در گلو پاره شود. این وحشی هایی که الان زن زندگی آزادی می گویند در خیابان هم دیدیم اعجمیان و میان دیگر را چگونه کشتند،این ها وحشی ترین آدم ها هستند ولی از این وحشی تر چه کسی است؟آن کسی که راحت می رود غیبت یک کسی را می کند راحت می رود پشت سر کسی حرف می زند،راحت آبروی یک نفر را می برد این خیلی خشونتش بالاتر است،ولی ظاهراً این آدم آدم خیلی خوب و مهربانی هم است همه هم دوستش دارند ولی این آدم یک آدم بی نهایت از این داعشی ها وحشی تر است،و ناراحت هم نیست دارد این کار را می کند خوشش هم می آید،دارد این کار را انجام می دهد،همین آدم اگر مثلاً یک کاری بکند مثلا یک گناهی انجام بدهد ممکن است به او بربخورد برود توبه بکند حلالیت بخواهد ولی این کارها را می کند اصلا به او بر نمی خورد ناراحت نیست بنابراین ما باید راز اجتماع را نگه داریم بی آبرو کردن مردم در اجتماع کار درستی نیست مگر،آنجا که مصالح اجتماعی بالاتر از بی آبرو کردن این آدم است،یک جایی مصالح اجتماع بالاتر است،باید مثلا مفسدان اقتصادی را معرفی کنیم به مردم حضرت علی می فرماید آبرویشان را ببرید تا مردم گول شان را نخورند.فلان وزیر فلان نماینده مجلس فلان استاندار،فلان فرماندار فلان کار را کرده نمی شود بگوییم که حالا بپوشانیم،این باید آبرویش ریخته شود،می گوید این را باید آبرویش را ببری تا بقیه مردم گول این ها را نخورند،بانک است برداشته جنایت کرده،یک بانک برداشته زندگی میلیون ها انسان را نابود کرده،بله باید اعلام بشود این بانک،بانک خلاف کاری است مدیرانش خلاف کارند بله کار درستی هم هست،اما اینکه یک نفر در زندگی معمولی در جایگاه معمولی هی بخواهد آبرویش برود این دیگر اجتماع سنگ روی سنگ بند نمی آید،می ریزد به هم اصلا آنحا،پرده پوشی لازم است،یک کسی که این پرده پوشی ها را ندارد این خیلی کار وحشتناکی می کند،مثل اینکه مثلا در فضای فامیلی یک زن می رود آبروی شوهرش را می برد یک مرد می رود مسائل همسرش را به خانواده اش بیان می کند یعنی چه! یک مرد برود مشکلات همسرش را به مادرش بگوید به خواهرش بگوید،این خیلی خشونت زیادی است،تو مردی این همسر توست،یا پدر و مادر بروند آبرو بچه شان را ببرند بگویند این بچه است عیب ندارد بگذار عیبش را بگوییم،نمی تواند یک بچه سه ساله است پنج ساله است غیبتش را حق نداری بکنی،عیب این بچه را بروی یک جایی بگویی بچه است نمی توانی عیبش را بروی بگویی،بعد شخص می رود راحت راجع به شوهر خودش راجع به مربی خودش راجع به کارمند خودش می رود هر چه دلش می خواهد غیبت می کند،اصلا می رود توطئه می کند می رود تهمت می زند می رود توطئه می کند.آقا امام باقر فرمود:«یجب للمومن علی المومن ان یستر علیه سبعین کبیرا» می گوید واجب است یک مومن هفتاد گناه کبیره مومن را بپوشاند،واجب است.واحب است هفتاد گناه کبیره اش را بپوشاند.بعد یک دفعه می گویی زن من این کار را کرد شوهر من این کار را کرد،دختر من اینجوری کرد پسر من اینجوری کرد.یک موقع است در مقام مشاوره امین است می خواهی بروی حل مشکل بکنی این یک بحث دیگر است.اما این که می نشینی برای بقیه نقل مجلس تعریف می کنی،پسر من این کار را کرده فلان کس این کار را کرده فلان خانم این کار را کرده،راحت بیان کنید ولو کرده باشد اصلا کرده،تو حق نداری این کار را بکنی،این کار فسادش از هر چیز دیگر بالاتر است.واجب است یک مومن برای یک مومن هفتاد گناه کبیره را بپوشاند.بعد می بینی مثلا یک آدمی مدیر احمقی است که راحت عیب کارمند را به کارمندان دیگر می گوید.راحت ضعف کارمندش را به کارمندان دیگر می گوید،به همه می گوید آبروی این شخص را در اداره در موسسه،در یک مجموعه در هیئت راحت می برد.این دیگر حالا نمی شود جمعش کرد حالا یعنی با چه می خواهی توبه کنی.چطور می خواهی برگردانی کارهایی را که کردی آدم هایی را که متنفر کرده ای از این شخص ایمانش را بازی کرده ای،زدگی ایجاد کردی،فساد آوردی فراری شان دادی این ها را چطور می خواهی برگردانید.این را می شود چکار کنی خیلی راحت خیلی عادی انگار که دارد شربت می خورد انگار شیرینی می خورد با لذت این کار را می کند با خنده با آرامش سر می برد مثل کسانی که در کربلا سر امام حسین را با آرامش می بریدند سر بچه ها را آدم می کشتن با آرامش،این آدم وحشی تر از آنها است.به مراتب وحشی تر است،حالا از اینکه فیلم می گیرد صدا ضبط می کند آن کار را می کند،که آبروی این و آن را ببرد دیگر حالا بماند،آن چقدر وحشتناک است،پس این مصلحت، مصلحت خیلی خیلی مهم است.این شعر هم بخوانیم از حافظ رحمت الله علیه؛به پیر میکده گفتم دقت کنید بحث فوت و فن آدمیت است هنر آدمیت است،به پیر میکده گفتم چیست راه نجات ببینید دقت کنید راه نجات،این از پیر میکده چه می خواهد؟که آقا من چطور نجات پیدا کنم بله؟زندگی ام را چطور نجات بدهم،خودم را چطور نجات دهم که فردا گرفتار نشوم بخواست جام می و گفت پیر میکده بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن،عیب پوشیدن.و خدا ما را امتحان می کند با عیب های دیگران.با عیب های دیگران امتحان می کند ما را با خبر دار شدن از ضعف دیگران،امتحان می کند ما را،بعضی ها پوشاننده هستند بعضی ها اهل فحشا هستند،قرآن می گوید کسانی که دوست دارند در مورد مومنین عیب هایشان فاش شود،الذین خیلی عجیب است این آیه در مورد مومنین؛خیلی تکان دهنده است،کسانی که دوست دارند در مورد مومنین عیب هایشان برملا بشود،«ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم»عذاب دردناکی دارند،پس علاقه مند است عیب دیگران را بگوید،عیب دیگران را بیان بکند این طرف آن طرف. بعضی ها نه بعضی ها عیب پوش اند هنرشان عیب پوشی است،اصلا عیب پوشی هنر است.واقعا یک هنر است حالا هفته بعد بخواهم راجع به این اصلا تمریناتش را یک ذره با هم صحبت کنیم،هفته بعد یک مقدار اگر ان شاالله وقت شد تمرین کنیم راجع به این،عیب پوشی یک هنر است یک توان است یک قدرت است عیب پوشی خودش،به امیر المومنین می گفتند فلان خانم و فلان آقا دارند کار زشت انجام می دهند،فضول است رفته بود فضولی کرده بود چکار داری این کار را انجام می دهد به تو چه اصلا این کار را انجام می دهد ما اصلا وظیفه نداریم،برای همین هم اسلام می گوید اگر راجع به روابط جنسی کسی حرف بزنید آنقدر شاهد،چهار شاهد باید روابط را دیده باشند،عمل نفس عمل را دیده باشند تا یک کسی بگوید ما دیده ایم سه باشند باید حتما آن سه نفر را شلاق بزنند باید حتما شلاق بزنید چرا چون نمی خواهد اصلا راز فاش بشود.می دانست هست ولی نمی خواهد فاش بشود.به تو چه اصلا،آمد پیغمبر را ناراحت کرد گفت بله اینجوری است دو نفر فلان می کنند،به ما چه اصلا برویم این کار را کنیم به پیغمبر هم ربطی ندارد.لذا پیغمبر یک آدم دانا را می فرستد می گوید علی تو برو.امیرالمومنین هم آنقدر در راه سر و صدا می کند که آنها صحنه را به هم می زنند که دیگر دلیلی هم نیست می گویند کو هیچ خبری هم نیست.نه اینکه یواشکی برویم مچ یک نفر را بگیریم. حالا چه هنری کردی گرفتی حالا خوب شد گرفتی.خوشت آمد به نفعت تمام می شود؟حالا این بساط فحشا برملا شد که وب است؟!خوب است!هنری نکردی هنر آن پوشاندن است.هنر آن گذشته است هنر آن،ان شالله که خبری نیست ان شالله که اشتباه می کنید حالا هفتاد عیب دیدی بپوشاند اگر نتوانستی خودت عذر بتراش.خودت عذر بتراش برای طرف مقابل بگو لازم بوده مجبور بوده هر چیز نرو محاکمه اش کن نرو رسوایش کن. عذر بتراش برایش،یک موقعی من در فرودگاه نشسته بودم داشتم غذا می خوردم نهار می خوردم،تا پرواز مان انجام بشود،بعد دیدم یک دختر خانمی کاملا مکشوف بی حجاب آمد و حاج آقا حاج آقا گفتم بله،گفت دستم به دامن تان چه شده ؟گفت فقط شما می توانید من را نجات بدهید گفتم حالا چه شده؟گفت ما چهار تا دختر و چهار تا پسریم داریم می رویم کیش بعد یکی از پسرها احمقی کرده مشروب آورده پلیس گرفتتش،گفتم خب؟؟؟گفت شما بیا شفاعت کن.مهمانی مان بهم می خورد کیش مان بهم می خورد حاج آقا،سرغذا،گفتم چشم.غذا را ول کردیم رفتیم آنجا،به افسر پلیس می گویم که؛ای این جوانی را که آوردند اینجا من خواهش می کنم از او بگذرید دستگیرش نکنید.مشروب را گرفته بودند دستگیرش هم کرده بودن،افسر خیلی با تندی گفت:نه،نمی شود رییس پلیس آمد.گفتم رییس پلیس را نگاه کنید،هنر یعنی این،آمد گفت چه شده حاج آقا!گفتم آقا این ها فکر کردند ما آبرو داریم اینجا آمدند به ما پناهنده شدند گفتند که اینجوری از او مشروب گرفتند دستگیرش کردند.گفت نه حاج آقا اصلا خیال تان راحت باشد چشم،حتما آقا آزاد کنید برود.افسر گفت نمی شود حاج آقا،ما پرونده تشکیل دادیم،گفت ببینم پرونده را ببینم،نه اشتباه بوده فکر نمی کنم مشروب بوده،ان شالله که نبوده.هنر این است بعد هم سر و صدا کردن و خودشان به آن پسر تعهدات و چیزی آزادش کردند برو.آن رییس پلیس می فهمد بابا یک روحانی آمده این بچه را آزاد کنید می فهمد یعنی چه؛نه ان شالله که نبوده،ما با شهوت زیاد دنبال مچ گیری از این و آن هستیم،این خیلی خطر دارد خیلی وحشتناک است.بخوانم برایتان راجع به مومن،خیلی زیاد است خصوصیاتی که راجع به مومن می گوید حضرت امیرالمومنین علیه السلام:«لایهتک سر» مومن پرده دری نمی کند پرده کسی را بر نمی دارد«لایهتک السر»اگر مومن است این کار را نخواهد کرد.نه اینکه بروی چیزهایی را هم نیست بگذاری رویش. و کیف کنی که یک نفر را از چشم بقیه بیاندازی،«و لا یکشف السر» کشف سر نمی کند،دنبال کشف سر نیست مومن،ولی بعضی ها لذتشان در فهم اسرار بقیه است کیف می کنند اسرار بقیه را بفهمند همه جور سوال می کنند فضولی می کنند ببینم تو چکار کردی،تو چکار کردی،اصلا یک نفر را مورد سوال قرار می دهند،ما حق نداریم هیچ کس را مورد سوال قرار دهیم،کشف سر بکنیم،این چه کسی بود آن چه کسی بود چه کسی رفت چه کسی آمد،نمی دانم این چه نسبتی با آن داشت،آن چه رابطه ای با شما داشت،این چه نسبت با شما دارد،بع تو چه اصلا الان هم ما حتی در کشور خودمان قوانین فاجعه باری داریم،ما مامور کشف گناه نیستیم،مامور کشف گناه نیستیم،آقا جامعه جامعه اسلامی است یک خانم آقا رفتند هتل رفتند مسافر خانه،یک شناسنامه بیاورید شما زن و شوهرید باید ثابت کنید،به تو ربطی ندارد اصلا این مسأله جامعه اسلامی است نهایتا چه اتفاقی می خواهد بیفتد، هر اتفاقی بیفتد به تو ربطی دارد؟!می گوید من اصلا شناسنامه ندارم نیاوردم،نه برو پلیس،پلیس از شما سوال کند کشف من که این زن توست! یا محرم توست،چه قانونی است این،جامعه جامعه ایمانی است جامعه اسلامی است شما حق ندارید خلاف فکر کنید در مورد کسی هر چه می خواهد باشد،به تو چه ربطی دارد که اصلا این کیست،با این چه رابطه ای دارد چه نسبتی دارد،جامعه اسلامی جامعه ای که آزار نیست فضولی نیست،افراد تحت فشار نیستند،افراد حمل بر صحت است همه چیز،هی به ما ربطی ندارد به ما چه،مثلا ما با این کارم جلو فساد را می گیریم،جلو فساد را می گیریم مثلا؟!طرف می گوید حالا از من چه می خواهی سند می خواهی که این زن من است شوهر من است!باشد اصلا مرده شور این هتل تان را ببرند،هزار هتل آپارتمان است اصلا این مدرک را نمی خواهد،می خواهیم گناه کنیم می رویم می کنیم چه کسی می تواند جلوی این ها را بگیرد،یعنی چه اصلا این فضولی ها.«لا یکشف سر»یکشف سر یعنی به تو ربطی ندارد حق نداری کشف سر بکنی،حق نداری اصلا،«و ان آین شراً ستر»حتی اگر عمل زشتی را دید می پوشاندش،می پوشاندنش، نروی آبروی شوهرت را ببری،آبروی زنت را ببری آبروی بچه ات را ببری،بچه ام این کار را کرده،حالم خراب است خراب است به جهنم خراب است،تو خودت صدتا از این عیب ها زیاد داری،یک موقعی یک خانمی آمد به من گفت من خیلی ناراحتم گفته چه شده؟گفت من روابط اینجوری داشتم روابط نامشروع و این ها،گفتم من که استادان مربی ات هستم اینجا یک غیب کنم هفتاد زنا برایم می نویسند،تو هفتاد بار کار خلاف کرده ای یا نه؟!گناه من که استادان هستم یک غیبت کرده باشم در زندگی ام یک حسادت کرده باشم یک تهمت به یک کسی زد باشم،از صدها زنا بدتر است،برو توبه کن بین خودت و خدا ولش کن دیگر،برو تمامش کن آشتی کن با خدا برو زندگی ات را شروع کن، یک زندگی خوب شروع کن. حالا این خودش را نمی تواند ببخشد،یعنی شیطان هی می آید کثیفش می کند جلو خدا،بابا خدا مغفرت می کند فرمود:اگر توبه کنید«یبدل الله سیئاتهم حسنات»من گناهان تان را هم برای تان حسنه می نویسم.بعضی ها دیگران را ول نمی کنند خیلی وحشتناک است خدا بخشیده اصلا روابط نامشروع بوده خدعج فحشا بوده خدا بخشیده بعدش هم بقیه را هم دنبال بقیه هستند.کشف سر کنند پرده دری کنند،ول نمی کنند اصلا از یک نفر،این ها همان هایی هستند که پیش خدا بسیار بسیار منفورند این ها عذاب دردناکی دارند این ها.«و ان آین شر ستر»اگر ببیند گناهی معصیتی ببیند می پوشاند خودش پرده می اندازد،«یستر العیب»این را دقت کنید یستر العیب عیب ها را می پوشاند. «و یحفظ الغیب» غیب را حفظ می کند،غیب را حفظ می کند یعنی چیزی را که بقیه دارند نگه می دارند،چیزی را که بقیه نمی دانند حفظ می کند،نگوید وای من یک چیزهایی فهمیدم،من یک چیزهایی دیدم بعد شما در فضای مجازی نگاه کنید پر از تجاوز به حریم مردم است.فکر می کنند چون دوربین بوده می شود پخش کرد هر چیزی را،یا بعضی ها هستند که خودشان روحیه شان متجاوز است،یعنی دائما دوربینش دستش است هر کس هر جایی می رود از او فیلم می گیرند عکس می گیرند.اصلا حق ندارید بدون اجازه کسی فیلم از او بگیرید عکس از او بگیرید.طرف آمده به من می گوید فلانی جرم کرده،فلانی فلان گناه را کرده،گفتم چطور این را می گویی،گفت من با او جلسه گذاشتم صدایش را ضبط کردم در آن جلسه هم این کارها را کرده،شما آمدی نشستی اینجا خانم می آید آقا می آید می نشیند اینجا مشاوره است یک موقع بعضی ها اصلا نمی فهمند دارند مشاوره ای که بین من و اوست بدون اینکه از من اجازه بگیرد ضبط می کند این کار حرام است چیزی هم نیست مشاوره است شما نمی توانی ضبط کنی باید اجازه بگیری آقا من می خواهم سوال کنم اجازه است سوال را ضبط کنم یا نه. بله یا نخیر اشکال ندارد ضبط کن اشکال دارد ضبط نکن،ولو هیچ چیز هم نباشد، نمی توانی این کار را بکنی شما،بعضی ها گوشی شان ضبط می کند صدای مکالمات را،این کار حرام است،می گوید من هر چه مکالمه دارم با دیگران ضبط می کنم،صداهای افراد را ضبط می کنند مکالمات شان را،آن کسی که به تو زنگ زده اعتماد کرده به تو زنگ زده،حرف دارد با تو می زند تمام شد رفت.می گوید نه من الان پیامک هایش را دارم،من الان صداهایش را دارم،این ها همه حرام است با تو این کار را کرده خصوصی تو است برای تو فرستاده تو هم بایدداشته باشی می گوید نه نگاه کن برای من پیامک ها را داده،برای من این صوت ها،این صوت هایش است،تلفن هایش را من ضبط کردم کار حرامی کرده.باید به او می گفتی که صدای شما ضبط می شد،شرکت ها هستند،شرکت ها موسسات،شما وقتی زنگ می زنی مکالمات شما ضبط می شود،کار درستی است می خواهی حرف بزنی یک موقع چیزی نگویی علیه خودت تمام شود،بدان که مکالماتت ضبط می شود.باید بگویی مثل مراکزی که وقتی دوربین مداربسته دارند باید بنویسند کجا!چه بنویسند؟این مکان دوربین مداربسته،حواست باشد که در این آسانسور دوربین است،یک موقع یک کاری می خواهی بکنی حلال هم هست،اما دوست نداری کسی ببیند این حلال را کار حلال را ببیند،باید بزنیم در آسانسور،در ساختمان همه جا باید بزنی اگر این هست اعلام کنی اینجا دوربین است،در اتاق در هر جا اینجا دوربین است این را بدان.یک موقع یک صحبتی نکنی که برایت خوشایند نباشد یک رفتاری نکنی که خوشایند نباشد او باید بداند که اینجا دارد دیده می شود،او باید بداند حقش است بداند که صدایش دارد ضبط می شود. این روایت را هم بخوانم بس است دیگر از وجود مقدس امام رضا علیهالسلام فرمود:«مومن مومن نیست جز اینکه سه خصلت در او باشد،واقعا مومن نیست یعنی اگر مثل آن خانمی که اگر پیغمبر می گوید هیچ خیری در آن نیست،شب ها تا صبح نماز می خواند روزها هم همیشه روزه است ولی زبانش تند است،حضرت فرمود«لاخیر فیها و هی من اهل النار»یعنی نظر من پیغمبر این دین ندارد،جهنمی است ولو شب نماز بخواند تا صبح هر روز هم روزه بگیرد از نظر من پیغمبر این دین ندارد جهنمی است،چون زبانش تند است،همان زبان تند همه چیز را نابود می کند،همان بداخلاقی،لذا می گوید اینجوری نیست که تو فکر کنی کسی نماز شب بخواند مومن است یک کسی روزه می گیرد مومن است حضرت دارد به تو روابط ریاضی را یاد می گیرد.فرمول ها و قواعد را می گوید،می گوید کسی مومن نیست مگر اینکه سه خصلت در آن باشد یک:یک سنت از خدا یک خلق خدایی،یک خلق پیغمبری یک خلق از امام.سه تا سنت،بعد می فرماید که سنت پروردگار چیست چون می خواهیم شبیه خدا بشویم می خواهیم رحمان بشویم مقدمه باشد برای جلسه بعد ما قرار است رحمان بشویم ما آفریده شدیم برای اینکه خلیفة الله بشویم دیگر،در خلیفة الهی مهم ترین اسم خدا چیست وقتی می خواهم شبیه خدا بشوم رحمانیت و رحیمیت که اصلا با کشف سر جور در نمی آید،با غیبت با تهمت با آبروریزی جور در نمی آید تو رحمانی می خواهی آخرش شبیه خدا بشوی،اینجور که وحشی ترین آدم می شوی اینجوری،از داعشی ها بدتری،داعشی ها بدن افراد را تکه تکه می کردند تو داری آبرو و شخصیت این را تکه تکه می کنی، می گوید آن چیز که از خداست چیست؟ سنت پروردگار کتمان السر،خدا سر بندگانش را مخفی می کند تو هم مخفی کن.خدا گاهی وقت ها،گاهی وقت ها نه بیشتر وقت ها به روی خود بنده هم نمی آورد به روی خود طرف هم نمی آورد،می داند کلی اصلا خدا خجالتش نمی دهد،اولیا خدا می دانند فلانی علیه اش کلی حرف زده اما،به رویش نمی آورند.کتمان السر،این خلق الهی را باید داشته باشیم،دو سنت از پیغمبر چه اخلاقی پیدا،مدارا کردن با مردم جر و بحث نکردن،مراء نکردن با مردم،دعوا نکردن اختلاف راه نینداختن،بعضی ها اصلا روحیه شان دعوایی است،روحیه شان اختلاف افکنی است روحیه شان همه اش مچ گیری و دعوا و اختلاف و این هاست.سنت امام چیست؟سنت ولی،مومن می گوید این سه خصلت باید در تو باشد تا به تو بگویند مومن،چه؟صبر کردن در مشکلات و تنگناها،بی قراری کردن دری وری نگفتن حرف های کافرانه نزدن،ناشکری نکردن بد اخلاقی نکردن سر زن و بچه و شوهرت داد نکشیدن،مشکلات در زندگی همه هست مشکلات هم هدیه است برای اینکه ما می خواهیم بزرگ شویم،باشگاه است دیگر باشگاه سختی دارد چون باشگاه است خدا می گوید دنیا را باشگاه آفریدم،به تو سختی می دهم سختی هم طبیعی زندگی شماست.می خواهد قوی شوید می خواهید شبیه من شوید بالاخره چهار نفر آدم بگذارم شما را اذیت کند شما غفور شوید رحمان شوید با گذشت شوید باید عیب چند نفر دیده بشود تا تو ستار شوی دیگر،می خواهی شبیه من بشوی دیگر،باید ستار شوی،پس باید اینکه تو هر جلسه نق بزنی غر بزنی بترکی که نمی شود که،پس این هم چیست؟سنتی است از نبی،این سه صفتی که ما فقط با آن مومن هستیم کتمان سر،بگویید مدارا کردن،صبر بر سختی ها و تنگناها،صبر تحمل مشکلات و تنگناها،با این ما مومن هستیم،مومن هستیم یعنی چه؟یعنی در باشگاه پذیرفته می شویم،که حالا بیایید در باشگاه تازه،تازه بیایید در باشگاه به سمت رب حرکت کنید به سمت مربی ات حرکت کنی تا خودت یواش یواش مربی شوی خودت مربی شوی ان شالله با این برسی.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.