جلسه 166 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
166
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 166 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره جلسه 166 26/05/1402

استاد شجاعی

بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغرفت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.

بحث ما در شرح زیارت شریف جامعه، درباره و حفظة سر الله بود. راجع به اینکه معصومین حافظ سر خدا هستند راجع به سر هم توضیح دادیم و گفتیم که معصوم یعنی کسی که تمام اسرار نظام خلقت از عالم بالا جبروت و ملکوت و ناسوت، همه در دست اوست،اساسا تمام اسرار خدا در وجود این ها قرار دارند،خداوند وجود این ها را محل تقدیرات خودش و اندازه های ریاضی خودش قرار داده وقتی می فرماید: «کل شی احصیناه فی امام مبین» یعنی استثنا ندارد هیچ چیز وجود ندارد. غیر از خدا،هر چیزی غیر از خدا محاسباتش دست این هاست،و در وجود این ها اتفاق می افتد،یعنی این ها خزانه دار محاسبات الهی هستند که صاحب قدرند،تمام اندازه ها تقدیراتی که در مورد اشیا جمادات عناصر گیاهان حیوانات کهکشان ها،عالم ملکوت،عالم جبروت هر چیزی است،امام وجودش خزانه دار اوست،این نکته را عرض کردیم که قانون گذاری،راهنمایی بشر هفت دسته اطلاعات تخصصی لازم دارد شناخت روح یعنی آن حقیقتی که از خدا دمیده می شود،شناخت نفس ما آن چیزی که ما ژنتیکی و از محیط داریم دریافت می کنیم،شناخت رابطه،شناخت جسم انسان شناخت رابطه انسان با این روح و نفس شناخت عالم طبیعت کامل و شناخت رابطه جسم و روح ما با عالم طبیعت همچنین شناخت آخرت و ابدیتی که ما داریم می رویم، این هفت دسته اطلاعات تخصصی باید جمع بشوند،تا یک حکم و یک دستور به ما داده شود، می گوید مثلا فلان چیز حرام است واجب است، حلال است، مباح است مستحب است،مکروه است،پس اگر به ما می گوید مثلا شب ایستاده آب ننوشید،بنشینید آب را بنوشید،نمی دانیم سرّش چیست حامل اسرار کیست؟ معصوم است ما نمی دانیم اگر خواست مثلا وارد مسجد شوید با پای راست بروید با پای چپ بیرون بیایید مثلا فرض بفرمایید که هنگام تخلی این قوانین را رعایت کنید این دعاها را بخوانید برای شانه کردن موهایتان این قوانین را رعایت کنید، موقع استحمام این قوانین را رعایت کنید موقع معاشرت ما نمی دانیم چه سری است بین اینکه مثلا یک زن و شوهری فلان شب رابطه برقرار کنند بچه شان صرع بگیرد دانش به اینجا نرسیده، ولی حضرت می گوید این شب ها آمیزش نداشته باشید بچه صرع می گیرد، بچه شب ادراری پیدا می کنند بچه لکنت زبان پیدا می کند،بچه کور می شود،ما نمی دانیم بین این ها چه اسراری وجود دارد دانش بشر هیچ کدام از اطلاعات تخصصی را ندارد حتی یک عدد از این اطلاعات تخصصی را دانش بشر ندارد،بشر با این همه ادعایش یک جسم را نمی تواند بشناسد یک اتم عالم را هنوز نشناخته، یک مولکول این عالم را بشر هنوز نتوانسته بگوید من کامل شناختم، بنابراین چه برسد به آن هفت تخصص،یکی اش را حتی یعنی ماده است بشر خیلی سطحی شناخته خیلی سطحی،آن کسی که هیچ نوع اطلاعاتی را ندارد از اسرار هم خبر ندارد،بنابراین وقتی معصوم بگوید فلان کار را بکن،مهم نیست تو بفهمی یا نفهمی به عقل تو جور در می آید یا جور در نمی آید،چون ما جاهل هستیم در مقابل آنها، و در مقابل این اسرار هم جاهل هستیم چیزی نمی دانیم،یعنی یک کسی نیست که بیاید بگوید مثلا چون معصوم اینجوری گفته با علم من با تخصص من با عقل من جور در نمی آید بشر آن چنان علم و تخصصی ندارد که بخواهد بگوید فلان دستور با عقل من جور در نمی آید،عقل باید مسلح به علم باشد وقتی دانش نیست چه عقلانیتی وجود دارد،بنابراین ما نمی دانیم که واقعاً پشت این همه فرمول ها و قواعد دینی چه دانش با عظمتی خوابیده کسی هم این را ندارد بنابراین اگر کسی ادعا کرده حرف مفت زده،حرف جاهلانه ای دارد می زند،درباره کلام خدا هم همینطور است کلام خدا یعنی کلام کسی است که تمام نظام خلقت را آفریده،پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه»برتری کتاب خدا بر سایر اندیشه ها و کلمات مثل برتری خود خداست با بندگانش است چه تفاوتی بین خدا و بندگانش است کلام الله همین قرآن با سایر دانش ها بی نهایت فاصله وجود دارد، حالا خیلی ها اصلا علاقه ندارد قرآن بخوانند قرآن بفهمند حتی در عمرشان ده دقیقه وقت نداشتند یک آیه را یفهمند،مطالعه کنند بخوانند ببینند قرآن چه می گوید اسرارش چیست حرف هایش چیست، تفسیرش چیست علاقه ای ندارند بروند آن دانش را یاد بگیرند ولی دانش آدم های بی سواد آدم هایی که هیچ کدام از این هفت دسته اطلاعات تخصصی ندارند خیلی علاقه دارند بروند کتاب های این و آن را بخوانند. مثلا هر وقت کتاب یک نفر می آید دستت اول باید ببینی که من این کتاب را می خواهم بخوانم این آدم چه چیزی حالی است از انسان از این هفت دسته اطلاعات تخصصی چه بلد است صرف اینکه یک نفر دکتر است مهندس است که دلیل نمی شود ما بگوییم حتما کتابش هم خیلی خوب است، ممکن است نوشته باشد خیلی هایش هم بی ربط باشد چون از اسرار چیزی نمی داند فضل خدا،در معصوم هم همین طور است فضل معصوم با غیر معصوم بی نهایت است کاملا بی نهایت است آن تمام فرمول ها و اسرار عالم را می داند و بشر هیچ کدام از این ها را نمی داند مگر اینکه بسیار بسیار اندک،چون برای دانستن اسرار این هفت دسته اطلاعات تخصصی لازم است بشر،همه بشر را که جمع کند در این چند هزار سال یک عدد از این ها را هم ندارد،یک عدد حتی جسم هیچ چیز هیچ چیز از بشر خیلی خیلی کم دانش دارد یعنی با اینکه هشت هزار سال دانش جمع کرده بشر این هشت هزار سال این همه رشد کرده اختراع دارد اکتشافات دارد پزشکی پیشرفت کرده دانش پیشرفت کرده ولی هنوز حتی سلول بدن کامل شناخته شده نیست برای بشر،یک عضو کامل شناخته شده نیست ولی معصوم یعنی او که همه چیز را می داند و هیچ نوع جهولی برای او وجود ندارد او خلیفة الله است مظهر خداست با همه دانش خدا، توجه کنید پس خیلی فرق است که بگوییم قال علی علیه السلام قال الصادق قال الباقر تا بگوییم فلان کس این حرف را زده اصلا با هم قابل مقایسه نیستند وقتی تو می گویی قال الصادق قال الباقر قال الله تبارک و تعالی یعنی او که همه اسرار خلقت دستش است،او دارد با تو حرف می زند بنابراین وقتی شما با فرمایشات معصوم روبه رو می شوید خیلی هایش طبیعی است که آدم نمی تواند درک بکند آن که باعث می شود ما حرف و ایمان بیاوریم درک کنیم بفهمیم برویم عمل کنیم چیست؟ این اعتماد که او مظهر دانش خداست آن هفت عدد تخصص دستش است پس من باید مطیع او باشم،عقل منم همین را می گوید عقل می گوید تو این تخصص را نداری او این هفت دسته تخصص را دارد پس برو بنشین حرفش را گوش کن دیگر هم این قدر غر نزن اعتراض نکن نمی دانم نمی فهمم چرا اینجوری گفته امام،نباید امام اینجوری حرف می زد وقتی یک کسی می گوید خدایا معصوم نباید اینجوری حرف بزند یعنی که من یک چیزهایی می فهمم به او انتقاد می کنم،بله،من یک عقلانیتی دارم من یک درکی دارم،حالا آن را زیر سوال می برم،بله،ما چه درکی داریم از این هفت دسته تخصص،که بخواهیم بگوییم قرآن برای ما مشکل دارد،معصوم مشکل دارد حرف معصوم. در این راستا است که امام راجع به کلام خودش و نحوه ارتباط با کلام خودش به ما آموزش می دهد می گوید وقتی می خواهید با آثار ما رو به رو شوید حدیث ما به گوشتان می خورد،درست باید برخورد کنید با حدیث ما،شما یک جاهل محض هستید با یک دانش بی نهایت، در مقابل دانش بی نهایت آدمی که جاهل است باید بداند با چه ادبی باید برخورد بکند،اما وقتی گفتید من رفتم دکتر،دکتری یعنی چه؟ رفتم درس خواندم دکتری یعنی نسبت به کسی که آن رشته را نخوانده تو دکتر هستی،درست است ولی نسبت به اصل موضوع دانش تو هیچ چیز نمی دانی هنوز بعد هشت هزار سال هنوز تو یک اتم را هم نمی شناسی،بعد در برخورد با معصوم باید دقت کند انسان،کما اینکه در برخورد با کلام خدا باید حواسش باشد بی ادبانه برخورد نکند،این چیزی که من دارم می گویم سوالش را در قیامت خدا از شما می پرسد،در دنیا که بودید کلام من را می خواندید قرآن،احادیث ما دستتان می رسید،چرا زیر بار نمی رفتید مگر دانشی داشتید که،می گفتید که قبول ندارم زیر بار نمی روم با عقل من جور در نمی آید،چه دانشی داشتید که ارزیابی می کردید و غلطش را در می آوردید،غلط در آوردن یعنی من یک علمی دارم می گویم این جا اشتباه است،بعد چطور شما کلام ما را ارزیابی می کردید،این است که آدم می رود جهنم برای اینکه کاملا جاهلانه با کلام متخصص معصوم یا خدا برخورد می کنید حالا دقت کنید،«ان امرنا صعب مستصعب علی الکافرین» خوب دقت کنید چقدر قشنگ حرف می زند،«لا یقر بامرنا الا نبی مرسل او ملک مقرب او عبد مومن امتحن الله علی قلبه للایمان» می گوید حرف های ما برای کسانی که به ما ایمان ندارد سنگین است، مثلا اگر می گوییم فلان شب آمیزش نکنید بچه مثلا فلان چیز می شود،بچه شب ادراری پیدا می کند،بچه فلج می شود نمی فهمد یعنی چه می گوید من که یعنی چه ما الان نمی فهمیم ما هر وقت دلمان خواست آمیزش می کنیم بچه هم هر وقت باردار می شود بچه دار می شویم دیگر، بچه ات الان اینجوری است الان چند نفر می گویند باید وقتی می خواهند بچه دار شوند شرایط قبل انعقاد نطفه چیست چه غذاهایی را نباید خورد رنگ اتاق باید چطور باشد،حالت آمیزش باید چطور باشد،از قبلش چه مراقب است زمان ساعتش باید هیچ چیز همینجوری یک دفعه رفتیم باردار شد خانم باردار شد،اگر بچه آسیب دید چه کسی آسیب زده به بچه؟پدر مادر آسیب زدند شما یک انسان که قرار است خلیفة الله بشود می خواهید به دنیا بیاورید مگرشوخی است،شما یک گندم می خواهید بکارید فصل دارد قانون دارد،یک عالم مقررات دارد یک برنج می خواهید بکارید بروید پیش کسانی که کار برنج انجام می دهند همین جوری که نمی شود الان می روم برنج می کارم،صدها قانون دارد کی،کجا،در کدام زمین چه زمانی چه طوری با چه درجه ای کشاورزی یک فن است طرف رفته مهندسی اش را بخواند که مثلا یاد بگیرد چطور انجام بدهد بعد می خواهد انعقاد نطفه بکند یعنی یک انسان راه اندازی بکند یک آدمی که قرار است خلیفة الله باشد یک موجودی که بی نهایت است قرار است راه بیفتد،هیچ چیز باردار شدیعنی نباید کسی برود یاد بگیرد این ها را، خیلی ها نمی روند اصلا برایشان مهم نیست این چیزها بعد هم اگر تازه به او بگویی یعنی چه که مثلا شب چهارشنبه نباشد یعنی چه،چه حرفی است مگر شب چهارشنبه با شب جمعه فرق دارد،بله فرق دارد،زمان مکان ساعت فرق دارد رنگ اتاق فرق دارد،تخیلات شما تفکرات شما توهمات شما حتی حس شما فرق دارد غذایی که قبلش خورده ای فرق دارد،اثر دارد اینها یک قواعدی دارد تو می خواهی انسانی که خلیفة الله بشود به دنیا بیاورید عروسک که نیست به تو بگوید مامان تو بگویی عزیزم بیاید بگوید بابا،یک حیوانی نمی خواهی به دنیا بیاوری حیوان هم قواعد و مقررات دارد،شما الان زندگی حیوانات را بخوانید مستندات حیوانات ماهی ها قانون دارند برای انعقاد نطفه،حیوانات دیگر همه فرمول و قاعده دارند و این قواعد خودش اینها را رعایت می کنند،حیوانش هم همینطور است،بابا تو آدمی باید بروی فرمول ها را یاد بگیری،من که نمی فهمم این حرف ها چیست،هر وقت شد،شد،بچه هم، باردار می شود دقت نمی کنید که این همه مصائبی که این همه میلیون ها بچه ضعیف ناقص منگول عصبی پرخاشگر نمی دانم به قول امروزی ها فلج مشکلات دیگر دارد به دنیا می آید از کجا داریم می خوریم ما حضرت می فرماید که حرف ما برای کافر سنگین است کافر ما را قبول ندارد این حرف ها را هم قبول ندارد اما فرمود که سخن ما را کسی نمی پذیرد اقرار نمی کند مگر کسی که پیغمبری که از طرف خدا فرستاده شد او حرف ما را می فهمد،یا یک فرشته مقرب یا «عبد مومن امتحن الله قلبه للایمان » یک بنده مومن که واقعا امتحان ایمان داده باشد،او می گوید هر چه معصوم گفت همان است هر چه معصوم گفت من تخصصی ندارم،معصوم اینجوری گفته من هم رعایت می کنم تمام چون تخصصش را ندارم او گفته این کار را چشم، البته به شرطی که آن چیزی که از معصوم می رسد چه باشد؟معتبر باشد،یعنی حدیث معتبر باشد. باز نگاه کنید این ها همه از امام باقر علیه السلام است،«حدیثنا صعب مستصعب» سخت و دشوار است گفتار ما همه قبولش نمی کنند،زیر بار حدیث ما همه نمی روند پذیرشش برای خیلی ها سخت و دشوار است،«لا یومن به الا ملک مقرب او نبی مرسل او مومن امتحن الله قلبه للایمان» دوباره همان فرمایش که تکرار کرده باز نگاه کنید،در یک فرمایش دیگر به جابر می گوید حضرت فرمود که اگر حدیث ما به تو رسید، جابر خیلی عظمت دارد،خیلی. عظمت دارد این مرد،امام دارد به او می گوید:«اگر حدیث ما به تو رسید و قلبت در برابر آن نرم نشد،و قدرت ادراک آن را نداشتی نتوانستی درک کنی،یعنی چه من نمی فهممش درکش نمی توانم بکنم،آن را به ما برگردان و چون و چرا نکن» یعنی چه به ما برگردان یعنی بگو آنان بهتر می داند،او بهتر می داند متخصص است بهتر می داند مگر ما الان پزشک می گوید فلان دارو را بخور فلان را نخور این داروها را مثلا شش عدد بخور آن یکی را یک چهارم بخور،مگر چون و چرا می کنیم به پزشک،نه.تازه دکتر مگر چقدر حالی است از بدن ما،چقدر درس خوانده چقدر می داند از بدن،ولی می گوییم چشم،یک مهندس چشم،یک هواپیما می خواهیم سوار شویم اعتماد می کنیم با اینکه این همه سقوط می کند،این همه ماشین دارند تصادف می کنند همه دارند تکه تکه می شوند در این ماشین ها،بر اثر مهندسی های افتضاح. اما تا حالا شده یک کسی بگوید چون هواپیما سقوط می کند سوار نمی شوم،بله؟نه.اعتماد می کنند به مهندسین می گویند من اعتماد دارم می روم سوار می شوم،شوخی است مگر می خواهد ده هزار پا ببرد بالا سقوط کند پودر می شوی،تکه تکه می شوی،می گویند نه بالاخره مهندسینی درس خوانده اند،چقدر درس خوانده اند مگر،هفت سال هشت سال درس خوانده مهندس هواپیما است خلبان است مثلا چند سال درس خوانده می تواند،اعتماد می کنی به او،بعد چطور به معصوم که همه علم دستش است اعتماد نمی کنی،چطور به خدا اعتماد نمی کنی،علم خدا و معصوم را زیر سوال می بری بعد به یک کسی که درس خوانده می گویی،آقای دکتر اینجوری گفته،آقای مهندس اینجوری گفته چشم،ببینید خدا اینجوری محاکمه می‌کند ما را در قیامت،می گوید کسانی که هفت هشت سال درس خوانده بودند تو مثل عبد ذلیل در مقابلشان هر چه می گفتند می گفتی آقای دکتر گفته،مهندس گفته قبول می کردی،ولی من خدا که همه خلقت را آفریدم معصومی که همه تخصص دستش است حرفش را گوش نمی کردی،می گفتی این معقول نیست این را من قبول ندارم نمی فهممش،امام دارد این را می گوید اگر به شما حدیث ما رسید نفهمیدی برگردان به مدت خودمان یعنی چه؟یعنی او بهتر می فهمد چشم من اطاعت می کنم،غر نزن نق نزن زیر سوال نبر احادیث را،چون و چرا نکن،نگو این حدیث چگونه صادر شد یا چگونه است و چگونه خواهد بود امام می گوید،این حرف ها را نزن«و لا تقل کیف جاء هذا» از کجا آمده این حرف،چه کسی گفته ای حرف را، او کیف کان،چطور چنین چیزی ممکن است باشد واقعا،چطور امکان دارد چنین چیزی درست باشد،أو کیف هو،چگونه ممکن است این آن طور باشد، ما نمی دانیم ما به اسرار آگاهی نداریم،پس عقلت به تو می گوید ساکت شو گوش کن حرف متخصص معصوم که همه دانش دستش است،چون و چرا نکن،بعد حالا حضرت چه می فرماید؟می فرماید:«فان هذا والله شرک بالله العظیم» اینجوری حرف زدن به خدا قسم شرک است به خدای عظیم،یعنی تو دیگر اصلا مسلمان نیستی، شرک بالاترین گناهی است که بنده می تواند بکند.در روایت داریم آیه قرآن است خداوند همه گناهان بندگانش را می بخشد غیر از شرک،یک کسی که جلو معصوم می ایستد مسخره می کند کلام معصوم را رساله ای که ،رساله که حرف مرجع تقلید نیست،مراجع زحمت کشیدند از فرمایشات قرآن و مراجع ائمه رساله را به شکل عدد و اندازه برای ما در آوردند نماز صبح دو رکعت نماز ظهر چهار رکعت نماز عصر چهار رکعت نماز مغرب سه رکعت،عدد است غسل ها اینجوری اند وضو اینجوری است روزه اینجوری است خمس اینجوری است،زکات اینجوری است،همه اش اعداد و اندازه است،عددها و اندازه ها را مرجع از خودش در نمی آورد مرجع مجتهد است یعنی می رود تلاش می کند منطبق با زمان حکم را در می آورد ب ما می گوید بله،آن نحوه استنباط ممکن است مثلا،پنج درصد هم با همدیگر اختلاف داشته باشند،چون معصوم یک جا گفته مثلا واجب است یک جا گفته نه مستحب است،یک جا معصوم تقیه می کرده،اصلا برای اینکه دعوایی بین شیعه و سنی نشود معصوم یک حکمی می داده است که،دعوا نشود اصلا. چون حفظ وحدت از شریعت بالاتر هست حفظ وحدت از همه چیز بالاتر هست نماز صبح را همینجوری بخوان بالاخره نمی خواهیم اختلاف پیش بیاید، پنج درصد طوری هم نیست پنج درصد اشکالی هم ندارد پزشکان و مهندسان هم همین اختلاف را باهم دارند عیبی هم ندارد این پنج درصد، ولی نود و پنج درصد حکم خدا صحیح و دقیق به دست می آید.

حرف خود مرجع هم نیست، این رساله را مسخره می کنند. اصلا بعضی ها مرجع تقلید ندارند این دیگر خیلی افتضاح هست می گوید مرجع را می خواهم چکار؟! مرجع چیه؟! مرجع علمی، مرجع تقلید یعنی چه؟ شما در صد تا رشته دارید تقلید می کنید، در تمام مهندسی ها دارید تقلید می کنید در تمام رشته های پزشکی دارید تقلید می کنید، در شیمی دارید تقلید می کنید، در خرافات دارید تقلید می کنید بعد نوبت خدا می رسد نوبت معصوم می رسد می گویید مرجع تقلید می خواهم چکار؟ این هست که آدم سر از جهنم در می آورد. خدا هم همینطور که من دارم به شما می گویم ما را محاکمه می کند در روز قیامت، جواب برای این دارید بسم الله بروید انکار بکنید بروید مسخره بکنید. برو بگو با عقل من جور در نیامد برو بگو من نمی فهمم این را چرا امام این حرف را زده است؟ چرا پیغمبر این کار را کرده؟ آقا این رمزی دارد یه رازی دارد من الآن نمی فهمم آن را، چرا پیغمبر این رفتار را کرد؟ معصوم هست دیگر هوای نفس هم که ندارد قرآن هم می گوید «ما ینطق عن الهوی » از روی هوای نفس حرف نمی زند. پیغمبر هوای نفس ندارد که از روی آن حرف بزند پس هرکاری می کند «ان هو الا وحی یوحی » هر چیزی می گوید وحیی هست که به او وحی می شود. همان کار را باید انجام بدهد،معصومم هر چه خدا می گوید انجام می دهد،معصوم هم برایش وحی می شود نه اینکه فکر کنید معصوم فقط پیغمبر وحی می شود پیغمبر وحیی که شده هر دو وحی هست هم وحی آموزشی هم وحی تشریعی یعنی شریعت اینه شریعت دیگر نمی آورند چون پیغمبر آورده،ولی وحی همچنان در خاندان پیغمبر و نبوت ادامه دارد،خوانده ایم در فقرات قبل خواندیم دائما این وحی خدا می گوید به زنبور هم داریم وحی می کنیم کارهایش را انجام می دهد،ما به مادر موسی وحی کردیم،وحی یعنی اینکه یک الهام سریع قدرتمند است که شخص چکار باید بکند معصوم از خدا دارد دریافت می کند دائما،عیبی ندارد وحی می شود به آنها،بله آنها از خدا دائما،پیغمبر هم نیستند ولی وحی می شود به آنها،کما که شیاطین هم وحی می کنند،خدا می گوید قرآن می گوید شیاطین هم وحی می کنند به هم«لیوحون الی اولیائهم» وحی می کنند به شیاطین به اولیا دیگر وحی می کنند،وحی یعنی پیام را می رسانم به آنها،می رساند،شیطان هم یک موقع آدم،شیطان می گوید این کار را کنم،این وقتی خودت هم می فهمی این حرف حرف درستی نیست،یا کار کار درستی نیست،خودت هم می فهمی می گویی چه چیزی دارد مرا وسوسه می کند؟بله؟می گوید وسوسه شدم اصلا یک دفعه،نمی خواستم این کار را کنم یک دفعه نمی دانم چطور شد یک دفعه،اینجوری شدم یک دفعه اصلا حالم خراب شد کشیده شدم به این کار،آن هم می شود وحی شیطان، وسوسه می گویند.قرآن می گوید«لیوحون الشیاطین»به هم وحی می کنند اشکالی ندارد،معصوم هم همینطور وحی خداست همه را عمل می کند،بنابراین لازم نیست ما راجع به همه چیز قدرت تجزیه و تحلیل داشته باشیم،تجزیه و تحلیل همین است که من خدمت شما عرض کردم آقا من نمی دانم تخصص ها را پس باید اطاعت بکنم او تخصص دارد،پس من باید حرفش را گوش بکنم،خیلی اسرار است که خیلی ها نمی فهمند بعضی ها چرا می دانندطبقه بندی که حالا ان شاءالله جلسه بعدی،بعد اربعین اگر زنده بودیم،آن موقع،می گوید طبقه بندی است،بعضی ها مثلا یک درصد اسرار را می فهمند بعضی ها دو درصد می فهمند بعضی ها سه درصد اسرار را می دانند ولی کسی که یک درصد را می داند همان یک درصد خودش را می فهمد ممکن است آن کسی که ده درصد می داند چیزهایی می داند که این اصلا نمی فهمد کما اینکه پیامبر فرمودند:«آنچه که در دل سلمان است ابوذر می دانست او را می کشت» می کشت یعنی چه؟یعنی می گفت تو داری کفر می گویی،تحمل ندارد تحمل خیلی مهم است،واگذار کن به متخصص بگو من درکی ندارم ولی هر چه شما می گویید چشم.من نمی دانم خدا رحمت کند ابن سینا را می گفت من نمی دانم ولی چون صادق مصدق گفته پیامبر گفته من آن را قبول می کنم با علم خودم نمی فهمم. این می شود یک عالم ربانی،هر چه معصوم گفته هم درست است،هر چه معصوم گفته هر چه خدا گفته آن علم است غیر از این شما دنبال علم نگرد علم آمیخته است با انواع اقسام جهل ها،علم حقیقی دست چه کسی است؟دست الله و متخصصین معصوم. این را یادتان باشد چون فقرات دیگر هم به همین ها می رسیم به همین مباحث زود رد شویم در این قضیه.لذا شما نگاه کنید موسی علیه السلام به خداوند می گویند من را بفرست درس یاد بگیرم علم یاد بگیرم از بنده ای که علم دستش است، می خواهم رشد کنم خدایا مرا بفرست پیش استادی،خدا چه کسی را به او معرفی می کند؟حضرت خضر سلام الله علیه. موسی شوخی نیست کلیم الله است یعنی مستقیم با خدا حرف می زند صدا را هم می شنود،خوب دقت کنید پیامبر اولوالعزم است پیامبر معمولی نیست صاحب شریعت است کتاب آسمانی دارد تورات دارد،مگر شوخی است موسی بیشترین آیات قرآن در انبیا به حضرت موسی اختصاص داده شده،یک شخصیت با این عظمت وقتی می رود پیش خضر،خضر سلام الله علیه می گوید:«تو برو دنبال پیغمبری ات» برو پیغمبر باش تو نمی توانی اصلا شاگرد من باشی،«انک لن تستطیع معی صبرا» تو اصلا نمی توانی صبر کنی من را،تحمل هم نمی توانی بکنی یعنی ظرفیتش را نداری حرف هایی من بزنم جور در نمی آید با فهمت با پیغمبری ات به درک پیامبرانه ات نمی خورد،قاتی می کنی،«انک لن تصبر»تو نمی توانی صبر کنی،لن تصبر علی،نمی توانی.لن تستطیع نمی توانی اصلا توانش را نداری،بعد چقدر قشنگ،«و کیف تصبر علی ما لم تحط به خبرا» چطور می توانی صبر کنی بر چیزی که نمی فهمی اش،قاتی می کنی می گویی نمی فهمم بعد جوش می آوری،نه من که خدا فرستاده شما را خدا معرفی کرده من هم بچه خوبی هستم حرف گوش می کنم،شاگرد خوبی هستم پس،ببنید چقدر قشنگ حرف می زند به حضرت موسی می فرماید:«پس لطفا اگر هر کاری کردم حرف نزن هر جا نفهمیدی اعتراض نکن تا خودم بگویم چرا» یعنی خودش دارد می گوید دیگر استاد و مربی یعنی این،تو صحبت نکن من خودم توضیح می دهم برایت،داستانش را همه بلد هستید سه نوع کار خضر می کند هر سه نوعش را موسی غر می زند،اعتراض شدید،اصلا به او می گوید تو گناه کاری،«لقد جئت شیئاً نُکرا» کار زشتی کردی تو.به چه کسی می گوید؟به آن کسی که خدا معرفی کرده،«الم اقل لک هذا فراق بینی و بینک» بینی و بینک، باید جدا شویم موسی الان دیگر نمی توانیم با هم باشیم ما رفتیم برو دنبال کارت برو همان پیغمبری را در پیش بگیر به صلاحت است.«الم اقل لک انک لن تستطیع معی صبرا» نگفتم نمی توانی صبر بکنی؟! حالا هر دفعه هم موسی به او می گفت این جمله را هم سه بار تکرار کرده خضر،«الم اقل لک»نگفتم،گفت معذرت می خواهم ببخشید،یک فرصت دیگر به من بده،هر سه بارش هم برید موسی،آخرش فرمود هذا فراق بینی و بینک برو دنبال کارت،بعد حالا که می خواهی بروی بگذار بگویم داستان چه بود آن سه کار را توضیح می دهد،فلسفه اش را؛خیلی هم قشنگ است فلسفه اش،می گوید هر سه کار را خدا به من وحی کرده این کار را بکنم،قرار نیست تو همه را بفهمی که،الان برایت توضیح دادم مفهمومی است یا نه؟!بله مفهوم است واقعا می فهمد وقتی خدا گفته اینجوری چقدر جالب بود چقدر خوب بود ولی ما نمی فهمیم،می گوید فلسفه اش را تو درک نمی کنی نق نزن غر نزن در زندگی ات از این صحنه ها زیاد پیش می آید با عقل و شعور تو جور در می آید هی شروع می کنی دری وری بگویی حرف های کفر آمیز بزنی حرف های شرک آمیز بزنی به خدا نق می زنی غر می زنی به امام زمان و اهل بیت غر میزنی نق می زنی جور در نمی آید. نمی فهمی این را ول کن دیگر اصلا بی خیال شو،پایش را کرده در یک کفش، حتما من می خواهم حتما با این شوهر کنم حالا با من که مشاور هستم خیلی هم چیزی سرم نمی شود،می آید به من می گوید من با علم خودم می گویم اصلا این به دردت نمی خورد، زندگی تو به طلاق می انجامد می گوید شما کاری کن به طلاق نیانجامد یعنی زور می گوید یک کاری کن مصلحت این باشد من با این ازدواج کنم، نمی شود شما جور در نمی آیید با هم،بعد خدا شاهد است بارها اتفاق افتاده خانم پایش را کرده در یک کفش آقا پایش را کرده در یک کفش بعد هم رفته بعد شش ماه بعد یک سال بعد کار به طلاق کشیدهما که از اول گفتیم به شما،شما کارتان به طلاق می کشد نروید جلو می گوید رفتم با کولی گری شوهرم را از امام رضا گرفتم، می گوید آنقدر گریه کردم یک خانمی گفت در حرم امام رضا گفت دخترم آنقدر اسرار می کنی با این ازدواج کنی گفت اصلا نمی دانم خانم کیست،این آقا به ضرر تو است این زندگی نابود می شود من حالی ام نیست من همین را می خواهم ببینید این آدم خودش لج می کند،حالا خودش بعد از ازدواج آمد پیش من،یک ماه بعد از ازدواج تا الان،چند سال گذشته هیچ شبی نیست فحش نشنیده باشم کتک نخورده باشم کتک های شدید،بیا این به صلاحت نیست این خانم به صلاحت نیستش،این آقا مصلحتت نیست کارشناس دارد می گوید تحقیق دارد می گوید مشاور دارد می گوید برای چه اسرار داری ادامه بدهی این را، یکبار می گفت رفتم اسرار کردم نذر و نیاز کردم با این ازدواج کنم الان هفت سال است می گویم خدایا بگیرش،داستان اینجوری است دیگر داستان همان داستان مریم است که برایتان گفته ام،مریم را همه بلدید دیگر بله؟!داستان مریم را، استاد ما می گفت که یک آقایی رفته بود تیمارستان رفته بود دیده بود یک بنده خدایی آن اوایل تیمارستان که وارد می شوی کسی اینجوری نشسته بود همینجوری خیلی یکی از این مریض ها همین در همان حال و هوا قات زده بود،می گفت مریم مریم مریم همش می گفت مریم،گفتم این چه چیزی است گفت عاشق یک دختر بود اسمش مریم بوده به او ندادند دیوانه شده،واقعا اگر کسی دیوانه بشود دیوانه است مصلحت نیست نشد یک کسی دیگر یک جور دیگر اما اینکه دیوانه شوم دیوانگی است این می گوید بعد از چند ساعت آخر تیمارستان ما را بردند زنجیری ها را دیدیم،زنجیری یکی بود داد می زد وحشتناک می گفت مریم گفتم این کیه؟ گفت مریم را دادن به این. حال ما هم همینطوری هست. کسی ماشین می خواهد و با همان ماشین می رود ته دره؛ خوب شد حالا؟ هی اصرار کردی ماشین بخری؟ حالا خدا نمی خواست بری ته دره ولی تو این را انتخاب کردی. یا اصرار حتما پسر می خواهم خدایا؛ افسرده می شود فحش به زن می دهند به بچه می دهند که تو چرا دختر زاییدی؟افسرده می شود ناراحت می شود می کوبد تا پسر شود آن پسر آنقدر اذیت می کند می گوید ان شالله بروی زیر تریلی هجده چرخ من این ها را دیده ام با چشم خودم برای همین انسان چقدر خوب است که رمز شادی انسان و آرامش انسان که من این همه به عنوان شاخص های اصلی سعادت می گویم در رضای به قضای الهی است حضرت فرمود خداوند به حکم و فضلش آسایش و شادی دقت کنید این دو تا که گمشده همه ماست آسایش و چه؟ شادی، گذاشته در چه چیزی؟در یقین،یقین یعنی مطمئن باشد حرف درستی دارد می زند و رضا،راضی باش وقتی راضی نیستی نق و غر می زنی،مطمئن باش هم آسایشت از بین می رود و هم شادی ات از بین می رود.

والحمد رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.