جلسه 152 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
152
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1401
ماه
9
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 152 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره

جلسة صد و پنجاه و دو (152) به تاریخ: 03/09/1401

استاد گرانقدر:

حجةالاسلام‌‌و‌المسلمین محمد شجاعی

تعداد جلسات: ادامه دارد

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم....

بحثمان درباره برکت بودن اهلبیت بود به این فقره جامعه کبیره کار داشتیم که آنها مساکن برکت الله، درباره این برکت سخن گفتیم و امشب هم ادامه میدهیم این بحث را. مباحث نظری و معرفتی را عرض کردیم الان مباحث علمی اش را هم بخوانیم که پر از برکت است برای ما اولین فرمایش از نبی اکرم هست (صلی الله علیه و آله وسلم): بِهِم یَامُر بِلادَه وَ بِهِم یَرزُقُه بِالعِبادَه وَبِهِم نَزَّلَ القَطرَمِنَ السَّما وَ بِهِم یُخرِجُ بَرَکاتِ الاَرض» خداوند به وسیله اهلبیت من شهرها و سرزمین ها را آباد میکند. واقعا هم همینطور است. شما آبادترین مکان های کشورهای اسلامی را نگاه کنید، آبادترین مکان ها قبور آنها است همین حضرت عبدالعظیم علیه السلام در شهرری نگاه کنید که حداقل سابقه هفت هزار ساله، حداقل هفت هزارش را ما خبر داریم ولی برکتی که الان اینجا هست، آدانی که اینجا هست، مشهد مقدس، قم، شیراز، شهرهایی که قبور ائمه علیهم السلام هست از آبادترین شهرها هست، پر رزق ترین و پر روزی ترین شهرهای زمین است.

اطراف همین قبور مطهر هست که حوزه های علمیه، مساجد، بازارها، دانشگاه ها، مدارس، شهر ها ساخته میشود و رفته رفته توسعه پیدا میکند بِهِم یَرزُقُه بِالعِبادَه خدا رزق هایش را به وسیله اهلبیت به بندگانش خواهد داد وَبِهِم نَزَّلَ القَطرَمِنَ السَّما خواهش میکنم دقت کنید رزق جمادی داریم یعنی پول امکانات مادی این پست ترین نوع رزق است گیاهی داریم سلامتی غذای مناسب رشد آنچه که مربوط به بدن است رزق حیوانی داریم که شریف تر است نورانی تر است خدا نصیب انسان میکند رزق های علمی داریم دانش و رزق ها فوق عقلی و انسانی داریم معرفت قرب عبادت خلوت توفیق ذکر توفیق خدمت توفیق جهاد اینها رزق های پنجگانه است پس وقتی میگوییم رزق مفهومش محدود نیست یک موقعی میبینی رزق های مادی یک نفر کم است ولی رزق های عقلی یا فوق عقلی اش خیلی زیاد است درحالی که در ظاهر نگاه میکنی میبینی رزق مادی زیادی ندارد و آن هم دلیل دارد که ندارد یعنی اگر ندارد به یک حکمتی است که این رزق نیست. پس دقت بکنیم مفهوم رزق را وسیع بگیریم که یک موقعی خدایی ناکرده در برداشتمان، در زندگی انسانی مان دچار اشتباه نشویم یا کسی بگوید من کم رزق هستم. نه. گاهی وقت ها انسان رزقش فراوان است. آمد شخصی محضر امام صادق علیه السلام عرض کرد: فقیر هستم گرفتار هستم. حضرت فرمود: فقیر نیستی عرض کرد چطور؟ فرمودند که حاضرهستی ولایت ما را نداشتی اما ثروت دنیا را داشتی؟ گفت: نه. فرمود: پس تو یک چیزی بالاتر از ثروت دنیا داری. گفت: بله. فرمود: پس تو مرد ثروتمندی هستی. انسان نباید ثروت را ثروت جمادی حساب کند. باید فقر و غنا و ثروت و رزق را در همه ابعاد زندگی حساب کند. اگر نگاه بکنید شیعیان ثروتمند ترین، پررزق ترین انسان های روی زمین هستند که خدا عشق و ولایت چهارده معصوم را به آنها داده و قیامت و شب اول قبر به بعد معلوم میشود انسان چه چیزی نصیبش شده. خوش بحال کسی که همانطور که حضرت علی فرمود: «موت قبل ان تموت» قبل از آنکه بمیرید اینجا بمیرید. اگر انسان اینجا بمیرد، متوجه میشود که خدا چه چیزی بهش داده است. اگر اینجا به مقام موت برسد، همه چیز را میفهمد و میبیند. آن وقت است که میفهمد که خدا چه کار با او کرده. دیگر بخاطر مریضی بچه اش و سرطان شوهرش و مریضی خودش ناشکری نمیکند کفران نمیگوید. میفهمد رزق یعنی چه! وقتی خودش را مقایسه میکند با این هشت میلیارد نفر جمعیتی که در کره زمین است، میبیند که خدا تعداد خیلی خیلی محدودی را انتخاب کرده برای این نعمت. « اللَّهُمَّ ... وَ فَضَّلْتَنِي بِهَذِهِ الْفَضِيلَةِ وَ خَصَصْتَنِي بِهَذِهِ النِّعْمَةِ .... خدایا تو به من برتری دادی در این نعمت، در این فضیلت و من را فقط انتخاب کردی، اختصاص دادی به من این امتیاز را که من امام زمان دارم و میشناسم از بین این هشت میلیارد انسان امام زمانم را میشناسم، به او تعلق دارم، عشق می ورزم به او، در خدمتش هستم. صبح ها دعایی را که میخوانیم شبیه دعای عهد هست. یک دعا عهد کوچک بعد از نماز صبح، تعقیبات نماز صبح که آدم بخواند تحیت برای حضرت. خدا به همه این را نداده. کسی مفهوم رزق را اگر درست فهمید، آن موقع است که بهشت و آرامش سراغش می آید. پس وقتی میگوید رزق را به آنها میدهم توجه بکنید «بِهِم یَرزُقُه عِبادَه» خدا با اهل‌بیت من رزق می رساند. همه انواع رزق از شبکه وجودی اهل بیت به سراغ ما می آید. در زیارت امام حسین علیه السلام این را می خوانیم: «إِرادَةُ الرَّبِّ فِي مَقادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَتَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ» اراده حضرت رب که پرورنده ماست در تمام مقادیرش، در تمام آن اندازه ها، قَدَرهایش، تمام تقدیراتش اول می آید به سوی شما و بعد از خانه شما به خانه های دیگران میرسد. در زیارت امام حسین این را میخوانیم چقدر با عظمت « وَبِهِم نَزَّلَ القَطرَمِنَ السَّماء» به خاطر اینها و به خاطر وجود اینها هست که خداوند از آسمان باران میفرستد «وَ بِهِم یُخرِجُ بَرَکاتِ الاَرض» میدانید چرا اینقدر تاکید میکند؟ برای اینکه تو بفهمی زمین بدون وجودم متخصص معصوم، حیات انسان بدون متخصص معصوم بی حیاتی است. زندگی انسانی نیست. شما می توانید زندگی جمادی داشته باشید، گیاهی داشته باشید، حیوانی داشته باشید، علمی هم داشته باشید؛ اما زندگی انسانی اینطور نداشته باشد. زندگی انسانی زمانی است که انسان مربی دارد، استاد دارد، رب دارد. کسی که مربی رب مخصوص رب عظیم رب اعلی رب ندارد اصلا به زندگی انسانی نمیرسد کسی که اهلبیت ندارد سبک زندگی اش با اهلبیت تنظیم نیست حیات انسانی ندارد حیات حیوانی دارد خانم است آقا است حیات علمی دارد دکتر است مهندس است؛ اما حیات انسانی نه به این حیات میگویند حیات برتر یا حیات طیبه. آیات قرآن این را حیات طیبه میداند. حیات طیبه برای کسانی است که در بخش پنجم زندگی میکنند؛ یعنی مربی دارد، استاد دارد، آدم حسابی است برای خودش، اصلا سبک زندگیاش را با کمتر از معصوم نمیبندد. لذا در سوره انفال میفرمایند: «اِستَجیبُوا لِلهِ وَ لِرَّسولِ اِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم» اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد؛ یعنی خدا و رسول آمده اند به شما حیات بدهند. آن کسی هم که اجابت نمیکند حیات دارد. میگوید نه، این اجابت را اگر شما اجابت کنید به یک زندگی جدید میرسید. به یک حیات جدید میرسید. این حیات را حیات طیبه، حیات انسانی میگویند. حیات برتر بخش پنجم را همه ندارند برای همین هم همه کسانی که در این چهار بخش زندگی میکنند اصلا درکی از کسانی که این حیات را دارند، ندارند. اصلا نمیفهمند. چون خودشان مزه اش را چشیده اند. مثل اینکه به بچه پنج ساله بگویی: ازدواج، زناشویی نمیفهمد یعنی چه. بچه چهار ساله بگویی حیات علمی. بچه چهار ساله حیات حیوانی را نمیفهمد. چون حیاتش طبعی است. زناشویی را نمیفهمد. ازدواج را نمیفهمد. جنس مخالف را نمیداند، چیست. عشق زمینی ندارد. چون بلوغ ندارد. وقتی خودش به سن بلوغ رسید، تازه درک میکند من یک زندگی احتیاج دارم. به او میگویی تو که با بابا و ننه ات داری زندگی میکنی زندگی جدید را میخواهی چه کنی؟ میگوید نه من میخواهم زندگی جدید را در مرحله جدید شروع بکنم. من کشش، به جنس مخالف دارم میخواهم ازدواج کنم. این مرحله مرحله ای است که بلوغ اینگونه پیدا کرده. در بلوغ علمی خیلی ها هستند وقتی به آنها میگویی درس، زندگی، حوزه، دانشگاه میگوید برو بابا برو زندگی کن. برو بازار کارت را بکن. برو تجارت، این حرف ها چیست؟ درس کجا بود؟ دانشگاه کیلو چنده؟ این حیات حیوانی دارد؛ اما حیات علمی، فرشته ای ندارد. چون لذت علم آموزی، لذت متخصص شدن، لذت دانشگاه رفتن، لذت کشف اسرار عالم را متوجه نمی شود. برای همین هم این از قدرت علمی، قدرت فرشته ای، چیزی دوست ندارد، چیزی هم سر در نمی آورد و لذت زندگی انسانی یک چیز دیگر است. بالاتر از زندگی فرشته ای است. حیات انسانی، حیات طیبه ای، فقط مال آدم ها است؛ آنهایی که باطن انسانی دارند و مزه این زندگی را میچشند. اینها هستند که حیات طیبه دارند. پس رزق این است. شما نگاه کنید مفهوم رزق را ببینید چگونه است. شما جلوی انسان کامل یعنی امام حسین مینشینی رزق را چطور تعریف میکنی برایش؟ میتوانی به او بگویی پول میخواهم زن میخواهم شفا میخواهم بچه میخواهم عیبی هم ندارد اینها را به امام معصوم بگویی. ما باید توسلاتمان با اینها باشد و از اینها بخواهیم؛ اما در این مقام نه. شما در مقام های جمادی، گیاهی، حیوانی اینجور خواسته ها را از ائمه میخواهی اشکالی هم ندارد. شما بخواهید و توسل بکنید. زیارت عاشورا را هم خیلی ها میخوانند برای همین کارها. خیلی ها با معانی کاری ندارند میگویند بخوانیم بر زبانمان جاری شود بعد بگوییم ما چهل شب خواندیم حالا به ما زن بده، شوهر بده. گفتید بخوانید ما هم خواندیم. فهم و معرفتش نه دیگر. یک عده ی کمی میروند پیش ائمه میگویند ما دانشگاه قبول شویم حوزه قبول شویم اسرار عالم را کشف کنیم دانشمان زیاد شود اینها بخش های فرشته ای هستند؛ اما وقتی که انسان انسان میشود بلوغ انسانی پیدا میکند معشوق انسانی نیاز دارد مثل موقعی که بلوغ جنسی پیدا میکند و معشوق جنسی میخواهد جنس مخالف میخواهد آن موقعی که بلوغ انسانی پیدا میکند انسان عاشق میشود. میگوید: اشهد ان لا اله الا الله. این به سمت معشوق های انسانی میکشد. حالا وقتی این را میخواهد حالا وقتی میرود زیارت امام حسین روزی را چگونه تعریف میکند؟ میگوید اسئَلَهُ از خدا میخواهم آقا بابا امام من، از خدا میخواهم روزی ام بکند: اسئَلَهُ اَن یَرزُقَنی روزی ام کند. این روزی است ولی مال آدم ها است. مال کسان دیگر نیست. مال فقط دوست های خاص خدا است. «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنصور اسئَلَهُ اَن یَرزُقَنی مَعَ اِمامٍ هُدی» این زیر چادر امام زمان رفتن، مهدوی شدن، جهادی شدن، این کار هر کسی نیست روی کره زمین؛ حتی بین شیعیان هم همه این کاره نیستند. اصلا نمیخواهند این کارها را جمکران میرود مشهد یا مکه میرود خواسته هایش همین ها است. نهایتا من دکتر مهندس شوم چیزی بنام انتقام سراغ هرکسی نمیاید انتقام مال آدم حسابی ها است؛ آن هایی که از جنس خود امام حسین شدند؛ یعنی عنصر زهرایی اش، عنصر علوی اش، عنصر محمدی اش (صلی الله) عنصر حسنی و حسینی اش بالا میرود. این عنصر وقتی شخصیت انسان را عنصربندی می کنند، وقتی عنصرش بالا میرود؛ یعنی شخصیتش به معصوم نزدیک میشود تازه میرسد به جایی که میگوید من سبک زندگی ام را میگذارم به اینکه در چادر امام زمانم قفط زندگی کنم. من جای دیگری نمیتوانم نفس بکشم. مثل بعضی ها که بلوغ گیاهی دارند میگویند من میخواهم باشگاه بروم فقط فوتبالیست شوم، والیبالیست شوم، تنیس کار کنم، تمام بحث های زندگی اش را هم با آن تنظیم می کند که ورزشکار شود قهرمان شود. بخش گیاهی است. عالم را برداشته الان جام جهانی، این بخش فعال است. عشق این بخش را دارد. بدوند، گل بزنند، گل بزنیم یک بلوغ گیاهی است، آرزویش هم این است. سبک زندگی اش را بر اساس آن تنظیم میکند. اگر کسی انسان شد به معنای واقعی باطن انسانی پیدا کرد، خدا است، میگوید با امام حسین حرف زدی بخواه که تو بروی در چادر امام زمان مع امام منصور معیت است. شوخی نیست. «مع امام هدی» این را هیچ کس نمیفهمد. تو داری با امام حسین با این عظمت حرف میزنی. این را میخواهی از او. امام حسین در جواب تو چه میگوید؟ آنهایی که مکاشفه میکنند در موقع زیارت امام حسین را میبینند این کلام را از ایشان زیاد میشنوند منم ببینمش، همه عمر خادمش هستم. منِ امام حسین هم این را میخواهم. تو تازه با منِ امام حسین یکی شده ای. تازه همدرد من هستی. تازه هم حزبی من شده ای. امام حسین فرمود: «لا اَدرِکة لَخَدَمتَهُ اَیّامَ حَیاتی» من ببینمش همه عمر خادمش هستم همه عمر سربازش هستم. اصلا این لفظ را دارد میگوید من سربازش هستم. اگر کسی بتواند هم نفس و هم درجه امام حسین شود. برای همین امیرالمومنین فرمود: اگر کسی منتظر حقیقی است با من و هم درجه من است. این اوج آدمیت است. یک کسی از بین همه عشق های عالم امام زمان را انتخاب کند که سیزده معصوم عاشق سربازی اش هستند. امام رضا را زیارت را بخوانید در جمعه ها غیر جمعه ها هم میتوانید بخوانید. «اللهم ادفع ان ولیک خلیفتک حجتک» امام رضا میگوید خدایا من را در دنیا و آخرت با ایشان قرار بده من را در آخرت با ایشان محشور کن. امام رضا خودش صاحب قیامت است. میگوید خدایا من در قیامت جزو سربازان ایشان محشور شوم. ما متوجه نیستیم یعنی چه. اصلا متوجه نیستیم در دستگاه امام زمان نفس کشیدن یعنی چه. خرج کردن، خرج شدن، وقف شدن، ذوب شدن در دستگاه امام زمان یعنی چه. اگر راه بدهند ماها را. قبولمان کنند. بپذیرندمان که ذوب شویم در دستگاه امام زمان. رزق را جدی بگیریم وقتی می خواهیم زندگی مان را بررسی کنیم. الان سی سالم است نتوانستم ازدواج کنم. هنوز مستأجرم زندگی مگر فقط همین است که وقتی ارزیابی میکنی فقط همین است زندگی؟ با دیگران مقایسه میکنی چقدر پول داره چقدر بدنش یک طوری است چقدر جوان است کی شوهر دارد کی زن دارد کی بچه دارد پول دارد تحصیلاتش چقدر است با همین ها باید زندگی امان را مقایسه کنیم؟ حیات یعنی اینها؟ کجای زندگی هستیم ما؟ کجای لشگر امام زمانی؟ کجای خانواده اهل بیت هستی؟ کجای لشگر اهل بیت تان هستی؟ کجایی؟ این را بسنج این را درک کن این را فکر کن درموردش که من کجا هستم قاعده را دقت کنید کلمه روزی رزق می آید آدم ها در هر کدام از این پنج موتن روزی باشند ذهنشان میرود درباره آن نوع روزی مسابقاتشان و مقایسه هایشان مطابق همان است. کدام مرحله هستیم؟ گفتند روزی رزق ذهنمان درباره هرکدام از این پنج مرحله رفت در آن بخش هستی شخصیتت قیمتت درجه ات در آن بخش است اگر تا گفتند کلمه رزق رفتی سمت رکوع، سجده، فهم قرآن، نماز شب، قرب دوستی امام زمان ، سربازی امام زمان، خدمت در لشگر امام زمان بودن خیلی شرافت داری وقتی کلمه رزق می آید ذهنت برود طرف رزق های انسانی. من چقدر قرآن بلدم. چقدر قرآن می فهمم. چقدر زبان قرآن بلدم. چقدر معرفت دارم. من با این چهارده تا چه نسبتی دارم؟ از رفاقت؟ دوستی؟ وقتی میگویند: امام حسن مجتبی چه نسبتی با امام حسن مجتبی داری؟ من فقط میدانم امام دوم است. خودت شخص خودت؟ هر کس هم که در موطن بالا است. وقتی با کسی که در موطن پایین است. حرف میزند موطن بالا را نمیفهمد. لذا موطن پایینی ها وقتی میروند زیارت حضرت معصومه حضرت عبدالعظیم{عرف الله بیننا و بینکم} «خدا ما ها را در بهشت بهم دیگر معرفی کند» نمیفهمد دارد چه میگوید حظش را هم نمیبرد. این فقط مال کسانی است که جدی دارند حرف میزنند و رزقشان را هم میگیرند یعنی قدرتشان شرافتشان به این است که با حضرت معصومه و حضرت عبد العظیم در بهشت بهم معرفی شوند و به بالاتر او مفهوم رزق را اینطور می فهمد حالا مفهوم رزق خودش یک کارگاه دارد الان بماند. «وَبِهِم نَزَّلَ القَطرَمِنَ السَّماء» باران از آسمان می بارد با اهل بیت است. بزرگان دین فرمودند که ما یک آسمان طبیعی داریم. همین آسمان بالای سرمان است. یک آسمان معنوی داریم. غیب داریم. یک آسمان سوم هم داریم. آن آسمان وجود خودت است. لذا خیلی خوب است که یک نفر آسمان وجودش بارش کند به زمین وجودش؛ یعنی این وقتی می نشیند نماز میخواند. وقتی زیارت میرود، وقتی سحر دارد، وقتی شب همه خواب هستند. این بیدار است یکدفعه این میریزد تویش. نه از آسمان طبیعی از آسمان غیبی ملکوت میریزد در وجودش هم از آسمان وجود خودش هم ریزش دارد دائما در مراتب پایینی. لذا این آدم وقتی می خواهد یک نقاشی کند، موسیقی درست کند، یک خط بنویسد، شعر بگوید، سخنرانی کند، وقتی می خواهد کتاب بنویسد، آنقدر ریزش دارد که می آید در دستانش در قلمش در ان خطش در نقاشی اش در صدایش. میخواهد یک شعر بگوید ریزش میکند یک شعر می آید که ماندگاری دارد تاثیر دارد یا می آید در کلامش کلامش بارش دارد ما وقتی نماز باران میخوانیم، میگوییم خدایا این آسمان ما را پر ابر کن پر بارش کن. یک موقع هایی هم این نوع از بارش‌ها را بخواهیم. بارش از آسمان وجودمان به زمین وجودمان، بارش از آسمان غیب به شهودمان، به وجودمان، آنها هم برایمان ببارد.{قوام مرحمتک} این مناجات خمسه عشر پر است از این اصطلاحات قشنگ و فوق العاده است. {مستسقی} خدایا من از تو آب میخواهم من را آبیاری کن. برکتت را ابرهای برکتت ابرهای مغفرتت را بفرست روی سرم. خدایا ابرهای رحمتت را بفرست روی سرم. چه اصطلاحاتی دارند اینها. امام سجاد . اینها هستند که خزانه علم هستند. این در ها را به روی ما باز میکنند. و الا چه کسی میتوانداین معارف را به ماها بدهد بجز معصوم؟ ما چقدر سعادتمند هستیم این حرف ها را داریم. این اصطلاحات را داریم. این زندگی و حیات را داریم. یک فهمی از این حیات ها داریم. الحمدالله. فهممان از زندگی در حد این نکبت های زندگی نیست. «وَ بِهِم یُخرِجُ بَرَکاتِ الاَرض» خدا برکت های زمین را به وسیله اینها خارج میکند. رویش گیاهان و برکت گیاهان به وسیله اینها است. اهل بیت مادی و معنوی معدن برکت هستند.

امام صادق میفرمایند: «نَحنُ اَهلُبَیتِ رَحمَه» ما اهل بیت رحمت هستیم. «وَ بَیتِ نِعمَة» بیت نعمت هستیم «وَ بَیتِ البَرَکة» بیت برکت هستیم. برکت خارج از وجود اهلبیت محال است پیدا کنی. چون اینها معدن هستند. معدن یعنی آنجایی که اصل است. بیرون از آنجا هیچ خبری وجود ندارد. هر چیزی میخواهید: برکت مادی میخواهید، گیاهی و سلامت و شفا و مسائل جسمی و بچه اینها که مربوط به مسئله گیاهی است بچه دار نمیشوید. بخش های حیوانی ازدواج، مسکن، مسائل اجتماعی، مسائلی که در زندگی هست، علم دانش موفقیت های علمی و بخش انسانی هر چه میخواهید دعای توسل، دعای توسل، دعای توسل. در مقابل چهارده تا معصوم ایستاده ای. ما اصلا دعای توسل را نمیدانیم چیست. بعضی وقت ها عزیزان می آیند میگویند استاد من همچین مشکلی دارم ذکری چیزی، میگویم دعای توسل. دعای توسل؟ خیلی عادی انگار که میگویم بگو عجی مجی. دوست دارد من از این حرف ها به او بزنم. از این ذکر های عجیب بگویم. دعای توسل اولیای خدا همه کار هایتان را راه می اندازند. بلد باشیم بخوانیم. دعای توسل را یک جوری بخوان داری با چهارده معصوم حرف میزنی که همه عاشقت هستند همه دوستت دارند. بچه شان هستی. خانواده ات هستند. بفهم که داری با چه کسانی حرف میزنی. ما از اینجا بلند میشویم میرویم امام رضا به آقا امام رضا عرض حاجت میکنیم. از اینجا بلند میشویم میرویم کربلا به امام حسین. آقا در خانه ات چهارده تایشان هستند. در سینه ات هستند با تو. دلهای پاک و نورانی شماها قبر اهل بیت است. همین در خانه خودت بایست هفت دقیقه، خدا رحمت کند آقای شاه آبادی را پسر آیت الله شاه آبادی بزرگ، قبرشان در حرم حضرت عبدالعظیم علیهم السلام هست خیلی هم حاجت میدهد. مسیری هم هست که معمولا خانم ها رفت و آمد میکنند. آقایان هم میتوانند از دور نگاهی کنند. گاهی مواقع باز میکنند. آقایان هم میتوانند کنار قبر باشند گه گاهی این ور گه گاهی اونور. ما قم سالها خدمت ایشان بودیم. صبح میرفتیم خدمت ایشان، ظهر میرفتیم خدمت ایشان، شب میرفتیم خدمت ایشان. ایشان بعد از نماز تا میگفتند: «ان الله ملائکه...» تمام میشد دیگر تعقیبات دیگر نمیخواند. بلندگو میگرفت دستش، «اللهم انی اسئلک اتوجه الیک...» میگفت این همه کار برایتان میکند. هفت دقیقه یعنی هر سی ثانیه یک معصوم. اگر کسی بگوید وقت ندارم دروغ میگوید. دل ندارد. چهارده تا معصوم در هفت دقیقه آن هم چی؟ «وَقَدَّمنا بَینَ یَدَیه حاجاتِنا» همه حاجاتم را دارم به تو میگویم هرچیزی در این پنج تا. هرچیزی دوست داری. هر روز. ایشان سه وعده این کار را میکرد. میگفت همه تعقیبات نمازها را بگذارید کنار، هیچی نمی خواهد. با من دعای توسل بخوانید. دعای توسل اسم اعظم است. شما نمی توانی در دعاها بگردی شاید نزدیک این بتوانی پیدا کرد. ما اصلا استفاده درست از این دعا نمی کنیم. نمیدانم میگوید رفتم در فلان جا فلان شهر بعضی ها هم در فلان کشور دعانویسی پیدا کردم، یک نفر برایم چیزی نوشته از من پانزده میلیون نوشته، گفته همراهم باشد این ها را بنشین بخوان. خدا رحمت کند آقای مجتهدی، آقای شیخ جعفر آقا، یک موقع هایی که علما به شاگردانشان ذکرهایی میدادند میگفتند چهل هزار مرتبه این را بگو. ایشان میگفت: آقاجان سخت نگیر یک یاعلی بس است و خودش هم همینطوری بود. هر موقع کسی خواست شفایی دهد یک کاری کند یاعلی تمام. یاعلی او دیگر چه بود. میگفت یک یاعلی بس است دیگر. یک دعای توسل. برکت همه اش در دست اینها است. هر روز هم این کار را بکن. چه کیفی هم دارد آدم می ایستد جلوی چهارده تا معصوم حرف میزند. چشم در چشم دارند نگاهت میکنند. صحنه از این قشنگ تر با شکوه تر سراغ دارید؟ بچه آدم بین چهارده معصوم بایستد روبروی چهارده معصوم، خانواده آسمانی اش با تک‌تکشان حرف بزند. همه درد و دل هایش، نه احتیاجی به غیبت دارد، نه احتیاجی به تهمت دارد، نه احتیاجی به خیانت دارد، بلند شود برود اسراری را فاش کند. دردی الان به تو فشار آورده؟ از کسی یا کسانی ناراحتی؟ مشکلاتی داری؟ با چهارده تا معصوم در میان بگذار. چرا میروی پشت سر دیگران غیبت می‌کنی؟ چرا میروی آبروی یک کس دیگر را میبری؟ رسیده است به اینجات؟ میگوید من هیچ جایی را نداشتم مجبور شدم بروم با فلانی اسرار شوهرم را بگویم، اسرار زنم پدرومادرم را بگویم. این جنایت و خیانت است. آقا چهارده تا معصوم و خانواده اصلی داری با همین ها حرف بزن. دیگر فشارهم به تو نمی آید. بگو من به کسانی که باید میگفتم گفتم انها کار از دستشان برمی آید. همه چیز دست آنها است. همه کلیدها دست آنها است. برای چه بلند میشوی میروی غیبت می‌کنی؟ نه. من اصلا باید این راز را به سی نفر دیگر بگویم. همینطور گوشی را برمیدارد میبینی دارد یک عالم خیانت و جنایت می‌کند خودش را در معرض جهنم قرار می‌دهد. به اینها بگو که عزتت حفظ میشود. شرافتت حفظ می‌شود. من گفتم من به چهارده نفر حرف هایم را زده ام. این خیلی خوب است.

الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.

پایان