جلسه 139 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
139
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1400
ماه
9
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 139 - شرح زیارت جامعه کبیره

بحثمان در شرح زیارت جامعه کبیره به فقره «وَ ورثة الانبیاء» اختصاص داشت و توضیح دادیم که منظور از وراثت انبیاء در معصومین چیست، معصومین وارث چه چیزی از انبیاء علیه السلام هستند، گفتیم معصومین علیه السلام هم وارث تمام خصوصیات و مقامات انبیاء هستند و هم وارث کتاب های آن ها هستند و هم وارث مأموریت و رسالت آن ها هستند. چند روایت در این وراثت می خوانیم که ان شاء الله این فقره را به پایان برسانیم.

روایت اول از ابوبصیر از صحابی امام صادق و امام باقر علیهم السلام سخن خواهیم گفت. ایشان گفتند به امام باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم آیا شما ورثه پیغمبر صلی الله و علیه و آله هستید؟ فرمودند: بله، بعد سؤال کردم: آیا رسول خدا وارث انبیاء بودند؟ حضرت فرمودند: بله؛ و بعد گفتند: آیا پیامبر وارث انبیاء و آن چه که می دانستند بودند؟ حضرت می فرمایند: بله، چون ابوبصیر صحابی نزدیک به امام صادق و امام باقر علیه السلام بودند و ایشان نابینا بودند، ایشان به حضرت عرض کردند: شما می توانید مرده ها را زنده کنید؛ و کورهای مادرزاد و افرادی که مبتلا به برص هستند را شفا دهید؟ یعنی کاری که خداوند در قرآن به مسیح علیه السلام نسبت می دهد، حضرت فرمودند: بله، ما به اذن خدا این کارها را می توانیم انجام دهیم.

امام باقر علیه السلام فهمید که ابوبصیر اشاره به چه چیزی می کند، منظور ابوبصیر این بود که من که نابینا هستم و شما هم که این مقامات را دارید، پس چرا من باید کنار شما نابینا باشم؟ حضرت فرمودند: بیا جلو، من جلو رفتم، حضرت دستی به صورت من کشید و چشمان من باز شد و خورشید و زمین و آسمان و هر چیزی که اطرافم بود را دیدم، حضرت فرمود: دوست دارید که همین طور بینا باشید و در قیامت مانند دیگران حساب پس دهید؟ مثل بقیه آدم ها یا این که دوست داری به حالت قبل خودت برگردی و نابینا باشی و بعد هم بی حساب وارد بهشت شوی؟ آن جا دیگر معطلی نداری، بهشت مال تو باشد و بی حساب بروی. ابوبصیر گفت: دوست دارم برگردم به حالت سابقم، دوست دارم آن جا بی حساب به بهشت بروم، نمی خواهم حساب و کتاب پس بدهم. حضرت دستی به صورت و چشم هایم ایشان کشیدند و به حالت قبل برگشتند، این جا چند نکته هست: یکی این که بلاها چقدر برای ما برکت و خیر دارند، این مصائب و دردها، زحمت ها و بلاهایی که در زندگی انسان پیش می آید و چقدر گرفتاری های نظام آخرتی و برزخی و قیامتی ما را حل می کنند، بنابراین هیچ کس نمی تواند بگوید: حالا چون من مریض شدم، درد دارم، معلول شدم، گرفتار شدم، سرطان گرفتم، باختم، عقب ماندم، چرا من این جوری شدم؟ اگر کسی مریض می شود یا بلایی سر او می آید، حالا بلا انواع و اقسام دارد. جمادی دارد، گیاهی، حیوانی دارد. انسان بلاهای عقلی دارد، هر بلایی که سرش می آید، این بلاها هدیه خداوند است برای رشد ما «اِنَ الله لَیُغَذی عبدهُ المؤمن بالبَلا کَما تُغَذی اَلوالدَة وَلَدها بِاللَبن»؛ خداوند بنده مؤمنش را که خیلی او را دوست دارد، با بلا تغذیه می کند، همان طور که یک مادر مهربان فرزندش را با شیر تغذیه می کند و انسان در این بلاها رشد پیدا می کند که بحث مفصل آن را در مبحث (رشد و قدرت در سایه سختی ها) توضیح داده ایم که عزیزان به آن مبحث مراجعه کنند و همچنین بحث (شکر و رضا) و بحث (غم و شادی) این ها را مفصل توضیح داده ایم، اما این نشان می دهد که بلاها چقدر برای ما خیر و برکت دارند و ذخیره هستند، در واقع یکی از ثروت های هر انسانی بعد از مرگ میزان سختی هایی است که در جنبه های جمادی، گیاهی، عقلی و فوق عقلی کشیده است، این که می گوییم: جنبه عقلی؛ یعنی چه؟ یعنی این که مثلاً یک کسی هوش عالی دارد، مثلاً می خواهد قرآن یا حدیث حفظ کند، تا می خواند حفظ می کند، یا یک کسی می خواهد درس بخواند، خیلی سریع درس را می فهمد. بعضی ها هستند که درس را کمی دیرتر یاد می گیرند، حالا زحمتی که او می کشد، اجرش بالاتر است. چون دیرتر یاد می گیرد، به خاطر زحمت بیشتری که می کشد اجر بالاتری هم دارد، برای همین داریم که: کسی که کندتر کندتر یاد می گیرد ثوابش بیشتر از کسی از که تندتر یاد می گیرد، چون او زحمتی ندارد، بالاخره و در نهایت هر زحمتی باشد، زحمت در راه خدا، جهاد در راه خدا، هر زحمتی که باشد، فرقی نمی کند، انسان هر زحمتی که بکشد برای او ذخیره آخرت می شود، بنابراین یکی از منابع ثروت انسان، سختی ها و محدودیت های است که در دنیا کشیده است، اینقدر مهم است که نبی اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند: «لَو تَعلَمونَ ما ذخرلَکُم ما حَزنتُم عَلی ما زوی عَنکُم»؛ اگر شما می دانستید که خداوند برای شما چه چیزهایی ذخیره کرده ، هیچ وقت به خاطر چیزهایی که به آن ها دسترسی نداشتید، بازداشته شدید و از آن محروم بودید، هیچ گاه برای آن غصه نمی خورید، این که مدام بگویید: چرا همه دارند، من ندارم؟ خب بقیه اگر دارند، سهمشان را همین جا مصرف می کنند، از سهم آخرتی شان این جا مصرف می کنند، کسی که خانه بزرگ یا ماشین آن چنانی دارد و لباس های آن چنانی می پوشند و غذاهای آن چنانی دارد، مدام در دنیا در رفاه و آسایش هستند، او از سهم بهشتش مصرف می کند، مال شما ذخیره آخرتتان شده است، هیچ چیز در رفته ای نداریم، برای همین لذت و بلا بین بنده ها مساوی تقسیم می شود، بعضیها هستند که لذت هایشان را در دنیا می برند، لذا مشمول این کلام پیغمبر می شوند: «شیرینی دنیا، تلخی آخرت را به همراه دارد»؛ و بعضی لذت ها را می گذارند برای بهشت، در دنیا سختی ها را تحمل می کنند و مشمول این فرمایش پیغمبر می شوند: «مرارة دنیا، حلاوةُ الاخره»؛ تلخی دنیا، شیرینی آخرت را به همراه دارد. لذا هیچ کس نباید عقده ای شود و حسادت کند، یا حسرت کسی را بخورد، حالا آن ها در دنیا مصرف می کنند، به ما اگر در دنیا ندادند، بعداً می دهند، هیچ وقت دیر نمی شود، سوخت و سوز ندارد؛ یعنی سهمت هدر نمی رود، برای شما ذخیره می شود، اذیت می شوید، بشوید، بیشترین کسانی که اذیت شدند، انبیاء علیه السلام، اولیاء، ائمه علیه السلام، هیچ کس به اندازه آن ها اذیت نشده. پس این خیلی مهم است. به آن توجه داشته باشید.

روایت بعدی باز از ضراره است که ایشان هم از اصحاب بسیار نزدیک و قدرتمند حضرت هستند که نقل کرده اند امیر المؤمنین علیه السلام به ابن عباس فرمود: خداوند زبان پرندگان را به ما آموخت: «اِنَ الله عَلَمنا منطقَ الطیر» خداو به ما زبان پرندگان را آموخته. «کَما عَلمهُ سلیمان بن داود»؛ همان طور که خدا به سلیمان بنداود یاد داده است. «وَ مَنطق دابةِ فی بَرِّ او بَحر»؛ اما نه فقط ما منطق الطیر را بلد هستیم که سلیمان هم بلد بود، بلکه هر جنبده ای در زمین و دریا هست ما زبان آن را بلد هستیم. «وَرَثه»؛ یعنی این را ما داریم.

باز امام صادق علیه السلام می فرماید: حضرت موسی علیه السلام در اواخر عمر خود مأموریت یافت که الواحی را که خدا بر او نازل کرده است، میان کوهی پنهان کند، لوح هایی که در تورات اصلی هست و بر ایشان نازل شده بود، بعد می فرماید: سرانجام آن الواح به دست پیغمبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم رسید، آن حضرت الواح موسی علیه السلام را به امیر المؤمنین علیه السلام داد و همین طور حضرت ادامه داد تا این که فرمود: «امروز الواح در دست ماست»، تورات حقیقی الان در دست امام زمان علیه السلام است؛ و هم چنین عصای موسی علیه السلام نزد ماست و ما از همه پیامبران ارث برده ایم، هر چه پیامبران داشتند الان به دست ائمه و آقا امام زمان علیه السلام است و هر چیزی که ائمه دیگری داشتند، پیامبر داشتند به دست آقا امام زمان علیه السلام است.

امام باقر علیه السلام می فرماید: «خَرجَ امیرالمؤمنین علیه السلام ذات لَیلةٍ»؛ شبی حضرت از منزل خودش خارج شد، «وَ هُوَ یَقول»؛ در حالی که این جمله را زمزمه می کرد: «امامی به پا خواست که پیراهن آدم بر تن و انگشتر سلیمان و عصی موسی در دست دارد. حضرت کی را می گفتند؟ ایشان خودشان را می گفتند؛ یعنی این که من وارث همه چیز هستم.

باز از امام صادق نقل شده است: «اِنَ سلیمانَ وَرثَ داود»؛ سلیمان از داود ارث برد، بعد فرمود: محمد صلی الله و علیه و آله از سلیمان ارث بَرَد و ما از محمد صلی الله و علیه و آله، بعد حضرت فرمود: «اِنَ عِندنا عِلمُ التوراة وَ الاِنجیل وَ الزَّبور وَ تَبیان ما فی الالواح»؛ در نزد ما ائمه علم به آن چه که در تورات و انجیل و زبور و بیان آن چه که در الواح است همه در نزد ما وجود دارد.

دوتا روایت دیگر بخوانیم تا به چی برسیم؟ به اینکه معنای این توضیحاتی که می دهیم یعنی چی. یک روایت طولانی هست که از آن صرف نظر میکنم. میرم سراغ شرح.

وقتی می گوییم: «وَ وَرثَةِ الانبیاء»، یعنی آن کسی که معنی انبیاء را می فهمد؛ اینکه یک سلسله جلیله و معصومی هستند از آدم تا خاتم، از زمان خلقت انسان، داستان زندگی انسان روی زمین، یک داستان دو خطه شد، دو سیر پیدا کرد: 1. قابیلیان؛ یعنی آدم هایی که طاغوت که علیه انبیاء قیام کردند، آدم های بد، لشکر شیطان و حزب شیطان، 2. هابیلیان؛ یعنی فرزندان خوب آدم: شیث، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و 124000 پیغمبری که ما در روایت داریم از امام صادق علیه السلام، یکی از روایاتی که نقل شده است از ایشان همین است، یک سلسله جلیله ای از انبیاء در کره زمین و هر جا که قومی، «لِکُل قوم هاد»؛ هر جا که قوم و قبیله ای بوده، خداوند برای آن ها پیامبری فرستاده است.

بنابراین اساساً داستان تاریخ، داستان این دو حزب بوده است: حزب الله و حزب شیطان، حزب نور و حزب ظلمت و تاریکی و همیشه آدم ها در یکی از این حزب ها وجود داشتند؛ یعنی عده ای در حزب شیطان هستند؛ یعنی در حزب ظلمت هستند و کار آن ها همراهی با شیطان و شیطان صفت هاست، بعضی ها هم نه. آدم هایی که در حزب انبیاء و ائمه و در حزب خدا بودند و الان هم همین طور هست و در طول تاریخ هر کدام از این ها نسلی به نسل دیگر عضویت در حزب را داشتند و ما هم به این وراثت رسیده ایم، الان ما هم وارث عده دیگری هستیم، بعد از ما، عده دیگری وارث ما خواهند بود، عضویت در یکی از این دو حزب. پس وقتی شما می گویید: «وَ وَرثة الانبیاء»؛ یعنی در این جبهۀ انسانی و جبهۀ نور، ائمه وارث همۀ خیرها و خوبی هایی بودند که انبیاء داشتند و ما هم که پیروان آن ها هستیم در مسیر همۀ انبیاء هستیم.

«لا نفرقُ بینَ احدٍ مِنهُم»؛ ما هیچ فرقی بین انبیاء قرار نمی دهیم، همۀ آن ها یک دین داشتند، و آن دین اسلام و دین توحید بود، اسلام که برای پیغمبر نیست. فرمود: «مِلَةُ اَبیکُم ابراهیم هُوَ سَمّاکُمُ المُسلمین»؛ دین اسلام، دین پدرتان ابراهیم است که او شما را مسلمان قرار داد و مسلمان نامید. در قرآن سوره بقره داریم: «رَبَنا وَ اجعَلنا مُسلِمَیّنِ لَک»؛ خدایا ما را مسلمان قرار بده و تسلیم خودت قرار بده، دین اسلام؛ یعنی دین تسلیم در برابر خداوند و متخصص های معصومی که در طول تاریخ آمدند، آن هایی که نمی خواهند در برابر خدا و متخصصین معصوم تسلیم باشند، در برابر چه کسانی تسلیم هستند؟ حزب شیطان، در برابر شیطان صفت ها و طاغوت ها تسلیم هستند، که هر کس در مقابل هر کسی تسلیم است، لیاقتش همان است و با همان هم محشور می شود، پس ما الان وارث همۀ تلاش های انبیاء و ائمه هستیم، در دوران آخرین وارث انبیاء؛ یعنی وجود مقدس آقا امام زمان علیه السلام، این وراثت برای ما چه می آورد؟ این که ما باید در جبهه امام زمانمان و در راه امام زمانمان تلاش کنیم، چون این وارث که آخرین وصی نبی اکرم و متخصص معصوم است، منجی عالم است؛ یعنی ما از بین آدم هایی که از زمان حضرت آدم در طول تاریخ آمدند تا این جا، ما آخر صف قرار گرفتیم، آخر صف؛ یعنی بهترین زمان، شایسته ترین، نورانی ترین و در بهترین زمان تاریخ ما قرار گرفتیم، در گل تاریخ قرار گرفتیم، آخر کار که قرار است مسیر تاریخ عوض شود.

مرحوم علامه طباطبایی رحمة الله تعالی علیه از نبی اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم نقل می کند که خداوند عمر جهان را صد هزار سال قرار داد، بیست هزار سال برای دشمنان اهل بیت و هشتاد هزار سال برای اهل بیت علیه السلام، پس ما در دورانی قرار داریم که آخرین نفر از منجی عالم و زمانی هست که ایشان می خواهند در تاریخ تحول ایجاد کنند و تاریخ، پیچ تاریخی خودش را همان طور که مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی فرمودند: ما در حال طی کردن این پیچ تاریخی هستیم، داریم تاریخ را پیچ می زنیم و از حالت حاکمیت طاغوت ها و دشمنان اهل بیت داریم به سمت حاکمیت اهل بیت علیه السلام می رویم و دوران حاکمیت اهل بیت بر جهان تازه در حال آغاز شدن است و ما در این پیچ قرار گرفتیم؛ یعنی خدا ما را در بهترین زمانی که کسی را می توانست بیافریند، آفریده است، چرا؟ چون در روایت داریم که امام سجاد علیه السلام می فرماید: «کسانی که اعتقاد به امامت امام زمان علیه السلام دارند و منتظر ایشان هستند، آن ها از اصحاب پیغمبر و بهترین مردمان همه زمان ها هستند»؛ و این ها با انتظارشان که اگر صادق باشند، ثوابشان از شهدایی که در رکاب پیغمبر به شهادت رسیدند بلاتر است، کسانی که «المعتقدونَ لامامةِ، المنتظرونَ لِاَمره»؛ کسانی که به ایشان اعتقاد دارند، منتظر ایشان هستند، برای ظهور ایشان تلاش می کنند، در لشکر ایشان حضور دارند، این ها بهترین مردمان کل زمان ها هستند، از نظر ایمان، یقین، درجه در نزد خداوند تبارک و تعالی، ما چقدر باید خدا را شکر کنیم که در این زمان به دنیا آمدیم و وراثت تمام آدم، شما می گویید: وارث آدم، وارث نوح، وارث ابراهیم، وارث موسی، وارث عیسی علیه السلام، این دعایی که برای امام حسین علیه السلام در زیارت وارث می خوانید، همین را هم ما برای امام رضا علیه السلام می خوانید وقتی به مشهد مشرف می شوید، ما هم وارث این تلاش، این نورانیت، این مجاهدت های همۀ ائمه علیه السلام و وارث 1180 سال آوارگی امام زمان علیه السلام هستیم و این مسئولیت تاریخی، جایگاه تاریخی، رسالت تاریخی الان متوجه تک تک من و شما هست، خوشا به حال کسی که می فهمد این بار را روی دوشش احساس می کند، عده ای در وسط معرکه بار را احساس نمی کنند، اصلاً نمی خواهند باری را بردارند، احساس رسالتی ندارند. خیلی بد است که آدم وسط لشگر امام زمان علیه السلام هیچ جایی به او نداده باشند؛ یعنی هیچ دغدغه و غصه ای نداشته باشد، نخواهد هیچ باری بردارد، یک آدم ول و آزادی است که فقط مشغول خود و زندگی خودش می باشد، اگر هم امام زمان، امام زمان می کند برای خواسته های دنیایی اش، اگر به حرم هم می رود یا زیارتی هم می کند باز از خدا چه می خواهد؟ یا پول می خواهد، یا سلامتی می خواهد، یا زندگی زناشویی و پدر و مادر و همسر و فرزند می خواهد، یا درس خواندن می خواهد، یا دکتر و مهندس شدن می خواهد، مشغول زندگی خودش است، خوشا به حال کسانی که در این میان بزرگترین بار زندگی شان، بار زندگی زناشویی و خانوادگی نیست، بزرگترین بار زندگی شان، بزرگترین بار انبیاء و ائمه است؛ یعنی رسالت احساس می کنند و مثل امامشان قیام می کنند، این بزرگ ترین و تنها موعظه ای که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کرده است، «قُل اِنما اَعِظکم بِواحِدَه»؛ خداوند تنها یک موعظه در قرآن به ما کرده است، «اَن تَقوموا لله مَثنی وَ فُرادی»؛ دو نفره یا یک نفره، دو نفره؛ یعنی این که ممکن است که آدم یک یار هم داشته باشد برای قیام، ولی ممکن است که آن یار هم دیگر نداشته باشد، می فرماید: خودت یک نفره قیام کن.

30:00 این خیلی مهم است که هر کسی در زندگی شخص خودش قائم باشد، مثل امام زمان علیه السلام؛ یعنی اهل قیام باشد، منتظر کسی نباشد، به تنهایی احساس رسالت کند، از این رو ما هم وارث می شویم، خوش به حال کسی که با یک بار رسالت از این دنیا برود، چقدر لذت و صفا دارد، وقتی که جان ما را می گیرند، وجود مقدس حضرت عزرائیل علیه السلام که تشریف می آورند ما را به محضر اهل بیت علیه السلام مهمان کنند، چشممان به جمال نورانی خودِ حضرت ملک الموت علیه السلام و بقیه روشن می شود، انسان خسته، پر مسئولیت، زجر کشیده باشد و اهل بیت علیه السلام ببینند که او چقدر خسته است، قشنگ ترین حالت انسان این است و از این قشنگ تر این است که در خون خودش بغلتد؛ مثل حاج قاسم عزیزمان که این قدر خستگی کشید، آخر هم در این راه خونش ریخته شد، خوشا به حال کسی که وقتی از این دنیا می رود با درد از این دنیا برود، با دغدغه از دنیا برود، با آرمان و با حس مسئولیت نسبت به تمام ایتام آل محمد علیه السلام از این دنیا برود، نه این که وقتی می خواسته از دنیا برود، یا غصه مال می خورده، یا غصه بدن را می خورده، یا غصه زن و بچه را می خورده، یا غصه دنیا را می خورده، وقتی هم می خواسته از دنیا برود همه وصیت های او طبیعی بوده، این آدم اصلاً برای آن طرف آماده نیست، حسش همه دنیایی و طبیعی است، این خیلی مهم است که شما با امام جدی ترین حرف ها را می زنید، امام هادی علیه السلام می خواهد شما را تربیت کند به بزرگی خودشان، می فرماید: شما وقتی با ما حرف می زنید، بگویید که می فهمید که ما وارث انبیاء هستیم «وَ وَرثة الانبیاء»، من هم در این جبهه و لشگر هستم، برای همین دعاهایی که از این ماه وارد ماه رجب می شویم تا ماه شعبان و ماه رمضان همه حس و حال دعاها رسالتی است، همه جهادی و بار برداشتن است، همه تمنای پیدا کردن یک مقام و یک رتبه در لشگر امام زمان علیه السلام است.

تا این که آدم، یک آدم بی خاصیت، ول و آویزان دیگران است که دیگران باید او را جمع کنند، این کجا؟ تا این که آدم یک آدمی باشد که خاصیتی داشته باشد برای لشگر امام زمان علیه السلام و بتواند دست هزاران نفر را بگیرد و کمک کند، این دو خیلی فرق می کند، این دو سبک زندگی خیلی با هم فرق دارند، این که شما یک گوشه ای با انواع اعتیادها زمین بیافتید، اعتیاد به تلفن همراه، اعتیاد به اینترنت، اعتیاد به تلویزیون، اعتیاد به پول، اعتیاد به رفیق بازی، اعتیاد به مهمانی، اعتیاد به انواع و اقسام اعتیادها، این که آدم بی خاصیت بیفتد، به درد نخور برای امام زمان، یا این که یک نفر آزاده است، از همه این اعتیادها و عشق و آرمانش امام زمان و پیروزی لشگر حق باشد، دعاها خیلی مهم هستند: «اَللهم اَجعَلنی مِن جُندِک فأِنِّ جُندِکَ هُمُ الغالبون و اجعلنی مِن حزبک فَاِنِّ حزبِکَ هُمُ المُفلِحون وَ اجعلنی من اولیائک فاِن اولیاءک لا خَوفٌ عَلیهِم وَ لا هُم یَحزَنون»؛ شوخی نیست، ما عادت نکنیم، یک مقدار که از نگاه عادی در بیایید، می بینید که این کلمه خیلی سنگین است، انسان در مقابل خدا بایستد و بگوید: من «اَللهم اَجعَلنی مِن جُندِک»؛ خدایا من می خواهم سرباز تو باشم، من می خواهم هم حزبی تو باشم، بالاتر از این، می خواهم ولیّ و دوست تو باشم، این است که آدم را از هر عقده ای، از هر زندگی پستی، از هر حمله از عقب شیطان، از هر دلشوره نسبت به آینده و حمله جلوی شیطان و از هر حمله چپ و راست شیطان نجات می دهد.

آدمی که رسالت تاریخی و رسالت الهی خودش را می فهمد، می فهمد که مسئولیت دارد، می فهمد که باید بار بردارد، می فهمد که باید به ایتام ائمه علیه السلام و ایتام امام زمان علیه السلام رسیدگی کنم، می خواهم نقش داشته باشم، اگر کسی این را فهمید، در همین دنیا هدیه اش را دریافت می کند، هدیه آخرتی اش که بحث دیگری است، چون غم امام زمان علیه السلام، غمی است که شادی آور است، غم اهل بیت علیه السلام، غم شادی آوری است، کسی که غم اهل بیت علیه السلام و امام زمان علیه السلام را دارد و غم ایتام امام زمان علیه السلام را دارد، امکان ندارد که غم دنیا دست به قلب او بیاندازد، او اصلاً از غم های دنیایی آزاد می شود، آدمی که غم های دنیایی دارد، مدام در فراق دنیا می سوزد، او قطعاً از غم امام زمان علیه السلام فارغ است، کسی که آن غم را داشته باشد، برای غم های دنیایی قلبش وقت ندارد، قلبش جا ندارد برای غم های دنیایی، به هیچ وجه، اصلاً غم های دنیایی هم که او را محاصره می کنند، دستشان به او نمی رسد، کاری نمی توانند با این آدم بکنند، این غم حضرت است که آدم را پر دغدغه می کند، و این غمی است که برای آدم شادی می آورد، همین غم است که به انسان انرژی می دهد، خستگی می آورد و در عین حال به انسان قدرت می دهد.

از خلاف آمد عادت به طلب کام که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

تا به حال دیده اید که غم، شادی بیاورد؟ تا به حال دیده اید که خستگی برای آدم قدرت و انرژی بیاورد، شما هر چه که بیشتر کار می کنید، می بینید که توانمندتر، قوی تر، بهتر، موفق تر می شوید، یک غم مقدس این کار را با آدم می کند، ولی اگر شما بی سلیقه باشید و غم های دنیایی را انتخاب کنید، زود پیر می شوید، پیری زودرس می گیرید، در همان سن جوانی هم شما پیر هستید، غصه مند و دردمند هستید، عصبی و پرخاشگر هستید، کینه ای و حسود هستید، یک عالم آرزوهای دست نیافته دارید، آدم در این دنیا حقارت پیدا می کند، اما کسی که دغدغه های بزرگ دارد، قلبش آزاد است، همیشه جوان است، همیشه انرژی دارد، همیشه نشاط دارد و همیشه خندان است و همیشه سرحال است. «وَ وَرَثَةِ الانبیاء»، ای کاش زمانی اهل بیت و آقا امام زمان علیه السلام به ما نگاه کنند و بگویند که فرزندم هم مثل من درد دارد، این بچه هم آرمان دارد، این بچه هم مثل من بار بر می دارد، چه بچه خوبی است، وقتی فرشته ها به آدم نگاه می کنند، وقتی اهل بیت علیه السلام به آدم نگاه می کنند، وقتی خدا به آدم نگاه کند، می بینید که آدم شبیه به خداست و عاشق بندگان خداست، بار بندگان خدا را تحمل می کند و می کشد، اگر خودش وسعش یک است، تلاش می کند از وسع دیگران هم استفاده می کند، بعضیها وسعشان یک است، صد تا وسع جمع می کنند، بعضیها وسعشان یک است، میلیون ها وسع جمع می کنند تا به بقیه کمک کنند، در همه ابعاد زندگی بقیه کمک می کنند.

خدایا به حق محمد و آل محمد علیهم السلام ما را هم وارث اهل بیت علیه السلام قرار بده و در دنیا و آخرت ما را با آنها قرار بده. والحمدلله رب العالمین.