اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
بحثمان در شرح جامعه کبیره به موضوع «أَعْلَامِ التُّقَى» اختصاص داشت به خاطر اهمیت فوقالعادهای که موضوع تقوا داشت ما بخشی را از شرح جامعه کبیره حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی) که به آثار تقوا اختصاص داشت انتخاب کردیم.@موضوعی که درباره آن صحبت کردیم درباره هشتمین اثر از آثار تقوا بود که درباره گشایش امور و وسعت روزی انسان هست آن هم گشایش و وسعتی که انسان حتی گمانش را هم نمیکند که از کجا میآید، از آنجایی که «مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» از آنجایی که اصلاً حسابش را نمیکند.@تقوا یعنی پرهیز از آفت، پرهیز از هر چیزی که میتواند رابطه ما را با غیب و خانواده آسمانیمان خراب بکند، هر چیزی که میتواند بین ما و آسمان را بهم بزند انسان باید از آن دوری بکند، و وقتی صلح بین انسان و غیب برقرار شد، انسان خداآزاری نکرد، خانواده آسمانیش را آزار نداد، فرشتهها را آزار نداد، دست از آزار آسمان برداشت، زمین در اختیار او قرار میگیرد، قواعد زمین، قدرها، و قضاها، در اختیار او قرار خواهد گرفت.@انسان هر وقت که میرود به سمت بیانصافی، و ظلم، و بدجنسی و حسادت، و بدخواهی، نسبت به بندگان خدا، یا خودآزاری حتی میکند، یعنی خود آسمانیش را آزار میدهد، حقش را نمیدهد، حقش را میخورد، درهای آسمان و زمین به روی انسان بسته میشود، انسان گرفتاری پیدا میکند.@انسان باید این رمز را بداند که وقتی میخواهد کلید آسمان در دستش باشد، آسمان را باز بکند، یک سلسله چیزها هست دست ما است، که آسمان را میبندد، «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلَاءَ» یک سلسله گناه هستند که حبس دعا میکنند، اصلاً اجابت نمیشود.@یک سلسله گناه هستند که بلا نازل میکنند، یک سلسله گناه هستند که اینطوری هستند، انواع و اقسامش را در بحث گناه توضیح دادیم، انواع و اقسام گناهانی که هر کدام آثاری دارند، وقتی انجام میشود یک آثاری دارند، مثل مواد مضر که آدم میخورد بعضی کبد را از کار میاندازد، بعضیها کلیه را از کار میاندازد، بعضیها ریه را از کار میاندازد، بعضیها به معده آسیب میرساند، بعضیها به مغز، بعضیها به قلب، گناه هم همینطور است.@انسان وقتی دست از آزار خودش، آزار انسانهای دیگر، یا بیانصافی کردن در حق آنها، ندید گرفتن حقوقشان، سهمشان، یا حقالله، از اینها دست برمیدارد و حیا میکند از اینکه بین او و آسمان بهم بخورد، حیا میکند از اینکه به خداوند تبارک و تعالی و غیب بیحرمتی بکند، رزقش باز میشود.@ انسان آن جاهایی گرفتار میشود که با آسمان رابطهاش خوب نیست، حالا یا در یک مورد خاص یا در ده مورد، فرقی نمیکند، آن رزق انسان را میبندد، مشکلات برای انسان درست میکند.@ وقتی که انسان تقوا پیشه کرد، یعنی ترسید از اینکه بین او و آسمان، بهم بخورد، حیا کرد، حسادت نکرد، بداخلاقی نکرد، زودرنجی نداشت، عصبانیت نداشت، عزت را رعایت کرد، انصاف را رعایت کرد، خودبهخود وقتی حیا میکند از غیب، حتی از خودش حیا میکند، چون انسان باید از خودش حیا بکند.@ خودش خجالت بکشد از اینکه من اگر یک جایی نسبت به یک کسی حسادت کردم، نسبت به یک کسی بدگمانی کردم، نسبت به یک کسی حقخوری کردم، رعایت شأن یک کسی را نداشتم، خودش از خودش حیا بکند، یعنی خودش بترسد از اینکه الان من چرا این برخورد را با مادرم کردم، چرا این برخورد را با پدرم کردم، چرا این برخورد را به فرزندم کردم، خودش ناراحت باشد.@آدمی که اینطوری هست واعظ درونی دارد که یقهاش را میگیرد، نمیگذارد هر چه دلش خواست بگوید، هر چه دلش خواست انجام بدهد، هر کاری دلش خواست بکند، جلویش را میگیرد، این آدم که رادع و مانع باطنی دارد، این آدم رفته رفته مورد توجه آسمان و غیب قرار میگیرد و رزقش هم باز میشود.@رزق گفتیم پنج بخش است، رزق را کوتاه نبینید، رزقهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، و فوق عقلی، اینکه میگوییم رزق، باید انسان روزیش باز بشود، بعضی از آدمها هستند، رزق مادیشان خیلی خوب است، رزق گیاهیشان خوب است، سالم هستند، غذاهای خوب میخورند، در بخش گیاهی نعمت دارند، مریض نمیشوند.@در بخش حیوانی رزقشان خوب است، زندگی خوبی دارند، آبرو دارند، در اجتماع عزت دارند، رزق علمیشان خوب است، درس خوانده است، ولی رزق معنوی زیاد ندارند، مثلاً آسمان خوب آنها را نمیپذیرد، «يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ، أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكُمْ مَعَ إِمَامٍ مَهْدِيٍّ».@رفتن زیر لشکر امام زمان، این آدمها هیچ فایدهای برای امام زمان ندارند، یعنی برطرف کردن موانع ظهور هیچ نقشی ندارند، فردا امام زمان ظهور بکند به این نگاه بکند میگوید تو در این عمرت برای من چکار کردی، این آدم از صبح که بلند شده تا شب هیچ دغدغهای برای برطرف کردن موانع ظهور نداشته، اصلاً قائم نبوده، مثل امام زمان قیام نداشته.@این آدم یک آدم خمود و نشستهای در زندگیش بوده که حالا اگر مثلاً همانطور که صدقه یک موقعی به یک کسی میدهد، یک موقعی هم یک کاری برای امام زمان میکرده، این آدم اصلاً اهل قیام نبوده، یعنی در لشکر نبوده، این آدم در قرارگاه نیست، آدم دارد زندگی خودش را میکند.@حالا در هفته، یا دو هفته یکبار، ماهی یکبار ممکن است یک کاری هم برای امام زمان انجام بدهد، این آدم نشسته است، به این آدم رزمنده نمیگویند، رزمنده یعنی آماده عملیات است، آماده شهادت است، آماده جنگ است، خانوادهاش هم همینطور هستند، با دختری هم که ازدواج کرده مثل خودش است، همه قائم هستند، قیام دارند، زندگیشان جهادی است، قیام دارند، روزیشان شده است.@بعضیها هستند این روزی را ندارند، این آدم نه خودش، نه همسرش، نه فرزندانش همچین رزقی باز نشده که در حرم امام زمان راهش بدهند، در اردوگاه امام زمان، زیر چادر امام زمان، حضرت پشت او بزند، بگوید یار خوبی است برای من، دختر خوب و پسر خوبی برای من است.@این نگاه در رزق خیلی مهم است، خدا میگوید وقتی میخواهید با امام حسین و ائمه حرف بزنید رزقتان را اینطوری بخواهید، «طَلَبَ ثَارِ» انتقام خودت و انتقام امامت، دو تا انتقام داریم، انتقام ائمه، و انتقام خودت، بعضیها اینطوری نیستند، نه غیرت انتقام اهل بیت را دارند، نه غیرت انتقام خودشان را دارند، نه تنها غیرت ندارند، که انتقام بگیرند بلکه با دشمن هم همراه هستند.@سبک زندگیش، نوع لباس پوشیدنش، نوع غذا خوردنش، ازدواجش، دیدنیهایش، شنیدنیهایش، مهمانیهایش، کمک به دشمن است، این آدم از رده خارج است، رزقهای دیگرش خوب است، ماشین دارد، خانه دارد، برو و بیایی در اجتماع دارد، شهرتی دارد، ولی رزق انسانی ندارد، پس رزق یعنی همه اقسام رزق را میگوییم تقوا به تمام اقسام رزق انسان کمک میکند.@«وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً» سوره طلاق آیه 2 و 3، این آیه 2 و 3 سوره طلاق خیلی شاه کلید بزرگی هست، «وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً» ما در قواعد ذکرهای عمومی که در برنامه همه نوشتیم این ذکر عمومی است گفتند بگویید مثلاً ذکر (یا میّسر) یعنی آسانکننده، 310 مرتبه انسان میخواهد زندگیش آسان بشود.@در هر پنج بُعد، بُعد اقتصادی، یعنی جمادی، و گیاهی و حیوانی و عقلی و فوق عقلی گره در کارش هست میخواهد باز بشود، این را صبح یا ظهر بخواند، هر وقت که حال میدهد، حالش جا هست میتواند تمرکز بگیرد، (یا میسر) خدایا کار من را آسان بکن، 310 بار این ذکر شریف را فرمودند بگویید، (یا میسر) یسر میخواهد.@ قرآن میفرماید شما تقوا داشته باشید، «يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً» خدا کارهایتان را آسان میکند، گرههایتان را برمیدارد، مشکلاتتان را حل میکند، هر جایی خدا، ایمان، گرایش به ایمان، گرایش به خدا، خداترسی، حیا وسط آمد، کارها سرعت پیدا میکند، رزق زیاد میشود.@ هر جا انسان بیحیایی کرد نسبت به خودش، رعایت حال خودش را نکرد، خودش از خودش حیا نکرد، از خدا حیا نکرد، از ملائکهای که با او هستند حیا نکند، از غیب حیا نکند، از مردم حیا نکند، رزق بسته میشود، یک جایی گرهها در یکی از این پنج تا بسته میشود، و توفیق از انسان سلب میشود.@میبینی الان وضع مالیش هم خوب است، استاد دانشگاه است، پرفسور است، چند تا شرکت و کارخانه دارد، اما دریغ از اینکه امام زمان یک قدم به این اجازه بدهد در اردوگاهش بیاید، داستان عاشورا یادتان هست چه کسانی بودند، چه گردنکلفتهایی بودند که نتوانستند به حریم امام حسین نزدیک بشوند، اذن نداشتند بیایند، قفل را از درون زده بودند، خودشان پا و دلشان نکشید آنجا بروند.@دیگر از بدتر که آدم تا ظهر عاشورا پیش امام حسین است، تا بعدازظهر عاشورا تا چیزی نمانده برای همیشه بهشت برود، به امام حسین میگوید آقا ما نیستیم، ما را منصرف کنید میخواهیم برگردیم، حضرت هم میگوید بفرمایید، از این بدتر که حضرت دنبالش میفرستد و او نمیآید.@شما فکر میکنید الان امام زمان سراغ تکتک شما نفرستاده، و به تکتک شما (هل من ناصر ینصرنی) نگفته، والله گفته، روزی چند بار حضرت دارد میگوید، امام زمان هر روز دارد ما را صدا میکند، ولی ما قفل داریم نمیتوانیم تصمیم بگیریم زیر چادر برویم، باید اول قفلها را باز کنیم.@آن چیزهایی که ما حبس کرده، در د عای کمیل میخوانیم «قَعَدَتْ بِي أَغْلَالِي» غلهای خودم من را نشانده، مانعهای خودم دست و پای من را بسته، غلهای خودم من را نشانده نمیگذارد حرکت بکنم، «وَ حَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ أَمَلِي» نمیگذارد به نفعم برسم.@ آن آرزوهای طولانی و هوسهایی که من دارم، من را یاد لشکر امام زمان نمیاندازد، یاد جهاد و اینکه الان بروم در چادر حضرت و با حضرت بیعت بکنم، و تا ظهورش پای او بایستم، و بعد از ظهورش هم پای او باشم، اصلاً نمیکند.@بعضیها اینقدر خوش روزی هستند که الان رفتند در چادر بیعتشان را کردند، قبل از ظهور هم از دنیا میروند، حضرت فرمود وقتی میمیرند، میآیند در بهشت خود اهل بیت، این آدمی هست که دائماً قائم بوده، در بهشت اهل بیت منتظر مینشیند، همان جا متنعم میشود، کنار خود اهل بیت، سر سفره اهل با آنها است، تا قیام امام زمان.@قیام که میشود به او اجازه میدهند برگردد، چه لیاقتی، میگویند آقا دارد میآید، چون اهل بیت هم برمیگردند، ما داریم میرویم تو هم بیا برویم، اینها چه آدمهای زیرکی هستند، چه آدمهای خوش روزی هستند، این روزی است.@بعد طرف ده تا شرکت و کارخانه دارد، هزار جور شهرت و قدرت اینجا دارد، اذن ندارد یک قدم بردارد، موانع داخلیش هست، بیتقواییهایش، حبّ و بغضهایش، خودشیفتگیهایش نمیگذارد که قائم و عملیاتی بشود، «قَعَدَتْ بِي» مینشیند زمین نمیتواند تکان بخورد.@در این 42 سال شما دیدید چه قائمهایی نشستند، مینشیند بلند نمیشود، خدا نکند انسان بنشیند، هوسهای شخصی، حبّ و بغضهای شخصی، حسادتها، مقایسه کردنها، بدقلقیها، اینها باعث میشود انسان بنشیند، هیچ فایدهای برای لشکر امام زمان ندارد، این آدم فقط انگل و آویزانی هست که فقط باید به او برسی.@ بعد که بعد از 40 ـ 50 سال یک قدم تو برای امام زمان برداشت، یک کاری کردی، یک باری برداشت، برای خودت، چون حضرت میگوید که من به شما احتیاج ندارم، اینکه میگویم برای من، به اسم من برای اینکه به شما یک چیزی برسد، من خودم را بهانه کردم.@ مثل خدا که دستش را دراز میکند به بندگانش میگوید «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً» چه کسی هست به خدا قرض بدهد، به منِ خدا قرض بدهید، ببینید خدا چطوری ما را تربیت میکند، ولی بعدش بلافاصله میگوید «فَيُضاعِفَهُ لَهُ» میخواهم به شما چند برابر بدهم، بیایید در سیستم بانکی ما، نه بانک اینجا، بانک خدا، میگوید تا 700 برابر من به شما برمیگردانم.@ امام زمان هم وقتی میگوید (هل من ناصر ینصرنی) مثل امام حسین است، نیازی ندارد به هیچ کس در عاشورا، برای همین هم قلّت را انتخاب میکند، چون امام حسین برایش کیفیت مهم بود، میتوانست با کمیت هم کارهایش را انجام بدهد، امام حسین چون برایش کیفیت مهم بود، این 100 ـ 150 نفر به کیفیت رسیدند، بقیه نرسیدند.@ پس رزق را دقت بکنیم، وقتی میخواهیم راجع به روزی صحبت کنیم یک موقع مدام نرویم در جیبمان، و حساب بانکیمان، و خانه و ماشین نرویم، رزقهای دیگر باید باشد، سلامتی رزق بزرگی است.@بعضیها اینقدر نق و غر دارند به خدا که نگو، یعنی کافی است رزق یک جایشان کم بشود، سلامتی به تو داده، چشم داری خیلیها ندارند، گوش داری خیلیها ندارند، زبان داری خیلیها ندارند، راه میتوانی بروی خیلیها ندارند.@من در این کرونایی تنفس کاملاً قطع بود، ما اکسیژن مصرف میکردیم، من چند هفته اکسیژن داشتم، خدا حفظ بکند استاد بهرامپور را ایشان هم که کار تفسیر قرآن میکند، زنگ زد منزل ما، ایشان جلوتر از ما گرفته بود، گفت آقای شجاعی من به شما بگویم خدا به جای جهنم یک کرونا بدهد، کرونایی که نفس نتوانی بکشی.@اکسیژن آدم نداشته باشد، هیچ کاری نمیتواند بکند، خفگی است، یعنی تنفس مصنوعی داری میکنی سرپا باشی، یک لقمه خوردن، یک نماز خواندن، یک حرف زدن، تو وقتی اکسیژن نداشته باشی، بدترین شکنجه و مریضی همین است، دست و پای آدم قطع بشود، انسان کور بشود، بهتر از این است که نفس نتواند بکشد، دستم قطع است، ولی نفس میکشم، راحت هستم، خیلی کارهایم را انجام میدهم.@تنفس وقتی نیست، اکسیژن وقتی نیست، میخواهی چکار بکنی، حالت خفگی که همیشه دارد تو را اذیت میکند، سالم هستی داری راه میروی، اینقدر نق و غر نزن، خیلیها همین را هم ندارند، خیلیها سالهاست اکسیژن روی صورتشون هست، گرفتاریهای دیگر دارند، مدام نق و غر، مدام در زندگیشان نارضایتی هست.@صدها میلیون آدم از این عقبتر هستند و دوست دارند جایگاه این را داشته باشند، این اصلاً راضی نیست یکسره دارد نق و غر میزند، این شعور انسان وقتی در تعادل ارزشها بهم میخورد، متوجه نیست، حقوق یعنی چی، بالا و پایین یعنی چی، وقتی من دارم یک چیزی را میچسبم، ممکن هزار تا چیز بالاتر را از دست بدهم، وقتی آدم اینطوری میشود آسیب میبیند.@شعور یعنی این، شعر است، شعر یعنی مو، شعور یعنی آگاهی ریز، آگاهی که مثل مو باریکبینی است، فقط یک فهم کلی نیست، شعور است، شعور یعنی باید شخص دقت داشته باشد، یک خانمی سر یک موضوعی پافشاری میکند، میبینی که زندگیش از هم میپاشد، بعد میگوید من نمیخواستم اینطوری بشود، ولی اینطوری شد، سر یک موضوعی اصرار کرد، آن موضوع ارزش نداشت ولی زندگی از هم پاشید، یا یک آقایی همینطور، زندگی میپاشد.@سر اقتصاد، سر پول، سر خیلی چیزهای دیگر، یک دفعه میبینی ول نمیکنند، یک زندگی روی هوا میرود و فاجعههای زیادی در زندگی انسان رخ میدهد، یک کسی آمده بود به محضر حضرت داود (علیه السّلام) عرض کرد آقا شما که زبان حیوانات را بلد هستید به من هم زبان یک حیوان را یاد بدهید.@ آقا فرمود برای چی؟ به ضرروت هست برای چی میخواهی یاد بگیری، دیدید بعضیها شهوت آنها را میگیرد میخواهند قدرتهای معنوی بگیرند، گفت آقا من میخواهم یاد بگیرم، گفت حالا زبان کدام حیوان را میخواهی یاد بگیری؟ گفت گربه، یک چیزی در گوش او گفت و این به زبان گربه آگاه شد.@بعد رفت در خانهشان، گفت در خانه ما زیاد است، میخواهم بدانم اینها چه میگویند، دو تا گربه داشتند با هم حرف میزدند، یکی از آنها گفت این آقا فردا قرار است خروسش بمیرد یک شکم سیر غذا میخوریم، این شنید، گفت بدهم خروس را شما بخورید عمراً، فردا صبح اول وقت رفت خروس را فروخت، گربهها در خماری ماندند، یکی گفت چه شد تو گفتی این فردا خروسش میمیرد، گفت باشد عیب ندارد، خروس را از دست دادیم، فردا گوسفندش قرار است بمیرد، از گوسفند خیلی چیز به ما میرسد بیشتر از یک خروس است.@این شنید و رفت گوسفند را هم فروخت، گفت حال گربهها را گرفتیم، برویم ببینیم گربهها چه میگویند، این گربه رفت گفت تو گفتی میمیرد این برد این را فروخت، آدمها به خاطر یک گربه جهنم میروند، ما یک عالم سگ و گربه اطرافمان هست اصلاً فکرشان نیستیم.@در خانههایمان، پشتباممان، پرندگان، در این زمستانی، فقط میخوریم، حواسمان نیست آنجا یک مشت موجودات محترم، زنده، مورد احترام خدا هستند، سگ محترم است، پرندهها محترم هستند، اصلاً ما حواسمان نیست، ما مشغول خودمان هستیم.@گربه گفت عیب ندارد این آقا قرار است فردا خودش بمیرد، ولیمهاش بخور بخور است، این شنید به هم ریخت، آن دو تا که اینطوری بود، رفت پیش حضرت داود، گفت این گربهها چه میگویند، حضرت گفت به تو گفتم گوش نکن خودت ضرر میبینی، گفت حالا میگویند من قرار است بمیرم، حالا واقعاً من فردا میمیرم؟@حضرت فرمود بله، گفت یک کاری برای ما بکن، حضرت فرمود خدا میخواست با خروست جان تو را نجات بدهد، تو پول دوستی کردی، رحم کرد به تو گفت حالا گوسفند، تو گوسفند هم نگذاشتی برود، بلا میخواست به مالت بخورد، حالا به جانت خورده، گفت هیچ راهی ندارد؟! گفت نه برو وصیتت را بکن فردا تمام است.@من در همین جاده قم یک دفعه جلوی چشممان یک ماشینی از این پژو آر دی، دیدیم رفت روی هوا، آمد چند تا چرخ زد و خورد زمین، گفتیم همه اینها مردند، رفتیم دیدم همه سالم، مرد ناراحت، شاکی، غر میزد، ببین ماشینم چی شد، یعنی فکر کن اگر این زن و بچهاش له شده بودند، خون از بینی یک کسی نیامده بود، آدم بیشعور اینطوری است.@در خانه وقتی مالت، یا تصادف کردی، یک مالی از دست دادی بگو خدا رو شکر، فدای سرت، نه اینکه سر زن و بچهات داد بزن، سر شوهرت داد بزن، تو هم با این رانندگیت، گیج بازی چرا در آوردی، حواست کجا بود، آقا بگذار مال برود، به جان نخورد، به جان بخورد باید صد تا از این مالها هزینه بکنی آخر هم آن چیزی که باید بشود نمیشود.@فهممان در روزی باید دقت بکنیم، وقتی میگوید تقوا اگر کسی داشته باشد رزقش زیاد میشود، ما خیلی وقتها رزقهای بالاتر را حاضر هستیم از دست بدهیم، که رزق جهنمی داشته باشیم، رزق پست داشته باشیم.@«أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذي هُوَ أَدْنى بِالَّذي هُوَ خَيْرٌ» قرآن سؤال میکند میگوید حواستان کجاست، شما چیزهای پست را نگه میدارید، و با خیر عوض میکنید، خیر را میدهید پست را میخواهید، (أدنی) یعنی از آن پستتر دیگر نمیشود.@شما اینطوری شدید، ما خیلیهایمان رزق پست را بیشتر دوست داریم تا رزق عالی، حالا مدام عیب و ایراد مردم را نگیریم، یا آن بنده خدایی که رفت پیش حضرت داود غیبتش را کردیم، خودمان هم همینطور هستیم، خودمان هم این را داریم، باور نمیکنید که ما اینطوری هستیم، برو دو رکعت نماز بخوان ببین وسط نماز یاد چه چیزهایی میافتی، با خدا داریم حرف میزنیم، یاد چیزهایی میافتیم که خیلی پست است.@این عشق و لذت حضور خدا، آغوش خدا، ارتباط بدنی با خدا، بغل کردن خدا، در زیارت همه جا را از دست داریم میدهیم، برای اینکه گیر رزقهای پایینتر هستیم، یک آقایی به من میگفت استاد شما مدام میگویید طرف نماز چهار رکعتیش میشود دو رکعت خیلی خوشحال میشود نگویید من از خودم خجالت میکشم، گفتم من هم مثل تو هستم خجالت نکش.@پس یسر را اگر کسی میخواهد، آسانی را در حل مشکلاتش میخواهد، انصاف داشته باشد، تقوا داشته باشد، حیا بکند، بیانصافی نکند، بعد میبینی خدا از جایی که حسابش را نمیکند، آیه بعدی «يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» آن اولی که خواندیم آیه 4 سوره طلاق بود این آیه 3 سوره طلاق هست.@هر کس که تقوا پیشه کند، یعنی از خطرات پرهیز بکند، «يَتَّقِ اللهَ» یعنی ترس از خدا نیست، اجلال است، حرمت است، مثل اینکه یک کسی میخواهد یک کاری بکند حرمت مادرش را نگه میدارد، نمیکند، حرمت پدرش را نگه میدارد انجام نمیدهد، حقشان عظیم است.@حضرت میفرماید «وَ لَو کانا ظالماً» حتی اگر به تو ظلم هم کردند تو باید ادب را رعایت بکنی نسبت به پدر و مادرت، نمیتوانی بگویی اینها به من ظلم کردند، مثل برادرت با او رفتار بکنی، پدر و مادر یک حریم یک طرفه است، اصلاً نمیتوانی.@ آنها ظلم بکنند تو باید اطاعت بکنی، آنها ظلم بکنند تو باید نیکی بکنی، آنها ظلم بکنند تو باید سرت را پایین بیاندازی، پدر و مادر غیر از خواهر و برادر یا دوستت است، حریمشان یک چیز دیگر است، وقتی بیتقوایی میکنی، مشکلات در زندگیت میآید.@«وَ مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» از یک جایی که حسابش را نمیکند یک دفعه روزی میرسد، همه جور خدمت برایش میرسد، مادی، معنوی، عزت، آبرو، آرامش، اگر آدم حواسش نباشد بیتقوایی بکند، همه را ممکن است از دست بدهد، به خاطر یک چیز پست همه چیزش را منفجر میکند و از بین میبرد.@الان دختر با مادرش قهر کرده، شوهر میفهمد، شوهر باتقوا یعنی این، میفهمد که این اگر بخواهد با مادرش قهر بکند، عاق والدین میشود، بعد میبیند که شوهر آنها را آشتی میدهد.@میگوید نه برو سر بزند، برو خانهشان، زن را نمیگذارد جهنمی بشود، زنش را دوست دارد، نمیخواهد جهنمی بشود، با اینکه خودش هم دل خوشی از پدر و مادر زنش ندارد، ولی تقوا یعنی این، یعنی علیه خودت کار بکنی، علیه بخشهای پایینی به نفع بخشهای بالایی، زور هم دارد، بله زور هم دارد درست است.@آدم حسادت نکند، بدجنسی نکند، دریدگی نکند، بیتقوایی نکند، بیوفایی نکند، بیانصافی نکند، زور دارد، ولی زورش به بخش حیوانی ما میآید نه به بخش الهی ما، بله آن بخش باید به او زور بگویی، و الا اگر به او زور نگویی تو را میدرد، و از بین میبرد.@حضرت استاد فرمودند که حضرت علی (علیه السّلام) در شرح این آیه کریمه تقوا را مایه گشایش و نجات از فتنهها و نورانیتی در تاریکیها معرفی میکند، حدیث امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست «وَ اعلَموُا مَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً» آیه قرآن این را میگوید، یک جایی که گیر است گرفتار است، نجات پیدا میکند، از آنجایی که فکر نمیکند نجات پیدا میکند، خدا یک طوری او را نجات میدهد.@مخرج یعنی ظاهراً همه چیز بسته است ولی یک دفعه یک راهی باز میشود، اینجا یک راهی بود، دیدید در این فیلمها نشان میدهند یک غاری هست آدم راه پیدا میکند میرود، مخرج اینطوری است، یعنی اصلاً گمان نمیکنی که اینطوری بشود.@یکبار ما برای شناسایی عراق رفته بودیم، دهها کیلومتر داخل عراق رفته بودیم، در مقر عراقیها لو رفتیم، یعنی در مقرشان هستی، لو رفتی، 500 متر نیست که برگردی بیایی، دهها کیلومتر آنجا رفتی، گیر افتادیم فهمیدن ما هستیم، دشمن میداند آنجا هستیم.@ما را میخواهند بگیرند، ما را اسیر میگرفتند مثل اسرای معمولی که رفتار نمیکردند، چکار کنیم! حالا چون جریان جهاد یا جریان تقوایی است، خدا کمک میکند، یک پیرمردی آنجا بود گفت دنبال من میآیید، ما دنبال این رفتیم.@عراقیها فهمیدند که داریم دنبال این میرویم، زدند، آتش میریختند، 20 دقیقه او ما را دواند، بعد گفت حالا اینجا بایستید، هیچ کس دیگر دستش به شما نمیرسد، یعنی چی، گفت از یک جایی شما را آوردم که آنها عمراً بتوانند شما را پیدا بکنند، بعد مثل این فیلمها رفت کنار یک غاری، سنگی را فشار داد و برایمان میوه آورد، و چایی همه دم کرد و کنار عراقیها نشستیم.@مخرج یعنی این، یعنی آنجایی که تو تمام کارت یعنی قطعاً کشته شدن، اسارت سراغت میآید، یک دفعه اینطوری میشود، جریان جهاد جریان تقوایی هست، خدا در طول این هشت سال دفاع مقدس، صدها هزار بار برای رزمندگان مخرج درست کرد از آنجایی که اصلاً حسابش را نمیکردند.@یکی از رفقای ما اسیر شد در مرصاد منافقین گرفتند او را بردند، بعد گفت چند ساعتی در آن مقری که اینها داشتند نشسته بودیم، یکی از اینها آمد گفت حاجی این وانت را این پشت گذاشتم این هم سویچ چند از بچههایی که اسیر هستند را یواشکی بردار فرار کنید بروید، از همان جاده بروید.@ما همینطور مانده بودیم، یک منافق، گفت ما هم یواش آمدیم و بچهها را در وانت ریختیم و فرار کردیم، گفت مرز جمهوری اسلامی به عنوان منافق دستگیرمان کردند، چون از آنطرف آمدند با ماشین منافقین هم آمدند، گفت حالا دو هفته ما را جمهوری اسلامی زندان کرد تا ثابت بشود که منافق نیستیم.@ما اسیر عراقیها و منافقین نشدیم ولی اسیر جمهوری اسلامی شدیم، دو هفته زندان گذراندیم تا ثابت بشود ما از دست آنها در رفتیم، این شوخی نیست، ولی آنجا اسیر هستی میآید سویچ به تو میدهد میگوید سوار بشو برو، خود دشمن یک جاهایی به داد آدم میرسد.@یکی از علما خدا رحمتش کند زمان شاه میگفت ساواک همیشه در خانه ما بود، اینطور نبود که از دور ما را تحت نظر داشته باشند، یک موقعی بعضی از علما را از دور تحت نظر داشتند، یا تلفنشان را کنترل میکردند، میگفت نه اینجا پست گذاشته بودند، پست ثابت دو تا هر روز صبح بودند، تا شب، دو تا هم شب میآمدند میایستادند، ما پست ثابت داشتیم، مأمور ساواک میایستادند در خانه مواظب بودند که این حاج آقا دست گل به آب ندهد.@گفت در این شلوغی یک دفعه یک وانت رساله امام رسید، گفت حالا چکار کنم، گفت آمدم دم در، دیدم ساواکی هست، ساواکی آمد گفت چیه، گفتم رساله آقای خمینی است، کمک کن بار بزنیم ببریم در خانه ببینم، گفت او زد زیر خنده گفت حاج آقا ما را گرفته مگر میشود یک وانت رساله در خانه بیاید، بیچاره ساواکیها حمالی میکردند، کمک میکردند، ما کتابها را داخل خانه بردیم.@بعد آمد یکی از آنها را باز کند، دخترم گفت قرآنم را بده، بوس کرد داد و رفت بیرون، «وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» یعنی این؛ باز یکی از دوستان میگفت که اعلامیههای امام دستم بود، ساواک تعقیبم میکرد، گفت در یک کوچه من را گیر انداختند.@گفت در یک مشما گذاشته بودم لای انگشتانم داشتم میبردم، من را نگه داشتند گفتند بگردید، گفتم بیایید بگردید، گفت مشما دستم، مشما را در دستم ندید، بدنم را گشتند گفتند نه چیزی همراهش نیست بگذارید برود.@علی (علیه السّلام) دارد میگوید «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مَنَ الفِتَن» از فتنهها نجاتت میدهد، «وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ» یک نوری هست در تاریکیها که به تو کمک میکند، یعنی آنجایی که ابهام داری، آنجایی که مشکلات هست تقوا تو را نجات میدهد.@در این 42 سال انقلاب آدمهای شاخصی کور شدند، در این هم لباسیهای ما، بزرگان، علما، اساتید خیلی برجسته، خدا به دادمان برسد وقتی اینها را میبینیم، بعضی از آنها را ما از آنها درس گرفتیم، سر کلاسهایشان نشستیم.@الان میبینیم پا به پای آمریکا دارند ملت را اذیت میکنند، پا به پای اسرائیل، رادیوی اسرائیل شدند، ما گریهمان میگیرد، ناراحت میشویم، میگوییم خدایا پناه به تو میبریم، تو ما را نجات بده، اینها بهتر از ما بودند، اینها اساتید ما بودند، اینها حق بزرگی گردن ما داشتند ما را آموزش دادند، ولی الان چطوری است.@خود ما هم همینطور معلوم نیست چهار روز دیگر چه بلایی سر ما بیاید، فقط انسان باید پناه به خدا ببرد، نمیبیند، ولی مثلاً میبینی که یک خانم خانهدار بیسوادی که 60 ـ 70 سالش هست بصیرت دارد، بصیرت سیاسی دارد قشنگ تشخیص میدهد چکار بکند، شما بصیرها را دیدید در تشییع جنازه حاج قاسم آنها بصیر هستند.@ممکن است یک فسقی داشته باشد، اما بصیرت دارد، یک تقواهایی در زندگیشان هست، یک ملاحظاتی هست، یک ادبهایی هست، یک حیاهایی هست، یک انصافهایی هست خدا آنجا نجاتشان میدهد، اگر آدم کور بشود میبینی سر از جهنم در میآورد، راه بهشت و جهنم را نمیفهمد، در راه جهنم میافتد.@ولی این میبینی که نه مشروب هم میخورد، یا خیلی چیزها را رعایت نمیکند، اما در نظام خانوادگیاش، در نظام معاملاتیاش، در خرید و فروشش تقوا دارد، اصلاً به مردم ظلم نمیکند، در بحث شریعت خیلی چیزها را ممکن است رعایت نکند، آنجا بیتقوا است، ولی در بحث حقیقت، در بحث اخلاق تقوا دارد، اصلاً به کسی ظلم نمیکند.@به خودش چرا، مثلاً یکسری چیزها را رعایت نمیکند، حجاب را رعایت نمیکند، نماز نمیخواند، یا روزه نمیگیرد، یا مثلاً مشروب میخورد، اینها فسق شریعتی است، ولی میبینی در اخلاق خیلی آدم باتقوایی است.@شما این آدمهایی که توبه کردند، مثل حرّ را نگاه بکنید، از این حرّها را زیاد بودند، آدمهایی بودند که جزء اراذل و اوباش بودند، زندگی میکردند، ولی آخر سر به خاطر تقواهایی که در بخشهای ولایتی، در بخشهای امامتی، در بخشهای عقیدتی داشتند، در بخشهای شریعتی نه ول است هر کاری ممکن است بکند، ولی تقوا دارد در بخش امامت و ولایتش، تقوا دارد در بخش اخلاقش، خدا او را نجات میدهد.@ما حاج خانمهایی داریم فقط بینیشان بیرون است، یا پوشیه میزنند، در شب هم من دیدم پوشیه میزنند، ولی این آدم کاملاً فاسق است، شوهرش حاجآقا، خودش حاج خانم که حافظ قرآن است، معلم هم هست، خانم جلسهای هم هست، ولی این نسبت به اسرائیل، آمریکا، نسبت به خون شهدا آدم بسیار بیتقوایی است.@خانم جلسهای من سراغ دارم میگفت برای چی میروی تشییع جنازه حاج قاسم حالا مگر چه شده حقش بوده بمیرد، از این ریشدارهای، عمامهدارهای، حاج خانمهای نقابزن، کم داشتیم که به حاج قاسم بد و بیراه میگفتند، حقش بوده برود، کشته بشود، آدم کشته باید کشته بشود، چه کسانی را کشته! اینها از هزاران هزار اهل فحشا فاحشهتر هستند، بدتر هستند.@شما فکر نکنید میگوییم «مَنْ يَتَّقِ اللهَ» مثلاً من الان چشمم خورد به این نامحرم چشمم را پایین بیندازم، یا مشروب نخوردم، «يَتَّقِ اللهَ» برو در حیطه اخلاق و خانواده ببین اینقدر ما بیتقوایی داریم، در حوزه عقاید ما چقدر بیتقوایی داریم.@ما نسبت به امام زمان چقدر بیتقوایی داریم، چقدر کارهای امام زمان را به خاطر حبّ و بغضهای شخصی خودمان خواباندیم و نابود کردیم، جلوی کار را گرفتیم، شما الان میروی به مسئول مربوطه، در نظام و دولت، مسئول مربوطه است، میگویی آقا کار امام زمان، شما داری بودجه میگیری برای امام زمان کار بکنی، این هم یک کار است، میبندد تعطیل میکند میرود.@آخوند، عالم من سراغ دارم، شهرت دارد، امکانات دارد، اگر اسم ما باشد، باشد، اگر نه نه، کار امام زمان تعطیل شد، چقدر مؤسسات مهدوی الان به خاطر عدم حمایت مسئولین اصلی تعطیل شدند، روز قیامت چه جوابی میخواهند بدهند.@ما چقدر مؤسسه فرهنگی داریم به خاک سیاه نشستند سر قضیه بودجه و امکاناتشان، مسئولین داشتند، میلیارد میلیارد داشتند و به اینها ندادند تعطیل شد و رفت، بیتقوایی فقط آن نیست، بیتقوایی قاچاق است، بیتقوایی گرانفروشی است، بیتقوایی همینهایی است که الان داریم، در درجه اول در دولتمردان و مسئولین خودمان داریم میبینیم.@بیتقواییهایی سیاسی، بیتقواییهای فرهنگی، بیتقواییهای اعتقادی، بیتقواییهای مهدوی الی ماشاء الله داریم حسادت در این بخش بیتقوایی است، یک مؤسسهای دارد برای امام زمان کار میکند، کمکش کن، نه حتما اسم ما باید باشد.@یک جبهه است هر گردانی دارد یک قسمتی از خط را نگه داشته امکان دارد یک گردان را کمک کنی، برو کمک کن چرا میگویی اسم من باشد، چرا میگویی فقط من باید باشم، بیتقوایی یعنی این، بیتقوایی یعنی اگر قرار باشد کار باشد، من کار کنم، یک کس دیگر هم ممکن است بگوید این کار را به دست او باشد این یکی را اداره بکند.@امشب شما نمیخواهیم عملیات بکنید، یک گردان دیگر عملیات بکند، چشم، امشب شما نمیخواهیم جلو بروید، یکی دیگر جلو برود چشم، تقوا یعنی همین.@میخواهم بگویم بدترین قسمت در بیتقوایی، بیتقوایی اعتقادی است، بخصوص در زمینه ولایت و مهدویت، این از هر بیتقوایی فحشایش بالاتر است، بیتقواییهای اخلاقی هست، بعد هم بیتقواییهای شریعتی، آنها هم بیتقوایی است، ولی هست، مهمترینش را داشته باشیم.@ما پایین آمدیم، نمازمان اول وقت است، حجاب، نماز، روزه، خمس رعایت میکنیم، بعد در حوزه اخلاق مهرورزی با خانمش ندارد، مهرورزی با شوهرش ندارد، مهرورزی با فرزندانش ندارد.@من وقتی به این میرسم «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مَنَ الفِتَن وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ» میگویم خدایا به من یک تقوایی بده که من بتوانم خودم را سالم به دست امام زمان برسانم، مریض و علیل و داغون و مجرم پیش امام زمان نروم، پیش امام زمان مقصر نباشم، بتوانم وظیفهام را تشخیص بدهم، که باید چکار بکنم، بعد فتنهها و تاریکیهای اخلاقی، بعد هم فتنهها و تاریکیهای شریعتی.@ای ابوذر اگر آسمانها و زمینها نسبت به کسی به هم بسته شوند، ولی او تقوا پیشه کند، خداوند برای وی گشایشی ایجاد میکند، قرآن میگوید گاهی وقتها آدم زمین به او تنگ میشود، اصلاً در زمین نمیتواند تنفس بکند، «بِما رَحُبَتْ» با همه وسعتی که زمین دارد تو احساس میکنی که هیچ جای کره زمین جایگاهی نداری، اینقدر اوضاعت تنگ میشود.@بعضیها احمق هستند ایمان ندارند، تنها کاری که میکند، میگوید بروم معتاد بشوم تا اینها را فراموش بکنم، یا بروم خودکشی بکنم، این بیتقوایی و بیایمانی است، اعتقادی به خدا و دین و آخرت ندارد.@بعضیها اصلاً میمانند که چکار بکنند، میگوید آنجایی که همه راهها بسته است، آنجا دم دستت خداوند دو تا سه تا، پنج تا کار تقوایی به تو حتماً پیشنهاد میدهد، چون میخواهد راه برایت باز کند، راه اصلاً بسته نیست، یک کسی فکر کند راه کاملاً بسته است اشتباه است، همان جا خدا برایت راه میگذارد، آنجا باید حواست باشد، اگر رعایت کردی راه را باز میکنند.@در بیان دیگر آثار تقوا را اینگونه برشمرده است، آنکس که تقوا پیشه کند، مشکلات هر چند که به او روی آورده باشد، یک موقع هست شما بلا سرت آمده باید یک کاری بکنی که تو را نگیرد، میگویی ریخته، بگو (یا دافع) دافع یعنی بلایی را که آمده خدا دفعش کن.@الان آمده ریخته سرم، الان مشکل دارم، درگیر شدم، گرفتار شدم، بدبخت شدم، در معرض قرار گرفتم، (یا دافع)، اینها ذکرهای عمومی است، من میگویم عمومی برای این هست که بعضیها میگویند مثل همین جریانی که سر قضیه بیبیسی و وی او اِی علیه ما درست کردند گفتند یکی از گناهان این استاد این هست که ذکر میدهد.@نه ما ذکر نمیدهیم، ما نه ادعای عرفان داریم، نه ادعای استادی داریم، ما همیشه اعلام کردیم شاگرد هم نداریم، نه پاتوقی داریم، نه شاگردی داریم، نه فرقهای هستیم، نه گروهی هستیم، یک درس عمومی داریم از اهل بیت و خدا میگوییم این هم ذکرهای عمومی هست که مراجع و بزرگان گفتند بگویید (یا دافع) 155 مرتبه، یعنی خدایا بلا سرم ریخته، تو آن را پس بزن.@«وَ لَعَنَ اللهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ» مقام را داشتند اهل بیت را از مقامشان بیرون کردند، یک موقع هست نه هنوز بلا نیامده میخواهد بیاید، بگو (یا مانع) 161 مرتبه، خدایا نگذار بیاید خودت مانع بشو، این ذکرها خیلی مؤثر است که انسان بگوید خدا و اهل بیت و آسمان به کمکش بیایند.@اما وقتی رفتی راه بیتقوایی طی کردی دیگر خدا قهرش میگیرد، راه بد، راه بدجنسی، راه آبروبری، بروم خودکشی کنم، بروم مواد مخدر بکشم، دیگر اینجا خدا تو را رها میکند، چون راه درستی را طی نمیکنی.@هر چند به او روی آورده باشد از وی دور میگردد، مشکلات از وی دور میگردند، تلخیهای برایش شیرین میشود، امواج انباشته متراکم بلاها و تنگناها برایش گشوده میشود، سختیها و مشکلات برای وی آسان میگردد، باران کرامت بعد از باز ایستادن بر او میبارد.@یعنی خداوند «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكُمْ» خدا میگوید قیمتیترین شما، اکرم یعنی قیمتیترین، سنگهایی که خیلی قیمتی هستند، به آنها احجار کریمه میگویند، یعنی سنگهای قیمتی، یاقوت است، الماس است، زمرد است، برلیان است، عقیق است، فیروزه است، اینها قیمتی هستند.@کرم یعنی قیمت، ارزش، «وَ أُصُولَ الْكَرَمِ» یعنی هر چه ارزش است شما هستید، ملاک قیمت اهل بیت و خدا هستند، میگوید فقط خدا نجاتش نمیدهد، کرامت پایش میکند، زیارت حضرت عبدالعظیم که میروید، زیارت حضرت معصومه آخرش «فَلَا تَسْلُبَ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ» خدایا آنچه که در آن هستم از من نگیر.@بعد میگوییم «وَ تَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ» خدایا قبول کن به کرمت، یعنی ما که بیقیمت هستیم، زیارتهایمان هم که زیارت نیست، با کلی آلودگی به اینجا آمدیم، اما تو کرمت را پای ما بریز، کرم قیمت است، ارزش و احترام و قیمت پای آدم میریزند.@میفرماید که باران کرامت بعد از باز ایستادن بر او میبارد، یعنی زندگیش به مو رسیده تقوا پیشه میکند، میرود میگوید که تقصیر من بود، اشتباه از من بود، معذرت میخواهم، این تقواست، بعد میبیند همه چیز برگشت.@مرد یک عالم ظلم کرده، در حق این زن جنایت کرده، در نابودی کامل است، بعد میآید میگوید خانم ببخشید من اشتباه کردم، معذرت میخواهم، تمام میشود، تقوا یعنی این، یعنی عدالت و حق را رعایت بکنی، برو بگو من اشتباه کردم، بگو من این کارها را کردم، تقوا یعنی این، نه اینکه روی موضع بد خودت موضعگیری بکنی، بعد هم از خودت دفاع بکنی بعد هم گند میخورد میرود همه چیز متلاشی میشود.@ یک آقایی پسرش یک مشکل خاص خیلی بدی پیدا کرده بود، حالا مشاوره، ما داشتیم فکر میکردیم چطوری این بچه را نجات بدهیم، بعد داشتیم ارزیابی این بچه را میکردیم، که چکار بکنیم این قضیه حل بشود، مرد گفت این بچه قربانی من شده، قربانی اشتباهات من شده، من یک سبک زندگی غلطی را انتخاب کردم بچهام الان در این منجلاب افتاده.@در داستان حضرت آدم یک شیطان بود و یک آدم و حوا (علیهما السّلام) شیطان زیر بار نرفت، گفت خدایا تو من را گول زدی، «فَبِما أَغْوَيْتَني» تقصیر خدا بود، تقصیر ائمه بود، تقصیر امام رضا بود، به هر کس میبندند، حاضر هستند تقصیر گردن هر کس بیندازند غیر از خودشان.@آدم و حوا گفتند «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا» ما ظلم کردیم، «وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ» تو اگر ما را نبخشی و به ما رحم نکنی، ما دچار خسران میشویم، حالا بیینید آدم و حوا (علیهما السّلام) به کجا رسیدند، شیطان به کجا رفت.@تقوا یعنی این، یعنی اینکه آ به مو رسیده، رابطهات دارد با غیب خراب میشود، رابطهات دارد با امام زمان خراب میشود، خودت میفهمی داری به اسم امام زمان شش ماه است کار میکنی، اما اعصابت خورد است، روحت کثیف است، دو رکعت نماز نمیتوانی بخوانی، شاد نیستی، آرام نیستی، قضیه را تمام کن، خودت را آرام کن.@تقوا یعنی خودت را آرام کن، تقوا یعنی سه تا قاعده را همیشه یادتان باشد، شادی، آرامش، عشق، تقوا یعنی حرمت این سه تا را داشته باشی، اگر قرار است به آرامش، یا به شادی، یا به محبت لطمه بخورد، بکش کنار، بیتقوایی میشود.@این قاعده را صد بار گفتم اینکه میگوییم هر وقت بین کار و عاطفهتان، برادرتان، رابطهتان یکی را انتخاب کنید، برادر را انتخاب کنید، کار را فدا کنید، عیب ندارد، از کار بگذر ولی نگذار کدورت ایجاد بشود، کدورت ایجاد بشود شیطان سوار همه میشود، و همه را آتش میزند.@درود بر کسانی که یقه خودشان را میگیرند، که خیلی جاها کار را کنار میگذارند، تعطیل میکنند ولی برادریشان به هم نخورد، این قاعده است، وحدت ناموسیترین مخلوق خداست، به علی (علیه السّلام) میگوید حقت را خوردند بهم نزن، خراب نکن، زنت را زدند کشتند، حضرت میگوید اگر نمیترسیدم جامعه اوضاعش بهم بریزد و اسلام آسیب ببیند جور دیگری رفتار میکردم.@وحدت از همه قوانین و نوامیس الهی بالاتر است، بیتقوایی یعنی یک جایی به خاطر خودت، با اینکه حق هم داری وحدت را بهم بزن، کار را خراب نکن، لذا پیامبر میفرماید من شفاعت نمیکنم، کسی را که حق با او هست ولی مدام شروع میکند بگو مگو کردن، و اگر کسی حق با او بود ولی بگو مگو و قیل و قال نکرد، سه تا خانه در سه جای بهشت به او تضمین میکنم.@ولی وقتی به جر و بحث و کارهای دیگر میکشد خیلی خراب میشود، بعضیها اصرار دارند، همیشه جهنمی باشند، اصرار دارند همیشه کار را به یک بنبستی برسانند، اصرار دارند همیشه یک دعوایی، درگیری، کدورتی، خصومتی ایجاد بشود، آن خیلی خطرناک است، و ایجاد میشود و او را میسوزاند.@میگوید باران کرامت خدا سر این آدم میریزد، رحمت رویگردان شده به او روی میآورد، امیرالمؤمنین است، پدر مهرمانمان است دارد اینطوری حرف میزند، دارد از نظام خلقت گزارش میدهد، چشمههای نعمت پس از فرونشستن بر او جاری شود.@یعنی زندگی یک دفعه زیر و رو میشود، چون خودش را کنار گذاشت، وقتی آدم خودش را کنار میگذارد، یک دفعه همه جوشش میآید، ما همیشه خودمان مانع هستیم، باران برکت پس از کم شدن به فراوانی بر او ببارد، جامعه هم همینطور است.@در روایت هم داریم «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» اگر مردم هر قریهای، تمدنها، جوامع، امتها تقوا داشته باشند، ما برکت را از زمین و آسمان سر آنها میریزیم، کشاورزی رونق پیدا میکند، آفت نمیزند، روزی زیاد میشود، درآمدها زیاد میشود، بارندگی زیاد میشود، همه چیز رونق پیدا میکند.@شما والله اگر هر کشور دیگری غیر از جمهوری اسلامی در معرض این همه فتنه بود تا حالا نابود شده بود، 42 سال بینظیرترین، خطرناکترین، سختترین، بدترین، وحشیانهترین، توطئههای همه جوره، یعنی از اقتصادی بگیرید تا توطئههای فرهنگی روی این ملت ریختند.@42 سال، تمام قدرتهای دنیا جمع شدند، در آن هشت سال دفاع مقدس تمام دنیا جمع شدند، به برکت تقوای رزمندگان و خانوادههایشان بچهها نجات پیدا کردند، ملت ایران با تقوایش تمام ابرقدرتها را نابود کرد، خوار و ذلیلشان کرد، مفتضحشان کرد.@چه شکست وحشتناکی است، همه دنیا سر یک کشور بریزند و شکست بخورند، آن هم یک کشوری که هیچی ندارد، نه سرمایه مالی دارد، نه تجهیزات نظامی دارد، نه نیروهای آموزش دیده دارد، تحریم هم هست و به قول آقا یک سیمخاردار هم ما نمیتوانستیم بسازیم و این کشور تمام دنیا میآیند نابودش کنند، یک وجب از خاکش را نمیتوانند بگیرند و همه را شکست میدهد.@من در همین کتاب جدیدمان آوردم، کتاب انقلاب اسلامی و آینده جهان، صد و دویست سال گذشته را داشتم تحقیق میکردم، دیدم دویست سال گذشته 156 سالش تا قبل از انقلاب ما دو سوم خاک ایران را دوره قاجار و پهلوی دست دشمن دادند، یعنی ایران باید سه برابر بوده، زمان قاجار وسعت ایران سه برابر ایران الان بودیم، ببینید چه کشورهایی جزء ما بودند، قاجار و پهلوی دو سوم خاک ما را دادند.@آن ما ابرقدرت بودیم، رسیده به پادشاهان اینطوری، رسیدیم که موشمان کردند، که یک نفر سفیر انگلیس، سفیر آلمان، سفیر آمریکا بیاید برای ما تصمیم بگیرد و قیافه بگیرد، بعد 42 سال است به این کشور بیپناه حمله کردند که هیچ کس هم ندارد، و شکست خوردند، چه چیزی اینها را پیروز کرده؟ تقوای مردم، 42 سال تحریم، حمله، تا الان تقوا.@اگر این مسئولینی که الان ما داریم، به قول آن دوست عزیزمان که میگفت 30 سال است مسئولین جمهوری اسلامی میخواهند کشور را نابود کنند مردم نمیگذارند، مردم اگر تا الان طاقت آوردند، و بعد هم طاقت میآورند.@ائمه مژده دادند که ایرانیها طاقت میآورند، «وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ» اصلاً از حرب ترس ندارند، «وَ لَا يَجْبُنُونَ» ترس ندارند، ملول نمیشوند، خسته نمیشوند، تا پرچم را به دست امام زمان برسانند، این مردم تقوایشان دارد این کشور را نجات میدهد.@و الا اگر به مدیریت این دولتیها و اینهایی که الان داریم میبینیم خود این مدیرهایمان از صد تا غضنفر بیشتر دارند به ما گُل میزنند، از صد تا دشمن بدتر هستند، یعنی استکبار اینقدر نمیتواند ضربه بزند، اینقدر که منافقین داخلی دارند ضربه میزنند، امام میگفت خیالم از خارج راحت است، نگرانیم داخل است.@منافقینی که الان خیلی جاها در رأس امور هستند، از صد تا استکبار و اسرائیل و آمریکا و بدتر و پستتر و مؤثرتر هستند در ضربه زدن به مردم، ولی مردم همانطور که خدا وعده کرده، اهل بیت وعده کردند، با تقوای خودشان جلوی این فتنهها را خواهند گرفت، کما اینکه فتنههای عظیمی بود، آقا فرمودند دهها سال بعد آدم میفهمد فتنه 88 پشتش چه بوده و قرار بود با این مملکت چکار بکنند.@شما آن فتنههایی که یکیش در این کشورهای مشترک المنافع اتفاق افتاد رژیمشان نابودشد، کشور کامل دست آمریکا و اسرائیل افتاد، 42 سال است مردم با تقوایشان نه آنهایی که خیلی از مسئولین رعایت حقوقشان را نمیکنند به آنها ظلم میکنند، همه جوره شغلشان، آسایششان، کارشان، همه چیز را دارند از آنها میگیرند، این مردم با تقوایشان جلوی آسیبها را گرفتند، جلوی اینکه این کشور نابود بشود.@یک دانه از این فتنهها برای نابودی کشور کافی بود هزاران فتنه درست کردند و شکست خوردند، نمونه داعشش را شما نگاه کنید، هیچ استراتژیستی نمیتوانست بگوید که داعش شکست میخورد، حتی خود حاج قاسم خدابیامرز گفت ما رفتیم به آقا گفتیم آقا کار تمام است، آقا گفت بروید، باید بروید بجنگید.@تمام یک کشور را گرفته، در عراق 50% کشور را گرفته، بعد نائب امام زمان، که امام التقوی است، میگوید بروید پیروز میشوید، این تقوا است، تقوا جنگ مغلوبه را به پیروزی میرساند، بدترین بلاها را برای شما به نعمت تبدیل میکند.@تقوا دشمنترین دشمنان را دوست شما میکند، تقوا اسم اعظم است، رعایتش کردید خدا و همه عوامل پشت سرتان میایستند، ولی وقتی رعایتش نکنی خدا و همه عوامل با تو قهر میکنند.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@