جلسه 121 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
121
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
8
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 121 - شرح زیارت جامعه کبیره

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان در رابطه با آثار تقوا بود. در شرح فقره «و أعلام التقی»، قرار شد که از شرح حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی) این آثار تقوا را که بسیار زیبا و خوب تنظیم شده خدمت شما عرض بکنیم.@ شش تا اثر از آثار تقوا را خدمت شما عرض کردیم. امشب هفتمین را می‌خوانیم که تقوا بهترین لباس هست. لباس کارش چیست؟ دوتا کار خدا در قرآن برای لباس ذکر کرده، یکی اینکه از انسان حفاظت بکند و یکی اینکه مایه زینت انسان هست. این دوتا اثر.@تقوا هم همین دوتا اثر را دارد. یعنی وقتی که یک کسی سراغ حرام نمی‌رود و از حرام پرهیز می‌کند یا از هر چیزی که او را محدود می‌کند هر چیزی که رابطه‌اش را با خدا و خانواده آسمانی‌اش به هم می‌زند و دوری می‌کند ممکن است حرام هم نباشد ولی حلالی هست که رابطه‌اش را با الله و غیب و آسمان و خانواده آسمانی‌اش خراب می‌کند.@همین که بداند شلوغ می‌شود و اذیت می‌شود و سنگین و تاریک می‌شود و می‌افتد اینکه انسان پرهیز می‌کند از آن، تقواست. تقوا یعنی اینکه غذایی را که حلال و خوشمزه هم هست نخوریم برایت ضرر دارد دکتر گفته این را نخور ضرر دارد این تقوا می‌شود. ماسک زدن تقوا می‌شود، ماسک نزدن چه می‌شود؟ بی‌تقوایی.@هر چیزی به هر حال انسان وقتی که از آنچه که رابطه او را با غیب به هم می‌زند پرهیز می‌کند و پرهیز می‌کند از هر چیزی که بخش انسانی‌اش را تهدید می‌کند این هم زینت انسان هست زیبایی انسان هست و البته آثار دیگری هم دارد که حالا داریم می‌خوانیم آثارش کم نیست، اما در بخش اینکه تقوا لباس هست از این جهت هم محافظت از انسان هست و هم مایه زینت انسان هست خود دور شدن از اینطور آسیبها.@حالا ایشان در شرح این داستان راجع به لباس هم بحثهایی فرمودند که لباس انسان را از ناملایمات و از گرما و سرما حفظ می‌کند «وَ جَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ» خداوند تبارک و تعالی قرار داد (این خیلی لطیف و زیباست که انسان بداند لباس را خدا برای انسان خلق می‌کند و خدا برای انسان قرار می‌دهد).@فهم و شعور استخدام لباس را خداوند تبارک و تعالی برای ما قرار داده و لباس هم خودش برای ما تهیه کرده لباس ما را تهیه کرده و می‌گوید که برای شما خدا یک لباسی قرار داد که شما را از گرما حفظ می‌کند «تَقِيكُمُ الْحَرَّ» لباسی بپوشید که بدن شما اذیت نشود در مقابل گرما «وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ» لباسهایی که شما را در جنگ محافظت می‌کند در مورد جنگ برای شما قرار داده.@لذا شما می‌بینید که اولین جنگهایی که پیامبران داشتند بلافاصله خداوند تبارک و تعالی انبیائی را که قرار شد درگیر جنگ بشوند اینها را خداوند زره‌بافی را یادشان می‌دهد ساخت لباسهای نظامی را به آنها تعلیم می‌دهد «وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ» حدید را آهن را در دستهای داود (علیه السّلام) نرم می‌کند تا او بتواند لباسهای نظامی را ببافد با حلقه‌های آهنی و فلزی.@شما می‌بینید برای یک نیاز انسان صدها مدل و نوع خلقت دارد برای یک شکم انسان شما ببینید خداوند چکار کرده برای لذت چشمی انسان برای داروی انسان، برای مریضی انسان چقدر گیاه و گل آفریده برای زمستان و پاییز و بهار و تابستان و برای هر کدام از اینها خداوند تبارک و تعالی چقدر برای نیاز انسان آفرینش دارد.@برای لذتهای انسان برای آسایش انسان، و خواب انسان و بیداری انسان و نوشیدن انسان و غذای انسان آیات فراوان همینطور که در قرآن می‌بینید مثل یک مادر مهربان، نه مثل یک مادر مهربان، بینهایت بیشتر از یک مادر مهربان در قرآن می‌گوید برای اینکه شما اینطور بشوید من فکر چهارپایان و حیواناتتان هم هستم.@«مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ» من این را هم برای خودتان و هم چهارپایان‌تان گذاشتم استفاده کنید، حیوانات را برای شما آفریدم که بعضیها را سوار شوید بعضیها را شیرشان را بخورید بعضیها را اینطوری بکنید دریا را برای شما قرار دادم زینتهایی که در آن دریا آفریده شده عجائبی که در دریا قرار داده شده عجائب بی‌نظیری که در دریا قرار داده شده همه به خاطر شماست.@آسمان را برای شما تزئین کردم «إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ» من آسمان را برای شما زینت دادم که از آن لذت ببرید جدای از استفاده‌هایی که در محاسبات و مسافرت و چیزهای دیگری که استفاده می‌کنید، رفت و آمدنتان، خیلی زیاد است.@ دائماً شما آیات را که نگاه می‌کنید پر است از اول قرآن تا آخر قرآن خدا همینطوری دائم می‌گوید برای این نیازتان من این کار را کردم برای رفت و آمد و برای شبها در دریا یا جاده که می‌خواهید بروید گم نشوید در بیابان می‌خواهید بروید گم نشوید، برای هر کدامش هم وسیله خاص خودش را آفریده.@برای صحرا می‌خواهید بروید اسب نگذاشته، می‌گوید شتر برای شما گذاشتیم که بتواند مسافتهای طولانی را بدون آب راحت طی کند این حیوان نجیب است حیوان به آن بزرگی نجیب است و اینها را خداوند رام انسان است، می‌توانست اینطوری نباشد.@و خیلی چیزهای دیگر اصلاً آدم نمی‌تواند این نعمتها را بشمارد. حالا می‌گوید برای شما لباس قرار دادیم که هم شما را حفظ بکند و هم از گرما حفظ بشوید و هم در جنگ حفظ بشوید. بعد ایشان ادامه می‌دهند بلکه زشتی‌ها ناپسندی‌های بدن انسان را هم می‌پوشاند لباس اینطوری هست.@«يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ» خداوند عرض کردیم تمام جلوه‌های حق تعالی از مقام الله به پایین نزول است، دقت کنید فهم مفهوم نزول خیلی مهم است.@می‌گوید آهن را نازل کردیم برای شما، قرآن را هم برای شما نازل کردیم، فرشته‌ها نازل می‌شوند، همه نزول است یعنی هر جلوه‌ای از خدا چون از مقام عالی است به مقام دانی نزول است هر جلوه‌ای، هر چیزی که شما فکرش را بکنید هر چیزی که فکرش را بکنید.@«إِنْ مِنْ شَيْءٍ» استثناء هم ندارد، هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائنش در دست ماست «إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» ما نازل نمی‌کنیم مگر به اندازه مشخص و معلوم. دقیق و ریاضی است. ولی همه چیز نزول است و همه چیز هست. می‌گوید که ما برای شما لباس هم نازل کردیم؛ ای کاش ما بتوانیم فهم زبان خدا نصیب ما بکند.@لباس را برای شما نازل کردیم «يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ» که بتواند چکار کند؟ این زشتی‌های شما را بپوشاند. و چی؟ «وَ رِيشًا» این مایه زینت شما هم باشد هم زشتی شما را بپوشاند و هم شما با آن زینت بکنید مایه زینت شما باشد.@ زن و شوهر هم خدا لباس معنا کرده «هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» خانمها لباس شما هستند شما هم لباس خانمها هستید برای خانمها. چقدر جالب است.@می‌گوید زن و شوهر برای همدیگر لباس هستند، چکار می‌کنند؟ زن و شوهر هم همدیگر را محافظت می‌کنند آبرو و شخصیت همدیگر را و لغزشهای همدیگر را، زن و شوهر کارشان این هست و هم مایه زینت باید باشند یعنی یک کسی نباید خجالت بکشد بگوید این شوهر من است این زن من است.@ زن و شوهر اگر قرار شد که ازدواج با هم بکنند مرد باید مایه زینت زن در خاندان و فامیلش باشد باعث سربلندی زن باشد باعث سرافکندگی و خجالت همسرش نشود زن هم همینطور، باید مایه حرص و جوش و خجالت و سرافکندگی همسرش نباشد و همچنین مدافع همدیگر باشند یعنی خیلی مهم است لباس این هست.@خیلی جاها ممکن است به زن، ما الان بعضی از مردان داریم که خودشان در همه جا همسرشان را تحقیر می‌کنند در خانواده جلوی فرزندان، در خانواده خودش جلوی همسرش، یا برعکس، این خیلی وحشتناک است خیلی ظالمانه است که یک کسی اینطوری باشد خدا هم برای این افراد عذاب دردناکی کنار گذاشته.@یا نه در مسائل تربیتی بچه‌ها به زیرکی می‌بینی پدر را دور می‌زنند علیه مادر تحریکش می‌کنند، مادر را دورش می‌زنند علیه پدر تحریک می‌کنند زن و شوهر باید لباس همدیگر باشند یعنی به هیچ وجه اجازه ندهند که بچه‌ها مادر را علیه پدر و پدر را علیه مادر تحریک بکنند. این خیلی مهم است موضع‌گیری‌های دقیق پدر و مادر.@نه اینکه بچه بیاید بگوید مادر این کار را کرده و مرد هم شروع کند داد و بیداد کردن که اینطوری کرده، نه اصلاً یک مرد خیلی باید مواظب باشد به راحتی گول نخورد.@و به راحتی حتی اگر بچه درست هم بگوید باید خیلی حواسش باشد که دیواره همسرش را نابود نکند چون اگر بچه بتواند پدر را علیه مادر بشوراند مادر را هم علیه پدر می‌شوراند اگر بتواند یکی از آنها را دور بزند دوتا را هم دور زده و به خانواده، و بعد می‌افتد به سلطنت و فرزندسالاری و گرفتاری ایجاد می‌کند هم زن را و هم مرد را و هم خودش را جهنمی می‌کند.@ لذا این لباس بودن خیلی مهم است. یعنی در همه جا باید اینطوری باشد در حفظ آبروی زن و حفظ آبروی مرد در دفاع از حریم همدیگر؛ مرد باید از همسرش در مقابل خانواده خودش و خانواده همسرش دفاع کند. آبرو و شخصیتش را کاملاً حفظ بکند.@ زن هم همینطور، زن باید هم در خانواده خودش و هم در خانواده همسرش آبرو و شخصیت همسرش را حفظ بکند و مایه زینت باشد. اینها خیلی مهم هستند و لباس هم یعنی همین، لباس یعنی محافظت، یعنی چی؟ یعنی اگر زن دردمند است و نیاز دارد و کمبود دارد مرد پوشش بدهد و بالعکس، زن هم همینطور به همدیگر برسند. این خیلی مهم هست. در سختیها و گرفتاریها و مشکلات.@ بنابراین زن‌سالاری جهنم است. مردسالاری هم جهنم است. این عُلوی که ساخت قبل درسش را خواندیم در بحث جهنم عُلو کلاً انسان را جهنمی می‌کند.@ اینکه یک کسی بخواهد حرف حرف او باشد یا حرف حرف من است، نه حرف مرد است نه حرف زن، فقط حرف خدا باید باشد و حدودش را هم خدا مشخص کرده کجا زن باید اطاعت کند کجا مرد باید اطاعت کند این حدودش را داریم در روابط همسران.@ خدا رحمت کند آیت الله ممدوحی را که در بحث همسران ایشان مباحث خیلی خوبی داشتند، این در مباحث همسران هست ما 4 ساعت تقریبا سال 72، چهار تا 90 دقیقه حق زن را داریم سه تا 90 دقیقه حق مرد را داریم افراد با حق خودشان آشنا بشوند.@ مردی که روحیه مردسالاری دارد هم خودش و هم خانواده‌اش را جهنمی می‌کند و زندگی را خراب می‌کند آخرت خودش را هم همینطور خطرناک است.@ زنی هم که روحیه علو داشته باشد همینطور است زن‌سالاری خطرناک است. خدا حق را مشخص کرده حق زن چیست حق مرد چیست اینها را رعایت کنید تقوا یعنی رعایت کردن همینها. همین را که انسان رعایت کند دیگر آسیب نمی‌بیند هم آسیب نمی‌بیند هم زیبا می‌شود خوب دقت کنید.@ بعد می‌فرماید این را هم ایشان اینجا ذکر کردند عیوب همدیگر را بپوشانند موجب زینت همدیگر باشند و یکدیگر را از انحرافات و آسیب‌های اجتماعی و اخلاقی و مسائل اینطوری حفظ کنند. این خیلی مهم است انسان این حس را داشته باشد.@ بعد ایشان می‌فرماید که با این همه هیچ لباسی همانند تقوا حافظ انسان نیست. باز توضیح دادیم که این به چه معناست. زیرا تقوا انسان را از زشتی‌ها و ناملایمات حفظ می‌کند. این هم بحث هفتم ما بود، برویم سراغ هشتمین بحث.@ هشتمین بحث می‌فرماید که تقوا باعث (این خیلی خیلی مهم است یکی از راهکارها است) خیلی از افراد الان در زندگی‌شان گرفتار می‌شوند و می‌گویند که روزی من بسته شده حالا روزی‌ها گاهی وقتها مادی است گره می‌خورد یعنی جمادی است، یا گیاهی است یا حیوانی است یا عقلی است یا فوق عقلی است.@اینها را در بحثهای موفقیت اینها را توضیح دادیم الان دوره‌ای که داریم دوره موفقیت در مشهد هست بحثش را مفصل کردیم. روزی‌های انسان پنج قسم است: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی.@گاهی وقتها در یکی یا دوتا از اینها روزی بسته می‌شود. اگر انسان بی‌تقوایی کند در بخش فوق عقلی‌اش یعنی به خودش نرسد و حواسش به ارتباطش با غیب نباشد این چهارتا گره می‌خورد.@ می‌خواهد درس بخواند، دیپلم و لیسانس بگیرد یکدفعه می‌بینی به جای 4 سال 6 سال طول کشید، می‌خواهد دکترا بگیرد می‌بینی 5 سال درگیرش هست، کنکور قبول نمی‌شود، ذهنش قفل می‌شود، فهمش کور می‌شود سر کلاس هم می‌رود ولی از استاد خیر نمی‌بیند یعنی می‌روند می‌نشیند و سر کلاس حواسش پرت است یا خوب یاد نمی‌گیرد یا یاد می‌گیرد فراموش می‌کند، بی‌تقوایی اینطوری است. کلاً رزق را می‌بندد رزقهای علمی.@ حالا رزق معنوی را بیشتر می‌بندد، چرا؟ چون شما سر نماز می‌آیی می‌بینی که نمی‌توانی نماز بخوانی؛ می‌خوانی، نه اینکه نخوانی، ولی می‌بینی تو با آن یک سانت با این نماز هم بالا نمی‌روی از آن الله اکبر تا سلامش گیر هستی، 5 سال 10 سال. حضرت فرمود به خدا قسم 50 سال و 60 سال نماز می‌خوانید یک رکعتش را هم خدا نمی‌پذیرد بی‌تقوایی این بلا را سر انسان می‌آورد اینطوری است.@خواب را از انسان می‌گیرد خوابهای قشنگ و رشد و تعالی و غیب و انس و ارتباط را می‌گیرد اشک را که روزی است گرفته می‌شود، چرا؟ چون تو انقباض در درون خودت داری.@ وقتی که شخص انقباض داشته باشد شخصیت منقبض روزی‌اش هم منقبض است شخصیت سختگیر و گیر بده خدا هم به او گیر می‌دهد یعنی این گیر اولین چیزی که انسان را گرفتار می‌کند مثل قاعده هو أنت است به محض اینکه سخت می‌گیری چه کسی را سخت گرفتی؟ خودت را.@ «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» این یک حماقت است کسی فکر کند یک کسی را می‌تواند اذیت بکند شما به محض اینکه داری یک کسی را اذیت می‌کنی اذیت می‌شوی همین در دنیا اذیت می‌شوی و رزقت بسته می‌شود این پنج تا گرفتاری برایت ایجاد می‌شود.@رزقهای معنوی در درجه اول غیب تو را بیرون می‌اندازد ملائکه تو را پرت می‌کنند اصلاً غیب به تو محل نمی‌گذارد نه امام زمان نه خانواده آسمانی نه خدا، می‌بینی که یکدفعه یک لحظه احساس می‌کنی یک آدم بدبخت بی‌پناه هستی.@ درحالی که این همه هستند انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین و خدا و اهل بیت، ولی تو وسط اینها طرد شده هستی یکدفعه احساس ترس و اضطراب و بی‌پناهی و قربت وسط خانواده خودت، یک عالم خانواده هستند دوستانت هستند دوستت هم دارند ولی تو آرامش را نداری آن احساس ترس و وحشت و بی‌پناهی برای این هست که در درون خودت یک مشکلاتی وجود دارد که غیب تو را پرت می‌کند و رهایت می‌کند.@یکی از بی‌تقوایی‌های بزرگ و رزق انسان را قطع می‌کند ترک دعاست. «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» بگو پروردگارم هرگز به شما توجه نمی‌کند اگر دعا نداشته باشید. آدمی که توسل و ذکر و جمعه و شب جمعه و سحر و حرم و التجاء ندارد این رزق ندارد. «مَا يَعْبَأُ بِكُمْ» به شما اصلاً خدا توجهی نمی‌کند.@ بعضی جاها می‌گوید خدا می‌گوید برایم اصلاً مهم نیست این کجا بمیرد. برایم اصلاً مهم نیست این چه بلایی سرش بیاید چون خودش دارد منشأ روزی خودش را خودش خراب می‌کند.@یعنی این آدم آنقدر مشرک و مستکبر است که فکر می‌کند با درس خواندن و دکتر و مهندس شدنش و با توانایی جسمانی خودش دارد روزی در می‌آورد. توحیدش را از دست داده. خدا هم به خودش واگذارش می‌کند، برو ببینم چکار می‌کنی.@گاهی وقتها جمادی است باید ببینی که چرا الان روزی تو اینقدر کم است و گرفتاری داری و برکت از زندگی‌ات می‌رود و خسارت در زندگی‌ات زیاد است و مشکلات و گرفتاری داری.@رزقهای گیاهی، مریضی زیاد، حالا البته اینطور نیست که شما هر کسی را که مریض است ببینید فکر کنید این گناهکار است، نه، بیماری زینت مؤمن است بالأخره هست سهم مؤمن همیشه سهمی از بیماری این همه جانباز و مجروح و این همه مریضهای دیگری هستند که درجاتش آخرتی‌شان را خدا بالا می‌برد.@ولی بالأخره انسان در بُعد گیاهی قدرت، رشد، تغذیه، تولیدمثل. بچه به او نمی‌دهد نه اینکه هر کس را خدا به او بچه نداد بگوییم گناه کرده، دوباره مواظب باشیم ذهن ما بی‌تقوایی نکند یکی از آسیبهای بی‌تقوایی این هست که رزقت بسته می‌شود.@حالا اگر الان یک کسی بچه‌دار نشد نگوییم بی‌تقوا بوده، نه ممکن است یک امتحان باشد یا آزمایش باشد. ولی بالأخره این هست. گاهی وقتها هست بچه نداشتن برای بی‌تقوایی خودت است. رزقت بسته شده. یک جایی سخت می‌گیری و یک جایی سخت گرفتی، یک جایی مشکلات درست کردی که رزقت بسته شده. تغذیه، سلامت، رشد مناسب و خیلی بخشهای گیاهی.@می‌گوید من والا وضع مالی‌ام خوب است مشکلی ندارم ولی خب من هر چه می‌خورم حالم خراب می‌شود.@خدا رحمت کند آیت الله ممدوحی (رحمه الله) را می‌گفت یک ثروتمندی را می‌شناسم که خیلی هم آدم خوب و خیری بود و یک سفره می‌انداخت و بهترین غذاها را به مردم می‌داد و خودش دستش پوست نداشت یک دستکشی دستش می‌کرد و بدنش این مشکل را داشت که پوست نداشت و پوست رویش نمی‌کرد و مجبور بود دستکش خاص بپوشد.@بعد می‌گفت غذایش هم یک تکه سینه مرغ آن هم بدون نمک باید می‌خورد و یا یک تکه نان مثلاً بدون نمک و سس و هیچ چیزی غذای خودش این است.@گاهی وقتها روزی‌های حیوانی انسان بسته می‌شود. ازدواج نمی‌تواند بکند، می‌کند خراب می‌شود، می‌کند لیاقت ندارد که نگه دارد خودش با دست خودش زندگی خودش را نابود می‌کند خودش قدر همسرش را و قدر شوهرش را نمی‌داند و به هم می‌زند.@قدر بچه‌هایش را نمی‌داند بچه‌هایش را نابود می‌کند یا آبروی اجتماعی خودش را می‌برد در مسائل اجتماعی و سیاسی رزق و روزی ندارد توفیق خدمت به مردم را ندارد توفیق خدمت به هم‌نوع را ندارد توفیق خدمت به غیر هم‌نوع را ندارد و یک آدمی است که فقط خودش است.@وقتی نگاه می‌کنی می‌بینی 50 سال 60 سال زندگی کرده فقط خودش بوده و خانواده خودش، اصلاً از این خانواده از لقمه این آدم از سفره این آدم هیچ چیز به کسی نرسیده در حالی که حضرت فرمود بهترین سفره سفره‌ای است که دست بیشتری در آن باشد، چرا بهترین سفره این است؟ اصلاً از آن جهت که دست بیشتری در آن است این بهترین سفره اصلاً سر جای خودش، اصلاً خدا به تعداد نان‌خور آدم به آدم رزق می‌دهد.@آدم خسیس و بخیل که خساست و بخل دارد نسبت به خانواده‌اش، همسرش، فرزندانش و کسان دیگر خدا رزقش را کم می‌کند می‌گوید تو مصرف نداری تو داری رزق دیگران را می‌بندی حق بچه و همسرت را داری می‌خوری به آنها رزق نمی‌دهی خرج کردن برایت سخت است و ما هم به تو نمی‌دهیم. خدا رزق را به کسی می‌دهد که خرج کردن برایش راحت است.@زن طرف به او می‌گوید خانه مادر و پدرت می‌خواهی بروی یادت نرود حتماً هدیه بخری، یادت نرود حتماً یک چیزی هدیه بخر برای مادر شوهر، عروس است ولی می‌بینی که مثل یک دختر عمل می‌کند.>@عروس است ولی مثل یک دختر عمل می‌کند داماد است؛ من خیلی دیدم دامادهایی که از پسر بسیار مهربان‌تر هستند به مادرزن و پدرزنش خوب می‌رسد کریم و بزرگوار است نسبت به خانواده همسرش، نه فقط پدرزن و مادرزن که حکم پدر و مادر را دارند، به خواهرزن و برادرزن و خواهرشوهر و برادرشوهرش، اینکه یک موجودی هست که خیر دارد.@آدم بخیل و خسیس جدای از اینکه حضرت می‌فرماید: «الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ الْعُیُوبِ» بخل همه زشتی‌های عیبها را در خودش جمع می‌کند هر چه گناه و معصیت هست می‌آید در بخل جمع می‌شود صاحب بخل تماماً آلوده است تماماً همه جوره آلوده می‌شود آدم خسیس و بخیل همه را جمع می‌کند و رزقش هم بسته می‌شود چون به دیگران سخت می‌گیرد.@و یک کسی که کریم هست خودش نان‌خور خودش را زیاد می‌کند از روی رحمت و رأفت، خدا هم می‌گوید این چون نان‌خور دارد ما به او بیشتر می‌دهیم این آدم کریمی است رزقش را زیاد می‌کند.@در روایت داریم حضرت کاظم (علیه السّلام) داستانش را امام کاظم (علیه السّلام) تعریف می‌کند در زمان یکی از انبیاء خداوند به یک زن و شوهری به یک پیغمبر گفت به آنها بگو که شما 60 سال عمر دارید 30 سال ثروت 30 سال فقر، کدامش را اول می‌خواهید؟@این پیامبر هم رفت به آنها گفت که خدا اینطوری گفته او گفت بگذار من با خانمم مشورت کنم، مشورت کرد و خانمش گفت ما الان جوان هستیم و می‌خواهیم زندگی بکنیم بهتر است که دوران جوانی‌مان را در رفاه و خوب بگذرانیم.@30 سال را خوب گذراندند و منتظر بودند که 30 سال دوم، یعنی 30 سال تمام شد و منتظر بودند فقر سراغشان بیاید و بعد دیدند که نه فقر نیامد و همینطور رزق ادامه دارد و همه چیز خیلی خوب است.@به پیغمبرشان گفتند، پیامبر فرمود خداوند می‌فرماید که شما این 30 سال بقیه مردم را در ثروت خودتان سهیم کردیم به مردم رسیدگی کردید خدا می‌گوید حیف است این آدمی که دیگران دارند از قِبَل این می‌خورند رزقش بسته شود آن 30 سال بعد هم شما در ثروت و رفاه هستید.@حالا گاهی وقتها این ثروت مالی نیست این الان مادرزن، پدرزن، مادرشوهر، پدرشوهرت به یک لبخند و تلفن و احترام و نوازش و بغل کردن و بوسه کردن احتیاج دارند، می‌بینی می‌گوید ما رسممان اینطور نیست ما در خانواده‌مان اینطور نیستیم.@حالا نباشید رسم را ایجاد کن، آخر ما اصلاً هیچ کدام با هم روابط عاطفی بدنی با هم نداریم، غلط است فرهنگ اسلام این نیست ایجاد کن، حالا پدر و مادر شما اشتباه کرده مادر و پدرت بی‌عاطفه بودند خانواده فرهنگش بی‌عاطفه بوده، این را تو ایجاد کن.@برو قشنگ مادرزن، پدرزن دستشان را ببوس و بغلشان کن و سلام و علیک کن و به آنها احترام بگذار خانه‌ات دعوتشان کن اینها رزق می‌آورند وقتی خانواده همسر یا خودت می‌آیند خواهر و برادرت و کسان دیگر خانه می‌آیند رزق را حتماً می‌آورند خیر و برکت را می‌آورند و در روایت داریم درد و بلا را با خودشان می‌برند. چرا خودت را از این زندگی شاد و آرام محروم می‌کنی احترام گذاشتن.@از جا بلند شدن تقواست، تو فشار می‌آوری به جنبه گیاهی‌ات و از جایت بلند می‌شوی به احترام پدر و مادرت، در روایت هم داریم «قُم عَن مَجلِسِکَ لِاَبيکَ وَ مُعَلِّمِکَ وَ اِن کُنتَ اَميراً» حتی اگر پادشاه هستی به احترام معلم و پدرت باید بایستی وقتی وارد می‌شوند.@ما الان بچه‌ها دراز کشیدند همینطوری کنترل دستشان پای تلویزیون، پدر می‌آید همینطوری سلام هم زورشان می‌آید به پدرشان بکنند، پدر سلام می‌کند جواب سلام به راحتی نمی‌دهند.@حالا الان به احترام پدرزن و مادرزنت اینها عزت و آبرو می‌آورد دست مادرزن و پدرزنت را ببوس، دست مادرشوهر و پدرشوهرت را ببوس احترام بگذار و آنها را بخندان و به آنها کمک کن در خانه که می‌روی ببین به چه چیزی احتیاج دارند.@داماد برای همه عروس برای همه. خدمت کن. چایی، بستنی، میوه می‌خواهد انسان از خودش کار بکشد این تنبلی و بی‌حوصلگی انسان را فاسد می‌کند.@ما الان داماد می‌شناسیم در خانه پدرزنش بهتر و مهربان‌تر از هر کس دیگر؛ همین پدرزن را می‌بینی غیب شد، کجا رفتی؟ دیدیم پدرزن را حمام برده، او را حمام بردم و یک ماساژ خوب به او دادم و لیف حسابی به او دادم و به او صفا دادم و کلی با او شوخی کردم و کلی به او حال دادم چقدر خوب است.@بعضیها نسبت به پدر و مادر خودشان، بعضیها نسبت به پدربزرگ و مادربزرگشان چه آدمهای باحالی هستند. پدربزرگ و مادربزرگ همسر، پدربزرگ و مادربزرگ خودش، می‌بینی که اصلاً از پسر خود این آدم، نوه عزیزتر و مهربان‌تر است، چرا؟ چون کریم و بزرگوار است و رحمت دارد رزق هم دارد.@از اینها هم کم نیست من خیلی دیدم آدمهای اینطوری که از خودشان خارج شدند یعنی دیگر یک آدم نیستند یک نفر نیستند هر جا هستند مبارک هستند «وَ جَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ» هر جا هستم مبارک هستم. خدا من را اینطوری قرار داده حضرت فرمود، آیه قرآن است مسیح (علیه السّلام) «وَ جَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنْتُ».@چقدر خوب است آدم هر جا هست مبارک باشد در محل کارش برای همکارانش، در محله برای همسایه‌هایش، همسایه‌ها فرمود جبرئیل آنقدر سفارش کرد که من فکر کردم همسایه از همسایه ارث می‌برد.@ولی می‌بینی اصلاً این آدم خیرش نمی‌رسد «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ» بعد می‌رسد «وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ» ماعون یعنی چی؟ ماعون در حدیث داریم می‌گوید اگر همسایه است یک وسیله احتیاج دارد.@ماعون یعنی ابزاری که همسایه شما احتیاج دارد یک نردبان می‌خواهد، می‌خواهد بیاید از خانه شما یک شعله برق بگیرد حالا فعلاً بنایی دارد همسایه را اذیت نکن همسایه عین خودت است به او کمک کن خیرت به همسایه‌ات برسد.@ماشین لازم دارد، می‌دانی زنش باردار است الان ممکن است در این ماه آخری به ماشین احتیا داشته باشد به او بگو ماشین من هست اگر هر وقت خانمت دردش گرفت بیا ماشین من را بردار ببر یا خود من را صدا کن خودم بیایم شما را ببرم، بفهمد که یک همسایه دارد مثل سایه سایه‌تان روی هم بیافتد حواست به همسایه‌ات باشد.@یک غذا درست می‌کنی حواست به همسایه‌ات باشد یک آش درست می‌کنی حواست به همسایه‌ات باشد. بعضیها در خانه‌شان پول و امکانات دارند من می‌شناسم ولی می‌گوید من اصلاً غذای بودار درست نمی‌کنم کباب درست نمی‌کند که سیخ بزند و بویش به همسایه‌ها برسد یا باید به همه بدهم که ندارم یا اگر هم ندهم اصلاً از گلوی خودم پایین نمی‌رود همسایه‌ها را مراعات می‌کنند.@بعضیها برای سگ و گربه‌ها هم مراعات می‌کنند برای پرنده‌های خانه‌شان هم مراقبت دارند من سراغ دارم. همین چند وقت پیش رفته بودم به اقوام سر بزنم، دیدم یک گونی گذاشته پر از گندم، پیرزن 70 ساله پیرمرد شاید الان 80 سالش یا بیشتر باشد نگاه کردم دیدم پرنده‌ها همیشه در خانه اینها می‌آیند در حیاط پر، پشت پنجره پر.@می‌گوید که من از آن زمانی که این گندم 15 ریال بوده خریدم تا الان که کیلو هفت تومان است برای اینها می‌خرم و روزی چند نوبت هم برایشان می‌ریزم. اینها خدا روزی‌شان را اینجا داده.@بعد من نگاه کردم دیدم که این گندمها را در حیاط ریخته بعد روی طاقچه ریخته، گفتم چطور اینطوری می‌کنی؟ گفت کبوترهای بزرگ قلدری می‌کنند نمی‌گذارند بچه‌های کوچکتر بیایند بخورند زور می‌گویند و بالأخره بزرگها ظلم می‌کنند گفت اینها را برایشان جلوی پنجره می‌گذارم آنهایی که کوچک هستند و نمی‌توانند بیایند برایشان در حیاط می‌ریزم آنها می‌روند آنجا می‌خورند مراقبت می‌کنند.@رزق، تقوا باعث می‌شود انسان رزقش زیاد شود مشکلات رزقی‌اش حل شود اینها را مقدمه گفتم هنوز وارد بحث نشدیم خیلی این بحث دارد.@حالا ما در آن بحث موفقیت مفصل موضوع را توضیح خواهیم داد الان نرسیدیم، داریم قوانین جذب و موفقیت اسلامی را داریم می‌گوییم که فوق‌العاده است صدها قانون آنجا است تازه ما شروع کردیم برای اولین بار هم ما شروع کردیم که این موارد استخراج شده و حالا داریم اینها را مطرح می‌کنیم.@اما اینجا حالا ایشان فوق‌العاده زیبا ذکر کردند که وسعت روزی انسان از راهی که گمان نمی‌کند. پس دقت کنیم این کلمه را از ذهنمان بیرون کنیم من خیلی دوست دارم حالا عزیزانی هم که می‌شنوند و الان حضور دارند زنده، این را همیشه توسعه بدهید در جامعه، این باید تبدیل بشود به یک گفتمان.@وقتی کلمه روزی شنیده می‌شود و به کار برده می‌شود دائم روزی را فقط بخش جمادی نبینید روزی این پنج تاست. کوچکتر از آنها جمادی است. گیاهی هست واجب‌تر و مهمتر سلامت. می‌گوید من مشکل مالی دارم الحمدلله سالم هستی. می‌خواستی روزی مادیی‌ات خیلی زیاد بود و اوج ثروت داشتی ولی غذایش را نتوانی بخوری، آنقدر مریض باشی که از ثروتت نتوانی استفاده بکنی، لذت نتوانی ببری از مزه و طعم و بو.@جنبه گیاهی خیلی شریف‌تر و مهمتر است. روزی‌های گیاهی و حیوانی فوق‌العاده شریف‌تر و نورانی‌تر و مهمتر است. همه روزی که فقط پول نیست ماده که نیست. روزی‌های معرفتی و علمی. روزی معرفتی آنقدر مهم است که قرآن می‌فرماید «اتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» یعنی تعبیر معلم را در مورد خدا آورده خیلی عجیب است و تکان‌دهنده است.@شما تقوا داشته باشید خدا خودش به شما یاد می‌دهد خودش معلم شما می‌شود بدون هیچ استادی بدون هیچ دانشگاه و حوزه‌ای خود خدا شخصاً معلم شما می‌شود و به شما تعلیم می‌دهد. «اتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» خدا به شما تعلیم می‌دهد و خود خدا شخصا معلم خصوصی شما می‌شود.@و چه سعادتی یک نفر خدا تعلیمش بدهد دانش و معرفت و حال و اشک و انس و روزی‌های غیبی و معرفتی و ابدی به او بدهد. انس با ملائکه الله و دوستی با شهدا و انبیاء و صدیقین و رفت و آمد با خانواده آسمانی، عشق آنها و زیارت آنها.@بعضیها دیدید آنقدر این خوش روزی است که نگو. من یک آدمی را می‌شناختم یک موقعی فقیر هم بود گهگاهی هم خودمان به او کمک می‌کردیم ولی آنقدر این آدم خوش روزی بود که حد نداشت. این کربلا و سوریه و مکه‌اش جور بود.@مثلاً ما به او می‌گفتیم بیا این مقدار پول می‌خواستیم به او صدقه بدهیم و کمک کنیم تشکر می‌کرد نیاز هم داشت بعد می‌گفت حلالم کن، چیه؟ دارم سوریه می‌روم.@حلال کن دارم مکه می‌روم، چطوری؟ گفت رفتم آنجا یک خانم دکتری آنجا بود گفت من می‌خواهم و عشقم کشیده تو را مکه بفرستم یا فلانی گفته من می‌خواهم تو را بفرستم، واقعاً پول نداشت برود و برای ابتدائی‌ترین نیازهایشف خوش روزی بود.@خدا رحمت کند مرحوم آیت الله شیخ جعفر آقای مجتهدی را ایشان آقای مجاهدی (حفظه الله تعالی)، آقای پروانه شاعر اهل بیت و آیینی ایشان خودش برای من تعریف کرد می‌گفت که یک طلبه‌ای بود خیلی فقیر بود.@می‌گفت این عبایش خیلی کهنه بود ولی پول نداشت عبا بخرد به سختی یکذره یکذره پول جمع کرد چقدر طول کشید یک سال دو سال بتواند پول یک عبا را جور کند عبایش خیلی فرسوده بود می‌گفت این دائم می‌آمد به من می‌گفت که آقای مجتهدی تو رو خدا دعا کنید از امام رضا بخواهید روزی من کند من بتوانم حرم امام رضا زیارت بروم.@حرم امام رضا رفتن هم آن موقعها واقعا راحت نبود الان هم باز هم روزی هر کسی نمی‌شود بعضیها در این جهت اصلاً روزی ندارند امام رضا دلش برای بعضیها تنگ نمی‌شود از بس قصی هستند از بس بی‌رحم و بی‌عاطفه هستند.@بعد هم می‌گفت اشتهایش خوب بود می‌گفت دعا کن امام رضا ماهی چند بار، نمی‌توانست که برود، می‌گفت امام رضا مثلاً ماهی یک بار من را قبول کند من بروم، مثلاً حالا آمار دقیقش الان یادم نیست زیارت امام رضا بروم.@بعضیها زیارت امام رضا را می‌فهمند روزی است بعضیها هم می‌روند و اصلاً آنقدر بی‌غیرت و نافهم هستند اصلاً نمی‌فهمند که حضرت دعوتش کرده آمده و رفته یعنی چی.@می‌گفت ما همین در این فکر بودیم گفت یک بار این آقای اسمش هم من الان در ذهنم هست شاید راضی نباشد اسمش را ببرم گفت آقای فلانی وقتی آمد پیش آقای مجتهدی، آقای مجتهدی می‌خندید و می‌گفت که چکار کردی که امام رضا روزی تو کرده ماهی سه هفته آنجا بروی؟ ماهی سه هفته مشهد بروم!@گفت والا حاج آقا نباید می‌گفتم دیگر حاج آقا شما باطن ما را می‌دانید چه هست وقتی می‌دانید امام رضا روزی من کرده دلیلش را هم می‌دانید چیست، گفت راستش اینطوری بود که این عبا را بعد از سالها خریدم بعد که این عبا را تنم کردم همچین بعد از یک مدت لذت یک عبای تازه و نو.@گفت همینطور که داشتم (آنهایی که قم رفتند صفائیه و بلوارامین) از زیر پل داشتم می‌آمدم چشمم خورد به یک طلبه سیدی دیدم عبای او از عبای من خیلی افتضاح‌تر است گفتم بچه فاطمه زهرا این عبایش از عبای من خرابتر باشد عبا نو را به او هدیه کردم؛ جگر می‌خواهد. تقوا، واجب هم نیست ولی این کار را کرد.@گفت چکار کردی که فاطمه زهرا اینقدر از تو خوشحال است. بعضی وقتها آدمها می‌گویند خدایا من به عشق شکار مادرم فاطمه زهرا به این بچه سید به سادات فقیر، اصلاً سادات می‌خواهی چکار، سادات نباشد همه بچه‌های فاطمه زهرا هستند فقط برای اینکه مادرم از من خشنود باشد پدرم امیرالمؤمنین خشنود باشد فقط به خاطر اینها.@اول خواهر و برادر و پدر و مادر اینها را شاد کن و آرام کن و به آنها حال بده و بعد بقیه. چکار کردی که خانم فاطمه زهرا اینقدر از دست تو خوشحال است و حوالت کرده که ماهی سه بار مشهد بروی.@اینطوری است؛ گفت دیگر روزی او شد و رفتنی شد. و ایشان فرمودند که آقای مجتهدی به او گفت که رفتی مشهد آقا امام رضا دیدنت می‌آید (این خیلی حرف است) اگر دیدن تو آمد سلام ما را هم به او برسان و حواست باشد و بعد وقتی داشت می‌رفت گفت آقای فلانی در خواب نمی‌آید در بیداری دیدن تو می‌آید و به تو سر می‌زند.@آدم یک کار خالص انجام بدهد به عشق اهل بیت، بی‌طمع، فقط به عشق انجام بدهد که خواجه خود روش بنده‌پروری می‌داند. ما چندتا از این کارها در زندگی‌مان کردیم.@حالا خود این آقای گل محمدی تعریف می‌کرد خودش بعداً برای من تعریف می‌کرد می‌گفت مشهد رفتم هیئت یکی از مراجع، گویا آیت الله بهجت یا یکی دیگر از مراجع بوده، گفت آنجا مراسم داشتند آقای بهجت همه می‌دانند که کجا همیشه مراسم داشت مشهد، گفت آنجا رفتم و یک شبی گفتم بروم آنجا سری بزنم.@آمدم بروم دیدم یک آقایی من را صدا کرد آقای خیلی خوشگل، بعد می‌گفت لباس روحانیت هم تنش نبود از این کلاههای پشمی خیلی خوشگل و خوشتیپ و پالتو و لباسهای خیلی شیک و قیافه خیلی ماه، گفت آقای فلانی سلام علیکم، سلام علیک کردم، خوبی؟ احوالپرسی کرد، با ما کاری داری؟ چیزی؟.@گفتم آقا قربان شما بروم نه کاری ندارم، نشناخته بود، گفت اگر قم رفتی به آقای مجتهدی هم سلام برسان، ایشان رفت، گفت از پله‌ها پایین آمدم یکدفعه یادم افتاد آقای مجتهدی چه چیزی به من گفته، بالا آمدم و دیدم که خلاصه نگار رفته، دیگر از دست دادم.@می‌خواهم بگویم که رحمت اینطوری است انسان وقتی که رحمت سراغش می‌آید آنها زیر بار منت ما نیستند با اینکه رزق ما را آنها دارند می‌دهند توفیق این کار را هم خود اینها دارند به ما می‌دهند ولی پاداش هم به انسان می‌دهند.@چقدر خوب است که انسان از پوست خودش در بیاید و از خودخواهی‌های و تاریکی‌های نفس خودش در بیاید چقدر خوب است. چقدر خوب است از دست خودش نجات پیدا کند از تاریکی‌های خودش خودش را نجات بدهد از توهمات دست بردارد.@پس این آیه‌اش را برای شما بخوانم «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» همه شما هم این را بلد هستید، هر کس که تقوای الهی داشته باشد، تقوا گفتیم یعنی چی، ترس نیست.@تقوا یعنی اینکه انسان مراقبت بکند حرمت نگه دارد از رابطه‌اش با خدا و خانواده آسمانی‌اش، حیا داشته باشد بی‌حیا نباشد بترسد از اینکه مبادا امام زمان از دست من ناراضی باشد مبادا امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و غیب از دست من ناراضی باشد.@این زیارت امین الله که این همه سفارش می‌کنند یکی از قطعات زیبایش این است «مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَسَمائِكَ» خدا من بی‌آبرو نباشم محبوب باشم در زمین و آسمانت. خدا باید آبرو و عزت بدهد.@حالا ایشان اینجا تیتر زده گشایش امور و وسعت روزی انسان از راهی که گمان نمی‌برد این خاصیت تقوا هست. تقوا از آنجایی که حساب نمی‌کنی به شما خدا می‌رساند.@یک نکته را من در مورد تقوا بگویم اگر بحثش ماند ان‌شاءالله هفته آینده این بحث را ادامه می‌دهیم چون من آیات و روایاتش را هنوز نخواندم چون موضوعی که اینجا آورده و بسیار زیبا گزینش شده حیف است که من اینها را خدمت شما نگویم.@وقتی می‌گوییم تقوا، یک موقع هست تقوا در مورد خاصی است که شما همان مورد روزی می‌خواهید این را دقت کنید مثلاً چی؟ مثلاً مشکل مالی داری یک پول حرام هم در زندگی‌ات می‌آید از آن فرار می‌کنی.@چند بار در این کشور ما دیدیم تلویزیون چند بار گفته من با چشم خودم هم چند بار دیدم که کارگر، رفتگر شریف نورانی شهرداری یا فلان راننده تاکسی یک کیف پیدا می‌کند، دیدید تلویزیون چقدر ما الان داریم پر از پول و امکانات، بعد این آدم می‌رود تحویل می‌دهد آدرس و تلفن را پیدا می‌کند و اعلام می‌کند به آن دست نمی‌زند، به غران و غران این پول احتیاج دارد ولی بی‌تقوایی نمی‌کند و خدا به او روزی می‌دهد.@یک موقع هست تقوا اینطوری است تقوای در هر زمینه‌ای انسان کمبود دارد اما تقوا به خرج می‌دهد در شکم در شهوت در خیلی چیزهای دیگر، اما یک موقع هست شما اصلاً بحثت این نیست که در آن مورد خاص تقوا داشته باشی و خدا هم در آن مورد روزی‌ات را بدهد.@نه یک موقع هست انسان گرفتاریهای دیگری دارد مثل همین آقایی که الان خدمت شما عرض کردم یک عبایی می‌خواهد که این عبایش سالم باشد یک عبای نو، عبایش را می‌بخشد رزقش کجا باز می‌شود؟ در زیارت امام رضا، رؤیت و ملاقات در بیداری امام رضا و اینکه ماهی سه بار امام رضا او را بطلبد آنجا باعث می‌شود.@یک جاهایی هست انسان یک مشکلاتی جای دیگری دارد مثلاً توفیق ازدواج ندارد مشکل مادی دارد حقوق و درامدش کم است ولی در یک امر دیگری تقوا به خرج می‌دهد رزق را خدا باز می‌کند رزق مادی‌اش هم خدا باز می‌کند.@این را دقت بفرمایید این یک نکته خیلی دقیق است نسبت به زن و فرزندش، نسبت به شوهرش تقوا را رعایت می‌‌کند، نسبت به خانواده همسرش تقوا را رعایت می‌‌کند، می‌‌بینی که رزقش یک جای دیگر باز شد.@شما الان خیلی از اولیاء خدا آنهایی که صاحب نفس هستند، صاحب دل هستند، می‌‌فهمند، پیش آنها می‌‌روی، البته الان دیگر از اینها پیدا نمی‌‌شود، رفتند تا ان‌‌شاءالله امام زمان بیاید که ما پناه ببریم به دامن مقدس ایشان، یک زمانی از اینها بودند، آدم ده تا، پانزده تا از اینها سراغ داشت، که می‌‌شد به آنها مراجع بکنی، می‌‌شد با آنها حرف بزنی.@خدا رحمت کند آقا مجتبی تهرانی، خدا رحمت کند آقا مجتهدی را، خدا رحمت کند آقای خوشبخت را، خدا رحمت کند مرحوم دولابی را، آقای حق‌‌شناس را، چه آدمهایی بودند در این تهران، قم، آدمهای با نفس، آقای بهجت، مرجع مردم بودند، پناهگاه مردم بودند، صاحب دل بودند، صاحب نفس بودند، حلال مشکلات بودند، مشکل‌‌گشا بودند.@این همیشه مرسوم بوده، طرف می‌‌گوید آقا من رزقم بسته است، هر چه می‌‌دوم درآمدی به دست نمی‌‌آورم، گره خورده، بدهکاری بالا آوردم، آقا اولین سؤالی که از تو سؤال می‌‌کند، می‌‌گوید پدر و مادرت از شما راضی هستند، این خیلی مهم است.@پدر و مادر یکی هم که نیست، پدر و مادر همسر هم پدر و مادر خودت هستند، حضرت فرمود پدر و مادر همسر پدر و مادر خودت هستند، استاد و معلمت پدر است، او حقش بالاتر از پدر و مادر زمینی‌‌ات است، از تو راضی است، نکند در رابطه با اینها بی‌‌تقوایی کردی، نکند در مورد خانمت ظلم کردی، نکند در مورد فرزندت ظلم کرده باشی، رزق بسته می‌‌شود.@آقای مجاهدی ایشان یک نکته از خودشان تعریف کردند، می‌‌خواست بگوید من یک موقعی یک ظلمی به خانمم کردم رزقم بسته شد، می‌‌گفت خانم من خیلی عاشق حرم و امام رضا هست در فامیل معروف به طوطی حرم هست.@گفت یک موقعی من هم می‌‌خواستم شعر بگویم احتاج به یک خلوتی داشتم گفتم بگذار این خانم را حرم بفرستیم برود ما هم بنشینیم به شعرمان بپردازیم و شعر بگوییم، به خانمم گفتم چطور است شما امشب حرم بروید، دوست دارید حرم بروید، گفت باشد، آن خانم مؤدب وقتی می‌‌فهمد شوهرش دارد اینطوری می‌‌گوید حتماً می‌‌خواهد یک خلوتی داشته باشد.@رفت و گفت تا صبح من زور زدم یک بیت شعر هم نیامد، شاعری که اراده بکند همینطوری از او شعر می‌‌ریزد، چون اعطایی است تا صبح حتی یک بیت هم نتوانستم بگویم، گفت همینطور هاج و واج مانده بودم، پس چه شد، نتوانستم شعر بگویم، یک بیت هم نیامد.@گفت صبح رفتم خدمت آقای مجتهدی، اصلاً از هیچ چیز خبر نداشت، یک دفعه همینطوری گفت خانمت شاید آمادگی نداشت حرم برود شما چرا به او گفتی حرم برود، همین مقدار رزق بسته می‌‌شود.@یک موقع هست انسان وسط شلوغی، جمعیت دارد به بقیه خدمت می‌‌کند، وسط این خدمت امام زمان پیش او می‌‌آید با او سلام و علیک می‌‌کند، وسط این خدمت رزقش باز می‌‌شود یک دفعه از بالا همینطوری فرشته‌‌ها علم و معرفت، اگر شاعر است شعر و غزل در روح این آدم می‌‌ریزند.@رزق مادیش حل می‌‌شود، دلش شاد می‌‌شود، دلش خوش می‌‌شود، چه رزقی از دلخوشی بالاتر، دل خوش، آرامش، شادی، هر جا که بسته است، یک جا بستی، یک جا از بقیه داری دریغ می‌‌کنی، یک جا بقیه را محروم می‌‌کنی، خساست داری، بخل داری، این پنج تا، می‌‌گوید نه بخدا من خساست ندارم، من همینطوری برای اطرافیانم و فقرا هزینه می‌‌کنم.@مادی نمی‌‌گویم، یک جایی لازم نیست مادی هزینه بکنی، باید بدنی راه بیفتی، وقتی تولد پیغمبر است، تولد امام زمان است، ننشین خانه‌‌ات بگو، کارت می‌‌کشم، بیا این هم 50 میلیون کارت کشیدم بروید حالش را ببرید، برای امام زمان کار بکنید، بدنت را می‌‌خواهد، بلند بشو چراغانی بکن، بلند بشو برو وقت بگذار، بلند بشو برو گرما بخور، بلند بشو برو سرما بخور، برو پرچم بزن، بلند بشو برو راهپیمایی اربعین، بلند بشو حرم برو.@این فکر کرده چک دارم چک بکشم، کار خیر فقط این نیست، در بخش جمادی این کار را می‌‌کنی، خدا هم به تو برکت می‌‌دهد، بلند بشو برو به خیابان بزن، بزن به کار، با فرزندانت دم‌‌خوار باش، یک موقعی آبرو لازم دارند، پول لازم ندارند، آبرو می‌‌خواهند، عزت می‌‌خواهند، آبرویت را خرج کن برای حل یک مشکل یک لشکر امام زمان، برای حل مشکل یک مؤمن، یک مسلمان، آبرو لازم دارد از آبرویت هزینه کن.@یک جاهایی آگاهی می‌‌خواهد، علم می‌‌خواهد، تخصص می‌‌خواهد، تخصصش را تو داری، از تخصصت استفاده بکن، تخصصت را منع نکن، وقتی یک جایی مردم، جامعه، لشکر امام زمان احتیاج به دانش تو، علم تو، تخصص تو دارند، مدام برای آنها کلاس نگذار، قیمت هم نگذار که اگر من می‌‌خواستم این کار را به بیرون بدهم اینقدر می‌‌گرفتم.@بعد هم بنشینی چرتکه بیندازی که من در ازای این مشاوره‌‌ای که دادم، در ازای این کلاسی که آموزش دادم، در ازای این دانشی که در اختیار گذاشتم بیرون می‌‌دانی چقدر می‌‌دهند، بی‌‌لیاقت هستی اگر تو این حرف را بزنی، حتی اگر آن را ببینی، تو را وسط چادر خودشان دعوت کردند، به تو احتیاج دارند که امشب دعوت کردند.@رزقهای معنوی این طرف دارد نماز شب می‌‌خواند، چهل تا مؤمن را بیاور، بعد هم مؤمن لازم نیست، بگردی آیت الله را پیدا بکنید، نه از خانمت شروع کن، از شوهرت، از خانواده همسرت، از خودت، از اساتیدت، از همسایگانت، از دوستانت شروع کن، دیدی در روز چهل نفر گفتند التماس دعا، بایست برایشان دعا کن، جواب التماس دعا این نیست محتاجیم به دعا، بگو چشم انجام وظیفه می‌‌کنم دعا می‌‌کنم و شب بلند بشوید مردم را دعا بکنید.@می‌‌روی زیارت می‌‌کنی دو رکعت نماز برایشان بخوان اسم ببر، از خدا بخواه، برایشان گریه کن، برایشان مایه بگذار که خدا کمکشان بکند، پس وقتی می‌‌گوییم بخل، بی‌‌تقوایی فقط مربوط به بخش مادی و گیاهی نیست، همه ابعاد می‌‌تواند بی‌‌تقوایی داشته باشد، بی‌‌تقوایی از این بالاتر که انسان برای امام زمان دعا نکند.@شیخ جعفر آقا می‌‌گفت رفتیم خدمت یکی از بزرگان آقای شیخ جعفر آقا گفت شما نماز جماعت می‌‌خوانید چرا هیچ دعایی برای امام زمان نمی‌‌کنید، زد گریه طرف می‌‌گفت چی مدام «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً» روزی خودتان را می‌‌خواهید، این را کنار بگذار برای امام زمان دعا بکن، دعای فرج بخوان.@دعا هست در مذان استجابت دعاست می‌‌بینی که امام زمان یادش می‌‌رود، رهبرش یادش می‌‌رود، رزمندگان یادش می‌‌رود، مظلومان یادشان می‌‌رود، اسرا یادش می‌‌رود، گرفتاران یادش می‌‌رود، ایتام یادش می‌‌رود، دعا کن حضرت خیر بریزد، فرمود هر کس برای دیگران دعا بکند خدا پشتیبان خودش است.@یکی از فرمولهای موفقیت و جذب بحث تقوا است، هر جایی انسان تقوا را پیشه بکند رزقش باز می‌‌شود، حسادت نکن این بی‌‌تقوایی است، اگر حسادت کردی مطمئن باش رزق خودت بسته می‌‌شود.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@