شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 117 20/06/1399
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@
ما همانطور که هفته گذشته اعلام کردیم در شرح زیارت شریف جامعه کبیره بحث «وَ أَعْلَامِ التُّقَى» را تمام کردیم با تکیه بر مباحثی که قبلاً درباره تقوا داشتیم. امروز که من داشتم شرح جامعه کبیره حضرت آیت الله جوادی آملی را میدیدم، دیدم که چه بحث شیرین و خوبی ایشان دارند، درباره آثار تقوا این را عرض کنم خیلی زیباست.@در آن بحثی که عرض کردیم آثار تقوا تا یک حدودی گفته شده، ولی این چینش، چینش بسیار زیبایی هست، چینش قرآنی و روائی زیبایی هست که بیش از 20 اثر را میگوید، تقوا گفتیم یعنی پرهیز «التَقوی هُوَ الاجتِناب» اجتناب از هر چیزی که انسان را محدود میکند، گفتیم انسان سه حوزه دارد، حوزه شریعت، اخلاق، و اعتقادات، در هر سه حوزه ما تقوا داریم، هم عبادت و اطاعت داریم، و هم بیتقوایی داریم.@تقوا در حوزه شریعت را معنا کردیم، در حوزه اخلاق را معنا کردیم، در حوزه اعتقادات را معنا کردیم، در هر سه حوزه ما تقوا را داریم، یعنی اینکه انسان پرهیز کند از هر چیزی که به شریعتش، به اخلاقش یا به اعتقاداتش لطمه میزند، این روح فرار کردن، روح پرهیز، همین چیزی که الان با این کرونا در مردم افتاده که مردم از خیلی چیزها میترسند، دست به هر چیزی میخواهند بزنند احتیاط میکنند که مبادا یک موقعی ویروسی آلوده بکند.@ تقوا یعنی اینکه انسان اگر در سلک عبادت یا معاشرات اخلاقی، یا اعتقادی قرار دارد از هر چیزی که ممکن است او را محدود بکند، به او صدمه بزند، رابطهاش را با غیب شکرآب بکند، فرار بکند، به این تقوا میگویند، پس ترس از خدا نیست، در واقع یعنی اینکه ترس از اینکه مبادا به رابطه تو با خدا لطمه وارد بشود.@اولی یکی از شگفتیهای تقوای این خیلی واقعاً زیباست، خیلی هم بحثش کار دارد این هست که کسی که اهل مراقبت هست خداوند گفته من شخصاً معلم او خواهم شد، شخصاً استاد او خواهم شد، این خیلی حرف است، «وَاتَّقُوا اللهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللهُ» شما اگر تقوا داشته باشید، یعنی از آسیبهایی که در احکام، شریعت، اخلاق، یا اعتقادات ممکن است ببینید، پرهیز کنید، خود خدا شخصاً معلم شما میشود و به تعبیر بزرگان انسان شاگرد خدا میشود، انبیاء شاگردان خدا هستند.@خدا مستقیماً به آنها تعلیم میکند، و این مخصوص انبیاء هم نیست، یک فرمول کلی است «اتَّقُوا اللهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللهُ» هر کسی که از جهنم فرار بکند، خدا خودش مستقیماً تعلیم او را به عهده میگیرد، یعنی دانشی در سینه این شخص میریزد، معارفی در سینه این شخص میریزد، که این دیگر از طریق درس و حوزه و دانشگاه به دست نمیآید.@و این تعلیم هم تعلیم علم و معارف نیست، این یک بخشی از تعلیم الهی است، بلکه خداوند راهکار سر راه انسان میگذارد، همانطور که روایت هم داریم از گوشه سختیها راه را برایت باز میکند، و راه را به تو نشان میدهد که چگونه تصمیم بگیری و چکار بکنی، ما خیلی وقتها این بنبستها را در زندگیمان داریم.@«ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ» (سوره بقره آیه 2) این کتاب هدایت اهل تقوا را میکند، برای آنها است، هر چند قرآن «هُدىً لِلنَّاسِ» است، ولی واقعاً چه کسانی از ناس بهرهمند نمیشوند؟ آنهایی که از جهنم فرار نمیکنند، از جهنم متنفر نمیشوند.@«وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقينَ» (سوره حاقه آیه 48) این تذکره بودن یعنی تذکر و یادآوری، «هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ» (سوره آل عمران آیه 138) بیان برای مردم هست، برای همه مردم بیان میکند، اما مایه هدایت و موعظه برای اهل تقوا هست.@پیامبران قبلی را نگاه کنید «وَ آتَيْناهُ الْإِنْجيلَ فيهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ» (سوره مائده آیه 46)، «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقينَ» خیلی جالب است خدا میگوید اینها هستند که بصیرت و بینش و نور میگیرند.@«فَجَعَلْناها نَكالاً لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقينَ» (سوره بقره آیه 66) که ما آن کیفر را عبرتی برای حاضران و آیندگان و اندرزی برای پرواپیشهگان، اهل تقوا قرار دادیم، چرا اینطوری است؟ شما یک سرمایه از خدا دارید و آن نفخه الهی است، نور محمد و آل محمد (علیهم السّلام) است.@ کسی که حرمت این فرزندی اهل بیت را نگه دارد یعنی باور میکند که فرزند اهل بیت است یک رابطه حقیقی با خاندان اهل بیت دارد، فرزند حقیقی است، تقوا یعنی اینکه رعایت این فرزند بودن را بکند، فرزند حضرت زهرا وقتی کسی باشد یک چیزهایی را باید رعایت بکند، فرزند امیرالمؤمنین و امام زمان بودن یک چیزهایی را آدم باید رعایت بکند، حرمت را نگه میدارد، یعنی سبک زندگیش یک سبک زندگی فاصلهدار با خاندان خودش و خانواده آسمانی خودش نیست، این خیلی مهم است.@ لذا ایشان میفرماید سرّش آن است که اهل تقوا سرمایه اصیل خود را حفظ میکند، سرمایه اصیل ما چیست؟ همین که فرزند اهل بیت هستیم که آدم باید با آن کیف بکند، لذت ببرد و با آن افتخار بکند، به کتاب خدا ایمان میآورد و دستورات خدا را به کار میگیرد.@ دومین اثر از آثار تقوا برخورداری از معیت خواسته خداست این دیگر خیلی حرف است، یعنی نه تنها هدایت ویژه هست، بلکه خدا با او است، یعنی خدا همراه این آدم است، اگر کسی تقوا پیشه بکند خدا همراه او است.@ما خیلی وقتها این اشتباه برای ما پیش میآید میگوییم ما اگر بخواهیم اینجا قواعد تقوا را رعایت بکنیم تنها میمانیم، مشکلمان حل نمیشود، فلان چیز را از دست میدهیم، ولی قواعدش یک طور دیگری هست، «وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقينَ» بدانید خدا همراه شما است، این معیت، یک معیت ویژه و خاص است، غیر از معیت قیومیه هست که قبلاً درس دادیم که خداوند با همه اشیاء معیت دارد، «إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحيطٌ» خدا محیط بر هر شیء است و با همه چیز معیت قیومیه دارد.@ ولی این معیت، معیت خاص هست، معیت یعنی کمک است، خداوند همراه انسان هست، خیلی وقتها در تعارض منافع بخصوص منافع دنیایی، در بخش احکام مثلاً الان میخواهد خمس بدهد، بعضیها هستند اینقدر بیسلیقه هستند دنبال راه فرار از خمس میگردند چکار کنیم خمس را ندهیم.@بعضیها هم دست بالا میگیرند وقتی میخواهند خمس بدهند، تقوا یعنی همین، یعنی آنجایی که باید خمس بدهی، خمس را بدهی، زمین کشاورزی داری، باغ داری، بوستان داری باید زکات بدهی، طلا داری باید زکاتش پرداخت بشود، با علاقه و با عشق یک کسی میرود این را میپردازد.@ولی وسوسه شیطان این هست که تو اگر الان خمس بدهی، زکات بدهی، لنگ میمانی، مشکلت حل نمیشود، گرفتار میشوی، همینطور یکسره شما را وسوسه میکند، تقوا یعنی همین، در حوزه شریعت هم هست، مثلاً من اگر حجاب را رعایت کنم، خیلیها طردم میکنند، اگر نماز بخونم خیلیها طردم میکنند، تنهایم میگذارند، مسخره میشوم، من اگر روزه بگیرم چنان است، اگر جبهه بروم اینطوری میشود، تقوا یعنی احکام را رعایت بکنی، وقتی رعایتش میکنی خدا با تو است این معیت میآید.@پول نزول الان طرف میخواهد بگیرد، وسوسه است که بروم پول نزول بگیرم یا نه، میگیرد و معیت خدا را از دست میدهد، و خدا به خودش واگذارش میکند، اینجاست که هزار و یک جور گرفتاری برایش پیش میآید، ولی یک موقع هست زیر بار پول حرام نمیرود، حالا ایستاده مقاومت میکند.@یعنی از منافع حرام میگذرد، همین که گذشت، یک شغل حرام به او پیشنهاد دادند، یا صاحبکارش از او یک کار حرام میخواهد، تقوا یعنی اینکه آن کار را انجام ندهی چون در آن حرام و ظلم است، میگوید تو را بیرون میکنم.@الان در این بازار کار که کار نیست، به یک نفر بگویند اخراجت میکنیم، چکار بکنیم، یک کسی از ترس اینکه شغلش را از دست ندهد میافتد به ظلم و حرامخواری، یک کسی نه میایستد میگوید نه من اصلاً این حرام را انجام نمیدهم، او را بیرون میاندازند، این بیرون انداختن خود خدا شخصاً همراه تو است.@در هر مرحلهای، در مرحله احکام، در مرحله حتی آداب، مثلاً الان مادرت مریض است، باید رعایت بکنی، احکام آدابش بیتقوایی میگوید تسبیحات حضرت زهرا را نخوان، اذان و اقامه نگو، واجب هم نیست، اما تقوا میگوید اذان و اقامه بگو، تسبیحاتت را بخوان، تعقیباتت را بخوان، بنشین 50 تا آیهات را بخوان، وقتی رعایتش میکنی، اینجا یک همراهی ویژه خدا را انسان دارد.@در خدمت به پدر و مادر، در سبقت گرفتن در خدمت به همسر، در تحمل سختیهایی که باید انسان نسبت به خانواده تحمل بکند، جوش نزند، نق نزند، غر نزند، بداخلاقی نکند، اعصاب بقیه را خورد نکند، این تقوا میخواهد، و الا داد و فریاد، و قهر و ناز و به هم زدن و فتنهانگیزی کار سختی نیست، راحت است، آدمهایی که جلوی خودشان را نمیتوانند بگیرند راحت هستند همه را له میکنند و میروند.@ولی یک کسی با اینکه میتواند این کار را بکند ولی جلوی خودش را نگه میدارد، یک رفیق خوب، یک دوست خوب، یک دوست قدرتمند مثل خدا پیدا میکند که خدا با او هست، خدا میگوید «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ مَعَ الْمُتَّقينَ» این معیت چه مژدهای است، من با تو هستم.@«إِنَّ اللهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ» (سوره نحل آیه 128)، خدا همراه کسانی است که اهل تقوا هستند، و اهل احسان هستند؛ سومین اثر از آثار تقوا این هست که انسان محبوب خدا میشود، این را خوب توجه کنیم شوخی نیست، خدا نکند انسان گوشش به این کلمات عادت بکند.@یک کسی را هستی مطلق و بینهایت، یک کسی که همه انبیاء ذلیل درگاهش هستند، خوار درگاهش هستند، آن اللهی که هستی بینهایت هست و رب العالمین است، یک جا یک کسی را دوست داشته باشد و انسان بتواند دل خدا را شکار بکند و محبوب خدا و اهل بیت بشود، او را دوست داشته باشند.@این چیزی است که به قول استاد ما به سلطنت اذل و ابد میارزد، انسان دل خدا را به دست بیاورد، دل اهل بیت را به دست بیاورد، سخت هم نیست، یک پدرداری، یک مادرداری خوب، یک همسرداری خوب، یک بچهداری خوب، یک از خودگذشتگی و فداکاری در محیط خانواده، در محیط کار، هر جا که هست گیر نباشی، گیر ندهی، مردم گیر تو نباشند، عبور کنی، بتوانی رد بشوید.@قرآن هم همین را میگوید انسان رد بشود، به اطرافیان و دیگران سخت نگیرد، اگر کاری گیر است، برو انجامش بده، من من نکند، مشکل درست نکند، مشکلساز نباشد، سخت نگیرد، زن بگوید این را چکار کنم، بچه بگوید پدرم را چکار کنم، مادر را چکار کنم، همکارها در محیط کار بگویند این را چکار کنیم، سخت نگیرد سهل بگذرد، روی رأی خودش پافشاری نکند، «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ» او که استبداد رأی دارد هلاک میشود، برای انسان هلاکت میآورد.@وقتی میگذری، از خودت میگذری، پا روی خودت میگذاری، اینجا هست که محبوب خدا میشوی، آنجا که انسان پا روی خودش میگذارد، موسی (علیه السّلام) به خداوند عرض کرد که من رضای تو را میخواهم، موسی چه شکارچی خوبی هم بوده دست روی چه چیزی گذاشته، که من میخواهم تو از من راضی باشی میگوید «رِضَايَ فِي كُرْهِكَ» رضایت من آنجایی هست که نارضایتی تو و کراهت تو است، آنجایی که تو خوشت نمیآید آنجا رضایت من است.@چقدر خوب است حضرت فرمود انسان این غصه را بخورد، این تلخی را بخورد این تلخی شاد است، البته این هم اهل میخواهد، یعنی اینطور نیست یک کسی هوس بکند خدا از او خوشش بیاید، آدمی که دنبال این هست که خدا را راضی بکند، خدا را شکار بکند، دل خدا را جذب بکند، دل خدا را به دست بیاورد این آدم خیلی با شرافتی است، آدم خاصی است که دغدغه حقیقی دارد.@نه اینکه بگوید بله خیلی دوست دارم خدا از من راضی باشد، اینطوری نه، به هر کس بگویی میگوید من دوست دارم خدا از من راضی باشد، مثل شکار یک کسی میگوید من میخواهم بروم دل یک کسی را به دست بیاورم با او ازدواج بکنم.@همین چند وقت پیش یک بنده خدایی آمده بود میگفت یک کسی همسرش فوت کرده بود، میگفت که یکی از آدمهایی که خیلی از او متنفر هستم، آشنای ما هست یک آدم مزخرفی است، این آمده خواستگاری ما، گفت این آدم اینقدر وحشتناک است که نگو، بعد شرائطش گفت خیلی وحشتناک است، من اصلاً به او مشاورهای ندادم، چون معلوم بود باید چه جوابی بدهد، گفت اینقدر هم از او متنفر هستم.@گفت اینقدر از او متنفر هستم که حد ندارم اصلاً جوابش را نمیدهم، تمام شد، چند ماه بعد من این بنده خدا را دیدم گفتم چه خبر؟ گفت با همین بنده خدا ازدواج کردم، گفتم تو که میگفتی هیولا است، گفت ازدواج هم کردم از او متنفر هستم، گفتم چه شد، گفت اینقدر این آمد سماجت کرد، زبان ریخت، گفت بالاخره خر شدم ازدواج کردم.@میخواهم بگویم که قصد دارد این را راضی بکند، یک آدمی که مثلاً طرف از او متنفر است چکار میکند که از او خوشش بیاید و با او ازدواج بکند، حالا یک کسی میخواهد بزند به خدا، بزند به چاک آسمان، غیب، برود خدا شکار بکند.@آیه 31 آل عمران را قدرش را بدانیم، یکی از عاشقانهترین آیات الهی است، «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُوني يُحْبِبْكُمُ اللهُ» میگوید بگو اگر خدا را دوست دارید، این نوع ادبیات برای کسی است که بحث بهشت نیست، بحث ترس از جهنم نیست، بحث محبت است، خدا دارد وسط میآید این کار را میکند.@زمانی هست آدم، آدمهای بزرگی اطرافش هستند، همیشه آن آدمها را بزرگ میبینند، با عظمت میبینند، دوستشان هم دارند به آنها ارادت دارند، اما هیچ وقت فکر نمیکند، مثلاً بتواند یک زمانی با این بزرگ رابطه عاشقانه داشته باشد، رابطه محبتآمیز برقرار بکند.@اصلاً به خودش اجازه نمیدهد، که درباره یک همچین رابطهای فکر بکند، حالا فکر کن آن بزرگ خودش بیاید پا پیش بگذارد، خدا اینجا خودش پا پیش گذاشته، آمده میگوید، یک احتمالی هم وجود دارد، فقط شما عابد من نباشید، بنده من سر جای خودش، میتوانیم رفیق هم باشیم.@خدا یک گزینه سر راه ما در قرآن میگذارد، خودش دارد پیشنهاد عشق میدهد، پیشنهاد روابط عاشقانه میدهد، خیلی فرق میکند، آن هم خدایی که بینیاز مطلق است، بینیاز مطلق میآید طرح دوستی و محبت با بندهاش میریزد، پیشنهاد روابط عاشقانه میدهد، خیلی حرف است، ما قساوت قلب و نفهمی نمیگذارد آیات را بفهمیم.@همین یک آیه «قُلْ» به همه بگو (قل) هم اعلام عمومی است، خصوصی نیست، «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ» میشود، مثل اینکه یک داستانهایی وجود دارد، با این شخص رفیق شد، «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعُوني» بگو دنبال من بیایند، نمیگوید که حالا ما با هم دوست میشویم، میگوید «يُحْبِبْكُمُ اللهُ» خدا شما را دوست دارد، یعنی تو به قصد شکار خدا رفتی، اما آدم به کجا میرسد، خدا شما را دوست دارد، قدر اینها را بدانیم.@حالا ابراز عشقش کجاست؟ همین که عرض کردم سوره توبه آیه 4 و 7 «إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ» خدا کسانی که به عشق او از بقیه چیزها پرهیز میکنند، «قُلِ الله وَ زَرهُم» بگو خدایا بقیه چیزها را ول کن، بگو خدا خیالت نباشد از بقیه، نه از کسی بترس، نه در راه اطاعت خدا بخواهی ملاحظهای بکنی، بگو خدا، اگر گفتی میگوید خدا دوستت دارد.@چهار: عاقبتبخیری، آدمی که به عشق خدا از بقیه چیزها پرهیز میکند، از بدیها پرهیز میکند، از جهنم پرهیز میکند، میگوید «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ» (سوره اعراف آیه 128)، (سوره قصص آیه 83)، «وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى» (سوره طه آیه 132)، «وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقينَ» آخرتی که پیش خدای تو هست عندیت را دارد میآورد این مال اهل تقوا است، کسانی که از بقیه چیزها غیر از خدا ترسیدند.@«ثُمَّ نُنَجِّي الَّذينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيًّا» (سوره مریم آیه 72) اهل تقوا را نجات میدهیم، ستمپیشگان را در جهنم به زانو در میآوریم، اینها را در آن حالت به زانو در آمدن رها میکنیم، «نَذَرُ» خیلی وحشتناک است، یعنی در آن ذلت و خواری آنها را رها میکنیم.@«وَ يُنَجِّي اللهُ الَّذينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (سوره زمر آیه 61)، چکار کرده در قرآن خدا، الان داریم چهارمی را میخوانیم حالا تا بیستم، چقدر آیه اختصاص داده به این خداوند تبارک و تعالی، خداست دارد حرف میزند، کلام الله است.@میگوید ما اهل تقوا را با آن رستگاریشان، با آن کامیابیشان، نجات میدهیم، «لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ» هیچ بدی به اینها نمیرسد، «وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» دیگر هم غصهدار نیستند، یک چیزی خدا روی آن اصرار دارد در قرآن و آن شادی مستمر است، شادی بدون غم است، انسانها در دنیا شادی دارند، اما همانطور که عرض کردیم به قول امیرالمؤمنین هر شادی انسان با انواع و اقسام زجرها و غصهها است.@ازدواج است در آن هزار و یک جور دردسر است، ممکن است فتنه بشود، بلای جان انسان بشود، بچه است که به دنیا میآید، موفقیتهای اقتصادی و پول و ثروت هست، خرید خانه است، مدرک تحصیلی بالاتر میرود، به ریاست و مقام انسان میرسد، تمامش فتنه و عذاب و گرفتاری دارد.@ولی خدا میگوید «وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» دیگر غصه ندارد، تمام شد، اصلاً خود این کلمه را به آن دقت کنید، شادی که غصه همراهش نیست و ابدی است، یعنی شخص تا بینهایت چیزی به اسم غم و اضطراب و ناراحتی را درک نمیکند، بشر بدبخت خودش را با یک تنبلی و بیحوصلگی در جهنم میاندازد، که بیشتر نالههای جهنمیان مال آدمهای تنبل و بیحوصله است.@آدمهای بدی نیستند، فقط به خاطر تنبلی و بیحوصلگی به جهنم آمدند، نه اینکه قبول نداشتند، با خدا لجی هم نداشتند، ولی آدمهای تنبل و بیحوصله بودند، به وظایفشان عمل نکردند، در وظائف شریعتی، اخلاقی و اعتقادی تنبلی کردند.@حالا جلوی پدرت بایست «قُمْ عَنْ مَجْلِسِكَ لِأَبِيكَ وَ مُعَلِّمِكَ وَ لَوْ كُنْتَ أَمِيراً» به احترام معلمت و پدرت بایست، وقتی وارد شد، این تنبل است، یک جایی لم داده، بیادب است، تنبلیهای اینطوری، تنبلی در نماز خواندن، تنبلی در اذان گفتن، تنبلی در اقامه گفتن، تنبلی در تعقیبات نماز، تنبلی در نماز اول وقت، تنبلی در مسجد رفتن، اینها خیلی مهم است.@اگر کسی اول وقت مسجد نمیرود میگوید به یهودی امت من سلام بکنید به اینها سلام نکنید، نه همین جا خودم نمازم را بخوانم، برای چه کاری باید نماز رها بشود، چکار داری که مهمتر از نماز است.@سیدالشهدا کربلا را نگاه کنید چند تا شهید داد که یک نماز اول وقت با جماعت بخواند، امام حسین نمیتوانست برود در چادرها نماز بخواند، خدا هم با او کاری نداشت، نماز خوف است، شرعاً هم اشکال ندارد، که برود در چادر نماز فرادی بخواند، بگوید در چادرها نمازتان را بخوانید.@نه میکشد میآورد وسط جلوی چشمم همه دشمنان نماز اول وقت به جماعت شهید هم میدهد، در این کمبود یار، در این کمبود نفرات نظامی، ما باشیم میگوییم الان چند نفرمان سر نماز بخواهد کشته بشود ما یارانمان را احتیاج داریم، حضرت میگوید خوب است چند نفر سر نماز به شهادت برسند، آنها چطوری فکر میکنند ما چطوری فکر میکنیم.@میدانید چقدر آدم به خاطر تنبلی و هوسبازی روزه نمیگیرند، اعتقاد هم دارند؛ «إِنَّ لِلْمُتَّقينَ لَحُسْنَ مَآبٍ»، «جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ» (سوره ص آیات 49 تا 51) میگوید اینها حسن مآب دارند، سرانجام نیکو دارند، بهشتهایی که درهایشان به رویشان باز میشود و «مُتَّكِئينَ فيها» تکیه میدهد «عَلَى الْأَرائِكِ» و چیزهایی که برایشان مهیا شده تکیه میزنند.@(سوره نبأ آیه 31 به بعد) چه غوغایی است این سوره نبأ، «إِنَّ لِلْمُتَّقينَ مَفازاً، حَدائِقَ وَ أَعْناباً، وَ كَواعِبَ أَتْراباً، وَ كَأْساً دِهاقاً» برای پرهیزکاران چه چیزهایی هست؟ «إِنَّ لِلْمُتَّقينَ مَفازاً» فوز رستگاری متقین.@«حَدائِقَ وَ أَعْناباً» باغهای سرسبز و تاکستانهای انگور، آن انگور ما چه میدانیم چیست، این که در دنیا هست آدم را مست و گیج میکند، که چند نوع انگور، مزه، رنگ، خدا از دل یک خاک برای ما اینها را در آورده، انگور آنجا چیست، فقط به قول شهید دستغیب باید رفت و دید، باغها و تاکستانهای بهشت یعنی چی باید دید، و همسران جوان همسال، تا آخر.@«وَ سيقَ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدينَ» (سوره زمر آیه 73)، سوق دادن یعنی چی؟ این چیز من را سوق داد، یعنی هُل میدهد، وقتی یک چیزی را شما از پشت هُل بدهید سوق میگویند.@یک قیادت داریم از جلو است، یک موقع هست از پشت است، میگویند بفرمایید، دیدید یک جایی شما میخواهید بروید مأمورها میآیند میگویند بفرمایید بروید، اینجا نایستید، بفرمایید بروید، تعبیر را خوب دقت بکنید، این اصلاً چه تناسبی با بهشت دارد.@جهنمیان جهنم نمیروند، باورشان نمیشود، بعد میگویند ما کجا برویم، فرشتهها میآیند آنها را هُل میدهند به جهنم میاندازند، بهشت چرا هُل میدهند؟ بهشت نمیروند، «وَ سيقَ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» آنهایی که اهل تقوا بودند، «إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً» دستهای میآیند اینها را فرشتهها هُل میدهند بفرمایید بروید به بهشت، نمیروند، ایستادند و نمیروند.@کجا میروند؟ یکی از مراجع روایتش را ایشان فرمودند، فرمود من خودم خیلی در نخ این آیه بودم یعنی چی هُل میدهند، میگفت اهل محشر میایستند امام حسین را نگاه میکنند، چشم از امام حسین برنمیدارند، اینقدر محو جمال امام حسین هستند که بهشت یادشان میرود، چشم از امام حسین برنمیدارند، صحرای محشر معطلی است، همه معطل هستند، ملائکة الله میآیند بهشتیان را هُل میدهند میگویند بروید.@من دیشب میخواستم بروم نوهام را ببینم، با چه اصراری که بیا خونه ما، میخواستم بروم ببینمش، مغرب بود میخواستم نماز بخوانم، زنگ زده میگوید بابایی من تا چند بشمارم تو میآیی، یک کسانی در بهشت معطل آدم هستند، اینها به فرشتهها میگویند بروید بگویید بیاید، ما منتظر هستیم، آنها را بیاورید، هُلشان بدهید بیاورید.@آدم در بهشت یک عالم کس و کار دارد، چه صحنهای خدا ایجاد میکند، چه کرامتی، ولی اینها بهشتشان امام حسین است، خوش به حالی کسی که در دنیا بهشتش امام حسین باشد، حالا میگویند این خُل است یعنی چی این بلند میشود با این مریضی میرود راهپیمایی اربعین، این الان برود آنجا کرونا نگیرد، این اصلاً نمیفهمد یعنی چی، این آدمی که دارد برای رفتن پیش امام حسین چرتکه میاندازد.@بعضیها وقتی میخواهی آنها را کربلا ببری ناراحت هستند یعنی ترجیح میدهند پول به آنها بدهی کربلا نرویم بروم بازار یک چیزی بخرم؛ «حَتَّى إِذا جاؤُها» اینها ترانههای اهل ایمان است، یک قاری بنشیند بخواند آدم مست بکند، آدم را شاد میکند.@«حَتَّى إِذا جاؤُها» آنها را هُل میدهند، تا به بهشت میرسند، «وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها» درهای بهشت باز میشود، حضرت فرمود فاصله دو لنگه در به اندازه 40 سال مسیر است، در باز میشود یک چیزی است.@«وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها» صحنه را شما تصور بکنید، انسان وارد بهشت شده، مأموران و نگهبانان بهشت به استقبال میآیند، خود این استقبال چه داستانی است که خدا برایش آورده، یعنی انسان آمده وارد بهشت شده الان ملائکه و نگهبانان آنجا میآیند «سَلامٌ عَلَيْكُمْ» با سلام استقبال میکنند.@«طِبْتُمْ» گوارایتان باشد، نوش جانتان، «فَادْخُلُوها» بیایید داخل، وارد بشوید، اما یک حرفی میزنند ما که طاقت نداریم، آنجا یک چیزی میگویند که از خود بهشت با عظمتتر است، مؤمن آنجایی که از امام حسین دل میکند، به احترام سوق فرشتهها، چشم از امام حسین میگیرد که برود به سمت بهشت یک چیز آن ته دلش دارد راضیش میکند، آن هست که در بهشت امام حسین با ما است، در بهشت هم او را میبینیم، فعلا دم دری بود، خوشحال است از اینکه قرار است همسایه اهل بیت بشود.@حضرت فرمود مؤمن وقتی که از دنیا میرود این را میبرند در باغ اهل بیت، در را رویش باز میکنند، میبیند همه اهل بیت آنجا هستند، اهل بیت میگویند که همین جا بمان، پیش خودمان باش، با هم باشیم، با هم بخوریم، کنار هم باشیم، در باغ ما باش، خیلی حرف است.@(لیلی از مجنون بسی مجنونتر است)، ولی یک چیزی در آن بهشت هست کنار اهل بیت مؤمن هم این را میفهمد، اهل بیت میگویند حالا بیا تو، این حالا بیا تو یعنی چی؟ در اصطلاح ما وقتی به یک کسی میگوییم حالا فعلا بیا پیش ما این یعنی چی؟ یعنی قرار است یک اتفاقی بیفتد حالا فعلا بیا تو، چه اتفاقی میخواهد بیفتد.@حضرت میگوید اهل بیت منتظر امام زمان هستند، که حضرت ظهور بکند، به دوستانشان میگویند بیا داخل، میآید، قرار است بیاید، فعلا پیش ما باش، آنجا هم همه شوق امام زمان را دارند، حضرت میفرماید که ناگهان در بهشت یک دفعه سر و صدا میشود، چه شده، میگویند مژده و بشارت است، مهدی ظهور کرد، حالا چی؟ ائمه میگویند هر کس میخواهد برود، برود، میخواهد پیش مولایش برود، برود، اینجاست که رجعت صورت میگیرد و مؤمنین اینجا برمیگردند.@«فَادْخُلُوها» بروید داخل، یک چیزی میگویند که حضرت فرمود از کل بهشت بالاتر است، «خالِدينَ» بیایید داخل اما جاودانه، یعنی اینجا مهمانی نیامدید، بخواهید یکسال، ده سال، یک میلیون، دو میلیون سال بمانید، دیگر از این بهشت بیرون نمیروید، جاودانه هستید.@این آیات روح انسان را از تنگنظری و محدودیت و منیت و بدبختی نجات میدهد، از حسادت و این همه بدبختیهایی که آدم را دارد خفه میکند نجات میدهد، این مال روحهای بزرگ است، روحهای با گذشت است، روحهای عفوّ است، روحهای غفور است، روحهایی که عبور میکنند، بزرگوار هستند.@(سوره زمر آیه 20 و 73)، (سوره نحل آیه 30 و 31)، (سوره دخان آیه 51) این مال این قسمت بود که خوش عاقبتی اهل تقوا است، برای همین هم میارزد آدم خُلق تقوا را در خودش حاکم بکند و ارزشمند است بتواند خیلی جاها، انسان برسد به این.@و برعکسش برای کسانی که تقوا را رعایت نمیکنند جهنم هست «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً» روزی که پرهیزکاران را به سوی خدا محشور میکنیم، مهمان خدا هستند، اینجا هم سوق است «وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً» ما جهنمیان را در حالی که تشنه هستند هُلشان میدهیم به گرمترین و بدترین و داغترین جایی که تا به حال ندیدند، آنها را به جهنم میبریم، این کاریست که مجرم با خودش میکند.@این چهار اثر من دیدم خیلی زیبا حضرت آیت الله جوادی آوردند، 15 اثر دیگر هم هست که سعی میکنیم تندتند جلسه بعد بخوانیم که ببینیم چقدر این تقوا مبارک است.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@