أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@بحثمان در شرح زیارت جامعه کبیره به این فقره رسید که «مصابیح الدجی». که گفتیم مصابیح جمع مصباح هست مثلاً شما میگویید «إن الحسین مصباح الهدی» حسین چراغ هدایت هست «سفینة النجاة» یعنی چراغهایی که در تاریکیها میدرخشند، چراغهای هدایت ما هستند در تاریکیها.@مسیر الی الله از یک حساسیتی برخوردار هست که طی آن احتیاج به تخصصهای خیلی زیادی دارد. هفت نوع تخصص، تخصص کلی البته نیاز هست برای اینکه یک کسی بتواند مسیر خلقت را طی بکند، هدف خلقت را طی بکند و برسد به آن سعادتی که احتیاج دارد، چه سعادتهای دنیای و چه سعادتهای آخرتی.@این هفت تخصص انحصاراً در اختیار خداوند تبارک و تعالی است و همانطور که قرآن کریم میفرماید خداوند این تخصصها را به اهل بیت (علیهم السّلام) داده.@این تخصصها چه هستند؟ 1 ـ انسان از کجا آمده، در کجا هست، به کجا میرود؛ این سه تا اصلی. اما همین که در کجا هست هم یعنی در دنیا، برای اینکه بتواند نسبتش را با ابدیت برقرار کند و یک نسبت درستی برقرار بکند که بتواند سالم به آنجا وارد بشود این تخصصهای زیادی لازم دارد.@پنج نوع تخصص کلی میخواهد یکی اینکه شناخت جسم انسان، کامل؛ شناخت روح انسان، کامل؛ شناخت رابطه جسم و روح به صورت کامل؛ شناخت عالم دنیا عالم طبیعت؛ و شناخت رابطه جسم و روح با عالم طبیعت.@این پنج نوع تخصص هست که با آن دوتا یعنی انسان از کجا آمده و به کجا میرود که خود آن هزاران نوع اطلاعات و تخصص دیگری میخواهد. به صورت کلی دارم عرض میکنم، میشود هفت دسته اطلاعات تخصصی کلی که این فقط در اختیار خداوند هست هیچ بشری روی زمین وجود ندارد غیر از خداوند و معصومین (علیهم السّلام) که این هفت دسته اطلاعات تخصصی را داشته باشد.@بنابراین کسی که این اطلاعات تخصصی را ندارد نباید داعیه رهبری و هدایت و معلمی و مربیگری انسانها را بکند. فقط اینها هستند که صلاحیت هدایت دارند.@هر کسی که ادعا بکند که میتواند دیگران به سعادت برساند و اطلاعات تخصصی یا علم و دانش تخصصی برای هدایت انسانهای دیگر را دارد دروغ گفته مگر اینکه آن اطلاعات تخصصی که دارد میدهد از خود خدا و اهل بیت گرفته باشد یک چیزی به مردم بدهد و الا خارج از اختیار این چهارده معصوم اصلاً تخصصی وجود ندارد.@لذا وقتی که انسان از معصوم فاصله میگیرد و اطلاعات تخصصی معصوم معنایش چیست؟ معنایش این است که آنچه که دچارش هست تاریکی و جهل است اصلاً خارج از اطلاعات تخصصی جهل است.@مثل یک پزشکی در بیمارستانی که در یک رشتهای تخصص دارد یک پزشکی که در رشته دیگر است نسبت به دانش این کاملاً جاهل هست در ظلمت و تاریکی است. کدام پزشک نور هست برای سایر پزشکها؟ روشنایی هست؟ آن که تخصصش با مشکل آنها تناسب دارد.@مثلاً فرض بفرمایید که پنج پزشک هستند که مشکل قلب دارند آن متخصص قلب دانشش برای اینها نورانیت است. پنج تا پزشک هستند که مشکل مغز و اعصاب دارند آن پزشکی که تخصص مغز و اعصاب را دارد دانشش نسبت به سایر مریضها و پزشکان نور میشود.@ما حرکتمان از دنیاست تا ابدیت، یعنی انسان یک موجود جاودانه است اگر به عظمت هدف خلقت انسان تفکر و فکر در موردش بکند متوجه میشود که چقدر اطلاعات تخصصی لازم است تا یک انسان را با توجه به آن هفت دسته اطلاعات تخصصی کنترل و مدیریت بکنند تا به مقصد برسانند کار سختی است.@لذا این تعبیر خیلی تعبیر بلند و تکاندهندهای هست «و مصابیح الدجی» اینها چراغهای روشناییدهنده در تاریکیها هستند اینها نور میدهند. مصابیح که میگوییم، مصباح چراغ است تعدد را قبول میکند.@اما شما در جای دیگر به اهل بیت میگویید شما نور هستید وقتی خطاب جمعی دارید میگویید «السلام علیکم یا نور الله، کنتم نور واحدة» شما یک نور واحد بودید.@اینها هم نور هستند که حقیقتشان یک چیز هست و هم چراغ هستند؛ چرا چراغ؟ برای اینکه هر کدامشان نورافشانیشان به یک شکل هست در فضای انسانی، اینها همه یک مدل نورافشانی نکردند.@امیرالمؤمنین در زمان خودش (این را خوب دقت کنید که این بخش کثرت و وحدت درست بشود) امیرالمؤمنین با اینکه نور هست اما این نور الهی که در وجود امیرالمؤمنین هست «الله نور السموات و الأرض» این نور خدا که در وجود امیرالمؤمنین هست یعنی در چراغ امیرالمؤمنین هست، امیرالمؤمنین مصباح هست.@این مصباح در زمان خودش با آن موضعگیریهایی که کرده نورافشانی کرده؛ امام چراغ امام حسن با آنکه همان نور واحد هست یک سیاست دیگری دارد یک روشهای اجرایی دیگری دارد.@چراغ امام حسین یک نورانیت دیگری دارد یک نقش دیگری دارد، چراغ امام سجاد و امام باقر و امام صادق اینها چراغهای مختلف هستند این چراغها تعدد دارد در حالی که یک نور واحد هست در یک شخصیت در زمانهای مختلف نقشهای مختلف را دارد برای ما بازی میکند در حالی که یک نور هست.@شما یک نور را به شیشههای رنگی بتابانید با دهها رنگ، یک نور سفید واحد را، از هر شیشهای که رد میشود رنگ همان را دارد رنگ آن شیشه را دارد.@پس این را دقت کنید نگوییم که چرا اینجا جمع بستند در حالی که ائمه نور واحد هستند، بله نور واحد هستند ولی در ظرف زمانها دیگر تعبیر چراغ میآورد، این خیلی دقیق و ریاضی هست که دقت کنید منافاتی ندارد که اینها نور واحد باشند اما در زمانهای مختلف نقشهای مختلف را بازی کنند.@اگر جای امام حسن و امام حسین را عوض میکردیم حضرت سیدالشهدا صلح میکرد، امام حسن چکار میکرد؟ جنگ میکردند، جای اینها را با امام سجاد عوض میکردیم امام سجاد جنگ یا صلح میکرد امام حسین آن نقش تربیتی را در قالب عرفان و دعا داشت، اینها هیچ فرقی ندارند یعنی یک نفر هستند.@تعبیر زیبایی که امام ما دارند فرمودند انسان 250 ساله، یک انسانی هست که انگار عمرش 250 سال بوده در زمانهای مختلف هر برههای یک نقشی را بازی کرده در واقع یک شخصیت هست از امیرالمؤمنین تا امام زمان (علیه السّلام)، از رسول الله تا امام زمان (علیه السّلام)، که یک شخصیت هست که نقشهای مختلف را بازی میکند.@برای همین فرمود: «کلنا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)» همه ما محمد هستیم «أولنا محمد اوسطنا محمد آخرنا محمد» اول و وسط و آخر ما یک نفر هست. پس یک شخصیت چون شخصیت واحد معصوم است تصمیمهایش درست است، همه چیز آنطوری که باید باشد هست. پس این تفاوت چراغ و نور را عزیزان دقت بکنند.@نکته بعدی که در مورد چراغ هست همانطور که عرض کردم توجه داشته باشیم ما بدون چراغ در تاریکی هستیم.@هر کس از معصوم فاصله بگیرد در هر سبک زندگی، اقتصاد، سیاست، مدیریت، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم، هنر، خانواده، تربیت فرزند، هر چیزی از شئونات انسان وقتی که شما با آموزههای معصومین فاصله بگیرید دچار تاریکی و ظلمت میشوید انسان اشتباه زیاد برداشت میکند علوم اشتباهی زیاد تولید میکنید.@شما در این علوم انسانی بروید ببینید چقدر علوم اشتباهی تولید شده و جالب است چون عادت کردند به این آشغالخوریها و تاریکخوریها در علوم انسانی، آمدند به آن چه دادند؟ آمدند به این صبغه علمی دادند.@گفتند شما یک مقطع لیسانس و کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا بخوانید، خب محصول چه در میآید؟ دکترا میگیریم، میگویند دکتر روانشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد، اینها به درد میخورد؟ اینها کار هم میکند؟@حالا شما ببینید آن کشوری که بیشترین مردم جهان میروند آنجا فارغالتحصیل میشوند در آمریکا و اروپا و کیفشان این هست که مدرک تحصیلی از آنجا میگیرند به آنها میگویند بیایید این هم دکترای شما با یک دورهای که از اینها پولهای کلان میگیرند و یا استثمارهای علمی میکنند و بعد حالا میگویند حالا شد.@خب اگر واقعاً این علوم به درد میخورد چرا الان اروپا و آمریکا به هم ریخته؟ چرا 99% فقیر هستند یک درصد ثروتمند شدند؟ چرا جهان اینقدر پرفساد است؟ هیچ جای کره زمین شما دارید به اندازه الان ظلم و نژادپرستی و حقخوری و قتل و تجاوز و طلاق و سقط جنین و مصرف مواد مخدر و زندان و جنگ سراغ دارید بیشتر از این زمان؟@وضعیت دانش ما را به اینجا رسانده، چرا؟ چون دانشهای ما در حد بسیار بالایی آمیخته با تاریکی و ظلمت است. علم نورانی و محض، معرفت نورانی و محض نیست.@لذا وقتی که چراغ میگوید شما هر مقداری که از چراغ فاصله بگیرید به چه نزدیک میشوید؟ به تاریکی نزدیک میشوید. وقتی کنار چراغ هستی نور همیشه برایت فراهم هست از نور که فاصله بگیری در تاریکی میروید. این یادمان نرود این خیلی مهم است.@دنیا به این روز افتاده برای اینکه معصوم بالای سرش نیست. اگر متخصص معصوم بالای سر انسانها باشد مردم همه چیز برایشان روشن است در روشنایی.@الان من و شما هیچ وقت اینجا اختلاف نمیکنیم این میز و لیوان و دوربین و کتابخانه است اگر تاریک محض بشود اختلاف چیه؟ یک جای تاریک تاریک بود ما اشیاء را نمیتوانیم ببینیم که با هم صحبت بکنیم اگر تاریکی محض شد؛ این یک نکته.@نکته دیگری که در مورد چراغ وجود دارد این هست که ما چراغ را میگیریم تا کجا را ببینیم؟ جلویمان را ببینیم، میخواهیم مسیری را طی کنیم میخواهیم جلویمان را ببینیم. بنابراین وقتی که شما چراغ را پشت سرتان بگیرید بخواهید راه بروید چه اتفاقی میافتد؟ باز هم تاریک است.@پس نباید «المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق» وقتی از معصوم جلو میافتی باز هم کور هستی افراط نباید بکنیم معصوم میگوید شما باید بچهداریایت اینطوری باشد، حقوق پدر و مادر و فرزند و عروس و داماد این است، مهریهتان باید متعادل باشد، کم باشد.@شما وقتی در مهریه زیادهروی میکنید این شرائطی که الان در ازدواج به وجود آمده که افراد اینقدر ازدواج را سخت میگیرند خب باعث میشود که ما الان رشد جمعیت کشور ما به صفر رسیده و فاجعه دارد در کشور ما اتفاق میافتد و این همه طلاق دارد اتفاق میافتد، این برای چیست؟ برای این هست که ما خودمان داریم در سبک زندگیمان اجتهاد میکنیم.@میگوییم معصوم گفته مهریه این است، میگوید ما رسممان چیز دیگر است؛ میگوییم در ازدواج سختگیری نکنید این ازدواجها آسان باشد، میبینید که ازدواجها الان سخت است.@وقتی یک جوانی به سمت ازدواج میرود میبیند که ای وای الان خواستگاری رفتن یک داستان دارد، بلهبرون و شیرینی خوردنش یک داستان دارد یک جوانی که الان بنده خدا جیبش خالی است دانشجو و سرباز است و گرفتاریهای دیگر دارد، اصلاً نمیتواند بعد عقد و عروسیهای آنچنان کمرشکن.@دیگر الان داستان دارد یک کسی میخواهد فقط برای یک عکس گرفتن این همه مصیبت درست میکنند که یک روز باید عروس را بیاورید از 4 صبح در تاریکی که این باید 5 ساعت زیر گریم آرایشگاه باشد.@خب حالا آماده شد چکار کنید؟ آتلیه بروید، خب حالا آتلیه برویم اینقدر تومان پول مصرف کنیم که اینها چهارتا عکس از همدیگر بگیرند اگر نگیرند که اصلاً عقدشان نامشروع است اصلاً انگار که اینها به هم نامحرم هستند.@اینها آتلیه نرفتند و عکس نگرفتند اصلاً انگار این ازدواج رسمی نیست، چقدر بد! بعد چی؟ حالا اینها همه را به هم میزنند یک روز هم دوباره باید آتلیه بروند برای خود عروسی، چون دیگر خیلی وقت نیست اینها عکس بگیرند یک روز جدا برای عکس گرفتن عروس بیچاره را باید شکنجه کنند از 4 صبح تا 12 ظهر برود که این عروس بالأخره در بیاید چقدر این هزینهاش هست چقدر این و آن هزینه.@جوانها میترسند ازدواج کنند این هزینهها، بعد عروسی و داستانهای دیگر، جهیزیه یک داستان دارد. یک عالم رسمهای غلط ما در این زندگی آوردیم گذاشتیم چون از معصوم جلو افتادیم. این فشارها دارد میآید؛ آخ آخ من الان 4 ـ 5 تا دختر دارم.@ در مشاوره داشتم میگفت 6 تا دختر دارم دختر کوچک من وقت ازدواجش هست من هنوز دختر اولی را نتوانستم جهیزیهاش را تهیه کنم، اصلاً چه کسی گفته پدر دختر باید جهیزیه تهیه کند؟ این از کجا آمده که باید جهیزیه تهیه کند؟ گناه کرده دختردار شده؟!@جهیزیه یک امر مشارکتی و نسبی است یک حداقلی هست که افراد داشته باشند سر خانه و زندگیشان بروند و بعداً خدا به آنها وسعت میدهد.@چه کسی گفته که اگر کسی دختر داشت باید مثلاً جهیزیه بدهد آن هم با این داستانهایی که الان هست با این سختگیریهایی که الان وجود دارد اینها همه حرفهای شرکآمیز و معصیت است غلو و زیادهروی در مهریه معصیت و گناه است و قطعا ًمعصیت است و خدا طبق قانونش به حضرت میگوید مهریه زیاد کینه میآورد این اتفاق میافتد آن تلخی زندگی را با خودش میآورد، نمیشود نیاورد.@یا مثلاً جهیزیه را چه کسی گفته جهیزیه باید دختر بدهد؟ این بنده خدا دخترانش را معطل گذاشته 6 تا دختر را که به انواع و اقسام گرفتاریها و مشکلات روحی و روانی و همه جور آلوده شدند که حالا چی؟ چون من ندارم جهیزیه بدهم پس دخترانم ازدواج نکنند و این ظلم است آن خانواده پسری هم که توقع دارند آن هم ظلم است، مهریه زیادی که پسر و خانواده پسر را میترساند آن هم ظلم است.@وقتی ما از معصوم فاصله میگیریم میافتیم در رسم و رسومهای مسخرهای که جز اینکه سلامت روحی و روانی و معنوی و حتی جسمی افراد را به خطر میاندازد هیچ خاصیتی این رسم و رسوم ندارد.@از معصومین جلو نیافتیم. ببینیم معصومین چطوری زندگی میکردند و چطوری رفتار میکردند ما همانطوری رفتار کنیم، این خیلی خیلی مهم است و به آن توجه کنیم حالا این یک فقره از مصائب هست که من گفتم، و الا ما در خیلی جاها آنقدر از این آداب و رسومهای اشتباه و تاریکی و ظلمانی داریم که حد ندارد و اینها کار را سخت میکند، رسمهای الکی، هر قومی هم برای خودش دهها نوع رسم درست کرده اینها همه در مقابل خدا و دین خداست.@بله بعضی از آداب و رسوم هستند که در اقوام و کشورها وجود دارد که به دین کمککننده است دین را تقویت میکند خدا هم دوستش دارد. مثلاً نوروز، نوروز یک امر الهی نیست اینطور نیست که در شریعت وضع شده باشد اما یک رسم و رسوم خیلی خوبی هست هم نظافت و طهارت و پاکی دارد هم صلهارحام دارد یک تنوعی وجود دارد البته اگر آلوده به گناهش نکنیم، این خیلی مهم است.@پس وقتی تعبیر چراغ را میآوریم دقت کنیم که چراغ را پشت سرمان نگیریم «نبذ کتاب الله وراءهم» کتاب خدا را پشت سرمان نگذاریم که به ما چه ربطی دارد، کتاب خدا فقط برای این است که برایش قاب بگیریم، بغلش کنیم، آن را ببوسیم و از زیرش رد بشویم و برای عزا و عروسی از آن استفاده کنیم.@کتاب خدا قانون خلقت و کتاب هدایت انسان هست «هدی للناس» مردم اگر به این کتاب عمل کنند زندگیشان شاد میشود.@آن سه اصلی که در اسلام وجود دارد شادی و آرامش و عشق و محبت است زیر سایه آموزههای قرآن به دست میآید اگر ما آموزههای قرآن را حذف کنیم دیگر شما جایی سراغ دارید این آموزهها و تعالیم قرآن را حذف کرده باشند و شما بگویید اینجا تضمینی شادی و آرامش و محبت وجود دارد ماندگار و وسیع و همهگیر و فراگیر؟ نه.@وقتی شما به خدا پشت میکنید و معصوم را پشت سرتان میاندازید رهبر را پشت سرتان میاندازید مثل اینکه جایی پزشکان را پشت سرشان بیاندازند و بگویند ما خودمان بد هستیم عمل کنیم در عمل جراحی به پزشکان بگویند شما عقب بیایید و یک عده که تخصص ندارند بگویند ما خودمان عمل را به عهده میگیریم، چه اتفاقی میافتد؟@وقتی پزشک و متخصص را کنار زدی برایتان تاریکی میآورد چه کسی میتواند از پس این عمل بر بیاید جز یک پزشک که منور به نور طب هست. پس این هم دقت کنید که خیلی مهم است.@روایت داریم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حدیث بسیار زیبا و طولانی هست که فرمودند یک قسمتش «فلا تسبقوهم فتهلکوا» سبقت نگیرید از امامانتان، از اهل بیت سبقت نگیرید که هلاک میشوید، عقب نمانید.@چون اگر عقب بمانید دیگر نور رفته و شما در تاریکی ماندید، سبقت هم نگیرید باز هم تاریکی است. همراه «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» با آنهایی که صدق دارند همه چیزشان صدق است و دروغ و کلک و تاریکی و اشتباه و خطا هیچی در زندگیشان نیست به آنها بچسبید و با آنها باشید «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» صادقین چه کسانی هستند؟ فرمودند صادقین ما اهل بیت هستیم که همه چیزشان عین صدق و حقیقت و متن حقیقت است، کلام و سکوت و عمل و اخلاق و عقائد آنها عین صدق است عین متن واقعیت است، صدق میشود.@صادق یعنی کسی که شخصیتش با حقیقت پیوند خورده شخصیت کاذب ندارد شخصیت دروغین ندارد، اینطور نیست که یک جا خیلی مهربان و خوش اخلاق است ولی در باطن وحشی و حسود است و هزار جور توطئه میچیند تا آدمها را خراب و ضایع کند این یک وحشی به تمام معناست حالا جالب است این صدق ندارد این صادق نیست. صدق یعنی آدمها شبیه حرفهایشان باشند این خیلی مهم است.@یکی از این اساتید میگفت که یک خانمی رفته بود منزل یکی از همسایههایشان که مریض بود او هم مسیحی بود بعد برای عیادت رفت به او سر بزند به او گفت میخواهی من قرآن بخوانم و به نور قرآن استشفا بکنیم و برایت خوب است؟@او گفت قبل از اینکه قرآن بخوانی من الان بسیار ضعیف شدم و خیلی تشنهام است، گفت خب باشد من الان میروم برایت آب میآورم، رفت آب آورد و از این پذیرائی کرد و به این رسید و یکذره این سرحال آمد.@بعد گفت یک خواسته دیگر هم دارم، گفت چیه؟ گفت من هیچی گیرم نیامده مدتها بخورم، غذا و خوراکی ندارم، آن خانم مسلمان رفت یک مقدار غذا و میوههای خوب آورد به ایشان داد و ایشان خوردند و خیلی سرحال شدند، گفت حالا برایت قرآن بخوانم؟ گفت نه دیگر، من قرآن را در تو دیدم، تو خودت قرآن هستی دیگر چه را میخواهی برای من بخوانی، قرآن شما یعنی همین که شما انجام دادی، این خیلی مهم است.@صدق یعنی اینکه تو شخصیتت با حقایق عالم تطبیق داشته باشد این صدق است «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» با صادقین باشی. معصومین شبیهترین انسانها به چه هستند؟ به حق هستند.@«علی مع الحق و الحق مع علی» اینقدر معیت دارد این روایت را عزیزان شیعه و عزیزان اهل سنت همه نقل کردند که علی با حق است و حق هم با علی است «علی میزان الأعمال» علی میزان اعمال است یعنی متن صدق است. پس از چراغها جلو نیافتیم، عقب نمانیم باز به تاریکی میخوریم.@حالا باز یک روایت دیگر بخوانم از وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند که «مَن أحَبَّ أن يَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ ويَستَمسِكَ بِالعُروَةِ الوُثقى ويَعتَصِمَ بِحَبلِ اللّه ِ المَتينِ فَليُوالِ عَلِيًّا بَعدي ، وَليُعادِ عَدُوَّهُ ، وَليَأتَمَّ بِالأَئِمَّةِ الهُداةِ مِن وُلدِهِ».@هر کس که دوست دارد اجباری نیست کار خدا اجبار به مردم نیست دین اجباری نیست معصومین هم خودشان را به کسی تحمیل نمیکنند برای همین هم امام زمان 1180 سال الان غیبتش طول کشید چون خیال تحمیل خودش به کسی را ندارد میگوید هر وقت شما به این نتیجه رسیدید که من به درد شما میخورم و فقط من نجاتتان میدهم سراغم بیایید زمینه را فراهم کنید من میآیم دیگر فرمایش امام هست.@تا جامعه نرسد به اینکه (بیهمگان به سر شود بی او به سر نمیشود) تا جامعه جهانی به این نرسد که صاحب و امام و منجی میخواهد این مصائب همینطوری در دنیا ادامه دارد هیچ کس به هیچ کس.@ظلم و تاریکیها و مصائب ادامه دارد تا اینکه جامعه جهانی برسد به اینجایی که یک متخصص بیاوریم ما را درست بکند آن متخصص معصومی که خدا معرفی کرده 1180 سال زنده نگهاش داشته تا ما به این شعور و آگاهی برسیم که امام لازم داریم، اکتفا نکنیم به کسانی که نمیتوانند، آنها را کنار بگذاریم آن کسی که میتواند کار را اداره کند سراغ او برویم و او را بیاوریم.@این «مَن أحَبَّ» خیلی حرف در آن هست، هر کس دوست دارد هر کس میخواهد «أن يَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ» سوار سفینه و کشتی نجات بشود «مَن أحَبَّ أن يَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ» اگر دوست دارد سوار کشتی نجات بشود، میخواهد نجات پیدا کند.@نمیخواهد جهنمی و بدبخت و تاریک و مصیبت زده بشود، چکار کند؟ «و يَستَمسِكَ بِالعُروَةِ الوُثقى» به آن ریسمان و عالی محکم الهی چنگ بزند که دیگر ریسمان دستش باشد که گم نشود همه جا دستش باشد پرت نشود، چکار کند؟@«ويَستَمسِكَ بِالعُروَةِ الوُثقى ويَعتَصِمَ بِحَبلِ اللّه ِ المَتينِ» به آن دستگیره «بِالعُروَةِ الوُثقى» یعنی دستگیره محکم «بِحَبلِ اللّه ِ المَتينِ» یعنی آن ریسمان محکم الهی چنگ بزند این دوتا دستش باشد هم دستگیره محکم و هم ریسمان، اگر کسی میخواهد به این چنگ بزند و این را داشته باشد «فَليُوالِ عَلِيًّا بَعدي» باید دوتا کار بکند.@این را خوب دقت کنید معنی استفاده از نورانیت و چراغ اینطوری است زمانی چراغ برای شما خاصیت دارد که این چراغ را روشن بکنید یعنی داشته باشید و فاصله خودتان را هم با آن حفظ کنید و استفاده درست از چراغ یعنی این.@میفرماید یکی اینکه باید ولایت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را داشته باشد علی را دوست داشته باشد که بعد از من هست «وَليُعادِ عَدُوَّهُ» دشمن دشمنش باشد.@خیلیها هستند میگویند ما امیرالمؤمنین را دوست داریم خیلی مخلصیم و چاکریم و خیلی دوستش داریم و جانمان فدای امیرالمؤمنین، بعد با دشمنش هم ساخت و پاخت میکنند، فرهنگ دشمنش را در همه جا میپذیرند.@ادعای عشق امیرالمؤمنین را دارند ولی میبینید که در لباس پوشیدن و کار اقتصادی و خرید و فروش و ازدواج و قواعد ازدواج و جشنها و مدیریت و سیاست و حکومت و هنرشان میبینید که هیچ شباهتی، همه را دارند از دشمنان اهل بیت میگیرند.@آنها را الگو دارند قرار میدهند فرمولها و دستورات و روشها را دارند از آنها میگیرند پیرو دشمنان اهل بیت هستند و از آنطرف هم میگویند ما محب چه کسی هستیم؟ امیرالمؤمنین هستیم، این خیلی بد است.@اگر لنگه دشمنی نباشد دوستی سکه یک طرفه میشود، شما یک سکه را بدارید که یک طرفش صاف است و یک طرفش نقش است، بروید بدهید به کسی ببینید کسی به شما چیزی میدهد؟ نه، سکه باید دو رو باشد دوتا رو داشته باشد.@این محبت بدون دشمنی طاغوتها به درد نمیخورد «لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» توحید کنارش اجتناب دارد حالا «و أعلام التقی» رسیدیم آنجا توضیح بیشتری میدهیم فقره بعدی هست توحید کنارش اجتناب از دشمنان خدا و فرهنگ دشمنان خدا و امامان باطلی که امامان جور هستند امامان و ائمه کفر هستند واجب است.@شما نمیتوانید دائم ادعای محبت بکنی اما همه سبک زندگیات الگوگیری که این برند و آن برند را میخواهم و شبیه فلانی باشم الگوهایتان کسان دیگر باشند این جور در نمیآید، این باز بین شما چه میاندازد؟ فاصله میاندازد.@فاصله شما با چراغ تنظیم نمیشود فاصله ما با چراغ به گونهای تنظیم میشود که شما هم توحید را داشته باشید عشق به خدا و هم از خدا کنار نروید فاصله نگیرید.@وقتی سبک زندگی دیگران را دوست داری و دلت جای دیگر است جانت پیوند خورده با فرهنگ دیگر، این فاصله میاندازد بین ما و چراغ. این یک شرط است که حالا مفصل در مورد در اعلام التقی و بحثهای دیگر انشاءالله صحبت خواهیم کرد در قسمتهایی ک جلوتر میرویم پس این خیلی مهم است.@باید «فَليُوالِ عَلِيًّا بَعدي ، وَليُعادِ عَدُوَّهُ» دشمن علی را دشمن داشته باشید، دشمن علی یعنی چه کسی؟ یعنی کسی که نمیخواهد انسان از هدایتهای تخصصی الهی بهرهمند بشود، دشمن علی یعنی دشمن انسانیت، یعنی دشمن همه خوبیها و زیباییها و بهشتها و هدایتها، یعنی دشمن خدا.@از اینها فاصله بگیرید اینها دشمن انسانیت هستند کسی که دشمن علی شد یعنی نمیخواهد انسانها هدایت بشوند، نمیخواهد این باشد نورانیت و روشنایی بدهد از روشنایی بیزار است، نانش را در کجا دنبال میکند؟ در تاریکیها و غفلتهای مردم از نور و هدایت، آنجاست که سر مردم را کلاه میگذارند در ازدواج و پوشش و اقتصادشان، مردم میروند سراغ چیزهایی که دائم تاریک و ظلمانی است.@پس این یادمان نرود ما باید به اندازهای که عشق داریم در دلمان هم نفرت وجود داشته باشد اگر کسی دائم عشق و محبت و سبز و آبی باشیم باشد، این دینش به درد نمیخورد چون شما دشمن دارید شما شیطان دارید کفار دارید منافقین و مشرکین دارید و طاغوتها هستند که 1180 سال جلوی ظهور امام زمان را گرفتند.@طاغوتها هستند که معصومین را به شهادت رساندند، طاغوتها هستند که میلیاردها انسان را از رهبری معصوم محروم کردند؛ چطور میشود انسان با فرهنگ اینها کنار بیاید یا فرهنگ اینها را دوست داشته باشد و بخواهد به شکل آنها در بیاید.@یک جا دیگر دوباره حضرت همین جمله را فرمودند ولی اینطوری فرمودند در روایت دیگر «فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَ ذُرِّيَّتَهُ اَلطَّاهِرِينَ، أَئِمَّةَ اَلْهُدَى وَ مَصَابِيحَ اَلدُّجَى مِنْ بَعْدِهِ».@میفرماید که اگر کسی دوست دارد که سوار سفینه و کشتی نجات بشود و آن به دستگیرههای محکم الهی عروه الوثقی و ریسمان محکم الهی حبل الله المتین چنگ بزند دوست داشته باشد ولایت علی بن ابی طالب را بگیرد داشته باشد و ذریه طاهرین او را (قید میزند) کدام خاندانش را؟ خاندان معصوم علی بن ابی طالب را آن ذریه پاک را ولایت آنها را بپذیرد که امامان هدایت و چراغان روشنایی هستند بعد از علی. این هم یک راهنمایی دیگر در این داستان.@فکر میکنم برای امشب کفایت کند انشاءالله بقیه بحث بماند و فقره بعدی ما که فقره طولانی هم داریم چون بحث بسیار تخصصی است آن را دیگر کسی غیبت نداشته باشد همه تعقیب کنند که «و أعلام التقی» آن که فوقالعاده زیبا و تخصصی هست که انشاءالله از جلسه آینده اگر رسیدیم در خدمتتان هستیم.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@