جلسه 113 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
113
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
4
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 113 - شرح زیارت جامعه کبیره

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@بحثمان در شرح جامعه کبیره به این فقره رسید که آن روز در جلسه گذشته «أئمة الهدی» را خواندیم و امروز فقره جدیدی را می‌خوانیم «و مصابیح الدجی».@بارها این نکته را عرض کردیم که ما چون از نور اهل بیت آفریده شدیم هر چقدر سطح شناختمان نسبت به خاندان خودمان و خانواده خودمان بیشتر بشود برای حرکتهای زندگی قوی‌تر و سریع‌تر و موفق‌تر خواهیم بود.@ بزرگترین مشکل انسان این هست که خودش را نشناسد. کسی که جنس خودش را حقیقت خودش را و اصل و نسب خودش را نمی‌شناسد با قیمتی پایین‌تر از جنس و حقیقت و اصل و نسب زندگی می‌کند. یعنی در حالتی که عالی‌ترین لیاقتها را دارد با قیمت پستی دست به انتخاب و ارتباط و چینشهای فکری و رفتار می‌زند.@ اگر انسان باور کرد که از اهل بیت آفریده شده و حقیقت او حقیقت اهل بیت هست وقتی شما دارید جامعه کبیره می‌خوانید دارید با خودتان آشنا می‌شوید و اصل و نسب و ریشه خودتان، این باعث می‌شود که انسان در افکار و انتخابها و ارتباطات و چینشهای فکری و دلدادگی‌ها و چینش آرزوها و مهندسی معشوقها موفق عمل کند.@اما اگر کسی خودش را باور نکرد قلبش که از اهل بیت هست و آفریده شده به عنوان یک خانم یا آقا حالا خانم دکتر یا آقا دکتر، خانم مهندس یا آقا مهندس، استاندار، فرماندار، ریئس جمهور، فلان سردار نظامی، با اینطور شئوناتی که مربوط به دنیاست و جنبه حیوانی است تصمیم می‌گیرد.@ انتخابها و ارتباطات زندگی‌اش براساس بخشهای حیوانی او یا نهایتاً بخشهای علمی او انجام می‌شود و این باعث می‌شود که انسان در همه انتخابها و ارتباطات و رفتارها شکست بخورد و موفقیتهایش هم به ضررش تمام بشود؛ این را خیلی دقت کنید دفعه چندم هست که من دارم این را توضیح می‌دهم.@ انسان در مسائل جمادی یا اقتصادی، گیاهی، حیوانی و علمی اگر توجه به اصل و نسب و ریشه خودش و حقیقت خودش نداشته باشد شکستهایش تلخ و شکننده است پیروزی‌هایش بدتر هست پیروزی‌هایش بیشتر اذیتش می‌کند در هر دو صورت انسان بازنده «خسر الدنیا و الآخرة».@وقتی قرار شد تو اصلاً بر مدار شخصیت خودت زندگی نکنی قیمت خودت را نداشته باشی با قیمت خودت و حقیقت خودت زندگی نکنی هر چه موفق‌تر از خود اصلی‌ات دورتر می‌شوی. و چون فاصله‌ات از خود اصلی‌ات بیشتر می‌شود معضلات و مشکلات و گرفتاریها بیشتر می‌شود.@اینکه الان بالای 90% خودکشی‌های ما در طبقات تحصیل کرده است خیلی‌ها دوست دارند جای اینها باشند و می‌گویند ای کاش ما مثل اینها لیسانس و ارشد داشتیم و دکتر و مهندس بودیم.@در حالی که ما بزرگترین و بیشترین مشکلاتمان در این دو طایفه است کسانی که تحصیلات بالاتری دارند و کسانی که از رفاه و آسایش و ثروت بیشتری برخوردار هستند همه دوست دارند جای اینها باشند ولی اینها در عذاب هستند، چرا؟ چون بدون توجه به حقیقت خودشان و شخصیت خودشان رشد کردند.@رشدهای این چهار بخش بدون رشد بخش انسانی فقط تعادل انسان را در دنیا به هم می‌زند هم در صراط آخرت به هم می‌زند هم در اینجا به هم می‌زند.@انسانی که بدون توجه به رشد انسانی چهار رشد دیگر را پیگیری بکند که دائم خودش را رشد بدهد این در واقع مثل یک کسی هست که دارد روی بندی حرکت می‌کند در فضا و ارتفاع بزرگی و یک طرف وزنش زیادتر می‌شود و حالا تلاش می‌کند نگه دارد و آخر هم سقوط می‌کند.@همان دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و سردار و مجتهد و هنرمند و کارخانه‌دار و ثروتمند بودن تعادل انسان را به هم می‌زند.@بنابراین خوب توجه کنیم که ما فقره‌هایی را که داریم می‌شناسیم در مورد اهل بیت، بدانیم که ما داریم با حقیقت و خاندان و ریشه‌های خودمان آشنا می‌شویم که بتوانیم در سایه این شناخت تصمیم‌های زندگی و سبک زندگی‌‌مان را به گونه‌ای طراحی کنیم که هم سعادت و سلامت دنیا را داشته باشیم و هم سعادت و سلامت آخرت را.@این تعبیری که هست فوق‌العاده تعبیر بلندی هست نسبت به اهل بیت که حقیقت ما هستند «و مصابیح الدجی». «و مصابیح الدجی» مصابیح جمع مصباح هست مصباح همه شما می‌دانید یعنی چراغ و دجی هم جمع دجی است به معنای لغوی‌اش یعنی گستردگی و فراخی، اما معنای مصطلحی که در دعا هم ما داریم استفاده می‌شود به معنای تاریخی مطلق، اوج تاریخی از آن تعبیر می‌کنند.@ لیلٌ داج، داج یعنی یک شب تاریک. در دعاهایمان داریم. «و مصابیح الدجی» یعنی اهل بیت چراغ تاریکی‌ها هستند در تاریکی‌هایی که می‌آید سر راه انسان قرار می‌گیرد اهل بیت این چراغ هستند.@مصابیح که شما از کلمه‌ای که از آن در زندگی‌تان خیلی استفاده می‌کند از این واژه کلمه صبح است. صبح را چطوری استفاده می‌کنید؟ می‌گویید صبح شده؟ یا صبح در مقابل چیست؟ شب می‌گوییم یعنی تاریک بوده تمام شده، تاریکی شب که تمام شد نور که زد می‌گویند الان چه شده؟ الان صبح است یعنی روشنایی، انکشاف.@و در لغت وقتی که روشنایی و انکشاف چه مادی باشد چه معنوی باز همان صبح را به کار می‌برند. یعنی هم روشنایی‌های مادی و هم روشنایی‌های معنوی. در تاریکی هم همینطور است یعنی هم تاریکی‌های مادی و هم تاریکی‌های معنوی.@یعنی آنها چه در مسائل ظاهری روشنایی و چراغ هستند و هم در مسائل باطنی و روحی و معنوی که این را حالا من باید برای شما توضیح بدهم. در حقیقت اینکه اینها چراغ هستند که روشنایی می‌دهند نور اصلی برای کیست؟ برای خداوند تبارک و تعالی است.@«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» یعنی چه خدا نور آسمان و زمین است؟ این را باید دقت کنید. نور را معنا کنیم این را دیگر در اردوی اسماء الله شاید تعداد زیادی از جلساتمان را در اردوی مشهد به این اختصاص دادیم اردوی سوم بحثی ساختار و ماهیت و انواع نور و تقسیمات نور، آنجا مفصل گفتیم.@در نسیم حیات 3 آنها که می‌خواهند این واژه کلیدی را کار بکنند و بتوانند با آن اسم، اسم نور الله ارتباط برقرار کنند و قدرت بگیرند باید با این اسم فوق‌العاده اسم قدرتی و اسم بسیار مهمی هست که فقط باید مهارتهای استفاده از اسم را یاد بگیرید.@وقتی (یا نور) می‌گویید، چه را می‌خواهید جذب کنید. اشتباه نکنیم که یا نور مثلاً می‌خواهیم مهتابی خانه‌مان بیشتر بشود یا لوستر بخواهیم یا نور بگوییم، پول ندارم بروم لوستر بخرم، یا نور بگویم مثلاً پول جور شود بروم برای خانه لوستر بخرم. داستان نور چیست.@پس توجه به واژه بکنید وقتی کلمه نور را به کار می‌بریم نور یعنی امری که ذاتاً ظاهر است خودش، روشنایی ذاتی دارد «ظَاهِرٌ لِنَفْسِهِ مُظْهِرٌ لِغَیْرِهِ» نور یعنی چیزی که خودش روشنایی‌اش برای خودش است و ظاهرکننده دیگران هست غیر خودش، بقیه را می‌نمایاند، بقیه را نشان می‌دهد.@الان این لامپها را که اینجا خاموش کنند اینجا تاریک می‌شود ما همدیگر را نمی‌توانیم تشخیص بدهیم، این پرده‌های به این زیبایی، آن پرچم‌های به این زیبایی، فرشها، خود افراد قابل شناسایی نیستند تاریک است. پس اینکه ما اشیاء را تشخیص می‌دهیم به برکت نور است، نور روشنایی‌اش برای خودش است و غیر خودش را روشن می‌کند، می‌نمایاند، غیر از خودش را می‌نمایاند.@وقتی می‌گوییم «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» یعنی چی؟ یعنی ظهور اشیاء با همه کمالاتشان به وسیله کدام نور اصلی انجام می‌شود؟ خداوند تبارک و تعالی. یعنی خداوند ظاهرکننده آسمان و زمین است آسمان و زمین را نشان می‌دهد.@اگر نور الهی نباشد درکی از جمادات و گیاهان و حیوانات و فرشتگان و انسانها هیچ چیز وجود ندارد. پس آن کسی که حقایق را ظاهر می‌کند خداوند است. وقتی می‌گوییم «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» یعنی ظهور آسمان و زمین از تاریکی‌های عدم به معنای عدم نسبی، نه عدم حقیقی کار خداست.@خداست که ماه و ستاره‌ها و آسمان و زمین و اشیاء را نمایان می‌کند. ما با خداست که می‌بینیم و تشخیص می‌دهیم و ادراک می‌کنیم. این فهم و ادراک و تشخیص و دیدن، چه دیدن ظاهری چه دیدن باطنی این نور الهی هست.@ حامل این نور کیست؟ مصداق کامل این نور در روی زمین اهل بیت (علیهم السّلام) هستند یعنی اگر اشیاء ظهوری می‌کنند به نور اهل بیت ظهور می‌کنند اینها نور الله حقیقی هستند.@یا در زیارتنامه‌شان چه می‌گوییم «السلام علیکم یا نور الله»، انوار هم نمی‌گوییم، با اینکه مخاطبین ما جمع هستند، می‌گوییم شما یک نور هستید سلام بر شما که نور خدا هستید. ما در تخاطب فردی می‌گوییم «السلام علیک یا نور الله» به امام زمان می‌گوییم «يَا نُورَاللَّهِ الَّذِي يَهْتَدِي بِهِ الْمُهْتَدُونَ» به تمام اهل بیت هم باز می‌گوییم «یا نور الله» این کلمه یعنی اینکه باز همه شما یک نور هستید.@نور به این معنا هست که اهل بیت وجود اشیاء و غیر خدا از نور اهل بیت خلق شدند اینها حقیقت نوری هستند در بحث خانواده آسمانی توضیح دادیم اینها حقایق نوری هستند. جنس اهل بیت جنس نور است و جنس ما هم جنس نور است، این را دقت کنید که ما از جنس نور آفریده شدیم و خودمان باید یک کاری کنیم که روبروز سطح نور ما چه بشود؟ بالا برود.@چون ما خیلی نور داریم باید انواع و اقسام نورها را بتوانیم جذب کنیم در خودمان، چه نورهای ظاهری و چه نورهای باطنی و اساسا شرافت و قدرت و درجه و میزان رشد یک انسان به میزان نورانیتش هست یعنی نورانیت حقیقی، نه نورانیت قلابی. این شخص چقدر نور دارد این شخص چقدر روشنگر هست این شخص چقدر می‌تواند دلها و روحها و ذهنها و شخصیتها را روشن بکند؟.@چقدر می‌تواند این آدم تاریکی‌ها را برطرف کند چقدر ابهامات و گرفتاریها و مشکلات و شبهات از این آدم برطرف می‌شود؟ این درجه یک انسان و نورانیت یک انسان می‌شود.@ اهل بیت مظهر نور خدا هستند یعنی خداوند با نور اهل بیت همه چیز را می‌آفریند برای همین اینها خودشان نور هستند «خَلَقَكُمُ اللّهُ أنْوارا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ» در همین جامعه کبیره می‌رسیم که خدا شما را نور قرار داده که در حول عرش خداوند شما چکار می‌کردید؟ طواف می‌کردید؛ «فَجَعَلَكُمْ في بُيُوتٍ أذِنَ اللّهُ» که این را به مناسبتهایی توضیح دادم که بعد حالا به خود فقره اصلی می‌رسیم.@لذا فرمود: «أول ما خلق الله نوری» اولین چیزی که خدا خلق کرد چه بود؟ نور من بود، نور من بود یعنی چی؟ یعنی به یک شخص چه موقع می‌توانیم بگوییم این شخص نور است؟ زمانی که این شخص خودش روشنایی و قدرت داشته باشد و بتواند تاریکی‌های اطراف را هم برای خودش و هم برای دیگران از بین ببرد.@شک و تردید نداشته باشد قدرت داشته باشد ابهام نداشته باشد و بتواند نسبت به قلب و ذهن دیگران نورانیت ایجاد کند. اهل بیت نور خدا هستند که همه اشیاء را خدا از این نور می‌آفریند.@«فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ» دعای ماه رجب می‌خوانیم امام زمان (علیه السّلام) می‌گوید به خداوند بگویید خدایا تو به وسیله اهل بیت آسمان و زمین را پر کردی تا ظاهر شد که معبود و معشوقی جز تو وجود ندارد.@یعنی ظهوردهنده توحید و اینکه انسان‌ها اسیر شرک و کفر و نفاق و بت‌پرستی و چندگانه‌پرستی نشوند به برکت نور کیست؟ نور اهل بیت هست که حقیقت لا اله الا الله را و توحید را به ما نشان می‌دهند.@پس وقتی می‌گوییم ظهور، یعنی اشیاء و نظام خلقت، عالم جبروت و عالم ملکوت و عالم ناسوت یا دنیا از نور اینها آفریده شده همه چیز از نور اهل بیت (علیهم السّلام) آفریده شده.@لذا شما در کتاب شریف کافی احادیث مفصلی دارید که خداوند بخشهای مختلف نظام خلقت را از نور کدام اهل بیت آفریده، آسمان و زمین از نور کدام پنج‌تن هستند، بهشت از نور کدام پنج‌تن هست، همه اینها را یکی یکی دارد، مراحل خلقت که اینها از این نور کامل آفریده شدند.@پس این نور نور باطنی است یا ظاهری؟ نور ظاهری است ظهور خلقت است ظهور آسمان و زمین است، ظهور اشیاء است. اشیاء، جمادات، گیاهان، حیوانات، فرشتگان، نظام خلقت ظهورش، ظاهر شدنش و اینکه این شکل را می‌گیرد از نور اهل بیت هست. از حقیقت اهل بیت آفریده شده، این را نور چی می‌گویند؟ نور ظاهری یعنی ظهور اشیاء و حقیقت اشیاء از اینها آفریده شده.@اگر ما آسمان را داریم می‌بینیم آسمان نور اهل بیت است آفریده شده، کیهانها و کهکشانها و ستاره‌ها و موجودات همه نور اهل بیت هستند که از آن نور مقدس همه موجودات آفریده می‌شوند.@یک نور باطنی هم داریم یعنی همانطور که تاریکی باطنی داریم یک نور باطنی هم داریم. در نور باطنی خیال انسان روشن می‌شود توهم انسان، وهم انسان، عقل انسان و نظام فوق عقلانی روشن می‌شود باطن انسان روشن می‌شود.@یعنی انسانها از گیجی و گنگی و ابهام و شک و تردید و تزلزل و تاریکی و اضطراب و غم و معضلات جهنمی و اخلاق زشت و اعمال زشت اینها همه تاریک است و عقائد غلط نجات پیدا می‌کنند به برکت اهل بیت. پس هم نور باطنی هستند و هم نور ظاهری هستند.@وقتی می‌گویم «مصابیح الدجی» این را دقت کنید یعنی چی، یعنی تمام بعد از خدا همه ظهورها و روشنایی‌ها و ظهورات با اهل بیت هست اینها هستند آن چراغی که خداوند به وسیله آنها خودش را نشان می‌دهد و ظاهر می‌کند. خدا اگر در قلب کسی ظهور می‌کند اگر در قلب کسی قربی ایجاد می‌شود اینها به برکت نور کیست؟ نور اهل بیت هست.@هیچ کس هم از این نورها نمی‌تواند سبقت بگیرد، هیچ کس نمی‌تواند از نظر نورانیت به اهل بیت (علیهم السّلام) برسد هر چیزی که گیر هر کسی می‌آید چه در جنبه‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و معنوی همه از نور اهل بیت است.@بعضیها بدنشان نورانی است، بعضیها پولشان نورانی است، ماده‌شان نورانی است، در خانه‌شان شما می‌روید احساس نورانیت می‌کنید در خانه اینها وارد می‌شوید می‌گویید من اینجا حس خیلی خوبی دارم اینجا من چقدر آرام هستم.@بعضیها قبرشان نورانی است من دارم با ماده صحبت می‌کنم، بعضیها بدنشان نورانی است بعضیها شئونات حیوانی‌شان نورانی است نورانیت دارد.@بعضیها علمشان روشنگر و نورانی است علم تاریک ندارند، نه این علم خودشان را تاریک کرده و نه دیگران را؛ دکتر و مهندس و عالِم شده اما این دکتر و مهندسی و عالِمی و مدرک تحصیلی به هیچ وجه سایه روی روح فرد نیانداخته این آدم را از غیب نیانداخته.@ما الان شخصی را می‌بینیم که الان لیسانس و دیپلم دارد نماز می‌خواند ارتباط با غیب برقرار می کند، اشکش می‌آید، اخباط دارد خوابهای قشنگ می‌بیند چیزهای خوب می‌شنود، چیزهای خوب به شامه‌اش می‌رسد، به همه انواع و اقسام ظهورات غیبی راه دارد.@یکدفعه می‌رود ارشد و دکترا می‌خواند تاریک می‌شود دیگر نمی‌تواند نماز بخواند، چرا؟ چون سواد و ارشد خواندش این را چکار کرد؟ تاریکش کرد، این وقتی می‌خواهد دو رکعت نماز بخواند دو سانت هم از زمین بلند نمی‌شود، اصلاً نمی‌تواند از جا بلند شود؛ این پول و قدرت و شهرت و سواد و علم و موقعیت اجتماعی او را به جای اینکه روشن کند چکارش کرده؟ کاملاً این آدم را تاریک کرده.@این اصلاً علمش نورانی نیست، درس خوانده، حوزه رفته، دانشگاه رفته نه خودش روشن است و نه دیگران را می‌تواند روشن کند. خود این علم نکبت و تاریکی و وبال و عفونت می‌شود و روح این شخص را آلوده می‌کند.@این آدم آدم خوب و نورانی بود ولی وقتی که رأی آورد و مجلس رفت کثیف و آلوده و تاریک می‌شود؛ آدم نورانی بود وقتی که به او فلان پست را دارند بعضیها پست را نورانی می‌کنند بعضیها وقتی پست می‌گیرند چه می‌شوند؟ تاریک می‌شوند.@بعضیها مقام و جایگاه را نورانی می‌کنند بعضیها نه به آن جایگاه می‌رسند خودشان خاموش و تاریک می‌شوند.@پس اهل بیت وقتی می‌گوییم نورانی هستند و روشنایی باطنی می‌آورند یعنی همه حقایق باطنی شما را از خیال بگیرید وهم و عقل و علم و سواد و فوق عقلتان نورانی است.@یک موقع می‌بینید یک آدمی دو سال سه سال پنج سال در حوزه درس خوانده یک شهر را نورانی می‌کند. یک موقع می‌بینید یک کسی مجتهد شده یک شهر را تاریک می کند. سوادش از او خیلی بیشتر است ده برابر او ممکن است سواد داشته باشد ولی آدم تاریکی است.@نه خواب قشنگ دارد، نه رؤیت دارد، نه گوش بازی دارد، نه حس قشنگی دارد، نه اشکی ندارد، نه عشقی دارد، نه هم‌آغوشی دارد، نه حسهای خوب با خانواده آسمانی دارد این اصلاً نور ندارد این آدم تاریک تاریک است.@این هر چه درس بیشتر خوانده تاریک‌تر شده مثل بعضیها که هر چه نماز می‌خوانند تاریک‌تر می‌شوند به جای اینکه نماز در ما چه ایجاد کند؟ روشنایی؛ این آدم هر چه نماز می‌خواند و مذهبی‌تر می‌شود خودشیفته‌تر می‌شود، همه را گناهکار و کثیف و آلوده می‌بیند جز چه کسی؟ جز خودش را.@همه بد و گناهکار و گمراه و تاریک و عقب‌افتاده و جهنمی هستند جز این خانم یا جز این آقا. این عبادت و کار علمی به جای اینکه این را روشن کند خاموش کرده.@امام رضا می‌فرماید، سیدالشهدا هم همین را می‌فرماید، ائمه دارند، عاقل و شخص نورانی کسی است که وقتی با آدمها روبرو می‌شود هیچ وقت خودش را بهتر از هیچ کس نمی‌داند. آدم نورانی و عاقل کسی است که بدتر از خودش سراغ ندارد این نورانی است. این نور دارد.@اگر یکذره انسان خودشیفتگی پیدا کرد و گفت من از فلانی حالا ولو فسق ظاهری هم دارد بهتر هستم اینجا این سقوط کرده این آدم تاریک است که اینطوری فکر می‌کند.@من الان دکترا دارم و استاد دانشگاه هستم و رئیس جمهور هستم این الان با مادرش نمی‌تواند درست حرف بزند، وقتی می‌خواهد خانه مادرش برود با مقام ریاست جمهوری و استانداری و فرمانداری می‌رود، با مادر و پدرش با مدرک دکترایش می‌خواهد حرف بزند.@تو هیچی نیستی در مقابل پدر و مادر، تو هر چه هم که داری به برکت کیست؟ قائم به اینها هستی، به برکت اینها تو داری به یک جایی می‌رسی، این برای پدر و مادر و زنش هم قیافه می‌گیرد.@با هم از دهات آمدند این خانم فداکاری کرده در شهر ایستاده این آقا درس خوانده، حالا که مدرکش بالا رفته می‌گوید زنم در کلاس من نیست، من باید بروم با کسی ازدواج کنم که کلاس من باشد، تاریک شد.@مرده‌شور این درس خواندنت را ببرند که یک نفر فداکاری کرده و تو در سایه فداکاری این رشد کردی و بعد داری همین را از بین می‌بری، بعد می‌گوید خانمم در کلاس من نیست. این برای آدم تاریکی می‌آورد؛ این چه درسی است تو خواندی؟ این چه مدرک تحصیلی است؟ این چه پستی است تو پیدا کردی که کوفت بشود این زهرمار و سمّ و جهنم است آدم تاریک می‌شود.@یا ازدواج کرده شوهر کرده دائم این مدرک تحصیلی و سوادش را به رخ شوهرش می‌کشد این کوفت می‌شود و زندگی خراب می‌شود. اگر در ذهنت آمد که مدرک تحصیلی من بالاتر از این است و از این بهتر هستم، همین که در ذهنت آمد خاموش شدی و تاریک هستی باطنت خراب می‌شود.@این آدم دیگر نمی‌تواند بیاید روی سجاده بیایستد بال در بیاورد و پرواز کند، اصلاً نمی‌تواند روی سجاده‌اش هم در جهنم است، روی سجاده‌اش هم در مزبله گیر کرده در لجن است و نمی‌تواند این آدم رشد کند، چرا؟ چون گرفتار تاریکی هست.@پس وقتی دارد راجع به اهل بیت صحبت می‌کند اهل بیت هم در نظام خارجی و بیرونی نور هستند، یعنی اشیاء از چه کسی به وجود آمده؟ عوالم خلقت و عالم عقل و جبروت و فرشتگان و عالم ملکوت و عالم ناسوت طبیعت از اینها آفریده شده. آنها از طرف خدا تدبیرکننده عالم هستند.@«إِرادَةُ الرَّبِّ فِي مَقادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَتَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ» در زیارت امام حسین (علیه السّلام) می‌خوانیم. اراده خدا در ریاضیات خلقتش در تقدیراتش و اندازه‌گیری‌های خلقت، چه تقدیرات جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی و چه تقدیرات فوق عقلی در همه تقدیرات همه اراده خدا در این چینشها اول نازل می‌شود به شما و از خانه شما به بقیه می‌رسد.@تمام فیوضات و نعمت‌ها و روشنایی‌ها و نورانیت‌ها و مغفرت‌ها و شادی‌ها و آرامش‌ها و بهشت‌ها همه به خانه اهل بیت می‌آید از منزل و خانه اهل بیت به بقیه افراد و موجودات عالم می‌رسد که اینها را در بحثهای دیگر و اصول الکرم و جاهای دیگر اینها را برای شما توضیح دادم.@پس در نظام خارجی اینها مصباح و روشن‌کننده هستند در نظام باطنی هم باز اینها چه هستند؟ روشن‌کننده هستند. سوره احزاب آیه 45 و 46 «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا» ای رسول الله ما تو را فرستادیم در حالی که شاهد هستی.@شاهد هستی یک معنای ظاهری دارد، اینکه پیغمبر شاهد همه نظام خلقت هست نه فقط مردم، شاهد چی؟ یک شاهد نظام خلقت هست که همه نظام خلقت در مقابل پیغمبر همیشه حاضر هستند همه چیز پیغمبر سیطره وجودی و سعه وجودی دارد به همه نظام خلقت.@«شَاهِدًا» که البته این نکات خیلی قشنگی دارد الان نمی‌رسیم راجع به آن بگوییم. چون می‌گوید «وَ شاهِدٍ وَ مَشهُودٍ‌» یادتان هست در جزء 30، شاهد کیست؟ مشهود کیست؟ خیلی چیزهای قشنگی دارد که این بحث شهود بحث زیبایی هست که حالا اگر فرصت کردیم در موردش صحبت خواهیم کرد.@«وَ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا» خب پیغمبر بشیر است بشارت می‌دهد به جاودانگی ما، به اینکه ما حقیقت‌مان پدر و مادر زمینی و دنیایی ما نیستند با این چیزها خودمان را نبینیم و ارزیابی نکنیم که احساس حقارت به ما دست بدهد.@ما دنیایی نیستیم و به ما بشارت دادند که تو زن و مرد نیستی و براساس زنانگی و مردانگی فقط تصمیم نگیر، جنبه انسانی‌ات را در نظر بگیر اولویت با آن بخش است.@به ما بشارت می‌دهند که یک بهشت جاودانه و تا آخر یعنی بهشتی که انتها و آخر ندارد در انتظار ماست در آن بهشت که حالا توصیفش را هم در این کلاس داریم می‌کنیم پنجشنبه‌ها یک هفته در میان در آن بهشت برای همیشه شما جاودانه خواهید بود و همه نعمتها آنچه که بخواهید نصیب شما می‌شود انتها هم ندارد.@به ما بشارت دادند که عمر تک‌تک شما به اندازه عمر خداست بشارت عظیمی است، نابودی و پایان و آخر ندارید. به ما بشارت دادند که ما از نور خود پیغمبر آفریده شدیم. چه از این بالاتر، چه لذتی از این بالاتر که انسان بفهمد جنسش چیست.@نیاید براساس بخش حیوانی‌اش تصمیم بگیرد و خودش را ارزیابی کند که حالا اگر نتوانست ازدواج کند بگوید من بدبخت و بیچاره هستم یا اگر طلاقی اتفاق افتاد بگوید بدبخت‌تر از من نیست و اگر بچه‌اش مُرد و شوهرش آنطوری شد و سرطان گرفت، بیاید براساس این بخشها تصمیم‌گیری و قضاوت کند خلقت و خدا و جهان و نظام و آدمها.@ یک کسی که برای اینطور چیزها غصه می‌خورد یعنی اصلاً خودش را نشناخته. برای همین هم پیامبر می‌فرماید: «من بکی علی الدنیا دخل النار» آدمی که برای این چهار بخشش غصه می‌خورد جهنمی می‌شود چون این آدم شخصیت ندارد حقش هم جهنم است.@چون تو غصه‌هایت خیالی و دروغی است همانطور که شادی‌هایت دروغی است. با چه چیزهایی شاد می‌شوی و با چه چیزهایی غصه می‌خوری قیمت توست و انسان باید فقط برای چیزی شاد بشود که قیمت آن شادی در کلاس و شخصیتش باشد برای چیزی غصه بخورد که در شخصیتش باشد.@تو وقتی که برای یکی از این چهارتا چیز (دستم را نگاه کنید) افسرده هستی و غصه می‌خوری سقوط انسانی کردی قیمتت این نیست، مگر آدم (دستم را نگاه کنید) برای این چهارتا غصه می‌خورد؟ دغدغه و همّ دارد در بخش غم توضیح دادیم ولی غم، همّ دارد یعنی همت و دغدغه دارد تلاش اقتصادی و بدنی و علمی و اجتماعی و سیاسی دارد اما اصلاً غصه ندارد شاد است.@یک کسی که شاد نیست یعنی هنوز قیمتش دستش نیست یعنی غم دارد. خانم، آقا تو الان غصه و اضطراب و افسردگی‌ات چیست؟ وقتی بیان می‌کند می‌بینیم که این یا جمادی یا گیاهی یا حیوانی یا عقلی و علمی است.@کنکور قبول نشدم، می‌نشیند یک عالم افسردگی دارد که امسال کنکور قبول نشدم، نشدی که نشدی فدای سرت. این احساس حقارت دارد؟! نه. وقتی تو احساس حقارت می‌کنی باختی.@پس پیغمبر دارد اینها را به ما بشارت می‌دهد. «وَ نَذِيرًا» نذیرا یعنی چی؟ یعنی مواظب باشید ما را پرهیز می‌دهد که از این مقام خودتان را محروم نکنید، مواظب باشید از بینهایت و عشق خدا نیافتید، مواظب باشید از عشق خانواده آسمانی محروم نشوید، مواظب باشید خودتان را جهنمی نکنید.@یک کسی که به یک نفر عشق دارد هم بشارت می‌دهد و محبت، هم چی؟ انذار می‌کند. الان این همه مادر به بچه‌اش می‌گوید مواظب باش، این مادری که الان مراقب است برای بارداری بی‌موقع باردار نشود، شب آن یک شب نامناسب و یک ساعت نامناسب و یک پوزیشن و حالت نامناسب و غذای نامناسب نخورد که این نطفه خراب بشود.@مثلاً ساعتش یکطوری باشد که فردا بچه شب‌اداری و لکنت زبان پیدا نکند و مریض و ناقص نشود؛ این مراقبتی که الان مادر دارد به جاست یا بی‌جاست؟ به جاست. این ترس به جاست.@حالا الان باردار است خیلی مراقب است بیرون نرود و کرونا نگیرد، این انذار است، مواظب باش بیرون نروی و کرونا نگیری و ماسک بزن؛ این انذار قشنگ عاشقانه است یا عاشقانه نیست؟@یک مادر به بچه‌اش، یک همسری به همسرش، یک کسی به عزیزش می‌گوید مواظب باش بیرون می‌روی آلوده نشوی، ماسک بزن دستکش دستت کن، این انذاری که می‌دهد چیه از روی فضولی است یا عشق است؟ از روی عشق است یعنی دوستت دارم نمی‌خواهم آسیب ببینی و اذیت بشوی، انذار عاشقانه است.@ محال است در یک عشق فقط عشق باشد، اما انذار نباشد اگر انذار نباشد عشق معنا ندارد. هر چه مادر عشقش به بچه‌اش و همسر عشقش به همسرش، خواهر و برادر عشقشان به همدیگر، دوستان عشقشان به همدیگر بیشتر باشد علاقه و محبتشان بیشتر باشد هر چقدر باشد نسبت به خطراتی که عزیزش را تهدید می‌کند حساس‌تر است هشدار می‌دهد انذار می‌دهد، انذار یعنی این.@بعضیها تا می‌خواهی به آنها انذار بدهی مثلاً نهی از منکر می‌خواهی بکنی و به آنها بگویی که اینطوری لباس نپوش، اینطوری با مادر و پدر و شوهر و بچه‌ات حرف نزن، وقتی که داریم به او می‌گوییم فکر می‌کند که داریم فضولی می‌کنیم می‌گوید این را به عهده خودم بگذار؛ نمی‌داند که آن حرفی که دارد یک نفر می‌زند از روی چه دارد حرف می‌زند؟ از روی عشق به او دارد حرف می‌زند.@می‌گوید ما تو را بشیر و نذیر قرار دادیم که حالا بماند این یک بخش آیه را خواستم توضیح بدهم که از روی آیه همینطوری رد نشده باشیم. «وَ دَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ» و دعوت‌کننده به سوی خدا و به اذن خدا. پس پیغمبر ما را پیش چه کسی می‌برد؟ پیش خدا؛ به سوی چه کسی دعوت می‌کند؟ به سوی حقیقت مطلق و الله و اله و معشوق ما را می‌برد، اهل بیت آمدند ما را پیش چه کسی ببرند؟ پیش معشوق اصلی ما.@«وَ سِرَاجًا مُنِيرًا» ما تو را یک چراغ فروزان قرار دادیم. یعنی چی؟ یعنی همه شخصیت پیغمبر، کارهای پیغمبر، حرفها و اخلاق و اعمالش نورانی است همه را نورانی می‌کند. شما هر چقدر به پیغمبر نزدیکتر بشوید وجودت چه می‌شود؟ نورانی‌تر و بهتر و قوی‌تر می‌شوی.@ پیغمبر یکپارچه نور است شما هر چقدر به او شبیه می‌شوید به حضرت زهرا (سلام الله علیها) مادرتان، به خانواده آسمانی‌تان، وقتی با شخصیت نورانی هر چقدر نزدیک‌تر می‌شوید تو چه می‌شوی؟ تو روشن‌تر و نورانی‌تر می‌شوی و از او نور می‌گیری.@یک روایت بخوانم کافی است. از وجود مقدس امام صادق (علیه السّلام) راجع به نور بودن ائمه است. «لنور الامام في قلوب المؤمنين أنور من الشمس المضيئة بالنهار، وهم والله ينورون قلوب المؤمنين، ويحجب الله نورهم عمن يشاء فتظلم قلوبهم».@چقدر زیبایی دارد و هشدار دارد. می‌فرماید: به خدا قسم حتماً اینطوری هست (به خدا قسم را من گفتم فقط آنجا تأکید دارد به خدا برای جای دیگر است) می‌گوید حتماً نور امام، لنور، ل تأکید است، نور امام در قلب مؤمنین از خورشید درخشان نورانی‌تر است.@ این دارد شاخص می‌دهد می‌گوید حرم می‌روی روشن هستی؟ روشن می‌شوی؟ مسجد می‌روی روشن می‌شوی؟ اسم اهل بیت می‌آید روشن هستی؟ با صلوات روشن هستی؟ اسم امام و عشق امام و خاطره امام می‌آید نورانی می‌شوی؟ دلت شاد می‌شود؟ نشاط می‌گیری؟@ مثلاً یک کسی که شکمی است وقتی به او می‌گویند امشب عروسی دعوت داری غذا هم همان غذای مورد علاقه تو است یکدفعه روشن می‌شود. این آدم یکدفعه احساس بهجتی به او دست می‌دهد روشن می‌شود؛ یا اینقدر پول در حسابت آمده روشن می‌شود؛ یک نعمت حیوانی به او می‌رسد می‌بینی روشن می‌شود اینطوری است.@ روشن به حساب خودش یعنی بهجت به سراغش می‌آید همچین می‌گوید دلم روشن شد در حالی که این می‌گوید دلم روشن شد در واقع دارد یک شهوت جدیدی پیدا می‌کند که آن شهوت جدید دارد او را از کجا دور می‌کند؟ از خانواده آسمانی‌اش، از خودش.@رأی آورده حالا در مجلس همچین شاد و شنگول است و همه هم می‌آیند پلاکارد می‌زنند تبریک می‌گوییم شما مثلاً رأی آوردید؛ تبریک ندارد، می‌دانید این مجلس رفته چه مسئولیت سنگینی فردای قیامت باید جواب بدهد در مقابل دهها میلیونها آدم.@این استاندار و فرماندار و شورای شهر شد خیلی‌ها هم می‌روند پول قرض می‌کنند گدایی می‌کنند یا خیلیها بیشتر از آنها دزدی می‌کنند که رأی بیاورند و بعد همه هم تازه به او تبریک می‌گویند، این تبریک دارد؟ نه تو فردا باید جواب 80 میلیون که هیچی، چون این انقلاب اسلامی برای کل کره زمین است جواب میلیاردها انسان را بدهی چه تبریکی دارد.@اگر واقعاً می‌توانی بروی آنجا بیایستی در مجلس و دولت و جایی مسئولیتی بگیری و نور ایجاد کنی بله مبارکت باشد برای امام زمان هم مبارک و نورانی است. ولی وقتی قرار است تو آنجا بروی کثیف‌تر و آلوده‌تر و غافل‌تر بشوی و از خودت و خانواده‌ات دور بشوی بی‌عاطفه‌تر بشوی نسبت به اطرافیانت، این چه پستی است که تو گرفتی؟ این تاریکی است.@پس «لنور الامام في قلوب المؤمنين أنور من الشمس المضيئة» نورانی‌تر از خورشید درخشان است. ببین با ائمه روشن می‌شوی یا نه، با صلوات روشن می‌شوی یا نه، حس اینکه امیرالمؤمنین پدرت است چه حسی به تو دست می‌دهد؟ حس اینکه تو بچه فاطمه زهرا هستی و او بینهایت عاشق توست و بیشتر از پدر و مادر و هر کس دیگری بیشتر تو را دوست دارد این محبت گرمت می‌کند یا نه؟@همین چند وقت پیش بود یک بنده خدایی دائم نق و غر می‌زند و می‌گفت من حالم بد است سردرد دارم قلبم درد می‌کند استخوان درد دارم، دائم نق و غر می‌زد ما هم داشتیم می‌رفتیم خدمت یکی از اولیاء الهی یکی از این اساتید، گفتم بیا با هم برویم.@رفتیم بعد این همینطوری که رفت و چشمش به ایشان خورد آن ولیّ خدا آمد این را بغلش کرد و یک لحظه این را بوسید بعد همین تمام شد؛ گفتم خب چه خبر؟ گفت خوب شدم، گفت به خدا نه سردرد دارم نه استخوان درد دارم قلبم خوب شد. یک بوسه و یک در آغوش گرفتن، او این را بغل گرفت و این خوب شد.@حرم می‌روی بغل می‌کنی و می‌بوسی، مسجد می‌روی و قرآن می‌خوانی و اسم اهل بیت، حس اینکه یک مادر داری به بزرگی حضرت زهرا که امام همه ائمه است از همه ائمه بالاتر است امام ائمه است چه مادری؛ حس اینکه یک مادر اینطوری حقیقی داری به تو شخصیت می‌دهد یا نه؟ اگر این شخصیت را داری دیگر نمی‌روی سراغ گدایی عاطفی، از هیچ کس گدایی عاطفی نمی‌کنی.@اگر شوهرت، زنت، پدر و مادر، دوستانت به تو بی‌محلی کردند اصلاً احساس حقارت به تو دست نمی‌دهد. چون تو پری از حضرت زهرا، نورانی شدی با عشق حضرت زهرا.@در دعای آل یس دعای بعد از زیارت آل یس می‌گویید انواع نورها را می‌خواهید و بعد می‌گویید «وَ مَوَدَّتِي نُورَ الْمُوَالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ» مودت من را به نور موالات اهل بیت نورانی کن. یعنی دلدادگی‌ها و دوست داشتن‌ها و تنفرهایم همه نورانی باشد. یعنی من عشق‌ورزی‌هایم نورانی باشد خب این خیلی فرق می‌کند مودت نورانی با موالات اهل بیت.@اگر کسی با موالات اهل بیت نورانی شد دیگر احساس حقارت هیچ جا به او دست نمی‌دهد. دیگر نمی‌گوید به من توهین شد، مادرشوهرم این حرف را زد من دیگر حالا کینه‌اش را به دل گرفتم، مادرزن و باجناق و جاری‌ام اینطوری گفت، اصلاً این آدم آنقدر نور دارد کسی نمی‌تواند دستش به او برسد که تاریکش کند اصلاً با این چیزها تاریک نمی‌شود.@بعضی وقتها خانم یا آقایان می‌آیند 60 سالشان هست هنوز دعوا دارند یک نمونه‌اش هم امروز داشتیم، از شب عروسی خاطره دارند، یعنی اینها شب عروسی یک اتفاقی افتاده این هنوز یادش هست این آدم را تاریک می‌کند 60 سال تاریکی و کینه دارد با خودش می‌کشد.@کسی که کینه به دل نگه می‌دارد دیگر روشنایی ندارد این آدم اصلاً روشن نیست. یک کسی که کار بد دیگران دائم در ذهنش می‌آید و یادش است خب آدم را تاریک می‌کند.@مثل یک ثروتمندی که یک جا دوزارش را بردند یک دوزاری از جیبش افتاده حالا تو فکر کن تیلیاردر است، دائم می‌گوید که دوزاری چه شد آخ آخ دوزاری از جیبم افتاد دوزاری من را بردند، بد است.@تو اگر اهل بیت را داری این همه حقارت و احساس حقارت و بدبختی چیست. من با این و آن کار نمی‌کنم از این خوشم نمی‌آید از آن بدم می‌آید، من اصلاً نمی‌توانم با این رفیق باشم من اصلاً نمی‌توانم مادرزن و پدرزنم را دوست داشته باشم من نمی‌توانم با پدر و مادرم ارتباط برقرار کنم، برای اینکه تو گیر و تاریک هستی.@این امام صادق است که با وجودش ما را آنقدر قدرتمند و نورانی و گرم می‌کند می‌گوید اگر عاشق همسرت نیستی به او عشق بورز، حتی اگر او را دوست نداری اظهار عشق واجب است.@جگر می‌خواهد یک کسی شوهر و زنش را دوست نداشته باشد و به او اظهار عشق کند، چه کسی می‌تواند اینطوری باشد؟ آن کسی که عشق ندارد نمی‌تواند به کسی بدهد، از کجا بیاورم به این بدهم، برو بابا حوصله‌اش را ندارم، ندارد بدهد، چرا؟ چون عشق و موالاتش را با خانواده آسمانی‌اش روشن نکرده.@این عشقهایی که دارد زمینی است با همینها، اگر این به او خندید او هم می‌خندد اگر او برایش هدیه گرفت این هم هدیه می‌گیرد، اگر این آرام شد او هم آرام است، اگر این دعوتش کرد او هم، یعنی این بیچاره اصلاً به هیچ وجه قدرت و حوصله معامله با آسمان را ندارد اصلاً به آسمان نگاه نمی‌کند، به چه چیزی نگاه می‌کند؟ به زمین نگاه می‌کند همینطوری با زنش و بچه‌اش کَل‌کَل می‌کند سر مسائل دنیا.@طلاقها را شما نگاه کنید سر چیست؟ سر آخرت است؟ چندتا طلاق شما سراغ دارید سر آخرت باشد؟ در هزار تا یکی؛ چندتا درگیری دارید به خاطر تزکیه و نورانیت باشد چند تا سراغ دارید؟ دعواها و درگیری‌ها سر دنیاست سر این تاریکی‌ها و اینطور چیزهاست.@چرا فلانی به من محل نگذاشت، فلانی به من توهین کرد، فلانی غیبت من را کرد، این دائم گیر این است که فلانی به من چکار کرد. این دیگر نمی‌تواند برود تا اهل بیت پرواز بکند چون دائم درگیر کیست؟ درگیر این آدمهاست.@یک کلام خدا می‌گوید همه آنها را ببخش و برای همه آنها دعا کن، می‌خواهی پرواز کنی و پیش من بیایی، می‌خواهی یک جهش کنی در عرش من بیایی برو از هر کسی بدت می‌آید برایش بنشین صد تا استغفار کن و بگو خدایا بخشش، نه اینکه خدایا نابودش کن و در کمرش بزن، خدایا ذلیلش کن خدایا بچه‌اش را بکش، خودش را بکش، زیر تریلی 18 چرخ برود؛ این چه حرف و کاری است؟@آن کسی که بدت می‌آید پای آن عشق بریز «صل من قطعک» آن کسی که قهر کرده تو با او وصل شو. او خانه‌ات نیامده تو خانه‌اش برو. «أحسن إلی من أساء إلیک» به آن کسی که به تو بدی کرده تو برو برایش هدیه بخر و محبت کن.@آن کسی که تو را دعوت نکرده تو او را دعوت کن، او که خانه‌ات نیامده تو خانه‌اش برو؛ و الا این چه هنری است که یک کسی برای من هدیه بخرد من هم برای او هدیه بخرم، یا یک کسی خانه‌ام بیاید من هم خانه‌اش بروم، این یعنی چی؟! رشدی نکرده، پس آدمیت و انسانیت کجاست؟ دارد ملاک می‌دهد.@ ما نیامدیم اینجا بنشینیم و دائم بگوییم ائمه این هستند و خیلی باحال و خوب هستند و همه آسمان و زمین برای اینهاست و فقط بنشینیم توصیف کنیم، توصیف آنها به چه درد ما می‌خورد وقتی ما نمی‌فهمیم و آن توصیف به ما کمکی نمی‌کند.@ما باید این وصف را در خودمان ایجاد کنیم اگر او نور است پس من باید از او روشن بشوم. من باید با عشق تک‌تک اینها اشباع بشوم، نه حالا پیغمبر که دلبر است و آدم را مست می‌کند، گاهی دلتنگی برای اهل بیت بلایی به سر آدم می‌آورد که آدم می‌گوید خدایا من بمیرم دیگر نمی‌توانم طاقت بیاورم، من را بکش پیش اهل بیت بروم دیگر نمی‌توانم این کالبد و دنیا را تحمل کنم.@وقتی به او می‌گویند سرطان گرفتی و ممکن است بمیری می‌گوید آخ جان یعنی زندان باز می‌شود یعنی من قرار است پیش خانواده‌ام می‌روم، یعنی من پیش رسول الله و مادرم می‌روم.@نه اینکه وای خدا چقدر ظالم است در این همه به من کرونا داد، خدا چقدر ظالم است من سرطان گرفتم (اگر با دیگرانش بود میلی، چرا ظرف مرا بشکست لیلی) من فقط باید الان شکست اقتصادی بخورم. ما وقتی نورانی نیستیم اینطوری هستیم.@چند وقت پیش یک خانمی را اینجا آمده بود افسردگی داشت این خانم مثلاً حدود 60 سالش بود، گفتم افسردگی داری؟ گفت بله، گفتم برای چه مشکل چیست؟ گفت مادرم فوت کرده، گفتم مگر تو چند سالت است؟ گفت 60 ـ 61 سال، گفتم پیغمبر می‌گوید 60 سال به بالا قاچاقی زنده است، مادرت چند سالش بوده؟ گفت هشتاد و خورده‌ای سال، هنوز غصه دارد.@حالا پدر و مادر می‌میرند آدم عاطفه دارد ولی افسردگی و اینکه انسان کارهایش زمین بماند و دستش به هیچ کاری نرود، یعنی چی؟!@یک کسی که نورانی است مثل امام صادق که وقتی بچه‌اش از دنیا می‌رود می‌خندد پدرش هم همینطور بود حضرت باقر (علیهما السّلام) که وقتی بچه‌شان می‌مردند می‌خندیدند و می‌فرمودند «سبحان الذی یقتل أولادنا و لا نزداد له الا حبا» منزه است خدایی که فرزند ما را می‌کشد و ما جز محبتش چیزی در دلمان اضافه نمی‌شود.@چون این یک محبتی دارد که خیلی فراتر از محبت‌های زمینی در دل این هست. این در دریا و اقیانوسی از عشق و محبت ورود کرده و این عشق را دارد و دیگر اصلاً با هیچ حرف و کنایه و گوشه‌ای به او برنمی‌خورد.@این فقیر فقیر بشود که در خیابان برود من اینها را دیدم که گدایی بکند یا در خیابان بخوابد با ثروتمند ثروتمند بشود همیشه ثروتمند است هیچ فرقی ندارد اصلاً احساس حقارتی به او دست نمی‌دهد احساس ذلتی به او دست نمی‌دهد. امام نور است.@بعد می‌فرماید: «و هم و الله» به خدا قسم ائمه «ينورون قلوب المؤمنين» اینها به خدا قسم نورانی می‌کنند قلب مؤمن را نورانی می‌کنند و «و يحجب الله نورهم عمن يشاء» اینجا خیلی خطرناک است. می‌گوید خدا نور اینها را نمی‌گذارد به بعضی‌ها برسد.@دائم برو پز بده که من دیپلم و لیسانس و دکترا دارم با اینها تو روشن نمی‌شوی، تو الان غصه این را بخور که چقدر نور داری و چقدر نور نداری و چقدر نور گیرت نیامده در این مسابقه بگذار با آدمها. تو باید به اهل بیت برسی.@حالا شوهر کردم، نکردم، بچه دارم یا ندارم، وضع مالی‌ام خوب است، سر جای خودش؛ من الان چقدر نور دارم؟ من الان چقدر می‌توانم با عشق خانواده آسمانی‌ام بزرگ و باشخصیت و قوی باشم، نور این است. می‌گوید خدا بعضی‌ها را از این نور محرم می‌کند. «فتظلم قلوبهم» قلبشان تاریک می‌شود.@عزیزم نور می‌خواهی برو در خانه صاحبان نور، برو در خانه معدن نور «و معادن نور الله» اینها معدن نور هستند، در حرم برو، حرم یک امامزاده، برو سر قبر یک عالِم، برو سر قبر یک آدمی که نورانی است برو نور بگیر.@قیامت چه می‌گوید؟ می‌گوید که روز قیامت همین منافقین که در ساعت قبل شخصیتشان را خواندم می‌گویند «انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ» به ما یک نگاهی بکنید که ما یکذره از نور شما بگیریم «قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا» برگردید عقب، دنیا برگردید از آنجا نور بیاورید اینجا کسی به کسی نور نمی‌دهد مگر در بهشت.@بله شما در بهشت که می‌روید به حضرت معصومه چه می‌گویید؟ «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة» فاطمه تو من را شفاعت کن. در بهشت شفاعت خیلی خوب است، در بهشت برو جای نورانی، آن یک نور جدیدتر به تو می‌دهد.@حضرت عبدالعظیم هم همین را می‌گویید «يَا سَيِّدِي وَ ابْنَ سَيِّدِي اشْفَعْ لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ» آقای من، سرور من، من را در بهشت شفاعت کن که تو پیش خدا شأنی داری، قشنگ است.@نور دست اهل بیت است جای دیگر نور پیدا نمی‌شود دنبالش نگردید. به میزانی که با خانواده‌ات آشنایی و در خدمت آنها هستی، ببند به خدمت اهل بیت و بخواه خودت را به خدمت امام زمان (علیه السّلام) تا روشن و نورانی بشوی، آنجا فقط می‌توانید گیر بیاورید، بیرون هیچ جا روشنایی وجود ندارد همه جا تاریک است هیچ جا نوری وجود ندارد.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@