جلسه 102 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
102
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
9
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 102 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 102 07/09/1398

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره رسید به «وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» یعنی فقره «أَرْكَانَ الْبِلَادِ» را تمام کردیم امشب ان‌شاءالله می‌رسیم به موضوع « أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏»؛ چند تا واژه هست که باید توضیح بدهم، یکی ابواب که به معنای درها هست، جمع باب به معنای در یا دروازه، و یکی هم ایمان هست.@باب یا در را ظاهراً وضع اولیه‌اش برای همین چیزی هست که ما از در می‌فهمیم محل دخول و خروج از جایی انسان وارد یا خارج می‌شود، مثل اینکه می‌گوییم درب خانه، درب سالن، درب پارکینگ، این در می‌شود، باب جمعش ابواب می‌شود.@یک استعمال دیگرش، استعمال معنوی هست، مثل اینکه پیامبر می‌فرماید «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ‏ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا» من شهر علم هستم علی در این شهر هست، شهر علم مادی نیست، یا در امور معنوی می‌گویند موارد متعددی که ما از در استفاده می‌کنیم، در واقع یعنی اگر ورودی کسی بخواهد به یک امر معنوی مهمی برسد طریقش آن هست.@اینکه پیامبر می‌فرماید من شهر علم هستم بابش علی است، یعنی بدون علی طریق رسیدن به من، طریق اتصال به من و طریق بهره‌مند شدن از من، از دینم، از آیینم، از احکامم، از معارفم علی هست، اما ایمان، «وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» قبلاً اگر یادتان باشد ما تقسیم‌بندی کردیم از قول قرآن یعنی تقسیمات قرآن را در مورد انسانها خواندیم.@چند بار هم این را ذکر کردیم که خداوند تبارک و تعالی که خالق همه اشیاء هست اصرار دارد که ما بفهمیم همه چیز در نگاه خداوند قدر و اندازه دارد، «كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» همه چیز نزد خدا اندازه‌دار هست، قیمت دارد، عدد و اندازه دارد،«وَ أَحْصى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَدا» همه چیز در نگاه خداوند عدددار هست.@هیچ بی‌عدد شما ندارید، از خداوند که بگذرید، از تجلیات الهی که پایین می‌آییم، از الله که شماپایین می‌آیید همه چیز آنجا جلوه‌های الله عدد و اندازه دارد، مثلاً می‌گویید حاملین عرش خدا هشت تا هستند، درهای بهشت هشت تا هستند، درهای جهنم هفت تا هستند، مأموران جهنم 19 تا هستند.@ببینید این عددها یک منشأها حقیقی دارد، یعنی به یک حقیقتی این اعداد وصل هست، مثلاً 20 نیستند می‌گوید 19 تا هستند، درهای بهشت هشت تا هستند، نه هفت تا هستند، نه نُه تا، یعنی نمی‌شود بیشتر از هشت تا باشد، این ورودیهای بهشت 8 تا هستند، حالا دلائل خاص خودش را دارد.@جهنم درهایش 7 تا هست، کاملاً مشخص هست که ورودیهای جهنم، ورودیهای اصلی که انسانها گرفتار می‌شوند و سر از جهنم در می‌آورند 7 تا هست، اینها در مباحث انسان‌شناسی کاملاً باز می‌شود تا انسان را انسان نشناسد نمی‌فهمد چرا درهای جهنم 7 تا است، درهای بهشت 8 تا است، اینها کاملاً دقیق و ریاضی هست، ولی با معارف انسان‌شناسی انسان به اینها پی می‌برد که پشت صحنه اینها یعنی چی.@قیمت هر چیزی را خدا تعیین می‌کند، چطور ریاضیات را خداوند در همه ابعاد تعیین کرده، قیمتها و ارزشها را هم خدا تعیین می‌کند، خداوند در بیان قیمت انسانها، انسانها را در یک نگاه کلی به دو دسته در قرآن تقسیم کرده، می‌گوید انسانها دو دسته بیشتر نیستند، مؤمن و فاسق.@«أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُون‏» آدمهای کرۀ زمین کلاً در یکی از این دو تقسیم‌بندی قرار می‌گیرند، یا مؤمن هستند، یا فاسق هستند، یعنی یا دارند مسیر هدف خلقتشان را می‌روند، که به مسیر هدف خلقت می‌رسند یا خارج از مسیر شدند، تقسیم‌بندی دیگری نداریم.@خداوند تبارک و تعالی نگفت انسانها چند قسمت هستند، یا بیسواد هستند، یا باسواد هستند، یا دیپلمه هستند، یا لیسانس هستند، یا فوق‌لیسانس هستند، یا دکترا هستند، اینها را نمی‌گوید، خدا نمی‌گوید انسانها یا مسئول هستند، حاکم هستند، یا محکوم هستند، یا مدیر زیر مجموعه هستند، سفید یا سیاه هستند، با اینها کار نداریم چون اینها تقسیم‌بندی انسانی نیست.@تقسیم‌بندی خداوند نه براساس تقسیم جمادات است، نه تقسیم گیاهی، نه تقسیم حیوانی، نه تقسیم عقلی است، تقسیم خدا، تقسیم انسانی است، انسانها براساس انسانیتشان دو دسته بیشتر نیستند، یا دارند مسیر خلقت را طی می‌کنند، به هدف خلقت بهشت حداقل بهشت، بهشت که دیوانه‌ها و حیوانات هم می‌روند.@انسانها به اینجا می‌رسند، یا بالاتر از بهشت که هدف خلقتشان هست، این مسیر را می‌روند، یک عده هم که جهنم می‌روند، یعنی راه دیگری وجود ندارد، تقسیم دیگری وجود ندارد، مؤمن و فاسق، فاسقان را تقسیم‌بندی کرد.@تقسیم‌بندی را خدا روی کدام بخش برد، انسانها را براساس چه چیزی به دو دسته تقسیم‌بندی کرد، یا وقتی فاسقان را به پنج دسته تقسیم‌بندی می‌کند براساس چه چیزی تقسیم‌بندی می‌کند؟ براساس معشوق‌هایشان، دلشان، و محبوب‌هایشان، آرزوها و آرمانهایشان.@آدمها براساس هیچی تقسیم‌بندی انسانی نمی‌شوند مگر براساس معشوقهایشان، محبوب‌هایشان، آرمان، دغدغه آدمها به چه چیزی فکر می‌کنی، آرزوی چه چیزی را داری، هدفت از زندگی کردن چیست، اگر هدفت شوهر کردن و زن داشتن و بچه‌دار شدن است که این هدف حیوانی است.@ولی یک موقع هست هدفت از شوهر کردن یک چیز بالاتر است، از زن گرفتن یک چیز بالاتر است، از بچه‌دار شدن یک چیز بالاتر است، آن موقع قیمت تو را مشخص می‌کند، تو با معشوق‌ها و آرمانها و دغدغه‌هایت مساوی هستی.@بعد می‌گوید انسانها یا جمادی هستند یا کمتر از جماد هستند، یا حیوان هستند یا کمتر از حیوان «أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل‏» مثل حیوان هستند، پایین‌تر از حیوان، شیطان، بعضی از انسانها هستند فرمود اینها شیطان هستند.@شیطان هستند یعنی چی؟ «شَياطينَ الْإِنْسِ» یعنی آدمهایی هستند که دیگران را غافل می‌کنند، مادر است بچه‌اش را از هدف خلقتش غافل می‌کند، بچه است پدر و مادرش را غافل می‌کند، همسر است همسرش را غافل می‌کند، معلم است شاگردانش را غافل می‌کند، مدیر است، رئیس یک جا است، زیرمجموعه ولایتی خودش را از هدف خلقت غافل می‌کند این شیطان بقیه می‌شود.@یعنی سیره رفتاریش به گونه‌ای هست که بقیه یادشان می‌رود آدم هستند، یادشان می‌رود بخش فوق عقلی دارند، تمام دغدغه‌ها و افکارشان حول و حوش مسائل جمادی، گیاهی، حیوانی یا نهایتاً عقلی است.@به این بگویند برای چی زنده هستی، هدفت از زندگی چیست، آخرش می‌خواهی چه بشوی، غایتت چیست، آرمانهایت چیست، اینهایی که ذکر می‌کند آرزوهایش را می‌نویسد، بگو 20 تا از آرزوهایت را بنویس، از بالاترین آرزوها تا پایین‌ترین آرزوهایت، وقتی می‌نویسد اصلاً بخش انسانیش این آدم فعال نیست، تمامش هم قشنگ و خوب است، ولی هیچکدامش انسانی نیست.@مثلاً می‌گوید می‌خواهم پزشک بشوم خدمت بکنم، پزشک بشوی خدمت بکنی، خدمت به خلق حیوانات هم دارند، اینجا با حیوانات مشترک هستیم، خدمت به غیر هم‌نوع، با حیوانات مشترک هستیم، خدا ما را نیافریده که برویم به مردم خدمت بکنیم، ما یک هدف بالاتر داریم.@خدمت به مردم یک بخش حیوانی ما است، خیلی هم لازم و خوب است، اگر کسی روح خدمت به مردم نداشته باشد از حیوان هم پست‌تر هست، خدمت بدون طمع اگر نداشته باشد، از حیوان به مراتب پست‌تر است، چون حیوانات بدون طمع هم خدمت به هم‌نوع می‌کنند هم خدمت به غیر هم‌نوع می‌کنند.@پس بنابراین اینطور نیست که یک کسی بگوید چقدر این انسان خوبی هست، انسان خوبی نیست، انسان تعریفش ریاضی است، انسان تعریفش در بخش فوق عقل ترجمه می‌شود، یک کسی خدمت به مردم می‌کند کمال حیوانی خوبی را دارد، و این ارزش و ثواب و قرب دارد، خدا هم به او پاداش می‌دهد اما انسان نیست، انسان تعریفش کاملاً ریاضی است.@پس پنج دسته فاسق را جدا کردیم رفت؛ مؤمن کیست؟ خدا می‌گوید اول از این آن کسانی که فاسق هستند بخش اصلیشان را یعنی بخش فوق عقلیشان را دارند از دست می‌دهند، بخش انسانی‌شان را دارند از دست می‌دهند، این از دست دادن بخش فوق عقلانی یا انسانی را اصطلاحاً خدا به آن خسران می‌گوید.@چون داری اصل سرمایه‌ات را از دست می‌دهی، سرمایه انسان این بخش‌هایش نیست، بخش انسانیش هست، چقدر تو انسان هستی، این سرمایه اصلی تو است، یک کسی که فعالیت بخش فوق عقلانی ندارد دچار خسران هست.@«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏ وَ الْعَصْر» قسم هم می‌خورد، «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ» باز تأکید می‌کند، لام تأکید هم می‌آورد، حتماً در خسران هست، سه تا قسم را تأکید دارد، «وَ الْعَصْر إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ» خیلی این آیه تکان‌دهنده است، متأسفانه ما مدام خواندیم به آن عادت کردیم عظمتش را درک نمی‌کنیم، چند لحظه بدون حجاب عادت به این آیه نگاه بکنید، خواب را از انسان می‌گیرد.@خدا قسم می‌خورد، خالق کل شیء می‌گوید که قسم می‌خورم حتماً حتماً همه انسانها دچار خسران هستند، صدای خداست، اینکه می‌گویم قرآن را با صدای کسی نخوانید جز با صدای خدا برای اینکه در قلب شما بنشیند، خدا برای ما وحی فرستاده قسم می‌خورم حتماً حتماً همه انسانها دارند سرمایه اصلیشان را از دست می‌دهند، دارند می‌بازند، آن هم ابدیت و انسانیت‌شان را، جاودانگی‌شان را دارند می‌بازند.@«إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا» مگر مؤمنین، مؤمنینی که «وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» حتماً اهل عمل صالح هستند، تواصی به حق و تواصی به صبر دارند، توصیه به حق و صبر، لال نیستند، حرف می‌زنند، فعال هستند، این مؤمنین خروجی دارند، آدمهایی نیستند که در خودشان باشند، هیچ چیزشان به هیچ کس نرسد، یک آدمی هست که خروجی دارد.@به پیغمبر گفتند مؤمن کیست؟ فرمود: «المُؤمِنُ جَوَّالَ الْفِکْرِ» یک کسی هست که ذهنش دائماً جوّال است، جولان دارد، تولید دارد، خروجی دارد، دائماً فکر می‌کند، این مؤمن است، آدمی که دائماً در حال تفکر هست.@در آیه 24 سوره توبه اینطوری می‌گفت مؤمن را، فاسقان و مؤمنان را اینطوری جدا کرد «إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها» هشت تا معشوق می‌آورد، معشوق‌های غیر انسانی، معشوق‌های حیوانی یا جمادی.@پدرها و مادرهایتان، پسرها و دخترانتان، خواهرها و برادرانتان، همسرانتان، عشیرتان، اموالتان، شغل و تجارتتان و خانه، هشت تا معشوق غیر انسانی، می‌گوید اگر نزد شما این هشت تا محبوب‌تر از سه معشوق هستند، این سه معشوق خط دقیق ریاضی بین انسان و فاسق است.@«أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِه‏» اگر آن هشت‌تا پیش شما محبوبتر از این سه تا هستند، الله، اهل بیت و جهاد، چون فقط رسول هم نیست، آیات موّدت واجب کرده مودت و عشق اهل بیت را، مهمتر از این سه تا در دل شما هستند، «فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَ اللهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقين‏» منتظر نکبت و بدبختی و عذاب الهی باشد که خداوند فاسقین را هدایت نمی‌کند.@می‌گوید فاسق هست کسی که هشت تا معشوق را مهمتر از این سه معشوق بداند، نمی‌گوید آنها را دوست نداشته باشد، می‌گوید (أَحَبَّ) آنها محبوب باشند، خیلی هم خوب است، خداوند دوست دارد کسی که این هشت تا معشوق را دوست دارد، خیلی هم دوست دارد، این خیلی خوب است.@ولی کسی که این هشت تا معشوق از سه تا معشوق برایش عزیزتر باشد فاسق می‌شود، یعنی این آدم تعادلش را از دست می‌دهد، دیگر از مسیر خارج می‌شود، می‌رود در مسیر این هشت تا معشوق، در معشوق‌های حیوانی می‌افتد، معشوق هست.@پدر مهربانی است، مادر مهربانی است، زن عاشقی است، مرد عاشقی است، فرزندی هست که خیلی خدمت به پدر و مادرش می‌کند، آدمی است که به مردم خیلی خدمت می‌کند ولی دیگر سمت خدا حرکت نمی‌کند، معشوقش الله نیست، اهل بیت نیستند، جهاد بهم نیست.@روح جهاد، مبارزه، روح فداکاری این آدم ندارد، این آدم روح انقلابی ندارد، وقتی انقلابی نیستی فاسق هستی، بارها دارم می‌گویم در قرآن یک کسی یا انقلابی است یا فاسق است، ما مؤمن غیر انقلابی نداریم، اگر کسی فکر می‌کند مؤمن است اما غیر انقلابی است، یعنی با دشمنانی که امام زمان را 1180 سال آواره کردند مشکل ندارد، دشمن نیست، و در صدد برطرف کردن موانع ظهور امام زمان نیست، فاسق است، این آدم اصلا مؤمن نیست.@می‌شود یک کسی بگوید من مؤمن هستم بعد پایه ایمان که امام هست، « أَرْكَانَ الْبِلَادِ وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» را رها بکند، من الان می‌خواهم از این سالن بیرون بروم، مخ‌تان را می‌خورد یک موقعی یک کسی از شما الان کلاس تمام بشود جز از آن در یا این در خارج بشود، کسی به مغزش می‌رسد، در دیگری نداریم، که به این در بخورد، این در به بیرون نمی خورد، آن در هم همینطور بسته است اتاق است، از درش باید بروید.@«أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» یعنی از در بروید، می‌شود یک کسی بگوید من ایمان دارم، خدا را دوست دارم، خدا را قبول دارم، دین دارم، بعد امام زمان را فراموش بکند، هیچ خیرش به امام زمان نرسد، هیچ کمکی برای حضرت نباشد، می‌شود گفت این مؤمن است؟@دشمنان امام زمان الان چه کسانی هستند، موانع ظهور الان چه کسانی هستند، چه چیزهایی هستند، کینه‌شان را به دل داری، برای نابودیشان تلاش می‌کنی، یا نه تو هم مثل آنها هستی، این خودفریبی است که من فکر کنم من واقعاً عاشق امام زمان هستم، امام زمان را خیلی دوست دارم، بعد تا یک چیزی هم می‌شنوم گریه‌ام بگیرد.@بعد نه مراقب خودم هستم، نه ظواهرم به شرع می‌خورد، نه ناموسم حجابش به شرع می‌خورد، نه در خانه‌ام یکسری مزخرفات هست، راحت در هر مجلسی می‌روم، پای هر فیلمی می‌نشینم، هر چیزی را می‌بینم، هر چیزی را می‌شنوم، این یعنی چی، این کجایش به ایمان می‌خورد، این یک شوخی است.@وقتی تو فرهنگ دشمنان را دوست داری، تبلیغش می‌کنی، تو چه می‌گویی، تو کجایت شبیه امام زمان است، چه چیزت شبیه حضرت زهرا هست، کدام سبک زندگیت به اینها می‌خورد، اینها برای اینکه ما را نجات بدهند.@برای اینکه دین خدا، تک‌تک‌شان برای اینکه ما را نجات بدهند، خودشان نیازی نداشتند شخصی، چون خودشان مَثَل اعلی هستند، فقط به خاطر ما، فقط به خاطر اینکه ما را نجات بدهند و بتوانند حیات ابدی ما را حفظ بکنند، تمامشان شهید شدند، پیغمبرش شهید شد، بقیه هم همه شهید شدند.@آن هم آن شهادتهای آنطوری، زجرهای حضرت زهرا ببینید، زجرهای اهل بیت را ببینید، به خاطر ما، که ما که فرزندانشان هستیم جاودانه بشویم، به خودشان ملحق بشویم، به مقام آنها برسیم، بعد من بیایم در سبک زندگیم آیین اینها را مسخره کنم، این کجایش انصاف و وجدان و عشق و دوست ‌داشتن و علاقه است.@ادعای عشق با سبک زندگی معلوم می‌شود، سبک زندگیت این لقمه حقوقی که داری می‌گیری، غذایی که داری می‌خوری، کار اقتصادی، این چطوری است، تو که می‌گویی خمس پول زور است، زکات پول زور است، به خدا داری می‌گویی، امام زمان فرمود خدا لعنت بکند کسی را که ذره‌ای خمس دستش بماند.@آن وقت تو خمس‌ات را نمی‌دهی می‌گویی من عاشق امام زمان هستم، امام زمان را دوست دارم، تو دینش را با سبک زندگیت مسخره می‌کنی، بعد چطوری می‌خواهی به حضرت ملحق بشوی، فاسق را خوب دقت کنید، تعریف ریاضی است، کسانی که علاقه به انسان‌شناسی دارند، خدا می‌گوید انسان یعنی این.@انسان یعنی کسی که سه معشوقش در رأس همه معشوقهایش باشد، وقتش عشقش، دلدادگیش، دلشوره‌هایش، آرزوهایش، آرمانهایش، دعایش، خلوتش با این سه معشوق باشد، و بقیه این چهار تا شأن پایینش را براساس شأن بالاییش در زندگی تنظیم بکند.@و الا اینکه ما داریم خاله‌بازی می‌کنیم در قالب شریعت، این هم داریم رعایت می‌کنیم، اما حقیقت را رها کردیم، اصول دینمان را رها کردیم، امام و معصومان را تنها گذاشتیم، این شوخی است در دین داریم، بالاخره روز قیامت مهمترین سؤال از پنجاه تا سؤال قیامت امام است، می‌گذارند جلوی امام معصوم می‌گویند تو با این چکار کردی، باید جواب بدهیم.@یک فکری بکنیم، یعنی من یک طوری زندگی بکنم اگر یک روزی با امام زمان روبرو شدم قبول کند که من با او هماهنگ بودم، خدا بپذیرد که من با امام هماهنگ بودم، این خیلی مهم است، این احتیاج به فکر، نقشه، برنامه‌ریزی، سازماندهی زندگی دارد، زندگی‌مان را باید از نو یک طوری بچینیم که هماهنگ باشیم.@بگوید این آدم کار کردنش، شغلش، ازدواجش، بچه‌داریش، تربیت فرزندش، لباسش، غذایش، مهمانی‌هایش، درآمدش، همه چیزش برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت تنظیم بود و با من هماهنگ بود.@اما یک کسی که نه تنها هماهنگ نیست، بلکه خون به دل امام زمان می‌کند، و دائماً جبهه را سست می‌کند، جبهه امام زمان را، جبهه اهل بیت را سست می‌کند، سبک زندگی غیر سبک زندگی معصومین را دارد ترویج می‌‌کند، این صادق نیست.@وقتی می‌گوییم «أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» یعنی اینها بابهای ایمان هستند، یعنی چی؟ یعنی اگر تو می‌خواهی انسان زندگی بکنی، بتوانی تعادل سه تا معشوق را در مقابل مشعوقهای پایینی در وجودت حفظ بکنی، آنها را دوست داشته باشی، خیلی هم دوست داشته باشی، اما متعادل باشی، این احتیاج به ایمان و راهنمایی دارد.@یک مربی می‌خواهد به تو تمرین بدهد که در کشش انواع معشوقها تو چطوری متعادل باشی، الان کسانی که می‌خواهند ورزش ژیمناستیک بکند، می‌خواهد تو خرک برود خودش را کنترل بکند، می‌خواهد روی میله برود خودش را کنترل بکند، می‌خواهد روی سیم صد متر راه برود، مربی لازم دارد، یعنی یک کسی که بتواند تعادل ما را حفظ بکند.@در حالی که ما در تعادل بدن به تربیت بدنی پزشکی احتیاج داریم، به اساتید و متخصصین تغذیه احتیاج داریم تا این تعادل برقرار بشود، در تعادل روح انسان بین کششهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی قرار دارد، همه هم دارند ما را می‌کشند، دشمن هم داریم، این یک باشگاه حقیقی برای متعادل شدن می‌شود.@یک باشگاه پرهیجان، زیبا، غیر کسل‌کننده، چون زندگی باشگاه حقیقی است، زندگی یک باشگاه حقیقی پرهیجان است، چون شیطان می‌زند، تو می‌زنی، طرف برای فوتبالش تا 60 سال هیجان دارد، از بچگی مدرسه فوتبال رفته، دارد میمیرد خواب فوتبال دارد می‌بیند، یعنی پیرمرد را برمی‌دارند، با ویلچر برمیدارند می‌آورند کنار زمین نشسته باز معشوقش این هیجان بازی است.@یعنی یک عمر طرف هیجان بستکبال، والیبال، پینک‌پونگ، شنا، یک هیجان اینطوری که هیجان وهمی می‌‌گویند، یک هیجان وهمی می‌بینی یک کشور را سر کار می‌گذارد، هیجان انسانی که انسان قرار است شبیه اهل بیت بشود، خیلی هیجان زیادی است، زندگی یک مؤمن هیچ وقت شل و ول و سست و بی‌آرمان و بی‌انگیزه و راکد و پوچ نیست.@چون مؤمن از صبح که از خواب بلند می‌شود حتی در خوابش مبارزه دارد، این آدم در رختخواب هم برود، هیجان دارد، صبح از خواب بلند می‌شود پر از هیجان است، یک زندگی بی‌خاصیت، کسل، بی‌رمق و بی‌انگیزه و بی‌هدف ندارد، چون می‌داند قرار است چه بشود.@یک کسی که می‌خواهد بسکتبالیست بشود، والیبالیست بشود، فوتبالیست بشود، کسی که می‌خواهد پزشک و مهندس بشود، چقدر در زندگیش هیجان دارد، کار دارد تا خودش را به آنجا برساند، این شخص می‌خواهد یک کسی مثل امام حسین بشود «أَسْأَلُهُ أَنْ‏ يُبَلِّغَنِي‏ الْمَقَامَ‏ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ» می‌خواهد آن بشود، و اگر نشود خسارت دیده است.@حالا می‌خواهد در این تجارت کمتر از امام حسین نشود، کمتر از حضرت زهرا نشود، قیامت که می‌شود با اینها بپرد، با اینها محشور باشد، این خیلی زندگیش هیجان دارد، این آدم راکدی نیست، که از صبح تا شب درگیر این است که الان کرایه خانه را چکار کنم، بنزین را چکار کنم، الان قفل خانه را چکار کنم، چاه دستشویی را چکار کنم، اینها دغدغه‌هایش هست، به آن همّ می‌گویند، اصلا برای اینطور چیزها غم ندارد.@اصلاً شرافتش اجازه نمی‌دهد برای این چهار تا چیز غم بخورد، این آدم شاد شاد است، قوی، شاد، این چیزها هست، اینها آدم را می‌سازد بزرگ می‌کند خوب است، وقتی یک کسی مثل علامه طباطبایی مثل امام می‌گوید من حاضرم عبادت همه عمرم را بدهم ثواب بچه‌داری، اذیت یک بچه‌داری را به من بدهند یک مادر باید خیلی سرمست باشد.@ما اصلاً مادرهایمان زرنگ نیستند، می‌گوید یک بچه کافی است، دو تا کافی است، نمی‌فهمد که بچه‌داری آن هم بچه زیاد، یک انسان را چقدر سلوک می‌دهد، تا الله، اصلاً متوجه نیست، این احساس پوچی می‌کند، می‌گوید اصلاً پشیمان شدم بچه‌دار شدم، از شغلم افتادم، از شرکت افتادم، الان نمی‌توانم کار بکنم، نمی‌‌توانم درس بخوانم.@این خانم فکر می‌کند اگر الان برود درس بخواند، کار بکند، در یک شرکتی رئیس کل بشود، یک شرکت بزند تریلیارد بشود، ثواب یک هفته بچه‌داری به او می‌رسد، عمراً به او نمی‌رسد، اصلاً ارزشش با همین است، زمین تا آسمان فرق می‌کند، ما زنهایمان را دشمن اینطوری به آنها حمله کرده دارد گولشان می‌زند.@یک خانم فکر می‌کند که ارزشش به این هست که تحصیلات عالیه بالا داشته باشد، بعد حتماً یک جایی شاغل باشد، درآمدی داشته باشد، یا ازدواج نکند، یا اگر ازدواج هم می‌کند، یکی دو تا بچه که خیلی به پرستیژ اجتماعیش لطمه نخورد، این خودش را از یک فیض عظیم و یک سلوک عظیم انسانی محروم می‌کند.@قیامت که می‌شود می‌فهمد که ای بابا چطوری این فکر می‌کرده، و حسرت آنجا تمام شدنی نیست، این خیلی خوب است، اذیت شوهرداری یک زن را سلوک عالی می‌دهد، چطور آسیه را برد تا جایی که پیش خود خدا خانه گرفت، ارزش زن‌داری، پس غصه نخور، اذیتها را شیرین بخور، بدون عصبانیت، بدون کتک‌کاری، بدون طلاق، بدون اختلاف، اینها در زندگی همه هست، درست رفتار کردن این خیلی مهم است.@ولی سه تا عشق باید سر جای خودش باشد، اینها عشق نیستند، عشق الله است، عشق (لا اله الا الله) آن هم (اشهد ان لا اله الا الله وحده) تنهاست (لا شریک له) این معشوق من است، عشق من این است، نماز عشق من است، که در روایت داریم به پیغمبر می‌گویند مؤمن کیست؟ می‌گوید مؤمن کسی است که جوّال الفکر است، فکرش دائماً جولان دارد کار می‌کند.@و«جَوْهَرِیَّ الذِّکْرِ» ذکرهایش اصالت دارد، عرضی نیست، اینطور نیست که چند روز نماز بخواند، چند روز نخواند، ذکر بگوید، ذکرش حقیقی از وجودش بیرون نیاید، از بیرون به او بگویند، با تلقین، اینطور نیست، مؤمن همه دلدادگیش، یادش، خاطراتش، ذکرهایش از قلب خودش می‌جوشد بالا می‌آید، جوهری است، بخشی از وجودش هست.@زور نمی‌زند یک دعای توسل بخواند، یک کسی یاد زنش یا بچه‌اش می‌افتد زور می‌زند؟ یا اگر بخواهد با زن و فرزندش مسافرت برود خلوت بکند، لذت ببرد به خودش زور می‌زند؟ نه، چون جزء ذاتش هست.@یک کسی که باید زور بزند نماز بخواند، نماز صبح بخواند، نماز شب بخواند، زور بزند زیارت برود، به خودش کلی ریاضت بکشد تا تحمیل بکند تا من بروم زیارت، بعد هم با یک توجیهی زود آن را کنار بگذارد این ایمان مستودع دارد، ایمان مستودع یعنی ایمانی که خداحافظی می‌کند یک موقعی می‌رود.@در یکی از این برخورد شهوت‌آمیز، در یک سفر خارجی، همین آدمی که الان اینطوری هست، فردا یک شوهر می‌کند خارج از کشور با سر می‌رود، آنجا لازمه‌اش این هست که حیا، حجاب، دین، می‌کنم چه اشکالی دارد فدای خارج از کشور، راحت می‌فروشد دین، آخرت، ابدیت به یک سفر، به یک زن خارجی، به چهار تا مسافرت، همینطوری می‌فروشد.@تمام ابدیت، الله، اهل بیت همه را به یک شهوت اینطوری می‌فروشد، این ایمانش هم ایمان بدرد نخوری است، الان دارد، الان نماز می‌خواند، الان موارد را رعایت می‌کند، اما این یک هوس دنیایی سراغش بیاید همه را کنار می‌گذارد می‌فروشد، این آدم وزن ندارد، بی‌وزن است.@قرآن هم می‌گوید «نُقيمُ لَهُم‏ْْْ» روز قیامت ما آدمها را وزن می‌کنیم، این وزن ندارد، این ایمانش را بگذاری دو مثقال ایمان دارد، در مقابل 60 ـ 70 کیلو وزن دو مثقال ایمان، اصلاً نمی‌کشد، عشق یک چیز دیگر است، دلدادگی، دلتنگی، یاد افتادن، خاطره، گریه کردن، اشک ریختن، چه چیزی دلت را پر می‌دهد، این مهم است.@اینجاست که تو وقتی می‌فهمی انسان هستی، حالا به این یقین می‌رسی که ضرورت داری یک کسی کنارت باشد که خودش همه ایمان است، اصل ایمان است، باب ایمان است، تو نمی‌توانی از غیر از طریق این به الله برسی، چه کسی می‌فهمد معصوم کیست؟ معصوم چقدر ارزش دارد، امام زمان چقدر ارزش دارد، چه کسی می‌فهمد نیاز به معصوم دارد؟@الان به خیلی از مسلمانان شما بگویی معصوم، می‌گوید حالا، من الان نیازم اینها نیست، نیازم پول است، یک شوهر است، یک زن است، یک بچه است، یک خانه است، یک شغل است، تحصیلات بکنم، زندگی کنم، می‌گویی معصوم، الگو، می‌گوید بود بود، نبود نبود، اصلاً کاری ندارد، برای همین هم 1180 سال امام زمان آواره است، چون کسی احساس نیاز به او نمی‌کند.@به عنوان نیاز حقیقی و حیاتی کسی به امام زمان فکر نمی‌کند، اگر فکر می‌کرد جامعه مسلمانان می‌رفت آن را می‌آورد، کاری ندارد برای اینها، مثل آب خوردن می‌ماند این کار برای جامعه اسلامی که بخواهد امام زمان ظهورش را محقق بکند، نیازی احساس نمی‌کنند که برایش وقت بگذارند.@دغدغه‌اش درس است، استاد شدن است، مهندس شدن است، دکتر شدن است، تدریس خودش است، کلاس خودش است، جلسه خودش است، کار هنری خودش، کار اقتصادی خودش، کار سیاسی خودش، اصلاً برای این کارها وقت ندارد.@«أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» یعنی تو به یک جایی برسی که باید وارد یک فضایی بشوی باید از درش بروی، ورودی خدا معصوم است، «السَّلَامُ عَلَيْكم يَا بَابَ‏ اللهِ» اینها باب خدا هستند، «یَا بَابَ‏ اللهِ وَ دَيَّانَ دِينِهِ» زیارت آل یاسین می‌خوانیم باب خداست.@«مَنْ‏ أَرَادَ اللَّهَ‏ بَدَأَ بِكُمْ» هر کس ارادۀ خدا بکند از شما باید شروع بکند، از در باید داخل بشوی، می‌خواهی به بینهایت برسی با چه چیزی، با چه کسی، با کدام مربی، با کدام استاد، با کدام ملاک ریاضی، باید همه چیز را تعیین بکنی.@ایمان یعنی من باید پدر و مادرم را دوست داشته باشم بیش از جان خودم، خواهر و برادرم را دوست داشته باشم، پسر و دخترم را دوست داشته باشم، همسرم را دوست داشته باشم، آن هم در اوج، یعنی یک طوری که اینها آدم برایشان جانش را می‌دهد، خیلی اینها مهم است.@کشورم را دوست داشته باشم، عشیرگی، عاشق کشورم باشم، جانم را برای این کشور بتوانم بدهم، مال دوست داشته باشم، حضرت فرمود از ما نیست کسی که جمع مال را دوست نداشته باشد، فکر اقتصادی، کار اقتصادی، مال‌دوستی، مال جمع کردن، درآمد، غنا، اینها را دوست داشته باشم، شغل و تجارت را دوست داشته باشم، خانه‌ام را دوست داشته باشم مسکنم را، بعد تازه در تعادل اینها الله و اهل بیت و جهاد را از همه بیشتر دوست داشته باشم.@چه کسی می‌‌خواهد من را اینطوری تربیت بکند، این یک مربی، طرف یک مربی بدنی می‌خواهد چهار تا عضله برای ما بیاورد می‌گوید بایست چند سال کار بکن تا هیکلت اینطوری بشود، یک مربی ژیمناستیک، یک مربی فوتبال، یک مربی والیبال.@می‌خواهند یک آدم درست بکنند، یعنی کسی که عاشق خداست، عاشق غیب است، عاشق اهل بیت است، عاشق جهاد است، و بعد دائماً با غیب ارتباط دارد، می‌رود می‌آید، استمداد دارد، قدرت می‌تواند بگیرد، نیرو دارد، عشق دارد، لذت دارد، این آدم در تعادل در مبارزه با نیروهای اینطرفی و معشوق اینطوری که به یک تعادل اینطوری برسد این یک مربی می‌خواهد، یک استاد می‌خواهد.@یک کسی می‌خواهد که خودش در میدان پیروز شده باشد، خودش الله و اهل بیت و جهاد در رأس معشوق‌هایش باشد، حالا این بلد است یک کسی را که خودش را به این آدم می‌سپارد چطوری متعادل بار بیاورد که این آدم ضمن اینکه دنیا را دارد، آدم گوشه‌گیر و منزوی نیست.@یک عشق رمانتیک فوق‌العاده‌ای با همسرش دارد، با فرزندانش خیلی عاشق هستند، عاشق کشور هست، با آدمها خیلی خوب صفا می‌کند، لذت می‌برد از ارتباطات بین انسانها، حسادت اصلا در وجودش نیست، کینه، بدخواهی، بدجنسی اصلاً در وجودش نیست.@یک آدمی که آن سه تا خاصیت را دارد، همیشه شاد است، همیشه آرام است و مهربان است، ضمن اینکه اینطرف هم عشقهایش را دارد، دارد لذتهای اینطرفیش را می‌‌برد این مربی می‌خواهد، این استاد می‌خواهد، این شنیدن می‌خواهد، این برنامه علمی می‌خواهد، اصلاً برنامه می‌خواهد، انسان باید با برنامه پیش برود تا به این تعادل و قدرت برسد، اینجاست که به معصوم احتیاج پیدا می‌کند، اینجاست که به کتاب الله احتیاج پیدا می‌کند.@یک کسی که می‌گوید در قرآن نه وقت دارد زبانش را بخواند، نه سال به سال به آیاتش نگاه می‌کند، نه تفسیر، نه می‌رود عربی را یاد بگیرد، زبان انگلیسی را خیلی بهتر علاقه دارد، زبان اجنبی را بیشتر علاقه دارد تا زبان انسانی را، نمی‌رود یاد بگیرد، 800 ـ 900 واژه قرآن بیشتر نیست، این 800 ـ 900 تا واژه را نمی‌رود یاد بگیرد که معنی قرآن را بفهمد، برای اینها وقت نمی‌گذارد.@ولی ده هزارتا واژه چینی بلد است، واژه ترکی بلد است، واژه روسی بلد است، واژه انگلیسی بلد است، این احتیاج به این ندارد، یک کسی احتیاج به مطالعه ندارد احادیث اهل بیت را بفهمد، احکامشان را بفهمد، احتیاج ندارد، می‌گوید در کار من نیست، جزء علایقم محسوب نمی‌شود علاقه‌ام یک چیز دیگر است.@این فکر می‌کند مثلاً یک فکر است، یا یک حیوان است، مثلاً آدمها باید براساس علائقشان یک چیزهایی را انتخاب کنند، می‌گوید نه به این علاقه ندارم، در مساجد دیدید بعد از نماز، بعضی از مساجد سنتهای خوبی دارند، مثلاً همیشه بعد از نماز جماعت اینها چایی می‌دهند، خیلی هم این کار خوب است.@چایی می‌دهند، سینی را جلوی افراد می‌گیرند، همه هم برمی‌دارند، بالاخره چایی مسجد است، جوشیده‌اش هم بهتر از چایی تازه دم خانه است، چایی امام حسین باشد که اثر دیگری دارد، می‌خورند، شیرینی می‌آورند می‌گیرند.@بعد از نمازها یک سنت خیلی خوبی در نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا هست، صبح که الحمدلله کسی نماز نمی‌خواند، یا مسجد نمی‌روند، ولی آنهایی که می‌روند، مثلاً ظهر و عصر و مغرب و عشا، یک کسی می‌‌آید قرآن جلوی افراد می‌گیرد، اکثر افراد می‌گویند میل نداریم ممنون، 4 ـ 5 تا از این پیرمردها می‌مانند، آنها قرآن برمیدارند یک صفحه هم بیشتر قرار نیست خوانده بشود، یعنی مجموعاً حدود 2ـ 3 دقیقه خیلیها میل ندارند قرآن بخوانند.@حالا یک کسی می‌گوید من اصلا نمی‌خواهم یک صفحه بخوانم، خودت قرآن بگیر بعد از نماز ظهر و عصر چند تا سوره وارد شده، شبها سوره واقعه وارد شده، قرآن بخوان، حالا یک موقع هست انسان عجله دارد، مهمان است، کار دارد، کلاس دارد، کاری با آن ندارم، در مسجد نشستی اکثراً می‌گویند خیلی ممنون ما رژیم داریم، میل نداریم قرآن بخوانیم، اصلاً هیچ علاقه‌ای نیست.@در طول روز هم جانش بالای لبش می‌آید 50 تا آیه بخواند در این برنامه‌ها نوشتیم 50 تا آیه بخوانید، دو تا آیه تفسیر، دو تا آیه تفسیر مگر به کجا می‌خورد، این نشان می‌دهد این آدم تعادل ندارد، این آدم به هم ریخته، نظام تغذیه این آدم بد شده است.@یک کسی قند می‌گیرد، چربی می‌گیرد، آدم بدی نیست، آدم خوبی هم هست، یک موقع آدم بی‌احتیاطی می‌کند، یا رژیم غذاییش رژیم غذایی چربی است، آدمی نیست که شکمو باشد، ولی خانمش بلد نیست رژیم غذایی درست انجام بدهد، خودش بلد نیست تنظیم بکند، حالا یک دفعه قند و چربی این بالا رفته، یکسری پرهیزها دارد، می‌گوید من میل ندارم نمی‌خورم باید یک چیزی نخورد تا تعادل برقرار بشود.@ما تعادل رژیم غذایی‌ معنوی‌مان در این پنج بخش به هم می‌ریزد با اینها غلبه می‌شود دیگر تو حس و ذائقه فوق عقلی نداری، برای همین وقتی به جامعه کبیره می‌رسی می‌گویی «وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» درهای خدا، درهای ایمان، دلت برای معصوم پر نمی‌کشد، اگر کسی بفهمد همین یک کلمه کافی است که همه برای امام زمان قیام بکنند.@«أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» یعنی این آدم که الان آواره است، طرد شده است، تنها و یگانه است، اگر باشد تو را به خدا می‌رساند، تو شبیه خودش می‌شوی کم چیزی است، به خدا قسم امام زمان 24 ساعت نه بیشتر، در حکومتش باشی بابهای غیب به رویت باز می‌شود.@امام زمان بیاید درهای غیب را به روی تمام ما باز می‌کند، مزه غیب را می‌فهمیم، مزه قیامت را می‌فهمیم، مزه برزخ را می‌فهمیم، مزه ایمان را می‌فهمیم، مزه آدمیت را می‌فهمیم، امام زمان ما را به اوج لذت می‌رساند، به اوج شادی و آرامش می‌رساند، ضمن اینکه در بخشهای پایینی به اوج ثروت مادی، سلامت جسمانی، حیات حیوانی، علمی می‌رساند آنها هیچی، ما را به اوج انسانیت می‌رساند، به اوج لذت و آرامش.@تو اگر بفهمی «أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» قربان امام هادی بروم، چکار کرده برای ما، نشسته یک زیارت ریاضی انشاء کرده، بروید با آن اوج بگیرید، امام زمان در داستان سید رشتی بعد از زیارت عاشورا در مفاتیح هست، امام زمان گفت عاشورا، عاشورا، عاشورا، جامعه، جامعه، جامعه، خیلی مهم است.@« وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» اینها بابهای ایمان هستند، یعنی حیات انسانی من به این آدم بستگی دارد، و الا من مرده هستم، من تلف شدم، من یک حیوان شدم، یک موقع می‌گویند هوا، آب، از فردا آب قطع است، بنزین قطع می‌شود مردم می‌ریزند این داستانها پیش می‌آید، بنزین نه، آب از فردا قطع می‌شود، 24 ساعت، 48 ساعت، سه روز آب قطع است، یک هفته آب ندارید ببینید چه اتفاقی می‌افتد.@فردا هوا به قدری آلوده است که هر کس از خانه بیرون بیاید می‌میرد، خفه می‌شود، من الان بعضی از کشورها که اوضاع هوایشان خیلی خراب می‌شود دیدم که شرکتهای بزرگ، مردم، کسی که پذیرایی می‌کند به جای چای و قهوه کپسول اکسیژن می‌‌آورند به اینها می‌دهند، اسپری می‌زنند، اکسیژن مصرف می‌کنند، که هوا بتوانند داشته باشند.@«أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» یعنی من بدون این آدم مرده هستم، بدون ارتباط با این آدم حیوان هستم، بدون ارتباط با این در جهنم سقوط کردم، «أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» مثل اینکه الان در این حسینیه که بهشت است نشستید اینجا یک کسی بیاید درها را ببندد قفل بکند برود، جای بدی نیستیم ولی اینجا خفه می‌شویم باید از در برویم رد بشویم.@«أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» یعنی تو اصلاً بدون معصوم کارت تمام است، بدون اتصال به او، بدون فکر کردن به او، بدون دغدغه داشتن با او، بدون پیوند با او، مهمترین سؤال قیامت است، این باعث می‌شود که ما ببینیم که ما واقعاً طریق داریم یا نداریم، سلوک داریم یا نداریم، شما وقتی می‌خواهی سلوک بکنی از در باید بروی.@می‌خواهی بهشت بروی در بسته است، دیدید آدم یک موقعی حرم امام رضا می‌‌رود غبارروبی دارند، نظافت دارند، یک موقع در بسته است، تعمیرات دارند، من خودم شده یک روز تمام معطل بودم تا درها را باز کنند نمی‌توانی حرم بروی در بسته است.@در بسته باشد کجا می‌خواهی بروی، با اُوشو می‌خواهی بروی، با عرفان سرخپوستی می‌خواهی بروی، با کریشتا مولتی می‌خواهی بروی، با عرفان حقیقی می‌خواهی به خدا برسی، ته همه اینها که جهنم است، تو لیاقتت معصوم است با معصوم باید بروی، در بسته باشد فاجعه است.@برای همین وقتی می‌گویی «وَ أَبْوَابَ‏ الْإِيمَان‏» بدان یعنی چی، بابهای ایمان، که من ایمان را معنا نکردم، فعلاً کلی گفتم ایمان یعنی چی، ایمان از نگاه انسان‌شناسی و قرآنی معنا کردم، غلبه سه معشوق بر سایر معشوقها.@جلسه بعد می‌رسیم می‌خواهم ایمان را برایتان بگویم که ایمان واژه‌اش چیست؟ چه خصوصیاتی دارد، ما این بحث را نمی‌کنیم در حد یک جلسه، بحث ایمان را مفصل گفتیم، بروید به همان مباحث مراجعه کنید.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

اردوی اسماء الله عید 7 تا 12 امسال یک روز هم اضافه کردیم 6 روز است عزیزانی که سالهای پیش بودند ثبت‌نامشان را می‌کنند، عزیزانی که می‌‌خواهند بیایند و الان دارند صدای من را در سراسر دنیا می‌شنوند با پخش مستقیم باید آن مراحل اردوهای قبلی را طی کرده باشند.@یعنی حتماً مباحث اردوهای قبلی را بگیرند در کانالمان هست، کانال در ایتا، در شبکه جهانی اربعین، سروش، تلگرام، همه جا هست، توضیح دادیم که چه مباحثی را عزیزان بگیرند، به خود فروشگاه هم بگویند، یا با سایت مؤسسه ارتباط برقرار بکنند، آن بسته مخصوص اردویی را همه بگیرند، یا دانلود بکنند یا بخرند که بتوانند در اردو شرکت بکنند.@من امروز درخواست خیلی آمده بود، ولی درخواستها را که می‌خواندم دیدم بعضیها متوجه نشدند که برای چی دارند ثبت‌نام می‌کنند، فقط نوشتند ما دوست داریم اردو بیاییم، می‌خواهیم تفریح بکنیم، آنجا تفریح دارد، سرزمین موجهای آبی هم شما را می‌بریم، زیارت داریم.@ولی بحث اردو یک بحث علمی است، تخصصی و معرفتی است، باید برایش وقت بگذارید، آنهایی که می‌خواهند بیایند بیخود فرم پر نکنند وقتی هیچ آمادگی ندارند، باید آن سیر طی بشود، هزینه‌اش الحمدلله با تلاشهایی که عزیزان کردند، زیاد گران نشد.@یعنی با توجه به اینکه همه قیمتها و هزینه‌ها سه برابر شد، اما هزینه‌اش صد تومان گرانتر از سال قبل شده یعنی 800 تومان، به من هم مربوط نیست ندارید، دزدی، تلاش، گدایی، می‌توانید بکنید این پول را جمع بکنید اردو بیایید.@یک کار خوبی که مؤسسه کردند یک بازی خوب، بازیها نقش زیادی در شکل‌گیری افکار بچه‌ها دارد، کسی هم نمی‌تواند جلوی بازی کردن بچه‌ها را بگیرد، مؤسسه چند تا بازی کامپیوتری خیلی خوب تهیه کرده، یکی بازی سبک زندگی است، حتماً بچه‌ها این بازی را ببیند، خیلی می‌شود به آنها مسیر بدهد آن بازی را حتماً بگیرند.@بازیهایی که پسرها دوست دارند انجام بدهند، بازیهای جنگی و خارجی هستند، اینها بچه‌ها را وحشی و خشن بار می‌آورد، ولی پسر بچه است و تفنگ و اسلحه، ما هم که باید فرزندانمان روح جهاد داشته باشند ان‌شاءالله سربازان امام زمان باشند، دو سه تا بازیهای خیلی خوبی هست، البته ما سعی کردیم در یک نرم‌افزار جا بدهیم که سه تایی یا چهارتایی بشود.@این بازیها را حتماً بگیرید به بچه‌ها هدیه بدهید، قیمتی هم ندارد، فرزندانتان، فامیل‌هایتان، نوه‌هایتان، نتیجه‌هایتان، دوستانتان هر کس هست، بخرید هدیه بدهید، بازی سبک زندگی و آن بازی جنگی که بازیهای جهادی هست، جالب است که این بازی وقتی در آمد سر و صدای غربیها در آمد کلی از این انتقاد کردند که چرا این بازی در ایران آمده است.@خودشان هزاران بازی وحشیانه جنگی بیرون دادند، این یک بازی جهادی که بیرون آمده خیلی سر و صدایشان درآمد، به کوری چشمشان تهیه بکنید و بدهید بچه‌ها کار بکنند و استفاده بکنند، سه تا فیلم هم قربت الی الله سینما بروید، یکی فیلم بنیامین هست بسیار فیلم قشنگ و خوبی هست، فرزندانتان را حتماً ببرید ببینند، برای بزرگترها هم قشنگ است.@فیلم پرواز در منطقه ممنوع، و 23 نفر اینها را که گذاشتند، برای رضای خدا یک کار جهادی هست، یک کار انقلابی هست، بروید اینها را حتماً ببینید، بقیه را هم تشویق کنید که بروند این را ببینند.@