جلسه 081 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
81
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
9
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 081 - شرح زیارت جامعه کبیره

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحثمان در شرح زیارت جامعه کبیره به «عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ» رسید «وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ» اهل بیت عناصر پایه‌ای و اساسی نیکان هستند، و ستون‌های اهل خیر، در مورد ابرار صحبت کنیم، یک توضیح و توجیه دو جهت در مورد ابرار و اخیار جلسۀ گذشته عرض کردیم.@اهل بیت عنصر و پایه و اساس ابرار هستند یعنی نیکان، چرا عنصر و اصل و ریشه هستند؟ ما به این کلمات در طول زیارت خیلی بر می‌خوریم، در تصویری که به شما نشان دادیم در منحنی خلقت دیدیم که خداوند تبارک و تعالی در اولین جلوۀ خودش یک نمونۀ کامل از خودش را به نام مثل اعلی آفرید، یعنی عالی‌ترین نمونه از خداوند.@یعنی هر چه خداوند دارد کمالاتش در عالی‌‌ترین کمالات در اختیارات این شخصیت‌ها است، بنابراین هر اسمی که خداوند دارد که هر اسمی نشان‌دهندۀ یک کمال هست، یک خاصیت هست، یک قدرت هست، اگر بخواهیم به زبان امروز صحبت بکنیم، یک اَپ، یک اپلیکیشن هست، به معنای قابلیت، توانایی، قدرت.@ پس وقتی می‌‌گوید «وَ لِله الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها» خداوند اسماء نیکو و زیبای زیادی دارد، تمام اسماء زیبا مال خداست، پس در وا قع همۀ این اسمائی که شما در قرآن کریم، در دعای جوشن کبیر می‌خوانید خصوصیات الهی هستند.@اسم را هم قبلاً توضیح دادیم، اسم یعنی ذات به اضافۀ صفت، اسماء الله یا اسم، یا اسم الله می‌گوییم ذات به اضافۀ صفت، شما یک ذاتی دارید این ذات شما در آن یک صفتی رسوخ می‌کند بعد شما آن شخص را به آن صفت اسم می‌گذارید.@مثلاً دانشجو است رفته دانشگاه درس خوانده رشتۀ مهندسی، ذاتش قبل از اینکه دانشگاه برود این چیزها را یاد بگیرد مهندس نبود، ولی الان به او مهندس می‌گویید، اسم مهندس را روی او می‌گذارید، حالا این جناب مهندس را که 4 سال، 8 سال، درس خوانده، روی باسکول ببرید، با یک آدمی که اصلاً درس نخوانده بکش، می‌بینی هر دو 70 کیلو هستند، پس این مهندسی کجای این است، جسمش که نیست، هنر مهندسی الان در کجای این آدم هست؟ در نفسش هست.@یعنی این نفسش به یک مهارت به نام مهندسی رسیده است، یا پزشک شده، یا نجار شده، یا نقاش شده، یا شاعر شده، یا در یکی از رشته‌های هنر هنرمند است، به او می‌گویند این مثلاً یک اسمی از رشته‌های هنری می‌برد، این در نفس این هست، ولی دارد حالا آن آسم را به او اطلاق می‌کنید.@پس یک آدمی داریم، یک صفتی داریم، مثلاً می‌گوییم سگ باوفا است، یعنی یک ذاتی هست به نام حیوان یک صفتی را دارد حالا اسم باوفا را روی او می‌گذاریم انسان یک آدمی هست خسیس هم بوده حالا رفته روی خودش کار کرده خیلی دست و دلباز و کریم شده، می‌گویند این آدم کریم است.@یعنی اسم در آن به کار می‌بردیم، اسم یعنی ذاتی بوده که آن صفت کرم را گرفته، پس وقتی خدا اسم‌هایی دارد یعنی خدا ذات است، چون غیر از موجودات دیگر فقط خدا ذات دارد، ما هیچ کدام ذات نداریم، ما ظهورات و جلوه‌های خداوند هستیم فقط خداست که ذاتش مال خودش است قائم به ذات است به کسی خارج از خودش احتیاج ندارد، به هیچ چیز احتیاج ندارد، ذاتاً محتاج نیست، صمد است.@چون هستی مطلق است، هستی بی‌نهایت است به جایی وابسته نیست، ما هستیم که هستی‌هایمان محدود جلوه‌های خداست وابسته هستیم، حالا خداوند این اسم‌ها را دارد، در اولین جلوۀ خودش نور اهل بیت (علیهم السّلام) خلق می‌کند، که آن صفت‌های خودش را به آن انوار طیبه می‌دهد و اینها هم آن صفت‌ها را دارند.@لذا وقتی در قرآن می‌فرماید: «وَ لِله الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها» با این اسماء خدا را بخوانید حضرت فرمود: «نَحنُ وَاللهِ الأسماءُ الحُسنی» بخدا قسم ما اسماء حُسنی هستیم، یعنی همۀ مظاهر اسم الهی اینها هستند، پس شما هر صفتی که می‌بینید از صفت‌های قشنگ و زیبا و خوب الهی، کریم و جواد و غفور و رحیم و رحمان و ودود، هر چه می‌بینید در اهل بیت اوجش را دارند.@سایر مراحل خلقت و آدم‌های دیگر طبق احادیثی که جلسه گذشته خواندیم از نور اهل بیت آفریده می‌شوند، حالا اگر کسی در دنیا تحت تعلیم اهل بیت قرار گرفت صفات اهل بیت را می‌گیرد و هر صفتی را گرفت اصل آن صفت مال اهل بیت است.@بنابراین عنصر ابرار بودن یعنی همین، در دنیا آدم‌های زیادی هستند آدم‌های خیلی خوبی هستند، صفت‌های خیلی خوبی دارند، مهربان هستند، جواد هستند، کریم هستند، غفور هستند، رحمان و رحیم هستند، آدم‌های خیلی خوبی هستند ولی صفت اینها از کجا به اینجا رسیده؟ از معدنش به اینها رسیده، معدن همۀ صفت‌های خوب الهی اهل بیت (علیهم السّلام) هستند، همۀ صفت‌های اهل بیت هر چه که شما بگویید معدنش دشت شخصیت وجود اهل بیت است.@قرآن کریم هم در همین رابطه می‌فرماید: «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُوم‏» هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائن (جمع خزینه، معدن) آن ظرفش، آن خزینه‌اش نزد ماست، و ما نازل نمی‌کنیم مگر به اندازۀ مقدور، مقدور یعنی ریاضی است، باید معلوم باشد.@مثلاً وقتی می‌خواهد باران بیاید مشخص است که چند میلیون قطره باران باید کجا بیاید، حساب‌شده می‌آید و هر یک قطره باران باید کجا برود، مشخص است، چقدر برف بیاید، کجا بیاید، مشخص است، این در عالم ماده است، در عالم بالا هم اگر قرار است فیضی بیاید همه همینطور است.@ از خزائن الهی، از عوالم بالاتر وقتی قرار است یک فیض مادی بیاید، در این عالم ماده، هر چه که می‌آید مشخص است معلوم است، که ساختار این عالم به هم نخورد، چطور شما غذا می‌خورید اگر این غذا یک دفعه بیاید رشدی که می‌خواهد به موی شما بدهد به مژه شما بدهد چه اتفاقی می‌افتد؟ تعادل به هم می‌خورد.@این غذا به قدر معلوم تقسیم می‌شود، استخوان، رگ، عضلات، چربی‌ها، این یک غذا است که می‌آید معدن انرژی حالا این وقتی می‌آید در قسمت‌های مختلف می‌رود به بخش‌های مختلف تقسیم می‌شود، مثل بدن، از عالم بالا هم که می‌آید در نظام ماده می‌آید، هر چه که می‌آید به قدر معلوم تقسیم می‌شود و مشخص است، که اینها را در بخش فرشته‌ها مفصل توضیح دادیم، مراجعه کنید به نقش فرشته‌ها و (مختلف الملائکه) آنجا من توضیح مفصل دادم.@پس وقتی می‌گوییم اهل بیت عناصر ابرار هستند یعنی هر چه قشنگی و خوبی که شما در این عالم عاشق آن هستی، هر خوبی در هر آدمی می‌بینی، علم، حکمت، نورانیت، مهربانی، هر چه که می‌بینی اصل آن اهل بیت هستند، هر جای عالم فرقی نمی‌کند، هر چه می‌بینید اصلش دست اهل بیت است، شخصیت اهل بیت اصل آن صفت است.@ شما در یک آدمی یک صفت‌هایی می‌بینی خیلی از آن خوشت می‌آید هر چه هست اصلش اهل بیت است، هر آدم خیری در واقع ریشه و اصلش اهل بیت (علیهم السّلام) هستند، آنچه که به کار ما می‌آید بخش نظریش است، بخش عملی هست، اینکه من از قشنگی‌های اهل بیت چه چیزی دارم، اهل بیت در من چه شخصیتی، چه حضوری دارند.@از پیغمبر اسلام الان چه شخصیتی در من وجود دارد، از امیرالمؤمنین چه شخصیتی در من وجود دارد؟ از امام مجتبی چه چیزی هست؟ از سیدالشهدا چه چیزی هست؟ از امام سجاد چه چیزی هست؟ از امام باقر، صادق، از امام کاظم، از امام رضا، از امام جواد، از امام هادی، از امام عسکری، از آقا امام زمان چه چیزی در وجود من هست که من را شبیه به آنها بکند، شبیه به خانوادۀ آسمانی‌ام بکند.@ یعنی ما اگر به خانوادۀ آسمانی‌مان ملحق نشویم بدبخت هستیم، یعنی شما در بهشت هم که بروید وقتی که اهل بیت تو را قبول نکنند، در بهشت هم هستی خوش می‌گذرد همه چیز هم داری، ولی وقتی با خانواده‌ات انس نداشته باشی خیلی خطرناک است، در یک مهمانی تو را نپذیرند، دعوتت نکنند، آدم بهشت برایش جهنم می‌شود.@در آخرت وقتی یک کسی از وفات می‌خواهد به فضای آخرت برود، فضای بهشت جلوه‌ای از کمالات اهل بیت است، برزخ، ملکوت جلوه‌ای از کمالات اهل بیت است، لذا هر چه قدر یک نفر عشق اهل بیت، خانوادۀ آسمانی، روح خدمت به آنها، شباهت شخصیتی به آنها بیشتر داشته باشد در آن فضا خوشبخت‌تر هست به قول امروزی‌ها، حالا ما چیزی به اسم بخت که نداریم، خوشحال‌تر است، موفق‌تر، پیروزتر، شادتر و آرام‌تر است.@بهشت اصلش جلوۀ خود اهل بیت (علیهم السّلام) است همه کمالات اینطوری هستند، بنابراین شما به میزانی بهشتی هستی که اهل بیت در شما حضور داشته باشند و صفت‌های اهل بیت را در وجود خودت پیاده بکنی، خُلقیات و اخلاق اهل بیت را پیاده بکنی، شما در همسان‌سازی با اهل بیت سه تا چیز را باید رعایت بکنی، اگر می‌خواهی به خانوادۀ آسمانی‌ات ملحق بشوی.@1ـ اعمالت را شبیه اعمال اهل بیت بکنی، 2ـ اخلاقت را شبیه اخلاق اهل بیت بکنی، 3ـ عقایدت را شبیه عقاید اهل بیت بکنی، هر چقدر به اینها در رفتار، اخلاق و اعتقادات شبیه می‌شوی بیشتر تو را جذب می‌کند مثل آهن‌ربا است هر چقدر درصد یک شیئی که در آن آهن هست بیشتر باشد قوی‌تر و زودتر جذب آهن‌ربا می‌شود، اگر از جنس آهن‌ربا چیزی نداشته باشد جذب نمی‌شود، آن سمت نمی‌رود.@شما فکر کنید روی یک صفحه‌ای یک تعداد فلز شما ریختید یک باد تندی می‌آید، آن وسط شما یک آهن‌ربا گذاشتید این آهن‌ربا در جاذبۀ مغناطیسی خودش بُراده‌ها را محکم نگه می‌دارد، نمی‌گذارد باد آنها را ببرد، معنای ستون اینطوری می‌شود، (دعائم الاخیار) اینطوری است، یا (عناصر الابرار).@چون جاذبۀ شخصیتی‌ات شبیه اهل بیت است اهل بیت تو را جذب می‌کنند، نمی‌گذارند تو گرفتار بشوی باد تو را ببرد، در هر بخش، شما در سه بخش اولین بخش و کوچکترین بخشی که انسان باید شبیه اهل بیت بشود، بخش اعمال است، دومین که خیلی مهم است بخش اخلاق است، سومی که ریشه و اساس است از آن دو خیلی مهمتر است عقاید است.@حالا یک دفعه می‌بینی یک کسی در بخش اعمال و ظاهر خیلی شبیه اهل بیت است اما اخلاقش گند است اصلاً به درد نمی‌خورد، بداخلاق است، خسیس است، بخیل است، تند است، این بله ظواهر را رعایت می‌کند، در اعمال ثوابش را می‌برد، شبیه اهل بیت هست، خمسش را می‌دهد، نمازش را می‌خواند، روزه‌اش را می‌گیرد، ولی اخلاقش اصلاً شبیه اهل بیت نیست.@لذا خداوند می‌گوید من یک کافر سخاوتمند و خوش‌اخلاق را بیشتر دوست دارم از یک متدینی که تدین دارد اما خسیس است، بداخلاق است، کدام بیشتر به خدا شبیه است کافر یا مسلمان؟ کافر، چون خُلقش شبیه خداست، به همین میزان هم اهل بیت یک کافر را جذب می‌کنند.@یعنی یک کافر هم که کافر هست اما خُلق اهل بیت را دارد، مثلاً عدالت دارد، مهربان است، خیلی‌ شخصیت‌ها هستند کافر هستند، مسلمان نیستند، مسیحی یا یهودی هستند، اما وقتی در زندگی‌شان می‌روی می‌بینی شبیه اهل بیت هستند، اینها را اهل بیت جذب می‌کند.@پیامبر دو تا کافر را به اسارت گرفت و دستور قتل آنها را داد، گفت اینها باید کشته بشوند، جبرئیل (علیه السّلام) آمد خدمت ایشان گفت خداوند فرمودند که آن یکی را نکش، او را نمی‌کشند، ایشان هم می‌گوید برای چی من را نکشتید؟@پیامبر می‌فرماید که جبرئیل از طرف خدا برای من پیغام آورده که تو خیلی آدم خوش‌اخلاقی هستی، با خانواده‌ات خیلی مهربان هستی، برای همین در این جهت شبیه خدا هستی، یک خُلق الهی دارد لذا خدا او را در این بخش می‌بخشد، او هم می‌گوید هیچ کس از اخلاق خانوادگی من خبر ندارد پس تو معلوم است پیغمبر خدا هستی ایمان می‌آورد.@خداوند جذبشان که می‌کند، اخلاق خوب انسان‌ها باعث ایمان آوردن می‌شود، اینکه در آمریکا و اروپا یک دفعه سالی صد هزار نفر آدم مسلمان می‌شوند، نگوییم آمریکایی و اروپایی‌ها آدم‌های بدی هستند، در آنها خیلی آدم بخصوص مسیحیان، قرآن می‌فرماید نزدیکترین شخصیت‌ها به مؤمنین مسیحیان هستند.@کمالات و صفت‌هایی دارند شاید در خیلی از مسلمانان نباشد، مسلمان حقیقی که حتماً از آنها بالاتر است، مسلمان قلابی، اسمی، شناسنامه‌ای منظور ما اینها است، بنابراین جذب می‌شوند، لذا شما الان در غرب وقتی دارید تبلیغ می‌کنید، یک کمی راجع به اسلام و امام حسین تبلیغ می‌کنید، اینطوری دارد آن اتفاق اربعین می‌افتد که هزاران هزار نفر از یهودیان، مسیحیان، حتی پیروان غیر ادیان آسمانی، هندوها، بوداییان، عاشق امام حسین کربلا می‌آیند.@چون با این آقا سنخیت داند، با این آقا شباهت دارند، اگر کسی سنخیت نداشته باشد در این مغناطیس شخصیتی امام حسین اصلاً قرار نمی‌گیرد، چرا می‌آید، چرا عاشق امام حسین است؟ پیارسال بود تعدادی از این رپرها آمده بودند، خواننده‌های رپ آمریکایی و هنرمندان و گیتار به دست و اصحاب رسانه آمده بودند، بعد چند تا از آنها مریض شدند مریضی‌های سخت، از این مریضی‌هایی که سوغات کربلا است.@بچه‌ها اینها دیگر نمی‌آیند، دو سه ماه آنها در آمریکا مریض بودند، امسال به این دوست‌مان گفتم چه خبر از این دوستان، گفت زنگ زدند گفتند داریم می‌آییم، با رفیق‌های دیگرمان همه داریم می‌آییم، مسلمان هم نبودند، هیچ کدام مسلمان نبودند، ولی چطوری عاشق امام حسین هستند می‌آیند؟ آن سختی راه و پیاده‌روی دهها کیلومتری و سرماخوردگی‌ و هیچ چیز آنها را باز نمی‌دارد.@یعنی چیزی از این امام حسین و کربلا و مسیر لذتش را می‌برند می‌چشند که با حقیقت آسمانی‌شان یکی است، لذا آنجا خودشان را می‌بینند، شخصیت خودشان را می‌بینند، اصل خودشان را می‌بینند، این (عناصر الابرار) بودن یعنی این، پس نگو چرا مسیحی مسلمان و شیعه می‌شود، یا بعضی از ادیان دیگر اینقدر عاشق اهل بیت می‌شوند می‌آیند و به راحتی شیعه می‌شوند.@برای این در جنسش یک جنس خوب است، ما مسلمان هم داریم اصلاً حالش به هم می‌خورد اسمش اسم اهل بیت باشد، حالش به هم می‌خورد در این کشور زندگی بکند، هر طوری هست می‌خواهد از اینجا فرار بکند، می‌رود اسمش را عوض می‌کند، می‌رود شناسنامه‌اش را عوض می‌کند.@مسلمان داریم ننگش می‌آید فرزندش در نورانی‌ترین قسمت کرۀ زمین یعنی ایران به دنیا بیاید، فرزندش را می‌برد در کثیف‌ترین جاهای کرۀ زمین، تاریک‌ترین قسمت‌های زمین که فرزندش آنجا به دنیا بیاید شناسنامۀ آنجا را داشته باشد.@معلوم است این آدم اصلاً شخصیت ندارد، این آدم شخصیت انسانی‌اش لااقل، شخصیت جمادی و دنیاییش خوب است با شخصیت است، معروف و مشهور است، خیلی‌ها ممکن است او را دوست داشته باشند، ولی شخصیت انسانی ندارد، اگر شخصیت انسانی داشته باشد مگر از اصل و نسب و خانوادۀ خودش بیزار است، اصل تو فاطمه زهرا و اهل بیت هستند، برای چی از آنها فرار می‌کنی.@چون این الان با این شخصیت اهل بیتی زنده نیست، حیات ندارد، نفس نمی‌کشد با شخصیت اهل بیتی خودش، لذا بدش می‌آید از دین فرار می‌کند، از دین بدش می‌آید، از مذهب بدش می‌آید، از مذهبی‌ها بدش می‌آید، از لباس حضرت زهرا متنفر است، از لباس اهل بیت متنفر است، از اسم‌هایشان متنفر است، اگر پدر و مادر هم بگذارند می‌رود خودش را عوض می‌کند، چون این سنخیت ندارد.@عنصر بودن اهل بیت خیلی مهم است، چون خداوند مبدأ ریاضیات است، مبدأ قیمت است، مبدأ اندازه‌ها است، همه چیز را خدا اندازه‌اش را می‌دهد، خوبی و بدی ملاک دارد، وقتی خدا این را می‌دهد، تو باید بدانی که کامل همۀ قشنگی‌ها اهل بیت هستند، در (اصول الکرم) این را توضیح دادم که اهل بیت اصل هر کرامت و قیمت هستند، اصل هر چیز با ارزش هستند.@وقتی اصل هر چیز باارزش هستند تو قیمتت الان چقدر است، بعد باید به تو نمره بدهند، قیامت همین کار را می‌کنند، اول مرگ به بعد، شما نگاه کنید بچه که از رحم مادر متولد می‌شود به دنیا می‌آید، دنیا سریع در چند ده هزار فاکتور او را ارزیابی می‌کند، بعد به او اجازۀ زندگی می‌دهد یا نمی‌دهد، درد داشتن یا نداشتن.@در موی سر، پوست، چشم، ابرو، مژه، عدسی، بقیه قسمت‌های چشم، گوش، قلب، دست، پا، هزاران چیز را در دنیا ارزیابی می‌کند، برای اینکه این بچه آرام است، سالم است، سالم زندگی کند، بچه یک مریضی داشته باشد، نشان می‌دهد، سریع‌الحساب بودن خدا اینطوری است، ثانیه‌ای حساب می‌کند.@یعنی بچه را کاملاً آنالیز می‌کند، تحلیلش می‌کند، و به بچه می‌گوید این مریض، این سالم، این ناقص، این قوی، این معلول، شما وقتی که وارد آخرت می‌شوی، دنیایش هم همینطور است، الان تو به میزانی شاد و آرام هستی که از اهل بیت و خانواده‌ات شخصیت داشته باشی، یعنی انسان با شخصیتی باشی.@هر چقدر انسان با شخصیت‌تر است، آرام‌تر و شادتر است، به دور از عصبانیت و پرخاشگری و خواب‌های بد، فکرهای بد، فکرهای ناامیدکننده، افکار منفی، خوش است، شاد است، آرام است، چون اخلاق محمدی دارد، اخلاق پیغمبری یعنی چی؟ یعنی «مَنْ‏ بَكَى‏ عَلَى‏ الدُّنْيَا دَخَلَ‏ النَّار» آدمی که برای این چهار مورد عصبانی می‌شود جهنمی است.@پیغمبر می‌گوید من هیچ وقت برای دنیا غصه نخوردم، هیچ در دنیا من غصه‌دار نشدم، دنیا نتوانست من غمگین کند، چرا مشکلات دیگران دنیایی نیست، آدم غم دیگران را بخورد، این غم قدرت و شادی برای انسان می‌آورد، در بحث‌های غم گفتیم ما ده نوع غم داریم که این غم‌ها هر چه بیشتر می‌خوری شادتر و قوی‌تر می‌شوی، هیچ کدام در این چهار مرحله نیست، غم‌های انسانی است.@غم‌های دنیایی هر چه بخوری پژمرده، افسرده، گریه، خوار و خفیف و بی‌شخصیت می‌شوی، اخلاق علوی، اخلاق حسنی، اخلاق حسینی، ببینیم اخلاق آنها چطوری بوده، عملکردهایشان چطوری بوده، شریعت‌شان چطوری بوده، رفتارشان چطوری بوده، اخلاقشان چطوری بوده، اعتقادات‌شان چطوری بوده، اینها مبنا است.@برای همین شما هر چقدر به اهل بیت شبیه‌تر بشوی با شخصیت‌تر هستی به معنای حقیقی، شخصیتی حقیقی انسانی، و با حیات‌تر هستی، قرآن می‌فرماید: «اِسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ» اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت می‌کنند به چیزی که آن چیز به شما حیات می‌دهد.@شما به میزانی که تسلیم خدا و رسول هستید، حیات انسانی، نه حیات علمی و دکتر و پرفسوری، نه حیات زن و مردی و دنیایی، رئیس‌جمهور و وزیر، اینها حیات حیوانی است، نه حیات گیاهی، قهرمان ورزشی، بدنش اینطوری است، خوشکل است، خوش‌اندام است، نه حیات جمادی، پولدار هستند، کارخانه‌دار هستند، ثروتمند هستند، نه، حیات انسانی، زنده‌تر هستی، حیات داری.@برای همین هم آن که حیات بهشتی در دنیا دارد وارد بهشت می‌شود، و الا نمی‌تواند با حیات حیوانی وارد بهشت بشود، به میزانی که تو شبیه این چهارده نفر در سه شاخه هستی، اعمالت، اخلاقت، و اعتقاداتت، باورهایت، آرزوهایت، دغدغه‌هایت، افکارت، هر چقدر شبیه اینها هست، اینها ملاک هستند، ملاک همۀ خیرها هستند.@ببینید امام چکار کرده «إِنْ‏ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ‏ أَوَّلَهُ‏ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ‏» اگر یک جایی یک چیز قشنگی ذکر بشود، هر چیز خوبی ذکر بشود، اولش، اصلش، فرعش، معدنش، جایگاهش، انتهایش و اوجش شما هستید.@شما اول و اصل و فرع و معدن و مأوا و منتهای هر خوبی هستید، لذا یک فکری که با فکر اهل بیت نمی‌خواند حتماً جهنمی است، یک برداشتی که با برداشت اهل بیت نمی‌خواند کاملاً جهنمی است، غلط است، باطل است، یعنی اگر تو شبیه امام فکر نمی‌کنی، یک جور دیگر فکر می‌کنی، مثل این چهارده نفر که معدن همۀ درستی‌ها هستند وقتی مثل آنها فکر نمی‌کنی تو سمت جهنم داری می‌روی، با خودت جهنم داری.@ میزان غصه‌ها و حقارت‌ها و شکست‌ها و پژمردگی‌ها و انحرافات یک آدم به میزان تفاوت فکرش با اهل بیت است، یعنی شما هر چقدر این تفاوت‌ها را داری شکستت در دنیا بیشتر است، آلودگی‌هایت بیشتر است، انحرافاتت بیشتر است، ذلت‌ها و خواری‌ها و حقارت‌هایت بیشتر ر چقدر خودت را به اهل بیت شبیه می‌کنی به عنوان مبنا اصل قرار می‌دهی، کاملاً هم دقت می‌کنی در صراط مستقیم دقیقاً مثل آنها عمل بکنی از آرامش، شادی، شخصیت، حیات، بهره‌مند هستی.@پیامبر داشت می‌‌رفت سلمان هم دنبالش، من رفتم دنبال سلمان دیدم یک رد پا است، به سلمان گفت شما چطوری؟ گفت من حتی در این که پیغمبر کجا پا می‌گذارد پایم را جای پای پیغمبر می‌گذارم، اینقدر اینها دقت داشتند که به هیچ شکلی و در هیچ چیزی با اهل بیت اختلاف نداشته باشند.@اهل بیت قربانشان بروم، درست هستند، خوب هستند، نورانی هستند، ولی من می‌خواهم اسم فرزندم را اسم عجق وجق می‌گذارد، یا اسم حیوان می‌گذارد، یا اسم جماد می‌گذارد، یا حتی اسم ستمگر را می‌گذارد، اسم دشمنان اهل بیت می‌گذارد، در همین مقدار این با اهل بیت سازگاری ندارد.@یعنی می‌گوید من بهتر می‌فهمم، نمی‌گوید آنها معدن هستند من باید دنبال اهل بیت باشم، هر چه آنها می‌گویند، من دنبالشان بروم عار می‌داند، بعد از این طرف دنبال اهل بیت نمی‌رود، بعد می‌‌رود دانشگاه، فلان کشور می‌رود، فلان جا می‌رود، مثل یک میمون مقلد ادای بقیه را می‌خواهد در بیاورد، شبیه آنها بشود، در سبک زندگی‌شان، در شوهرداری‌شان، در زن‌داری‌شان، در تربیت بچه اینقدر به نکبت می‌افتد.@در حرف زدنش، در ازدواجش، در ملاک‌های ازدواجش، در ناموس‌داریش، در غیرتش، در حیایش، می‌‌بینی هیچ شباهتی ندارد، هزار جا از هر کس و ناکسی تقلید می‌کند غیر از اهل بیت، این آدم چه مریضی دارد؟ که حالا در دعائم توضیح می‌دهم که چه مریضی دارد آدم نمی‌خواهد شبیه خانوادۀ آسمانی‌اش بشود.@چون دعائم یعنی ستون هستند، یعنی این آدم اگر ولش کنی شخصیتاً می‌ریزد، پس یک اشکالی دارد، آن می‌ماند برای (دعائم الاخیار) که توضیح خواهم داد؛ این باعث می‌شود ما جلسات بعد که به این فقرات می‌رسیم خیلی معطل نشویم راحت بتوانیم رد شویم.@ما داریم آن فقرات بعدی را در این «عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ» داریم می‌خوانیم یکیش همین است «إِنْ‏ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ‏ أَوَّلَهُ‏ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاهُ‏» آدم کیف می‌کند یک همچین خانواده‌ای دارد، خانوادۀ به این قشنگی، به این خوبی، لذت می‌برد مادرش معدن همۀ خیرها است.@ دیگر این آدم نمی‌آید خودش را با خانوادۀ زمینی‌اش مقایسه بکند، اگر مثلاً مادرش یک آدم ضعیف و منحرفی است، یا پدرش یک آدم ضعیف و منحرفی است، احساس کمبود شخصیت بکند، اعتماد به نفسش از بین برود، نه ما پدر و مادر زمینی‌مان که خودمان انتخاب نکردیم، اینها یک وسیله‌ای بودند تا نور اهل بیت در رحم این زن به ما تعلق بگیرد.@حالا مادر ماست حرمت هم دارد، مؤمن و کافر حرمت دارد، دوستش داریم، احترام به او می‌گذاریم، ادب را رعایت می‌کنیم، از آنها اطاعت نمی‌کنیم ولی دوستشان داریم، آن سر جای خودش مادر زمینی است، ولی من مادرم حضرت زهرا است، من مادر آسمانی‌ام کسی است که همۀ ائمه الگوی‌شان این است، یک آدمی است که از همۀ ائمه بزرگتر است این مادر ماست.@با مادرتان ارتباط بگیرید، عشق‌‌ورزی بکنید، با او هر روز سلام و علیک بکنید، برای مادرتان دعا کنید، ارتباط بگیرید، به او توسل داشته باشید، به این مادر انس بگیرید، طوری که در کارت گفتی مادر صدایش کردی، جوابت را بدهد، نه اینکه با این خانم اینقدر غریبه هستی که وقتی صدا می‌کنی خودت هم او را باور نداری.@خود خانم حضرت زهرا می‌گوید بعضی از شما آنطوری اینقدر از من فاصله می‌گیرید، خودتان را دور می‌کنید که من بعد از مرگ‌تان دستم به شما نمی‌رسد، شما را پیدا نمی‌کنم که بیایم کمک شما بکنم، قیامت که 50 هزار سال است دستم به شما نمی‌رسد، بعد از قیامت هم به این راحتی دستم به شما نمی‌رسد، صدها هزار سال طول می‌کشد، تا من بگردم شما را پیدا کنم.@بعضی‌ها در شخصیت‌شان اینطوری از خانوادۀ آسمانی‌شان فاصله می‌گیرند، آدم چه مرگش است که نخواهد، آن هم خانوادۀ معصوم، خانواده‌ای که شبیه‌ترین خانواده به خدا هستند، چه مرگ‌مان است که نخواهیم با این خانواده انس داشته باشیم، با این خانواده رفت و آمد داشته باشیم، این خانواده را الگوی زندگی‌مان قرار بدهیم، از چه چیزی خجالت می‌کشیم، از چه چیزی می‌ترسیم، چرا ما اینطوری هستیم؟@اهل بیت می‌گویند می‌خواهی ازدواج بکنی باید ملاک این باشد، می‌گوید من این را قبول ندارم دوست ندارم، اهل بیت می‌گویند می‌خواهی درس بخوانی باید ملاک‌هایت این باشد، من قبول ندارم من برای درس خواند یک چیز دیگر ملاکم هست، می‌خواهی مسافرت بروی اینطوری، می‌گوید من اینطوری دوست ندارم.@او تو را به بلندای ابدیت دوست دارد به تو می‌گوید اینها را رعایت کن، تو خودت را کوچک می‌بینی، در حد یک حیوان، یک زن، یک مرد، بعد اختلاف پیدا می‌کنی، تو بیشتر خودت را دوست داری یا اهل بیت؟ اهل بیت، پس ببین هر چیزی برایت تجویز کردند همان خوب است، چشم شما بهتر از من می‌دانید، بیشتر از من، من را می‌شناسید، بیشتر از من، من را دوست دارید همین کار را بکن، برای چی ما مقاومت و پوست کلفتی در مقابل خانواده آسمانی بکنیم.@یک بحثی می‌ماند در مورد (دعائم الاخیار) به مقولۀ عنصر فکر کنید، عنصر قیمت شما است، هر کدام از شما یک جدول بردارید، چهارده معصوم را بنویسید، ببینید شما چقدر امتیاز می‌دهید، در شباهت به این افراد، و اگر یک کسی بواهد شباهت‌های خودش را به این چهارده معصوم بشناسد اول باید برود زندگینامۀ اینها را بخواند، اخلاقیات رسول الله را بخواند، آداب و سنّت رسول الله را یاد بگیرد، بعد بگوید من در اینها چقدر به پیغمبرم، به اصلم شبیه هستم، چقدر به مادرم فاطمه زهرا شبیه هستم.@خاک بر سر بعضی‌ها که هزاران زن بی‌ارزش دنیا را می‌شناسند، با زندگی‌هایشان آشنا هستند، با شخصیت‌شان آشنا هستند، عمر و وقت‌شان را گذاشتند مطالعه در مورد آدم‌های بی‌شخصیت عالم، مردهای بی‌شخصیت، این مرد یا جمادی است، یا گیاهی است، یا در حد حیوان است.@سیاستمداران را می‌شناسد، سیاسیون را می‌شناسد، بعد می‌گویی حالا پدرت امام جواد را چقدر می‌شناسی، مادرت حضرت زهرا را چقدر می‌شناسی، آدم می‌خواهد اینطوری رستگار بشود، در زندگیش خیر ببیند، خیر می‌بیند آدم وقتی اهل بیت را نمی‌شناسد، وقت ندارد مطالعه‌شان بکند، با آنها انس بگیرد، زندگینامه‌هایشان را بخواند، این باعث می‌شود آدم زندگیش بی‌خیر و بی‌برکت بشود.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

ان‌شاءالله هفتۀ بعد از محضر جناب آقای استاد اسکندری همه ما استفاده می‌کنیم جامعه کبیره می‌خوانیم به جای کلاس اول، چند وقت است جامعه نخواندیم، دلهایمان زنگار می‌گیرد جامعه نخوانیم، ان‌شاءالله زنگ اول را جامعه‌خوانی داریم، بعد ان‌شاءالله شرح جامعۀ کبیره، کتاب آن سوی مرگ آمده، عزیزان بگیرند، کسانی که ناراحتی قلبی یا آدم‌های ترسویی هستند کتاب را نگیرند.@