جلسه 070 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
70
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
6
روز
1
متن کامل (خام) ‌ جلسه 070 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 70 1/06/1379

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره رسید به این فقره «وَ أُصُولَ الْكَرَمِ» این فقره فوق‌العاده کلیدی و مهم هست و کارساز و راه‌گشا برای ما است، اگر به همین یک قاعده خوب واقف بشویم همه مسائل زندگی ما حل می‌شود.@«أُصُولَ الْكَرَمِ» در فارسی هم شما استفاده می‌کنید اصل، اصول، کرم، این یعنی چی که ما خطاب می‌کنیم سلام بر شما که اصول کرم هستید؟ کلمه اصل یعنی ریشه، بنیان، در هر چیزی، مرحوم مصطوفی در التحقیق می‌فرماید: «هُوَ مَا يُبْنی عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ سَوَاءٌ کان فِي الْجَمَادَاتِ اَوْ فِي النَّبَاتَاتِ اَوْ فِي الْحَيَوَانِ اَوْ فِي الْمَعْقُولَاتِ اَوْ فِي الْعُلُومِ».@اصل یعنی چی؟ اصل یعنی آن پایه‌ای که «هُوَ مَا يُبْنی عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ» شما در ساختمان دیدید پی می‌کَنند، صفحه می‌گذارند، بعد روی آن ستون می‌گذارند، بعد هم ساختمان را می‌چینند بالا می‌رود، هر چیزی را که روی آن چیزی را بنا می‌کنید آن اصل و ریشه می‌شود.@یک درخت وقتی می‌خواهد رشد بکند، از دل خاک بیرون بزند و قطور بشود و بماند در مقابل تندبادها و حوادث هیچ اتفاقی نیفتاد، روی پایه و ریشه بنا است، ریشه‌اش همان است که در خاک است، این را محکم نگه داشته است.@بعد می‌فرماید که این اصل فرقی نمی‌کند در جمادات باشد، جمادات اصلشان زمین و معدن است، کوهها یک اصل دارند یک ریشه در دل زمین دارند که این را محکم نگه می‌دارد، یا گیاهان همان ریشه اصلش هست که در زمین آن را نگه داشته، هر گیاه هم به تناسب خودش، حیوانات هم اصل و ریشه دارند، پدر و مادر دارند، نر و ماده‌ای، زن و مردی، مؤنث و مذکری ازدواج می‌کنند، اصل و ریشه برای فرزندانشان می‌شوند.@کلمه (أب و أم) هر دو یعنی اصل، ولی (أب) اصل مذکر است، (أم) اصل مؤنث است پدر اصل مذکر است، مادر اصل مؤنث است، یعنی اصل و ریشه، بعد می‌فرماید که در معقولات و علوم هم ما اصل داریم، یعنی این علم ما معقولات ما یک ریشه دارد اصلی دارد که به ما می‌رسد.@یک جایی علم، ما الان داریم علم را کشف می‌کنیم، می‌رویم در ریاضیات، فیزیک، شیمی مثلثات، جبر، علوم انسانی، علوم پزشکی، وقتی ما داریم کشف می‌کنیم، یک جایی یک منشأیی دارد یعنی داریم به منشأ علم، و معدن علم نزدیک می‌شویم که قبلاً خواندیم به «خُزَّانَ الْعِلْمِ» داریم نزدیک می‌شویم.@شما هر چقدر دانشت بیشتر می‌شود داری به علم معصوم و علم خدا نزدیک می‌شوی، در هر رشته‌ای فرقی نمی‌کند، در هر رشته‌ای کسی که دارد دانش کسب می‌کند دارد در این کسب دانش به حقیقت علم و اصل علم که معصومین و خداوند تبارک و تعالی است نزدیک می‌شوند اصل و ریشه آنجاست، خزّان یعنی خزانه‌دار، اصلش دست آنهاست.@علوم هم همینطور، پس اگر چیزی ظهور و نمود دارد از جمادات، گیاهان، حیوانات، علوم، یک جایی یک ریشه وجود داشته که اینها هستند، یعنی شما هر وقت به یک گیاه نگاه می‌کنید به یک جماد نگاه می‌کنید، این انگشتر که دست من است، دو تا سنگ است می‌گویید این از کجا آمده؟ نقره‌اش از یک معدنی آمده، سنگش هم از یک معدنی آمده.@به این ستونها نگاه می‌کنید سنگ می‌بینید، این سنگها قبلاً در یک معدنی بوده اینجا آمده به هر چیزی که نگاه می‌کنید بی‌ریشه، بی‌اساس نیست، اصل و پایه دارد، چه می‌خواهد جماد باشد، چه گیاه باشد، چه حیوان باشد، چه علم باشد، هیچ فرقی نمی‌کند.@هیچ چیز بی‌ریشه، بی‌اساس، بی‌پایه ما نداریم، هر چه هست ریشه و اساس دارد، اصل و پایه دارد، کَرَم یعنی چی؟ شما در فارسی معادل برایش ندارید که بگوییم کَرَم یا کریم یعنی چی؟ نمی‌توانی بگویی کریم یعنی چی؟، یا فلان واژه، کَرَم یعنی نفاست، نفیس، این نفاست، قیمت، ارزش، به این کَرَم می‌گویند، در هر چیزی هم ممکن است باشد.@دو تا از متخصصین مشتقات، علم اشتقاق، دو تا از بزرگترینشان را من برای شما در مورد کَرَم واژه‌هایشان را می‌خوانم، اولین مرحوم راغب اصفهانی هست در مفردات می‌فرماید: «وَ کُلُّ شَیءٍ شَرَفٌ فی بابِه فإنَّهُ یُوصَف بِالکَرَمِ» هر چیزی که در نوع خودش شرافت پیدا می‌کند، ارزش پیدا می‌کند، قیمتی می‌شود، نوع خودش چه چیزهایی بود در اصل؟ جمادات، گیاهان، حیوانات، علوم.@در روابط الهی و معنویات عشق بین انسان و خدا، شباهت بین انسان و خدا همینطور است، قرب، می‌فرماید هر چیزی که در نوع خودش قیمت پیدا می‌کند، به کرم توصیف می‌شود می‌گوییم حالا این کریم شد.@شما سنگها را نگاه کنید مثل همین انگشترها که در دستان همه است، یا الماس، مروارید، یاقوت، زمرد، برلیان، در لفظ می‌گویند احجار کریمه، کریم اینجا یعنی سنگهای کریمه، کریمه اینجا یعنی قیمتی، یعنی قیمت پیدا کرده.@شما همینطوری سنگی که در آن عقیق هست در خیابان ریخته باشد کارش نمی‌‌توانی بکنی این باید برود در کوره کارها و مسائل خودش انجام بشود، آن عقیقش در بیاید، طلایش در بیاید، الماسش در بیاید که قیمت پیدا بکند، حالا که بیرون آمد می‌گوییم کریم شد.@سنگهای کریمه، احجار کریمه، پس کریم اینجا یعنی نفیس، قیمتی، «کُلُّ شَیءٍ» پس هر چیزی می‌تواند کریم باشد، اما چه موقع؟ «کُلُّ شَیءٍ شَرَفٌ فی بابِه» در قسمت خودش، نوع خودش شرافت پیدا بکند بالا بیاید کریم می‌شود.@خوب دقت کنید چون به بحث عملیاتیش، بهره‌برداریش، کاربردیش می‌خواهیم برسیم آنجا بحث جذاب و خیلی شیرین هست، الان فعلاً واژه‌شناسی تخصصیش را یاد بگیرید، پس کریم یعنی باارزش؛ در التحقیق که یکی از کتابهای فوق‌العاده دقیق در علم اشتقاق هست مرحوم مصطفوی می‌فرماید: «هُوَ مَا يُقَابِلُ الهَوَانٍ» کرم درست نقطه مقابل پستی و خواری است.@پس ما یک منها داریم یک مثبت داریم، پستی به سمت ارزش می‌رود، یک چیز بی‌ارزش، ارزش پیدا می‌کند، هر چیزی که از پستی حرکت می‌کند به سمت قیمت می‌رود در واقع دارد به آن می‌گوید «یُوصَف بِالکَرَمِ» دارد کریم می‌شود، یعنی دارد ارزشمند می‌شود.@یک آدمی است بیسواد است در بحث علم این آدم کَرَم ندارد، در علم کریم نیست چون سواد ندارد حالا یواش یواش می‌رود، من یادم هست یک آقایی بود در محل ما می‌آمد، شاید 40 سالش بود، آمده بود کلاس نهضت سوادآموزی، چند سال بعد دیدم این استاد دانشگاه شده یعنی آمده این نهضت را طی کرده، رسیده به راهنمایی، دبیرستان، کنکور شرکت کرده، رفته درسهای دانشگاه استاد دانشگاه شده.@این کرم و مقامات کرم را طی کرده، الان می‌گوییم این آدم در علم کریم شده، پس «هُوَ مَا يُقَابِلُ الهَوَانٍ» کرم یعنی آنچه که نقطه مقابل پستی و حقارت هست.@هر چقدر شیئی حرکت بکند از حقارت فاصله بگیرد، شخص، شیء از حقارت و پستی فاصله بگیرد، در واقع دارد کریم‌تر می‌شود، دارد قیمتی‌تر می‌شود، دارد باارزش‌تر می‌شود، فرقی نمی‌کند «کُلُّ شَیءٍ فی بابِه» در مهربانی، در پول خرج کردن، در سخاوت.@شما در سخاوت چه می‌گویید، طرف به شما می‌گوید چقدر پول به تو بدهم، می‌گویی بسته به کرمت است، این کرم که اینجا شما می‌گویید دارید در واقع می‌گویید بسته به این است که تو چقدر بخشنده هستی، چقدر بزرگوار و بخشنده هستی.@پس کرم یک صفت خاص نیست، مثلاً به خدا می‌گوییم جواد، یا جواد و یا کریم، جواد صفاتش مشخص است، می‌گوییم خدا جود دارد مهربان است، ولی وقتی می‌گوییم کریم یعنی چی خدا کریم است؟ یک چیزی مثل جواد، رؤف، رحمان، رحیم است؟ یک اسم هست، یک صفت هست، اما این صفت خاص نیست بلکه یک مقیاس هست، معیار هست برای قیمت در هر چیزی این اتفاق می‌افتد.@«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ» سوره واقعه آیه 77، آن کتاب یک قرآن کریم است یعنی چی؟ یعنی یک کتابی است که در اوج قیمت است، ارزش دارد، چون قیمت هر علمی به منشأش هست، هر علمی با موضوعش شرافت پیدا می‌کند، موضوع قرآن انسان و خداست، و کتاب قرآن یک کتاب کریم است.@یعنی اگر یک کسی قرآن را یاد گرفت، از خواندنش، تدبّرش، قرائتش، نگاه کردن به آن کریم می‌شود، قیمتی می‌شود، بگذریم خیلی‌ها از قرآن خوششان نمی‌آید، مثلاً می‌گویی انگلیسی، فرانسه، ایتالیایی، آلمانی می‌رود زبان را یاد می‌گیرد، عاشق است می‌رود دو سه سال ده سال می‌گذارد زبان یاد می‌گیرد.@می‌گوییم زبان قرآن دوست ندارد برود یاد بگیرد، علاقه‌ای به یادگیری زبان عشق، زبان قرآن، زبان کرم، این آدم ندارد، نه واژه‌هایش را، نه صرفش را، نه نحوش را، نه اشتقاقش را، نه تفسیرش را، آدم با کتاب کریم سنجیده می‌شود.@الان می‌گویند این آقا حافظ قرآن است، در سینه این آدم یک چیز کریم است، این در سینه‌اش یک امر کریمی دارد، قیمتی می‌شود، اینقدر قرآن حفظ کرده، اینقدر قرآن بلد است، اینقدر قرآن می‌خواند، اینقدر با قرآن دوست است، اینقدر با قرآن انس دارد، پس وقتی با آن انس دارد، به وزان چیزی که شما با آن انس می‌گیرید، بالا و پایین می‌شوی.@شما با یک امر جمادی انس می‌گیری قیمتت هم همان است، با یک امر گیاهی، حیوانی، عقلی، فوق عقلی انسان هستی، با هر چیزی که مأنوس می‌شوی در جانت می‌ریزد همان رنگ می‌شوی، قیمتت هم همان است، آرزوها همین است، غم‌ها همین است، شادیها هم همین است، یک ملاک کامل است، برای انسان‌شناسی و دیگرشناسی.@آدمها را می‌خواهی بشناسی ببین این آدم عشقش چیست، انسش چیست، لذتش چیست، آرمانهایش چیست، این آدم ارزشش در می‌آید، قیمتش در می‌آید، الان خواستگار داری، می‌خواهی خواستگاری بروی، می‌خواهی با یک نفر معامله بکنی، می‌خواهی با یک کسی شریک بشوی این قاعده به شما خیلی کمک می‌کند.@«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ» یک کسی می‌گوید من رشته‌ام علوم قرآن است، تفسیر است، چه رشته‌ای انتخاب کرده، چقدر زیرک است، رفته یک چیزی را انتخاب کرده که منشأ همه قیمتهاست، خودش ملاک قیمت است، این آدم دارد قیمتی می‌شود.@برای همین روز قیامت می‌گویند «إِنَّ عَدَدَ دَرَجاتِ الْجَنَّة» درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است «قیلَ اِقْرَء فَارْغَب» بخوان و بالا برو، هر کس هر مقدار قرآن را می‌فهمد و بلد است به همان میزان در بهشت به او درجه می‌دهند.@اصلاً ملاک تقسیم‌بندی آدمها روز قیامت جهنمی، بهشتی، کجای جهنم، کجای بهشت، فاصله‌اش از قرآن است بسته به این است که این شخص چقدر از قرآن فاصله دارد، چند قدم از قرآن فاصله دارد قرآن یعنی همه حقیقت بهشت.@پس من چقدر شرافت دارم و کریم هستم چون کتاب کریم است، شما وقتی که اشتقاق بلد هستید فهمتان از قرآن زمین تا آسمان فرق می‌کند، فقط نیاییم رد بشویم، «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» همه هم حفظ هستیم هر شب داریم سوره واقعه می‌خوانیم، شوخی نیست یک کلمه‌اش سرنوشت یک آدم را معلوم می‌کند، قیمت یک جامعه را معلوم می‌کند.@«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ» چقدر قرآن بلد هستی، چقدر صرف و نحوش را بلد هستی، چقدر تفسیرش را بلد هستی، چقدر در زندگیت قرآن هست، چقدر در دین‌ات در قلبت قرآن هست، قرآن یعنی کتاب تخصصی خلقت، هر چیزی که قرار باشد درست یا غلط باشد ملاکش قرآن است.@قرآن کتابی است آن کسی که همه جمادات، گیاهان، حیوانات، فرشته‌ها و انسانها را آفریده، علم خودش را در تمام مراحل خلقت در این کتاب ریخته تحویل ما داده، می‌گوید بیا من هر چیزی خواستید بدانید من همه را در این کتاب ریختم تحویل شما، کریم است.@چون شما با هر چیزی بخواهی ارتباط برقرار بکنی قرآن ملاک است، قرآن شوخی نیست، اصلاً این با درس و رشته و کتاب کس دیگر قابل مقایسه نیست، پیامبر فرمود: «فَضْلُ اَلْقُرْآنِ عَلَى سَائِرِ اَلْكَلاَمِ كَفَضْلِ الله عَلی خَلْقِه» برتری قرآن بر سایر کتابها، افکار و اندیشه‌ها مثل برتری خدا بر مخلوقش است، خدا با مخلوقش چقدر فرق دارد؟ قابل مقایسه نیست، بینهایت کمال، بی‌نهایت بی‌کمالی و فقر.@قرآن با همه کتابها، دانشها، دانشمندان، اصلاً قابل مقایسه نیست، لذا یک کسی که انس با قرآن می‌گیرد، قرائت با قرآن، قرآن روزانه، از شنیدن قرآن لذت نمی‌برند، مثلاً تلویزیون دارد قرآن پخش می‌کند، بزن یک کانال دیگر، حوصله، شنیدن قرائت قرآن، تجوید قرآن، بحث قرآنی اصلاً ندارد، این آدم حقیر است، جانش حقارت و پستی دارد، با چیز کریم سازگاری ندارد.@کریم یعنی قیمتی، داستان دقیقاً همان است که مولانا می‌گوید، می‌گوید طرف از دهات آمده بود به شهر رفته بود بازار عطرفروشها تحمل ندارد، این بوی عطر به او خورد جا در جا بیهوش شد، بعد مردم می‌آمدند این را به هوش بیاورند گلاب روی او می‌ریختند این حالش بدتر می‌شد، یک کسی می‌دانست این چه مشکلی دارد.@رفت یک تکه پِهِن گوسفند و گاوی آورد گرفت جلوی بینیش به هوش آمد، گفت این یک عمر با بوی پِهِن حیوانات انس دارد، وقتی می‌گوییم عطر، عطر یعنی همین، این عطرش همین بوده، این اصلاً نمی‌تواند گلاب یعنی چی، عطرهای مختلف یعنی چی، شامه‌اش با عطر سازگاری ندارد.@این وقتی نزدیک یک چیز کریم می‌شود حالش بد می‌شود، حالت تهوع پیدا می‌کند، مثل بعضیها هستند می‌گویی برو مسجد، در مسجد نمی‌تواند بنشیند، نماز جماعت که مطلقاً نمی‌رود، در روایت داریم خواستید با کسی ازدواج بکنید یا به کسی دختر بدهید، ببینید نماز جماعت می‌خواند یا نمی‌خواند، اگر نماز جماعت نمی‌خواند، مسجدی نیست مستحب به او دختر ندهید، این آدم، آدم کریمی نیست، آدم بزرگی نیست بعداً هم با دختر شما نمی‌‌تواند با کرامت رفتار بکند.@چون در روایت داریم دخترتان را به یک خانواده کریم بدهید، به یک آدم کریم بدهید، کریم یعنی چی؟ آدمی که از عالم بدش می‌آید، از قرآن بدش می‌آید، از کتاب دینی بدش می‌آید، درس دینی بدش می‌آید، این کرامت ندارد، این آدم حقارت دارد نمی‌تواند به کرامت، یعنی از بزرگی انس ندارد، فرار می‌کند، پس قرآن ملاک کرم است.@«كِتابٌ كَرِيمٌ» سوره نمل آیه 29، کتاب کریم، کتاب را خدا وصف کریم به آن داده، آدم نیست، «مَقامٍ كَرِيمٍ» سوره شعرا آیه 55، «أَجْرٍ كَرِيمٍ» اجر کریم، مربوط به یک امر محتوایی هست سوره یس آیه 11، «رِزْقٌ كَرِيمٌ» سوره سبأ آیه 4، «مَلَكٌ كَرِيمٌ» یک فرشته کریم، سوره یوسف آیه 31.@«رَسُولٍ كَرِيمٍ» فرستاده کریم، یک رسول، یک پیامبر کریم،سوره حاقه آیه 40، پس وقتی راجع به کرم صحبت می‌کنیم، کرم یعنی شما هر صفتی را در نظر بگیرید، امر عالی، پسندیده، دوست‌داشتنی، یک مثبت دارد، یک فاصله منفی دارد.@وقتی که راجع به امام حرف می‌زنی می‌گویی «وَ أُصُولَ الْكَرَمِ» یعنی سلام بر شما ای اهل بیت نبوت که اصول همه ارزشها هستید، همه قیمتها با شما تنظیم می‌شود، بعد از خدا نزدیکترین موجود، شبیه‌ترین موجود به الله چهارده معصوم هستند، بنابراین هر چه خدا دارد اینها دارند غیر از اینکه خدا خالق است و اینها مخلوق هستند.@لذا شما امکان ندارد یک موجودی از نظر صفات الهی، خوبیها، از معلوم بالاتر باشد، از معصوم بالاتر فقط یک نفر هست و آن خدا است، لذا اصول همه زیباییها و کمالات معصوم است، و خداوند تمام زیباییهای خلقت را در نظام جبروت، در نظام ملکوت و در نظام ناسوت از اینها آفریده است.@اینجاست که شما می‌فهمید چرا معصوم می‌گوید «نَحْنُ صَنَائِعُ رَبِّنَا وَالْخَلْقُ بَعْدَ صَنَائِعُنَا» ما ساختۀ خدا هستیم، اما بعد از ما تمام مخلوقات ساخته ما هستند، یعنی خدا تمام مخلوقاتش را غیر از خود ما را از نور ما آفریده است.@شما وقتی دارید به یک گُل نگاه می‌کنید دلت را می‌برد، بویش، من امتحان کردم یک کسی گُل را بو می‌کند، یک آدم عادی که یک ذره دل روشنی دارد، بو می‌کند، آخ (اللهم صل علی محمد و آل محمد) این گُل را بو کرد، چرا دارد صلوات می‌فرستد.@یک بچه قشنگی را می‌بیند می‌گوید (اللهم صل علی محمد و آل محمد) شما وقتی داری یک گُل را نگاه می‌کنی داری به محمد و آل محمد نگاه می‌کنی، این گُل همه قشنگیش، لطافتش، چینش‌هایش، خاصیتش، بویش، از اصل است، گفتیم هر چیزی اصل دارد.@وقتی می‌گویی «أُصُولَ الْكَرَمِ» قاعده مال همه قشنگی‌هایی هست که در این عالم هست، پس شما وقتی که با تمام زیبایی‌ها، قشنگیها، علوم، مهربانی‌ها، عشق‌ها، روبرو هستید، همه جلوه‌های اهل بیت هستند، ظهورات خود اهل بیت هستند.@پس وقتی می‌گوید امام یک موجودی است که از مادر مهربانتر است، امام رضا (علیه السّلام) می‌فرماید امام یک پدر، یک مادر و یک برادر است، یعنی تمام مادرهای عالم را عشقهایش را جمع کنید، پدرهای عالم را، برادرها و خواهرها، و عمه‌ها و عموها و خاله‌ها و دایی‌ها، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، هر چه عشق روی این کره زمین از اول خلقت بوده، یک مقدار از عاطفه اهل بیت است.@این را اگر یک کسی بفهمد با خانواده آسمانیش یک طور دیگر رابطه برقرار می‌کند، یعنی وقتی به فاطمه زهرا می‌گوید مادر یک طور دیگر است، وقتی با اهل بیت می‌گویی پدرم هست، امام زمان پدرم است، یک چیز دیگر است، آن وقت متوجه می‌شوید ما با این پدر مهربان چه جنایتها داریم می‌کنیم که در بین ما به قول علی (علیه السّلام) می‌فرماید آواره طرد شده، تنها و یگانه است.@ما در این ایام مسلمیه داشتیم، ما سالهاست داریم قرنها روضه مسلم و طفلان مسلم را می‌خوانیم، مسلم غریب بود، مسلم هیچ کس را نداشت همه در کوفه او را تنها گذاشتند، بعد از اینکه 10 هزار، 12 هزار، 18 هزار نفر با او بیعت کردند همه فرار کردند مسلم تنها ماند به خانه طوعه پناه برد، آنطوری هم غریبانه دستگیر شد همه در روضه می‌خوانیم.@امام زمان حالش بدتر از ماست در بین ما، شما نگاه کنید ما با این پدر مهربان چکار کردیم کجای زندگی ما این امام زمان هست، الان کجای زندگی ما حضور دارد، در مالمان حضور دارد، در وقت و عمرمان حضور دارد، در ذهنمان حضور دارد، در دلدادگی‌ها و عشق‌هایمان هست در آبروی اجتماعی و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی‌مان هست، در کارهای علمی‌مان هست، امام زمان در دعاهای ما هست الان کجا هست.@یعنی من از صبح بلند می‌شوم تا شب چه پیوندی با این حضرت دارم، چقدر برایش بچگی می‌کنم، چقدر پدر من است، چقدر حرمت پدری برایش هستم، یک ذره به اینها فکر کنیم، شما می‌گویید امام حسین، کربلا، وضع امام زمان از همه اینها آشفته‌تر است.@1180 سال آوارگی، تنهایی، غربت، آن هم با آن درجه از مهربانی و قشنگی که امام زمان دارد، ما خیلی قسی‌القلب هستیم، به دیگران کاری نداشته باشید، مدام ننشینیم این و آن را لعنت بکنیم، اینها چکار کردند به امامشان، کربلا چکار کردند، حواست به خودت باشد، امام زمان الان در خانه شما کجاست، در مال شما کجاست، در جان شما کجاست، در وقت و آبروی تو امام زمان الان کجا قرار دارد یک ذره فکر بکنیم.@خودش وقتی می‌خواهد کرم خودش را بگوید می‌گوید هر کس می‌خواهد به آدم، شیث، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی، حسن و حسین نگاه بکند به من نگاه بکند یعنی همه قشنگیهای اینها را من دارم.@اینقدر قشنگ است که باید بدانی منظورم چیست در ظاهر نرویم، اینقدر این امام کریم است، اینقدر بزرگ است، اینقدر زیباست که فرمود «اَلْمَهْدِیُّ طَاوُوسُ اَهْلِ الْجَنَّةِ» طاووس بهشتیان است، آنوقت یک آدم به این بزرگی و قشنگی ببینید ما چطوری داریم با او رفتار می‌کنیم، ما در زندگیمان با این آدم داریم چکار می‌کنیم.@با این درجه از زیبایی و کمال، اینقدر بزرگ است که پدرش امام باقر (علیه السّلام) که افتخار انسانیت است می‌فرماید «لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي» سیدالشهدا برایش می‌گوید، امام حسین فرمود: «لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَيَّامَ حَيَاتِي» امام حسین که با او این اربعین را راه می‌اندازیم ببین خودش در مورد امام زمان چه می‌گوید، می‌گوید اگر من او را ببنیم به محضرش برسم تمام عمرم خدمتگذارش خواهم بود.@خیلی امام زمان عظمت دارد و ما خیلی بچگانه با حقارت خودمان با او رفتار می‌کنیم، ما وقتی که این آدم در زندگی من نیست سهمی در پول من، در وقت من، در علم من، در آبروی من، در دعای من ندارد، یعنی من از کریم فاصله دارم، من چقدر پست هستم، من چقدر نسبت به این آدم حقارت دارم.@چسبندگی و وقف شدن برای امام در هر یک از ابعاد پنجگانه جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی به آدم قیمت می‌دهد و قیمت می‌خواهد هر کسی را هم نمی‌پذیرند، اگر در لشکرش و چادرش راهت نمی‌دهند برو مشکل را حل بکن ببین کجای کار تو دلت برای امام نمی‌تپد، برایش گریه نمی‌کنی، دلت برایش تنگ نمی‌شود، دلت برایش نمی‌گیرد، دلت نمی‌آید برایش خرج بکنی، درست و حسابی، دلت نمی‌آید برایش وقت بگذاری، دلت نمی‌آید از آبرویت خرج بکنی.@می‌گوید راجع به امام است ول کن فردا می‌گویند حجّتیه است، حجّتیه بله یک ننگی است، یک حقارتی است، درست است، یک پستی است درست است، ولی از اینکه این به آن چسبیده نشود کار امام زمان را رها کرده، من هر جا بروم فردا می‌گویند حجّتیه، خب بگویند، می‌ترسد برود کار بکند.@پس وقتی تو دلت نمی‌آید در چادرش بروی، در لشکرش بدان چقدر دلت پست است، بدان چقدر کوچک هستی، چرا این دل راه نمی‌افتد به سمت اصول کرم حرکت بکند؟ یک مشکلی داری، یک گرفتاری هست که تو نمی‌توانی وقف آقا بشوی.@دائم صرف مسائل اقتصادی خودت، خانه، زندگی، زنم، شوهرم، بچه‌هایم، خانه‌ام، کار درسیم، لیسانس بگیرم، ارشد بگیرم، کار تجارت بکنم، اصلاً تو هیچ خاصیتی برای حضرت نداری، هیچ خروجی نداری، هیچ وقف‌شدگی نداری، هیچ کمکی به حضرت نمی‌کنی، هیچ قدمی در راه رسیدن به خود حضرت برنمی‌داری، هیچ مانعی را از موانع ظهورش برطرف نمی‌کنی.@اگر یک امام زمان در جانش افتاد، قلبش را گرفت، یعنی شکار حضرت شده، یعنی اسیر بزرگی شده، یادتان هست خانواده آسمانی کار می‌کردیم راجع به جایگاه اهل بیت این حدیث را خواندم، «مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً» هر کس علی را دوست داشته باشد، عاشق امیر المؤمنین باشد.@«سُمِّيَ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَسِيرَ الله» هر کس علی را دوست داشته باشد در آسمان، یعنی آنجایی که معدن کرم است، چون ما آسمان فیزیکی نداریم، آنجایی که اصل همه کرم‌هاست به این آدم می‌گویند این اسیر خدا شده که عاشق علی است.@خدا یکی را اسیر بگیرد چه شود، ما وضع نمازهایمان اینطوری است، کسی که نماز اول وقت ندارد اسیر نیست، او را نگرفتند، حقارت دارد، برای همین هم داریم کسی که نماز اول وقت نخواند پیامبر می‌گوید من روز قیامت او را شفاعت نمی‌کنم، دزدها، و زناکارها و مشروب‌خوارها را چرا، اما کسی که نمازش را اول وقت نمی‌خواند خیلی حقیر و پست است پیغمبر می‌گوید من این آدم را شفاعت نمی‌کنم این آدم از قیمت افتاده است.@چون اصلاً دلش به حرمت خدا نیست، اذان یعنی خدا صدایت می‌کند، می‌بینی جواب نمی‌دهد خیلی پستی است، یک کسی پدرش صدایش بکند، مادرش صدایش بکند، یک غریبه آدم را صدا بکند، یک کسی به تو تلفن می‌زند، وقتی جوابش را ندهی خوب نیست.@بعد خدا آدم را صدا بکند آدم به خدا بگوید خدایا کار دارم، برو 11 شب، 12 شب نماز، برو 5 ـ 6 غروب نماز برای آدم حقارت و پستی می‌آورد، آدم پست می‌شود، حالا یک کسی که اسیر امام زمان نیست پس قیمتی نداشته که اسیر نشده.@یک کسی که از شبیه شدن به امام زمان، به فاطمه زهرا بدش می‌آید، قیمت ندارد، باید بترسد چرا من از اینکه مادرم اسمم را گذاشته فاطمه شاکی هستم می‌خواهم بروم عوضش بکنم یک چیز دیگر بگذارم، چرا من از اینکه اسم بچه‌ام را علی بگذارم، حسین بگذارم بدم می‌آید، دنبال اسمهایی می‌گردم که فاصله زیادی با اصول کرم دارد.@آنهایی که اصل کرم هستند اسمهایشان عالیترین اسمها است، کریم‌ترین اسمها است، این بدش می‌آید از کریم‌ترین اسمها، از قیمتی‌ترین اسمها این آدم متنفر است، می‌رود می‌گردد در جمادات یعنی جمادات بیشترین فاصله را از اصول کرم دارند، می‌رود می‌گردد در جمادات یک اسم برای فرزندش انتخاب می‌کند.@دل اینطوری است، آدمی که دلش قیمت داشته باشد به سمت قیمت می‌رود، یک الماس نگاه می‌کنی، یک طلا نگاه می‌کنی، یک ستاره نگاه می‌کنی، به ماه نگاه می‌کنی، به مهتاب نگاه می‌کنی، به یک شفق نگاه می‌کنی، به طلوع خورشید نگاه کن، به غروب خورشید نگاه کن، به هزاران گُل قشنگ نگاه کن، داری به خانواده خودت نگاه می‌کنی، اینها یک جلوه کوچک از خانه و خانواده و اصل و ریشه خودت هستند، دمیدن در این گُل این شده.@یک آیینه است، انسان یک موقع هست یک آینه دارد، خانمها در کیفشان یک آینه کوچک دارند، این آینه را که جلویت می‌گیری تمام صورتت را نشان نمی‌دهد، این فقط یک قسمتی از چهره را می‌گیرد، باید دائم بالا و پایین بکنی یا دور نگه داری تا یک چیزی از خودت ببینی.@تمام نظام خلقت آینه‌های کوچک و مختلف با اندازه‌های مختلفی هستند که عکس خدا و عکس اهل بیت در آن افتاده است همه آینه هستند، اینها را در ارودهای اسماء الله توضیح دادیم، همه چیز آینه است عکس در آن افتاده است، وقتی به یک گُل نگاه می‌کنی یک بخشی از کمالات و زیباییها و خانواده آسمانیت افتاده این گُل، گُل شده.@برای همین نگاه به گُل عبادت است، «اَلنَظَرُ اِلَی الْبَحْر عِبادَة» نگاه به دریا عبادت است، چرا؟ ظهور و جلوه کمالات خداست، و کمالات اهل بیت، هر چیزی شما قشنگی دارد، قشنگیش را از آنجا می‌گیرد، شما وقتی که دلت می‌گیرد، نگاه می‌کنی به یک گلزار به یک جنگل تمام غمهای دلت می‌رود.@چون حواست شما چند روز دیگر انشاءالله با وفاتت می‌رسی به اصل این زیباییها، یک چشمه، یک آبشار، یک آب، یک صدای قشنگ آب که تسبیح آب است «دَویُ الماء» صدای آب با جان آدم چکار می‌کند، حتی وقتی در لیوان می‌ریزی تسبیح می‌گوید و سجده می‌کند، اطراف ما بی‌نهایت پر شده با کمالات و خانواده آسمانیمان.@هر چیزی در هر آدمی می‌بینی، یک قطره‌ای از آنها در این آدم افتاده برای همین نگاه کردن به عالم «اَلنَظَرُ اِلی عالِم عِبادَة» نگاه کردن به خانه‌اش هم عبادت است، می‌گوید « اَلنَظَرُ اِلی بابِ الْعالِم عِبادَة» به خانه‌اش نگاه بکنید.@« اَلنَظَرُ اِلَ الْمُصْحَف عِبادَة» نگاه کردن به قرآن عبادت است، (این همه عکس می و رنگ مخالف که نمود) هر چه اختلافات این همه نظام خلقت قشنگیهایی که شما می‌بینید، (یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد) یک فروغ است، یک کمی از رخ ساقی هست که افتاده در اینها، چه شده.@اصلش یک جای دیگر است، لذا درست است هر بخش یک قشنگی، یک کمالی، چیزی می‌بینی بهترین کار این هست که بگویی (اللهم صل علی محمد و آله محمد) این درست است، هر چیزی که شما می‌بینید، این یک مقدمه باشد تا انشاءالله جلسه بعد می‌خواهیم یک مقدار عمیق‌تر و کاربردی‌تر وارد این مسئله بشویم تا ببینیم «أُصُولَ الْكَرَمِ» یعنی چی.@