جلسه 064 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
64
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
4
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 064 - شرح زیارت جامعه کبیره

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره رسید به موضوع فقره «و خزان العلم»، «و معدن الرحمه» را تمام کردیم از این جلسه درباره «خزان العلم» سخن خواهیم گفت.@(خزان) جمع خازن هست از ماده (خزن) در مرحوم مصطفوی در التحقیق درباره این ماده می‌فرماید که: «الجمع و الضبط فی محل و مورد معین و هذا المعنا أعم من أن یکون المخزون مادیا او معنویا أو یکون المخزون جسمانیاً أو روحانیا» این ماده یعنی جمع کردن و نگهداری کردن.@جمع و نگهداری را در یک محل واحد در یک محل معین چیزی را شما جمع کنید نگه‌داری کنید مثلاً یک کسی پولی را جمع می‌کند در انباری، در صندوقی ذخیره می‌کند یا برنجی را مثلاً جمع می‌کند یک جا نگه می‌دارد این جمع کردن و نگه داشتن را به این کسی که این کار را می‌کند خازن می‌گویند.@بعد می‌فرماید این معنی یعنی معنی جمع و نگهداری اعم است فرقی نمی‌کند که آن که جمعش می‌کنیم یعنی پول، برنج و هر چه که هست مادی باشد یا معنوی، مثلاً یک کسی پول جمع می‌کند یک کسی علم جمع می‌کند ریاضی، زبان، تفسیر، منطق، فلسفه است یک جا در خودش نگه می‌دارد.@«أو یکون المخزون جسمانیاً أو روحانیا» یا اینکه جسمی باشد یا روحانی باشد عشق، معنویت، هر چه که هست هر چه جمعش کنید این را می‌گویند این ماده در آن به کار برده می‌شود.@پس وقتی می‌گوییم خازن که جمعش خزان می‌شود، می‌گوییم شما خازن یا خزان جمع‌کننده‌های علم هستید به معصومین می‌گوییم، این یعنی چی؟ یعنی همه خازنین که می‌گوییم یعنی شما علم را جمع کردید و پیش خودتان نگه می‌دارید کلید علم دست شماست اختیار علم به دست شماست.@خزانه‌دار یعنی کسی که می‌گویند این خزانه‌دار است، خزانه‌دار یعنی کلید انبار دست کیست؟ دست این است، اختیارش هم با کیست؟ با این است، چقدرش را بیرون بدهد چقدرش را نگه دارد.@اگر خاطر شریفتان باشد در پاورپوینتی که نشان دادیم جایگاه معصومین را مشخص کردیم حالا هفته بعد هم ان‌شاءالله این کار را می‌کنیم که معصوم مَثل اعلی است یعنی عالیترین نمونه از خداست اولین صادر خداست اولین مخلوق خداست شبیه‌ترین موجود به خدا و کاملترین موجود بعد از خداست.@بنابراین علم خدا در اختیار این موجود هست اولین مخلوقی که همه علم را دارد دست این است در نظام آفرینش قبلاً هم این ترتیب را گفته بودیم که «عَلَّمَ الْقُرْآنَ» چی؟ «خَلَقَ الْإِنْسانَ» یعنی جلوه رحمانیت الله اسم رحمانیت الله موجب شد که قرآن تعلیم بشود بعد انسان خلق بشود این نگاه ریاضی را دقت کنید چقدر دقیق است اول قرآن تعلیم بشود بعد انسان خلق بشود، این یعنی چی؟@شما می‌خواهید یک مدرسه بزنید اول برای مدرسه باید چه چیزی داشته باشید برای اینکه می‌خواهید مدرسه بزنید؟ معلمش باید فراهم بشود، یک دانشگاه می‌خواهید تأسیس کنید باید چه چیزش آماده باشد مهمتر از همه چیزها؟ استادش، یک بیمارستان می‌خواهید تأسیس کنید مهمترین چیزی که باید بیمارستان داشته باشد چه چیزی است؟ پزشک است بعد تجهیزات و چیزهای دیگر.@حالا اگر تجهیزات و همه چیز هم بود ولی معلم و استاد دانشگاه و پزشک نبود آنجا خاصیتی ندارد ارزشی ندارد فلسفه‌ای ندارد یک جای بی‌مصرف است. خدا وقتی که می‌خواهد نظام خلقت را راه بیاندازد اول متخصصی را می‌آفریند و مجهزش می‌کند به همه علم و بعد انسانهای دیگر را می‌آفریند تا انسانها بلاتکلیف نباشند.@خدا اینطور نیست که یک آدمهایی را بیافریند بعد تصمیم بگیرد حالا الان این آدمهایی را که آفریدم چکارشان کنم روی زمین هستند اینها الان، پس بگذار یک پیغمبر برایشان بگذارم، اینطور نیست.@در نظام خلقت اول متخصص تخصص پیدا می‌کند متخصص آفریده می‌شود بعد کسانی که قرار است از این متخصص استفاده کنند آفریده می‌شود.@خوب توجه کنید یعنی اول امام یک امت آفریده می‌شود بعد امت برای این امام آفریده می‌شود و الا این جفا و ظلم است و کار عبثی هم هست به خدا هم نمی‌چسبد این گناهان و این کارهای غلط که خدا اول انسانها را بلاتکلیف، بدون مربی، بدون امام، بدون حجت بیافریند.@یک مدتی اینها زندگی کنند و هزاران گرفتاری و گناه و معصیت نادانی داشته باشند بعد حالا خداوند یک پیغمبری برایشان بفرستد این غلط است اصلاً اینطوری نیست.@لذا دقت کنید ترتیبش فوق‌العاده ریاضی است که «الرَّحْمنُ» اول چی؟ «عَلَّمَ الْقُرْآنَ» یعنی قاعده زندگی فرمول حیاتبخش فرمول را تعلیم می‌کند، به چه کسی؟ اینجاش مسأله است به چه کسی تعلیم کرده؟ چون به انسانها که تعلیم نکرده انسانهای معمولی که هنوز آفریده نشده‌اند.@پس اولین کسی که قرآن به آن تعلیم می‌شود کیست؟ همان مَثَل اعلی، همان نور محمد و آل محمد (علیهم السّلام)؛ لذا حقیقت قرآن با همه بطنهایش در اختیار معصوم است معصوم اول تمام علم را از خدا می‌گیرد تمام تخصص را از خدا می‌گیرد علم الهی را می‌گیرد بعد انسانهای دیگر آفریده می‌شود که زندگی انسانها تخصصی باشد بلاتکلیف و بیهوده نباشد.@هیچ آدم خالقی، نه خدا، خداوند که کمال مطلق است نه، یک بنده معمولی خدا، شاید یک معلمی بچه شما را در یک مدرسه‌ای ثبت‌نام کردند بعد بگویند بچه‌تان روز اول مدرسه رفته بعد بگویید مامان جان، باباجان امروز درس چی داشتید؟ مامان هیچی همه‌اش کلاس ورزش بود، خب حالا امروز ورزش، گفتن روز اول بچه‌ها یکذره خوش بگذرانند.@بعد فردا می‌گویی مامان جان امروز معلم آمد چی گفت؟ نه معلم نداشتیم، یک هفته بعد بابا جان مامان جان کلاس و مدرسه چطوری است؟ نه معلم نداریم، می‌رویم بازی می‌کنیم، نمی‌روید مدرسه اعتراض کنید؟ بعد هم بگویند ببخشید ما معلم نداریم فعلاً بچه‌ها بیایند همینطوری بازی کنند.@شما این را می‌پذیرید؟ نمی‌گویید تو چقدر آدم نادانی هستی تو که عرضه نداشتی معلم بیاوری برای چه بچه‌های ما را ثبت‌نام کردی.@این ایراد به خدا وارد است که خدا اگر انسان را می‌آفریند باید قبلش حجت را خلق کرده باشد معصومش را آفریده باشد امام این انسان را آفریده باشد بعد انسانها را بیافریند و خدا هم همیشه همین کار را می‌کند.@من اول معصوم می‌آفرینم اول انسان کامل را خلق می‌کند بعد مسلحش می‌کند به کتاب الله، حالا بعدش انسانهای دیگر آفریده می‌شوند که بلاتکلیف نباشند این اولین کسی که آفریده می‌شود و بعد مراتب مختلف خلقت از این شخص آفریده می‌شود این خزانه‌دار علم الهی است.@خزان علم یعنی اینکه این علمش از همه مراتب خلقت بالاتر هست آن نقطه قله قرار گرفته قبل از اینکه اصلاً مخلوقی آفریده بشود و خداوند بقیه مخلوقات را با این شخص می‌آفریند از این شخص می‌آفریند.@بنابراین علم این از علم همه بالاتر هست چون خزانه‌دار علم الهی است خدا با این شخص با علم این شخص سایر مخلوقات را می‌آفریند پس این از نظر علمی حاکمیت و سیطره دارد بر همه مخلوقات خدا، یعنی علم این شخص محیط بر همه مخلوقات خداست احاطه کامل بر همه مخلوقات خدا دارد.@در مورد خدا چی داریم؟ «إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ» «إِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ» معصوم هم همینطور هست در مورد خدا داریم «لا يَخْفى‏ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماء» هیچ چیز از خدا در زمین و آسمان مخفی نیست هیچ چیز در زمین و آسمان از کسی که قبل از مخلوقات آفریده شده و مخلوقات بعد از او آفریده شدند هیچ کدام از مراحل خلقت از علم این خالی و جدا نیست این خزان علم الهی بودن است.@اینها را خوب دقت کنید اگر این بحث را شما خوب متوجه بشوید در سبک زندگی‌تان آنقدر شیرین و راحت می‌توانید زندگی کنید که نگو، از بسیاری از ابهامات و سؤالها و شبهات و سردرگمیها و تشکیکها و پوچیها نجات پیدا می‌کنید.@این بحث فوق‌العاده مهم است خواهش می‌کنم این را خوب دقت کنید خوب دقت کنید که چه داریم می‌گوییم، این مقدمه است بعد از اینکه وارد مرحله کاربردی این فهم شدیم این خزان شدیم آنوقت می‌فهمیم که چه معجزه‌ای در زندگی ما می‌کند اگر ما این را بفهمیم خیلی معجزه در زندگی ما می‌شود خیلی اتفاقات خوب و مبارک می‌افتد اگر این مفهوم را ما خوب بفهمیم.@ نکته بعد این هست که در امور معنوی خازن با مخزون یکی است قبلاً توضیح دادیم در مباحث نفس یادتان هست گفتیم در علم، عالم و معلوم سه تا چه کسی هستند؟ یک نفر هستند علم و عالم و معلوم، عقل و عاقل و معقول در دروس معرفت نفس اینها را توضیح دادیم.@که شما وقتی که یک چیزی را الان می‌فهمی آن مفهوم با شما با آن علمی که یاد گرفتید همه شما یک نفر هستید یک چیز است در ماده اینطور نیست اگر شما یک انباری داشته باشید که یک پولی در آن بگذارید یک صندوقی یا جایی برنج بگذارید انبار با خود برنج با کسی که انبار می‌کند چند نفر هستند؟ چندتا هستند؟ سه تا هستند.@ولی در موارد معنوی اینطور نیست شما وقتی که علم را دریافت کردید علم با تو وحدت پیدا می‌کند یعنی علم و عالم و معلوم یکی می‌شوند امور معنوی و مجرد را قبلاً توضیح دادیم عشق و عاشق و معشوق یک نفر هستند علم و عالم و معلوم یک چیز است عقل و عاقل و معقول هم یک چیز است اینها را توجه کنید.@پس وقتی که می‌گوییم خزان العلم نه اینکه ائمه یک شخصیتی هستند که یک علمی در آنها ریخته باشند این را خوب توجه کنید، نه جنس اینها از علم است حقیقت اینها علم است روح اینها عین علم است.@در مورد ما هم همینطور است ما فکر نکنیم که ما جاهل هستیم بعد یک چیزی در ما می‌ریزند، نه وقتی که استاد دارد صحبت می‌کند استاد چیزی را به شاگرد اضافه نمی‌کند بلکه چیزهایی را که شاگرد می‌داند در واقع چکار می‌کند؟ به یادش می‌آورد.@پیغمبر هم همینطور هست «إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ» تو به یادآورنده هستی، آها، آها، آن با چینشهای علم شما را به آن علمی که قبلاً داشتید می‌رساند مذکر است پس خوب توجه کنید که وقتی می‌گوییم ائمه خزان علم هستند نه اینکه یک تفرقی بین اینها وجود دارد یک وحدت و یگانگی با علم الهی اینها دارند.@نکته‌ای که هست این هست که امام در آن مرتبه‌ای که دارد مرتبه مَثل اعلایی، قوس را یادتان هست امام بالا قرار گرفته بعد از الله، معصومین مَثل اعلی بعد از الله قرار گرفتند بعد عوالم پایین‌تر فرشته‌ها خلق می‌شوند عالم جبروت، عالم وسط، عالم چی؟ ملکوت، پایین هم عالم چی؟ ناسوت آفریده می‌شود یعنی دنیا و ماده.@امام در همه مراحل حضور دارد در مباحث انسان‌شناسی گفتیم ما همه همینطور هستیم امام در مرتبه عالی و مَثَل اعلایی‌اش تمام علم را دارد تسلط دارد بر همه مخلوقات و علمش به همه مخلوقات الهی احاطه دارد همه چیز را می‌داند در مورد همه مراحل خلقت.@اما این امام وقتی می‌آید به زمین می‌شود مثلاً پیغمبر، امیرالمؤمنین، از شکم یک مادر در می‌آید جنبه مادی و بدنی دارد این مثل ما هست علمش، نه اینکه مثل ماست که احتیاج به معلم و این چیزها داشته باشد بلکه در مرتبه مادی هر چیزی را نمی‌خواهد بفهمد و بداند به هر چیزی نمی‌خواهد توجه کند.@اگر خواست اراده کرد می‌فهمد اگر نخواست نه، غیر از مرتبه عالی‌اش است مرتبه مثل اعلی و آن بالا هست که همیشه نسبت به همه چیز چی دارد؟ احاطه دارد، لذا می‌تواند نسبت به یک چیزهایی اصلاً آگاهی نداشته باشد یعنی نمی‌خواهد بداند، نمی‌خواهد آگاهی داشته باشد ولی اگر به محض اینکه اراده کند چرا همه چیز را می‌داند.@پیغمبر شترش گم شد وقتی که از تبوک می‌آمدند شتر پیغمبر گم شد، کجاست، شتر کجاست، پیغمبر گفت بگردید شتر من را پیدا کنید یک منافقی را آنجا بازی در آوردند گفتند این که می‌گویند من همه آسمان و زمین را بلد هستم می‌شناسم، از آسمان دارد خبر می‌دهد پس این چرا نمی‌داند شترش کجاست؟@پیغمبر اتهام زدند پیغمبر می‌فرماید که «إنی و الله ما أعلم إلا ما علمنی الله» به خدا قسم من هیچی نمی‌دانم مگر همان چیزی که خدا به من تعلیم می‌کند الان به شما می‌گویم شترم کجاست، یعنی چی؟ یعنی علم من وابسته به علم کیست؟ خداست.@من متصل به خدا هستم حالا که این حرف را زدید شتر من در فلان دره فلان جا افسارش گیر کرده به یک درخت، پیچیده آنجا دور یک درخت گیر کرده شتر من، کنار آن درخت فلان جا الان شتر من آنجاست بروید بیاورید اگر بخواهم بدانم که می‌دانم ولی به این چیزها توجه ندارم، نمی‌خواهم بدانم.@پیغمبر وقتی با آدمها رفتار می‌کرد اگر می‌خواست بداند که این درونش چی هست می‌دانست درونش چی هست ولی پیغمبر فضول نبود مثل اینها نبود که الان تا می‌روند یکذره تمرین می‌کنند یکذره فکرخوانی می‌کنند دائماً تجاوز می‌کنند به آدمها، این دارد به چه فکرمی‌کند آن دارد به چه فکر می‌کند.@بعضیها که آنقدر بی‌حیا هستند آمده اینطور می‌کند استاد به من شما یک درسی یاد بدهید من می‌خواهم باطن آدمها را ببینم فضولی، چه جنایتی، مگر آدم سر زندگی بقیه فضولی می‌کند باطن آدمها را برای چه می‌بینی یعنی چی من باطن آدمها را ببینم!@ائمه وقتی که با دیگران بودند با دیگران زندگی می‌کردند عادی، اگر هم می‌خواستند باطن شخص را ببینند می‌دیدند یک موقعهایی هم توجه داشتند ولی متجاوز نبودند.@یعنی پیغمبرآنقدر ساده و معمولی زندگی می‌کرد آنقدر قشنگ بود که گناهکارترین آدم هم کنارش راحت بود حتی آن که قصد کشتنش را هم داشت کنارش امنیت داشت یعنی یکطوری رفتار نمی‌کرد که من می‌دانم تو می‌خواهی من را بکشی، نه اصلاً انگار نه انگار.@خدا رحمت کند یکی از شاگردان علامه می‌گوید من یک روزی کنار علامه ایستاده بودم روز عیدی بود همه می‌آمدند بازدید علامه، بعد دیدم یک آقایی در دهانش پر از چاقو و خنجر و چیزهای تیز هست اینطوری بیرون آمده اینطوری سمت علامه آمد که علامه را ببوسد.@گفت من یک لحظه دیدم ترسیدم گفتم نکند علامه را بکشد، گفت تا آمدم عکس‌العمل نشان بدهم علامه دستم را فشار داد گفت هیچی نگو، ساکت، بغلش کرد و او را بوسید آن آدم باطنش اینطوری است ولی باید همینطوری باشد تجاوز نکنیم.@یک استادی داشتیم می‌گفت من یک موقعهایی در خیابان داشتم می‌رفتم دیدم یک کسی من را صدا کرد برگشتم دیدم یک سمور است بعد نگاه کردم گفتم که این کیست من را صدا می‌کند بعد فهمیدم نه همین سمور است دارد من را صدا می‌کند.@آقای فلانی کلاس دارید؟ بله، گفت من می‌خواهم سر کلاس شما بیایم، گفت بفرمایید خواهش می‌کنم، همین، یکی می‌گفت این از آن دزدهای معروف است دزدهای مال حرام خور و معروف است حالا می‌خواهد سر کلاس بیاید به روی کسی نمی‌آورند.@ائمه خیلی چیزها را می‌دانند همه چیز دستشان هست اگر بخواهند بدانند اما نحوه زندگی‌شان انگار که هیچی، قاتلش را بزرگ می‌کند به او می‌رسد و می‌داند که این یک زمانی قرار است او را بکشد یک موقعی لازم است به او بگوید که این جهنم نرود و اتمام حجت کند یک موقع هم نمی‌گوید.@پس ببینید ائمه در حالت مَثل اعلایی قبل از خلقت که حاکم بر کل نظام خلقت هست تمام اشیاء زیر علم اینها هستند تحت سیطره علم اینها هستند علم اینها محیط بکل شیء است ولی وقتی که پایین می‌آیند زندگی می‌کند می‌تواند بداند می‌تواند نداند.@لذا ببینید حضرت چه می‌گوید می‌فرماید: «إِنَّ اَلْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عَلِمَ» از اصول کافی هست امام هر وقت بخواهد بداند می‌داند هر وقت هم نخواهد نه، یک موقعهایی اصلاً نمی‌خواهد به یک چیزهایی توجه کند اشکالی ندارد.@باز نگاه کنید: «إِذَا أَرَادَ اَلْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ اَللَّهُ» اگر امام اراده کند به اینکه چیزی را بداند خدا به او می‌گوید، خدا آگاهش می‌کند اگر لازم باشد چرا یک تمرکز است یک عنایت است همه چیز را می‌فهمد.@یک کسی آمد خدمت امام علی (علیه السّلام) حضرت با او خوش رفتار هم بود خیلی خوب و عالی مثلاً، یک موقع آمد گفت آقا من، گیر داد به امیرالمؤمنین، نشست گفت من از شیعیان شما هستم به خدا من.@حضرت علی یکذره سرش را پایین انداخت گفت من علم اولین و آخرین را دارم، می‌دانم اولین مخلوق خدا تا آخرین مخلوق خدا تا قیامت چه می‌شود من تمام شیعیانم را خدا به من به اسم به پدر به مادر گفته چه کسانی شیعه تو هستند به خدا قسم دروغ می‌گویی اسم تو در اینها نیست به خدا قسم تو دروغ می‌گویی تو شیعه من نیستی.@منافق بود می‌گفت من شیعه تو هستم ولی حضرت اصلاً انگار نه انگار با این اینطوری رفتار نمی‌کرد او فکر می‌کرد که راحت می‌تواند خودش را قالب کند به پیغمبر و امام، آنها هم این را می‌پذیرفتند چیزی هم نمی‌گفتند ولی یک موقع لازم بود که بگویند که تو چه کسی هستی یک موقعهایی می‌گویند.@علی (علیه السّلام) در نهج‌البلاغه دارد در مسجد خطبه می‌خواند که مردم «سلونی قبل أن تفقدونی» از من سؤال کنید قبل از اینکه من را از دست بدهید عاص بن وائل می‌گوید بگو اگر راست می‌گویی چندتا مو در ریش من هست؟ حضرت می‌گوید من همین را به تو بگویم تو در خانه‌ات یک بره‌ای داری که در آینده پسر من حسین را می‌کشد.@سعد بن عاص که می‌گوییم، عمرسعد می‌گوییم، پدر عمرسعد است حضرت می‌گوید تو در خانه‌ات یک کسی داری که پسر من را می‌کشد، دارد به او خبر می‌دهد این را می‌گوید که در تاریخ بماند همه هم بدانند داستان چیست همه بدانند حق چیست باطل چیست.@از این چیزها زیاد داشتیم پیغمبر به عمار می‌گوید عمار تو را فئه باقیه می‌کشند گروه طغیان‌گر علیه حق می‌کشند که بعدها وقتی که جنگ صفین می‌شود عمار کشته می‌شود همه بدانند که گروه باقیه گروه طغیان‌گر کیست دقت کنید.@پیغمبر به زبیر می‌گوید، یک موقعی زبیر خیلی عاشقانه با امیرالمؤمنین برخورد می‌کرده به او می‌گوید که زبیر علی را دوست داری؟ می‌گوید خیلی دوستش دارم، می‌گوید پس مراقب باش با او جنگ نکنی، من با علی جنگ کنم من برای علی می‌میرم، پیغمبر می‌گوید مراقب باش.@که در جنگ جمل وقتی که طلحه و زبیر علیه امیرالمؤمنین لشکر می‌کشند امیرالمؤمنین زبیر را صدا می‌کند می‌گوید یادت هست آن موقع با پیغمبر سه نفری، زبیر تازه داستان یادش می‌افتد زبیر کنار می‌کشد جنگ نمی‌کند و می‌رود که بعد هم او را می‌کشند ولی طلحه می‌ایستد.@پس ببینید یک موقعهایی لازم است از علم استفاده بشود یک موقعهایی استفاده می‌شود امام اینطوری است. لازمه زندگی مادی اینطوری است که امام همیشه از علمش استفاده، بله؟ نکند، به یک کسی امانت بدهد و او به امام خیانت کند اگر امام بخواهد بفهمد که این خائن است می‌‌تواند بفهمد.@ولی لازمه رشد انسانها لازمه ترقی انسانها این هست که امام همیشه از علم غیبش استفاده، بله؟ نکند، لذا یک کسی می‌آید به امام می‌گوید آقا مثلاً این کار را بکن حضرت می‌گوید می‌کنیم، مشاوره می‌دهد یک کاری می‌کنند بعد خلاف در می‌آید طرف بد در می‌آید امام می‌دانسته داستان چیست ولی لازمه این امتحان اینطوری است که امام مثل یک کسی عمل کند که انگار چیزی نمی‌داند.@پس نگوییم که امام چرا مثلاً به فلان کس اعتماد کرد فلان کس را نماینده خودش قرار داد در حالی که می‌دانست این کار را انجام می‌دهد، نه امام بنا نیست همیشه از اطلاعاتش استفاده کند این هم یک نکته.@نکته بعدی این هست که نسبت علم امام با علم خدا چیست؟ خدا هستی است، دقت کنید خدا هستی است وجود است به او می‌گویند حضرت هستی حضرت وجود، خدا هستی جاری در همه اشیاء است خدا در تمام عوالم با هستی‌اش وجود دارد حضور دارد در من، شما، همه اشیاء.@امشب هم در دعای کمیل چه می‌خوانیم؟ «و بأسمائک التی ملئت ارکان کل شیء» همه جا خدا هست هیچ جا نیست پر از خدا نباشد خدا همه ارکان هر شئی را خدا پر کرده خدا قائم به ذات است هستی به جایی بند نیست وابسته به کسی نیست بقیه موجودات هستی و وجودشان را از چه کسی دارند؟ از حضرت هستی حضرت وجود دارند یعنی الله تبارک و تعالی.@پس وقتی که می‌گوییم علم خدا، علم خدا یک امر ذاتی است یعنی ذات خداست ولی علم ائمه و وجود ائمه و وجود همه موجودات از خداست ارضی است تبعی است یعنی خدا به او وجود و هستی می‌دهد پس وقتی که می‌گوییم که معصوم مَثل اعلی است یعنی عالیترین نمونه از خداست یک نمونه در مقابل خدا نیست یک نمونه از ظهور خداست.@ما هم که بعداً شبیه خدا می‌شویم ان‌شاءالله در سیر صعودی‌مان شبیه خدا می‌شویم اسماء خدا هم به ما تعلق می‌گیرد هر اسمی که به خدا می‌گویند به ما هم می‌گویند ولی ذاتی نیست ظهوری و تبعی و ارضی است یعنی داریم اما هر وقت خدا بخواهد.@الان ما حیات داریم حی هستیم یا نیستیم؟ حی هستیم خدا هم حی است، ما عالم هستیم یا عالم نیستیم؟ عالم هستیم خدا هم عالم است، درست است؟ ولی حی و عالم بودن ما دست خودمان است؟ نه خدا هر وقت بخواهد آن را می‌گیرد.@پس ما اسم خدا را داریم حی هستیم عالم هستیم اسماء دیگر داریم جمیل و قادر هستیم همه این اسمها را داریم قدرت داریم داریم کار می‌کنیم اما قائم به خداست.@یک وجود ما هستی ما علم ما حیات ما زیبایی ما دانش ما همه ظهور علم خداوند است ظهور زیبایی خداوند است ظهور دانش خداوند است و الا فقط خداست که ذات دارد هیچ موجودی غیر از خدا ذات ندارد «لیس کمثله شیء».@اما پس چرا به او خلیفه الله می‌گویند جانشین خدا؟ خلیفه خدا، خلیفه یعنی کسی که جای مستخلف عنه می‌نشیند کار او را انجام می‌دهد در قرآن هم می‌گوید: «إِنَّا عَرَضْنَا» «إِنَّا خَلَقْنَا» ما خلق کردیم ما عرضه کردیم، ما، خدا ائمه را کنار خودش دارد یعنی اینها در تمام کارهای خدا شریک هستند خدا می‌گوید ما این کار را کردیم، اما نه اینکه ذاتاً اینها می‌توانند اینطوری باشند اینها ظهوراً این کار را انجام می‌دهند.@ابراهیم می‌گوید من می‌خواهم حیات را محیی بودن اسم تو را داشته باشم «رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى» به من نشان بده که چگونه مرده‌ها را زنده می‌کنی؟ «كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى» تو چگونه زنده می‌کنی مرده‌ها را؟ می‌گوید چهارتا پرنده بگیر اینطوری و آنطوری کن زنده می‌شوند خودت ببین زنده‌شان کن.@این زنده‌کننده هست محیی هست اما ذاتی یا ارضی؟ ارضی، می‌تواند، عیسی می‌تواند مرده را زنده کند اما به چی؟ به اذن الله، من مرده را زنده می‌کنم «أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ» برص و پیسی و کوری و اینها را شفا می‌دهم اما چی؟ به اذن الله.@امام رضا شفا می‌دهد حضرت معصومه شفا می‌دهد اما از خودش است؟ از قدرت خودش است؟ خدا به او داده، اما قدرت در اصل برای کیست؟ برای خداست باذن الله، هیچ کس از خودش هیچی ندارد.@حالا این آیه را گفتم چون وقت کم است من باید برسم شهرستان و امشب باید قائم‌شهر بروم زیاد طول ندهم این آیه را خواندم یاد این بنده خدا افتادم می‌گفت در قرآن همه چیز هست هر چه بخواهی در قرآن هست گفت همه چیز هست؟ گفت بله، این یحیی ما هم کیفش گم شده هست؟ گفت بله (کیف یحی الموتی کیف یحیی الموتی) بچه الموت بوده می‌گفت کیف یحیی الموتی.@حالا این «كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى» چطوری خدا انسانها را زنده می‌کند کیفیت را ابراهیم می‌خواهد بداند یعنی من می‌خواهم خودم بدانم زنده کردن چطوری است تجربه‌اش کنم.@نه اینکه می‌خواهم بدانم تو چطوری زنده می‌کنی خب خدا همیشه شما گلها را دارید می‌بینید زنده می‌شود این که هنری نیست، دقت کنید که این آیه می‌خواهد به کجا ببرد، ما همیشه می‌بینیم الان زمین مرده درختان مردند زنده می‌شوند این که خدا دارد این کار را می‌کند.@ابراهیم که اینقدر نادان نیست که بیاید این را سؤال کند این را همه آدمها دارند می‌بینند این که ابراهیم می‌گوید «أرنی» به من نشان بده من ببینم بفهمم کیفیتش چطوری است «کیف» کیفیت را به من نشان بده ابراهیم خودش احیا می‌کند خدا به او یاد می‌دهد اگر کسی احیاگر شد احیا می‌کند.@خدا رحمت کند علامه را در هندوستان به او گفتند که من می‌توانم این شیر را بکشم مرتاض، کشت، علامه گفت خب حالا زنده‌اش کن دیگر نمی‌توانم زنده‌اش کنم.@علامه گفت من برایت زنده‌اش می‌کنم «قم بإذن الله» بلند شد می‌توانند، بزرگان می‌توانند اما همه‌اش به اذن خداست تمامش به اذن خداست کسی از خودش هیچی ندارد پس فرق بین علم خدا با علم معصوم را دقت کنید یعنی چه فرقی هست.@کافی است دیگر می‌خواستم وارد یک موضوع دیگر بشوم در مورد علم ائمه که ان‌شاءالله بگذاریم برای جلسه بعد چون خودم هم عجله دارم باید برسم. در مورد حرکت جهانی مهدوی اربعین خب الحمد لله رب العالمین حرکت خوبی شروع شده هم در داخل کشور هم در خارج از کشور.@الحمدلله رب العالمین خدا خیر و برکت زیادی به این حرکت داد از وقتی که شروع شد آثار خوبی داریم ما در کشورهای مختلف از آن می‌بینیم عکس‌العملهای خوبی دارد به وجود می‌آید در این حرکت، امسال هم قطعاً ما یک حرکت خیلی جهانی و گسترده و عالی خواهیم داشت.@تمام تلاش ما در حرکت جهانی مهدوی اربعین این هست که ان‌شاءالله به گونه‌ای عمل کنیم که خداوند با همین اربعین همه موانع ظهور امام زمان را ان‌شاءالله برطرف کند ما وظیفه داریم همه ما هر چه داریم توانمان را برای این کار بگذاریم.@یک عده از عزیزان در شبکه‌های ما، کانال ما و کانال اربعین ما، آنهایی که عضو کانال اربعین نشدند کانال اربعین را حتماً عضو بشوند غیر از کانال رسمی ما که اخبار اربعینی را ما آنجا می‌دهیم دائم سؤال می‌کنند که الان من چکار کنم الان من چکار می‌توانم برای امام زمان بکنم الان من چکار می‌توانم برای اربعین بکنم.@من مثلاً مریض و پیرمرد و جانباز هستم یک زن خانه‌دار هستم اجازه‌ام دست خودم نیست یا اصلاً پولی ندارم کاری کنم سوادی ندارم کاری کنم، چرا همه می‌توانند خیلی کار بکنند خیلی کار هست.@ان‌شاءالله هفته بعد یک فهرست کامل از همه کارهایی که هر کس می‌تواند انجام بدهد یک فهرست کامل از کمکها و فعالیتها در چهار شاخه فعالیتهای خیریه و مادی، فعالیتهای جنسی، فعالیتهای فرهنگی و فعالیتهای معنوی.@همه را ان‌شاءالله به شما عرضه خواهیم کرد که هر کس بداند چقدر می‌تواند قدمهای عالی و بزرگی برای امام زمان بردارد که ان‌شاءالله این کار را خواهیم کرد. این بروشور طوری طراحی شده که ان‌شاءالله مشوق خوبی باشد برای آن حرکت جهانی، کتاب را هم ما تلاش کردیم که بیاوریم.@عزیزان هم خانمها هم آقایان نمونه‌ها را بگیرند قصد ما این هست که ما بتوانیم ان‌شاءالله حداقل ده میلیون نسخه از این را در سراسر کشور پخش کنیم هر کس این را ببیند بخواند و در اختیار دیگران بگذارد و بانی بشود برای تکثیر اینها در سراسر کشور.@ما این را فایلش را هم روی تمام شبکه‌ها گذاشتیم آزاد هم هست حتی می‌توانند اسم و آرم ما را می‌توانند حذف کنند به اسم خودشان، فقط مهم این هست که این محتوا به دست مردم برسد و یک استفاده‌ای بشود.@مردم بتوانند ان‌شاءالله آن فرهنگ و روح اربعینی را ان‌شاءالله بگیرند یکی از کارهایی که می‌توانیم انجام بدهیم مشارکت در تکثیر و توزیع این بروشور هست بوشور را مطالعه کنید بعد ان‌شاءالله در مورد بقیه کارها هم جلسه آینده سخن خواهیم گفت.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.‌@