شرح زیارت جامعه کبیره (جلسه 61) 27/02/1397
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان در شرح زیارت جامعه کبیره به «وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ» اختصاص داشت موجبات رحمت را عرض میکردیم و راههای رسیدن به رحمت را از نگاه امیرالمؤمنین (علیه السّلام).@که گفتیم اهل بیت (علیهم السّلام) معدن رحمت هستند و رحمتهای ویژه که ما میخواهیم راههای خاصی دارد پیشنهادهای خاصی دارد که مواردش را عرض کردیم امروز باز چند مورد را هم از فرمایشات امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درباره رسیدن به رحمت عرض میکنیم.@«رَحِمَ الله امرءً عَبداً اقتَرفَ فَاعتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ، وَ حاذَرَ فَبادَرَ» رحمت خدا بر بندهای که گناه میکند و اعتراف میکند این خیلی مهم است دقت کنید؛ ما معصوم نیستیم و مرتکب گناهان کبیره و صغیره میشویم زمین خوردن سر راه ما هست.@گاهی وقتها این زمین خوردنها ناشی از هوسبازی و زیادهخواهی و اینطور چیزهاست گاهی وقتها غفلت هست گاهی وقتها جهالت هست یک مواردی هم هست که گناه ما به خاطر خودشیفتگیهایمان هست از خودراضی بودنها، خودشیفته بودنها، خود را بری دانستن، سرزنش کردن دیگران نسبت به آلودگیها و گناهانشان.@چون محال هست انسان کسی را درباره کاری سرزنش کند محال هست و خودش مبتلا نشود حتماً خودش آلوده و مبتلا میشود حتماً بدتر از آن را انجام میدهد و گاهی وقتها اینطوری است و ابتلائات هست.@گاهی وقتها عُجب و عرض کردم خودشفتگی و خودبرتربینی باعث میشود انسان آلودگیهایی را پیدا کند که اصلاً خودش هم فکرش را نمیکند. یعنی اصلاً در مخیلهاش نمیآید که یک همچین لغزشها و آلودگیها و گناهانی را پیدا کند.@بالأخره این سر راه ما هست همه ما این آلودگی را قطعاً داریم و نکته خیلی مهم برخورد با گناه هست در روایت داریم از علی (علیه السّلام) «ما مِن حَرَكَةٍ إلاّ و أنتَ مُحتاجٌ فيها إلى مَعرِفَةٍ» هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجام آن احتیاج به آگاهی داری.@برخورد با گناه هم خیلی مهم است ببینید گاهی وقتها شیطان ما را به گناه وادار میکند اما در برخورد با گناه بیشتر ما را به گناه میاندازد یعنی یک خطایی را به ما تحمیل میکند و بعد دهها خطا را از این راه به ما تحمیل میکند.@یک موقع هست یک کسی میداند با گناه باید چکار کند گناه میکند اما گناه را به نفع خودش تمام میکند و به ضرر شیطان؛ یعنی یک بلایی سر شیطان میآورد که شیطان میگوید ای کاش این را وادار به گناه نمیکردم ای کاش این را آلودهاش نمیکردیم این با این گناهی که کرد بیشتر به خدا نزدیک شد و این گناه را علیه من تمام کرد و به نفع خودش.@این خیلی مهم است که ما بلد باشیم با گناه چطوری رفتار کنیم؛ خیلی وقتها من در نامهها و برگههایی که میآید شاید هزاران بار من این را خواندم که مثلاً من یک گذشته اینطوری داشتم یک گناه اینطوری کردم آلوده به یک گناهی هستم بعد من میبینم که این بنده خدا خود گناه یک داستان هست و اینکه نمیداند باید با این گناه چکار کند و این گناه خودش موجب دهها گناه دیگر شده یک داستان دیگر است.@وقتی علی (علیه السّلام) میفرماید هیچ حرکتی نیست مگر اینکه تو در انجامش احتیاج به شناخت داری انسان باید بداند که اگر یک موقع مریض شد چکار کند گاهی وقتها مثل همین مریضیهای معمولی میماند انسان مریض میشود بیمار میشود نمیداند چکار کند آن بیماری بیشتر کار دستش میدهد گرفتاریهای زیادی برایش میآورد.@با ناآگاهی با بیماریاش برخورد میکند و باعث میشود آن بیماری عمیقتر بشود یا توسعه پیدا کند یا خودش منشأ بیماریهای دیگر بشود پس این خیلی مهم است که ما بدانیم اگر گناه کردیم چکار باید بکنیم با خودمان چگونه برخورد کنیم.@چندتا نکته هست که ما باید اینها را بدانیم یکی اینکه گناه نمیگوییم بشر جائزالخطاست، جائزالخطا که بگوییم یعنی مجاز است که اشتباه بکند، اما نه بشر ممکنالخطا هست یعنی امکان دارد اشتباه بشود.@مثل بدن که مریض میشود هیچ وقت هیچ کس نمیگوید چرا مریض شدیم چطور وقتی یک موقعی مریض میشویم میگوییم اِ چرا مریض شدی؟ خب مریضی طبیعی است یک موقعی تعادل از دست میرود عوامل مختلف میتوانند آدم را مریض کنند پس گناه هست تعجبی ندارد به هر حال پیش میآید بالأخره این هست.@ولی این را باید بفهمیم که بالأخره این هست یک موقعی شیطان نباید بیاید ما را گول بزند که نه تو دیگر معصوم هستی از گناه همیشه به دور هستی همیشه پاک هستی که اگر یک بار اتفاق افتاد آنوقت دیگر شروع کند بیچارهمان کند خودش، با سرزنشهایی که میکند کلاً ما را از مسیر بیاندازد پیش میآید بالأخره این اتفاق هست.@و کما اینکه اگر یک نفر آمد به شما گفت چرا مریض شدید؟ میگویید خب مریض شدیم بالأخره یک اتفاقی افتاده، اگر کسی خواست در مریضی ما را سرزنش کند به او چه میگوییم؟ برای چه مریض شدی، بیخود کردی مریض شدی، اگر خواست ما را متهم کند میگوییم این پیش میآید به تو هم ربطی ندارد.@شیطان هم همینطور است یعنی میآید، یک موقع هست ما نفس لوامه داریم نفس ملامتگر آن خیلی خوب است به آن وجدان میگویند نفس ملامتگر که ملامت میکند انسان را که برای چه دچار گناه شدی به آن نمیتوانید بگویید به تو چه.@فرق بین ملامت شیطان با ملامت نفس ملامتگر این هست که اگر یک ملامتی در درون انسان نسبت به گناه پیش آمد انسان سر غیرت میآید همت میکند جبران بکند آرامش خودش را هم حفظ میکند و میرود به سمت جبران.@مثل برخورد منطقی با یک بیماری، برخورد منطقی با یک بیماری این هست که وقتی بیمار شدی آرامشت را چکار کنی؟ گفتند سرطان داری، خب حالا سرطان است، مضطرب بشوی این سرطان شیوع پیدا میکند قبل از اینکه سرطان تو را بکشد اضطراب تو را میکشد باید بروم دکتر، باید بروم روشش را یاد بگیریم، ببینم دکتر چه میگوید عمل کنم به دستورالعملهایش ولو تلخ هم باشد عمل کنم.@من یادم هست یک دارویی موقع سرطان میخوردم دارو زیاد باید به ما تزریق میکردند هم در شیمیدرمانی هم بعدش، اذیتهای زیادی داشتیم ولی یکی از بین این همه داروها یک قرصی بود که این یک قرص با اینکه از همه کوچکتر و فسقلیتر بود بیشتر از همه من را اذیت میکرد.@این باعث میشد که تمام داخل دهان من زخم بشود و خونریزی بکند به دکتر میگفتم این یکی را لااقل حذفش میتوانی بکنی؟ گفت نه این یکی هم باید باشد باید تحمل کنی، گفتم جایگزینی، چیزی؟ گفت هیچی ندارد.@این را باید تحمل کنی این را باید بخوری چارهای هم ندارد در دهانت زخم میشود خونریزی دارد در گلویت، تا پایین همینطوری بود هر وقت ما میخوردیم در دهان تا پایین، گفتم به بعضی از عزیزان اصلاً ما آب هم که میخوردیم انگار داشتیم خار میخوردیم این آب که میخواست پایین برود انگار یک تیغ داشت پایین میرفت وای به حال مثلاً چیزهای دیگر.@سخت بود ولی من بچه حرف گوشکنی هم همیشه هستم در مورد حرفهای دکتر، ولی این یک بار رفتم اعتراض کردم گفتم آقای دکتر نمیشود واقعاً یک کاریاش بکنی این دیگر خیلی دمار من را در آورده واقعاً آب هم حتی نمیتوانم بخورم چه برسد به غذا، این میخواهد برود با زجر پایین میرود.@گفت هیچ کاریاش نمیشود کرد این هیچ جایگزینی ندارد همان یکذره فسقلی خلاصه دمار ما را در آورد چارهای نیست انسان وقتی میخواهد درمان بشود باید مسیرش را برود.@مثلاً حقالناس است مسیرش را باید برود حقالله است باید قضایش را به جا بیاورد حقالناس است باید مسیر سخت راضی کردن آن کسی که در حقش ظلم کرده را طی کند این سر جایش هست ولی با آرامش با خونسردی با امید باید به سمتش برود.@ملامت شیطان اینطوری نیست ملامت شیطان، شیطان ملامت میکند ولی نمیگذارد با خدا آشتی کنی ملامت میکند و توبه را میبندد راه توبه را میبندد به انحاء مختلف خجالت میکشم دیگر الان با خدا حرف بزنم، دیگر رویم نمیشود، دیگر مثلاً بعد از این همه گناه این پررویی هست اینطوری شیطان نمیگذارد بروی.@ولی فرشته اینطوری نیست نفس لوامه اینطور نیست نفس لوامه ملامت میکند ملامتش هم درست است عذاب وجدان درستی هست و علامتش هم این هست که زود تو را وادار میکند که بروی توبه کنی.@«الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» آنهایی که دچار فحشا میشوند مؤمن ممکن است دچار فحشا بشود یا ظلم به خودش بکند چون فحشا یعنی گناهی که شما در مورد دیگران انجام میدهید و ظلم به نفس هم هست.@انسان هر چند انسان گناهی که در حق دیگران انجام میدهد در حق خودش هم کرده ولی نه گاهی وقتها هست پای کسی وسط نیست پای خودت است یک کاری با خودت میکنی یک بلایی سر خودت میآوری مثل مثلاً تکبر، خودشیفتگی، حسادت، اینها خود انسان را از درون مثل سرطان ذوب میکند.@«یَتُوبُونَ مِن قَریب» یعنی زود توبه میکنند یعنی این راهش این است که وقتی با گناه روبرو میشوید زود توبه کنید در مسیر توبه برای اینکه مسیر خوب انجام بشود خودشیفتگی، پررویی خیلی کار خطرناکی است.@خداوند اگر یک نفر گناه بکند اما با انکسار گناه بکند یعنی بگوید خدایا غلط کردم، اشتباه کردم، معذرت میخواهم، این را میپذیرد ولی اگر یک نفر نماز شب بخواند اما پیش خدا پررویی کند یا کارهای خیر انجام بدهد خودشیفته باشد این را خدا در دهانش میزند با نماز شبش او را جهنم میبرد با پررویی و وقاحتش او را جهنم میبرد این خوب نیست.@انسان باید انکسار را داشته باشد این انکسار خیلی مهم است اگر حالت انکسار و اخباط که در اردو توضیح دادم اخباط نباشد شما هر کاری کنید به جهنم نزدیک هستید در خطر هستید.@تنها چیزی که یک مقدار انسان را از جاده لب جهنم کنار میآورد یک مقدار به انسان فضا میدهد ایمنی به انسان میدهد این هست که انسان اخباط داشته باشد اعتراف داشته باشد بگوید خدایا من بدبخت و بیچاره هستم «لا أملک لِنَفسی نَفْعاً وَ لا ضَرًّا وَ لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً» حواسش به این باشد.@فقر و بدبختی را در خودش ببیند و به هیچ وجه در این مخیلهاش نیاید که از یک نفر بهتر است این خیلی مهم است آدمی که گمان میکند از یک نفر بهتر است حتی اگر آن کس خیلی گناهکار باشد این بیحیایی و بیادبی برای انسان میآورد و انسان سقوط میکند پررویی و غفلت و غرور میآورد و بالأخره انسان سقوط میکند این را باید خیلی حواسمان جمع باشد.@اخباط باعث میشود که از لبه یک مقدار اینطرفتر بیایی یکذره حاشیه پیدا بکنی و زود سُر نخوری آدمهایی که اخباط دارند اینها اگر یک موقعی هم گناه کبیره مرتکب بشوند در جهنم نمیافتند.@ولی آدمی که اخباط ندارد اگر نماز شب هم بخواند ممکن است در جهنم بیافتد اگر بهترین کارهای خیر هم انجام بدهد مثلاً هزاران عروس را جهیزیه بدهد هزاران داماد را خوشبخت کند زن بدهد مسجد بسازد ولی پررویی، تکبر، اینکه من من کردم من من خیلی کار خطرناکی است فوقالعاده خطرناک است اخباط نه، اخباط یعنی ترس در دل آدم است.@یعنی شیطان گناه میکند آدم و حوا هم گناه میکنند شیطان در مقابل گناهش چه میگوید؟ «رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» خدایا تو سر من را کلاه گذاشتی من را اغوا کردی من رانده شدم در حالی که خودخواسته این راندهگی برایش پیش آمده حالا که اینطور هست من هم انتقام میگیرم.@ببینید پررو است برای خدا شاخ و شانه میکشد من میروم همه بندگانت را اغوا میکنم حالا من را رجیم کردی و بیرون انداختی حالا که من را بیرون کردی من هم این کار را میکنم ببینید این آدمی هست که شاخه و شانه میکشد.@آدم و حوا که اشتباه کردند چه گفتند؟ «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ» خدایا ما به خودمان ظلم کردیم ما اشتباه کردیم اگر تو به ما رحم نکنی ما خسران داریم تو اگر ما را نبخشی ما چکار کنیم.@این آدم میرود اعتراف میکند میگوید خدایا من غلط کردم این کار را کردم دیگر در آن افتادم حالا گول خوردم شهوت غلبه کرد همین که در دعای کمیل هم داریم غلبه شهوت بوده فریب خوردم تزیین دشمن بوده خوشیفتگی بوده کوتاهی بوده تنبیلی بوده هر چه، اعترافش را بکند این روش درست برخورد با گناه است.@«رَحِمَ الله امرءً عَبداً اقتَرفَ فَاعتَرَفَ» ببینید چقدر این نگاه وسعت دارد راجع به معصومها نیست راجع به آدمهایی که گناه نمیکنند و اولیاء خدا نیست میگوید خدا رحمت ویژه دارد برای کسانی که گناه میکنند ولی بلد هستند با گناهشان چکار کنند با گناهشان درست برخورد میکنند.@یعنی آن رحمت و نگاه خاص و ویژه برای یک کسی که گناه هم میکند هست اگر گناه کردی با گناهت هم میتوانی دل خدا را به دست بیاوری، چطوری؟ همین «فَاعتَرَفَ» اعتراف کن پیش بندگان خدا نه.@نروی پیش بنده خدا بگویی من لغزیدم، برای هیچ کس اعتراف نکن، من گذشتهام اینطوری بوده بنشینی داستان تعریف کنی من آدم اینطوری، اینها همه حرام است به هیچ وجه حق نداری راجع به گذشتهات با کسی صحبت کنی اعتراف کنی، نمیخواهد اعتراف کنی، پیش خدا ولی برو اعتراف کن بگو خدایا غلط کردم خدایا اشتباه کردم اعتراف میکنم که گناه کردم اینها خیلی خوب است.@«عَبدٍ مُذْنِبٍ» من گناهکارم، این کاره هستم، گناه میکنم «مُستَکیناً» بدبخت و بیچاره هستم هیچی هم از خودم ندارم این خیلی مهم است.@ولی اگر کسی گناه کرد با پررویی و بیحیایی، ککش هم نگزید که دارد گناه میکند این در دهانیهای سختی در زندگیاش میخورد یعنی هر چه بیحیایی و گستاخی میکند این دائم در دهانی میخورد روزبروز قساوت قلب بیشتری پیدا میکند.@روبروز مزه غیب، خدا، آسمان، معنویت در ذائقهاش کمتر میشود تا یک جایی که دیگر میرسد به جایی که (خدا نکند این بیاید) میرسد به جایی که دیگر متنفر است دیگر از نماز و معنویت و آدم مذهبی و قرآن خواندن و صدای قرآن خوشش نمیآید از ماه رمضان و سحر بدش میآید.@از همه چیز بدش میآید ذائقه خیلی افتضاح میشود ذائقه انسانی و معنوی این شخص، اصلاً کلاً حیات انسانی را از دست میدهد و برعکس دائم میلش میکشد به گناه، معصیت، دائم روزبروز میلش بیشتر میشود.@اما آدمی که زود اعتراف میکند خدا به دادش میرسد آدمی که اعتراف میکند به خدا میگوید که خدایا من غلط کردم اشتباه کردم زود حساسیت دارد و نشان میدهد این مثل پارچه سفیدی هست که اگر لکه بیافتد زود خودش را نشان میدهد آن را تمیزش میکند خیلی مهم است.@پس نگاه کنید رحمت ویژه فقط برای اولیاء خدا نیست شما با گناهت هم میتوانی اگر یک موقعی لغزیدی آن را به نفع خودت تمام کنی و به ضرر شیطان تمامش کنی میتوانی این کار را انجام بدهی با گناهت هم میتوانی.@«فَاعتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ» بترسد و عمل کند عمل را از پیش بگیرد، در وسوسههای شیطان وقتی شما گناه میکنید از چه دور میشوید؟ از عمل، از توبه، از آشتی.@ولی وقتی که نفس لوامه ملامت میکند تو به عمل نزدیک میشوی میگویی من یک کوتاهی کردم حالا باید جبرانش کنم حالا باید بروم یک عمل بیشتری بکنم یک کار خیر بکنم «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» یک کار بد کردم نفسم را تنبیه میکنم به یک کار خوب، نفسم را تنبیه میکنم.@کارهای خوب چندتا کار هست که خیلی مهم است البته هستند که کفاره هستند کفارات هم در بحث کفارات گناه توضیح دادم به همان بحث مراجعه کنید.@ولی یک بحث که خیلی مهم است خود استغفار و معذرتخواهی زبانی است یک دو رکعت نماز خواندن هست خدایا اعتراف میکنم دو رکعت نماز بخوانیم و یکی هم یک کار تنبیهی که نفسات خوشش نمیآید.@مثلاً روزه گرفتن، مثلاً صدقه زیاد دادن، نفسات را تنبیه کن یک پول کلانی را از خودت دور کنم یک پول کلانی، یک چیزی که خیلی به آن علاقه داری به یک کسی هدیه بده یا انفاقش کن نگذار نفس خیلی خوش به حالش بشود اگر شد یک تنبیه کلانش بکن این خیلی در از بین رفتن آثار گناه معجزه است خیلی خوب هست.@«فَعَمِلَ»، «عَمِلَ» یک موقعی هست وقتی میگوید «عَمِلَ» یعنی یک عمل جبرانی، یک موقع هست نه عمل قضایی است مثلاً نماز نخواندی حالا نمازت قضا شده خب بجا بیاور، روزه نگرفتی کفارهاش را بده بجا بیاور.@در رفتن حج کوتاهی کردی بعضیها هستند واجبالحج هستند تنبلی میکنند مثلاً امسال به اسمشان در آمده دائم توجیه میکنند که نروند این خوب نیست شیطان هم خوب توجیه میکند آقا خطر دارد، اصلاً برای چه ما باید پولمان را در دهان اینها بریزیم که دشمنان اسلام هستند، دشمن اسلام هست خطر دارد هر چه هست باید بروید واجب است باید بروید.@اصلاً پولش را میخواهم بروم بدهم به فقرا، برای چه بروم بدهم عربهای گردن کلفت بخورند، نه باید بروی هزینه حج بکنی هیچ کاری نمیتوانی بکنی توجیه نکن.@حالا یک موقعی انسان گول خورد این کار را انجام نداد در روایت داریم اگر کسی بتواند حجش را برود و نرود بمیرد مسلمان نمرده یهودی از دنیا رفته بتواند حج برود و نکند.@مثلاً مستطیع هم باشد میتواند الان برود بخرد الان مستطیع هست میتواند برود میگوید حالا که نوبت من نشده اسمنویسی کردم گفتند 17 سال بعد، نه، 17 سال بعد چیه، شما الان دارا هستی میتوانی بروی یک فیش بخری به هیچ جایت هم برنمیخورد باید بروی همین الان برو یک فیش آزاد بخر باید بروی بخر برو حجت را بجا بیاور.@اگر کسی کوتاهی کرد حجش را به جا نیاورد فرمود اگر بمیرد مسلمان از دنیا نرفته خیلی خطرناک است حالا الان من فهمیدم اشتباه کردم ببینید حضرت چقدر قشنگ میگوید «وَ وَجِلَ فَعَمِلَ» بترسد و زود جبران کند عمل قضایی است یعنی باید قضایش را بجا بیاوری.@حج نرفتی همین امسال میروم چهارتا طلا دارم ماشین دارم اینها را میفروشم میروم حجم را به جا میآورم چون مستطیع بودم نرفتم، بروم قرض بگیرم، باشد برو قرض بگیر، نمیتوانیم بگوییم که چون من قبلاً مستطیع بودم حالا الان وضعم خوب نیست ساقط است، دیگر ساقط نیست همانطور که برای خانه و خیلی کارهای دیگر قرض میکنی برو قرض کن حجت را برو پس برو.@«وَ وَجِلَ» بترسد وقتی با گناه برخورد کرد بعد برود جبران کند آدمی که از گناه نمیترسد پررو هست یکسره در دهانی میخورد در دهانیهای ناجور میخورد اولین در دهانیهایی که کسی که گناه میکند با پررویی و بیحیایی گناه میکند اولین اثرش این هست که خدا با او قهر میکند.@یعنی قهر میکند قهر خاص میکند نه قهر عام، یعنی چی؟ یعنی خدا عشقش و لذتش و معاشقه با خودش و لذت عبادت و لذت ذکر و لذت خلوت و مهمانیهای خاص و سحرها و شب و همه را از او میگیرد عین شیطان در دهانی به او میزند میافتد.@فکر نکنید مثلاً یک نفر سرطان میگیرد، ورشکسته میشود الان مریض میشود، نه بدتر از اینها خدا به سرش میآورد یک آدمی که گناه میکند و وقیح است گناه میکند و ترس در دلش نمیافتد در اثر گناه، با پوست کلفتی گناه میکند.@واقعاً من دیدم آدمهایی که غیبت میکنند لذت میبرند، تهمت میزنند لذت میبرند اصلاً خلوتشان برای همین است واقعاً یک موقعی یک کسی میگفت که اصلاً اگر ما بنشینیم دور همدیگر و غیبت نکنیم مگر مجلس مجلس میشود مجلس همه قشنگی و ذلت یک مجلس به این هست که ما بنشینیم چهار نفر را بتوانیم غیبت کنیم خیلی وحشتناک است.@این آدم خیلی خشن شده خیلی هار شده که اینطوری است راحت غیبت میکند راحت حرف میزند راحت پشت سر دیگران حرف میزند یا خودشیفته است یا چیزهای دیگر است خیلی این خطرناک است یا حسود است اصلاً ککش هم نمیگزد که حسود است حسودی برای همین حسادت سراغش آمد فحشای باطنی از صد تا زنا کثیفتر است.@چون اگر آدم زنا کند چطوری خودش را کثیف و آلوده و لجن میبیند فحشای ظاهری اینطوری است اگر کسی حسادت کند ککش نگزد، بگوید من حسودم، من متکبرم، من عصبی هستم من زودرنج هستم اینها خیلی وحشتناک است اینها فحشاهای باطنی است اگر کسی ترس نداشته باشد از اینکه اینها را داشته باشد قرنها در جهنم میماند.@این دلش را به همین یکذره چیزهای نماز شبی که میخواند، عبادتی که میکند نماز جماعتی که میرود چهارتا حرم و عزاداری و اینها، دلش را به اینها خوش کرده بعد راحت از آنطرف به خودش اجازه میدهد که هر کاری بکند خب آنوقت خیلی وحشتناک میشود.@پشت سپر عبادتهای ظاهری قایم میشود و فحشاهای باطنی مرتکب میشود این خیلی وحشتناک است. «وَجِلَ» یعنی وقتی گناه کردی ترس در وجودت بیافتد پررویی و بیحیایی نکنی ترس در دل آدم بیافتد.@من چرا حسادت کردم چرا الان زودرنج بودم چرا الان نسبت به پدر و مادرم گردن کلفتی کردم چرا این حرف را به همسرم زدم چرا دلش را شکستم چرا به بچهام این حرف را زدم وجدان باز و وجدان آگاه.@آنقدر این مهم است که خدا به آن قسم میخورد «وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» ملامتگر، نفس ملامتگر چرا اینقدر مهم است که خدا به آن قسم میخورد؟ خدا به وجدان قسم میخورد، چرا؟ چون همین هست که نمیگذارد تو در جهنم بیافتی همین هست که نمیگذارد تو از بهشت دور بشوی همین هست که نمیگذارد تو از خدا دور بشوی خیلی نفس ملامتگر مقدس است.@خوش به حال یک کسی، حضرت میگوید «رحم الله» گناه کردی، خوش به حال کسی که گناه بکند ولی آن نفس باشد «فاعترف» چه باعث میشود آدم اعتراف کند؟ نفس لوامه، وجدان.@«وَ وَجِلَ» آن را بترساند گناه کرده بترسد «فَعَمِلَ» برود جبران کند اگر جبرانی هست جبران کند حقالناس هست جبران کند، نه حقالناسی نیست جبرانی نیست توبه کند با عمل خیر جبران کند «فَعَمِلَ».@«وَ حاذَرَ فَبادَرَ» ببینید چقدر کار ریاضی و دقیق است «اقتَرفَ اعتَرَفَ وَجِلَ عَمِلَ حاذَرَ بادَرَ»، «حاذر» یعنی چی؟ یعنی مواظب باشی دیگر از این کارها نکند برحذر باشد حاذر یعنی نه اینکه بکند استغفار کند دوباره همان، دوباره همان کار، همان رابطه، همان چیزی که داشته باعث گناه میشود همان را حفظ کند سر جای خودش هست.@تو که میدانی در این شغل داری در جهنم میروی و آلوده میشوی خب شغلات را تغییر بده میگوید خب نه آخر این شغلش یک طوری هست من آنجا گناه میکنم محیطش آلوده است محیطش فساد است مجبورم دروغ بگویم مجبورم لقمه حرام بخورم مجبورم سر مشتری کلاه بگذارم خب داری حرام انجام میدهی.@بعد مثلاً دائم استغفار کنی فایده ندارد حالا تو بیا شب ماه رمضان هم استغفار کن ولی تو در آن کثافت و شغل هستی شغلت را عوض کن اعتراف کن جبران کن ولی باید این شغل را عوض کنی این محیط را نمیشود.@یکی از واجبات الهی که ترکش گناه کبیره است هجرت است از واجبات الهی که ترکش گناه کبیره است هجرت است هجرت یعنی چی؟ یعنی اگر تو در رشتهای هستی و این رشته دارد تو را خفه میکند ولش کن، آخر حیف است دیگر من، این کلمه حیف است خیلیها را جهنمی کرده.@حیف است حالا دیگر کنکور دادم قبول شدم چکار کنم، یا این بهانه خب همه همینطور هستند همه دارند همین کار را میکنند پس یعنی همه جهنم میروند؟ بله، «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ» خدا اصلاً اِبا ندارد این همه را جهنم ببرد میبرد.@همه بهداشت را رعایت نمیکنند، خب نکنند مگر آمار وحشتناک سرطان، آلزایمر، پارکینسون، بیماریهای قلبی و عروقی الان همه را نگرفته مگر ما هفت دقیقه یک بار سکته نداریم کاری ندارد، خدا میگوید من قانون گذاشتم قَدر گذاشتم.@هر قدری را انتخاب کنید قضایش قطعی است قضا اصلاً تغییری ندارد قضایش قطعی است تو رفتی سیستم قضاییات را اینطوری کردی خب طبیعی است سرطان میگیری خب یعنی در این کشور، کشور شیعه، کشور محبین امام زمان و اهل بیت از همه جای دنیا بیشتر سرطان است خدا میگوید بله.@تا وقتی «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» خدا هرگز سرنوشت کسی را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودش را عوض کند آنچه که به خود شما مربوط است باید عوضش کنید توبه و جبران و همه اینها بعد از اینکه تو خودت آنچه که مسئولش هستی عوضش کن.@تو از اینطرف میآیی گناه میکنی بعد هم میآیی از من معذرتخواهی میکنی بعد آن چیزی که مربوط به خودت است را عوض نمیکنی شغلت را عوض کن رشتهات را عوض کن فضایت را عوض کن، میگوید خب حیف است.@این حیف است میدانید مثل چی میماند؟ مثل این بود که طرف دنبال دختر امام حسین میکند گریه میکند گوشواره را دارد از گوش دختر حضرت میکَند از اینطرف هم ناراحت است که دارد این کار را میکند.@میگویند پس چرا گریه میکنی که داری این جنایت را میکنی؟ میگوید خب دختر حضرت هستی دختر پیغمبر هستی، پس چرا این کار را میکنی؟ میگوید اگر من این کار را نکنم بقیه میآیند این را میبرند بگذار نصیب ما بشود یعنی میگوید حیف است.@چه چیزی حیف است، حیف است تو در جهنم هستی حیف است آمرزیده بشوی بهشت بروی چه چیزی حیف است رها کن این رشته را ول کن رشته دیگر برو، آخر برایش درس خواندم، برایش لیسانس گرفتم برایش ارشد گرفتم، باشد.@البته من در جوانها در کسانی که برنامه گرفتند آدمهای آزاده زیادی را دیدم یکی، دوتا، ده تا، صد تا، هزار تا نه، خیلی دیدم افراد آزاده زیادی که نگفته حیف است، نگفته لیسانس گرفتم ارشد گرفتم بگوید حالا حیف است، میگوید نه.@حیف این است من جهنم بروم، حیف این است من به غیب راه پیدا نکنم، حیف این است که من به بهشت و بالاتر از بهشت راه پیدا نکنم حیف این است من در چادر امام زمان نباشم چون بیرون از چادر هر چه هست جهنم است بیرون چادر امام زمان شما هر جا باشید جهنم است این حیف است.@من حیف هستم فرشتهها با من قهر کنند برای چه قهر کنند، من حیف هستم از چشم آسمان بیافتم این حیف است اصلاً نمیگوییم حالا شغلم اقتضا میکند رشتهام اقتضا میکند آخر فلانی بدش میآید اگر من کارم را تغییر بدهم، رویم نمیشود دیگر مثلاً الان بگویم میخواهم کارم را تغییر بدهم، غلط است.@پدرم است نمیشود به او بگویم بابا آخر این شغلی که تو داری کثیف است آلوده است حرام است همهاش لقمهاش حرام است، این حرفها چیست وقتی سر از جهنم در آوردی آنوقت فحش به پدرت میدهی.@اگر پدرت به تو بگوید یک کبریت را زیر دستت بگیر حاضر نیستی بگیری ولی الان میگویی نه به خاطر پدرم نمیشود به خاطر زنم نمیشود به خاطر بچههایم نمیشود، این بچهها شما، چه کسی میآید بار شما را، بچهها میآیند پنج دقیقه عذاب تو را تحمل کنند؟ نه.@حیف است چیست، زنم خوشش نمیآید راضی نیست چیست، بچهام خوشش نمیآید شوهرم خوشش نمیآید، آخر من به خاطرش درس خواندم، حرام است دیگر.@عرض کردم من در این شاگردهای اروپاییام که داشتم داستانش را حتماً برای شما تعریف کردم یک خانمی بود که بسیار سادهپوش، نه سادهپوش، مندرسپوش بود مندرس میپوشید یعنی لباس کهنه میپوشید چند دوره من یک بار در خود اروپا یک بار در ایران با ایشان من جلسه داشتم جزء شاگردانم بود.@ولی خیلی هم زن باعظمت و باوقار و سنگینی این زن بود ولی فرصت نشد دو کلمه با او حرف بزنم سر کلاس من هم بود خودم میدیدم زن خیلی جلیلالقدری هم هست.@یک موقعی که برایشان دوره داشتیم آخر دوره دیدم که آن مسئول دوره آمد گفت این خانم را شما میدانید کیست؟ گفتم نه، گفت این خانم یکی از خوانندگان مشهور اروپایی است.@از کجا خودش را کشیده میگوید توبه کرد اسلام آورد مسلمان شد توبه کرد شوهرش کارگردان سینما بوده شوخی نیست در اوج شهرت، محبوبیت، لذت بیرون کشیده وقتی جهنم است دیگر نمیروم من باید این کار را نکنم چشم نمیکنم.@مثل همان دختر آمریکایی که امام میگفت ما در آمریکا وقتی فهمیدیم که باید حجاب داشته باشیم هم پذیرفتیم هم دیگر از آن به بعد خوشحال بودیم هم با حجاب افتخار میکردیم و پُز میدادیم به بقیه آمریکاییها، این بنده خدا میشود نه اینکه خجالت بکشم میگفت ما با آن پُز میدهیم.@این شغلش را از دست داده شغل دیگری هم ندارد شغل حلالی گیرش نمیآید، نتیجه: فقر، شوهرش هم طلاقش داد گفت من دیگر زن اینطوری نمیخواهم.@زندگیاش هم پس از دست داد شوهرش را از دست داده زندگیاش را از دست داده بچههایش از او فاصله گرفتند که مادر ما چرا رفته اینطوری شده ما مادر آنطوری دوست داریم همه چیز را از دست داده شغل را از دست داده درآمد را از دست داده میگفت این به قدری افتاد به فقر که از شدت گرسنگی شش ماه روزه گرفته بود.@به این حداقل اکتفا میکرد که دینش از دست نرود میگفت آنقدر هم آمدند این را وسوسهاش کردند بابا ول کن، بالا دلت خوش است، ببین همه دارند این کار را میکنند تو دیگر چه کسی هستی، تو چقدر امل هستی این حرفها دیگر کدام است، کدام بهشت، کدام خدا، چه کسی رفته، چه کسی آمده، کدام جهنم، نه.@با سختی شش ماه روزه گرفت تا میگفت بعد ما تازه این را پیدا کردیم یعنی فهمیدیم بالأخره خدا برایش راه باز میکند ولی امتحان سختی هم هست خدا هم اینطور نیست تا بگویی خدایا من توبه کردم آشتی میکنم پس از الان دیگر شغلم را عوض کردم دیگر از الان میلیاردی برای من بریز، نه خدا هم این کار را نمیکند.@شغلت را عوض کردی بایست ببینیم میخواهی چکار کنی ببین اگر فقر سراغت آمد در میروی یا نه میگویی شغلم را عوض کردم اوضاعم به هم ریخت قبلاً میلیاردی میخوردم حالا الان میلیونی گیرم میآید پس ولش کن بیخیال.@بعضیها اینطوری هستند سست عقیده هستند سست بنیه هستند یکذره در راه خدا بیایند سختی ببینند برمیگردند همان راه جهنم قبلیشان، خدا امتحان میگیرد شش ماه گرسنگی، سختی.@خدا شاهد است این مانتویی که تن این خانم بود (زبان روزه دارم میگویم) مانتویی که تن او بود آن موقع که من در اروپا این خانم را دیدم همین مانتوی فرسوده، یک مانتوی مشکی فرسوده بود کهنه تن او بود موقعی که ایران آمد همین بود ننگش نیامد بود که یک لباس ساده بپوشد.@الان بعضیها به خاطر مسأله لباس گناه میکنند معصیت میکنند ما باید مثلاً لباس آن چنانی بپوشیم چه اشکال دارد این لباس را ده سال بپوش، پوشیدنش ننگ است؟ بپوش چه اشکال دارد.@اصلاً ککش نگزید ناراحت نبود که حالا مثلاً یک لباس کهنه برداشته پوشیده مثلاً یک آدمی که در دنیا در آن اوج بوده حالا الان یک لباس یک مانتوی کهنه بپوشد آن هم چند سال این لباس تن او باشد من پارسال در اروپا این را دیده بودم امسال در ایران دیدم همان مانتو تن او است.@یعنی یک کسی سفر خارجی میرود و در جایی که همه او را میبینند در دورههای تخصصی میرود سعی میکند یک لباسی بالأخره تنوعی باشد، اصلاً نه همان تن او بود. «و حاذر» یعنی آن که مربوط به خودت است برحذر باش حالا من این داستان را دفعه دیگر تکرار نمیکنم دفعه دیگر از این غلطها نمیکنم برحذر باش.@«فبادر»، «فبادر» یعنی چی؟ یعنی وقتی این اعمال را انجام داد حالا شتاب میگیرد «فبادر» مبادرت میکند شتاب میگیرد با شتاب میرود سمت کارهای خوب و خیر، جبران و بعد عقبافتادگیها را چکار میکند؟ «فبادر» یعنی همه را جبران میکند.@مراحلش را، مراحل دقیق تخصصی هست که وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) دارد به ما یاد میدهد که شما وقتی که آلودگی پیدا کردی به گناه خوردی با گناه چطوری برخورد بکنی هر گناهی فرق نمیکند فحشای ظاهری باشد یا فحشای چی؟ باطنی باشد این مسیر قانونیاش هست.@خدا رحمت کند کسی را که «رَحِمَ الله امرءً عَبداً اقتَرفَ فَاعتَرَفَ، وَ وَجِلَ فَعَمِلَ، وَ حاذَرَ فَبادَرَ» این چکار کند؟ جبران کند.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
ما برای کار ماه مبارک رمضانمان چندتا کار داریم انجام میدهیم آقای اسکندری مدیرعامل عزیزمان میآید توضیح میدهد کارتهای شبکه پیامکی را که پیامک را صبح برای شما میخوانند پیامکی یعنی با صدا برای شما پخش میکند به من هم دادند.@