جلسه 060 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
60
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
2
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 060 - شرح زیارت جامعه کبیره

شرح زیارت جامعه کبیره 20/02/1397

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان در شرح فقرات زیارت شریف جامعه کبیره بود رسیدیم به این فقره که خطاب به معصومین (علیهم السّلام) بعد از سلام عرض کردیم که «وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ» سلام بر شما ای اهل بیت نبوت و معدن رحمت.@در مورد معدن رحمت بودن توضیحات مفصل دادیم در جلسات گذشته و این نکته را عرض کردیم که اگر انسان بخواهد به رحمت ویژه برسد چون معدن رحمت دست اینهاست خزانه رحمت الهی دست اهل بیت (علیهم السّلام) هست هر کس بخواهد مورد رحمت ویژه قرار بگیرد اولین شرطش این هست که ویژه شدن را دوست داشته باشد و خودش بخواهد ویژه بشود.@برای ویژه شدن وقت داشته باشد برای ویژه شدن ارزش قائل باشد و برای ویژه شدن تلاشهای تخصصی خودش را بکند چون برای ویژه شدن در هر رشته‌ای انسان تلاشهای خاص و تخصصی انجام می‌دهد.@مثلاً می‌خواهد پزشک، مهندس، خلبان، هنرمند، نقاش، نویسنده بشود تلاش تخصصی می‌کند یعنی باید به آن رشته بخورد آن ویژه شدن، می‌خواهد در کار هنر وارد بشود در هر رشته‌ای انسان یک سلسله تلاشهای تخصصی مربوط به آن رشته را باید انجام بدهد که ویژه بشود.@نمی‌شود برود در یک رشته دیگری کار بکند بعد بخواهد در رشته‌ای غیر از آن رشته‌ای که کار کرده ویژه باشد و تخصصی باشد همچین امکانی وجود ندارد.@مورد رحمت ویژه اهل بیت قرار گرفتن این یک رحمت خاص و ویژه است و انسان باید خودش بخواهد که ویژه بشود اگر بخواهد ویژه بشود باید تلاشهای تخصصی ویژه شدن را بکند.@یعنی اول از این یاد بگیرد که ویژه شدن یعنی چی، تلاش تخصصی برای ویژه شدن یعنی چی، چطوری می‌تواند سرعت و قدرت بگیرد چطوری می‌تواند رشد بکند چطوری می‌تواند خاص بشود که بسیاری از فرمولهایش را ما جلسه گذشته اینها را عرض کردیم.@قرار شد که چند تا راهکار را خدمت عزیزان عرض کنیم که امشب یکی را دوباره خدمت شما عرض می‌کنم فرمایش از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست می‌فرماید که «رحم الله امرء» خیلی فوق‌العاده است این راهکار، این راهکار یک راهکاری هست که اگر هر کسی این را رعایت کند تمام راههای رحمت دیگر هم به رویش باز می‌شود یعنی یک شاه‌کلید است.@یک موقع هست شما مثلاً می‌گویید مثلاً این کار را انجام بده مورد رحمت قرار می‌گیری دهها مورد حضرت ذکر کرده که جلسه گذشته گفتیم که 21 موردش را که ما داریم که همه‌شان از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست و امام رحمت خودش راهها را به ما یاد داده امیرالمؤمنین (علیه السّلام).@ولی این یک فرمول یک چیز دیگر است یعنی یک چیزی هست که شما اگر این را خوب رعایت کنید بقیه درهای رحمت هم به روی انسان باز می‌شود مثل یک شاه‌کلیدی است که به صدها قفل می‌خورد درها را باز می‌کند حالا خوب دقت کنید قبلاً هم اینها را توضیح دادم باز روی آن داریم تأکید می‌کنیم.@«رَحِمَ الله امرَءً عَرَفَ قَدرَهُ وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» خدا رحمت کند کسی را که قدر خودش را بداند؛ این قدر خودش را بداند یعنی، قدر یعنی اندازه، گفتیم خداوند تبارک و تعالی همه چیز را ریاضی خلق کرده برای هر چیزی قَدر قرار داده اندازه قرار داده «قَدْ جَعَلَ الله لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً، أَحْصى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَداً، إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ».@و مهمترین شب سال ما شب چیست؟ شب اندازه است، اندازه چی؟ اندازه همه چیز، جمادات، گیاهان، حیوانات، عقول و فرشته‌ها، انسان؛ هر اتفاقی که قرار است در همه مراحل خلقت یعنی نزولات جمادی، گیاهی، حیوانی، مجرد و عقلانی، فوق عقلانی اتفاق بیافتد همه این قدَرها و اندازه‌ها شب قدر مشخص است.@آنقدر ریاضیات حاکم بر خلقت است، ما اساساً از ساختار ریاضی خلقت نمی‌توانیم خارج بشویم؛ بنده الان دارم عینک می‌زنم عینک من یک شماره دارد، این شماره را چه کسی مشخص کرده؟ من مشخص کردم یعنی نوع استفاده از چشم به یک زمانی رسیده که این چشم الان احتیاج به عینک دارد.@بعد دکتر می‌نویسد عینک مثلاً 1، 25/1، 5/1، 35/1، 67/1، 80/1 تعیین می‌کنند حالا بعضیها 25/0 هست بعضیها ریزتر هم هست بعضی جاها من دیدم که صدم آن را هم حساب می‌کنند این یعنی اینکه تو با چشمت یک کاری کردی که الان برای دیدن درست احتیاج به یک عینک با این شماره داری این قَدر است.@یعنی شما به هیچ وجه نمی‌توانی از قدر فرار کنی به هیچ وجه، در یک عالم صددرصد ریاضی داری زندگی می‌کنی یک عالمی که اصطلاحاً به آن عالم مقدور می‌گویند یعنی عالم اندازه‌گیری شده است.@چه بلایی سر بدن، پوست، چشم، گوش، حلق، بینی، قلب، کبد، کلیه، استخوان ما دارد می‌آید ما چه موقع می‌میریم تا چه موقع هستیم، چقدر درد می‌کشیم چقدر درد نمی‌کشیم هر چه که هست داریم در ریاضیات زندگی می‌کنیم یعنی یک ورودی‌هایی داریم ریاضی عمل می‌کند و ما هم برداشتهایش را ریاضی داریم قضا و چی؟ قدر، گفتیم اینها را قبلاً توضیح مفصل دادیم.@ما در عالمی پر از قضا و قدر، یا به قول فیزیکدانها عمل و عکس‌العمل، یا به قول فیلسوفان علت و معلول داریم زندگی می‌کنیم این عالم عالم صددرصد ریاضی است همه چیز ریاضی است.@انسان هم یک ریاضیاتی دارد یک قدری دارد قبلاً صدها بار این را توضیح دادیم باز هم توضیح می‌دهیم انسان قدرش جمادی نیست هر چند کمالات جمادی را دارد قدرش گیاهی نیست هر چند کمالات گیاهی را دارد قدرش حیوانیت نیست مثلاً برود رئیس جمهور و وزیر بشود این لیاقت یک انسان نیست.@یک انسان اگر فکر کند حالا که رئیس جمهور شده پس زندگی را درست عمل کرده این نهایت حماقت است من نباختم خوب زندگی کردم الان رئیس جمهور، وزیر، استاندار شدم این حماقت محض است.@و اینکه یک کسی فکر کند قدر من این است اندازه من این است یک جا مدیرکل، رئیس بشوم این قدر حیوانی است قدر خوبی است ولی قدر حیوانی است، بله انسان اگر برود مثلاً به یک مقام عالی اجتماعی برسد خوب است می‌تواند از آن به عنوان یک امر نورانی استفاده کند اگر عُرضه داشته باشد ظلمانی استفاده نکند.@می‌تواند از نورش استفاده کند از این مقام نار نگیرد خیلی هم خوب است می‌تواند با آن آخرت بسازد بد نیست کمال است نورانی است اما نورانیتش نورانیت حیوانی است کمالش کمال چیه؟ حیوانی است.@یک کسی بگوید قدر من این نیست که بروم دکتر و مهندس بشوم بگویم حالا زندگی‌ام خیلی خوب است من فیلسوف، شاعر، دکتر، پروفسور، مهندس، عالم هستم، نه قدر من این نیست این خوب است ثواب دارد نورانیت است ولی این قدر فرشته‌ای هست این قدر نورانیت فرشته‌ای و عقلانی دارد.@قدر انسان قدر چیست؟ قدر انسانی هست یعنی لیاقت انسان رسیدن به مقام حی قیوم لا یموت و خلیفه اللهی است.@یعنی لیاقت یک انسان این هست که وقتی وارد آخرت شد خداوند به او بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم» این نامه را به او بدهد نامه‌ای که پیغمبر گفت دست بعضیها می‌رسد «بسم الله الرحمن الرحیم من الحی القیوم الذی لا یموت» از زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد «الی الحی القیوم الذی لا یموت» به زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد.@این لیاقت من است لیاقت من مقام اهل بیت است «أن یبلغنی المقام المحمود» لیاقت من هم درجه شدن با مادرم فاطمه زهرا و اهل بیت است این است، لیاقت ما رفتن به یک بهشتی هست که به اندازه همه آسمانها و زمین است و ابدی است جاودانه است و قرب الی الله.@بهشت ویژه خداوند هست یک بهشتی بالاتر از همه بهشتها هست که به آن بهشت قرب می‌گویند یک جای مخصوص است یک خانه انسی هست که یک عده‌ای به آنجا راه پیدا می‌کنند اینها لیاقتهای ماست.@بعد حضرت می‌فرماید که خدا رحمت کند کسی را که قدر خودش را بداند «رَحِمَ الله امرَءً عَرَفَ قَدرَهُ»، «عرف» را گفتیم «علم» نیست، چیست؟ «عرف» است و توضیح دادیم که فرق «عرف» و «علم» چه هست.@پس اگر یک کسی عرفان پیدا کرد به قدر خودش، عرفان یعنی شهود شخصی یک باور شخصی به قیمت خودش پیدا کرد بالاترین رحمتهای ویژه را انسان اینجا می‌گیرد، یعنی کجا؟ آنجایی که تو بفهمی که حدت از حد جماد، گیاه، حیوان و فرشته چیه؟ بالاتر است، این را که فهمیدی بالاتر است از محدودیت دیگر نجات پیدا می‌کنی.@چون در این چهار مرحله همه‌اش محدودیت دارد از مرحله عقل که رد می‌شوی به آن فوق عقل، فوق تجرد می‌گویند یعنی دیگر می‌رسد به یک عالم نامحدود، وارد یک فضایی می‌شوی که حد و اندازه ندارد اینجا بیشترین رحمت گیرت می‌آید چون خداوند رحمت جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی دارد و رحمت چی؟ فوق عقلی دارد.@پس کدام رحمت بهتر است؟ اگر قرار شد من رحمت گیرم بیاید کدام بهتر است؟ اگر قرار است من زندگی کنم در یکی از این درجات و مقامات، کدام درجه بالاتر است؟ مقام انسانی بالاتر است.@برای همین هم قرآن در سوره توبه آیه 24 می‌گوید که همه آدمهایی که معشوق اصلی‌شان الله، اهل بیت، و جهاد نیست فاسق هستند، فاسق یعنی چی؟ یعنی غیرطبیعی دارند عمل می‌کنند یعنی گرفتار معشوقهای محدود هستند انسان به بزرگی معشوقهایش بزرگ می‌شود و قیمت پیدا می‌کند.@قیمت هر انسانی آرزوها، دغدغه‌ها، آرمانهایش است معشوقهایش است وقتی که تو هر معشوقی داشته باشی به همان اندازه بزرگ می‌شوی به همان اندازه قیمت پیدا می‌کنی وقتی من فهمیدم قیمت الله، اهل بیت و جهاد است.@نه اینکه قیمت من بروم با فلان کس ازدواج کنم، اینها قیمت ما نیست، بچه‌دار بشویم، کجا خانه برویم کجا سفر برویم کجا درس بخوانیم بعد موقعیت اجتماعی‌مان چه می‌شود، اینها که برای من نیست اینها برای بخشهای پایینی من است.@قیمت من این هست که من را از الان در آسمان راه بدهند آسمان من را به رسمیت قبول کند مدرکهای من را امیرالمؤمنین، حضرت زهرا امضاء کنند، نه دانشگاه فلان مدرک من را امضا کند مدارک انسانی و رشد من را امام زمان امضا کند، بنویسد این فرزند من الان به این مقام رسید امضا بزند نمره بدهد این درجه انسانی می‌شود. باید دید امام زمان چه نمره‌ای به ما می‌دهد این مهم است.@شما در زیارت امین الله می‌گویید «مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ» خدایا من را در زمین و آسمانت محبوب قرار بده؛ خیلی مهم است آدم ببیند در آسمان فرشته‌ها چقدر قیمت برایش قائل هستند وقتی بین آدمها نگاهش می‌کنند اصلاً آن فرشته‌ای که به او می‌گویند، خدا می‌گوید تو از فردا قرار است سراغ این آدم بروی چون برای ما فرشته‌ها می‌آیند.@یک تعداد فرشته اذان صبح می‌آیند (سلام خدا بر همه فرشتگان الهی) اینها می‌روند مغرب عوض می‌شوند یک عده دیگر می‌آیند آن لحظه که به این فرشته‌ها می‌گویند شما باید بروید مأمور این آدم بشوید چه حسی دارد نسبت به آن، می‌گوید آخ جان من می‌خواهم پیش این آدم بروم، یا بگوید اَه اَه من قرار است بروم 12 ساعت 14 ساعت 15 ساعت پیش یک آدم مزخرف که تحملش کنم.@ببین او چطوری دارد تو را نگاه می‌کند وقتی دارند به فرشته‌ها می‌گویند شما سراغ فلان آدم بروید تبعیدشان دارند می‌کنند بیچاره‌ها را، می‌گویند برو این آدم تحمل کن یا نه برو پیش این آدم خودت هم به جایی می‌رسی پیش این آدم، خودت هم بزرگ می‌شوی خودت هم به کمالی می‌رسید خودت هم حداقل فیضی می‌بری، چه می‌گویند؟@«مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ» خیلی حرف مهمی است اینها را در دهان ما گذاشتند که بزرگ بشویم زیارت عاشورا را به ما دادند که بزرگ بشویم زیارت امین الله را به ما دادند که بزرگ بشویم ماه مبارک برای بینهایت شدن ما به ما داده شده روزه را برای بینهایت کردن ما به ما دادند.@شبهای ماه مبارک، عبادات ماه مبارک، شبهای قدر برای این هست که تو قدر خودت را بدانی اندازه خودت دستت باشد اگر یک کسی قدر خودش را دانست هم رحمتهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی را دارد و هم رحمتهای فوق عقلی را دارد.@قرآن می‌گوید اگر یک کسی سه تا معشوق در رأس همه معشوقهای زندگی‌اش بود این انسان است و از معشوقهای پایینی‌اش هم خیر می‌بیند این در زندگی زناشویی واقعاً خیر می‌بیند زندگی با بچه‌اش خیر می‌بیند.@زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی‌اش همه خیر می‌بیند، چرا؟ چون هیچ کدام از اینها سوار آدم نمی‌شوند هیچ کدام از اینها آدم را به بدبختی و نکبت و آلودگی نمی‌کشاند هیچ کدام از اینها آدم را به ذلت نمی‌کشاند.@این سوار آنهاست خیلی مهم است انسان پادشاهی کند بر ابعاد وجودی‌اش، یا نه ابعاد وجودی‌اش بر این حاکمیت داشته باشند و پادشاهی کنند این مرکب آنها باشد زمین تا آسمان فرق می‌کند اگر یک کسی عشقش الله، اهل بیت، و جهاد در راه خدا شد این بر همه ابعاد وجودی‌اش حاکم است حالا شاد و آرام و موفق است.@همه بابها به رویش باز می‌شود، خب رحمت بینهایت بهتر است یا رحمت محدود؟ قطعاً رحمت بینهایت، مقام بینهایت بهتر است یا مقام محدود؟ مقام بینهایت، لذا قرآن می‌گوید اگر یک کسی بینهایتها را نخواست این سه تا بینهایت را (الله، اهل بیت و جهاد) عاشق اینها نبود اینها را به سایر معشوقها ترجیح نداد فاسق می‌شود محدود گیرش می‌آید فاسق یعنی غیرطبیعی.@قرآن دارد از ما تعریف می‌کند، دارد به ما احترام می‌گذارد می‌گوید حالت طبیعی تو زمانی است که عاشق الله و اهل بیت و جهاد هستی وقتی عاشق اینها نشدی عشقهای دیگر در دلت به این سه تا معشوق غلبه کرد تو دیگر حالت طبیعی‌ات را از دست دادی باطن‌ات را از دست دادی.@چون تو حیف هستی تو به این بزرگی آفریده شدی حیف است دلت اسیر معشوقهای پایینی باشد و با اینها غصه بخورد و افسرده و پژمرده بشود تو حیف هستی در قرآن چقدر خدا بندگانش را احترام می‌گذارد و اکرام کرده می‌گوید من شما را برای یک مقامی آفریدم که در آن مقام شما شبیه‌ترین موجود به من هستید و نزدیکترین موجود به من هستید.@من تو را یکجوری آفریدم که تو وقتی آخرت می‌آیی نخواهی به من خدا بگویی خدایا من فلان چیز را نیاز دارم به من بده یا برای من بیافرین، خدا می‌گوید بنده من حرمتش از اینها بالاتر است.@من چرا به بنده‌ام بگویم که تو هر چه می‌خواهی به من بگو، آن برای دنیا بوده که یاد بگیرد به من توکل کند، یاد بگیرد که من را بشناسد وقتی آخرت می‌آید می‌گوید من تو را برای یک مقامی آفریدم که تو خودت آنجا بیایی هر چه خواستی خودت چکار کنی؟ خلق کنی هر چه خواستی خودت بیافرینی.@این حرمتی است که خدا به بنده می‌گذارد ما دوست نداریم به این مقام برسیم ما همه‌اش یا درگیر ماده و پول هستیم یا درگیر بدن و غذا هستیم یا درگیر جنبه‌های حیوانی هستیم یا جنبه درس و کار علمی و اینطور چیزها، که آن هم وقتی که یک کسی معشوق انسانی‌اش را از دست داد کار علمی‌اش دیگر فرشته‌ای نیست حیوانی می‌شود.@فرشته‌ای زمانی فرشته‌ای هست جنبه عقلانی ما فرشته‌ای هست که در استخدام کدام بخش باشد؟ بخش فوق عقلانی باشد کارهای علمی، ریاضی، جبر، هندسه، مثلثات، هنر، کامپیوتر، زبان می‌خوانی همه‌اش روشن‌ات می‌کند برایت نورانیت می‌آورد، چرا؟ چون تو هر کار علمی که می‌کنی صرف کدام بخش‌ات می‌شود؟ بخش انسانی‌ات می‌شود.@درس طلبگی می‌خوانی (ضرب ضوربا به قول طلبه‌ها) می‌خوانی فقه، اصول، منطق، تفسیر، کلام، فلسفه می‌خوانی هر چه می‌خوانی نورانیت و رشد می‌شود یک کسی دانشجو، دکتر، مهندس است هر چی درسهای دکتری، مهندسی می‌خواند می‌بیند نورانی‌تر، معنوی‌تر، قشنگ‌تر، زیباتر، شادتر، آرامتر، چرا؟@چون این درس را برای درس نمی‌خواند، برای چه دارد می‌خواند؟ برای اینکه این درس این کار را در استخدام بخش انسانی‌اش قرار بدهد خب روشن می‌شود این دنبال پول هست کار اقتصادی می‌کند اما تاجری هست که هر چه کار تجاری می‌کند به خدا نزدیکتر می‌شود.@کار بازرگانی دارد می‌کند به قول امروزیها بیزینس دارد ولی این با همین بیزینس و کار تجاری‌اش نورانی‌تر، روشن‌تر، قوی‌تر، شادتر، زیباتر می‌شود کار هنری، ورزشی، بدنی می‌کند ازدواج کرده با خانمش مسافرت و پارک و سینما و رستوران می‌رود زیارت می‌کند اینطرف و آنطرف ولی روشن و نورانی می‌شود.@با زن و بچه‌اش می‌نشینند می‌گویند، می‌خندند، شادی می‌کنند، مهمانی می‌روند ولی می‌بیند این مهمانی برایش قرب آورد؛ خدا رحمت کند امام (رحمت الله تعالی) را در نجف که بودند ایشان بعد از درس هر روز می‌آمدند زیارت حرم امیرالمؤمنین یک زیارت مختصر می‌کرد ایشان سریع خانه می‌آمده خودش را می‌رسانده خیلی هم دقیق بوده همیشه می‌آمده سر ساعت 10 صبح اینطوری بوده.@آنقدر امام دقیق بوده که ساواکیهایی که تعقیبش می‌کردند ساعتشان را با رفت و آمد ایشان تنظیم می‌کردند نمی‌گفتند ایشان این ساعت می‌رود می‌آید، می‌گویند ایشان الان آمده ساعت ما دو دقیقه جلو است اینطوری تنظیم می‌کردند امام باید همین باشد.@این آدم می‌آمد خانه سماور روشن می‌کرد در حیاط، چایی دم می‌کرد در بالکن یا جایی جا می‌انداخت بعد خانواده را دعوت می‌کرد می‌آمدند دور هم می‌نشستند و خانواده جمع می‌شدند همه باید جمع می‌شدند و چایی می‌خوردند بگویند و صفا کنند دور همدیگر.@یکی از این مقدسین نادان رفته بود گفته بود آقا شما حرم امیرالمؤمنین زیارت به این مهمی را ول می‌کنید خیلی مختصر زیارت می‌کنید بعد بلند می‌شوید می‌روید آنجا چایی خوری، آقا فرموده بودند این ثوابش کمتر از زیارت نیست ادب زندگی کردن این است ادب زن‌داری، ادب بچه‌داری، ادب شوهرداری.@الان طرف می‌داند که شوهرش راضی نیست زنش راضی نیست پدر و مادرش راضی نیست حرم برود روزه مستحبی بگیرد، راضی نیست که نباشد به جهنم، خب این عبادت دیگر به درد نمی‌خورد وقتی عبادت تو قرار است یک کسی را آزار بدهد به درد نمی‌خورد.@روز جمعه هستیم (آدم بی‌سلیقه ما زیاد داریم) روز جمعه زن و بچه دوست دارند صبح جمعه بلند شوند با همدیگر یک تخم‌مرغ بزنند یک عسلی بخورند یک صبحانه‌ای بزنند بلند شوند با هم بروند بیرون، مرد یکدفعه، زن خانه، بیشتر زنها بی‌سلیقه‌گی می‌کنند امروز من روزه هستم.@کوفت همه می‌شود حالا این مرد می‌خواهد صبحانه بخورد ناراحت است بچه می‌خواهد بخورد مامان روزه است یعنی چی امروز روزه هستم این بی‌سلیقه‌گی است امروز روز روزه گرفتن نیست همه اعصابشان خورد است تو روزه هستی روزه نگیر این چه روزه‌ای هست همه می‌خواهند شاد باشند.@قرار است مهمانی برویم، نه مهمانی می‌آیم ولی من روزه هستم یک گوشه‌ای می‌نشینم (حقه‌باز) بعد در مهمانی همه می‌گویند بفرما، نه من روزه هستم، اصلاً این خوب نیست.@روزه مستحبی گرفتی در روایت داریم وقتی به تو گفتند بخور نگو روزه هستم بردار بخور، این ثوابش از روزه بالاتر است یک چایی جلویت گرفتند خانمت صبح گفت بیا یک چایی یک صبحانه با ما بخور، باشد برو بنشین بخور، این ثوابش بهتر از آن روزه است.@ادب یعنی اینکه 20 دقیقه مانده به اذان مغرب یک کسی به تو تعارف کرد نگو حیف است 20 دقیقه مانده نه نمی‌خورم، نه ادب این است همان 20 دقیقه مانده به اذان مغرب چایی به تو داد بخور خرما داد بخور ثوابش بیشتر از این است آدم باید ملاحظه مردم و اطرافیان خودش را بکند این مهم است.@آدمی که به بخش فوق عقلانی‌اش می‌رسد چایی خوردن با خانواده‌اش هم برایش قرب می‌آورد مهمانی رفتن برایش قرب می‌آورد مسافرتش هم برایش قرب می‌آورد همه نورانی می‌شود وقتی کسی سه تا معشوق در رأس همه معشوقهایش شد همه چیزش نورانی است.@نکبت خیر ندیدن، شکست، غصه زمانی سراغ آدم می‌آید طرف از زنش، از بچه‌اش، از شوهرش، از مالش، از کار اقتصادی‌اش، حتی از عباداتش زمانی هست که تو فاسق می‌شوی یعنی یک چیزی را در دلت ترجیح می‌دهی به الله، اهل بیت و جهاد، آنجاست که آن چیز نکبت می‌شود آن چیز دیگر خوب نیست این خوب نیست.@می‌گوید من هر روز هیئت می‌روم مثلاً هفته‌ای سه شب هیئت می‌روم استاد می‌گوید هیئت نرو تو از این به بعد هیئت بروی آن هیئت کوفت و زهرمار و نکبت برایت می‌شود هیئت است اشک هم می‌ریزی، نرو، ماهی یک شب برو، باشد، اگر یک موقع برایت تجویز کرد ماهی یک شب برو همان ماهی یک شب را برو.@من بوده آدمی که به او می‌گویم تو حق نداری اینطوری، می‌گوید نمی‌شود من باید ماهی یکبار کربلا بروم، بیخود کردی ماهی یکبار کربلا بروی این نکبت برایت می‌آورد ماهی یکبار کربلا، برایت فساد می‌آورد چه خبر است.@امام صادق که این همه تأکید می‌کند به کربلا که اگر نروید فعل حرام مرتکب شدید اگر نروید عاق رسول الله و اهل بیت می‌شوید کسی که می‌تواند کربلا برود کربلا نرود جفا کرده به ما اهل بیت کسی که می‌تواند کربلا برود نرود وقتی که می‌گوید، بعد طرف می‌گوید ممکن است خطرناک باشد.@می‌گوید به خطرش کاری نداشته باش برو، اگر خطر کشته شدن هست برو، اگر خطر مریضی هست برو، اگر خطر اسارت هست برو، اگر خطر شکنجه هست برو، اگر مشکل اقتصادی داری با فقر می‌خواهی بروی برو، حتماً برو، ولی یک چیزی حضرت آخر به او می‌گوید، می‌گوید ولی زیاده‌روی نکن من دوست ندارم شما مشهور به عبادت بشوید.@این آقا جمکرانش ترک نمی‌شود نماز شبش ترک نمی‌شود هیئتش ترک نمی‌شود، نه، اگر یک کسی مهندسی معشوق در دلش کرد یک موقعی ترکها برایش نورانیت می‌آورد نرفتنهایش برایش نورانیت می‌آورد.@بوده من به بعضی از عزیزان می‌گویم شما اینقدر جمکران و هیئت نروید یا مثلاً این کار را نکنید آن کار را نکنید شهوتشان می‌گیرد این کار را می‌کنند بعد مثلاً بعد از پنج سال می‌آید می‌گوید من هنوز این مشکلات را دارم، می‌گویم حالا خوب شد رفتی پنج سال جمکران رفتی چی شد اصلاً چیزی دستت هم آمد؟ نه، جز اینکه قسی‌تر شدی مشکل حل شد؟ نه.@چون تو در مهندسی نرفتی این کار را انجام بدهی در کار تخصصی نرفتی این کار را انجام بدهی عبادت، نماز شب، ذکر، حرم رفتن، کربلا رفتن، مشهد رفتن، همه یک کار کاملاً تخصصی و کارشناسانه است باید وقتی آدم می‌رود به چی تبدیلش کند؟ به نور، نارش نکند خرابش نکند.@«رَحِمَ الله امرَءً عَرَفَ قَدرَهُ» کسی که قدر خودش را بداند اندازه خودش را بداند به همه رحمتها می‌رسد «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» این خیلی مهم است «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی از حد خودش پا فراتر نگذارد حد خودش را بشناسد که مسیرش کجاست، نرود یک انتخابی انجام بدهد که منحرف بشود.@تو الان می‌دانی که اگر این ازدواج را انجام بدهی از غیب می‌افتی، خب نکن، می‌گوید من می‌خواهم خواستگاری فلان دختر بروم شرایط این است، خب معلوم است اگر با این دختر ازدواج کنی اصلاً نمی‌توانی بال دربیاوری پرواز کنی هر چه بال داری این دختر می‌سوزاند.@معلوم است اگر با این مرد ازدواج کنی اصلاً نمی‌توانی بال بزنی بالا بروی همه را در لجن خودش نگه‌ات می‌گذارد خب انتخاب نکن معلوم است اگر این شغل را انتخاب کنی معلوم است اگر این رشته را انتخاب کنی اصلاً طرف بی‌گدار است بی‌مبالات است فحشای باطنی دارد.@می‌گویند چه رشته‌ای می‌خواهی بروی، فرقی نمی‌کند یک رشته دانشگاهی می‌خواهم بروم، رشته شوخی نیست رشته یعنی یک کسی که رشته است یعنی دور وجودت می‌پیچد مگر می‌شود آدم همینطوری یک رشته انتخاب کند رشته پرطمطراق هم هست وقتی می‌خواهی بروی آن را انتخاب کنی باید بدانی که این به تو آسیب نمی‌زند.@من می‌توانم سوار این رشته بشوم ولی یک موقع هست تو یک رشته‌ای را انتخاب می‌کنی رشته سوار تو است می‌گوید شرطش این هست که من این رشته می‌روم اول باید در این رشته چادرم را در بیاورم دانشگاه که می‌روم اول باید این بشود، این چه شد!@این رشته می‌خواهیم برویم ولی رشته لازمه‌اش این هست که من دیگر آن شرائط و شئونات را دیگر نمی‌توانم رعایت کنم یواش یواش می‌بینی که این رفت دانشگاه قبول شد همان منصور بن موسی دانشگاه می‌رود در لیسانس نیم مَن بوق بن پشم پانزده بیرون می‌آید هیچی همین.@اصلاً یک چیز دیگر آمد یک هیولا بیرون می‌آید یک خانم دکتر هیولا، یک آقا مهندس هیولا، فرشته دانشگاه رفته ولی یک هیولا بیرون آمد فرشته خارج از کشور رفته ولی یک هیولا از خارج از کشور برمی‌گردد برای چه این انتخابها را می‌کنیم.@به امام صادق (علیه السّلام) گفت آقا من اگر یک جایی بروم که نماز نتوانم بخوانم وضو نتوانم بگیرم یخبندان باشد آب نباشد حضرت گفت اصلاً بیخود کردی رفتی یک همچین جایی، برای چه می‌روی جایی که نتوانی عبادتت را انجام بدهی برای چه می‌روی جایی که نتوانی عبودیتت را انجام بدهی و از خوراک معنوی‌ات بیافتی.@برای چه یک انتخابی می‌کنی که کوفت وارد روح‌ات بشود آلودگی وارد روح‌ات بشود، می‌ارزد، ارزشی دارد، آخر من دوست دارم، پس هیچی، شهوت این است شهوت خارج رفتن داری شهوت دکتر و مهندس شدن داری بدون اینکه انسانیتت فعال شده باشد اینها می‌شوند اله‌ها، یا به قول قرآن الهه‌های ما، ما اینها را انتخاب می‌کنیم ولی خیری هم از آنها نمی‌بینیم.@وقتی که انسان یک معشوق جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی را ترجیح بدهد به خدا، اهل بیت و جهاد نه خیر دنیای می‌بیند از آن نه خیر آخرتی، در همین دنیا دشمن ما می‌شود کوفت ما می‌شود.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی از حد خودت تجاوز نکن یعنی خیلی مراقب باش از حق خودت تجاوز نکنی وقتی حسود می‌شوی از حد خودت بیرون زدی خیلی خطرناک است حسودی، آدم می‌رود فحشا، زنا انجام می‌دهد می‌فهمد که من زنا مرتکب شدم از حد خود، اصلاً غیرطبیعی است این را می‌فهمد.@وقتی حسود می‌شود وقتی که غیبت می‌کند هفتاد بار بیشتر از زناست نمی‌فهمد که از حد خودش خارج شده راحت شیرین غیبت می‌کند شیرین تهمت می‌زند شیرین به دیگران انگ می‌زند اصلاً احساس گناه به او دست نمی‌دهد، نمی‌فهمد که در چه جهنمی سقوط کرده این دارد به سرعت در جهنم می‌رود اصلاً خودش حالی‌اش نیست.@ولی چرا اگر یکذره جیش بچه به او بریزد می‌گوید آخ نجس شدم، بروم آب بکشم، این را حواسش هست مثلاً الان نجس شدم، نکند نجس بشوم، شیطان سر کار می‌گذارد اما نجس شدی بیا کنار باغچه یک دو تمام شد پاک شد، نه مگر اینطوری پاک می‌شوم، پاک شد تمام شد رفت.@به اینها اهمیت می‌دهد آنوقت وسواس یک عالم نجاست در روحش ریخته حواسش نیست وسواسی است، وسواسی یعنی تا خِرخِره که هیچی تا صدها کیلومتر روی سر و گردن‌ات پر از نجاست است متوجه نمی‌شوی که وسواسی، اینقدر آب بریزم اینقدر بشویم اینقدر اینطوری کنم آنقدر آنطوری کنم، دین ما این است؟!@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی عددی را که خدا به تو می‌دهد از آن عدد تجاوز نکن می‌گوید اگر نجس شدی آب کُر یکبار تمام، آب قلیل دو بار تمام، بیشتر از این دیگر اهمیت نده، شروع می‌کند فتوا دادن برای خودش هزار تا فکر، احساس کردم اینطوری است احساس کردم اینطوری شد، این احساسها اصلاً اهمیتی ندارد خدا به شما عدد داده.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی شک نکنی، تردید نکنی، وسواسی نشوی، یعنی بدبین نباشی، یعنی خودشیفته نباشی، اگر کسی خودشیفته شد از طور خودش درآمده، محال است یک نفر خودشناسی داشته باشد خودش را بهتر از یک نفر بداند. به سیدالشهدا گفتند آقا ادب یعنی چی؟ فرمود ادب یعنی اینکه خودت را از هیچ کس بهتر ندانی این ادب است.@آدمی که خودش را از یک کسی بهتر می‌داند آدم بی‌ادبی است آدم وقیحی است یک کسی احساس کند از یک نفر بهتر است خیلی خودشیفته است این از طور خودش درآمده این از حد خودش خارج شده حد تو این نیست که خودت را بهتر از بقیه بدانی از کجا می‌دانی.@امام سجاد می‌گوید اگر بزرگتر از توست بگو عبادتش از من بیشتر است اگر کوچکتر از توست بگو گناهش از من کمتر است اگر با تو مساوی است بگو من نمی‌دانم این شاید در گناهانی که اگر کرده باشد پاک باشد توبه کرده باشد پیش خدا این مقرب‌تر باشد ولی برای من را قبول نکرده باشد.@آدمی که خودش را بهتر از کسی می‌داند مردی که در خانه خودش را بهتر از اعضای خانواده‌اش می‌داند مهمتر می‌داند این آدم بی‌ادب و جسور و گستاخ و وحشی هست که اینطوری است یا زن خودش را بهتر از بقیه بداند یا بچه خودش را بهتر از بقیه خواهر و برادرهایش بداند این خیلی خشن است بسیار خشن است.@گفتند آقا فتوت، جوانمردی یعنی چی؟ ببینید جوانمردی را چطوری معنا می‌کند، می‌گوید جوانمردی یعنی اینکه وقتی یک کسی با تو برخورد می‌کند خودش را بهتر از تو نداند خودش را صاحب حق نداند طلبکار از تو نداند این جوانمردی است.@ادب بندگی، ادب احترام به انسانها، ادب زندگی کردن، زندگی زناشویی، این «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» این است، تو پدرت فلانی است، تو مادرت فلانی است، تو بی‌کس و کار هستی، تو برادرت معتاد است تو جهیزیه‌ات آشغال بود خانه ما آوردی، یا زن به مرد توهین بکند و دائم مرد را زیر سؤال ببرد این یعنی بی‌ادبی، این یعنی وحشی‌گری، این یعنی خروج از حد انسانی.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی تو روی صراط بتوانی مستقیم به بهشت بروی در جهنم نیافتی از حد خودت خارج نشوی، چه کسی از حد خودش خارج نمی‌شود؟ ما چه موقع سقوط کردیم و چه موقع سقوط می‌کنیم؟ آن موقعهایی که خودمان را فراموش کنیم.@کسی که روی صراط می‌رود همه‌اش حواسش به خودش است آدمی که فضول زندگی بقیه است فضول کارهای بقیه است این نمی‌فهمد که خیلی وقت است تا حواست را روی صراط به کس دیگری بدهی سقوط کردی به جهنم رفتی با بقیه چکار داری با زندگی بقیه چکار داری.@برای چه سقوط، تو نگاه کنی به طرف، فلانی اینطوری، تا نگاه کردی متوجه نمی‌شوی که خودت تا کجا رفتی، فلانی زنا کرده فلانی رابطه نامشروع داشته تا گفتی، تا به آن فکر کردی خودت رفتی به مراتب هفتاد درجه بدتر از آن سقوط کردی با مردم کاری نداشته باشید تو روی صراط هستی حواست به خودت باشد.@مگر نمی‌گوید قیامت همه لُخت و عریان محشور می‌شوند اما مردم هیچ کس کسی را آنجا نمی‌بیند از بس مشغول خودش است اصلاً نمی‌فهمد بقیه چطوری هستند هر کس درگیر خودش است در دنیا هم درگیر خودت باش.@کسی که وقت دارد روی زندگی دیگران کنکاش می‌کند بعد هم می‌رود اینطرف و آنطرف می‌گوید، اینطرف و آنطرف حرف می‌زند این آدم یک آدم وحشی است این آدم یک باطن بسیار وحشتناک، یک دیو به معنای واقعی هست ظاهرش هم ممکن است خیلی اتوکشیده باشد هیئتی باشد مسجدی باشد ولی یک آدم وحشی است.@کسی که می‌تواند راجع به دیگران فکر کند به خودش اجازه می‌دهد و می‌تواند به خودش اجازه می‌دهد که در مورد دیگران حرف بزند این وحشی است این آدم واقعاً از خودش غافل است «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی هاری تو کسی را نگیرد هار نباش تیغ نداشته باش تیزی نداشته باش هیچی به کسی نگیرد از حد خودت خارج نشو.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی تو مرد خانه هستی مرد شرائطش این است بیشتر از آنچه که هستی از زن‌ات توقع نداشته باش اضافه‌تر از حد شرعی توقع داشته باشی تجاوزکار هستی زن‌ات انجام داد داد، لطف کرده، نداد تو نمی‌توانی بروی به زن‌ات سرکوفت بزنی که تو باید این کار را بکنی این ظلم است.@زن عاشقانه، این قضیه یک کار عشقی است دوست داشت انجام داده، دوست نداشت انجام نداده تو نمی‌توانی طلبکار باشی «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی تو نمی‌توانی بگویی غذا چه درست کردی، چرا غذا اینطوری است، چرا سوخته، تو نمی‌توانی بگویی، «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی این، یعنی از حد خودت تجاوز نکن.@تو یک مرد هستی یک مرد هم وظائفی که زن گردنش دارد یک، دو، تمام، حالا زن لطف کرد غذا درست کرد کارهای دیگر انجام داد، لطف کرده، تشکر، خیلی ممنون.@مرد هم باید، «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی بدانی شوهرت این است این وظائف را دارد بیشتر از حد از شوهرت توقع نداشته باشی و نخواهی که خارج از وظائفش در استخدام تو باشد حرمتش را داشته باشد حالا مرد رعایت کرد بیشتر هم این کار را کرد آقایی کرده زن این کار را کرد خانمی کرده این لازمه زندگی همین هست زندگی خشک نیست قانونی نیست.@قانون را بشناس در قلبت از قانون تجاوز نکن برای خودت حقی بیشتر قائل نباش، بچه‌ات را وادار به یک گناه نکن که اگر گناه کردی من هم شیرم را به تو حلال نمی‌کنم لقمه‌ام را به تو حرام می‌کنم نفرین‌ات می‌کنم، بیخود است نفرین به خودت برمی‌گردد.@برو زن‌ات را طلاق بده، برای چه می‌گویی برو زن‌ات را طلاق بده، خانه مادرت نرو، خانه خواهرت نرو، حق نداری خواهر و مادرت را ببینی، برای چی؟ یک موقع هست فساد شرعی دارد چرا، یک موقع هست تو خوش‌ات نمی‌آید تو حق نداری به این بگویی چون خوش‌ات نمی‌آید.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی این، یعنی حواست باشد غیبت بچه دو ساله‌ات را هم نمی‌توانی بکنی «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی این، یعنی بچه شخصیت دارد «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی نمی‌توانی به گیاهی که در خانه‌ات هست ضربه بزنی این گیاه شخصیت دارد.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی نرو یک ماهی شب عید بگیر برای اینکه خوشحال بشوی در خانه در تُنگ اینقدری انداخته این ماهی بیچاره را، من می‌گویم خدایا یک ماهی تنها در یک تُنگ قلبش می‌گیرد این ماهی، برای چه برای اینکه خوش‌ات بیاید یک ماهی را گرفتی اسیر کردی در خانه تا بمیرد.@یک جا من رفتم دیدم تُنگ هم نگذاشته گفتم تو رو خدا این را عوضش کن یک قابلمه بردارید بیاورید بتواند یک دور بزند رفته یکی از این شیشه‌های عمودی گرفته ماهی همینطوری سیخ ایستاده یعنی ماهی حتی نمی‌تواند اینطوری بشود یک شنا کند آخر این چه کاری است.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی نروی برای عشق و حالت یک پرنده را بگیری در خانه‌تان اسیر کنی که تو می‌خواهی از بلبل لذت ببری برایت چه‌چه بزند این چکار کرده، می‌گوید حالا من نگیرم چهار نفر دیگر اسیرش می‌کنند لااقل من به این احترام می‌گذارم اقلاً در قفس را باز بگذار بتواند بیرون بیاید یک گشتی بزند هر وقت هم خواست در قفسش برود.@رفتم خانه بنده خدایی پولدار هم بود دیدم صدتا قفس در خانه‌اش بود چهارتا پرنده اینجا، پنج تا آنجا، ده تا آنجا، گفتم اینها را که پرنده حرمت دارد شخصیت دارد دعا می‌کنند نفرین می‌کنند این چه وضعی است پرنده را اینطوری نگه داشتی، گفت چکار کنم؟@گفتم تو می‌خواهی پرنده‌داری کنی برو یک قفس خانه‌ات که ماشاءالله 20 هکتار خانه داری 20 هکتار خانه داری یک قفس درست کن 3×4 یک چیز بزرگی درست کن این پرنده‌ها را بگذار بتوانند در این قفس پرواز کنند اگر قرار است پرواز کنند یک جایی برایشان درست کن.@یک آکواریوم گرفته 30 سانت، ارتفاع 70 سانت با یک عرض مثلاً 70 سانت، 60 تا ماهی در این ریخته اینها دارند روی هم می‌غلتند تو می‌خواهی آکواریوم‌داری کنی آکواریوم گرفتی یکذره بزرگتر بگیر ماهیها بتوانند یک گشتی بزنند یک نفسی بکشند یک هوایی بخورند، هیچی.@می‌گوید بله آن هفته صد تا ماهی گرفتم همه‌شان خفه شدند، گفتم برای چی، چطوری خفه شدند این یادش رفته که ماهی هم نفس می‌کشد این فکر کرده که ماهی فقط در آب باشد برایش خوب است دستگاه اکسیژن‌ساز کنارش نگذاشته بود صدتا ماهی خفه کرده اینها را قیامت باید جواب بدهی بالأخره نفس محترمه است که تو کشتی.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی با یک مورچه، با یک ملخ، خودت را بهتر از آن ندانی و برداری همینطوری قتل‌عام راه بیاندازی «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی این، یعنی حد خودت را بشناس، داماد خانه هستی حدت را بشناس فضولی در کار خواهرخانمها و باجناقها نکن در زندگی آنها دخالت نکن.@مادرشوهر هستی حد خودت را بشناس در زندگی عروس‌ات دخالت نکن، می‌گوید عروسها باید بیایند روز به روز هر روز یکی از آنها اینجا خانه من را جارو کنند ظرفهای من را بشویند مهمان‌داری کنند، چه کسی گفته همچین چیزی، اصلاً کجای شرع و قانون است.@اصلاً شوهر خودش هم نمی‌تواند در خانه خودش به او همچین حرفی بزند آنوقت تو که مادرشوهر هستی داری جنایت می‌کنی بچه‌ات جهنمی می‌شود خودت هم جهنمی می‌شوی آن بچه‌ای که به تو احترام می‌گذارد به زنش ظلم می‌کند هم خودش را دارد جهنمی می‌کند هم تو را که دارد، می‌گوید نه حرمت مادر است.@مادر حدش این نیست عزیزم، به مادرت بگو مادر جان من نوکرت هستم خودم می‌آیم خانه‌ات را جارو می‌کنم ظرف می‌شویم، مهمان‌داری‌ات را می‌کنم پول دارم برایت پرستار و خدمتکار می‌گیرم به زن من تو نمی‌توانی بیایی بگویی.@من خودم که شوهرش هستم نمی‌توانم به او بگویم وگرنه شرعاً فردا خدا به من پسِ گردنی می‌زند آنوقت به او بگویم همه بیایند اینجا اسیر تو باشند، نه، دوست دارد حالا یک عروس مهربان و خانمی هست می‌خواهد رشد معنوی کند خودش می‌رود خانه مادرشوهرش خدمت می‌کند سر جای خودش، اسیر تو نیست، زن گرفتی اسارت که نگرفتی.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» خیلی حرف دارد یعنی قیمت و قدر و حد خودت را بشناس بزرگتر از دهانت حرف نزن پایت را از گلیم‌ات درازتر نکن توقع نداشته باش بقیه همه خادم تو باشند.@زن رفته کار می‌کند باید حقوق‌ات را در حساب من بریزی، زن خودش رفته کار کرده، باید کارت یارانه‌ات دست من باشد، یعنی چی! قرآن می‌گوید زن هر چه کار کرد برای خودش، مرد هر چه کار کرد برای خودش، طبق شرع باید هزینه کند هزینه‌های شرعی خودش را باید بکند «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ».@نه من شوهر هستم من حق دارم دستور بدهم، آنجاهایی که قرآن می‌گوید شما حق دارید کسی بی‌اجازه شما کاری نمی‌کند تو هم آنجا رئیس‌بازی در نیاور چه برسد اینجا که اصلاً حق نداری حرفی بزنی ما آنقدر ظلم داریم می‌کنیم.@در زندگی ما پر از ظلم است به پدر، مادر، پدر و مادری که یک عمری بچه را بزرگ کردند حالا نه به اینها سر می‌زند نه به اینها تلفن می‌زند نه به اینها خدمت می‌کند مریض هستند اصلاً نمی‌رود به اینها سر بزند.@چند روز پیش یک مادری می‌گفت که من سکته کردم من را بیمارستان بردن چند هفته بیمارستان بودم بچه‌ام نیامده یک سر به من بزند این یعنی تجاوز، پدر است مادر است مگر شوخی است اگر اینها روز قیامت امضا نکنند تو شهید هم شده باشی بهشت نمی‌روی برو سوریه شهید بشو، اگر پدر و مادر زیر نامه‌ات امضا نزنند کارت تمام است.@به پدر و مادر ظلم می‌کند نه محل می‌گذارد نه برای پدر و مادرش هزینه می‌کند الان نیاز به خرج دارند این یعنی نه، «وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی عروس خانه هستی حق نداری به شوهرت بگویی برای چه برای پدر و مادرت خرج می‌کنی.@پدر و مادر جزء واجب النفقه‌های یک مرد هستند اگر پدر و مادر احتیاج داشته باشند زن خانه باید شوهرش را تشویق کند بگوید برای چه برای پدر و مادرت هزینه نمی‌کنی، تو که هزینه نکنی کوفت و نکبت در زندگی ما می‌آید فردا محتاج بچه‌هایت می‌شوی بچه‌هایت هیچ محلی به تو نمی‌گذارند.@زن باید شوهرش را اینطوری تشویق کند، نه اینکه برای چه برای پدر و مادرت خرج کردی، وظیفه شرعی من هست که خرج کنم. آدم وقتی اندازه‌ها را می‌شناسد ریاضی حرکت می‌کند همه چیزش خوشکل در می‌آید همه چیز موزون است چشم، ابرو، گوش، پیشانی، بینی موزون در می‌آید همه چیز موزون در می‌آید.@ولی وقتی که از حد خودت تجاوز بکنی قیافه‌ات به هم می‌ریزد باطن‌ات زشت می‌شود فرشته‌ها می‌بینند وحشت می‌کنند ائمه می‌بینند حرص و غصه می‌خورند گریه می‌کنند این بچه‌ام را نگاه کن قیافه‌اش را چطوری کرده قیافه که به هم می‌ریزد دیگر تو رنگ شادی و آرامش را نخواهی دید باطن خودت هم خراب می‌شود.@«وَ لَم یَتَعَدَّ طَورَهُ» یعنی قوانین را بشناس رساله‌ای زندگی کن مرجع تقلید داشته باش همه حدودها و ریاضیات را داشته باشد در شریعت رساله، در طریقت و اخلاق استاد اخلاق مربی داشته باشد در حقیقت، اعتقادات شبهاتت را برطرف کن زیر نظر استاد و مربی عقائدت را خوب یاد بگیر تخصصی زندگی کردن، شناخت ریاضی خودت و زندگی تخصصی و ریاضی، این خیلی مهم است.@این کار باعث می‌شود انسان همه رحمتهای خدا به او سرریز بشود در وجود این آدم جاری بشود وقتی حد و حدود خودت را بشناسی.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@