جلسه 057 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
57
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
1
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 057 - شرح زیارت جامعه کبیره

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@بحثمان در توضیح فقرات زیارت شریف و نورانی جامعه کبیره به این فقره رسید که خطاب می‌کنیم به معصومین (علیهم السّلام) «وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ».@«السَّلامُ عَلَيْكُمْ يا أهلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ» تا می‌رسیم «وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ» سلام بر شما که معدن رحمت خداوند هستید. این نکته را عرض کردیم که خداوند تبارک و تعالی همه رحمت خودش را از طریق انسان کامل به مخلوقات و بندگان خودش می‌دهد و خارج از این ظرف رحمت دیگری خداوند تبارک و تعالی ندارد.@پس معدن رحمت خدا خود اهل بیت (علیهم السّلام) هستند. رحمت را تقسیم کردیم به رحمت رحمانیه و رحمت رحیمیه. عرض کردیم که در رحمت رحمانیه در رحمت عمومی یا رحمت رحمانیه ائمه همه بندگان خدا را دوست دارند همانطور که خداوند همه مخلوقات و بندگان خودش را اعم از مؤمن و کافر دوست دارد همه‌شان را خداوند دوست دارد.@اما به رحمت برای کسانی که مؤمن هستند یک رحمت خاص و ویژه دارد آنها که معرفت خدا و ایمان به خدا دارند اطاعت خدا را می‌کنند خدا یک رحمت ویژه برای آنها دارد که به آن رحمت رحیمیه می‌گویند یعنی رحمت خاص.@اگر بخواهیم مثال بزنیم برای این دو رحمت مثل رابطه شاگردها با استاد هست که شاگردها در نگاه استاد همه‌شان برای استاد مهم و عزیز هستند اما به مرور زمان آن شاگردهایی که از خودشان اطاعت بیشتری، نرمش بیشتری نشان می‌دهند و درسهای استاد را عمل می‌کنند سنخیت نسبت به استاد پیدا می‌کنند مورد توجه ویژه معلم و استاد قرار می‌گیرند.@حالا هر کدام بسته به میزان تلاش خودشان مورد توجه استاد قرار می‌گیرند. آن توجه دوم و ویژه استاد را چه می‌گویند؟ رحمت رحیمیه یعنی ویژه و خاص است. چون طرف از خودش قابلیت و لیاقت و حرکت نشان داده و شبیه‌تر به یک معلم می‌شود.@یک معلم زبان، هنر، ورزش، علوم فنی، حرفه‌ای، هنری را هر رشته دیگری از روز اول که شروع می‌کند همه شاگردها برایش مساوی هستند؛ چه موقع شاگردها ویژه می‌شوند و دائم مورد توجه بیشتر استاد قرار می‌گیردند یا انتخاب می‌شوند برای دوره‌های بهتر و تخصصی‌تر و رشد بیشتر؟ آنهای که از خودشان قابلیت و سنخیت و شباهت بیشتر نشان می‌دهند خب حالا آنها ویژه‌تر می‌شوند.@در رحمت رحیمیه هم داستان همینطور هست در مورد خداوند و اهل بیت. الان سؤال این هست که ما چکار کنیم مورد رحمت خاص ائمه قرار بگیریم؟ این خیلی مهم است، مورد رحمت ویژه ائمه قرار بگیریم؟@اول از این سؤال برای همه آدمها پیش نمی‌آید یعنی همه آدمها این دغدغه را پیدا نمی‌کنند. دیدید که خیلی‌ها سر کلاس می‌روند در هر رشته‌ای، قصدشان فقط درس خواندن است، حالا برویم درس بخوانیم حالا می‌خواهیم 15 ـ 16 ـ 14 بگیریم این درس را می‌خواهیم رد کنیم برود.@اصلاً خیال اینکه بخواهیم حالا من در این درس یک تخصص ویژه و جایگاه ویژه‌ای پیدا بکنم و پیش معلم یک جایگاهی داشته باشم ندارم، یک تکلیف است گردن من است مثل واحدهای دانشگاهی که اکثر آدمها می‌گذرانند یک تکلیف گردن من است باید پاس کنم برود، همین، یعنی خیال ندارم در این درسهایی که من می‌خوانم یک آدم باتخصص و شاخص و ویژه یا محبوب باشم.@اما وقتی که پای عشق و علاقه به آن رشته و شاخص پیش آمد حالا شخص می‌خواهد در این رشد بکند یعنی برایش استاد و انتخاب استاد و درس و کلاس و تمرینها مهم هستند، می‌خواهد در این قضیه خاص بشود؛ از اینجا داستان شروع می‌شود.@در مورد خدا و اهل بیت هم خیلیها همینطوری هستند یعنی وقتی که به آنها می‌گویی نظرت در مورد خدا چیست؟ می‌گوید خب خدا دوستش دارم، آفریننده و خالق ماست از ما هم یک کارهایی خواسته؛ می‌گوییم اهل بیت؟ می‌گوید خب اهل بیت هم دوست دارم اینها بالأخره امامان و رهبران دینی ما هستند.@بعد می‌گوییم خب حالا رابطه‌ات با اینها چطور است؟ می‌گوید چه رابطه‌ای داریم بالأخره من دوستشان دارم؛ در مورد شباهت و سنخیت؟ این چیزها در زندگی‌اش اصلاً مطرح نیست. می‌گوید حالا خواسته نماز بخوانم، باشد، حجاب، باشد، مثلاً این کارها را بکنم خب باشد می‌کنم.@ولی این اصلاً در فکرش و ذهنش معشوقهایش، آرمانهایش پایین است به بالا نمی‌رسد، یعنی آرمانهایش انسانی نیست نوع آرزوهایش انسانی نیست دغدغه‌هایش پایینی است کنار این بخش حیوانی‌اش یک الله و امامی دارد که حرمت آنها را چیه؟ رعایت می‌کند، اما موضوع و هدف زندگی‌اش نیستند دغدغه حیات این آدم نیستند.@این اگر به ائمه و خدا هم احترام می‌گذارد از دریچه کارهای اقتصادی، گیاهی، حیوانی احترام می‌گذارد و برایش مهم هستند که اگر به اینها لطمه بخورد آن ارادت و عشق و شورش هم از بین می‌رود.@ولی یک موقع هست یک کسی نه این در ذهنش می‌افتد که نه من واقعاً می‌خواهم خاص و ویژه باشم، می‌خواهم در این کلاس مثل استاد و مربی‌ام که اهل بیت (علیهم السّلام) یا بالاتر از آنها مثل خداوند بشوم شبیه این شخص می‌خواهم بشوم، می‌خواهم به این شخص تقرب پیدا کنم.@خدا در موضوع زندگی این شخص دغدغه می‌شود خود شخص خدا بالاترین دغدغه می‌شود اهل بیت بالاترین دغدغه می‌شوند این زمانی که این اتفاق می‌افتد شخص از حالت حیوانی تبدیل به حالت چی می‌شود؟ انسانی، یعنی تازه باطن او از یک حیوان به یک انسان تبدیل می‌شود.@اگر یک ولیّ خدایی، یک معصومی یک کسی که چشم برزخی دارد ببیند، می‌بیند که این آدم دیگر شکل انسان پیدا کرده، چرا؟ چی عوض شده؟ چون اهداف، آرزوها و دغدغه‌هایش عوض شده، این خیلی مهم است؛ یعنی باطن انسان به شکل معشوقهای انسان هستند. معشوقت هر چه باشد باطنت هم همان شکلی هست.@آرمانها و اهداف زندگی‌ات، نوع غصه‌ها و نوع آرمانها و شادیهایت تعیین می‌کند که تو چه کسی هستی و شخصیتت چه کسی هست؛ خیلی ریاضی ریاضی دارم با شما صحبت می‌کنم قرآن هم همینطوری با ما ریاضی صحبت می‌کند انسان شبیه معشوق و آرمانهایش است؛ باطن انسان شبیه معشوقها و آرمانهای اصلی‌اش هستند.@لذا خداوند فقط یک گروه را انسان می‌داند در بین میلیاردها انسان «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» یا در سوره توبه آیه 24 فقط کسانی را انسان می‌داند که سه تا معشوق در رأس همه معشوقهایشان باشد الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا.@و غیر این صورت اگر کسی معشوقهای بهتر از اینها در دلش باشد معشوقهای دیگری را بهتر از اینها بداند یا به اینها ترجیح بدهد این دیگر معشوقهای زمینی و حیوانی را دوست دارد، خب شکل و باطنش هم اینطوری می‌شود. ولو خدا و اهل بیت را هم دوست داشته باشد ولو آنها را هم دوست داشته باشد دیگر باطنش یک شکل دیگر است و شرائط دیگری دارد.@باطن انسان زمانی انسانی است که انسان این سه تا معشوق در رأس همه معشوقهایش بشود. پس هر کسی نمی‌آید بگوید که من چطوری می‌توانم خاص و ویژه بشوم، نسبت به خدا و اهل بیت و ملائکه الله و غیب، هر کسی این درخواست را ندارد؛ اگر در کسی افتاد مبارک شده دیگر این شخص تولدش را باید برایش جشن گرفت واقعاً، یعنی این تازه باطن انسانی پیدا کرده.@حالا اگر ما بخواهیم مورد توجه ویژه اهل بیت باشیم یک فرمول کلی دارد که من عرض می‌کنم دهها فرمول جزئی دارد که من می‌خواهم در این چند جلسه هم فرمول کلی را بگویم و هم به فرمولهای جزئی و عملیاتی بپردازیم یعنی مشخصاً بگوییم این یک کار خاص می‌تواند من را پیش حضرت خاص بکند.@این یک تصمیم و عمل و کار خاص می‌تواند من را ویژه کند، آن سر جای خودش. اما آن فرمول کلی این است، ببینید انسان چه موقع می‌تواند شبیه یک استاد و مربی و اهل بیت و معصوم و خدا بشود؟ چه موقع این اتفاق می‌افتد؟@مثلاً شما یک رشته ورزشی می‌روید می‌گویید من آمدم ورزش کنم بدنم سالم باشد، نمی‌خواهم مثل این کسی که عکسش را اینجا زدند قهرمان مثلاً ورزش جهان است، نمی‌خواهم مثل این بشوم، من هدفم در باشگاه آمدن همین است که یک بدن ورزیده و قوی داشته باشم نه می‌خواهم جام جهانی بروم و نه می‌خواهم ورزش حرفه‌ای بروم، من می‌خواهم اینجا یک بدن قوی داشته باشم.@اما اگر تصمیم گرفت شبیه به آن آدم بشود زمانی تو می‌توانی شبیه به آن دم بشوی که آن آدم و تخصصش برای تو چی بشود؟ ویژه بشود.@پس فرمول چیست؟ وقتی می‌روی به امام می‌گویی من می‌خواهم شبیه تو بشوم تو به من فکر کن ای امام، من می‌خواهم برایت مهم باشم دوست دارم تو به من خیلی فکر کنی «اجْعَلُونِی فِی هَمِّکُمْ» در وداع می‌گویید، به من خیلی فکر کنید به من خیلی اهمیت بدهید من جزء دغدغه‌های شما باشم، زمانی این دعا مستجاب است که برعکس بشود یعنی امام جزء چی بشود؟ دغدغه‌های تو بشود.@پس فرمول کلی یادت نرود، چه کسی پیش خدا عزیزتر است؟ کسی که خدا برایش عزیزتر باشد، چه کسی نسبت به غیب مَحرم‌تر و عزیزتر است؟ کسی که غیب و آسمان برایش واقعاً عزیزتر باشند. چه کسی ویژه برای اهل بیت و خدا می‌شود؟ کسی که خدا و اهل بیت برایش ویژه باشند در سبک زندگی‌اش و تقسیم وقتهایش و صرف هزینه‌ها و قوای وجودی‌اش را برای آن بخش بگذارد.@بنابراین جواب: من چطوری می‌توانم برای خدا و اهل بیت و غیب؟ جواب: آنها برای تو چه بشوند؟ ویژه بشوند. من چقدر مهم هستم برای خدا و اهل بیت که به آنها می‌گوییم «اجْعَلُونِی فِی هَمِّکُمْ» یعنی آقا من می‌خواهم برای شما آدم مهمی باشم به من خیلی فکر کنید.@اگر می‌خواهی «اجْعَلُونِی فِی هَمِّکُمْ» در مورد شما اجابت بشود باید نتیجه را برعکس بکنی آن جزء همّ تو بشود، هر چقدر امام و امام زمان و غیب برای تو مهمتر است تو هم به همان اندازه نزد آنها چه هستی؟ مهم می‌شوی کاملاً یک رابطه دوطرفه است خیلی مهم است.@پس نوع دغدغه‌های آدمها باعث می‌شود که انسان یا مهم بشود یا مهم نشود یا ذلیل بشود حتی خوار بشود حتی طردش بکنند یا نه خیلی به خودشان نزدیکش بکنند و این آدم پیش خدا و اهل بیت ویژه بشود.@داستان را یادمان نرود فرمول اصلی، قاعده اصلی را فراموش نکنیم پس من به اندازه‌ای در آسمان مهم هستم و منزلت دارم که آسمان پیش من چه باشد؟ مهم باشد و منزلت دارد. لذا در روایت هم داریم هر کس می‌خواهد بداند پیش خدا چقدر قیمت و منزلت دارد ببیند خدا پیش او چقدر منزلت دارد، خدا یعنی چی؟ یعنی دستورات و دین و نمایندگان و مظاهرش، علائم و نشانه‌هایش.@یک کسی که مثلاً در معرض تصمیم است مثلاً انتخاب اسم برای بچه‌اش می‌خواهد بکند، برای اسمهای الهی و آسمانی ارزش قائل نیست جزء دغدغه‌هایش نیست، می‌گردد یک اسم پایینی برای بچه‌اش انتخاب می‌کند از جمادات و گیاهان؛ خب این معلوم است دغدغه ندارد چون برایش مهم نیست این اسم را انتخاب کرده، اینها برایش چه بودند؟ عزیزتر و مهمتر بودند پس این اسم را انتخاب کرده.@یا هر چیز دیگری، کلاً سبک زندگی، همه این چیزهایی که مربوط به سبک زندگی است بسته به این هست که تو چقدر به این اهمیت می‌دهی، حالا هر چی. الان می‌خواهی نماز بخوانی، چقدر پیش خدا عزیز هستی؟ بسته به اینکه نماز و ارتباط با خدا برای تو چقدر کلیدی و اهمیت داشته باشد.@یعنی یک کسی می‌گوید الان وقت نماز است، می‌پرم اینجا وضو می‌گیرم می‌آیم نماز می‌خوانم. یا وسط کارها حالا نماز را می‌خوانم، حالا هر وقت هر طوری، اول وقت هم که بخواند باز می‌بینی که این دلش در این ارتباط نیست آن ارتباط خیلی مهم است.@خدا حالتهای آدمها را موقع نماز و اهمیت دادن به نماز، وقت نماز، دلشوره‌شان برای برقراری این ارتباط را می‌بیند.@هر چقدر یک نفر دقیق‌تر باشد نه وسواسی، وسواسی که اصلاً منفور خداست آن هیچی، وسواسی نه، اینقدر آب ریختم و چقدر بیشتر بریزم و و لا الضالین را چند بار بگویم، اینها نه، ظاهر نه، بلکه چی؟ عشق و عاطفه و تمرکز و حضور اینها خیلی مهم است هر چقدر شما برای نماز بیشتر اهمیت قائل باشید غیب هم برای شما بیشتر اهمیت قائل است.@برای روزه، دستورات دیگر خدا، خمس، حجاب و... قیمت آدمها از نوع توجه‌شان به احکام دین تعیین می‌شود.@یک کسی اصلاً برای دستورات دین پشیزی ارزش قائل نیست یا اصلاً برایش خیلی مهم نیست شاید اینجا مثلاً رعایت کند کیش و دبی و یک جای دیگر می‌رود همه را کنار می‌گذارد خارج از کشور می‌رود یکطور دیگر می‌شود این یعنی دین برایش قیمت ندارد و با یک سفر هم همه را از دست می‌دهد این در غیب هم همینطور است تو در غیب هم قیمتت همین است.@وقتی می‌توانی یک چیزی را کنار پرت کنی آن هم تو را چیه؟ پرتت می‌کند. آیه را نگاه کنید: می‌گوید خدایا من در دنیا که بودم چشم داشتم «رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا» من در دنیا چشم داشتم الان چرا کور محشور شدم؟ خیلی سخت است کور محشور شدن، یعنی آدم محشور می‌شود اما هیچ جا را نمی‌بیند جدای از گرفتاریها و دلشوره.@شما صحنه حشر را نگاه کنید چقدر خطرناک است یا در برزخ چقدر خطرناک است شخص کور است. «قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَىٰ» ما هم آیاتمان را فرستادیم تو کور بودی ندیدی.@نه ما را نه اهل بیت و نه غیب و نه ملائکه الله و نه دستورات ما را دیدی، اصلاً ما را ندیدی و به ما توجه نداشتی آنقدر ذهنت مشغول پایینی‌ها بود جمادات و گیاهان و حیوانات و شئون اینطوری یا مشغول دکتر و مهندسی و درس خواندنت بودی اصلاً حواست به غیب و امام زمان و هل من ناصر ینصرنی امام زمان نبود، وقتی تو فراموش می‌کنی فراموش می‌شوی.@خیلی مهم است عزیزان وقتی فراموش کنی در واقع داری چه کسی را فراموش می‌کنی؟ خودت را. وقتی یاد اینطوری در شما زیاد است، غفلت اینطوری در شما بیشتر می‌شود داری خود اصلی‌ات را فراموش می‌کنی، خودت داری خودت را کور می‌کنی، خودت داری خودت را غافل می‌کنی.@پس این جواب کلی، من چطوری می‌توانم ویژه باشم؟ بسته به این هست که غیب برای تو چقدر ویژه است. اگر گفتی خدایا من می‌خواهم یک سرباز ویژه امام زمان بشوم باید غصه‌هایت بیشتر بشود اگر غصه‌های امام زمان را نداشته باشی ویژه نیستی.@وقتی که امام زمان به تو نگاه کند که دلت غافل از اوست و از دغدغه‌های او، پس تو چطوری می‌خواهی ویژه بشوی با دعا که نمی‌شود..@حضرت وقتی که به دلت نگاه می‌کند باید آن شور و هیجان و غصه و آرمان‌گرایی و بذل همه وجودت و وقف شدن را در شما ببیند، اگر نبیند که خب آدم چطوری می‌تواند ویژه باشد، امکانپذیر نیست.@از این مرحله بگذریم، برویم سراغ جوابهای جزئی. ما چطوری می‌توانیم مورد رحمت ویژه خدا و اهل بیت قرار بگیریم؟ اینها دیگر راهکارهای جزئی‌تر است دستورالعملهای کلی را گفتم.@اولین چیزی که مهم است ما بدانیم این هست که طرف ما همه رحمت و مهربانی است امام همه ما را به شدت دوست دارد این را اول باید بفهمید که شما با یک کانون از عشق روبرو هستید دوتا روایت بخوانم اینها فوق‌العاده است آدم را مست می‌کند.@از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «إنّ اللّه َ تعالى خَلَقَ مِائةَ رَحمَةٍ يَومَ خَلَقَ السماواتِ و الأرضَ» خدا صد رحمت را موقعی که می‌خواست آسمان و زمین را خلق کند صد رحمت آفرید.@«كُلُّ رحمةٍ مِنها طِباقُ ما بينَ السماءِ و الأرضِ» هر یک رحمت خدا یعنی یک درصد از رحمت خدا همه آسمان و زمین را پر می‌کند آنقدر فاصله دارد همه آسمانها و زمین را.@«فَأهبَطَ رَحمَةً مِنها إلى الأرضِ» از صددرصد رحمتش یک رحمتش را روی زمین فرستاد، چرا فقط یکی را فرستاد مثلاً دوتا را نفرستاد پنج تا را نفرستاد؟ چون خدا می‌گوید من همه چیز نزدم ریاضی است «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» هیچ چیز نیست مگر اینکه خزائن آن چیز نزد ماست و ما آن را نازل نمی‌کنیم مگر به اندازه مشخص و معلوم.@اگر خدا یک درصد رحمتش را برای زمین فرستاده یعنی زمین و دنیا بیشتر از یک رحمت نیاز نداشته بیشتر از آن برای بشر کشنده است بشر ظرفیتش را ندارد.@مثل یک غذایی که شما می‌خورید رحمت خدا این هست این غذا وقتی که در معده شما می‌رود تقسیم می‌شود اگر قرار باشد رشد مژه شما به اندازه موی سر شما به آن رحمت برسد و رشد بکند ببینید چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد. ابروی شما رحمتی که دریافت می‌کند از غذا بیشتر از رحمتی هست که موی بدن و سرت دریافت می‌کند ببینید چه اتفاقی می‌افتد، قیافه آدم به هم می‌ریزد.@مولکولهای چشم، مغز، گوش قسمتهای دیگر بیش از رحمتی دریافت کنند که مثلاً در جگر، طحال است اصلاً تمام سازمان به هم می‌ریزد برای آن آن مقدار خوب است برای بخشهای دیگر هم آن مقدار کالری خوب است توازن یعنی همین.@در روی زمین یک درصد رحمت برای اداره کل دنیا چیه؟ کافی است و الا دردسرساز می‌شود و فاجعه درست می‌کند. زمین ظرفیت بیش از یک درصد رحمت را ندارد، حالا دقت کنید این یک درصد رحمت چکار می‌کند.@«فَبِها تَراحَمَ الخَلقُ» مثالش را هم می‌زند «و بها تَعطِفُ الوالِدَةُ على وَلَدِها» می‌فرماید که با همان یک درصد رحمت همه آدمها عاشق هم می‌شوند. شما تمام عشقهای آدمها را نسبت به هم جمع کنید روی کره زمین، از اولی که آدمها آمدند تا آخری که هستند چقدر آدمها به هم عشق ورزیدند.@عشقهای زمینی پدر، مادر، همسر، دوست، خواهر، برادر، وطن، کشور، محله هر چیز، عشق به گیاهان و حیوانات، گیاهان به همدیگر، حیوانات به همدیگر، آنها به ما، جن‌ها، چقدر عشق.@می‌گوید «و بها تَعطِفُ الوالِدَةُ على وَلَدِها» همه عشقی که یک مادر به بچه‌اش دارد، می‌گوید همه اینها چند درصد رحمت خداست؟ خدا را بشناس حواست باشد این یک درصد رحمت خداست. یک درصدش ببینید یعنی چی.@حالا میلیاردها انسان بعد از این می‌آیند، بیشتر از انسان، انسانها که بعدها تا قیامت می‌آیند بیشتر از انسانهایی هستند که تا به حال آمدند. حالا حالاها میلیاردها آدم می‌آیند عشق به هم دارند، عشقهای زمینی دارند.@«و بها تَشرَبُ الطيرُ و الوُحوشُ مِن الماءِ» با همین رحمت هست که به اینها آب می‌رسد آب می‌خورند تشنگی‌شان برطرف می‌شود. «و بها تَعِيشُ الخلائقُ» با همین یک درصد رحمت معیشت همه انسانها هست.@اگر من مثلاً دریا را می‌آفرینم با میلیاردها موجود، با رحمتم آفریدم پس تمام این میلیاردها موجود رحمت، میلیاردها جنگل و حیوانات و گیاهان و میوه‌ها و سبزی‌ها و آبها و دریاها با چه آفریده شده؟ با رحمت. چه خبر است؛ بعدها هم می‌آیند تا قیامت اینها همه با یک درصد رحمت خداست.@بعد حضرت می‌فرماید که، دیگر در این روایت همینجا قطع کرده بعد می‌فرماید که خداوند 99 رحمت خودش را ذخیره کرده برای بندگانش در آخرت. حالا این خدا ترس دارد، این خدا آدم باید عاشقش بشود و برای یک همچین خدایی بمیرد. یک خدایی که این همه عشق و رحمت و مهربانی می‌آفریند این خدا آدم باید عاشقش بشود.@آنوقت آدم احمق که می‌شود یک موقعهایی دلسوزتر از خدا می‌شود راجع به یک موردی، می‌گوید چرا در اسلام یک همچین قانونی هست خشن است؟ یعنی تو از خدا مهربانتر هستی تو یک ذره قطره مهربانی که داری چه کسی به تو داده؟ مگر غیر از این است که خدا به تو داده، یعنی تو از خدا از معدنش از اقیانوس بزرگتری؟@اگر در اسلام می‌گوید مثلاً این قانون ظاهرش خشن است این هم با رحمت است جلسه گذشته اینها را توضیح دادم. حتی نفرینها و قتلها و جنگها و قصاصها با چه هست؟ با رحمت هستند. اینها همه مهربانی است توضیحاتش را هم کامل دادم.@99 درصد رحمت خدا برای آنطرف است که البته رحمت ویژه است چون خداوند رحمت آخرتی‌اش را گذاشته برای کسانی که مؤمن هستند برای کسانی که ایمان به خدا دارند موحد باشند خدا برای اینها گذاشته.@در رحمت یک درصدی کافر و منافق و مشرک و مسلمان هست به همه خدا می‌دهد ولی رحمتهای ویژه‌اش را فقط به چه کسانی می‌دهد؟ به دوستانش به آنهایی که حرف گوش می‌کنند «ان الذین» آنهایی که ایمان می‌آورند اهل عمل صالح هستند تواصی به حق دارند تواصی به صبر دارند خدا به اینها رحمت می‌دهد رحمت ویژه‌اش برای این آدمهاست.@قربان امام کاظم بروم، برویم به سراغ وجود مقدس امام کاظم، او چکار کرده، چه غوغایی کرده امام کاظم، جانم به فدای امام کاظم؛ «فما ظنک بالرءوف الرحیم الذی یتودد إلی من یؤذیه بأولیائه» می‌گوید تو خدا را چطوری می‌بینی، گمانت چیست در مورد خدایی که دشمنانش، آن رئوف رحیمی که دشمنانش با آزار دوستانش آزارش می‌دهند.@یک موقع هست یک کسی می‌خواهد آدمی را اذیت کند زورش نمی‌رسد می‌رود چه کسی را اذیت می‌کند؟ دوستان و بچه‌هایش را که این شکنجه ببیند. کسی زورش به خدا که نمی‌رسد ولی اولیاء خدا و ائمه الهی و مؤمنین را اذیت می‌کند، اینها را که اذیت می‌کنند خدا هم اذیت می‌شود.@می‌گوید خدا در مورد کسانی که آزارش می‌دهند رحمت و رأفت دارد «فکیف بمن یؤذی فیه» اینجا تو را بالا می‌کشد، تا کجا؟ تا خدا تو را بالا می‌برد امام کاظم، می‌گوید خدا نسبت به کسی که اذیتش می‌کند اینقدر مهربان است نسبت به کسی که در راه خدا اذیت می‌شود خدا چکار می‌کند؟@یک کسی خدا را اذیت نمی‌کند به عشق خدا اذیت می‌شود، می‌گوید خدا پای این دیگر چه عشقی بریزد برای آدمی که اذیت می‌شود برای رضای خدا، دیگران را اذیت نمی‌کند.@یک زنی هست که شوهرش بداخلاق است اذیت می‌‌کند اما او اینطوری نیست که انتقام بگیرد زنش اذیت می‌کند بچه‌هایش اذیت می‌کنند این آدم بداخلاق و دریده‌ای نمی‌شود، می‌گوید خدایا بالأخره من شوهر کردم زن گرفتم بچه دارم بچه اذیتهای خودش را دارد بخصوص در هفت سال اول شیطنتهای خودش را دارد.@آی بدبخت و بیچاره شدم اعصابم خورد است باید روانپزشک و روانشناس بروم لَغمه و ارتعاش گرفتم خدا لعنت کند این مادرشوهر و مادر زن را، خدایا باجناق و جاری‌ام را چکار کند؛ اینها بندگان خدا هستند تو به عشق خدا هیچی نگو، ادب داشته باش دائم هم نگو برو به خدا بگو آی خدا من دارم اذیت می‌شوم، این بد و بی‌ادبی است.@اگر خدا ببیند تو به عشق او بندگانش را تحمل می‌کنی مادرشوهر، مادرزن، دوست، کارمند، بالادست، مدیر، زیردست، جوش نمی‌آوری و اعصابت خورد نمی‌شود احساس بدبختی نمی‌کنی و دائم هم نمی‌روی به خدا نق و غر بزنی خُلقیاتت عوض نمی‌شود، خدا می‌گوید به‌به این بنده من به عشق من دارد شوهرداری می‌کند اگر خودش بود این شوهر را سمّ می‌ریخت و او را می‌کشت.@ولی نه، پدر و مادرش اذیتش می‌کنند حرفهای زور می‌زنند اما این آنقدر عاشق خداست می‌گوید خدایا من به عشق تو این پدرم است، گفتی «و لو کانا ظالما» اگر هر دو آنها ظالم بودند تحملشان کن، با ادب با آنها رفتار کن، حق نداری به آنها تندی بکنی، حق نداری عصبانی بشوی و حق نداری با نگاه تند به آنها نگاه بکنی، خدایا چشم.@«وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» بالهای تواضع و ذلت را از روی مهربانی در مقابل پدر و مادرت بگستران یعنی در مقابل پدر و مادرت متواضع باشد ولو اذیت‌کن است و دارد ظلم می‌کند.@تو حق نداری در مقابل پدر و مادرت تند و بی‌ادب بشوی و بعد بروی بد و بیراه پشت سر پدر و مادرت بگویی مثلاً به برادر و خواهرت بگویی و غیبت پدرت را بکنی اینها بد است آدم نباید برود غیبت ولیّ نعمت خودش را بکند بی‌حیایی و نمک‌نشناسی و دریدگی است.@پدرت است اذیت کرده در خودت تحمل کند، مگر می‌خواهی به چه کسی بگویی؟ چه کسی قشنگ‌تر و مهربان‌تر و دوست‌تر از خدا، به خدا بگو، چرا غیبت پدر و مادر و ولیّ نعمت و دوستت را می‌کنی، شاکی هستی به خود خدا بگو.@به خدا هم که می‌گویی بگو خدایا بالأخره بنده‌ات سر راه من گذاشتی خدا می‌گوید من شما را با بندگانم امتحان می‌کنم، می‌خواهم ببینم چقدر عاشق من هستید.@خدا چکار می‌کند برای یک آدمی که حاضر است در راه خدا اذیت بشود. در زندگی طبیعی است مثلاً حالا یا مشکل اقتصادی دارد مثل همین آقا صادق ما روحش شاد، سرطان خون گرفته دارد می‌رود عاشق است، می‌گوید من خب حالا پیش مادرم فاطمه زهرا می‌روم.@نه اینکه رابطه‌اش با خدا و دنیا خراب بشود و همه چیز را تیره و تار ببیند، نه، سرطان و ام‌اس دارم که دارم، طلاق اتفاق افتاده که اتفاق افتاده باشد، رابطه‌اش با غیب خراب نمی‌شود مشکل مالی دارم که داشته باشم، برای چه من رابطه‌ام را خراب بکنم این رابطه‌اش خراب نمی‌شود. این تازه در شأن گیاهی است.@یک آدم می‌آید در شأن آدمی و انسانی می‌افتد در راه خدا و در جهاد در راه خدا به عشق خدا، به عشق اهل بیت، در جهاد می‌افتد، خدا باید با این آدم چکار کند؟ امام کاظم می‌گوید خدا با دشمنانش اینطوری است با یک کسی که در راه او فداکاری می‌کند هزینه می‌کند پولی، بدنی، وقتی، اعتباری، آبرویی، علمی، معنوی، عشق پای خدا می‌ریزد خدا با این می‌خواهد چکار بکند؟@حالا ببینید امام کاظم چه می‌گوید، گمانت چیست؟ حضرت دارد اینطوری می‌گوید «فما ظنک» به نظر تو خدایی که با دشمنانش اینطوری است با دوستانش چطوری است؟ امام کاظم دارد سؤال می‌کند، با دوستانش چکار می‌کند؟.@خوش به حال کسی که وقتی می‌خواهد از این دنیا برود یک عالم سرمایه اذیت شدن در راه خدا داشته باشد.@یعنی خدایا من پدر و مادرم را تحمل کردم اذیت نکردم شر به کسی نرساندم همسرم را تحمل کردم بچه‌هایم را تحمل کردم تلخی و بداخلاقی نکردم مادر عصبی و پرخاشگری نشدم بچه‌ام را با یتیمی بزرگ کردم طلاق گرفتم دوتا سه تا بچه را بزرگ کردم با صلاح با سختی بدون پدر، بچه‌ام را بدون مادر بزرگ کردم خدایا با فقر و مستأجری بزرگ کردم نق و غر نزند خدا پای این بنده‌اش چه می‌ریزد.@ما فکر می‌کنیم آدم وقتی که می‌خواهد نماز بخواند می‌گوید خب دو رکعت نماز می‌خوانم قربة الی الله به عشق خدا، قربة الی الله یعنی می‌خواهم نزدیک بشوم، قربة یعنی برای نزدیکی انجام می‌دهم، درست است؟.@یا مثلاً می‌گوید این کار مستحب است، مستحب یعنی چی؟ یعنی شما با این کار طلب حب و عشق از خدا می‌کنی.@بعد می‌گوید حالا مستحبات چیست؟ حتماً باید بروی لیست ببینی که مستحبات چیست، نه آدم بودن و مهربان بودن و لبخند زدن یک عالم اینها مستحب است حرف پدر و مادر را گوش کردن و اذیت نکردن و خدمت کردن و فداکاری کردن در خدمت سبقت گرفتن از همدیگر، اینها مستحب است هر چیزی با آن طلب عشق می‌شود کرد.@تو به عشق خدا حرف نزن، نق و غر نزن، راضی باش به قضای الهی؛ در روایت داریم اگر یک شب یک کسی مریض بشود مثلاً سردردی بگیرد و به هیچ کس نگوید به عشق خدا، تا صبح کسی را اذیت نکند.@یک موقع هست مریضی است لازم است انسان بالأخره باید به کسی بگوید دکتر برود و یا مثلاً از وضعیت خودش خبر بدهد چون بقیه باید رابطه‌شان را با این تنظیم بکنند آن بحث دیگر است؛ ولی یک موقع هست من یک سردرد یا کمردرد و پادرد دارم امشب تمامش می‌کنم و به هیچ کس هم نمی‌گویم این آدم را شاکر می‌گویند این آدم پیش خدا خیلی عزیز می‌شود برای چه بقیه را اذیت بکنم.@غصه دارد یک غصه‌ای، بعضیها تا یکذره مشکل دارند دیگر الان هم که امکانات تکنولوژی فضای مجازی زیاد شده می‌توانند تکثیر کنند مشکلشان را بریزند پای دل یک عالم آدم را آلوده کند، می‌گوید به دوستت بگویی ناراحت می‌شود به دشمنت بگویی خوشحال می‌شود.@الان کانال زدند کانال شکست‌خورده‌ها، کانال آنهایی که سرشان کلاه گذاشتند، کانال آنهایی که قالشان گذاشتند کانال کسانی که طلاق گرفتند یا طلاق دادند، هر کس غصه دارد اینجا بیاید.@همه‌شان یک مشت آلودگی و میکروب و خاک تو سری در این کانال می‌ریزند این طرف مشکل خودش کم است یک عالم آشغال هم از این کانال می‌خورد عکسها را انداختند همه گریه و ناراحت و پریشان، خب این چیه؟! یعنی چی؟! اصلاً کار خوبی نیست.@مثل آنهایی که علاقه دارند مثلاً یک آدم می‌نشیند داستانهای روانی می‌نویسد این آدم دیوانه است یک داستان می‌نویسد پر از غصه؛ اگر یک نفر این را بخواند چه می‌شود؟ این از انسانیت می‌افتد، پر از صحنه‌های کثیف و خطرناک و بد و زشت و خیانت و دزدی و ظلم و کلاهبرداری، به چه درد می‌خورد، این ته قضیه می‌خواهد چه بشود برای آن کسی که دارد این را می‌خواند.@یا فیلم‌سازان، فیلم‌سازان را دیدید که اکثرشان مشکل دارند هر چه می‌سازند همین است؛ ترانه‌های ما را نگاه کنید در موسیقی، همه ترانه‌ها غالبش خاک تو سری است یا التماس و خاک تو سری و بدبختی و اینهاست یا خیانت و ظلم و بدجنسی و اینهاست، این چه شد؟ این موسیقی چه شد؟ این یعنی چی؟@اسلام اصلاً یک همچین چیزی را نمی‌پسندد یک همچین هنری را نمی‌پسندد مرده شور این قلم و هنر را ببرند. هنر باید روحش شادی و آرامش و قدرت و امید و نشاط و عزت در آدم پرورش بدهد این یک هنر فاخر و برجسته می‌شود.@اگر کسی در راه خدا اذیت بشود خیلی عزیز می‌شود. یک آدم شاکر باشد اهل حمد باشد مباحث تخصصی‌اش را در اردوی حمد امسال گفتیم، یک آدم اینطوری خیلی عزیز می‌شود نه یک آدمی تا یک مشکلی پیدا می‌شود با خدا و اهل بیت و غیب درگیر است اصلاً ازسر و روی این نق و غر می‌بارد.@پس تو طاقت اذیت شدن نداری و اهل بیت و خدا را هم برای رفاه خودت می‌خواهی، اگر رفاه دادند و به قول امروزیها حالی دادند دادند، ندادند از آنها هم چیه؟ می‌گویی خدایش هم به درد ما نمی‌خورد.@این نگاهش به خدا و اهل بیت از دریچه مشکلات یا عدم مشکلات است در حالی که اصلاً خدا معشوق کل است وقتی می‌گویی لا اله الا الله، معشوق یعنی همین که پای او اذیت بشوی اصلاً تمام عشق و دلخوشی یک عاشق این هست که چقدر در راه معشوقش هزینه بشود و هزینه بکند به عشق معشوقش، این برایش لذتبخش است و صفا دارد.@پس طرف ما کیست؟ طرف ما یک رحیم و رحمان مطلق و بینهایت است، این را داشته باشید. حالا الان می‌گوییم من چطوری می‌توانم به این نزدیک بشوم؟ فرمول کلی‌اش را گفتیم، فرمول جزئی‌اش را هم اولین مورد که باید رعایت می‌کردیم را گفتیم که بدانیم طرف ما کیست، سراغ فرمولها برویم.@یکی یکی برای شما می‌گویم، چندتا فرمول جزئی برای شما بگویم خیلی قشنگ است. 1 ـ فرمولی هست که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به ما فرمودند خطاب به اصبغ می‌گوید «لئن ثبتت قدمك، و تمّت ولايتك، و انبسطت يدك، فاللّه أرحم بك من نفسك».@یک شاگرد چطوری می‌تواند در مقابل ربش که الله است در مقابل اهل بیت عزیز و ویژه و خاص بشود؟ می‌گوید این کارها را بکن که آنجا خیلی خاص بشوی و به تو ویژه نگاه کنند، چی؟ اینکه آدم محکم و ثابت‌قدمی باش آدم شُل و ول و ضعیف و ترسو و نق‌زن و غرزن و ضعیف نباش اهل بیت یار ضعیف دوست ندارند.@در روایت داریم خداوند از مؤمن ضعیف بدش می‌آید از مؤمن همیشه شکست خورده و احساس بدبختی به او دست می‌دهد و ثابت‌قدم نیست، دو قدم می‌آید ده قدم عقب برمی‌گردد، یکذره خوب است یک سال بد است، توبه می‌کند صد بار می‌شکند، تصمیم می‌گیرد تصمیمش زود در مهمانی و مسافرت همه از بین می‌رود این که نمی‌تواند خاص باشد این خاص نیست، خاص یعنی کسی که یک یاعلی بگوید و پایش بماند و وفادار بماند.@بگوید این آدم نه، حالا این آدم، امام زمان، اهل بیت یا این خدا معشوق من است و من هم با آنها پیوند عاشقانه بستم، تمام. پس من پای کار اینها می‌ایستم «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» بگویم خدا و پایش بایستم.@نه اینکه تا یک ازدواج کرد همه چیز روی هوا برود، تا خواستگار آمد، تا یک جا خواستگاری رفت مثلاً خانواده آن دختر عجق‌وجق بودند بگوید حالا که من می‌خواهم با این ازدواج کنم پس همه چیز را از دست بدهیم، نه اصلاً به دنیا باج ندهد و ثابت قدم باشد.@دیگر چی؟ «و تمّت ولايتك» ولایتت کامل باشد، ولایت کامل را صد بار گفتیم یعنی پای کار امامت باشی دوستشان داشته باشی عاشقشان باشی و مودت داشته باشی.@یک خصوصیت دیگری هم باید داشته باشی که بخواهی ویژه باشی «و انبسطت يدك» دستان گشاده داشته باشی؛ اگر دستان گشاده داشتی کریم بودی و دهشت خوب باشد آن هم به خصوص در راه خدا، چون هر چه خدا عزیزتر است دهش هم چیه؟ بیشتر است، اگر در راه خدا خوب بتوانی خرج بکنی و به بندگن خدا خوب برسی و دستان گشاده داشته باشی حالا نگاه کن چه اتفاقی می‌افتد.@«فاللّه أرحم بك من نفسك» اصبغ خدا دیگر به تو از خودت مهربان‌تر، کلمه ارحم را به کار برده، مهربان‌تر و رحیم‌تر است به تو از خود تو. یعنی تو یک پشتوانه مهمتر از خودت در کارهایت داری یک دلسوزتر از خودت در کار همیشه کنارت هست.@مثل یک بچه کوچک است که می‌داند خودش عقلش و توانش خیلی کم و ضعیف است بچه 4 ـ 5 ساله این را می‌فهمد که من درک و فهم و توان و قدرتم خیلی کم است اما یک پدر و مادر پشت من هستند که از خودم خیلی مهربان‌تر و قوی‌تر و تواناتر و عاقل‌تر و فهمیده‌تر است چقدر بچه احساس آرامش دارد.@انسانی که می‌گوید من یک خدایی در زندگی‌ام هست که از خودم به من مهربان‌تر است هیچ وقت کم نمی‌آورد. حمله جلوی شیطان روی این آدم دیگر اثر نمی‌گذارد.@این آدم دلشوره آینده را ندارد. خب حالا اگر من ازدواج بکنم چه می‌شود؟ الان که آمادگی ندارم اگر بخواهم بچه دوم و سوم بیاید، این آدم اصلاً واگذار به خودش شده؛ می‌گوید برای چه بچه‌دار بشوم الان چه کسی می‌تواند بچه تربیت کند هزینه‌ها و تربیتش چه می‌شود هزار جور دلشوره شیطانی دارد.@پس تو خودت چطور تربیت شدی؟ چه کسی پشت تو بوده؟ چه کسی تو را رشد داده؟ این اضطرابها و دلشوره‌ها چیست؟@آینده چه می‌شود؟ اصلاً خدا گناهان من را می‌بخشد؟ این ترس شیطانی است خدا با دشمنانش اینطوری است با دوستانش چطوری خواهد بود چرا نمی‌بخشد. «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا» خدا هر گناهی کرده باشی می‌بخشد. اصلاً بن‌بست ندارد هر گناهی.@خدا رحمت کند مرحوم حق‌شناس را می‌گفت 70 تا پیغمبر را هم کشتی ناامید نشو؛ دیگر بدتر از یزید هستی؟ یزید آمد به امام گفت می‌شود توبه کنم؟ فرمود بله می‌شود توبه کنی. خب یزید خودش توبه نکرد و الا امام گفت راهت بسته نیست خودش راه را بسته بود.@این حمله شیطان روی یک کسی که اینطوری هست دیگر اثر نمی‌گذارد. اگر کسی بداند در زندگی‌اش یک خدا دارد که این خدا در شئون جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی پشتیبانش هست این آدم دیگر از درس خواندن نمی‌ترسد.@الان 40 سالش هست می‌گوید الان من 40 سالگی درس بخوانم که چه بشود. دو بار در کار تجاری ورشکست می‌شود می‌گوید من دیگر نمی‌توانم کار کنم من دیگر ورشکسته می‌شوم، این آدم حواسش نیست که خدا را دارد تو پیش خدا برو و با خدا باش خدا ببین با تو هست یا نه.@خدا رحمت کند مرحوم ملا صالح مازندرانی را می‌گفت که شارع کافی یک آدم خیلی برجسته داماد مرحوم علامه مجلسی است می‌گوید من حجت خدا هستم به همه آدمها، من در 40 سالگی شروع کردم (یعنی خیلی دیر) ذهن و حافظه‌ام خیلی ضعیف بود شروع کردم، آن عالم برجسته شد.@بنابراین یک کسی که دائم می‌گوید دیر شده دیگر از من گذشته، من الان دیپلم و لیسانس می‌خواهم چکار، بروم فلان جا درس بخوانم چکار، درس حوزه به چه درد من می‌خورد؛ این حرفها کدام است، کمترینش این هست که وقتی تو تصمیم به خوب می‌گیری با تصمیم خوب از دنیا بروی خیلی بهتر است ولو به نتیجه نرسی.@وقتی که ما رفتیم طلبه شدیم استاد ما می‌گفت مهم این هست که آمدی طلبه شدی دیگر سال اولی یا سال دهمش خیلی فرق ندارد این که الان در آن هستی خیلی مهم است، اینکه در این رشته و سبک و خدمت و هویت قرار داری این خیلی قیمت دارد.@حالا دیر است من الان بعد از 50 سال گناه حالا باید چکار کنم، مگر می‌شود؟ یک قدم است یک قدم بردار تمام می‌شود همین در قضیه باش.@حُر را نگاه کنید یک تصمیم گرفت آمد، حُر کربلا را محاصره کرده امام حسین می‌خواست برود حُر محاصره‌اش کرد اما همین حُر وقتی که گفت سلام، همه اصحاب عاشورا و امام حسین به او سلام گفتند، تمام شد.@با آشتی و پیوند تو کار دارند با اینکه تو قبول کنی یک خدایی داری به بزرگی خدا و پشت تو است در زندگی‌ات هست و دوستت دارد اگر اینطوری بودی با این خدا آدم ده برابر مشکلات بیشتر از این داشته باشد پای این خدا می‌ریزد.@دیگر له و تحقیر و خورد و غم‌زده نمی‌شود اعصابش خورد نمی‌شود به قرص اعصاب و شربت و بیمارستان و تشنج و خواب پریشان و اینطور چیزها نمی‌افتد. «ما رأیت الا جمیلا» آدم اگر حواسش باشد که یک خدا به این بزرگی در زندگی‌اش هست یعنی رحمت ویژه پشتیبانی ویژه خدا با او هست اصلاً دیگر به غصه نمی‌افتد خواب بد نمی‌بیند این راحت است در اوج مشکلاتش راحت است.@ولی حضرت سه تا فرمول گفت، چی؟ قوی باش، ثابت قدم وقتی که یا علی گفتی دیگر پایش بایست، عهدشکن با خدا نباش، قبول کردی؛ مثلاً می‌گوید سه ماه نماز می‌خوانم شش ماه نمازم را رها می‌کنم، خوب نیست بی‌ادبی است؛ یا فلان دستور خدا را رعایت می‌کنم آنجا را رعایت نمی‌کنم، این خوب نیست.@تو به او گفتی بله، سلام، اسلام آوردی، اسلام یعنی چی؟ یعنی تسلیم هستی، گفتی اشهد ان لا اله الا الله من معشوقم خداست خب به عشق معشوقت باش با این عشق بساز دائم شُل نشو.@دیگر چی؟ ولایتت تکمیل باشد عشقت به انسان کامل؛ دیگر چی؟ دستان گشاده. برای معشوقت حاضر باشی هزینه بشوی و هزینه بکنی، نه اینکه بگویی خب حالا اگر من بخواهم این کار را برای خدا بکنم خیلی اذیت می‌شوم باید حالا یا پول خرج کنم یا وقتی از من می‌گیرد یا به کارهایم نمی‌رسم، عشق یعنی همین.@چطور برای جنس مخالف وقتی می‌خواهی به او برسی آنجا چرتکه نمی‌اندازی پنج ساله عمرت را تلف می‌کند و آخرش هم دعوا می‌کنید و از هم جدا می‌شوید. 20 سال عمر و جوانی‌ات را پایش می‌ریزی و آخر سر با تنفر از او جدا می‌شوی.@خدا اینطور نیست که اگر پایش بایستی از او جدا بشوی، پس پایش بایست و هزینه شو ببین خدا با تو چکار می‌کند، ببین خدا در بخشهای دیگر زندگی‌ات به تو خیر و برکت می‌دهد یا نمی‌دهد.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@