جلسه 056 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
56
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
10
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 056 - شرح زیارت جامعه کبیره

صل علی محمد و آل محمد عدد ما احاط به علمک و عجل فرجهم. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همۀ شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره در فقرۀ «و معدن الرحمه» بود که دربارۀ رحمت عام مطالبی را خدمت شما تقدیم کردیم و بحث رسید به رحمت خاص و ویژه و رحمت رحیمیه، که اهل بیت (ع)هم مظهر رحمت رحمانیه هستند و هم مظهر رحمت رحیمیه هستند و همۀ رحمت خدا از وجود اینها، از طریق وجود اینها اعمال می‌شود، خارج از وجود چهارده معصوم (ع) خداوند تبارک و تعالی رحمتی را اعمال نمی‌کند همۀ رحمت از ناحیۀ این بزرگواران صادر می‌شود.@

بنابراین وقتی کلمۀ معدن را به کار می‌بریم دقت کنید که اهل بیت (ع) چقدر عزمت دارند در رحمت و این رحمت اقیانوس رحمت بیکران الهی که فرمود با یک درصدش رحمتهای دنیا را خلق کردم و نود و نُه‌تایش را گذاشتم برای آخرت یعنی چی که معصومین همۀ این رحمت را دریافت می‌کنند و همۀ این رحمت را اینها به بندگان خدا می‌رسانند.@

در مورد رحمت ویژه باید توضیح بدهیم که رحمت خاص و ویژه از نوع خاصی هست وقتی که معصومین (ع) به ما نگاه خاصی دارند آن نگاه خاص آن رحمت ویژه را ایجاد می‌کند. من یک مثال بزنم، ببینید بچه وقتی که به دنیا می‌آید تا سالهای کودکی خودش را درست نمی‌تواند ببیند و اساساً نگاه بچه به خودش یک نگاه حالیست، یعنی خودش را یک موجود در حال معنا می‌کند، درگیر گذشته نیست، درگیر آینده هم نیست.@

یعنی وقتی که به او می‌گویی بعداً اینطوری می‌شود می‌گویی با بعداً کاری ندارد این همین الان چیزی که الان هوس کرده همین الان می‌خواهد. می‌گویی برایت آینده ندارد، ضرر دارد، خطر دارد، درس‌ات به خطر می‌افتد، زندگی‌ات به خطر می‌افتد، ازدواجت به خطر می‌افتد، اصلاً متوجه نیست چون در حال است، کنترل این با پدر مادر است.@

پدر مادر چون رحمت خاص دارند آینده این بچه را می‌بینند به اندازۀ آینده‌ای که برای بچه‌شان سراغ دارند مهربانی می‌ریزند پای این بچه، می‌گویند این عقلش نمی‌رسد من باید برایش برنامه‌ریزی درست بکنم، لذا می‌بینید بچه از 6 ـ 7 سالگی با اینکه خیلی هم ممکن است محبوب پدر مادر باشد، پدر مادر اجبارش می‌کنند برخلاف میلش باید برود کودکستان، برود مدرسه، درس بخواند، پدر مادر کوتاه نمی‌آیند در این قضیه چون یک آینده‌ای را می‌بینند.@

برای ازدواجش یک کارهایی را می‌کنند، برای مسائل آیندۀ شغلی او یک تمهیداتی دارند، حالا در این وسط بچه اگر بخصوص وقتی کوچک هست، سروصدا می‌کند، گِله می‌کند، گریه می‌کند، نافرمانی می‌کند، حتی تهمت می‌زند به پدر مادر، پدر مادر را اذیت می‌کند، ناشکری می‌کند، پدر مادر اصلاً ناراحت نمی‌شوند، پدر مادر برایشان فقط مهم است که این رحمت ویژه روی این بچه اِعمال بشود.@

این درسش را بخواند و الا خودش بعداً بزرگ می‌شود، به دل هم نمی‌گیرند می‌گویند حالا عقلش نمی‌رسد، بعداً که عقلش رسید خودش هم خوشحال می‌شود از ما تشکر می‌کند، ولی حالا فعلاً گیر است، حالش حال خوبی نیست، درست عقلش کار نمی‌کند، آینده‌بین نیست، آنها اصلاً به دل نمی‌گیرند می‌گویند این باید اینطوری باشد.@

موقعی که بچه مریض است بهانه‌گیری می‌کند، نق می‌زند، غر می‌زند، حتی مریضیش یک موقعهایی منجر می‌شود به هزیان‌گویی، گاهی وقتها دست بلند می‌کند روی پدر و مادر، بچه مریض است حالیش نیست، دست بلند می‌کند، پدر مادر اصلاً با این وضعیت و حال این کاری ندارند چون به او عشق و علاقه دارند این حالتهای بچه را تحمل می‌کنند می‌گویند این بعداً خوب می‌شود.@

این الان اعتیاد دارد در حالت اعتیاد است مثلاً الان تعادل روانی ندارد خشونت دارد، بی‌ادبی می‌کند، می‌گوید این چون می‌خواهیم درمانش بکنیم عوارض درمان اینها هست، ولی بعد خوب می‌شود. مثلاً موج انفجار او را گرفته آدم می‌گوید این الان در حالت شدید تعادل روحی ـ روانی همه چیز را می‌زند، آدمها را می‌زند، می‌شکند، می‌ریزد، ولی آن کسی که این را دوست دارد، حتی در این حالتها از او ناراحت نمی‌شود.@

اینکه در روایت داریم «يَنْبَغِي لِلْعَاقِلِ أَنْ يُخَاطَبُ الْجَاهِلِ مُخَاطَبَةِ الطَّبِيبُ الْمَرِيضَ» شایسته است اگر کسی عاقل است آدم فهمیده‌ای است با جاهلان، گناهکاران، معصیت‌کارها، که نمی‌دانند همینطوری دارند رفتار می‌کنند خطرناک، مثل یک طبیب با مریض رفتار بکنید.@

طبیب ببینید تمام محبت را به مریضش دارد، هر چقدر وضع مریض بدتر هست طبیب مهربانی و دقتش و دلسوزیش بیشتر است ممکن است حتی مریض اینقدر نامتعادل باشد که به خود طبیب هم دری وری بگوید حرفهای زشت بزند ولی طبیب به دل نمی‌گیرد می‌گوید این الان تعادل ندارد این الان مریض است بعداً که تعادل پیدا بکند عقلش بیاید سر جایش خوب بشود دیگر این کارها را نمی‌کند.@

طبیب اصلاً به او بر نمی‌خورد که مریض به او بگوید تو بیخود کردی مریض شدی مثلاً توهین به او بکند، چرا مریض شدی، چرا حالت بد است، اصلاً اینطور نیست این را یک رحمت خاص می‌گویند.@

معصومین (ع) مظهر رحمت رحیمیه خداوند و رحمت ویژه خداوند هستند، در این رحمت به یک کسی می‌گویند، عزیزم تو داری می‌روی الان می‌خواهی پزشک بشوی، می‌خواهی پرستار بشوی، می‌خواهی بروی پزشک مشاور بشوی، می‌خواهی روانپزشک بشوی، روانشناس بشوی، می‌دانی ته‌اش چیست؟@

با مریضهایی سروکار داری که ممکن است تو را بزنند، فحش به تو بدهند، تو را بکشند، حرفت را گوش نکنند. می‌گوید من دوست دارم به مردم کمک کنم، می‌خواهم اینها را نجات بدهم مثلاً بلند می‌شوی می‌روی مناطق محروم این‌طرف و آنطرف چه کسی قدر می‌داند.@

ما الان افراد بسیار متخصص و عالی داریم بلند شدند از ایران رفتند آفریقا در دورترین نقاط، فقیرترین کشورها پزشکان خیلی خوبی داریم، آنجا رفتند پایگاه زدند، و هم طبابت می‌کنند مردم را مداوا می‌کنند، هم کار فرهنگی روی آنها می‌کنند، به عشق اهل بیت، به عشق انسانها، می‌گویند اینها انسان هستند اینها می‌خواهیم رشد پیدا بکنند، مناطق محروم می‌روند سالها می‌مانند و کمک می‌کنند ممکن است کسی هم قدرش را نداند و اصلاً هم نبیند اینها را.@

اهل بیت(ع) به خاطر نوع نگاهی که به انسان دارند 1 ـ اینکه انسانها همه حامل نفخۀ خدا هستند و روح خدا در همه آنها هست یعنی همان روح محمد و آل محمد ، ایرانی، ژاپنی، چینی، افغانی، آفریقایی، آمریکایی، اروپایی ندارد همۀ آدمها بدون استثناء حامل روح اهل بیت هستند، همه فرزندان اهل بیت هستند، همه بندگان خدا هستند و روح خدا را دارند.@

همۀ انسانها قابلیت تربیت نامحدود و رسیدن به مقام محمود را دارند، و همۀ انسانها با قابلیت خلیفه‌اللهی به دنیا می‌آیند، لیاقتشان مقام خلیفه‌اللهی و بالاتر از بهشت هست، و همۀ آنها از خود اهل بیت آفریده شدند، این دلسوزی که پدر مادر برای بچۀ خودش می‌کند نمی‌تواند برای بقیه بکند، می‌گوید این بچۀ من است یک انتسابی به من دارد.@

اهل بیت همه آدمها مثل بچه‌هایشان هستند، و دلسوزی آنها یک دلسوزی پدرانه و مادرانه است یعنی فرق می‌کند غریبه نیستند مثل یک معلم با شاگردانش باشد حالا شاگرد قدر بداند تقرب پیدا می‌کند قدر نداند هیچی، البته همۀ معلمها هم نه، ولی آنها اینطوری نیستند.@

ببینید یک مادر دلسوزی اش این صحنه جالبی هست اُسرا را می‌آوردند یک خانمی بچه‌اش را دید آن وسط گویا که جدا شده بودند از همدیگر، یک دفعه خانم در این صف اسرا چشمش خورد به فرزندش یک دفعه رفت دوید فرزندش را برداشت بغل کرد دیدید که مادر از فرزندش جدا یک ساعت هم جدا بشود هم بچه بی‌تاب می‌شود هم مادر بی‌تاب می‌شود.@

حالا ببینید مثلاً آنها را در آن حال و هوای اسارت و جنگ و اینها ببینید یک مادر چقدر سختش می‌شود، مدتها از فرزندش دور بوده حالا چشمش خورده به فرزندش می‌دود این بچه را یک دفعه بغل می‌کند، پیامبر این صحنه را می‌بیند، به یکی از اصحابش می‌گوید که به نظر تو این مادر می‌تواند بچه‌اش را بیندازد در آتش بسوزاند؟ می‌گوید: نه.@

پیامبر می‌فرماید: «اللهُ أَرْحَمُ بِعِبَادِهِ مِنْ هَذِهِ» خداوند مهربان‌‌تر است به بندگانش از این مادر. لذا جهنم معلول خود ماست، جهنم چیزی نیست که خدا دلش بخواهد کسی را بفرستد جهنم، نمی‌کند این کار را. دعای کمیل را امشب بخوانید، ببینید امیرالمؤمنین در دعای کمیل می‌گوید که «مَا هَکذَا الظَّنُّ بِک وَ لاَ أُخْبِرْنَا مِنْ فَضْلِکْ» اصلاً خدا یک همچین گمانی به تو نیست اصلاً خبر به ما نرسیده از فضل تو، تو یک بنده‌ات را بیندازی در جهنم و او را بسوزانی، تو این کار را نمی‌کنی با ما، یعنی رحمت بی‌کران تو اجازه می‌دهد ما برویم در جهنم بسوزیم! این رحمت خداست.@

جهنم چیزی است که بندگان خدا انتخابش می‌کنند و آن را می‌سازند، جهنم امر اَرَضی است امر ذاتی نیست، اگر کسی می‌خواهد این را خوب یاد بگیرد، باید دقت بکند که خداوند اسمائش، اسماء جمالی دارد و جلالی، در اسماء جمالی، کریم، غفور، رحیم، رئوف، همه اسمهایی هست که شیرین و زیباست.@

یک اسمهایی هم خدا دارد که اسماء جلال هست، جبروت و جلال خدا را نشان می‌دهد مثل جبار، منتقم، قاتل، باطش، خدا قاتل است، باطش است، «قاتَلَهُمُ الله» خود خدا در قرآن می‌گوید، باطش است به عذاب دچار می‌کند، اخذ می‌کند خداوند. اما هیچ وقت خدا با هیچ بنده‌ای برخورد جلالی نیست، برخورد جلالی به تبع برخوردهای جمالی هست، یعنی خداوند اولاً و به ذات با اسماء جمالش با همۀ بندگانش رفتار می‌کند.@

کافر و غیر کافر را همه را با رحمت رحمانیه می‌بیند، مؤمنین هم با رحمت رحیمیه با آنها رفتار می‌کند؛ چرا بعضیها می‌افتند به جهنم؟ چرا بعضیها دچار عذاب می‌شوند؟ این لجبازی خود بنده است که عذاب را انتخاب می‌کند، مثل یک مادر، یک مادر وقتی به بچه می‌گوید، مادر اولاً و بالذات، پدر و معلم اولاً و بالذات رحمان و رحیم هستند یا نیستند؟ بله.@

هیچ معلمی شما دیدید یک دفعه بیاید سر کلاس همان روز اول بیاید شلاق بردارد همه را بزند؟ نه مگر دیوانه باشد، یک معلم دیوانه روانی باشد. ما داشتیم خود ما زمان شاه یک معلم داشتیم روانی بود، نمی‌دانم چرا گذاشته بودند بیاید معلم بشود.@

این مثلاً از کلاس می‌آمد، زنگ تفریح می‌آمد یک دفعه کمربند را می‌کشید همه را می‌زد، همینطوری اصلاً هیچ کس هیچی نگفته بود، این ازدواج کرد یکبار عروسی کرده بود، بعد از تعطیلات ازدواج کرده بود، آمده بود یکی از شاگردها درآمد گفت آقا ما تبریک می‌گوییم به شما، گفت غلط کردید تبریک می‌گویید خلاصه کمربند را کشید شروع کرد همه را کتک مفصل زد که چرا به او گفتیم مبارک باشد که شما ازدواج کردید این روانی است، هست یک موقع ممکن است روانی باشد.@

و الا معلم یا هر کس دیگر نگاهش به بقیه مردم اولاً بالذات پدر مادر رحمانی است، حالا این پدر بچه حرف گوش نمی‌کند، این مدام انجام می‌دهد، عزیزم این کار را نکن این مدام انجام می‌دهد، عزیزم این کار را نکن این مسیر درستی نیست گوش نمی‌کند، پدر دوستش دارد، مادر دوستش دارد نمی‌تواند بایستد که برود به انحراف کشیده بشود برود خودش را به بدبختی بیاندازد.@

حالا پدر غضب می‌کند، مادر می‌گوید بالاخره غضب بکنم شاید این با کتکی، با حرفی، با درشتی، با یک قهری بنشیند سر جایش. مادر دوست دارد کتک بزند؟ نه، دوست دارد غضب بکند یا حرف بد بزند؟ نه، اگر یک موقعی غضب می‌کند، این غضبش از روی مهربانی است، روی رحمتش است، در واقع آن بوسه‌اش و نوازشش با سیلی‌اش هر دو یکی است.@

این شخص الان از نظر جلوۀ محبت، جلوۀ جلالی مادر یا پدر را می‌طلبد این الان نمی‌شود ببوسیش بغلش بکنی، این چون الان حرف گوش نمی‌کند لوس دارد می‌شود، در روایت هم داریم خدا لعنت کند پدر و مادری که اجازۀ توهین به فرزندشان می‌دهند یا به فرزندشان بیش از حد محبت می‌کنند که این بچه فاسد بشود، محبت بیش از حد یا لوس کردن بچه یک کار حرامی هست که لعنت هم برای بچه می‌آورد هم برای پدر مادر می‌آورد.@

بچه باید حریم پدر مادر را کاملاً بشناسد و پدر مادر خودشان موظف هستند از حریمهای شخصی خودشان دفاع بکنند که بچه عاق نشود جهنمی نشود، پررو نشود، بی‌ادب نشود، باید این را حفظ بکنند، لذا آنجا باید برخورد بشود حتماً، نه بچه‌ام زده می‌شود، بچه‌ام یک موقعی ممکن است یک طوری بشود، این جنایت است این رحمت جهنمی است که پدر مادر دارند.@

می‌بیند جلوی چشمش بچه دارد فاسد می‌شود هیچ برخوردی نمی‌کند می‌بیند دارد انحراف می‌رود سکوت می‌کند، این مهربانی نیست این یک جنایت در قالب مهربانی، باید جلویش گرفته بشود که بعداً این به فساد کشیده نشود.@

رحمت معصومین(ع) این است یعنی آنها مظهر رحمت ویژه هستند بنابراین زیر بار مسئولیت سنگین رسالت و امامت می‌روند، خیلی کار سختی است، چون در رسالت و امامت شخص باید با امت خودش هدایت‌گرانه با دلسوزی بیکران، خیلی وقتها هم قدر امتها، شما نگاه کنید «وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ» اکثر انبیاء امتهایشان آنها را کشتند، ولی پیغمبر کینه به دل نگرفت ناراحت هم نشد، کشتند انبیاء را یکی دو تا ده تا هفتاد تا، همینطور کشتند.@

این را رحمت ویژه و خاص می‌گویند که شخص تا به این رحمت نرسیده باشد زیر بار مسئولیت هدایت، امامت و رسالت اصلاً شایستگی ندارد برای این مقام، یعنی شایستگی امامت ندارد، شایستگی رهبری، شایستگی ولایت ندارد، باید رحمت ویژه داشته باشد، رحمت خاص داشته باشد، والا می‌افتاد به معصیت.@

لذا ائمه را نگاه کنید انبیاء همه همینطور، نوح نگاه کنید 950 سال تبلیغ می‌کند 70 نفر به او ایمان می‌آورند همه به او کفر می‌ورزند، انبیاء دیگر را هم نگاه کنید چقدر نسح، چقدر خیرخواهی، چقدر مهربانی پای این امتها ریختند آنها جوابشان چه بود؟ «فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ» قرآن می‌گوید جواب قومشان این نبود جز اینکه بکشیدش و آتششان بزنید، پیغمبر خدا را بکشید و آتش بزنید.@«يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ» سوره یس چه می‌گوید خدا، ای حسرت بر این بندگان که هر پیغمبری برایشان فرستادیم مسخره‌اش کردند، پیامبران خیلی سختی کشیدند، آدم یک مقام پیامبری عندالله داشته باشد مسخره هم بشود، می‌روی عشق می‌ورزی پای طرف می‌خواهی طرف را هدایت کنی مسخره‌ات می‌کند، ولی اینها ناراحت نمی‌شدند دلسوزیشان بیشتر بود.@

الان ما مربی داریم، سخنران داریم، مبلغ داریم رحمت خاص ندارد، آدم لوسی هست که برای شهوت خودش مبلغ شده و مشاور شده، سخنران شده، اما اصلاً این آدم یک آدم خشنی است، یعنی تا یک چیزی به او بگویند یا قهر می‌کند یا کارش را ول می‌کند یا شروع می‌کند به توهین کردن به طرف مقابل، دعوتش کردند، خوب تحویلش نگرفتند، آن چیزی که شایسته‌اش بوده اکرام نکردند، این رحمت رحیمیه ندارد اصلاً لیاقت این کار را ندارد.@

برای هر مدیریتی این رحمت رحیمیه لازم هست، اگر رحمت رحیمیه نباشد شخص دچار معصیت، فساد و خشونت می‌شود، اینطور نیست که هر کس درس مدیریت خواند، دکترای مدیریت است بتواند مدیریت بکند نه، هر کس سابقه کار داشته باشد بتواند ریاست بکند نه، هر کسی شوهر بتواند بشود نه، هر کسی زن بتواند بشود بتواند رحمت خاص داشته باشد، زنی که رحمت خاص ندارد زندگیش به جهنم می‌کشد، مردی که رحمت خاص ندارد زندگیش به جهنم کشیده می‌شود.@

یک کسی می‌خواهد مدیر بشود، مدیرعامل بشود، مدیر یک مجموعه‌ای بشود، مدیر یک کارخانه بشود، مدیر یک واحد بشود، رحمت خاص نداشته باشد گند می‌زند، سر از جهنم در می‌آورد، خودش جهنمی می‌شود، زیرمجموعه‌اش هم جهنمی می‌شوند، رحمت خاص یک دل دریایی می‌خواهد، یک رحمت رحیمیه قدرتمند می‌خواهد که بتواند این را داشته باشد.@

اینطور نیست که بگوییم ایشان درسش را خوانده او را بگذاریم سفیر، بگذاریم استاندار، فرماندار، مدارج نظامی را طی کرده سرلشکر بشود، نمی‌شود شما سرلشکر هم بشوی، فرمانده گردان هم بشوی باید رحمتهای خاص داشته باشی اگر نداشته باشی آن فرماندهی می‌شود محل قبر تو می‌شود جهنم تو، آن ازدواج می‌شود نامبارک، محل جهنم رفتن تو، آن ازدواج، آن پدر بودن، آن مادر بودن، جهنم برایت می‌آورد.@

برای همین هم انسان اگر اهل نماز اول وقت، اهل حضور قلب، اهل خلوت، اهل سحر، اهل شب، اهل ذکر، اهل سجاده نباشد، از کجا می‌خواهد دریافت کند، اهل ارتباط با خانواده آسمانی و اهل بیت نباشد، اهل توسل نباشد، نمی‌تواند رحمت رحیمیه داشته باشد، بنابراین این آدم شوهر کسی باشد می‌شود شیطان خانواده‌اش، زن کسی باشد می‌شود شیطان خانواده‌اش، بچه کسی باشد می‌شود شیطان پدر مادرش، یک جا رئیس باشد و مدیر باشد می‌شود شیطان زیرمجموعه‌اش فرقی نمی‌کند.@

یک کسی که نمی‌تواند از آسمان رحمت رحمانیه دریافت بکند خودش را سیر بکند، که به عاطفه زمینی‌ها نیاز نداشته باشد هر جا مدیریت بگیرد خطرناک است این آدم، یک آدمی که تا شوهرش به او محبت نکند، تا زنش به او محبت نکند، تا فامیلهایش به او محبت نکنند، تا شاگردانش به او محبت نکنند آرام نیست تعادل ندارد، کمبود دارد، این آدم نیست، اصلاً لیاقت آن کار را ندارد.@

فقط زمانی آدم می‌تواند مدیر خوبی باشد مسئولیت خوبی داشته باشد که حتماً بتواند از غیب عشق دریافت بکند شخصیتش سیر بشود، به زمینی‌ها احتیاج نداشته باشد که اگر فحشش دادند زدنش، غیبتش کردند، تهمت به او زدند، ناشکری کردند، نبُرد، رسالت یعنی این، امامت یعنی این، این خیلی حرف است.@

پیغمبر را دارند می‌کشند انبیاء، را نبی اکرم را کتک می‌زدند، شکمبه روی سرش می‌انداختند، به قدری می‌زدند پیغمبر را که پیغمبر بی‌هوش می‌افتاد، دندانش را زدند شکستند، کتک مفصل به پیغمبر می‌زدند، حضرت خدیجه کبری (س) می‌آمد در غربت، یکی کسی نگوید پیغمبر شوهرش بوده باید کلاهش را بیندازد بالا، نه حضرت خدیجه برای اینکه با پیغمبر ازدواج بکند آنقدر خون دل خورد که نگو.@

همه مسخره‌اش کردند، تحقیرش کردند، تنهایش گذاشتند، تو رفتی با یک آدم فقیر بدبخت ازدواج کردی، تو که ثروتمند زن بزرگ جهان عرب هستی، آنقدر حضرت خدیجه سرکوفت شنید که نگو، آن موقع که پیغمبر پیغمبر نبود که، 15 سال بعد پیغمبر شد.@

می‌رفت این وسائلش، این بقچۀ مرهمهایش را برمی‌داشت می‌رفت دنبال پیغمبر، یک جا پیغمبر را غرق در خون پیدا می‌کرد، بی‌هوش افتاده در خون، مداوایش می‌کرد خونش را پاک می‌کرد، پیغمبر به هوش می‌آمد در آن کتک‌هایی که خورده بود، یک موجودی که همۀ لطافت خدا ریخته در این آدم، این را می‌زدند، بلند می‌شد دستش را می‌برد بالا می‌گفت «اَللّهُمَ اَهدِ اُمَّتی فَاِنَّهُم لا یَعْلَمُون» اولین دعایش، ما باشیم چکار می‌کنیم.@

ما اگر بزننمان، بی‌هوش نشویم، فقط بزنند، چه می‌گوییم؟ مگر امامت، ولایت، رهبری کار هر کسی است، شوخی نیست، می‌گفت خدایا این امت من را هدایت کن ببخش «اَللّهُمَ اغْفِرْ قَومی» خدایا این قوم من را تو ببخش «فَاِنَّهُمْ لا یَعْلَمُونَ» نمی‌دانند خدایا، خیلی حرف است، زدنت به قصد کشت، بی‌هوش افتادی، حالا بلند می‌شوی دعایشان می‌کنی، ائمه همه همینطور بودند نسبت امت خودشان، به این می‌گویند رحمت ویژه، رحمت خاص، عقده نمی‌کردند.@

یک کسی که می‌تواند از رفتارهای بقیه یک دفعه اینطور بشود این بزرگ نمی‌شود هیچ وقت، یک آدمی که می‌تواند کینه به دل بگیرد بزرگ نمی شود چون این اتفاق می‌افتد که تو بزرگ بشوی، خدا می‌گوید من برای همه انبیاء دشمن خودم گذاشتم« وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ» خودم دشمن می‌گذارم که اینها شبیه من باید بشوند.@

کسی باید پیغمبر را بزند به قصد کشت تا پیغمبر ببخشد تا شبیه خدا بشود و رحمت بگیرد یا نه؟ ما هم همینطور، ما هم به اندازۀ وجود خودمان، سعه وجودی خودمان، یک عالم دشمن داریم، خدا می‌گذارد سر راهمان، از پدر مادر اذیتت می‌کنند، خانم، همسر، بچه‌ها، فامیل همه اذیتت می‌کنند، اگر کسی بخواهد بچسبد به دلش اینطور چیزها بزرگ نمی‌شود که، شبیه خدا نمی‌شود، شیاطین انسی و جنی هست، سر راه انسان «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ».@

رحمت خاص یعنی این، ائمه چکار کردند، با امیر المؤمنین ببینید چکار کردند امت، تازه وقتی که گله کرد حضرت زهرا چکار کردند چقدر اذیتش کردند؟ ببینید مغضوبه، مغصوبه، مضطهده، لت و پار کردند مادر ما فاطمه زهرا را، گرگها وحشیها ریختند سر یک زن، آن هم یک زن باردار.@

امیرالمؤمنین وقتی که دعا می‌کند می‌گوید خدایا این امت همه جمع شدند برای هتم، هتم یعنی له کردن، نابود کردن زهرا. با امیر المؤمنین چکار کردند که وقتی پیغمبر می‌آید به خواب امیر المؤمنین، پیغمبر می‌گوید نفرینشان کن علی، زهرا (س) وقتی که می‌بیند دارد بیش از حد جنایت می‌کنند می‌گوید به والله نفرینتان می‌کنم.@

می‌رود در معرض نفرین که امیر المؤمنین می‌گوید سلمان خودت را برسان به زهرا بگو نفرین نکند به خاطر من، به خاطر پیغمبر نفرین نکند چون یک نفر زنده نمی‌ماند، و او جلوی نفرینش را نگه می‌داد این رحمت خاص می‌خواهد. نفرینهایشان برای چه بوده؟ در بین ائمه و چهارده معصوم بیشترین کسی که کلمه لعن و نفرین به دهانش آمده پیغمبر است رحمت للعالمین است، نه امیرالمؤمنین نه ائمه دیگر این قدر لعن نداشتند.@

پیامبر چرا اینقدر لعن دارد؟ چون رحمت للعالمین است، لعنهای اینها چه لعنت و چه نفرینشان هر دو به خاطر رحمت بوده این را ظهور جلالی می‌گویند، یعنی اول جمالی است اگر کار جلو نرفت با جلالی باید جلو برود، نفرین می‌کنند یک کسی را یعنی این آدم بمیرد بهتر است چون می‌رود بیشتر گناه می‌کند، هم به نفع ملت و امت است و هم به نفع خودش است.@

اگر کار رسید از یک آدم رحیم رسید به نفرین یعنی این آدمهایی که این می‌خواهد نفرینشان بکند زبان خوش سرشان نمی‌شود، دلسوزی، گذشت، ملاطفت، هدایت، خیرخواهی سرشان نمی‌شود حالا باید نفرینشان کرد، به نفعشان هست که نفرینشان بکنند، هم به نفع خودش است که کمتر بسوزد، هم به نفع بقیه است که از دست اینها راحت باشند اینها همه رحمت است.@

هیچ وقت یک آدم خاص یک آدمی که رحمت ویژه دارد از روی رنجش نفرین نمی‌کند، اگر یک موقعی گفت نفرین می‌کنم، یعنی این آدم واقعاً شایسته نفرین است، این آدم لیاقت نفرین دارد واقعاً نه اینکه به من خیلی سخت گذشت، من می‌خواهم او را نفرین کنم، نه اگر کسی خودش را ببیند که خوب نیست.@

ولی یک موقع هست نصیحت می‌کنی، خیرخواهی می‌کنی آموزش می‌دهی، درس می‌دهی، مهربانی می‌کنی، مدام می گویی و می گویی و این آدم اینقدر قسی‌القلب و خرفت و احمق است که خودش را می‌زند به نفهمی، دوباره همان جنایت‌ها، همان کثافت‌کاریها، همان فسادها، همان بی‌رویه عمل کردن کار به نفرین می‌کشد.@

شما نگاه کنید در بحث شرح زیارت عاشورا توضیح دادیم مباحث نفرین، لعن و نفرین در جایی صورت می‌گیرد، لعن یعنی دور باد از رحمت خدا، معنی لعن این است یعنی خدایا از رحمت خودت دورش کن، این آدم دیگر دور شده از رحمت، حقیقتش در غالب لعن می‌آید، این آدم برای دیگران می‌شود جرثومه فساد.@

مثل یک غدۀ سرطانی است که نمی‌شود حرمتش را نگه داشت باید در بیاوری از بدن خارجش بکنی، مثل یک عضوی هست که باید بسوزانیش تا خوب بشود، عفونت است به همه جا سرایت می‌کند. تنبیه‌ها، اجرای حدود، قصاص‌ها، نفرین‌ها، لعن‌ها در اسلام همه از روی رحمت است، از روی خشونت، از روی خالی کردن غضب نیست، آن غضبی که مال خداست.@

«سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه» سبقت گرفته رحمتش به غضب، غضب جلالی است، خدا هیچ وقت به خاطر کسی که فحش بدهد خدا را، سر ناسازگاری بکند، باورش نکند، خدا اصلاً به او غضب نمی‌کند، این همه بندگان خدا هستند بد می‌گویند به خدا دوستشان دارد، نعمتشان را می‌دهد، روزیشان را می‌دهد.@

به موسی گفت برو به خدا بگو اینقدر بدم می‌آید از تو، ننگم می‌آید تو خدای من هستی، برو به او بگو من این همه گناه کردم، معصیت می‌کنم، با من چه کار کردی؟@

موسی خجالت کشید، موسی هم رحمت است، با اینکه معروف است به پیغمبر جلالی ولی اصلاً می‌رود مناجات می‌کند، اصلاً به خدا هم نمی‌گوید، رویش هم نمی‌شود به خدا بگوید، بعد هم اصلاً به رویش هم نمی‌آورد، بعد که می‌خواهد بیاید، خدا می‌گوید پس چرا پیغام بنده‌ام را به من ندادی مگر بنده‌ام پیغام نداد باید می‌رساندی.@

گفت برو به او بگو من خدا اصلاً ننگم نمی‌آید که تو بندۀ من هستی، این خداست، این گناهها و معصیت‌هایت هم باعث شده که تو نتوانی با من دوست بشوی و رفیق بشوی، لذت نمی‌بری از من، گناه خودت باعث شده که تو از من لذت نمی‌بری، لذا لذت مناجات هم از تو گرفته شده.@

خدا رحمت کند آقای حق‌شناس را گفت 70 تا پیغمبر را هم کشتی ناامید نشو از رحمت خدا، بعد از شرک به خدا هیچ گناهی بالاتر از ناامیدی از رحمت خدا نیست؛ 70 پیغمبر را هم کشتی، اگر در ذهنت رسید شاید خدا قبول کند توبه‌ام را قبول می‌کند، اگر زنده‌ای هنوز زنده‌ای نرفتی در برزخ، زد به سرت قبول می‌کند.@

یزید را شما نگاه کنید مگر داریم قساوت این مثل این یک کسی این کارها را کرده، به حضرت سجاد می‌گوید آقا توبه‌ام قبول است؟ حضرت می‌فرماید: بله، این یعنی رحمت خاص، امام اصلاً نمی‌گوید پدرم را کشتی، با نوامیس ما چکار کردی، هیچی، می‌گوید بله قبول است، دستورالعمل توبه می‌دهد حضرت به او و او نمی‌تواند عمل بکند، و الا حضرت می‌گوید بله قبول است.@

ابوسفیانی که این همه جنایت کرد، آدم کشت، ظلم کرد به پیغمبر، بزرگترین دشمن پیغمبر، پیغمبر وقتی آمد مکه اینها گفتند غلبه کرد الان همۀ ما قلع و قمع می‌کند تا یکی از لشکریان پیغمبر شعار دارد «الیوم یوم الملقمه» امروز روز انتقام است پیامبر فرمود نه، بگو «الیوم یوم المرحمه» امروز روز رحمت است.@

ابوسفیان در خانه دارد سکته می‌کند که الان اینها من را بگیرند چکار می‌کند این همه من از اینها کشتم چند تا جنگ با آنها راه انداختم جنگ بدر، جنگ احد، این همه آدم الان اینها می‌ریزند در خانه چکار می‌کنند، یک دفعه نمایندۀ پیغمبر صدا می‌کند هر کس برود خانۀ ابوسفیان از ما در امان است، یعنی هر کس برود در کعبه در امان است، هر کس برود خانۀ ابوسفیان در امان است، نه تنها خودش، می‌گوید هر کس به خانۀ ابوسفیان هم برود در امان است.@

این پیغمبر رحمت است که این ملعونهای یهودی صهیونیست و وهابی‌های صهیونیست و یهودی، که وهابی‌ها اصلاً هیچ کدامشان مسلمان نیستند، یک دانه‌شان مسلمان نیستند، اینها ریشه یهودی دارند اسلام برای اینکه فقط در شبه جزیره حاکمیت داشته باشند و بتوانند مکه و مدینه را دستشان بگیرند تظاهر به اسلام می‌کنند، اینها باطناً هیچ‌ کدامشان مسلمان نیستند.@

اینها داعشی‌ها را درست کردند از جنس خودشان که مجروحانشان را می‌بردند اسرائیل برای مداوا و با پرچم لا اله الا الله و پرچم اسلام این همه جنایت کردند. شیعه، سنّی، مسیحی، ایزدی کشتند، سر بریدند، به اسم اسلام، آنوقت یک عده ناآگاه اینها را در دنیا می‌پذیرند می‌گویند اینها خشونت اسلام است، اسلام پرچمش روشن است، رفتار پیغمبر روشن است در تاریخ، رفتار ائمه روشن است در تاریخ، این رحمت خاصّشان هست.@

اینها که صهیونیست هستند اصلاً مسلمان نیستند یک نفرشان مسلمان نیستند، فقط آموزش دیدند که این نقش را بازی کنند. رحمت خاص این است که امیر المؤمنین در جنگ جمل می‌آید می‌بیند که معاویه و سربازانش چاههای آب را گرفتند نمی‌گذارند امیر المؤمنین و اصحابش آب بردارند تشنه.@

امیر المؤمنین یک خطبه می‌خواند یک سخنرانی فوق‌العاده است خیلی زیباست؛ مردم حمله می‌کنند چاههای آب را می‌گیرند بعضی از اصحاب می‌گویند حالا ما به اینها تشنگی می‌دهیم نمی‌گذاریم آب بخورند، امیر المؤمنین می‌فرماید نه اجازه بدهید آب بخورند این کار، کار انسانی نیست اصلاً، آدم با دشمنش که این کار را نمی‌کند، این کار غلط است، بگذارید بیایند آب بردارند بخورند آنها اینطوری نیستند.@

این یعنی انسانیت، یعنی ما با هیچ بندۀ خدایی کار شخصی نداریم بندگان خدا را به بلندی قیمتشان دوست داریم، این چیزی است که ما باید یاد بگیریم از ائمه، «وَ مَعدِنَ الرَّحمَه» بودن آنها که آنها معدن رحمت هستند، چه چیزی نصیب ما می‌شود؟ این که ما باید مهربان باشیم، ما هم باید کینه نکنیم، ما هم باید یاد بگیریم که دیگران را از دایره رفتار شخصیمان خارج بکنیم.@

مؤمن قهرش برای خداست، آشتی‌اش هم برای خداست، وصلش برای خداست، قطعش هم برای خداست، عطایش برای خداست، منعش هم برای خداست، نه اینکه اگر یک کسی عطا نکرد به او این هم عطا نکند، اگر کسی قهر کرد با او این هم قهر کند، تازه روی دسته شمشیر پیغمبر نوشته «صِل مَن قَطَعَک» با کسی که با تو قطع کرده قهر است تو وصل شو.@

«أَحْسِنْ إِلَا مَنْ أَسَاءَ اِلَيْکَ» عرضه داری، انسان هستی، به آن که به تو بدی می‌کند خوبی کن. و الا این چه خودخواهی و خودشیفتگی است که ما افراد را از این دریچه ببینیم که این به من چه حالی می‌دهد، این به من چه کمکی می‌کند، این به من چه خدماتی می‌دهد، این به من چه سودی می‌رساند من حالا دوستش دارم، نه، آن موقعی که این دارد بدی می‌کند، عرضه داری دوستش داشته باش و به او محبت کن هزینه بکن از جیبت برای کسی که با تو خوب نیست این یعنی انسانیت.@

ما باید معدن رحمت بشویم، آن که می‌گوید معدن رحمت ما هم هر چقدر در وجودمان این رحمت بیاید ما هم باید معدن بشویم، این بیاید در وجود ما به آنها نزدیک می‌شویم. یک کسی که رحمت رحمانیه و رحمت رحیمیه در وجودش نمی‌آید مدام برود نماز بخواند، کربلا برود.@

می‌بینی 40 دفعه رفته کربلا زبانش مثل یک اژدها است آتش می‌زند همه را، صد بار رفته حج هیچ آدم نشده خر رفته الاغ برگشته، دور از جان خر و الاغ استغفر الله باید جواب اینها را هم روز قیامت بدهیم، ما به خر و الاغ مدام توهین می‌کنیم، خدا ببخشد ما را.@

صلوات می‌رسد به حیوانات شاید از ما راضی بشوند به یک نفر می‌گوییم الاغ، به یکی می‌گوییم خر، فردای قیامت این خر و الاغ می‌آید می‌رود در بهشت، خر می‌گوید این را با من شبیه می‌کردی، این را می‌گفتی من که دارم می‌روم بهشت، من بندۀ خوبی بودم برای خدا.@

مدام مکه، هیئت دارد، رئیس هیئت است، سینه می‌زند، ولی همینطوری وحشی مانده، هیچ خوب نیست، درنده است این آدم، برای فرزندش رحمت ندارد، برای همسرش رحمت ندارد، برای خانواده همسرش رحمت ندارد، راحت طلاق می‌دهد، راحت طلاق می‌گیرد، راحت قهر می‌کند، راحت حق را نادیده می‌گیرد، راحت می‌افتد به غیبت و تهمت.@

برای یک ذره مسائل مالی برای یک مسئله جزئی می‌بینی که روی خیلی از ارزش‌ها شمشیر می‌کشد، این که یک آدم خیلی خشنی است، این رحمت ندارد. ما وقتی می‌گوییم «وَ مَعدِنَ الرَّحمه» یعنی ما باید به این شکل برویم، مگر نمی‌گوییم می‌خواهم به مقام اینها برسم قیامت با اینها محشور بشوم، با خشونت هیچ کس به معصوم نمی‌رسد.@

اگر عبادت، نماز، روزه، اگر قرار باشد در تو رحمت ایجاد نکند یقیناً تو را از خدا دور می‌کند نزدیک نمی‌کند، یک آدمی که افراد، پدر مادرش را، زنش را، شوهرش را، فرزندانش را، معلمش را، دوستانش را ابزاری نگاه می‌کند، که اگر به ما حال می‌دهند، اگر به درد ما می‌خورند دوستشان داریم، اگر به درد ما نمی‌خورند پس هیچی، این آدم یک آدم خودشیفته است یک آدم بسیار خودخواه است.@

امیر المؤمنین فرمود: به خدا قسم محال است بینی یک مؤمن را بزنم با شمشیر برود از من بد بگوید و دوستم نداشته باشد و محال است همۀ دنیا به یک منافق بدهم از من خوشش بیاید، دوستش ندارد؛ طرف بچه است پدرش بزند در گوشش از خانه فرار می‌کند پشت سر پدرش هم کلی بد و بیراه می‌گوید یک عالم عشق و محبت پدر و مادرش را نمی‌بیند.@

30 سال پدر مادر زحمت کشیدند حالا مثلاً یک کاری کرده پدر مادر، یک ظلمی کرده، می‌رود همه جا آبروی پدر مادر خودش را می‌برد، می‌رود همه جا آبروی همسرش را می‌برد، شما این همه از همدیگر محبت دیدید، چرا بلند می‌شوی می‌روی آبروی شوهرت را می‌بری، آبروی زنت را می‌بری، چرا آبروی فرزندت را می‌بری، این مال یک آدمی است که رحمت ندارد، خشن است، خودشیفته است، خودخواه است، بقیه را قربانی می‌کند.@

اگر بقیه به درد ما خوردند خوردند، اگر نخوردند پس مرگ بر آنها باد؛ این وحشی بودن است، این تیز بودن است، تند بودن است. ما باید اینها را یاد بگیریم «وَ مَعدِنَ الرَّحمه» ائمه اینطوری بوده رحمتشان، رحمت خاص، رحمت ویژه، رحمت قدرتمند به همه بندگان خدا، شکنجه‌شان دادند، کشتند، انبیاء را با ارّه زنده نصف می‌کردند، سر بریدند.@

کربلا را شما نگاه کنید، همۀ ظهور رحمت خدا می‌آید در وجود امام سجاد (ع) یک دفعه همۀ آن بدیها در یک نفر جمع شده به نام یزید، حالا یزید بعد از این همه خباثت هم که در آن مجلس کرده، بعد آخرش می‌گوید می‌شود توبه کنم، بله، تاریخ می‌رساند به یک نقطه که این را به ما بگوید، این همۀ حرف اسلام است، گم هم هست داستان.@

یزید یعنی مجسمۀ کفر، عناد، جنایت، خباثت، قساوت، ایستاده جلوی امام، مجسمۀ رحمت، رأفت، مهربانی الهی، حالا این دو تا ایستادند، این به این می‌گوید می‌بخشی؟ بله می‌بخشم. وقتی می‌نشینی می‌خوانی و به امام می‌گویی، «وَ مَعدِنَ الرَّحمَه» امام تو را همینطوری دوست دارد.@

و الا تو در دلت پر از کینه است بلند شدی رفتی در حرم امام رضا نشستی، جلوی امام، امام دارد می‌بیند تو را، یک عالم کینه از یک عالم آدم در دلت هست، می‌توانی جلوی امام بنشینی اینطوری؟ بعد جامعه کبیره هم می‌خوانی بعد به امام هم این را می‌گویی، بعد امام می‌گوید پس چرا کاری خودت نمی‌کنی.@

جالب است همۀ ما می‌رویم می‌نشینیم دعا می‌کنیم به خدا می‌گوییم خدایا، من آن موقع که داشتم تو را معصیت می‌کردم از روی بدی نبود از این نبود که می‌خواستم تو را نافرمانی کنم، یک شهوت به من غلبه کرد، یک جهالت، یک غفلت بود من دچارش شدم، من که از تو بدم نمی‌آمد آن موقع که داشتم گناه می‌کردم، من که نمی‌خواستم تو را اذیت کنم خدایا که من داشتم گناه می‌کردم.@

آن ده سال، آن بیست سال، آن سی سال معصیتی که من داشتم می‌کردم با تو که دشمن نبودم که، نمی‌خواستم. پس حالا که من قصد بدی نداشتم، فقط گرفتار شهوت بودم، گرفتار نادانی بودم، گرفتار تعصب بودم، ببخش من را؛ خدا می‌گوید نیتهای پاک مردم را نسبت به خودتان در نظر بگیرید.@

شما هم حواستان باشد خیلیها ممکن است خیلی کارها بکنند اما اگر عذرخواهی کردند عذرشان را بپذیرید، کینه‌ای نباشید کینه به دل نگیرید، تو می‌گویی خدایا من داشتم آن کار را می‌کردم از روی جهالت بود. ما کسی را داریم در اروپا سخنرانی کسی بود که همین چند سال پیش علیه پیغمبر فیلم ساخت.@می‌گوید من همانی هستم که با پیغمبر دشمنی کردم، و دشمن‌ترین نسبت به پیغمبر بودم، فیلم ساخت علیه پیغمبر و الان توبه کردم و تا آخر عمرم در راه دفاع از رسول خدا پیغمبر اسلام و اسلام تلاش می‌کنم.@

حالا اگر قرار بود این را بزنند بکشند، خوب بود؟ مثلاً یک کسی بگوید تو توهین کردی به پیغمبر بزنند او را بکشند خوب بود، می‌رفت جهنم خوب بود؟ نه. این آدم در رحمت‌های خاص مسلمانان قرار گرفت متحول شد، حالا آمده در دنیا اعلام می‌کند من اشتباه کردم علیه پیغمبر فیلم ساختم و از این به بعد تمام تلاشم را می‌کنم که برای پیغمبر تبلیغ بکنم، پس آدم تا می‌تواند بهشت درست بکند سراغ جهنم نرود.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@