جلسه 055 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
55
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
10
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 055 - شرح زیارت جامعه کبیره

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان درباره این فقره از جامعه کبیره بود «وَ مَعْدِنَ‏ الرَّحْمَةِ» دربارۀ رحمت و رحمت عام صحبت کردیم، در مورد رحمت خداوند صحبت کردیم که ببینیم که رحمتی که معصومین (علیهم السّلام) معدنش هستند یعنی چی.@معدن بودن را معنا کردیم گفتیم این معدن بودن یعنی چی، اما وقتی می‌گوییم معصومین معدن رحمت هستند، یعنی هر دو رحمت خدا را می‌گیرند رحمت رحمانیه و رحمت رحیمیه، گفتیم رحمت رحمانیه عام هست، و شامل تمام موجودات می‌شود، مؤمن و کافر و حیوانات و گیاهان و اشیاء.@و رحمت خاص، رحمت رحیمیه هست، رحمت ویژه که برای انسانهایی هست که خودشان را در معرض آن رحمت خاص و ویژه قرار می‌دهند، در رحمت عام انسانها هر طوری باشند مسلمان، مؤمن، کافر این رحمت عام شامل حالشان می‌شود.@رحمت خاص فقط مخصوص خواص هست، مؤمنینی که ایمان می‌آورند و اهل عمل صالح هستند، تواصی به حق و تواصی به صبر دارند، واقعاً خودشان را می‌خواهند که در معرض این رحمت قرار بدهند، راجع به این نکته من یکی دو تا نکته عرض کنم از روایاتی که معصومین (علیهم السّلام) در این زمینه فرمودند.@امام باقر (علیه السّلام) می‌فرماید: «أَنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْحَلِيمَ‏ الْعَلِيمَ‏ إِنَّمَا غَضَبُهُ‏ عَلَى مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ رِضَاهُ» خداوند تبارک و تعالی بسیار حلیم علیمی هست که غضبش «إِنَّمَا غَضَبُهُ‏ عَلَى مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ رِضَاهُ» غضب خدا شامل حال کسی می‌شود که رضای خدا را خودش نمی‌پذیرد، خوشنودی خدا را نمی‌خواهد، یعنی به دنبال این نیست که خدا از او خوشنود باشد، برایش این قضیه موضوعیت ندارد.@حالا خدا از من می‌خواهد خوشش بیاید، خوشش نیاید، خشنود می‌خواهد بشود، خشنود نشود، خودش را در معرض دوری از رحمت خدا می‌گذارد، مسئله، مسئله اختیار هست، یعنی شخص خودش را از باران ریزش الهی محروم می‌کند، از رضای الهی دور می‌کند، کار به یک جایی می‌رسد که اصلاً این موضوع برایش موضوعیت ندارد.@این خیلی مهم است که آدم می‌خواهد به خانواده آسمانیش برسد، نمی‌خواهد به خانواده آسمانیش برسد، می‌خواهد شبیه اینها بشود، نمی‌خواهد شبیه اینها بشود، یک تصمیمی هست که آدم باید بگیرد، یک خانم مثلاً الان مشکلی داری شبیه حضرت زهرا باشی، ظاهراً و باطناً؟ نمی‌خواهی به او ملحق بشوی، دوست نداری شبیه ایشان بشوی، یا یک آقا، ما باید تکلیفمان را روشن بکنیم، ببینیم که یک همچین داستانی را می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم.@حضرت می‌گوید غضبش شامل حال کسی است که قبول رضا و خشنودی خدا را نمی‌کند، طبیعی است که انسان وقتی که رضای خدا را دوست نداشته باشد، خشنودی خدا را دوست نداشته باشد به غضب الهی دچار خواهد شد.@«وَ إِنَّمَا يَمْنَعُ مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ عَطَاهُ» خدا از کسی دریغ می‌کند که عطای خدا را نمی‌خواهد، خداوند از کسی دریغ می‌کند، منع می‌کند که خودش نمی‌خواهد دریافت بکند، قوانین جذب یک قوانین مفصلی هست، حالا غربیها یک قانون درآوردند الان در بوق و کرنا کردند، چقدر هم تبلیغ کردند قانون جذب، که یکسری مطالبش هم درست هست، غلط هم زیاد دارد.@من تحقیق شخصی خودم هست، ببینم ما در قوانین اسلامی چقدر قوانین جذب داریم، در نهج‌البلاغه، تقریباً من خودم در یکسالی که تحقیق کردم ببینم ما چقدر قوانین جذب داریم، که اگر کسی می‌خواهد از مبدأ غیب جذب بکند.@هر پنج بخش جذب‌های اقتصادی، جذب‌های گیاهی، جذب‌های حیوانی، جذب‌های عقلی و جذب‌های فوق عقلی، هر کس در هر کدام از اینها برکت می‌خواهد و جذب می‌‌خواهد بکند دیدم ما نزدیک به هزار قانون داریم که اگر این را ما به دنیا عرضه بکنیم دنیا متحیر می‌ماند، جهان علم منفجر می‌شود که چه خبر است.@حالا یک قانون پیدا کردند که راجع به آن دارند صحبت می‌کنند، آن هم چقدرش غلط است تحقق هم پیدا نمی‌کند، بنده الان دارم عرض می‌کنم در تاریخ بماند برای شیعه بماند، ما افتخارمان این هست که قوانین قرآن کریم، و قوانینی که معصومین (علیهم السّلام) گفتند بیش از هزار قانون موفقیت داریم، قانون جذب داریم، بیش از هزار قانون داریم.@حالا باید اینها طراحی بشود، الان کلاس‌هایی می‌گذارند کلاسهای موفقیت، که مثلاً نصف روزی، یک روزی می‌آیند چند صد هزار تومان هم می‌گیرند، افراد می‌روند ثبت‌نام می‌کنند، یک صبح تا بعدازظهری چند تا از این قوانین را می‌گویند، مثلاً 400 ـ 500 هزار تومان هم می‌گیرند که اینها را یاد بگیرید مثلاً برای موفقیت خوب است.@این قوانین موفقیت اسلامی را اگر قرار باشد درس بدهیم، صدها ساعت می‌کشد، یعنی من حدود هزار قانون فقط بنده الان می‌‌توانم ردیف بکنم در تمام حیطه‌ها، حیطه‌های عملی، حیطه‌های علمی، حیطه‌های روحی و معنوی، البته یک بخش کوچکش را سه‌شنبه‌های قم داریم می‌گوییم، در مسجد امام رضا قوانین جذب را به مناسبت بخش عمل و نیت داریم می‌گوییم، ولی خیلی کار می‌برد.@آنوقت قوانین جذبی که خود صاحب نعمت، صاحب رحمت دارد به ما یاد می‌دهد، یعنی معدن ذاتی رحمت که خداوند است، معدن عارضه رحمت، معدن ظهوری رحمت معصومین هستند، هر دو اینها دارند می‌‌گویند شما اگر می‌خواهید نزولات از طرف ما به سمت شما باشد، چه جمادی، چه گیاهی، چه حیوانی، چه عقلی و چه فوق عقلی چکار بکنید.@من الان می‌خواهم پولدار بشوم چکار کنم، می‌خواهم وضعیت جسمی و گیاهی خوبی داشته باشم، یا وضعیت حیوانی خوبی داشته باشم در خصوصیات حیوانی، مثل کمالات حیوانی که خیلی هم زیاد است، یا مسائل عقلی و علمی می‌خواهم قوی بشود، یا مسائل فوق عقلانیم، دریافت‌های فوق عقلانیم می‌خواهم داشته باشم، نزولات فوق عقلانی معنوی داشته باشم چکار کنم؟@تمام اینها خودشان نشستند برای ما ردیف کردند گفتند، در هر بخش شما چکار بکنید، ما چون از معصوم غفلت کردیم گرفتار اینطور داستانها شدیم، الان در جمهوری اسلامی متأسفانه کتاب چاپ شده، با پول بیت‌المال و با پول دولت 7 ـ 8 جلد کتاب من دیدم، کتابهای موفقیت هست، چقدر احکام کفرآمیز در این هست، یکی از این 5 ـ 6 دوره‌ای‌ها مال آقای دونالد ترامپ است، یعنی این آقا را عکسش را روی کتاب گذاشتند، ایشان قوانین موفقیت را دارد درس می‌دهد.@الان آقای ترامپ آدم موفقی است؟ از چه جهت ایشان موفق است؟ در غارت و دزدی و حقه‌بازی و قتل و جنایت، در چه چیزی ایشان موفق است؟ ایشان جزء ائمه کفر است، در همین نظام متأسفانه یک عده آدمهای از خدا بی‌خبر ناآگاه اینها را می‌آورند کتابهای موفقیتشان را می‌دهند به خورد مردم و جوانان مردم که اینها را یاد بگیرید موفق بشوید.@آن روحی که پشت این کتاب موفقیت هست چیست؟ قوانینش را شما بروید بخوانید چقدر مزخرفات دارد، چقدر قوانین ناسالم هست، اینها قوانین موفقیت است، چرا؟ چون آنها موفقیت را به نتیجه می‌گیرند، نه به مجموعه سلامت، مثل اینکه به یک نفر بگویند اگر می‌خواهی موفق بشوی فست‌فود بخور، فست‌فود یک موفقیت است آدم پول داشته باشد برود فست‌فود بخورد، ولی باطن این که سرطان است.@شما می‌خواهید موفق بشوید بروید شیرینی‌های مضر بخورید، بله آدم پول دارد می‌رود می‌خورد، ولی باطنش کاهش عمر است، سکته و سرطان است؛ موفقیت باید درست معنا بشود، با ساختار حقیقی انسان، هم دنیای انسان و هم آخرت انسان تا بگوییم این آدم موفق است.@پس باید برویم به سراغ معدن رحمت، ببینیم معدن رحمت برای ما چه چیزی تجویز کرده، خود خدا، خود معصومین می‌گویند شما به رحمت ما چطوری می‌رسید، این یکی از آن قوانینی هست که الان دارم عرض می‌کنم.@در قوانین جذب امام دارد خبر می‌دهد می‌گوید «إِنَّمَا يَمْنَعُ مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ عَطَاهُ» خداوند از کسی منع می‌کند که عطایش را نمی‌خواهد، «يَا دَائِمَ‏ الْفَضْلِ‏ عَلَى الْبَرِيَّةِ» یکی از اسمهای خدا دائم است، شما یک موقعی هست دوست دارید یک کاری دوام پیدا بکند، مثلاً روابط زناشویی‌تان دوام پیدا بکند، یا یک خیری، یک دوستی، یک مالی دوام پیدا بکند، یکی از اسمهایی که می‌گویند بگویید ذکر یا دائم است.@این راه جذب است، یعنی خدایا من می‌دانم که این فیض و خیری که نصیب من هست از تو است، پس تو این فیض‌ات را دوام بده، بعد ما قوانین دوام در آموزشهای اسلامی داریم، مثلاً شما یک نعمتی داری و دوست نداری از تو جدا بشود، چکار کنی که این بماند.@نعمتهای جمادی دارید، مال است، خانه است، اتومبیل است، ویلا است، گیاهی‌ها، حیوانی‌ها، عقلی‌ها، یا فوق عقلی‌ها، نمی‌خواهی از تو گرفته بشود، قوانین داریم، ما فرمول‌های دوام داریم اینها را آدم باید یاد بگیرد، که من چکار کنم این در دنیا برای من بماند از من گرفته نشود.@این قوانین است، خدا برای ما قانون گذاشته می‌گوید یاد بگیرید که نعمت از دستتان نرود، چه چیزهایی هست، الان من می‌توانم راحت برایتان بشمارم، بگویم 10 ـ 20 مورد چیزهایی که نعمت را از آدم می‌گیرد، آدم دوستش دارد نمی‌خواهد از دستش بدهد، ولی از دستش می‌دهد، یا چه چیزهایی هست که باعث بقای یک نعمت می‌شود، آنها هم فرمولهایش هست.@حالا حضرت دارد به ما می‌گوید آن «يَا دَائِمَ‏ الْفَضْلِ‏ عَلَى الْبَرِيَّةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ» کسی که دو دستش را باز کرده که عطا بکند، پس به چه کسی که نمی‌دهد، می‌گوید «مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ عَطَاهُ» کسی که خودش نمی‌خواهد دریافت بکند.@من که الان رفتم چله گرفتم، پول دادم به فلان کس سرکتاب گرفتم، اینقدر دادم به فلان آقا برایم دعا گرفته که مشکلم حل بشود، مشکل مالیم حل بشود، پس چرا نمی‌شود من که می‌خواهم، باید بروی در بخش منعیات ببینی تو داری چکار می‌کنی که نعمت به تو داده نمی‌شود.@الان در ادارات حقوق کارمندان را ماه به ماه می‌دهند، این آخر برج می‌رود می‌گیرد، یک روز می‌رود می‌بیند بسته شده، بعد می‌گویند برو کارگزینی، برو پرسنلی ببین داستان چیست، آنجا می‌رود می‌گویند چرا حقوق تو بسته شد، طرف که نمی‌خواهد حقوق تو را ببندد، ولی الان حقوق تو را بسته است، می‌روی می‌‌گوید که گزارش کار تو نیامده، اینقدر بدهکار بودی، ضمانت کردی، اینطوری هست، می‌بندند، و الا از آنطرف که بسته نیست، یک مشکلی پیش می‌آید که آن را می‌بندند.@مرحوم شمشیری (رحمت الله تعالی علیه) که آن همه دیگ در بازار می‌گذاشت، آن همه چلوکباب، آن همه غذا، یک دفعه می‌آید به شیخ رجبعلی می‌گوید آقا بسته است چکار کنم کسی نمی‌آید از من چیزی بخرد، ده تا دیگم شده دو تا دیگ، سه تا دیگ، یک جای کار گیر است.@حالا مگر این رزق نمی‌خواهد، مگر این دعا نمی‌خواند، مگر این شبها دعا نمی‌گوید، مگر این گریه نمی‌کند خدایا چرا روزیم کم شده، چرا کسی از من چیزی نمی‌خرد، چرا، شیخ می‌گوید یادت هست یک فقیری آمد سرزنشش کردی، یکی دو بار به او کمک کردی بعد دفعه بعد آمد او را سرزنش کردی که چه خبر است مدام اینجا می‌آیی، دلش را شکستی، خوردش کردی رفت، رزق را با خودش برد.@این منع کجاست، یک جا من با مادرم مشکل دارم، مدام تو جمکران برو، فایده ندارد مشکل جای دیگر بسته شده، باید بروی دم مادرت را ببینی، یا پدرت هست، یا مرده هستند، فراموششان کردی، به آنها سر نمی‌زنی خیرات نمی‌فرستی، او از برزخ نفرین می‌کند، بسته می‌شود، بلد است برود حساب را ببندد، می‌رود حساب را می‌‌بندد.@ببینیم کجا بسته شده، یک جای قضیه گیر دارد، بگرد آن را پیدا کن، بعد تو می‌گویی اینقدر ذکر بده، اینقدر دعا بده، من دم این را می‌بینم، دم آن را می‌بینم، چرا مشکل من حل نمی‌شود، خب تو بستی، یک جایی بستی، بسته شدی، چه کسی بسته؟ تو بستی، آن چیزی را که بستی برو بازش کن این هم باز می‌شود.@رحمت اینطوری است، حضرت دارد می‌گوید رحمت الهی عام است، همه را می‌گیرد، هم عام، هم خاص، درش هم باز است، یعنی هم رحمت عام باز است، هم رحمت خاص، منعی ندارد، آدمها خودشان می‌بندند، عام را عام بسته می‌شود، خاص را هم خاص، یک کاری می‌کنی بسته می‌شود.@آدم باید برود اینها را یاد بگیرد که من کجاها می‌توانم خرابکاری بکنم که بسته بشود، کجاها با خدا لجبازی می‌کنم نمی‌خواهم قبول کنم زیر بار عطایش بروم، کجاها رضای خدا را دوست ندام و خلاف رضای خدا عمل می‌کنم و رزقم بسته می‌شود، کجاها خدا را به خشم می‌آورم، کجاها پیغمبر را به خشم می‌آورم، کجاها مادرم فاطمه زهرا را می‌آزارم، کجاها به روح شهدا توهین می‌کنم، اینطوری بسته می‌شود.@ما چهارصد هزار تا شهید دادیم برای یک سلسله قوانین در این کشور اجرا بشود، خب وقتی کسی به آن توهین می‌کند، بسته نمی‌شود! خون چهارصد هزار شهید وقتی کسی به آن توهین می‌کند، بسته نمی‌شود! اینطوری می‌شود! بسته می‌شود این داستان چیست.@پس آنجایی که عطا نیست، مال این هست که یک جای قضیه می‌لنگند، چرا خواب نمی‌‌بینم، چرا باز نمی‌شود، چرا حضور قلب ندارم، چرا سر نمازم اینطوری هست، چرا حس نمی‌آید، چرا اشک ندارم، اشک که خدا به آدم می‌دهد، چقدر هم ما در دعا داریم، دهها دعا در مورد اشک داریم.@«عَبرََةً جارِیَةً» در عالیة المضامین می‌خوانیم، ببین داستان چیست که تو مدام به گرفتاری و مشکلات می‌خوری، کجا بستی، کجا رفتی خرابکاری کردی، کجا نمک‌نشناسی کردی، کجا قلدری کردی، کجا عُجب به خرج دادی، کجا یک کسی را به خاطر لغزشهایش دلش را شکستی، کجا یک کسی را به خاطر گناهش سرزنش کردی، کجا یک ناموسی را از نوامیس الهی زیر پا گذاشتی، آدم باید این را ببیند.@چون در فهرست رزق که شما نگاه می‌‌کنید، منع رزق مشخص است، در خانه ما به نماز توهین می‌شود، کارها بسته می‌شود، در خانه ما به قرآن توهین می‌شود، اصلاً کسی در خانه ما به قرآن محل نمی‌گذارد، کتاب الله مهجور مانده، قرآن لعنتش آدم را می‌گیرد، گرفتاری دارد.@حالا تو برو بگرد، دادم یک کسی بخت ما را باز کنند، یک کسی گفت سحری دارد، الان دیگر مد شده، همه هم بلد هستند، یک کسی برای شما سحر کرده، 500 هزار تومان بده برایت آزادش کنم، یک میلیون تومان بده اینطوری بکنم، برو به خودت برس، آن هم می‌گوید من باز کردم، ما رفتیم خبری نشد، این را دیدیم آن را دیدیم 500 هزار تومان این، 500 هزار تومان به آن هیچی، ببین کجا دلت بسته است.@طرف اصلاً قرآن نمی‌خواند، مثلاً در خانه یک قرآنی بخواند، توجهی به قرآن بکند، یک چیزی رحمت بسته می‌شود؛ «وَ إِنَّمَا يُضِلُّ مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ هُدَاهُ» اگر فرصت بشود یک جایی این قوانین کامل موفقیت را بتوانیم تمامش را بگوییم، «وَ إِنَّمَا يُضِلُّ مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ هُدَاهُ» خدا فقط کسی را گمراه می‌کند که خودش نمی‌خواهد هدایت بشود.@نگوییم این جوان چرا یک دفعه منفجر شد، چرا کارش آنطرف رفت، چرا رفت به در و دیوار خورد، چرا رفت خارج از کشور اینطوری شد، چرا مسافرت رفت اینطوری شد، این همه جوان خارج از کشور می‌روند، پاک می‌روند، پاکتر برمی‌گردند.@این همه خانم‌های با عفت می‌روند، خارج از کشور همانطوری می‌روند، همانطوری مثل دُرّ در صدف برمی‌گردند، درسش را خوانده پزشک شده، دکتر شده، مهندس شده، مدیر شده، سالم است، رفت خارج اینطوری شد، رفت دانشگاه اینطوری شد، رفت سربازی اینطوری شد، اینطوری شد که داستان مال الان نیست.@بچه‌ام اینقدر بچه خوبی بود که نگو، اینقدر بچه پاکی بود که نگو، الان چه شده؟ نماز می‌خواند، حجابش را رعایت می‌کرد، نمی‌دانم چه کوفتی در این دانشگاه لعنتی بود این بچه من رفت یک دفعه اینطوری شد، اصلاً داستان اینطوری نیست، ما یک دفعه‌ای چیزی نداریم، چیز جهشی نداریم، یک دفعه یک چیزی بشود، اصلاً چیزی به قول معروف یکهویی نداریم، یک دفعه اینطوری شد اصلاً این نیست.@یک ماجرایی از قبل شروع شده، یک سوراخی وجود داشته، یک آفتهایی وجود داشته حالا آمده اینجا رسیده دانشگاه آن را می‌ترکاند، دانشگاه فضا باز می‌کند، فضا نداشته، الان رفته دانشگاه منفجر شده، آن آدمی که قبلاً آنطوری بوده الان منفجر شده.@ما جوان پاک داریم از اینجا بلند می‌شود می‌رود در قعر جهنم می‌رود در غرب با همه مفاسدش از آنجا برای من پیغام می‌دهد من این خوابها را دیدم، این کشف‌ها را کردم، چکار کنم، برای دائم الذکر چکار کنم، بعد می‌بینی این وسط آنجا اینها چیست از ما می‌خواهد، او همان جا هم این هست، همان جا تمرکزش را دارد، همان جا خوابش را دارد، همان جا شهودش را دارد، همان جا روحش دارد، از خودش مراقبت می‌کند.@یکی دو تا نیست من اینقدر در این برنامه‌ها سراغ دارم که حد ندارد، رفت کیش اینطوری شد، رفت شمال اینطوری شد، رفت دبی اینطوری شد، شوهر کرد اینطوری شد، بچه خوبی بود شوهر کرد یک دفعه اینطوری شد، اصلاً ما چیز یک دفعه‌ای نداریم.@شیطان یک دفعه که کافر نشد، قرآن می‌گوید ما وقتی به او گفتیم سجده بکن، «أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ» ابا کرد، تکبر ورزید، بعد قرآن می‌گوید «كانَ مِنَ الْكافِرينَ» از اولش کافر بود، ولی کفرش پنهان بود، خدا هم با کفر پنهان کاری ندارد، این الان اظهارش اظهار ایمان است، اگر (اشهد ان لا اله الا الله) گفت، رسالت را گفت قبول است.@منافق همین است، الان در نظام ما که مقام معظم رهبری می‌گوید نفاق جدید، منافقین جدید، یعنی همه این چیزها را ظاهراً می‌گویند، می‌گویند قبول داریم، دروغ می‌گویند باطن قضیه این نیست، نفاق یعنی اینکه اظهار می‌کند، شما هم باید به اظهارش احترام بگذاری، من الان دارم نماز می‌خوانم، من روزه می‌گیرم، من حج می‌روم، چکار می‌شود کرد.@فقط امام زمان است وقتی بیاید با باطن کار دارد، تا آن موقع این ظاهر را باید حفظ کرد، ایشان دارد می‌گوید من نماز می‌خوانم، من قبول دارم، چکار می‌شود کرد، یک کسی می‌گوید خدایا، عمل می‌کند، زمینه امتحان هم وجود ندارد، می‌آید به یک جایی می‌رسد، خدا به او می‌گوید حالا سجده کن، مگر نمی‌گویی حرف من را گوش می‌کنی حالا سجده کن، «كانَ مِنَ الْكافِرينَ».@اینطور نیست که یک دخترخانمی دختر خیلی خوبی باشد، مؤمن باشد، بعد بیاید ازدواج بکند، خوب شوهرداری نکند، یک آقایی پسر خیلی خوبی باشد، مؤمن باشد بعد وقتی می‌رسد زن‌داری نکند، زیرش بزند، نه این در وجود ش موش دارد.@الان چون مجرد معلوم نیست، وقتی ازدواج کرد معلوم می‌شود، این آدم مرد زن‌داری، مرد بابا بودن، مرد ازدواج نیست، اصلاً برای این کار این آدم تربیت نشده، برای این کار آماده نیست، نه اینکه سرزنشش کنیم، اصلاً آماده نیست، پدر و مادرها بچه‌ها را برای این نقش تربیت نمی‌کنند.@گفتیم از پنج تا جهت سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت که قبل از انتخاب همسر هم آدم باید روی این پنج تا کار بکند، روی اسپرم و تخمک‌هایش، ما برنامه می‌دهیم، تا بعد که آدم می‌خواهد بچه‌دار بشود، یا کسانی که ازدواج کردند حالا می‌خواهند بچه‌دار بشوند، خانواده‌ها فقط این دو تا را قبول دارند، سلامت و زبیایی و هوش، خوشگل باشد، خوب بخورد، لباس خوب بپوشد، سالم باشد، درس بخواند دکتر و مهندس بشود، یا طلبه بشود.@و الا من الان 30 سال است در حوزه هستم، طلبه هم کم نداریم که طلبه خوبی است، مؤمن است، درس‌خوان است، ولی زن‌دار نیست، اصلاً به درد زن‌داری نمی‌خورد، پدر خوبی نمی‌تواند باشد.@همسر خوبی نمی‌تواند باشد، شوهر خوبی نمی‌تواند باشد، طلبه خوبی است، فاضل است، مجتهد است، درس خوانده، مثل یک کسی که درس خوانده دکتر و مهندس شده ولی پدر خوبی نیست، او هم مجتهد خوبی است، سوادش هم خیلی عالی است، ولی نه شوهر خوبی است، و نه پدر خوبی است، فرقی نمی‌کند.@خانواده این را برای این نقش تربیت نکردند، بحث هفت سال سوم که می‌گویند در هفت سال سوم این چند تا عوامل را پیغمبر می‌گوید رعایت بکنید، 14 سال تا 21 سال برای اینکه این می‌خواهد فردا مادر بشود، می‌خواهد شوهر بشود، می‌خواهد زن بشود، می‌خواهد پدر بشود، باید این نقش را بلد باشد، برای این بخش بزرگ شده باشد.@ما الان جوانهایمان بزرگ می‌شوند، به هیکلشان بزرگ می‌شوند، دستشان به جیبشان می‌رسد، یک ذره پول یک کسی برایشان جور می‌کند می‌گوید حالا وقت زن گرفتن است، برای همین است ما از پنج تا ازدواجمان چهار تایش شکست می‌خورد، اگر از پنج تا ازدواجمان چهار تایش شکست می‌خورد یعنی معمولاً افراد برای این نقش آمادگی ندارند.@تازه وقتی 70% طلاقهایتان مال خانمها است، خانمها که نمی‌خواهند زودتر زندگیشان منفجر بشود، در طلاق زنها بیشتر آسیب می‌بینند یا مردها؟ خانمها بیشتر آسیب می‌بینند، چرا 70% درخواستهای طلاق مال خانمها است؟ حالا که خانمها همه می‌دانند آسیب می‌بینند، چرا؟ چون مردها نوعاً مرد نیستند.@آدم خوبی است، مهندس خوبی است، دکتر خوبی است، طلبه خوبی است، راننده خوبی است، پدر خوب بودن، مادر خوب بودن، همسر خوب بودن یک قانون است، باید برایش تربیت بشود؛ پس اینطور نیست بگوییم یک دفعه از هم طلاق گرفتند، اینطور نیست یک دفعه انفجار ایجاد نمی‌شود، یک دفعه رفت خارج اینطوری شد، اصلاً اینطور نیست.@«مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ هُدَاهُ» کسی که خودش نمی‌خواهد زیر بار هدایت برود، این گمراه می‌‌شود، یک آقایی آمده بود پیش من می‌گفت من از خانمم بدم می‌آید، گفتم برای چی بدت می‌آید؟ گفت از اول دوستش نداشتم زوری دادند، گفت همینطوری رفتیم خواستگاری.@گفتم بیخود کردی رفتی خواستگاری این چه گناهی کرده که تو او را نمی‌خواستی رفتی خواستگاری، گفت احترام پدر و مادر، گفتم احترام پدر و مادر در سرت بخورد، احترام پدر و مادر واجب‌تر است یا احترام ناموس مردم که تو رفتی، اگر احترام پدر و مادرت است پس تا آخر احترام پدر و مادرت را رعایت کن دیگر حرف نزن.@اگر احترام پدر و مادرت نیست هوس خودت بود برای چی یک نفر را قربانی کردی وقتی او را نمی‌خواستی با او ازدواج کردی، با فلان پسر از او خوشم نمی‌آمد، به خاطر اینکه از دست پدر و مادرم فرار بکنم، به این پسر بله گفتم، خب تو ظلم کردی به بچه‌ات، به نسلت، به آینده‌ات، به خودت، به این مرد، می‌گوید دوستش ندارم باید جدا بشوم، خانم پایش را در یک کفش کرده باید طلاق بگیرم، برای چی؟ از او خوشم نمی‌آید، از اول هم دوستش نداشتم، گناه کردی که اینطوری کردی.@گفتم این خانم باید قربانی بشود که تو اشتباه به خواستگاریش رفتی، تو او را نمی‌خواستی، اول از این یک خانمی که ما او را نمی‌خواهیم و خواستگاریش می‌رویم، دوستش نداشته باشیم، مجرم هستیم.@مگر می‌شود آدم یک کسی را نخواهد دوستش نداشته باشد، این دوست نداشتن مال بی‌عاطفگی‌ها است، مال این است که رحمانیت و رحیمیت نیست، آدم یک کسی را هم دوست نداشته باشد، می‌تواند عاشقش بشود، مگر ما کیستیم، مگر ما چیستیم که بگوییم نه از او خوشم نمی‌آید، چقدر باید روی خودش کار بکند.@مردم با سگشان زندگی می‌کنند، با شیر، با پلنگ، با تمساح عاشقانه، مگر می‌شود یک کسی بگوید چون از اول زوری بوده، نه، به او گفتم حالا حرف حسابت چیست؟ گفت می‌خواهم بروم طلاقش بدهم، گفتم به چه جرمی مگر این مرتکب اشتباه شده، گفت نمی‌توانم دوستش داشته باشم، گفتم اگر من یک کاری بکنم که دوستش داشته باشی چی؟ یک چیزهایی به تو یاد بدهم، یک حَبّ به تو بدهم همین را در دهانت بگذارم بخوری عاشقش بشوی، گفت نمی‌خواهم دوستش داشته باشم، این نمی‌خواهد داستان این است.@«إِنَّمَا يُضِلُّ مَنْ لَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ هُدَاهُ» هر کس خودش نخواهد، خدا رحمت کند استاد ما را حضرت آیت الله مجتهدی می‌فرمود اگر آدم روی دنده لج بیفتد خدا هم پایین بیاید قبول نمی‌کند، یعنی خدا می‌‌گوید من خدا هستم به تو می‌گویم زیر بار خدا نمی‌رود، وقتی لج بکند اینطوری است، قرار شد بی‌اخلاقی بکند همین است.@آخرش چقدر امام باقر (علیه السّلام) قشنگ می‌گوید «كَتَبَ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ» خدا رحمت را به خودش واجب کرد، رحمت عام را برای همه دریافت‌کننده‌ها، و رحمت خاص را برای هر کس که می‌خواهد.@منعی نیست آنجاهایی که ما به هم می‌پیچیم و گره می‌خوریم یک مسئله‌ای وجود دارد، مسئله که وجود دارد نه اینکه تو مقصر هستی، مسئله وجود دارد، یک جاهایی مقصر هستی، کوتاهی کردی، یک معصیتی بوده، یک گناهی بوده، یک جایی یک چیزی را بستی، رزق کسی را بستی، نان کسی را بریدی، یک تجاوزی به حریم کسی کردی، فضولی در کار کسی کردی، غیبتی کردی.@یک موقع هست مسئله هست، مسئله از این جنس نیست که تو مقصر هستی، مسئله از این جنس است که تو رفتی به او گفتی دوستت دارم، حالا دوستم داری مسئله درست می‌شود، به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) گفت «أَنِّي‏ أُحِبُّكَ» دوستت دارم، فرمود: «اسْتَعِدَّ لِلْبَلَاءِ» دوستم داری پس آماده سختی باش.@چون دوستم داری یعنی چی، رابطه فیزیکی با معصوم که مهم نیست، برویم امام زمان را ببینیم، 40 جلسه جمکران، این مهم است! رفتی حالا جمکران این را دیدی، تو باید با امام زمان سنخیت داشته باشی، روحش را ملاقات کن، خودش را ملاقات کن، با او جان به جان باش.@باید با این سنخیت داشته باشی، تو می‌گویی من دوستت دارم، دوستت دارم یعنی چی؟ یعنی می‌خواهم با تو باشم «أَنْ‏ يَجْعَلَنِي‏ مَعَكُمْ‏ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ» اگر می‌خواهی با من باشی با من بیا، وقتی می‌خواهی در این مسیر بیایی، امام حسین به خدا می‌گفت تو را می‌خواهم، گفت حالا که می‌خواهی بیا، او را کجا برد؟ به خودش رساند؟ کربلا، امیرالمؤمنین را نگاه کنید، حضرت صدیقه طاهره را نگاه کنید، چه چیزی را گذراندند تا به اوج برسند، همه همین است.@تو می‌گویی من دوستت دارم می‌خواهم با تو باشم، «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ» داستان شروع می‌شود، تقصیر نیست مسئله وجود دارد، تو گفتی من عاشقت هستم می‌خواهم با تو باشم، پس این داستانها را هم دارد.@می‌گوید این جوانی که تو می‌خواهی با او ازدواج بکنی، همین چند وقت پیش یک موردی ما داشتیم یک دختر خانمی خودش را به یک آقا پسری عرضه کرده بود دل این آقا پسر را برده بود، این پسر هم پایش را در یک کفش کرده بود می‌‌خواهم با این ازدواج بکنم، هر چه خانواده می‌گفتند این به مصلحت تو نیست، نه سنخیتی با ما دارد، نه سنخیتی با تو دارد، اصلاً نمی‌خورد، این زیر بار نمی‌رفت.@می‌گفت نه من همین را می‌خواهم، پدر هم کار قشنگی کرد، رفت به دختر گفت تو این را می‌خواهی؟ می‌خواهی با این ازدواج بکنی؟ گفت بله، گفت چقدر این را می‌خواهی؟ گفت من جانم برای این می‌رود، می‌خواهم با این ازدواج بکنم، گفت بدان که من یک ریال پشتیبانی از این نمی‌کنم، خودش باید برود بیرون کار بکند، خودش درآمد داشت در می‌آورد با هم می‌خورید، نداشت هم خودت هستی، وقتی می‌خواهیش، می‌خواهیش، تا این را اعلام کردند زنگ زدند گفتند ما نمی‌خواهیم.@عشق این است، عشق یعنی وقتی من این را دوست دارم، پایش ایستادم، یعنی همه جور پای این ایستادم تحت هر شرایطی، وقتی به امیرالمؤمنین می‌گویی من می‌‌خواهم با تو باشم، وقتی به حضرت زهرا می‌گویی من می‌خواهم هم درجه با تو باشم، باید یک مسیر را طی بکنی.@اگر بخواهی یک مسیر را طی بکنی باید بخش جمادیت را قال بگذاری، باید اهل انفاق باشی، یک آدمی که می‌گوید من عاشق امام زمان هستم، نمی‌تواند از مالش بگذرد، آن هم نه مال خورد، چون ما آدمهایی داریم واقعاً خیر می‌رسانند، برای کار امام زمان، برای فعالیت دینی، مثلاً می‌گوییم فلان کار را می‌خواهیم بکنیم، می‌گوید من دو میلیون می‌دهم، پنج میلیون می‌دهم، پنج میلیون، دو میلیون، ده میلیون، پنجاه میلیون پول خوبی است، ولی این جهاد مالی برای این محسوب نمی‌شود.@این تریلیاردر است، میلیاردر است، حالا پنجاه میلیون هم می‌خواهد برای امام زمان کار بکند، اگر گفتی برای امام زمان می‌خواهم کار بکنم باید اثر جهاد مادی باید روی زندگیت باشد، من یک بخشی از مالی را که سالها جمع کردم از دلم کَندم برای امام زمان دادم.@یک خواهری بود در یکی از شهرستانها، شرائطی را فراهم کرده بود که مؤسسه آنجا دفتر بزند چنین و چنان، یک پولی جمع کرده بودند، بعد از سالها خانه‌شان را وسعت بدهند، بعد دیدند نمی‌توانند، عاشق این هستند که برای امام زمان کار بکنند، به شوهرش گفته من همین جا زندگی می‌کنم در این خانه کوچک، این پولی که سالها جمع کردیم برای اینکه خانمان عوض بشود از این تنگی در بیاییم این را برای امام زمان بگذار، این عشق است.@یک کسی که حاضر نیست برای امام زمان پول خرج بکند، برای کار کردنش هم برای امام زمان می‌خواهد پول بگیرد این یعنی چی، بخش گیاهی شما می‌گویی من می‌خواهم به امام زمان برسم، بخش گیاهی یعنی تو وقت بگذار یک جمعه، یک تعطیل، دو روز، پنج روز، ده روزت را بتوانی بگذاری چشمداشتی هم نداشته باشی، عشقت هم این باشد که من ده روز برای معشوقم وقت گذاشتم.@چطور برای نامزدت، برای زن و بچه‌ات، برای دوستت مرخصی می‌گیری با هم مسافرت می‌روید، بگو پنج روز، ده روز به عشق امام حسین، به عشق امام زمان تمام، فدای آنها، بخش حیوانی، اعتبارات اجتماعی، مسائل دیگری، برای امام زمان آبرو بگذار.@خدا رحمت کند روحش شاد مردی را که با تمام عظمتی که داشت، نه شاگردانش خوب او را شناختند، در بین شاگردانش مظلوم بود، نه خواص خوب او را شناختند، نه این کشور خوب او را شناخت، یک آدم کم‌نظیر، اگر نگویم بی‌نظیر، یک آدم کم‌نظیری بود، مرحوم آیت الله حائری شیرازی که اینجا هم چند جلسه آمد، خیلیها هم اینجا قدرش را ندانستند از او استفاده کنند.@ایشان می‌فرمود که محال است یک کسی بخواهد کار فرهنگی بکند آبرویش نرود، حتماً آبرویش می‌رود، یعنی اگر کسی می‌خواهد برای امام زمان بایستد کار فرهنگی بکند یکی از چیزهایی که باید از آن بگذرد آبرویش هست.@آبرویت را می‌برند، می‌خواهند ببرند که ضایعت بکنند، چون کار فرهنگی یعنی تمام حیثیت تمام دشمنان امام زمان را به خطر انداختن خیلی در آن آبروریزی دارد، هر کاری بکنی که ساقطت می‌کنند، مگر می‌شود آدم آبرویش نرود، برای آبرویش دسیسه نکنند.@الان امام زمان آبرو می‌خواهد حاضر هستی به هر قیمت بایستی یا نه، علم می‌خواهد، تعلیم می‌‌خواهد، از علمت باید برای امام زمان مایه بگذاری، از تخصص‌ات برای امام زمان مایه بگذار، هنر بلد هستی، کامپیوتر بلد هستی، انیمیشن می‌توانی بسازی، قلم می‌توانی بزنی، شعر می‌توانی بگویی، چکار می‌توانی بکنی برای امام زمان، چقدر حاضر هستی از این هنر و علمت وقت بگذاری.@چقدر از عبادتهایت را حاضر هستی اختصاص بدهی برای امام زمان؟ ذکرت را اختصاص بدهی برای امام زمان، عشق است، یعنی شما تا می‌گویی سلام، سلام، بسم الله ما شما را می‌خواهیم، بفرما، خدا هم همین است، تا می‌گویی دوستت دارم، می‌گوید بیا داخل، بفرما، بیا داخل یعنی چی؟ خداست باید به خدا برسی.@یعنی باید این پنج بخش را هزینه بکنی برسی، چون تو در ماده هستی، در عالم ناسوت هستی، می‌خواهی به فوق جبروت بروی، می‌خواهی به آن بالاها برسی، مسیر باید سوخت داشته باشد، پس نگو چرا من سرطان گرفتم، چه کسی بهتر از تو برای سرطان گرفتن، اگر کسی سالک است، امام خمینی هم ده سال سرطان داشت، موسی بن جعفر 7 سال، در بعضی از روایات 14 سال زندان افتاده شوخی است، زندان با شکنجه، ببینید ائمه چطوری بودند.@نگو مشکل کار من چیست، مشکل کار تو این هست که آدم خوبی هستی تو را برای غیب و آسمان انتخابت کردند، خواستگارت هستند، تو را می‌خواهند، حالا بیا بالا، می‌خواهند بالا بیایی.@پس تو مرتکب گناهی نشدی، یک جایی که منع هست، مال این هست که رفتی گفتی بالاخره راست می‌گویی یا دروغ، گفتی من می‌خواهم با شما باشم، دنیا و آخرت، «أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ» من می‌خواهم به همان مقامی که شما دارید برسم، پس اگر قرار است به همان مقام برسی پس باید مثل انبیاء سوخت هزینه کنی، مالت، وقتت، آبرویت، علمت، عبادتت و معنویتت را برای خدا هزینه کن، پای معشوقت بریز، تا مثل انبیاء برسی.@لذا فرمود: «إِنَ‏ أَشَدَّ النَّاسِ‏ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءَ» سختترین مردم، شدیدترین مردم از نظر امتحان و آزمایش انبیاء هستند، «ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ» سپس کسانی که بیشتر به معصومین و انبیاء شباهت دارند، پس تو یک جایی منع است، نگو که حالا چرا ما، چرا این مشکل در خانه من است، چرا این مشکل اینطوری است، پدرم اینطوری است، مادرم اینطوری است، زنم اینطوری است، پسرم اینطوری است، این زینت کار است از همین شرائط خوب استفاده کن.@آسیه می‌گوید خدایا چرا شوهر من فرعون است، آسیه نمی‌گوید خدایا چرا شوهر من فرعون است، از همین فرعون خودم را بالا می‌کشم، تا برسد به آنجایی که به خدا بگوید «رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ» خدایا یک خانه پیش خود خودت در بهشت می‌خواهم، چه کسی می‌تواند اینطوری با خدا حرف بزند، یک عاشق می‌تواند به خدا بگوید یک خانه پیش خودت در بهشت.@پس این را گفتم زمینه بحث رحمت خاص را می‌خواهم بگویم که رحمت خاص یعنی چی، رحمت خاص چیست، چطوری شامل حال آدم می‌شود، آدم چطوری خودش را در معرض این رحمت قرار می‌دهد، و این رحمت خاص که سر انسان می‌آید، شکل و تبعات و آثارش چیست.@