بحث مان درباره ی این فقره از جامعه کبیره بود که فرمود:«و مهبط الوحی» و گفتیم که قلب و روح اهل بیت علیهم السلام محل هبوط و استقرار وحی الهی است. که حالا در طول بحث هم در فقرات دیگر در این باره بیشتر توضیح داده می شود چون امام مقام خلیفه الله را دارد، یعنی جانشین خدا روی زمین است. و باید عوالم خلقت توسط این شخص امامت و مدیریت شود، مدیریت این نظام عوامل خلقت مثل فرشتگان با همه ی تقسیم بندی های که در بحث مختلف الملائکه عرض کردم، در اختیار امام قرار باید بگیرد لذا مسئله ی وحی مسئله ی تشریع نیست که از نوع وحی تشریعی که جلسه قبل عرض کردیم، یعنی این که قانون گذاری بخواهد بشود دینی آورده بشود فقط که اختصاص به پیغمبر داشته باشد خیر. وحی برای اداره ی انسان ها لازم است، حضور فرشتگان برای اداره ی عوالم خلقت لازم است بنابراین باید همه ی آنها به محضر امام شرفیاب بشوند. امام است که مدیریت عوالم خلقت و ملائکه به دست اوست قوانینش و آیاتش را در جلسه گذشته خدمت تان عرض کردیم. که یکی شان سوره مبارک قدر بود که حضرت فرمود حجت خدا بر مردم سوره ی قدر است که توضیحاتش را خدمت تان عرض کردم. خوب درباره ی این مسئله یکی از چیزهایی که خیلی مهم است و سازنده است باید به آن توجه داشته باشیم، وقتی می گوییم مهبط الوحی یکی از چیزهایی که دائماً عرضه می کنند به پیامبر و معصومین علیهم السلام یکسره وحی می شود به آنها، عملکرد بندگان خداست. یعنی دائماً عملکرد هر فردی عرضه می شود به امام. نه به امامی که زنده است فقط، بلکه به ائمه، ائمه همه ما وقتی شما می روید پیش امام رضا، نجف مشرف می شوید پیش امیرالمومنین می دانید که او شما را می شناسد، می دانید که او درون شما را آگاه هست، می دانید که او به همه ی ابعاد وجودی شما به همه ی ابعاد وجودی شما واقف هست همه چیز را می داند. خوب در این باره من هم آیاتش را بخوانم هم روایاتش را بعد یک توضیحی بدهم خدمت تان.
سوره توبه آیه 105 می فرماید: «قل اعملوا فیسرالله عملکم و رسوله و المومنون» فوق العاده مهم است خواهش می کنم توجه کنید و خواهش می کنم حفظش کنید که کار سختی نیست. «قل اعملوا» بگو عمل کنید هر کاری می خواهید بکنید عمل کنید، «فسیرالله» خدا می بیند عمل شما را و رسوله و المومنون، خدا رسولش و مومنون عمل شما را می بینند. این مومنونی که در اینجا آمده کی ها هستند؟ خوب ما خیلی افرادی داریم که مومند اولیای خدا هستند، اینها اعمال بندگان خدا را می بینند؟ نه. پس منظور کی هست از اینکه «فَسَیرَ الله عملکم و رسوله و المؤمنون» امام صادق فرمود که : المؤمنون هم الأئمه. در بحار جلد 23 می فرماید که مومنون همان ائمه هستند که عمل ما را می بینند یعنی واقف بر عمل ما هستند. این مهبط الوحی بودن ائمه را دقت کنید یعنی چی. یکی از چیز هایی که دائما توسط فرشتگان به آنها عرضه می شود عمل ما است، یعنی نامه ی عمل ما دائما به اینها عرضه می شود. باز خود امام صادق در این زمینه می فرماید که، خواهش می کنم خوب دقت کنید، خیلی زیباست و مهم و تکان دهنده است، می فرماید که:« ما لکم تسوءون رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم؟» چه تان شده است؟ ما لکم؟ چرا اینقدر پیامبر را اذیت می کنید شما؟ چرا پیامبر را ناراحت می کنید؟ کی دارد این حرف را می زند؟ امام صادق، یعنی امام صادق با پیغمبر چند نسل فاصله دارد؟ پیغمبر الان کجاست؟ وقتی امام صادق دارد حرف می زند پیغمبر کجاست؟ پیغمبر در نظام آخرتی خود قرار دارد. حداقل از نظر شرایط بدنی اش، دقت کنید. چون به قول علی علیه السلام، ان شاءالله می رسیم اینها را توضیح خواهم داد. فوق العاده زیباست می فرماید:« انَّ میّتنا لم یموت» مرده ی ما نمی میرد واقعا، این جوری نیست که مثلا اگر بدن را کشتند جسم امام را زدند کشتند، سم زدند تیر زدند امام از صحنه ی خلقت و از صحنه ی دنیا خارج شود نه، احاطه اش بر همه ی خلقت است. برای همین شما می روید پیش ائمه، پیش امامزاده ها حتی، می روید پیش سیدالکریم علیه السلام، پیش حمزه ابن موسی الکاظم، پیش طاهر ابن زین العابدین، می بینید که حاضر هستند. ما بزرگانی داشتیم وقتی که محضر طاهر ابن زین العابدین می رسیدند، سلام که می دادند حضرت جواب سلام می داد به آنها، یعنی جواب سلام را می شنوند وقتی که می روند زیارت می کنند. می گفت السلام علیک، او هم جواب می داد یعنی جواب را می شنوند. یعنی اینطور نیست که مرده شان واقعا مرده باشد، اگر مرده شان مرده باشد که ما ملاقات کی می رویم؟ بالاخره یک آگاهی ای است، تسلطی هست، امام می گوید که شما چه تان شده پیغمبر را اذیت می کنید؟ فقال له رجلٌ: و کَیفَ نسوؤه؟ ما چگونه پیغمبر را اذیت می کنیم؟ ما چه اذیتی کردیم پیغمبر را؟ فقال، امام صادق فرمود: أما تعلمون أنَّ اعمالکم تُعرضُ علیه، فإذا رأی فیها معصیه ساءه ذلک. نمی دانید که شما اعمالتان عرضه می شود همیشه بر پیغمبر؟ اگر یک گناه ببیند ناراحت می شود؟ رسول خدا ناراحت می شوند. خوب این در مورد بقیه ائمه هم هست حالا جزئیاتش را هم عرض می کنیم. نمی دانید شما که اعمالتان بر پیغمبر عرضه می شود و اگر در اعمال شما یک گناهی، معصیتی ببیند ناراحت می شود حضرت؟ بعد حضرت می گوید حالا که این طوری هست «فلا تسوءُ» ناراحتش نکنید، «والسروه» خوشحالش کنید. این فعلاً روایتش را داشته باشید تا ما برسیم به نحوه استفاده از این روایات. می گوید خوشحالش کنید. پیغمبر را خوشحال کنید. ناراحتش نکنید خوشحالش بکنید. پس ما می توانیم پیغمبر را خوشحال کنیم، می توانیم ائمه را خوشحال کنیم و یا ناراحت کنیم همین الان که داریم زندگی می کنیم، با کل مجموعه معصومین در ارتباط است روح ما، در محضر همه شان هستیم، همه شان دارند چشم در چشم ما را می بینند، درست در محضر آنها، دیدید در بعضی جاها می نویسند این مکان توسط دوربین مدار بسته کنترل می شود، یعنی دارند می بینندت، هر کار بکنی می بینندت. آدم باید حواسش باشد. باز یک روایتی است فوق العاده زیباست. این ها را می خواهم بگویم که بعد نتیجه گیری کنیم از آن، می فرماید این هم همان نشانی است شخصی است به نام داوود می گوید که کان لی ان عمٍ معاندٍ خبیث بلغنی عنه و عن عیاله سوء حاله» من یک پسر عموی دشمن اهل بیت داشتم معاند بود مخالف بود عناد داشت و خبیث هم بود یک آدم خیلی بدی بود خیلی خباثت داشت، پسر عموی این طوری داشتم، ببینید اخلاق چقدر مهم است درس اخلاق هم به ما می دهد، می گوید که خبر رسید که وضع مالی اش خوب نیست خانواده اش در فشار هستند، به من خبر رسید که وضع مالی این پسرعموی ما که ضد ائمه هم است خبیث و معاند هم است بد است، و سوء حال دارد گرفتار مشکلات اقتصادی است. «فسککت له نفقه قبل خروج الی مکه» من یک مقدار پول برایش فرستادم قبل از این که بروم مکه، داشتم می رفتم مکه، این پول را فرستادم برایش و راهی شدم رفتم مکه. «فلما سرت بالمدینه» وقتی رسیدم به مدینه این داستان مدینه، داستان خاصی است که الان بعداً ان شاءالله در موردش اگر رسیدم توضیح می دهم. حضرت فرمود:«لقائنا تمام الحج» اگر کسی بخواهد حجش را تمام کند، باید بعد از مراسم حج به لقاء و ملاقات ما بیاید. خیلی جالب است که امام باقر می گوید خدا، ببین چطوری حرف می زند امام باقر، می گوید خدا گفته مردم بیایند این سنگ ها را، سنگ ها منظورش چیست؟ کعبه و حجر الاسود و مقام ابراهیم و مقام حاجر را دیدید که پر از سنگ است ما به اینها احترام می گذاریم، می گوید خدا گفته شما بیایید این سنگ ها را ببینید با اینها به زیارت بیایید که بعدش پیش ما بتوانید بیایید. ببینید تمام الحج لقاء الامام، بعدش باید بیایید خدمت معصوم برسید بعد از حج برای این که عمل تان و حج تان قبول شود. حج باید با ولایت پذیرفته بشود. این که خدا امیرالمؤمنین را موقع تولد، می کشد در خانه خودش و آنجا متولدش می کند و جالب است که خدا مخصوصاً برای این که اتمام حجت بکند به تمام دنیا، همه مردم را شاهد می گیرد شما یک شیعه یک سنی سراغ ندارید که بگوید امیرالمومنین در کعبه متولد نشده، آن محل ترکی هم که دیوار دهان باز کرده، دهان باز کرده که مادر امیرالمومنین که باردار بوده فاطمه بنت اسد سلام الله علیها رفتند داخل کعبه و حضرت را به دنیا آوردند، هنوز سر جای خودش است عکس هایش هنوز است عکس هایش را شما می توانید در اینترنت ببینید ده جور تا به حال بنایی کردند که این ترک را پوشانند نمی توانند هیچ کس نتوانسته تا به حال آن محل را بپوشاند و بگوید که بنایی اش کنیم که دیگر معلوم نباشد که اینجا ترکی بوده و قبلا دیوار باز شده رفته داخل و بعد بیرون آمده. سرجای خودش است هنوز آن را خدا به عنوان حجت گذاشته که مادر امیرالمومنین رفتند آنجا امیرالمومنین متولد شده و بعد هم آوردش بیرون، سرجای خودش است هنوز. چرا خدا این کار را می کند؟ برای این که به شما بفهماند که روح توحید ولایت است. اساساً حالا می رسیم که بدون معصوم هیچ کس به خدا، نه می تواند خدا را به بشناسد به معنای واقعی، و نه می تواند، گاد (GOD) را چرا، خدای فارسی را چرا، مثلا من بگویم خوب بله اینجا یک خالقی دارد عالم، خالق را می شود شناخت، الله را نمی شود شناخت. الله اگر کسی می خواهد بشناسدش بعدا توضیح می دهم در اردو توضیح دادم، (یادمان هم رفت که اردو را بگوییم اردوی ما ان شاءالله برقرار است هشتم فروردین ماه باید می گفتم برای ثبت نام) آنجا مفصل توضیح دادیم شناخت این که من یک گل را ببینم و بگویم خوب بله این خالقش زیبا بوده که این را خلق کرده پس جمیل است. این غیر از الله است، الله مقام جمعی است همه ی اسماء و صفات است. با یک اسم و دو اسم و ده اسم الله شناخته نمی شود خوب ما میگوییم بله یک کسی است اسمش خالق است اینجا را خلق کرده، عالم است اینجا را مدیریت دارد می کند. رب است می تواند مدیریت کند. بله این است در این حد خوب است اما الله داستانش خیلی فرق دارد. به هیچ وجه عرفان و معرفت الله و سلوک الی الله و تخلق به اخلاق الهی و رسیدن به مقام محمود و رسیدن به مقامی که آن نامه قیامتی خدا بیاید دست تان که من الحی القیوم الذی لا یموت، الی الحی القیوم الذی لا یموت» به هیچ وجه انسان بدون معصوم نمی تواند به آنجا برسد. محال است استدلال هایش را هم مفصل در بحث خانواده آسمانی توضیح دادیم در همین جلسه. محال است کسی بتواند بدون معصوم به اینجا برسد و بعد دوباره بحثش را بعداً توضیح بدهیم و می گوییم ان شاءالله مفصل تر. لذا حضرت می فرماید بیایید حج شما توحید شما زمانی درست می شود که شما بعدش خدمت معصوم برسید دستورالعمل هایتان را بگیرید. حضرت می فرماید امام باقرعلیه السلام می فرماید که خداوند گفته شده شما بیایید مکه این سنگ ها را زیارت بکنید تا بعدش پیش ما بیایید، خوب دقت کنید چی می گوید امام باقر، بعدش نزد ما بیایید وظایف تان را که باید انجام بدهید از ما یاد بگیرید. بخصوص در قبال خودمان. اصلا حج بدون ولایت بدون رسیدن به معصوم، برای همین هم همیشه عزیزان از من سوال می کنند که ما مدینه اول برویم یا مدینه دوم؟ می گویم مدینه دوم بهتر است که شما حج تان را انجام بدهید بعدش بیایید مدینه اگر این طوری طراحی کنید، کاروانی ثبت نام بکنید آن موقع که اختیاری است البته، یک موقع است اختیاری نیست، یک وقت عمره است عمره همه را می برند کجا؟ می برند مدینه یک چند روزی مدینه می ماند یک دو سه رو بعد هم می روند مکه زیارت می کنند و از آن طرف هم سوار هواپیما می شوند و بر می گردند. ولی یک موقع است نه شرایط این طوری است که من می توانم اول بروم مکه بعد بیایم مدینه خدمت پیغمبر و بقیه ائمه برسم، این قشنگ تر است. این همه جوره بهتر است از نظر روحی و روانی فوق العاده بهتر است آنهایی که می توانند مدینه دوم بروند مدینه دوم بروند این خیلی بهتر است این سر جای خودش. تمام الحج لقاء الامام، تکمیل حج این است که باید بروی ملاقات امام. حالا این جمله وسط بود توضیح وسط معترضه بود ببندیم این را. حالا بعداً بهش می رسیم. بدانید که چرا داوود این کار را کرد، داوود می گوید من رفتم از شهرمان درآمدم رفتم مکه از مکه که برگشتم آمدم مدینه خدمت امام رسیدم، برای چی خدمت رسیده؟ برای این که وظیفه اش این بوده، باید اول بعد از این که حج را به جا بیاورد عرضه کند خودش را به امام. ببین چقدر قشنگ است «فلما سرت بالمدینه اخبرنی ابوعبدالله به ذالک» امام صادق گفت که خوب «یا داوود لقد عرضت علی اموال یوم الخمیس» خوب توجه کنید، اعمال شما پنجشنبه به من عرضه شد «فرأیت فیما عرض علی من عملک» دیدم در چیزهایی که به من عرضه شده عملی که کردی با پسرعمویت، یعنی چه کار کردی؟ آن پسرعمویت که دشمن ما بود (دقت کن)، آن پسرعمویت که دشمن ما بود آدم خبیثی بود این رسید به من که تو به او پول دادی، کمک کردی به او، به پسر عمویت بالاخره رحم آدم می شود، خویش آدم است، «من صلتک بن عمک فلانی» آن پولی که دادی به پسر عمویت اسمش را هم امام می آورد، «فسرنی لذالک» من را خوشحال کردی که تو به فامیلت توجه کردی. به فامیلت که معاند هم است به قول امروزی ها که میگوید آی ضد دین است، ضد انقلاب است هر چه، آیا فامیل است یا نه؟ رحم است یا نه؟ رحم این بر نمی دارد که تو، مثل پدر و مادر است. پدر و مادر کافرند اصلاً. ضد دین اند ضد خدا هستند ضد انقلابند، هرچه. پدر و مادر حقش از بین نمی رود. مثل معلم و استاد است که شما تحت هر شرایطی، اصلا استاد کافر شود، اصلا کافر شده اما حقوقی که به گردن تو دارد سر جای خودش است. از بین نمی رود که انسان ساقط بشود. یکی از مراجع بود گفت من چندتا استاد کافر داشتم، در بچگی هایم و جوانی هایم هنوز دعایش می کنم. استادم بودند بالاخره حق گردن من دارند سهمی در وجود من دارند. هنوز من دارم آن اساتید کافر را دعا می کنم. مثل ما نیستند که اساتید ما هنوز هم مومنند و مشرک نشدند چه ها می کنیم چه بلاهایی سر اساتید مان می آوریم مثل ما ها نیستند نمک نشناس و بی حیا و این طوری رفتار بکنند، نه. امام صادق می گوید من خوشحال شدم که تو به فامیل خبیثت معاندت کمک کردی. من خوشحال شدم این داستان چیست، یک درس اخلاقی دارد که آقا حواست باشد فامیل و رحم مسلمان و غیر مسلمان ندارد رحمت است کمک می خواهد، خوشت هم نمی آید از او، او هم به مرام تو نیست ولی رحم توست احتیاج به کمک دارد کمکش کن. این حواس مان باشد در بحث اخلاق اسلامی که قائل نباشیم که شخص باید حتما به فکر من افکار من روش من و راه من هماهنگ باشد. یک موقع است کمک به او تضعیف دین است آن یک بحث دیگری است. جنبه ثانویه پیدا می کند. من کمک نمی کنم که دین تضعیف بشود رحم من بنده خدا غذا ندارد، شام ندارد، ناهار ندارد، لباس ندارد بدهی دارد مشکلات بهداشتی دارد، مشکلات درمانی دارد باید به او کمک کرد اصلا او نه فامیل هم نیست، بی دین هم است، باید به او کمک کرد انسان است انسان نه، حیوان است. این که پیغمبر می فرماید یک خانم به خاطر این که یک گربه را حبس می کند و می رود آن گربه می میرد و به آن گربه غذا نمی دهد می رود جهنم برای چی؟ گربه که دیگر مسلمان و غیر مسلمان ندارد، آیت الله بهجت سلام الله علیه فرمود من اگر شبها برای شیعیان دعا نکنم برای چینی ها دعا می کنم. ما دستمان را می بریم بالا برای اینها دعا بکنیم یا نه؟ الان در آمریکا سیل آمده زلزله آمده، در چین سیل و زلزله آمده می آید دیگر، دستی می بریم دعا کنیم خدایا کمک شان کن در این سرما در این گرفتاری، یا هنوز از کرمانشاهی های خودمان غافلیم چه برسد به چینی ها و اروپایی ها و آمریکایی ها، انسان اگر بخواهد رشد بکند قربش به خداوند به مسیر انسانیت یعنی باید اسم رحمان را بیشتر روز به روز در خودش جلوه بدهد. نسبت به همه چیز مهربانتر بشود. همه کس و همه چیز. این که بخش دشمن و تقویت دشمن یک بحث ثانویه است بله یک جای شما هزینه کنید تقویت باطل بشود بله آنجا نباید. ولی در حالت معمولی و عادی قضیه رحم شماست با شما هم مخالف است خبیث هم است احتیاج به کمک دارد کمکش کن. ما بسیار اتفاق افتاده در تاریخ اسلام، یک آدم مسلمان مؤمن، به فامیل های فاسق های خودش کمک کرده و آنها مومن شدند. می گویند هیچ کدام از این فامیل هایی که شبیه خودمان هستند، همه فاسقند هیچ کدام به داد ما نرسید، ولی این فامیل حزب اللهی ما این فامیل مومن ما این فامیل الهی ما فقط به داد ما رسید او آمد در بیمارستان، او آمد کمکم کرد او آمد برای زندان، افتاده بودیم زندان، سند گذاشت ما را آزاد کرد او آمد آبروی ما حفظ کرد او آمد مشکلات ما را حل کرد، این جور چیزها دیگر این که من وایستم ببینم این با من هماهنگ است یا هماهنگ نیست یا از من خوشش می آید یا نمی آید، ندارد که. ما باید مهربانی مان همیشه باشد. پس یک درس اخلاقی داشته باشیم سر این قضیه تمام. دوتا پرونده باز کردیم و بستیم. اصل بحث این که امام می گوید روز پنجشنبه اعمال شما بر من عرضه شد، و من اعمال شما را دیدم و دیدم که تو به فامیلت کمک کردی. امام این طوری مسلط است بر اعمال ما، خوب کی دارد این حرف را می زند همان امام صادقی که می فرماید اعمال شما به کی عرضه می شود ناراحتش نکنید؟ به پیامبر. این اعمال شما بر پیغمبر هم عرضه می شود ناراحتش نکنید خوشحالش کنید. خوب برویم سراغ بابا و دلبر مهربان مان وجود مقدس آقا امام رضا علیه السلام، شخصی است به نام عبدالله بن عوان، می گوید به امام رضا که دعای مان کن من و خانواده ام را دعا کن. خیلی وقتها آدم می گوید که امام رضا، امام حسین، امیرالمومنین، امام کاظم، امام هادی حواسشان به ما هست یا نه؟ شما وقتی که وداع می کنید در وداع حتماً این را بخوانید، بعد از عالیه المضامین به همه عرض کردم که هر وقت می روید زیارت، وداع بعد از عالیه المضامین را بخوانید. به امام می گویی چی؟ مغازله های عاشقانه که من آمدم این طوری ام، دارم می روم دلم تنگ است نمی خواهم بروم و خیلی چیزهای دیگر که حرف می زنید فوق العاده قشنگ است این وداع. به امام می گویی« اجعلونی من همکم و صیرونی فی حزبکم و اذکرونی عند ربکم». آقا حواست به من باشد، به من زیاد فکر کن، اجعلونی من همکم، این طبیعی است آنها حواسشان به ما هست. تو یک چیز بالاتر می خواهی می گویی آقا من را جزو دغدغه هایت قرار بده، ای کاش وقت داشتم این ها را توضیح می دادم برایتان. یک جاهایی توضیح دادم در جامعه پزشکان و جاهای دیگر فکر کنم توضیح دادم. به آقا می گویی زیادی به من فکر کن، من را جزو دغدغه هایت قرار بده. و الا آقا که همیشه به ما فکر می کند. و بقیه داستان خیلی قشنگ است. گاهی وقتها یک موقع آدم یک عالم سلام می کند تا بتواند یک خداحافظی قشنگ بکند. یک عالم ارتباط برقرار می کند که وداع خیلی قشنگ، شما نماز را می خوانید بعد چطوری قشنگ تمام می شود؟ نماز را شروع کردی و آخرش به سلام تمام می کنی. «السلام علیک یا ایها النبی» این نماز به این قشنگی آخرش با سلام تمام می شود. «السلام علینا و علی عبادالله الصالحین» بعد « السلام علیکم و رحمه الله برکاته» بفهمیم که اینها را به کی داریم می گوییم، بفهمیم هم اینها را بد نیست. فکر کنم خوب باشد آدم بفهمد به کی دارد سلام می کند. داستانش خیلی قشنگ است. حالا شما رفتی خدمت امام رضا علیه السلام یک سلام می خواهی بکنی آخرش. با یک خداحافظی که از هزارتا سلام قشنگ تر است، آقا من دارم می روم الان. قبلش می گویی که روزی ام کند خدا که بیایم و بیایم و بیایم. اینها را می گویی بعد می گویی آقا حواست به من باشد به من زیاد فکر کن. دل می خواهد عشق می خواهد جگر می خواهد آدم با معصوم بتواند این طوری حرف بزند. هم باید مهربانی داشته باشی، هم باید عاطفی، این عاطفه می خواهد این طوری حرف زدن با امام. جگر هم می خواهد. چون جگر که می خواهد یعنی شجاعت می خواهد چون تو به امام می گویی آقا حواست به من باشد، به من زیاد فکر کن. یا امام رضا به من خیلی فکر کن. تا این را بگویی امام رضا می گوید دخترم پسرم عزیزم داری می روی من را فراموش نکنی. امام رضا می گوید تو هم به من فکر کن. هوای همدیگر را داشته باشیم. این عزیزانی که با هم دوست و رفیق هستند دوتا دوست دوتا خانم دوتا آقا وقتی با هم از یک جایی خداحافظی می کنند در پیامک همدیگر را دارند در کانال ها همدیگر را دارند ولی ثانیه به ثانیه در محضر هم هستند، اصلا قرار عاشقانه این طوری است که تو حواست به من باشد من حواسم به تو هست. این دو نفر درست است او در آمریکاست این در تهران است ولی هوای همدیگر را دارند. دل می خواهد؛ ماها خیلی بی عاطفه ایم نسبت به معصومین، غریبیم. نه به آقا می گوییم حواست به ما باشد نه وقتی آقا می گوید حواست به من باشد، ما که از حرم درآمدیم دیگر امام رضا یادمان می رود تا کی این دل بی عاطفه ی ما دوباره هوس کند یا امام رضا هوس کند می بیند تو عاطفه نداری، خودش هوسش را می اندازد در دلت می گوید پا شو بیا مشهد. دلم برایت تنگ شده. پا شو بیا ببینمت. حالا این شخص به امام می گوید حضوری است به امام رضا می گوید برایتان بخوانم. می گوید آقا برای من و خانواده ام دعا کن، امام چی می گوید: «اولست افعل» حضرت سوال می کند می گوید مگر دعایت نمی کنم؟ امام رضا می گوید مگر اینجوریه که دعایت نکنم؟ «والله» قسم می خورد امام «ان اعمالکم لتعرض علی فی کل یوم و لیله» بخدا قسم همه اعمال شما شب و روز عرضه می شود. یعنی امام رضا می داند تو چه کاره ای وقتی وارد حرم می شوی. همه چی ات را می داند. تمام چیزها را می داند. به خدا قسم همه اعمال شما شب و روز به من عرضه می شود. عبدالله می گوید« فاستعظم ذالک» خیلی این برایم این حرف برایم بزرگ آمد. یعنی اعمال همه بندگان خدا به شما عرضه می شود شب و روز؟ حالا امام دلیل قرآنی می آورد، «اما تقرأ کتاب الله» مگر قرآن نخواندی، قرآن چی می گوید؟ همان آیه ای که شما ان شاءالله حفظش کردید، بخوانید:« قل اعملوا فسیر الله عملکم ورسوله و المومنون» هر کاری می خواهید بکنید بکنید، خدا دارد می بیند شما را رسول دارد شما را می بیند مؤمنون هم دارند می بینند حضرت فرمود که مگر این آیه را نخواندی، فرمایشی که حضرت دارد، مؤمنون کی ها هستند، باز نگاه کنید، «ان اعمال العباد تعرض علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم،» اعمال بندگان عرضه می شود به رسول الله، «کل صباحٍ ابرارها و فجارها» خوب و زشت اعمال همه به رسول خدا عرضه می شود. آدم ترس برش می دارد، همه چیزم را پیغمبر دارد می بیند. من بارها عرض کردم که ما مثل کسانی هستیم که در یک گنبد شیشه ای هستیم این طرفش را ما نمی بینیم، از آن طرف همه دارند ما را می بینند. از این طرف هیچ چیز نمی بینیم این شیشه ها را دیدید شما که رفلکسی هست از بیرون هیچ کس نمی بیند ولی از آن پشت ساختمان همه دارند تو را می بینند. خوش به حال کسی که این شیشه رفلکسی را بر می دارند اینها هم آنها را می بینند و نگاه دوطرفه است. در اردو آن بحث سلام های یکی و دو دقیقه ای که تمرین دادیم برای این است که این کنار برود. اگر کسی روزی چندبار این تمرین را انجام بدهد هی تمرکز بگیرد و هی انجام بدهد و یادش هم نرود، نه که یک دفعه بیست روز یادش برود هر روز اگر انسان این تمرین را بکند این رفلکس هم از بین می رود. یعنی انسان دو طرفه می شود داستان و چقدر هم قشنگ است این دوطرفه شدنش. می گوید خوب و بدش را می بیند حضرت، «فاحضروا فلیستحی احدکم ان یعرض علی نبیه العمل القبیح» به خدا گریه دارد. می گوید حیا کنید شماها، حیا کنید، از این که یک عمل قبیح و زشت از شما به رسول الله عرضه شود. از این حیا بکنید. از این که مادرت فاطمه زهرا ببیند تو چه کاره ای. این خیلی مهم است. هر وقت هم می گوییم عمل زشت، حیا بکنید، همه می گویند آخ آخ مثلاً ما، می روند سراغ مسائل سکسی و جنسی و اینها و مسائل ... نه این یکی اش است. این مسائل سکسی و جنسی اینها یک درجه از فحشاست. ما فحشاهای باطنی داریم که خیلی بالاتر است. این که تو در خانه با زن و بچه ات چطوری داری حرف می زنی پیغمبر دارد می بیند. که تو چطوری شوهرداری می کنی زن داری می کنی، با کسی که ناموسش را دخترش را دست تو سپرده، چطوری داری رفتار می کنی. با کسی که پسرش امانت است دست تو به عنوان شوهرت، به عنوان بابای بچه هایت، با پدر بچه هایت چطوری رفتار می کنی. مادری که امانت است پدری که امانت است، مردمی که امانت اند، ارباب رجوعی که دارند به تو مراجعه می کنند، با این نعمت های عظیم خدا دارد می بیند که تو داری چه کار می کنی. وقتی حسادت دارد وجودت را می گیرد، این بی حیایی است. وقتی غیبت دارد وجودت را می گیرد، خبرچینی وجودت را می گیرد، کینه وجودت را می گیرد، حس رقابت می آید سراغت، این بی حیایی بزرگ است این فحشای باطنی وحشتناکی که من الان پیغمبر ببیند برای دنیا چقدر عصبانی ام. این زشت نیست؟ شما از یک بچه از یک آدم از یک مهمان حیا می کنید مثلاً در مهمانی نشسته طرف در خانه، مثلاً بچه اش یا خانمش یک دفعه این پارچ سینی پارچ و لیوان از دستش می افتد پارچ و لیوانی هم که تازه خریدنش، خرد می شود، ببین می گوید نه اشکال ندارد جلوی مهمان، همچین هم آدم خوبی می شود، نه جمع کنید طوری نیست، تو از یک آدم غریبه ی این طوری حیا می کنی، از این که جلوی این سر زن و بچه ات، داد بزنی. آقا مهمان که می رود می شود شمر، ای بابا پیغمبر دارد می بیندت. امیرالمومنین دارد می بیندت، حضرت زهرا دارد می بیندت، برای چی برای دنیا عصبانی می شوی. برای چی سر بچه ات داد می زنی برای چی سر خانواده ات داد می زنی. برای چی اعصاب شان را خرد می کنی. این خیلی زشت است این خیلی زشت است. این فحشاهای باطنی را آدم باید حیا داشته باشد. فحشاهای ظاهری هم سر جای خودش. بله آدم باید حیا کند ببیند فاطمه زهرا از این پوشش من راضی است یا نه. پیغمبر دارد من را می بیند، امام زمان دارد می بیند، شما با این پوششی که هستی پیش امام زمان می روی؟ همینطوری می توانی با امام زمان روبرو شوی؟ امام زمان الان دارد می بیندت، فرشته ها دارند می بیندت، خدا دارد می بیند، حضرت زهرا دارد می بیند. حیا یعنی این که من بدانم دائماً جلوی چشم دیگران هستم. آن موقع آدم تنها هم که هست حیا دارد. الان داری پشت سر یک نفر داری حرف می زنی حواست است پیغمبر دارد می شنود، ائمه دارند می شنوند. پشت سر فلانی حرف می زنی، فکر می کنی الان که خودش نیست پدرش نیست اجداد طاهرین دارند می شنوند، پیامبر و حضرت زهرا دارند می شنوند تو چی داری می گویی. اینها بی حیایی اش که بالاتر است. غیبت که از 70 زنا بالاتر است فحشایش. دارد می بیند که تو داری غیبت می کنی. دارد می بیند که تو بداخلاقی، دارد می بیند که حسادت دارد تو را می کشد. آتشت می زند. دارد می بیند که تو داری چطوری در رقابت می سوزی. اینها خیلی وحشتناک است. همین یک لحظه، یک کسی می گوید آقا من چطوری بر عصبانیتم غلبه کنم، یک کسی گفت من چطوری بر عصبانیتم غلبه کنم؟ چطوری به حسادتم غلبه کنم؟ همین که همه دارند می بینندت، نگذار این فحشا بیاید سراغت. یک کسی از حضرت علی سوال کرد من چطوری بر شهوت جنسی ام غلبه کنم؟ حرامش را البته می گویم، کاری به حلال نداریم. حضرت فرمود این گونه که سلطان جبار تو را دارد نگاه می کند. این را باید متوجه باشیم وقتی حواسمان می رود می افتیم و پایمان می لرزد. این صحنه گل آلود می شود این طوری می شود اتفاق می افتد. الان می خواهی عصبانی شوی الان می خواهی حسادت داشته باشی، الان می خواهی مقایسه کنی الان می خواهی زودرنجی داشته باشی، الان می خواهی کینه می خواهی به دل بگیری از کسی. این بی حیایی بزرگ است. کینه یعنی که تو یک دفعه رفتی در یک مهمانی نشستی، عذر می خواهم این طوری می گویم، آدم برود در یک مهمانی قشنگ به خودش هم رسیده لباس عالی پوشیده، عطر زده بعد برود در آشپزخانه بعد بردارد از آن غذای چربی و اینها بریزد در لباس و سر و صورتش، سس بریزد و ماست بریزد و بعد بیاید بنشیند وسط مهمانی، می شود کسی این طوری کند؟ تازه اینها حلال است و خوب است. نمی گوییم برود در توالت و نجاست بردارد تو سر و صورت خودش بریزد چون کینه غذایی مثل غذای حلال و خوشمزه نیست. که اگر یک کسی هم دوستت داشته باشد و ببیند که ماست ریختی سر و صورتت، بیاید لیست بزند، دیدی بچه کوچولو خوب خوشمزه است شیرین است معصوم است، این دستش را می کند تو سطل ماست، مادر دست بچه را می کند دهنش می لیسد. نه رفتی آلودگی و نجاست ریختی به سر و صورتت، کینه یعنی این. حسادت یعنی این، زودرنجی یعنی این، زودرنجی یعنی تو اینقدر بی حیایی، که تا یک حرفی به تو می زنند به تو بر می خورد. اینقدر استکبار داری مثل شیطان، اینقدر نخوت و منیت داری اینقدر خودشیفتگی و عجب در تو هست، که می ریزی به هم. لذا حضرت فرمود کسی که اگر کسی سه تا چیز نداشته باشد تمام اعمالش از بین می رود، یعنی زحمات 40- 50 سالش از بین می رود یکی اش «حلم یرد به جهل الجاهل» یک خویشتن داری که اذیت و آزار و جهالت دیگران را بتوانی رد کنی. نه این که مادرزنم این طوری گفت، خانمم این طوری گفت، باجناقم این طوری گفت، جاری ام این طوری گفت، فلان کس این طوری حرف زد حالا کینه بکند و آتش بگیرید. بعد هم برود این طرف و آن طرف حرف مفت و غیبت و ... از این حیا کن. این فحشای وحشتناکی است. بله شما خانم خیلی خوبی هستی، حجابت خیلی کامل است رعایت کردی خیلی عالی. این حجاب کامل یعنی چی. حجاب یعنی من عورتی هستم که مفت نیستم هر کس بخواهد به من نگاه کند از من بهره برداری بکند. چون قیمتی هستم هیچ کس نباید بتواند به راحتی به من دسترسی داشته باشد. یعنی چون قیمتم بالاست ظاهرم و باطنم. خیلی خوب، بارک الله، ولی این که نمی شود که تو بگویی من این را حفظش می کنم بعد یک فحشای وحشتناک انجام بدهی. آمدند پیش پیغمبر گفتند فلان خانم همه شبها تا صبح عبادت می کند همه روزها روزه می گیرد، گفت بارک الله، یا رسول الله این خانم این طوری است ولی یک عیب دارد این که این خانم زبانش تند است همسایه هایش اذیت می کند. این بی حیایی است این فحشاست که آدم بتواند با زبانش دل کسی را بسوزاند، بتواند غیبت کند، بتواند تهمت بزند، بتواند خبرچینی بکند، غیبت که می گوییم حرف راست است تهمت نیست. درست است بله او یک اشکالی دارد لغزشی دارد، مشکلات دارد حرف راست را، تو خبردار شدی رفتی به یک کس دیگر گفتی. این بی حیایی وحشتناکی است. بله این آقا اتو کشیده تا به حال دستش به هیچ نامحرمی نخورده، چشمش به هیچ نامحرمی نیفتاده ولی آقا فاحشه است فاحشه به تمام معنا. این خانمی که حجابش هم کامل است دارد رعایت میکند اهل فحشاست از صدتا از این فاحشه هایی که بیرون لخت دارند می گردند فاحشه تر است این خانم که می تواند راحت غیبت کند تهمت بزند با زبانش بقیه را اذیت بکند نیش بزند. تو از او خیلی، قیامتت هم بدتر از اوست. مگر فحشا فقط فحشای ظاهری است. ببین پیغمبر چی می گوید، می فرماید: «لا خیر فیها هی من اهل النار» هیچ خیری در این خانم نیست این جهنمی است. نه نماز هایش به درد می خورد نه روزه هایش. وقتی یک کسی اینقدر بی حیاست، اینقدر وقیح است که میتواند، متلک بگوید به کسی، سرزنش کند کسی را، می تواند اذیت کند با زبانش کس را، می تواند غیبت بکند می تواند تهمت بزند می تواند خبرچینی بکند می تواند نیش بزند می تواند زنش را مسخره کند تحقیر کند، تو هم با آن داداش معتادت، تو هم با آن بابای فلانی ات، او هم به شوهرش یک چیزی بگوید راجع به خانواده اش، این خیلی خطرناک است این به راحتی درمان نمی شود. همین جهیزیه ای که تو برداشتی آوردی، جهیزیه اش اصلا به درد نمی خورد جنس هایش همه بنجل بود، اصلا مرد مگر در اسلام حق جهیزیه دارد که بگوید تو جهیزیه ات خوب بود یا بد بود. این نامردی است این ظلم است داری روح زنت را جریحه دار می کنی مسخره اش می کنی، آقا گناه کرده به رخش نکش حتی. ما در روایت داریم امکان ندارد شما یک نفر را به خاطر لغزشی که کرده سرزنش بکنید، مگر این که حتماً بدتر از آن سر خودت می آید. این طوری نیست که اگر کسی پایش لغزید یک گناهی کرد یک معصیتی مرتکب شد تو بتوانی بروی به خودش بگویی، چه برسد به دیگران بگویی. به خودش. این فحشاست. این هاری است. حالا فکر کن پیغمبر من را ببیند در حالت وحشی، هار. جلوی حضرت زهرا این طوری حاضر شوم. ببیند من دندان هایم تیز شده پنجه درآوردم، پشمالو شدم، بعضی از عزیزان می آیند در نامه می نویسند، ما این طوری خواب دیدیم که پشمالو شدیم و پنجه درآوردیم، خوب این شکل خودمان است دیگر. این خیلی بی حیایی است، جلوی پیغمبر یک دفعه این طوری بشوی چی می شوی اصلاً. جلوی حضرت زهرا جلوی امام زمان، یک دفعه نگاه کند ببیند که تو چقدر ریختی به هم، یک وحشی به تمام معنا، این که امام رضا امام رئوف ما می گوید اگر ببینم شیعه ای یک شیعه ی دیگر را با زبانش آزار می دهد می درد چنان نفرینش می کنم که خیر دنیا و آخرت را نبیند. حالا تو هی پا شو برو امام رضا. تو داری با یک حالت وحشیانه، با یک عالم دندان تیز، از صدتا ببر و شیر و پلنگ وحشی تر پا می شوی می روی در حرم در همان حرم هم وحشی هستی هنوز. در حرم هم داری می دری زن و بچه و مهمانهایت را همه را داری می دری، زائران امام رضا را داری می دری، بعد می روی پیش امام رضا چی می خواهی، خیلی ها وقتی می روند مشهد امام رضا را می درند. شیعیان امام رضا را که می درند هیچ چی، مدتی هم که در خود مشهد هستند در خود کربلا و نجف هستند راهپیمایی اربعین هستند در حرم هستند وحشی اند. خود حضرت را می درند. چه برسد به بقیه زائران. اینها بی حیایی است اینها فحشاست. ما باید از اینها خجالت بکشیم. بابا الان حضرت زهرا دارد می شنود، امام زمان دارد می شنود، پیغمبر دارد می بیند ما چه کار می کنیم چی می گوییم چی می شنویم، شنیده هایمان را می فهمد تو الان داری چی کار می کنی. این که خوب شوهرداری نکنی، این بی حیایی است. این که خوب زنداری نکنی این بی حیایی است. خوب به بچه هایت نرسی، بچه هایت به اندازه کافی از تو سیر نشوند، از تو دریافت نکنند این بی حیایی است چطور اگر به یک گربه نرسی آدم جهنم می رود بابا زنت هنوز پر از تشنگی عاطفی است شوهرت پر از تشنگی عاطفی است بچه هایت پر از تشنگی عاطفی اند، برای یک گربه آدم می رود جهنم، برای این که کوتاهی در حق زن و بچه اش بکند خانواده اش، مادرت سیر نشده از عواطف تو، پدرت سیر نیست از عواطف تو، رحم تو سیر نیستند از محبت های تو. به همه شان دریدی. از همه شان کم می گذاری. مردم جامعه تو اینطوری هستند آن وقت می خواهیم مشکلات و نکبت روح مان را نگیرد؟ می خواهیم سرطان زیاد نشود؟ می خواهیم مریضی زیاد نشود؟ می خواهیم درد زیاد نشود؟ می خواهیم قساوت قلب زیاد نشود؟ می خواهیم بتوانیم کار معنوی خوب انجام بدهیم. هرگز. «قد جعل الله لکل شی قدرا» خدا برای هر چیزی قاعده گذاشته. حضرت می فرماید «فلیستحی احدکم» باید حیا بکند هر کدام از شما، از این که یک عمل قبیحش به پیغمبر عرضه بشود یا ببیند. نشود ما هر وقت بگوییم عمل قبیح برویم سراغ زنا و مشروب خوردن و چیزهای ظاهری. که آی آی مواظب باشیم. آن فحشاست، آن زشت است آن بی حیایی است سر جای خودش. اما هزاران بی حیایی بزرگتر از این گناهان کبیره داریم. کبائر بزرگتر هم هستند جهنم های عمیق تر و بزرگتر هم هستند. از این فحشاها آدم باید حیا بکند و ببیند عرضه می شود و «مهبط الوحی» شوخی نیست. یعنی امام لحظه به لحظه گزارش تان را دارد. اینش باشد ان شاءالله این هفته. یک مقدار برویم سراغ شاد کردن ائمه. این هم قشنگ است که ان شاءالله برسیم جلسه بعد بگوییم. والحمدلله رب العالمین.