خوب بحثمان درباره در شرح زیارت جامعه کبیره به موضوع فرشتگان رسید. «ومختلف الملائکه» در مورد فرشتگان و تقسیم بندی شان مطالبی را عرض کردیم، در مورد چهار فرشته مقرب، حضرت میکائیل، حضرت اسرافیل، حضرت عزرائیل علیهم السلام، مطالبی را عرض کردیم. در مورد حضرت جبرئیل علیه السلام این آیه را من بخوانم برایتان: «انه لقول رسول کریم، ذی قوه عند ذی العرش المکین مطاع ثم امین» می فرماید که قرآن (لقول رسول کریم) یعنی آنی که از طرف خدا برای پیامبر نقلش می کند، یک رسول کریمی این قرآن را آورده. ای کاش فرصت می کردیم که این واژه ها را خوب بتوانم برایتان باز کنم. «فرستاده ای بزرگوار» خدا فرشته ی خودش را با صفت کریم، بزرگوار، قیمتی، ارزشمند یاد می کند. (ذی قوه عند ذی العرش مکین) این فرشته با قدرت و قوت هست. وقتی این را می گوید خدا می داند این معنایش چیست. که خدا این فرشته را با قوت و قدرت تعبیر می کند ازش. (عند ذی العرش مکین) نزد خدای توانمند و صاحب عرش هستند. عرش مرکز فرمانروایی خداوند هست برای این نظام. که خودش فکر لازم دارد که این فرمانروایی برای کل نظام چه عظمتی دارد. جبرئیل عند ذی العرش مکین است. یعنی نزد کسی که صاحب عرش هست و توانمند هست. «مطاع ثم امین» فرمانده است. یک فرمانده ای هست، مطاع است دیگر، که همه فرشته ها از او اطاعت می کنند. رهبر، حاکم فرمانده ی فرشته هاست، که همه ازش اطاعت می کنند، ثم امین، ضمناً امانت دار هست. امانت دار هست. امین وحی خداست. شوخی نیست اینها. دقت کنید. تمام کلمات قرآن را بدون یک خطا همه را جبرئیل در اوج امانت داری برای پیغمبر آورده. پس از یک مکان و منزلت فوق العاده بی نظیری، فوق العاده عظیمی جبرئیل علیه السلام برخوردار هست. قدرت، مکنت، امانت، آن هم کجا؟ نزد خود خدا در مرکز فرمانروایی خداوند. که حاکم بر کل نظام هست، نظام خلقت. جبرئیل آنجا قرار دارد. وقتی می گوید عند ذی العرش مکین یعنی جبرئیل در محل فرمانروایی حاکم بر کل این سیستم و ناظر بر کل این سیستم است. ببینید یعنی چی، عظمت یک فرشته چقدر می تواند باشد. ما چون بنا نداریم راجع به اینها، آیات راجع به جبرئیل زیاد است، بنا نداریم که بحث مبسوط کنیم، فقط بحثمان معرفی فرشته هاست، که بعد که می خواهیم بدانیم همه ی فرشته ها در نزد امام معصوم هستند این معنایش چی می شود و مختلف الملائکه یعنی چی.
پس الان خوب دقت کنید جای جبرئیل را کجا معرفی کرده؟ عند ذی العرش المکین. جبرئیل جایش آنجاست. دقت کنید. یعنی جبرئیل در جایگاهش، جایگاه عظمت که در مرکز فرمانروایی خداوند است، در عرش این جبرئیل غلام خانه ی اهل بیت است. خادم خانه ی امام زمان است. توجه کنید که داستان به کجا می رسد. خادم خانه ی حضرت زهراست. می دانید در تمام مدتی که پیامبر به رحمت خدا رفته بود تا شهادت حضرت زهرا جبرئیل یکسره خدمت حضرت زهرا بود. حالا که اگر برسیم در فاطمیه اگر عمری بود در انجا بعضی از اسرار حاکمیت حضرت زهرا را که چیست که جبرئیل خدمت ایشان است. وقتی میگوییم جبرئیل خدمت ایشان است یعنی آنی که عند ذی العرش المکین است در مرکز فرامانروایی هست حاکم و خادم این خانم است. و اخبار آینده ی نظام خلقت را به حضرت زهرا می گوید که یک کتابی نوشته می شود به نام صحیفه ی فاطمیه که دست امام زمان علیه السلام هست. ببینید این چقدر عظمت است.
خوب، امام سجاد در دعای سوم فرشته ای دیگری را هم معرفی می کند «و روح الذی هو علی الملائکه من الحجب و روح الذی هو من امرک فصلی علیهم» چون امام سجاد در این دعا در دعای سوم که حالا ما شرح کردیم و شرحش هم هست دارد درود می فرستد بر فرشته ها. جبرئیل این فرشته ها را می گوید می رسد به روح، آن روحی که خودش فرمانروا هست، (علی ملائکه الحجب) حاکمیت دارد بر ملائکه غیبی، ملائکه حاجب. که ای کاش فرصت بود اینها را هم می شد بیان شود. و همچنین روحی که از امر تو هست. یعنی مسئول عالم امر است. چون ما یک عالم خلق داریم که همین نظام طبیعت و ماده است، به آن می گویند عالم خلق. یک عالمی داریم فوق عالم خلق است که اداره کننده عالم خلق است به آن عالم امر می گویند. که خصوصیاتی دارد که همه اینها را در مباحث انسان شناسی و معاد توضیح دادیم. خوب، عالمی که کل این نظام مادی که مجموعه ی کیهان ها و کهکشانهاست دارد اداره می کند. حرکت یک اتم الکترون، نوترون، پروتون در ریزترین مطالبش بیایید پایینتر در جاهایش. تا عظیم ترین مسائلی که در نظام خلقت اتفاق می افتد، فرشتگان عالم امر دارند این را اداره می کنند. که خیلی طراحی، طراحی زیبایی هست. حضرت می خواهد یک نما به ما بدهد، یک تصویر به ما بدهد، تمرین های دیدن این تصویر را در اردو توضیح دادیم آنهایی که تمرکز بگیرند خیلی هم خوب است که با تمرکز انسان بتواند راه پیدا کند به آن قسمت. (فصلی علیهم) خدایا درود بفرست بر اینها. (و علی الملائکه الذین من دونهم من سکان سماواتک) این یک دسته، ملائکه ای که از این فرشته ها پایین تر هستند و ساکنان آسمان تو هستند. آسمان در نظام ملکوتی، در نظام بینهایت، نظام هستی بینهایت است ما حدی برای نظام هستی نداریم که. استناد ما هم چی بود؟ توضیح دادیم گفتیم اگر هستی بخواهد به جایی به نام عدم و نیستی ختم شود تنها یک چیز می تواند هستی را محدود کند و آن نیستی است و ما چیزی به نام نیستی و عدم نداریم. چرا چون اگر چیزی جایی به اسم نیستی و عدم باشد پس چیست؟ پس هست دیگر. دیگر نیستی به آن نمی گویند. بنابراین هستی در ذات خودش نامحدود است. وقتی نامحدود است بالا و پایینی اصلاً معنا ندارد در نامحدود، یکی بالا باشد یکی آسمان باشد یکی زیر باشد این را اصلاً نداریم ما. ما الان کیهان و کهکشان ما زمین کجاست؟ ما با نگاه عامیانه نگاه می کنیم. می گوییم زمین یعنی اینجایی که پایین هستیم بعد کف خلقت است رویش چیست؟ در صورتی که اینطوری نیست. شما وقتی نظام کیهانی را در کهکشان راه شیری نگاه بکنید یعنی کهکشان راه شیری را در کیهان ببینید همه کجا هستند؟ همه در فضای بینهایت هستند. اصلاً بالا و پایین ما نداریم، پایینی و بالایی اصلاً معنا ندارد. وقتی که شما می روید ماه، ماه را شما شبها چطوری نگاه می کنید این طوری نگاه می کنید یا سرتان را می گیرید بالا نگاه می کنید؟ بالا می گیرید. حالا الان که بروید در ماه زمین را بخواهید ببینید زمین را چطوری می بینید پایین ات هست؟ دوباره باید بالا را نگاه کنی. یعنی ما چیزی به اسم بالا و پایینی نداریم ما اینجا تصور مان اینطوری است و الا پس فرشته ها که می گویند فرشته ها در آسمان تو هستند، آسمان منظور این فضای مکانی نیست. مکانی که بالا سر ماست. آسمان یعنی نظام علو و برتری را می گوید ملائکه ای که، سماوات می گوید، ملائکه ای که در نظام باطنی این عالم حاکم بر این عالم هستند، ساکنین آسمان هستند، آسمان، برای همین هم می گویند وقتی شما می خواهید دعا کنید به سمت چی نگاه کنید؟ به سمت آسمان دست تان را ببرید بالا، این یعنی چی؟ یعنی خدا بالا سر ماست؟ یا می گوییم خدایا نازل کن، الان ما اینجا رو شهر ری هستیم می گوییم خدایا باران را نازل کن دست مان را می گیریم بالا، آنهایی که در کره زمین زیر پای ما قرار دارند، برای آنها باران از کجا می آید، از زیر پایشان می آید؟ نه آنها هم از کجا می آید از آسمان شان می آید. درست است؟ پس ما در واقع وقتی دستمان را بالا می بریم نه اینکه خدا در آسمان هست. خدا هستی جاریه در کل شی است همه جا هست یکسان هم هست بالا و پایینی ندارد، در نظام بینهایت ما بالا و پایینی که نداریم که. وقتی دستمان را می بریم بالا حاکی از این است که یک قدرتی غلبه دارد یک قدرتی حاکمیت دارد بر ما. حالا من اینجا در شهر ری دعا بکنم یا بروم از نظر فیزیکی یک جایی که روی کره زمین دقیقاً نقطه مقابل شهر ری باشد آنجا هم باید دستم را بگیرم بالا. درست است. حالا اگر این کره زمین باشد یکی دستش را اینجا گرفته بالا، یکی دیگر هم اینجا دستش را بالا می گیرد. از نظر ما پایین است دستش، ولی دست او بالاست. خوب پس ملائکه ای که اهل سماوات هستند یعنی چی؟ در نظام غیبی این عالم علو دارند حاکمیت دارند اینها. دیگر چی؟ «و اهل الامانت علی رسالاتک» خوب فرشته هایی که چی هستند، واسطه ی پیام ها و امانت های تو هستند. پیام ها را می رسانند، امانت های تو را می رسانند، آنچه که به باید به هر کس برسد می رسانند، این فرشته ای الهی هست. یک دسته از فرشته ها.
«والذین لا تدخلوهم صومعه من دئوباٍ ... و لا فطور» فرشته هایی هستند که هرگز خستگی، سستی و زحمت در جدیت کار و کوشش آنها اثری ندارد اصلاً احساس نمی کنند. وقتی دارند کار می کنند تلاش می کنند نه خستگی دارند نه احساس زحمت می کنند، نه احساس خستگی دارند نه عرق ریزی دارند نه شل می شوند نه سست می شوند این خصوصیت ها در فرشته ها هست. فرشته کارش اینطوری است مثل ما نیست. نکته ای که باز تاکید می کنم که حتماً به آن توجه کنید تا ان شاءالله این بخش را متوجه بشویم این است که تمام فرمول ها و قواعد ریاضی که در عالم است اینجا، در یک اتم الکترون، پروتون، نوترون از پایین ترین مرحله تا بالاترین مرحله همه اش ریاضی است توضیح دادیم قبلاً. نظم غیر قابل استثناء و برداشت است. همیشه هست. بدون تغییر این نظم هست. همیشه این حاکمیت قوانینی که بر کل نظام خلقت هست، بسیار پیچیده تر و دقیق ترش در نظام ملائکه هست. در نظام برزخی است. آنجایی که وجود دارد بسیار پیچیده تر، برای همین هم نگاه کنید چقدر تقسیم بندی دارند فرشته ها و کارهایشان و شغل هایشان را دارد حضرت می گوید.
خوب من همه این را نمی خوانم، همه این فرشته ها را، احاله را می دهم شماها را به همان شرح دعای سوم صحیفه سجادیه که انجام دادیم به مباحثش مراجعه بکنید. دیگر چی؟ « و قبائل الملائکه الذین اختصصتهم لنفسه» یک قبیله هایی، قبائل، دسته ای از فرشته ها که فقط پیش خودت نگه شان داشتی. پیش خود خدا. حالا این پیش هم خودش داستان دارد از شدت قرب پیش هست، و الا خدا که جایی نیست که بخواهیم بگوییم پیش خدا. خدا همه جا هستی جاری در کل شی است. این شدت قرب اینها و قدرت اینها طهارت اینها اینها را به حق تعالی اختصاص می دهد. «واغنیتهم عن الطعام و الشراب بتقدیسک» غذا و شراب ندارند اینها. اینها حیات شان با ذکر به حیات می رسند. یعنی وقتی ذکر میگویند، قدرت دارند همه چی شان با تقدیس است حیات شان به تقدیس بستگی دارد. الان حیات ما به چی بستگی دارد؟ به هوا، به غذا، ماهی ها چی؟ به هوا بستگی دارد؟ یا به چیزی که ما را خفه میکند درست نقطه مقابل است به آب و غذا. درست. فرشته ها با چی حیات دارند، با چی زنده اند، به تقدیس. می ترسم بگویم اینها را. در بعضی از آدم ها قدرت شان، سرپا بودن شان، نشاط شان، با حق تعالی است. با حق تعالی است نه همه موجودات با حق تعالی است اینها آدم هایی هستند که انرژی ، قدرت و نشاط شان به ذکر است ذکر نگویند قرآن نخوانند قرآن را نبینند قرآن را بغل نکنند مسجد نبینند تسبیح نداشته باشند نماز نخوانند ذکر نگویند انرژی هایشان به شدت پایین می آید. وقتی خسته می شوند وقتی هجوم خیلی از مشکلات به آنها می آید آنها همه انرژی شان را از ذکر می گیرند. گاهی وقتها اصلاً نیازی به خوردن غذا، روزها ندارند، روزها، من اینها را این جور آدمها را از نزدیک دیدم. روزها مدتها، آب غذا اصلاً نمی خواهند اگر ذکر بگوید سر پاست اگر یاد خدا را بکند سرپاست. ولی خب چرا باید این استثناء باشد خیلی بد است. خدا همه این توان را به همه ما هم داده. (الذکر قوت الارواح) ذکر غذای روح است. روح قوی شود جسم ناتوان نیست. ولی این در دست ملائکه است آدم ها هم می توانند اینطوری باشند هر وقت دیدی کم آوردی، افسردگی داری اعصابت خرد است، و وقتی بر می گردی به این که چرا کلافه ای، بعد متوجه می شوی که من امروز نمازم .... حرم نرفتم، آن وقت است که باید بخاطر داشتن یک روح انسانی تبریک گفت. وقتی می روی در مسجد و در حرم انگار که باطری است که وصلش کردند به شارژر پر می شوی خوش به حالت. ولی اگر اینطوری نیستی برس به خودت دیر می شود. آدم مردنش مردن خوبی نیست اینطوری، خوش به حال کسی که قدرت و نشاطش را از قرآن، از مجالس ذکر، از معرفت، از مسجد، حسینیه................23 سجّاده می گیرد. می نشیند روی سجّاده، انگار یک دستگاه خالی است که وصلش کرده اند به چی؟ به برق، با شارژر، پر می شود روی سجاده. با نماز پر می شود، حالا شاد، پرانرژی، قوی، امیدوار از روی سجاده می آید کنار. سجّاده وظیفه اش این است. اگر سجاده های خانه ما کار نمی کند، یک مشکلی است. چی را باید عوض کنیم اگر سجاده های خانه ما کار نمی کند، برویم سجّاده ی مان را عوض کنیم؟.................24 سجاده ی خانه ی ما هم وقتی می نشینیم رویش، غم ها را همه را بیرون کند، شاد پرانرژی و قدرتمند شارژِ شارژ پر شوی از روی سجاده بیایی کنار. وقتی قرآن می خوانی باید ببینی مشکل کجاست. آدم این ها را می خواند واقعا حسرت می کشد آدم را، امام سجاد است شوخی داشته این حرف ها را به خدا می زده؟ «و اسکنتهم بطون اطباق سماواتک» خوب دقت کنید، آنهایی که زیرک باشند ظریف باشند، دقت کنند می گیرند این قضیه را و آنهایی که به خصوص اردو آمدند در تمرینات و تمرکزهایشان این خیلی مهم است. (فرشته هایت را ساکن کرده ای در باطن طبقات آسمان هایت) فرشته هایت را ساکن کردی در باطن طبقات آسمان هایت، دیده ای خواهم که باشد شَه شناس/تا شناسد شاه را در هر لباس. یک مقدار به حرکتی که یک جنین در شکم مادر دارد تمرکز بگیرید. مادرها خیلی بهتر می توانند این را درک کنند که چه می شود که یک دفعه ظرف نه ماه، یک اسپرم دریافت کرده بسیار ریز و نه ماه بعد یک انسان با هزاران جذابیت، زیبایی، شعور، فهم که می تواند از اولیای خدا شود، بیرون می آید. کی دارد این کار را انجام می دهد؟ یک ذره به گل نگاه کنید. نگاه کنید به گل های خانه. به درخت ها. کی دارد این را می برد بالا؟ باطن را دیدن یعنی این. یعنی تمرکز کنید ببینید که در نظام مادی، ماده از خودش چیزی ندارد. چیزی دارد ماده را متحول می کند. « و الذین علی ارجائها اذا نزل الامر بتمام وعدک و خزان المطر و زواجر السحاب» فرشتگانی که در اطراف آسمان گسترده هستند و منتظر امر هستند. یعنی پر کردند همه ی آسمان ها و زمینت را. هیچ جا نیست که فرشته نباشد و امر تو با فرشته اجرا می شود. کسی جایی را سراغ دارد ما روی کره ی زمین که اگر سنگی را بیاندازیم، نیفتد؟ کل کره ی زمین پر از چه است؟ جاذبه. چجوری هر جای زمین جاذبه است؟ که این وظیفه را انجام می دهد؟ همه چیز کل عالم این طوری است. فرشته ها کل عالم را تصرف کرده اند و منتظر امر خدایند. یعنی تخلف بر نمی دارد و استثناء ندارد. همیشه همین طوری است. همه جا همین طوری است. «و لن تجد لسنه الله تبدیلا» تو هرگز نمی توانی در قانون خدا تبدیل ایجاد کنی. « ولن تجد لسنه الله تحویلا» تو پیدا نمی کنی تبدیل و تحولی را در سنت الهی. دودوتا همیشه چندتاست؟ چهارتا. آب در صد درجه به جوش می آید. قانون است. و خزان المطر و زواجر السحاب. خزانه داران باران و حرکت دهنده های ابر برای بارندگی. بروید حرکت ابرها را نگاه کنید. عظمت ابرها و این که چه کسی ابرها را حرکت می دهد، کجا می برد و می باراند این ها را. خزان المطر. یعنی می داند که الان باید در شهرری، این میلیارد عدد باران بیاید، هر کدام از دانه های باران کجا و روی سر کی بیاید. تا زمین می آورد آن ها را. بدون فرشته ها بارانی نیست. فرشته ها هستند که یک دانه برف یک دانه باران را می آورند و به مقصد خودش می رسانند. بحث فقط سر خزانه دار باران و برف نیست. هر چیزی خزانه دارد. « ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم.» هیچ چیز نیست مگر این که خزانه هایش دست ماست و ما هیچ چیزی را نازل نمی کنیم مگر به تعداد مشخص. سهم باران شهرری امسال چند قطره است؟ حساب شده. برفش؟ حساب شده. چندتا برگ به وجود می آید؟ حساب شده. چند تا برگ می پوسد؟ حساب شده. چندتا بچه پسر و چندتا بچه دختر، چند تا مریض و چند تا سالم؟ چند تا اتم الکترون نوترون پروتون قرار است چه کار کنند؟ همه اش و همه اش و همه اش خزانه دارها دارند کارشان را انجام می دهند. همه چیز ریاضی است. همه چیز قدر دارد. « کل شیء عنده بمقدار» همه چیز مقدار، اندازه و ریاضیات دارد. الحمدلله رب العالمین