بحث مان در شرح جامعه کبیره، شرح زیارت شریف جامعه کبیره رسید به این فراز « و مختلف الملائکه» که عرض کردیم که به این معنا هست که وجود مقدس ائمه علیهم السلام محل آمد و رفت فرشتگان است. و توضیح در این زمینه دادیم گفتیم بهتر است که اول یک مقدار با فرشتگان، موالی شان، انواع شان، کارهایشان آشنا بشویم. معنای این بهتر روشن شود که ائمه، مختلف الملائکه یعنی محل رفت و آمد فرشتگان الهی هستند یعنی چی. و چرا اینگونه هست. در این رابطه ان شاءالله توضیح خدمت تان عرض می کنیم. من توضیحاتی را درباره ی معنای فرشته و این که فرشته چگونه کار می کند جلسه گذشته عرض کردم و این توضیح را دادیم تمامی تحولات و تصرفات در عالم خلقت به وسیله فرشتگان انجام می شود. «فالمدبرات امراً» قرآن در مورد فرشتگان می فرماید که اینها تدبیر کننده امر هستند هر دستور و امری به اینها بشود، هر کاری از کارهای خلقت باشد کار چینش و مقدماتش و انجام و نتیجه اش همه به عهده فرشتگان خداوند تبارک و تعالی است. من توجه همه عزیزان را به شرح دعای سوم صحیفه سجادیه که سالهای قبل کردیم جلب می کنم. که حالا ان شاءالله به آن مباحث به عنوان نقش فرشتگان در تدبیر عالم مراجعه کنند. از این خطبه یعنی دعای سوم صحیفه، بعضی از توضیحات را من امشب بدهم برای عزیزان. که در وصف فرشتگان هست.
امام سجاد علیه السلام در مورد فرشتگان چند تا فرمایش دارند یکی این است که فرشتگان هرگز در مأموریتی که به آنها داده می شود، سستی نمیکنند، سستی در وجود فرشتگان راه ندارد. ضعف ندارند. تردید ندارند. کارهایشان را خوب انجام می دهند. خسته نمی شوند آزردگی و بی حوصلگی به آنها عارض نمی شود. و جدیت در کار و پیوستگی همیشگی دارند و غفلت در کار هم فرشتگان ندارند. ...... علیه السلام هم چند تا خصوصیت در مورد ایشان توضیح دادند، این که فرشته ها زایش ندارند، زایمان ندارند. نه می زایند و نه زاییده می شوند، خواب ندارند فرشتگان، مرگ مثل آن حالتی که بر انسان عرضه می شود در فرشتگان وجود ندارد و احتمال خطا و گناه در آنها وجود ندارند، و معصوم هستند، و حقایق نوریه ای هستند که از تاریکی ها و محدودیت های عالم ماده بیرون هستند و خودشان تسلط کامل بر عالم ماده دارند. پس آن چیزی را که ما در نظام خلقت، حداقل در عالم ماده اسمش را می گذاریم طبیعت، شعور حاکم بر طبیعت، این شعور حاکم بر طبیعت همان فرشتگان هستند. الله تبارک و تعالی، فرشتگان خداوند تبارک و تعالی هستند که دارند عالم را اداره می کنند. که حالا من در بحث میکائیل برای شما این را توضیح خواهم داد، که چگونه هست. پس ما به آن قوانینی که داریم در طبیعت قوانینی را که داریم کشف می کنیم در واقع عملکرد فرشتگان هست. هر چه که در قوانین علمی دانشمندان در رشته های مختلف مشغول کشفش هستند، در واقع عملکرد فرشتگان را کشف می کنند. مثلاً اگر می بینید شرایط لقاح و انعقاد نطفه این است در واقع عملکرد فرشتگان، این گونه هست. یا مثلاً فرض بفرمایید این حرکت دارد انجام می شود این ستاره با این سرعت می رود، این شهاب این طوری هست، این خسوف این طوری اتفاق می افتد، کسوف اینطوری اتفاق می افتد، قوانینی که بشر کشف می کند تمام در واقع شیوه ی عملکرد فرشتگان خداوند تبارک و تعالی در نظام عالم هستند.
خوب، آن فرشتگانی که در عالم طبیعت تصرف می کنند امیرالمومنین علیه السلام اینها را تقسیم بندی کرده، چون ما چند عالم داریم، هر عالم هم در آن تحولات و تقدیرات و کارهای انجام می شود. برای هر کدام از این عوالم فرشتگان مخصوص دارد. ما یک دسته فرشتگان داریم که فرشتگان ارضی به آنها می گویند فرشتگان زمینی و عملکردشان در ماده است. فرشتگان ارضی و زمینی که در ماده عمل می کنند تغییر و تحولاتی که در ماده اتفاق می افتد، آنچه که الان ما داریم می بینیم در یک دانه اتم، الکترون، نوترون، پروتون، یا پایین تر از آن تا شما بیایید در مولکول و بعد بیایید بالاتر در سلول ها و در جمادات و گیاهان و حیوانات و در ستاره ها و کیهان ها و کهکشان ها، هر اتفاقی که دارد می افتد، اینها فرشتگان مادی و ارضی هستند که دارند تصرف می کنند در نظام خلقت و ماده. یک سلسله فرشته ها داریم مخصوص عالم ملکوت هستند. تحولاتی که در عالم ملکوت اتفاق می افتد شما وارد آنجا که می شوید ان شاءالله با فرشتگان دسته جدیدی روبرو می شود انسان آنجا که حالا ملاقات شان هم می کند آنجا، این فرشته ها هم اداره کننده عالم ملکوت هستند. خوب عالم ملکوت را قبلاً توضیح دادیم باطن این عالم است یعنی آنچه که الان دارد در ماده اتفاق می افتد قانون اینرسی و قانون لختی را توضیح دادیم قبلاً. قانون فیزیکی را. شما فقط دارید می بینید که یک دانه گیاه دارد در می آید، یک گیاه یک دانه شکافته می شود ریشه می دهد، از بالا شکافته می شود شاخه و ساقه و برگ می دهد این را ما داریم می بینیم. این در باطن فرشته است این کار را انجام می دهد چون که ماده خودش حرکت نمی تواند بکند، ماده طبق قانون اینرسی گفتیم به هیچ وجه قادر به تغییر روش خودش نیست مگر این که از بیرون به آن وارد شود نیروی که از بیرون به ماده وارد می شود را می گویند فرشتگان عالم. دقت کردید. هر نیرویی که از بیرون دارد ماده را اداره می کند، تصرف می کند، تغییر شکل می دهد در ماده، باد، رعد و برق، آتش فشان، تحولاتی که اتفاق می افتد و هدایت همه ی اینها به عهده ی فرشتگان هست. این که یک دانه گل در می آید به آن قشنگی. خوب این را کی طراحی می کند رنگرزی گل، طراحی گل، طراحی برگ ها، ساقه ها، هر برگی هم جداست. عرض کردم جلسه گذاشته دوتا برگ را خدا یک جور نمی زند. یعنی فرشته وقتی برگ می زند، این برگ درست است شبیه برگ دیگر است، مثل قیافه های من و شما و بند انگشتان من و شماست که شبیه هم هست اما واقعاً مثل و عین هم نیستند. در واقع از نظر فلسفی مثل هم هستند، اما عین هم نیستند. یعنی کاملاً فرق دارد هر برگی شناسنامه خاص خودش را دارد. هر دانه ای هر بذری هر اتمی هر الکترونی هر نوترونی شناسنامه و هویت شخصی خودش و شخصیت ویژه خودش را دارد که اینها توسط فرشتگان کدگذاری می شوند و زده می شوند و به هر حال، تغییر و تحولاتش در آن اتفاق می افتد. یک عده از فرشته ها مخصوص عالم ملکوت هستند یک عده از فرشته تجرد محض دارند چون عالم ملکوت تجردش برزخی است یعنی بخشی از ماده هم در ملکوت هست دیگر، که در مباحث انسان شناسی توضیح دادیم. اما در ملکوت جسم، جسمانیت هست اما ماده نیست. ماده با جسم فرق دارد دیگر. جسمانیت هست اما ماده نداریم.
خوب، یعنی شکل و اندازه وجود دارد آنجا اما ماده و ثقل ماده وجود ندارد. مثل خواب، شما در خواب یک سنگی را بلند می کنید جایی می روید، مکه می روید، کربلا می روید در خواب تان، اما ماده اش را ندارید. فقط با چی سر و کار دارید؟ با وضعیت برزخی آن سر و کار دارید وضعیت خیالی و ملکوتی آن سر و کار دارید. خوب، یک سلسله از فرشته ها هستند که فرشته هایی هستند که مجرد محض اند. مال عالم جبروت و بالاتر هستند. که اینها هم تقسیم بندی هایی دارند شئون های مختلفی دارند که در قرآن و در روایات و در ادعیه شغل های اینها مسئولیت های اینها کاملاً آمده است. خوب امشب می خواهم تا این فرصت کمی که داریم راجع به چهارتا فرشته، فرشته های که ارکان نظام خلقت دست اینهاست، خدمت تان عرض بکنم. که این فرشته ها عبارت اند از حضرت اسرافیل، حضرت میکائیل، حضرت جبرائیل و حضرت عزرائیل علیهم السلام، به محضر مقدس شان و همه اعوان و انصار شان صلوات ختم بفرمایید.
اسرافیل شما شنیدید به او می گویند مثلاً می گویند سور اسرافیل یا اسم هایی هست مثل روزنامه سور اسرافیل یا فرض بفرمایید در خیابان و در جاهایی بعضی ها، سور یعنی بوق. که برای ایجاد چی است بوق؟ صداست. برای صدا کردن است مثلاً بوق می زند این بوق ها معنا دارند. شما ببینید شما یک موقع در ماشین از دست یکی عصبانی هستی یک جور بوق می زنی برایش. یک موقع می خواهی عرض ارادت بکنی برایش یک جور بوق می زنی. یا این بوق هایی که در ورزشگاه ها می زنند یا بوق هایی که در پادگان ها می زنند شکل های مختلف و معانی مختلف دارند هر کدام از این بوق ها. بوق ها در واقع پیام دارد. پیام را می رساند شما مثلاً نمی توانید لفظی بگویید به همه نمی شود گفت، یک کسی در وسط جنگ یک بوق می زند به شکل خاصی می نوازد همه سربازها می فهمند که باید عقب نشینی کنند. یک بوق می زند همه سربازها می فهمند که باید حمله کنند. این بوق در واقع معنای سور یا همان بوق رساندن یک پیام خاص و یک تحول خاص و یک حرکت خاص در مخاطب است. حضرت اسرافیل علیه السلام مسئول تبدیل تحول عالم برزخ به عالم آخرت است. به قیامت هست. با دمش ایشان اهل برزخ کسانی که در قبر هستند در قبر نه این قبر خاکی و گور خاکی، حالا این را هم شامل می شود اما منظور نظام برزخ است. همه از داخل برزخ آماده می شوند که برای صحنه قیامت وارد شوند. برای همین هم در روایت داریم دهانه ی بوق اسرافیل به اندازه ی همه آسمانها و زمین است این می خواهد به ما بفهماند که پیامی که اسرافیل می دهد تحولی که اسرافیل ایجاد می کند در کل نظام هست. یعنی یک فرشته ی با این عظمت هست. ما حالا در بحث های اردوهای تخصصی در مورد عظمت فرشته ها تا یک حدودی صحبت کردیم. حضرت می فرماید فرشتگانی خداوند دارد که اگر همه ی اقیانوس های عالم را دریاهای عالم را به دستش بریزند یک انگشتش را تر می کند. انگشت یک فرشته را تر می کند. چرا چون این فرشته ها مسئول تحول در کل سیستم نظام خلقت هستند. ماده هستند عظمت شان خیلی زیاد هست. یعنی تصرفات شان تحولات شان تنظیم این روابط بسیار بسیار شگفت انگیز هست. کسانی که درس علوم زیست شناسی خواندند، یا درس های زمین شناسی خواندند آنها خیلی راحت تر می توانند معنی تحول فرشتگان را و این که فرشتگان چطوری هم زمان و هماهنگ نظام های کره ی زمین و سایر کرات را هماهنگ می کنند را متوجه بهتر می شوند. چون در این رشته ها شما نظم حاکم بر این تحولات را کاملاً می فهمید، درس ها برای این خوب است لذتش برای همین خوب است علوم تجربی، زیست شناسی، زمین شناسی، شیمی و فیزیک برای این است که شما این قوانین و نظم حاکم بر عالم خوب دست تان می آید و متوجه می شوید که هیچ اتمی هیچ الکترونی هیچ نوترون و پروتونی بدون قاعده نیست. گتره ای نیست. بی حساب کتاب و بی برنامه نیست. یک اتم بی صاحب شما ندارید در این عالم. یک اتم بی صاحب یک جایی افتاده باشد یک خاک یک گرد، یک میکروب بی صاحب نداریم. هر چه هست مأموریت دارد کار خودش را دارد انجام می دهد و کاملاً تحت قدرت و هدایت فرشتگان عالم دارند کار خودشان را انجام می دهند.
خوب این یک مختصری البته من عرض کردم چون الان بحث مان بحث فرشته شناسی به معنای مبسوطش نیست. یک توضیح مختصری دادم که بدانیم که حضرت اسرافیل علیه السلام کارش تبدیل با عظمت به آن شگفت انگیزی هست که فوق العاده این عظمت دارد. خیلی حول انگیز است که آن عالم برزخ را همه را به خط می کند برای قیامت. همه را می برد در آن عالم قیامت. یک فرشته ای با این عظمت، میلیاردها میلیارد انسان و موجودات دیگر را از حالت برزخی بر می دارد و خارج می کند و می برد در صحنه قیامت، می بینید چقدر عظمت دارد این فرشته عظیم و عزیز الهی. میکائیل علیه السلام کارش تنوع بیشتری دارد حضرت میکائیل علیه السلام. حضرت میکائیل کارهای تحولات مربوط به رزق است. رزق همه ی موجودات توسط میکائیل تنظیم می شود و به آنها داده می شود. حالا این را دقت کنید وقتی می گوییم مختلف الملائکه یعنی چی؟ یعنی این کار عظیم، بگذار اول من میکائیل را معرفی کنم بعد اتصالش به خانه امام را بگویم که این معنایش چی می شود؟ تمام ارزاق آنچه که در ارزاق موجودات هست هر رزقی که قرار است به هر موجودی برسد هر نوع رزقی، توسط کی می رسد؟ توسط میکائیل است البته میکائیل خودش به تنهایی نیست مثل حضرت عزرائیل علیه السلام میلیاردها فرشته زیر نظرش هستند که دارند کار می کنند یعنی یک فرماندهی یک لشکر عظیم و حیرت انگیز از فرشتگان را دارد که رزق را به همه چیز می رسانند. به آن ماهی که دل آب هست در دل اقیانوس است آن کرمی که در سنگ هست، به نطفه ای که در یک شکم مادر هست و به هر چیزی رزق خاص خودش را می رسانند. شما یک غذا می خورید دقت کنید خواهش می کنم. یک غذا می خورید مثلاً یک پرس چلوکباب خوردید. خوب این را الان خوردید نوشابه خوردید دوغ را خوردیم سالاد و ماست را خوردیم یک غذاست این مجموعه می رود در معده شما، اما این تا برود بشود به مژه، روزی اش برسد به ابرو به چشم به تک تک سلولهای بدن برسد، این توسط انسان انجام نمی شود. یک نیروی با عظمتی روی این غذا تصرف می کند، و بعد این غذا را رزق را به همه جای ما می رساند. خیلی پیچیده است خوب دقت کنید چه اتفاقی می افتد. ما بدبختی می دانید چیست، یک نکبتی که انسان را نابودش می کند حجاب عادت است. یعنی می رود در درس می خواند که این اتفاق دارد می افتد، در علوم در کتاب علوم ولی دقت نمی کند خوب این نیرو و این شعور کیست و چی است؟ می خواند که مثلاً تمام ستاره ها «کلٌ فی فلک یسبحون» در مدار ثابت، هیچ کس نمی نشیند فکر کند کی دارد این کار را می کند. کی این دانه را می کند مثلاً گندم، کی می کند جو، کی می کند پرتغال، کی می کند موز، کی می کند آناناس و آلبالو و گیلاس اصلاً فکر نمی کنند. این چون عادتاً ما هی دیدیدیم عادت کردیم شگفت انگیز برای ما نیست توجه نمی کنیم که چه عظمتی دارد. الان بچه های ما را نگاه کنید تا حالا شما دیدید یک بچه تعجب کند از تلفن همراه؟ نه. چرا از هواپیما؟ از این که در خانه نشستی کانال می زند 500 تا کانال عوض می کند. بچه فسقلی سه ساله می نشیند هی اینطوری می زند و تعجب هم نمی کند میگوید قانونش است یاد گرفته عادت کرده. حالا همین تلفن همراه را بردار ببر در 50 سال پیش 60 سال پیش بده دست یک دانشمند، مغزش می ترکد از تعجب. یک دانشمند متوجه می شود که برای این که تلفن همراه ساخته شود و این کار انجام شود چه تکنولوژی پیچیده ای لازم است و چقدر عوامل باید دست به دست هم بدهند تا این تلفن کار بکند. بده به انیشتین، که آن بزرگی ذهن را داشت به او بدهید می میرد از تعجب. الان چرا ما نمی میریم؟ عادت کردیم. عادت کردیم از بچگی دیدیم برای ما تعجب انگیز نیست. آن کسی که پدرش درآمده بال درست کرده، مثل اولین کسی که پرواز کرد، الان می گویند که داوینچی بوده 500 سال پیش، ولی نه. قبل از آن 800 سال قبل یعنی 300 سال قبل از داوینچی مرحوم خواجه نصیر اولین بال را ساخت و از دست مغول ها فرار کرد از کاخ. تازه ایشان برخلاف داوینچی که پروازش ناموفق بود، ایشان پرواز موفق انجام داد بال برای خودش درست می کند از روی کتابخانه پرواز می کند فرار می کند می رود. خوب یک آدمی با این عظمت او می فهمد بال یعنی چی. با چی سختی. حالا این را یک دفعه، خواجه نصیر را از برزخ که حواسش به این چیزها نباشد و بیاوری اش یک دفعه اینجا، بعد این که کشته خودش را یک بال درست کند و الان بگویی به او که برو سوار شو برو مثلاً با سرعت هزار کیلومتر در ساعت برو تازه در آن می توانی بخوابی، استراحت کنی، مطالعه کنی، فکر کنی آدم روانی می شود. ما چرا روانی نمی شویم چون حجاب عادت داریم. تمام موفقیت یک شخص این است که بتواند از حجاب عادت خودش را نجات بدهد. اگر یک کسی می خواهد به کشف به ورود به غیب برسد با غیب انس بگیرد، باید از حجاب عادت دربیاید. دیگر به یک گل حق نداری عادی نگاه کنی. یک پرتغال داری می خوری بابا یک ذره راجع به آن فکر کن. ما با گاو چه فرقی داریم که آن گاو همین پرتغال را گاز می زند می خورد ما هم همین پرتغال را گاز می زنیم می خوریم. انسان فرقش این است که باید ببیند این رنگ از کجا آمده این طراحی در پوست طراحی روی پوست از کجاست این انارها را کی چیده کنار هم جفت شان کرده بعد روکش زده، پرده زده، شکل داده، رنگ، این سیب را کی دارد طراحی می کند. این موز به این قشنگی کار کیست. این پیچیدگی آناناس، پیچیدگی میوه های دیگر، اینها کار کیست. بافت اینها با کی انجام شده. چون اینها می رود در خاک، از خاک این چطوری ساخته می شود و بافته می شود روی همدیگر. کی اینها را می چسباند سوارمی کند و بعد می کند یک بسته یک آناناس و تقدیم ما می کند. حجاب عادت را باید برش دارد آدم. تا حجاب عادت را برنداری. چون این سوال را قیامت خدا از تو می پرسد شفاف، آنجا دیگر آدم نمی تواند مسخره بازی در بیاورد. آنجا خدا صریح به تو می گوید کی این کارها را کرده. یک بار سوال کردی، بابا این گل مصنوعی الان اینجاست. نگاه کنید الان روی این میز. به هر انسانی ولو عقلش خیلی کم باشد بگویند آقا این خودش همینطوری شده، می گوید تو دیوانه هستی این طوری حرف می زنی. مگر می شود این گل همینطوری، این را گل ساز ساخته. موادش نفتی است هزارتا اتفاق افتاده تا رسیده به اینجا. بعد طبیعی اش را یک کسی بگوید نه این همینطوری. مگر می شود همینطوری؟ مگر شخص خیلی احمق باشد و دیوانه باشد بخواهد اینطوری حرف بزند. یا بقیه را دیوانه حساب کند. بیاید بگوید گلها همینطوری خودشان درست شده. یا انارها، میوه ها، سیب ها، پرتغال ها، گیلاسها، آلبالوها، آلوها، انگورها، مگر می شود اینطوری حرف زد؟ الان سر خودت را کلاه بگذار بخاطر این که می خواهی گناه بکنی. چون قرآن می گوید افراد برای این که می خواهند گناه بکنند مجبورند آخرت و غیب را انکار کنند. «یریدالانسان لیفجر امامه» انسان چون می خواهد جلویش باز باشد هر گناهی دلش می خواهد بکند یک دفعه می آید تشکیک و تردید در عقاید و اعتقادات و آخرت ایجاد می کند که خودش را راحت کند. میگوید کی رفته، کی آمده از کجا معلوم؟ تا بتواند یک جوری خودش را آرام کند. گناه می خواهد بکند می خواهد معصیت کند هی بهانه گیری می کند. ولی بعد از این که تو وارد برزخ شدی و رفتی دیگر پرده رفته کنار، جلوی خدا که نمی توانی این بازی ها را در بیاوری. آدم باید یک بار فکر کند. تو مصنوعی اش را قبول نمی کنی که کار کسی نیست. آن وقت طبیعی و اصل را که در آن علم، حکمت، خاصیت، حیات و قدرت و همه چیز وجود دارد می گویی کار کسی نیست. می شود؟ اگر آدم حجاب عادت را بردارد تک تک این گیلاس هایی که بر می داریم همینطوری می گذاریم دهن مان، یا آلبالوهایی که می گذاریم دهن مان فکر کن چقدر کار روی این انجام شده. چقدر کار این روی این انجام شده، بعد من دارم این را می گذارم دهنم و راحت می خورمش. بعد هم ناشکری خدا را می کنم. این آلو این موز، این پرتغال، این سیب، این خرما این تک تک اینها چقدر رویش کار فکری، چینش، بافت، خاصیت دهی، حیات دهی روی تک تک اینها انجام شده بعد من بگیرم همینطوری بخورم. این انگور، چینش انگور را شما نگاه کنید مست می کند انسان را. همینطوری رد شویم برویم. اگر یک کسی حجاب عادت را بگذارد کنار، ده ها سال جلو می افتد. ده ها سال پیشرفت می کند. تمرین کنیم این را در اردو من تمرین اینها را گفتم. تمرین کنیم هیچ چیز را عادی نبینیم. الان بشر اینقدر بیچاره شده این را می برند در یک کارخانه ای که مثلاً هواپیما می سازند یا سفینه فضایی می سازند، که می رود مثلاً تا مریخ، مشتری یا جایی، ماهواره می سازند، دهنش باز می شود اوووووه چه خبر است، چه پیشرفتی، چه تکنولوژی... بابا تو به یک سیب نگاه کن، به بدن انسان نگاه کن، اصلاً اینها جلوی بدن انسان اسباب بازیند. دانشمندان می گویند اگر ماکت بینی را بخواهند بیرون بسازند یک ساختمان 16 طبقه می شود. تعداد عصب های انسان را که در کل این هیکل 50- 60 کیلویی هست سر هم کنند 5 دور، دور کره زمین می چرخد. کی چیده این را کی می چیند این را؟ آن هم حیات دار، شعور دار. مأموریت دار، فرماندار، همه شان فرمان درشان است. حالا نگاه کنید، میکائیل رزق را می رساند تمام کارهایی که در معادن انجام می شود، یعنی کارهای مربوط به معادن مختلف، معادن سر آدم سوت می کشد. بشر تازه مقداری اش را توانسته کشف کند. تمام تحولات در معادن و سنگها با میکائیل علیه السلام هست. دیگر چی؟ تمام رشدها و نمو های گیاه، می خواهد رویش بکند از زیر دانه می خواهد یک ریشه ی با آن عظمت بدهد از بیرون هم می خواهد بشود یک درخت، تمام این کار حضرت میکائیل علیه السلام و اعوان و انصار میکائیل علیه السلام هست. پس رشد و نمو و اینها را خوب دقت بکنید. پیدایش جانداران، یک موجود آفریده می شود به وجود می آید تا رشد می کند حرکت هایی که می کند یک کرم می شود پروانه. تمامی این تحولات با حضرت میکائیل علیه السلام و اعوان و انصار حضرت میکائیل علیه السلام هست. حرکت کل کهکشان ها، کیهان ها و کهکشان ها با تنظیم روابط عظیم کیهان ها و کهکشان ها با حضرت میکائیل و اعوان و انصارش هست. من با این دانشمندان بزرگ علم نجوم و هیئت صحبت کردم می گویند دانش ما در مقابل این عظمت یک قطره است در مقابل یک اقیانوس. ما هیچ چیز نمی دانیم راجع به اینها. تمام این ها را فرشته دارند کار می کنند. حضرت میکائیل علیه السلام دارد کار میکند. کرات، دگرگونی های جوی، حرکت دریاها، پیدایش ابرها، بارش باران، گردش فصول سال، عرض کنم خدمت تان که تمام اینها تنظیم شان. شما می گویید الان سال دیگر این موقع مثلاً فلان سال سال کبیسه است. فلان سال در سی و چند سال آینده مثلاً عاشورا می افتد فلان روز، صدسال دیگر تاسوعا می افتد فلان روز. چون همه اش نظم دارند. تمام این تنظیمات محیرالعقولی که اطراف ما هست و ما متأسفانه کور به خاطر حجاب عادت کور می شویم و نگاه نمی کنیم که دارد چه اتفاقی می افتد و تمام این عالم دارد مدیریت می شود آن روح حاکم، حیات حاکم، علم حاکم، حکمت حاکم، در بدن خودمان در پوست خودمان در ناخن خودمان در چشم خودمان در سر خودمان دارد اتفاق می افتد را متأسفانه از آن راحت غفلت می کنیم. اینها کار حضرت میکائیل علیه السلام هست که چه عظمتی دارد این فرشته الهی و اعوان و انصارش.
خوب، فرشته بعدی، نمی شود ورود کنیم که فرشته بعدی خیلی بزرگ است 5 دقیقه نمی رسد باید در موردش بیشتر توضیح بدهیم. فرشته ی عزیزی که مثل بقیه این بزرگان گردن ما خیلی حق دارد. وجود مقدس حضرت جبرئیل علیه السلام هست که ان شاء الله می گذاریم برای بعد حضرت عزرائیل و جبرئیل علیهم السلام را می گذاریم برای جلسه بعد چون اگر شما بتوانید با این فرشته ها انس بگیرید تمرین هایش را در اردوی فکر دادم. اگر بتوانید در روز حتماً با آنها ارتباط بگیرید انس بگیرید خیلی به شما کمک می کنند. خیلی دوست بازند رفیق بازند خیلی مهربان هستند، واقعاً اینها برای این که شما با آنها ارتباط بگیرید دوست بشوید صمیمی شوید آنها مشتاق تر هستند مسئله این است که ما ها چون هی هله هوله می خوریم در زندگی. آشغال خوری زیاد دارد این نفس ما رغبت ما به غیب کم است. رغبت ما برای ارتباط و اتصال با عالم بالا کم است وقت گذاری برای انس ارتباط و رفت و آمد نداریم، محروم می شویم از اینها. بعداً خوب حالا می میریم و اینها را می بینیم. خوب حیف است آدم آنجا ببیند که جبرئیل کیست عزرائیل کیست، خوب تو از اینجا با او دوست شو. از اینجا با او رفیق شو. رفاقت اینها از اینجا برای انسان یک سرمایه است یک ذخیره است که یک کسی از اینجا با فرشتگان الهی انس بگیرد. حداقل با فرشتگان خودتان که دیگر قوانینش را در شرح دعای سوم صحیفه سجادیه دادم، آن مباحث عالم فرشتگان را گوش بکنید. اینها خیلی مهمند که انسان انس بگیرد با اینها. سلام علیک بکند هر روز. نحوه سلام علیکش را هم توضیح دادم.
حضرت سجاد علیه الصلام هم خیلی زیبا برای ما فرمودند در همین دعا. با این فرشته ها یاد بگیریم حرف بزنیم یاد بگیریم انس بگیریم با اینها آنطوری که معصومین علیهم السلام دارند به ما یاد می دهند و ما را دعوت می کنند که با اینها انس بگیریم و ارتباط بگیریم. حیف است که وقتی می توانیم این کار را بکنیم خودمان را محروم کنیم. حیف نیست یک کسی که می تواند با این بزرگواران ارتباط بگیرد بعد برود با این فضاهای مجازی و مزخرف و اینترنت و اینها عمر و ذهنش را بگذارد سر چیزهایی که به دردش نمی خورد یا فقط اینها ذخیره ذهن و روحش می شود و شب اول قبر هم نمی تواند اینها را بگذارد کنار. اینها دیگر باید برود در بیمارستان بهشت که جهنم است از نفس ما تراشیده شود خیلی دردسر دارد دیدنی های اضافه، شنیدنی های اضافه، اینها که هی ما با این بازی می کنیم و این تصاویر را نگاه می کنیم برای ما دردسر می سازد به جای این که وقتت را بگذاری سر این چیزهایی که اصلاً بی خود است فکر های الکی هست فکر های کارتونی است چیز های بیخود است ذهن و فکر خودت را مشغول کن تمرکز بده برای ارتباط با غیب، انس با غیب خیلی چیزها گیرمان خواهد آمد. خوب توضیح در مورد فرشتگان و بعضی از مسائل دیگر را جلسه آینده ان شاالله می دهم تا یواش یواش این جمله مشخص شود ومختلف الملائکه در مورد امام یعنی چی.
والحمدلله رب العالمین.