در شرح زیارت شریف جامعه کبیره، امروز بحث جدیدی را شروع می کنیم، فقره ی جدیدی را که آن «مختلف الملائکه» هست. «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه»، «مُختَلَف»، اسم مکان است، از ماده ی «خَلف» که به باب افتعال رفته. «اختلف، یختلف، اختلاف» ماده ی «خَلف» یعنی جانشینی. خلیفه را برای چی خلیفه می گویند؟ چون جانشین است. می گوییم خلیفه جانشین است. «إنّی جاعلٌ فی الارض خلیفه» خداوند در قرآن می فرماید: من در زمین می خواهم یک جانشین برای خودم قرار بدهم. چون جانشینی یعنی یک کسی می رود یک کسی جایش می آید. باز او می رود یکی دیگر جایش می آید. این رفت و آمدی که دائماً اتفاق می افتد، «مُختَلَف»، یعنی مکان جانشینی و مکان، چون لازمه ی جانشینی رفت و آمد است، «مُختَلَف»، اسم مکان هست، به این معنا که محل رفت و آمد است. پس وقتی خطاب به معصوم می گوییم: «مُختَلَف الملائکه» یعنی فرشتگان دائماً به محضر معصومین علیهم السلام می آیند و مأموریت های خودشان را می گیرند، وظایف خودشان را انجام می دهند، می روند؛ فرشتگان جدیدی می آیند که بعداً این را توضیح خواهم داد که چقدر این عظمت دارد این ماجرا، که اهل بیت علیهم السلام دائماً محل رجوع فرشتگان هستند. یکسره فرشتگان به محضر مقدس معصومین علیهم السلام نازل می شوند و از محضر آنها برای انجام مأموریت هایشان در سراسر نظام خلقت، اعزام می شوند. خیلی این صحنه ی پرعظمتی است که قرآن هم این را اینگونه بیان می کند: «تنزل الملائکه و الروح فیه باذن ربهم من کل امر» دقت کنید. خیلی عظمت دارد. حضرت فرمود با کسانی که ولایت ما را قبول ندارند با این آیه احتجاج کنید. بگویید شما که قرآن را قبول دارید، اگر قرآن را قبول دارید، وقتی قرآن می فرماید همه ملائکه و روح نازل می شوند شب قدر در بیابان و دریا و صحرا نمی روند که، کجا نازل می شوند؟ به کی نازل می شوند؟ آن هم «من کل امر» همه چیز را با خودشان می آورند. یعنی در مورد همه چیز و همه کارها آنها به محضر مقدس امام معصوم نازل می شوند. خیلی حرف است من کل امر یعنی قرار است در ماسوی الله هر اتفاقی بیفتد، هر چیزی فرق نمی کند، کلی می گوید، هرچیزی قرار است اتفاق بیفتد، این از محضر امام اتفاق می افتد در وجود خلیفه الله این اتفاق می افتد، ایشان هست که تدبیر می کند همه این امور را.
خوب، یک مقدار من می خواهم راجع به ملک و فرشته ها صحبت بکنم و مأموریت هایشان که این را خوب یاد بگیرم اول. که وقتی می گوییم معصومین مختلف الملائکه هستند، محل آمد و رفت فرشتگان هستند معنایش چیست. فرشتگان چطوری می آیند اولاً، بعد برای چی می آیند، برای چی کارهایی می آیند؟ چند دسته هستند؟ چه نوع کارهایی را انجام می دهند؟ نحوه آمدن شان به چه شکل است؟ اینها را می خواهیم یک مقدار صحبت بکنیم. ما در شرح دعای سوم صحیفه ی سجادیه علیه السلام به نام نقش ملائکه در تدبیر عالم چند جلسه ای بحث کردیم. ولی الان ناچار هستیم که به خاطر موضوع بحث مان چه بسا بعضی از عزیزان آن مباحث را نبودند و یا استماع نکردند، یک فشرده ای از عالم فرشتگان و ملائکه خدمت شما عزیزان عرض بکنیم و بعضی از تقسیمات کاری شان، شغل هایشان، اقسام شان، این کاملاً جا بیفتد و بعد تازه متوجه بشویم که مختلف الملائکه که نسبت به ائمه می گوییم، امام چه شخصیتی است که فرشتگان عالم محضر او نازل می شوند. رفت و آمد می کنند دائماً محضر امام. امام یک محضر بسیار بسیار بسیار شلوغی دارد. دائماً فرشتگان عالم می آیند و می روند.
(م، ل، ک) این ماده که به کار می بریم، خیلی جاها به کار می ببریم می گوییم (مالک) (مَلِک) (مَلَک) (ملائکه) زیاد به کار می بریم. داشتن، ملک، می گوییم آقا طرف ملک دارد صاحب ملک است. درست است؟ املاک، می گوییم املاکی مثلاً. یعنی آن چیزی که می شود مالکش شد، (مِلک). (مَلَک)، (مَلِک) مَلِک کیست؟ پادشاه و حاکم را می گویند چی؟ مَلِک، یا مالک. مالک یعنی صاحبِ چیزی که صاحب آن است مال او است اصلاً. برای چی برایش می گویند مَلِک و پادشاه چون اختیاردار است در کشور، صاحب و مالک چیست؟ مالک اختیار است. خیلی اختیارها در کشور دارد به او می گویند پادشاهست. اختیار جنگ دارد، اختیار صلح دارد. اختیارهای دیگری دارد پادشاه اختیارهایش خیلی زیاد است دستش خیلی باز است. مَلَک هم به فرشته می گویند مَلَک. و جمعش می شود چی؟ ملائکه. یعنی کسانی که قدرت دارند، می توانند تصرف بکنند در خیلی از امور، صاحب خیلی از امور هستند، امور به آنها سپرده شده، مالکیت دارد نسبت به تصرفاتی که در نظام خلقت انجام می دهند صاحب قدرت هستند. ملائکه قوای عالم هستند. چون وقتی می گوییم الله، ما از الله که بیایم پایین، همه ی نظام خلقت، عالم جبروت، عالم ملکوت اصلاً اسمش ملکوت است باز هم این عالم اسم مَلَک دارد، عالم ملکوت و عالم ناسوت، عالم مُلک به اینجا می گویند یا ناسوت. در دنیا امام صادق علیه السالم فرمود: «انّ الله عزوجل خلقَ ملکه علی مثال ملوکته و اسّس ملکوته علی مثال جبروته» خداوند عزوجل مُلکش را عالم مُلک یعنی عالم دنیای خودش را که بر آن حاکمیت دارد از مدل و الگو و نمونه ی ملکوتش خلق کرده و ملکوت را براساس جبروت تأسیس کرده. که الان این را لازم نیست و همینقدر که بدانیم این عوالم هست و روابط شان هم این روابط هست.
تمام این عوالم با قدرت اداره می شوند. چون اداره است دیگر. می گوییم:« رب العالمین» خیلی این کلمه بلند است اگر کسی این را بفهمد نمازش واقعاً لذت می برد از نمازش. وقتی می ایستد نماز می خواند اگر کسی می خواهد در ذکر در تمرکز لذت ببرد باید این واژه ها را معنایش را خوب درک کند. «الحمدلله رب العالمین». یعنی رب یعنی چی؟ رب یعنی مالک، (باز کلمه را دقت کنید) مالکِ تدبیرکننده. مالکی که دارد مجموعه ی نظام خلقت خودش را، جبروت خودش را ملکوت خودش را مِلکِ خودش را یا ناسوت را اداره می کند تدبیر می کند عظمت حق تعالی را ببینید یعنی چی؟ تدبیر همه ی نظام خلقت. از یک اتم، الکترون، نوترون، پروتون شما بگیرید خدا دارد تدبیرش می کند، کنارش است، با او هست، از آن پایین تر خداوند آنجا حضور دارد آن را تدبیر می کند تک تک چرخش ها و حرکت ها، ترکیب ها، تجزیه ها، وصل ها و فصل ها (لا رطب و لا یابس) هر چی که بگویی آن خدا کنارش است با او هست. می گویند مالک. عظمت حق تعالی را باید آدم یک ذره بیشتر فکر کند در اردوها در این مورد مفصل صحبت کردیم. که مالک وقتی میگوییم رب العالمین یعنی چی؟ رب العالمین کلمه ی بسیار دل انگیز با عظمت شورانگیزی هست. رب العالمین. او دارد اداره می کند همه چیز را. ما فقط مصرف کننده ایم. شما یک سیب را نگاه کنید، یک میوه را نگاه کنید یک موز را نگاه کنید ببینید چقدر تدبیر در این به کار رفته که تا شده این. از خاک این ساخته شده در این فکر به کار رفته، تدبیر به کار رفته، انرژی به کار می رود تا این، این بشود. ما فقط مصرفش می کنیم. نمی فهمیم کی این کار را کرده، دقت هم نمی کنیم.
پس تمام این قدرت ها و ربوبیت هایی که خداوند دارد تدبیرهایی که می کند، وسیله ی تدبیر خداوند و اعمال این تدبیرها فرشتگان هستند. فرشتگان قوای عالم هستند، قدرت های الهی هستند، که خداوند به وسیله ی آنها در نظام خلقت، تغییرات ایجاد می کند. تدبیر می کند. خوب یک بحثی که در اردو داشتیم اینجا نتوانستیم برایتان بگوییم و مجبوریم اینجا یک مقدار برایتان بگوییم و شاید یک مقدار دقت بیشتری قطعاً می خواهد. توجه به این نکته است که ببینید شما در عالم، تحولات و تغییرات زیادی دارید می بینید. یعنی دائماً نظام خلقت در حال تغییر و تحول است حرکت است. یک قانونی داریم که در قوانین فیزیکی اکثر تان هم می دانید چیست؟ به این قانون می گفتند، قانون. قدیم ها که ما درس می خواندیم در فیزیک، به آن می گویند قانون اینرسی. الان جدیداً در این کتاب های فیزیک من دیدم تبدیل شده به قانون لختی. لخت یعنی چی می گوییم این پارچه لخت است یا این شخص موهایش لخت است. لخت است یعنی چی؟ یعنی می اندازد خودش را. یعنی افتادگی این گونه دارد.
خوب، لختی آن حالت افتادگی، آمدن و استقرار را بهش می گویند. قانون اینرسی این را به ما می گوید، می گوید هر شی و هر ماده ای هر جسمی، حالت ساکن خودش را (ببینید این را نگاه کنید روی میز است این همیشه همین است و همین جا می ماند.) همیشه اینجا می ماند، این کتاب همیشه اینجا می ماند، این عینک همیشه اینجا می ماند. هر شیء ای حالت سکون خودش را حفظ می کند، مگر این که از خارج از آن به او چی وارد شود؟ (بلند بگویید) نیرو وارد شود. و هر شیء ای حرکت مستقیم الخط خودش را مستقیم الخط یکنواخت خودش را حفظ می کند مگر این که به آن چی وارد شود؟ نیرو. ببینید من این برگ را رها می کنم (بگذار تک برگش کنم که راحت تر شود کاشکی در فضای باز بودیم که بهتر می شد) این برگ را رها می کنم، من الان برگ را صاف و عمود گرفتم، وقتی که رهاش می کنم باید همانطوری صاف و عمود بیاید پایین، درست است؟ از اینجا می گیرم ولی وقتی که من این را رها می کنم این با همین زاویه نمی رود پایین، بنشیند. اول از این، رها می شود حرکت می کند، دو سه تا اتفاق می افتد، دقت کنید این الان رفت پایین دیدید چرخید و رفت پایین. اگر زمین وجود نداشت این به حرکت خودش ادامه می داد یا نمی داد؟ ادامه می داد. تا کجا؟ بینهایت. یا یک جایی که یک چیزی زیر این قرار بگیرد و جلویش را نگه دارد. یعنی حد ندارد این حرکت. خوب، ولی حرکت این آیا همانگونه که من رها کردم رفت پایین یا نه؟ بله؟ نه. چرا چرخید چندتا دور زد چون به آن نیرو وارد می شود. نیروهای مختلف، آن طرف کولر است این طرف پنکه، بهش می خورد. دیدید یک برگ را رها می کنید، چند جور، هر یک حرکتی که انجام می دهد، (آنهایی که فیزیک خواندند می دانند، اینها همه قابل محاسبه است) هر یک حرکتی که انجام می دهد یک نیرو به آن وارد می شود و آن را یک دور می چرخاند هی این طرف و آن طرف می شود مجموعه نیروها آن را همینطوری میرقصاند تا بیاید پایین. اگر هم مانعی نباشد تا بینهایت حرکت می کند. پس طبق قانون اینرسی، قانون فیزیک قانون قطعی هم هست هر شیء ای حالت حرکت خودش را دائماً ادامه می دهد مگر اینکه از بیرون به آن نیرو وارد شود. یا هر شیء ای حالت سکون خودش را حفظ می کند مگر این که به آن چی وارد شود؟ نیرو وارد شود. درست است؟ هیچ فرقی نمی کند. ماده، شی، جسم این گونه است. خوب، ما در نظام خلقت اجسام مان ساکن نیستند. یعنی شما هیچ شیء ساکنی، ماده ی ساکنی ندارید اصلاً. که بگوییم یک ماده ما داریم، این ماده ساکن هست. هیچ نیرویی به آن وارد نمی شود این محال است. شما الان این ساختمان آهن هایش را در نظر بگیرید اصلاً شما آهن های این را نمی بینید رفته لای گچ و خاک و آجر است ظاهراً ساکن است دیگر درست است؟ اما چند سال بعد می آیی می بینی آن آهن حرکت داشته، از درون شروع کرده حرکت و پوسیدگی پیدا کرده، یعنی نیروهایی همان جا به آن وارد شده و این را دارند می پوسانند. نیرو به آن وارد می شود و این کم کم می رود در آب اکسیده می شود در هوا دائماً نیرو به آن وارد می شود و از بین می رود. شما بعد از یک مدت می بینید که یک چیز داشتید مثلاً آهنی، کشتی، ساختمانی، اتومبیلی بعد می گویی آره این چند سال است اینجا بوده در این انباری حالا دیگر پوسیده شده، یعنی به آن چی وارد شده؟ یک نیرویی وارد شده که ترکیب شده و پوسیده شده. نیروی هواست، اکسیژن است و خیلی چیزهای دیگر. پس تمام این حرکت هایی که در ماده دارد اتفاق می افتد، چیزی است که خود ماده ندارد، یعنی ماده از آن جهت که ماده است و جسم هست، باید همیشه حالت حرکت یا سکون خودش را طبق قانون چه کار کند؟ حفظ بکند. ولی آیا ما ماده ای داریم در عالم که همیشه ساکن باشد؟ نه. همه ی اینها در حال جذب نیرو، صادرات نیرو، واردات نیرو هستند در فیزیک، به آن می گوییم انرژی. به آن می گوییم چی؟ انرژی. این لفظ انگلیسی اش است لفظ لاتینش است انرژی. در فارسی به آن می گوییم چی؟ توان. در عربی به آن می گوییم چی؟ قوّه. اصطلاحی که خالق این مجموعه به کار برده، لفظ چی را به کار می برد؟ مَلَک، لفظ مَلَک را به کار می برد. یعنی دائماً موجودات باشعوری، چون فرشته ها شعور دارند؛ و مقربی دائماً در حال ایجاد تغییرات در ماده هستند. الان کره زمین ماده مگر نیست؟ ماده است دیگر. یک تکه ماده است. تشکیل شده از یک تعدادی از عناصر. در صد هم دارد اینقدرش این است اینقدرش این ماده است. الان این دارد 5 شکل می چرخد. چرخش این، کی می چرخاندش؟ به این عظمت، این در نظام خلقت مثل یک سوزن می ماند، عزیزانی که اردو آمدند فیلم ها را دیدند کره زمین، کره زمین که نه، منظومه ما و کهکشان ما یک سوزن است یک ارزن است در کل این فضا. یک ارزن است. و به قول خدا رحمت کند امام را می گفت منظومه شمسی اگر گم شود فقط جبرئیل می تواند پیدایش کند. در این فضا. هیچ چی نیست. حالا این زمین با این عظمت را کی دارد می گرداند به این شکل منظم و ریاضی و دقیق که همه اش هم قابل محاسبه است. یعنی شما می گویید شش ماه بعد این روز این ساعت این خسوف است یا کسوف است؟ درست است نظم دارد دیگر. بسیار منظم. قرآن هم می گوید زمین و ماه و خورشید و...« کل فی فلک یسبحون» هر کدام در مداری مشخص در حرکت هستند کاملاً مشخص. پس این کره زمین دارد می چرخد منظومه شمسی دارد می چرخد کرات دیگر دارند می چرخند، بعد منظومه شمسی خودش در کهکشان راه شیری است. کهکشان راه شیری آنهایی که شکلش را دیدند خیلی عظمت دارد. حالا من خواهش می کنم حتماً عزیزان سمعی بصری برای جلسه آینده بعد از عاشورا وقتی بگذارند که این صفحات و تصاویر را ببینیم خیلی قشنگند. این کهکشان خودش در کیهان هست. حالا این کیهان هم خودش جای دیگر است یعنی این دائماً صدها میلیون، صدها میلیون، میلیارد از این کیهان و کهکشان هم در حال حرکت است. همه دارند ریاضی اداره می شوند. یعنی ما می دانیم که فقط زمین هم نیست که در اداره است. یعنی می دانیم فلان شهاب سنگ، فلان سال، فلان ساعت، فلان ثانیه می خورد به زمین. کاملاً قابل محاسبه است. درست است؟ کی دارد می چرخاند این را؟ نیرو. این نیرو از کجا دارد می آید؟ کی است این نیرو؟ دارد می چرخاند. این فقط آنجا که نیست که، این در فضای ماکروسکوپی است در فضای میکروسکوپی بیایید پایین، در فضای میکروسکوپی می بینید که یک دانه، بیا پایین تر، یک اتم، الکترون پروتون نوترون یک سلول چقدر چرخش دارد. ریچارد اندرسون می گوید: من بیست سال عمرم را گذاشتم را که آرایش چهارهزار اتم در یک مولکول را بتوانم شناسایی کنم. یک دانشمند یک نخبه، بیست سال زحمت می کشد که چینش چهارهزار اتم را که اینها کجا قرار دارند در یک مولکول، کی چیده، کی دارد اداره می کند، اتم را کی دارد اداره می کند؟ مولکول را کی اداره می کند؟ پایینترش بیا، الکترون، نوترون، پروتون، بیا، بیا، بیا پایین تا کوارک ها. تازه بشر تا اینجا رسیده از کوارک برو پایین تر، تا بروی پایین تر جا داری. آنجا کی است کی دارد اداره می کند به این نظم؟ هرچه هم بشر می شکافد می بیند علم، حکمت، حساب، کتاب، دقت آنجا به کار رفته؟ کی دارد اداره می کند؟ ما بفهمیم رب العالمین یعنی کی؟ رب العالمین یعنی کی؟ آقا یک سوال، خیلی عادی خدا را برای من ثابت کن؟ کو خدا؟ آقا چشمت را باز کن، همه جا پر از خداست. اصلاً خدا قابل شک نیست. اگر کسی شک کرد در خدا، آدم توهم زده ای هست. یک شکل توهمی از خدا در ذهنش است آن را دارد بهش شک می کند. و الا خدا از در و دیوار دارد خودش را نشان می دهد.
با صدهزار جلوه برون آمدی که من / با صدهزار دیده تماشا کنم تو را
خدا اساساً قابل شک نیست. قابل تردید نیست. اگر کسی تردید کرد بداند دچار توهم شده. یعنی خدای توهمی را دارد انکار میکند نه خدای حقیقی را. این زمین، کره، کهکشان کی دارد اداره می کند؟ این را بهش می گویند قدرت، نیرو، و آن کسی که دارد اینها را تدبیر می کنند فرشته ها هستند. فرشتگان الهی تدبیر می کنند. شما یک تکه خاک، خاک ثابت بریزید، همه تان هم دیدید دیگر، کسی نمی گوید من این را ندیدیم لمسش نکردم. در باغچه خانه یک گلدان حتی، بعد در این گلدان، سه نوع، چهار نوع بذر بریز، بعد می بینی با چهار نوع و سه نوع میوه می آید بیرون. یک، دانه ها تمام شان فرمان و دستور دارند. کد دارند. کد دارند (می ترسم من این حرفها را بزنم شما را اذیت تان می کنم. نمی دانم اذیت می شوید یا نه) ولی مجبورم بگویم. ببین تمام اتم ها الان یک عدد (اینطوری به شما می گویم خیلی مهم است) همانطور که آدم ها قیافه هایشان کد دارد هر یک قیافه کد دارد یعنی مشخص است این آدم با این آدم فرق می کند قیافه اش این است ترکیب دارد و عدد و اندازه دارد. (نمی توانم بیشتر توضیح بدهم اذیت می شوید می ترسم فرار کنید از سر کلاس) که این شکل ها و صورت های آدم ها تمامش کد و شکل دارد. اندازه دارد. یعنی قابل تبدیل به عدد است همه چیزش قیافه آدم. انگشت ها را نگاه کنید بند انگشت ها، چند میلیارد آدم داریم ما روی زمین، 8 میلیارد آدم، چقدر هم آمدند و رفتند، همه اینها با این عددها و شماره انگشت شان بند های انگشت شان کد دار است دیگر. زمان ما این کار را می کردند شناسنامه خودم شماره انگشتم کلاسه دارد یک رقم ده رقمی شده می زنند آنجا. بعداً دیدند درد سر دارد مرکز حذفش زد گفت نمی خواهد کلاسه و شماره بزنید. یک عده ای مثل ماها شدند، نگاه کنید. هر کدام از این بند انگشت ما که اثر انگشت منحصر به فرد هرکس هست که مثل صورت منحصر به فرد است خدا تک زده، این شماره دارد، کد دارد، این بار که من با دانشمندان اروپایی بحث می کردم رفته بودم در این سفر، وقتی به اینجا ها رسیدیم، یک تعداد شان در فیزیک کار کردند گفتند ما رسیدیم به جایی که تمام اتم ها و پایین تر، هر کدام شان شماره کوانتومی دارند. یعنی دوتا اتم شبیه هم خدا نزده. دوتا الکترون شبیه هم نزده، شما الان می روید در خانه تان یا در جنگل بروید یک میلیارد برگ می بینید در درخت را نگاه کنید می گویید این درخت صدهزار تا برگ دارد همه هم شبیه هم هستند. ولی این کدش با این فرق دارد. شماره اش فرق دارد. یعنی شما اگر بروید به فرشته ی مخصوصش بگویی فرشته بهش بگو که آقا در جنگل گیلان زمین فلان، درخت فلان این برگ که دست من است، می گوید آها این اسمش این است شماره اش هم این است کدش هم این است. دقت کردید. دوتا برگ را خدا یک جور نزده. (می ترسم هی بروم عمیق شوم شما قاط بزنید امشب مشکل شود) دوتا برگ را یک جور نزده، همانطور که دوتا قیافه آدم ها را یک جور نزده. همانطور که دوتا بند انگشت را یک جور نزده. اصلاً خدا به هیچ وجه در کارش تکرار، (لا تکرار فی التجلی) در جلوه خدا اصلاً کار تکراری انجام نمی دهد به هیچ وجه کار تکراری نمی کند. هر چی زده بدیع، جدید و نو و منحصر به فرد است. دوتا اتم یک جور نزده، شبیه هم هستند مثل آدم ها مثل طالبی ها، مثل خیارها، مثل پرتغال ها، خاصیت شان یکی است شخصیت شان یکی نیست. خودم حالم بد می شود. آدم تا می آید تفکر کند دوست دارد برود بنشیند یک جایی، بنشیند گریه بکند، بنشیند بزند تو سر خودش، بنشیند جلوی این عظمت یک چند ساعتی سجده بکند. در مقابل این عظمت، برود بگوید من هیچم، من حقیرم، من هیچ چی نیستم. شما یک مشت بذر تک تک تذرها کد دارند. می گوید رفتم مغازه 5 کیلو بذر خریدم آوردم، همه اش کد دارد. (لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین). این کدی که در دست شماست این بذری که در دست شماست ده تایی که دست شماست با ده تایی که در دست یک کس دیگر است فرق می کند. همه شان کد و شناسنامه و شخصیت دارند. ای کاش فرصت می کردم راجع به شخصیت اینها با شما یک ذره صحبت کنم. آن خیلی کار می برد. حالا شما این بذر را بر می دارید می ریزید در زمین، در خاک، اول از این همین که می ریزی اش فرشته تحویلت می گیرد همان که می ریزی، این کار فرشته است تا ببردش بیندازدش در زمین و برود در خاک فرشته این کار را می کند چون گفتیم هر شیء ای حرکت خودش را نگه می دارد مگر این که به آن نیرو وارد شود. این نیرویی که این را شما جذب می کنید نگاه کنید این چیست؟ نباید این می کشد یک جا همه را به یک جا جذب می کند چیست، این نیروست دیگر. چرا هوا نمی رود؟ که می آید اینجا، این نیروست. بعد که می رود در خاک، شروع می کند به شکافتن، دوتا شکاف می خورد اصلاً کی می تواند برگ را بشکافد؟ دانه را بشکافد، «إنّ الله فالق الحب والنوی» آیه را بخوان. پرواز کن برو. ما اینجا روی مان نمی شود، آیه را آدم خواند جیغ بزند، داد بزند فریاد بزند. میگوید خدا الله دانه را می شکافد. هسته و دانه شکافش کار من است. به وسیله ی فرشته هایش. فرشت را می گوید بشکاف. می شکافد از آن دانه اینقدر است شروع می کند اینقدر ریشه می گیرد می رود پایین می رود پایین که تو بعد می بینی که به اندازه چند میلیارد دانه این ریشه از این دانه درآورده از آن طرف هم چه کار می کند؟ از آن طرف هم می شکافد می دهد از خاک بیرون. آن وقت چی؟ از خاک که نمی دهد بیرون، شما آسفالت بریز بگو نمی خواهم در بیاید، آسفالت را می شکافد می آید. سنگ بگذار رویش. یک سنگ ده تنی بگذار روی این دانه چند سال دیگه ببین این سنگ را شکافته یک موجود نرم و لطیف، بی آزار یعنی بدون این که آسیب ببیند از آن سنگ شکافته، سنگ دقت کن می شکافد می شکافد می آید بالا می شود درخت می شود گل. حالا خود گل و درختش یک داستانی است این دائماًدر حال رشد است کی دارد این کار را می کنند این را فرشته ها دارند انجام می دهند. یعنی فرشته می نشیند اتم به اتم می بافد یک شی را می گذارد رویش مثل یک ساختمانی که یک بنا می سازد. شما قبلاً این ساختمان را اینجا نداشتیم که، زمین صاف بوده. کی آمده این را برده بالا. بنا آجر به آجر گذاشته برده بالا. یک رویش گل یک گیاه فرشته ها می نشینند تک تک اینها را می بافند به همدیگر. خانم ها را دیدید بافتنی می بافند یعنی این خانم کاموای باز را می گیرد و شروع می کند به بافتن. بعد می بینی یک پالتو برای خودش بافته. فرشته می نشیند تک تک این ها را اول از این تولید می کند بعد می بافد آن هم چی، جنس به آن می دهد. خاک است شما خاک دیدید و کود دیدید چیز دیگر نیست از توی آن صدها میوه و گیاه و برگ و ترکیبات فوق العاده بی نظیر در می آید. یعنی چی؟ یک گلدان یک خاک بود. چی شد؟ از توی این چرا اینطوری در آمد. موز چیست، خیار چیست، برگ چیست، گل چیست آن ترکیب و آن چینش چیست، آن آب چیست؟ آن رنگ چیست؟ آن خاصیت چیست آن رنگ به این قشنگی چیست چه اتفاقی دارد می افتد اینجا همه اینها را فرشته ها دارند انجام می دهند. ببینید فرشته های خدا کی هستند. این همه رنگ، این همه گل، این همه مدل گل. حالا ان شاءالله حتماً یک جلسه بگذاریم اینها را ببینید شما. چقدر گل داریم چقدر جلوه چقدر رقص، چقدر چینش، چقدر چرخش، چقدر مدل. در همین جلساتی که آنجا داشتیم در یکی از همین کشورها، وین بود به نظرم آنجا، داشتیم راجع به این ها کار می کردیم با تعدادی. یکی گفت اینها یعنی چی؟ گفتیم یعنی این که خداوند یک مشت فرشته قرطی دارد، فرستاده آنها را زمین. نشستند این قرطی بازی ها را روی زمین راه انداختند این همه میوه، این همه مدل، این همه گل، این همه تنوع، دوتا گل مثل هم نیستند. یعنی این فرشته نشسته همینطوری رنگ آمیزی می کند، رنگ دارد می زند، طرح دارد می زند، به عقل هیچ کس هم یک دانه اش هم خطور نکرده همه شان هم بدیع هستند یعنی سابقه قبلی ندارند. داشتم این را می گفتم، یک کسی به من گفت بابا قرطی تر از آنها در ملکوتند بروی آن طرف چه خبر است. اینجا مطرب ها ساز و آواز دارند می زنند، خیلی هایشان هم آدم را جادو می کند، فرمود موسیقی بهشت اگر بخورد به گوش اهل زمین همه می میرند از شدت زیبایی و جذبی که می شوند. یک نفر از اهل زمین تحمل موسیقی بهشت را ندارد. پس آن طرف خیلی خبرهاست. این که زمینش است ما اینطوری حیران ماندیم حیران ماندیم نمی دانیم راجع به کدامش آدم چی بگوید. اصلاً از همه اینها حیران انگیزتر خود این خاک است از این حیرت انگیز این آب است، این چیست؟ ماجرا چیست (وجعلنا من الماء حی) حیات هر شیء ای به آب است. یعنی چی؟ «افرأیتم ما تحرصون أأنتم تزرعونه أم نحن زارعون» این دانه ای که کاشتید شما می کنیدش درخت و برگ و گل، کی اینطوری می کند آن را. یک بار از خودتان سوال کردید کی این درخت را درآورد، کی این برگ را درآورد. کی این چمن را درآورد؟ سوال کردید؟ خودش؟ خودش؟ خودش که طبق قانون خواندیم در فیزیک خواندیم خودش که نمی تواند کاری بکند این نیرویی که به آن وارد می شود، کیست؟ می گوید طبیعت، طبیعت کو، طبیعت را کسی تا به حال دیده، طبیعت کیست، طبیعیت یعنی چی، طبیعت یعنی همین مخلوق منظم باشعور به این می گویند طبیعت. قانون طبیعت است خوب قانون طبیعت را گذاشته؟ کی قانون طبیعت را خلق کرده و گذاشته؟ کی طبیعت را به این شکل درآورده؟ آن شعور حاکم بر طبیعت را بهش می گویند الله. الله یعنی شعور، قدرت، علم، و حیات حاکم بر همه اشیاء. شک می شود کرد در این؟ مگر کسی واقعاً روانی باشد دیوانه باشد که بگوید من شک دارم. مگر دیوانه باشد. (افرأیتم ما تمنون أأنتم تخلقونه أم نحن الخالقون) منی که شما امناء می کنید همینطوری مگر. مگر شهر هرت است یک منی که ارتباط زن و شوهر بوده شده بچه یک موجود باشعور، دارد می آید بعد می شود یک انسان، بعد می شود دانشمند بعد می شود یک ولی الله، می شود یک خلیفه الله، کی این کار را می کند کی این اسپرم و تخمک را لقاح می دهد کی این دوتا را تکثیر انجام می دهد رویشان، کی این تکثیر را دانه دانه نقاشی می کند در رحم مادر. و این را به این شکل در می آورد. به خدا قسم اینقدر که الان گفتن این کلمات سخت است برای من که نگو، تفکرش آدم را دیوانه می کند. یعنی تو فقط یک گوشه ی خلوت می خواهی که سرت را بگذاری روی سجاده زار زار گریه کنی نمی شود اصلاً انسان دیوانه می شود. عمر است یک دانشمند صدسال هزاران سال، میلیون ها سال عمر می رود بعد همه شان می گویند که ما میلیون ها سال روی این (عمرشان را جمع کنیم) میگویند ما فقط داریم اطلاعات در می آوریم از توی این. اما اطلاعات مان به ته نرسیده تا حالا. هنوز هیچ بشری نتوانسته یک دانه از مخلوقات خدا را یک اتمی یک الکترونی و نوترونی و پروتونی را بگوید من کاملاً شناختم. این خداست. آیه می گوید آدم باید واقعاً قلبش را نگه دارد. ما ها خیلی زمختیم قرآن می خوانیم خیلی پوست کلفتیم. آنهایی که قرآن می خواندند بیهوش می شدند، قرآن می خواندند از حال می رفتند، قرآن می خواندند به شدت گریه می کردند، قرآن می خواندند به شدت مست می شدند به وجد می آمدند، وقتی این آیات را می خواندند، برای این که می فهمیدند فکر می کردند. یک دفعه می گوید، همین یک کلمه، آقا بس است برایم مستی است سالها بس است این شرابی که خدا ریخته. «هو الذی یصورکم فی الارحام» اوست کسی که شما را در رحم مادرتان تصویرگری می کند. (هو) اسم ذات است. اگر کسی اسماء را بلد باشد متوجه می شود که هو یعنی چی؟ ما خوب است نمی فهمیم. خوب است نمی دانیم یعنی چی. در اسماء الله 112 جلسه با هم کار کردیم. اسماءالله ما قبل از الله «هو» را داشتیم 112 جلسه ما «هو» را کار کردیم، الله، احد، واحد همین چهارتا شد 112 جلسه. «هو» قبل از الله است. «هوالذی»، اوست که «یصورکم فی الارحام» دارد شما را در رحمهای مادر شکل می دهد. اوست. الحمدلله وقت تمام شد. شکر. تحملش هم نیست. یک ذره فکر کنیم که فرشته ها دارند چه کار می کنند در این عالم. حالا دارند چه کار می کنند در این عالم آن موقع می رویم جلسه بعد، حالا یک چند جلسه با فرشته ها ان شاءالله محشور باشیم، بعد راجع به آنها حرف بزنیم چون این ها واقعاً موجودات عالی و مهربان و دوست داشتنی هستند. رفیق باز، دوست داشتنی، مهربان، معرکه اند این فرشته ها. یک ذره جان ما انس بگیرد با آنها. یک ذره دل ما نرم شود یواش یواش بتوانیم با این ها رفیق شویم. حالا وقتی می گوییم «و مختلف الملائکه» این فرشته ها دائماً می آیند پیش امام و دائماً از پیش امام برای انجام مأموریت هایشان می روند این طرف و آن طرف این یعنی چی؟ این را ان شاءالله به حول و قوه الهی یک مقدار کار کنیم رویش که جمله را نفهمیده نرویم.
والحمدلله رب العالمین.