جلسه 041 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
41
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
6
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 041 - شرح زیارت جامعه کبیره

بحثمان در شرح زیارت شریفه جامعه کبیره رسید به این فقره «و موضع الرساله» بحث لغوی را مطرح کردیم که از نظر لغوی، نبوت دو معنا برایش ذکر کردیم. «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله» در نبوت دو معنا ذکر کردیم. یکی معنای علو، یعنی معنای برتری، رشد، علو و اوج گرفتن بود. و یکی هم معنای خبرگیری هست. از نبأ بود اولی از «نبو» و دومی از «نبأ» است یعنی خبر. یا نبأ. به معنای خبر. یعنی خبرگیرنده کسی است که می تواند از خداوند تبارک و تعالی یا از غیب خبر بگیرد. در «موضع الرساله» رسالت را معنایش را توضیح دادیم، اقسامش را گفتیم. گفتیم که ما یک رسالت انسانی داریم که انسانها رسول می شوند از طرف خدا برای انسانها. رسالت های طبیعی و عام هم داریم. مثل رسالتی که فرشته ها دارند،‌ باد دارد، یا سایر اشیاء عالم که از طرف خداوند فرستاده می شوند برای انجام مأموریت های طبیعی یا غیر طبیعی. بعد عرض کردیم که از نظر لغوی نبوت مقدمه ی رسالت است. یعنی شخص اول باید نبی بشود، بعد رسول بشود. و گفتیم که این بحث لغوی است دقت کنید. که رابطه ی بین نبوت و رسالت، رابطه ی عام و خاص فی الوجه هست. همه ی رسول ها نبی هستند اما همه ی نبی ها رسول نیستند. کما که در آن حدیث نبوی که از ابوذر از پیغمبر نقل کرد پرسید، انبیاء چند نفر بودند. حضرت فرمود 124 هزار نفر. سوال کرد رسولان چقدر بودند فرمود 313 نفر. مشهور که قول شان را ما در جلسه گذشته گفتیم به این نتیجه رسیده بودند که پس انبیائی داریم که رسالت ندارند، پیام رسانی ندارند، و نبی هستند یعنی فقط خبر را گرفتند یا اوج دادند. که راجع به این هم توضیح خواهم داد. و رسول کسی است که فرستاده هست و پیام دارد. این نتیجه ای بود که از بحث های جلسه گذشته گرفتیم که بحث لغوی بود و خیلی ها هم قائل به این هستند مشهور قائل به همین هست. اما بحث دقیقتر امروز اینی است که امروز خدمت شما عرض می کنیم که تأملات و فرمایشات حضرت آیت الله جوادی آملی است که من این را خدمت تان عرض می کنم.

آنچه که درباره ی فرق نبی و رسول عرض شد، یک بحث کاملاً لغوی هست. یعنی از نظر لغوی درست است که رسول بالاتر از نبی قرار می گیرد. نبی را به هر دو معنا که گرفتیم چه خبرگیرنده چه چی؟ کسی که اوج گرفته برتری دارد، رشد کرده. از چند جهت این تعریف هایی که کردیم و بحث لغوی که کردیم مورد اشکال قرار می گیرد چرا؟ چون قرآن این تعریفی را که مشهور ذکر می کنند، به این شکل قبول ندارد این طور نیست که وقتی که پیغمبر می فرماید 124 هزار نفر نبی هستند. و 313 تا رسول هستند یعنی آن انبیاء فقط نبی بودند، خبر گرفتند و خبری هم ندادند به کسی این که اصلاً‌ خوب بسیار بعید است و معقول هم نیست. در سوره بقره آیه 213 می بینیم خداوند برای انبیاء هم پیام رسانی و رسالت را دارد جزؤ وظایف شان می داند و انبیائی را می گوید که اینها خاصیت رسالت دارند. می فرماید که «فبعصی الله النبیین مبشرین و منذرین» آیه 231، خداوند انبیاء را مبعوث کرد، برانگیخت که هم مبشر باشند بشارت بدهند به رحمت خدا به ابدیت به آخرت به بهشت و بالاتر از بهشت، و هم بترسانند انسانها را از چی؟ از این که تخلف نکنند به خودشان ظلم نکنند، این فیض عظیم را از دست ندهند، حیات جاودانه و آخرت و ابدیت را از دست ندهند. حیات طیبه را از دست ندهند. هشدار بدهند انبیاء این را برای انسانها. پس انبیاء کار رسالتی دارند. یعنی نبی که هستند رسول هم هستند. کار رسالتی دارند. باز نکته ی دیگر این است که وقتی می گوییم انبیاء کار رسالتی دارند،‌ به کدام معنای نبی را باید بگیریم که کار رسالتی اش درست دربیاید؟ معنای اول یا معنای دوم؟ در معنای اول نبی یعنی انسانی که رشد کرده، ارتفاع درجه پیدا کرده، همین. در تعریف دوم و معنای دوم نبی یعنی کسی که خبرگیری دارد. خبر می گیرد که خبر را چه کار کند؟ برساند. پس وقتی که داریم می گوییم که انبیاء علاوه بر نبوت مأموریت رسالتی هم دارند، این با کدام معنا درمی آید؟ اول یا دوم؟ معنای دومش در می آید. با توجه به این نکته حتماً بشود برای معنای دوم نبوت، اینها این مأموریت رسالتی هم دارند. لذا معقول نیست که بگوییم 124 هزار نفر پیغمبر داشتیم، یعنی نبی داشتیم و فقط 313 نفر پیام رسان بودند. با مردم ارتباط داشتند. خوب پس این نبوت های 124 هزار نفر بقیه چطوری خواهد بود. بنابراین با این آیات این مسئله حل می شود.

نکته ی دیگر هم در مورد حضرت موسی بود آیه ی که جلسه گذشته خواندیم،‌ نکته ی خیلی مهمی بود «واذکر فی الکتاب موسی انه کان مخلصاً و کان رسولاً نبیاً» آیه اش را خواندم برایتان جلسه گذشته سوره ی مریم آیه 51. که در کتاب ما یاد کن، یاد کن در کتاب که این موسی چیست؟ مخلصاً یعنی همه وجودش را وقف خدا کرده بود. (و کان رسولا نبیا) اول چی آمده؟ رسول آمده بعد نبی آمده. اگر ما این معنا را بگیریم که اول نبوت هست بعد رسالت، باید اول چی می گفت؟ کان نبیاً رسولاً ولی گفت رسولی هست که نبی هم هست. خوب دقت کنید. بنابراین ما نمی توانیم آن معنای لغوی را که بحث کردیم که این نبوت هست، بعد رسالت، نبوت به معنای اولی اش درست در می آید. که بله نبوت، چینش این طوری است اول شخص باید اوج بگیرد ارتفاع بگیرد، به نبوت برسد. تا بعد خبرگیری بکند و بعد رسالت داشته باشد. این درست است از نظر لغوی. ولی این که ما بگوییم که این همه نبی، رسول نبودند و فرق رسول و نبی این است که نبی خبر می گیرد اما نمی دهد و رسول خبر را می گیرد و می دهد. غلط در می آید این چیز خوبی در نمی آید. نکته بعد سوره حج هست آیه 52، که باز خداوند برای انبیاء مثل رسولان رسالت قائل هست. یعنی می گوید اینها هم رسالت داشتند. آیه را برایتان بخوانم: «و ما ارسلنا من قبلک من رسول و لا نبیٍ» ارسلنا یعنی چی؟ رسالت دادیم. فرستادیم. و ما ارسلنا من قبلک من رسول و لا نبی» تا آخر. ما قبل از تو رسول و نبی ای ارسال نکردیم. نه که نبوده. مگر این که چنین و چنان باشد.

خوب، پس هر ارسال به رسول تعلق گرفته و هم به کی؟ به نبی تعلق گرفته. پس هم نبی ها مرسل هستند و فرستاده شده هستند و هم رسولان فرستاده شده هستند و مرسل هستند. خوب، پس چی بگوییم از بین این همه تعاریف و توضیحاتی که درباره فرق نبی و رسول گفته شد، چه چیزی می توانیم بگوییم؟ که بتوانیم یک تفاوت جدی درست و حسابی از بین فرق نبی و رسول را بدست بیاوریم. قرآن کریم در سوره ی یونس، آیه 47 این را بیان می کند. می فرماید که:«لکل امهٍ رسولٌ» خوب دقت کنید این را. هر امتی رسول داشته. این قاعده ی عمومی است یعنی کسی نیاید بگوید سرخ پوست ها پس چطوری بودند. مثلاً ‌در چین چطوری بوده، در آمریکا چطوری بوده، در اروپا چطوری بوده، در هند چطوری بوده، در روسیه چطوری بوده، همه امت ها بدون استثناء پیامبر و رسول داشتند خوب وقتی پیغمبر می گوید 124 هزار نفر بودند و 313 تا رسول بوده ما فقط در کل قرآن اسم 25 تایشان را داریم. از این جمعیت کثیر. در روایت هم یک تعدادی هستند، خیلی زیاد هم نیست. خوب اینها بودند دیگر. اساساً قرآن می فرماید اگر یک کسی بگوید که خدا برای امت ها رسول نمی فرستد،‌ خدا را نشناخته. مگر می شود خدا، خدا باشد و امت ها را بلاتکلیف بگذارد. قبلاً عرض کردیم جلسه ی گذشته که خداوند اول برنامه ی انسان را آفریده، مربی ها و رسولان را بعد انسان آمده. (الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان) یعنی خداوند چون می خواسته انسان را بیافریند، قانون زندگی او را جلوتر آفریده یعنی قرآن. آن را به مربیان و معصومین و انبیاء تعلیم کرده و اهل بیت علیهم السلام بعد تازه آدمی آفریده شده. این که پیغمبر فرمود: «کنت نبیٌ و الادم بین الماء و الطین» من پیغمبر بودم، قبل از این که آدم، آدم را تازه داشتند گلش را درست می کردند من بودم. یعنی چی؟ یعنی پیامبر همان صادر نخستین همان مثل اعلایی هست که اولین جلوه ی خداوند است. نور اهل بیت نور پیامبر و اهل بیت قبل از هر مخلوق دیگری آفریده شده. قبل از اینکه انسانی و آدمی کسی آفریده شود، آن اولین نور خدا هست که آفریده شده. و سایر مخلوقات فرشته ها و سایر عوالم خلقت بعد از آفرینش مثل اعلی یعنی عالیترین نمونه از خدا آفریده شدند.

خوب پس عظمت خلقت انسان و مقام انسان به گونه ای است که خداوند برنامه ی خلقتی او را جلوتر گذاشته قرآن است. و بعد پیامبری که قرار است امامی که قرار است این انسانها را هدایت بکند، می آفریند و تازه بعد از شروع خلقت اولین شخص را هم پیغمبر می آفریند. یعنی جدای از این که نور اهل بیت، مقام اهل بیت جلوتر از همه ی انبیا هست، اولین آدمی که ساختار فیزیکی پیدا می کند و می آید به دنیا حضرت آدم علیه السلام است سلام الله تعالی علیه، به محضر ایشان و مادرمان حضرت حوا صلوات بلند ختم بفرمایید.

اولین پیغمبر آدم هست، اولین انسان حضرت آدم هست که بقیه از خود حوا بگیرید تا هابیل و قابیل و بقیه بلاتکلیف نباشند. آن هم یک پیغمبری به عظمت حضرت آدم. که کمتر پیغمبری در بین انبیایی که در قرآن ذکر شده‌ و در روایت دیگر داریم این عظمت حضرت آدم را دارند (و علم الادم الاسماء کلها) خیلی حرف است این. خیلی درجه ی حضرت سلام الله علیه بالاست. این را خدا کاملاً مسلح و مجهزش کرده و آورده اش روی زمین. آن داستان بهشت و خوردن از آن شجره ممنوعه اینها روی زمین اتفاق نیفتاده، اینها مال برزخ است قبل از این که بیاید به زمین. روی زمین که آمده، پیامبر آمده، معصوم آمده. خوب، بعد نفرات بعدی، چرا؟ چون نفر بعدی که حوا است هابیل و قابیل است، باید از خدا سوال کنند که ما برای چی آمدیم به این دنیا؟ احتیاج به مربی دارند، احتیاج به راهنما دارند. قرآن هم همین را می گوید: «لقوم هاد» ما برای هر قومی هادی آفریدیم. هادی قرار دادیم و اینجا می فرماید که «لکل امه رسول» پس چینی ها و هندی ها و آمریکایی ها و اروپایی ها و روس ها و ... و هر جای این کره زمین شما بگویید همیشه پای قنبر وجود داشته. انبیاء الهی بودند. حالا ان شاءالله وجود مقدس امام زمان علیه السلام تشریف می آورند،‌ ظهور می کنند،‌ اینها را به ما معرفی می کنند، قبرهایشان را برای ما معرفی می کنند. که برای هر قومی چه پیامبرانی بودند. خیلی ذخیره های ما هستند به هر حال، بعداَ اینها معرفی خواهند شد.

«لکل امه رسول» هر امتی فرستاده ای دارد رسول دارد. «فاذا جاءَ رسولهم» هر وقت رسول شان آمد، «قضا بینهم بالقسط و لا یظلمون» رسول بین مردم با قسط با عدالت با داد قضاوت می کند بین مردم. و ظلمی هم به هیچ کس نمی شود. وقتی که رسول آمد. خوب، اینجا برای رسول چه شأنی قائل شده؟ رسول کارش چیست؟ اینجا فرق نبی و رسول اینجا دارد در می آید. می گوید رسول انبیاء می آیند، پیام می آورند،‌ رسالت دارند، اما رسول هست که بالاتر از نبی است حرف آخر را اتمام حجت های نهایی با کیست؟ قضاوت ها با کیست؟ با رسولان است. باز نگاه کنید، «رسل مبشرین و منذرین» همان که برای انبیاء هم گفتیم. «لعلا یکون للناس علی الله حجه بعد رسل» تا خداوند (رسلاً) رسول هایی هم بشارت می دهند و هم می ترسانند. انذار می کنند. چرا این رسولان را خدا فرستاده؟ تا دیگر هیچ کس بهانه ای نداشته باشد که به خدا بگوید خدایا پیامبرت کو؟ تو چطوری به من اتمام حجت کردی؟ چطوری به من حرف زدی؟ پیامت کو که من هدایت شوم؟ من اگر پیام پیامبرت به من می رسید هدایت می شدم. تو برایم پیغمبر نفرستادی. برای این که مردم بر خدا حجت نداشته باشند خداوند رسولان را فرستاده و اتمام حجت ها هم در طول تاریخ برای همه انسانها شده. برای همه انبیاء فرستاده.

خوب، سوره نساء آیه 165، پس این یادمان نرود، عذاب الهی در قرآن آنجاهایی که عذاب نازل شده بعد از اتمام حجت رسولان هست. نبی ها نه. انبیاء نه. بعد از اتمام حجت رسولان، عذاب نازل می شود. حرف آخر، حرف نهایی، اتمام حجت نهایی،‌ قضاوت نهایی با کیست؟ با رسولان است. انبیاء پیام را می آورند پیام را می رسانند اما رسول هست که اتمام حجت نهایی می کند قضاوت می کند، و بعد اگر یک امتی طغیان کرد، عذاب نازل می شود. به خواست رسول، نفرین رسول، یا هر چیز دیگری آن عذاب نازل می شود. پس رسول ها یک جایگاه مخصوصی دارند و یک مأموریت ویژه تری نسبت به انبیاء دارند. باز تکرار کنیم، رسول ها مأموریت ویژه شان و جایگاه ویژه شان چیست؟ اتمام حجت، قضاوت و این که آیا بر سر امتی عذاب نازل شود یا نه، یا رحمت ویژه ای نازل شود یا نه. رسول هست که آن کار نهایی را انجام می دهد.

یک فرق دیگری هم در جلد یکم اصول کافی برای بین نبی و رسول گفته شده، که نبی صدای فرشته را می شنود، وحی به او نازل می شود، اما فرشته ی وحی را جبرئیل علیه السلام را نمی بیند. وحی به او می شود، در خواب به او وحی می شود یا در بیداری صدا می شنود، صداست فقط، می شنود این هم آیه قرآن است صدا و «من ورائهم حجب» از وراء حجاب ها وحی به او می رسد به انواع مختلف یا در خواب به او وحی می رسد. «أوحینا إلی امّ موسی» وحی کردیم. وحی در خواب هم می آید در بیداری هم اگر هست، فقط در حدّ چی است؟ شنیدن صدای فرشته ی الهه یا شنیدن صدای وحیی که می آید صدایی که به او پیام می دهد، اما رسول اینطوری نیست رسول حتما فرشته را می بیند، می تواند فرشته را ببیند و بعد ارتباطات دیگر است. رسئل بالاتر است برای همین هم پیامبر وقتی که به رسالت مبعوث شد، ما بیست و هفتم رجب که مبعث می گیریم، پیامبر اولین بار این همه وحی شده به او قبل از رسالت ولی برای اولین بار کی را می بیند؟ جبرئیل علیه السلام را می بیند. وقتی که دیگر به رسالت نهایی مبعوث می شود پرده کنار می رود و فرشته را می بیند و آن ملاقات، البته دقت کنید ملاقات، ملاقات رسالتی است. ما داریم راجع به رسالت انسانی صحبت می کنیم وگرنه گفتم باد هم رسول خداست اشیا هم رسول خدا هستند، فرشتگان هم رسول خدا هستند. پس اگر یک کسی به رسالت رسید به تعبیر امام باقر علیه السلام، می تواند فرشته ی وحی را ببیند و فرشته ی وحی، یعنی جبرئیل علیه السلام برایش پیام بیاورد. اما این به این معنا نیست که اولیا خدا یا ما راه دیدن فرشته ها یا ارتباط با فرشته ها به رویمان بسته باشد. هیچ کدام از ما نیستیم مگر اینکه هم راه وحی به روی ما باز است وحی، وحی رسالی نیست که، هرکدام از انسان ها می توانند خودشان همانطور که مادر موسی بود هرکدام از شما می توانید به این قدرت برسید که به شما هم وحی بشود. یعنی خدا با شما سخن بگوید، فرشته با شما سخن بگوید از وراء حُجُب بشنوید یا خواب ببینید یا صدا به شما برسد یا حتی فرشته ببینید ولی این دیدن، دیدن رسالتی نیست. شما بله، عبادت کنید تمرکز داشته باشید طهارت داشته باشید، عزرائیل را می بینید جبرئیل را ممکن است ببینید، میکائیل را ببینید فرشته های دیگر را ببینید دوست شوید با آنها رفت و آمد خاص برقرار کنید این هیچ اشکالی ندارد. انسان در دنیا این راه رفاقت با فرشته ها و غیب همه جای دیگر برایش باز هست بنابراین، این اشکالی ندارد که ما بتوانیم این کارها را انجام بدهیم خدا هم برای ما راه گذاشته می گوید هرکس که می خواهد با فرشته ها صحبت کند با فرشته ها ارتباط داشته باشد فرشته ها هم دوست دارند با انسان ارتباط داشته باشند. این، شلوغیِ سر ما است که برای ما مشکل ساز است. یعنی چون فضایمان پر است فرشته ها و اهل بیت و غیب وقتی می خواهند با ما ارتباط بگیرند، ما فضای این ارتباط را باز نگذاشته ایم. عرض کردم، مثل پیامکی است که می خواهد بیاید برای شما در دستگاه شما یک شخصی پیام فرستاده، شما ظرفیت دریافت این پیام را ندارید دستگاه هشدار می دهد که شما چند پیام را پاک کنید تا آن پیام بیاید در دستگاه شما. تا وقتی که پر است دستگاه شما، آن پیامک روی آسمان هست، ماهواره فرستاده آن را ولی شما دریافت نمی توانید بکنید به محض اینکه پاک کردید پیام های قبلی را و فضای مناسب مثلا ممکن است طرف دوست شما برای شما یک صفحه متن فرستاده باشد، شما باید یک تعدادی از پیامک های کوچک یا پیام های دیگر و پیام های بزرگ را حذف کنید تا جا برای این پیام باز شود. ما، غیب، آسمان، خود خدا، اهل بیت، فرشته هایش خیلی دوست دارند با ما در همین جا ارتباط داشته باشند ولی متاسفانه ما، دست هایم را نگاه کنید، این قدر در این چهار بخش مشغله داریم سرمان شلوغ است، تمرکز لازم، پاکی لازم، خلوت لازم را ایجاد نمی کنیم لذا نمی توانیم ارتباط را برقرار کنیم. یک موقع هم یک ارتباط برقرار می شود، اختلال است شما دیدید در تلفن ها برای شما یک متنی می آید ولی شما از آن متنی که طرف برای شما فرستاده یک صفحه بوده ده جمله بوده، یک جمله اش می آید. می گوید چی؟ می نویسد مثلا : سلام حال شما خوب است؟ بعد دیگر تمام شد، بقیه متن نیست. آنجا در خود ِ پیام هم می نویسد (بقیه متن موجود نیست) چرا بقیه متن موجود نیست؟ چرا بقیه اش نیامده؟ چون ظرفیت نداشته است. شخص می گوید :‌آره یک خواب خیلی قشنگی یادم است، اسم امام حسین را گفتی یادم افتاد دیشب خواب امام حسین را دیدم. یادم افتاد دیشب خواب مثلا فلان شهید را دیدم فلان وصی را دیدم ولی یادم نیست هرچی فکر می کنم. این ”یادم نیست“ یعنی ظرفیت نداشتی، طهارت نداشتی، یعنی نیامده بیاید بنشیند در روحت. می گوید: خواب را دیدم یادم رفته خیلی خواب قشنگی بود، خیلی کیف کردم صبح که از خواب پا شدم، حالم خیلی خوب بود ولی الان یادم نیست چی گفته حضرت، یادم نیست چه خوابی دیدم یادم می رود. این معصیت است، اگر این که در دستورالعمل ها به ما می گویند، منم در آن برنامه ها عرض کرده ام که یکی از بلکه مهم ترین ذکر برای ما که مثل آب می ماند برای بدن ما ذکر استغفار است. قبل از خواب صد مرتبه (یا غفور) یا (استغفرالله ربی و اتوب الیه) صبح ها هم همینطور که اگر یک کسی روحش را استحمام نکند با استغفار، دریافت هایش ضعیف است، حال خوبی دارد آدم خوبی هم هست بنده خدا لیاقت دریافت پیام از شهدا، انیبا، صدیقین و صالحین را دارد آدم خوبی است، لیاقت ارتباط با اموات خودش را دارد. اموات می خواهند بیایند به او سر بزنند یک چیزی به او بگویند اما این شلوغ است. یک آقایی تعریف می کرد مهندسی بود می گفت که من هیچ اعتقادی به این مسائل مذهبی و اینها نداشتم، بابایم هم یک آدم مشروب خواری بود که ما را خوب تربیت نکرد خیلی هم مذهبی نبود مشروب خوار بود و اینها. پدرم هم مرد. می گفت که من کارم معماری و ساختمان است. او هم مهندس بود یکی از این مهندس ها. گفت: مأموریت خورد بروم کربلا. می گفت من رفتم کربلا، می رفتم و حرم را هم می دیدم ولی نه اعتقادی به امام حسین داشتم نه به حرم نه هیچی فقط می رفتم کار فنی خودم را انجام بدهم. زیارت بروم و این چیزها نبود. بعد می گفت یک شب در کربلا که خوابیده بودم خواب زد سرم، بی خواب بودم گفتم بروم در خیابان قدم بزنم، بروم یک چای یک قهوه ای یک چیزی بخورم. می گفت یک لحظه به خودم آمدم دیدم جلوی ضریح امام حسین ایستاده ام. گفتم من اینجا چه کار می کنم برای چی آمده ام اینجا؟ این چه حالی است که من دارم. گفت رفتم یک گوشه ای نشستم همینجوری به ضریح و مردم نگاه می کردم دنبال مناجات و گریه و اینها نبودم. گفت همین جوری که نشستم خوابم برد، پدرم آمد در خوابم گفت که: من یک سال است که اینجا گرفتارم بدبختی دارم منتظرم تو یک شرایطی برایت فراهم شود بتوانم بیایم بهت خبر بدهم، الان اینجا لطف خدا بوده که پسر را کشانده حرم بتواند یک طهارتی در آن حرم پیدا کند یک آمادگی پیدا کند خواب بابایش را ببیند، که پاشو برو من چند نفر را ظلم کرده ام در حقشان، برو به آنها بگو و اینها را راضی کن من اینجا گیرم. این کارها را برای من انجام بده من الان همین جوری یک سال است گرفتارم اینجا، پاشو برو زودتر به داد من برس بعد هم بچسب به امام حسین از او بخواه که برای من دعا کند خدا من را ببخشد. این لطف خداست ولی این پسر کی توانسته این خواب را ببیند؟ هم پسر زنده شد هم به داد پدرش برسد. کی توانسته؟ یک سال طول کشیده تا آمده رفته در یک طهارتی ورودی کرده به حرم، چون ورود به حرم خودش طهارت می آورد، رسیده به آنجا تا این بتواند ظرفیت لازم و الّا اگر این یک ظرفیتی داشت یک پاکی داشت همان شب اول خواب را می دید. پس ببینید خدا خیلی چیزها نصیب ما کرده، خیلی چیزهای قشنگ روحی و معنوی نصیب ما کرده ما چون شلوغیم، دلبستگی های جمادی داریم یا دلبستگی های نباتی داریم یا دلبستگی های حیوانی داریم یا دلبستگی های عقلانی داریم طهارت پیدا نمی کنیم. بنابراین نمی توانیم وقتی می رویم سر نماز، ارتباط برقرار کنیم. نمی توانیم وقتی می خوابیم به ما برسد، دریافت نداریم. می روی در حرم می بینی که چون شلوغی در حرم چیزی گیرت نمی آید، تو باید دل بدهی به این آقا یا به این خانم مثل حضرت معصومه سلام الله علیها، حضرت زینب سلام الله علیها، دل نمی توانی بدهی می روی حرم اینقدر این فضای ذهنی ات مشغول است کهازخود این شخص غافلی، حتی اگر داری به امام رضا توجه می کنی و گریه می کنی داری راجع به کدام بخش ها گریه می کنی؟ بخش های پایینی ات، مشکل اقتصادی دارم، بچه می خواهم، شوهر می خواهد، زن می خواهد،‌ قبولی کنکور و دانشگاه می خواهد، یعنی هیچ اتفاقی در حرم نمی افتد چون تو تمام فضای ذهنت وقتی داری با امام رضا صحبت می کنی، خود امام رضا نیست، بابایت نیست، امامت نیست، اصلاً نرفتی با خود امام رضا صفایی کنی. دید و بازدید کنی و رفع دلتنگی کنی تو اگر مکه هم رفتی، مدینه هم رفتی، کربلا هم رفتی، امام رضا هم رفتی، یا وارد هر حرمی شدی با مشغله می روی، بعد هم می آیی بیرون، هیچ، هیچ اتفاق خاصی نمی افتد، باید تخلیه بکنی، یا زمانی که داری می روی برای امام رضا برای امام رضا برو در حرم. خیلی اتفاق ها می افتد وقتی تو فقط برای امام رضا می روی، دلت تنگ شده برای امام رضا،‌ دلت تنگ شده برای حضرت زهرا، دلت تنگ شده برای حضرت معصومه، برای این وجود های مقدس، موالی ما، سروران ما، سادات ما، حضرت عبدالعظیم علیه السلام، حضرت حمزه، حضرت حمزه شوخی نیست. داداش تنی امام رضا، داداش تنی احمد موسی، شاه چراغ ما، برادرش، پسر حضرت کاظم علیه السلام، این شخصیت ها بسیار عظیمی است داداش امام رضا دیگر شوخی نیست. آن هم یک شخصیتی به این بزرگی (یا من زاره سیدنا عبدالعظیم) در زیارت نامه اش می خوانیم (یابن الکاظم الکظیم) تو پسر کاظمی هستی که بسیار کظم غیظ داشت. تو کسی هستی که حضرت عبدالعظیم به زیارت تو می آمد حضرت عبدالعظیمی که فرمود: «من زار عبدالعظیم بری کمن زار حسین بکربلا» ما خیلی مفت از دست می دهیم این آقا را. رفاقت و صمیمیت و دوستی و ملاقات و زیارت و شفاعت این آقا را مفت از دست می دهیم بی توجه هستیم و کم توجه. که هر کس حضرت عبدالعظیم را زیارت کند مثل این است که سیدالشهدا را زیارت کرده حسین را در کربلا زیارت کرده این شخص می آید زیارت حضرت حمزه که همینجاست حضرت طاهر بن زین العبابدین پسر امام زین العابدین. اینها شخصیت های کمی نیستند خیلی اینها بزرگ هستند. خوب ما بی سلیقگی می کنیم. دلتنگی نداریم اگر هم می رویم فقط برای حاجت می رویم اگر انسان دلش برای اینها تنگ شود برای احترام، عید است شب جمعه اسعت جمعه است مراسمی است رحم ما هستند صله ارحام باید بکنیم با اینها برویم، صله ارحام بکنیم، سر بزنیم، اتفاقات خوبی می افتد. اگر رو عشق و محبت برویم اگر روی دلدادگی برویم فقط درگیر خواسته هایمان نباشیم. وقتی برای خواسته مان می رویم خوب است که برویم عیبی ندارد چون ما غیر از اینها کسی را نداریم. ولی هنر این است که تو بروی به ملاقات کسی که با او کاری نداری. در روایت داریم اگر کسی رفت ملاقات برادر دینی اش خواسته ای از او نداشت، دوستش داشت و گفت من بخاطری که این را دوست دارم می روم به زیارت و ملاقاتش، همین برای این که برادر دینی من است نمی خواهم بروم چیزی از او دریافت بکنم چه بسا بروم یک هدیه هم برایش بدهم. و او از لحظه ای که می رود فرشته ها برای او استغفار می کنند تا وقتی که برگردد به خانه. در بعضی روایات داریم که خداوند همه گناهان این شخص را می آمرزد. شما ملاقات یک برادر دینی ات بروی بدون طمع این خاصیت را دارد. حالا بدون طمع برو کربلا، بدون طمع برو در حرمها ببین چه اتفاقات قشنگی می افتد. یعنی آنها بدانند و به قلب تو نگاه کنند و بدانند که تو فقط برای دلتنگی و عاشقی رفتی. خیلی تأثیر دارد این صمیمیت. اینها رفقای ما هستند. پس راجع به نبوت صحبت می کنیم هم برای ما امکان پذیر هست که ما نبوت به معنای اول داشته باشیم یعنی اوج بگیریم. وحی هم به ما می‌رسد اگر بخواهیم، نه وحی رسالی،‌ انسان اولیای الهی، خداوند، ‌انبیاء فرشتگان با اینها ارتباط بگیرند این قطعاً شدنی است. دیدن فرشت ها در همین عالم قطعاَ شدنی است ولی این را ما باید از مرز رسالت جدا کنیم. این به طهارت بستگی دارد وقت گذاری ما بستگی دارد فراغت بال ما فراغت ذهن ما فکر ما خالی باشد. دلمان را خالی کنیم، مشغول مشغله های دنیایی نکنیم وقتی دل را شما خالی کنی، ظرفیت که باز می شود، خیلی خبرها می شود. برای ما. خیلی مشغله های زیبا و خوب برای ما هست. اگر ما موفق نیستیم مال شلوغی است. مال مشغله است. مال بی تمرکزی است. این هست. اگر شما خالی کنید خودتان را خلوت کنید خیلی اتفاقات زیبا ان شاءالله برای همه می افتد.

خوب، اول دعا می کنیم بعد هم خواهش می کنم کسی نرود بنشینند در حد دو سه دقیقه که یک تذکراتی را در مورد اربعین ان شاءالله بحث واحد پزشکی مان و بعضی از برنامه ها را خدمت تان بدهیم. دعا کنیم با همدیگر.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.