جلسه 040 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
40
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
5
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 040 - شرح زیارت جامعه کبیره

بحثمان در شرح زیارت شریف جامعه کبیره رسید به این فقره و «موضع الرساله» «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله» سلام بر شما ای اهل نبوت و جایگاه رسالت. این سلام بعد که می رسیم و «و مختلف الملائکه و معدن الوحی» تا آخر که می رویم این سلام تکرار می شود، عطف می شود به همه فقرات، یعنی سلام بر شما ای اهل بیت نبوت و سلام بر شما ای جایگاه رسالت. خوب «موضع» یعنی چی؟ ما در فارسی هم از «موضع» استفاده می کنیم می گوییم موضع مثلاً دشمن، موضع دوستی، موضع خودی، موضع یعنی محل وضع، اسم مکان است از ماده ی «وضع» یعنی محل قرار دادن چیزی. «و موضع الرساله» یعنی شما محلی هستید که خداوند رسالت خودش را در وجود شما و خاندان شما قرار داده. مرحوم مصطفوی در التحقیق می فرماید: «جعل الشیءٍ فی محلٍ» یعنی قرار دادن چیزی در محلی. به این می گویند وضع. وضع یعنی قرار دادن چیزی در محلی. رسالت یعنی چی؟ کلمه رسالت، یعنی یک شخصی را یا یک غیر شخصی را برای انجام کاری بفرستیم به جایی. برای انجام یک ماموریتی بفرستیم به یک جایی. یک موقع است انسان، یک انسانی را می فرستد جایی، رسول او می شود می گوید برو، مثلاً سفیر یک کشور است می رود یک رسالتی را انجام می دهد می گویند رسول، فرستاده است. در زبان ادبیات عرب می گویند رسول فلانی است یعنی فرستاده ی فلانی است. یک موقع است انسان یک سفینه فضایی را به عنوان مأموریت از یک جا می فرستد که برود مثلاً مریخ و کاری را انجام بدهد و بیاید. برود ماه کاری را انجام بدهد و بیاید. این هم همان رسالت است. یعنی فرستادن است. «ارِسال» فرستادن است. برو فلان کار را انجام بده و بیا. پس رسالت یک اسم عام است مطلق است فرستادن چیزی را کسی برای انجام یک کاری یا مأموریتی را می گویند رسالت. در قرآن هم ما مصادیق متعددی داریم از همین معنی عام در ارسال. «ارسلنا السماءَ»(سوره انعام آیه 67). ما آسمان را فرستادیم. آسمان را فرستادیم یعنی به آسمان یک مأموریتی دادیم که یک کاری انجام بدهد. «ارسلنا علیهمُ الطّوفانَ وَ الجَرادَ و القُملَ و الضَفادِع» خوب ما به بنی اسرائیل چی ها را ارسال کردیم؟ ارسلنا علیهم، چی را فرستادیم؟ (سوره اعراف آیه 133)، طوفان را فرستادیم سراغ اینها. پس طوفان رسول خداست رسول الله است یعنی فرستاده ی خداست به دستور خدا طوفان می رود و ماموریتی را انجام می دهد. «والجراد» ملخ ها را فرستادیم که به اینها حمله کنند اینها ناسپاسی و ناشکری و لجبازی می کردند خداوند عوامل طبیعی را ارسال می کرد برای تهدید اینها، آدم کردن اینها، تنَبُّه اینها که توبه کنند و برگردند و اصلاح شوند. یک وقت ملخ ها را می فرستاد سر وقت اینها، خوب حمله ملخ ها شوخی نیست ملخ ها الان هم که در خیلی از کشورها حمله می کنند هیچ نیرویی قادر نیست که جلوی ملخ ها را بگیرد. حمله بکنند تمام محصولات یک کشور را می توانند نابود کنند. صدها میلیون ملخ یک دفعه با هم حمله می کنند مأمورهای خدا هستند. همه طبیعت مأمور خداست «له ما فی السمواتِ و ما فی الارض» آنچه که در آسمان و زمین است مال خداست. لذا همه در دست قدرت خدا هستند به ملخ ها مأموریت می دهد. «والقمل» پشه، شته، هر چه حیوانات ریز هست که می روند محصولات را می خورند، کارهایدیگر می کنند، حمله های دیگر دارند به اینها قمل می گویند. «والضفادع» قورباغه ها، قورباغه ها هم رسول خدا هستند فرستاده خدا هستند. شما نگاه کنید یک موقع نشان می دهند در یک شهری یا کشوری قورباغه ها حمله می کنند به یک مزرعه ای، به یک روستایی به یک شهر زیاد، اینها مأمورهای الهی هستند. خدا می گوید ما اینها را به انواع رسولان خود مورد تذکر قرار دادیم شاید که اینها برگردند. «ارسلنا الرّیاح» (سوره حجر آیه 22) بادها را فرستادیم، پس باد، حتی یک نسیم، فرستاده ی خداست. اگر باد نباشد ما محصولی نداریم. باد هست که می آید بسیاری از لقاح های گیاهان را انجام می دهد و بارور می کند گیاهان را تا ما بتوانیم از محصول گیاهان استفاده بکنیم. «ارسلنا الیها روحنا» به سوی مریم روح خودمان را فرستادیم، خوب مریم با چی به عیسی بن مریم باردار شد؟ با دمش روح خدا. روح خودمان را به سوی او فرستادیم، «فتمثل لها بشراً سویا» برای مریم به شکل یک انسان ظاهر شد و با دمشی که کرد به سوی مریم، مریم باردار شد. خوب این فرستاده ی خداست. پس رسالت یادمان نرود، فرستادن یک امر عام است شما هم بچه تان را می فرستید برو به خاله بگو این کار را بکن به عمه بگو این کار را بکن به عمو بگو. برو مثلاً فلان کار، این ارسال، رسالت، رسول فرستادن است، اما بیشترین و مهمترین استفاده ی این واژه در دین ما، وقتی می گوییم رسالت یعنی این که خداوند انسان هایی را برای هدایت انسانها مأمور می کند می فرستد اینها را، رسول یعنی فرستاده ی خدا. خداوند انسان هایی را می فرستد برای رساندن پیام خدا، هدایت انسانها، اینها را می گویند رسول. پس این در واقع مشهورترین، و بیشترین استعمال این واژه است. در قرآن که رسول، رسول، ... ببینید قرآن راجع به پشه و قورباغه و ملخ و طوفان هم به کار برد، ولی بیشترین چیزی که در قرآن به کار برده در مورد چیست؟ در مورد فرستادن پیامبران الهی است که بروند و انسانها را هدایت بکنند.

خوب، رسول چگونه فرستاده می شود؟ در درجه اول ما گفتیم «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه» نبوه را چی معنا کردیم؟ (ان شاءالله که یادتان نرفته باشد اینها) نبوت را چی معنا کردیم؟ بزرگی و شرافت، اهل بیت شرافت و بزرگی. دلیلش را هم گفتیم. گفتیم که نبوت زمانی به کار می بریم که یک موجودی در یک جایگاه پایینی باشد، بعد رشد بکند، بیاید بالا، بیاید بالا، بیاید بالا، شرافت و بزرگی پیدا کند نسبت به بقیه. در بین انسانها هم همینطور هستند، انسانهایی هستند که همه در یک موضع واحد پایینی ممکن است باشند، ولی در بین آنها انسانهایی هستند که سخت کوشی دارند خودسازی دارند تلاش می کنند و نسبت به بقیه انسانها اوج می گیرند و رفعت پیدا می کنند یعنی نبوت پیدا می کنند، حالا این رفعت به قدری است که گاهی وقتها شخص بعد از این که رفعت پیدا کرد و مقام پیدا کرد به مقامات عالی رسید توانایی هایی پیدا کرد حالا در اینها، خداوند بعضی هایشان را برای هدایت انسان مأمور می کند. یعنی پس اول چی مقدم است بر رسالت؟ نبوت. اول باید نبوت حاصل شود بعد حالا از بین این انبیاء کسانی که به نبوت رسیدند بعضی هایشان هم رسول می شوند. فرستاده می شوند برای مأموریتِ ابلاغِ پیام و کارهای هدایتی و کارهای دیگر. پس معنای جمله چی می شود؟ «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله» یعنی شما اهل بیت جایگاه رسالت الهی هستید. یعنی خداوند امر شریف و مقدس رسالت را به شماها سپرده شما فرستاده های خدا هستید مأموران الهی هستید برای واسطه گری میان خلق خدا و خداوند تبارک و تعالی. خوب آنجا اهل بیت النبوه بود یعنی شما اهل خانه نبوت ، بزرگی، مقام و رفعت هستید خانه ای هستید که جایگاه معنوی رسالت است (توضیح دادیم قبلاً) و این که رسالت در این خاندان اتفاق می افتد. خوب در مورد پیغمبر که مشخص است رسول بودنش یعنی چی؟ پیامبر رسول خداست فرستاده ی خداست در مورد اهل بیت که می گوییم، شما در جایگاه رسالت قرار دارید یعنی شما هم مأمور خدا هستید. چون پیامبر در حدیث شریف غدیر در فرمایش و سخنرانی غدیر فرمود که خداوند به ایشان فرمود آیه قرآن را دقت کنید: «بلّغ ما اُنزل الیک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» ولایت علی را اعلام کن اگر ولایت علی را اعلام نکنی رسالت خدا را به جا نیاوردی، نرساندی. باز ولایت علی معنایش چیست؟ استمرار رسالتِ پیامبر است. پس پیامبر رسالتش چگونه مستمر می شود در طول تاریخ و به دست ما می رسد؟ به وسیله ائمه علیهم السلام. اسم شان را هم پیامبر در آن حدیث می گوید و شیعه و سنی این را نقل کرده اند. همه می دانند که پیامبر 12 نفر را مشخص کرده و اسم هم برده. پس اینها رسولان خدا هستند فرستادگان خدا هستند برای هدایت ما. خوب برای ادامه ی رسالت پیغمبر، تبیین دین پیغمبر، حفظ دین پیغمبر، یک نکته هم اینجا بگویم که بعداً در مورد کلمه ی وحی میگوییم که اهل بیت وحی هم به آنها می شود. اما وحی رسالی نیست. خداوند می گوید: «وَ اَوحینا الی امّ موسی» ما به مادر موسی وحی کردیم. وحی یعنی رساندن یک پیام سریع و رمز گونه، به آن می گویند وحی. می گوید: «ما به زنبور عسل وحی کردیم». وحی یعنی، رساندن یک محتوا یک پیام به سرعت و رمزآلود. که از طریق های عادی نیست. قرآن می گوید، شیاطین هم وحی دارند. «انّ الشیاطین لَیوحون الی اولیائهم» شیاطین هم به دوستان خودشان وحی می کنند. حالا بعد معنی وحی چیست حالا اینها را در بخش بعد توضیح می دهیم ان شاءالله. اهل بیت از طرف خدا وحی هم به آنها می رسیده، اما وحی رسالتی به این معنایی که به پیغمبر می رسیده، که پیامبر بگوید یا مردم خداوند به ما پیغام داده، دستورداده به شما این را بگوییم، نه. چون اینها خودشان همه علم پیغمبر و علم الله دست شان بود و هست و نیازی به این گونه اظهار نظرها نبود. خوب بیان احکام نگهداشتن دین مطابق زمان، هدایت انسانها، بیان احکام الهی، معارف الهی اینها همه می شود رسالت اهل بیت علیهم السلام. خوب پیغمبر روز غدیر برای چی دست علی را گرفت و بالا برد و گفت: «من کنت مولا فهذا علی مولاه»؟ و دعا کرد «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» اینها را دیگر در مباحث اولیه خانواده آسمانی توضیح دادیم برای شما همه را. به خاطر این که خداوند به او دستور داد فرمود اگر ابلاغ نکنی، «فما بلّغت رسالته» رسالت خدا را به جا نیاوردی. پس معرفی امیرالمومنین و سایر ائمه یک دستور خداست به پیغمبر و اگر انجام نمی داد 23 سال زحمت و رسالتش هدر می رفت. برای اینکه رسالت پیامبر و زحمات پیامبر به هدر نرود قرآنی که پیغمبر آورده ضایع نشود نیاز به متخصصین معصومی بود که خداوند خودش آنها را مسلح کرده بود به انواع توانایی و کمالات و عصمت و علم و تخصص تا بتوانند به وزان قیمت و شخصیت انسانها، انسانها را هدایت بکنند. چون غایت انسان، لیاقت انسان، رسیدن به مقام پیامبر، متخلق به اخلاق الهی شدن، اساساً امام انسان محال است معصوم نباشد. توضیح هم دادیم، اگر خداوند یک امام غیر معصوم برای انسان ها مشخص بکند، در واقع خلاف هدف حکمت خودش عمل کرده. چون میگوید من شما را برای تخلق به اخلاق خودم برای واصل شدن به آن مقام انسانی خلق کردم، وقتی امام انسان تخلف بکند، معصیت کار باشد کسی نمی تواند با امام معصیت کار به آن مقام برسد. امام انسان، راهبر انسان محال است که خدا اجازه معصیت بدهد. یا معصیت بکند. پس از معصومین هست همه.

خوب، حالا یک سوال این است که رسول با نبی چی فرق دارد؟ ما در عرف وقتی میگوییم نبی الله، «السلام علیک یا نبی الله» یا «السلام علیک یا رسول الله» در عرف با اینها فرق می گذاریم بین این دوتا یا نمی گذاریم؟ نه. نبی الله یا رسول الله یکی هستند. یعنی پیغمبر همه هم می گوییم یعنی پیامبر، پیام آور، که همان پیغام آور است که خلاصه اش شده پیغمبر، یا پیامبر، یا پیمبر هر چه بگویی درست است. حالا آیا واقعاً فرق دارد یا ندارد؟ بعضی ها گفتند که هیچ فرقی ندارد ولی خوب آنچه که از روایات و توضیح بزرگان دین است نشان می دهد که نبی با رسول فرق دارد حتی در معنای واژگی و لغتی اینها که ما توضیح دادیم مشخص است که رسالت بعد از کی است؟ بعد از نبوت است. یعنی نبوت مقدمه ی چیست؟ مقدمه ی رسالت است. خوب حالا انسان ها می آیند اوج می گیرند، بعضی ها مأمور می شوند به رسالت، بعضی ها نمی شوند. شما نگاه بکنید، لقمان حکیم، اوج گرفته، مقام نبی را دارد، در روایت هم داریم خداوند او را به پیغمبری و حکمت مخیر کرده، می گوید من پیغمبر نمی خواهم. می گوید من نمی خواهم پیغمبر باشم من همان حکمت برایم کافی است. دارد، اینقدر این بزرگ است لقمان که خداوند یک سوره به او اختصاص داده و حرفهای خودش را از دهان لقمان دارد می زند، می گوید لقمان پسرش را اینطوری گفت اینطوری گفت همه حرف خداست یعنی وحی است. پس انسان هایی هستند که می آیند به نبوت می رسند، اما معلوم نیست رسول بشوند یا نه. در یک روایتی داریم از ابوذر رحمه الله علیه که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سوال می کند «کَم مِن نبیٌ» انبیا چند نفر بودند؟ سوال می کند. چه اصحابی داشته پیغمبر. فرمود «مأته الفٍ و اربعهٍ و عِشرون الفَ نبی» 124 هزار نبی خداوند داشته. 124 هزار نبی. ابوذر می گوید «کم مِمرسلون» رسولان چقدر بودند؟ رسولان چندتا بودند؟ حضرت فرمود «ثلاثُ مِئَه و ثلاثهٌ عشر» 313 نفر رسول داشته. چند نفر رسول؟ 313 نفر. خوب این چی را نشان می دهد؟ این نشان می دهد که نبی و رسول با هم چی دارند؟ فرق دارند. که آن سوال جدا می کند، پیامبر هم تعداد را جدا می گوید. می گوید انبیاء 124 هزار انبیاء داشتیم. اما رسولان 313 بودند. پس در این اینها کدامش خاص تر است؟ کدام عام تر است؟ رسول خاص تر است و نبی عام تر است. یعنی چی؟ یعنی هر رسولی نبی هست اما هر نبی ای رسول نیست. از نظر منطقی به آن می گویند عموم و خصوص مطلق است. رابطه ی بین نبی و رسول عموم و خصوص مطلق دارد. گاهی وقتها ممکن است یک نفر هم نبی باشد و هم رسول باشد. این هم معلوم است مشترک باشد اگر کسی رسول شد حتماً نبی است یعنی در خودش جمع کرده این را. در مورد موسی می گوییم: «و کان رسولاً نبیاً» موسی، قرآن می گوید موسی رسول نبی بود. خوب پس می شود یک نفر هم رسول باشد هم نبی. اما اگر کسی نبی بود معلوم نیست حتماً چی باشد؟ رسول هم باشد. یک معنای دومی هم برای نبی ذکر کردند. و آن این است که نبی یعنی پیام آور. از «نبأ» است آن نبوتی که گفتیم از «نبو» بود یعنی (ن ب و) یعنی رفعت و بزرگی و شرافت. نبیء با همزه می گویند نبی، گاهی وقتها می گویند از نبأ هست نبأ یعنی خبر. نبی یعنی کسی که خبرآور است. پیام آور است خبر می آورد. در هر صورت، شما اگر بگویید «السلام علیکم یا اهل البیت النبوه» به هر معنا بگویید این درست است. به هرمعنا بگیرید درست است. چه بگویید شما رفعت پیدا کردید، چه بگویید شما چی هستید؟ در موضع و اهل بیت پیام آوری هستید. هیچ فرقی ندارد. گاهی وقتها هست که انسان کامل چیزی را دریافت می کند، این را هم به شما بگویم، مثلاً پیامبر چیزی را دریافت می کند، مثل مسائل شخصی بین خودش و خدا، اما ابلاغ ندارد، دریافت بکند، رسالتی ندارد دریافت می کند اما ابلاغ نمی کند این امکان دارد که مأمور به ابلاغ نباشد، مثل ائمه، ائمه خیلی چیزها ممکن است دریافت بکنند اما مأمور ابلاغ نباشند. که حالا این بحث ان شاءالله تا این حد کفایت می کند. «و موضع الرساله» شما در موضع رسالت هستید یعنی شرافت و جایگاه شما به قدری است که شما در عالی ترین رفعت، و در جایگاه از نظری شدت رفعت به جایی رسیدید که خداوند تبارک و تعالی شما را مأمور هدایت انسانها کرده شما ها در دعای توسل می گوییم چی؟ « یا حجت الله علی خلقه» اینها واسطه ی بین خدا و خلق هستند. خلق به اینها نگاه می کنند اینها را الگو قرار می دهند و با الگو قرار دادن اینها شبیه انسان می شوند. انسانیت شان یواش یواش در آنها شکوفا می شود. هر چقدر به ائمه شما نگاه بکنید به ائمه عرض کنم خدمت تان که توجه بکنید، هرچه بخواهید شبیه به آنها شوید در واقع دارید به باطن انسانیت و مقام شایسته ی خودتان نزدیک می شوید.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.