بحث مان در شرح جامعه کبیره به موضوع سلام اختصاص داشت آثار سلام را داشتیم عرض می کردیم و در آخرین جلسه سلام را به عنوان یک عامل برای تحکیم وحدت اجتماعی و پیوندهای اجتماعی معرفی شد. یک روایتی را از امیرمؤمنین از قول پیامبر علیهم السلام عرض کردیم که مسلمان شش حق بر برادر مسلمان خودش دارد که یکی از آن شش حق این بود که حتما هنگام برخورد با او به او سلام کند یعنی مطلق است. سلام کردن یک حق است. موظفیم با هر کس روبرو می شوییم سلام کنیم این که بعد به موقعش توضیح راجعه به آن خواهیم داد. وقتی مریض است به عیادتش برود. وقتی عطسه کرد دعایش کند یرحمکم الله بگوید. و اگر از دنیا رفت به تشیع جنازه اش حاضر شود. دوتای دیگر مانده بود که توضیح دیگر ندادیم. و چون از موضوع سلام گذشتیم من فقط عرض می کنم دیگر خیلی توضیح درموردش نمی دهم که به موضوع اصلی مان لطمه ای وارد نشود. و یجیبوه اذا دعاه این که وقتی دعوتش می کند برادرش به چیزی او را اجابتش بکند. به کاری دعوتش می کند اجابت بکند. کاری دارد نیازی دارد اجابت بکند او را در شرط همان در حد توان و استطاعت وجود دارد. و ششمین حق هم یحب له ما یحب لنفسه و یکره له ما یکره لنفسه که خیلی سنگین است هر چه که برای خودش می پسندد برای برادرش هم بخواهد هر چیزی که برای خودش نمی خواهد برای او هم نخواهد. بارها عرض کردیم که این کار با قاعده ی هوأنت و فهم قاعده ی هو أنت و این که همیشه جابجایی صورت بگیرد انسان در هر مرحله ی از زندگی خودش را جای طرف مقابلش قرار بدهد آن موقع است که می تواند به انصاف رفتار کند و از ظلم و تعدی و تجاوز دربیاید. باز من خواهش می کنم این را دقت کنید در بحث ظلم هم این را عرض کردیم. این حدیث معروف پیغمبر که می فرماید که شما ها درخت را در چشم خودتان نمی بینید ولی خار را در چشم دیگران می بینید این حجم خودشیفتگی انسان را نشان می دهد انسانها به قدری دچار خودشیفتگی هستند که معایب لغزشها و ضعف های خودشان را نمی بینند و در مقابل معایب و ضعف های و لغزش های دیگران را خیلی خوب می توانند ببینند و به همین جهت که خودشیفته هستند ظلم هایی که می کنند به دیگران را متوجه نمی شوند. یعنی اگر به او بگوییم ظلم کردی به یک کسی می گوید نه من به کسی ظلم نکردم در حالی که دارد ظلم می کند و اصلا متوجه نمی شود که دارد ظلم می کند نه این که ظلم می کند میداند و حالا حریف خودش نمی شود. یک موقع است آدم می داند دارد ظلم می کند به همسرش به خانواده همسرش به خودش به اطرافیانش به زیرمجموعه اش به مملکتش به ملتش می داند دارد ظلم میکند و ادامه می دهد این ظلم را. روی هوای نفس این ظلم را ادامه می دهد قصد ظلم دارد قصد تجاوز دارد ولی یک موقع است نه در اثر خودشیفتگی فراوانی که دارد ظلم می کند و آن کار خودش را اصلاً ظلم نمی داند. ظلم نمی بیند این خیلی خطرناک می شود چون انسانی که ظلم خودش را می بیند این امید است که استغفار بکند، توبه بکند، رد مظالم بپردازد، جبران کند. از خدا بخواهد که از این وضعیت در بیاید. اما یک کسی که ظلم می کند و متوجه نیست که ظلم می کند همیشه فکر می کند حق با اوست همیشه فکر می کند که این کاری که می کند طبیعی است این خیلی خطرناک است این پی نمی برد به این که دارد چه جنایت هایی انجام می دهد در دعواهای خانوادگی، زناشویی، دعواهایی که بین دوستان یا چیزهای دیگر پیش می آید، این همیشه هست. یعنی ما باید حواسمان به این میزان از خودشیفتگی مان باشد برای همین اگر قرار باشد ما هم آن درخت را از چشم خودمان دربیاوریم، پیغمبر می فرماید شما درخت را در چشم خودتان نمی بینید ولی خار را در چشم دیگران می بینید اگر قرار باشد ما آنطوری باشیم فقط تنها در یک صورت امکانپذیر است که ما بتوانیم عدالت را رعایت بکنیم و ظلم نکنیم. و الا در پرونده ی عملیات و نامه اعمال ما ظلم های بسیاری نوشته شده و می شود هیچ کس هم در امان نیست از این. هیچ کس نمی تواند بگوید من به هیچ کس ظلم نمی کنم و ظلم نکردم. این را توضیح دادیم در جلسه گذشته در بحث قبل ظلم. بنابراین اگر یک کسی بخواهد از این جهنمی که نمی فهمدش فکر می کند ندارد اصلا. فکر می کند نیست. از این بدبختی و نکبتی که دچارش است و فکر می کند نیست نجات پیدا بکند، باید جابجایی صورت بگیرد یعنی سریع خودش را بگذارد جای طرف مقابل بعد بنشیند قضاوت کند این خیلی مهم است. قاعده هوأنت. ببینید حضرت دست گذاشت رو نکته ای که اگر ما رعایتش بکنیم، در بسیاری از جهنم ها به روی ما بسته می شود. در بسیاری از شادی ها و آرامش ها به روی ما بازمی شود آن چیست؟ هر چه برای خودت دوست داری برای طرفت هم دوست داشته باش، همسرت است پدرت است مادر است، فرزندت، خواهرت، برادرت، است هر چی است، هر چی برای خودت می خواهی برای آنها هم بخواه. همین از سر سفره مثال می زنم می گویم از سر سفره شروع کنید هر چی می خواهی برای بقیه هم بخواه. می خواهی یک چیزی بخوری مد نظرت است بخوری خوب بقیه هم دوست دارند بخورند. پس دست نبر هر چیزی را از سفره بردار و بخور، بگو من خوشم می آید میخواهم بخورم بقیه هم خوش شان می آید بخورند. و هر چیز دیگری. این را دقت کنیم ما. می خواهی با زنت یک رفتاری کنی بگو اگر خواهر من بود، شوهر دوست داشتم چطوری با او رفتار کند حالا من هم با خانمم همانطوری رفتار می کنم. می خواهی با شوهرت رفتار کنی جابجایی کن، بگو اگر داداش من بود پسر من بود دوست داشتم زنش با او چطوری رفتار کند با شوهرت همانطوری رفتار کن. نه این که ما دچار خودشیفتگی های خودمان باشیم، و فکر کنیم همیشه حق با ماست در همه زمینه ها، ما داریم درست فکر می کنیم بعد هزارتا ظلم بکنیم. حد و حدود ها را بشناسیم، حریم ها را بشناسیم. و از آن محافظت کنیم. یعنی اصل است در روابط. پس این و یحب له ما یحب لنفس و یکره ... یک قاعده است که کمک می کند به ما که ما دچار آن اختلاف بین درخت و خار پر بکنیم. توجه فرمودید خیلی است یک درخت با یک خار. حد خودشیفتگی های ما اینقدر است. حد عجب و تکبرهای ما اینقدر است وقتی با دیگران می خواهی برخورد کنیم. خیلی خطرناک است این فاصله. این فاصله را چطوری می شود طی کرد با این که جابجایی صورت بگیرد. خودت را بگذار جای همسرت، خودت را بگذارد جای پدرت، مادرت، خواهرت، جای برادرت، من خیلی وقتها بچه ها که با پدر و مادرهایشان اختلاف دارند می گویم اگر خودت یک زمانی بچه دار بودی و بچه تو مثل تو باشد چه کار میکنی. قبول داری این روش را؟ می گوید نه. یعنی باید جابجایی صورت بگیرد اول نمی فهمد. می گویم الان تو فکر کن ازدواج کردی یک بچه داری، این طوری است مثل خودت است، من خیلی وقتها در دعوای زناشویی به خانمها به آقایان می گویم شما دوست داری یک آدم مثل خودت، الان قدر زنت را نمی دانی قدر شوهرت را نمی دانی، جدا می شوید از همدیگر. ولی یک آدم با خصوصیات و شخصیت خودت خوشت می آید همسرت باشد؟ خیلی از آدم ها یک ذره تأمل باید بکنند. اما ما یک آدم مثل خودمان را واقعا می توانیم تحمل کنیم؟ ما در اثر خودشیفتگی خودمان را خیلی خوب تحمل می کنیم و خودمان را خیلی تحمیل میکنیم به دیگران، اما اگر قرار باشد یک آدم مثل خودمان را هم تحمل کنیم خیلی وقتها نمی توانیم. شما نگاه کنید پدر و مادرهایی که به خودسازی نپرداختند اخلاق های خودشان خوب نیست، خوب در اثر این وراثت، 55 درصد مادر 45 درصد پدر ژن گرفته این بچه، این بچه آینه ی تو و همسرت است هر کس که می خواهی باشد. بعد خود پدر و مادر با این بچه ها دائماً مشکل دارند. یک بار هم نمی گویند که بابا این بچه ساخته ی کی است؟ ساخته ی ماست. چرا هی سرزنشش می کنم چرا هی داد می زنم سرش، چرا تحقیرش می کنم. من به جای آن که می خواهم بچه را بزنم باید بزنم در صورت خودم. موقعیکه می خواهم به او فحش بدهم باید به خودم فحش بدهم. خیلی وقت ها این طوری است. آن موقعی که از دست بچه کلافه می شود حواست باشد خودت، تو ساختی این را. نمی شود آدم یک نقاشی بکشد که بعد بگوید متنفرم از آن. خوب بالاخره تو کشیدی این را. این بچه مقصر نیست تا حدود زیادی. این بچه قربانی تو و همسرت است. انتخاب های تو رفتارهای تو اخلاق تو منش تو، بی تدبیری های تو جهالت های تو تنبلی ها تو در خودشناسی و خودسازی است. پس ما چرا بچه مان را اینقدر سرزنش می کنیم. چرا اینقدر در سرش می زنیم. چرا یک موقع از بچه هایمان متنفر می شویم. یا چرا کتک شان می زنیم. حالا خودمان را کتک بزنیم. وقتی که مدیر مدرسه می فرستد سراغت که بیا بچه ات یک همچین کاری کرده، و شرمنده داری می شوی جلوی مدیر مدرسه داری آب می شوی که پسرم دخترم یک همچین کاری کرده، یک ذره به خودت فکر کن. بالاخره یا تو دادی یا همسرت داده. بچه مقصر نیست. می شود بچه را نصیحت کرد برایش زمینه ی خودسازی و اصلاح فراهم کرد. اما تو سر زدن تحقیر کردن، سرزنش کردن، کتک زدن اینها نه خودت را بزن. خودت را مقصر بدان. ما ها همیشه این که پیغمبر می فرماید شما درخت را در چشم خودتان نمی بینید و خار را در چشم دیگران می بینید نتیجه اش این می شود که ما هر وقت در زندگی دچار مشکلاتی می شویم بقیه را سرزنش میکنیم. شرایط بیرونی، بقیه، دیگران، هیچ وقت نمی گوییم من، خودم هم در این بدبختی که الان دچارش هستم مقصرم. بارها شده ما در این مسابقه مشاوره ای مان به دختر پسرها گفتیم این آدم به درد تو نمی خورد برای زندگی. بعداً با او به مشکل می خوری. بعداً به سختی می خورید. پایش را کرده در یک کفش که من باید با این ازدواج کنم بدون این هم نمی شود بعداً که می روند می خورند به مشکلات میگویند ما نمی فهمیدیم شما چرا زور به ما نگفتید. چرا دست و پای ما را نبستید زور نمی شود گفت که. شما چرا اجازه دادید. ما نمی فهمیدیم. به پدرش و مادرش می گوید من تجربه نداشتم شما چرا اجازه دادی. بابا تو پدر پدر و مادرت را درآوردی مادرش را هم درآوردی، بگذریم، با یک صلوات برگردیم به اصل درس.
خوب، اثر سلام و رشد سلام توسعه ی سلام فرهنگ سلام و سلامتی را در اجتماع جلسه گذشته توضیح دادیم که چقدر اسلام به سلامتی و سلام در بین پیروانش، اهمیت می دهد. که باید فرهنگ سلام و سلامتی و سالم سازی سالم ماندن، یک جامعه و یک امت، رواج پیدا کند جامعه باید اهل سلم و سلامتی باشند. اگر کسی می خواهد عاقبت به خیر باشد به بهشت برسد باید فرهنگ بهشتی را رواج بدهد با فرهنگ بهشتی ها زندگی کند در بهشت چی بود؟ لا یسمعون فیها لغوا و لا تأثیما الا قیلا سلاما سلاما. بهشتی ها اینطوری اند. پرخاشگری تندگویی، خشونت، حرف درشت زدن، دل شکستن، تحقیر کردن، حتی در بدترین حالت نیش زدن، متلک گفتن، تهمت زدن این ها هیچ کدام با سلامتی سازگار نیست. بهشتی ها هیچ وقت این حرفها را به هم نمی زنند. الا قیلا سلاما سلاما، فرهنگ بهشتی ها فرهنگ سلامت است در خانواده. و چون فرهنگ سلامت است کی ها به این بهشت راه پیدا می کنند؟ کسانی که با فرهنگ سلامت زندگی کنند. سالم باشند با فرهنگ سلامت زندگی کنند توسعه بدهند سلامتی و فرهنگ سلامتی را. وقتی که این طور چیزها وارد زندگی و اخلاق و رفتارهای ما می شود خود به خود ما از بهشت فاصله می گیریم. پس یک کسی که می خواهد ببیند دچار فشار قبر می شود یا نه باید به روحش نگاه کند ببیند روحش فشار دارد یا ندارد. ببیند تنگنا حسادت، تنگ نظری، بخل، منیت، خودشیفتگی این چیزها در وجودش است یا نیست. این نکته ی مهمی است. ببیند اگر سلامت است در جریان زندگی اش خوب عاقبتش هم به سلامت خواهد بود. به سلامت از این دنیا می رود. روایت هم داریم اللهم اخرجنی من الدنیا سالماً خدایا من را سالم از دنیا خارج کن. اگر بخواهیم سالم خارج شویم باید سالم زندگی کنیم. یک کسی که سبک زندگی اش سالم نیست سالم هم خارج نمی شود. اسلام برای این که این داستان اتفاق بیفتد در فرهنگ سلام، خیلی رو فرهنگ سلام توصیه زیادی شده. یعنی ما روایات زیادی داریم که الان ما نمی رسیم همه این ها را بخوانیم برایتان. که برای سلام کردن ارزش زیادی قرارداده یک دانه اش را برایتان بخوانم می فرماید که سلام، لسلام سبعون حسنه تسعون و ستون لمبتدی و واحده لراد چقدر جالب. می فرماید برای سلام 70 حسنه است، ولی 69 تایش مال کسی است که اول سلام می کند. این 69 ثواب نسبت به یک ثواب، یک دانه اش هم مال کسی است که جواب سلام می دهد. این می خواهد فاصله را بداند که کسی که شروع کننده سلم و سلامتی است کسی که در خانواده در محیط های دیگر منشأ سلم و سلامتی است منشأ دعوا و اختلاف و فتنه و درگیری و چیزهای زشت نیست از او آتشی بیرون نمی آید چقدر تفاوت دارد به یک آدمی که وامی ایستد تا دیگران به او سلام کنند یا توقع دارند که دیگران به او سلام کنند خیلی تفاوت است 69 تا برای کسی که منشأ سلامتی است و یک دانه برای کسی که جواب سلام می دهد. پس دقت کنید، خواهش می کنم باز توجه کنید به این نکته خیلی دقت کنید. این که وقتی در لفظ سلام 69 تایش مال مبتدی است آنی که شروع می کند، یک دانه اش مال کسی است که جواب می دهد، در خانواده آنی که همیشه دیگران را به سلم و سلامتی می کشاند و فضا را سالم می کند صبورتر از بقیه است حلیم تر از بقیه است. سنگ زیرین است، جو را آرامتر می کند. ببینید چقدر پیش خدا نزدیکتر و عزیزتر است تا آنی که ترقه است زودتر می ترکد زودتر منفجر می شود همه اش باید ملاحظه اش را کنی چقدر دور می شود از رحمت. یک کسی که بقیه ناچارند که تحملش کنند، یک کسی که بقیه ناچارند که ملاحظه اش را بکنند که نترکد دعوا نکند سر و صدا راه نیندازد، یک کسی که بقیه همیشه از او حساب می برند این خیلی به جهنم نزدیک است. آتش دارد دیگر تویش، همه از او فرار می کنند می گویند الان می ترکد الان داد می زند الان نق می زند الان غر می زند الان قهر می کند. همین الان قهر می کند. این آدم به جهنم نزدیکتر است. تا یک کسی که نه سلم دارد سلامتی دارد می تواند جو را سالم نگه دارد. آنی که ضعیفتر است به جهنم نزدیکتر است آنی که می ترکد جیغ می زند داد می زند، قهر می کند، این آدم آنی که هی ایراد می گیرد گیر می دهد اینها به جهنم نزدیکتر هستند. دقت کنید این مقایسه را خیلی مقایسه مهم است گاهی وقتها هم مذمت شدند کسانی که در فرهنگ سلام نیستند. ببینید باز حضرت می فرماید که البخیل من بخل بالسلام. آدم بخیل کسی است که در سلام کردن بخل بورزد زورش بیاید سلام کند. شما باور می کنید بعضی ها اینقدر دچار خودشیفتگی هستند که نمی توانند به بقیه سلام کنند آدم های با فضیلتی هم هستند یعنی سوادش خیلی بالاست معلوماتش خیلی بالاست. موقعیت اجتماعی خوبی دارد. ولی این توقع دارد هر جا رفت بقیه به او سلام کنند بقیه به او تعظیم کنند روح تواضع و تعظیم ندارد. روح مهربانی ندارد. نحوه ی حرف زدنش ایستادنش راه رفتنش نحوه نگاه کردنش به بقیه مستکبرانه و متکبرانه است. این طوری است. خوب این ها را هم در فرهنگ اسلامی، مورد مذمت قرار دادند. نکته بعدی که لازم است در موردش صحبت بکنیم، باز نگاه کنید یک نکته در روایت داریم، در کتاب شریف کافی است می فرماید: البادی بالسلام اولی بالله و برسوله تقریباً الان توانستم توضیح بدهم. با توضیحی که دادم الان شما می توانید باطن این روایت را بفهمید. کسی که شروع می کند به سلام، به خدا و پیغمر نزدیکتر است یعنی چی نزدیکتر است. یعنی سنخیتش به سلامت نزدیکتر است سلام اسم خداست دیگر. یک کسی که سالم سازی اش قشنگ تر است کسی که سلام می کند به بقیه زودتر، کسی که فرهنگ سالم سازی محیط و خانواده در او بیشتر از بقیه است قطعاً به خدا و رسول نزدیکتر است. مثل کسی است که وقتی می خواهد محبت کند بیشتر محبت می کند و به خدا و رسول نزدیکتر است و به بهشت نزدیکتر است. یادتان است فرمود وقتی دو نفر دست می دهند به همدیگر، یک دست سوم می آید دست شان را می گیرد ولی یکی ازین دوتا دست را می گیرد کدام دست را بیشتر می گیرد؟ فرمود آنی که محبتش نسبت به طرف مقابل بیشتر است. آنی که بیشتر است.
خوب، پس این اولی خیلی مهم است اولی یعنی نسبتش نزدیکی اش به خدا و رسول بیشتر است. این شرافت است دیگر. درجه اش بالاتر است. پس ما باید به فکر توسعه ی فرهنگ سلامتی باشیم در جامعه. هر چقدر شخص تلاش بکند در جهت توسعه فرهنگ سلامتی در جامعه، این قرب بیشتری دارد. ثواب بیشتری دارد حتی سلامتی های جسمی. این هم ثواب خیلی زیادی دارد چون سلامت جسمی است که پایه می شود برای سلامت روحی و اخلاقی و روانی و معنوی. پس این خیلی اهمیت دارد که ما کلاً فرهنگ سالم سازی و سلامت را رواج بدهیم. نکته ی بعد که توصیه شده، پس این با این توصیه ها می گویند توقع سلام نداشته باشید. استکبار نداشته باشید دیگران و بچه ات به تو سلام کند. پیامبر فرمود من تا آخر عمر سلام کردن به بچه ها را کنار نمی گذارم. اول من سلام می کنیم. ما هم اینطوری هستیم با کوچکترهای ما؟ اول ما سلام می کنیم؟ این را باید ببینیم که روحیه ما چطوری است. نکته ی بعد این است که سلام را آهسته نفرستید بعضی از آدم ها هستند بخل دارند، در سلام کردن یا درود فرستادن، در تشویق کردن دیگران، در تشکر کردن از دیگران، در دیدن لطف دیگران، در ابراز محبت دیگران، در اظهار خوبی های دیگران بخیلند. یعنی به راحتی حاضر نیست اعتراف بکند که یک کسی که خوب است یک کسی حق دارد یک کسی بزرگ است یک کسی قشنگ است، یک کسی فضیلت دارد. اصلاً کلاً روح هایشان انقباضی است. افکارشان انتقادی است. روح هایشان بدبین است. یعنی این وقعی که می خواهد به یک چیزی فکر کند موقع فکر کردن، اصلاً می رود سخنرانی گوش کند می رود پای درس استادی می نشیند یک کتابی را می خواهد بخواند یک خواستگار می آید خانه، می خواهد خواستگاری یکجایی، با یک دختری صحبت بکند می خواهد برود عروس انتخاب کند برای فرزندش. می خواهد داماد انتخاب کند. می خواهد یک فیلم را نگاه کند یک اثر هنری را نگاه کند هر جا برود این آدم تا اول نگاه می کند ضعف ها را فقط می بیند. لغزش ها ضعف ها تاریکی ها، این ها را می بیند. اصلاً نمی تواند بیطرف حداقل بیطرف باشد. یا اگر هم می خواهد ضعف ها را ببیند کمالات را هم ببیند. خوبی ها، مزایا، قشنگی ها را هم ببیند. این نمی تواند روحش روح این طوری نیست این همین تا می نشیند وارد یکجایی می شود همین یک کسی را می بیند یا جایی برود سیستمی را می خواهد ببیند آدمی را می خواهد ببیند داماد می خواهد انتخاب کند عروس می خواهد انتخاب کند دوست می خواهد انتخاب کند مربی می خواهد انتخاب کند. در رستوران می خواهد برود یک غذا را برایش گذاشتند جلویش، این روحش انقباض دارد روحش انتقادی است روحش بدبین است اصلاً. کلاً می رود روی فقط ضعف ها. بعضی ها اینقدر این ادامه پیدا می کند که می گویند بابا این شربت را بخور برای سلامتی ات خوب است نجاتت می دهد، می گوید تلخ است. از مزه اش خوشم نمی آید. یعنی این فقط کدام بخش را دارد می بیند؟ ظاهر، مزه، اسیر این است. نمی خورم، باور می کنید من آدم هایی دیدم که دارویی که نجات شان می داده از مرگ نخوردند و مردند. خوشم نمی آید. یا تلخ است. می رود خانه یک نفر، حالا یک غذایی درست کردند ده جور غذا هم است بعد می بینی که نه این کدبانو نبود. این آشپزی اش خوب نیست. بابا تو چندتا چیز خوب درست کرده خوردی حالا یکی از آن چیزها یک ذره شور شده یا بی نمک شده، نگاه، حالا این آدم نمی تواند چیزی که الان می خواستم توضیح بدهم این ها را برای چی گفتم برای این که این نکته را الان می خواهم بگویم، یکی از چیزهایی که به ما سفارش کردند این است که بلند سلام بدهید. وقتی می خواهید سلام بدهید یواش سلام ندهید. (س...، س...) می گوید گفتم دیگر سلام دادم دیگر. اصلاً زورش می آید. باور می کنید من آدم سراغ دارم شاید قریب به 20 سال 100 بار شاید از من شنیده که اگر کسی اسم پیامبر آمد صلوات بلند نفرستد فرشته ها می گویند خدا لعنتت کند. اگر صلوات بلند بفرستد فرشته ها می گوید خدا بیامرزدت و خدا مغفرتت کند. صدبار شنیده بعد موقعی که یک جا، یا اصلا صلوات نمی فرستد یا یواش می فرستد اصلا زورش به خودش نمی رسد واقعاً شما نماز جماعت های ما را نگاه کنید مساجد را نگاه کنید جای دیگر را نگاه کنید. اصلاً آن شکوه صلوات، عظمت صلوات، آن سمزدایی صلوات، آن عطر آفرینی صلوات. پیامبر می فرماید اینقدر مهم است صلوات بلند که مریضی های قلبی شما را از بین می برد. نفاق، نفاق چیزی نیست که یک کسی بتواند بگوید من به راحتی می توانم از آن در بروم. می گوید صلوات بلندترین عذاب ها بدترین مشکلات زندگی، خیلی از مصائب زندگی ما را صلوات با عشق صلوات با محبت صلوات بلند از بین می برد. بعد این نمی تواند اصلا صلوات بلند بفرستد. اصلا نمی تواند، بلند حرف بزن بگذار طرف بشنود، می گویی آقا می خواهی سلام بدهی یکجوری بده که طرف بشنود. با حس بگو این را. نمی تواند. این حتی موقعی که می خواهد جلوی خدا بایستد یک غدی هایی دارد برای نماز خواندن، یعنی نمی تواند متواضع وایستد، با خضوع وایستد. چند وقت پیش یک بنده خدایی بود در رفتارهایش هم اینطوری است، بعد وایستاده بود نماز بخواند من گفتم خدایا این چطوری می تواند حالا با او هم ندار بودیم. من گفتم این چطوری می تواند این طوری وایستد نماز بخواند به او گفتم تو با خدا هم که هستی با خدا هم ... یعنی وقتی هم که می ایستد این طوری نیست که دستهایم را بیندازم مثل آدم روی پایم و وایستم. روی زانو یا روی رانم باشد نمی تواند. حتی جلوی خدا هم که وامی ایستد گارد باز باز است که یک موقعی خدا حمله نکند. حالا بعضی ها اینطوری هستند بعضی ها واقعاً همیشه در آماده باش هستند خیلی خطرناک است. مثلا وقتی دارد حرفهای کسی را می شنود نکند این یک موقع راجع به من چیزی بگوید، نکند که این به من دارد، نکند این می خواهد الان از من انتقاد کند من زود آماده باشم. یعنی همیشه همینطوری. یک وقتی هم می خواهد این وقتی دارد فکر می کند منفی فکر می کند. در گوش دادن هم منفی گوش می دهد همیشه. استماعش هم منفی است. نگاهش منفی است. می گوید آقا سلام می خواهی بدهی حالا که داری می بوسی اش این را، این طوری می کند دیدید بعضی ها را، حالا باز خوب است شانه ها به هم می خورد سینه ها به هم می خورد. می خواهد دست بدهد دستش انگار فلج است. من دیدم. بابا دست بده محکم، احساس توش باشد بغل می خواهی بکنی خوب بغل کن می خواهی ببوسی خوب ببوس. این اصلا حس ندارد این آدم افلیج شل و ول است. بابا سلام می خواهی بدهی صلوات می خواه بفرستی بلند. می خواهی حرف بزنی محکم. می خواهی درود بفرستی، می خواهی نوازش کنی، می خواهی ببوسی، خوب نگاه بکنی. خوب، قربان امام های مان بروم سلام خدا بر ائمه. قربانش بروم امام صادق علیه السلام اذا سلمکم احدکم فلیجهر بسلامه ببین چقدر قشنگ امام کجا را می بیند، لا یقول سلمت فلم یردّ علی و لعله یکون قد سلم و لم یُسمعهم فاذا رَد احدکم فلیجهل برده و لا یقول مسلمتُ فلم یرد علیّ. ببین چقدر قشنگ است. می گوید که بابا وقتی می خواهید سلام بدهید نگذار سوء تفاهم بشود. می گوید به من سلام نداد. فلانی رد شد سلام نداد. عجب بچه بی ادبی است عجب آدم متکبری است. تو سلام دادی. حضرت می گوید هر وقتی اذا سلم احدکم فلیجهر بلند سلامت را بگو یک جوری که بشنود. تو که می دانی گوشش ضعیف است تو که می دانی این سمعک استفاده می کند برو با حس با او سلام کن. یک جوری که قشنگ بگیرد که تو به او سلام کردی سلامت را بلند بگو. برای رفع تکلیف نباشد. می گوید من سلام کردم حالا می خواهد بشنود یا نشنود. نه، سلام بلند. بفهمان به طرف، چرا؟ امام می گوید سوء تفاهم می شود. از یک مسلمان نگوید که این چرا به من سلام نکرد چرا سلام نداد. چه بسا حضرت دارد رفع سوء ظن می کند می گوید که چی؟ لعله یکون قد سلّم و لم یسمعهم چه بسا که سلام کرده باشد ولی نشنوانده و لم یسمعهم نتوانسته این سلام را بگوش طرف برساند. برسان بهش. در جاهایی که قرار است محبت، عشق، عاطفه باشد باید این خودنمایی ها باشد. هدیه می فرستد معلوم نیست این هدیه از طرف کی آمده. خوب این هدیه را کی فرستاده. بابا بنویس اسمت را زیرش کارت بنویس سلام بده درود بفرست بنویس که این من بودم که هدیه را برای تو فرستادم. ابراز علاقه کن ابراز محبت کن. نه دیگر ریا می شود. یعنی چی ریا می شود چه حرفی است بنویس هدیه ات را مشخص کن. به خصوص برای آدم های مثل ماها که معلمان که برایشان هدیه می دهند این یک جفت جورابی که فرستادی بنویس که کی است. من این همه جوراب که مصرف ندارم یک موقع شده من جورابی را که به من هدیه دادند به کسی هدیه دادم می گوید من این را خودم به شما هدیه دادم. می گویم ببخشید من نمی دانستم. یا این پیرهن را گرفتم دادم به کسی هدیه یا به خودش دادم. یا به بابایش دادم. عجب آدم بی معرفتی است آمده پیراهن را به ما هدیه داده خوب بابا می نوشتی. من این همه پیرهن هم مصرف ندارم. حالا ان شاءالله یک خیریه باید بزنیم من مقدار زیادی از این هدایا را نگه داشتم البته هدایا گرانش را، میلیونی هایش را نگه داشتیم یک خیریه بزنیم برای موسسه خیریه ما دارد به پامی شود یک بازار مزایده بزنیم بیایید بخرید ناراحت هم نشوید که ان شاءالله برای امام زمان، باقیات و صالحات باشد برای همه تان. فاذا رد احدکم اگر یک کسی جواب سلام می خواهد بدهد امام صادق می فرماید جوابت را بلند بگو. نگوی سلام کردم جواب نداد. اون بیچاره بلند سلام می دهد، این یواش سلام میگوید بابا سلام کرده بلند تو هم بگو سلام علیکم. و در روایت هم داریم در بحث سلام زیارت عاشورا توضیح دادیم که اگر او یک سلام کرد شما باید سلامش را بهتر جواب بدهید. دخترت، دختر کوچولویت آمده سلام کرده پسرت آمده سلام کرده خانمت سلام کرده سلام را خوب جواب بده. صبح از خواب پا شدی یک کسی سلام کرد. بحث سبقت سلام داشته باشید در خانه به خصوص صبح ها که همه بیحالند. صبح از خواب پا شدی آنی که روح بزرگتری دارد سلام بزرگتر و بلندتری می کند اصلا این سلام چرت ها را پاره می کند. سلام گرم اول صبح، روز را مبارک می کند. دل را آراممی کند دل را شاد می کند بعد هم وقتی می خواهید جواب بدهید جواب را قشنگتر از آن بده. لذا امام صادق علیه السلام می فرماید: فاذا رد احدکم فلیجهل بردکم جواب سلام تا را بلند بگویید آهسته جواب سلام ندهید. یک مسلمان نگوید که سلام کردم جواب نداد سوء تفاهم می شود شیطان می آید این وسط مشکلات درست می کند، پس سلام بلند، جواب بلند، خوب، رسا، قشنگتر از همیشه. قشنگتر از آنچه که ما دریافت می کنیم.
خوب نکته بعد باز یک روایت بخوانم، امام صادق علیه السلام می فرماید: من التواضع عن تسلِّم علی من لقی این است یک بخشی داریم به نام افشای سلام. افشای سلام یعنی سلام بلند گفتن، فاش گفتن، ولی نه. منظور از افشای سلام یعنی پخش کردن سلام، توسعه ی سلام، این که می فرماید از تواضع از علائم و نشانه های تواضع این است که به هر کس می رسی سلام کن. می روید مغازه می روید فروشگاه در اتوبوس و تاکسی به راننده در هواپیما سوار شدی به همه کسانی، آدم وقتی اول سوار هواپیما می شود می بیند که معمولاً سرمهماندار یا خلبان خودش گاهی وقت ها نیروهای محافظتی می آیند بعد مهماندارها هستند به همه سلام کنید خدا قوت به همه شان بگویید موقع رفتن از همه شان تشکر کنید و خدا قوت بگویید این حس ها همه شان زیاد باشد. می روی نان بخرید به نانوا، می روید بقالی به فروشنده، می روید پارچه بخرید، نگویید پول دادم تشکر دیگر برای چی، پول دادید تشکر هم بکن. میوه فروش، سبزی فروش هر چیز. به هر کس می رسید سلام کنید به هر کس که برخورد کردید برخورد یعنی برخورد چی، برخورد یعنی چرا می گویی به هر کس برخورد کردی، من لیقیت، یعنی اگر در خیابان بگویی آقا آقا، چی است؟ سلام نه منظور این نیست یا طرف با شما آشنا نیست دارد رد می شود می رود این طوری نیست سلام سلام سلام سلام این نه. ملاقات یعنی وقتی که چشم در چشم می شوید، برخوردی دارید با هم حرف بزنید می خواهید بپرسید این خیابان کجاست، می گویید سلام این خیابان مثلاً کجا می توانم پیدا کنم. بعد هم تشکر بکند آدم. می خواهید برخورد ایجاد شود. می خواهید بروید بلیط بخرید سلام مثلاً دوتا بلیط می خواهم خدا قوت این خیلی مهم است. 44 دقیقه و 54 ثانیه