جلسه 031 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
2
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - شرح زیارت جامعه کبیره

بحث مان درباره ی شرح جامعه ی کبیره زیارت شریف جامعه کبیره به سلام رسید. و آثار سلام را موارد سلام را خدمت تان عرض کردیم. امروز بحث سلام را به عنوان یکی از عوامل وحدت ملی تقدیم می کنیم خدمت تان. وحدت امت اسلامی، خدمت تان عرض می کنیم چون امت اسلام پیروان پیامبر هستند دین اسلام هدف خاصی را از خلقت انسان به انسان معرفی می کند و آن این است که انسان تشبه به خداوند تبارک و تعالی پیدا کند و تخلق به اخلاق الهی داشته باشد. هر چقدر اخلاق انسان بیشتر شبیه خداوند می شود انسان پاکتر و انسان ترو مقربتر می شود. و هر چقدر اخلاق انسان از اخلاق الهی دورتر می شود انسان از انسانیت و خداوند و خانواده آسمانی اش دورتر می شود این که در روایات داریم از امام صادق علیه السلام که خداوند حیوانات را از خلق انسان آفریده یعنی انسان وقتی خلقش تعادل دارد انسان است وقتی که این تعادل به هم می خورد انواع و اقسام حیوانات از این خلق به وجود می آید از این باطن به وجود می آید تعادل انسان زمانی است که سه تا عشق در رأس همه عشق های زندگی اش باشد الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا. اگر انسان این سه عشق حاکم بر قلبش باشد و در رأس معشوق هایش باشد باطن انسانی دارد در غیر این صورت به یکی از حیوانات یا به چندتا از حیوانات نزدیک می شود. خوب دقت کنید دارم چی می گویم در حالتی که انسان سه عشق سه آرزو سه آرمان سه دلدادگی بر قلبش حاکمیت دارد الله، اهل بیت و جهاد باطنش شبیه انسان است یعنی باطن انسانی دارد به محض این که یکی از این سه عشق هر سه اش یا یکی اش جابجا شد و رفت در رتبه های بعدی نسبت به معشوق های پایینی باطن انسان از حالت انسانی در می آید اصطلاحاً در قرآن به آن می گویند فسق. یعنی انسان خروج از حالت طبیعی دارد. پس صراط مستقیم آن حالتی که انسان انسان هست باطنش هم شبیه انسان و شبیه اهل بیت و شبیه خانواده آسمانی اش است زمانی است که این سه عشق در رأس همه عشق هایش است خدا اهل بیت و جهاد. به محض این که تعادل به هم بخورد انسان باطن انسانی اش را از دست می دهد این خیلی حساس است خیلی دقت کنید. خیلی مهم است. دیگر شکل انسانی از دست می رود. خوب حالا شبیه چی می شود؟ تمام حیواناتی که شما اطراف تان می بینید، اینها خروجی های انحراف انسان هستند. در ریاضیات هم شما دارید همیشه از فاصله ی بین دوتا خط یک خط مستقیم می شود دوتا نقطه را یک خط مستقیم می شود رسم کرد. ولی بینهایت خط های چی می تواند وجود داشته باشد؟ خط های کج و انواع انحرافات. سلامت یکی است تعریف دارد می گویند این بدن سالم است اما اگر گفتند فلانی مریض است تا می گویند سالم است شما نمی گویید چه سلامتی، خوب این سالم است دیگر، سالم مشخص است. اما اگر از شما گفتند فلانی مریض است شما در جواب چی می گویید؟ چه مریضی؟ اینجا دیگر صدها نوع انحراف و فسق و مریضی وجود دارد بعضی ها مارند، بعضی ها عقربند، بعضی ها گرگند، بعضی ها خوکند، بعضی ها سگند. شما نگاه کنید در روایت هم داریم چرا بعضی ها روباه محشور می شوند چون آدم های کلک بازند حقه بازند خدعه کارند در زندگی شان دائما سر این و آن را کلاه می گذارند خوب باطن شان شبیه روباه است. خوک است چرا شده خوک محشور می شود چون بی حیاست بی غیرت است غیرت ناموسی ندارد حیا ندارد. خوب به صورت خوک محشور می شود یا چرا مثلاً به صورت سگ و گرگ می آید چون درندگی دارد. پس یا چرا میمون می شود بعضی ها به صورت میمون محشور می شوند باطن شان میمون است، برای اینکه لجبازند. بعضی ها وقتی با دستورات خدا آشنا می شوند هی مقاومت می کنند می دانند تکلیف شان چیست وظیفه شان چیست چطوری می توانند تعادل برقرار کنند حتی می دانند چطوری می توانند شاد باشند چطوری می توانند آرام باشند چطوری می توانند خودشان را درمان کنند، یعنی خودشان راه را بلدند می فهمند ولی نمی خواهند بروند یا تنبلی دارند یا بی حوصلگی دارند نمی خواهند با خودشان درگیر شوند. لج می کنند مثلا کسی وسواس است به او می گویند ببین تو از این به بعد این تکالیف را نداری و باید به این شکل عمل کنی چون انس به وسواسش گرفته دست از وسواسش بر نمی دارد یعنی این همه چیز را می داند می گوید خوب بیا شما می خواهید وسواس ... من ریشه های ورود وسواس را به شما می گویم منشأ اش را به او می گویم درمان را می گویم تکلیف هم برایت می دهم سه ماه عمل کن خوب خوب می شوی بعضی ها اینقدر آدم های پاک و زلال و نرمی هستند همین که می آیند این دستورالعمل ها را می بینند دیگر وسواس شان کاملاً خوب می شود و می گذارند کنار. ولی بعضی ها وسواس را دوست دارند و لج می کنند یعنی میخواهد که دلم نمی چسبد می گویی این شعار های مقدس این خداست این قرآن است دارد به تو می گوید که این طوری عمل کن. نه. من به دلم نمی چسبد این لج است این مقاومت و پوست کلفتی است. این باطن انسان را شبیه میمون می کند یا اینکه نه بعضی ها دوست دارند غصه بخورند آدم های غمگین غصه، مشکل دار و همیشه دوست دارند مشکلی داشته باشند دلهره و دلشوره ای داشته باشند یک غمی داشته باشند پیامبر فرمود پناه ببرید به خدا از حب غم. بعضی ها آدمها این طوری اند اینقدر مریضند دوست دارند غم و اضطراب و غصه داشته باشند که اگر مثلاً ده سال 15 سال هم غصه داشته باشد به او بگویی ببین غصه تو یک ساعته حل می شود این است راهش، قبول نمی کند. یعنی می گوید یعنی چی من بی خود 20 سال غصه کشیدم الان با یک ساعت حلش کنم. دست نمی خواهد بردارد از غمهایش. یعنی دوست دارد غصه را داشته باشد اضطراب را خوشش می آید دلتنگی را خوشش می آید ناراحتی را شاکی بودن را خوشش می آید بعضی از مریضی خوش شان می آید کیف می کنند که مریض باشند این راهکار را بلد است که الان مثلاً احساس تنهایی دارد این را چطوری جبران کند الان مثلاً احساس حقارت شخصیتی دارد چطوری می شود جبرانش کرد الان خلاء عاطفی دارد مشکل عاطفی دارد حالت گدایی عاطفی دارد چطوری می تواند این را حلش کند که نیاز نداشته باشد دیگر هی التماس کسی را نکند گدایی نکند می فهمد این را بعد می گوید راهکارت همین است با این می شود نمی خواهد برود می گوید من می خواهم آن گدایی را از آن شخص بکنم یا آن شخص حتما او بیاید من را تأمین بکند خوب آخر آن بنده خدا نمی تواند نمی خواهد به هر دلیلی، اصلا از تو متنفر هست نمی خواهد گیر می دهد که من باید حتما با این تأمین شوم این آدم آدمی است که خودش ذلت را دوست دارد از ذلت خوشش می آید در روایت داریم از امیرالمومنین علیه السلام که می فرماید: هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست. ما رأیت ذلا مثل اشتغال قلبی بفارغ القلب منی هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم عاشق کسی باشد و مشغول کسی باشد که دلش من را نمی خواهد خوب بابا این که تو را نمی خواهد برای چی تو اینقدر التماس می کنی می گوید آخر من نمی تواندم صد جور ظلم و بی محلی و تحقیر هم کرده این را باز این دست بر نمی دارد یعنی میگوید من حتما باید همین آدمی که من را تحقیر کرده در سرم زده من را تأمین کند خوب پس تو این ذلت حقت است دوست داری که تحقیر شوی. دوست داری، راهکار را حضرت می گوید خیلی راحت که شما دست برداری و به شادی برسی. فرمول های شادی مشخص است فرمول های غم مشخص است فرمول های آرامش مشخص است فرمول های غم که می گویم یعنی فرمول های غم زدایی. یاد می گیرد حاضر نیست تن بدهد به آنها. می فهمدشان ولی حاضر نیست عمل کند به آنها. این آدم لجاجت دارد. هر کاری میکند بالاخره می خواهد برگردد به موضع خودش. چند وقت پیش آدمی را آمده بود داشت زندگی اش می پاشید بهش گفتم مگر تو روزی که آمدی من نگفتم که بهت که شما این فرمول ها و مهارت ها را که یاد بگیری دیگر کارتان به طلاق نمی کشد، ببین در جواب من چی گفت، گفت چرا ولی ترسیدم بخواهم یاد بگیرم و مجبور شوم عمل کنم. باور میکنید بعضی ها اینقدر عناد دارند می گوید من مخصوصا این سی دی را گوش نمی کنم چون سختم است اگر گوش کنم باید عمل کنم بهش من نمی خواهم تن بدهم به این. مثلاً شما گفتی کینه نداشته باش من اصلا نمی توانم من می خواهم تکه تکه کنم طرف را. خوب این وحشی به تمام معنا می شود آدم. خشن می شود بابا دست بردار از این خشونتت. می گوید نه نمی توانم. می گویم خوب این سی دی را گوش کن وسواست خوب می شود می گوید نه می ترسم گوش کنم مجبور شوم عمل کنم. این آدم بهش می گویند آدم لجباز. باطن انسانی اینطوری حیوانی می شود این مشکلات را هست دارد. اصلا فلان کتاب را دیده می خواند بعد بهش گفتیم این کتاب را بخوان بعد می بیند این کتاب موضوعی است که مشکل خودش است یعنی اگر بخواهد این کتاب را بخواند در زندگی اش باید چه کار کند؟ بله؟ باید تغییرات ایجاد کند نمی خواند. این را می گویند، لجباز. هر حیوانی دیگری انواع احیوانات را که شما می بینید در جنگل یا جاهای دیگر ظهورات نفس انسان هستند زمانی که انحراف ایجاد می کنند انحراف چیست از کجاست تعادلش چی بود؟ آن حالت انسانی اش زمانی است که سه عشق برش حاکم است الله، اهل بیت و جهاد. این را داشته باشید.

خوب حالا وقتی که قرار است الله، اهل بیت و جهاد معشوق ما باشند، یعنی من می خواهم شبیه به این شخص شوم اسمش الله است می خواهم شبیه اهل بیت شوم پس مهمترین اسم خدا گفتیم در بین همه اسماء که مادر اسماء هست بعد از الله است اسم شریف رحمان است یعنی مهربان. البته مهربان که می گوییم باز رحمان نمی گیردش رحمان خیلی وسیعتر است ما چون در فارسی معادل نداریم برای این واژه ها ترجمه ی زبان خودمان را کردیم مثلاً می گوییم به نام خداوند بخشند مهربان. در حالی که بسم الله الرحمان الرحیم معنایش خیلی متفاوت است. متعالی تر از به نام خداوند بخشنده ی مهربان است خیلی بالاست. آن کسی که این ادبیات را می فهمد که رحمان چی است رحیم چی است بسم الله یعنی چی آن تازه می تواند از این قدرت نیرو بگیرد از این کلمه. ولی به نام خداوند بخشنده ی مهربان به اندازه زبان فارسی به ما انرژی می دهد نه به اندازه واژه ی اصلی خودش. خوب رحمان چون جامعه ی اسلامی جامعه ای است که همه شان شاگردهای یک نفر هستند. شاگردهای یک مکتب هستند. همه می خواهند به یک جا برسند همه شان می خواهند به مقام اهل بیت برسند همه شان می خواهند خلیفه الله شوند جامعه اسلامی امت اسلامی امت و جامعه ای است که تمام مردمی که در این امت و جامعه هستند قصد شان تشبه به خداوند هست. می خواهند همه اسماء و صفات خدا را بگیرند. مسابقه ای است در این جامعه، برای شبیه شدن به اصل. مثل اعضایی که سر یک کلاس هستند همه می خواهند پزشک شوند. سر کلاس یک استاد واحد هستند خوب در این شاگردها بعضی ها عالی اند ممتازند بعضی ها شاگرد اولند بعضی ها شاگرد دومند بعضی ها پایین ترند بعضی ها تنبل هستند رشد زیادی نمی کنند ولی همه ی هدف افرادی که در این جلسه نشستند این است که شبیه کی شوند؟ شبیه مربی شان شوند در آن توان و در آن کمال بتوانند شبیه او شوند. ما شاگردهای اهل بیت هستیم علیهم السلام، رب ما فقط خداست. کفا بی عزاً ان اکون لی عبدا و کفی بی فخرا ان تکون لی ربا برای من این عزت بس که تو رب من هستی مربی من هستی و برای من این افتخار بس که من عبد تو هستم. چون افراد قیمت شان را از استادان شان می گیرند. از مربی شان می گیرند. شرافت شان یک کسی که می گوید تو رب منی، الهی، ربی، سیدی، مولای، الحمدلله رب العالمین، یک کسی خودش را شاگرد خدا می داند می گوید من می خواهم شبیه او شوم او اصل و الگوی من است او مربی من است. شاگرد پیغمبر می داند خودش را و لکم فی رسول الله اسوه حسنه. اسوه ی حسن برای شما رسول خداست و لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه. پس شرافت ما چی است؟ این جامعه یک جامعه ای است که بهترین جامعه است کنتم خیر امه بهترین امت. خوب در این امت، همه می خواهند به آن مقام برسند، و مهمترین مقام مقامی است که انسان رحمان شود. مهربان بشود. شبیه خدا می شود تمام اسماء الهی را می خواهد به دست بیاورد با قدرت چی باید به دست بیاورد با قدرت مهربانی. الفت، مهربانی، رحمان بودن و رحیم بودن.

خوب حالا، اسلامی که می خواهد یک جامعه ی رحمان و رحیم بسازد ببینید محمد رسول الله یک جامعه ی رحمانی بسازد یک جامعه ی الهی بسازد پیامبر رسول خداست و الذین معه اشداء علی الکفار با کفار شدیدند اما رحماء بینهم با خودشان خیلی مهربانند. با کفار چرا شدیدند چون کفار مزاحم رحمت شان می شوند مزاحم عشق ها مهربانی هایشان می شوند. کفار به میزان نفوذ دادن فرهنگ شان در جامعه اسلامی دعوا اختلاف، فساد، تباهی، دزدی طلاق ایجاد می کند مریضی ایجاد می کند الان جامعه ای اسلامی چرا جامعه است که کاملاً هنوز اسلامی نیست چون فرهنگ چی درش حاکم است هنوز؟ فرهنگ کفردارد فرهنگ طاغوت دارد فرهنگ دشمنان اسلام هنوز درش رواج دارد این برداشته شود دیگر ما نه طلاقی داریم نه دعوایی داریم نه درگیری داریم نه بی برکتی داریم همه ثروتمند می شوند همه خوب می شوند همه مهربان می شوند زندگی از هم نمی پاشد غم و غصه ای نیست. چون فرهنگ کفر بیرون انداخته می شود فرهنگ اسلام فرهنگ ایمان می آید. خوب روحما بینهم حالا در بحث سلام، سلام یکی از عوامل ایجاد رحمت و ساختن جامعه ی اسلامی است جامعه ی انسانی الهی و رحمانی. یک جامعه ی مهربان، که انسان در آن جامعه حتی با حیوانات و گیاهان هم مهربان هست. حتی به دشمنی که نمی خواهد قصد جنگ ندارد اما هم کیش او نیست هم مهربان است. سلام یکی از آن مظاهر است در جامعه سلام، یعنی یک عامل عاطفی اساسی است که خشونت ها تندی ها و تلخی ها تجاوزها را از انسان می گیرد. شما وقتی سلام می کنید به کسی یعنی از طرف من به تو سلامتی است فرمود المسلم من سلم المسلم من یدیه و لسانه. مسلمان کسی است که مسلمان های دیگر از دست و زبان او سالم هستند. دیگر دزدی نیست، خیانت نیست، گرانفروشی نیست، احتکار نیست، کمفروشی نیست، برو فردا بیا نیست، معطل گذاشتن دیگران نیست، خودخواهی و خودشیفتگی نیست خودبرتربینی نیست، بی عدالتی نیست. خوب می شود یک جامعه ی همه سالم هستند، یعنی شخص قاعده ی هوأنت را رعایت می کند که دیگری خود تو هستی. دیگری خود تو هستی، این درجه ی هر مقامی در اجتماع داشته باشد با مردم همینطوری مهربان است هر خیری هر چیزی دستش باشد به همه مردم می خواهد بدهد برساند. اگر بشود رئیس جمهور اگر بشود وزیر، اگر بشود نماینده مجلس، اگر بشود استاندار و فرماندار، می خواهد همه ی مردم به خیرات برسند تمام دوندگی این وزیر این استاندار این فرماندار این نماینده مجلس این رئیس جمهور برای این است که مردم بیایند بالا. مردم رشد کنند، مردم به حقوق پنج گانه ی خودشان برسند. نه اینکه یک بعدی جامعه اش را ببیند از بخش های اصلی جامعه غفلت کند این وزیر این رئیس جمهور این نماینده مجلس، این استاندار و این فرماندار و این مدیر فقط مردم را یک حیوان یا یک گیاه ببیند و فکر کند که وظیفه اش فقط همین است که به جنبه های گیاهی و حیوانی مردم برسد. می شود خیانت. خشونت درش هست. خوب، پس وقت روح سلام آمد، یعنی شخص این را جزء ذات خودش قرار داد که من باید کسی از دست و زبانم و عملکردم آسیب نبیند. خوب می بینید که چه جامعه ی خوبی خواهیم داشت. من بارها شده خودم در مشهد در قم یا حتی تهران یک جنسی خرید بکنم فروشنده خودش آمده به من مشاوره می دهد می گوید اینها را نگیر اینها را بگیری این آسیب ها و ضررها را دارد جنس خودش است ولی می گوید به صلاحت نیست این بهتر است مشورت میدهد. مثلاً این می شکند این زودتر فاسد می شود این زنگ می زند ولی این بهتر است این می شود جامعه اسلامی. جامعه که طرف فروشنده خودش را جای خریدار می گذارد، یک جامعه ی اسلامی، یک کبابی را ما یک جا دیدیم گفتند کباب هایش کباب های خوبی است گفت من آن ور چندتا مغازه آن ور شاگرد بودم، اوستایم همیشه به من می گفت چربی زیاد بزن در اینها، آشغال زیاد می زد گفتم من نمی توانم اینطوری به مردم کباب بفروشم. من غذای حلال بخورم، مجبور شدم خودم بیایم کبابی بزنم. ببین سلام یعنی این. یعنی هوأنت را رعایت کند اگر قرار است کباب درست می کنی، اگر قرار بود برای زن و بچه ات کباب درست کنی چطوری درست می کردی، نه اینکه پشت میز یک چیز دیگر باشد موقعی که داری کباب درست می کنی هر آشغالی دلت خواست بزنی در این کباب و به خورد مردم بدهی. بعد برای نور چشمی ها یک کباب دیگر درست بکنی. و خیلی چیزهای دیگر. که الان می رسیم و توضیح می دهم برایتان. ببینید لذا رو سلام خیلی تأکید کردند که به هم سلام کنید. این سلام را کاملاً به هم بفهمانید با هم در سلم باشید. ادخلوا فی السلم کافه همه تان بیایید زیر سایه سلم و سلامتی. با هم به سلامت رفتار کنید. آزار نرسانید اگر زن گرفتید آزار نرسان بهش، اگر شوهر گرفتید آزار نرسان بهش، امام صادق می گوید اگر همسرت را دوست هم نداری به او مهربانی کن. این حیوانیت است خشن است که بگویی من چون خوشم نمی آید ازش نمی توانم محبت کنم، نمی توانم بخندم، نمی توانم تمکین کنم، نمی توانم حقش را ادا کنم نمیتوانم بهش مهرورزی کنم نه می گویم حتی اگر دوستش هم نداری وظیفه ات اظهار عشق است. وظیفه ات است. این جامعه اسلامی است خوب دیگر اینجا به مرد ظلم نمی شود حتی اگر زن دوستش نداشته باشد به زن ظلم نباشد حتی اگر شوهر دوستش نداشته باشد بهش ظلم نمی کند. مرد دیگر به بچه هایش دیگر ظلم نمی کند به خانواده همسرش ظلم نمی کند خانواده همسرش را دقیقا مثل خانواده خودش می داند. هرچه که می خواهد حرمت بگذارد به پدر و مادر خودش به پدر و مادر همسرش هم می گذارد. هر چه که می خواهد احترام بگذارد به خانواده خودش به خانواده همسرش هم می گذارد زن به خانواده شوهرش و شوهر برای خانواده زن. برای همسایه برای دوستان و زیردستان همینطوری می شود جامعه سالم درش تجاوزی نیست درش تعدی نیست درش خشونتی نیست. درش ترسی وجود ندارد اضطرابی وجود ندارد از این که الان در این جامعه سرم کلاه می رود نه. خوب پس روی سلام اسلام خیلی سفارش کرده و تأکید می کند که به مدیگر سلام کنید و دائما این سلام را اظهارش کنید. من یک روایت بخوانم از نبی اکرم از قول امیرالمومنین از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: ان للمسلم الی الاخیه المسلم معروف ستی = شش تا خوبی است که هر مسلمانی باید نسبت به مسلمان دیگر رعایت بکند. شش تا نیکی است که باید رعایت بکند. اولی اش چیست؟ یسلم علیه اذا لقیه می فرماید به او سلام کند وقتی ملاقات کرد دیدش رو در رو شدند به او سلام کند این یک وظیفه است سلام کردن یک وظیفه است در خیرها. باید سلام بکنند. تکبر ورزیدن، قهر کردن اینها خیلی خطر دارد. این یک وظیفه است سلام کنید. و یعودوا ها اذا مرض، حتما به عیادتش برود اگر مریض می شود. یکی از وظایف است اگر مریض شد عیادت یک حق است. احوالپرسی عیادت در حد یک احوالپرسی باشد عیادتی باشد چیزی نیاز نداشته باشد لنگی نداشته باشد دارویی، پولی همراهی، حمایتی هر کاری از انسان برمی آید برای خانواده اش برای خودش باید به هر حال انسان، این عیادت برای چی است برای اینکه شما بروید و عیادت کنید و بررسی کنید زندگی این را، این بنده خدا که الان کارش آزاد است کارگر است، کمرش درد گرفته دیسک کمر گرفته دیگر سر کار نمی رود حقوق روزمزد داشته بیمه نبوده الان زن و بچه اش چه کار می کنند. باقالی فروش بوده دست فروش بوده الان نمی تواند برود سر کار، عیادت به این درد می خورد دیگر، اوضاع و احوال را بررسی کنیم. عیادت یعنی این. یعنی چیزی لازم دارید خواهش می کنم کمکی از ما بر می آید خودت هم پیشنهاد بده، عیادت. کسی از او مرده حتما سر بزنید حتما بپرسید چیزی نیاز ندارد برای هزینه های مراسم و اینها. الان متأسفانه در کشور ها که یک فرهنگ خیلی غلط است یک کسی ازش می میرد در روایت داریم اگر کسی مرد خودش غذا دیگر درست نکند تا سه روز همسایه ها باید غذا بیاورند الان این طوری نیست اگر کسی از کسی می میرد باید از دیگران پذیرایی کند می ریزند از دور و نزدیک خانه میت، یک کاری می کنند که درد اعضا یاد طرف می رود یعنی طرف بیشتر فکر این است که مصیبت این همه مهمان بالاتر از مصیبت عزاست. این ها را چه کار کنم که این همه آمدند لنگر انداختند چطوری بهشان برسم چطوری به اینها غذا بدهم چطوری از اینها پذیرایی کنم. سخت می شود دیگر. نه شماها باید بروید هزینه کنید برای کسانی که عزادار است کمکش کنید پول در پاکت بگذارید ببرید اگر بخواهد اگر نخواهد بر می گرداند. ولی ما باید برویم به داد آن کسی که الان عزادار است برسیم. خانه مان را در اختیارش بگذاریم کاری برایش انجام دهیم دوندگی می توانیم برایش انجام دهیم. در عزا خیلی دوندگی نیاز است الان خوب این جنازه در خانه مانده، سرو صدا بلند شده چه کارش کنیم الان همسایه خوب جمع شوند جنازه را برداند بسپارندش به پزشک قانونی، تحویل بدهند فردا قرار است دفن شود دو نفر مأمور شوند بروند بیاورند ببرند غسالخانه کفن و دفن کنند کمک کنند. موقع دفن نگذارند نزدیکان میت بیایند که خودشان مجبور شوند بخواهند این کار را انجام دهند. دوستان و همسایگان کمک کنند برای دفن میت، نماز، عزاداری، به مراسم کمک کنند همه، هر کاری از دست شان بر می آید. دیگر چی؟ چقدر قشنگ است، یصمته اذا عطس وقتی عطسه کرد او را تصمیه کند یعنی بگوید یرحمک الله، خدا رحمتت کند. رحمت خدا شامل حال تو شود یرحمک الله، یا جمع می بندید، یرحمکم الله، شما می دانید که عطسه قطع نفس است یک آن نفس قطع می شود و بر می گردد یعنی یک مرگ آنی است شخص بعد از عطسه خدا یک حیات جدید بهش می دهد خوب خدا رحمت را شامل حال شما کند او هم در جواب می گوید عافاکم الله، خدا به شما عافیت بدهد چقدر قشنگ است این. الان خرافه توش انداختند دیگر، صبر آمد، الان عطسه کردند صبر آمد این کار را انجام نده. این شرک است یک چیز بیخود خرافی است نه بابا این حرفها چیست. نه دعایت را بخوان کارت را انجام بده. دعایش کن. او هم می گویم عافاکم الله خداهم به شما عافیت بدهد. این یک وظیفه است که وقتی عطسه کرد این حس و حال قشنگ است شما برای عطسه کردن هم یک فرصت عاطفی قشنگ دارید دعا همدیگر را کردن با یک عطسه. ببین جامعه چقدر جامعه قشنگی است یک عطسه اتفاق افتاده ولی در آن حداقل دوتا دعا دوتا عشق دوتا مودت و دوتا محبت رد و بدل می شود. آن هم دعاست از صمیم قلب آدم باید دعا کند خدا ترا رحمت کند او هم می گوید خدا ترا عافیت بدهد دوتا دعای قشنگ نسبت به طرفین. چقدر قشنگ است این جامعه که افراد نسبت به عطسه کردن هم هوای همدیگر را دارند. دیگر چی؟ و یشهده اذا مات وقتی مرد کنار جنازه اش حاضر باشد این هم یک وظیفه است و یجیبه اذا دعاه، وقتی او را خواند دعوتش کرد دعوتش را اجابت کند. امشب بیا خانه ما، فردا خانه ما بیا، کاری دارم، به هر حال وقتی دعوت می کنند از شما چیزی می خواهند اجابت کنید. نه وقت ندارم نمی توانم نمی رسیم. یک وقت است انسان واقعا نمی تواند نمی رسد، امکانش وجود ندارد برایش، مثل همان موضوعی که در بحث ظلم گفتیم. ظلم شده تو نمی توانی کاری برایش بکنی خوب تکلیفی نداری یعنی از حد وسع تو خارج است این کار ولی وقتی می توانی مقداری که می توانی اجابت کنی باید اجابت کنی دعوت کرد اجابت کن. خوب حالا بعضی ها هستند مثلاً افرادی هستند که همسانند. ضرری رفت و آمد ندارد یک دختر و پسری ازدواج کردند، حالا دوست این آقا، دعوت کرده با خانمت بیا خانه ما، این دختر عاطفی نیست الفت گیر نیست خانه او نمی آید مهمانی خوشم نمی آید یک جا هم که می رود برج زهرمار است پیامبر فرمود لا خیر فی من لا یألف و لا یؤلف در کسی که الفت نمی گیرد در یک جمع مسلمان، و نمی گذارد با او الفت بگیرند در هر جمعی می رود نمی تواند با آن جمع راه بیفتد این آدم خیر ندارد درش، این آدم ضعف عاطفی دارد این آدم ضعف شخصیتی دارد بعضی ها هستند مثلاً می بینی، تبریزی است، پا می شود سیستان و بلوچستان، در یک جمعی یک مأموریت دارد می رود همان روز اول با همه رفیق می شود با همه دوست می شود همه را دوست دارد به همه خیر می رساند همه هم دوستش دارند. الفت می گیرد خیلی زود. اصلا تنها نمی ماند این آدم. زود دوست پیدا می کند رفیق پیدا می کند هیچ وقت تنها نمی ماند بعضی هم هستند چند وقت هم که می روند یک جا، الان می بینی چهار سال است ازدواج کرده هنوز با خانواده همسرش جور نیست خوب در این آدم خیر نیست. دختر می گوید من یک دوست دارم این است این هم شوهرش است مرد خوبی است دعوت مان کردند گفتند بیایید ناهار خانه ما، مثلاً شام خانه ما، می خواهیم زیارت برویم اگر صلاح است عفت است تقوا است چه مشکلی دارد بروید مهمانی دوستان تان را زیاد کنید این که در روایت داریم دوستان تان را زیاد کنید برای همین است چون دوستان فقط مال دنیا نیستند در قیامت هم همدیگر را شفاعت می کنند. دقیقاً عین اتفاقی که در دنیا می افتد که در دنیا شما هوای همدیگر را داشتید یکی از وظایف مؤمنین این است که آخرت هم هوای همدیگر را دارند آنجور نیست که نخود نخود هر که رود خانه خود. این طوری نیست. اینها از همان لحظه که شخص می خواهد بمیرد دوستانش دلشوره دارند که بیایند بالا سرش که این نترسد و بهش مژده بدهند تحویلش بگیرند چون یک عالم دوست دارند هر چه شما دوست داشته باشید دوستان بهشتی، فرقی نمی کند مرده یا زنده، شما الان با همه شهدایی که از دنیا رفتند می توانید رفیق شوید آنها هم با شما رفیق می شوند. امامزاده ها اهل بیت، فرشته ها، از الان این همه رفیق پیدا کنید حسن اولئک رفیقا اینها رفیق های شما هستند خداوند برای ما چهار گروه رفیق پسندیده برای انسان، غیر از این هم دیگر رفیق فایده ندارد انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین. که همیشه سر نماز می گوییم اهداناالصراط المستقیم ما راه اینها را می خواهیم برویم خدایا، صراط الذین انعمت علیهم این هایی که نعمت دادی اینها هم چهار گروه هستند. اینها هستند که رفتند بهشت، می گوید بهشت رفته باشند ارتباطات قلبی و شخصیتی شما با هم قطع نیست او در بهشت است از الان با او رفیق شو. چطور الان اینقدر بدبخت و گدا و بی شخصیت هستی در اینترنت و تلگرام می گردی چهارتا رفیق پیدا کنی چت کنی تا کسی تحویلت بگیرد آن هم با هزار ترس و لرز و بعدا تازه می فهمی که آن پوک بوده و پوچ بوده و سر کار بودی، التماس می کنی که چهارتا رفیق پیدا کنی که در تنهایی هایت چهارتا پیامک به تو بدهند که ترا از تنهایی دربیاورند چرا اینطوری می کنی. چرا اینقدر گدا و چرا اینقدر فقیر مگر تو اینقدر بدبختی. یک عالم ثروت داری پیامک بده به آسمان پیامک بده به پیامبر به امیرالمومنین به حضرت زهرا علیهم السلام خوب پیامک جواب می دهد. با آنها چت کنید اگر می خواهید چت کنید با فرشته با انبیا با شهدا آنها هم می پذیرند خوبی اش هم این است که اطمینان هم در این رفاقت است. بی عرضه ترین و بدبخت ترین آدمها کسانی هستند که نمی توانند از اهل آسمان و بهشت رفیق انتخاب کنند همانطور که در دنیا در روایت داریم آدم بی عرضه کسی است که دوست خوب ندارد و از آن بی عرضه تر کلمه ای که حضرت به کار برده ما فارسی می گوییم بی عرضه، حضرت می گوید عاجز، عاجزترین مردم کسی است که نمی تواند دوست خوب پیدا کند بخاطر شخصیت خودش هم است که اینطوری است. ببینید ما هر جوری باشیم دوستان ما شبیه ما می آیند سمت مان. اصلا ما لازم نیست وقتی که یک جوری هستیم، برویم دنبال آدم هایی که از ما یک جور دیگر هستند. دقت می کنید. فیلم لازم نیست بازی کنید تا خوبها دوستت داشته باشند. تو کافی است درون خودت را قشنگ کنی خوب ها جمع می شوند دورت. خوب ها دوستت می دارند ان الذین آمنوا و عملوالصالحات سیجز رحمان ودا شما لازم نیست یک کاری کنی خودت که محبوب شوی. فیلمی بازی کنی چاپلوسی کنی التماسی کنی خودت را بخواهی جا کنی در دل کسی، حضرت می گوید این شرک است می گوید تو بیا با خودت کار کن اگر می خواهی بیرون قشنگ شود با تو تو درون خودت را قشنگ کن قاعده ریاضی است این. شما الان میخواهید بیرون محبوبیت پیدا کنی خوب چه کار کنیم؟ برویم دلقک بازی دربیاوریم شکلک دربیاوریم هی، نمی دانم چاپلوسی کنی مردم را هی تبلیغات کنی هی شناخته شوی تا مردم دوستت داشته باشند نه می گویند لازم نیست تو بیرون را تغییر بدهی، تو هر تغییری که می خواهی در بیرون ایجاد کنی آن تغییر را در خودت ایجاد کن. حضرت علی فرمود اگر کسی نسبت به تو کینه دارد لازم نیست هی بروی به او بگویی یک جوری که این نسبت به تو کینه نداشته باشد، می گوید اول کینه ای که در دل خودت است نسبت به طرف مقابل از دلت پاک کن دل طرف خود به خود پاک می شود می گوید دل آنها در دل توست، حالا می رسیم در قواعد جامعه کبیره، دل مردم در دل توست روح مردم در روح توست می خواهی تغییری بدهی اول از خودت شروع کن. می خواهی شوهرت دوستت داشته باشد زنت دوستت داشته باشد خانواده همسرت دوستت داشته باشد فیلم لازم نیست بازی کنی. تو خوب باش، محبوبیت می آید. ببین قاعده دارد می گوید از خلقت خودش دارد قاعده می گوید ان الذین آمنوا و عملوالصالحات سیجعل الرحمان ودا آنهایی که اهل ایمان هستند واقعا اهل عمل صالح هستند خداوند حتما محبوب شان می کند. خود به خود محبوب است با مردم کاری ندارد مشرک نیست فیلم بازی نمی کند ادا در نمی آورد. تظاهر نمی کند. خودنمایی اصلا ندارد خودش است. خودش است. خود به خود آن محبت و آن محبوبیت می آید. لازم نیست کار خاصی انجام بدهی. این یک قاعده است. یک قاعده است. یک فرمول است. خوب رفیق می خواهی انتخاب کنی عاجز کسی است که رفیق ندارد می گوید از آن عاجزتر کسی است که رفیق های خوبی دارد از دست می دهد. عزیزان اگر رفیق های ما کمند برای این است که ما مشکل داریم و اگر رفیق های خوب مان را از دست میدهیم برای این است که مشکل داریم. اگر در خانواده مشکل پیدا می کنیم همسرمان فرزند مان خانواده همسرمان محبوبیت نداریم مشکل از ماست. هی ایراد از بقیه نگیرید. که نه من خوبم، این ها بدند که با من بدند. نه. روی خودت کار کن. این لطیفه را که می گوییم این لطیفه را همه جدی اجرایش می کنند. گفتند چرا زشتی گفت نه من زشت نیستم خیلی هم خوشگلم در بیمارستان عوض شدم. خوب همه اینطوری اند همه می گویند ما خیلی خوبیم ما خیلی عالی هستیم من خیلی خوبم همه باید به من احترام بگذارند من باید محبوب باشم همه باید من را دوست داشته باشند، همسر من فرزندانم خانواده همسرم دیگران باید عاشق من باشند ولی آنها باید خودشان را با من هماهنگ کنند. اصلا این طوری نیست توباید واقع بین باشی مادرشوهر و پدر شوهرت خواهر شوهرها با تو لجند باجناق ها با تو لجند کسان دیگر با تو مشکل دارند دست رو خودت بگذار. تو این طرف را تغییر بده آن طرف را خدا درست می کند این تضمین الهی است. یادتان نرود حالا برای اینکه این طرف را درست کنی داستان دیگردارد که وقتش را نداریم. خوب بگردید دوست انتخاب کنید چون این دوستان هستند که از لحظه مردن نه از همین الان دوستان شما هستند شهدا انبیاء صدیقین صالحین بهشتی ها، فرشته ها شماها را اینقدر یاری می کنند. همان جا در برزخ نشسته حواسش به تو هست دعایت می کند خیلی از مشکلاتت را حل می کند. خیلی از موانعت را برطرف می کند یک جاهایی خیلی جاها نه یک جاهایی خیلی جاها می بینید که خیرات آنها به شما می رسد و شما خودت هم نقش نداشتی. نورانیت ها معرفت ها رشد ها، جهش ها برای شما ایجاد می شود همه اش به دعای آنها. اینها رفیق حقیقی هستند که هوای رفیق هایشان را دارند این ها دوستان حقیقی هستند این همه رفیق های خوب، هست خدا چقدر قشنگ می گوید حسن اولئک رفیقا رفیق های خوبی هستند اینها. خوب بگرد پیدا کن این قدر آدم عاجز باشد که نتواند از غیب دوست رفیق کند از بالا دوست انتخاب کند از خانواده آسمانی اش. این مادرمان فاطمه زهرا با بینهایت عاطفه برو باهاش رفیق شو اگر گفت برو کنار اگر قبولت نکرد. با سی سال گناه برو بگو من رفیقت باشم می گوید باشد. 50 سال گناه معصیت، برو بگو من هم یا امیرالمومنین می خواهم باتو دوست شوم یا ابالفضل می خواهم با تو دوست شوم دوست می شوند اصلا رد نمی کنند. محال است ردتان کنند و با شما دوست نشوند شما بخواهید که دوست شوید، دوست شوید یعنی می خواهم سبک زندگی ام را عوض کنم می خواهم مثل شما شوم. یعنی رفیق شوم با شما، باشد. قبول می کنند ما را به رفاقت و دوستی قبول می کنند در زمین هم همینطور. لذا در دعای امین الله چی می خوانیم، اجعلنی محبوبه فی ارضک و سمائک در آسمانت من محبوب باشم در زمینت محبوب باشم این بسته به خود شماست. به عملکرد خود شما هست. خوب پس اگر دوستان همتراز دارید دعوت تان کردند اجابت کنید بروید با اینها هرچقدر بیشتر بهتر. شما که می خواهید چهارتا مهمانی بروید با دوستان تان بروید می خواهید مسافرت بروید چرا تنها می روید مسافرت یک خانواده ای، دوستی باجناقی برادری خواهری همسایه ای که با شما هم سنخ هستند انتخابش کن برای مسافرت ها برای تفریحات برای عبادت ها، برای جمعی که بهتر است یدالله مع الجماعه بیشتر هم خوش می گذرد. پیامبر فرمود دو نفر بهتر از یک نفر سه نفر بهتر از دو نفر و چهار نفر بهتر از سه نفر. خوب حالا که اینطوری هست ما چرا اینقدر عاجز باشیم لنگ باشیم که آی کی قرار است در این آسمان و این زمین یک کسی پیدا شود من با او دوست شوم حالا این نیاز عاطفی من را تأمین کند این طوری نیست پر است فراوان خدا دوست ریخته در این عالم برای ما. فقط ما دست رو قلب خودمان ببریم این را دقت کنید. دست کجا ببریم؟ رو قلب خودمان. حالا چطوری اش هم بگوییم که در خماری نباشید و لنگ نمانید اینجا. فرمولش همین بود که خود قرآن، ایمان، عمل صالح، خدا می گوید امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرماید من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله بینه و بین الناس. هر کس آنچه که بین خودش و خداست درست کند رابطه خودش با خدا را تنظیم کند در صلح باشد در لج بازی گناه فساد، فرار از خدا بی انسی نباشد، خدا حتماً رابطه اش را با دیگران تنظیم می کند ما رابطه مان با دیگران کجا به هم می خورد؟ این که حضرت فرمود یا هر دو یا یک نفر با خدا به هم می زنند. آنجا که دونفر یا یک نفر رابطه را با خدا به هم می زنند کار خراب می شود پس شما اگر می خواهید دستان من را نگاه کنید اگر می خواهید در این چهار بخش همه چیزتان اصلاح شود کدام بخش را اول اصلاح کنید بهش اهمیت بدهید؟ بخش انسانی تان را، وقتی از نمازت می دزدی از اذان و اقامه و حمد و سوره و قنوت و رکوع و سجده ات می دزدی از تعقیباتت می دزدی از انست با خدا می دزدی از زیارت رفتن خانواده آسمانی ات، حضرت عبدالعظیم کس و کار ما هستند در این عالم از صله ارحام می دزدی رابطه ات با آسمان قهر است وقتی از شهدا می بری با انبیا رابطه نداری، انس با فرشته ها نداری، با بهشتی ها انس نداری، خوب رابطه ات در پایین همه اینها خراب در می آید. دست من را نگاه کنید هر چیز موفق تر، تنها تر، غمگین تر شکست خورده تر، افسرده تر. هر چه موفقتر باشید. چرا الان بیش از 90 درصد خودکشی های ما در تحصیل کرده های ماست در تحصیل که موفق بودند اینها. چرا هر چقدر آسایش و ثروت بیشتر می شود غصه ها و شکست ها و افسردگی ها و مریضی ها بیشتر می شود موفق است، ولی در کجا شکست خورده؟ در بخش انسانی. به کودک عزیز روانش نرسیده. به آن کودکی که از جنس خانواده آسمانی اش است احترام نگذاشته نرسیده تنهایش گذاشته اصلاح نکرده رابطه اش را با او، حالا خدا رابطه اش را در پایین می ریزد به هم. قاعده خلقت است دیگر دقت کنید قاعده را برای شما بخوانم دنیا هر کس از تو فرار کرد، به دنبالش بدو، و هر کس دنبالت دوید بدوانش. این قاعده است امکان دارد تو خدا را قال بگذاری بدوی دنبال دنیا موفق باشی هر چی موفق تر ضربه هایش بیشتر است در این لجن و باتلاق بیشتر ضربه می خورد. مشت و لگد و حقارت و تحقیر و ذلت بیشتر می کشید. پس بدون خدا دنبال هیچ موفقیتی نباشید. بدون آسمان بدون ارتباط با خانواده آسمانی تان هر موفقیتی که داشته باشید ننگ تان است دوری تان است شکست تان است ضرر است هر موفقیتی ضرر است و شکست این یادمان نرود. قاعده دارد می گوید از نظام خلقت امیرالمومنین هر کس، بین خودش و خدا میزان باشد رابطه اش، در صلح باشد با خدا، گناه نکند معصیت نکند دوست باشد با خدا، کنار بیاید با آسمان، خدا رابطه اش را با بقیه درست می کند خدا دنیا را می کند خادمش. ما ها سوراخ دعا را گم کردیم ما از خدا فرار می کنیم برای موفقیت. می گوید الان کنکور می خواهم بخوانم حوصله نماز نداریم دیگر. اینها را بگذارم کنار وقت کنکورم است درس باید بخوانم تا بروم غسل کنم وضو بگیرم و نماز بخوانم یا مثلاً روزه می خواهم بگیرم دیگر نمی توانم درس بخوانم پس روزه را بگذارم کنار، هر وقت خدا و آسمان و وظایف شرعی را می گذاری کنار در آن کارت نکبت می آید در آن کارت، شکست می آید. معطلی می آید دوندگی می آید سرکارت می گذارند پولت را نمی دهند حقت را می خورند، گرفتارت می کنند. تا به آسمان بی اعتنایی می کنی دنیا به تو بی اعتنایی می کند این را فراموش نکنید. خوب یکی دیگر مانده می ترسم بگویم و وقت شما گرفته شود و خسته تان کنیم بماند برای بعد ان شاءالله.

والحمدلله رب العالمین.