جلسه 029 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
29
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
1
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 029 - شرح زیارت جامعه کبیره

و کلاسها همان 4 و نیم است عزیزان زودتر نیایند. عزیزان کلاس استاد را که می آمدند. کلاس های ما همان 4و نمی است. از نفس پاک شما عزیزان استفاده می کنیم 5 مرتبه آیه امن یجیب را می خوانیم برای رفع اضطرار از وجود مقدس امام زمان علیه السلام و رفع اضطرار از شیعیان و مستضعفین عالم و برای سلامتی و توفیقات امام و رهبر مان برای نابودی دشمنان مان برای شادی همه ی اموات بخصوص شب جمعه است دلتان واقعا بدهید به برزخ و همه ی اموات و مومنین و مومنات مسلمین و مسلمات را یاد کنید که نیاز دارند به هدایای شما. البته هدایایتان فقط امن یجیب نباشد برایشان امشب حتما حمد و سوره و صلوات بخصوص صلوات خیلی مهم است برایشان هدیه بفرمایید. برای شادی .....

طرف مقابل مان می خواهیم یعنی از یک طرف منشأ سلامتی که الله تبارک و تعالی است دعا می کنیم برای طرف مقابل مان که از منشأ سلامتی یعنی حق تعالی به کسی که ما به او سلام می کنیم سلامتی برسد. و از طرفی هم اعلام می کنیم که از طرف ما هم در ایمنی و سلامت هستید. یعنی من هم با تو در موضع سلامت قرار دارم. در موضع سلم هستم. خود به کار بردن اسم خداوند تبارک و تعالی که ما دائما به کار می بریم سلام سلام سلام سلامی که می کنیم دائما خود این خیر و برکت زیادی دارد گفتیم کلمات اصوات، معنا دارند و روی همه اشیاء اثر می گذارند همه اشیاء شعور دارند با شنیدن تحت تأثیر قرار می گیرند چطور در مولکول آب یا سایر مولکولها وقتی که اسم الله گفته می شود ملکول تغییر شکل می دهد به آن زیبایی در می آید و وقتی اسم شیطان گفته می شود آن شکل نامنظم را می گیرد یا صوت حتی این که کلمه است صوت مثلا موسیقی قرآن قرائت قرآن می بینید که می ریزد آن تعادل را ایجاد می کند فوق العاده زیبا در مولکول آب یک موسیقی هوی متال یک موسیقی ناهنجار می تواند اشیا را از ساختار مولکولی به هم بریزد این در پوست و مو و چشم و اعصاب و مغز واستخوان و داخل و خارج ما تأثیر دارد کلمات. اصوات تأثیر دارند. حالا یک کسی کلمه ی سلام را می شنود در اردو آنهایی که بودند یادتان است دیدید که وقتی به یک میوه شما حتی نمی گویی حرفی نمی زنی صوتی را تولید نمی کنی، روی میوه که می گذاریش در شیشه، برچسب می زنی کلمات بدی را روی برچسب می نویسید کلمات بدی را کلمات منفی روی برچسب بنویسید بگذارید کنار روی نیمه دوم آن میوه هم در شیشه ی دیگر بگذارید درش را ببندید رویش کلمات مثبت و قشنگ بنویسید بعد از یک زمان ثابت می بینید که آنی که رویش کلمات منفی نوشته شده می پوسد و می گندد، و آنی که کلمات قشنگ رویش نوشته شده ثابت می ماند طراوتش حفظ می شود پس ببینید حتی نیت شما کلمه ای که می نویسید یا کلمه ای که می گویید صوتی که به ماده می خورد یا کلمه ای به ماده می خورد تأثیرگذار است که مباحثش را مفصل در اسماءالله گفتیم مثلا یک کسی بر می دارد یک صلیب آویزان می کند به گردنش، این یک تأثیر می گذارد در ساختار وجودی و جسمی و روحی این شخص یا اینکه یک نفر یک گردن بند با اسم الله می گذارد روی گردنش، این فرق می کند حتی اسم ها در اسم گذاری یکموقع است اسم یک نفر را از اسما قشنگ انتخاب کردیم می گذاریم اسم یک بچه را هم یک اسمی انتخاب کردیم که از اسامی حیوانات است یا گیاهان است یا جمادات است یک نوع تأثیر می گذارد در روح وروان وضعیت این بچه، چون شنیده می شود اسم شنیده می شود و گفته می شود به کار برده می شود کلمات اینطوری هستند. این که قرآن می گوید وقتی می خواهید باهم حرف بزنید قل لعبادی یقول التی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم وقتی می خواهید با هم حرف بزنید بهترین کلمات را انتخاب کنید کلمات خوب نه ها، قرآن نمی گوید کلمات خوب را انتخاب کنید می گوید بهترین کلمات را انتخاب کنید چون تأثیر دارد در سرنوشت انسان، شما الان اکثر قریب به اتفاق طلاقها و درگیری ها و دعواهای فامیلی خودکشی ها افسردگی ها زندان رفتن ها قتل ها مال کلمات بدی است که افراد از اطراف شان می شنوند. کلمات اینقدر تأثیر دارد طلاق ها شما نگاه کنید با بیشتر کلماتی که زن و شوهر به کار می برند کار به طلاق کشیده می شود. کار به تنفر می کشد کار به ناامیدی و کار به حقارت و کار به قتل کار به جنایت جنگهای بزرگ ما. جنگ بزرگ جهانی سر چندتا کلمه اتفاق افتاده ده ها میلیون انسان کشته شدند بخاطری که چند نفر از روسای جمهور و پادشاهان کلماتی به کار بردند که کلمات بدی بود جنگ راه افتاد جنگ جهانی راه می افتد. کلمات فوق العاده مهم است نامه ای که می نویسید پیامکی که می دهید کلمه ای که استخدام می کنید در ارتباط با طرف مقابل تان قرآن می فرماید که شماها بهترین کلمات را همیشه انتخاب کنید چون زمینه نفوذ شیطان خرابی ها آلودگی ها انحرافات بیماری ها تنش ها از بین می رود. کلمات را خوب انتخاب کنید. این خیلی تأثیر دارد کلمه در سرنوشت انسان خیلی اثر دارد یک کسی که یک موسیقی خراب می نشیند می شنود یک شاعر عقده ای مریض روانی نشسته ترانه ای را تنظیم کرده که تویش کلمات منفی هستند، این طرف باید این کلمات منفی را در این ترانه بشنود، نوع ترانه هایی که الآن می شنویم ترانه های خاک توسری هستند، همش تویش ذلت و حقارت و التماس و خوردی و بی وفایی، همه اش اینجوری هستند، می گویند این کلمات در موسیقی روی ما تاثیر نمی گذارند، محال است، کسی که این ها را می شنود روحیه اش خراب می شود، در روحیه اش تزلزل ایجاد می شود، شکست، خوردی می آورد، تا کسی که ترانه ای را می شنود هک قدرت و انرژی و امید و الهیت و انسانیت در این ترانه وجود دارد، تاثیر مثبتی می گذارد و انسان را می سازد، مرحوم علامه که فرمود گاهی بعضی موسیقی ها قرب می آورند برای انسان، اینجوری است، یک موقع است یک موسیقی در یک دستگاهی نواخته می شود و متناسب با بخش های متعالی انسان، بخش های فوق عقلی و الهی انسان طراحی می شود، این موسیقی معجزه می کند، یک موقع است موسیقی ای است که در دستگاهی ارائه می شود که کلماتش، سازش و آهنگش تناسب دارد با بخش های زمینی و محدود و حیوانی انسان، و این موسیقی انسان را کوچک و ضعیف و حقیر و محدود بار می آورد، نوع موسیقی هایی که الآن پخش می شود و مردم گوش می کنند، حتی از صدا و سیما پخش می شوند، تعدادی از این ها واقعا ابتذال دارند، انسان را پست می کنند، شخصیت و روح انسان را، منش انسان را به ذلت می کشانند، بعضی از موسیقی ها هست انسان را بالا می برد، قدرت می دهد به انسان، امید می دهد، انرژی می دهد، الهیت می دهد، انسان را اساسا از طبیعت خارج می کند وت ا بهشت می برد او را، تاثیر مثبتی است، لذا کسی آمد پیش امام صادق گفت من می خواهم بروم خانمی را بگیرم، آن موقع ها برده فروشی جایز بوده، اسلام جایز نمی دانسته، آن رسم جاهلیت بوده، اسلام به مرور زمان این رسم را از بین برد، یک جا نمی توانست، چون اگر می خواست یک جا این رسم را از بین ببرد، میلیون ها برده و کنیز بی سرپرست می شدند، کشته می شدند، کسی نبوده سرپرستی کنه، اسلام آهسته با سلسله قوانینی از بین می برد این را، در زمان صدر اسلام که نمی شد این کار را کرد، آهسته آهسته اسلام برنامه ریزی می کند، کسی به حضرت می گوید می خواهم کنیزی بخرم این کنیز صدای قشنگی دارد ترانه می خواند ولی آن فروشنده می گوید اگر می خواهی این را بخری پول بیشتری باید بدهی، اگرمن پول بیشتری بدهم این برای من ترانه بخواند اشکالی دارد؟ حضرت می فرماید نه اشکالی ندارد اگر برایت چیزی بخواند که تو رایاد خدا و بهشت بیندازد نه. پس صدا و صوت و لحن تاثیر دارد در سرنوشت انسان، امام صادق علیه السلام خانواده را جمع می کند، می گوید بیایید بنشینید، یک مداحی را حضرت خبر می کند می گوید بیا برای ما ذکر مصیبت کن، این می گوید امام حسین اینجوری بود رفت کربلا، حضرت می گوید نه این جوری حرف نزن، مثل بقیه مداحان که با لحن و آهنگ می خوانند بخوان. ببرش توی دستگاه بخوان، دستگاه های موسیقی هرکدام می توانند در سرنوشت انسان تاثیر مثبت یا منفی بگذارند، مثل غذاهاست، مثل خوراک هاست، یک کسی با یک دستگاه اوج می گیرد، یک کسی با همان دستگاه به خودکشی می رسد، روحیه اش می ریزد به هم، مثل عطرها می ماند، بعضی عطرها انسان را به نشاط می آورد و بعضی عطرها حالت تهوع و روانی، حالت تنش توی انسان ایجاد می کند، حال آدم خراب می شود، استفاده از عطر، رنگ ها هم همینطور، یک موقع بعضی رنگ ها آرامش و شادی و قدرت و امید در انسان ایجاد می کنند،بعضی عطرها سستی و کرختی و ترس و ضعف و غصه ایجاد می کنند، صدا و لحن هم همینطور است، کلا خروجی های علم همه چون از قسم وجود هستند تاثیر دارند، هرچه جلوه و ظهور است از حضرت وجود، همه تاثیر گذار هستند، می خواهد رنگ باشد، می خواهد عطر باشد، می خواهد بو باشد، می خواهد مزه باشد و هرچیز دیگری . این در سرنوشت انسان و ساختار شخصیتی انسان اثر دارد، همه چیز باشعور هستند، دریافت کننده شعور دارد، ذائقه و روح شعور دارد، ماده هم خودش شعور دارد، این امر وسیع جامع است در سراسر عالم، همه چیز شعور دارند، یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض، همه چیز تسبیح گو هستند، حضرت می گوید بیا برای ما مداحی کن، به شکلی که در جامعه برای همه می خوانید، وقتی مداح شما را می برد به دستگاه، می خواهد روضه بخواند، کلمه ی روضه غلط است، می گویند روضه خوانی می کنند، روضه نداریم، همین سال های اخیر روضه مد شده، یک کتابی بود به نام روضه الشهدا، راجع به عاشورا بوده، بعد مثل مفاتیح که کتاب رسمی ما شده، آن موقع هم کتاب مرسوم بوده برای ذکر مصائب، بعد جلساتی که می رفتند مثل حافظ خوانی و جلسات قرآن و این ها، می گفتند روضه خوانی، کتاب روضه الشهدا را می خواندند که مردم گریه می کردند، این چون غلبه کرد و شد مجلس روضه خوانی، یعنی مجلسی که آن کتاب را می خوانند والا از آن کتاب دیگر استفاده ای نمی شود، ولی اسمش مانده، اولین اسم که چیز جدیدی می آید آن اسم غلبه می کند بر سایر اسماء، بعضی ها می گویند امام صادق گفت بیا برای ما روضه بخوان، یعنی ذکر مصیبت، پس کلمه ی روضه علم شده، دیگر برای ان کتاب به کار برده نمی شود، علم شده برای ذکر مصیبت، پس این شکلی که مداحان می خوانند ذکر مصیبت می گویند، این آهنگ دارد برای همین دل انسان را می برد، دل انسان را می شکند و تاثیر می گذارد، این اخیراً که سازمان سیا خودشان گفته اند جناب فکویاما ان طرح را داد که شیعیان با دو چیز زنده هستند پرچم سبز مهدوی و پرچم سرخ حسینی، و اگر می خواهید شیعیان را نابود کنید فکویاما می گوید برنده ی آینده ی جهان شیعیان هستند، در جنگ آخرالزمان این شیعیان هستند، به خاطر قدرتی که دارند و اتصالی که به غیب دارند برنده ی نهایی تاریخ می شوند ولی خب وقتی این را در کنفرانس اورشلیم مطرح می کنند بهش می گویند تو راهکار بده برای نابودی شیعه، تو آمدی از شیعه تعریف می کنی می گویی شیعه پیروز نهایی تاریخ است؟ می گوید اگر می خواهید بر شیعه پیروز شوید هم پرچم سبز مهدوی را بگیرید هم پرچم سرخ حسینی را ازشان بگیرید، در سازمان سیا جلساتی تشکیل می شود، می گویند اگر می خواهید شیعه را نابود کنید باید از مداحان شهرت طلب و سودجو استفاده کنید که محتوای عزاداری ها را خالی کنند، یکی از آنان سبک های سبک و زشت و غلطی است که در روضه خوانی ها در جلسات عزاداری ها آمد، که آن سبک ها که الآن امده دستگاهی نیست که باهاش گریه کرد، دستگاهی است که باهاش می رقصی، ظاهر اهل بیت است ولی دانس است، می شود باهاش رقصید، و آلت های دیگر هم بهش اضافه کرده اند و یک چیز بدی راه افتاده ه محتوان دارد، روز به روز مثل قارچ این مداح ها از جایی سر در می آورند، مداحانی که شهوت پول، قدرت، شهوت شهرت دارند، برایشان شعر می نویسند و آهنگ تنظیم می کنند، مداح دارد می خواند، آن طرف هم می بینی که طرف رفته از فلان موسیقی فلان خانمی که در آمریکا آهنگی خوانده این را درآورده، سیستم های دستگاه های عزاداری را دارند تحریف می کنند و کار را خراب می کنند، ما خیلی به جاده خاکی رفتیم. کلمه ی سلام بی نظیر است، یعنی اسم خداست، قشنگ ترین کلمه است که شما به کار می بری، آن هم اسم الله است، ما در بحث اسماءالله توضیح دادیم که بعضی اسم ها اسم های ذات حق تعالی هستند، مثل حی، مثل علیم، قادر، ذات هستند، بعضی از اسم ها هستند صفات حق تعالی هستند، و بعضی اسم ها هستند که مربوط به مقام فعل خداوند هستند مثل غافر، غافر یعنی خداوند در عملیات خروجی خودش در مقام کاری که می خواهد انجام دهد باید مخلوقی باشد گناهی کند تا خدا ببخشدش. می گوییم خدا غافر است، رازق است، رازق احتیاج به مرزوق دارد، اسم سلام هم از اسماء فعل الهی است، یعنی احتیاج به مظهر دارد در بیرون، یعنی کسانی باید مظهر سلام خدا باشند، عده ای مظهر رزق خدا هستند، عده ای مظهر ربوبیت و پرورش هستند، پدر و مادر مظهر ربوبیت خدا هستند، در قران می خوانیم پدر و مادر رب بچه هستند، رب ارحمهما کما ربیانی صغیراً، آنان رب من بودند، استاد رب شاگرد هست، پرورنده است، پرورش دهنده، سلام هم همینطور، مظهر می خواهد، مظاهر کامل اسم حق تعالی اهل بیت علیهم السلام هستند، یعنی سلامتی، در همه ی جنبه ها و سالم بودن و سالم بودن در همه ی جنبه ها از خداوند به اهل بیت و از اهل بیت به سایر مخلوقات می رسد، چون اولین مخلوق خداوند هستند و همان دعاهایی که هرروز ماه رجب داریم، خداوند همه نظام خلقت را از نور محمد و آل محمد علیهم السلام خلق کرده بنابراین سلام الهی هم از طرف اهل بیت علیهم السلام به همه ما می رسد، کما اینکه در شب قدر که فرشته ها و حضرت روح علیهم السلام به محضر امام زمان ناز می شوند سلامتی از کجا می آید؟ سلام هی حتی مطلع الفجر، تقسیم شب قدر است، شب قدر تقدیرها تقسیم می شوند که تقدیر سلام هم همینطور است، در روایت داری مپیغمبر که به معراج می رود، چشمش می خورد به دسته ای فرشته ها و انبیاء و مرسلین، همین که چشمش می خورد به آن ها، اولین کاری که حضرت می کند این است که به آن ها سلام می کند، خروجی پیغمبر این است، سلام. اشرف مخلوقات است و تمام نور الهی در نظام خلقت از این شخصیت به همه می رسد، همه ی رزق خدا و تقدیرات الهی ازاین شخصیت به سایر مخلوقات می رسد، آنی که خودش کامل ترین مظهر اسم خداست، وقتی با ملائکه و فرشته ها روبرو می شود بهشان سلام میکند، در قرآن هم داریم که خداوند به پیغمبر می گوید وقتی مؤمنین می آیند پیشت بهشان سلام بگو. سلام یک ادب است، یک دستور است، تا پیامبر سلام می کند خدا به پیغمبر می فرماید ان السلام و تحیه و الرحمه و البرکات انت و ذریتک، سلام، درود، رحمت، و برکات تو و ذریه ات هستید. تویی سلام، تویی درود، تویی رحمت، تویی برکات، تو و ذریه ات، پس در سیر و سلوک یادتان باشد اگر کسی بخواهد به مقام اهل بیت برسد و با آن ها محشور شود، در زیارت عاشورا می گوید ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله، من می خواهم به مقام شما برسم، با شما و هم درجه شما باشم، در طی مدارج سلوک شخصی می تواند به مدارج اهل بیت برسد و هم درجه آن ها باشد که در واقع در سیر و سلوکش مسیر سلامت را طی کند. که از ظاهر شروع می شود، بتواند با حیطه شریعت و رساله، شریعت، طریقت، اخلاق و عقاید، بتواند در سه مرحله خودش را سالم سازی کند و سلامت را در خود پیاده کند. رساله مراجع ما را در حیطه شریعت سالم می کنند، می گویند از نجاسات پرهیز کنید، خوردنی ها این ها حرام هستند، مسائل اقتصادی اینجوری، در واقع سیستم رساله یک سیستم سالم سازی ما هست در مدارج پایینی ما که در ارتباط با دنیا، بدنه جهان ارتباط داریم، این غذاها حرام هستند، این دیدنی ها و شنیدنی ها حرام هستند، این برای ما تعیین می کند. پس رساله برای چیست؟ برای سالم سازی ماست که ما یک زندگی سالم داشته باشیم شما هر وقت می روید به سمت رساله زندگی تان در همه جنبه ها سالم می شود ولی در رساله فقه حلال و حرام الهی فاصله می گیرید آسیب، طلاق، مرگ و میر و بیماری و تجاوز ظلم، فقر، فساد بیشتر می شود. شریعت انسان فاصله می گیرد همه ی فسادها می آید سراغش. همه ظلم ها و بدبختی ها می آید سراغت. حجاب مظهر سلام شرعی است. مرد باید حجاب داشته باشد نداشته باشد مرد بی حجاب و مرد بد حجاب بسلامت خودش و جامعه لطمه می زند زن بدحجاب زن بی حجاب به سلامت خودش و خانواده اش و اجتماع ضربه می زند سالم، نماز برای سلامت است خمس برای سلامت جامعه است زکات برای سلامت جامعه است. روزه برای سلامت جامعه است پس این ها همه اینها با یک رشته بند تسبیح به هم وصل می شود دانه های احکام شریعت آن بند تسبیح چیست؟ سلامت است سالم بودن، چون در حرکت به سمت ابدیت و تولد به برزخ، و قیامت الا من اتی الله بقلب سلیم. ما قلب سلیم باید داشته باشیم. تا سالم متولد شویم. اخلاق می آید سلامت روحی ما را تضمین می کند با شریعت نیست شریعت بحث دیگر است علم اخلاق می آید به تو می گوید که تو اگر بخواهی به بهشت و مقام اهل بیت برسی دیگر نمی توانی حسود باشی آدم حسود آدم غمگین آدم غصه خور آدم ناآرام آدم ترسو آدم ناامید مریض است سالم نیست. آدم حریص سالم نیست. بنابراین در علم اخلاق شما می آیید روان خودتان را روح خودت را از فحشاهای باطنی نجات می دهی. در شریعت ما از کدام فحشا نجات پیدا میکنیم فحشاهای ظاهری. ولی در اخلاق ما و طریقت از کدام فحشاها نجات پیدا می کنیم؟ فحشاهای باطنی که وحشتناکتر است یک نفر زنا کار بمیرد برود در جهنم درست است عذابش خیلی وحشتناک است غیر قابل تصور است این کجا و کسی که حسود بمیرد. آن کسی که حسود بمیرد جهنمش هزاران سال طولانی تر و سخت تر است. یک نفر بداخلاق عصبی پرخاشگر زودرنج، خودشیفته اینها بمیرد اینها خیلی خطرناکتر است این جهنمش خیلی وحشتناکتری است یک کسی که فحشای ظاهری داشته باشد مثلا مشروب خورده دزدی کرده توجه فرمودید فحشای باطنی فحشای اخلاق که امام می فرماید جهنم اخلاق عمیق تر و دردناکتر و طولانی تر از جهنم اعمال است برای همین است. شریعت مال چی ماست؟ مال حیطه ی عمل ماست ظاهر ماست. اما اخلاق مربوط به حیطه ی باطن ماست، آدمی که غمگین است فساد می آورد و آدمی که غمگین است جهنم درست می کند پیغمبر فرمود من بکا علی الدنیا دخل النار آدمی برای دنیا غصه خورد افتاد به فساد، افتاد به غم، افتاد به گریه افتاد به اضطراب، افتاد به خود کم بینی، این جهنم درست می شود برایش. قبلاً در بحث دوره های غم و شادی گفتیم به همان مباحث مراجعه کنید. گفتیم غم هم در اسلام بیماری است و هم جرم است گناه است. هم بیماری و هم گناه است. باید برطرف شود. انسان باید روحش را طوری تعالی بدهد که حسادت نیاید سراغش خودشیفتگی و خودبرتربینی نیاید سراغش عجب نیاید سراغش حسادت نیاید سراغش، بدخواهی و بد دلی و غیبت و تهمت و درندگی نیاید سراغش، دوره ای که ما اینجا داشتیم در بحث خانواده آسمانی یادتان است از آموزه های امام صادق علیه السلام فرمود اگر یک شیعه یک شیعه دیگر را بد بگوید بدش را بخواهد، من نفرینش می کنم. امام رئوف امام رضا علیه السلام فرمود من نفرینش می کنم. هیچ شیعه ای حق ندارد شیعه ی دیگری را بدرد برود پشت سرش یک چیزی بگوید بدش را بخواهد غیبتش را کند بدخواهی اش را کند نسبت به او حسادت داشته باشد بدبین باشد نسبت به او. همین در روحش نیت بد داشته باشد. بدخواهی و بدجنسی مفصل راجع بهش صحبت کردیم اگر کسی بدجنس و بدخواه باشد نسبت به یک نفر، مشمول نفرین امام رضا علیه السلام قرار می گیرد خیر در زندگی اش نمی بیند. بعد می گوید چرا ما زندگی مان پیچیده داست چرا اعصابم خرد است چرا من آرامش ندارم چرا من اضطراب دارم چرا من خوابهای بد می بینم چرا روزی رویم بسته می شود چرا دست به هر چی می زنم به طلا دست می زنم می شود خاک. چرا چی ؟ چرا چی ؟ خوب بابا تو تا درونت را صالح نکنی بیرون رزق نمی آید. خیر نمی آید، برکت نمی آید. خیلی وقتها بدخواهی ها و بدجنسی های ما حتی اگر ظاهر نکنیم رو کسی پیاده نکنیم رو کسی، همان در خودمان باشد خیلی وقتها خود این بدجنسی و بدخواهی باب حجاب قساوت، و خیلی از چیزهای دیگر به روی ما باز می کند. ما را می بندد. گرفتار و بعد می گوییم بختم بسته شده، برایم سحر کرده نه سحر خبری نیست سحر در درون ماست حتی یک ساحر در تلویزیون هم گفتم چند شب پیش برنامه پرسمان توضیح دادیم در مورد سحر، سحر زمانی روی کسی اثر می گذارد که شخص در درون خودش دچار سحر باشد، سحر ساحر اثر کند و الا سحر ساحر تا وقتی یک نفر خودش خودش را سحر نکرده باشد سحرش اثر نمی گذارد. ما اگر بسته می شویم و یک کسی می تواند با دعا و ذکر و با این چیزها ببندد ما را چون ما قبلا آمادگی بسته شدن داریم مثل مریضی است که سیستم دفاعی ندارد آمادگی جذب میکروب را دارد خوب مریض می شود. پس همه چی در درون تو اتفاق می افتد دقت کنید. آن هفته هم تذکر دادم باز. همه ی شرها و خیرها کلیدش کجاست؟ در درون خودمان است. همه ی خیرها و شرها کلیدش در خود من است. هر چقدر از بیرون می ترسی ترست را بیاور در خودت به خودت برگرد ما اگر از بیرون داریم غصه می خوریم و می ترسیم برای اینکه در درون ما ترس است. هر چی اضطراب است بیرون تنش است بیرون ناراحتی هست بیرون چون تو در درون خودت نسبت به خودت یک ظلم هایی کردی که حالا ارتباطت با همسرت با پدرت مادرت، خواهرت، برادرت، اجتماع، خدا اهل بیت، غیب، فرشته ها با همه چی خراب شده. تا این را درست کنی بیرون درست می شود. همین فرمول با عظمتی که امیرالمومنین در نهج البلاغه دارد من اصلح سریرته اصلح الله علی نیته اگر یک کسی باطن خودش را دست ببرد درست کند بیرون درست می شود. تا الان با مادر شوهرت اختلاف داری با پدر شوهرت اختلاف داری با عروست اختلاف داری با باجناقت اختلاف داری با جاری ات اختلاف داری با همسرت اختلاف داری دست ببر تو خودت او هم درست می شود. علی علیه السلام می فرماید اگر می خواهید کینه افراد نسبت به شما از بین برود اول در درون خودت تان ناراحتی تان را از طرف مقابل برطرف کنید. اول کینه ی خودت را برطرف کن، بعد می بینی که کینه او هم برطرف می شود اول در درون خودت تو به صلح و دوستی و محبت با طرف مقابلت برس، برو دعایش کن، یک کسی است دوست نداری بروی ببینی اش حسادت داری نسبت به او برو دو رکعت نماز برایش بخوان دعایش کن از صمیم قلب می بینی که تمام حسادت هایت از بین رفت جهنم رفت جهنم خاموش شد بهشت جایش آمد. ولی تا وقتی که تو دست تو خودت نبری نمی توانی بیرون را تغییر بدهی. هر کس می خواهد بیرون تغییری کند باید اول درون خودش را تغییر بدهد. در خودش دستکاری بکند. رزق بسته شده، پس تو خودت بستی اش، یک چیزی در تو رزق را بسته دلت شاد نیست درون تو اتفاقی افتاده برو دلت را پاک کن اصلاح کن می بینی شادی ها می آید سراغت آرامش نداری هی می خواهی با قرص اعصاب و چیزهای دیگر خودت را راحت کنی با چیزهای بیرونی موسیقی و یوگا بروم آن را بخورم بروم این را بخورم این طوری نمی شود خودت، دست ببر در خودت زیر نظر یک مربی یک استاد یک کسی که می تواند کار کند روی تو درونت را آرام کند به آرامش که رسیدی به شادی و انبساط برسی در درون خودت بیرون همه چی درست می شود. همه بسته باز می شود. پس یک قاعده است این باید ما به آن توجه کنیم. یک فرمول و یک قاعده است.

خوب پس منشأ سلامتی کجاست؟ خود ما هستیم دین می آید در حیطه ی اخلاق به ما حیطه ی شریعت سلامت ظاهر و اعمال را می دهد در بیرون راحت باشیم. لذت ببریم از زندگی امنیت داشته باشیم. از زندگی مان واقعا لذت ببریم همه چی پاک و تمیز و باصفا، در حیطه ی اخلاق آدمها عاشق هم می شوند، عشق هایشان مستمر می شود کینه بدخواهی بدجنسی و بددلی اختلاف همه چی می رود در حیطه ی سوم هم سلامت چی داریم؟ سلامت عقیده و معرفت داریم. این بخش را عقاید می آید تصحیح می کند که من نگاهم به جهان انسان و خودم و هدف خلقت درست باشد وقتی من نفهمم برای چی آمدم به این دنیا عمرم و همه جوانی ام را می گذارم صرف اهداف پایینی یا جمادی، کل عمرم را، یا گیاهی، یا حیوانی یا نهایتا علمی دیگر خیلی پیشرفت کنم می شوم یک پروفسور می شوم یک رئیس جمهور مال پایینی، رئیس جمهور شوم وزیر شوم، یا قهرمان ورزشی شوم مال اینجاست، افتخارات ورزشی بیاورم یا آدم ثروتمندی شوم که این از همه بدتر است پایین تراست یا نهایتا می شوم یک دانشمند و فکر می کنم که این زندگی است. این موفقیت است. تا وقتی که من عالم را نفهمم آدم را نفهمم معرفت نفس نداشته باشم کل آرزوها و آرمان هایی که برای خودم فرزندم جامعه ام مردم مخاطبینم دارم یکی از این کمالات چهارگانه است که این آن چیزی نیست که ما برایش آفریده شدیم ما برای این بخش آفریده شدیم. این بخش، و نگاه غلط باشد این بخش را می بری پایین در اولویت تو دیگر نیست. اولویت تو می شود چی؟ دستم را نگاه کنید، مال غذا، بدن، هیکل، اندام، زیبایی های ظاهری، ازدواج و تشکیل خانواده و اجتماع و فعالیت های اجتماعی و سیاسی، نهایتا فعالیت های علمی. و در آخرین الویت معنویت حالا یک دو رکعت نمازی و جمکرانی و یک حرم امام رضایی یک چیزی هم هست. ولی هدف آن نیست غایت نیست. شخص کاملاً تا آخر عمر با باطن حیوانی زندگی می کند. پیامبر فرمود روز قیامت امت من به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور می شوند چرا؟ با اینکه مسلمان بوده نماز می خوانده ماه رمضان هم داشته حج هم می رفته مسائل معنوی هم داشته اما اینطوری بوده معنویتش در کجا بوده؟ بخش چندم؟ اولویت چندم؟ اولویت آخر. وقتی من ندانم برای چی به این دنیا آمدم اولویت های اصلی زندگی ام چیست هدف اصلی تولد من به این دنیا آمدن من به این دنیا چیست، سالم دیگر نمی توانم زندگی کنم. سلامت من زمانی است قدرت من شادی من آرامش من موفقیت من زمانی است که من اینطوری زندگی کنم. یعنی با این چینش این طوری. در بحث چینش معشوق ها و مهندسی فکر و مهندسی آرزوها این ها را توضیح دادیم به آنها مراجعه کنید. کسی که آرزوهایش و معشوق هایش با این چینش است در همه ی جنبه های زندگی اش موفق است و خیر و برکت دارد. یعنی اولویت های اصلی عشقش زندگی اش دلدادگی اش معشوق هایش آرمان هایش و دغدغه هایش از دغدغه های انسانی شروع می شود. و الهی، و دغدغه های چی؟ علمی بعد چی؟ حیوانی، جمادی و گیاهی، گیاهی و جمادی. وقتی که یک کسی در زندگی این طوری نگاه کرد آدم سالمی است. این به اسم سلام الهی نزدیک می شود و به مظهر سلامت یعنی اهل بیت علیهم السلام نزدیک می شود این روز به روز شبیه تر می شود به انبیا، به ائمه به معصومین، به خدا، وقتی هم می میرد مسیرش به سمت تکامل و رشد است. پس باید این چینش را دقت کنیم اگر از این چینش تخلف کنید هرجایش تخلف کنید آسیب دارد در آن. به محض اینکه مهندسی عشق در دل شما تعادلش را از دست داد مثل مهندسی ساختمان است مهندسی یک اتومبیل است یک ذره به هم بخورد می بینی ماشین صدا می دهد دود می کند آتش می گیرد چون تعادل به هم خورده مثل بدن است که مهندسی اش را به هم زدید درد و سرطان و مرگ و میر و همه آسیب ها را می آورد. در ساختار روح اگر کسی موفق نشود مهندسی عشق بکند چینش عشق داشته باشد چینش ریاضی عشق که با چینش بخش انسانی شروع می شود که سه تا معشوق بود، الله، اهل بیت، جهاد. بعد چینش های علمی، چینش های اجتماعی، چینش های بدنی و چینش های مادی. اگر کسی درست چینش نکرده باشد، هر چقدر هم موفق بشود در بخش های پایینی اش شکست است. اصلا موفقیت هایش عین شکست است هر چه پولدارتر الان در جامعه ما اینطوری است بیشترین طلاق ها در کدام طبقات اتفاق می افتد در کشور ما، همه جای دنیا، تحصیل کرده ها و پولدارها. چرا؟ بیشترین ما بیش از 90 درصد خودکشی ها در پولدارها و تحصیل کرده هاست. چرا؟ برای اینکه او درست است موفق تر است از نظر ظاهری، ولی چون به ساختار خودش خیانت کرده، سالم نیست، لذت نمی تواند ببرد. از شهرتش از قدرتش از پولش از علمش از تحصیلاتش نمی تواند به نفع سلامتی و تعادل و شادی و آرامش خودش لذت ببرد هر چه تحصیل کرده تر مضطرب تر ترسو تر غمگین تر هر چه پولدارتر شکستش هم بیشتر. یک اصل است. پس چینش ریاضی ساختار روحی خودمان خیلی مهم است این را بارها گفتم در مهندسی آرزوها و مهندسی فکر حتما تعقیب بکنند عزیزان رو کانال ما هم است آنهایی که رو کانال دارند کار می کنند می توانند از آنجا بگیرند. خوب پس مظهر سلامت کی است؟ مظهر کامل سلامت؟ می فرماید ان السلامه و التحیه و الرحمه و البرکات انت و ذریته این به ما راهکار دارد می دهد دارد به ما خدا این درود را می فرستد که این کلمه بماند برای ما و ما بفهمیم اگر می خواهیم به سلامت تحیت، برکت، برسیم باید به اهل بیت نزدیک شویم. باید نمی شود خدا را دور زد. نمی شود منشأ و منبع را دور زد. شما باید به کانون نزدیک شوید. من اراد الله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم که حالا می رسیم این بحث را هر کس اراده ی الله را داشته باشد باید با اهل بیت شروع کند و با اهل بیت برود تا آنجا. هر کس که اراده داشته باشد بخواهد برود. لذا این یک اصل است که منشأ سلامت را بشناسیم و بدانیم اگر بخواهیم برسیم باید با این مظهر خودمان را تطبیق بدهیم یعنی اهل بیت علیهم السلام. خوب لذا شما وقتی اولین برخورد با معصوم چیست؟ تا چشمت می خورد به او، السلام علیکم یا اهل بیت نبوه. خوب حالا سوال: یک سوال قشنگ بکنم. ذهن تان مشغول باشد تا ان شاءالله برای هفته بعد جوابش را اگر عمری بود سوال این است که مگر اهل بیت منشأ سلامتی نیستند، درست است؟ چرا ما ها به اهل بیت یکسره سلام می کنیم سلام بر شما سلام بر شما سلام ما به اهل بیت چی کار می کند؟ مثل صلوات می ماند ما الان صلوات می فرستیم اهل بیت با صلوات ما به جایی می رسند واقعا؟ رشدی در آن ها حاصل می شود؟ آنها که در اوج هستند سوال مهمی است صلوات ما را رشد می دهد یا چیزی هم برای خود اهل بیت دارد؟ یک سوال است این. اللهم صل علی محمد و اهل بیته اللهم صل علی محمد و آل محمد این را که گفتیم اهل بیت یا آل محمد، آل محمد که خود ما هستیم، امام صادق فرمود آل محمد شما شیعیان هستید در صلوات به خودتان درود می فرستید ولی حالا می گوییم اهل بیت اللهم صل علی محمد و اهل بیته. اهل بیت معصومین، چیزی واقعا به اهل بیت می رسد یا نه. وقتی می گوییم السلام علیکم آنها منشأ سلام اند. خودشان مظهر سلام هستند تمام سلامتی نزد آنهاست. در همه جنبه ها، پس وقتی می گویم سلام بر شما من دارم کمکی به اهل بیت می کنم فیضی به آنها می رسد چیزی به آنها می رسد یا نه. یا صلوات یا سلام، این سوال در ذهن تان باشد ببینیم آیا ما واقعا ما می آییم یک کاری برای اهل بیت می کنیم یعنی ما می آییم اهل بیت را بالا می بریم با این صلوات مان یا با این سلام مان. اگر اینطوری باشد یک مسئله ای پیش می آید و آن این است که خدا که خودش منشأ سلام است ما را واسطه ی بین خودش و اهل بیت قرار داده. از طرف ما دارد به معادن سلامت چیزی می رسد. و این منطقی است یا نه؟ این مسئله است دیگر یک سوال است. یا ما صلوات می فرستیم خوب ما داریم یک چیزی را می دهیم به آنها و آنها را می کشیم بالا. یعنی ما اینقدر قدرت داریم که آنها را می کشیم بالا؟ این یک نکته و نکته بعد این است که این سلام و این سلامت و این صلوات، چی برای خودما دارد اصلاً؟ چه تأثیری در ما دارد که ان شاءالله بحث قشنگ و مهمی است که بماند برای جلسه آینده.

والحمدلله رب العالمین