بحث مان درباره ی سلام بود گفتیم که خداوند تبارک و تعالی روی مسئله سلام وسلامتی تأکید خیلی زیادی دارد که فهم عمق آن به ما خیلی کمک می کند در قدرت وسرعت رشد مان در دنیا و همچنین سهولت کار زندگی مان این خیلی مهم است بسیاری از مشکلات وگرفتاریها و مصائبی که در زندگی ما پیش می آید وقتهایی که تلف می شود عمرهایی که تلف می شود بخاطر این است که ما از همین قاعده که خداوند تبارک وتعالی اصرار دارد متوجه اش شویم فاصله می گیریم. یعنی مسئله سلام و سلامتی. که حالا می خواهم یک مقدار این بخش را باز کنم خیلی مهم است این مطالبی که می خواهم خدمت تان عرض کنم و موضوع بحث سلام.
خداوند در دنیا روابط انسانها را براساس سلام و سلم دوست دارد یعنی می خواهد که روح روابط انسانها براساس سلم و سلامتی باشد روح حرکت های انسانی رفتار انسان با خودش، با سایر انسانها و با خود خداوند تبارک و تعالی در سلم و سلامتی باشد حالا چرا روی این تأکید می کند که عمیق تر خواهیم شد مسئله سلم و سلامتی یک اصل است انسان همانطور که درباره ی بدنش باید رعایت کند در مورد سایر قوای روحی اش هم باید رعایت کند مثل سلامت است فقط حس نیست سلامت خیال است سلامت وهمانی است سلامت عقلانی است و سلامت های فوق عقلانی. و همین سلم و سلامتی است که باعث می شود انسان در دنیا شاد و آرام باشد و با کسی مشکل پیدا نکند افرادی که در زندگی شان با دیگران اختلاف و مشکلات می خورند هر دو یا یکی شان از قواعد سلامتی فاصله می گیرند یا افرادی که نمی توانند شاد باشند پس مریض هستند. وقتی حضرت علی علیه السلام می فرماید الحزن مرض النفس غم بیماری روح است یعنی بیماری ضد سلم است. هفته قبل توضیح دادیم کسی که نمی تواند شاد باشد مریض است حتما یعنی یک جا از قواعد سلامتش که شادی می آورد فاصله گرفته و الان شاد و یا کسی که آرامش ندارد پس مریض است یعنی چی، یعنی او هم از قواعد سلم فاصله گرفته از سلام بودن فاصله گرفته و از سلام فاصله گرفته خوب اگر این مسئله خوب جا بیفتد خیلی از مشکلات ما حل می شود شاید چند جلسه راجع به این مسئله عمیق تر صحبت کنیم که ان شاءالله سلم وسلامتی به حول و قوه الهی در جان ما استقرار پیدا کند.
انسان کافی است از بین همه اسماء الهی همین یک اسم را جدی بگیرد. یعنی اگر همین یک قاعده و اسم را جدی بگیرد و با این اسم محشور شود در همه چیز مسائل دنیایی اش سالم است هم در آخرت سالم خواهد بود. آنهایی که آسیب می بینند مال فاصله گرفتن از این اسم شریف است. در دنیا خیلی خداوند تأکید می کند که شما وقتی با هم روبرو می شوید به همدیگر سلام کنید. این به همدیگر سلام کردن توضیح دادم که معنی خاصی دارد که به یک کسی سلام می کند و بهترین نوع تحیت به کار بردن کلمه سلام است و حالا بعد بیشتر توضیح می دهیم که وقتی ما سلام می کنیم یا به اهل بیت علیهم السلام حتی سلام می دهیم این معنی اش چیست و حتی تکرار سلام به چه معناست شما در بعضی از زیارت نامه ها چندین سلام دارید این سلام ها چرا اینقدر تکرار می شود با اینکه خطاب تان به یک کس واحد است ولی چرا هی به او می گویی سلام سلام سلام سلام این که تکرار کلمه سلام هنگام روبرو شدن با یک محبوب و معشوق و با یک مقام با یک ولی به چه معنا است؟ چون هیچ چیز اضافه ما نداریم چیز غیر حکیمانه ما نداریم. اگر می گوییم با یک ولی خدا صحبت می کنید مثلا چهار تا 5 تا 6 تا 10تا سلام به او بگویید این 10 تا سلام برای چی باید تکرار شود نقش این در سلوک انسانی چیست تکرار سلام نقشش چیست؟ و چه ارتباط با جان و نفس من و سلوک من دارد که من باید وقتی روبرو می شوم با یک ولی خدا یا با کس دیگری این تکرار سلام برای چی است. یک مدت ذهن ما با این مقوله محشور باشد تا به عمق جان مان برود. در دنیا خیلی قواعد داریم که من توصیه می کنم عزیزان همان مباحث شرح زیارت عاشورا مباحث سلامش را کار کنند. که ما دیگر اینجا تکرار نکنیم بحث سلام را و راجع به سلام هم در همین بحث خانواده آسمانی مان آنجا که نامه امام رضا علیه السلام را شرح می کردیم که فرمود ابلغ شیعتنا از طرف من به شیعیان من سلام برسان جایگاه سلام را یک توضیحاتی دادیم. یک جایگاه در بحث دنیا و زندگی دنیایی دارد که بر می گردیم در موردش صحبت می کنیم ما یک سلام هایی داریم از فرشتگان الهی که این فرشته ها با سلام به استقبال انسان می آیند. و معنی این که با سلام می آیند یا نمی آیند جلسه قبل توضیحی دادیم.
قال لهم خزنتها سلام علیکم تبتم فدخلواها خالدین این سوره زمر آیه 73. خوب وقتی وارد بهشت می شوند این طوری می گویند سلام علیکم تبتم فدخلواها خالدین این یادتان باشد در نظام عالم هیچ چیز اضافه و گتره نیست کل شیء عنده بمقدار هر چیز نزد خدا اندازه و مقدار دارد کلماتی هم که استخدام می کند در سخن گفتن با بندگانش یا کلماتی که فرشته ها به همدیگر می گویند یا به ما می گویند و ما به فرشته ها می گوییم تمام این ها ساختار ریاضی دارد. یعنی چرا فرشته ها وقتی که شما وارد بهشت می شوید ان شاءالله اینطوری خطاب می کنند سلام علیکم فرشته می گوید حرف دیگری نمی گوید این سلام علیکم فرشته به این معنا نیست که فرشته می خواهد حرف دیگری بزند ولی همین طوری عشقی می گوید سلام علیکم. نه این با ساختار تولد هر کس تناسب دارد. اول اینکه این سلام علیکم ساختار ریاضی است به هر کسی هم گفته نمی شود و فرشته دقیقا مطابق با ورود تو و شکل ورود تو کلمه سلام را به کار می برد دقت کنید کلمه سلامرا به کار می برد قالوا لهم خزتنها سلام علیکم تبتم فدخلواها خالدین پاک هستید خوش آمدید داخل بهشت شوید در حالی که جاودان هستید. کلمه سلام علیکم را به کسی که جهنم می رود نمی گویند چون سلام بر او نیست. الان سالم نیست که می رود جهنم. سلام علیکم یعنی خبر می دهد از نحوه ورود و ساختار شخصیتی آدم، که این وقتی متولد می شود می گوییم سالم متولد شده پس سلام علیکم. الان شما یک بچه ای را از رحم مادر متولد شده در بیمارستان. فلج است کور است دست ندارد پا ندارد شما وقتی دستت می گیری می گویی این بچه سالم نیست. یا می گویی چرا اینطوری است نمی گویی سالم است این سلام علیکم گزارشی از نحوه ی ورود و ساختار شخصیتی اهل بهشت است. که این به سلامت وارد بهشت شده دارد خبر می دهد از آنچیزی که از واقعیت است. دارد از یک حقیقت خارجی خبر می دهد سلام علیکم شما دیگر سالم هستید تبتم پاک هستید فدخلواها حالا می توانید وارد این خانه سلامت شوید. چون بهشت خانه سلامت است و خالدین، خالدین چرا؟ وارد بهشت شوید در حالی که جاودانه هستید بین خلود و سلامتی رابطه است در شش تولدی که از رحم مادر گفتیم به دنیاست تولد سالم حکمش چی بود؟ گفتیم اگر یک بچه ای سالم متولد شود حکمش این است که در دنیا می تواند سالم زندگی کند تا وقتی که سالم و سلامت است این اجازه را دارد که در دنیا سلامت زندگی کند. چون فضای آخرت فضای جاودانگی است یک کسی که سالم وارد بهشت می شود بهشت دارالخلود است. خلود یعنی همان سلامتی دیگر. یک بخشی از سلامتی خلود است یعنی جاودانگی. جاودانگی از چی؟ دقت کنید چون می خواهم وارد عمق بحث شویم جاودانگی از چی؟ وقتی می گوییم این جاودانه است وارد بهشت می شود این جاودانگی چی را می رساند که این شخص برای همیشه از مرض و مرگ سالم است دقت کنید آنجا هم دوباره آن خالدین فیها این خبری که می دهد از سلامتی خبر می دهد چون شخص سالم است خالد هم می تواند باشد. اگر سالم نبود خالد هم نبود چرا در بهشت می تواند جاودانه باشد؟ چون سالم است. یعنی موانع خلود را از خودش برداشته. آن هم در بهشت. چون ما جاودانگی در جهنم هم داریم. پس دقت کنید فرشته دارد خبر از یک ساختار می دهد این خبری که فرشته می دهد چون تو هر دو را تهیه کردی هم سلامت و هم خلود را تهیه کردی با توجه به ساختارت از ساختار تو خبر می دهد. پس نحوه برخورد فرشتگان از فرشته مرگ بگیرید حضرت عزرائیل علیه السلام تا فرشتگانی که در برزخ هستند تا فرشتگانی که در قیامت هستند و فرشتگان بعد قیامت همه نحوه برخوردها در واقع بازتاب خود تو است. بازتاب خودت و رفتار و عملکردهایت است. اگر فرشته های مرگ زیبا می آید یا زشت این خود تو هستی که عکس تو در صورت فرشته می افتد. رحمانیت و رحیمیت تو در دل او می افتد اگر فرشته ای به کسی سیلی و پس گردنی می زند این سیلی و پس گردنی مال شکل روح خودت است خودت شخصیتی هستی که سیلی خور و پس گردنی خور هستی. نعوذبالله خدا نکند سر ما بیاید این. اگر فرشته به ما سلام می دهد با تواضع و ادب و مهربانی مژده می دهد این در واقع ساختار توست که او را وادار می کند که او آن کلمات را به کار ببرد پس فرشته وقتی دارد حرف می زند چی او را به نطق می آورد؟ ساختار و شکل و باطن ما او را به نطق می آورد پس خوب دقت کنید قال لهم خزنتها سلام علیکم .... خالدین این چیزی است که شما باید در دنیا تهیه اش کنی سلامتی. سلامتی حس خیال، وهم، عقل، و فوق عقل. سلامتی بخش های مختلف وجودت، یعنی به فکر سالم بودن و سلامت بودن باشید. همین یک قاعده در بسیاری از انتخاب ها ارتباطات رفتارها چینش های فکری و همه جا به ما کمک می کند . می خواهی همسر انتخاب کنی می گذاری اش در قالب سلامتی. رشته، شغل، محل زندگی، وسایلی که در خانه هستند، بعضی از وسایل آدم را مریض می کنند روح را به لجن می کشند پس نخر. نمی شود تو یک تابلوی زشت بخری و بعد بخواهی سالم باشی نمی شود روی موبایلت هر چیزی باشد و بعد تو سالم زندگی کنی نمی شود تو هر چیزی را ببینی و بعد سالم باشی هر چیزی را بشنوی و بعد سالم باشی همانطور که نمی شود هر چیزی را بخوری و سالم باشی در بخش های خیالی وهمی و عقلی و فوق عقلی ات هم هر چیزی تو را سالم نگه نمی دارد می گوید محل زندگی انتخاب کنم میگوید در این محل من سالم نمی مانم نه من نه بچه هایم نه خانواده ام سالم در این محله نیستیم با این همسایه ها نه. بااین دوستان نه با این دیدنی ها و شنیدنی ها نه. بااین شخص نه. با این شریک نه. با این رشته نه. با این شغل نه. دقت کنید داریم به کجا می رسیم قانون سلامت یعنی اینکه تو دائما به فکر سالم بودن باشی بعضی ها زهر می خورند بعد می گویند چرا حال ما بد شد بعضی ها با چاقو به بدن شان می زنند و بعد می گویند چرا دردم آمد. بابا تو چاقو دستت است یکسره داری می زنی در چشم و گوش و قلبت و بعد می گویی چرا سالم نیستم بعد می روی دکتر اعصاب. دقت کنید سبک زندگی اش روانی می کند این را دیوانه اش می کند بعد می خواهد به سبک زندگی دست نزند همان سبک را حفظ کند همان اخلاق و رفتار را حفظ کند می گوید این را من نمی توانم دست بزنم کاری که در غرب اتفاق می افتد غربی ها هیچ وقت به سبک زندگی شان دست نمی زنند سبک زندگی حیوانی شان را دارند بعد می گوید خوب این سبک زندگی را نگه دار حالا اگر آسیب دیدی برو بیمارستان. اسلام می گوید نه شما برو واکسن بزن از اول. نرو وارد یک سبکی بشو که تو را مریض کند بعد بروی بیمارستان و وقت و هزینه ات را مصرف کند. از اول نرو. از اول سالم باش. واکسن که بهتر است. شیوه ی اسلام شیوه ی بهداری است شیوه ی زندگی غربی شیوه ی بیمارستانی است می گوید آزاد باش هر کاری دلت خواست بکن وقتی افتادی مریض شدی برو بیمارستان. اسلام می گوید نه از اول مریض نشو. این بهتر است که. خوب سوره زمر آیه 73. بعدی را نگاه کنید چقدر قشنگ است اینها مست کننده است والملائکه خدا دارد حرف می زند گزارش می دهد. چرا خدا این کلمات را انتخاب می کند خدا می توانست کلمات دیگری را انتخاب کند گزارش می دهد دیگر. و قصد دارد خدا دیگر می خواهد با تو حرف می زند اگر من این کلمات را نمی فهمم برای این است که آن بخشی که از جنس خداست فعالش نکردم در خودم. لذا لذتی هم نمی برم. والملاکه یدخلون علیهم من کل باب سلام علیکم بما صبرتم. وقت داشتیم یک ماه دو ماه سه ماه یک ده پانزده جلسه این آیه را کار می کردیم. ملائکه گفتیم یعنی ظهورات نفس خودت هستند فرشته های الهی شکل شان رفتارهایشان همه چیزش مخلوق خودت است. این فرشتگان الهی سلام خدا بر فرشتگان الهی یدخلون علیهم من کل باب. این خیلی حساس است از هر دری می آیند سراغ شما، مومن وقتی وارد قصرش می شود در بعضی از روایات داریم قصر مومن هزار در دارد. اصلا این معماری بهشت یک معماری فوق العاده باعظمت و دل انگیز است وقتی این آیات و روایات بهشت را آدم می خواند چه خبر است تازه نمی فهمیم یک چیزی در ذهن ما می آید. خود خدا هم می گوید شما نمی دانید آن طرف چه خبر است. حالا از همه درها صدای سلامتی می آید. یدخلون علیهم من کل باب از هر دری فرشته ها می آیند سلام سلام سلام چه لذتی دارد که این همه فرشته از این درها می آیند همه سلام می کنند. این یعنی چی؟ یعنی چطوری است که فرشته ها از دری می آیند و سلام می کنند به آدم؟ برای اینکه این مومن در دنیا همه ی درهای وجودی اش را سالم نگه داشته. درهای ورودی اش را سالم نگه داشته درهای کلی را بگوییم حسی در حسی ها سالم نگه داشته در خیال سالم نگه داشته، در وهمش سالم نگه داشته در عقلانیتش هم اطلاعات و علمش سالم است و در ارتباطات فوق عقلانی هم ورودی هایش سالم است. یعنی سمت حرام نمی رود سمت کثافت و آلودگی نمی رود. همه ی درها را پاکسازی کرده یدخلون علیهم من کل باب از هر دری فرشته های می آیند به او سلامتی می دهند. حالا دقت کنید این خیلی مهم است این سلامی که فرشته ها می دهند علت سلامم می گویند سلام علیکم بما صبرتم، این سلامتی که ما داریم به شما می دهیم این سالم بودن شما برای این است که آدم های صبوری بودید در دنیا. آدم های عصبی پرخاشگر و زودرنج، حساس، آدم های بدبین آدم های بدخیال آدم های بدفکر اینها نمی توانند صبر کنند چون نمی توانند صبر کنند مریض می شوند. دقت کنید قرآن چقدر دقیق می گوید. چون صبر کردید سلام نصیب تان شده حالا اگر ما به شما سلام می کنیم بخاطر صبر خودتان است که در دنیا داشتید وقتی با حرام روبرو شدید تحمل کردید حرام آدم را مریض می کند حرام های حسی و وهمی و خیالی و عقلی آدم را مریض می کند. به محض اینکه با امر حرامی روبرو شدید دوری کردید تحمل کردید آلوده نکردی خودت را حالا سالم ماندی. ببین ما در اسلام سه مرحله داریم مرحله شریعت، که با فقه و رساله تنظیم می شود. فروع دین ونماز و روزه و خمس و زکات و دیدنی ها و شنیدنی ها و خوردنی ها که در رساله آمده مرحله اخلاق داریم که به آن طریقت می گویند و مرحله عقاید داریم که به آن حقیقت می گویند. خوب مومن در هر سه حیطه دنبال سلامتی است هر عقیده ای را نمی پذیرد برای ما خوب نیست ما را مریض می کند عقاید غلط توهم آمیز خرافات، ما را مریض می کند اگر کسی خرافاتی باشد فهمش و معرفتش عقایدش آسیب پذیر است. عقیده ی غلط، اعتقاد غلط، اعتقادهای مشرکانه، برویم فال بگیریم فلانی شانس دارد، شانس آورده، اعتقاد به شانس مشرک آمیز است بخت، این طوری ما نداریم. اگر کسی اعتقادی به شانس و بخت داشت چون اعتقادش آلوده است خیلی چیزهای زندگی اش آلوده می شود. فال قهوه بگیریم و ... علاقه های این طوری دارند علاقه های توهمی. وقتی شد اعتقاد و شما خرافه داشتی دیگر. یک کسی آمد خدمت امیرالمومنین گفت کجا می روید حضرت گفت می روم جنگ، گفت اوضاع کواکب و ستاره ها و قمر در عقرب و چنین و چنان و .... شما بروید شکست می خورید. حضرت فرمود اگر کسی تو را تصدیقت کند این مشرک است. ما خدا را داریم. به امید خدا به توکل خدا و حضرت رفت و پیروز و برگشت. گفت پیروز شدم. نمی دانم ستاره و بخت تو این طوری است ... بخت شما را اینطوری بستند. بعضی ها اعتقادات اینطوری دارند. یعنی اقا من خدا را دارم خدا همه کاری از دستش بر می آید. مسبب الاسباب است. سحر و جادو، حقیقت دارد یا ندارد؟ قرآن می گوید دارد. این سحر و جادو رو کی ها اثر می گذارد؟ کی ها را می شود سحر کرد و جادو کرد؟ کسانی که سالم نیستند. اگر یک کسی توهمی بود پذیرایش را داشت سحر می شود جادو می شود. بعضی ها هم خیلی ها دوست دارند سحر وجادو شوند. خوششان می آید. ولی اگر کسی سالم و قوی باشد مگر کسی می تواند او را سحر و جادو کند. این نظام شخصیتی ماست که ما را برای سحر و جادو آماده می کند وقتی تو خودت را مریض کردی ضعیف کردی یک کسی با یک سحر کوچولو هم ممکن است گرفتارت کند. کسی که ساختار شخصیتی اش قدرتمند است با خدا ارتباط دارد مگر به راحتی می شود. این صبح از خانه می خواهد بیاید بیرون بسم الله الرحمان الرحیم قل اعوذ برب الناس ملک الناس .... ببین سه تا اسم آورده کدام جادوگر می تواند با این سه اسم روبرو شود کدام ساحر می تواند با این سه اسم روبرو شود؟ رب، اله، ملک. قبلا توضیح دادم اینها را. اگر کسی رب و اله و ملک همراهش باشد کسی نمی تواند به او صدمه بزند ولی ما نه ما چون این را هم می خوانیم اعتقادی به آن نداریم نه به ربوبیت و نه به ملک بودن و پادشاه بودنش و نه به اله بودنش هی هم می خوانیم فایده ندارد آخر به یک کسی گفته بودند که اگر جن آمده بود سراغت بگو بسم الله الرحمان الرحیم در می رود با یک جنی روبرو شد گفت بسم الله الرحمن الرحیم جن وایستاد ظل ظل به این نگاه کرد هی گفت بسم الله الرحمان الرحیم باز هم نگاهش کرد گفت شاید بد می خوانم باید با قرائت بخوانم شروع کرد با قرائت یک بسم الله خیلی ناب گفت جن گفت الله الله و نرفت. این قل اعوذ برب الناس که تو می خوانی اعتقادی به آن نداری نمی دانی رب چیست ملک چیست اله چیست. اگر قوی باشد 1000 تا ساحر جمع شوند یک آیه الکرسی می خواند می رود دردل دریا و دل همه ساحران هیچ کس کاری اش نمی تواند بکند تأکید می کند. یک سوره فلق می خواند تأکید می کند سوره فلق را بخوانید سوره ناس را بخوانید اینقدر موثر است از اینها قدرتمندتر سوره ی آیت الکرسی قدرتمندترین طلسم های الهی است یک کسیکه همراهش باشد چرا می گویند ببندید همراه تان باشد چون مهم است در گردن بندهایی است که الان نوشته شده است خوب همراهت باشد. در جیبت بنویس بگذار یا قرآنی همراهت باشد این خیلی اثر دارد بخوانش اصلا. که وسوسه های اذیتت نکند آن هم چی من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس وسوسه می کند در سینه های مردم آن هم چی، آن هم من الجنه و الناس هم وسوسه کننده های جنی و هم وسوسه کننده های انسانی خدا می گوید این را بگو بیا پیش من پناه بیار سه تا اسم آورده خدا وسط می گوید پناه بیار به من. ما استفاده نمی کنیم. سلام علیکم بما صبرتم سلام بر شما بخاطر صبرتان. پس دقت کنید قاعده را چی سلامتی می آورد؟ سلام. شیرینی گذاشتند جلویت قندت زیاد است نمی خوری همین که نمی خوری سالم می مانی غذای اضافه، چربی اضافه نه کفگیر اضافه نه. پرس اضافه می گویی نه. نمک اضافه نمی خوری صبر می کنی دلت هم می خواهد بخوری ولی صبر می کنی نمی خوری می شوی سالم قرآن می گوید همه کسانی که بهشت می روند و ملائکه اینطوری خطاب می کنند سلام علیکم بما صبرتم چون اهل صبر بودید به سلامتی رسیدید. در مقابل حرام های حسی 5 گانه صبر داشتید در مقابل حرام های خیالی و وهمی و عقلی و فوق عقلی صبر داشتید پس سلام می مانید. ریاضی است کاملاً دارد از یک قاعده خبر می دهد قرآن دارد به ما فرمول می دهد صبر مساوی است با بهشت و بالاتر از بهشت. صبر انسان را به اینجا می رساند.
حالا بعضی ها با خدا دوست اند و اعتقاد دارند به خدا، در یک مصائب اصلا صبر نمی کنند مشکلات و مصائب که می آید سراغشان جایگاه شان صبر نیست بلکه رضا دارند می گویند خدا هر کاری بکند خوب است یک خدا داریم که خدای من است بینهایت من را دوست دارد به بزرگی خودم و ابدیت دوست دارد مرا پس من هیج وقت با این خدا مشکل ندارم کسی که درگیر با خدا می شود یکسره صبر کنم یا نکنم کفر بگویم یا نگویم این هنوز مشکل دارد. حالا صبر می کند باشه بچه ام مرد هیچ چیز نمی گویم و حرف کفرآمیز نمی زنم گریه و بیتابی نمی کنم ولی فشار به او می آید در دلش یک نقی به خدا می زند. مصیبت به او وارد شده بود کفرگویی می کرد بابایش دید یک نهیبی به او زد گفت کفر نگو ناشکری نکن بگو الحمدلله. این هم از ترس بابایش گفت الحمدلله. بعد یک مشکلی برایش پیش آمد می خواست الحمدلله بگوید دندان هایش را به هم فشار می داد می گفت الحمدلله با بغض می گفت این به درد نمی خورد. بعضی اصلا صبر نمی کنند مصیبت آمد راضی اند می گوید خدا برایم انتخاب کرده الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون. من مال خدا هستم خدا هر کاری با مالش بخواهد می کند. عبد خدا مگر نیستم هر کاری دلش خواست می کند خدا با بنده هایش به لطف این کار را میکند نه به قهر وانتقام. خدا اگر سر یک کافری هم بلایی بیاورد از گناهانش کم می شود خدا جهنمش هم مظهر رحمتش است. برای رحمت جهنم می برد پاک می کند جهنم بیمارستان بهشت است اگر عذاب و شکنجه ای هم است الان هر کس بیمارستان می رود زجر می کشد آمپول و تیغ و جراحی است دیگر در بیمارستان جیغ و فریاد است اما آنهایی که این جیغ و فریاد را به ما وارد می کنند برای درمان این کار را می کنند. مهربان هستند برای درمان این کار را می کنند. جهنم خدا هم آدم را درمان می کند. بنابراین یک کسی که در دنیا جهنم تحمل می کند جهنم هایی که در دنیا سرش می آید با یک آدم بداخلاق زندگی اش می افتد پدر و مادر اذیتش می کنند بچه ها اذیتش می کنند جهنم می سازند برایش یک صاحب کاری دارد یک همسایه ای دارد اینها جهنم می شود ولی این جهنم ها را این بلد است چطوری به بهشت تبدیل کند از دل این جهنم سالم رد می شود می گوید من راضی هستم خدا هر چه سرم بیاورد. انا لله انا راجعون سالم رد می شود. نگوید که جزع کند خدایا چرا اینطوری شد؟ چرا من اینطوری شوم؟ همه اش چرا می آورد و رابطه اش با خدا خراب می شود. بعضی ها از رضا هم بالاتر است این دیگر خیلی آدم راحتی است رضا و تسلیم نیست. صبر داریم ما تسلیم داریم تسلیم است خدا هر کاری کرد. بعضی ها راضی هستند میگوید خوب شد خدا این را داد به من خیر بوده مصلحت بوده. بعضی ها شاکر اند. شکر می کنند. می گوید خدایا به بلاهایت چنان شکرت می کنند که به بلاهایت شکر می کنم. سرطان گرفته ولی خوشحال و شاد است یک حادثه در زندگی اش افتاده به مشکل مالی برخورد کرده من یک نفر ثروتمند مومنی را می شناختم ورشکست شد بعد هم ناپدید شد چون نمی توانست در اظهار باشد من رفتم پیدایش کردم دیدم با خانمش یک زمانی هزاران نفر می آمدند در خانه اینها این زن و مرد به همه خدمت می کردند با آن ثروتی که داشتند مهربان با صفا و با ادب بعد دیدم شان که خانم همان خانم است شوهر هم همان شوهر است همان آرام و مهربان و شاد و راضی و می گفت خدا خیلی در حق من لطف کرده من الان ورشکست شدم افتادم گوشه خانه، خودش می گفت خدا شاهد است برای 5000 تومان خانمم را می فرستم در خانه همسایه. آن خانمی که آن طوری در خانه ی پادشاهی وارد شده الان اینقدر آدم سالمی است با شوهرش خوب است چون سالم زندگی کرده. نه آن ثروتش و نه این روابط این زن و مرد را خراب و تیره نکرد به غصه نینداخت شان. بعد می گوید من الان در خانه نشستم کاری از دستم بر نمی آید خدا را شکر می کنم که با قرآن انس بیشتری پیدا کردم نماز بیشتری می خوانم دعای بیشتری می خوانم با غیب ارتباط دارم یعنی آن لبخند و مهربانی آن حالت ها از او گرفته نشده. یادم است یک زمانی که این دستش خالی است کلا هیچ چیز ندارد، اخلاق این آدم کریم را من می شناختم آن موقعی که پولدار بود وقتی می خواست به گدا پول بدهد کریمانه پول می داد. خمسش به جا، زکاتش به جا، حالا یک امتحان الهی بود. بعد یکموقعی من به او گفتم بابا حبس کردی بیا با هم برویم مسافرت، وقتی آوردم از خانه بیرون، گفت من چند وقت است این آسمان را ندیدم خیابان ها را ندیدم، گفتم برویم بیرون، با هم مسافرت رفتیم یادم است که پول در جیبش نیست من به سختی مبلغی را دادم به او، پول را قبول کرد این آدمی که دستش خالی است حالا بعد از مدتها یک مبلغی پول دستش رسیده هزارتا خرج هم دارد باور کنید در مسافرت چندتا گدا آمدند سراغ ما این همان اخلاق قبلی اش را پول دادن به گداها را حفظ کرده بود. یعنی بازهم کریم بود. بازهم مهربان بود باز هم شاد بود بازهم آرام بود. بازهم خندان بود.
سلامت اینطوری است صبر تسلیم، رضا، شکر. خدایا ممنونتیم. از این مریضی و مرگ و میر. زینب کبری را نگاه کنید ما رأیت الا جمیلا. آخرین ضربه را که به زینب کبری زدند می گوید خدایا این قربانی را از ما قبول کن. بچه هاش هیچ، برادرزاده هایش هیچ. علی اکبر و علی اصغر و هیچ چی ابالفضل هیچی سیدالشهدا را از دست داده در اوج یک رابطه عاطفی بعد می گوید خدایا این قربانی را از ما بپذیر این سالم است یعنی هیچ چیز در دنیا نمی تواند رابطه بهشتی و عاشقانه ای که با خدا دارد را خراب کند. بعضی ها تا یک کوچکترین اتفاقی در این چهارتا بخش زمینی شان می افتد سریع می افتند در جایگاه اولیه قبلی. می افتند در جهنم دوباره رابطه شان... عرضه ندارد با نماز خودش را آرام کند چون اصلا نماز ندارد عرضه ندارد با خانواده آسمانی اش با بهشت با اهل بیت خودش رااز مریض شدن نجات بدهد این فایده ندارد. خدا یکی از اسمهایش شافی است یا من اسمه دوا و ذکره شفا حقیقت دارد اسمش دواست ذکرش شفاست. پس چرا یک حادثه در جنبه حسی و خیالی و وهمی و خانوادگی و مالی ات اتفاق افتاد در جنبه بدنی پس چرا اینقدر داغان شدی اینقدر افسرده و پژمرده شدی کوچک شدی نداشتی چیز که نجاتت بدهد؟ مومن وقتی حادثه برایش اتفاق می افتد حکمت دارد و او را تبدیل به کفاره گناهانش می کند و درجات آخرتی اش غصه نمی خورد شاکر است. بلا آمده شاکر است. الحمدلله علی کل حال. الحمدلله و در هر کاری. شکر خدا می کند. فلان چیز را بردند، شکست، تصادف شد شکر خدا الحمدلله ذخیره شد برای ما یک چیزی. پیامبر فرمود: لو تعلمون ما ذخر لکم ... اگر شما می دانستید خدا برای شما چی ذخیره کرده هیچ وقت بخاطر اینکه چیزهاییکه به شما داده نشده محرومیت ها غصه نمی خوردید. مومن شاکر است اگر هر چی به من داده نشده یا از دستم رفت پس ذخیره است خدا را شکر. اگر یک کسی از جیبش یا اداره و شرکتش از حقوقش بر می دارند برایت ذخیره کردیم در صندوق آیا غصه می خورد؟ سودش هم رویش می آید شما ناراحت می شوید؟ مردم سختی می دهند که پول بانک بگذارند. خدا می گوید من هم سود دنیایی می دهم و سود آخرتی جاودانه می دهم پس چرا می ترسی. چرا غصه می خوری. حالا رفتی مثلا یک کسی شیشه ماشین را شکست و دررفت. یک کسی زد به ماشینت یک کسی یک چیزی را دزدید یک اتفاقی افتاد مومن سالم است مریض نمی شود با حوادث، با حوادث افسرده نیست که یک گوشه ای نق بزند گریه کند از کار علمی و غذا و درس بیفتد و از همه مهمتر از عبادت بیفتد نشاط عبادی اش را از دست بدهد کسی که نشاط عبادی اش را از دست می دهد با خدا مشکل دارد. ناراحت است از دست خدا. زینب کبری سلام الله علیها که به ما می گوید در این همه مصائب نماز شبش را هم می خواند. خیلی عجیب است. نماز شبش را دارد عشق بازی اش را دارد. ما چرا اینقدر ضعیفیم؟ چرا اینقدر کوچولو ماندیم؟ برای اینکه ما از قواعد سلامتی در اخلاقیات و در فقه فاصله داریم. امکان ندارد کسی مرجع تقلید نداشته باشد و بگوید مرجع تقلید می خواهم چه کار، این آدم سالم نمی ماند. کسی که رساله و مرجع تقلید نداشته باشد محال است روحش سالم بماند. اگر کسی قواعد اخلاقی را رعایت نکند سالم نمی ماند یا قواعد اعتقادی صحیح را نشناسد و دچار توهمات و خرافات شود دیگر سالم نمی ماند.
خوب ببین چقدر ربط دارد حرکت ما، والملئکه یدخلون علیهم من کل باب سلام علیکم ... .فنعم عقبی الدار فرشته ها می گویند چه خانه ی خوبی است که شما آمدید. فرشته ها می گویند خانه ای خوبی است که شما آمدید. فرماید: یوما لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم مال فرزند هیچ کدام به دردتان نمی خورد آنچه که به دردت می خورد قلب سالم است مواظب باش رفتارت با همسرت با فرزندت با کارت با رشته ات با مسائل سیاسی و اجتماعی قلبت را خراب نکند اگر قرار است بین اینها و قلبت یکی را انتخاب کنی قلب سالم را انتخاب کن. اگر میخواهی یک رشته هنری یا درسی میروی می بینی به سلامتت لطمه وارد می شود حق نداری بروی آن رشته را بخوانی بگویی من هوش و استعدادش را دارم اما رشته اش تمیزی نیست یک رشته ای است که من را خراب می کند آلوده می کند من بروم در این رشته کثیف است نمی توانم تمیز و آرام و شاد باشم خوب بگذار کنار. این طور نیست که همه گفتند تو باید بروی این رشته را بخوانی من هم بروم بخوانم. وقتی وارد این رشته شدی تبعات خودش را دارد تو باید دست از سلامتت برداری. پس اگر وسوسه شدی استعدادش را هم داری. گاهی خدا یک کاری میکند انسان نمره اش را هم می آورد و قبول می شود اما خوب عقل چی می گوید؟ عقل می گوید که خوب حالا قبول شدم بدوم بروم این رشته؟ نمی شود. تو خودت می دانی که وارد این رشته شوی سلامتت را نمی توانی حفظ کنی. برای چی می روی؟ می دانی اگر در یک محل زندگی کنی فاسد می شوی برای چی می روی؟ می دانی که اگر بروی در یک کشوری دینت را حفظ کنی مریض می شوی دیدنی ها و شنیدنی ها و بچه ات و نسلت را نمی توانی کنترل کنی برای چی می روی آنجا. بخاطر طمع های چهارگانه پایینی برای چی می روی آنجا. ببینید قرآن چی می گوید الذین تتوفاهم الملائکه ظالمی انفسهم کسانی که فرشته ها قبض شان می کنند می گیرند شان در حالی که ظلمی به خودشان کردند بعد فرشته ها تعجب می کنند که کسی وارد بهشت نشود چون ذات انسان به بهشت علاقه دارد. بعد فرشته ها سوال می کنند قالوا فیم کنتم شما کجا بودید این شکلی شدید. در چی بودید چطوری بودید؟ چه کار می کردید که یک دفعه سر از این جهنم درآوردید؟ قالوا کنا مستضعفین فی الارض ما یک جایی بودیم که امکانات فطری نداشتیم همه همسایه ها عوضی بودند ناجور بودند در فامیل مان امکانات نداشتیم در یک کشوری رفتیم که آنجا پر از ظلم و فساد و تباهی بود ما آنجا زندگی کردیم نمی توانستیم جلوی آنها را بگیریم محیط سرتاپا معصیت بود. رفتیم آنجا فرشته ها چی می گویند؟ قالوا الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا مگر زمین خدا جا قحطی بود که بلند شدید رفتید در آن کشوری که حیثیتت را حجابت را دینت را و روابطت را با نامحرم شنیدنی هایت و خوردنی هایت و دیدنی هایت را خیالاتت را کنترل نتوانی، آنجا رفتی که چه ارزش بالاتری را به دست بیاوری. برای یکی از این چهارتا رفتی می ارزید که این بخشت را ضایع کنی بخاطر یکی از این چهارتا. یک بخش اشرفت را بخش وجودی ات را شریفترین بخشت را بخش انسانی و الهی ات را تباه کنی برای بخش های پایینی. بروم آنجا درس بخوانم یا زندگی کنم آنجا؟ تنوع نعمت های گیاهی اش فراوان بود؟ یا بروم دنبال پول. نمی گوید نرو یا نکن می گوید اگر می توانی سالم باشی برو. ولی اگر رفتی و سالم نماندی، آمد خدمت امام صادق علیه السلام گفت من رفتم یک جایی آب نبود وضو بگیرم فرمود برای چی رفتی جایی که آب نبود وضو بگیری. تاجر بود کارش تجاری بود رفته بود جایی که آنجا آب نداشتند امکانش نبود گفت اگر ما یک جایی که آب برای وضو نباشد حضرت گفت برای چی رفتی آنجا که واجباتت را نتوانی انجام بدهی مگر مهمترین بخشت این بخشت نیست؟ پس وقتی داری بین این چهارتا انتخاب می کنی این فرزند عزیزت را در نظر بگیری. این فرزندی که از خدا داری این کودک عزیز روانت مهمتر از هر انتخابت است. برای چی این رشته را انتخاب کردی برای چی این دوستان را انتخاب کردی برای چی رفتی سفر؟ می دانستی در این سفر برایت هزارتا آلودگی نوشته می شود در روحت، من تعجب می کنم گاهی وقتها پدر مادرها همینطوری بچه هایشان را بر می دارند عید است پا شویم برویم دبی، عید است بروی یک هفته کجا؟ بابا بچه داری با خودت می بری، اگر حواست به خودت نیست به این بچه حواست باشد این معصوم است ذات این بچه را آلوده نکن. برویم ترکیه بگردیم یک ذره، خوب پا شو برو. بعضی ها که آنجا با ماهواره وتلویزیون می آورند به خانه، با اینترنت و شبکه های مجازی می آورند و در روح خودشان می ریزند. بعد هم می گویند ما مستضعف بودیم فرشته هم خوب جواب می دهد می گوید تو قدرت انتخاب داشتی. قدرت هجرت داشتی می توانستی وای نایستی آنجا. خدا و خرما نمی شود. داستان خدا و خرما را که می دانید اینها از خرما بت درست می کردند می گفتند این خدای ماست بعد که گرسنه شان بود بعد از این بت خدای شان می کندند و می خوردند. بعد می گفتند یکی دیگر درست می کنیم. هم خدا را می خواستند و هم خرما را. می گوید من اینجا نمی توانم سختم است قرآن میگوید سلام علیکم بما صبرتم این سختی را تحمل کن گول سختی های دیگر را نخور. آسایش های ظاهری که بعد روحت را می ریزد به هم هیچ چیز از تو نمی گذارد محال است این بخش را ول کنی و به شادی و آرامش برسی. هر جا کودک عزیز روانت خیانت کنی، یعنی آن کودکی که از جنس محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله است هر جا ظلم بکنی و خیانت کنی آرامش بر تو حرام است. شادی بر تو حرام است تو بچه حضرت زهرا بردی نابودش کردی بچه حضرت زهرا تحویل تو بوده تو بچه امام زمان را برداشتی تحویل دست تو بوده امانت بوده، فرزند حقیقی امام زمان هستیم ما، ما نه این چهار بخش پایینی، تو بچه حضرت زهرا را برداشتی بردی نابودش کردی بعد انتظار داری خیر ببینی. نمی شود تو بنده ی خدا را برداشتی نابودش کردی. با لقمه ی حرام با تخیلات حرام با توهمات حرام و با افکارو مطالعات حرام می خواهد از او چی در بیاید؟
ترسم که این تن که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روانم
ترس دارد واقعاً طرف سرما خورده می خواهد بیاید بیرون ماسک میزند دست نمی دهد روبوسی نمی کند می گوید آلودگی دارد می گیرید. از خانه بیرون نمی آیم بقیه آلوده می شوند. بچه اش مریض می شود در خانه نگهش می دارد نرو به مدرسه نرو به مهد کودک بقیه بچه ها را آلوده کند مسئولیت دارد، روح هم همینطور است روح که قوی تر است مهمتر است جاودانه است روحت را با چی آلوده می کنی؟ به چه قیمت؟ پس این چرا اینقدر در آیات بهشت کلمه سلامتی آمده. یوم لا ینفع مال و لا بنون .... بقلب سلیم دل سالم باید بیاوری. دل سالم در دارالسلام می رود بهشت دارالسلام است. آیه اش را بخوانم: والله یدعوا الی دارالسلام (سوره یونس آیه 7) خدا دعوت تان می کند به خانه سلامتی، به خانه جاودانگی خدا دعوت تان کرده آنجا، بیایید. باز نگاه کنید سوره انعام آیه 127 لهم دارالسلام عند ربهم، چقدر قشنگ است. برای بهشتی ها خانه ی سلامتی است آن هم کجا؟ از بهشت قشنگتر عجب مژده ای داده هم دار السلام است هم خوبی اش این است که پیش خود خداست از خود بهشت قشنگ تر است پیش خود خدایتان هستید. پیش خود خدا را جلسه بعد توضیح می دهم برایتان. برای چی احتیاج داریم که پیش خود خدا باشیم.
بعضی ها اینقدر سالمند که و شدت سلامت شان زیاد است که وقتی در بهشت می روند دارالسلام است اما امنیت شان به این بهشت نیست. امنیت شان به خداست، خدا هم است اینجا یا نه؟ خدا هم است؟ این ها آدم های خاصی اند. که بهشت هم با خدا بهشان آرامش می دهد. لهم دارالسلام عند ربهم. پیش خود خدا.
والحمدلله رب العالمین.