جلسه 023 - شرح زیارت جامعه کبیره
شماره جلسه
23
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
11
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - شرح زیارت جامعه کبیره

منابع دینی ما دوتاست. کتاب خدا و احادیث معصومین (علیهم‌السلام)، کتاب خدا در اعجازش و اینکه از طرف خداوند است. هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. معجزه ی جاوید پیغمبر است و خود این کتاب هم کسانی که در شک و تردید هستند. دعوت به مبارزه کرده تحدی قرآن از زمانی که نازل شده تا الان ادامه دارد. قرآن بارها این را اعلام کرده که اگر شما شک دارید «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ؛» اگر شما تردید دارید در چیزی که ما نازل کردیم که این واقعاً کتاب خداست یا نه. «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ؛ پس اگر راست مى‏ گوييد سوره‏ اى مانند آن بياوريد» یک سوره ای مثل سوره های قرآن بیاورید. گاهی فرمود بعشر. ده سوره بیاورید گاهی فرمود یک کتاب مثل این اگر می‌توانید بیاورید. ببینید قرآن کتابی است که دشمنان خودش را به شدت تحریک می‌کند که به جنگش بیایند. از بس به حقانیت خودش اطمینان دارد و یقین دارد بعد می‌فرماید: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ؛ پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏‌توانيد كرد، بپرهیزید از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگ‌ها هستند». اگر نمی‌توانید مثل قرآن بیاورید و هرگز هم نمی‌توانید. پس از جهنم بترسید و خودتان را با قرآن طرف نکنید. مقابل قرآن نایستید. دشمنان اسلام هر کاری که از دست‌شان می‌آمده که بتوانند اسلام را نابود کنند، کردند و می کنند اما هرگز به سمت قرآن نیامدند. چند احمق پیدا شدند در تاریخ که یک کارهای مسخره ای کردند اما خود دوستان و طرفداران‌شان هم آن‌ها را مسخره کردند و طرد کردند و قبول نکردند. قرآن معجزه‌ی جاوید است. جالب است که چندتا از بزرگان من می‌خواندم. مناظراتی بعضی از بزرگان کلیسا را با علمای خودمان جالب اینجاست که آن‌ها می گفتند. شما مسلمان‌های یک امتیاز دارید و ما نداریم و آن این است که کتاب شما دست نخورده مانده. در طول همه قرون. یعنی آنها هم به این اعتقاد دارند که تحریف نشده باقی مانده اما کتاب ما دست خورده است. انجیل ما تورات ما دست خورده. اینکه درش شکی نیست که کتاب خداست و معجزه الهی است و خود خدا هم فرمود: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛ خود ما نازلش کردیم و خود ما هم حفظش می‌کنیم». بنابراین، بزرگترین منبع شناخت انسان نسبت به همه معارفی که نیاز دارد. قرآن کریم، کتابی است عزیز، شیرین، دوست داشتنی و به قول امام صادق (علیه‌السلام) کتابی است که در هر زمان هر کس بخواند تازه و جدید است.

دومین منبع از منابع اسلام، احادیث معصومین (علیهم‌السلام) است که قرآن خودش این را تأیید می‌کند. قرآن دستوراتی

که می‌دهد کلی است. یعنی خیلی وارد جزئیات نمی‌شود. «أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ؛ ما این کتاب را نازل کردیم به شما تا تو تبیین کنی آنچه را که بر مردم نازل شده؛ پس قرآن نیاز به تبیین دارد. مثلاً شما در قرآن هیچ‌جا ندارید که نماز صبح دو رکعت است یا نماز ظهر چهار رکعت است یا نماز عشا چهار رکعت است یا احکام نماز که بیش از چهارهزار حکم دارد در قرآن نیامده. قرآن کتاب کلی است و قانون اساسی است. کلیات را فقط می‌گوید؛ مثل قانون اساسی یک کشور که کلی است. مثلاً 50-40 صفحه قانون کلی است. بقیه‌اش را قانون نویس‌ها شرح می‌کنند؛ پس این پیغمبر خدا و معصومین (علیهم‌السلام) هست که خود قرآن هم اینها را تأکید دارد که اینها هستند که مبین قرآن هستند و به باطن قرآن و علوم قرآن راه دارند. اینها باید تبیین کنند. شما بسیاری از احکامی که در همه اقوام و مذاهب اسلامی دارد به آن عمل می‌شود هیچ‌کدام در قرآن نیامده. قرآن کلیات است و بقیه احکام نماز، روزه، خمس، زکات، جهاد، مسائل خانواده، مسائل سیاسی، اجتماعی، مسائل نظامی، مسائل عرفانی، مسائل مختلف تبیین و جزئیات و قوانینش با معصومین (علیهم‌السلام) بوده. در قرآن و حقانیتش که شکی نیست. کسی نمی‌تواند بگوید این آیه جز قرآن نیست. این مشخص است که قرآن از اول از زمان پیغمبر یکی بیشتر نبوده. هیچ وقت دوتا قرآن هم نشده. دو جور هم نشده. همین قرآن بوده. همیشه هم ثابت است. هر چند وهابی‌ها علیه ما شیعیان بعضی‌هایشان تبلیغ می‌کنند که شیعه قائل به تحریف قرآن است. درحالی‌که این طوری نیست. ما قرآن را تحریف شده، نمی‌دانیم معجزه می‌دانیم، تحریف هم نشده ثابت است.

من یادم است یک خاطره‌ای دارم تقریباً در سال 74 یعنی 21 سال پیش که ما در نمایشگاه فرهنگی داشتیم از طرف مؤسسه در ژنو سویس یادم است که آن موقع سفیر عربستان آمد. پیش من و روی میز قرآن دید و من مخصوصاً هم می‌دانستم که این فضا آنجا است. تمام قرآن‌هایی که برده بودیم چاپ ایران را بردیم نه چاپ کشورهای دیگر را. سفیر عربستان آمد. گفت: این چیست؟ گفتم: قرآن است. گفت چه قرآنی. گفتم قرآن همه مسلمان‌هاست. همان قرآنی که شما دارید و ما داریم. مال همه مسلمان‌هاست یک ذره تعجب کرد و بالاخره این هم سفیر وهابیت بود و مخش پر از دروغ‌ها و شایعات بود. بعد من دیدم که این در ترید است. زود به او یک هدیه دادم. گفتم: این هدیه خدمت شما. یادم است که ایشان رفته بود قرآن ما را با قرآن خودشان تطبیق داده بود. فردایش آمد یک تعداد زیادی قرآن خریداری کرد و با خودش برد. مسئله سر روایات است. روایات که از اهل بیت (علیهم‌السلام) و از پیغمبر رسیده یا از امیرالمومنین یا بقیه ائمه اینها در طول تاریخ افراد سودجویی بودند که به‌خاطر حفظ قدرت‌شان، موقعیت‌های اجتماعی‌شان، دروغ‌هایی را به پیغمبر و ائمه بستند. روایت‌هایی جعل شده که داستان دارد. اینها این خودش در علوم قرآنی بحث درایت الحدیث و بحث رجال بحث‌های خاصی دارد. بحث‌های تخصصی دارد که علم حدیث‌شناسی است. در این علم برای اینکه مطمئن شوند، واقعاً اگر جمله‌ای از پیغمبر و سایر اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نقل می‌شود. صحت دارد حتماً آن‌ها گفته‌اند. قواعدی تنظیم شده یک حدیث باید مراحلی را بگذراند تا از فیلترهای مختلفی رد شود تا تأیید شود که این حدیث اعتبار دارد. درجه‌ی اعتبار احادیث هم مختلف است. در تقسیم‌بندی‌های مختلفی فقها و متخصصین علوم حدیث تقسیم‌بندی‌هایی کردند این احادیثی که وارد شده مثلاً حدیث صحیح، حدیث حسن، حدیث موثق، حدیث ضعیف حدیث مرسل، خبر واحد، چی و چی و ... تقسیم‌بندی‌هایی دارد که اینها قاعده‌مند است. ما در اسلام سه شاخه معارف داریم. مرحله پایین را مرحله شریعت می‌گویند. فقه است همه‌تان در خانه‌های‌تان رساله دارید و احکام فقهی مربوط به فروع دین است به آن مرحله شریعت. بیشترین ریزبینی‌ها و دقت‌ها فیلترگذاری‌ها، کنکاش‌ها، ظرافت‌ها در این بخش صورت گرفته در مورد حدیث شناسی. بخش دوم که بخش بالاتری است به آن بخش، طریقت می‌گویند. یعنی انسان باید راه بیفتد و حرکت کند؛ چون قرار است انسان به خلیفه اللهی برسد. می‌خواهد متخلق به اخلاق الهی شود. برای این به دنیا آمده به آن طریقت می‌گویند. یعنی علم اخلاق. اخلاقیات همان طریقت است که خودش را به گونه‌ای بسازد که رابطه‌اش با سه کس تنظیم شود: یکی با خود خدا که باید انسان به یک رابطه خوبی برسد که قلبش سالم بماند. یکی با مردم و یکی با خودش. با خودش بتواند کنار بیاید. انسان با خودش به گونه‌ای عمل کند که خودش خودش را مریض و درمانده نکند. خودش خودش را آلوده نکند و خودش را دچار مشکل در ارتباط با حق تعالی یا مردم نکند. در مورد خودش هم با خودش بتواند خوب به گونه‌ای کنار بیاید؛ چون ما حق النفس هم داریم. در رساله حقوق امام سجاد (علیه‌السلام) انسان بر خودش هم یک حقوقی دارد. در رساله حقوق هم شما این 5 بخش را در نظر بگیرید حق جسمت، حق بخش جمادی ات که اقتصاد و مسائل مادی است. بخش گیاهی و بخش حیوانی و بخش عقلانی و بخش اصلی‌ات و جاودانه‌ات که از جنس خدا و اهل‌بیت (علیه‌السلام) که بخش انسانی خودت است. همه ما اینها حق گردن دارند. انسان باید بتواند با خودش در این تعادل کنار بیاید و خودش را مدیریت کند. درواقع مدیریت خویشتن در هر 5 بخش دارد که حق هیچ کدام از اینها خورده نشود. در روایت داریم که کسی از ما نیست که دنیا را به‌خاطر آخرت رها کند و یا آخرت را به‌خاطر دنیا رها کند. ما باید هم دنیا را داشته باشیم و هم آخرت را. باید به هر دو برسیم. مثلاَ به عنوان مثال یک کسی می‌خواهد درس بخواند، نیاز به تفریح هم دارد. حالا چکار کند. خدا حضرت امام را رحمت کند که فرمودند: من هیچ وقت به‌خاطر درس تفریحم را رها نکردم. خیلی مهم است و هیچ وقت تفریح درسم را رها نکردم. یعنی همیشه سر جای خودش بوده. انسان نیاز به تفریح دارد، باید هم باشد. حذفش کنی یکجا مریض می‌شوی. تفریحی که خودت داری به‌عنوان یک فرد، یک موقع با خانواده هستید. با خانواده نیاز به تفریح هر چی دارید. تفریحات افراد هم مختلف است. تفریحات مباح و حلال را عرض می کنم. پس انسان نباید تفریح یک امر واجب است و نیاز دارد که داشته باشد. در روایت داریم اوقات خودتان را سه قسمت کنید: یک قسمتش خلوت با لذات حلال است. لذات افراد هم متفاوت است. حضرت می‌فرماید کسی که با لذت‌های حلال نمی‌تواند استفاده کند برای کارهای بالاتر و مهمتر هم نیرو ندارد. آن‌ها را هم عرضه ندارد. انجام دهد. کما اینکه فرمود: « مَن كَسِلَ عَن أمرِ دُنياهُ فهُو عن أمرِ آخرتِهِ أكسَلُ؛ یک کسی که در امر دنیایی‌اش کسل است، در کار آخرتی‌اش کسل‌تر و تنبل‌تر است». خوب این حقوق را باید رعایت کند؛ پس اخلاق این است. مرحله سوم؛ مرحله‌ی حقیقت می‌گویند که معارف و عقاید است که اصل است. در واقع درست است که ما از پایه ما باید این را درست کنیم تا اخلاق‌مان درست شود و معارف‌مان ولی در حقیقت ریشه برعکس است. انسان باید اول عقاید و معرفتش را درست کند تا بعد به عمل برسد. اشتباهی که اکثر ما می‌کنیم که علامت مسلمان بودن یک نفر یا خوب بودن یک نفر را این می‌دانیم که آیا مثلاً در خروجی‌اش حجاب دارد یا ندارد، نماز می‌خواند یا نمی‌خواند، روزه می‌گیرد یا نمی‌گیرد. از کجا شروع می‌کنیم از خروجی که معلوم نیست. این شخص بخش ته حقیقتی‌اش یا طریقتی‌اش به اندازه کافی خوراک خورده یا نخورده ولی ما بیشترین دقت‌ها را در فقه داریم. در پایین داریم. حالا یک دعایی برای ما رسیده، نمی‌دانیم این دعا واقعاً از معصوم رسیده یا ما دعاهایی داریم در مفاتیح مشخص است و سند دارد. مثلاً پیغمبر گفتند، امیرالمؤمنین گفتند، ائمه دیگر گفتند، ائمه ما همه‌شان صحیفه دارند. فقط امام سجاد (علیه‌السلام) صحیفه ندارد. ما الان همین صحیفه‌ای که در دست مردم است حدود 7 صحیفه دارد امام سجاد (علیه‌السلام) یکی‌اش عموما دست مردم است والا امام صحیفه‌ی دیگری هم دارد. تقریباً یک صحیفه جامعه است. غیر از صحیفه کامله که حدود شش صحیفه از صحیفه‌های امام سجاد (علیه‌السلام) است و صحیفه فاطمیه داریم، صحیفه نبویه داریم، صحیفه علویه داریم، صحیفه‌ی دعاهای حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) است. دعاهای دیگر است. دعاهای حضرت مهدی (علیه‌السلام) است. ائمه همه دعا دارند و دعاهایشان جمع شده. به هر حال در اختیار هر کس است یا فرض بفرمایید فرمایشی است در اخلاقیات و اقتصاد در موضوعات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در تمام موضوعاتی که انسان احتیاج دارند. شاید نزدیک به هزار موضوع فرمایش دارند و راهنمایی دارند. خوب علم حدیث می‌آید. به ما می‌گوید که کدام‌یک از اینها صحیح است و کدام اینها صحیح نیست. بی‌خود به معصوم بستند و از طرف معصوم نیست یا اینکه نه حدیث سند دارد، سندش قوی نیست و ضعیف است. آنکه خیلی مهم است در اسلام این است که شخصی که می‌خواهد این کار را انجام دهد، یک موقع در امور خیلی ضروری و واجب است؛ مثل فروع دین که شامل نماز است، روزه است، چیزهای خاصی است که اینها خیلی موشکافی شده توسط فقها و علما. گاهی وقتها چیزهایی است که مستحبی است. دعاست مثلاً شما الان شک دارید که در یک جایی آمده که اگر کسی این دعا را بخواند اینقدر ثواب دارد. ما هم نمی‌دانیم واقعاً مال معصوم است یا نه! حضرت فرمود: اگر از طرف ما به شما یک حدیثی رسید که اگر کاری انجام بدهید، آنقدر ثواب دارد و شما هم نمی‌دانید واقعاً مال ما هست یا نه، به این امید که به آن ثواب برسید، انجام بدهید یا نه! خدا هم ثوابش را به شما می‌دهد ولو آن حدیث را ما نگفته باشیم. خدا به شما می‌دهد  پس شما در اینجا سخت نگیرید. مهم این است که یک کسی که می‌خواهد دعایی را بخواند از زیارتی استفاده کند؛ مثل زیارت عاشورا، دعای ندبه، زیارت جامعه کبیره یا دعاهای دیگر بداند که واقعاً این سندیت دارد و معتبر است. معصوم گفته تا با طیب خاطر آن را انجام دهد و آن را وسیله‌ای برای سیر و سلوک و قرب قرار دهد. بعضی از دعاها هستند که شما می‌بینید دعاهای معروفی هستند؛ مثل دعای توسل اول، نه توسل دوم. توسل دوم اسمش است یا توسلی دیگر که من توصیه کردم همه بخوانند فوق‌العاده شیرین و زیبا و جذاب و دلنشین است. بعضی از دعاها را علمای ما یا بزرگان ما یا امامزاده‌ها یا علما تنظیمش کردند. قشنگ هم است. اگر هم کسی بخواند، وسیله قرب است و ثواب هم دارد. اشکالی ندارد. یک سلسله دعاها و زیارات هستند که از طرف خود معصوم طراحی شده؛ مثل دعای ندبه که طراحی امام صادق (علیه‌السلام) است و زیارت عاشورا که اصلاً حدیث قدسی است. اسنادش را هم ما توضیح دادیم.

زیارت جامعه کبیره از معتبرترین زیارت‌های اسلام است. اسناد زیارت جامعه فوق‌العاده مهم و معتبر است. در کتاب‌های معتبر اسلامی آمده اما آنچه که در اسلام مهم است و می‌گویند بحث‌هایی که راجع به حدیث صحیح، حدیث موثق، حدیث حسن یا حدیث ضعیف است. این یک بحث اصلی نیست، یک بحث عارضی است. برای چی این بحث‌ها را می‌کنند؟ برای اینکه این یقین حاصل شود که آیا واقعاً این حدیث از طرف معصوم است یا نیست. مهم این است یعنی طریقیت دارد. اصطلاحاً در علم حدیث به آن طریقیت می‌گویند؛ یعنی وسیله است این جور بحث‌ها والا این بحث‌ها ارزش ذاتی ندارد. این بحث‌ها زمانی است که برای شما یک راهی می‌گوید که آیا واقعاً از طرف معصوم است یا نه! پس از هر راهی که ثابت شود یک روایت از طرف معصوم است، کافی است. دقت کنید. از هر راهی که ثابت شود یک حدیث از طرف معصوم است، کافی است. بزرگان‌مان راه‌های مختلفی را داشتند. گاهی وقت‌ها یک فقیه به یک روایت و حکم شرعی می‌رسید. مطمئن نبوده که آیا این را معصوم گفته یا نه! بعد می‌دیده که 20-30 یا چهل فقیه قبل از خودش تا زمان امام زمان (علیه‌السلام) همه به این حکم دادند؛ پس معلوم است که ریشه دارد که همه به آن حکم دادند. پس دقت کنید عمل بزرگان خودش یک مسیر است. الان من سندش را پیدا نکردم ولی عمل بزرگان فقها برای من خودش یک مسیر است. راه نشان می‌دهد. من می‌گویم مگر ممکن است امام اشتباه کند، آیت‌الله بروجردی اشتباه کند، مرحوم نائینی اشتباه کند، مرتضی انصاری اشتباه کند، مرحوم میرزای شیرازی اشتباه کند! نمی شود که یک سلسله علما همه عمل کردند و حکم دادند. خوب این یک مسیر است. خودش یک مسیری است برای اینکه ما یقین کنیم که این روایت از طرف معصوم است. عدالت راوی یا راوی نقل کرده الان من سندش متصلاً نمی‌دانم؛ چون سند یعنی اینکه من بدانم این حدیث را کی نقل کرده و از کی نقل کرده و نفر بعدی از کی نقل کرده تا برسد به معصوم. الان یکجا می‌بینم سه تا از آدم‌ها در سه نسل گم شده. مثلاً نقل شده فلان عالم گفته، او از فلان کس، او از فلان راوی، مثلاً آمده آمده تا قرن مثلاً هفتم، قرن ششم و پنجم و چهارم را ندارم. باز از قرن سوم ادامه دارد. به معصوم خورده. این وسط سه تا قرن را من نمی‌دانم کی از کی نقل کرده، اشکالی ندارد. راوی اگر آن روایتی را که روایت کرده، آدم فهمیده‌ای باشد، آدم فقیهی باشد، عادل باشد، کفایت می‌کند. عدالت راوی وثاقت راوی، این یک بخش است. بخش سندی است. خوب دقت کنید.

بخش دیگری در تشخیص اینکه یک روایت حتماً از طرف معصوم صادر شده، بخش محتوای حدیث است؛ یعنی محتوای دعا و محتوای زیارت. یعنی گاهی وقت‌ها محتوا آنقدر قدرتمند است که امکان اینکه از طرف غیر معصوم همچین جمله‌ای صادر شده باشد، امکان‌پذیر نیست.

من یادم است یک وقتی رئیس یکی از دانشگاه‌های آمریکا شیعه شده بود. خودش می‌گفت: من این‌طوری شیعه شدم که یک ترجمه از نهج‌البلاغه به دستم رسیده بود. ترجمه نمی‌تواند آن علو معنا را برساند. کمااینکه الان فارسی هم جان ندارد که محتوای عربی را بیان کند. برای همین هم من همیشه به عزیزان توصیه کردم اگر می‌خواهند روابط قدرتمند عاشقانه و با سطح بالایی با غیب برقرار کنند و بحث‌های معنوی می‌خواهند جدی باشند. بروند زبان و ادبیات عرب را یاد بگیرند. زبان معشوق‌تان است، زبان خانواده آسمانی‌تان است. خیلی زشت است که ما زبان خانواده‌مان را بلد نباشیم. زبان غیب را بلد نباشیم. زبان کشورمان را بلد نباشیم. چند وقت پیش ما چند مهمان داشتیم. از آمریکا اینجا آمده بودند، بعد فارسی‌شان خیلی خوب بود. مثل بلبل حرف می‌زدند، باهم صحبت می‌کردیم. گفتند ما از آمریکا اینجا آمدیم اصلاً قرار ما همین بود که بیاییم برنامه بگیرند. اینجا و پرسش و پاسخ‌هایی داشته باشیم بعد من که گفتم برنامه بنویسید. چندتای‌شان یک ذره خندیدند و تعلل کردند. گفتم: چی است؟ گفتند: ما فارسی‌مان خوب است. حرف بزنیم ولی نمی‌توانیم بنویسیم. ما نوشتن فارسی را بلد نیستیم. یعنی فوق لیسانسی که درس می‌خواند وقتی نوشت من نمی‌توانستم بخوانم خطش را. می‌گفت من به اندازه دوم ابتدایی مثلاً نوشتن بلد هستم. خوب بد است. آدم زبان مادری‌اش را بلد نباشد. آدم زبان کشور خودش و مادری خودش را بلد نباشد. الان بچه‌هایی هستند که می‌آیند یا مهمان ما هستند و یا طلبه در قم هستند و درس می‌خوانند، بعد یک موقع‌هایی که ما با هم مباحثه داریم با همین آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها، اینها ایرانی هستند. وقتی می‌خواهند صحبت کنند، می‌بینی که معادل ندارند. می‌گوید انگلیسی‌اش را می‌دانم ولی فارسی‌اش را نمی‌دانم.

دقت کنید بد است آدم باید برود زبان مادری‌اش را یاد بگیرد. زبان وطن ما؛ چون ما مال بخش «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ؛ ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى‏گرديم» هستیم. ما قبل از اینکه زمین بیاییم، یک نور بیشتر نبودیم. همه ما نور محمد و آل محمد (صلی‌الله علیه و آله) بودیم. وطن ما آنجاست. زبان علو، زبان قدرت، زبان قرب؛ زبانی که بیشترین محتوا برای آن حجم از رشد را دارد، عرب است.

شما نگاه کنید یک واژه به نام دوست داشتن داریم. همه می‌فهمیم یعنی چی. انسان کسی یا چیزی را دوست داشته باشد. خوب الان شما برای دوست داشتن واژه فارسی به کار ببرید ببینم. عشق که عربی است محبت عربی است. علاقه عربی است. مودت عربی است. ببینید در عربی شما برای دوست داشتن معادل شصت لغت دارید. انواع عشق‌ها، مدل‌های مختلف دوست داشتن اما شما در فارسی همچین واژه‌ای ندارید. ما الان هزار و چهارصد سال زور زدیم بسم الله الرحمن الرحیم را معنایش کردیم به نام خداوند بخشنده مهربان که درست نیست. یعنی زور ندارد. زبان فارسی نمی‌تواند رحمان و رحیم را معنا کند. بزرگان و علما واژه‌ی نزدیک به آن را انتخاب می‌کنند. خوب دیگر ندارند. «بسم الله الرحمن الرحیم» آنقدر قشنگ و ظریف و لطیف است که ما وقتی می‌آوریم «به نام خداوند بخشنده مهربان» می‌گوئیم. پایین می‌آید و یک دفعه این معنا افت پیدا می‌کند یا مثلاً لا اله الا الله فوق‌العاده قشنگ است. این لا اله الا الله فوق‌العاده کلام رمانتیک و عاشقانه است. زیبا و جذاب است. ولی ما وقتی در فارسی می‌آوریم زمخت می‌شود. زبان ما نمی‌تواند آن را بیان کند. بنابراین، معارفی که برای بخش فوق عقلانی و عقلانی ماست، معارف عربی نازل شده؛ چون خدا می‌گوید من می‌خواستم شما را رشد بدهم تا مقامی که بتوانید شبیه من شوید. باید با یک ادبیاتی با شما صحبت می‌کردم که شما با آن ادبیات تا مقام من بتوانید بیایید به تخلق الهی برسید. شما الان هزار اسم خدا در جوشن کبیر است که اسم‌های انسان هم است. این را الان ما در فارسی که معادل نمی‌توانیم برایش درست کنیم؛ چون غفور عفو، چطوری می‌توانیم فارسی برایش بسازیم. باید اینقدر توضیح بدهیم که واضح شود. عفو با غفور فرقش چیست. رئوف رحیم، رحمان، کریم، جواد، ودود، حنان، حبیب، رفیق. چطوری می‌خواهی دربیاوری‌اش. اصلاً فارسی معادل ندارد. برای این واژه ها کم دارد. بنابراین، یک دفعه تو نمی‌توانی با آن اوج حرکت کنی بالا بروی. می‌مانی. لذا برای کسانی که واقعاً جدی هستند و می‌خواهند رشد جدی کنند. اگر ادبیات عرب بلد نباشند، نمی‌توانند راحت پرواز کنند. باید یاد بگیرند. این زبان را وقتی می‌گویی یا رفیق یا حبیب یا جواد یا کریم هر چه که می‌خواهی بگویی. بدانی که چی داری می‌گویی. ولی فارسی که می‌گویی متوجه نمی‌شوی یعنی چی! مثلاً بگویی یا رفیق یعنی فلانی رفیق من است. رفیق یعنی چی. کلی جان بکنیم می‌توانیم بگوییم دوست. رفیق فقط دوست نیست. الان یک نفر یک ذره با کسی انس داشته باشد می‌گوییم دوستش است. درست است؟ در زبان عربی مرحله به مرحله دوستی رابطه سطحش سطح این عشق تا جایی که اینها جانشان برای همدیگر در بیاید. مرحله به مرحله دارد. ما در فارسی نداریم. این معادل را. تازه این آقا فارسی که نزدیکترین زبان که به عربی است به این قشنگی فارسی به این زیبایی و لطافت و قدرتی که ما جایی نداریم که بعد از زبان عربی زبانی به اندازه فارسی محتوای انسانی داشته باشد. شیرین و جذاب و قند و عسل بشود خوردش. اینقدر فارسی جذابیت دارد. حالا فارسی ندارد. شما فکر کنید یک واژه‌ی از نهج البلاغه برود انگلیسی ترجمه شود انگلیسی زبان تکنولوژی زبان بخش پایینی ماست زبان بخش بالایی نیست معادل ندارد. واژه‌های قدرتمندی باز در انگلیسی وجود ندارد. حالا این ترجمه‌ی انگلیسی نهج‌البلاغه را خوانده می‌گفت من تا خواندم مسلمان شدم و شیعه شدم؛ چون فهمیدم هیچ انسان معمولی نمی‌تواند این حرف را بزند و ما هزاران جمله از معصوم داریم. وقتی می‌خوانید آن را مشخص است که غیر از معصوم نمی‌تواند این حرف را زده باشد، غیر از کسی که متصل به علم الهی است، هیچ‌کس نمی‌تواند اینطوری حرف بزند. محال است از یک آدم عادی این جمله صادر شود. ممکن است یک آدم حکیمی باشد، یک جمله قشنگی گفته باشد. بعضی وقت‌ها بزرگان این دنیا جملاتی داشته باشد جمع کنی، جملاتشان را مثلاً 5 تا ده جمله قشنگ ولی این آدم وقتی می‌خواند درست و قشنگ است ولی فرمایشاتی که راجع به از الله از غیب شروع می‌شود تا زمین و ماده و درون ماده همه را دارد. معلوم است این آدم، آدم عادی نیست. در تمام رشته‌های علوم امروز ایشان فرمایش دارند. از معصومین می‌خوانید سایر معصومین در تمام رشته‌های اینها اظهار نظرهای تخصصی و علمی کردند و علم هم نتوانسته یک دانه از فرمایشات اینها را درک کند. هر چقدر هم علم پیشرفت کند تازه می‌فهمد که آن چیزی که پیغمبر، امیرالمؤمنین، حضرت مجتبی(علیه‌السلام) تا امام زمان (علیه‌السلام) فرمودند تازه به حقانیتش پی می‌برند. چیزش را رد نمی‌کنند و نمی‌توانند رد کنند. خوب معلوم است این آدم علمش زمینی نیست. از دانشگاه نیامده، برود علم یاد بگیرد. علم زمینی نداشته. این کاملاً مشخص است که این از کجا علم آمده. همه می‌فهمند که این حرف، حرف الهی است.

در زیارت‌های ما مثل جامعه کبیره، مثل زیارت عاشورا، مثل دعای ندبه و بعضی از اذکار به قدری اینها علو دارند که این کاملاً مشخص است، نمی‌تواند غیر معصوم، نمی‌تواند این حرف را بزند. غیر معصوم اندیشه‌اش، افق پروازی‌اش در این سطح نیست که اصلاً بتواند این معارف را برای بشر بریزد. کسی نیست که این‌طوری بتواند معرفت بریزد تا شما جمله را می‌خوانید می‌فهمید که این حرف، حرف معصوم است.

جامعه کبیره علاوه بر اینکه سندش، سند معتبر است، محتوایش به‌قدری قدرتمند است با تمام آیات قرآن تطبیق دارد؛ با انسان شناسی، با امام شناسی و با توحید، با همه معارف الهی تطبیق دارد. چیزی از آن قابل انکار و رد نیست. شما هر چه بخوانی در جامعه کبیره از معصومین بخوانید، در قرآن هم ریشه دارد. می‌توانیم ریشه قرآنی آن را ثابت کنیم. لذا جامعه کبیره هم بحث محتوایش فوق‌العاده مهم و قدرتمند است هم سندش قدرتمند است؛ یعنی آنقدر بلند است محتوای جامعه کبیره آنقدر عظمت دارد. شما نمی‌توانی انکار و ردش کنی. یک مثال بزنم بحث را تمام کنم. مثلاً شما می‌گویی و خزان علم الله؛ شما خزانه داران علم خدا هستید. علم خدا، گنجینه و خزائنش دست شماست. حسابدارید خلاصه، هر چه خدا علم دارد، دست شماست. علم خدا از خزینه شما به بقیه آدم‌ها می‌رسد. هیچ‌وقت امکان ندارد یک انسانی در یک رشته‌ی علمی، علمش از معصوم بالا بزند؛ چون معصوم خزینه است. اصل است. خارج از خزینه همه فرعند. امکان ندارد یک کسی علم و تخصصش در یک رشته علمی از معصوم بالا بزند.

خود قرآن هم همین را می‌گوید. می‌فرماید: «وَ كُلَ شَي اَحْصَيْناهُ في اِمامٍ مُبينٍ ؛ و هر چیزی را در پیشوایی روشن برشمرده‌ایم» ما تمام اشیاء هر چه را بشود، اسمش را شی گذاشت. محاسبه این شی؛ یک اتم، الکترون و نوترون و پروتون هر چه که است، یک گیاه، یک حیوان، یک ستاره، یک کیهان و کهکشان. برای همین شما که علوم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را ببینید. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، اهل‌بیت راجع به کوچکترین ذرات این عالم تجزیه‌شان توضیح دادند حیوانات و گیاه شناسی و مولکول شناسی و اتم‌شناسی تا حیوان‌شناسی و آسمان و کیهان و همه را قرآن می‌گوید. «وَ كُلَ شَي اَحْصَيْناهُ في اِمامٍ مُبينٍ؛ و هر چیزی را در پیشوایی روشن برشمرده‌ایم». ما تمام محاسبات «کل شی» را در یک نفر انجام می‌دهیم، یک نفر است محل محاسبه است. آن یک نفر همانی است که شب قدر «تَنَزَّل‌ُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوح‌ُ؛ فرشتگان و روح نازل می‌شوند» من کل امر همه چیز را نزد این شخص می‌آورند. لذا حضرت فرمود: با سوره‌ی قدر بر کسانی که امامت و ولایت ما را ندارند، استدلال کنید، احتجاج کنید به کسانی که شیعه نیستند به سوره قدری که می‌گویند ملائکه و روح نازل می‌شوند. سؤال کنید به کی نازل می‌شود و کل امر را که قدر است؛ یعنی شب اندازه و محاسبه یکسال همه نظام خلقت است. کل امر را پیش کی می‌برند، سؤال کنید. این خیلی مهم است. آنجا خواندیم «خزان علم الله» در زیارت جامعه اینجا سند قرآنی اش هم وجود دارد و تطبیق هم دارد همه آن چیزهایی که ما می‌خوانیم در زیارت جامعه ریشه‌های زیبای قرآنی دارد، هم قرآن هم محتوا و هم سند قوی زیارت جامعه کبیره پشتیبانی می‌کند.

والحمدلله رب العالمین.