درباره اهمیت زیارت و جایگاهش سخن می گفتیم، یک سوالی که مطرح است، درباره ی زیارتگاه های مختلف است و زیارت های مختلفی که انسان می رود و گاهی وقت ها در این زیارتگاه ها دوست دارد که به زیارتگاه های دیگری هم برود. و لا تتوفانی الا بعد ان ترزقنی حج بیتک الحرام و زیاره قبر نبیک و قبورالائمه. ما بعد از زیارت امام رضا علیه السلام در دعای عالیه المضامین که تاکید کردم حتما عزیزان بعد از زیارت هر امامی که مشرف می شوند این را بخوانند، کوتاهی نکنند، چون خیلی مهم است دعای عالیه مالمضامین، آنجا یکی از چیزهایی که می خواهی این است که خدایا مرا نمیران مگر اینکه روزیم کنی به زیارت خانه خودت بیایم و زیارت قبر پیامبر و قبور ائمه. جایگاه زیارت را خدمتتان توضیح دادیم که چه آثار شگرفی در نظام درونی و بیرونی ما دارد. خیلی وقت ها ما محروم هستیم به دلایل مادی، خانوادگی، جسمی، کاری، شغلی، از این که به جاهایی که دوست داریم برویم، دوست داریم ولی امکان این رفتن برای ما فراهم نیست، نکته ای که در زیارت مهم است این است که ما ان شاءالله بعداً در شرح زیارت خواهیم رسید، آن قاعده این است که اهل بیت علیهم السلام نور واحد هستند، و یک حقیقت هستند، فرزندانشان هم این گونه هستند، شما در مورد حضرت معصومه سلام الله علیها دارید که امام صادق علیه السلام فرمود خداوند حرمی دارد، که کعبه است، پیامبر حرمی دارد که مسجد النبی است، و ما اهل بیت هم حرمی داریم که قم است. حرم همه ماست. قم یعنی حرم همه اهل بیت علیهم السلام. حتی خدا رحمت کند مرحوم آیت الله مرعشی نجفی وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام را خواب می بینند، از ایشان می خواهیم که قبر مادرشان فاطمه زهرا را به ایشان نشان دهند، حضرت فرمود همین قبر فاطمه معصومه، شما این جا را زیارت کنید یعنی فاطمه زهرا را زیارت کردید، پس این یک اصل است که ما در قبر هرکدام از این ها می رویم، قبرها ورودی به سایر قبرها هستند، که حالا تحت قاعده ی قبورکم فی القبور، قبرهای شما در قبرهاست، داستانی دارد که ان شاءالله می رسیم به آن مقطع و توضیح خواهم داد. یا حضرت عبدالعظیم علیه السلام وقتی زیارت می کنید، هم از پیامبر نقل شده، چندین سال، نزدیک دویست سال قبر از تولد حضرت عبدالعظیم، من زار ولدی عبدالعظیم بری کم الزار الحسین بکربلاء. من این را از زبان یکی از مراجع عظام شنیدم، و از ائمه هم نقل شده، هرکس عبدالعظیم را به ری ملاقات کند، مثل این است که حسین را در کربلا زیارت کرده، یعنی همان ثواب را بهش می دهند، چه رسم خوبی امسال باب شد که مردم تهران آنانی که موفق نبودند به اربعین بروند پیاده روی کردند و جمعیت فوق العاده زیادی آمدند به زیارت حضرت عبدالعظیم، آنانی که در عراق هستند خودشان را می رسانند به کربلا، ما هم در شهرری، تهران، خودمان را برسانیم به قبر حضرت عبدالعظیم علیه السلام و زیارت کنیم، یک روایت برایتان بخوانم بعد اگر رسیدیم می خواهم دو سه تا تکه تکه از جامعه برایتان بخوانم. زید شحام می گوید من به امام صادق علیه السلام عرض کردم ایما افضل الحسن ام الحسین؟ کدام این دو تا بالاتر هستند؟ امام حسن یا امام حسین؟ فوق العاده این جواب دل انگیز است، فرمود ان الفضل اولنا یلحق بفضل آخرنا. فضیلت اول ما ملحق می شود به فضیلت آخرین نفر ما. یعنی ما همه در فضیلت یکی هستیم، و فضل آخرنا یلحق بفضل اولنا. فضل آخری ما ملحق می شود به فضل اولی ما. و کل له فضل، همه شان فضل دارند، فدایت شوم، جواب را یک ذره وسیع تر و واضح تر برایم بگو، توضیح بیشتری به من بده. حضرت فرمود نحن من شجره الطیبه، برء الله و لئن الله من طینه الواحده. خدا ما را از یک طینت واحد خلق کرده، فضلنا من الله و علمنا من الله، فضل ما، فضیلت ما از خداست و علم ما هم از خداست. این خیلی مهم است، عغلم ما از خداست یعنی معصومین کسانی نیستند که بیایند بروند محضر کسی یا در دانشگاه درس بخوانند، خدا علم را مستقیم حضرت علیم مطلق داده بهشان، الله تبارک و تعالی مستقیماً همه آنچه که نیاز است به این ها داده، اینجا یک نکته در مورد انسان شناسی بهتان بگویم، چون خودتان می دانید ما همه مباحثمان در واقع مباحث انسان شناسی است، هرچقدر فضیلت در مورد ائمه می خوانید در واقع مقام شما بالاتر می رود، یعنی می فهمید که شما یک امامی دارد یا ائمه ای دارید که علمشان از ناحیه خداست، این قیمت شما را خیلی بالا می رود، یعنی اگر کسی خودشناسی داشته باشد متوجه می شود که من کی هستم، این سوال را در تمام فقرات جامعه از خودتان بکنید که ما ضمن اینکه داریم امام شناسی می کنیم، خودشناسی ارزشمند و قدرتمندی هم کرده باشیم، بگو من کی هستم که امامم باید علمش مستقیماً از ناحیه خدا تامین شود. اگر او علمش مستقیم از ناحیه خدا تامین شده به خاطر من است، به خاطر قیمتی بودن و ارزشمند بودن من است، پس شما هرچقدر فضیلت از فاطمه زهرا و اهل بیت می شنوید متوجه فضیلت خودتان باشید. یعنی سوال کن از خودت، من کی هستم، چی هستم که نیاز به همچنین شخصیتی داریم، وجود چنین شخصیتی قرار است مرا به کجا ببرد، مرا به کجا برساند، اگر این را متوجه نباشی فکر می کنی که خب حالا می خواهیم راجع به این 14 عزیزکرده ی خدا بخوانیم، به من چه ربطی دارد، هستند که هستند، شیطان هم می آید کمک می کند، نه اگر این ها عزیزکرده هستند و این درجات را دارند، نشان می دهد شما خیلی درجه تان بالاست و خیلی عزیزید.خیلی مهم هستید، قدر خودتان را بدانید. و ارزان و مفت خودتان را نفروشید. نحن من شجره الطیبه، برء الله و لئن الله من طینه الواحده. ما از یک شجره طیبه هستیم، در مباحث توحید توضیح دادیم الله چون کمال مطلق و بی نهایت است، در اولین جلوه اش یک جلوه بیشتر دارد، یعنی یک حقیقت و ظهور می دهد و آن کامل ترین حقیقتی است که به خدا شبیه است، بهش در قرآن می گویند مثل اعلی یعنی عالی ترین نمونه از خدا، با خدا هیچ فرقی ندارد این ظهور خدا، یک فرق دارد آن هم این است که ضمن این که این همه صفات و اسماء خدا را و کمالات خدا را دارد، مخلوق خداست، قائم به ذات نیست، قائم به الله است، اما خودش همه آن کمالات و توانایی های خدا را دارد، ولی در ذاتش وابسته به خداست، و این کامل ترین ظهور خداوند است، تنها وجودی که ذات دارد و ذاتش مال خودش است خداوند است، هیچ جلوه ای و مخلوقی از خودش ذات ندارد. ذاتش وابسته به خداوند است. فضلنا من الله، علمنا من الله، و نحن امناء الله علی خلقه، ما امینه های خداوند بر خلقش هستیم. بالاخره شما در ارتباطت با خداوند احتیاج داری به کسی که باهاش به معشوق اصلیت اعتماد کنی، یک موقع است فعالیت جسمی داری، یا فعالیت گیاهی یا حیوانی یا عقلی داری، یا فوق عقلی داری، در ارتباط عقلی می خواهی شیمی و ریاضیات بخوانی، زبان بخوانی، تفسیر بخوانی، سراغ کی می روی؟ استاد و متخصصش. می خواهی چشمت را درمان کنی سراغ کی می روی؟ متخصص چشم. تحقیق می کنی ببینی کدام پزشک از همه بهتر است می روی سراغ همان. یعنی اجتیاج به کسی داری که بتوانی چشمت و این امانت را بهش بسپاری و او هم امانت داری کند از بدن تو. بدن تو را امانت بداند. در حرکت فوق عقلانی شما می خواهی این کودک عزیز روانی که از جنس خدا و اهل بیت است قرار است انقدر رشد کند و تربیت شود تا به مقام محمود برسد. تا بشود خودش کسی مثل ائمه. اگر قرار است شکل آن ها شود شما باید این را دست کسی بسپاری که لایق تو باشد و بتوانی بهش اعتماد کنی و روح و روانت را بهش بسپاری و او هم امانت داری کند و تو را به همان بزرگی رشد بدهد. چه کسانی امین خداوند هستند؟ که شما می توانی در راه رسیدن به معشوقت به این سفیر و فرستاده و استاد اعتماد کنی؟ و آن ما هستیم، و دعاه الی دینه، ما دعوت کننده مردم به دین خدا هستیم، یعنی آن روشی که خداوند برای رشد بی نهایت ما تنظیم کرده، ما مردم را به آن روش دعوت می کنیم، کامل ترین روش، کامل ترین آیین و بهترین دین، ما مسئول معرفی مردم به آن روش هستیم، چون باید تخصصی باشد، باید کاملاً حرکت انسان به سمت ابدیت تخصصی باشد، چطور حرکت جنین ازرحم مادر به دنیا تخصصی است، یک ذره این طرف آن طرف شود جنین از تولد سالم محروم می شود، کاملا آنی که دارد روی رحم کار می کند، برای تک تک سلول های بچه می داند باید چه کند، این استخوان ها، دی ان ای ها، خون، میلیاردها سلول باید چیده شوند روی این جنین تا این جنین سالم به دنیا متولد شود. یک شعوری در رحم مادر حاکم است دارد این جنین را از لحظه ای که اسپرم به تخمک می رسد این اسپرم را تحویل تخمک می دهد رویش شروع می کند به کار کردن، چقدر باید این دست ها قدرتمند باشند که این یک نطفه را تبدیلش کند به یک انسان کامل در عرض 9 ماه. یکی از بدبختی هایی که انسان دارد حجاب عادت است این که نمی نشیند فکر کند کی این بچه را دارد در رحم مادر بزرگ می شود، افرایتم ما تمنون اانتم تخلقونه ام نحن الخالقون، منی که شما امنا کردی در رحم زن قرار گرفت، این را شما بچه کردید یا ما داریم می کنیم؟ کسی از این انسان ها هست، هیچ انسانی انقدر احمق نبوده بیاید بگوید ما این کار را کردیم و من این کار را می کنم، کی این نطفه را می پروراند و بعد از 9 ماه یک بچه می کند؟ سوال از خودتان بکنید، چه کسی؟ سوره واقعه است، اانتم تخلقونه ام نحن الخالقون، شما دارید این را سرهم می کنید یا ما داریم این را می سازیم؟ سوال از خودت بکن کی دارد این کار را انجام می دهد، شعور متناسب با حیات دنیا دارد، هم رحم را می شناسد هم جنین هم دنیا، هم به مواد و سلول ها و الکترون ها آگاهی کامل دارد، تمام مواد دنیا را می شناسد و بر اساس آن یک هیکل کامل را طراحی می کند و یک نوزاد را می سازد. عقلتان و شعورتان را کار بیندازید، یک آدمی اگر سلول ها و عصبش را اگر باز کنند 5 دور دور کره ی زمین می چرخد، این را کی ساخته؟ کی این کار را می کند؟ کاملا تخصصی است، حرکت نفس ما از عالم به ابدیت هم تخصصی است، کی می تواند ما را از دنیا تا بی نهایت هدایت کند و برایمان برنامه ریزی کند؟ کسی که کل نظام ابدیت را طی کرده و بلد باشد، تمام پیچ و خم های ابدیت و برزخ و قیامت را بشناسد، دنیا را هم بشناسد، هفت تا تخصص لازم دارد، تا این هفت تا تخصص نباشد هیچ کس نمی تواند بگوید من مربی کسی هستم، ما دعوت می کنیم، ما به شما می گوییم چه کن، این معصوم است، نحن دعاه الی الله، و دعاه الی دینه، ما دعوت کننده هستیم به آن دین، این در دست ماست، قوانین و قواعدش دست ماست، طرف انقدر نادان است می گوید ما قرآن بسمان است، قرآن یک قانون اساسی است و به تنهایی نمی تواند کاری کند، مجری می خواهد، شارح می خواهد، مبین می خواهد، قرآن می گوید من احتیاج به مبین دارم، مبینم پیغمبر است و اهل بیت، هردو را قرآن معرفی کرده، صریح هم معرفی کرده، من احتیاج به مبین دارم در زمان، آنی که می تواند مرا به جامعه عرضه کند، پیامبر است و اهل بیت. آیاتش را در خانواده آسمانی مفصل خواندیم. خود قرآن صریحا این 14 نفر را معرفی می کند. والا قرآن که همه قوانین را توضیح نمی دهد. قرآن می گوید اقیم الصلاه، شما یک آیه بیاورید که بگوید نماز صبح دو رکعت است، نماز مغرب سه رکعت است، کجا دارید؟ قرآن می گوید روزه بگیرید، قوانین روزه را پیغمبر می گوید، کتاب انزل علیک لتبین للناس ما نزل علیه، کتابی که بر تو نازل شده یا کتاب انزلناه لتبین ما نزل، ما کتابی نازل کردیم که تو تبیینش کنی برای مردم، جزئیات و قوانین جزئی و عملی کار معصوم و متخصص است، نه اینکه من فقط خدا را قبول دارم، من قرآن را قبول دارم، تو اصلا نه خدا را قبول داری نه قرآن، چون قرآن خودش می گوید مبین من اهل بیت هستند، خودش می گوید باید مودت معصوم را داشته باشید، تو خدا را قبول نداری قرآن را هم قبول نداری، دروغ می گویی، چون کسی می گوید که من فقط خدا را قبول دارم، که هر غلطی می خواهد در زندگیش می کند بعد می گوید من فقط خدا را قبول دارم، خدا جلوه ی کاملش، خلیفه اش روی مزنی است باید با این ارتباط داشته باشی. والحجاب فی ما بینه و بین خلقه، ما حجاب بین خدا و خلق هستیم، حاجب، نگهبان و پرده و واسطه بین خدا و خلق ما هستیم، ممکن نیست کسی بتواند به الله نزدیک شود مگر اینکه به جلوه خدا نزدیک شود، آن هم به کامل ترین جلوه، امکان ندارد کسی بتواند از اهل بیت جدا شود و به خدا برسد، هر عرفان و مظهری که درش معصوم و متخصص نباشد گمراهی و ضلالت و جهنم است. شما می خواهی به الله برسی نفست می گوید من می خواهم شبیه الله شوم، وجودت می گوید من می خواهم بی نهایت شوم، بخش فوق عقلی داری، بی نهایت طلبی داری، استات هم باید بی نهایت باشد، مربیت هم باید به بزرگی خودت باشد، نمی شود من مربی کوچک انتخاب کنم بگوید می خواهم برسم به خدا، فلان شاعر، فلان فیلسوف، این ها که نمی توانند مربی ما شوند، مربی ای لازم دارم به لیاقت و قیمت خودم، به اندازه خودم، پس باید خیلی بزرگ باشد که بتواند مرا به آن سمت ببرد و تربیت کند، امام ادامه می دهد، خلقنا واحدف خلق ما واحد است، علم ما واحد است، فضل ما واحد است، و کلنا واحد، همه ما یک نفریم، یک نوریم، یک حقیقتیم، شما می روی حرم امام رضا علیه السلام، حرم همه ائمه رفتی، در همین زیارت جامعه کبیره که امام هادی گفته، در هر حرمی شما بخوانید با همه ائمه ارتباط دارد، شما برو حرم حضرت معصومه جامعه کبیره بخوان برای کل ائمه، ارتباط بگیر با کل معصومین، برای همین هم وقتی شما می روی زیارت حضرت معصومه یا حضرت عبدالعظیم، از کجا شروع می کنی؟ از الله شروع می کنید، بعد با همه انبیاء در حرم زیارت می کنید، ملاقات حضوری حقیقی دارید، نه خیالی، نه اینکه بگوید السلام علی آدم صفوه الله، تا می گویی آدم جوابت را می دهد، بعد می روی سراغ پیامبر و چهارده معصوم بعدا با این آقا، با حضرت عبدالعظیم با حضرت معصومه، این خانم صحبت می کنید، ورودی و شافع شما، شفیع شما برای ارتباط با الله و چهارده معصوم می شود این شخص. و کلنا واحد عندالله، ما همه پیش خدا یک نفریم، معلوم است اگر امام حسن جای امام حسین بود همان کاری را می کرد که امام حسین می کرد، امام حسین هم جای امام حسن بود، امام حسین کار امام حسن را کرد، امام حسین ده سال همان روشی که امام حسن داشت را پیش گرفت، صلح. هیچ کاری نکرد. ده سال همان روش برادرش. بعدا که معاویه مرد و روش عوض شد و کس دیگری آمد، حضرت دست به قیام زد. امام رضا اگر جای امام حسین بود همان کاری را می کرد که امام حسین کرده، هیچ فرقی نمی کرد. و اگر امام حسین جای امام رضا بود همان کار را می کرد، یک نفر است در واقع، یک نفر است که در طول دویست و پنجاه سال روش های مختلف زندگی را به ما یاد می دهد، کتابی که از مقام معظم رهبری هست حتما مطالعه کنید، انسان دویست و پنجاه ساله، یک حقیقت، یک انسان است که انگار دویست و پنجاه سال عمر کرده، حالا در روش ها و زمان های مختلف تصمیم های مختلف، و سلوک های مختلف را در پیش می گیرد و به ما هم یاد می دهد. کلنا واحد عندالله، فقال اخبرنی بعدتکم، شحام می گوید به حضرت گفتم تعدادتان چندنفر است، حضرت فرمود نحن اثنی عشراً، ما دوازده نفریم، هکذا حول عرش ربنا عزوجل، فی مبتدا خلقنا، ما از آغاز خلقمان عرش خداوند است، امام یک حضور زمینی دارد، یک حضور عنداللهی دارد، که این ها را یواش یواش بهش می رسیم. اولنا محمد صلی الله علیه و آله وسلم، و اوسطنا محمد صلی الله علیه و آله و سلم، و آخرنا محمد صلی الله علیه و آله و سلم، چقدر اسم های اصلی این ها قشنگ هستند، ولی چیز جالب این است که اسم شریف محمد مال پیغمبر هست، مال امام باقر هست، امام جواد و امام زمان، اسم علی، امیرالمؤمنین دارد، امام سجاد است، امام حسین فرمود اگر هزارتا پسر داشته باشم اسم همه شان را می گذارم علی. لذا علی اکبر دارد، علی اوسط دارد که امام سجاد است، علی اصغر هم دارد، تازه آنی که علی اصغر است، در شخصیت هیچ فرقی با علی اکبر ندارد، این یک شخصیتی است که نقش یک کودک شش ماهه را بازی می کند، ولی فضیلت و برجستگیش باب الحوائج است، یعنی این ها کودکشان هم همانطور بزرگ است، رقیه شان هم مثل فاطمه شان است، فرمود اگر خدا همه اهل محشر را معصومه من شفاعت کند خداوند می پذیرد. امیرالمؤمنین، حضرت سجاد، امام رضا، امام هادی. این روایت را خواندم، از خود زیارت جامعه بعدا مفصل می رسیم، اشهد، شهادت می دهم، اگر کسی انسان شناسی کار نکرده باشد، می تواند با توجه به امام هادی شهادت بدهد، امام گفته شما هم بگویی قبول است، خدا قبول می کند، ولی خیلی خوب است آدم خودش ببیند و شهادت بدهد. ما در بحث های اردو گفتیم خودمان الله را ببینیم و خودمان شهادت بدهیم اشهد ان لا اله الا الله، که اگر رسیدیم به این بخش آن تمرین ها را خواهیم گفت برایتان، شهادت می دهم که ان ارواحکم و نورکم و طینتکم واحد، نورتان، روحتان و طینت شما یکی است، خوش به حال کسی که این را ببیند و شهادت بدهد. اگر قرار است آدم چیزی را در این دنیا بفهمد و وقتی بگذارد و چیزی یاد بگیرد، این چیزها را بفهمد، تا ابدیت به این ها احتیاج دارد. شما در بهشت هم که می روی بسته به میزان معرفت امامت از امام استفاده می کنی، بسته به معرفت امامت مهمان امام می شوی، پس این درس های جامعه کبیره را خیلی جدی بگیرید، چون هرچقدر معرفتتان به خانواده خودتان و اصلتان و حقیقتتان بیشتر شود، در این خانواده بیشتر پذیرش می شوید و با این خانواده که خانواده خودتان است و آباء و اجداد طاهرینتان است بیشتر رفت و آمد می کنید. خیلی جامعه مهم است، تک به تک فقرات جامعه درجات آخرتی و ابدی شماست، اینجوری نیست که بگویید ما از جامعه کبیره یک چیزی فهمیدیم، تک تک فقرات این ها درجات عالی شما هستند پس خوب یاد بگیرید. ان ارواحکم و نورکم و طینتکم واحده، تابت که همه شان پاکند و طهرت و من بعث، بعضی از بعضی دیگر هستند، یعنی اول نور یامبر خلق می شود، بعد دو نور انشعاب پیدا می کند امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، بعد سه تا که می شوند این نور پنج تن آل عبا، خمسه طیبه، و بعد از این 5 تا ، 9 تای بعدی. خلقکم الله انواراً، خدا شما را نور قرار داد. نورها. فجعلکم بعرشه بحدقین. جایگاه و خاستگاه و شروع کار را دقت کنید، شما را مستقر کرد در عرش خودش. که مفهوم عرش و کرسی را برسیم که عرش چیست و کرسی چیست و این ها را توضیح دهیم، حتی من علینا بکم، خدا با شما به ما منت گذاشت. فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فی حسبه، خدا شما را آورد پایین گذاشت در خانه هایی که اذن داده، در آن خانه ها، اسم خدا خدا بالا رود و ذکر شود، امام زاده ها و حرم ها خانه هایی هستند، که زمینشان کجای کره زمین باشد را خدا انتخاب کرده، کجای کره زمین این بدن کجا باید قرار بگیرد، شما در کربلا قتله گاه بروید، محلی که سیدالشهدا به قتل رسیده، محل دفن هم داریم که قبر مبارکشان است، امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی در جنگ صفین رسید به کربلا، فرمود هنا مسارع العشاق، اینجا جایی است که عاشقان زمین می خورند، تک تک جایی که یک شهید می افتد، روی زمین مشخص است، دوستی داشتیم روحانی بود خدارحمتش کند، درگیری سختی بود در جزیره مجنون، بچه ها تعریف می کردند، می گفتند همه دنبال این بودند که چه جوری بیایند و سوار قایق شوند، این هاج و واج ایستاده بود و می گشت، گفتند کجا می روی، گفت جایی می روم که قرار است شهید شوم، خیلی بودند از این شهیدانی که می دانستند در چه ساعتی چه روزی چه زمانی و کجا شهید می شوند، و من باهاشان بودم آن چیزی که به من می گفتند تحقق پیدا می کرد، می گفت فردا آنجا، امشب اینجا، همان هم می شد، یک زمینی بود مادرمان فاطمه زهرا، روی آن زمین به شهادت رسید، زمینی بود بابایمان امیرالمؤمنین، یک زمینی بود حضرت مجتبی، یک زمینی بود آقا اباعبدالله، خدایا به خودت به همه ی آباء و اجداد طاهرین ما قسمت می دهیم اگر در علم تو ضمیری برای ما وجود ندارد، یک جایی روی این کره زمین به ما بده که ما مثل خانواده خودمان و مثل مادرمان فاطمه زهرا و مثل اباء و اجداد طاهرینمان ما هم خونمان را تقدیم کنیم به تو. لذا وقتی وارد حرم می شویم خیلی دقت کنیم هم منطقه انتخاب شده است هم خود تو انتخاب شده هستی که پایت را می گذاری آنجا، قدر خود را بدان، دعوتت کردند، با همه ی بدی ها و همه ی گناهان. مهمانی، قدر خودت را بدان، مشکلات بقیه را می بیند اصلا یادش می رود، یک خانم دگتری از این شاگردان ما چندوقت بود می گفت من حاجت دارم مشکلات دارم چنین و چنان است، دوست دارم بروم امام رضا مشکل پیش می آید نمی توانم بروم، ما هم گفتیم دعا می کنیم ان شاءالله بپذرید و شما هم بروید و من ایشان را ندیدم. دیشب در فرودگاه به هم برخورد کردیم، گفتم که حرم رفتی، گفت آره، گفتم حاجت هایت را خواستی؟ آن لحظه که بهش این را گفتم، گفت اصلا من یادم رفت برای چه آمدم مشهد، انقدر حرم صفا داشت و من مشغول خود امام رضا بودم یادم رفت، امروز با من تماس گرفت گفت استاد آقا همه حاجت هایم را داده، برطرف شد مشکلاتم، قدر خدتان را بدانید، نگذارید شیطان پیش خودتان کوچکتان کند، در زندگی مشکلات پیش می آید، شکست پیش می آید، چهارنفر حرفی به آدم می زنند، تهمت می زنند، آدم دشمن دار، دوست دارد، یک جاهایی زمین می خورد و مشکل یدا می کند و پایش می لغزد، امام وقتی که دعوتت می کنند به حرم، باور کن بزرگی، مهمی، قدر خودت را بدان، تو انتساب به این خاندان داری و بچه این خاندان هستی، برای دنیا خودت را کوچک نکن، برای دنیا غصه نخور، برای دنیا گریه نکن، قیمتت کم می شود، چون این ها کسانی هستند که همه چیز عالم دستشان است. برو از خدا بخواه به بزرگی آن ها شوی، چطور به حضرت معصومه می گویی عرف الله بینکم و بیننا فی الجنه، خانم خدا من و شما را به هم معرفی کند در بهشت. حضرت عبدالعظیم با آن قدر و منزلت عظیمش می گوید عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه، واقعا معرفی شویم، قدر خودتان را بدانید و از خدا و اهل بیت تشکر کنید. این که می گوید من علینا بکم، یعنی خدا به ما خیلی منت گذاشته که ما را از شما آفریده، هیچ وقت خودتان را با پدر مادرهای زمینی تان ارزشگذاری نکنید، اینها چیزهایی نیست که ما خواسته باشیم، این ها مهم نیستند، هروقت خواستید قدر و قیمت خود را بدانید، قدر و قیمت خود را با خانواده آسمانیتان خودتان را قیمت گذاری کنید اگر خودتان را درست قیمت گذاری کنید، درهای شادی و آرامش و قدرت و ثبات و موفقیت باز می شود بروی شما، در تصمیم گیری ها و انتخاب هایتان در شوهرداری و زن داریتان، فرمود یک زن وقتی می خواهد به شوهرش خدمت کند، جای شوهرش امیرالمؤمنین را بگذارد بگوید من دارم به او خدمت می کنم و یک مرد وقتی می خواهد به زنش خدمت کند جایش فاطمه زهرا را بگذارد، اگر کسی این کار را کرد همه خدمت هایی که به شوهرش می کند امیرالمؤمنین دریافت می کند و جزایش هم با اوست، و هر خدمتی که یک مرد به زنش می کند فاطمه زهرا سلام الله علیها دریافت می کند و جزایش هم با فاطمه زهراست، بچه هایتان را دوست داشته باشید، خوب و بزرگ و ابدی، این ها همه بچه های فاطمه زهرا هستند، خوب تربیتشان کنید، عاشقشان باشید، به بزرگی و لیاقت خانواده شان بچه هایتان را تربیت کنید، کوچک بارشان نیاورید، معلم هستید شاگردانتان را همینطور، هرجا هستید قیمت خودتان از دستتان نرود چون آن موقع ارزان فروشی می کنید و دچار خسران می شوید. والحمدالله رب العالمین.
جلسه 014 - شرح زیارت جامعه کبیره
متن کامل (خام) جلسه 014 - شرح زیارت جامعه کبیره