ب سلام علیکم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمان الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین ولعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
سلام ، صلوات ، درود ورحمت وخیرات مغفرت و برکات الهی برهمه ی شما عزیزان ما به حول و قوه الهی وبه اذن خداوند وبه اذن خود معصومین(ع) از این جلسه شرح شریفه زیارت جامعه کبیره را آغاز می کنیم از خداوند تبارک تعالی مسئلت می کنیم که به حق خود معصومین (ع) بهترین روزی و بهترین معارف، را از این شرح نصیب ما کنند. و مسئلت می کنیم که به فضل وکرمش به ما توفیق ادامه اتمام این زیارت را نصیب ما بفرماید.
همان طور که در مباحث قبلی هم مثل شرح زیارت عاشورا یا مثل بحث خانواده آسمانی، یا بحث های دیگر، رسم جلسه مااین بود که مقدماتی را در باره با معنا زیارت خود جامعه کبیره یعنی چی، و سند زیارت، ومحتوای زیارت،ومعرفی زیارت جامعه کبیره را در خدمت شما عرض میکنم. بعد انشاءالله به شرح خود زیارت میرویم. زیارت همان ملاقات است .می گوییم زیارت عاشورا یعنی ملاقاتی است از عاشورا که بین ما وسید الشهدا (ع) برقرار می شود. یا می گوییم می رویم به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع)، یعنی می رویم به ملاقات،گاهی وقت ها منظور ها. را به اسم زیارت می گویم، منظور خاصی از زیارت داریم، میگوییم من باید بروم زیارت،حواس ما نیست که این زیارت یعنی ملاقات، ولی ملاقات به منظور در زیارت وملاقات ما چهار نیت داریم که باید به آن ها توجه بشود. البته اینکه میگویم چهار عدد اصلی هایش اینها هستند و می توانیم موردهای دیگر نیز آورد. یکی از دلایل مهم زیارت دلیل عاطفی است. وقتی میگوییم ما زیارت نامه می خوانیم مثل زیارت عاشورا ،وزیارت امین الله، زیارت حضرت معصومه، و زیارت های دیگری که برای معصومین طراحی شده است. زیارت حضرت عبد العظیم فرقی نمی کند، که شما ملاقات بروید یا این جا زیارت بخوانی فرقی نمی کند چه دیداری باشد یا نبا شد یک موقع است که شما می خواهید بروید زیارت امام رضا وتوجه دارید که باید ملاقاتی بین تو وآن امام صورت گیرد. میرویم برای یک ملاقات ،یک موقع هست که می بینی که یک فرد می گوید من می خواهم زیارت نامه را بخوانم. فرقی نمیکند شما وقتی زیارت نامه را بخوانید یعنی آن شخص حتما یقینا تورا می بیند یا ممکن است ما او را نبینیم آن هست ودارد تورا می بیند وصدای تورا می شنود، اشهد انک ترون مقامی، شها دت می دهم که شما من را می بینید.جواب سلام من را نیز می دهید،این یک ملاقات است ممکن است مارا بد تربیت کرده باشند یا بد یادمان داده باشند،فکر کنیم حالامثلا زیارت الان که بعد از کلاس بریم زیارت حضرت عبد الظیم ویک حرمی گنبدی را می بینیم یک زیارت نامه عربی نیز می خوانیم وضریح راببوسیم و فکر می کنیم اسم این زیارت است، نه این یک انگیزه است یک هدفی از یک زیارت پس منظور از زیارت یک ملاقات است در ملاقات ما چهار انگیزه وجود دارد یک انگیزه عاطفی انسان وقتی به زیارت کسی می رود دوستش دارد. می خواهد برود ملاقاتش بکند حتما این گونه نیست که بخواهد از او چیزی بگیرد، زیارت اصلی ترین دلیل اش ملاقات، رفع دل تنگی است عشق، علاقه، است مثل اینکه انسان دلش دوستش را برایش تنگ می شود دوست دارد آن ببیند. پدرش، مادرش همسرش،کسی که دوستش دارد. انسان می خواهد ملاقات بکند. نوه اش، فرزندش، معلماش، شاگردش، بلاخره دلش تنگ شده است. می خواهم بروم ببینم آن طرف را قرار نیست هیچ بده بستونی باشد. یک دلیل عشقی عاطفی است که شخص بدلیل اینکه مهربان است، همسنخ است. در آن ایجاد می شود، هر چقدر اسم رحمان در شخص تجلی بیشتر داشته باشد. ان شخص مهربان تر است. وهر چقدر معرفت بیشتر باشد باز هم عاطفه بیشتر دارد. معرفت نسبت به طرف مقابل، یک موقع است، انسان به یک طرف هیچ علاقه ای ندارد. ولی وقتی با آن فرد آشنا می شود. علاقه به وجود می آید. دلش برایش تنگ می شود دوستش دارد و رابطه عاطفی نیز برطرف می کند. هرچقدر مهربانی سنخیت بیشتر شود، دلتنگی ها وعلاقه ها نیز بیشتر می شود.در روایت داریم وقتی دو نفر هم دیگر را بغل می کنند یا به یکدیگر دست می دهند، دست سومی است که دست خدا است. ولی خداوند دست یکی از این دو نفر را می گیرد . دست کسی که مهربانتر و خالص تر است. وقتی دو دوست همدیگر را در آغوش می گیرند خدارا نیز در آغوش می گیرند، یک مومنی انسان مصافحه می کند باآن معانقه می کند باآن، همدیگر را در آغوش می گیرند ،چه کسی نزدیک تر است به اهلبیت به خوانواده آسمانی کسی که محبت بیشتری دارد، کسی که مهربان تر است.یادمان نرود پس در زیارت اولین مسئله عاطفه است، مهربانی ،دوستش دارم دلم برایش تنگ شده، می خواهم ببینمش، گفت وگو می خواهیم بکنیم چند دقیقه ببینمش چند دقیقه حرف بزنیم قرارنیست بده بسونی باشد چیزی باشد. آن چیزی که نیاز من وروحم است، این خوردن است یعنی من احتیاج پیدا می کنم ببینمش با چشمم با آغوشم با گوشم وبا زبانم دریافت بکنم .از طرف مقابل، همین دیدن در آغوش کشیدن لبخنده، معانقه ارضاءمی کند. به یک طرف می گویند برای چی از این جا تا تبریز رفتی گفت: برای پدر برزگم دلم تنگ شده بود. رفتم ببینمش، دلم برایش تنگ شده بود. این همه هزینه از اینجا تا تبریز در جاده ،بله برای دیدن پدر بزرگم، مادر بزرگم، داییم عمه ام عمو ام را ببینم بیام. یا دوستم رابرم ببینم . پس دقت کنید. بزرگ ترین، قشنگ ترین زیبا ترین ،دلیل در ملاقات چیست دوست داشتن.عشق، دلیل دیگری هم نمی خواهد. دلم تنگ شده عاطفه است گاهی اوقات انسان برای کسی تنگ می شود علاقه ام دارد ببینتش ویک چیزی هم برایش می برد. قرار نیست چیزی ازش بگیرد بلکه چیزی برای می برد. پس خوش بحال کسی که دلش طالب ملاقات زیارت است اما عاشقانه است طمع ندارد در ملا قات بلکه خود آن مزور خود آن شخصی که زیارت می شود برای آن فرد مهم باشد. بگوید مسیری را آمدم تا تو را ببینمت دلم تنگ شده بود برایت یک هدیه ام برایت آورده ام خیلی زیباست. چه در مورد آدم ها چه در مورد امام زاده ها چه در مورد معصومین انیباء ها علما مراجع که ما به زیارت شان می رویم، قشنگ ترین دلیل زیارت این است، این کار چه کسی است در روایت نیز داریم اگر شخصی رفت برای دیدن دوستی وفقط برای عاطفه باشد نه برای طمع، چون خدا دوست دارد این عاطفه ومهربانی را،می گوید من می روم خانه مادر بزرگم یا می روم خانه خواهر برادرم، بروم خانه باجناغم ببینمش آفرین کاری باهاش ندارم چیزی هم قرار نیست ازش بگیرم فرمود تمام گناهانش بخشیده می شود خداوند فرمود فرشته هایی را می گذارم که برای او استغفار بنویسند تا می رسد در خانه طرف فرشته هامی گویند تمام شد تمام گناهانش ریخت. چرا چون یک عمل الهی انجام داده. با اخلاص برای رضای خدا ممکن است طرف هم ناراحت باشد آن کسی که نمی رود،کینه دارد این بدبخت گرفتار است بین ما کدورت است نمیروم خانه شان ،بین ما کدورت است زنگ نمی زنم. نه برای خدا این، به من اونجوری گفت، اینجوری کرد، خود تو بکش بگذار کنار خدا ،دوست دارد که تو این ملاقات را بروی برو،گندگی نکن من خیلی بزرگ تر بودم من جایگاهم بیشتر بود نه بگزار کنار اینو، همه را له کن بریز پای خدا ببین خدا چه کار می کند. با دل انسان چی کار می کند آخه من خرد می شوم شخصیت من خرد می شود برای من افت دارد تو این کار را بکن ببین خدا چطور بلندت میکند. بزرگ میکند عزت بهت می دهد،شرافت می دهد حواست باید در این موضوع باشد. این مراقباتی که اتفاق می افتد. حضرت فرمودفرشته ها می فرمایند عمل از سر بگیرید چون گناهانت آمرزیده شد . حالا یک کسی دلش برای خدا تنگ شده است نشسته خانه دلش برای خدا تنگ است. پامی شود دوش می گیرد، غسلی می کند، یا نه دوشی نمیگرد، وضومی گیرد می شیند روی سجاده دو رکعت نماز می خواند ذکر میگوید حمد ستایش خدا را می کند یانه همان جا سر جایش تسبیح را می گیرد همانجا سر جایش ذکر می گوید. میگوید بزار کار هایم راتعطیل کنم دلم برای خدا تنگ شده دوساعت با خدا حرف بزنم . طرف می گوید من بچه ام را چهار ساعت نبینم، نامزدم رادوساعت نبینم نمیشه حتما باید باهم پیا مکی حرفی تلفنی آقا خداست معشوق اصلی والهی ماست دلم برایش تنگ شده است. همین خیلی مهم است اگر کسی برایش اتفاقی بیافتد در زندگی اش اتفاقی بی افتد دلش برای خدا تنگ می شود می گوید می خواهم بروم خانه خدا یک مدت در نزد خدا باشم بروم یک عمره ای یک تمتع یک زیارتی کنم.میخواهم بروم خدا را ملاقات کنم و یا در حرم امام رضا خدارا می خواهم در خدا را می خواهم درحرم ملاقات کنم. اگر یک دلی، چون قیمت به هوس ها ست هر کس هوس هر چیزی را بکند قیمتش به همان است. از پنج کما لات : کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی عقلی،فوق عقلی اینها پنج معشوق است که انسان دارد دلت برای هر کسی تنگ بشود قیمت تو به همون است که دل هر کس شخصیت همان شخص است. انسان از نظر قرآن مساوی با دلش، خواسته هایش آرزوهایش، دقدقد هاش، آرمان ها و اهدافش پس تو در طول روز هوس چه چیز هایی را می کنید قیمت به همان است.باید ببینی دلت برای چه کسی تنگ می شود قیمتت به همون است.پس کسی می گوید من از صبح تا شب چقدر دلم برای خدا تنگ می شود برای خود خدا ،چند بار هوس خدا را می کنیم، شب، نصف شب ،سحر تعطیلات، چون انسان وقتی با کسی باش کاری ندارد خلوت است عقربه دلش می رود به طرف مهم تررین معشوق اش شب تنهاست در خانه دلش معشوقش را میخواهد.معشوقش می تواند مادی باشد یا خوراکی باشد یک کسی میگوید من الان تنها شدم می رود که دلی از عزاء در آرود، معشوقش خوراکی است، کسی نیست بروم نیم کیلو تخمه بخرم بیاورم یا ذرت بخرم ، بعد یک صفایی بکنیم یک چای ، برای دیگران که پول نداریم. برای خودم که پول دارم. زنگ می زند به رستوران با معشوق خوراکی خودش خلوت می کند.یک کسی مفهوم وهمی دارد می نشیند فیلیم می بیند. مسا بقات فوتبال یک چیزی که وهمش را ارضا بکند.یک کسی را می بینید که خیالی است.وهم انواع دارد. یک کسی را می بینید عقلی است. یک شخصیت قلی است .وقتی می بیند خانه خلوت شده یک کتابی یک سی دی یک چیزی ، یک کسی شخصیت فوق عقلانی، دارد از باطن واقعا انسان است. انسان در خلوت هایش هوس های انسان دارد. تا شمال می رود .میرود کوه جنگل می رود، مهمانی میرود، یک جای خلوت می رود، در بیابانی ، نوع هوس این آدم نشان می دهد .الان هوس چه چیزی را کردی ،قیمتت به آن است. انسان ها وقتی در خلوت هستند ، هوسشان غیب است . مثل الله ،خانواده آسمانی، فرشته ها با محتوای غیب ارتباط دارم. دل تنگ این چیز ها می شوند. برم به خودم برسم یک غسلی کنم یک عطری بزنم یک لباسم را عوض کنم، یک سجاده ای عوض کنم. یک نمازی بخوانم یک عبایی در دوشم بیندازم یاخانم ها چادری تغییر بدهند. تا سرش خلوت می شود دل می رود آنجایی که دلدار است آنجایی که محبوب است. یا لازم نیست بریم بیش روان شناس یا برویم پیش ولی خدا به او بگوییم باطن من چگونه است .از طریق معشوق میشود فهمید از طریق هوس های یک آدم می شود قیمتش را فهمید.نه این که یک کسی هوس های بخش پایین را کرد انسان نیست. یک کسی ممکن است. از شدت فعالیت بخش فوق عقلانی نیاز به هوس پایین بکند. یعنی چون به خدا نزدیک تر است دلش برای مادرش بیشتر تنگ می شود. پیامبرفرمود هر چقدر انسان ایمانش افزایش پیداکند.عشقش به همسرش بیشتر می شود. برای بچه اش برای دخترش برای پسرش آن آدم هایی که دل رحم هستند مهربان هستند دل نازک هستندشیرین هستند،مهر ورزند در در رفتار در کلام خوب معلوم است از یک جایی دارد این همه عاطفه پاک دریافت می کنند که می تواند پای دیگران بریزد. زیارت ،اولین دلیلش چیست .من زن می خواهم من چک برگشتی دارم. شفا می خواهم ، این استمداد است. ولی نه الان زیارت می کنم دلم تنگ شده ، دوستش دارم حضرت معصومه برای چه می رویم چون این خانم برای من خیلی بزرگ است. خانم یک کسی است که وقتی میروم ملاقاتش بهش می کویم عرف الله بین کم فی جنه ، خدا در بهشت من شما را به هم معرفی می کند، شما در زیارت نامه حضرت عبد العظیم همین را می گویید .خدا در بهشت من شما را بهم معرفی می کند ،من در بهشت رفیق می خواهم . نیامدم که با کوچک ها زندگی کنم. من در بهشت می خواهم حرمت داشته باشم.بزرگ با شم ، با بزرگان در بهشت زندگی کنم. وقت پس همین جا در دنیا است، هر کس می خواهد در بهشت ، می خواهد در جهنم نرود با خرس با خوک ها عقرب ها مارها نباشد پس باید اخلاقش رادرست کند. اخلاق تند خشن بی ادبانه ظلم هرچی هست باید کنار بگذارد. نه می خواهم بروم در بهشت، بهشتم می خواهم با بزرگان با شم.پس باش دیگه، بهشت خروجی دنیاست در دنیا با بزرگان باش آخرت هم با بزرگان باش،ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره. اول در دنیا بااهلبیت باش، در آخرت هم با آنها خواهی بود، ولی تو اینجا هیچ راهی بااهلبیت نداری. با خانواده آسمانی ندارید. انس شخصی نداریم. اگر میروی حرم انگیزه های دیگر است. خودت دلت برای فاطمه زهرا(س) در طول هفته ما برای مادر مهربانمان چقدر دلمان تنگ می شود، چند بار دلما برای مادر مان حضرت فاطمه زهرا تنگ می شود ،برای امام زمان چند بار دلم مان تنگ می شود، چند بار دلم برای امام زمان مان تنگ می شود . من دلم تنگ شده می خواهم آل یاسین بخوانم مگر چند دقیقه است این آل یاسین خواندن حدودا پنج دقیقه ده دقیقه ولی ما این کار را می کنیم. چند بار دلت برای فیلم سریال ، فوتبال، فیلم طنز، خوراکی ، مهمانی،تنگ می شود.قیمتت می آید دستت، تعداد دلتنگی ها ونوع دل تنگی ها قیمت آدم بهش می شناسون .پس خود را ارزیابی کن. درقالب عشق ارزیابی کن.زیارت یک مبناء است.برای اینکه من چه کسی هستم،آیینه ای است،درزیارت زیارت نامه خواندن چه به زیارت رفتن. هرکدام را که هوس میکنی غرض ملاقات است.شمایک موقع دلت برا کسی تنگ می شود می گویی بروم ، پیامک های او را بخوانم، نامه هایش را بخوانم وقتی داری پیامک هایش را می خوانی داری با قیافه و صدای او می خوانیدخودش حاضر می شود جلو شما، یعنی ملاقات انجام شد. یک موقع است شما زیارتش می کنید اما با لباس است
میگویی قربون کفش هایش بروم قربون جورابهایش بروم ،دیدید که مادر ها چه جوری با بچه هایشان عشق بازی می کنند بچه رفته مدرسه چند ساعت است دلتنگ مادر، مادر می رود با اسباب بازی بچه هایش بازی می کند. با مداد رنگی بادفتر چه اش ملاقات می کند زیارت می کند عشق می ورزد با یادگاری ها یش حتی خاطراتش خوب این یک دلیل است که حالا شاید قسمت شد در باره اش بیشتر توضیح دهیم اما مهم ترین دلیل زیارت سنخیت با شخص است پس انسان چه کسانی را هوس دیدنش را می کند این یک قاعده ،قاعده بعدی را به شما می گویم کسی را که بیشتر شبیه هستی. هر چقدر شباهت بیشتر باشد عشق چی می شود چسبندگی و جذب چه می شود بیشتر می شود. در مورد آدم هاد همین طور استف حضرت می فرماید :الارواح جنود مجنده روح های آدم ها لشگریان دسته بندی شده هستند. بعد حضرت ادامه می دهد می فر ماید که این روح های دسته بندی شده طبقه بندی شده ، آن هایی که هم شکل هم هستند هم دیگر را جذب می کنند، نوع دوستانت ورفیقانت کسانی که دلت برایشان تنگ می شود. کسایی که دوست داری بروی مهمانیشان دوست داری بیایند خانه ات دوست دارید باهم به مسا فرت بروید،در تنهایی هوس آن را میکنی دوست داری زنگ بزنی بیاید پیش تو، تو بروی پیش آن، یا باهاش تماس بگیری باهاش حرف بزنی، قیمتت میاد دستت تو از گروه آن ها هستی.ببین هوس چه کسانی را می کنی از آن لشگر هستی از آن گروهی از آن دسته هستی. در اسما الله توضیح دادم یک موقع طرف می گوید من تامی گویی یکی ازائمه را مثال بزن توائمه چه کسی را بیشتردوست داری.به یک آقای گفتم ،یک بحثی بود ایشون گفت من در ائمه ابالفضل را بیشتر دوست دارم. گفتم ابالفضل امام نیست. نزدیک بود چشمم رادر بیاورد. چی ابالفضل امام نیست، بعضی ها این جوری هستند، گفتم نظرت درباره خدا چیست گفت خدا که علی یارش است.با حضرت علی این جوری است همه چیزش حضرت علی است . همه چیزش حضرت عباس است، در اسما الله تو ضیح دادیم دلت برای کدامیک از معصومین تنگ می شود.سنخیت داری باهاشون دلم برای پیغمبر ، اصلا نمی توانم رابطه داشته باشم، اصلا باهاش ، رابطه شخصی ندارم. ولی برای امام حسین چرا برای ابالفضل چرا خوب باش بازم مبارک ورودی داری به بهشت امام حسین، ابلفضل این ورودی است دیگر بس است ولی اگه یک کسی بگوید نه لا حبیب الا هو واهله هیچ معشوقی ، امام زمان است دیگه امام زمان رئیس عاشقان هست دیگه وقتی داری با من حرف میزنی به من بگو لا حبیبی لا هواهله هیچ محبوبی جز پیا مبر اهلش نیست .اول پیامبر عشق است پیامبر، یک کسی را می بینید نه، دوستش دارم پیامبر محترم است.پیامبر ما است ولی من فقط جواد قربونش برم آن هم برای اینکه قسط هایم را می دهد مشکل خانه ام راحل میکند باشه یک سنخیت دارید بزار این نیاز باقی باشد برای ارتباط . اول چهار دلیل را بگویم پس یک عشق محبت،دو استفاده،من میروم دل برای طرف تنگ نشده ولی میروم استادم است معلم است ، رابطه عاطفی باهاش ندارم باید بروم یک چیزی ازش یاد بگیرم این ملاقات است زیارت است برای چی ؟ برای اینکه، این زیارت یک چیزی نصیب من می کند.یک معلم می گوید نه هر کس می خواهدبیاید از من چیزی یاد بگیرد .من ملاقات مفتی با کسی ندارم باید ثبت نام بکند اعلام کردیم این هم ثبت نام این هم حق ثبت نام این هم محل کلاس هامون این هم زمان کلاس ، جلسات این قدر پول بدهید بیایید.تموم است دیگر، من علاقه ای بهش ندارم شاید ازش خوشم نیاد یک عالمی است من می خواهم بروم ازش علم بیاموزم. پول می دهم می خواهم ،ازش یک چیزی بیاموزم،یک موقع است نه هیچ کسی از هیچ کسی نمی خواهد. از کسی ولی چیزی بگیرد، قرارهم نیست. بروم با آن رودرو بشوم بگویم خوب سلام آقا ما آمدیم یک چیزی از شما بیاوزیم.به ما یاد بدهید ،نه خوب او خوانش گسترده است. پنج هزار نفر ده هزار نفرهر کسی ازش هرچی بخواهد می دهد ممکن است اصلا نشناس اکثر کسانی که ازش چیزی می خواهند اصلا دنبال این نیست که بشناسد.ولی یک موقع است من می خواهم بروم پس چی شد استفاده کنم کار دارم. باید به بگویم سلام با شما کار دارم من این سوالات واین مشکلات را دارم . شما به من لطف کنید جواب بدهید. شخصی است ،چشم به چشم است رو در رو است یا این مشکلات یا این سوالات یا این نیاز مهم است پس یک موقع است کار داری با او غریبه رامی توانی استفاده کنی ، می خواهی بروی استفاده کنی از او ولی رابطه رودر رو ندارد هیچ رابطه، صاحب کرم، صاحب فضل ،صاحب دانش، صاحب پول ،پولش را می خواهم، سلام آقا من انقدر پول لازم دارم به من بدهید ، بیا ،تموم شد.استفاده است.سه استمداد است کمک گیری استفاده نیست یعنی نمی خواهم بروم یاد بگیرم نمی خواهم رشدی کنارش بکنم.مشکل دارم شوهر می خواهم زن می خواهم شفا می خواهم چک برگشتی دارم،می خواهم نامه برای من بنویسید می خواهم تلفن برای من بزند،دنبال کمال شباهت استفاده این چیزها نیستم.دنبال قرب نیستم .نمی خواهم نزدیک بشوم.این را گفتم بهتر بفهمید.بجای آن کلمه استفاده می گذاریم قرب می خواهم بهش نزدیک شوم.می خواهم بروم ازاو هی یاد بگیرم شبیه ، این آدم کمال دردمی خواهم این کمال را از او بگیرم خطاط است نقاش است هر کدام از این کمالات در این پنج مرحله می خواهم بروم ملاقاتش شبیه شوم اون کمالاتی که آن دارد رااز یاد بگیرم بهش نزدیک شبیه بشوم ، سنخیت پیدا کنم.اون چیزی که در سینه آن آدم است در روح این ادم است اون برای من قیمت دارد. سه ،نه استمداد است استمداد یعنی اینکه من یک کمکی دارم نمی خواهم شبیح این آقا بشوم،شاید خوشم نمی آید وپشتش غیبت کنم .خوشم نمی آید پشتش حرف می نزنم تهمت می زنم غیبت هم می کنم حسادت هم می کنم،دشمنی اورا دارم ولی کار ازاو می آید. می گویم بروم از آمن کمک بگیرم ولی از او خوشم نمی آید،این یک ملاقات است.زیارت است، نه ممکن است دوستشم داشته باشم عاشقشم باشم ولی الان باهاش کار دارم. ببخشید امام رضا، حضرت ایه الله،ولی خدا فلان عالم فلان استاد.من الان مثلا گره کارم مثلابا پنج میلیون تمام حل می شود.پول می خواهم الان با زنم دعوا یم شده با شوهرم دعوام با بچه ام مشکل دارم، مریض دارم،اومدم در خانه شما از شما کمک بگیرم.کاری با شخص خودت ندارمدست کن جیبت مشکل من را حل کن،یک موقع می بینی که اینجوری هم نیستم بروم ملاقاتش بهش زنگ می زنم واسته می فرستم بالاخره فقط می خواهم این چند تا دلیل شد سه تا پس عشق سنخیت و چی استمداد چهارمی که خیلی قشنگ ، زیباست است، استمداد نیست امداد است استمداد باب استفعال یعنی جذب کمک کردن استمداد مثل استخراج ها استمداد یعنی باب استفعال طلب ولی نه استمداد نیست امداد است باب استفعال یعنی نمی خواهم بروم ازش یک چیزی بگیرم دا رم می روم کمکش کنم دوستش دارم می دونم کار دارد.کمک می خواهد نیاز دارد علاقه به او دارم.می خواهم به او کمک کنم .یک مادری که دختر پا به حمل دارد پامی شود می رود که چی چیزی از بچه اش بگیرد. ببین نه بابا تازه می رود خانه دخترش ، هدیه می دهد ،و می ماند کمک دخترشد یک پدر همین طور، دو تا داداش همین طور، دوتا دوست همین طور،طرف می روم به او کمک بکنم می روم به ملاقاتش به زیارتش کمک می کنم. یک موقع است این توی این امدادی که می خواهم بکنم .عاطفه هم هست خوب پس یک ملاقات کاملا دوستانه عاشقانه لذت بخش به اضافه کمک ،یک کمک بودن منت،با هدیه،با تواضوع، با ادب، دوستش دارم می روم کمکش کنم کمک من نیاز داردمن نمی تونم ببینم اون تنهاست می روم به کمکش طمعی ندارم.دوستش دارم هر کاری برایش می کنم.هر کمکی از دست من برمی آید باید بکنم، ومن هم می کنم این کار را،به حکم چی ، به حکم عشق خود عشق کافی است دیگر قرآن برای اعضای خانواده چه می گوید وجعل بینکم موده و رحمه بین زن شوهر خدا مودت ورحمت قرار داده ،مودت یعنی علاقه ای که در آن فداکاری است. بحکم علاقه چون دوستش دارم،پدرم مادرم همسرم خواهرم، برادرم،چون برام عزیز پاش خودم را می ریزم هر چی لازم باشد پول بخواهد ،جان بخواهد، وقت بخواهد، آبرو بخواهد، خستگی بخواهد، هرچی بخواهد می ریزم به پایش ولی یک موقع است نه علاقه ندارم بش ولی یک وظیفه است به حکم وظیفه ارتباط باید یک کاری انجام بدهم امداد این است که شما می گوی من طرف مقابل رادوستش دارم می روم به ملاقاتش که کاری برایش بکنم. باری را از دوشش بر دارم. کسی از او مرده، مریض شده خودش مریض شده نیاز به کمک دارد مشکل مالی دارد،یا هرچی ،دوستش دارم می روم که فقط کمک کنم هر کمکی که بخواهد بابت هر نیازی که داشته باشداین شد چندتا؟چهار تا .برگردیم به بحث حالا بعد توضیح می دهم بیشتر می دهم. خوب شما ملاقات انگیزه اش ان موقع که دوست داشتن است .سنخیت دارد یعنی وقتی سنخیت می آید آن دوست داشتن بیاید تامنجر به ملاقات بشود دیدار شود میگوید آقا من این آدم را دوستش دارم با او سنخیت دارم چون سنخیت آمد دل تند تند، تنگ می شود . خوب حالا بروم ملاقاتش یک موقع است یک کسی یکی با یکی، یکی با دوتا، یکی با سه تا، از معصومین سنخیت پیدا می کندرابطه پیدا می کند. هشت تا دیگر شون نه تا دیگر شون از تو عمرش سری هم به این همی نزند کاری هم باآنهاندارد با سه تا خوب بالاخره سه تا در دارد خود همین شوخی نیست یک موقع می بینی طرف با ائمه رابطه ندارد. فقط با علی اصغر ،علی اکبر، رقیه خوب باشد این ها هم در های بهشت هستند.یکی با زینب کبرا است، یکی میبینی نه باحضرت اصلا سنخیت ندارد ،اصلا باروضه حضرت هیچ اتفاقی در دل این نمی افتد.ولی چرا حضرت رقیه را بخوانند، چرا خوب دقت کنید اینها خیلی مهم است مثل بحث اسما الله، در بحث اسما الله کدام اسم را می توانیم صدا کنیم لذت می بریم وقتی اسمش را صدا می کنیم.چون اسم مزه دارد به زیارت جامعه می رسیم فما احلی اسمائکم چقدر اسم های شما شیرین است.چقدر مزه دارد اسم های شمازهرا حسن حسین وقتی این اسم ها می آید ذائقه انسان شیرین می شود روح آدم شیرین می شود .حتی ذائقه جسمی همین آب دهان آدم می فهمد. این عزیز های قدیم دهان خود را خوشبو کن شیرین کن برمحمد آل محمد صلوات بفرست. یک حقیقت است یک حقیقت است طرف مومن باحقیقت است می گوید من هر وقت اورا بغل می کنم بوی عطر می دهد. هر وقت بغلش می کنم یک بوی خاصی دارد. ولی می دونم عطر نیست بعضی از اولیای خدا اینجوری هستند عطرت چقدر خوشبو است از کجا خریدی، من عطر نمی نزنم. این اثر می گذارد در ظاهر انسان اثر می گذارد، یک موقع می بینی بوی عرق خوشبو اصلا یا عرق بد نمی کند یا بوی بد نمی دهد اصلا ده روزهم جوراب کفش پایش با شد، می بینی پاهایش بوی بد نمی دهد .واقعا اثر دارد.روح در جسم اثر می گذارد در خوشبو بودن توی معطربودن. در اسما الله کدام اثم می گیرد تورا کدامیک شیرین است برایت خیلی خوب است . آن تمرین دادم به شما در بحث اسما الله باید کار کنیم، تا شیرین هاراپیدا بکنیم، وبعد آن ها راه های ورودی تو به حبل هااست، که خدا فرستاده پایین اسم مرا بگیر بیا بالا یک کسی که می رود روی اسماء کار می کند هزاران حبل پیدا می کندهر کدام را بگیرد می رود بالا کسی که اسم نمی شناسد می گوید من یک یا الله می شناسم یک یا جواد یا کریم ، باهاآنها هم حال نمی کنم.اصلا در ذائقه نمی رود می گویم الله می گویم یا کریم،خیلی ها الان من برایشان برنامه می نویسم می گویند آن ذکر را نتوانستیم بگوییم ،حوصله اش رانداشته ام راست هم می گوید بنده خدا بعضی می گویند شش ماه بیچاره تحمل می کنند می گویند حرمت استاد است . والا پوست استا د را می کندیم.ولی استاد دیگر چه کار کنیم شش ماه گفته ما این ذکر را بگوییم، بعد از شش ماه باعجله می آیند استاد ذکر را عوض نمی کند.این دیگر واقعا حوصله اش سر رفته است .میگویم من الان خودم بیست سال هست این را میگویم هیچ وقت خسته نمی شوم .هروز هم برایم لذت دارد حیف نیست من الان من این را ازتو بگیرم، این ها فرشته هستند اسم اعظم هستند من الان این را ازتو بگیرم یک چیز دیگر بدهم ، میگوید نمی توانم استاد عوض کن حوصله ام سر رفته است . بعضی ها این گونه هستند مثلا من با دعای توسل هیچ حالی نمی کنم راست می گوید ،بنده خدا مثلا با دعا های دیگر دعا ها اذکار اسما الله ،اهلبیت این گونه هستند، ولی خدا نکند انسان باهیچ کدام رابطه نداشته باشد ،خیلی خطرناک است،ولی با یکی از آن ها داشته باشد خوب است . حداقل با یکی داشته باشید یکی هم است نه از پیغمبر بگیرید تا امام زمان با همه آن ها رابطه شخصی خصوصی و لذت بخش دارد، رفیقش هستند این ها رفقاش هستند، یعنی این گونه نیست امام حسین قربونش بروم ، امام سجاد ، امام باقر، امام صادق همه وهمه بااهمه این ها می تواند رابطه شخصی خصوصی می تواند داشته باشد، تازه بعضی ها که می خواهند حال بیشتری ببرند ، از اهلبیت در زیارت حضرت معصومه در این شرح تو ضیح دادم ، دیگر الان بحثش آمده بیرون هر کسی کار نکرده بگیرد.شخص می گوید اصلا من دید یک کسی می خواهد غذا بخورداین شکمو ها را دیده اید غذا که می خورند این گوش هارا می گذارند آخر می گویم بخور دیگر با همین برنج می گوید نه من لذت گوشت را با برنج قاطی نمی کنم که ،جدا جدا برنج را می خورد سبزی اش را می خورد، سلاد، را نیز می خورد بعد تازه چنگال ها می زند وسط گوشت ها ،خلاصه خوب این الان .زیارت حضرت معصومه آدم میرود . خدا این گونه طراحی کرده بابا تو الان می خواهی بیای با این ها رفیق شوی، خوب الان پاشو برو زیارت حضرت عبد العظیم، می کشند می برنت پیش حضرت عبد العظیم؟ نه این ها را در تمیرین اردو فکر گفته ام اسلام علی آدم صفه الله اصلا این حضرت آدم را، پدرعزیز ما و درمحضر مادر گرامی ما حضرت حوا یک صلوات بفرستید. می گوید من اصلامن حیفم می آید اول یک سلام علیک با حضرت آدم بکنم. اسلام علی نوح نبیاءالله با نوح با همه این ها معاشقه و معانقه دارد تازه وقتی که موتور راه افتاد اسلام علیک یا رسول الله یا خیر خلق الله یا صفی الله بعد امیر المومنین بعد و دونه ودونه زیارت حضر ت عبد الظیم را شما نگاه کنید چقدر ذائقه را پر می کند اشباء می کند، اگر کسی هم چشمش به زیارت می خورد می گوید من رویم را میکنم این طرف نبینمش همین فقط بوس کنم بیام ضریح را کار داریم باید برویم بازار، خوب ولی کسی رامی بینید نه تا نیایستد آنجا تا نفر به نفر این ها رو نبوسد ول نمی کند تازه بعد از امام زمان نوبت کسی است که این جا است حضرت عبد العظیم است امام زاده طاهر است امام زاده حمزه است ، کسی با انبیاء می تواند ارتباط برقرار کند با انبیاء ،ذائقه ما رو را به این گونه تربیت کردن در اسلام هر روز وایسا این زائقه را تقویت کن ماها متوجه نمی شویم یعنی واقعا اکثر ما ها مثل طرف هستیم که این طرف دعوتش کرده بود به یک باغ بیاد در باغ یک ذره طبع شعر ش گل کند یک شب تا صبح در باغ بخواب بعد دروصف ما شعر بگوید ، صبح چه گفت:گفت در باغ صفا کردی یک شعر در وصف ما بگوگفت بروبابا تا صبح بوی گند گل وزرزر بلبل شُرشُر آب نگذاشت بخوابیم،طبع این ، این گونه است. این الان پنجاه سال نماز خوانده می گوید اهدانا صراط مستقیم صراط الذین انعمت الهیم خدا یا راه کسانی که تو هدایتشان کردی چه کسانی انبیاء ،صدیقین، شهدا، صالحین، پنجاه سال نماز خوانده با یکی از این ها رفیق نشده چقدر پوست کلفت آدم باید باشد ؟ چقدر پوست گلفت پنجاه سال ایستاده جلوی خدا می گوید من می خواهم راه این ها را بروم، تومن را ببر پیش این، ها راه این ها را به من یاد بده، من مسیر زندگی این ها، من راه زندگی، این ها همش خالی بوده تممام دروغ این کسانی که سبک زندگی شان از ماهواره واینترنت، تلگرام، ومجله تلویزیون،ورزشکار، هنر پیشه،تو این ها را دوست داریدبا این ها محشور می شوید پنجاه سال دروغ، امام صادق فرمود : به خدا قسم پنجاه سال نماز بخوان یک رکعت آن قبول نمی شود، دروغ پنجاه سال اصلا زائقه اش فعال نمی شود، امروز خواندی نماز پس فردا یک سال ده سال دیگر بالاخره چی شد خدا می گوید زائقه ات را بیاور بالا اول با خودم ا یاک فقط با خودت ایاک نعبدو فقط سبک زندگی از تومی گیرم جز خودت . همه کمکم را از خودت می گیرم وهیچ کاری با هیچ کسی ندارم. حالا درمسیر می خواهیم مصداق ایاک نعبدو وایاک نستعین خدا الان که نمی توانیم ببینیم. بهش دسترسی نداری که، باید بیاریش عملی اش بکنی ودر سبک زندگی ات عملی اش بکنی .خوب فقط تو وفقط استمداد از تومعنی اش چه می شود ،می شود صراط الذین انعمت علهیم، پس با انبیاء، صدیقین، شهدا وصالحین یعنی چه؟ یعنی فقط خدا انبیاءصدیقین، شهدا، صالحین، چه جوری فقط تو، خدایا فقط تو یعنی چی انبیا، صدیقین، شهدا، صالحین، خوب خدایا فقط تو خوب خدا الان کجاست با تو ارتباط مستقیم جبریل را می فرستد. در خانه ات، باید عملی در عالم خارج با خدا ارتباط داشته باشید می گوید خوب پس با مصادیق الله با مظاهر الله، با خلفای الهی با مظاهر الهی زیارت از این جا داستان شروع می شود دیگر پس خدا کامل ترین ملاقات وکاملترین ظهور خدا در زمین کیست خلیفة الله است امام است انبیا ، صدیقین، شهدا ، صالحین، بعضی ها انقدر خوش اشتها هستند که نگو یک شهید نیست که این آقا باهاش ارتباط نداشته باشد.یک شهید نیست.یک دونه شهید نیست از اول خلقت تا آخر قیامت با همه شان رفاقت بر قرار می کند اشتها یش زیاد است. به همه حال می دهد یعنی بلد است این وقتی می میرد همه شهدا به این فرد بدهکار می شوند.یک امام یک پیامبر یک ولی خدا یک فرشته سبکش را در اردوی فکرو در اردوی اسما ء الله به شما توضیح دادم. یک کسی نیست، که این بهش چیزی نداشته باشد. ماشاءالله انبیا، صدیقین، شهدا ،صالحین،فرشته ها ،امام زاده ها، اصلا هیچ کسی نیست که از دست این بهش چیزی نرسیده باشد. ماشاالله آدم انقدر ثروت مند آدم انقدر بزرگ ان جا توضیح دادم از کارشان از اول که خدا خدایی کرده خوب خدا اول ندارد اصلا خدا کسی است که اول ندارد، اگر اول داشت محدود بود دیگر پس ازازل تا ابد وبی نهایتی که خدا خدایی می کند این آدم وخروجی دارد چقدر آدم می تواند بزرگ باشد. برویم در محتوای جامعه کبیره با آن ما می خواهیم آنقدر بزرگ شویم یعنی این آدم وقتی در قیامت محشور می شود، عمر این آدم پنجاه سال یک میلیون سال یک میلیارد سال خودش خودش را بزرگ کرده، خدا می گوید این بنده من یک ذره حرف بزنم اعصاب تون خرد شود لجتون در بیاید عیب ندارد،می گوید این بنده من با من از ازل بود الله اکبر تا ابد با من هست. یک نفر می تواند این گونه باشد ،چهل سال عمر کرده این در بیست سالگی ازل ابد را رفته، بیست سالش بوده از ازل تاابد را رفته همه عمر ور ندارم سر از خمار مستی که هنوز من نبودم که تودر دلم نشستی چقدر مست بوده این شاعر. حالا انشاء الله برویم سر فقرات جامعه کبیره آنجا شراب ریخته امام هادی قربون امام هادی بروم فدایش بشوم، چی کار کرده امام هادی چه خدمتی به همه انسان ها و شیعیان کرده بچه هایش هستند، برای بچه هایش چی گذاشته امام هادی، پس ما باید تربیت شویم زیارت نامه برای چی می خوانی برای اینکه تربیت شویم. چقدر تربیت شویم چقدر ،از ازل خدا تا ابد خدا .
یک آدم انقدر می تواند عمر کند.روش های آن را در اردو ها توضیح دادم اگر یاد نمی گیریدعیبی ندارد یاد نگیرید به جهنم، ولی انقدر آدم می تواند بزرگ شود. اشتها ش رو زیاد کن، پس سنخیت خیلی مهم است.با کی سنخیت داری با چی سنخیت داری. مسیر زندگی ات تا قیامت مشخص است دلت برای چه کسی؟چه چیزی؟ تنگ می شود.هوس چه چیزها را میکنید بیشتر در زندگی ات یه ننه ای دارم، امل است برای چی، تا می رویم امام رضا ساکش را نذاشته می دود می رود حرم،خوب میرودصبح ظهر می آید ظهر می رسد نهار می خوردما می گیرم می خوابیم تا غروب میگوید من رفتم حرم شب هم پیش ما نیست شبم می رود حرم تا صبح بزور یک نهار شام می خورداز این پیرزن های امل هاست دیگه،خوب شما چه کار می کنید. ما هم رفتیم یک ساعت زیارت کردیم صبح تا ظهر در بازار رضا بودیم بعد رفتیم رستوران بعد آمدیم خانه تا غروب خرو پوف کردیم بعد شب رفتیم پارک، کجا رفتیم نمی دانم اینجا رفتیم اونجا، در بیست چهار ساعت چند بار رفتید زیارت ،آنرا که رفته اید خیلی عالیه صوابش رامی بری .
ولی آدم ها یک جور نیستند. اشتها های شان یک جور نیست کار پاکان را قیاس از خود مگیر. اگر کسی اشتهاش این گونه است، رفتیم مکه زن ما امول است دیگه مگه چی کار کرده مثل ننه اش است دیگه شب در بغل کعبه است ودوباره محرم شد حج اضافه بجا آورد، ساده است دیگه خیل از مرد ها هستند که زن هایشان از خودشان مرد تر هستند جگر دارند دل دارند، سنخیت دارند ،اوج دارد،مرده به گرد زنش نمی رسد به گرد دخترش هم نمی رسد چه برسه به زنش به عکس هم داریم مرد هایی هستند که در این چیزها اصلا با شوهر سنخیت ندارد مرد هر چی اوج می گیرد این زن هی می رود پایین تار قیمتت چقدر است هوس چه می کنید ، چه کسانی چند بار در روز ، چند بار در شب ،سحر تعطیل این مهم است . یک موقع یک خانم فقیر است بنده خدا نمی تواند یک حرم نزدیک برود ولی این شب تا صبح در زیارت ملا قات است در سبزی خرد کردن است در بچه داری است در بارداری است. در سیب زمینی پاک کردن ،در آبگوشت درست کردن، در جارو کردن همه اش در زیارت است.و متاسفم که بگویم بعضی ها حرم می روند ولی ملا قات اتفاق نمی افتد اصلادر روی شان باز نمی شود ، این هم هست، پس فلسفه زیارت را اجمالابدانیم چی هست . جامعه کبیره یعنی چی؟ وجامعه یعنی چی؟ مقدمات را گفتم،که جامعه یعنی جمع کننده ،و کبیره چرا ؟ بعد برویم سراغ این که این زیارت اصلا از کجا آمده است؟ چه جوری است؟سندش چیست؟ ومحتوا چیست؟ ،که انشا الله درجلسات آینده خدمت شما عرض می کنم.والحمد الله رب العالمین والصلی الله علی محمد وآل طاهرین