جلسه 019 - شرح زیارت حضرت معصومه
شماره جلسه
19
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
7
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 019 - شرح زیارت حضرت معصومه

در شرح زیارت حضرت معصومه هستیم. آخرین بخش از زیارت حضرت معصومه هست. در آخرین فقره که فوق العاده مهم است، شما در زیارت بعد از اینکه انسان آن سیر را تمام کرد؛ سیر فوق العاده زیبائی که دارد، با الله شروع می کند با انبیای عظام و ۱۴ معصوم می رسد به نجواهای که با خود حضرت معصومه (سلام الله علیها) دارد و قول و قرارهایی را که با خود حضرت معصومه می گذارد در زیارت. زائر در اینجا به عرفانی می رسد از جایگاهی که در آن قرار دارد و مقامی که به او رسیده و محضری که در آن هست. اینجاست که به خداوند تبارک و تعالی عرض می کند که «فَلا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ؛ خدایا آنچه که در آن هستم را از من نگیر».

دغدغه یک آدم با معرفت همین است. یعنی اگر کسی به معرفت رسید مهمترین دغدغه اش این است که ارتباطش با الله، خانواده آسمانی و امامزاده ها قطع نشود. چون شرافت یک انسان به کسانی است که با آنها زندگی می کند و رفت و آمد می کند. یعنی تو با چه کسانی رفیق هستی، با چه کسانی رفت و آمد می کنی، چه کسانی دوست دارند، چه کسانی تحویلت می گیرند، زندگی ات را با چه کسانی می گذرانی؟ رفقای یک انسان هستند که با یک انسان قیمت می دهند. برای همین هم شما در نماز در سوره حمد دائما از خداوند رفقای خوب می خواهید: «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ= راه آنها كه بر آنان نعمت دادى». می گوئی اینها را می خواهم. خداوند وقتی که اینها را معرفی میکند و می فرماید: « مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفيقاً= همراه کسانی هستند که خدا بر آنها نعمت بخشیده از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و گواهان اعمال و شایستگان ، و آنها نیکو رفیقانی هستند». اینها رفقای خوبی هستند.

این را واقعا هر کس باید بداند که در زندگی اش با چه کسانی رفت و آمد دارد‏، با چه کسانی دلخوش است، چه کسانی تحویلش می گیرند‏، در تنهایی ها و غصه ها یا روزهای خوش، با چه کسانی رفت و آمد می کند. اینها خیلی تعیین کننده است.

وقتی زائر در زیارت حضرت معصومه به اینجا می رسد و می فهمد که با دعوت به این جا آمده، و ا ین چیزها گیرش آمده و این ارتباطات و به این بهشت، دیگر نمی تواند به کمتر از آن فکر کند و غیر این فکر کند. اگر به غیر آن فکر کرد، زائر نبوده؛ کور آمده و کور هم می رود. اگر کسی معرفت داشت و فهمید که کجا دعوت شده و رفته به زیارت حضرت معصومه و درک کرد، این دیگر نمی تواند با کمترین از این افراد بپرد.

در ارتباطات دنیایی، افرادی که یک دفعه مثلاً همه اش دوست دارند با گردن کلفتی های یک نظام یک کشور بگردند، عادت کردند با اینها گشتند. چند روز با اینها برگردند دیگر سلیقه شون این می شود با کسی نمی توانند بگردند.

می گویند که ما باید با اینها بگردیم. انسان به خدا عرض می کند: « فَلا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ». خدایا اینی که درش هستم را از من نگیر.

اگر یک کسی معرفت داشته باشد موقع گفتن این جمله خیلی متاثره، خیلی التماس دارد، خیلی ذلیل و گدایی دارد موقعی که دارد این جمله را می گوید: خدایا من اومدم به حرم ولی این را از من نگیر. این اگر از انسان گرفته شود یعنی طرد شده راهت نمی دهند. اگر رفت و آمد نداشته باشد تا آخر عمرش یعنی خیلی بد و طرد شده.

خدا مرحوم علامه طباطبائی را رحمت می کند. پیرمردی با آن وضعیتش که به قول آیت الله جوادی آملی خودش از بسیاری از امامزاده ها بالاتر بود. یک شخصیت به آن برجستگی، موقع افطار در ماه رمضان در آن گرمای قم از خانه راه می افتاد با آن وضعیتش پیرمدی می آمد تا می رسید اذان کنار ضریح یک بوسه می زد و می رفت و می گفت: افطارم این است.

ما هنوز جایگاه زیارت و ملاقات برایمان حل نشده. یعنی همین جوری تبرکی میریم، زیارت حضرت بریم، یا بریم امام رضا یک زیارتی بکنیم، بریم کربلا ولی هنوز به عنوان یک طرف زندگی اصالت ندارد برای ما. یعنی عشق و حالی.

بعضی ها هستند می گویند حتما سالی یک یا دوبار باید به مسافرت بروند. براش جایگاه و اصالت دارد. یا در برنامه زندگی خودمان یک سری برنامه ها برایمان اصالت دارد و بخش جدایی ناپذیر از زندگی است. اصلا انگار زندگی می کنیم برای این کار. این به آن فکر و مغز انسان مربوط است که واقعا در زندگی زیارت و ملاقات با بزرگان و اولیا برای تو از نظر درجه اهمیت کجای زندگی توست. آنهائی که سیگاری هستند یا اعتیادی دارند برای آنها آن سیگار یا اعتیاد اولویتی دارد. زندگی شان هست. مثلا بهشون بگید کار، زن، بچه همه سرجای خودش هست ولی آن را نمی شود ازش گرفت. برایش اهمیت دارد. یک عشق و یک لذت یک تفریح است.

آنهائی که قهوه خانه ای هستند، آنهائی که باشگاه می روند آنهایی که سینما می روند آنهائی که پارک می روند. بالاخره هر کس یک عشقی دارد. این خیلی مهم است که زیارت و ملاقات با معصوم و امامزاده ها برای ما چه جایگاهی دارد در ایام هفته و در طول روز چه جوری است.

تفننی هست، تفریحی است؟ یک موقعی تبرکاً یا اینکه نه یک امری اصیل است سر زدن.

در زندگی طبیعی یعنی بخش طبیعی آدم کسانی وجود دارند که نمی شود در زندگی شان حذفشان کرد. طبیعی است که باید به آنها سر زد. مثل پدر و مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزند، باجناق، دوست. بعضی ها هستند این جوری اند. امکان ندارد از صحنه زندگی حذف شوند. هر جا هستند این باهاش هست. نوه یا نتیجه یا هر کس این در زندگی هست. وقت برای ارتباط با اینها مستقلا می گذارد، اینها جز اصالت برنامه هاش هست. اصل برنامه هاش هست.

زیارت و ملاقات بزرگان مثل خضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم اصلا کلا زیارت در زندگی ما چه جایگاهی دارد؟ آیا اینها بخشی از زندگی ما هستند. مثلا بگوییم برویم حرم. چون آنها بخش رحم اصلی ما هستند. حضرت فرمود: ما رحم شما هستیم. آیا ما باور کردیم که آنها رحم ما هستند یا نه!

من این فرمول را چندبار به شما گفتن: شما به میزانی که غیب را باور می کنید، غیب هم تو را تحویل می گیرد و باورت می کند. تو چقدر جدی هستی در آسمان؟ به اندازه ای که آسمان برات جدی هست و چقدر آسمان دغدغه تو را دارد؟ به مقداری که تو دغدغه آسمان را داری. چقدر پیش امام زمان (علیه السلام) قیمت واقعی داری و عزیزی و موضوعیت دارید؟ به میزانی که امام زمان برای تو، مشکلات امام زمان برای تو، تنهایی و آوارگی و غربتش برای تو جایگاه داشته باشد و جزء دغدغه های زندگی ات باشد که من نگذارم این امام و پدرم‏ غریب، آواره و تنها بماند. در طول روز چقدر این مسئله غصه دارمان می کند که بتوانیم درگیرش بشویم برای برطرف کردن موانع ظهور تلاش کنیم.

گفتم این را برای شما، وقتی شما زیارت امام رضا می روید وقتی می خواهید به حضرت سلام کنید (سلامی که گفتم را بگویید بعد از عالیه المضامین کامل ترین سلام آن است) در این سلام به حضرت می گوییم: اجعلونی من همّکم و صیرونی فی حزبکم» آقا من خواهشم این است که شما به من فکر کنید. این خاص است. «اجعلونی من همکم» به من اهمیت زیادی بدهید. من دوست دارم برای شما مهم باشم. خیلی حرف است. هر کسی هم جگرش را ندارد این را از معصوم بخواهد. ممکن است ما همین جوری در زیارت نامه بخوانیم مثل زیارت عاشورا که می خوانیم: «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره» «ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» من می خواهم به آن مقامی که شما نزد خدا دارید، برسم ولی کی میتونه این حرف را جدی به امام حسین بزند که من ایستادم در این دنیا همه کارهای زندگی ام از کارهای اقتصادی بدنی گیاهی کارهای حیوانی و اجتماعی و سیاسی و کارهای علمی ام را فدا می کنم و میزارم به پای اینکه به مقام محمود برسم. چند نفر این جوری آدم پیدا می شود که زنده است برای رسیدن به مقام امام حسین. می گوید آن مقامی که تو داری من می خواهم. پائین تر نه. واقعا چند نفر دغدغه اش دارند و سبک زندگی شان را طراحی کنند برای مقام محمود برای انتقام از خون امام حسین.

«ان یرزقنی طلب ثارک»«ان یرزقنی طلب ثاری» چند نفر منتقم هستند از عزاداران. سی میلیون نفر می روند به زیارت. از این سی میلیون نفر چند نفرشان دغدغه انتقام را دارند؟ شما ببینید آقا امام رضا به من فکر کن. من می خواهم مهم باشم پیشت. آدمی میتونه این حرف را به امام رضا بزنه که خودش را لایق امام رضا بداند. و امام رضا را لایق خودش بداند. کی میتواند امام رضا را شکار کند یا بیفتد به شکار معصوم؟ کسی که در خودش این جگر را دیده باشد. دقت می کنید. یعنی می گوید من این کاره ام. این کار را می کنم.

شما در کار اقتصادی نگاه کنید. هر کسی جگر هر کاری را ندارد. اصلا شخصیتش، وسعش نمی رسد به این کار. اگر کسی به ما بگوید آقا من می خواهم یک مجتمع ده هزار واحدی بزنم. بیا با هم سرمایه گذاری کن. اگر همچین حرفی بزند شوخی کرده. ما برای یک واحدش هم این کاره نیستیم.

یک کسی بگوید آره من یک پروژه دارم، می خواهم ده هزار واحد مسکونی بسازم. یک کسی این جوری حرف می زند، یعنی چی؟ یعنی خیلی دارد که این جوری حرف می زند. در خودش می بیند.

در بخش گیاهی یک کس بگوید من می خواهم اورست را فتح کنم. سال دیگر من اورست را می خواهم بزنم. من دارم برای طلای جام جهانی فکر می کنم. کی میتواند این جوری حرف بزند؟ کسی که وجود گیاهی قدرتمندی داشته باشد.

یک کسی در بخش حیوانی بگوید من می خواهم رئیس جمهور شوم. من می خواهم دفعه بعد کاندید ریاست جمهوری شوم. این باید حسابش را کرده باشد. خیلی هستند شوخی می کنند. می خندند اینها. ولی یک کسی که جدی است و می گوید من می خواهم ریئس جمهور شوم این در خودش دیده باشد که بخواهد ریئس جمهور شود.

یک کسی در بخش عقلی بگوید من میخواهم یک فیلسوف یا پروفسور شوم. این حتما باید مایه اش را دیده باشد در خودش که بگوید من می خواهم به اینجا برسم.

یک کسی در بخش فوق عقلی بایستد جلوی امام حسین و بگوید من می خواهم مقام تو برسم یا به امام رضا بگوید: من ویژه هستم به من فکر کن. «اجعلونی من همکم و صیرونی فی حزبکم» من را در حزب خودتان ثبت نام کنید من دیگر از این به بعد می خواهم باشم، کل زندگیم، آخرتم هم می خواهم با شما بگردم. رفیقهام دوستان.

حزب شوخی نیست. حزب خیلی است. یک کسی بگوید من می خواهم هم حزبی امام حسین بشوم، هم حزبی خدا بشوم، اینها را خوبه ما نمی فهمیم داریم چی می گوییم. اگر بفهمیم سکته می زنیم. یعنی بایستد به امام بگوید: «صیرونی فی حزبکم» یک لحظه پرده از جلوی چشمت برود کنار و امام رضا را ببینی و بهت بگوید: آی پسر دخترم، جدی داری می گویی! کی جگر دارد این حرفها را جدی بزند. حالا ما می رویم سلام می کنیم ولی.... «اجعلونی من همکم صیرونی فی حزبکم».

به میزانی این حرف درست درمی آئید که .... امام رضا جادرجا می گوید: باشد. یعنی امام رضا نه نمی گوید. وقتی به امام رضا می گویی می خواهم هم مقام تو باشم، نه نمی گوید اصلا. ولی می گوید اگر می خواهی هم مقام من بشوی جزء دغدغه من بشوی. من امام رضا به غیر از مردم ، مردم همه به امام رضا فکر می کنند، ولی تو برام ویژه باشی که بهت فکر بکنم. یک جمله دیگری دارد که می گوئی «اذکرونی عند ربکم» شما با خدا که خلوت دارید اسم ما را هم بیارید. کی می تواند با امام رضا این جوری حرف بزند.

به معصوم می گویی که وقتی با خدا هستید یاد ما هم بکنید. میدونید چقدر ما را تحویل گرفتند. این زیارت چیه؟ کجا قرار است ما را در زیارت ببرند. تو جرات می کنی؟ ما اگر خداوکیلی خودمان بودیم این کلمات نه به عقلمان می رسید، تازه اگر به عقلمان می رسید، جرأت گفتنش را هم نداشتیم. این را هم معصوم خودش در دهانمان گذاشته.

می گوید: «اذکرونی عند ربکم» به ائمه می گوید: شما در خلوت تان با خدا هوای ما را هم داشته باشد و اسم ما را هم بیارید. کی میتواند این جوری حرف بزند. ولی خداشاهده اینها انقدر کریم هستند، اصلا می گوید ما شما را برای همین مقام آفریدیم. برای همین جا شما هستید. شما بچه های ما هستید. اصلا شما لیاقت تان همین حرفهاست. ولی یک شرط دارد. اگر می خواهید ما به شما ویژه فکر کنیم؛ پیش خدا یادتان کنید و عضو حزب حزبتان کنیم (حرف خیلی سنگین است) شما هم به ما ویژه فکر کنید.

باید ببینی امام رضا امام زمان در زندگی تو جاش کجاست. این کلمه را تا آخر عمر ترکش نمی کنم چون مطمئنم کم پیدا بشود یک کسی این را بفهمد و جدی بگیرد. خدا رحمت کند. می گفت: امام را می گویم می گویم می گویم تکرار می کنم تا بعضی ها بفهمند. ما هم باور کنیم این را .

امام زمان جزء دغدغه یکی بشود موقعی که او صبح از خواب بلند می شود چه جوری است؟ تعطیلاتش چه جوری است؟ در بخش اقتصادی چه جوری است؟ در بخش بدنی چه جوری است؟ در بخش اجتماعی چه جوری است؟ این آدم در بخش علمی چه جوری است؟ در دعاهایش چه تاثیری می گذارد وقتی امام زمان جزء دغدغه اصلی اش بشود. خیلی فرق دارد. اصلا خیلی تفاوت دارد. شما زمانی می توانی این سلام را خدمت امام رضا یا هر معصومی بگوئی که اگر صدق باشد چه صفائی دارد. وقتی می ایستی اشکت در می آید به امام رضا به امیرالمومنین به امام حسین می گوئی آقا من را ویژه نگاه کنید. اجعلونی من همکم به من خیلی اهمیت بدهید. من برایتان مهم باشم. آقا خیلی حرف است.

یک وقت به یک رفیق می گوئی من برایت مهم باشم، او هم یک ذره چرتکه می اندازد، می گوید این آدم یک جاهائی به درد می خورد، بهش اهمیت بدهید، تحویلش بگیریم یک جاهائی به کارمان می آید.

تو داری به یک کسی می گوئی هیچ نیازی اصلا به تو ندارد. فقط دوست دارد. این را آدم مطمئن است که فقط دوست دارد. این را مطمئن است. داری با یک کسی حرف می زند که دوست دارد. بی نهایت دوست دارد. بی نهایت بیشتر از زن و بچه هایت که همه چیز پاش می ریزید و آخر هم قدر نمی دانند. بی نهایت بیشتر از اینها دوست دارد. این را که مطمئنی.

حالا بهش می گوئی به من اهمیت بده. حالا اینها را که می گوئیم در آخرین فقره زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) خیلی مهم است. و کنار حضرت معصومه جدا شوی و بیرون بیایی، وداع ها این جوری است. انشاله این حرفهای من را کی می فهمی. انشاله به حق خود حضرت معصومه (سلام الله علیها) بهشت می روید، بعد خانم حضرت معصومه (سلام الله علیها) شما را دعوت می کند به بهشت خودش، چون شما در زیارت با او قرار گذاشتید و گفتید: «عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه» خدا من و شمارا به هم معرفی کند، حالا حضرت معصومه (سلام الله علیها) در می آید می گوید به زیارت ما آمدی، بیا به بهشت ما. می روید خانم فاطمه معصومه (سلام الله علیها) تحول می گیرد. موقع رفتن می فهمید داستان تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ یعنی چی. موقعی که می خواهی از بهشتش دربیایی، به بهشت خودت بروی تازه آن موقع می گویی ای بابا ما رفتیم در این بهشت حضرت معصومه حالا می خواهیم در بیایم: فَلا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ.

تو اگر مطمئن نباشی قرار برگردی در حرم حضرت معصومه دوباره. حضرت معصومه بهت بگوید : خداحافظ! دیگر ما همدیگر را نمی بینیم. کوفتت می شود. به خدا بهشتت جهنم می شود.

تو زمانی می توانی از بهشت حضرت معصومه بیرون بیایی که مطمئن باشی خانم یک بار دیگر دعوتت می کند. این جمله حساسیتش این است. اصلا نمی توانم راحت رد شوم. آدم هر چقدر هواس پرت باشد، قسی القلب باشد یا حضور قلب نداشته باشد به این کلمه می رسد مثل برق سه فاز آدم را می لرزاند.ک « فَلا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ= خدایا آنچه را که در آن هستم را از من نگیر». روت به خداست. به کی پناه می بریم ما.

«اللهم انی اسئلک ان تختم لی سعاده» یعنی خدایا عاقبتم را بخیر کن. به سعادت به خیر کن. « فَلا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ» خدایا این را از من نگیر.

ببینید آدم در بخش های پائینی مالش گرفته شود، شخصیتش خرد نمی شود. سلامتی اش گرفته شود، بی آبرو نمی شود، شخصیتش خرد نمی شود. جنبه های حیوانی و اعتبارات اجتماعی را از دست بدهد، نه. آلزایمر بگیرد کل سوادش را از دست بدهد، بی اعتبار نمی شود. ولی اگر غیب بهش بگوید برو دیگر نیا خیلی بی آبرو می شود. بی آبروی واقعی این است که غیب تو را نپذیرد. الان به دلهایتان نگاه کنید میزان پذیرشش معلوم است که چقدر شما را می پذیرند. آدم همین الان هم این را می فهمد. حتی اینکه این دعائی که می کنید چقدر مستجاب شده. بایستی جلوی امام بهش بگوئید که : «اجعلونی من همکم و صیرونی فی حزبکم و ادخلونی فی شفاعتکم» بعد بگوئی «اذکرونی عند ربکم».پیش خدا هستید هوای ما را هم داشته باشید.

الان معلوم می شود هر کس الان میداند از این دعا چقدر برای او استجاب می شود. یک ذره به احوالتتان نگاه کنید. هر کس به احوالتش نگاه کند، میفهمد الان کجای قضیه است. بعدش برای اینکه این قضیه تثبیت بشود می رویم سراغ بعدی.

بعد از این چون می دانیم کار تو نیست. قضیه، قضیه لیاقت نیست. قضیه اینکه تو تلاش کردی و به اینجا رساندی، نیست. قضیه دعوت است. شرافت به شما دادند. تحویلت گرفتند حالا اومدی به زیارت. خداوکیلی وقتی ما میرویم در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها (چون این دعا را شما در حضرت عبدالعظیم هم میخوانید.) می روید حرم حضرت عبدالعظیم خیلی کاردرستیم، خیلی پاکیم، خیلی علیه سلام هستیم، ولی آنها ما را با همین جوری قبول می کنند. تو راه مان دادند و دعوت مان کردند. باید آدم کرامت را از اینها یاد بگیرد. به والله مبالغه نمی کنم. اصلا برای این حرف های شکسته نفسی درس اخلاق نمی خواهم به شما بگویم. به خود حضرت معصومه قسم من که می روم حرم می گوئیم مگر بی آبروتر، بدتر از من هم هست که ما را در حرم راه دادند. یک کسی مثل ما را قبول کردید و ما را در حرم راه دادید. من هر وقت می روم می گوئیم ای بابا اینها به ما هم توجه می کنند. دیگر بدتر از ما بی آبروتر از ما، گناه کار تر از ما کی؟ من خداشاهد است من همیشه این را می گویم. ما را راه دادند تا اینجا!

اینجا آدم ترس برش می دارد. می گوید من با این وضع که راهم دادند اینجا، نکند بعدا راهم ندهند. نکند همین یکبار باشد. اینجا مجبوری چه کار کنی؟ وقتی به خدا می گوئی : فلاتسلب منی، بروی سراغ اینکه همه کاره خودت هستی. لذا بعدش این ذکر را می گوئی: «و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم= كه هيچ نيرو و قدرتى جز خداوند بزرگ و والا نيست»، خدایا هر حول و قوه و توانی هست برای آمدن به این حرم و خواندن زیارتنامه، برای التماس و گریه کردن و ... همه را خودت دادی به من. ما هیچ کاره ایم. وجود را تو دادی؛ حیات را تو دادی؛ قدرت را تو دادی؛ حافظه را تو دادی؛ ذهن را تو دادی؛ فطرت را تو دادی؛ هدایت را تو دادی؛ پدر و مادر خوب را تو دادی؛ علما و مراجع را تو نصیب ما کردی؛ تو ما را در این مسیر قرار دادی که زیارت را بفهمیم و بشناسیم؛ همت، خواستش، هوسش، پول و امکاناتش را تو دادی؛ تو موانع را برداشتی تا من بیایم و به حرم برسم. جانش را تو دادی تا من بیام حرم.

ببینید میلیونها آدم نمی توانند حتی یکبار هم به حرم بروند. این خیلی مهم است. اینجا آدم ترس برش می دارد که آدم وحشتناکی مثل من را در حرم راه داده اند. حالا اینجا آمدیم. گفتم: یکی از دوستان می گفت یک آقایی آمده بود بابا و مامانش را برای حج بدرقه کند. مادرش ویلچری بود. این با ویلچر آمد، آنجائی که باید ایننها را بگذارند تا بروند. گفتش که این مادرم سختش هست. اجازه بدید من بگذارم توی اتوبوس تا بره برای هواپیما. گفت: مادر را بلند کرد و گذاشت توی اتوبوس و چون نمی دانست در اتوبوس بسته شد. بعد به خودش گفت بزار حالا تا ببرمش دم هواپیما. خلاصه هیچی. همین جوری تادم هواپیما رفت. بار هواپیما را در باربر بگذار و بکش بالا، اینها رفتن توی هواپیما، صندلی خالی هم هست، نشست و گفت فوقش می آیند ما را می اندازند بیرون. آقا نشست، در هواپیما بسته شد رفتم مکه. آقائی که بدون بلیط و هیچی و این چیزها. درحالیکه بعضیها چند سال در نوبت هستند ولی این چسبیده به مامانه و رفت مکه. آنجا هم پیاده اش کردند و رفت کاروان خلاصه ... هیچی حاج آقا شد. با مامان و بابا رفت احرام و خلاصه. گفت: روز هشتم لو رفت. من را گرفتند و مامورها یک کتک مفصل بهش زند و گفت: این کتک می ارزید برای یک حج.

حالا داستان ما این جوری می شود. می بینی یک دفعه یک چیزی شده خلاصه پایمان در حرم باز شده یک لحظه جلوی ضریح ایستادی. به خدا حال ما هیچ فرقی با این پسر ندارد. فکر می کنیم من اراده می کنم من آدم لایقی هستم آدم.. هستم. اصلا این خبرها نیست. یک لحظه، چه بسا شبش، فردا هزار تا گناه هم کردی، آلودگی های زیاد، یک دفعه تو یک لحظه می ایستی می گوئی:

ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفته ما می‌شنود

یک لحظه می بینی که ایستادی جلوی حرم. جلوی ضریح ایستادی. هر بار آدم شوکه می شوی. من الان جلوی ضریح هستم، من الان پیش امام رضا هستم، من الان پیش امام حسین هستم، من پیش حضرت عبدالعظیم هستم. برای من هر دفعه همین جوری است. یعنی چی شد که یک دفعه ما سر از حرم درآوردیم. خب حالا باید چکار کنیم؟ پناه ببریم به یک کی؟ خوب جائی است. بیرونمان نکنند. پس باید چی می گوییم: « وَلاحُولَ وَ لا قُوَةَ إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظیم ِ= هیچ نیرو و قدرتى جز خداوند بزرگ و والا نیست». خدایا هر چی هست خودتی. حول و قوه را تو به ما دادی تا اینجا؛ تو ما را به اینجا رساندی.

یک دعا دارد. دعایش را هم بگویم. اگر رسیدیم راجع به لاحول و لاقوه بالالله توضیح بدهم.

«اللهم استجب لنا » خدایا این همه دعا کردیم (این دعای آخری خیلی مهم بود). یک عالمه دعا کردیم وقتی وارد حرم حضرت معصومه شدیم و روبرو شدید می گوئید: السلام علیک عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه» قرار ملاقات را در بهشت با او گذاشتی. گفتی گفتی رسیدی به اینجا که فلا تسلب منی. این دعا خیلی مهم است. خیلی مهم . لذا بلافاصله می گوئی «اللهم استجب لنا » خدایا اجابت کن ما را. ما را بیرون نیندازند. این را از ما نگیر. «اللهم استجب لنا و تقبله» بپذیر این زیارت را از ما. حالا می روی سراغ اسم ها. اسماء الله اینجا نقش دارند. بکرمک با کرمت قبول کن ای خدا.

کریم یعنی چی؟ یعنی یک موجودی بزرگواری که کاری با لیاقت تو ندارد. به تو خیلی نگاه نمی کند. قربون امام حسین بروم. فداش بشوم. فرمود: هر وقت خواستی خوبی کنی، لایق نالایق را با هم ببینی. شرط نگذار که من می خواهم پول بدهم حتما باید این جوری باشد.

چند وقت پیش یک بنده خدایی می خواست زمین بدهد. انقدر شرط گذاشته بود که زمینه چه جوری هست، هنوز هیچ کس که بخواهد از این زمین استفاده کند، پیدا نشده است. امام حسین می گوید: تو احساناتان خیلی سخت نگیرید خیلی شرط نگذارید. به خوب برسد به بد برسد. احسان است. خدا با ما این جوری بوده. خدا رحمت کند شیخ بهایی موقعی که می خواست سر در امام رضا بسازد، به بنائی امام رضا گفت: من می روم و برمی گردم دست نمی زنی. مرحوم شیخ خیلی سخت گرفته بود سفارش داده بود که برای ورود به حرم افراد پاک باید وارد این حرم شوند. گناهکاران نباید بروند. خلاصه آمده بود دیده بود که بنا کارش را تمام کرده ساخته همه هم تشریف می آورند. مرحوم شیخ بهائی خیلی ناراحت شد برای چی ساختی؟ نگفتم که نساز. گفت آقا من خواب دیدم آقا گفت: بساز. اگر قرار باشد فقط خوب ها بیایند اینجا، بدها چکار کنند. به هر حال خدا اسمش «اله العاصین» است. خدای گناهکاران هم هست. خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا را، بعضی از دوستان شاید یادشان باشد که نزدیک بیست سال پیش با من می آمدند خدمت ایشان. به رحمت خدا رفت. می گفت حرم حمام است. نمی شود بیرون بایستی. باید بیائی حرم تا تمیز شوی. بیرون حمام کسی تمیز نمی شود. هر جوری هست باید بروی حمام تا تمیز شوی. به کرمک یعنی خدایا با کرمت قبول کن ما آمدیم. «وعزتک» دیگر وقت نداریم این حرفها راتوضیح بدهیم که این اسماء چکار می کنند وقتی در حرم هستی. در حرم و زیارت دست گذاشته روی چی ها. چون می خواهد جواب بگیرد باید برود سراغ اسمی که جواب بگیرد. اللهم استجب لنا و تقبله بکرمک وعزتک و برحتمک و عافیتک» با رحمتت و عافیتت.

عافیت یعنی چی؟ معاف بودن. می گویند طرف معاف شد. درش عفو دارد. عافیت یعنی تو برو کنار. با تو کاری نداریم. عافیت یعنی حالتی که شخص به بلا نمی خورد. خداعافیتت بدهد یعنی سالم باشی از آسیب . به یک روایت تو اصلا همه اینها را می خواهی. می گوئی خدایا قبول کن زیارتم را کرم نصیبم کن، عزت بهم بده، رحمت نصیبم کن. عافیت بهم بده.

خب حالا اجابت اینها چی؟ اینها را به خود خدا گفتی که اجابت بشود. ولی باید بهای اجابت را باید بپردازی. بهای اجابت چیست؟ «وصلی الله علی سیدنا محمد و آله» صلوات بهای اجابت است. قبل از دعا و بعد از دعا و وسط دعا.

«وصلی الله علی سیدنا محمد و آله اجمعین» تمام شد. این زیارت حضرت معصومه.

دو سه روایت برای شما بخوانم. خیلی فوق العاده و کارگشاست برای شما. توجه داشته باشید. حالا یا یادداشت کنید یا به خاطر بسپارید. اینها خیلی مهم است.

ما در بحث اردویمان اینها را بهش می رسیم. امسال نه. چون تقریبا کل اردو به تکبیر گذشت. یک مقداری تکبیر مانده بعد باید برسیم به تحلیل و تحمید و تسبیح. فکر کنم چهارسال دیگر، فکر کنم بعد از ظهور، انشاله بعد از ظهور بیفتد اردوهایمان. به حوقله (لاحول و لاقوه الا بالله) هم می رسیم. اینجا این است.

گاهی ممکن است کاری کرده باشیم که توفیق زیارت را از ما بگیرند و راه مان ندهند. پس توان و همت رفتن را همیشه از خدا بخواهیم و بگوییم: «وَلاحُولَ وَ لا قُوَةَ إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظیمِ».

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده. فرمودند: «هر کس در هر روز 100 مرتبه «لا حول و لا قوه الا بالله» بگوید، (العلی العظیم ندارد) خداوند متعال 70 بلا را ازش برطرف می کند که کمترین آن، همّ و غم است».

باز یک جائی دیگر خودش دارد اگر کسی صد مرتبه بگوید فقر او را نمی آورد.

یکی از بلاها فقر است که به او روی نمی آورد.

اگر انسان صدق داشته باشد، معرفت داشته باشد، چه شود. صدق چکار می کند؟

حدیث بعدی از امام رضاست: «هر کس در صبح و شام سه مرتبه «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله» بگوید، از شر شیطان و پادشاه جور و بیماری خوره و پیسی باکی نداشته باشد. اینها دیگر سراغش نمی آید. اینها شرهای است که ریزش کرده. امام دارد می گوید. هفتاد بلا را برطرف می کند جزء آنهاست که دارد می گوید.

چند مرتبه؟ بگوئید؟ سه مرتبه. صبح و شب. چی می گوئیم: «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله»

روایت بعدی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله است. چقدر مست کننده و خوشحال کننده است که ای خانواده آسمانی را داریم. خوش به حال کسی که بتواند با داشتن ائمه در دنیا شاد باشد و غصه نخورد. خوش به حال کسی که بتواند غصه نخورد. امام رضا داریم. پیغمبر داریم. امام صادق را داریم. چه عشقی، چه دنیایی خوبی که ما اینها را داریم. پیامبر همان بسم الله الرحمن الرحیم و لاحول و لاقوه الا بالله. آن از امام رضا که حضرت سه مرتبه صبح و شب اما پیغمبر می گوید: هر کس این را ده بار بگوید، (برای همین در زیارت این جور قشنگ گنجانده شده . تو داری می گوئی اسئلک ان تختم لی بالسعاده و فلاتسلب منی ما انا فیه و لا حول و قوه الا بالله یعنی به نظر شما چی می تواند آفت باشد که بگیرد از زیارت را از ما؟ با چی می شود زیارت را از انسان بگیرند و نصیبش نشود؟ باید یک غلطی کرده باشد که بهش بگویند برو گم شود دیگر راهت نمی دهیم. اینجاست که تو به چی احتیاج داری؟ لاحول و لا قوع الا بالله احتیاج داری که درامان بروی) ببینید پیغمبر چی می فرماید: هر کس این جمله را ده بار بگوید، از گناهان پاک می شود؛ مانند روزی که از مادر متولد شده و خداوند 70 نوع بلا را از او دفع می کند که از جمله ی آنها دیوانگی و خوره و پیسی است (کافی است. او کریم است . اگر کسی شک کند باید برود بمیرد) دیگر چی؟ اینجا رانگاه کنید چقدر قشنگ و چقدر برای انسان طهارت می آورد.

و نیز 70 هزار ملک را موکل او می کند که برایش استغفار کنند.

فرشته ها عباد مکرمون هستند. بندگان بسیار گرامی خدا هستند. معصوم اند دیگر. لایعصوم ما امرالله حالا یک بندگانی که پیش خدا خیلی عزیزند و گرامی و معصوم اند، خدا به آنها می گوید هفتادهزارتاشان برای این استغفار کنید.

استغفار کنید یعنی چی؟ فرشته برای آدم استغفار کند؟ در بحث استغفار گفتم فرشته برای آدم استغفار کند با قلب انسان چکار می کند؟ گفتم استغفار استحمام نفس است. استغفار موانع را از سر راه انسان برمی دارد. هر جا گره، مشکل، هست، سختی هست، استغفار می کند کنار می اندازد. انقدر استغفار قدرت دارد.

باز یک روایت دیگر که برای امشب بس است. فرمودند: برای خلاصی از شدائد و گرفتاری ها این جمله را زیاد بگویید: «بسم الله الرحمن الرحیم/ لا حول و لاقوه الا بالله العلی العظیم/ اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین».

صدق چقدر خوب است. یک کسی به خدا بگوید: ایاک نعبد و ایاک نستعین. چقدر قدرت دارد که می تواند بایستد جلوی خدا بگوید «بسم الله الرحمن الرحیم/ لا حول و لاقوه الا بالله العلی العظیم/ اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین». چکار می کند این ذکر.

من دیدم چون ممکن است چندسالی نرسیم در بحث اردوها به این ذکر، گفتم حالا به مناسبت شرح زیارت حضرت معصومه، اقلا یک توجهی به این ذکر عظیم که همه چیز را دارد، بکنیم.

همه چیز را دارم یعنی تو می گویی: « لا حول و لاقوه الا بالله العلی العظیم ». اما درش چی داشت؟ استغفار داشت. آن هم استغفار ملائکه. ببینید ذکرها چه جوری است. اینکه می گویند اگر کسی صلوات بفرستد، صلوات حمد است، هم تکبیر هم تسبیح حق تعالی است، این جوری است.

همه را دارد صلوات. این هم همین طور است. مثل الله اکبر که لا اله الا الله را با خود دارد. اگر کسی معنایش را بفهمد، می فهمد که الله اکبر یعنی لا اله الا الله.

فکر نمی کنم دیگر برسیم به این که اسما را توضیح بدهیم . آن اسما بماند برای اسماء الله. عزت، رحمت، عافیت .

اینها را خودتان بهش توجه ویژه کنید. با توجه حرم بریم. حواسمان باشد که کجا می ریم. حرم رفتن برایمان موضوعیت پیدا کند. حاشیه زندگی مان نشود. خیلی خطرناک است. آدمی که حرم رفتن حاشیه زندگی اش می شود، نمی تواند با امام بگوید اجعلونی من همکم من می خواهم از نظر شما ویژه باشم. شما تا حرم برایت ویژه نشود، ویژه نمی شوی.

این یادت نرود.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین