جلسه 038 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
38
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
3
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 038 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله عَلٰی اعدائهم اجمعین مِن الان الی قیام یوم الدین.

بحث مان در انسان شناسی به اینجا رسید که انسان حقیقتش در طلب بی نهایت در عشقش به هو، آن هویی که الله است و الله که احد است و صمد است و لم یلد و لم یولد تحقق پیدا می کند. بخش های دیگر انسان اله آن ها غیر از بخش های انسانی انسان است. اِله بخش جمادی انسان، معشوق او و مطلوب او جمادات است و اله بخش نباتی او، کمالات نباتی است و اله بخش حیوانی، کمالات حیوانی است. و اله بخش عقلی او ، معقولات است، علم است، دانش است و اما بخش انسانی ، اله اش الله است که ما شهود می کنیم که اِلهی جز الله نداریم، خودمان شهود کردیم و تمرین کردیم با هم و فهمیدیم و این شهود را کردیم که اِلهی جز الله نداریم که انسان ها هم حتی اگر دنبال کمالات جمادی، نباتی، حیوانی هستند از آن جهت که این ها ظهورات بی نهایت است، دوستشان دارند والا معشوق حقیقی انسان نیستند.

انسان یک معشوق ، یک محبوب و یک هدف و یک اله حقیقی دارد و آن الله است. بقیه ی چیزها نمی توانند، اله انسان باشند. پاسخگوی انسان نیستند. کام انسان با آن ها به خوشی نخواهد رسید. کلُّ اَحَدٍ یَموتُ عطشان الّا ذاکِرَ الله. هرکسی ناکام از دنیا می رود ، تشنه از دنیا می رود مگر ذاکر خدا. کامیاب ترین افراد کسانی هستند که از خدا کام گرفته باشند. کامیاب ترین افراد کسانی هستند که بهره ی بیشتری از الله دارند. کامیاب ترین ، خوشبخت ترین انسان ها کسانی هستند که بیشترین اسماء را از حق تعالی جذب کردند. این حقیقت گفتیم اصلی ترین و زیر بنایی ترین مبنای حقیقت است. که وجود خودش و درون ما خودش به این حقیقت شهادت می دهد. یعنی ما با سیر درونی که کردیم ، به این یقین و به این شهود در درون خودمان رسیدیم که الهی جز الله نداریم. که لا اله الّا الله این حقیقت دنیا هست.

اصلی ترین، زیباترین حقیقت عالم این لا اله الّا الله است ولی این فقط شهود ما است از یک حقیقت خارجی یعنی یک خارجی هست و یک حقیقتی در خارج هست به نام لا اله الّا الله که ما این را شهود کردیم در درون خودمان و در بیرون خودمان. آن موقع که در درون خودمان شهود می کنیم من می فهمم که هیچ چیزی تواند من را ارضا کند جز کمال مطلق کسی نمی تواند مرا آرام کند. کام من جز با حق تعالی به خوشی نمی رسد. این را در خودم می فهمم. امّا وقتی به دیگران هم نگاه می کنم می بینم که دیگران هم همین طور هستند. رییس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. همه همین طورند و فقط من عاشق حق نیستم همه عاشق حق اند. اختصاص من ندارد. همه ی عالم در آتش عشق الهی قرار دارند.

ز ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

از ازل این جوری بوده است از ازل لا اله الّا الله بوده و هست. از ازل ماجرای عشق انسان و سایر موجودات به حق تعالی بوده، همه ی حرکت ها، سایر جنب و جوش ها و تا ابد هم این ادامه دارد.

ریشه ای ترین ماندگارترین ، جاودانه ترین حقیقت عالم همین عشق حق تعالی است و همه ی ماجرای عالم همین ماجرای عاشق و معشوق است و این را ما از باب وَسَنُریِهم آیاتِنا فی لافاق و فی انفُسِهِم حَتی یَتَبَیَّن الانَّهُ الحق در آیات انفسی سیر کردیم دیدیم. در آیات آفاقی هم سیر کردیم، دیدیم همش همین طور است. خود وجود این را به ما می گوید و می فهماند. در آیات قرآن کریم که خیلی ها از ترجمه ی آن طفره می روند یا حتی از تفسیر آن و فقط به یک کلی گویی بسنده کردند این است که آن ها نخواستند و نتوانستند و یا نمی خواستند که به این حقیقت دامن بزنند و متوجه شوند شَهِدَ الله اَنَّهُ لا اِله الّا هو. آقا از کجا معلوم لا اِله الّا هو؟ ها؟ خودش داره شهادت می دهد. شما این را ببر تو منطق، تو محاورات، ببر در یک جمع دانشجویی و یک جمع طلبه ای و بگو این هم شد دلیل که آقا دلیل بر حقانیت خدا، دلیل بر الهیت خدا و وحدت خدا شما می گویی لا اِله الّا هو وحدت است.

دلیل این که ما هیچ الهی جز خدا نداریم چیست؟ اگر از خود خدا بپرسی، از قرآن بپرسیم، به ما چه می گوید؟ می گوید خدا، قرآن شاهد است. اِ خدا شاهد است شد دلیل؟ شما ببر در شکل های منطقی ، در مناظرات، مباحثات که آقا دلیل حقانیت حق چیست؟ دلیل وحدانیت او چیست؟ این اسماء که شما استخراج کردید، هو، الله ، احد، صمدیت را درآوردید این ها چه جوری است؟ می گوید خودش داره می گوید دیگه. چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. در منطق خواندیم ذات شیء لم یکن مُعَلِلٰا معلل نیست. شهد الله یعنی برای شما باید کافی باشد. اِ یعنی چی؟ خدا شاهد است ؟ خدا شهادت می دهد الهی جز او نیست. بارک الله چه استدلالی خدا به نفع خودش شهادت می دهد. ها! خود خدا شهادت داده که الهی جز او نیست این با چه کسی داره حرف می زنه؟ این آیات با چه کسانی صحبت می کند؟ خدا می خواسته ما را سرکار بگذارد؟ استدلال او زوری بوده؟ از بابت تقدس الله باید بپذیریم چون خدا فرموده؟ یک ذره فکر کنیم. شهدالله اَنَّهُو لا اِلٰه الّٰا هو. یعنی خود وجود. یعنی خودش داره شهادت می دهد به وحدانیت و الهیتش. گفتیم شما به محض این که می گویی وجود. چه در ذهنت می آید؟ چند لحظه فکر کنید. چه می آید؟ بی نهایت بودن و چی؟ این دو صفت در ذات وجود است. تا شما گفتی وجود امکان ندارد این دو صفت می آید. اگر نیومد پس شما وجود را تصور نکردید. وجود در ذات خودش، در وحدانیت خودش، در بی نهایت بودن خودش اعتراف می کند. خود وجود داره شهادت می دهد. اصلاً نیاز نیست از جایی دلیل بیاورید آقا خورشید روشن است؟ خودش دارد می گوید روشن است. داغ است، گرم است؟ خودش داره می گوید. وقتی خودش داره می گه ما دنبال چه دلیلی می گردیم؟ این جزء بدیهیات اولیه است. فقط باید تصورش کنی، تا تصورش کنی تصدیق با آن می آید. شهد الله اَنَّهو لا اِله الّا هو باید برای همه ی ما کافی باشد. ما چون همین حقیقت را در آفاق و در انفس می بینیم، شهادت خدا را هم می بینیم. یعنی هم حق را می بینیم و هم شهادت او را. هم وجود را می بینیم و هم شهادت وجود را می بینیم. وجود با همه ی بزرگی خودش به بلندای ابدیت از ازل تا ابد که لا اله الّا الله را دارد فریاد می زند. در ذات وجود این را داریم.

بنابراین اساساً این حقیقت قابل انکار نیست. یعنی هیچ کس نمی تواند انکارش کند، یعنی انکار کند، بدیهیات را باید انکار کند. چی را می خواهید انکار کنید؟ ما یک هستی داریم یا نداریم؟ هستی مطلق است یا نه؟ محدود که نیست چون گفتیم اگر بخواهد محدود باشد با عدم است و عدمی هم نداریم که محدود کنیم. یگانه است یا نیست؟ یکتاست. احد است. وجود احد است. چرا چون نمی تواند جا برای دوم بگذارد. ما خارج از وجود هیچی نداریم. امکان نیست غیر از وجود چیزی داشته باشیم. غیر از آن چیزی نمی توانیم داشته باشیم. کدام شهود ، وجود، عقل؟ هر چه وجود است، وجود و جلوه های آن ، وجود و تجلی های آن است. پس شما به محض این که گفتید وجود، احدیت، بی نهایت بودن، صمدیت، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد با وجود است و قابل انکار نیست. اثبات نمی خواهد.اثبات کدام امر اثبات می خواهد؟ امری که مبهم و مجهول باشد. وقتی هوالظاهر است. تا حالا کسی را شما سراغ داشتید مقاله بنویسد که خورشید را ثابت کند. روز یا شب را ثابت کند؟ اثبات نمی خواهد. حق تعالی از روز از شب، از خورشید ظاهرتر است. چون هرچه که ظاهر است به برکت او ظاهر است. الله نورالسموات و الارض. ها؟ اگر سموات و الارض ظاهرند، قابل اثبات هم نیستند. نیاز به اثبات ندارد. نوری که به واسطه ی آن ظاهر است و روشن شده اند، این چه جوری اثبات می خواهد؟ ما اگر در این اتاق در این ساعت نه شب داریم یک چیزی می بینیم به برکت این نور است به برکت نور است و همه چیز ظهورش را از نور دارد. چه جور می توانیم نور را انکار کنیم. بگوییم ما نور را نمی بینیم و باید اثبات کنیم. پس چه استدلالی است؟ خود نور به روشنایی خودش به وجود خودش شهادت می دهد. چه استدلالی است؟ خود نور به روشنایی خودش به وجود خودش شهادت می دهد. چه استدلال و اثباتی نیاز دراد؟ اونی که دنبال خدا می گردد چشم ندارد. اَمیَت اَعیُن لا تَراک. کور باد چشمی که تورا نمی بیند. اَلغَیرِکَ؟ حضرت استدلال را به جهان اعلام می کند. محکم. دارد سوال می کند به همه ی اون هایی که گیج می زنند و دنبال خدا می گردند و دنبال اثبات خدا هستند و دلایل خدا و وحدانیت خدا را سوال می کند. می گوید: اَلغَیرِکَ مِنَ الظُهورِ ما لَیسَ لَک؟ آقا این در پیشانی تاریخ می درخشد. مگر می شود یک چیزی ظهوری بیشتر از تو داشته باشد؟ و تو کمتر از تجلیات خودت ظهور داشته باشی. این ممکن است؟ سوال می کند حضرت اَلغَیرِکَ مِنَ الظُهورِ ما لَیسَ لَک؟ یک چیزی غیر از تو ظهورش بیشتر باشد امکان دارد؟ شما روشن تر، نورانی تر، ظاهرتر از وجود چیزی را سراغ دارید از این عالم؟ بدیهی تر از وجود چیزی وجود دارد؟ امکان ندارد. پس خود وجود داره به خود وجود، به وحدانیتش ، به وجودش به بی نهایت بودن و صمدیت و احدیتش به لم یلد بودنش، به لم یولدش شهادت می دهد. اثبات نمی خواد که شما می خواهید اثبات کنید. ما فقط باید چشمانمان را باز کنیم و بهتر نگاه کنیم. شَهِدَ الله اَنَّ هُو لا اله الّا الله... هیچ استدلالی در تاریخ قرآن و انسان از این محکم تر نبوده است. برای این که آدم بفهمد حقیقت چیست. دیگران گفتند! اگر ما به تعابیر مختلف خواندند : شهد الله اَنَّ هو لا اِله الّا هو و مََلائکة و اوُلوالعلم.اگر این جوری بخوانیم یعنی خدا شهادت می دهد، ملائکه هم شهادت می دهند اولوالعلم هم شهادت می دهند. بعضی ها هم گفتند که این جوری نخوانید. بخوانید شهدالله فقط شهد الله اَنَّ هُو لا اله الّا الله. خدا هیچ نیازی به شهادت کس دیگری ندارد. خدا احتیاج به حرف زدن و ظهور کسی دیگر ندارد. چون ملائکه ظهور خودش اند و ملائکه هم ظهور خودش اند و خدا نیازی به این ها ندارد. والملائکه و اولوالعلم را بزنید به آیه ی بعدی که می گوید والملائکه و اولوالعلم قائماً بالقسط. شهد اللهُ اَنَّهو لا اله الّا هو. پس آقا حقیقت من، عالم چیست؟ و چه کسی دارد این را برای من جا می اندازد؟ آقا حقیقت وجود خودش همه چیز را می گوید. شما یک کمی در وجود تأمل کنید همه چیز در وجود هست. او، الله، احد، صمد، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد. همه اش در وجود وجود هست. شما وجود را درست تصور کن. همه حق تعالی را در وجود دارید. پس می گوید نه تنها من، نه تنها وجود شهادت می دهد لا اله الّا هو بلکه همه ی تجلی های وجود هم شهادت می دهد. سَزُیهم آیاتنا فی الافاق و فی اَنفُسِهِم حتی یَتَبَیَّن لَهُم اَنَّه الحق. آفاق که دارد فریاد می زند، در درون شما هم که دارد فریاد می زند سیرش را هم که با هم گفتیم. چرا برای شما مبهم است؟ شما فقط در همین صورت است که می توانی به خودت راست بگویی بایستی و بگویی اشهد ان لا اله الا الله. اشهدُ اگر از تو سوال کنند و بگویند کی دیدی چی می گویی؟ پنجاه سال ایستادی و گفتی اَشهد. نه که می دانم اَعلَمُ نه این به کار نمی آید، به درد نمی خورد پنجاه سال نماز خواندی و گفتی اَشهَدُ شهادت می دهم دیدم که لا اله الا الله من حق را دیدم. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : لم اَعبُد رَبَّاً لَم اَرَه هرگز عبادت نمی کنم و نکرده ام پروردگاری را ندیدمش. مگر میشه من ندیده حق تعالی را عبادت کنم؟ میشه؟ اگر من نبینم چه طور می توانم کاف خطاب بزنم به آن اِیّاکَ نَعبُدُ و ایاکَ نستعین شما چه جوری می توانید کسی را که ذهنی است، خیالی است و غایب است و مبهم است و نمی شناسی اش و نمی بینی اش را ک خطاب بزنی و اونهم چی. بگویی ایاک نعبد و ایاک نستعین. از کی می خواهی کمک بگیری؟ علت این که ما عرضه نداریم با خدا شاد باشیم و از او کمک بگیریم علت این است که این کاف های خطاب را درست نمی زنیم و درست به کار نمی بریم. ایاک اِمان درست نیست. تو اگر دیدی او را حتماً از او کمک هم می توانی بگیری. اگر دیدیش عرضه دارد شادت کند. اگر دیدیش به تو قدرت می دهد و اصلاً دیگر تزلزل پیدا نمی کنی. اما ما ندیدیم، چشمان مان را باز نمی کنیم و برای عادت دیدمان را گرفته و خطاب هایمان را هم می گوییم. امام صادق قسم خورده است والله که بعضی از شماها پنجاه سال نماز می خواند و یک رکعت آن هم قبول نیست. پنجاه سال داریم دروغ می گوییم گفتیم ایاک، گفتیم اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له مگه نگفتی این ها را، ها؟ یکی بیاد به من بگوید این خدایی که دیدی به من هم نشانش بده، ها! این که الان جلوی او خم شدی، می گویی من دیدمش داری شهادت می دهی و هرروز می گویی من دارم می بینمت یعنی شهود دائمی است. هر روز داری می بینی و می گویی من دارم می بینمت من اله بودن تو را و اله بودن خودم را دارم می بینم. من معشوق بودن تو و عاشق بودن خودم را دارم می بینم من شهادت می دهم که عاشق توام. پس شهد الله انَّ هو لا اله الا هو استدلالی از این منطقی تر، قوی تر، بدیهی تر وجود ندارد. همین استدلالی که خیلی ها از آن فرار می کنند و حاضر نیستند راجع به آن حرف بزنند. شما برو شهد الله. آقا دقت کنید وقتی می گوید من شهادت می دهم، شهود یعنی چه؟ من شهادت می دهم برای چی، کی شهادت می دهی؟ خدا به کی شهادت می دهد برای کی شهادت می دهد؟ می گوید شهد الله انَّ هو لا اله الا الله کجا شهادت می دهد برای کی شهادت می دهد این ظهور و تجلی برای کیست؟ این ظهور به شهادت لا اله الا هو برای کیست؟ خدا خودش شهادت می دهد. تفاسیر و ترجمه ها را نگاه کنید. آقا برای چی یعنی چی که شهادت می دهد؟ چه جوری شهادت می دهد؟ این خیلی مهم است چه جوری شهادت می دهد و تویی که پنجاه سال می گویی اشهد شهادت تو چه گونه است؟ که لا اله الا هو! من حالا شهادت می دهم، او هم شهادت می دهد که وحدت عشق را وحدت وجود را من و او شهادت می دهم. این که غیر از او دلبری ندارم من شهادت می دهم او هم شهادت می دهد. نمی گوید لا خالق الّا هو. لا معبود الّا هو. نه! لا اِله الّا هو اِلٰه حضرت فرمود یعنی تو را واله می کند یعنی اویی که تو را می کشاند دنبال خودش. اویی که تو را دیوانه ات می کند و شیدای خودش می کند. معبود نیست. در تفاسیر و مفاتیح مان هم اینجوری آمده معبود، معبود معبودای بابا. معبود جداست. در اسماء حق تعالی در جوشن کبیر نگاه کنید الله، اله و معبود جدایند. طبیعی ترین حالت انسان، بدیهی ترین و روشن ترین حالت انسان عشق به حق تعالی است. آقا همین قدر که طبیعی است چشم من طول موج را می خواهد، گوش من فرکانس را می خواهد و شکم من غذا را می خواهد، جفت خودشان را می خواهند چون خداوند زوجیت را آفرید می گوید سبحان الذی خلق الازواج کلها برای هر چیزی زوج هست و هر چیزی هم جفت دارد. شعر مولانا می گوید:

ذره ذره کاندر این ارض و سماء جنس خودرا همچون کاه و کهرباست

جنس خودرا همچون کاه و کهرباست

نوریان مرنوریان را طالب است ناریان مر ناریان را جاذب اند

یا برعکس.

همه چیز جنس خودش است. خدا جنسیت قایل است. و هر چیزی جفت خودش را می خواهد. بخش جمادی، جمادات را می طلبد. بخش نباتی، نباتات را می طلبد و بخش حیوانی ، کمالات را و بخش عقلانی ، معقولات را و بخش فوق عقلانی، بی نهایت را می طلبد. حق تعالی را می طلبد. اله بخش انسانی که فوق عقلانی و فوق تجرد است اله این بخش، که بخش انسانی است الله است. بنابراین وقتی می گوییم لا اله الّا الله آن جاهایی که در پوست ما، کت ما نمی رود برای چی نمی رود؟ زیرا قاضی بخش انسانی نیست. داریم بخش حیوانی خورده، چاق و چله شده، حاکم شده و حاکم زیر بار نمی رود. تو می گویی آقا الهی جز الله نداریم می گوید اَی بابا بهتر از دختر عمه ام سراغ ندارم بهتر از دختر دایی یا دوست دخترم یا نامزدم سراغ ندارم. اله من الله امت کو؟ چی است که من عاشق آن باشم؟ کی هست؟ خیلی مخلص او هستیم که ما را خلق کرده، خدا به این الله خیر بدهد، حضرت عباس انشاءالله یارش باشد. من بهشت او را می خواهم، حوری ها را عشق است. این و اون عشق است. خودش؟ یعنی من دلدادگی هایم ، ترانه هایم، شعر هایم را برای او بگویم؟ معصومین همه ترانه هایشان را برای او خواندند. شما برو عرفه امام حسین علیه السلام را بخوان فقط برای همین یک اله حرف زده. صحیفه را نگاه کن فقط برای همین یک اله حرف زده است. ماذا وَجَدَ فَقَدَک اَستَغفِرک مِن کل لَذَتٍ لِغَیرِ ذِکرِک اوه اوه اوه می فهیم ما این را؟ بله عقلاً می فهمیم امّا باور نمی توانیم بکنیم. عذرخواهی می کنم از تو، اگر غیر از تو، از چیز دیگری هم لذت می برم. ببخش منو. این چه کسی این حرف ها را می زند؟ برای کی این حرف ها را گفته؟ چرا در کتِ ما نمی رود؟ نمی توانیم باور کنیم؟ برای این که این بخش فعال نیست. این بخش تغذیه نشده. این بخش بالغ نیست. این بخش حاکم نیست لا اله الّا الله گفتن کار سختی است واقعاً. البته ما مأموریم که سال های سال دروغ بگوییم. خدا هم می داند که ما دروغ می گوییم. خدا شاهد است که ما دروغ می گوییم ولی باید در محضر خدا هی دروغ گفت هی بگوییم اشهد ان لا اله الا الله، تا یک موقعی راست شود انشاءالله و این مجازها تبدیل به واقعیت شود و آدم به یک جایی برسد که آدم الهی جز الله نداشته باشد. حالا الان برمی گردیم راجع به درسی که قبلاً خواندیم. در آیه ی بیست و چهار سوره ی توبه چه خواندیم؟ قُل اِن کانَ آبائکُم (این یکی) و اَبنائَکُم و اِخوانُکم و ازواجکم و عشیرتکُم و اموالٌ اَن طرفقموها و تجارةٌ تخشونی کسادها و مساکن ترزونها : ( هشت تا) اَحَبَّ علیکم مِنَ الله اگر این ها محبوب ترند از شما نزد خدا، نه رسولش هم همین طور است. دیگر چی؟ ظهورش کجاست؟ از کجا بفهمند؟ جهاد فی سبیل الله اگر محبوب ترند از جهاد در راه خدا نزد شما فَطَبسو حتی یطع الله بِاَمرِه و الله لا یهدی القوم الفاسقین خدا فاسق را هدایت نمی کند. اگر این هشت تا محبوب ترند نزد تو از جهاد در راه خدا تو فاسقی. اگر محبوب تر از رسول خدا باشند برای تو، تو فاسقی. فسق یعنی خروج از اعتدال. خروج از حد طبیعی. الان برای بنده آب بیاورند بگویم من آب نمی خورم یک کم خاک بیاورید من بخورم. این می شود خروج از اعتدال یعنی فاسق شدم. از بوی غذا، از بوی عطر بدم بیاید این می شود فسق. اعتدال خراب شد. زکام باعث می شود از اعتدال خارج شویم. دکتری و پزشکی چه کار می کنند این اعتدال را به مریض برمی گردانند. فسق را برطرف می کنند. گربه علف خوار شود یک گوسفند گوشت خوار شود به این می گویند فاسق شده است یعنی از حالت عادی خود خارج شده است. با چه زبانی خدا با ما صحبت می کند؟ اگر تو عاشق خدا نیستی و این هشت تا چیز برای تو محبوب تر از خداست محبوب تر از رسول و محبوب تر از اهل بیت و محبوب تر از جهاد هستند، روح مبارزه، روح جهاد نداری، آدم بزدل و ترسویی هستی می چسبی به معشوق هایت، فاسق هستی چون طبیعی نیستی. طبیعی این است که هر عاشقی دنبال معشوق است. از آب و غذا لذت نتوانی ببری اگر چشمت طول موج را نمی خواهد اگر گوشت با فرکانس آشنایی ندارد فاسق هستی. عینک برای چی می زنند یک عده؟ برای این که چشم از فسق در بیاید و طبیعی شود. خودش هم فهمیده که چشم فاسق شده است چون درد گرفته و دنبال درمان رفته. درد علامت چیست؟ علامت فسق است یعنی یک جایی خراب شده، از حالت طبیعی خارج شده است. چرا ما وقتی خدا را نمی خواهیم ، جهاد در راه خدا برای مان محبوب نیست، درد نداریم؟

امام می گوید طلبه هایی که درس خواندند و نرفتند جبهه و شیفته ی درس بودند و نتوانستند خودشان را برای روز قیامت آماده کنند. مگه درس چیز بدی بود؟ درس طلبگی؟ بله معشوق عقلانی بود. تازه اگر شهرت و محبوبیت و علو این ها نبوده باشد و فقط عاشق علم بودند و نرفتند جبهه و شبهات دیگر بماند. فسق است دیگر. فسق فقط بی حجابی است؟ چهار تا شِوِِد بیرون باشد؟ یقه باز باشد، مشروب خودن و نماز نخواندن است فسق این فقط؟ بزرگ ترین فسق این است که آدم معشوقش از دستش برود. هیچ فسقی از این بدتر نیست هیچ ناکامی از این بدتر نیست. محور عشق به حضرت حق تعالی در زندگی انسان نباشد این فاسق است دیگه. کسی که روح جهاد در آن ها نیست. احمق هایی که در لباس دین به مردم می گویند لعن نفرستید، خشونت دارد. مرگ بر آمریکا ، مرگ بر اسرائیل نگویید خشونت دارد اصلاً لعن درست نیست. ما در شرح زیارت عاشورا توضیح دادیم این ها را. که بیشترین لعن در روایات از دو نفر است یکی خود خدا که بیشترین لعن از خود خداست و دیگری هم رسول الله که رحمة اللعالمین است. هیچ معصومی به غیر از پیغمبر لعن ندارد برای این که عشق یک طرفه که نیست، عشق دوطرفه است و از هر چه که تو را به سمت غیر معشوق می کشد لعن کنی. لعن کنی یعنی چی؟ یعنی دوری و پرهیز. نمی شود که مَن بگویم تو را دوست دارم و از دشمنان تو هم خوشم می آید. این حرف مفت است. نمی شود عاشق خدا بود و با دشمنان خدا هم کنار آمد و بگوییم آن ها را هم دوست دارم.

یک آقایی که در این مملکت موقعیت بالایی هم داشت چند وقت پیش می گفت: من اصلاً نمی توانم جبهه ، رزمنده ها، امام نمی دانم چه جور آدم هایی بودند ولی من که اصلاً نمی توانم خشونت در وجود من اصلاً نیست. یک آدم را بکشم؟ اصلاً نمی توانم؟ این ها آدم کش بودند؟ این ها آدم های خشنی بودند؟ پیغمبر که می کشت آدم خشنی بود؟ بیشتر از همه می کشت. امیرالمؤمنین می گفت ما جایی که کم می آوردیم ، پشت پیغمبر پنهان می شدیم. پناه به شمشیر پیغمبر می بردیم. پیغمبر اتو کشیده از این پیغمبرهای نازنین که فقط بوس کنند بوده؟ پیغمبر شمشیر دلت می گرفته، امیرالمؤمنین فرمود نزدیک ترین فرد به دشمنان بوده است. نه آقا خشونت است. همین هم باعث شد زمان جنگ خیلی از این آقایانی که در بیوتشان نشسته بودند، جواب این خون ها را کی می دهد؟ ما علیه شاه که حق نداریم قیام کنیم. به قیمت خون جوان ها؟ بعد هم که جنگ شد گفتند جواب این خون ها را کی می دهد؟ هیچی ما وظیفه نداریم فقط وظیفه داریم بشینیم و آقایی کنیم و یک نفر هم بیاد و دست ما را بوس کند. بگذارید هر کسی هر غلطی در این مملکت خواستند بکنند. مرگ بر آمریکا ، مرگ بر اسرائیل نگویید خشن است مرگ بر انگلیس نگویید. لعن نگویید بنشینید دعای کمیل بخوانید. اسئل الله ان یرزقنی طلب ثارک اصلاً ان یرزقنی طلب ثاری که دیگر اصلاً اون که بدتر سلمٌ لمن سالمکم ، حربٌ لمن حاربکم همین روحیه ی کثیف ، همین لا اله الّا الله را نپذیرفتیم و لوازم آن که روحیه ی جهاد بود را کنار گذاشتیم یازده معصوم را جلوی چشمان شیعیان کشتند، ناموس خدا را جلوی چشمان شیعیان کشتند و کتک زدند و دوازدهمین آن ها را هم 1170 سال است با بی غیرتی و ترس ما با آوارگی الشدید الطرید و الفرید و الوحید آوارگی ، طرد شدگی، تنهایی رها شده است. آواره است. برای همین که فقط به همین شعار عمل نکردیم. ما دروغ می گوییم لا اله الّا الله اگر کسی راست می گفت 1170 سال ولی خدا ، نماینده خدا، خلیفه الله باید در آوارگی باشد؟ نتواند بیاید بالا سر بچه هایش ؟! دروغ به خدا ما داریم حرف می زنیم قربونت بروم ، دوست دارم، عجل علی فرجه، عجل ولیک فرج آقا اگر تو گفتی لا اله الّا الله دیگه آقا غایب نمی شود. شیعیان فقط اگر درست یک بار بگویند لا اله الّا الله اهل سنت را کار نداریم، شیعیان فقط اگر یک بار درست بگویند مگه امام زمان دیگر در پرده می ماند؟ اگر اله ما الله بود امام زمان الان گرفتار نبود. این تعابیر مال من نیست که ! طرید: طرد شده، شدید، آواره تعابیر من است؟ تعابیر باباشون امام علی علیه السلام است.

اله ما یا درس است یا محبوبیت است یا بهشت است، تازه بهشت خوبش است اگر اله ما بهشت هم بود باز امام زمان این همه مشکل نداشت 1170 و چند سال... یا چیزهای دیگر است ما اله مان الله باشد امکان ندارد کسی الهش الله باشد و از جهاد بدش بیاید، جهاد ، مبارزه ، درمیدان بودن، دست به شمشیر بودن جزو لاینفک کارش و برنامه ریزی هایش نباشد. کو روح جهاد؟ اونی که امام رحمة الله فرمود ره صد ساله را یک شبه طی کرده است این بسیجی هایی که رفتند این ها لا اله الّا الله را واقعاً تفسیر کردند. اگر کسی جهاد مبارزه جزو برنامه های اصلی زندگی اش نباشد اصلاً باید به مسلمان بودن خودش شک کند. مَن اَصبَحَ و لم یَهتَمَّ به امور المسلمین فَلَیسَ به المسلم شیعه و سنی نقل می کند. روزش را با اهتمام به امور مسلمین آغاز نکند این اصلاً مسلمان نیست. اِنَّ الانسان لفی خسر همه ول معطل اند وعملو الصالحات شرح را نگاه کنید و عملوا الصالحات و توصوا بالحق و تواصوا بالصبر توصیه به حق و توصیه به صبر. حق را در دل همدیگر محکم می کنند به همدیگر قدرت می دهند صبر می دهند تواصی تفاعل است دیگر یک نفره نیست به یاد هم به فکر هم برای هم نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران اوه اوه کافر این حرف را می زند فاسق این حرف را می زند. مگه می توانی این حرف را بزنی تو؟ یک زن یهودی خلخال، خلخال چیز مهمی هم نیست مثل یک دستبند که به پا می بندند کشیدند از پای یک زن کندند، می گوید اگر انسان بمیرد جا دارد اون هم نه زن مسلمان. راحت می بینی در لبنان ، غزه شیعیان و مسلمانان را دارند این جوری می کنند، هند و پاکستان در دنیا و ما راحت بنشینیم زندگی مان را کنیم زندگی خودم، عروسم، بچه هایم، دامادم پس وسط میدان بودن کو؟ اذیت شدن کو؟ سرمایه گذاری کو؟ شب نخوابیدن کو؟ دست به جیب کردن کو؟ خسته شدن کو؟ اصلاً با لا اله الّا الله جور درنمی آید. تو اگر اله ات الله است دین معشوق تو هم باید اله تو باشد. حفاظت از آن ، توسعه اش ، دفاع از آن ، تبلیغ آن با زحمت ، با مجاهدت باید وظیفه ات باشد. برای همین هم روحانیت حقیقی تا الان همین جوری بوده است، بیشترین شهید را روحانیت تقدیم اسلام و مردم کرده است. چه کسی مستحق تر از روحانی برای این کار؟ چه کسی لایق تر از یک روحانی برای دست به شمشیر بردن، از یک جوان دانشجوی مسلمان چه کسی واجب تر، شایسته برای جهاد و دست به شمشیر بردن اگر گفتی لا اله الّا الله لوازم آن را هم باید بپذیری. سر خودت را می خواهی کلاه بگذاری؟ سر خودت را می خواهی مشغول کنی؟ ولی حقیقت چیز دیگری است. حقیقت ، حقیقت می پذیرد و می طلبد. آدم باید دائماً حداقل هرروز یک بار این آیه را بخواند: قُل اِن کان اٰبائکم و ابنائکم و اخوانکم و عشیرتکم و اموالٌ

مساکن خانه هایتان، خانه بازی ها، بی زینس، ای بابا جنگ یک زمانی بود. چقدر آدم شما دیدید که در این انقلاب از گذشته ی خودشان پشیمان شدند. از مرگ بر آمریکا گفتن خودشان پشیمان شدند از مرگ بر اسرائیل و انگلیس گفتن پشیمان شدند از دست به شمشیر بردن از جبهه رفتن خودشان پشیمان شدند، من خیلی سراغ دارم از کسانی که با خود من خط می شکستند با خود من خط می شکستند زیاد سراغ دارم.

اللّهم صل علی محمد و آل مححمد و عجل فرجهم عدد ما احاط به علمک والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمدو آله اجمعین.

من چو مسافرم عذرخواهی می کنم سریع باید بروم.