جلسه 014 - شرح زیارت حضرت معصومه
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
3
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - شرح زیارت حضرت معصومه

بسمه تعالی

شرح زیارت‌نامه‌ی حضرت معصومه سلام‌الله علیها جلسه 14‌- 8/3/1395

«أعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ* بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ* الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الآن إلی قیامِ یَومِ الدّین»

در شرح زیارت‌نامه‌ی حضرت فاطمه معصومهسلام‌الله‌علیها به این فراز رسیدیم «الَلهُمَ وَ رِضاك وَالدّارَ الآخِرَةَ» بعد از زیارت انبیاء و چهارده معصوم و خود حضرت معصومهسلام‌الله‌علیهم اجمعین جملاتی را که حاکی از بینش و عقیده‌ی یک زائر هست را می‌گوییم و حالا به این‌جا رسیده‌ایم که (خدایا من رضایت تو و آخرت را می‌خواهم.) البته «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ» رضوانِ خدا از آخرت هم بالاتر هست. بعد از رضا به «وَالدّارَ الآخِرَةَ» رسیدیم، من آخرت را هم می‌خواهم. آخرت را می‌خواهم یعنی می‌خواهم سالم به آخرت متولد شوم. آخرت‌گرایی یک اصلِ فطری و عقلانی است. اگر یک کسی آخرت‌گرا نباشد به نص قرآن فاسق است، یعنی این شخص حالت طبیعی ندارد. چون محدودیت کوچک و ناچیز و پَستِ دنیا را به آخرت ترجیح داده. آخرت‌گرایی یک روند طبیعی است، یک روند عقلانی است. لذا فرمود «مَن عَمَّر دارَ إقامتِهِ فهُوَ العاقلُ» اگر می‌خواهید بدانید چه کسی باشعور است، چه کسی بدون شعور است، چه کسی عاقل است، چه کسی جاهل است، آن کسی که فقط آخرتش را آباد می‌کند عاقل است. دیگر شما هیچ جای دیگری به دنبال عاقل نگردید. فردِ باهوش می‌توانید پیدا کنید، دانشمند است، مهندس است، درس خوانده است، دکتر است، استاد است، نویسنده است، پروفسور است، این باهوش است اما عاقل فقط کسی است که آخرت را آباد می‌کند. «مَن عَمَّر دارَ إقامتِهِ فهُوَ العاقلُ».

آن‌چه که در قرآن مملو هست از آیاتی که ما را به آخرت دعوت می‌کند «و الآخِرةُ دارُ القَرارِ» آخرت بهتر و باقی‌تر هست. یعنی به هردو بخشش باید فکر کنی، یک: هم بهتر بودنش که اصلاً با دنیا قابل مقایسه نیست، اگر رحم مادر با دنیا قابل مقایسه باشد این دنیا هم با آخرت این‌گونه است. اصلا قابل مقایسه نیستند چون خدا فرمود «أَعْدَدْتُ لِعِبَادِيَ الصَّالِحِينَ مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَر» برای بندگان صالحم چیزهایی محیا کرده‌ام که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه حتی به قلب کسی خطور کرده. شما فیلم‌های هالیوود را نگاه کنید؛ در اوج قدرت‌های تصویرسازی هستند، یک صحنه‌هایی از بهشت را ساخته‌اند. این دیگر زور یک بچه‌ای هست که در رحم دنیا است، می‌خواهد بیرون را ترسیم کند نمی‌تواند. می‌گوید اصلاً ‌به قلب کسی خطور نکرده که آخرت چجوری هست. این‌جوری نیست که بگوییم آخرت مثلاً یک دنیایی قشنگ‌تر از این‌جا هست، مثلاً ده‌برابر، صدبرابر، هزار بار قشنگ‌تر از این‌جا، اصلاً این‌جوری نیست. اساساً فهم آخرت امکان‌پذیر نیست، اگر جنین در رحم مادر بفهمد که آخرت یعنی چه ما هم در رحمِ دنیا می‌فهمیم که آخرت یعنی چه.

لذا قرآن می‌فرماید هیچ‌کس نمی‌داند آن چشم‌روشنی‌هایی که من برای بندگانم مخفی کرده‌ام «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ»(سوره سجده، آیه 17) نه این‌که نیست، هست ولی از آن‌ها مخفی است. «مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ» آن هم «جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» بخاطر عمل‌هایی که می‌کردند. یعنی آخرت را با عمل می‌دهند. «اخفی» یعنی هست. چجوری «اخفی»؟ همان‌طور که دنیا از جنینی که در رحم مادر هست «اخفی» است. علیعلیه‌السلام فرمود «الدنیا فی الآخره» دنیا درون آخرت است، مثل این‌که رحم درون دنیاست. با این‌که رحم درونِ دنیاست جنین نمی‌تواند بفهمدش. جنین هم در رحم است و هم در دنیاست چون رحم درونِ دنیاست ولی جنین نمی‌تواند بفهمد‌ تا زمانی که از رحم وفات کند و به دنیا متولد شود. ما هم تا از دنیا وفات نکنیم، به برزخ و ملکوت متولد نشویم نمی‌فهمیم آن‌طرف یعنی چه. آن‌قدر که حضرت می‌فرماید که هر چیزی از آن‌جا اگر برای اهل دنیا نمایان شود همه‌ی اهل دنیا می‌میرند. موسیقی‌اش، عطرش، زیبایی‌هایش، هرچه که شما آنجا ببینید. خیلی شگفت‌انگیز است. اگر یک کسی باور کند رابطه‌ی دنیا و آخرت مثل رابطه‌ی رحم با دنیاست، یعنی آن‌قدر نسبت به این‌جا عظمت دارد، آخرت‌گرا می‌شود. اگر قلبش باور کند.

علامتِ آخرت‌گرایی چیست؟ این خیلی مهم است. می‌خواهیم یک مقدار آیات و روایاتش را بخوانیم. (خوب دقت کنید چه می‌گویم) ظهورِ آخرت‌گرایی در این هست که شخص هیچ‌وقت در زندگیِ دنیایی‌اش غصه نمی‌خورد. نه عصبانی می‌شود، نه حسادت می‌کند، نه از کسی در دلش کینه نگه می‌دارد، امکان ندارد یک حسود، یک کینه‌ای، یک آدمِ غصه‌خور، یک آدمِ عصبانی آخرت‌گرا شود. آبِ پاکی را روی دستتان بریزم، دنیاگرایی است که انسان را حسود می‌کند، کینه‌ای می‌کند، به غیبت، به تهمت، به تضعیف، به بدجنسی وادار می‌کند. اگر یک کسی آخرت‌گرا شد دیگر این آدم غصه‌خور نیست «لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(سوره یونس، آیه62) نه ترس، نه اضطراب، یک دلِ آرام و یک دل شاد. آدم‌های مضطرب، آدم‌های هیجانی، آدم‌های عاجز، آدم‌های اهل غیبت، آدم‌های اهل تهمت، آدم‌های متجاوز، آدم‌های هار، آدم‌های فضول، آدم‌های ناآرام، آدم‌های وحشی، به قول امام رضاعلیه‌السلام درنده، این‌ها اهل آخرت نیستند، این‌ها آخرت‌گرا نیستند.

آخرت‌گرایی کاملاً انسان را شاد می‌کند، کاملا انسان را محکم می‌کند و کاملاً انسان را آرام نگه می‌دارد. چون اگر آخرت‌گرایی آمد شخص هرچه که می‌خواهد بشود دیگر در شوهرداری‌اش احساس شکست نمی‌کند. چون در دنیا به دنبال پاداشش نمی‌گردد که اگر نداشت غصه بخورد، در آخرت به دنبالش می‌گردد. دیگر شخص از زن‌داریِ خودش، از ارتباط با پدر و مادرش، از ارتباط با بچه، از بچه‌داری و بچه بزرگ‌کردن به ستوه نمی‌آید. شما نگاه کنید، آمارِ تک‌فرزندی‌های ما در کشور دارد زیاد می‌شود، این نشان می‌دهد که شخص آخرت‌گرا نیست که تک‌فرزند است. اگر یک کسی آخرت‌گرا باشد امکان ندارد تک‌فرزندی را حفظ کند، بچه‌ی کم بخواهد، امکان ندارد. آخرت‌گرایی نمی‌گذارد. چون تک‌فرزندی جنایت است در حق بچه. این بچه فردا برادر می‌خواهد، خواهر می‌خواهد، پدر و مادر بخاطر دنیای خودشان بچه را محروم می‌کنند. بچه‌هایشان خاله، عمو، عمه، دایی می‌خواهند، پدر و مادر بخاطر دنیای خودشان و راحتیِ خودشان بچه‌ها را نابود می‌کنند، نسل را نابود می‌کنند، به اسلام، به امام زمانعجل‌الله خیانت می‌کنند، با جمعیت شیعه بازی می‌کنند.

علیعلیه‌السلام یک جمله‌ی فوق‌العاده قشنگی دارد که می‌گوید «إنَّ القَلبَ المُحِبّ» قلب یک آدمی که خدا را دوست دارد، دوستدارِ خداست، خستگی را دوست دارد. از خستگی برای خدا خوشش می‌آید، از کار برای خدا خسته نمی‌شود، در نمی‌رود ولی می‌گوید «وَ القَلبُ اللاّهي عَنِ اللّه‏ِ يُحِبُّ الرّاحَةَ» دلِ بازی‌گوش راحت‌طلب است. کاملاً راحت‌طلب است. علت این‌که امام زمانعجل‌الله 1180 سال آواره است مالِ راحت‌طلبیِ ماست. علت این‌که در این سی و هفت سال ما این‌همه از نظر فرهنگی عقب‌ماندگی داشتیم مالِ راحت‌طلبیِ خواص است. راحت‌طلبی بزرگ‌ترین جنایت و خیانت هست در حق خودِ آدم، اسلام و امام زمانعجل‌الله.

آخرت‌گرایی کار می‌آورد، تلاش می‌آورد، دوندگی می‌آورد، دوست داشتنِ خستگی می‌آورد. امکان ندارد یک کسی عاشق باشد و از خستگی بدش بیاید و بخواهد از خستگی دربرود، نه این‌طوری نیست. (به این دقت کنید) عاشق از کار و از خستگی خوشش می‌آید، اگر خوشش نیامد عاشق نیست. ولو بدش هم نیاید نه، عاشق نیست. دارد قاعده می‌دهد. سلطانِ نفس بالای قله‌ی خلقت نشسته دارد خبر می‌دهد؛ آن کسی که عاشق خدا است خستگی را دوست دارد. اصلاً امکان ندارد که دوست نداشته باشد. آخرت‌گرایی این‌جوری است. اگر یک کسی آخرت را خواست بخاطر راحتیِ دنیایی‌اش کار آخرتش را رها نمی‌کند. دردسرها را به جان می‌خرد «فَاستَقِم كَما أُمِرتَ» (سوره هود، آیه112) استقامت می‌کند. با حرف و با پچ‌پچ و با تهمت و غیبت و فضولی و با کمبود یار و با قلت آدم‌ها و با این‌که دورش خلوت شود امکان ندارد خسته شود، دست از عشقش، معشوقش، محبوبش بردارد. اصلاً محال است.

خداوند تبارک و تعالی به داوودعلیه‌السلام فرمود: داوود تنها می‌بینمت گفت: عشق تو من را تنها کرد، بخاطر تو همه من را رها کردند، بخاطر این‌که من به تو وفادار بودم خیلی‌ها از من بریدند. لذا یک کسی که عاشق خداست تنها شدن را خوب تحمل می‌کند. کسی که عاشق خداست، آخرت‌گراست اصلاً از قیام لله فردی، مثنی و فرادی نه می‌ترسد و نه خسته می‌شود. این‌جور نیت که اگر چهار نفر آمدند دورش و رفتند این ببرد یا رفت کاری را انجام دهد کسی نیامد کمکش کند رها کند برود. امام این‌جوری نبود. امامرحمت الله فرمود من وقتی فهمیدم می‌توانم ایران را نجات دهم همان موقع هم فهمیدم که باید تنها قیام کنم. اگر کسی آخرت را بخواهد پر از نشاط است، پر از امید است، پر از قدرت هست. آخرت‌گرا گوشش کاملاً کر، و چشمش کاملاً کور است. گوشش نسبت به وسوسه‌ها، چشم‌هایش هم نسبت به متاع دنیا.

خدا شهید دستغیب را رحمت کند، می‌گفت یک بنده‌ی خدایی اهل نماز شب و تهجد بوده، همیشه هم این‌جوری بوده، یکدفعه شُل شد، مثلاً یک‌ذره نماز‌هایش دیر شد. از زبان خودِ او می‌گوید، می‌گوید یک شب خواب یک حوری‌ بهشتی را دیدم چنان مستش شدم، چنان شیفته‌اش شدم (مکالمه‌ای هم بینشان انجام می‌شود) بعد می‌گفت از نورانیت این من به شگفتی ‌آمدم که چقدر نورانی است. (حور و حوری هم برای خانم‌ها و هم برای آقایان هست، فرقی نمی‌کند.) به او گفتم تو چرا این‌قدر نورانی هستی؟ گفت هرچقدر تو در نمازهایت گریه می‌کنی من نورانی‌تر می‌شوم. بعد گفت طالب وصالش بودم گفت نه، تا زنده هستی امکان ندارد، باید بیایی این‌طرف، در برزخ بیایی. می‌گفت بیست سال دیگر از شوقِ او خوابم نبرد. آخرت این‌جوری است.

دائماً غفلت ز گستاخی بُود که برد تعظیم از دیده رمق

اگر یک چیزی در ذهن کسی، در دل یک کسی بزرگ شد خستگی‌هایش می‌رود، خوابش کم می‌شود، قدرتمند می‌شود، پرانرژی می‌شود، نمی‌بُرد. شما نگاه کنید؛ شب‌ها یک مسئله‌ای که ذهنتان را می‌گیرد، بزرگ می‌شود، دیگر نمی‌گذارد بخوابید. هرکاری می‌کنی، فردا صبح می‌خواهم بروم سرکار، آن‌جا کم می‌آورم، سرکار اذیت می‌شوم، می‌خواهید بخوابید اما آن مسئله نمی‌گذارد تو بخوابی. ممکن است آن مسئله حسی باشد یا خیالی باشد یا وهمی باشد، هر چه. مثلاً با مادر زنت، مادر شوهرت، پدر زنت، پدر شوهرت، باجناقت، با مادرت، با همسرت، دعوایت شده. می‌بینی که دیگر خوابت نمی‌برد. چرا خوابت نمی‌برد؟ چون مسئله‌ی ذهنت بزرگ‌تر است، بر بدنت غلبه کرده. بدن با این‌که خسته است خوابش نمی‌برد. فردا اول صبح چک دارد، باید چک پاس شود، خوابش نمی‌برد. بدن خسته است، دوست دارد بخوابد ولی نمی‌تواند. چون یک چیزی قوی‌تر از بدن هست که بدن را سرِپا نگه می‌دارد. ما که می‌خوابیم اصلاً عاشق نیستیم. چرت داریم و خسته هستیم و دائماً می‌خوابیم و سحر نداریم، شب نداریم، مدام می‌افتیم. این‌ها عاشق نیستند.

اگر کسی بفهمد آخرت گرایی را بفهمد، آخرت‌گرایی کمتر از عاشقی است. اما عشق به آخرت یک چیز دیگر است، چون آخرت یک عشق است. هرچند یک عشق کاملی نیست، غیر از عشق خداست، اما خدا می‌گوید من همه‌ی انبیائم را با عشق آخرت پاک کردم «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار» (سوره ص، آیه46) من تمام انبیاء را به عشق آخرت خالصشان کردم. یعنی آخرت را دیدند، فهمیدند،‌ خالص شدند. خیلی حرف است. آن هم یاد آخرت،

«ذِكْرَى الدَّار» همین یادِ آخرت آن‌ها را خالص می‌کند. یاد جاودانگی، یاد خانه، یاد کاشانه، یاد وطن، یاد خانواده‌ی آسمانی آدم را خالص می‌کند، قوی می‌کند، اگر یاد باشد. این یاد قطعاً زمانی مؤثر است که مقرونِ به معرفت باشد. اگر کسی با معرفت یاد کرد این یاد به او قدرت می‌دهد، نمی‌گذارد خسته شود، نمی‌گذارد درد، مریضی، تهمت، غیبت، مخالفت، تنهایی، هیچ چیز نمی‌تواند به این آدم غلبه کند. وقتی که به راهش ایمان دارد، وقتی که آخرت را باور می‌کند. پس این فرمول را هیچ‌وقت فراموش نکنید، اگر اهل آخرت نباشد یعنی اهل دنیاست. کمترین چیزی که ما را از جهنم نجات می‌دهد این است که اهل آخرت باشیم. مراتب و بالاترش بماند. ولی اگر یک کسی اهل آخرت شد دیگر غصه ندارد. اگر در زندگی‌ات غصه زیاد به سراغت می‌آید، در زندگی‌ات حسادت، بدبینی، بدگویی، بدشِنوی، سستی، نامهربانی، زودرنجی، حساسیت، سراغت می‌آید، این برای این هست که آخرتی نیستی. این نکته خیلی مهم است.

اگر کسی آخرت‌گرا شد دیگر با کسی دعوا نمی‌کند. نه با مادر زن، نه با مادر شوهر، نه با باجناق، نه با جاری، نه با دوست، نه با بچه‌اش، نه با خواهر و برادرش، این آدم دعوایی نیست. جنگی نیست، انتقام‌جو نیست، آدمی که آخرت‌گراست اصلاً نمی‌تواند کینه به دل بگیرد. محال است یک فرد آخرتی از کسی کینه‌ای به دل داشته باشد. لذا خداوند فرمود که اگر کسی ذره‌ای کینه در دلش باشد هرگز به بهشت راه پیدا نمی‌کند. می‌گوید به من بدی کرده، اذیتم کرده، مادرزنم، مادرشوهرم،‌ پدرزنم، پدرشوهرم، اذیتم کردند. اذیت برای همین است که ما کینه به دل نگیریم. خدا می‌گوید من این اذیت‌ها را سراغت می‌فرستم ببینم عرضه داری کینه نگیری یا نه؟ عرضه داری عفو کنی، مغفرت داشته باشی یا نه؟ یعنی چه؟ هیچ‌کس اذیتم نکند، هیچ‌کس ظلم به من نکند، هیچ‌کس تحقیرم نکند، هیچ‌کس فحش به من ندهد، هیچ‌کس هیچ کاری نکند بعد هم بگویم من هنرم این هست که کینه‌ای از کسی به دل ندارم. هنر یک آدم همین است که صفات فضیلت با ضد خودشان در انسان تحقق پیدا ‌کند.

«اشغلوا أنفُسكُم مِن أمرِ الآخره بِما لا بُدَّ لَكُم مِنه» همه‌ی حرف را امیرالمؤمنینعلیه‌السلام می‌زند. خودتان را برای آخرت به اندازه‌ای مشغول کنید که چاره‌ای از آن ندارید. چاره‌ای ندارید یعنی چه؟ یعنی آخرت یک حدأقل‌هایی می‌خواهد که باید تهیه شود. می‌گوید این را که چاره ندارید به آن بپردازید. چه چیزهایی هست؟ ترک محرمات کنید، واجبات را انجام دهید، پنجاه سؤالی که از روز قیامت به گردنتان دارید، آن پنجاه‌تا سؤال چیست؟ بعضی‌ها آن‌قدر شُل و بی‌اعتقاد و وِل هستند شده بیست سال، سی سال، ‌چهل سال، پنجاه سال، هنوز نرفته یکبار ببیند این پنجاه سؤال چه هست؟ آنجا چه می‌خواهند؟ ببینیم آنجا از ما چه می‌خواهند؟ بالأخره آخرت چه چیزهایی لازم دارد؟ اهم و مهمش کند؟ مهم‌ترین سؤالش چیست؟ شب اول قبر چه چیزی می‌خواهد؟ «اشغلوا أنفُسكُم مِن أمرِ الآخرة بِما لا بُدَّ لَكُم مِنه» چاره‌ای نداریم، باید تهیه کنیم. جنین برای آمدنِ به دنیا چاره ندارد، چشم می‌خواهد، ابرو می‌خواهد، بینی می‌خواهد، گوش می‌خواهد، ولو آنجا هیچ‌کدام مصرفی هم ندارد. قلب می‌خواهد، سلسله اعصاب می‌خواهد، گوش می‌خواهد، پا می‌خواهد، دستگاه تنفس می‌خواهد، اینجا شرایطش اینطوری است. آخرت هم یک شرایط الزامی و جبری دارد که تو باید در نفس خودت تهیه کنی.

«یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» (سوره شعراء، آیه 88و89) قلب سلیم را چه گفت؟ همان چینش‌های سه‌گانه‌ی آیه‌ی 24 سوره‌ی توبه. اگر یک کسی بخواهد سالم متولد شود حتماً باید سه‌تا معشوق در رأس همه‌ی معشوق‌های زندگی‌اش باشد: الله، اهل بیتعلیهم‌السلام، جهاد. والسلام. چینش عشق، چینش آرزوها، چینش معشوق باید داشته باشد تا بتواند برسد. این «لا بُدَّ لَكُم مِنه» یعنی باید تهیه‌اش کنیم. امیرالمؤمنینعلیه‌السلام جمله‌ای دارد که این جمله خیلی زیباست ولی خیلی به آخرت‌گرایی کمک می‌کند. بعضی‌ها می‌گویند دنیاست، خیلی کشش دارد، چکار کنیم؟ چطوری از آن بگذرم؟ نمی‌توانم از آن بگذرم. اولاً آن‌هایی که بدون آخرت به دنیا رسیدند همه پشیمانند. گفتیم بیش‌ترین طلاق‌ها، غصه‌ها، خودکشی‌ها، بیماری‌های جسمی، روحی، روانی، در دو گروه است: تحصیل‌کرده‌ها و ثروتمندان. همین چیزها را آدم‌ها می‌خواهند. آن‌هایی که شهرت دارند ببینید چقدر کوفتشان شده،‌ مشهورترین آدم‌های آمریکایی را نگاه کنید؛ همین جیم کری را شما ببینید؛ میلیون‌ها آدم اگر ببینند می‌گویند ما می‌خواهیم جای این باشیم، ویلیامز را شما ببینید؛ خودش را کشت، تمام شد. شما خانه‌اش را ببینید، خانه‌ی ویلیامز افسانه‌ای است. در اوج شهرت، در اوج ثروت، در اوج پادشاهی از افسردگی خودکشی می‌کند. همین جیم کری که الآن در فیلم‌های کمدی بازی می‌کند، همه را می‌خنداند تا الآن چندبار بخاطر افسردگی دست به خودکشی زده.

وقتی شما بدون آخرت دنیا را بدست می‌آوری که کوفت است، نتیجه نمی‌گیری. پس باید چکار کنیم؟ از این‌طرف هم نمی‌توانیم از آن بگذریم. حضرت می‌گوید می‌خواهی یک دنیای شیرین به تو بدهیم؟ مگر نمی‌خواهی دنیا شیرین باشد که به آخرتت هم لطمه نزند؟! دنیا می‌خواهی؟ باشد، به تو دنیا می‌دهیم شیرین، بی‌دردسر،‌ کوفتت هم نشود، آخرتت را هم از تو نمی‌گیرد. چطوری؟ چطوری می‌شود ما یک دنیای شیرین داشته باشیم؟ دنیا را دوست دارم و می‌خواهم به آن برسم، خداوکیلی هم نمی‌توانم از آن بگذرم، آدمِ تنبلی هم هستم، خیلی حوصله ندارم دنبال دنیا بدوم، یک دنیای خوشگل و خوب و شیرین و مفت می‌خواهم ولی آخرتم را هم از دست ندهم. همین چینش معشوق‌ها، شما همین سه‌تا معشوق را بچینید آن‌موقع هست که خدا دنیا را مفت و شیرین به شما می‌دهد. دقت کنید، حدیثش خیلی معرکه است. امیرالمؤمنین معجزه کرده، آن بالای قله‌ی وجود نشسته، دقت کنید خودش دارد خبر می‌دهد. «عَلَیکَ بِالآخره تَأتِکَ‌الدُّنیا صاغِرَه» تو به آخرتت بچسب، آخرت را اصل قرار بده (در کارهای اقتصادی حرام نخور، در روابط زناشویی حدأقل عدالت را رعایت کن، وظایفت را رعایت کن ولو سختت هم هست، در بچه‌داری، در خانواده‌ی همسر، در کار اجتماعی‌ات، به آخرتت اصالت بده) «تَأتِکَ‌الدُّنیا صاغِرَه» دنیا با خواری به سراغت می‌آید، با التماس به سراغت می‌آید.

لذا در حدیث قدسی داریم خداوند می‌فرماید به دنیا امر کرده‌ام که دنیا هرکه دنبالت آمد بدوانش، هرکس به دنبال من آمد پیش او برو، خودت را به او برسان. نماز اول وقتش گذشته، دنبال دنیاست. همین نماز اول وقت را وقتی رهایش کردی مطمئن باش دنیا از تو فاصله می‌گیرد. مدام تو برو زحمت بکش، هرچه کار کنی از دستت می‌رود. بگو الآن می‌خواهم بایستم مغازه، بایستم بورس را نگاه کنم، بروم کجا و ... به محض این‌که دست از آخرت برداشتی آن دنیا کوفتت می‌شود، ضرر می‌شود. شما بروید در زندان نگاه کنید چند ده‌هزار آدم داریم که در اوج مسائل مالی بودند، رفاهیات، الآن در اوج بدبختی و نکبت هستند. وجه مشترک همه‌شان، لاأقل اکثرشان دنیا بوده. همین نماز اول وقتت را بخاطر یک کار عقب بیانداز. یک موقع هست یک کارِ حقوقی است، حق کسی وسط هست آن یک بحثِ دیگر است. مادر است الآن بچه‌اش سرِ ظهری می‌خواهد به مدرسه برود، باید بچه‌اش را راه بیاندازد بعد بنشیند نماز بخواند، نمی‌تواند به بچه بگوید بایست، مدرسه نرو من می‌خواهم نماز بخوانم. شوهرش الآن از سرِ راه آمده باید به این شوهرش برسد، خسته است، یک چایی جلویش بگذارد، یک شربتی به او بدهد، راهش بیاندازد بعد برود نماز بخواند. عیبی ندارد، با استثناء‌ها کاری نداریم. غذایش دارد می‌سوزد، اول غذایش را راه بیاندازد بعد، عیبی ندارد. این استثناعات است.

ولی این‌که یک کسی همیشه نمازش را اول وقت نخواند این باعث می‌شود از همه‌ی دنیایش محروم شود. دنیا فقط چیست؟ جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی. به نماز اول وقت می‌رسد می‌گوید بگذار این دو صفحه را هم بخوانم بعد بلند می‌شوم نماز می‌خوانم، سر امتحان می‌رود یادش می‌رود. دو صفحه را نخوان. خدا صدایت می‌کند «حَیِّ عَلیَ الصَّلوه» بدو بیا. من دارم یک مثال کوچک می‌زنم ولی داستان این نیست. داستان داستانِ چینش معشوق است، یعنی تو باید دنیایت و عشقت را در دلت بچینی، این سه عشق را بر دنیا غلبه بدهی. دنیا می‌خواهی؟! بی‌دردسر، ذلیلانه بلند شود سراغت بیاید، التماست را کند؟ «عَلَیکَ بِالآخره» تو آخرت‌گرا باش، اصالت را به آخرت بده، دنیا با خواری به سراغت می‌آید. «تَأتِکَ‌الدُّنیا صاغِرَه» خبر می‌دهد. آب را بجوشانید وقتی به صد درجه رسید به جوش می‌آید. دوتا هیدروژن با یک اکسیژن می‌شود آب، دارد از فیزیک آب خبر می‌دهد. امیرالمؤمنینعلیه‌السلام دارد از متافیزیکِ‌ عالم، از نفس خبر می‌دهد. تو اگر آخرت‌گرا شدی دنیا با ذلت و خواری به سراغت می‌آید، می‌آیند به تو التماس می‌کنند دنیا را بدهند. مشکلات دنیایی‌ات هم حل می‌شود. تقوایت را نگه دار، کار را حرام نکن، خودِ دنیا به سراغت می‌آید. قاعده است. وقتی حضرت قاعده را می‌گوید یعنی با فرار از دنیا دنیا به سراغت می‌آید، با رغبت به دنیا دنیا به سراغت نمی‌آید. اگر هم بیاید کوفتت می‌شود، اگر هم بیاید ناسازگار است. مثل پیوند کلیه است که می‌زنیدش ولی نمی‌خورد، بعد از یک مدت پس می‌زند.

«عَلَیکَ بِالآخره تَأتِکَ‌الدُّنیا صاغِرَه» یعنی با خواری، با ذلت خودِ دنیا به سراغت می‌آید. خوب دقت کنید. ولی نه. آن وقتی که برای یک درس، برای یک لیسانس، برای یک سفر خارج، برای یک کاری، برای یک پولی، برای یک چیزی از چیزهای دنیا دنبال دنیا دویدی، بی‌خیالِ آخرت و خانواده‌ی آسمانی‌ات شدی، عاق می‌شوی. کل سیستم با تو درگیر می‌شوی، کل سیستم خلقت با تو درگیر است. تو الآن به هوش و ذکاوت و عقلانیت و توانِ‌ خودت اعتماد می‌کنی، من می‌روم دنیا را تسخیر می‌کنم. به چه قیمت؟ به قیمت لِه‌‌کردن پدر و مادرت، به قیمتِ لِه‌کردن عزیزانت، به قیمت زیرِ پا گذاشتنِ حقِ صاحبان حق، هرکس می‌خواهد باشد. رستگار نمی‌شوی. وقتی یک صاحب حق را زیرِ پا گذاشتی و حقش را به او ندادی، آن چیزی که به دست می‌آوری برایت سَم می‌شود، برایت کوفت می‌شود.

«اللَّهُمَّ وَ رِضَاكَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ» ‌خدایا من از تو آخرت را می‌خواهم. راست می‌گوییم؟! اگر راست بگوییم در عملمان مشخص است. آخرت‌گرایی آمد چه چیزی می‌رود؟ غم می‌رود، اضطراب می‌رود، بدجنسی می‌رود، غیبت می‌رود، حسادت می‌رود، ذمختی می‌رود، هاری می‌رود، خشونت می‌رود، اضطراب از آدم می‌رود، اگر آخرت‌گرا باشد. من چقدر آخرت‌گرا هستم؟ به میزانی که شادم و آرامم. این یک قاعده است. سرف این‌که عملِ آخرتی انجام می‌دهی به درد نمی‌خورد، اگر عمل آخرتی انجام می‌دهی یا روی طمع و ترس است یا روی ریاکاری است، اثر نمی‌گذارد، این قلابی است. اگر عمل برای آخرت باشد حتماً در ذاتش شادی می‌آورد، حتماً در ذاتش آرامش می‌آورد. اگر من آخرت‌گرا هستم دیگر برای دنیا غصه نمی‌خورم «مَن بَکی عَلی الدُّنیا دَخَلَ النّار» اگر یک کسی بر دنیا گریه کرد جهنم می‌رود. این آخرت نیست، این چه آخرتی است؟ منظور از آخرت چیست؟ حدأقل بهشت است. حدأقلش این است، جهنم که دیگر آخرت نشد! «بعث القرار» آن‌جا جای خوبی نیست، آن‌طرفی نروید.

آن‌قدر امیرالمؤمنینعلیه‌السلام شراب ریخته که نمی‌شود هم از آن گذشت. اما ما بنایمان این هست که مختصر باشد. یک روایت هم از امیرالمؤمنینعلیه‌السلام بخوانم، فقط ترجمه‌اش می‌کنیم، دیگر توضیح نمی‌دهیم. «من ابطاء آخرته بدنیا ربههم» ؟؟؟ (مرجع پیدا نشد) هرکس آخرتش را در مقابل دنیا بخرد، آخرتش را بخرد دنیا را بفروشد از هردو سود می‌برد. هم از دنیایش سود می‌برد هم از آخرت. «و من باء آخرته بدنیا خسرهما» این هم قاعده دارد، امیرالمؤمنینعلیه‌السلام خبر می‌دهد. هرکس دنیایش را به قیمت آخرتش بخرد در هردو خسران دارد. نه دنیا دارد و نه آخرت. آخرت‌گرایی اصل است، به این را توجه کنیم. هرکس دنیا می‌خواهد سراغ آخرت برود، آخرت را هم می‌خواهد سراغ آخرت برود.

********