شادی؛ جلسه 54 13/02/1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام، صلوات بلند ختم بفرمایید.
خب بحثمان در باره نتایج شادکردن دیگران بود که اگر ما دیگران را شاد بکنیم چه نتایجی برای ما خواهد داشت. آخرین مورد که دوتا روایتش را عرض کرده ایم امروز بحث آن را تکمیل می کنیم.
از وجود مقدس امام صادق علیه السلام است. به محضر مقدسشان یک صلوات بلند ختم بفرمایید. ایشان میفرمایند که: امام خدا وند وحی کرد به حضرت داوود علیه السلام که وقتی که یک بنده ای از بندگان من یک کار خوبی را یک حسنه ای را به جا می آورد، من بهشتم را به او خواهم داد. حضرت داوود سوال میکنند آن کار حسنه چی هست که اگر تا آن بنده انجام بدهد تو بهشت را به آن میدهی؟ قال «یدخل علی عبدی المومن سرور ولو به تمرتن» بتواند یک بنده مومن من را شاد بکند. مومن اینقدر عزیز است پیش خدا که حضرت فرمود، خود امام صادق فرمود: حرمتش از کعبه بالاتر است. اینها که در خانه ها هستید همه تان مومن هستید الحمدالله آدم هایتان پدرانتان مادرانتان شوهرهایتان آدم هایی که با آنها سروکار دارید این ها همه مومن هستند. برای خدا خیلی عزیز و دوست داشتنی هستند و شما باید به حرمت خدا به آنها حرمت بگذارید. اجازه ندهید اعضا خانواده تان برایتان عادی بشوند. اگر عادی شدند انسان می افتد به گناه. راحت به خودش اجازه می دهد هر نوع برخوردی را با مومنی که برای خدا از کعبه عزیزتر هست داشته باشد. هر نوع برخوردی انجام دهد و این خطر قلب همه ی ما را تهدید میکند که خدایی نکرده آدم ها برایمان عادی نشوند. خیلی خطر بزرگی است. همین مسائل و مباحث آدم وقتی هی کار میکند مرور میکند باعث میشود که انسان توجه داشته باشد که نگذارد خدایی نکرده یه چیزی برایش از حرمت بیفتد. مثل مسجد مثل حرم است که ما هر وقت میرویم حرمت آن را داریم. عادی نمیشود برایمان. حواسمان به مقدس بودن آن هست. ولی به این مسئله باید خیلی توجه بکنیم که شوهر ما، بچه های ما اگر مومن هستند، آدم مومن حرمت آن از مسجد از کعبه بالاتر است چه برسد به مسجد. پس همانطور که ما اجازه نمی دهیم اجازه نمی دهیم که مسجد، حسینیه برای ما عادی بشود نباید اجازه بدهیم دیگران برای ما عادی بشوند. چون در این صورت هست که وقتی عادی شد در حریمشان میرویم. به آنها تجاوز میکنیم به حریمشان و آن حرمتی را که باید رعایت بکنیم نمی کنیم. این خیلی خطرناک است. ببینید چقدر برای خدا مومن مهم است که میفرماید که اگر یک مومنی یک بنده یک کار خوب انجام بدهد، من بهشتم را به آن ارزانی میکنم و سوال میکند حضرت داوود علیه السلام آن چه نوع کاری هست؟ میفرماید اینکه یک مومن را شاد کند ولو «باتمرتن» این بسیار مهم است میگوید حتی شده یک دانه خرما به آن بده، یک خرما بدهد. شما نگاه کنید الان آدم های لطیف و ظریفی هستند که مثلا در همین جلسه ما یا بیرون از جلسه میبینیم که مثلا یک چایی گذاشته اند به مردم میدهند، خرمایی گذاشته اند، عرض کنم خدمتتان آش میدهند چیزی میدهند. به همین مقدار. میخواهم بگویم چقدر مهم است این بحث ارزش دارد برای خدا مومن که حتی اگر در همین حد هم شادی کند برای خدا اینقدر مهم است. اینقدر ارزش دارد و این را ما نباید دست کم بگیریم. بعدا که برویم آن طرف حسرت میخوریم که ای بابا ما چقدر میتوانستیم به چه کارهای راحتی، با چه کارهای کمی ما بهشتی کنیم خودمان را. ولی خب تنبلی و بی حوصلگی، بی علاقگی به یادگیری معارف، باعث میشود که ما اینقدر آسیب ببینیم و به خودمان صدمه بزنیم و همچنین به دیگران. ببین چقدر قشنگ وقتی حضرت داوود این کلمه را میشنود، پیغمبر خدا چقدر زیبا سلام الله علیه هدیه به محضر مقدس همه ی انبیاء یک صلوات بلند ختم بفرمایید. ببین چقدر قشنگ جواب میدهد وقتی این را از خدا میشنود، میفرماید که «یا رب حق لمن عرفک ان لا یقطع رجاء منک» میگوید خدایا شایسته این است حق دارد کسی که تورا بشناسد هیچ وقت از تو ناامید نشود. ببینید یک خدایی که با همین بهانه که تو دست کردی در جیبت، یک شکلات دادی به یک نفر شادش کردی ولو به بچه که دیگر خیلی، بچه اصلا داستان اش فرق میکند. قبلا هم شاید گفته باشم برایتان که قطعا گفتم میفرماید که در بهشت خانه ای هست که به آن میگویند خانه شادی. حالا بهشت خودش خانه ی شادی هست اصلا. درآن یک لحظه غم نیست، ولی باید ببینی آنجا چه خبر است در آنجا که میفرماید هیچ کس وارد بهشت وارد آن خانه شادی نمیشود، مگر کسی که بچه ها را شاد کند. بچه ها را شاد کند. نه فقط بچه های خودش، بچه های مردم بچه های خودش هم شاد بکند ثواب دارد، ولی این به این فکر باشد؛ یعنی مثل قدیمی های ما خیلی آدم های زیرکی بودند اینها از خانه که می آمدند بیرون برای این کار برنامه داشتند. لذا همیشه در جیبشان نخودچی کشمش بود نمیدانم گندم شادونه بود شکلات بود نمیدانم شکرپنیر بود. یک چیزی همیشه در جیبشان بود. الان هم هست قدیمی ها این را دارند. در جیبشان همیشه دارند. بخصوص در حرم ها در جاهایی که بچه ها هستند خسته می شوند بچه ها یک موقعی هست مزاحم پدر مادرشان بشوند. یک بیسکویتی کیکی شیرینی شکلاتی چیزی در می آورند به بچه ها میدهند. این خیلی کار بزرگی است. اساسا انسان وقتی می خواهد وارد این فضاها بشود خیلی خوب است که از اول در جیبش داشته باشد این ها را یعنی میگوید من باید این را جمع کنم دارم میروم اینجا این جزو کاسبی ما هست، جزو کسب آخرتی ما هست که ما این کار را انجام بدهیم. همه حواسشان باشد به این کار ببینید چه جامعه ی دوست داشتنی داریم. دیگر در آنجا اذیت و آزار و کلاه سر گذاشتن و غمگین کردن و عصبانی کردن و تحقیرکردن نیست. آنجا شادکردن در اینجا. به این میگویند جامعه اسلامی که همه تلاش میکنند همدیگر را شاد میکنند. این با جامعه مسلمانی که فقط مسلمان ها در یک جامعه ی جمعا تفاوت دارد. خیلی مهم است که تلاش میکنند سر هم کلاه بگذارند، تلاش میکنند بکنند، تلاش میکنند همدیگر را فاصله بگیرند، تلاش میکنند قطع رحم بکنند. منیت ها طمع ها نمیدانم اینها نمیزارند که کنار هم با شادی زندگی بکنند.
خب. برویم سراغ فرمایش بعد یک صلوات ختم بفرمایید. این فرمایش هم باز هم از امام صادق علیه السلام هست میفرماید که «یابن جند من سره ان یزوجه الله حورا عین» هر کسی خوشحال میشود که این همسر بهشتی برایش قرار دهد، زن و مرد هم ندارد آنجا هم خانم ها همسر بهشتی دارند هم آقایان همسر بهشتی دارند و «یتوجه بنور» یک تاجی از نور به سر آن بگذارد ببین چقدر عظمت است این «فلیدخل علی اخی مومن سرور» پس باید برادر مومنشان را فرق نمیکند وقتی میگوید برادر یعنی خواهر یا هر مومنی اصلا فرق ندارد پس باید میگوید باید مومن را شاد کند. یعنی تولید شادی اینقدر عظمت دارد. میگوید یعنی اگر شادش میکند که همسر بهشتی داشته باشد پس مومن را شاد بکند. این خیلی مهم است. این تولید ما باز من در توضیح بدهم: محاسبه و محاکمه ما از شب اول قبر به بعد و حتی در خود دنیا چیزی که به ما برمیگردد به میزان شادی هست که تولید میکنیم. آرامش مهربانی و شادی که شما در زندگی تولید میکنید این ها همه ذخیره ی شما است. هم در دنیا برمیگردد به شما، اگر نه ذخیره میشود شب اول قبر به بعد این ها دیگر به شکل بی نهایت می آید سراغ آدم. پس این ها دقت بفرمایید این ذخیره ی ما است. عملکرد ما است. توشه ی ما برای حیات جاودانه ی مان همین شادکردن همدیگر آرامش داشتن مهربانی و عشق ورزی این ها هست. اینها توشه ی ما است. آن جایی که قهر و نا راحتی و عصبانیت و زودرنجی حساسیت و رقابت و چشم و هم چشمی و مسابقه و مقایسه هست، همه آن جهنمی است. تمام آن جهنم است. خیلی باید حواسمان جمع باشد که من خروجی هایم باید چه باشد. چه چیزی را باید تولید بکنم.
خب آخرین موضوع یعنی آخرین اثر از آثار شادکردن را با هم بخوانیم. روایت هست از نبی اکرم (صلی الله علیه آله و سلم) میفرماید که «من فرج عن اخی کربتة من کربه الدنیا نظر الله علیه برحمته فنال بالجنه و فرج اله عن هو کربه فی الدنیا و اخره» میگوید اگر یک کسی یک غمی از غم های دنیا را از برادر یعنی از یک مومنی از یک مسلمانی -فرق نمیکند- برطرف بکند خب چه اتفاقی می افتد؟ این میشود چی؟ میشود قدر یعنی اندازه ای که تو ارائه میدهی. حالا قضائش چی میشود؟ گفتیم همه چی قدر و قضا است دیگر درسته؟ این قدر آن است من می آیم چه کار میکنم یک مومنی را شاد میکنم یک غمی دارد غم آن را برطرف میکنم یک مشکلی دارد مشکل آن را برطرف میکنم. یک گیری دارد میروم کمک آن.
خب «نظرالله علیه» خدا با رحمت به آن نگاه میکند. اوه اوه اوه این چقدر قشنگ است. یعنی آدم با محبت کردن میتواند با برطرف کردن غم های دیگران میتواند چه کار کند؟ نظر رحمت خدا را به سمت خودش جلب بکند. خب چه اتفاقی می افتد فنال به الجنه» با همین روش بهشتی میشود و دیگر چی؟ میفرماید: خداوند غم ها ی دنیا و آخرت او را برطرف میکند. چقدر آثاری عجیب و غریبی دارد. پس یک کسی که در کار بندگان خداست خدا در کارش است. یک کار کوچیک میکنید شما، در خانه پر است برای برطرف کردن مشکلات در فامیل در اجتماع این خیلی مهم است.
یک موقعی من چند وقت پیش ماشینم یک دفعه افتاد در تاریک بود آن قسمت شهرداری چراغ نگذاشته بود رفتم جلو دیدم ماشینم افتاد در چاله. دیگر هر کاری هم کردم در نیامد. شب هم بود با خانواده دیر وقت ببین یک دفعه من نگاه کردم دیدم پنج تا ماشینی و موتوری همه ترمز زدند آنجا که آقا چی شده؟ گفتیم آقا اینجوری هیچ کس هم با را نمیشناخت. گفت چی شده؟ گفتیم گیر کرده ایم گفت ما درست میکنیم یعنی اگر کمک این پنج تا بزرگوار نبود ما حالا حالا ها ساعت ها باید آنجا می ماندیم. ببینید این که من بدانم کار مردم کار من است. رد نشوم. کسی بنزین میخواهد آب میخواهد بچه کوچک دارد الان مشکلش ماشینش گیر کرده نمیدانم سوالی دارد، آدرسی میخواهد، راهنمایی میخواهد. این ها مثال های کوچک است دارم میزنم ها تا غم های دیگر تا غم های دیگر. این ها خیلی مهم است. باز فرموده اندکه «من سره ان ینفس کربه فلییسر علی المومن موثر ... فان الله تعالی یحب ملهوم» میفرماید هر کسی دوست دارد خدا اندوهش را برطرف بکند یعنی خدا بیاید پشتیبانش باشد، باید آسان بگیرد بر مومن گرفتار؛ یعنی وقتی میگوید شخصی گرفتار است ترد نکند قهر نکند ناز نکند اذیتش نکند کمک آن بکند. سخت هم نگیرد. طرف بدهکار است نمیتواند بدهد برو حل کن مشکل آن را یا بدهکار است مستاجر است این ها است، درکش بکن. آسان بگیر برای آن «فالیسر» آسان بگیر بر مومنی که چه شد این مومن گرفتار شده . «ولیعد له» دعا هم برای آن بکند یعنی از صمیم قلب برای آن دعا بکند. خیلی قشنگ است این صحنه که انسان در خلوت تمرکز بگیرد با همه ی عشقش با همه دلسوزی اش دعا بکند برای گرفتارها و چقدر قشنگ است که خدا ببیند یک بنده ای شب ها دارد برای تمام مظلوم ها و مستضعفان عالم بخصوص این بچه های غزه و لبنان و جاهای دیگر آفریقا دارند تکه تکه میشوند زن ها و کودکان و مرد و زن اینطوری بی خانمان میشوند دست به دعا است این دیگر کمترین کاری که میتوانیم بکنیم دیگر. اشکی بریزد گریه ای بکند دعایی بکند. «فان الله تعالی یحب العقابه» میگوید اگر کسی دویت دارد خدا خدا غم هایش را برطرف بکند برود غم های دیگران را برطرف بکند آسان بگیرد و آنها را دعا کند که خداوند فریادرسی را یاری رسانی به آدمی که ملحوف است؛ یعنی نیاز به کمک دارد. دیدید که چند وقت پیش یکدفعه این ها از مسجد هایشان استغاثه کردند که خدایا ما از بندگانت ناامید هستیم. از همه ی بندگانت ناامید هستیم. تو خودت فقط تو را داریم خدایا. چقدر خوب است که آدم بتوانید این کار را انجام بدهد. درود خدا به ملت ایران که نشان داده اند که چقدر عالی پاکار همه ی مستضعفان جهان هستند. حالا شما اینها را در نظر بگیرید بگذارید جلوی این آدم های بی عاطفه و بی دینی که میگویند آقا به ما چه فلسطین به ما چه غزه به ما چه لبنان به ما چه اینطرف آنطرف به ما چه. خدا میگوید یک حیوان هم یا یک کافر یا یک حیوان یک مستضعف هر جه در فشار باشد تو حق نداری بگویی به من چه. اگر گفتی به من چه دیگر از رحمانیت و انسانیت ساقط میشوی. تو اصلا خلقت برای این هست که به رحمانیت و رحیمیت برسی.
«من اجرا الله الی یده فرج لمسلم فرج االه عنه کرب الدنیا و آخرت» ببینید چقدر قشنگ به ما درس توحید میدهد. میفرماید هر کس خدا به دست او به دست او یک فرجی را برای یک مسلمانی ایجاد بکند؛ یعنی چی؟ یعنی لوس نشوی یک موقعی اگر برای کسی کاری انجام دادی. خدایی نکرده بگویی من انجام دادم. میگوید خدا با دست تو انجام داد. آن موقعی هم که دارد تیر میزد پیغمبر قرآن چه فرمود؟ «وما رمیت اذ رمیت ان الله» داری تیر میزنی خدا دارد به وسیله ی تو تیر میزند. لاحول ولا قوه الی بالله العظیم پس هی نگوییم من این کار را کرده ام من آن کار را کرده ام این همه کار خیر کرده ام. نه خدا به دست تو این سعادت را داده با دست تو با جیب تو با پول تو با وقت تو با علم تو با تخصص تو کاری را برای دیگران دارد انجام میدهد. والا برای خدا لنگی که ندارد. تو را میگذارد کنار. برای همین هم ما دعای هر شب ماه رمضان این دعا را داریم «اللهم اجعلنی ممن تنصر لدینک و لاتستبدل غیری» خدایا من را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیله من یاری میکنی اما هیچ کسی را هم جای من نگذار. چون خیلی راحت است. خود آقا امام رضا علیه السلام هم وقتی دارد برای امام زمان دعا میکند یعنی امامی که قرار است چند نسل بعد از او تازه به دنیا بیاید. به خداوند عرض میکند خدایا ما را از اعوان و انصار مهدی در قیامت قرار بده بعد میفرماید که «اللهم اجعلنا ممن تنصر به لدینک» خدایا ما را از ما را و در دعای قبلی میگفت من را ولی اینجا حضرت میفرماید ما را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیله ی ما یاری میکنی بعد میفرماید «ولاتستبدل بنا غیرنا» هیچ کس را جای ما نگذار . یعنی خدا راحت یک کسی را می آورد میگذارد در روایت داریم گاهی وقت ها یک آدم پررو یک آدم لوس یک آدم مغرور یک آدمی که عجب داره خود شیفته است پرت میکندآن را کنار خدا خود شیفته ای که خودفروخته ای که همه اش من من میکند و فکر میکنند کاره ای هستند. نمی گوید خدا این خدمت را به من داده لطف کرده میتوانست الان من را بندازد. میتوانست من رایک سگ بیافریند. میتوانست من را الان یک گربه بیافریند. میتوانست من را یک کرم باشم زیر خاک. شکر خدا را به جا نمی آورد. همه اش هم فکر میکند خودش کاره ای است خدا یک دفعه پرتش میکند کنار بعد ببینید میگوید خدا شده با یک کافر کار خود را راه بندازد می اندازد ولی یک آدم لوس به یک آدم خودشیفته به یک آدمی که فکر میکند همه چیز دست آن است و کاره ای است تردش میکند. اینجا میفرماید که «ولاتستبدل بنا غیرنا» خدایا جای ما کسی را نگذار .« فانا استبدالک بناغیرنا علیک یسیر و هو علینا کثیر» اینکه تو به جای ما یکی را بگذاری برای تو راحت است. مثل آب خوردن میگذاری. ما را حذف میکنی کسان دیگر می آید ولی برای ما خیلی سنگین است خیلی گران است که تو ما را نخواهی. تو وجود من پول من جیب من وقت من تخصص من علم من آبروی من به دردت نخورد. روحم به درد تو نخورد. این خیلی زشت است. خدا بگوید این اصلا نمی خواهم. این را برای من مصرفی ندارد. بود و نبودش فرقی ندارد. این خیلی بد است برای ما. لذا خدا ببین ادب میکند پیغمبر ما را میفرماید چی؟ یادمان میدهد توحید را. میفرمیاد که هر کس که خدا به دست آن یک فرجی را برای یک مسلمانی ایجاد میکند. حالا چه باز به خود آن هم یک لطفی میکند میگوید تو از منی از دست تو از جیب تو از وقت تو از آبروی تو یک مشکلی را حل کردم. خودم حل کردم برای بندگانم ولی چون تو وسیله بودی « فرج الله عن کرب دنیا و آخره » من حرمت این وسیله ی خود را هم دارم. مشکلات دنیا و آخرت تو هم برطرف میکنم. ببین چقدر قشنگ است. چه دینی ما داریم.
باز فرمودند که «علی من فرج عن مومنن کربته من کربه الدنیا فرج الله عنه اثنین و سبعین فرج الله عنهم اهون المغضو» بله هم در شیخ صدوق هم در اعمالی و هم در کتاب من لایحضره الفقیه از امام صادق علیه السلام از آیائشان نقل کرده اند، میفرماید که: هر کس از یک مومنی غمی را برطرف بکند گرفتاری را برطرف بکند، یک گرفتاری از گرفتاری دنیا خدا هفتاد ودو گرفتاری دنیا و 72 گرفتاری آخرت و 72 گرفتاری دنیا را برطرف میکند ازش کمترین آن درد معده است. کمترین آن درد معده است.
«من ادخل علی اخیه مسلم فرحا او سرور فی دار الدنیا » باز این از نبی اکرم است (صلی الله علیه وآله و سلم) هر کس یک شادی را در دل قلب برادر مومن وارد بکند، او را شاد بکند در دنیا خداوند از آن شادی یک مخلوقی را میسازد. یک خلقی را میسازد که «یدفع بهم عن آفات فی الدنیا» مراقبش است بلاهایی را از آن برطرف میکند. خیلی وقت ها ما این را تجربه کردیم. میگوییم خدا به دادمان رسید، خدا رحم کرد. می گوییم: خدا رحم کرد. این اگر این وای خدا رحم کرد اگر خدا رحم نکرده بود اینطوری میشد . این ها همه بازتاب کارهای خود ما هست که ما باید توجه کنیم «فاذا کان یوم القیامه کان منه غریبا» وقتی قیامت میشود همان خلقی که همیشه مراقب شما بوده می آید نزدیک شما روز قیامت. «فاذا مرّ به» موقعی که یک غمی می آید یک ترسی می آید یک اضطرابی می آید سراغ مومن، آنجا صحنه ی وحشتناکی است که میترسد «قال له لا تخف» نترس من هستم اینجا. من کنارت هستم نترس« فیقول لعو من انت» تو کی هستی «فیقولو عن فرج او او السرور الذی ادخله علی اخیک فی دار دنیا» من همان شادی هستم و همان فرجی هستم که تو در دنیا بر قلب مومن برادر مومنت وارد کردی. من همان شادی هستم.
خب خدا بنده اش را فراموش نمی کند. خدا همیشه مراقب بنده اش هست. نبی اکرم باز (صلی الله علیه و آله و سلم). من خیلی توضیح نمی دهم که این فصل را تمام کنیم برویم سراغ فصل بعد. «من یسر علی موثر فی الدنیا و الاخره» هر کس آسان بگیرد بر شخص گرفتار، آسان بگیرد، آسان بگیرد یعنی چی؟ فقط کار دنیایی نیست. کار مادی نیست. یک موقع از تو چشم پوشی میخواهد از تو صبر میخواهد از تو بی خیالی میخواهد از تو ندیدن میخواهد، از تو بزرگواری میخواهد، از تو پاگذاشتن روی خودخواهی هایت میخواهد، از تو انتقام نگرفتن میخواهد، گذشت میخواهد این جور چیزها. کسی که سخت نگیرد «یسره الله علی الدنیا و الاخره» خدا هم برای آن آسان میگیرد در دنیا و آخرت آنجا که ما میپیچیم به هم داغون میشود زندگیمان برای فشارهایی هست که بندگان خدا می آوریم. برای سختی هایی است که به بندگان خدا می آوریم برای آنجایی هست که بی رحم هستیم بی عاطفه هستیم. اذیت میکنیم انتقام میگیریم کینه می آید در دلمان میماند. این ها باعث میشود که زندگی خودمان بسته میشود.
آن قاعده یادتان نرود نفس ما چیه؟ قبر ماست. لذا اگر در نفس خود فشار داری در قبرت هم فشار داری. این قاعده است. پس اگر الان فشار داری بازش کن ولش کن بگذار آن را کنار چون دارد خودت را فشار میدهد وقتی دارد خودت را فشار میدهد اعصابت دائما خورد است بخصوص از پدر مادر همسر خواهر برادر دائما داری فقط بدی ها را میبینی و هی اذیت میکنی خودت را و اذیت میشوی، هی فشار قبر است. آسان بگیر. در روایت میفرماید نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بی خیالی. باید بی خیالی داشته باشی درزندگی، تغافل داشته باشی، ندیدن داشته باشی، تحمل داشته باشی، نه سر هر چیزی هی به هم تذکر بدهید، گیر بدهید، مچ همدیگر را بگیرید، بخواهید به همدیگر، همدیگر را بسازید و درست بکنید. این کار خوبی نیست. تغافل تجاهل. این خیلی مهم است. اگر یک کسی اینجوری باشد «یسرالله علیه فی دنیا و آخرت» خدا هم برای آن آسان میگیرد هم در دنیای آن را و هم چی؟ بله آخرتش را. مثلا یک جاهایی که اصلا فکرش را نمیکند اینقدرکار آن را راحت روی روال می اندازد که نگو، خیلی راحت.
«من ستر مسلم سترهالله فی دینا و آخرت» اگر عیب و فحشا و گناه و آلودگی و لغزش یک مومنی را مسلمانی، مومن نه یک مسلمانی را انسان بپوشاند لوش ندهد غیبتش را نکند، سرش را فاش نکند، اسرارش را نرود اینور و آنور بگوید شوهرش است زنش است بچه اش هست خانواده اش هست همسایه اش هست همکارش هست دوستش هست یک مسلمانی در اجتماع است، بچه ها بخصوص، بچه ها آدم باید خیلی حواسش باشد. یک وقت هایی میگوییم بچه است حالیش نیست بگذار من غیبتش را بکنم چه اشکالی دارد. خیلی خطرناک است بچه ها را ما خیلی باید حواسمان باشد. جلوی دیگران ضایعشان نکنیم. خیلی مهم است. خیلی حرمت دارند بچه ها. اگر یک کسی میگوید بپوشاند عیب کسی را، یک کسی عیب های یک کسی را بپوشاند، چقدر قشنگ است: «ستر الله فی دنیا و آخرت» خدا عیب هایش را میپوشاند هم در دنیا و هم در آخرت. «والله فی عون عبد ما کان عبدو فی کان اخیه» 34:07» چقدر زیبا است . میگوید خداوند همیشه در پی یاری کردن بنده اش هست یعنی همیشه یک سره در پی این هست که بنده ام را کمک کنم بنده ام را کمک کنم تا وقتی که بنده ها میخواهند به دیگران چیکار کنند؟ کمک بکنند. ما باید یک مقدار نگاه توحیدی مان را درست بکنیم. ببینید شما نماز که میخوانید چه میگویید؟ بحول الله و قوته اقوم علیه خدایا من به حول و قوه ی تو اقوم مینشینم و اقعد میایستم و چی اعقد شما بچه کوچک را دیده اید بچه نوزاد را مادر آن بر میگرداند لباس هایش را عوض میکند دیدید از خودش هیچ توانی ندارد خودش را برگرداند. آب بخورد غذا خوردن آن برگرداندن آن بچه حتی توان این که غلت بخورد هم ندارد. همه چیزش با مادر است تمام حول و قوه این موجود ضعیف به دست کی دارد انجام میشود؟ مادر. ما همیشه با خدا همینجوری هستیم. لذا میگوید سرنماز دقت کن بگو خدایا من با دستهای تو با حول و قوه ی تو می ایستم و می نشینم یعنی خدا اینطوری بلندت میکند و می نشاندت. غذا میگذارد دهنت بعد کمک میکند ببلعیش قورتش بدهی بعد وقتی قورتش دادی قشنگ میبرد تبدیل میکند به سلول ها. خود آن میخواباند یعنی یک جایی که خدا نخواهد نمی توانی تو بخوابی. لذا حضرت زهرا سلام الله علیها شب که میخواهد بخواهد به خداوند میگوید خدایا میخواهم بخواهم به چشم هایم کمک کن بخوابم یعنی میداند که فقط اقوم و اعقد نیست. انام هم هست. خوابیدن هم همینطور است. بیدارشدن هم همینطور است. همه اش دست خدا است. یک قطره آب بخواهی بخوری خدا نخواهد گیر میکند تو گلو خفه میکند آدم را. یک نفس است می آید. اگر نخواهد نمی آید بالا. یک پلک است داری میزنی نخواهد چشمت بسته میشود دیگر باز نمیشود. میگوید آره چشمهایم بسته است یک آقایی بود هر وقت میخواست حرف بزند با ما اینطوری میکرد. چون پلک نمیتوانست باز کند خود آن با دست میگرفت پلک را باز میکرد. یک جایی را میاندازد خدا. استادمان میفرمود: یک آقایی مسخره میکرد این بحول الله را یعنی چی ما با حول خدا بلند میشویم مینشینیم. خودمان داریم بلند میشویم مینشینیم. خدا کجا است؟ میگفت فلج شد دیگر خودش. بعد گفت من تازه فهمیدم که وقتی میگویند با خدا بلند میشویم با خدا مینشینیم یعنی چی. جا در جا فلج شد. پای سالم بدن سالم کار نمیکند. التماسش میکنی کار نمیکند. چشم کار نمیکند زبان کار نمی کند. همه چیز ما در آن دارد به وسیله خدا انجام میشود. این را ما باید بفهمیم که ما وقتی داریم حتی ذکر هم میگوییم کی دارد ذکر میگوید؟ فقط تیراندازی نیست که خدا میگوید «و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» موقعی که تو تیر می اندازی این تو نیستی که تیر می اندازی. این خدا است که دارد تیر می اندازد. همه ی کارها است: خوابیدن نشستن خوردن تنفس یک پلک زدن یک راه رفتن یک حرف زدن یک فکر کردن. حواسمان هم نیست.
یک بنده خدا یک بیماری گرفته بود رفتیم خواست حرف بزند کلمه ی بعدی یادش میرفت. حرف میخواست بزند بعد یک چیزی یاد آن می آمد بعد میخواست بگوید نمیتوانست کلمه ی بعدی را بگوید. ذهن نمیتوانست بچیند. ما اینها نعمت های عظیمی است که داریم. الان حالیمان نیست. همه چیزمان دست خدا است.
من سرطان گرفتم یک شبی خواب امام رضا علیه السلام را دیدم گفتم شاید برایتان فرمود: ما سرطان را دادیم بهت تا شکرت زیاد شود. خیلی هم اینطور. من میخواستم شیمی درمانی میکردم از شدت درد دست هایم کار نمی کرد میخواستم دکمه ام را باز کنم نمیفهمیدم دکمه ام چطوری است نمیتوانستم بگیرم آن را. چون عصب ندارد دست دیگر بعد یک کسی می ایستاد کسی می آمد دکمه ام را باز بکند یکی هم برایم ببندد. خودم نمیتوانستم باز کنم. بعد شب ها کار مطالعاتی داشتم همین کتاب آشتی را داشتم مینوشتم بعد وقتی میخواستم ورق بزنم شما الان نگاه کنید کتاب را خیلی راحت اینطوری میگیرید در دستتان سیصد چهارصد برگه را همینطور ورق میزنید. من چون حس نداشتم نمیتوانستم کاغذ را لمس کنم بعد که اینطوری میخواستم لمس بکنم این چون حس نداشتم که فاصله انگشتم را با کاغذ حفظ بکنم یکدفعه دستهایم را پاره میکرد کاغذ، خون میزد بیرون از دستانم. همین کاغذ به این نرمی وقتی نمیتوانی حفظ کنی رابطه را با آن بیشتر فشار میدهی که میخواهی لمس کنی بعد پاره میکرد. دستم را پاره میکرد چقدر انگشتان من کاغذ کتاب پاره میکرد. همین. یک آب من میخواستم بخورم انگار سنگ و تیغ دارم میخورم. همین یک دانه آب به این نرمی. ما اینقدر نعمت های مجهول داریم که نگو و همه را نمی بینیم و این خیلی بد است که نمی بینیم. باید شکر خدارا به جا بیاوریم برای همه کاری. یک دانه از این ها را خدا از ما بگیرد ما حاضریم همه زندگیمان را بدهیم برگردد. ولی قدر نمی دانیم. ناشکری ناسپاسی غرزدن نق زدن در زندگی غم های الکی، بهانه گیری های الکی. برای چشمت برای مژه ات برای ابرو برای پلکت برای نمیدانم بینی برای همه چیز زندگی که اینقدر قدر نمیدانی و دائما نق و غر داری. به کوچک ترین بهانه ای ما قهر میکنیم طلاق میدهیم طلاق میگیریم. روابطمان را خراب میکنیم. برای هیچ چیز. چیزهای خیلی مسخره «والله فی عون عبد ماکان عبد فی اخی» خدا دنبال تو است تا کارهایت را انجام دهی. تا وقتی که تو دنبال کار بندگان خدا هستی. پس تنبلی نکنیم در کمک به دیگران. وقتی دارید تلاش میکنید به مردم غزه لبنان مستضعفان عالم به امام زمانت کمک کنی از وقت خود پول خود عمر خود وقت میگذاری از امکانات خود خدا هم دنبال رشد تو است. دنبال برکت تو است. آنجایی که میترسی کمک کنی خمس نمی دهی زکات نمی دهی پول حرام در خانه میبری نمیدانم به کسی که میتوانی کمک کنی والدین خود خواهر و برادرهایت دوستانت کسان دیگر کمک نمیکنی، بخل میکنی از دادن حق دیگران یا کمک کردن به دیگران، خدا آنجا دنبال این است که بزندت زمین. غم ها اضطراب ها تحقیر های دنیا و آخرت می آید سراغ انسان.
باز نگاه کنید قدر و قضا چقدر قشنگ است. آقا امام باقر علیه السلام محضر مقدسشان یک صلوات ختم بفرمایید «ما من رجل یدخل عل یاخیه مسلم باب من سرور» هیچ کسی نیست که یک دری از شادمانی را به روی برادر مسلمانش باز بکند «الی ادخل الله عزوجل باب من السرور» هر یک دری که باز میکنی برای شادی برادر مسلمانت خدا یک در برای شاد کردن تو باز میکند. میشود چی؟ آینه «ان احسنتم احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها» هر وقت که داری عشقی به کسی دهی یک حالی میدهی یک محبتی میکنی مطمئن باش آن را داری به خودت انجام میدهی. «و ان اساتم فلا» دارد می گوید بدی بدجنسی داری نسبت به دیگران میکنی همه ی آن به خودت برمیگردد نمی فهمی که الان داری به خودت آسیب میزنی. ولی ظهور میکند این آسیبها.
خب دوسه تا روایت شیرین دیگر هم دارد ولی چون وقت کم هست من فقط یک دانه را بخوانم دیگر. بس است دیگر. دیگر چی میماند؟ بقیه بحث ها «من اغاث اخهه مومنت لحفان لحفان» یعنی غم زده ی تشنه کام. هر کس به داد فریاد برادر مومن غم زده ی تشنه کام خود برسد. مثال. مثلا در جاده دیده ای میروی یکدفعه میبینی که طرف یک ظرف آب میخواهد یا بنزین میخواهد هم تشنه اش هست هم گرفتار است نگه میداری میری با محبت به آن به داد آن میرسی، ماشینش را راه می اندازی راه بیفتد برود. «من اغاث اخه مومن لحفان لحفان الی جهدهی» خب در یک روز سخت در موقعی که در یک روز سختی هست به فریاد برادرش برسد که هم غم زده است هم نیازمند. «فنفسه کربته و اعان له نجات حاجته» برود اندوهش را برطرف بکند و در روا شدن حاجتش به آن کمک بکند. چه اتفاقی می افتد؟ «کتب الله عزوجل له ستین و سبعین رحمه من الله» خدا برای آن هفتاد و دو رحمت مینویسد میگوید این هفتاد و دو تا طلب دارد از من. من باید هفتاد و دو جا به آن حال بدهم، به دادش برسم، ذخیره کرده. یک برابر شد چند برابر ؟ هفتاد دو دو برابر خب «یعجل لها منها واحدتن یصلحا بها امر معیشته» که یکی از آن هفتاد و دو تا خیلی زود می آید سراغ آن و آن چی هست این که معیشت آن را آباد میکند در دنیا. برکت میارد معیشت آن را آباد میکند در دنیا «ویدخل له اهدا و سبعین رحمته لافضاع یوم القیامه و احواله» ولی هفتاد یکی را ذخیره نگه میدارد برای کجا؟ برای آن طرف، ترس ها و اضطراب های آن طرف را از آن برطرف بکند. آن طرف خیلی وحشتناک است برای کسی که دست خالی میرود آنجا آماده نیست. بسیار وحشتناک است. اگر کسی آماده نباشد بمیرد، آماده نیست برود در برزخ. این خیلی خطر دارد. خدا میگوید من برایش ذخیره میکنم که آنجا به دادش برسم. این هم از این.
خب یک فصل کوچکی مانده ببینم نه دیگراین را بگذاریم برای بعد حیف است آن بحثمان تمام شد الحمدالله. یک بحث کوچکی مانده که اصلا این فصلمان تمام بشود. فصل ششم. فرموده اند که راجع به چی است؟ راجع به این است که اگر کسی مارا شاد کرد ما چکار بکنیم؟ اگر کسی دل ما را شاد کرد ما باید چه کارهایی را انجام بدهیم اگر شاد شده ایم این هم خیلی خوب است. موضع گیری ما در شادی که کسی به ما وارد میکند آن هم یک آثار فوق العاده ای دارد. اگر درست برخورد بکنیم. درست برخورد بکنیم با شادی که به ما وارد میکنند. گاهی وقت ها افرادی هستند که به آدم لطف میکنند شاد میکنند آدم را ولی ما به جای اینکه شکر داشته باشیم کفران داریم بی ادبی داریم طلبکاریم و این خیلی زشت است. آثار مخربی میگذارد درروابطمان.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین