بحثمان در مورد عوامل ایجاد شادی بودو این که اگر ما تلاش بکنیم برای شادی دیگران چه آثاری دارد یا برطرف کردن غم های دیگران. در نظام خلقت بارها این را عرض کردیم همه چیز بر اساس عمل و عکس العمل است یا در فلسفه می گوییم علت و معلول در دین میگوییم قدر و قضا یعنی شما هر اندازه ای رو انتخاب بکنید قضا و نتیجه اش را خواهید دید در همین دنیا ظهور می کند یک آثاری هم برای برزخ و قیامت ما دارد مثل جنینی که در رحم مادر هست هر اتفاقی برایش بیفتد در دوران جنینی یک آثاری در رحم مادر دارد یک آثاری میماند برای زمانیکه می آید به اینجا ما هم همینطور هستیم یعنی در رحم دنیا هر انتخابی بکنیم هم اینجا آثاری برای ما دارد هم در نظام برزخی و حیات جاودانمان آن اثر خودش را نشان می دهد. تولید شادی شادی می آورد تولید غم هم غم می آورد یعنی اگر شما جایی اضطراب ایجاد کنید غم ایجاد بکنید حقارت ایجاد بکنید تمسخر ایجاد بکنید فقر ایجاد بکنید چه مادی چه معنوی چه عاطفی آن چیزی نصیب خودتان می شود هم همینطور است تولید شما هر چیزی که باشد اولین کسی که میخوردش خودش است تولید انسان در واقع در زندگی چیزهایی را میخورد و میبیند در زندگی که خودش تولیدش کرده و همین هم میشود عذاب بعد میبیند که این خود من بودم که این ها را تولید کردم برای خودم. در شاخصه های انسان شناسی در قران کریم شما هر چقدر بتوانید تولید شادی بکنید تولید مهربانی و عشق بکنید تولید آرامش بکنید اولین کسی که این را میخورد خودتان هستید بیشترین برداشتی که از چیزی که تولید میکند خودتان هستید لذا امام محمد صادق در حدیث فارسی ایرانی ها رفته بودن خدمت ایشون فارسی این روایت را فرمودند « هر چه بکاری همان میدروی» گندم از گندم بروید جو ز جو این شکل قانونی خلقت است یعنی خداوند نظام خلقت رو اینگونه قرار داده یعنی ما هر چیزی را که تولید میکنید اول خودمان میخوریمش مثل افکار منفی بد بینی حسادت بد جنسی بدخواهی نست به دیگران نقشه ریختن برای دیگران کینه داشتن. اینها همینجوری است هر چیزی که شما تولید میکنید همون محصول را خودتان مصرف میکنید و این جهنم ایجاد میکند برای انسان در ادامه بحثمان که عوامل تولید یعنی آثار تولید شادی بود که در واقع ما پنجمین اثر از آثار شادی را میخونیم الان ما که شادی آخرتی است چهارتا را قبلا خوندیم که این پنجمین هست الان که یک مقدارش باقی موند که خدمتتون عرض میکنم محضر مقدس امام صادق علیه السلام صلوات ختم بفرمایید. « من سرالمومنن سرح الله یوم القیامه و قید لهوتمن علی ربک ما اهوحده فقد کنت احب عن تسو و اولیا عهو فی دار دنیا و یعتا ما تمنا و یزید هلا من عندهی ما یخد علی قلی من نعیم الحنه» چقدر زیبا واقعا حق است که به قول حضرت داود به خدا می فرماید هر کسی تو را بشناسد حق است که هیچ وقت در زندگی ناامید نشود ما با خدایی روبرو هستیم که با کوچک ترین بهانه ای ما را میبخشد و بهشتی میکند و پاداش میدهد با کوچک ترین بهانه. ببینید هر کسی یک مومنی را شاد کند ما شادی همه جور داریم باز یادتان نرود درس هارا شادی ما جمادی داریم گیاهی داریم حیوانی داریم عقلی داریم و فوق عقلی فرق نمیکند هرکدامش را هم که شما شادی ایجاد بکنید از این پنج نوع این اثر را دارد یعنی اثر آخرتی را دارد خوب دقت کنید هر کدام از پنج نوع را در خانه تولید کنید اول خانه خودتان بعد بیرون این آثار را دارد. اگر هر کسی مومنی را شاد کند خدا روز قیامت او را شاد میکند« قیل لهو» بهش چی میگویند دراین شادی؟« تمنا علی ربک» هر چیزی که میخواهی از خدا بخواه هر چیزی که دوست د اری همین الان از خدا بخواه چی از این بالاتر قیامت به یک نفر اینکه اضطراب حساب کتابو گرفتاری های دیگری دارد یهو بهش بگویند که شادش کنند انسان رو و بگن هر چی میخوای الان بگو هی چی دوست داری بگو به ما تصور کن خدا اونجا اینو بهت بگن و فکر کن اگر بهت بگن هر چی دوست داریبگو چی میگی؟ این خیلی مهم است خب اگر از من سوال کنند من چی می خواهم. آدم ها اینجا قیمت هاشون در میاد که چی میخواهند. هر چی میخوای اینجا قیمتت در میاد. آرزوهای ادم ها قیمت آدم ها رو مشخص میکند. معشوق ها و آرزوها قیمت تو را مشخص میکند . حالا اگر خدا آنجا به تو بگوید چی میخواهی چه میگویی؟ بعد «فقط کنت محب» تو خیل یدوست داشتی دوستانه من را در دنیا شاد کنی خیلی دوست داشتی به مومنین برسی شادشان کنی علاقه داشتی « کنت تحب» یعنی ماضی استمراری است یعنی یک روشی بود که تو همیشه این را داشتی با خودت روحت این بود که اگر یک مومنی در زندگی من هست هر کسی پدر مادرم همه هم مومن هستند الحمدالله در این کشور کسی را نداریم که مومن نباشد که آقا فرمودند همه مردم ایران مومن هستند حتی آنهایی که ظواهر شرعی را هم رعایت نمی کنند همه مومن هستند همه دوست داشتنی هستند همه بچه های امام زمان هستند همه بچه های حضرت زهرا هستند. خانواده ی همسرت همسرت پدر و مادر خودت خواهر برادر ها همسایه ها این ها هر کسی که با توروبرو هست هر کسی که با تو ارتباط پیدا می کند میگویند که تو خیلی دوست داشتی که اینهارا شاد کنی دوست داشتی که تولید شادی بکنی خدا خیلی دوست دارد انسان هایی را که دوست دارند بقیه را شاد کنند و آثار زیادی دارد چهارتا را خواندیم الان پنجمی هستیم روز قیامت است ولی آثار دنیایی رو هم خواندیم که چقدر قشنگ است« فیوتا ما تمنا» هر چی بخواد خدا بهش میدهد حالا میده بهش هر چی بخواد؟ یهو میبینی عقلش نمیرسه اونجا یک چیزه محدودی را می خواهد بعد می فرماید« ویزیدهو لاه و» خدا خودش هم میگوید که خودم هم یک چیزی بگذارم روش و اون چیزی که خدا می دهد میفرماید که یه چیزی را اضافه تر می دهد« لم یخدر علی قلبه» اصلا قدرت درکش را ندارد به ذهنش هم خطور نمیکند که چقدر این عالی هست. « و نعیم الجنه» از نعمت های بهشتی چیزی خدا بهش میدهد که این اصلا نمیتونه حتی تصورش را بکند چقدر زندگی خوبه اینطوری آدم به جای اینکه اعصاب بقیه را خورد کند خساست بکند بخل کند مقایسه داشته باشه در زندگی رقابت های جهنمی ایجاد کند بدجنسی بکند همش شاد باشه هم دیگران را شاد کند همین تجارت خوبی است سبک زندگی خوبی است تولید شادی این یادتان باشد پس باز بارها این را عرض کردم اگر غم میاد سراغت اضطراب میاد سراغت دلگیر میشی مال این هست که به دیگران خوب نرسیدی دیگران را خوب شاد نکردی هر تنگی به وجود میاد مال این است که ما تنگی را خودمان ایجاد کرده ایم بی برکتی را خودمان ایجاد میکنیم بی برکت میشود کارمان وقتی خروجی هایتان را زیاد میکنید ورودی هایتان خیلی زیاد میشود دریافت هایتان خیلی قشنگ و زیاد می شود خب باز در بابت بعدی ببینید امام کاظم دارد امام رضا هم دارد همشون دارند اینقدر مهم است امام کاظم م ی فرمایند « هر کس شادی را داخل قلب یک مومن بکند فرح الله قلب یوم القیامه » پس وروده به شادی دقت بفرمایید دو مرحله است حضرت می فرماید شاد کردن امام رضا می فرماید« من فرج یک موقع است غمش رو برطرف کنی من فرج عن مومنه فرج الله عن یومه هر کس یک مشکلی را حل کند یک اندوهی را برطرف بکند یک گره ای را بگشاید فرجه یعنی گره گشایی گره گشایی بکند از یک مومن خدا گره های قیامتش را باز میکند کسی را شاد کند خدا شادش می کند هر دوتاش را پدر و پسر گفتند این هم داستان قشنگی دارد از امام رضا علیه السلام می فرمایند که چون حدیثش طولانی هست من فقط فارسیش را برایتان بخوانم میفرمایند که خداوند در درگاه ستمگران کسایی را دارد که خداوند چهره ی این هارو با نور برهان روشن کرده است و به آنها در سرزمین ها نفوذ و قدرت داده دسته ای از ظالمان هستند زمان شاه هم بودن این افراد حتی تو ساواک هم بودند یه آدم هایی اونجاها بودند که خداوند آنها را کاشته بود اونجا تو ارتش بودند تو پلیس بودند تو قوه قضاییه بودند در دستگاه ظالمین خداوند در این دستگاه افراد خاصی را دارد که خداوند صورتشون رو با نور برهان روشن کرده و به آنها چی داده « مکنو فی البلاد» بهشون قدر داده در آن جاها مثلا یک کاره ای شده آنجا گفتند وزیر شو در دستگاه ظلم حضرت فرمود بلند شو برو بشین آنجا گفت آقا اونجا دستگاه ظلم است من شریک می شوم حضرت فرمودند نه برو آنجا به فقرا به نیازمندا به شیعیان به مومنین برس . خب چرا؟ « لیتفع به اولیاعه و یسرع الله بامورالمسلمین» خدادوست هایش را کمک میکند دفع میکنه شر ها رو از دوستان خدا آدم های هستند که اونجا کمک میکنند« و یسرح الله امورالمسلمین» خدا بوسیله آنها امور مسلیمن را اصلاح میکند خیلی ها در دستگاه شاه یا مرتبط هستند شاهان آدم هایی بودند که مثلا شاه می خواسته اعدام بشود یک نفوذی داشته آنجا نذاشته اعدام بشود یا مثلا یک جوری فراریش داده یک جوری کمک کرده است شفاعت را کرده « علیه مجرمیمن علیه ظلم» اینها پناه مومنین هستند در گرفتاری پناهگاه مومنین هستند « و علیه یفزعون حاجت الشیعتین» شیعیان نیازمند ما به اینها پناه می برند قاضی هست وکیل هست میگوید اینطوری باشید هر جا که هستید قاضی است وکیل است پلیس است نمیدونم هر چی رییس یک نفوذی دارد دنبال اینطور کارها است بلکه خدا را خوشحال کند اهل بیت را خوشحال کند به مردم به چشم بچه های اهل بیت نگاه کردن هنر بزرگی است بزرگترین اشتباه ما تو زندگی این هست که همدیگر را یک آدم میبینیم یک آدم یک مرد میبینیم یک خانم میبینیم که این شوهرم شده زنم شده هم محلیم است هم شهریم است این نگاه ها چون نگاه های طبیعت گرایانه است نگاه هایی است حیوانی یعنی مخصوص حیات حیوانی ما داریم این ها را میبینیم زن مرد همشهری هم وطن اینها هیچ کدوم نگااه های انسانی نیست نگااه های انسان یعنی این گفتم یعنی خودتی یک اهل بیت است دوم بچه اهل بیت است سوم اصلا خود خدا استظهور خداست.اگر کسی اینطوری نگاه بکند به آدم ها نگوید این کرجی است قمی است نمیدونم ترک است لر است نمیدونم افغانی است سیاه پوست یا سفید پوست است کاری به این نداشته باشد اینها هر چی باشند بچه اهل بیت هستند حتی کافرهاش گفتم آقای بهجت چی میفرمودند: اگر برای شیعیان دعا نکنک برای چینی ها دعا میکنم این چینیا هم بچه های اهل بیت هستند خب آدم اگر نگاهش درست بشود خیلی پیش خدا عزیز میشود همین تغییر نگاه یه وقت یک شکلات دست بچه میدهید میگویید این بچه را شاد کنم یک موقع هست می گویی من دارم شکلات دست بچه حضرت زهرا می دهم دست بچه امام زمان می دهم به مادر پدرش هم که کینه داری کاری ندارم مثلا دعوامون شده بعضی ها اینقدر نفهم هستند به بچه اش می گوید که حق نداری خونه فامیا بروی خونه عمو دایی چون با ما مشکل دارند این خیلی چیز خطرناکی است خانه داداشت نریا داداشت من قهرم تو هم نباید بری تو داری کار انسانی را از او میگیری یک پدر مادرکوچیک که فشار قبر دارند می گوید نرو خانه این و آن چون من با آنها مشکل دارم من چون با فلانی قهرم تو حق نداری بری با آنها ارتباط داشته باشی یعنی چی؟ ما فقط زمانی میتوانیم ارتباط را با کسی قطع کنیم که این آسیب میبینه و گناه میکنه مثلا عروسی فلان جا نرو مراسم جایی که سگ دارند مشروب میخورند جایی که مراسم حرام دارند حق نداری بروی این درست است باید هم همینطوری باشدیک موقع میبینی مسئله شخصی من هست نمیخوام بری خانه فلانی اینکار غلط است زن و شوهر دعوا میکنند بعد کارشون به طلاق و جدایی میکشه این پدر بی فکر هر چی میتواند علیه مادر می گوید مادر بی فکر هر چی میتواند علیه پدر می گوید بچه رو نابود میکنند آسیب میزنن کار غلطی است حواسمون باشد اگر من باهاش مشکل دارم طلاق گرفتم بچه اهل بیت هم هست من الان چون فرزند فاطمه زهراست نه غیبتش را میکنم نه کینه ای ازش به دل میگیرم ما نتوانستیم با هم بسازیم جدا شدیم ولی این حس های منفی برای ما است و بر میگردد به خود ما حس های منفی خود ما را نابود میکند اول خود ما را آتش میزند خب« و به یعمنوالله رواتن مومن فی دار ظلم» باریک الله احسنت خدا به واسطه آنها ترس و اضطراب را در سرزمین های تاریکی ظلمت در مکان های ظالمانه به وسیله اینها آرامش میدهد به اینها به بقیه چقدر هم خوب هست وجود انسان ترس دیگران را بگیرد اضطراب دیگران را بگیرد حقارت دیگران را از بین ببرد این خیلی مهم است . خب « اولئک نور فی یوم القیامه» اینها همان ادم هایی هستند که روز قیامت نور هستند در زیر مجموعه خودشان می درخشند این ادم ها آنجا من یک مقدار توضیح بدهم میفرمایند که « اولئک مومنون حقن» اینها مومنین حقیقی هستند آدم هایی که دیگران را کمک میکنند امداد دارند شاد میکنند غم های دیگران را برطرف میکنند به دیگران نگاه خوب و قشنگ دارند « اولئک امناهه فی ارضه» اینها امین های خداوند هستند در زمین یعنی چی؟ یعنی امنیت میدهند به دیگران پناه دیگران هستند در زمین دیگران اگر مسئله ای دارند مشکلی دارند اضطرابی دارند گرفتاری دارند به اینها پناه میبرند « تکرار آیه مجدد» اینها در زیر مجموعه خود نسبت به کسانی که کمکشان کرده اند یک درخشش خاصی دارند یک نورانیت دیگری روز قیامت دارند این افراد«لیزهر نورهم فی اهل سماوات کما تظهر دریه فی اهلعرض» میگوید اینها روز قیامت نحوه درخششان مثل ستاره ها هستند نسبت به ما ها یعنی خیلی فاصله دارند خیلی اوج دارند آدم هایی که دیگران را شاد کردند مشکلاتشان را حل کردند گره گشایی کردند به دیگران امنیت و آرامش دادند اینها خیلی مهم است. بعضی ها نه تهمت غیبت آبرو ریزی تهدید اذیت همه جور فشاری می آورند اینها خودشان امنیت ندارند اینها خودشان فشار قبر زیاد تلخی زیاد آن ور هم تحقیر زیادی دارند . « اولئک من نور هم یوم القیامه توزیع من هم القیامه» میگوید : خود قیامت از اینها نور میگیرد عجب الله اکبر روز قیامت خود قیامت اینها نور قیامت هستند الان این جا را چه چیزی روشن کرده برای ما؟ این لامپ ها اینها روشن کرده است برق برود اینجا تاریک میشود خدا رحمت کند علامه را میگفتن: هر وقت برق نبود میخوات شب مطالع کند برق روشن نمیکرد خودش نور تولید میکرد از چشمهاش نور تولید میکرد مینست کتاب میخواند از بس نور داشت این مرد نور ظاهری هم داشت یعنی خودش نور تولید میکرد . روشنایی قیامت از این ادم هاست آدم هایی که دائما زندگی دیگران را روشن میکنند شاد میکنند غم ها و تاریکی هایشان را برطرف میکنند این خیلی قیمتی هست « خلقو والله جنهو خلقته جنه لهم» بخدا بهشت برای اینها آفریده شده و اینها هم برای بهشت آفریده شده اند اصلا بهشت با این عظمت برای همچین آدم هایی است که غم ها را برطرف میکنند شاد میکنند برطرف میکنند مشکلات را جهنم های درون دیگران را خاموش میکنند. گوارای وجودشان باشد اینها « ما علی احدکم العو شاء لهذا کلهو» میفر مایند که حضرت به ما میگویند: مشکلی نیست گره ای سر راه شما نیست که خود شما هم اینطوری شوید چه مانعی وجود دارد که اینطوری بشوید همه شما؟ ما دوست دارید شما شیعیان ما بچه های ما همینطوری باشید میتوانید به این مقام برسید اینگونه باشید .اسماعیل نامی گفتش « قلت لماذا جعنلیلاهو » خدا مرا فدای تو قرار بدهد چطوری میشود همچین کاری کرد« قال اکون لهم فیسرونا آل سرور المومنین من شیعتنا فکون منهم » حضرت صدایش میکند اسمش محمد اسماعیل بوده. میفرماید که: همراهی بکند باهاشون « یکون معهم » باهاشون باشد با مردم با شیعیان باشد « فیسرونا من ادخلنا السرور» قانون دارد میگوید حضرت : ما شاد میشویم با شادی فرزندانمان پس اول به این نیت باشید که ما را شاد میکنید یک موقع هست که از طرف خیلی خوشت هم نمیاد ولی اگز خودت باش ی و این طرف باشه دلت را رها کنی با این آدم دلت نمیاد میگویی این بچه حضرت زهراست بچه امیرالمومنین است بچه پیغمبر است بنده خداست من با آنها کار دارم با این کار ندارم که من میخوام خدا را شاد کنم اهل بیت را شاد کنم هر کی میخواهد باشد من کاری به ادم ها ندارم این گذر از آدم ها خیلی مهم است یعنی گذر از این قیافه ها این خانم ها این آقایان چون وقت یمیگویی این خانم ها این آقایان در حد حیوانی نگاه میکنی تو باید آن قیمت انسانی آدم ها جلوی چشمت باشد و قیمت داشته باشد برات یعنی آنهارا به چشم زن و مرد و اهل زمین نگاه نکن این خیلی مهم است . اگر اینطوری دیدی خیلی راحت عبور میکنی دارد راهنمایی میکند تو من را شاد میکنی امام میفرماید شما ما اهل بیت را شاد میکنی با شاد کردن دیگران بعد میفرماید « فکون منهم» تو از اینها باش آدم های اینطوری باشین این تمرین میخواهد اولین کاری که بتوانم شاد باشم بتوانم موفق شوم اول اینکه از شر خودم خلاص شوم نگاهم به خودم را درست کنم زن نبینم مرد نبینم دختر و پسر خانم آقا دکتر مهندس اینها نگاه های غلطی هست که ما به خودمان داریم و قیمت هایمان هم در اجتماع همین است یعنی آی بابام اینقدر خونه داده اجدا ما همه دکتر مهندس هستند همه خانواده ما آدم حسابی هستند همه زمین داشتند اینها یک توهین هست در واقع بعد در آدم های احمق این جا میفته وای اینها ملاکن همه دکتر مهندس هستند همه مقام دارند استاندار هستند وقتی اینها جلوی چشمت بزرگ شد میشوی احمق چه در مورد خودت چه دیگران اول از شر خودت راحت شو از این حرف ها بگذر اینها را شرف و عزت و آبرو نگاه نکن آی برم دانشگاه دکتر بشم برم رییس بشم رییس فلان جا بشوم رییس جمهور بشوم نماینده مجلس بشوم . اگر این حس آمد تو بدون خیلی حقیری خیلی کوچکی با چیزی که قیمت آدم نیست میخواهی قیمت پیدا کنی چیزی که برای تو نیست برای تو آفریده نشده برای تو آفریده شده تو برای آن آفریده نشدی تو برای این مقام ها آفریده نشدی قیمت تو چیزی هست که خدا مرکز قیمت گذاریچیه« قد جعلل الله لکل شیعن قدرا» قیمت ها را خدا میگذارد قیمت تو نه جمادی است نه بخش گیاهی است نه بخش حیوانی است نه بخش عقلیت است من لیسانس دارم ارشد گرفتم حالا تو فامیل از همه بالاترم دنمیدونم دکتر شدم تو فامیل یا تو اجتماع بهشون بگویند خانم دکتر یا آقا دکتر این ها کودکانه است این بچه بازی است . یک موقعی یک خانم و آقا اومدن پیش ما بعد دیدم اینها از زمانی که دانشجو بودند تا ازدواج کردند دوتاشون دکترا داشتند دیدم این آقا وقتی میخواهد خانمش را صدا کند میگوید خانم دکتر اینجوری میگن یا اونطوری میگن گفتم مگه ایشون اسم ندارد اسمش را صدا کن بعد آروک گفت استاد الان برم خونه مصیبت است تو خانه کلی گری میکند میگوید چرا من را دکتر صدا نکردی اسمم را صدا کردی. ما یک رفیقی داریم در امریکا خیلی آدم بزرگی هم هست تمام ایالت های آمریکا کارهای بزرگی کرده وقتی می آید اینجا بهش میگویند چه کاره ای خیلی رتبه دارد میگوید مثلا من میخوام خودم را معرفی کنم دکتر فلانی هستم او می گوید من حسینم همین تمام شد. چقدر مردم بخاطر این توهمات جون میکنند و تا بخواهند برسند به اینجا چقدر ظلم میکنند چقدر هزینه های زیاد تا مثلا یک هچنین کاری بکنند اول باید قید این را بزنی تا از این رد نشوی در جهنم هستی تا از این ظاهر رد نشوی در جهنم هستی مثلا خروج نمیکنی از جهنم از غم و اضطراب بیرون نمیای باید اول از این بگذری پولت را خانه ات را قیافه ات را هیکلت را می خواهی نشان دهی به دیگران اصلا حجاب برای همین است حجاب یعنی چیزی که قیمت تو نیست رو بپوشون وقتی نشان میدهی یعنی قیمت من همین است شرافتم همین است حجاب یعنی میپوشونی چیزی را که واجب است و ظهور نکند در چشم دیگران چون دیگرا به چشم دیگری به تو نگاه میکنند مثلا کسی که میرود لباس های مبتذل میپوشند قیمتشان همین است یا چیزهای دیگر بعضی ها علاقه داره ماشین و هر دفعه یک موباید دستشان است میخواهند به دیگران نشان دهند بدنشان را میخواهند به دیگران نشان دهند نمیدانم کفششان را نشان دهند خانه شان را نشان دهند یک خانه شیک ساخته بود به همه نشان میداد پیغمبر فرمود خجالت نمیکشی حیا نمیکنی یک همچین خانه ای ساختی گفت پول خودم بوده گفت همین که با آن دل دیگران را میسوزونی نمیدون ی داری چه کار میکنی این چیه مثلا یک خانه بشازم همه نگاه کنند مثلا مبلمانی بخرم تو چشم باشه مثلا میگی آقا میخوای بیایم منزلتان نمیگوید نه یک ماه دیگر بیایید که چی میخواهد یک پرده ای بزند که یه مبلی بزارد برود در چشم مهمان احمق بازی های خیلی وحشتناک زندگیشان همین است .آدم حقارت پیدا میکند میزمان آدم تا خودش از توهم و خیال نگذرد به عالم بهشت و بالاتر از بهشت راه پیدا نمی کند گرفتار توهم خیال هستی از این سه تا باید بگذری حس خیال وهم تا به بهشت برسی از این ها رد نشوی تا آخر عمر در همین ها هستند دوستانت وهمی هستند شوهر کردنت خیالی است زن گرفتنت خیالی است بچه ها وهمی و خیالی بار می آیند شاگردهایت هم مثل خودت هستند و روز قیامت یقه هات را میگیرند بچه هایت در قیامت یقه ات را میگیرند که چرا اینطوری ما را تربیت کرده ای کوچک نگاه کردید چرا مارا کوچک بار آوردید چرا نگفتید ما یک خانواده آسمانی داریم ما ابدی هستیم وقتی رد شدی میتوانی به دیگران هم کمک کنی اگر تو خودت را خانم و آقا میبینی پس آدم نمیبینی خودت را هر وقت یقین کردی بچه حضرت زهرا هستی بچه حضرت علی هستی روح الله هستی اون موقع میتونای بگویی انسانی اینآدم میتواند دیگران را به شکل انسان نگاه کند و مثل انسان هم رفتار کند اگر شوهر کسی میشود همسرش را اینطوری دوست دارد ابدی بچه کسی میشود همینطور استاد کسی میشود همین طور بعضی ها رییس جمهور را حیوان میبینند اگر بخواهند بشارت بدهند مژده بدهند همه اش در مورد آب و نان اینترنت و این چیزها حرف میزنند .نماینده مجلس خودش با جنایت نماینده مجلس شده با دروغ و تصویر سازی و تخریب دیگران رای آورده خب این چطوری میتواند به دیگران به چشم انسان نگاه کند .حضرت علی میفرمایند « القادر بشر مغلوبن» آدمی که پیروز میشود اما با شر آن مغلوب است با حسادت بروی مثلاقلب یک نفر را به زور مال خودت بکنی با بدجنسی بخواهی یک نفر را عاشق خودت نگه داری و با نابود کردن و حذف دیگران حتی اگر موفق هم بشوی باختی هیچ وقت به آرامش دورنی نمیرسی چون بذری که تو کاشتی جهنم دارد اون مهم است دلت میگیرد احساس تنهایی داری احساس غصه داری اضطراب داری ناآرام هستی همه بخاطر این هست که تو رفتارت تولید کننده غم و جهنم هستش حضرت توصیه می کند اینطوری باشید پس اول باید ما نگاهمان را به خودمان درست کنیم عاشق خودمان شویم خودمان را به بلندایی که خداوند رسانده دوست داشته باشیم نه یک خانمی که مثلا قراره شصت سال عمر کند آقایی که قرار است چهل سال عمر کند غم دنیایی دوست داشته باشی به بلندای ابدیت باید عاشق خودت باشی وقتی میگویی من یعنی منی که شبیه خداست یک من بی نهایت که بچه اهل بیت است یک من بی نهایت که میخواهد بی نهایت زندگی کند تا نگاهت را درست نکنی در همه چیز شکست خورده ای حتی موفقیت ها بیشتر شکست می آورد برای آدم ببین یک نفر جهنمی است اما سیکل جهنمی است اما یکی میبینی دکترای جهنمی است دکتر بودنش رییس جمهور بودنش وزیر بودنش جهنمش را خیلی عمیق میکند چون موفقیت هایش در جهت نگاه های حیوانیش به کار گرفته است یک مدیر کل میشود یک عالم زیر دستش حقش خورده می شود فرماندار میوشد یک جا رییس میشود مدیر یک مدرسه میشود خب این چه مدیریت جهنمی است یک زمان میبینی یک نفر تا مدیر میشود آهان الان من قدرت امده دستم الان وقتش است برم دل حضرت زهرا را شاد کنم ما ادم هیی داریم که ادم های با تقوایی هستند تلاش میکنند رییس جمهور بشوند عضو شورای شهر بشوند ولی قبلا حساب خودشان را رسیده اند قبلا از خودشان عبور کرده اند الان این رفته شورای شهر شهردار شده استاندار شده زیاد هم داشتیم چقدرشان هم شهید شدند هیج جا روی کل زمین ما رییس نداشتیم که شهید بشوند زمان حضرات ادم وجود نداشتند که این همه مدیر و رییس بزرگ شهید شده باشند به عشق مردم به عشق اهل بیت تنها کشوری هستیم که سربلندیم که بیشترین شهدا را از بین رییسها و شخصیت ها فرماندار ها ادم های برجسته دانشمند ها اینها هر جا هستند مبارک هستند اگر درس میخواهند درس دانشگاه میخواند دکتر میشود رییس میشود هر چی هست عشق بندگان خدا در دلش است و شاد کردن خدا و اهل بیت بعضی ها نه بعضی ها به هر جا میرسند از زیر مجموعه ولایتی را به گند و جهنم میکشند زن یک خانه میشود همین شوهر میشود همین طور پدر میشود همین طور مادر میشود همینطور و ما تا از خودمان نگذریم مشکل حل نمیشود اول بایداز شر خودمان خلاص شویم این چهارتارا بگذاریم کنار چهار تا من را و با این منتان عاشق خودتان شوید و این چهارتا را هم دوست داشته باشید خب تمام شد. برویم سراغ ششمین مورد ششمین مورد اثار شاد کردن دیگران .بالاترین رتبه های اخرت مال اینطور افراد است یعنی انسان با شاد کردن دیگران به عالی ترین درجات در اخرت میرسد یک موقع است خدا شادش میکند پاداش میدهد ولی نه اینجا میگوید میرساند به عالی ترین درجات ببینید شاد کردن چقدر اصالت دارد توی زندگی شا بودندو شادی کردن و شاد کردن دیگرا غم چقدر وحشتناک است چقدر زشت و فشار قبر دارد چقدر تلخ و نامبارک است و برطرف کردن غم ها چقدر عبادت بزرگی است از نبی اکرم:« من کان وصلت لاخی مسلم الی بسلطان فی مبلغ برن او ادخال سورن رفعه درجات علو من الجنه» می فرمای دکه هر کس برای رساندن یک خوبی به برادرش یک خیری میخواهد برساند به برادرش خواهر هم میگیرد و شاد کردنش چکار میکند میاد واسطه گری میکند بین او و یک پادشاهی رییسی وزیری کسی واسطه میکند میگوید من میشناسم یک وزیری را الان مشکلت را حل میکنم فلان حاجتی دارد میتونم کمک کنم . خب این چه اتفاقی می افتد رفع هلله کسی که می آید نیتش این است که یک مومن را با وساطت به یک خیری برساند یا شادش بکند این آدم دیگر حسادت ندارد خودش وجودش حسادت یعین جهنم یعنی فشار قبر الان خودش بچه دارم نشده ها نمیشه هم به هر دلیلی یک کسی الان بچه دار نمیشه میخواد شاد بشه یک واسطه گری میخواهد پیش یک دکتری یک مرکز بهداشتی پیش یک کسی برای تامین هزینه ها عاشقانه کار میکند کیف میکند که چون بچه دیگران بچه خودش میشود روز قیامت همینطوری میشود بچه دیگران بچه خودت میشود تو نامه اعمالت یکی دیگر بزرگش کرده ولی بچه تو است چون قران میگوید ما اثار یک کسی را پایش مینویسیم الان یک کسی بچه دار نمیشود من کمک میکنم بچه دار بشود اون بچه هر خیری داشته باشد تو نامه اعمال من است .هزینه باروری بهش داد مشکلاتش را حل کردم نمیدانم پیش دکتر مناسب بردمش کمک کردم این فرهنگ بچه اوری هرچقدر هم براش تلاش کنی کوتاهی کنی قیمت گرفتاری های وحشتناک دارد هر کس کوتاهی کند یا دیگران را تشویق کند فرزند نیاورد این خیلی گناه بزرگی است روزی ادم بسته میشود خودمان تلاش کنیم به دیگران هم کمک کنیم فرزند اوری .چند وقت پیش یک جایی بودم یک عده ای کمک میکردند خانم هایی که قرار بود سقط کنند جلویشان را گرفته بودند این خانم ها بچه ها را سقط نکرده بودند به دنیا امده بودند یک جشن گرفته بودند بچه هایی که با راهنمایی های دیگران سقط نشده بودن چقدر با صفا بود مجلس نورانی بود خب یک نفر نگذارد یک بچه بمیرد نگذارد اینها خیلی مهم است مثال زدم برایتان « فی الدرجات دنیا اولی من الجنه» خدا در درجات آن را به بالاترین درجات بهشت او را در برترین درجات بهشت بالا میبرد برویم سراغ امام باقر علیه السلام « عن فی مانجعلا عضوجلبهی عبد موسی علیه السلام » توی مناجاتی که خدا با نجواها با بنده اش موسی دارد چه می گوید«عن لی عبادن عبیهو جنتی و اهکمها فیها» میگوید من یک بنده هایی دارم که بهشتم را برای اینها ساخته ام بعد اینها پادشاه بهشت هستند هر چی اراده کنند همان است قبلا توضیح دادیم مقام انسان را .مومن در بهشت سفارش نمیدهد اراده میکند عین خدا به اذن خدا هر چی اراده کند همان میشود .من اینهارا پادشاه قرار دادم در بهشت هر چی اراده کنند تو بهشت تحقق پیدا میکند هر چی بخواهند قال حضرت موسی « یارب من هولاه لذین توبههو جنتهو تحکمهم فیها» چه کسانی هستند که تو بهشتت را در اختیار آنها قرار میدهی و این ها را حاکم بهشت می کنی؟ در یک جمله « من ادخل قال » چه خدایی داریم چقدر خدا دوست دارد شادی را و چقدر دوست دارد شاد کردن را « من ادخل علی مومن سرورا» هر کس یک مومنی را شاد کند الحمدالله ما در یک کشوری هستیم که همه مومن هستند هیچ کس کم ندارد از مومن همه مردمی که تو خیابان و کوچه میبینیم همه مومن هستند یک مومنی را شاد کند چقدر خوب است والحمدالله
جلسه 053 - شادی
متن کامل (خام) جلسه 053 - شادی